سلام علیکم و رحمۀ الله.@ اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ هدیه به محضر مقدس امیرالمؤمنین(ع) و حضرت زهرا(س) صلوات بلند ختم بفرمایید. جلسه گذشته بحثمان درباره ضرورت خودشناسی و انسانشناسی بود و گفتیم که کلید همه سعادتها در خودشناسی و انسانشناسی هست و کلید همه بدبختیها و شقاوتها و سختیها در دنیا و آخرت در عدم آگاهی به خود هست و فرمایشی که علی(ع) داشت این بود که کسی که خودش را نمیشناسد هیچ چیز را نمیشناسد و شناختههای دیگر هم به درد انسان نمیخورد.@ یعنی انسان اگر دنیا را هم بشناسد علوم دیگر را هم بشناسد اما آگاه به خودش هدف خلقت، کجا بوده در کجا هست و به کجا میرود نباشد آن شناختهای دیگر و علوم دیگر نمیتواند انسان را خوشبخت بکند کما اینکه قبلاً هم عرض کردیم دنیا بیش از هر زمان دیگری نسبت به گذشته علم در آن هست.@ اما بیش از هر زمان دیگری گرفتاریها و مشکلات و مفاسد زندگی انسان افزایش پیدا کرده قرار شد راجع به خودمان صحبت بکنیم و اینکه ما چه کسی هستیم و این شناختی که میگوییم این همه مهم هست یعنی چی؟@ درباره انسان صدها نظریه وجود دارد و بیشتر این نظریات با هم در تعارض هستند و دچار سر در گمی کردند انسان را این تعاریف و نظریات، ما برای اینکه بتوانیم به یک نظر دقیق و جامع برسیم در مورد انسان قبل از اینکه بخواهیم بدانیم که انسان چه هست اول باید این را مشخص بکنیم که انسان چه نیست و این خیلی به ما کمک میکند که انسان چه نیست.@ چون بیشتر مردم جهان با تعریفهایی از خودشان زندگی میکنند که انسان آن نیست اکثر مردم دنیا که گرفتاریهای زیادی دارند با تعریفهای ناقص یا غلط از خودشان دارند زندگی میکنند علت اینکه بیشتر مردم نمیتوانند خودشان را خوشبخت بکنند بیشتر مردم از آرامش و شادی فاصله دارند.@ این هست که انسانی را میخواهند شاد بکنند که از آن شناختی ندارند یا کسی را میخواهند شاد بکنند که از آن یک شناخت ناقص و یا یک شناخت غلط دارند و براساس آن شناخت ناقص و غلط از خودشان میخواهند خودشان را خوشبخت بکنند لذا هر چه تلاش میکنند که این خود را آرام بکنند و شادش بکنند این خود را خوشبختش بکنند روزبهروز از آن شادی و خوشبختی و آرامش فاصله میگیرند.@ هر چقدر به این خود غلط یا خود ناقص انسان خدمت میکند بیشتر ناآرامتر میشود عصبیتر پرخاشگرتر بداخلاقتر گرفتارتر میشود. ما ماه گذشته یک آمار از بعضی از بدبختیها جلسه گذشته خدمت شما عرض کردیم امروز که من باز آمار جدید را نگاه میکردم دیدم در طول این یکماه چقدر آمار تغییر کرده از گرفتاریها طلاقها حتی و مشکلات زندگی که در کشور خودمان حداقل جریان دارد.@ پس این تعریفهای غلط و ناقص برای ما خیلی دردسرساز هست اول ببینیم که انسان چه چیزی نیست که بتوانیم از شر تعریفهای غلط و ناقص راحت بشویم بعد انشاء الله با فراق بال برویم سراغ این که انسان چه چیزی هست اینطوری ما راحتتر میتوانیم بفهمیم که انسان چه هست.@ وقتی که با چهره حقیقی خودمان روبهرو میشویم بعد از اینکه از تعریفهای غلط و قلابی یا ناقص راحت شدیم با آغوش باز میتوانیم با خودمان روبرو بشویم و خودمان را بپذیریم اما اگر که ما آن تعریفهای غلط و ناقص را اول آنها را تحلیل نکنیم از آنها راحت نشویم وقتی که چهره حقیقی خودمان را میبینیم.@ وقتی که خود حقیقی ما به ما معرفی میشود ممکن است دچار وحشت بشویم از اینکه بخواهیم با این خود روبرو بشویم و دست از خودهای غلط و ناقص برنداریم یک مشکل دیگری هم که هست در بُعد عمل که بعداً به آن میپردازیم انس با خود غلط هست انس با خود ناقص هست.@ این خود غلط و خود ناقص این خود قلابی چون اکثر مردم دچار این خود غلط و خود قلابی هستند اکثر مردم جهان و به غلط به اشتباه یا به عمد این خود غلط بعنوان انسان معرفی شده مردم با این انس گرفتند عادت کردند وقتی میخواهند این خود غلط را از آنها بگیریم این خود ناقص را، خود قلابی را از آنها بگیریم و آن خود جدید چهره اصلی خودشان را میخواهیم به آنها نشان بدهیم با آن خیلی انس نمیتوانند بگیرند و اوائل کار شاید یک مقدار سخت هم باشد.@ برای اینکه ما بدانیم انسان چه تعریفهای غلطی از آن شده ما حالا این چند صد نظریه را که نمیتوانیم اینجا بگوییم میاییم اینها را طبقهبندی میکنیم در یک بحث که بتوانیم همه را کاملاً بشناسیم.@ برای این کار ما اول باید بیاییم کمالاتی را که انسان با آن روبرو هست ارزشها و هنجارهایی را که انسان با آن روبرو هست اینها را شناسایی بکنیم و طبقهبندی بکنیم کمال اثر وجودی یک شیء را کمال میگویند اول با هم این تعریف را انجام بدهیم که بعد دچار اختلاف نشویم بعداً که میگوییم مثلاً فلان چیز جزء کمال هست دیگر مشکل پیدا نمیکنیم.@ اول از این داریم راجع به کمال صحبت میکنیم راجع به چیزهای منفی نمیکنیم راجع به چیزهای بد صحبت نمیکنیم میخواهیم بگوییم یک سلسله خوبیها هست در انسان و کمالات هست در انسان، انسان در زندگی با اینها روبرو هست و با آن دارد زندگی میکند براساس آنها دارد زندگی میکند انتخاباتش ارتباطاتش رفتارش و افکارش براساس این کمالات هست.@ اول اینها را تقسیمبندی میکنیم تا ببینیم که کدامش واقعاً انسانی هست و کدامش مشترک بین انسان و حیوانات کدامش مشترک بین انسان و گیاهان و کدامش مشترک بین انسان و جمادات است کدامش مشترک بین انسان و فرشتهها و جنها هست اینهایی که مشترک هست اینها شناسایی بشوند.@ آن ویژگیهای خاص انسانی را هم مشخص بکنیم چهره اصلی را مشخص بکنیم که انسان حقیقتاً چیست تا بعد یواش یواش سر و شکل بگیرد این چهره، کمالاتی که انسان با آن روبرو هست پس کمال را گفتیم اثر وجودی، وقتی که یک چیزی یک خاصیت وجودی داشته باشد یک اثر مثبتی داشته باشد یک اثر داشته باشد به آن میگویند یک کمالی دارد.@ مثلاً الان این یک خودکار هست این خاصیتش چیست کمالش چیست الان من میگویم کمالش چیست شما همه با هم میگویید نوشتن ولی این فقط این کار را انجام نمیدهد این میشود با آن به چیزی ضربه زد میشود فشار آورد به چیزی شما میتوانید چند تا از اینها را بگذارید از آن غلتک درست بکنید.@ این اگر خدای نکرده بخواهی با آن بزنی به چشم کسی میتوانی چشم یک نفر را کور بکنی اگر قوی باشد بخواهی به جای حساس بدن بزنی ممکن است بتواند حتی یک نفر را بکشد پس هر خاصیتی که دارد مجموعه خواص این را یک کمال میگویند وزن دارد یک کمال دارد حجم دارد یک کمال دارد.@ پس وقتی میگوییم کمال چه چیزی مدنظرمان هست؟ همه خاصیتهای یک شیء، انسان با موجوداتی که ما با آنها روبرو هستیم به چهار دسته تقسیم میشود دسته اول جمادات هستند اشیاء بیجان هستند که اینها یک سلسله کمال دارند.@ مثل وزن داشتن، اشیاء بیجان که در علوم ابتدایی هم خواندید جامد و مایع و گازها بودند اینها وزن دارند حجم دارند خاصیت عنصری دارند زیبایی دارند مثلاً یاقوت الماس زمرد برلیان عقیق فیروزه اینها جماد هستند ولی زیباییهای خیلی زیادی دارند بلورهای زیادی هستند که در طبیعت هستند و مولکولها اتمها الکترونها نوترونها پروتونها اینها خواص فوقالعاده زیادی عناصر خواص مختلفی دارند.@ دسته دوم گیاهان هستند گیاهان علاوه بر اینکه کمالات دسته اول را دارند رشد دارند تغذیه میکنند تولید مثل دارند زیباییهایی هم که از کمالات جمادی هست در گیاهان خیلی زیاد هست بیشتر هست و علاوه بر زیبایی لطافت دارند حساسیت دارند قدرت بدنی دارند.@ یعنی چی قدرت بدنی دارند گیاهان؟ یعنی از یک وضعیت ضعیف به یک وضعیت قدرتمند خودشان میتوانند برساند یک گیاه کوچکی شما میکارید چند سال بعد میبینید تنه بسیار قدرتمند پیدا میکند به اینها خواص و آثار نباتی یا گیاهی میگویند.@ دسته سوم حیوانات هستند حیوانات کمالات دو دسته قبل را دارند اما یک سلسله کمالات و خصوصیاتی دارند که ویژه خود حیوانات هست مثل این که حیوانات غریزه دارند مثلاً غریزه جنسی دارند شهوت دارند شهوت یعنی میل، مثلاً میگویی اشتها ندارم غذا بخورم اشتها یا شهوت یعنی میل که چند نوع میل میشود.@ یکی شهوت جنسی هست که میل جنسی است در واقع شهوت به جنس مخالف، گرایش به جنس مخالف پیدا میکنند ازدواج میکنند به خاطر این گرایش، تشکیل خانواده میدهند کانون گرم خانواده، وقتی ازدواج کردند تعهدات و احساسات عواطف خانوادگی نسبت به همسرشان پیدا میکنند فرزنددار که میشوند.@ البته فرزنددار شدن تولید مثل است تولید مثل جزء کمالات گیاهی است دسته قبل است اینها هم تولید مثل میکنند و بچههایشان را دوست دارند خانوادشان را دوست دارند برای رفاه خانواده خودشان کار میکنند تلاش میکنند تفریح دارند مسکنگزینی دارند حیوانات، حیوانات خدمت میکنند به خانواده خودشان هم نوع خودشان.@ حتی حیوانات به غیر هم نوعان خودشان هم خدمت میکنند پس خدمت جزء کمالات حیوانی هست حیوانات هم خدمت دارند حیوانات حتی به ما به غیر هم نوع خودشان خدمت میکنند و خالصتر هم هستند چون در خدمتی که میکنند پاداشی هم نمیگیرند.@ ما مثلاً اگر به هم نوعان خودمان مثلاً حیوانات خدمت میکنیم از این خدمت به نفع خودمان میخواهیم بهرهبرداری بکنیم اگر ما به حیوانات رسیدگی میکنیم میگوییم به نفع خودمان است میخواهیم زندگی انسانی خودمان را سروسامان بدهیم.@ ولی حیوانات نه حیوانات بدون چشمداشت خدمت میکنند و احساسات و عواطف خوبی دارند حیوانات وفادار هستند قدر محبت را میدانند وحشیترین حیوانات شما وقتی به آنها محبت میکنید قدر این محبت را میداند حیوانات غیرت دارند غیرت ناموسی دارند نسبت به ناموس خودشان، حیوانات نجابت دارند حیوانات امانتداری سرشان میشود.@ وقتی تربیت میکنید اینها را وحشیترینشان وقتی تربیت میشوند مثلاً ما بازهای شکاری یا حیوانات وحشی زمینی چهارپاها وحشیهایشان سگهای شکاری اینها وقتی یک شکاری را که شما زدید آنها میروند میاورند.@ با اینکه به آن گوشت خودشان نیاز دارند برای خوردن گرسنهشان هم هست اما چون میدانند مال خودشان نیست دست نمیزنند با اینکه گرسنه هست تجاوز نمیکند به مال کسی میاورد تحویل صاحب گوشت میدهد اینها امانتداری سرشان میشود.@ حیوانات غضب دارند غضب یعنی قوه دفاع از خود در مقابل ناملایمات و خطرات، اول تعریف غضب را دقت کنید پس چی شد غضب ؟ قوه دفاع از خود در مقابل ناملایمات و خطرات به این قوه غضبیه میگویند یعنی اگر چیزی یک دفعه تهدیدشان بکند خطری یا ناملایمتی از خودشان دفاع میکنند یا حمله میکنند که از خودشان دفاع بکنند.@ حیوانات به واسطه این غضبشان از حریم خودشان دفاع میکنند از حریم خانواده و ناموسشان دفاع میکنند از حریم اجتماعشان دفاع میکنند و این قوه غضبیه است.@ حیوانات قابلیت تربیت دارند یعنی یک حیوان وحشی و یک حیوان غیر وحشی میشود تربیتش کرد و به او چیزهایی را یاد داد که الان در مرامش نیست الان در آن حالات حیوانی ندارد حیوان وحشی هست اما میشود آن حالتهای وحشیانه را از او گرفت و تبدیلش کرد به یک موجود آرام، یک موجودی که خیلی چیزها را میفهمد رعایت میکند آن حالتهای خودش را دیگر بروز نمیدهد.@ شما در سیرکها یا پارکها که مردم میروند البته در ایران ما این را کمتر داریم ولی در خارج از کشور زیاد هست تربیت میکنند حیوانات وحشی را دیگر آن حالت درندگی خودشان را ظهور نمیدهند غلبه میکنند نه اینکه دیگر آن حالت را ندارند اما غلبه میکنند به آن و دیگر آن را از خودشان بروز نمیدهند.@ باز هم تعریفات حیوانات زیاد است من اگر بخواهم بگویم خیلی شاید چند جلسه فقط باید حیوانات را بگوییم قرآن کریم برای حیوانات کمالات خیلی زیادتری از این کمالاتی که من گفتم معرفی میکند خیلی بیشتر هست و حالا الان دیگر در صدد بیان آنها نیستیم همین مقدار کفایت میکند.@ تا اینجا انسان معرفی نشد اینهایی که شناختیم حیوانات گیاهان و جمادات بودند در مورد انسان که حالا چه هست نظریاتی هست که آن را با هم بررسی میکنیم اما تا اینجا انسان از آن جهت که بدن دارد یک جماد است بدنش ماده است از آن جهت که رشد میکند، چه هست وقتی رشد میکند؟ گیاه است رشد میکند از یک وضعیت ضعیف به یک وضعیت قدرتمند میرسد.@ از آن جهت که ورزش میتواند بکند برود باشگاه ورزش بکند به یک قدرت بدنی زیاد خودش را برساند یک گیاه هست چون میتواند مثل گیاهان قدرت بدنی پیدا بکند پس ورزش کردن و اینکه انسان به قدرت بدنی برسد جزء کمالات انسانی محسوب نمیشود یک کمال گیاهی هست.@ نمیتوانیم بگوییم یک نفر که ورزش میکند آدمتر از انسانتر از یک نفری هست که ورزش نکرده یا نمیکند نمیتوانیم این را بگوییم ممکن است یک کسی ورزشکار باشد بدنش هم خیلی قوی باشد یک نفر ورزش نکند ولی انسانتر باشد واقعاً از آن که ورزش میکند.@ انسان از آن جهت که تولید مثل میکند یک گیاه است نمیتوانیم بگوییم یک خانمی که باردار میشود انسانتر از یک خانمی هست که باردار نمیشود نمیتوانیم بگوییم چون باردار شدن جزء کمالات انسانی محسوب نمیشود.@ یا یک آقایی که قدرت بارورسازی دارد از یک آقای عقیم انسانتر است میتوانیم بگوییم؟ نه پس قدرت باروری جزء کمالات انسانی محسوب نمیشود. زیباست، انسان از آن جهت که زیباست یک کمال جمادی یا نهایتاً یک کمال گیاهی دارد چون جمادات هم گفتیم زیبا هستند انسان از آن جهت که زیبایی را به استخدام میگیرد.@ مکان زیبا لباس زیبا اتومبیل زیبا خودش زیباست یا خودش را آرایش میکند اگر یک نفر زیباست میتوانیم بگوییم زیباها انسانتر از کسانی هستند که زیبا نیستند، میتوانیم این گزاره را بگوییم یا نمیتوانیم بگوییم؟ نمیتوانیم بگوییم چون زیبایی جزء کمالات انسانی محسوب نمیشود اگر کسی زیباتر بود لزوماً انسانتر نیست.@ پس جزء کمالات غیر انسانی هست کمالات گیاهی یا جمادی یا نهایتاً خیلی ارتقا به آن بدهیم نباتی میشود انسان از آن جهت که شهوت جنسی دارد گرایش به جنس مخالف پیدا میکند و ازدواج میکند یک کمال حیوانی دارد نمیتوانیم بگوییم یک کسی که شهوت جنسی دارد از یک نفر که خنثی است انسانتر است ما خنثی هم داریم که نه زن هستند و نه مرد شهوت جنسی اصلاً ندارند.@ اگر کسی شهوت نداشت ازدواج نکرد در انسانیتش خللی وارد میشود؟ نه در انسانیتش خللی وارد نشده باز انسان است پس یک نفر از آن جهت که ازدواج میکند انسانتر نمیشود میتواند ازدواج را در جهت کمال انسانی بعداً که میگوییم انسانیت چیست بکار بگیرد اما خود ازدواج یک کمال حیوانی هست.@ از آن جهت که تشکیل خانواده میدهد کانون گرم خانواده دارد تعهدات و مسؤلیتهای خانوداگی دارد انسان باز یک حیوان هست این یک خصوصیت حیوانی هست اساساً این را شما بدانید جنسیت جزء کمالات حیوانی هست جزء کمالات انسانی محسوب نمیشود.@ انسان از آن جهت که قوه غضبیه دارد و از خودش دفاع میکند مثلاً الان عزیزان نیروی انتظامی هم تشریف دارند انسان ارتش تشکیل میدهد نیروی پلیسی دارد نیروی اطلاعاتی دارد نیروی نظامی دارد نیروی انتظامی دارد، نیروی ارتش یا نیروی انتظامی مظهر کدام قوه هستند؟ مظهر قوه غضبیه هستند.@ یعنی اینها اگر خطری آسیبی آفتی تهدیدی شهر یا کشور را تهدید میکند اینها دفاع میکند این قوه دفاعی ما مربوط به بخش حیوانی ماست که انسان دارد یعنی در مقابل خطرات بلاها و سختیها دفاع میکنند از یک کشور.@ پس اگر کشورهای دنیا ارتش داشتند انسانیت نیست بله ممکن است جهاد بشود جهاد بحثش فرق میکند به هر حال بعداً در راههای انسانی بکار گرفته بشود جهاد غیر از جنگ است بعداً در موردش سخن میگوییم.@ انسان از آن جهت که خصوصیتهای مثبت میتواند داشته باشد مثل امانتداری وفاداری مثل حجاب حیا غیرت ناموسی اینها در حیوانات هم هست اینها صفات خوب اخلاق بسیار خوب هست که با حیوانات هم ما مشترک هستیم حالا بعداً توضیح میدهیم این مشترک هستیم یعنی چی؟ خیلی میتواند برای ما درس آموزندهای داشته باشد مشترک بودن ما یعنی چی؟@ انسان از آن جهت که کلاسپذیر هست پرستیژ قبول میکند مثلاً میتواند یاد بگیرد فرض بفرمایید قاشق را با دست راست بگیرد یا چنگال را با دست چپ بگیرد لباس چطوری بپوشد چطوری حرف بزند آداب معاشرت یاد بگیرد اینها را در حیوانات هم ما میتوانیم حیوان را تربیت بکنیم انسان هم در این جهت قابلیت تربیت دارد.@ نمیتوانیم بگوییم یک نفر که با کلاستر است انسانتر است یک کسی هست حالا خیلی آداب و اینها را نمیداند اما ممکن است پیش خدا قیمتش بیشتر باشد ولی یک نفر هست خیلی کلاس و پرستیژ دارد اما ممکن است انسان نباشد یک آدمکش یک وحشی باشد ولی اینها را هم رعایت میکند.@ پس در این جهات ما انسان را پیدا نمیکنیم اینها کمالاتی هست که مربوط به زندگیهای بخشهای پایینی ماست و بخشهای حیوانی ماست انسان از آن جهت که کار میکند تفریح دارد مسکنگزینی دارد باز هم یک حیوان هست در حیوانات اینها هم وجود دارد.@ حیوانات زندگی اجتماعی دارند و سلسله مراتب زندگی اجتماعی را طی میکنند یعنی یک حیوان میتواند در اجتماع خودش از عضویت ساده به مقام ریاست آن گروه در بیاید مقام جزء کمالات حیوانی هست نمیتوانیم بگوییم یک نفر که سرهنگ است انسانتر از یک نفر هست که سرگرد هست، میتوانیم بگوییم؟ نه.@ یک نفر که سرگرد است انسانتر از یک گروهبان است میشود این را گفت هر چقدر درجه بالاتر باشد انسانیت هم بالاتر میرود، این درست است یا غلط است؟ غلط است ممکن است یک کسی درجهاش خیلی بالا باشد ولی انسان واقعی نباشد.@ میتوانیم بگوییم یک نفر که رئیس جمهور است نماینده مجلس است سردار است سفیر است وزیر است انسانتر از یک کارمند است؟ میشود این را گفت یا نه؟ نمیشود گفت، پس این کمال چی هست مقام؟ یک کمال حیوانی هست ریاست برتری جزء کمالات انسانی نیست اینطور نیست که هر کس رئیستر باشد حتماً آدمتر باشد.@ پس اینها که داریم میگوییم اینها بخش عمدهای از وقت و عمر مردم دنیا را دارد میگیرد یعنی همین کمالاتی که الان گفتیم یک عده فقط تا آخر عمر در همین حیطهها زندگی میکنند یعنی تمام تلاشش این بوده که وزیر بشود تمام تلاشش این بوده که رییس بشود.@ تمام تلاشش این بوده که مثلاً یک ازدواج بکند چند تا بچه بزرگ بکند بچهها بزرگ بشوند داماد بشوند عروس بشوند بعد هم که اینها به سلامتی پیر بشوند و بمیرند دیگر بیشتر از این نه، یعنی محصول زندگی فقط همین است یا کمالات دیگر که اینهایی که حالا شمردیم پس اینها هیچ کدام کمالات انسانی محسوب نمیشود جزء کمالات انسانی نیست ولی انسان اینها را هم دارد هنوز ما تعریف انسان را پیدا نکردیم.@ در تعریف انسان، حالا اگر انسان از اینها کمتر باشد اینها را انجام ندهد از حیوانات هم کمتر است مثلاً اگر کسی غیرت ناموسی ندارد از حیوان کمتر است قرآن هم میگوید بعضی از انسانها از حیوانات کمتر هستند حیوانات عبادت دارند نماز میخوانند.@ قرآن میفرماید(كُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلاتَهُ وَ تَسْبِيحَهُ) حیوانات عبادت دارند صلات و تسبیح دارند بعضی از انسانها نماز نمیخوانند عبادت ندارند قطعاً حیوان از اینها بهتر هست پیغمبر فرمود(رُبَّ مَرکُوبٍ خَیرٌ مِن راکِبِه) چه بسیار مرکبهایی که از صاحبشان بهتر هستند چون این مرکبها ذکرشان بیشتر از صاحبشان هست.@ (لِأَنَّهُ اَکثَرُ ذِکراً مِنه) این الاغ ذکرش بیشتر از صاحبش هست این اسب نمازش و ذکرش بیشتر از صاحبش هست صاحبش ذکر خدا ندارد این که میگویند قرآن کمالات بالاتری برای حیوانات سراغ دارد همین هست حیوانات ذکر دارند تسبیح دارند بعضیها ذکر و تسبیح ندارند اصلاً صبح تا شب یادی از خدا از خالق خودشان نمیکنند.@ حیوانات قوه دفاع دارند غضب دارند از حریم ناموسشان دفاع میکنند از حریم قبیلهشان گروهشان دفاع میکنند بعضیها کشورشان جنگ بشود در دفاع مقدس ما داشتیم کسانی که هشت سال این کشور جنگ بود اصلاً به روی خودشان هم نیاوردند که کشورشان جنگ است بروند از کشور خودشان حتی دفاع بکنند.@ از این بدتر کسانی بودند که نه تنها نرفتند دفاع بکنند بلکه رزمندهها را مسخره میکردند جنگ و دفاع را مسخره میکردند تضعیف میکردند از این بدتر کسانی بودند که برای دشمن جاسوسی میکردند در این کشور زندگی میکردند از امکانات این کشور استفاده میکردند و به نفع دشمن جاسوسی میکردند.@ این معلوم است که خیلی حیوانصفتی هست که انسان این مقدار هم به کشور خودش و مردم خودش وفادار نباشد این معلوم است از حیوان کمتر هست بعضیها هستند کار نمیکنند حیوانات کار میکنند نسبت به خانوادشان متعهدند.@ بعضیها بیکارند معتاد است یک گوشهای نشسته سیگار میکشد تریاک میکشد صبح تا شب یا در قهوهخانه است یا در یک جایی هیچ نسبت به زنش بچههایش و خانواده خودش هیچ احساس تکلیفی نمیکند این قطعاً از حیوان پایینتر هست نمیتواند انسان باشد یک انسان حیوانات نسبت به خانواده خودشان احساس تکلیف میکنند.@ شما یک حیوان سراغ دارید که نرود برای خانواده خودش کار بکند یک نر یک ماده شما سراغ دارید که وظائفش را انجام ندهد مادهشان وظائفش را انجام میدهد نر وظائفش را انجام میدهد برای خانواده خودشان تلاش میکنند خانوادهشان برایشان عزیزند محترم هستند بعضیها خانواده خودشان را ضایع میکنند.@ پیامبر فرمود(مَلعونٌ مَلعونٌ مَن ضَیِعَ مَن یَعُول) ملعون است ملعون است کسی که زیردست خودش عائله خودش را ضایع بکند خانواده خودش را ضایع بکند بعضیها از انسانها اصلاً به خانواده خودشان نمیرسند خانواده زیر دست اینها بدبخت میشوند بیچاره میشوند بعضی از خانمها هستند اصلاً به بچههایشان به شوهرشان خوب نمیرسند وظائفشان را درست انجام نمیدهند نسبت به همسرشان و فرزندانشان.@ اینها قطعاً نقص هست این نوع اخلاق قطعاً دور از اخلاق انسانی هست. در مورد انسان گفتند انسان حیوان ناطق است تعریف مشهوری که از انسان کردند گفتند حیوان ناطق است حیوانیتش که حیوان هست توضیح دادیم انسان اینطور کمالات کمالات حیوانی است انسان اینها را دارد.@ انسان قوه غضبیه دارد قوه شهوت دارد خانواده تشکیل میدهد زندگی اجتماعی دارد اینها مقام طی میکند سلسله درجه طی میکند در اجتماع اینها هست اینها را که دارد اما گفتند حیوان هست، اما چه نوع حیوانی است؟ حیوان ناطق که این تعریف هم تعریف ناقصی هست تعریف کاملی نیست چرا؟ چون ناطق شما به هر معنا بگیرید وجه تمایز انسان با همه موجودات نمیشود.@ شما به معنای سخنگو بگیرید حیوانات دیگر هم سخنگو هستند کلام دارند ادبیات دارند با هم حرف میزنند قرآن چند نوع حیوان را ذکر میکند که اینها با هم صحبت میکنند فرهنگ دارند سخن دارند تازه بعضیها از حیوانات میایند مثل کاسکو مثل طوطیها میایند بعضی از کلمات ما را هم یاد میگیرند.@ پس این حرف زدن کمال نیست برای انسان کمال هست اما کمال انسانی نیست آنوقت لالها کسانی که لال به دنیا آمدند انسان نیستند این قبول است؟ نه این قبول نیست اگر بگوییم ناطق گفتند نه ناطق منظورمان عاقل است یعنی موجودی که تفکر میکند تعقل میکند.@ حیوانات هم در آنها تعقل هست تفکر هست حیوانات هم چند تا چیز را کنار هم میگذارند به یک نتیجه میرسند یاد میگیرند آموزش میبینند تا یک حدودی دارند در خودشان، بله انسان عقلش و تفکرش خیلی خیلی بیشتر از حیوانات هست اوج دارد ولی حیوانات هم بالاخره این را دارند این مشترک هست.@ جنها تفکر دارند تعقل دارند ملائکۀ الله جنسشان اساساً از عقل است جنس ملائکه از عقل است ملائکه هم تعقل دارند پس انسان درست است بواسطه تعقلش از حیوانات برتری دارد بالاتر هست اول اینکه آنها هم درصدی از تفکر و تعقل را دارند چون روز قیامت حیوانات هم محشور میشوند میتواند بیاید از انسان شکایت بکند.@ پس فکر دارد تعقل دارد به خدا میگوید خدایا این بنده تو من را اذیت کرده من یک گاو بودم در خانهشان از من کار زیاد کشیده من یک گوسفند بودم به من ظلم کردند من یک الاغ بودم بار زیادتر از من کشیدند این ظلم را چه کسی باید جواب بدهد به من ظلم شده.@ من یک سگ بودم اذیتم کردند کشتنم به من سنگ زدند من یک گربه بودم در خانه گرسنهام بود هر چه میومیو کردم این بشر به من غذا نداد باردار بودم مُردم بچههایم هم سقط شدند مادر بودم تازه بچه به دنیا آورده بودم رفتم در خانه این آدمها چقدر میومیو کردم یک چیزی به من بدهند بخورم که یک ذره شیر داشته باشم به بچههایم بدهم ندادند.@ پیغمبر فرمود چه بسا یک زن به خاطر یک گربه به جهنم برود به خاطر این که در خانهاش میاید غذا میخواهد و این به او بیرحمی میکند غذا نمیدهد راوی میگوید من دیدم امام صادق(ع) غذا میخورد یک لقمه خودش میخورد یک لقمه به سگ میداد بعد به او گفتم آقا شما اینطوری که غذایت چیزیش برای خودت نماند.@ فرمود من حیا میکنم از اینکه یک موجودی ذی روحی دارای روح است در مقابل من بنشیند و ببیند من دارم غذا میخورم و من بخواهم تنهایی غذا بخورم بعضیها دیدید وقتی در خانهشان گربه میاید یا یک جایی میروند گربهها جمع میشوند کبابی به راه انداختند در طبیعت حیوانات هم رفتند.@ رفتند در یک جنگلی باغی آنجا مال حیوانات است بوی کباب هم راه انداختند این حیوانات بیچاره میایند یک التماسی میکنند گربه میاید اینها از اخلاقش فقط پیشت کردنش را یاد گرفتند پیشت میکنند این حیوان را رد میکنند برود این الان گرسنهاش است باید به او غذا بدهی یک موجود شخصیتدار است مادر است پدر است.@ الان میخواهد به بچهاش شیر بدهد غذا نخورد غذا کم گیرش آمده ما باید حرمت حیوانات را رعایت بکنیم حیوانات حرمت دارند لذا در روایت داریم حیوانات را کسی اذیت بکند قیامت گرفتاری دارد برای انسان، حتی در زندگی دنیاییش هم ممکن است گرفتاری برای انسان بیاورد ما حق نداریم حیوانات را آزار برسانیم.@ گیاهان را حق نداریم به آنها آزار برسانیم اینها شخصیت دارند روح دارند احساس دارند. لذا حیوانات محشور میشوند روز قیامت(وَ إِذَا الْوُحُوشُ حُشِرَتْ) وحشیها حیوانات فقط وحوش نیستند حیوانات دیگری هم هستند که آنها هم محشور میشوند.@ پس اگر بگوییم عقل ویژه انسان هست نه اینها هم دارند تعقل دارند تفکر دارند عبادت میکنند فهم دارند قرآن میگوید اینها معرفت دارند که حالا توضیح میدهم اینها را که معرفت داشتن فهم داشتن ویژه انسان نیست.@ بله انسان اوجش را دارد درست است از این جهت اوجش را دارد بالاتر از آنها میتواند این معرفتها را کسب بکند ولی به هر حال آنها هم معرفت دارند جنها دارند فرشتهها دارند حیوانات دارند پس تا اینجا ما تعریف انسان را پیدا نکردیم تا اینجا فعلاً موجودات دیگر را شناختیم.@ خیلی خوب است اینها را ما بشناسیم ما فعلاً توانستیم بفهمیم جماد نیستیم هر چند کمالات جمادی را داریم گیاه نیستیم هر چند کمالات گیاهی را داریم حیوان نیستیم هر چند کمالات حیوانی را داریم فرشته هم نیستیم هر چند کمالات فرشتهای هم داریم بخش فرشتهای هم داریم بخش تعقل ما بخش فرشتهای ما هست.@ پس تا اینجا ذهنما را راحت بکنیم از خیلی از تعریفها، تعریفهایی که از زندگی انسان میشود و انسان را در یکی از این چارچوبها نگه میدارد تعریفات غلط و قلابی و ناقص هست و اگر انسان محصول زندگیش فقط همینها باشد این بدرد زندگی نمیخورد در واقع انسانی زندگی نکرده.@ پس این که پیغمبر میفرماید ده گروه از امت من روز قیامت به صورت حیوان محشور میشوند و موجودات دیگر این به این خاطر بوده که اینها درست است ظاهراً مسلمان بودند گفتند(اشهد ان لا اله الا الله اشهد ان محمدا رسول الله) اما سطح زندگیشان سطح زندگی انسانی نبوده سطح زندگیشان در حد همین کمالات اینطوری بوده بیشتر از این نبوده.@ لذا پیغمبر میفرماید بعضیها به صورت سگ محشور میشوند بعضیها به صورت خوک محشور میشوند بعضیها به صورت میمون محشور میشود بعضیها به صورت حیوانات دیگر یا موجودات دیگر محشور میشوند شکلهای دیگر محشور میشوند غیر از یک شکل انسانی.@ پس تا اینجا فعلاً خبری از انسان نیست برویم سراغ تعریف انسان من این جلسه را چون وقتمان کم هست یک تعریف مختصری از انسان میگوییم انشاء الله هفته بعد جلسه بعد بحثمان را تکمیل میکنیم و بعد تا یواش یواش شخصیت یک انسان شکل بگیرد و آن چهره حقیقی یک انسان کامل بشود.@ فکر میکنم با این وقتی که داریم و جلسه آینده دیگر کامل بتوانیم این چهره را معرفی بکنیم بعد میرویم سراغ بخشهای انشاء الله عملیاتی و بخشهای عملی بخشهای نظریمان را تکمیل بکنیم.@ انسان علاوه بر عقل یک قوهای دارد به نام فوق عقل یا فوق تجرد این قوه ویژه انسان هست این قوه چه کاری انجام میدهد در وجود انسان؟ این قوه باعث میشود انسان قابلیت تربیت نامحدود پیدا بکند بتواند رشد نامحدود پیدا بکند از فرشتهها هم بالاتر برود رشد مثبت رشد خوب تا کجا؟ دیگر تا ندارد.@ یعنی خدا برایش انتها قرار نداد قوهای هست که باعث میشود انسان هر کمالی را بتواند بصورت بینهایت دریافت بکند اگر علم باشد همینطوری یاد میگیرد خسته نمیشود الان چند هزار سال از زندگی انسان میگذرد از این آدمی که روی زمین آمده بچههای حضرت آدم ما با انسانهای دیگر که قبل از حضرت آدم بودند کاری نداریم.@ به حضرت علی(ع) عرض کردند قبل از حضرت آدم چه کسانی بودند فرمود آنها آدم بودند فرمود قبل از آنها چی فرمود آدم بودند عرض کرد که قبل از آنها چی فرمود اگر تا صبح هم بگویید من میگویم بودند ما همینطور از وقتی که خدا خدایی میکرده خدا وقت ندارد همیشه خدا خلقت داشته.@ کاری با نسلهای قبلی نداریم نسل این آدم و حوا(س) پدر مادرمان این نسل حدوداً بین دوازده تا پانزده هزار سال گفتند روی زمین آمدند نگاه بکنید از این فاصله تا الان بشر همیشه در حال افزایش کمالاتش بوده علمش را افزایش داده خسته هم نمیشود از افزایش علم، سیر نمیشود پایان هم نمیپذیرد زیباییها را افزایش داده.@ شما مثلاً زیباییها را نگاه کنید الان مثلاً زیباییهای فرشها لباسها قیافهها مدلهای آرایش پارچهها ساعت تلفن، تلفن همراه خودکار مداد کریستال مبل اتومبیل جادهها خیابانها مبلمان شهری تابلوها بشر اصلاً حد یقف ندارد زیباییهای این حرم مقدسی که در آن قرار داریم نگاه بکنید قبلاً نبوده بعداً بشر هی زیباطلبتر میشود و تولید زیبایی بیشتری میتواند بکند.@ پس الان روبه افزایش است قدرت سرعت علم لذت ببینید بشر حد یقف به قول امروزیها ندارد حد متوقف نمیتواند بشود بشر همینطوری در حال توسعه کمالات هست دائماً دارد به خودش کمال اضافه میکند دائماً دارد رشد میکند در مسائل مختلف، این حس انسان عشق انسان به کمال نامحدود را فعالیت فوق عقلی یا فوق تجردی میگویند.@ انسان عاشق کمال مطلق و بینهایت است انسان کمال مطلق و بینهایت را میطلبد در همه انسانها هم هست شما یک انسان پیدا نمیکنید که با چیز محدود کنار بیاید با کمال محدود کنار بیاید با زندگی محدود کنار بیاید بگوییم آقا شما هر چقدر داری همین قدر بس است بیشتر نمیخواهد داشته باشی بشر قبول نمیکند.@ یک کشور هم داشته باشی میگوید یک کشور دیگر میخواهم زمین را هم داشته باشد میگوید کرات دیگر را میخواهم بشر حد محدودی را قبول نمیکند هیچ وقت همیشه میخواهد از نظر عمر بشر میخواهد جاودانه باشد.@ بشر به او بگویی که صد سال زندهای بعدش دیگر زنده نیستی این را نمیپذیرد بشر دوست دارد عمر جاودانه داشته باشد همیشه باشد در همه جنبهها انسان عاشق کمال مطلق و طالب کمال بینیهایت هست طلب معنا دارد وقتی میگوییم طلب در انسان وجود دارد طلب چند تا معنا دارد که معانیش را بگوییم بعد ببینیم که این طلبها چه چیزی را میرسانند.@ طلب هر چیزی نشاندهنده این هست که آن چیزی را که ما میطلبیم وجود دارد که میطلبیم انسان نمیتواند چیزی که معدوم هست مطلقاً طالب باشد طالب معدوم مطلق نیست اگر یک طلبی در وجود انسان هست پس معلوم است یک چیزی در بیرون هست که انسان عاشق او هست.@ اگر علم مطلق را میطلبد پس یک علم مطلقی هم بیرون وجود دارد اگر قدرت را میطلبد لذت را میطلبد زیبایی را میطلبد آسایش را میطلبد جاودانگی را میطلبد این هست بیرون که او میطلبد این یک، پس انسان عاشق یک وجود مطلق هست عاشق یک چیزی هست که هست عاشق یک چیز موهوم و خیالی نیست عاشق یک امر موجود هست که حالا این موجود چیست را میگذاریم برای بعد راجع به آن توضیح میدهیم.@ ولی فعلاً میدانیم که انسان عاشق یک وجود بینهایت و مطلق هست که همه این کمالات را دارد 2 ـ طلب هر چیزی نشاندهنده شناخت آن چیز هست انسان هیچ وقت نسبت به چیزی که مطلقاً جهالت دارد طالب هم نیست بالاخره اگر یک چیزی را میطلبد حتماً یک نوع شناخت یا یک نوع بهرهبرداری قبلی از آن کرده.@ مثال بزنم ما میگوییم کیوی آناناس قبلاً ما در کشورمان کیوی و آناناس نداشتیم اینها مال مناطق دیگر زمین هست انبه ما داشتیم قبلاً در ایران یا نداشتیم موز نداشتیم چه موقع انسان موز را میطلبد کیوی و آناناس را هوس میکند یا میخواهد زمانی که حداقل یکبار استفاده بکند بعد میگوید حالا هوس کردم پس باید اول از آن استفاده بکند بهرهبرداری بکند بعد وقتی بهرهبرداری کرد حالا مثلاً میگوید اینها را میخواهم.@ الان شما چه موقع هوس کیوی میکنید هوس آناناس میکنید؟ زمانی که اینها را خورده باشی حالا اگر خوردی میگوییم این الان هوس آناناس کرده هوس کیوی کرده طلب آناناس میکند نشان میدهد که این قبلاً آناناس را چشیده و میخواهد اما یک موقع هست یک میوهای هست که شما اصلاً ندیدینش وقتی اصلاً ندیدید هوس میکنید یا نمیکنید؟ نه.@ ولی یک موقع هست به شما یک میوهای معرفی میشود شما میخواهید با اینکه نشناختیدش مثلاً ما میگوییم میوه سبّار من در یمن که بودم یک میوهای بود به نام میوه سبّار خیلی هم خوشمزه بود یک میوه بزرگی بود تیغهای خیلی درازی دارد ما بخواهیم دست بزنیم تیغها در دستمان میرود ولی آنها خودشان با یک طرز خیلی زیبایی میگرفتند میشکافتند میانداختند کف دستت میخوردی خیلی خوشمزه است.@ من اگر بگویم سبّار شما میگویید سبّار چیست نمیدانید اصلاً سبّار یعنی چی میوه است درخت است حیوان است چیست ولی وقتی میگویم میوه است شما با اینکه نخوردید اما میگویید که خوب است ما هم این میوه را بخوریم طالبش میشوید یا نمیشوید؟ مگر میوه را قبلاً دیدید یا ندیدید؟ ندیدید.@ اما چرا طالبش میشوید؟ چون شما نوع میوه را با آن آشنا هستید درست است آن میوه را ندید اما چون با نوع میوه آشنایی دارید قبلاً بهرهبرداری از میوه کردید با اینکه میوه را نشناسید اگر به شما معرفی بشود شما طالبش میشوید میگویید بله اگر یک میوهای باشد ما میخواهیم میوه جدید.@ پس یک این شد که وقتی یک چیزی را میطلبیم حتماً آن مطلوب وجود دارد و اگر یک چیزی را میطلبیم آن مطلوب را میشناسیم یا از آن بهرهبرداری قبلی کردیم 4 ـ هر وقت انسان یک چیزی را میطلبد نشان میدهد که نسبت به آن چیز شباهت و سنخیت دارد.@ مثلاً چشم شما فقط طول موج را نور را میطلبد گوش شما فرکانس را صدا را میطلبد با آن سنخیت دارد بین گوش ما و صدا یک سنخیتی دارد بین چشم و طول موج یک سنخیتی دارد معده شما چه چیزی را میطلبد مثلاً شما گرسنهتان میشود میروید کاغذ بخورید ما میرویم سنگ بخوریم کاغذ بخوریم چوب بخوریم؟ نه چون سنخیت نداریم.@ میرویم غذایی که با آن سنخیت داریم میطلبیم بین طالب و مطلوب همیشه شباهت و سنخیت وجود دارد 5 ـ اگر ما یک چیزی را میطلبیم طلب نشاندهنده ظرفیت است ما نسبت به آن ظرفیت داریم الان این سالن دویست سیصد نفر جمعیت هست حالا مثلاً پانصد نفر جمعیت جایش میشود یا نمیشود چرا برای دویست نفر دیگر جا دارد میگوییم ظرفیت دارد .@ اگر طلبی وجود دارد اگر من قدرت بیشتری میخواهم یعنی ظرفیتش را دارد اگر علم بیشتری میخواهم یعنی ظرفیت علم را دارم زیبایی میطلبم ظرفیت زیبایی را دارم لذت میخواهم میتوانم از این لذت استفاده بکنم پس طلب هر چیزی نشاندهنده ظرفیت آن چیز است این پنج تا چیز، بیاییم نتیجه بگیریم شما را بیشتر از این خسته نکنیم.@ جمعبندی چه میشود اینکه ما در بخش فوق عقلانیمان در بخش انسانیمان قابلیت رشد و جذب کمالات نامحدود را داریم و این قابلیت جذب کمالات نامحدود که میطلبیم کمال مطلق و بینهایت را و بینهایت کمال را میطلبیم در طلبمان آن چیزی را میطلبیم که 1 ـ وجود دارد میشناسیمش به یک نحوی قبلاً از آن بهرهبرداری کردیم تجربهاش کردیم با آن شباهت و سنخیت داریم و ظرفیتش را هم داریم.@ فعلاً اجمالاً این را میگوییم که انسان در بخش انسانی عاشق کمال مطلق و بینهایتی است که وجود دارد یک هستی مطلق و بینهایت است این هستی مطلق و بینهایت را انسان میشناسد قبلاً با آن زندگی کرده تجربهاش کرده و ظرفیتش را دارد با آن سنخیت و شباهت دارد.@ حالا این کمال مطلق و بینهایت را در اصطلاح علمی الله میگویند الله یعنی کمال مطلق و بینهایتی که همه کمالات را با هم یکجا دارد وجود مطلق و بینهایتی که همه کمالات را با هم یک جا داشته باشد اصطلاحاً الله میگویند پس انسان در بخش انسانی عاشق الله هست وجود مطلق و بینهایت.@ یعنی انسان در بخش انسانی طالب الله هست که این را در دینمان تعبیر به چی میکنیم؟ به اینکه لا اله الا کمال مطلق، الله جایش کمال مطلق و بینهایت را بگذارید انسان الهی معشوقی انسان که میگوییم نه بخشهای پایینیمان بخشهای حیوانیمان نه بخشهای عقلیمان.@ گفتیم ما یک بخش جمادی داریم یک بخش گیاهی داریم یک بخش حیوانی داریم یک بخش عقلی در این جهات نه در این جهات هر کدام بخش جمادیمان جمادات را میطلبد بخش گیاهیمان کمالات گیاهی را میخواهد بخش حیوانیمان کمالات حیوانی را میخواهد بخش علمیمان هم علم را میخواهد بخش عقلانیمان .@ ولی بخش پنجمی داریم که به آن فوق عقل میگویند بخش انسانی ماست در این بخش پنجم که بخش فوق عقل یا فوق تجرد ماست انسان عاشق الله میشود عاشق کمال مطلق و بینهایت میشود گزاره لا اله الا الله مال کدام بخش ماست؟ مال بخش فوق عقل ماست مال بخش عقل ما نیست مال بخش حیوانی ما نیست مال بخش گیاهی ما نیست مال بخش حسی ما و جمادی ما هم نیست.@ لا اله الا الله این شعار انسان هست یعنی انسان موجودی است که دوست دارد مثل خداوند بینهایت بشود میخواهد مَثَل خداوند بشود میخواهد مظهر خدا بشود قابلیتی خدا در وجود او گذاشته که میتواند خلیفه خدا باشد خلیفۀ اللهی مقام خلیفۀ اللهی و مقام جانشینی خداوند مقام مظهریت خداوند بشود انسان به کمتر از این راضی نیست.@ لذا امام خمینی(س) فرمود رئیس جمهور آمریکا هم عاشق خداست چرا؟ چون رئیس جمهور آمریکا هم دارد بینهایتطلبی میکند شمر هم همینطور بوده یزید هم همینطور بود معاویه همینطور بوده ابوسفیان هم همینطور بوده اگر اینها اینها را میخواستند فرقشان با پیغمبر و امیرالمؤمنین و امام حسین چه بوده؟ @ اینکه پیغمبر و امیرالمؤمنین و امام حسین فهمیدند آن که عاشقش هستند الله است اینها نه اینها نفهمیدند شمر و رئیس جمهور آمریکا و یزید و معاویه دنبال آن بینهایت در زمین میگشتند در یک جای محدود دنبال آن ارضاء بینهایتطلبیهای خودشان بودند.@ پس لا اله الا الله میاید به انسان میگوید ای انسانی که بینهایتطلبی آن که میتواند تو را راضی بکند الله است آن که معشوق حقیقی تو است الله است حالا راجع به این و بقیه مسائلی که مربوط به این عشق هست انشاء الله جلسه بعد توضیح خواهیم داد که بدانیم مقام انسانیت چه مقامی است.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@
جلسه 002 - انسان و ایمان
متن کامل (خام) جلسه 002 - انسان و ایمان