جلسه 215 - خانواده آسمانی
شماره جلسه
215
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1392
ماه
5
روز
31
متن کامل (خام) ‌ جلسه 215 - خانواده آسمانی

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان و بینندگان عزیز شبکه الهی ولایت، بحثمان درباره گناه بود در این جلسه یکی دوتا دیگر از تعاریفی را که درباره واژههایی را که درباره گناه هست توضیح میدهیم بعد انشاء الله به بحث اصلی خودمان میپردازیم.@ یکی از واژههایی که در مورد گناه هست جرم است که در ادعیه داریم (جرمی) یعنی جرم من، جرائم که جمعش هست جرم انقطاع از حق را میگویند وقتی انسان از مسیر طبیعی و حق، حق یعنی آن که شایسته است و باید باشد با ریاضیات خلقت و نظام خلقت هماهنگ است.@ اگر انسان این هماهنگی را از دست بدهد اصطلاحاً میگویند جرم مرتکب شده. در اجتماع هم همینطور هست یک کسی تخلفی که میکند میگویند این مجرم است و شخص از مسیر طبیعی زندگی و مسیر طبیعی رفتار با خودش و با دیگران خارج شده.@ پس به گناه برای چه میگویند جرم؟ برای اینکه انقطاع از طریق طبیعی و حق است انسان از حق دور میشود جرم انسان را از الله که حق مطلق است و راه او و مظاهر او از خانواده آسمانی ما که مظاهر مطلق حق هستند یا مظاهر حق مطلق هستند دور میکند.@ پس گناه را به این عنوان میگوییم جرم، یعنی یکی از آثاری که جرم میگذارد بیماری است در تولدها اگر یادتان باشد که ما از رحم مادر به دنیا شش تولد داشتیم و از رحم دنیا به برزخ و آخرت هم شش تولد داریم.@ یکی از آن تولدها که ما ممکن است بتوانیم دچارش بشویم خیلی هم یعنی شایعترین تولدی که ما را تهدید میکند در بین تولدها، ما که میگوییم ما شیعیان ما پیروان اهل بیت را تهدید میکند تولد بیمار هست.@ و این تولد همانطور که قبلاً عرض کردم بسته به سه عامل از رحم مادر به دنیا بسته به سه عامل تعداد بیماری، شدت بیماری و نوع بیماری موجب میشود که نوزاد بعد از تولد باید رنج درمان را تحمل بکند.@ حالا گاهی وقتها بسته به این که چند تا بیماری با خودش از رحم مادر بیاورد و این بیماری شدتش چقدر باشد و نوع بیماری اساساً چی باشد پس این سه عامل نوع درمان را تعیین میکند.@ که این بچه یک روز دو روز یک سال ده سال سالهای سال ممکن است که نیاز به مداوا داشته باشد در تولد انسان از رحم دنیا به آخرت و ابدیت ما هم بسته به تعداد بیماریهایمان شدت بیماریهایمان و نوع بیماریهایمان باید در بیمارستان بهشت درمان را تحمل بکنیم.@ لذا خیلی بهتر است که انسان خودش درمانش را در دنیا انجام بدهد و اجازه ندهد که این درمان به آخرت کشیده بشود چون آنجا به تعبیر علی(ع) (تَطُولُ مُدَتُه) دعای کمیل میخوانیم مدتش طولانی است شدتش خیلی زیاد هست.@ گرفتاری خیلی دارد تا اینکه یک بیماری بخواهد آنجا شفا پیدا بکند اینجا ممکن است انسان با یک مراقبت بتواند در اثر یک مراقبت و توجه در کمترین زمانی قلب خودش را سالم بکند روح خودش را از بیماریهای مختلف پاک بکند.@ اما اگر خدای نکرده نعوذ بالله بماند و انسان با خودش به برزخ ببرد خیلی گرفتاری دارد. حالا جرم یعنی انقطاع عن الحق.@ جرم یعنی انسان دیگر مریض میشود و دیگر در مسیر حق نیست آسیب دیده و احتیاج به درمان و بازسازی دارد اگر کسی مجرم هست مجرم را میبرند میاندازند زندان، حبس دارد شلاق دارد جریمه دارد تا برگردد به وضعیت اصلیاش.@ ما هم همینطور هستیم وقتی که جرم مرتکب میشویم قلب ما آسیب میبیند حالا این کیفیت آسیب دیدن را انشاء الله امروز در موردش سخن خواهیم گفت. خطا، اسم بعدی گناه خطا است.@ یا ما میگوییم خطیئه یا خطایا، کلمه خطا و خطایا را به کار میبریم خطیئه را به کار میبریم در ماه مبارک خیلی این واژه را به کار بردیم (وَ اغفِرلی خَطیئَتی) خطا در مقابل درست است.@ شما دیدید در مسابقات میگویند خطا شد خطا کردید یعنی این شخص تلاشش را میکند و یک انحراف و یک سقوط غیر عمدی میکند این را میگویند خطا، خطا یعنی غیر درست، نادرست، ما یک درست داریم یک خطا داریم.@ گزینهها را بزنید گزینه درست از گزینه خطا را بزنید یا مثلا در پیامها برای شما میاید خطای در پیام، این خطا یعنی شماره را اشتباه زدید مثلاً میخواستید شماره کسی را بگیرید آخرش 3 بوده شما زدید 2 مینویسد خطا در پیام، یعنی عمدی نبود زدید و این اتفاق افتاد.@ گاهی وقتها انسان بیتوجهی میکند و ناخواسته دچار انحرافاتی میشود دچار مشکلاتی میشود ناخواسته یک جرائمی را مرتکب میشود که از این جهت که ناخواسته است و توجه به آن ندارد به آن میگویند خطا.@ گاهی وقتها انسان یک گناهانی میکند و اساساً نمیداند اصلاً گناه است انجام میدهد و بعد از یک مدت تازه میفهمد که این چه گناه بزرگی هم بوده گناه کبیره بوده اصلاً، و این اصلاً فکر نمیکرده که یک همچین چیزی گناه هست این را خطا میگویند.@ که البته انسان نسبت به خطا مقصر است باید برود یاد بگیرد مسائلش را و تشخیص بدهد که یک عمل اینطوری را مرتکب نشود بگوید من نمیدانستم.@ مثلاً فرض بفرمایید فکر میکردم حجاب یعنی همین، فکر میکردم روابط یعنی همین، خیلی جاها که مناطق محروم است بعضی از گناهان را انجام میدهند چون رساله را خوب نخواندند میگویند من اصلاً فکر نمیکردیم که این اشتباه باشد یا گناه باشد.@ در عبادت میشود در اخلاقیات و رفتار میشود در ارتباطات میشود در معاملات میشود میگوید من چه میدانستم شیربها حرام است.@ همه جا شیربها میگرفتند ما هم شیربها گرفتیم نمیدانستیم که حرام است و ما هم تعیین کردیم در شرط عقد گذاشتیم که پسر باید غیر از مهریه اینقدر شیربها بپردازد خوب این نمیفهمد نمیداند که این کار طبق فقه شیعه گرفتن شیربها حرام است.@ ولی حالا مثلاً یکدفعه رسم است که میگذارند در آداب و رسوم این خطاها زیاد اتفاق میافتد ترکها یک سلسله خطاها دارند لرها دارند فارسها دارند کردها دارند عربها دارند بلوچها دارند شمالیها به یک نحوی دارند جنوبیها به یک نحوی دارند.@ در آداب و رسوم و فرهنگهای محلی از این خطاها زیاد است یعنی حق اینها را تأیید نمیکند فرهنگ است، اسلام میگوید فرهنگها تا آنجایی که با حق سازگاری داشته باشد ولو محلی هست محترم است و اشکالی ندارد.@ مثلاً ایرانیها نوروز دارند اسلام روی نوروز تأکید کرده گفته که این با محتوای اسلام سازگاری دارد صله ارحام دارد بهداشت دارد شادی دارد تفریح دارد چون اسلام همه اینها را دوست دارد.@ روی نوروز تأکید کرده نوروز یک ادب اسلامی نیست ولی اسلام رویش تأکید میکند به آن احترام میگذارد به این جشن، مثلاً میروند روز طبیعت بیرون، میگویند حالا روز طبیعت است مردم بروند اما آن جنبه خرافاتش نباید باشد گناه در آن نباشد معصیت نباشد.@ آن چیزهایی که انسان غیر از حق تعالی را منشأ اثر بداند مثلاً سبزه گره زدن این قسمتهایش خطاست خوب نیست ولی بقیهاش خوب است.@ بقیهاش مردم میخواهند بروند در طبیعت یک روز را در طبیعت بگذرانند رسم خوبی است ولی خوب بعضی از آداب و رسوم در ازدواجها مثلاً در مهمانی رفتنها در روابط داماد با خانواده عروس در روابط عروس با خانواده داماد، در معاملات در خیلی جاها میبینید اقوام مختلف فرهنگهای مختلف چیزهایی دارند که حق آنها را تأیید نمیکند.@ دین آنها را تأیید نمیکند با فطرت انسانی سازگاری ندارد میگویند این رسم است این رسم خوب به هر حال یک خطاست البته شخص قصد مخالفت با خدا و تعرض ندارد.@ میگوید آداب و رسوم ماست میخواهیم رعایتش بکنیم فکر میکنند که این آداب و رسوم هم یک تقدسی دارد و یک حتمیت و وجوبی دارد که باید انجامش بدهند در حالی که اساساً با حق تطبیق ندارد تناسب ندارد.@ پس خطا یادمان باشد وقتی میگوییم خطا یعنی چه چیزهایی. پس این الفاظ را که با هم کار کردیم اثم، خطا، فساد، حوب، جرم، ذنب، وزر، اینهایی که کار کردیم اینها همهشان در یک چیز مشترک هستند.@ اینکه در بد بودن همه مشترک هستند در زشتی با هم اشتراک دارد در نوع اثر با همدیگر فرق میکنند بخاطر نوع اثری که میگذارد اسمهای مختلفی را از آن استنباط میکنند.@ فساد چیست؟ کلمه فساد بکار برده میشود میگویند غذا فاسد شد، یعنی چی فاسد شد؟ این کمپوت فاسد است این غذا فاسد شد، یعنی یک طبیعتی داشت یک وضعیت مناسبی داشت قابل استفاده بود.@ حالا دیگر اختلال در آن ایجاد شده یک خرابی ایجاد شده آن خرابی را میگویند فساد، این قسمتش فاسد است این قسمتش را باید ببری بگذاری کنار.@ پس اختلال در یک عمل یک فکر یک نظر را میگویند فساد، اینکه آدم بتواند فساد را از صلاح بشناسد چی صلاح است چی سالم است از قاعده سلم و سلامتی فساد را بشناسد این خیلی اهمیت دارد.@ پس این هم کلمه فساد وقتی میگویند خراب نکنید یا (لا تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ) (اولئک هم المفسدون) (اولئک هم الفاسدون) اگر یک موقعی گفتند یعنی چی، یعنی اینها میایند یک وضعیت خوبی را یک وضعیت مطلوبی را دستکاری میکنند مردم خوبند با هم، سلامتند.@ یک رابطه عروس و مادرشوهر هست یک داماد و مادرزن و پدرزن هست خیلی هم خوب هست یک نفر میاید در خانه بین اینها را میخواهد به هم بزند.@ این کار را میگویند فساد ایجاد کردن یعنی یک امر صلاح یک امر خوب را خرابش میکند یک نفر، این را لفظ فساد را در موردش به کار میبرند پس اگر یک جایی خوبی هست یک جای سلامت هست یک جایی صلاح هست.@ و یک نفر میاید با سخنچینی با حسادت با دروغگویی با دورویی با فتنهانگیزی ایجاد فساد میکند این چیزی است که خدا خیلی خیلی در قرآن از آن نهی کرده و بدش میاید.@ ما باید خدای نکرده نعوذ بالله سراغ ما همهمان خواهد آمد یعنی ما همیشه در معرض این نوع امتحانها قرار میگیریم که مواظب باشیم خدای نکرده جایی که میشود اصلاح باشد به فساد کشیده نشویم.@ آنجایی که میشود یک امری به صلاح بگذرد ما فساد نکنیم یعنی کار را خراب نکنیم اصرار نکنیم یک امری که حق نیست یک امری که صلاح هست انجام بشود ما با حسادتهایمان.@ مثلاً شما فرض بفرمایید یک دختر خانمی الان برای خواهرش خواستگار آمده این هم نیاز دارد ازدواج بکند باید هم ازدواج بکند میبینی حسادت میکند میگوید من هنوز ازدواج نکردم یا برادر بزرگ است میگوید من هنوز ازدواج نکردم.@ این برای چه باید ازدواج بکند این هم باید مثل من صبر بکند اول من ازدواج بکنم حالا شاید تو نخواستی ازدواج بکنی یا شرایط ازدواج برای تو فراهم نبود.@ اینقدر اذیت میکند اینقدر فتنهانگیزی میکند اینقدر بدگویی میکند اینقدر حسادت میکند که این ازدواج به هم بخورد این را میگویند فساد، کاری که یک امر سالم و یک امر خوب را خرابکاری کردن.@ یک خواستگاری خوبی هست یک ازدواج خوبی دارد انجام میشود یک نفر بخاطر تنگنظری، بخاطر حسادت، بخاطر خودخواهی، بخاطر هوای نفس میاید خراب میکند یک چیزی را.@ یک جمعی هست یک هیئتی هست یک گروهی هست یک همدلی فامیلی هست یک وحدت اجتماعی هست یک وحدت ملی هست چهار نفر بخاطر خواستهها و هوسهای خودشان میایند جمع را اجتماع را خراب میکنند این را میگویند فساد.@ پس فسادها زیاد هست انواع و اقسام دارد یعنی ما ضربه به روند طبیعی یک کار، به روند خوب یک کار نزنیم کار را خراب نکنیم.@ فسادهایی که میبینی در اجتماع شخص، افراد فاسد در اجتماع، فاسد در اجتماع یعنی چی؟ یعنی یک کسی در وضعیت اجتماع وضعیت صالحی هست وضعیتی هست که مردم میخواهند رو به رشد بروند.@ بعضی میایند با کارهایی که با مواد مخدر، با روابط غلط بین زن و مرد با فسادهای دیگر فسادهای سمعی فسادهای بصری رواج فیلمهای مبتذل، عکسهای مبتذل، بدحجابیها، بیحجابیها میایند جامعه را خراب میکنند.@ اینطور میشود که یکدفعه سن ازدواج بالا میرود طلاق به شدت افزایش پیدا میکند این برای فساد است یعنی وقتی که ما الان این را داریم که از هر چهار ازدواجمان سه تا شکست میخورد این برای این هست که فساد در جامعه وجود دارد.@ یعنی روابط تنظیم شده نیست یک مشکلاتی در جامعه وجود دارد و این میاید به نظام خانواده اختلال وارد میکند این را میگویند فساد. قبیح، لفظ بعدی قبیح است کلمه قبیح را بکار میبریم میگوییم قبائح، قبائحی، در دعا میگوییم خدایا آن زشتیهای من.@ اصلاً از آن معلوم است زشتی که میگوییم در مقابل تناسب و زیبایی هست یعنی یک امری ما تناسب دارد زیبایی دارد میاییم این تناسب و زیبایی خلاف این تناسب و زیبایی رفتار میکنیم این را میگویند زشتی، قبیح.@ یعنی این کار قبیح است، قبیح است یعنی چی؟ یعنی یک کاری صلاح است نورانیت دارد خوب است و باید آنطور انجام بشود.@ یک کسی میاید یک زشتی را ایجاد میکند این زشتی معمولاً در چند جا میتواند اتفاق بیفتد یکی در صورت شکل هست مثلاً بیادبیهایی که در ظاهر هست یک کسی لباس بد بپوشد یک کسی عفت را رعایت نکند حیا را رعایت نکند.@ مثلاً آن مرد با زیر پیراهنی آمده بیرون، میگوییم این زشت است اینطوری نیا بیرون، این حجاب زشت است این روابط با پدرت زشت است اینطور حرف زدن زشت است این زشت است و قبیح است.@ یعنی قشنگ نیست خوب نیست اینطور، باید قشنگتر اینطوری است بهتر اینطوری است خوبش این است قشنگش این است که اینطور باشد فحش دادن یک قبیح است یک کار زشتی هست.@ وقتی فحاشی میکند انسان، و بیادبی نسبت به اعضای خانواده، بیادبی نسبت به پدر و مادر، بیادبی نسبت به استاد، بیادبی نسبت به ذوی الحقوق اینها همهاش قباحتهایی هست که انسان دارد چه باطنی و چه ظاهری.@ پس برای چه به گناه میگویند قبیح، به بعضی از گناهان لفظ قبیح را به کار میبرند؟ به ملاحظه زشتیای که در صورت شیء وجود دارد صورت عمل.@ یا نه صورت فعل دارد فعلش قبیح است و یا لفظ قبیح است پس هم در صورت است شکل هست هم در قول هست هم در عمل هست اینها زشتیهایی هست که ما از آن تعبیر به قبح میکنیم یا موضوعاتی هستند که قبیح هستند نباید مطرح بشود.@ اصلاً موضوعش موضوع قبیحی هست اصلاً مطرح شدنش خوب نیست گاهی وقتها یک ماجرا قبیح است یک ماجرا زیبا نیست به هر حال از آن تعبیر به قبیح میکنند قبائح و زشتیها از آن تعبیر میکنند.@ پس این تقریباً الفاظی بود که ما در بحث گناه داریم و آثاری که از جهات مختلف وجود دارد همه این آثار را ما در گناهان میبینیم.@ پس گناه یک اختلالی هست که آثار زیادی دارد اثرات مختلفی دارد و تخریبهای زیادی را در وجود انسان ایجاد میکند که حالا اگر امروز برسیم ی مقدار راجع به این تخریبها سخن میگوییم.@ یکی از زیباترین تعابیری که در مورد گناه به کار برده شده آثار گناه یک روایتی هست که همهتان شنیدید این را، حدیث مشهوری هست خیلی زیباست این تعبیر و دقیق و علمی است یعنی کاملاً مراحل مختلف تأثیرگذاری گناه را شرح میدهد.@ میفرماید وجود مقدس امام صادق(ع) (إذا اَذنَبَ الرَجُلُ خَرَجَ فِی قَلبِهِ نُکتَۀٌ سَوداء فَإن تابَ اِن مَحَت وَ اِن زادَ زادَت حَتّی تَغلِبَ عَلی قَلبِهِ فَلا یُفلِحُ بَعدَها أبدا) خیلی زیباست، میفرماید وقتی یک شخصی گناه انجام میدهد یک لکه سیاه روی قلبش میافتد اگر توبه کرد (اِن مَحَت) محو میشود آن لکه از بین میرود.@ مثلاً انسان استغفار میکند توبه میکند اگر حق الله است قضایش را به جای میاورد اگر حق الناس است جبران میکند اگر دسترسی نیست رد مظالم میپردازد.@ بالأخره یکطوری این انحراف این مشکلی که پیش آمده را گناهی این نکتهای که افتاده را این نکته را پاک میکند مثل اینکه روی آینه یک نکته بیافتد لباس تنتان هست یک لکه رویش افتاده، چکارش باید کرد؟ باید شستشو بشود.@ (وَ اِن زادَ زادَت) اگر که نه توبه نکرد و این گناه را ادامه داد این نکته هی زیاد میشود این نکته سیاه زیاد میشود (حَتّی تَغلِبَ عَلی قَلبِه) تا اینکه غلبه میکند بر قلب شخص، سیاهی تمام دل را میگیرد سیاهدل میشود شخص.@ (فَلا یُفلِحُ بَعدَها أبدا) بعد از اینکه همه قلب را گرفت دیگر این شخص قابل اصلاح نیست رستگار دیگر نمیشود گاهی وقتها انسان اینطور میشود در گناه آنقدر افراط میکند زیادهروی میکند یا اصرار میکند که همه وجودش را میگیرد و عقبنشینی نمیکند حیا نمیکند.@ لجاجت میکند میافتد روی دنده لج، هی ادامه میدهد به یک جایی میرسد که دیگر قابل برگشت نیست یعنی خودش را روی یک سرازیری میاندازد که پشیمانی دیگر فایده ندارد.@ اگر هم بخواهد پشیمان بشود دیگر فلاح و رستگاری برای این شخص وجود ندارد. مثل یک کسی که از کوه دارد میرود بالا، تا وقتی که میتواند برود بالا دارد میرود بالا میتواند برگردد روی قله هم هست باز میشود.@ اما اگر یکذره رفت پایینتر و سُر خورد دیگر در آن سُر خوردگی و سقوط دیگر پشیمانی فایدهای ندارد این دیگر تا آخر همینطوری به این شکل میرود.@ گاهی وقتها انسانها در حرکتشان روی صراط که پلی است در جهنم تعادلشان گاهی وقتها به هم میخورد روی این صراط میخورند زمین، خوب بلند میشود یا زمینگیر میشود خوب بلند میشود آویزان میشود دوباره خودش را برمیگرداند.@ گاهی وقتها اینقدر سنگین است که میافتد و بعد همینطوری غَلت میخورد میرود پایین، هی این وزنه سنگین این را میکشاند پایین، و دیگر به راحتی هم بالا نمیاید.@ یک تعبیر زیبایی که قرآن میگوید اینها سالها طول میکشد در جهنم خودشان را میکشانند بالای جهنم، از این درههای جهنم میایند تا لبه جهنم بعد دوباره سُر میخورند و برمیگردند پایین و سقوط میکنند.@ این وضعیتی است که خود انسان دارد چون انسان فرمود (كُلُّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ رَهِينَةٌ) انسان در گرو اکتسابهای خودش است کسب اینطوری است شما وقتی که یک کسب کوچک داشته باشید فشارش هم کم است.@ مثلاً یک بار انسان حسادت کرده یکبار کینهتوزی کرده یکبار شهوتی را تسلیم شده یکبار یک گناه دیگری را انجام داده خوب این الان سبک است.@ ولی وقتی هی تکرار میشود وزنه را سنگین میکند نفس اکتساب میکند بعد این یک کسی که شد حسود شد بداخلاق شد عصبی شد زودرنج شد حساس یک وزنه دارد به پایش، یک وزنه سنگین دارد به پایش حالا سقوط هم میکند دیگر به راحتی بالا بیا نیست.@ اینکه در روایت داریم بداخلاقی گناهی است که آمرزیده نمیشود برای همین است که آمرزیده نمیشود، چرا بداخلاقی آمرزیده نمیشود؟@ چون حضرت میگوید این مشکلش این است باید این وزن سنگین را از روح خودش بردارد اصلاً دیگر عصبانی نشود بداخلاقی نکند و الا وقتی که میاید معذرتخواهی میکند یا میرود یکجایی گریه میکند یا حلالیت هم میخواهد چون اساساً تبدیل به خُلق شده.@ خُلق یعنی همان ملکه، ملکه نفس، ملکه یعنی چی؟ ملکه یعنی آن که بر تو حاکم است، مُلک یعنی چی؟@ پادشاهی، یعنی روی تو سوار است پادشاه است بر تو، سلطنت میکند بر تو، اخلاقی است که تو نمیتوانی به راحتی بگذاری کنار، میگوید چشمم هرز شده چشمم را نمیتوانم نگه دارم این به راحتی نمیتواند چشمش را کنترل بکند.@ این باید ریاضت بکشد سختی بکشد مبارزه بکند تا یواش یواش از حکومت انحراف چشم و هرزگی چشم در بیاید یک کسی هرزگی شکم پیدا میکند شکمش هرزه است هر چیزی را میخورد جلوی خودش را نمیتواند نگه دارد.@ یک کسی هرزگی کلام پیدا میکند همینطوری یکسره هر چیزی از دهانش در بیاید میگوید و بعد نمیتواند جلوی لفظ خودش و دهان خودش را و الفاظ خودش را نگه دارد.@ بعضیها هرزگی و سنگینی خیال پیدا میکنند یعنی اینها در هر ارتباطی افکارشان میرود سراغ بدترین چیزها، بدترین نتیجهها، بدترین صورتها، عادت کرده اساساً بدبین است این آدم، نمیتواند خوشبین باشد.@ اصلاً ذهنش میرود سراغ همیشه بدترین احتمالات، یا بعضیها مثلاً بدبینی به کسی ندارند اما بدبینی به خودشان دارند همیشه نسبت به خودشان بدبینی دارند.@ بدترین تفسیرها را از خودشان میکنند بدترین نمرهها را به خودشان میدهند اعتماد به نفسی که منشأش اتکال به الله باشد را ندارند یا نه به خدا بدبین هستند یا به روزگار بدبین میشوند همینطوری یکسره اینها همهاش نفوس بد میزنند دائماً.@ ذهن این آدم سنگین هست و غلبه کرده آن ماجرا آن آلودگی روی این شخص، لذا این وقتی دارد زندگی میکند به طور طبیعی اینطوری است یا بخیل است مثلاً نمیتواند خوب خرج بکند برای خانوادهاش برای خودش، خسیس است این کار برایش سنگین است.@ اینها مقابله میخواهد تا انسان از تسلطش در بیاید میخواهم بگویم وقتی میگوییم خُلق بد، خُلق بد فقط عصبانیت نیست یا زودرنجی نیست بلکه میتواند حسادت باشد میتواند بدبینی باشد میتواند خساست باشد چیزهای اینطوری، میتواند خودشیفتگی باشد.@ میتواند چیزهای دیگر باشد که شخص عُجب، خودبینی خودشیفتگی خودبرتربینی اینها میتواند بسیار خطرناک باشد.@ پس آن که خیلی مهم است این است که سنگین نشود شخص، ولی گناه میکند انسان، هیچ کس نیست که گناه نکند قرآن هم میگوید مؤمنین حتی متقین هم گناه میکنند میشود آدم باتقوا باشد گناه بکند یک مؤمن باشد گناه بکند.@ ممکن است مؤمن آلوده بشود به گناه، قرآن این را پذیرفته به عنوان یک مسأله که میشود انسان گناه بکند ولی مسأله مسأله سنگین شدن و خُلق و ملکه است که انسان نباید بگذارد که یک چیزی رویش ملکه بشود.@ حالا راجع به روشش انشاء الله اگر فرصت شد توضیح خواهیم داد که تحت تسلط یک خُلق تحت تسلط یک انحراف قرار نگیریم. خیلی این تعبیر زیباست چون تدریج را دارد دقیقاً به شما بیان میکند.@ میگوید وقتی افتاد یک لکه است پاکش کردی از بین میرود تمام شد خوب حالا اگر دوباره گناه کردی همینطوری لکه لکه لکه اضافه میشود.@ و اگر غلبه کرد به قلب (وَ مَن اَحاطَت بِهِ خَطیئَتُه) اگر کسی احاطه پیدا کرد خطایائش به آن احاطه پیدا کرد گناهان به آن احاطه پیدا کرد دیگر این رستگار نمیشود کاملاً شخصیتش اینطوری شده کاملاً این شکل را گرفته.@ باز در یک تعبیر خیلی زیبا امیر المؤمنین(ع) میفرماید (ما جَفَۀِ الدُّمُوع إلاّ لِقَسوَۀِ القُلوب وَ ما قَسَۀِ القُلوب إلاّ لِکَثرَۀِ الذُّنُوب) ذنب را گفتیم میفرماید که چشمها خشک نمیشود (ما جَفَۀِ الدُّموع إلاّ لِقَسوَۀِ القُلوب) بخاطر اینکه دلها سخت شده دل آلوده شده سخت شده کسانی که اشکشان نمیاید گریهشان نمیاید اینها به یک نحوی قساوت قلب دارند.@ یعنی سختدلی دارند که گریهشان نمیگیرد اشکشان نمیاید و چشمشان خشک است حضرت دارد علامت میدهد.@ مثلاً یک کسی پوستش خشک است میگویند حالا این پوستش خشک است به این دلیل است فلان ماده در بدنش کم است یک کسی چشمش خشک میشود الان کسانی که چشمشان خشک است به معنای فیزیکیاش میگویند.@ میگویند خوب حالا شما این چند تا آمپول و اشک طبیعی را بگیرید هر دفعه بچکانید در چشمتان تا این چشم یواش یواش یکذره از این خشکی در بیاید اذیت نکند سوزش نداشته باشد.@ ولی این چشمی که دارد میگوید در واقع به دل ارتباط دارد بین قلب و چشم یک رابطه مستقیم وجود دارد به محض اینکه قلب بشکند چشم اشک از آن میاید کسانی که اشک ندارند آه ندارند حالت التجاء ندارند حالت اضطرار ندارند.@ حالت احساس ذلت ندارند در مقابل حق تعالی، آدمهای پررو، قسی، خیلی پرتوقع افرادی که اینطوری هستند حضرت میفرماید اینها بخاطر شدت گناهانشان است.@ قساوت قلب پیدا کردند و این قساوت هم بوجود نمیاید مگر اینکه مریضی ایجاد شده چون قلب خودش لطیف است اصلاً در تعریف قلب میگویند لطیفهایست چنین و چنان، اساتید اخلاق و عرفان وقتی در مورد قلب دارند توضیح میدهند میگویند دل یک لطیفه است.@ یعنی یک موجود بسیار لطیف است خیلی هم لطیف است این دل اینقدر لطیف است که میگوید گاهی وقتها شما باید فلان عبادت را هم انجام ندهید چون ممکن است اثر بد روی قلبت بگذارد و لطافتش را از بین ببرد.@ مثلاً میگویند فرض بفرمایید خانمها سوره نور را بخوانند سوره یوسف را نخوانند قساوت میاورد برایشان، ماجراهای پلیسی، ماجراهای وحشتناک، صحنه حوادث روزنامهها، مثلاً یک خانم میبینی اینقدر قساوت دارد.@ خانم مظهر لطافت خداست مظهر زیبایی خداست میبینی که این خانم میرود نوع انتخابهایش انتخابهای خشن است همهاش، از روزنامه اول میرود صفحه حوادث را میخواند.@ بعد مینشیند فیلمهایی را نگاه میکند که در آن همهاش خشونت دارد همهاش کشت و کشتار دارد یا داستانهایی که خوانده میشود اینها خوب نیست لطافتهای انسان را و لطافت یک زن را میگیرد و مرد هم همینطور.@ مرد هم گاهی وقتها همینطوری میشود یعنی باید به عنوان مظهر عظمت و جلال، میبینی که آن مظهریت خودش را از دست میدهد استحکام خودش را بخاطر انتخابهای غلط از دست میدهد.@ حالا این را باید یک فرصت دیگری راجع به روابط زن و مرد و این دو تا اسم، اسم جلال و جمال یک موقع دیگر باید راجعش صحبت بکنیم ولی این خشونت است بالأخره میگوید یک موقعی این آیه را نخوان این صحنه را نگاه نکن.@ زن اگر باردار است قبرستان نرود حالا یک کسی مرده برای چه زن بلند بشود برود قبرستان، دنبال تشییع جنازه، تسلیت میگوییم خدا رحمتش بکند.@ در مراسمش هم شرکت میکند حالا بلند بشود برود بخصوص اگر باردار هست حالا باردار هم نباشد یک موقع هست میخواهیم مزار شهدا برویم شهدا زنده هستند ارتباط با آنها داریم لطافت میاورد ظرافت میاورد آن بحث دیگر است.@ ولی نه، آدم بخواهد برود اموات، اموات قلب را، برای مرد اینطوری نیست ولی برای زن ممکن است بخصوص اگر باردار است آثار مخرب بگذارد.@ نرو شما نرو، یا فلان چیز کراهت دارد نگاهش نکنید مثلاً، یا فلان شغل در آن قساوت وجود دارد این کار را انجام ندهید کسانی که شغلشان قساوت دارد در شغلشان قساوت است اینها مثل اینکه مثل بنا میمانند.@ مثل کسی هست که تعویض روغنی است این صبح تا شب با روغن سروکار دارد لباسش، بدنش روغن میگیرد این وقتی میخواهد بیاید خانه، یا در بیمارستان هست با عفونتها سروکار دارد این شغل شغل تندی هست شغل خشنی هست با آلودگی سروکار دارد.@ این وقتی میخواهد بیاید خانه باید نظافتش خیلی بیشتر باشد باید خیلی بیشتر پاک باشد یک پلیس است همهاش با جرم و جنایت و این چیزها سروکار دارد.@ این حتماً به نماز بیشتری ارتباط دارد این باید عطر بزند لباس خوب بپوشد نماز بهتر بخواند ذکر بیشتر دشته باشد گریه بیشتر داشته باشد تا آن روحیه پلیسی لطافت ذهنش لطافتش را از بین نبرد.@ حالا فکر کن یک خانم برود پلیس بشود دیگر ببین ماجرا چه خواهد شد این دیگر اصلاً بیشتر احتیاج دارد که کارهایی را انجام بدهد که لطافتهای زنانگی او از بین نرود و جذابیتهایی را که باید داشته باشد برای همسرش یا برای پدرش برای برادرش برای مادرش بتواند حفظ بکند پس اینها را دقت بکنید خیلی حساس است.@ انتخاب شغلها، انتخاب رنگها، انتخاب بوها، انتخاب دوستان، انتخاب دیدنیها، انتخاب شنیدنیها، انتخاب رشتههای تحصیلی.@ یک رشته تحصیلی است یک خانم را کاملاً از لطافت میاندازد رشتهاش رشته خشنی انتخاب کرده همین حواسش نبوده گفته مثلاً فلان رشته، حالا قبول بشویم دانشگاه، میخواهیم برویم لیسانس بگیریم.@ این رشته با روح تو چه میکند این رشته اصلاً با من سر سازگاری دارد این رشته را بخواهی انتخاب بکنی یا نه، یا مرد، اینهایی که ما متأسفانه این دقتها را انجام نمیدهیم بعد یکدفعه میبینی بر اثر یک رشته خشک.@ یک رشته سنگین شخص میبینی 20 سال 30 سال از نظر قلبی عقب میافتد این وقتی میرود در آخرت خیلی کم میاورد، چرا؟ چون آن موقع در انتخاب شغلش یا در انتخاب رشتهاش دقت لازم را نداشته نوع شغل نوع رشته این را سنگین کرده و قسی کرده.@ قساوت را میخواستم توضیح بدهم یعنی سختی، سنگینی، انتخابها اینطوری است. حالا در این کارها اینها در واقع مباحات یا مکروهاتی هست که قلب را سنگین میکند.@ یک موقعی هست نه انسان گناه انجام میدهد گناه در بدترین چیزی که قساوت میاورد برای انسان گناه است دیگر ما بدتر از گناه ما نداریم امام صادق(ع) از وجود مقدس امام باقر(ع) میفرمود (کانَ أبی یَقول) یعنی پدرم میگفت یعنی این (کانَ أبی یَقول) ماضی استمراری است.@ یعنی تکرار میکرده این را که (ما مِن شَیءٍ اَفسَدُ للقَلب مِن خَطیئَۀٍ) هیچ چیزی برای قلب فسادانگیزتر و بدتر، فساد یعنی ضد صلاح است، هیچ چیزی برای دل فسادآورتر یعنی دل که سالم است دل را خراب میکند.@ روی پاکت سیگارها دیدید یک کبد خیلی خوشکل و خوب انداختند با یک کبد خیلی درب و داغون و ناجور، این این کار را میکند با کبد شما، قلب هم اینطوری است یعنی آن باطن انسان و دل انسان اینطوری است.@ گناه میاید این آثار را میگذارد روی قلب و فاسد میکند قلب را، کلمه فساد را بکار برده، فساد را بکار برده یعنی چی؟ فساد وقتی آمد چه میشود؟@ دیگر در عمل طبیعی اختلال اتفاق میافتد گفتیم اختلال در عمل است یعنی این آنطوری کار نمیکند مثل موتور ماشین است الان افتاده به روغنسوزی آنطور که باید کار بکند نمیکند.@ حالا باز انگشتهای بنده را نگاه کنید شما در حرکت قلبتان که بخش انسانی و فوق عقلتان هست باید به طور طبیعی شخص باید به بینهایت گرایش داشته باشد عاشق بینهایت باشد عاشق خانواده آسمانیاش باشد عاشق عبادت، سحر، نماز، قضا باشد مثل بخش طبیعی.@ چطور بخش طبیعی وقتی میگوییم شام بدش نماید ناهار بدش نمیاید صبحانه بدش نمیاید تنوع غذایی بدش نمیاید انواع خوراکیها بدش نمیاید گاهی وقتها زیادهروی هم میکند حتی.@ کسی از خوردن، نوشیدنیها، آنهایی که طبیعی هستند غیر طبیعی هستند مثلاً ماکارونی دوست دارند ماکارونی که در طبیعت نیست بچه اینقدر از غذا لذت میبرد.@ بخش حیوانی که میاید ماکارونی و کیک و ژلهها و اینها را خودش درست میکند که لذتش را بالا ببرد خوب این دارد طبیعی عمل میکند بدن بدن طبیعی است.@ لذا میگوییم بدن بدن سالمی است چون با همه غذاها ارتباط میتواند برقرار بکند زیادهروی هم نکرده چربی ندارد قند ندارد اوره ندارد بدن بدن سالمی است.@ روح در حالت طبیعیاش عشق به الله دارد (لا اله الا) کمال مطلق یعنی من جز کمال مطلق و بینهایت که الله است الهی ندارم شخص باید الله معشوق و الهاش باشد الله را دوست داشته باشد چون مطلق و بینهایت است.@ یک کسی که میگوید یک هنرمند را نگاه کنید که همهاش دم از هنر بزند بگوید بله من عاشق هنر هستم حالا هر هنری که میخواهد باشد ولی با خدا رابطه نداشته باشد.@ این در واقع مثل این است که بگوید من از یک کمال محدود لذت میبرم ولی بینهایتش را دوست ندارم یعنی مثل کسی که بگوید من یک میلیون تومان را دوست دارم اما دو میلیون را خوشم نمیاید ده میلیون و پنج میلیارد تومان را خوشم نمیاید.@ شما به این آدم چه میگویید؟ میگویید این آدم طبیعی نیست، من سیکل را دوست دارم ولی دیپلم را دوست ندارم دیپلم را دوست دارم اما ارشد را دوست ندارم.@ ارشد را دوست دارم دکترا را دوست ندارم وقتی کسی بالاتر را از دست بدهد و از بالاتر نتواند لذت ببرد خوشش نیاید دلش نخواهد بالاتر برود این معلوم است پس دچار فساد شده، فساد شده یعنی چی؟@ یعنی قلب عمل طبیعی خودش را اختلال در آن ایجاد شده قلبی که باید عاشق الله باشد دلش تنگ بشود برای الله برای خانواده آسمانیاش، برای امام زمانش به طور طبیعی عمل بکند وقت بگذارد برای امام زمان.@ وقف حضرت بکند بتواند انبساط داشته باشد در حرکت نسبت به امام زمان، انرژی داشته باشد نشاط داشته باشد در حرکت، میبینی این آدم حتی اگر هم میرود یکجا خدمت میکند کسل است بیحال است بیرمق است اخمو است مریض است بدبین است حسود است.@ شوقی ندارد باید هُلش بدهی برای کار خدمت به اسلام برای جهاد باید هلش بدهی در حالی وقتی که قلب سالم باشد جهاد یک تفریح است برای انسان، چون در جهاد است که انسان به شادیها به انبساطها به قدرتها به پروازها میرسد.@ یک کسی که از جهاد خوشش نمیاید یعنی قلبش عمل طبیعی ندارد فساد حتماً در قلبش ایجاد شده یک کسی که از نماز از خلوت از قرآن خواندن از قرآن شنیدن از دیدن عالِم، از مطالعات دینی از مطالعه در مورد خانواده آسمانیاش، از بهشت بدش بیاید از اینها، خوشش نیاید.@ انس نداشته باشد با اینطور چیزها، از اسماء الهی خوشش نیاید از اسماء خانواده آسمانیاش لذت نبرد هیچ لذت نمیبرد یک اسمهایی انتخاب میکند برای خودش یا بچههایش که هیچ ربطی به آسمان ندارد مربوط به بخشهای طبیعی است از طبیعت گرفته میشود تا از آسمان گرفته بشود.@ وقتی هم میگویی این اسم را بگذار متنفر است از این اسم، وقتی میگویی این اسم را انتخاب کن بدش میاید این نشان میدهد که قلب حالت طبیعی خودش را از دست دارد میدهد.@ دارد دچار یک فساد و اختلال است که دیگر نمیتواند اینطوری باشد. میگوید من از قرآن خوشم نمیاید از طلبگی خوشم نمیاید از تفسیر خوشم نمیاید از زبان عربی بدم میاید همینطوری یکسره هر چه که مظاهر حق است شعائر و علائم حق است.@ این اصلاً نمیتواند با آن ارتباط برقرار بکند خوشش نمیاید این نشان میدهد که شخص جایی دچار فساد قلبی است حالا این فساد یا جهلی است یا عملی است یا علمی است بالأخره یک مشکلی دارد در این قلب.@ پس (وَ ما قَسَۀِ القُلوب إلاّ لِکَثرَۀِ الذُّنوب) اگر گناه زیاد شد قلب قسی میشود قسی که شد دچار فساد شد تعبیری که حضرت بود (ما مِن شَیءٍ اَفسَدَ للقَلبِ مِن خَطیَئَه) هیچ چیز برای قلب فسادانگیزتر و فاسد کنندهتر از گناه نیست.@ یعنی فساد که آمد تو میبینی که طبیعی نیستی نه میتوانی شاد باشی نه میتوانی آرامش داشته باشی یک کسی که طبیعی است وقتی که بچهدار میشود این بچه که گریه میکند بچه که سروصدا میکند بچه که شیطونی میکند این از این گریه سروصدا و شیطونی بچه کاملاً لذت میبرد.@ تفریحش این است که چه بچه گریه بکند چه بچه بازی بکند چه بچه شوخی بکند چه بچه سروصدا بکند چه بچه خرابکاری بکند این لذت میبرد از آن به طوری طبیعی، اما اگر مثلاً دچار انحراف قلب شده باشد میگوید خفهاش کن این را، اعصابم را خورد کرد، زهرمار.@ همینطوری به این بچه معصوم، شروع میکند به این بچه معصوم یکسره دارد، معصوم است بچه معصوم است دارد به این معصوم توهین میکند معصوم دارد روش طبیعی و معصومانه خودش را انجام میدهد.@ این پدر بخاطر قساوت قلب نمیفهمد قشنگترین کارهای بچه برای او موجب خوردی اعصاب است این از آن بدش میاید حالا همین آدم که بچه از دیوار راست میرود بالا، میگوید فلان فلان شده بشین سر جایت، دیوانهام کردی، اعصابم را خورد کردی.@ حالا همین آدم اگر بچه فلج بشود میرود میلیارد تومان خرج میکند که این بچه بتواند راه برود، بابا بچهات دارد جلوی چشمت بازی میکند میبیند حرف میزند شیطونی میکند میخندد، میشکند.@ خوشحال باش، حالا اگر فلج بود و نمیتوانست یک بشقاب را بشکند خوب بود؟ نمیتوانست راه برود خوب بود؟ دارد راه میرود شکر کن خدا را، لذت ببر که بچهات دارد حرف میزند دارد بازی میکند.@ خودت از خودت لذت ببر، انسان طبیعی نیست در روایت داریم آب لذت زیادی دارد آب دیدنش لذت دارد نگاه کردن به آن، خوردنش.@ خیلی لذت دارد یکی از زیباترین مخلوقاتی که خدا خلق کرده در روایت داریم کسی که نمیتواند از آب لذت ببرد از زیبایی آب، مثل آن آقایی که گفته بود چیه تا صبح بوی گَند گُل و زِرزِر بلبل و شُرشُر آب نگذاشت بخوابیم.@ طبعش اینطوری میشود آدم، لطیف نیست، جرم است در عقاب الأعمال شیخ صدوق داریم گناه کسی که از آب لذت نمیبرد از گُل لذت نمیبرد یک گناه هست آدم از گل لذت نمیبرد این گناه است انسان از لطافتها لذت نمیبرد قساوت قلب یک گناه است خودش.@ لذا قرآن میفرماید دورترین شخص از خدا قلب قسی است قلب وقتی قساوت پیدا کرد از الله دور میشود یک کسی از زیباییها نمیتواند لذت ببرد.@ از رنگها نمیتواند لذت ببرد از سلامتها از خوشیها، یک زن و شوهری با هم خوش هستند شاد هستند مادر باید لذت ببرد میبینی حسودی میکند خواهر باید لذت ببرد میبینی حسودی میکند این زن و شوهر با هم کیف میکنند صفا میکنند میگویند میخندند.@ هر چه اینها بخندند تو باید بیشتر لذت ببری ولو خودت همسر نداری این مریض است این آدم، قساوت پیدا کرده، چرا ما نمیتوانیم از شادی دیگران لذت ببریم؟ از خوشی دیگران چرا نمیتوانیم لذت ببریم؟@ از سلامت دیگران چرا ما نمیتوانیم لذت ببریم؟ چون خودمان گرفتاریم، این که دیگر نهایت قساوت و خودخواهی است قساوت قلب به آدم خیلی فجایع را ایجاد میکند منشأ بسیاری از فسادها میشود همین سختی قلب یعنی فهم آدم گرفته میشود.@ حالا خوب دقت کنید این آیه چقدر دقیق است (لَهُمْ قُلُوبٌ لا يَفْقَهُونَ بِها) دلی دارند که با آن نمیتوانند بفهمند یعنی آدم بیشعور میشود باید یک جایی لذت ببرد نمیفهمد که باید لذت ببرد ناراحت میشود.@ باید یک جایی خوشحال باشد نمیفهمد که باید خوشحال باشد غصه میخورد باید یکجایی همراهی بکند این چون اینقدر بیشعور شده در اثر قساوت قلب بجای همراهی اختلال ایجاد میکند و مثبتها را منفی میبیند.@ حضرت مسیح(ع) از خانه یک خانم بدکارهای آمده بود یک کسی گفت یا رسول الله شما اینجا چکار میکنید خانه این، حضرت فرمود گاهی وقتها مریض اینقدر حالش بد میشود که طبیب باید به آن سر بزند.@ یعنی خوب نگاه کردن وقتی که با اصحابش میرفتند یک جنازه سگی را دیدند که له شده است یک طرفش در خشکی است یک طرفش در آب است این بدن قسمتش تجزیه شده بعضیها گفتند اَه اَه چقدر زشت است چقدر بو میدهد یکی گفت چرا اینطوری است.@ حضرت فرمود بَهبَه چه دندانهای سفیدی دارد دندانهایش را نگاه کن شما فقط عیب را نگاه میکنید آدم بیشعور میشود آدم مشاعر خودش را از دست میدهد.@ از زندگیاش لذت نمیبرد هزاران عوامل در زندگیاش هست میتواند از زندگیاش لذت ببرد و کیف بکند این فقط میرود روی قسمتهای منفی زندگی خودش لذا دیگر نمیتواند لذت ببرد از همسرش میتواند خیلی لذت ببرد.@ فقط نقاط ضعف همسرش را میبیند این را میگویند آدم خشن، آدم قسی القلب، بچهاش محاسن زیادی دارد حالا چهارتا کوتاهی هم در بچهاش میبیند از بچهاش نمیتواند لذت ببرد.@ با بچهاش نمیتواند کنار بیاید اصلاً با بچهاش نمیتواند رفیق بشود بچه میبینی با پدر و مادر بیگانه است پدر و مادر با بچه بیگانه است، چرا؟ چون ما قساوت قلب داریم.@ دارم مفهوم قساوت قلب را میگویم شما فکر نکنید قساوت قلب فقط یعنی سر بریدن و خشونتهای ظاهری، نه، همین که گناهای دیگران را انسان میبیند و گناه خودش را نمیبیند این آدم خشن است.@ کسی که نمیتواند حسن همجواری با دیگران نمیتواند داشته باشد کسی که سازگاری با دیگران نمیتواند داشته باشد کسی که نمیتواند با دیگران کنار بیاید کسی که همیشه تیز است همیشه سیخدار است همیشه خشک است این میشود قساوت.@ کسی که نمیتواند لبخند بزند قساوت یعنی اینکه صبح که شما از خواب بلند میشوید بتوانید به چهره همه اعضای خانوادهات لبخند بزنی با لبخند با همه سلام علیک بکنی.@ لبخند در اجتماع در خانه در محیط کار همه جا با شما باشد وقتی نیست این میشود قساوت قلب، وقتی یکجا میروی همهاش دنبال این هستی که یک گیر شرعی بدهی به افراد، این آدم قسی القلب است.@ ببینم کجای نمازش غلط است وضویش درست بود وضویش درست نبود هی همینطوری دنبال این هست هی میخواهد از مردم چیزی بگیرد با قشنگیهایشان، با خوبیهایشان، با صفاهاشان، با لطافتهایشان، نمیتواند کنار بیاید.@ فقط بدیها را میبیند ضعفها را میبیند این آدم را میگویند قسی القلب، لطافت دیگر ندارد کارکرد ندارد قلب فاسد است اختلال دارد طبیعی نمیتواند کار خودش را انجام بدهد.@ مثل یک کسی که غذاها گوشت نمیتوانم بخورم، خوب اختلال دارد، سبزی نمیتوانم بخورم از خیار بدم میاید از هویج هم بدم میاید از بادمجان هم خوشم نمیاید گوجه هم که نمیتوانم بخورم.@ این اختلال دارد باید درمان بشود واقعاً، این اختلالی است باید درمان بشود یک کسی میگوید از الله خوشم نمیاید از نماز شب خوشم نمیاید از سحر خوشم نمیاید از ندبه خوشم نمیاید از دعای توسل بدم میاید.@ فلان ذکر را میگویم خوشم نمیاید از حرم نمیتوانم لذت ببرم قرآن نمیتوانم لذت ببرم از موسیقی قرآن لذت نمیبرم از آسمان از خانواده آسمانی از فرشتهها، با آنها نمیتوانم حرف بزنم با فرشتهها، تا حالا یادم نمیاید با فرشتهها نشسته باشم حرف زده باشم.@ نشسته باشم یک رُبی ده دقیقهای نیم ساعتی برایشان صلواتی فرستاده باشم با انبیاء نمیتوانم ارتباط برقرار بکنم، این اختلال دارد یک کسی که با ملکوت انس ندارد با ملکوت رفت و آمد ندارد این میشود اختلال این میشود قساوت.@ مکانیزم عمل این میماند که اصلاً چطوری میشود قلب فاسد میشود شما الان میگویید این باکتری آمد در این غذا بعد تکثیر میشود بعد کپک میزند بعد دیگر نمیشود خوردش.@ این یک روند است وقتی میگویند گناه اثر میگذارد روی قلب، روح را خراب میکند فلان چیز را نبین فلان چیز را نشنوید اگر ببینی اگر بشنوی با قلبت این کار را میکند با روحت این کار را میکند فلان موسیقی حرام است گوش نکن.@ فلان تصویر را نگاه نکن این با قلبت این کار را میکند یا مثلاً گناه دارد، یا گناه دارد مثلاً میگوییم عِقاب دارد این یعنی چی؟ عقاب دارد یعنی چی؟@ مثلاً یعنی اینکه خدا میگوید خوب تو حالا این کار را کردی من هم پدرت را در میاورم صبر کن، اصلاً اینطوری هست؟ ما یک اشتباه بزرگی که در فهم این مسأله وجود دارد همین است که ما فکر میکنیم خدا یک موجودی است نشسته آنجا یک سلسله دستورات داده بعد هم میگوید حالا اگر دستور من را اطاعت نکنید من میبرم شما را جهنم.@ حرف من را گوش نمیکنید من خدا هستم باید دستورات من را اجرا میکردید حالا که اجرا نکردی، باید ببینیم این مفهوم عقاب، مفهوم قساوت، قساوت از کجا یکدفعه قسی میشود.@ این قلبی که نرم است یکدفعه سخت میشود قلب حقیقت خارجی دارد مثل یک گُل، میگوییم این گُل خشک شد الان، گل یک لطافتی دارد ولی میگوییم خشک شد.@ این قلب هم یک موجود خارجی است موهوم که نیست یک وجود خارجی دارد واقعاً یک وجود خارجی است حالا این یکدفعه سخت میشود درکش را از دست میدهد (لَهُمْ قُلُوبٌ لا يَفْقَهُونَ بِها) قلب دارد اما نمیتواند با آن کار بکند.@ مثل کسی که چشم دارد اما با آن نمیبیند گوش دارد با آن نمیشنود قرآن میگوید، حالا چطوری این قلب یکدفعه اختلال پیدا میکند این قلب سخت میشود آثار گناه روی قلب چطوری، مکانیزمش چطوری است.@ این فهمش خیلی مهم است الان میگویند من این ماده را خودم الان رفتم یک آبمیوه خوردم اسیدسیتریک داشت مواد نگهدارنده داشت، الان اینطوری است.@ تا میخوری، میروی یک آبمیوه از بیرون میخری و میخوری مواد افزودنی دارد تا میخوری میبینی معدهام شروع کرد به سوزش، میگویی معدهام حساسیت دارد اصلاً مواد افزودنی نباید بخورم، بخورم حالم خراب میشود.@ این را میفهمی این خورده شد رفت پایین رسید به معده اثرش را گذاشت الان سوزش دارد این را ما فهمیدیم. ولی میگویند این تصویر را نگاه نکن این عکس را نگاه نکن این خیال را نکن.@ خیال باطل کرده یک نفر، یک خیال فاسد کرده، این خیال فاسد چطوری اثرش را میگذارد روی قلب، دیدنیها، خوردنیها، اگر کسی فلان چیز را بخورد قساوت قلب پیدا میکند.@ خدا رحمت کند استادمان حضرت آیۀ الله مجتهدی را میفرمودند که ما در حوزه که بودیم مثل امشب که رحلت حضرت عبد العظیم(ع) هم هست مراسم هم داریم انشاء الله بعد از مغرب اینجا، ولی یک وفاتی بود شهادت امامی بود.@ میفرمودند طلبهها فردا همه عدسی بخورند بیایند صبح عدسی بخورید بیایید عدسی قلب را نرم میکند یا انار این اثر را دارد اگر کسی انار بخورد در روحش این آثار ایجاد میشود.@ هم آثار جسمی دارد خوردنیها هم آثار روحی دارد این مکانیزم من الان عدس خوردم این چکار میکند که من میتوانم اشکم بیاید عدس اشکآور است ما اشک را از دو جهت باید تغذیه بکنیم یکی از جهت نرمی قلب یکی از جهت اینکه مواد داشته باشد.@ این چشمی که آب ندارد از کجا بیاورد بریزد حالا گریهاش هم بگیرد بیچاره، آب ندارد این چشمش اینقدر ضعیف است همهاش دهانش خشک است لبش خشک است.@ همهاش پوسته میزند لبهایش، پوستش خشک است اصلاً آب ندارد این بدن جان ندارد ماده تولیدکننده ندارد گفت عدسی بخورید بعد بیایید روضه شرکت بکنید اینها چه تأثیراتی دارد واقعاً، مکانیزم تأثیر مستحبات، مباحات، واجبات، مکروهات روی قلب چیست؟ این را انشاء الله برای جلسه بعد در خدمتتان خواهیم بود.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@ ما خارج از برنامه مؤسسه، برنامه مؤسسه همین دوتا کلاسی هست که داریم ولی عزیزان هیئت امنای حسینیه به مناسبت اینکه امشب شب رحلت حضرت عبد العظیم هست بالأخره حضرت عبد العظیم نسبت به ما که اینجا هستیم رحم ما محسوب میشود و جزء افراد برجسته خانواده آسمانی ماست.@ تعظیم ایشان از واجبات است به هر حال آنهایی که فرصت دارند حتما حرم مشرف بشوند خدمت حضرت و به هر حال وفات ایشان است عرض ادبی تقربی داشته باشند دعایی بکنند آنهایی هم که به هر حال بیشتر فرصت دارند.@ ما مغرب انشاء الله بعد از نماز جماعت اینجا مراسم داریم که راجع به خود حضرت عبد العظیم یک مقدار میخواهیم سخن بگوییم و راجع به زیارتنامه ایشان تقرب به ایشان و نحوه دوست شدن با ایشان یک مقدار باید سخن بگوییم.@ که انشاء الله در خدمتتان هستیم شام هم هست شام هم تشریف داشته باشید عزیزانی که میتوانند انشاء الله باشند که در خدمتتان باشیم.@ با همدیگر دعا بکنیم پنج مرتبه آیه امن یجیب را میخوانیم جهت رفع اضطرار از وجود مقدس آقا امام زمان رفع اضطرار از شیعیان و مسلمین و مستضعفین جهان، رفع اضطرار از زندگیهای خودمان حل مشکلات خودمان شفای مریضان و مریضانی که سفارش کردند و از نفس پاک شما استمداد میکنند.@ اعوذ بالله من الشیطان الرجیم أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ هدیه به محضر مقدسشان سلامتیشان تعجیل در فرجشان خشنودیشان، خشنودیشان از همه ما و اینکه انشاء الله همه ما مشمول دعاهای ویژه حضرت باشیم و هدیه به محضر مقدس حضرت عبد العظیم(ع) صلوات ختم بفرمایید.@