جلسه 213 - خانواده آسمانی
شماره جلسه
213
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1392
ماه
5
روز
10
متن کامل (خام) ‌ جلسه 213 - خانواده آسمانی

اللهم صل علی محمد و آل محمد عدد ما احاط به علمک و عجل فرجهم.@ پروردگارا به حق محمد و آل محمد افضل تحیات و درود و صلوات خودت را به روح پرفتوح اهل بیت(ع) عائد و واصل بفرما ما را در دنیا و آخرت با آنها قرار بده ما را مشمول ادعیه ذاکیه حضرات قرار بده.@ اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ بحثمان در روابط اعضای خانواده آسمانی رسید به گناه، در مورد گناه و بعضی از انواع و اقسام گناه سخن گفتیم این از نظر متعلق گناه هست گاهی وقتها یعنی مثلا حالا چه نوع گناهانی وجود دارد مثل گناهان کبیره صغیره یا مثلا گناهان ظاهری باطنی، و مسائلی از این قبیل.@ اما خود انواع و اقسام گناه از نظر آثاری که دارد باز قابل بررسی هست ما بحث کامل اینجا نمیتوانیم بکنیم به مناسبت اینکه موضوع بحثمان صرفاً گناه نیست داریم گناه را مطرح میکنیم به عنوان حمله سمت چپ شیطان@ حالا یک مقدار هم در مورد، چون بحث خیلی خیلی مهم هست یک مقدار داریم بحث را بسطش میدهیم ولی خوب واژههایی هست که ما همه آنها را در فارسی به اسم گناه معنا میکنیم همهاش، ولی هر کدام یک ظرافتهایی در معنایش وجود دارد@ مثل اثم، اثم را ما میگوییم گناه، خطیئه، سیئه، معصیت، فساد، یا مثلا جرم، یا ذنب، میگوییم غافر الذنوب، اثمهای مختلف هست که حالا انشاء الله جلسه بعد میخواهم راجع به تفاوت اینها با هم سخن بگوییم که مثلاً فرق اثم با ذنب چیست@ ذنب با معصیت فرقش چیست، فساد یعنی چی، سیئه یعنی چی، خطیئه یعنی چی، اینها همه در قرآن آمده دیگر، و هر کدام از اینها ظرافتهایی دارد چون ما در فارسی نمیتوانیم اینها را تفکیک کنیم از همدیگر، فارسی اینقدر کامل نیست که بتواند برای همه اینها معنی داشته باشد@ یعنی هیچ زبانی وجود ندارد در دنیا غیر از عربی، که این ظرافتها و لطافتهایی که منطبق با حالتهای مختلف نفس انسان هست را برایش معادل داشته باشد@ روی این حساب ما در فارسی یا زبانهای دیگر فقط همین کلمه گناه را بکار میبریم میگوییم گناه انجام شده ولی اینها با هم کاملاً فرق میکند انشاء الله جلسه آینده میخواهم راجع به تفاوت اینها با هم سخن بگوییم که اینها هر کدامش چه فرقی دارد@ وقتی داریم از خدا طلب مغفرت میکنیم مثلاً شما نمیگویید (اغفر معصیتی) راجع به معصیت شما مثلا (غافر المعصیات) معصیتها، نداریم ما اصلاً همچین چیزی نداریم (غافر المعاصی) اینطوری نداریم@ چرا کلمه غفران را ما راجع به جرم به کار نمیبریم چرا غفران را در مورد معصیت به کار نمیبریم ولی مثلاً میگوییم (غافر الخطایا) یا (غافر الذنوب) این دوتا را در موردش به کار میبریم@ ولی در مورد چیزهای دیگر یک همچین لفظی به کار برده نمیشود یک مقدار لطافتهایی هست که اگر به آن توجه بشود خود این لطافتها کارهای قشنگی با نفس انسان میکند آثار خوبی دارد توجه به این ظرافتها و لطافتها که انشاء الله جلسه آینده در موردش خدمتتان عرایضی را تقدیم خواهم کرد.@

برویم سراغ باز بعضی از گناهان در مورد آثاری که داشتند. چند نمونه گناه را معرفی کردیم حالا باز از بعضی از گناهان دیگر هم که عرض کردم آمرزشش خیلی سخت است یا اصلا قابل بخشش نیستند هم سخن بگوییم.@ فرمایشی هست از وجود مقدس امام زین العابدین(ع) (مَن باتَ شَبعانً وَ بِحَضرَتِهِ مُؤمِنٌ جائِعٌ تاوٍ قالَ الله عَزَوَجَل مَلائِکَتی اُشهِدُکُم عَلی هذا العَبد إنَنی أمَرتُهُ فَعَصانی وَ أطاعَ غَیری وَ وَکَّلتُهُ إلی عَمَلِهِ وَ عِزَّتی وَ جَلالی إلا غَفَرتُ لَهِ أبدا) خیلی خطرناک است@ میفرماید کسی که (مَن باتَ شَبعانً) کسی که شب سیر بخوابد خودش، خودش سیر باشد و خبر داشته باشد از مؤمنی که (وَ بِحَضرَتِهِ) در کنارش یک مؤمنی باشد دسترسی هم دارد به آن@ یک مؤمن گرسنهای که بیغذا هست غذا ندارد کنار او باشد، مؤمنی که به هر حال گفتیم حرمتش بالاتر از کعبه است اگر یک همچین چیزی باشد@ شخص بداند یک انسانی یا یک مؤمنی یا یک شیعهای گرسنه است و او راحت بگیرد بخوابد و اصلاً برایش مهم نباشد، خدا چه میگوید؟ (قالَ الله عَزَوَجَل) خداوند عزوجل میفرماید که ملائکه من شاهد باشید گواه باشید@ (عَلی هذا العَبد) این بنده من (إنَنی أمَرتُهُ فَعَصانی) من به آن امر کردم او مرا معصیت کرد، یکی از لطافتهای بحث که گفتم همین است که همیشه معصیت در مقابل چی قرار دارد؟@ مثلاً غیر از اثم است غیر از ذنب است معصیت، معاصی همیشه در مقابلش یک امر است یعنی خداوند یک تکلیف اول به ما گذاشته یک تکلیف را در مقابل ما قرار داده ما آن تکلیف را انجام ندادیم یعنی مقابله با خداست@ خدا میگوید این کار را انجام بده و ما انجام نمیدهیم این را میگویند معصیت، غیر از این هست مثلاً فرض بفرمایید یک نفر بدون اینکه با دستوری روبرو بشود برود یک خطایی را انجام بدهد یک کاری را انجام بدهد@ (فَعَصانی) این معصیت است، حالا چه دستوری خدا داده؟ دستورش چه بوده؟ در حدیث نیامده من چه دستوری دادم اینجا، دستور این هست انسان وقتی در کنارش گرسنه هستند حق ندارد خودش سیر بخوابد مگر اینکه دیگران را هم سیر بکند@ (اَللّهُمَّ اَشبِع کُلَّ جائِع) انسان باید به فکر گرسنهها باشد اگر میتواند گرسنهای را سیر بکند موظف است@ (کل جائع) یک حیوان را هم در برمیگیرد برای همین پیامبر فرمود (دَخَلَتِ النّار امرأتٌ فیه ؟؟؟الرَتِم) چه بسا یک خانمی بخاطر یک گربه داخل جهنم بشود چون گربه گرسنهای آمده در خانه و شما جایی دارید غذا میخورید گربه یا سگی یا حیوان گرسنهای وجود دارد@ انسان نمیتواند وقتی یک گرسنه هست به یک گرسنهای گرسنه را نسبت به آن بیتوجهی کند حتی اگر تشنه هم فرقی نمیکند@ حتی اگر یک گُل باشد انسان نمیتواند نسبت به یک گُل بیخیال باشد وقتی گُلی هست احتیاج به آب دارد برای همین هم شما وقتی به یک گیاه آب میدهید یا به یک درخت آب میدهید ثواب آب دادن به یک مؤمن را دارد@ پس به محض اینکه انسان با تشنه یا گرسنهای روبروست باید توجه داشته باشد که موظف است این کار را انجام بدهد اینکه در روایات یکی از اعمال بسیار برجسته و پرثواب مسأله آب دادن هست و سقایت هست@ خیلی اعمال هست اعمال خوبی هست اعمال شایستهای هست اما روی سقایت و آب دادن خیلی تأکید شده که آب انسان این را برساند به کسی@ یعنی اهمیت دارد در روایت داریم هیچ کاریتان را از کسی نخواهید اما میتوانید به کسی بگویید که من آب بده، برای من یک لیوان آب بیاور، و به هیچ کس کاری را نمیخواهید واگذار کنید@ اینقدر این کار بزرگ است و ثوابش زیاد است که شما اگر به یک کسی بگویید برای من آب بیاور به آن یک لطف کردید در واقع، چون چیز خیلی زیادی گیر آن میاید بخاطر اینکه به شما یک لیوان آب بدهد.@ پس سقایت یک عمل مهمی هست که حالا الان دیگر فرصت نداریم راجع به این هم یک بحث جدیدی را باز کنیم خیلی اهمیت دارد لذا معمولا آدمهایی که یک مقدار از لطافت و ظرافت بیشتری برخوردار هستند در خیلی از فعالیتهای جمعی@ یا در مهمانیها معمولا تعمد دارند که به بقیه آب بدهند نوشابه بدهند دوغ بدهند آب بدهند چایی بدهند یا غذا بدهند در آشپزخانه کار کنند فعالیتی انجام بدهند در غذارسانی، این یک لطافت و ظرافتی دارد.@ حالا آنقدر این کار زشت است که انسان سیر بخوابد در حالی که گرسنهها در کنارش و اطرافش هستند میفرماید ای ملائکه من شاهد باشید بر این عبد من که من به او دستور دادم و او معصیت کرده من را@ (وَ أطاعَ غَیری) غیر از من را اطاعت کرده، غیر از من اینجا چه میتواند باشد؟ شیطان، هوای نفس، که انسان خودش سیر باشد و دیگران گرسنه باشند@ به همین میزان این عمل هم خیلی زشت هست که انسان سر سفره یکطوری بخورد که به بقیه نرسد یا کمتر برسد خودش را ترجیح بدهد در مقدار غذا به دیگران@ بعضیها هستند اخلاقهای خیلی بدی دارند وقتی که غذا میکشند توجه نمیکنند که مثلاً سر سفره چند نفر هستند یا مثلا وقتی که یک نوشیدنی را میخواهند استفاده کنند توجه نمیکنند، یک میوه یا هر چیز دیگری، هر خوردنی دیگری@ توجه نمیکند که سر سفره، یا اطراف، یا شریکهای او چند نفر هستند معمولا در این جهت خیلیها شکست میخورند در مسأله شکم و معمولا خودشان را ترجیح میدهند در حجم غذا و کیفیت غذا به دیگری@ این هم یک عمل بسیار زشت و بدی هست و آثار وضعی بدی هم روی انسان میگذارد که در خوراک کلا انسان خودش را به دیگران ترجیح بدهد. (وَ أطاعَ غَیری) غیر من را اطاعت کرد@ (وَ وَکَّلتُهُ إلی عَمَلِهِ) این دیگر خیلی خطرناک شد، من دیگر آن را واگذارش میکنم به عملش، یعنی دیگر با آن کاری ندارم (وَ عِزَّتی وَ جَلالی إلا غَفَرتُ لَهِ أبدا) به عزت و جلالم قسم که دیگر او را هرگز نمیبخشم@ اینقدر این عمل سنگین هست که انسان اطرافش گرسنهای باشند و او کاری نداشته باشد به گرسنهها، پس این مسأله مسأله فوقالعاده مهمی است@ حالا شما نگاه کنید ما وقتی که میدانیم در اطراف ما در دنیا در جهان جاهایی هستند که نیازهای غذایی دارند و کوتاهی بکنیم بتوانیم واقعاً کاری بکنیم و کوتاهی بکنیم خیلی عمل خطرناکی هست@ ما نمیتوانیم نسبت به گرسنگی و عریان بودن و اسیر بودن و غذا نداشتن دیگران بیخیال باشیم وقتی میگوید کسی غذا نداشته باشد شما غذا داشته باشی و به فکرش نباشی خدا هرگز شما را نمیبخشد حالا فکر کن یک کسی اسیر باشد و شما بتوانی کمکش بکنی@ یک کسی گرفتار باشد شما بتوانید کمک کنید الان مثلا ستاد دیه هست حالا میایند کمک میگیرند که کمکی انسان بکند بندگان خدایی که گرفتار هستند بیگناه رفته زندان، تصادف کرده بنده خدا@ بدهکار بوده الان گوشه زندان گرفتار هست و ما هم میتوانیم یک حجمی کمک بکنیم که به هرحال کمک بکنیم به آزادسازی اینها، نه اینکه حالا ما میتوانیم برویم همه آنها@ ما توان این را نداریم که برویم دیه این افراد را بپردازیم ولی به هر حال اگر جایی دیه جمع میکنند و ما میتوانیم بدهیم، یک موقع هست دسترسی نداریم که حالا هیچی، یا از ما کمک نخواستند هیچی@ ولی وقتی میتوانیم یک موقع در معرضش قرار میگیریم اینها مهم است شما نمیتوانید نسبت به اینکه یک نفر اسیر است یک نفر گرسنه است یک نفر تشنه است یک نفر فقیر است یک نفر نیاز دارد بیخیال باشید@ اصلاً این در مرام انسانیت و دین ما اساساً نیست، به من چه، ما نداریم اصلاً چیزی به اسم به من چه نداریم، مثلاً فلسطینیها چه وضعیتی دارند غزهایها چه مسألهای دارند@ عراقیها چه مسألهای دارند افغانیها چه مسألهای دارند آنطرف دنیا چه مسألهای دارد، نه، ما مسلمان و غیر مسلمان باید برایمان مهم باشد فرق نمیکند مسلمان باشند یا غیر مسلمان@ حیوان باشد گیاه باشد هیچ فرقی نمیکند انسان باید خروجیاش مثل الله باشد این رحمت رحمانی و عام و شامل را باید داشته باشد بیخیالی، ما اصلاً چیزی به اسم بیخیالی، مربوط نیست اصلاً وجود ندارد به هیچ وجه در هیچ جا، نسبت به هیچ موجودی@ وقتی میگوید این دعا را بخوان در رأسشان (اَللّهُمَّ اَدخِل عَلی اَهلِ القُبورِ السُرور) شما نمیتوانی نسبت به مرده بیتفاوت باشی آنجا نیاز دارد در برزخ@ بنده خدا ضعف داشته توشه با خودش نبرده به برزخ، کم توشه برده به برزخ، الان آنجا در برزخ گرفتار هست، حالا پدر و مادر خودتان هم، بعضیها که اصلاً پدر و مادر خودشان را هم فراموش میکنند اقوام نزدیکشان را فراموش میکنند@ در روایت داریم یک جوانی که یا فرزندی که پدر و مادرش از آن راضی بودند میتوانند بعد از مرگش او را عاق کنند، چطوری عاق کنند؟ این پدر و مادر گرفتار هستند الان@ مگر فقط در دنیا باید مریض باشد که شما بروید عیادتش، یا مثلاً الان در دنیا باید تشنه باشد یا گرسنه باشد یا عریان باشد بخواهی به آن چیزی را برسانی، مهمتر از همه مسأله برزخ خیلی مهمتر است گرفتاریهای برزخ بسیار گرفتاریهای شدیدی هست@ کسی پدر و مادرش و امواتش را فراموش میکند. یکی از این علمای بزرگ میفرمود من که در زندان بودم زندان انفرادی هم بودم میگفت نه کتابی نه امکاناتی نه چیزی@ مینشستم شب تا صبح همینطوری که در انفرادی بودم یکسره یک حمد و سه قل هو الله برای تک تک اموات میخواندم، برای هر یک، نشسته دارد عبادت میکند آنجا@ دارد خروجیهای برزخی جاودانه برای خودش تولید میکند برای همین ما خیلی باید دقت کنیم که اموات را اصلاً نمیتوانیم فراموش کنیم نه اموات خودمان، برای همین میگوییم مؤمنین و مؤمنات مسلمین مسلمات بدوارثان و بیوارثان@ انسان باید همه آنها انسانند آنجا توشه میخواهند و خداوند یک لطفی در حق ما کرده که برای ما امکان توشهرسانی به آنها را فراهم کرده@ میتوانست این را از تو بگیرد ولی خوب این تو را بزرگ میکند این کار، وقتی تو توشهرسانی میکنی خودت شبیه الله میشوی و این خیلی فرصت بسیار خوبی است که انسان به فکر همه اموات گرفتارها، بدوارثان و بیوارثان باشد.@ وقتی اموات را شما فکر میکنید آنها که آنجا رفتند زمینیها همینطور هیچ فرقی نمیکند، هر جا، در عالم دنیا در عالم برزخ موجودی هست که شما میتوانید به آن کمک بکنید کمک بکنید@ خیلی وقتها هم هست به کمک شما احتیاج ندارند ولی شما میتوانید با آن ارتباط برقرار کنید میتوانی خوشحالش بکنی چقدر خوب است آدم این کار را انجام میدهد هر روز چند صلوات برای فرشتههایی که همراهش هستند@ ما در دعای روزهای ماه رمضان داریم خدایا به همه انبیاء سلام برسان و به فرشتههایی که با من هستند سلام برسان، حالا نگوید خدایا سلام برسان@ خودمان زبان داریم سلام میتوانیم خودمان بفرستیم خودمان سلام بدهیم به فرشتههایی که همراه ما هستند بالأخره اینها شخصیتهای برجسته و معصوم و بزرگی هستند از طرف خداوند فرشتهها سلام الله علیهم اجمعین@ اهل بهشت کسانی که الان در بهشت هستند چه در بهشتهای خودتان هستند که انتظار شما را میکشند چه در بهشتهای دیگر هستند حتی جهنمیها انسان میتواند به آنها خیری برساند ما به فرشتههای جهنم سلام میدهیم@ (اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی رِضوان خازِنِ الجَنّۀ وَ عَلی مالِک) شما به رضوان رهبر فرشتههای بهشت سلام میرسانید به مالک رهبر فرشتههای جهنم سلام میرسانید، دعای روز مفاتیح هست دعای روز ماه رمضان انشاء الله که زبانم لال میخوانید شما اینها را@ انشاء الله که به اینها یک نگاهی میکنید در طول روز یک نگاه بیاندازید به اینها خوب است. پس ما اساساً برای همین آفریده شدهایم برای اینکه بتوانیم دائماً خروجی داشته باشیم@ اینکه در مباحث شبهای قدر گفتیم یک انسان میتواند میلیونها انسان زندگی بکند و بعضیها اصلاً نمیتوانند بیشتر از حد خودشان@ شاید بتوانند به عنوان یک انسان زندگی کنند و غالباً اصلاً نمیتوانند حتی به عنوان عمر یک انسان هم زندگی کنند و اساسا عمر یک انسان را با خودشان به برزخ نمیبرند برای همین است@ چون این آدم آدم بسیار خودمحور، خودخواه، و یک پیلهای بسته دور خودش و خانواده خودش و به بقیه فقط همین صدقهای رفتار میکند با دیگران، همین با ائمه با خدا صدقهای رفتار میکند با دیگران هم همینطور صدقهای در نظام رفتاریاش رفتار میکند@ خروجی ندارد این آدم اصلاً، این خیلی فرق دارد با یک نفری که هیچ وقت حاضر نیست یک نفر باشد همیشه میخواهد معادل میلیونها انسان و قَدَر میلیونها انسان را با خودش ببرد@ معادل میلیونها انسان باشد و قدر میلیونها انسان را با خودش ببرد او اساساً شخصیتش شخصیت فراگیر هست اصلاً به عنوان یک انسان روی زمین زندگی نمیکند@ او اساساً رفته در یک جایی مثل جای خدا نشسته خلیفه خداست میخواهد خلیفه خدا بشود میخواهد یاد بگیرد که در بهشت، وقتی خدا میخواهد یک بهشتی به اندازه همه آسمانها و زمین را به آن بسپارد عرضه داشته باشد@ یک مجموعه به آن عظمت را که بینهایت بزرگتر از کره زمین هست و مملکتهای کره زمین هست بلد باشد اداره بکند خروجیها را داشته باشد تمرین بزرگی میخواهد بکند@ تمرین کرامت میخواهد بکند میخواهد وقتی وارد بهشت میشود که فرمود (مُلکاً کَبیراً) حکومت پادشاهی کبیر، این از الان همینطوری پادشاه زندگی میکند یعنی با اینکه ممکن است وضع مالی خوبی نداشته باشد اما روحاً پادشاه هست@ یعنی هر کاری میتواند میکند این مهم است، سعی، عمل شما خیلی مهم نیست سعی مهم است آن مقیاس نجات یک انسان سعی یک انسان هست که دیشب مفصل راجع به آن سخن گفتیم@ (لَيْسَ لِلْإِنْسانِ إِلاَّ ما سَعى‏) شما در هر چیزی میخواهید وارد بشوید اگر با تنبلی با کسالت با بیحالی با اینکه حالا ما هم یک لِک و لِکی داریم میکنیم@ همینطوری حالا ما هم یک نمکی روی آش میریزیم حالا ما هم یک ناخونکی میزنیم به این ثوابها، نه، باید شخص وقتی وارد یک کار میشود به سعی برساند خودش را، سعی یعنی همان روحیه شب قدری را داشتن بعضیها تمام ایام شبهایشان را میتوانند شب قدر بکنند@ و واقعاً هم عرضه دارند این کار را بکنند و بعضیها آن شب قدر را هم عرضه ندارند استفاده بکنند همان یک شب قدری هم که خدا به آنها داده استفاده نمیکنند، چرا؟@ چون هیچ وقت روح تلاش، جنبش، کوشش ندارند آدمهای لمس و شُل و سست و بیعرضه و تنبل و کسل هستند همهاش باید هلشان بدهی همهاش مثل یک مترسک باید بلندشان کنی@ مثل یک آدم بیهوشی که باید بلندش کنی به زور بنشانی و وادارش کنی یک خیری انجام بدهد هی باید تحریک بشود هی باید تشویق بشود هی باید هل داده بشود ولش کنند میفتد در جهنم، ولش کنند میافتد در طبیعتگرایی@ رهایش کنند غافل میشود، چهارتا مهمانی، چهارتا مسافرت، چهارتا رفیق غافل، کافی است برای اینکه آنها از سعی بیفتند راحت@ چهارتا آدم تنبل اطرافشان جمع بشود کافی است برای اینکه این هم تنبل بشود چهارتا آدم بیحس، آدم غافل، غفلتشان را میتوانند به این منتقل بکنند این اصلا به درد نمیخورد آدم اینطوری@ این نمیتواند حتی مقدرات و آذوقه یک انسان را با خودش جور کند و ببرد در برزخ، خیلی فرق دارد اینها با همدیگر، پس ما خروجی باید داشته باشیم دائما انسان باید در حال تولید خروجی باشد از خودش@ دائما باید تولید بکند یکسره، برای همین هم این دعا دعای باعظمتی است خیلی با عظمت هست دعای (اَللّهُمَّ اَدخِل عَلی اَهلِ القُبورَ السُرور اَللّهُمَّ اَغنِ کُلَّ فَقیر اَشبِع کُلَّ جائِع اُکسُ کُلَّ عُریان) چرا؟@ چون انسان شبیه خدا میشود در این دعا، ضمن اینکه دعای فرج هست و شخصیتساز هست انسان در این دعا اساسا یاد میگیرد به بندگان خدا دیگر از نگاه خودش نگاه نکند@ در حدیث معراج داریم از آدمهایی که بسیار نزدیک به خدا هستند کسانی هستند که دیگر اساساً نگاه شخصی به آدمها ندارند اساسا، بلکه از دریچه نگاه الله، با چشمان خدا به بقیه نگاه میکنند برای همین کینه نمیگیرند از کسی به بدل@ عقده نمیگیرند از کسی به دل، با کسی مشکل پیدا نمیکنند حسادت و بدخواهی اصلا ندارند اصلا حس رقابت با هیچ کس ندارند از نگاه خدا، خدا رحمت کند حافظ شیرازی را، من به چشم یار بینم یار را@ یعنی من حتی با چشم خود خدا خدا را نگاه میکنم، این خیلی مهم است انسان این چشم را پیدا بکند چشم امام زمان را پیدا بکند با چشم امام زمان به جهان نگاه بکند@ انسان وقتی با چشم امام زمان به شیعیان نگاه میکند یک حس دیگری دارد یک رحمت دیگری در دل انسان میافتد تا با چشم محدود خودش که پر از رقابت و نفرت و کینه و محدودیت و حسادت و مسابقه و ایرادگیری و عیببینی و ضعفبینی و مچگیری و این چیزها باشد@ وقتی انسان میاید مینشیند در چشم امام زمان از نگاه امام زمان به بچههای امام زمان نگاه میکند بینهایت نگاهش تغییر میکند به آدمها، بینهایت رفتارش تغییر میکند به آدمها، به پدر و مادرت از این جهت که پدر و مادرت هستند نگاه نکن بیا بالاتر@ به فرزندت از این جهت که بچهات هست نگاه نکن یکذره بیا بالاتر، به همسرت همینطور بیا بالاتر ببین که نوع نگاه انسان وقتی تغییر میکند چه رحمتی چه رحیمیتی در دل انسان قرار میگیرد@ انسان به همه آدمهای اطرافش با این نگاه، نمیگویم نگاههای شخصی و مربوط به عشق زمینی و فرزندی و اینها نداشته باشد نه، حضرت فرمود (أولادنا أکبادنا) بچههای ما جگرهای ما هستند@ بچه انسان با بقیه فرق میکند برای انسان، کاری نداشته باشیم با این قضیه این سر جای خودش، ولی اینکه انسان اساسا بتواند از یک نگاه برتر و بالاتری برخوردار باشد@ به هر میزان شما نگاههای شخصیتان در ارتباط با دیگران کنار میگذارید و از نگاه خدا و امام زمان نگاه میکنید به همان اندازه شما بزرگ میشوید، نگوییم سیر و سلوک یعنی چی@ نگوییم حالا من استاد اخلاق و یا یک مربی آنچنانی لازم دارم که، نه خدا همین دارد به تو میگوید به همین سادگی در حدیث معراج خیلی زیبا دارد به ما میگوید، (نظروا) خیلی جالب است این کلمه که خدا میگوید@ میگوید به دیگران نگاه میکنند از چشم من، این را باید تمرین بکنیم ما، وقتی تمرین کردیم آن موقع است که خودبهخود ارتقاء پیدا میکنید خودبهخود بزرگ میشوی همین تمرینی که من الان دارم به شما میگویم@ اگر کسی رویش تمرکز بگیرد ده سال بیست سال صد سال هزار سال یکدفعه تغییر جا پیدا میکند هزار سال میافتد جلو همین، که یاد بگیریم به دیگران چطور نگاه کنیم.@ باز برویم سراغ گناه دیگری از امام صادق(ع) هست میفرماید (کُلَّ الذُّنوب مَغفُورَۀٌ سِوی عُقوقَ اَهلِ دَعوَتِک) همه گناهان مغفور هستند بخشیده میشوند مگر عاق، انسان عاق همکیشان خودش بشود، یعنی چی؟@ عقوق، عقوق یعنی نارضایتی، میگویند عاق والدین، یعنی والدین از آن راضی نباشند، عاق فرزند، گاهی وقتها فرزند ممکن هست والدین را عاق بکند انسان با بچههایش یکطوری رفتار بکند@ رفتار بدی با بچههایش داشته باشد و به عنوان یک پدر و مادر بیمسئولیت برخورد بکنند نسبت به فرزندانش، خوب فرزند هم میتواند پدر و مادر را عاق بکند (يَوْمَ يَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِيهِ وَ أُمِّهِ وَ أَبِيهِ وَ صاحِبَتِهِ وَ بَنِيهِ) انسان از برادرش، مادرش، پدرش، همسرش، و فرزندش فرار میکند همه اینها میتوانند انسان را عاق بکنند.@ عاق اهل دعوت یعنی انسان به دلیل نفسانیت، تنبلی وظیفهای که دارد نسبت به اطرافیانش را انجام ندهد یک موقع هست انسان ارتباطش را با دیگران کم میکند یا قطع میکند بخاطر خدا@ چون معصیت دارند نمیتواند در مجالس معصیت آنها شرکت بکند، آن یک بحث دیگر است بخاطر خداست، ولی یک موقع هست به دلایل شخصی قطع رحم میکند به ارحام خودش سر نمیزند@ به اطرافیان خودش بیتوجه است در مشکلات آنها فعال نیست فراری است تنبل است بیحوصله است به برادرهایش کاری ندارد به خواهرهایش کاری ندارد اگر بتواند کاری انجام بدهد برایشان@ تنبل است مهم نیست برایش که آنها حالا در چه وضعیتی هستند بیخیال است خوب این دیگر عقوق دارد، بالأخره ما یک کسی داریم دیگر، ما فامیل داریم دایی به چه درد میخورد عمو بودن به چه درد میخورد فقط لفظش هست@ خاله بودن، عمه بودن، به چه درد میخورد رفیق بودن، رفیق هم خیلی مهم است رفیق فوقالعاده مهم است همین لفظ رفیق و دوست که آمد گردنت فقط نیست@ به قول علی(ع) بعضی از دوستها دوستهای مکاشرهای هستند یعنی فقط هی به هم میخندند همین فقط بلد هستند به هم بخندند سلام علیک کنند، حال شما چطوره، خداحافظ شما، یک دوست اصلاً نمیتواند اینطوری باشد@ یک دوست باید حتماً با اوضاع دوست خودش فکر بکند دغدغه داشته باشد اگر کاری واقعاً میتواند برای دوست خودش انجام بدهد انجام بدهد. اینها همه برمیگردد به همان مسئله اول که ما هیچ وقت نمیتوانیم نسبت به دیگران بیخیال باشیم@ این اجازه را نداریم چون خداوند به محض اینکه انسان یکجا گفت بیخیال، انسان خودش متوقف شده تا گفتی بیخیال یعنی از حرکت میافتی@ کلمه اثم، که حالا بعداً، هی من دارم میگویم هی هم دارم توضیح میدهم میگویم هفته دیگر، حالا دارم میگویم دانهدانه، کلمه اثم را وقتی به کار میبریم، اثم یعنی کُندی، کُندی در حرکت را میگویند اثم، چرا به گناه میگویند اثم؟@ برای اینکه در انسان چه ایجاد میکند؟ سرعت انسان را میگیرد نسبت به حرکت به سمت الله و به بهشت، مثل جنینی که در رحم مادر دارد حرکت میکند یکجا حرکتش توقف پیدا بکند خیلی خطرناک است@ مثلاً یک روز حرکت نکند جنین بعد دوباره ادامه بدهد این نسبت به نُه ماه وقتی کم آورده بعدا که متولد بشود این یک روز کاهش در بدنش اثر خودش را میگذارد یکجا سرعت کم شده خوب دیر میرسد دیگر@ حالا این باید 24 ساعت در شکم مادر میمانده که کامل بشود الان دارد متولد میشود 24 ساعت کم دارد از کاری که باید رحم روی این انجام میداده، خوب این وقتی که کم بیاورد گرفتار میشود.@ گناهان از این جهت که ما را کُند میکنند حرکت ما را متوقف میکنند در واقع یک فاجعه دارد اتفاق میافتد وقتی که ما یک گناهی را مرتکب میشویم@ دارد حرکتتان نسبت به جاودانگی و ابدیت متوقف میشود بعد حالا وقتی زمان مرگت میرسد تو باید کال از اینجا بروی، بیماری داری و هنوز درمانش نکردی هنوز شکلت شکل آدم نشده مانده تا شکل انسانی پیدا بکنی و حالا الان وقت رفتن است@ حالا شما فکر کن یک کسی دُم دارد دست دارد نیش دارد پنجه دارد پشمالو است شاخ دارد باید مثلا یک هفته زنده میماند که این شاخهایش را صاف کند وقتی دارد میرود شکل آدم برود@ ولی وقت نیست از این دنیا میرود در حالی که با شکل انسان از دنیا نمیرود. گناه اینطوری است بُتع یعنی کُندی حرکت تأخیر در عمل میاورد برای انسان@ پس وقتی که شما به یک کسی میتوانی کاری انجام بدهی از کارهای الهی، وظیفهای انجام بدهی از وظایف الهی بگویی به من چه من خوشم نمیاید من دوست ندارم، همین تو گفتی من خوشم نمیاید@ میل تو نیست اصلاً، یک زنی به شوهرت بگوید من خوشم نمیاید تو به خواهرت خدمت بکنی، خوشم نمیاید مادرت را خدمت بکنی، یا یک مردی به زنش بگوید من دوست ندارم تو مثلاً کاری برای مادرت میتوانی انجام بدهی حق نداری بروی انجام بدهی@ نه، این خانم الان میتواند به مادرش کمک بکند، تو برای چه اجازه نمیدهی خانمت به خواهرش یا مادرش کمک بکند@ این برای تو توقف میاورد، خانمت میتواند به یک کسی درس یاد بدهد تو بگویی نه راضی نیستم درس یاد بدهی راضی نیستم از خانه بیرون بروی، اینطوری نیست مرد بردارد بیمسئولیت یکدفعه زن را محدودش بکند@ آن که گفتند اجازه زن دست مرد است زن بدون اجازه مرد بیرون نرود برای این هست که یک موقعی یک چیزی مصلحت نیست برود یک مجلسی هست مجلس گناهی هست معصیتی هست@ یک فسادی هست یک خطری هست خوب زن اجازه میگیرد، ولی بیدلیل هی مرد بیاید گیر بدهد من راضی نیستم تو از خانه بیرون بروی، راضی نیستم کلاس بروی، راضی نیستم مسجد بروی، راضی نیستم فلان جا بروی@ این خود برای مرد مصیبت درست میکند این فهم غلط از مردانگی فهم بسیار عوامانه و عقبماندهای هست، نه حضرت زینب مراسم داشت حضرت فاطمه درس داشت مهمان میامد خانه@ همسایهها میامدند خانه، بخاطر حضرت زینب(س) میرفتند، جلسات داشتند، کُندی نمیتوانی ایجاد بکنی در خیر، شما باید دائما تراوش کنی مثل الله، یکجا متوقف کنی@ یک کسی به کسی بگوید نکن این کار را، بچهات الان یک کار خیر میتواند انجام بدهد و تو مانع میشوی که بچهات یک کار خیر انجام بدهد تو مثلا با برادرت مشکل داری به بچهات میگویی نروی خانهشان، اِ برای چه میگویی نرو خانهشان@ چرا جلوی بچه را میگیری این بچه باید صله ارحام را یاد بگیرد تو مشکل داری برای چه بچهها را شریک میکنید در دعواهای خانوادگی خودتان@ نمیشود ما حق نداریم بدجنس باشیم ما حق نداریم کینهای باشیم و این کینهمان را به بقیه منتقل کنیم حالا که من از فلانی بدم میاید تو هم باید بدت بیاید، این اصلا نمیشود، من حالا که با باجناقم مشکل دارم راضی نیستم زنم برود خانهشان، یعنی چی@ اینها همهاش نفسانیت است اینها همهاش حیوانیت است همهاش خودخواهی است خودمحوری است همهاش شیطنت است.@ لذا شما تا، همه اینها برمیگردد به آن محوری که ما حق نداریم متوقف بشویم خدا به ما اجازه توقف نداده (مَن ساوا یَوما) کسی که دو روزش با هم برابر باشد (فَهُوَ مَغمون) باخته است و کسی که دیروزش بهتر از امروزش باشد@ (فَهُوَ مَلعُون) دور شده چون شما با سرعت، یک زمان خاصی اجل دارید دیگر (لکل أمۀ) (لکل نفسٍ) برای هر چیزی یک اجلی هست شما یک زمانی باید برسانی خودت را به خدا، برسانی به برزخ سالم@ حالا وقتی این وسط راه هی هواسپرتی میکنی هی اینطرف و آنطرف میروی در جهنم سَرَکَ میکشی و میایی سرعتت کم میشود آن وقتت تمام میشود ولی تو وقتت را یکجای دیگر رفتی تلف کردی بردی یک جهنمی وقت را تلف کردی@ حالا الان هم وقت تولدت هست یعنی الان خیلی از بارهایت را برنداشتی، ما اصلاً حق نداریم سرعتمان کم باشد قرآن میگوید (سارعوا) با سرعت بیایید@ (و سابقوا) از بقیه هم سبقت بگیرید یعنی خودتان را با هیچ کس مقایسه نکنید حالا آن بقیه دلش میخواهد آنطوری زندگی بکند دلش میخواهد گناه کند دلش میخواهد معصیت بکند دلش میخواهد نماز نخواند دلش میخواهد حجاب را رعایت نکند@ ما به بقیه چکار داریم (وَ لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى) هیچ کس بار دیگری را روز قیامت نمیکشد ما اصلاً با هیچ کس کاری نداریم اصلاً با هیچ کس طرف نیستیم@ یک اجل داریم خودمان باید به موقع خودمان را آنجا برسانیم تمام شد، باید برسیم کاری نداشته باش بقیه تند میروند یا کُند، تو سعی کن تندتر بروی و سعی کن سبقت هم بگیری از بقیه، به بقیه هم کاری نداشته باش@ آقا ما چقدر سادهایم ما چطوری فکر میکردیم بقیه چرا اینطوری زندگی میکنند، نه این سادگی نیست این یک عقلانیت است یک هوش است اگر بگویی سادهام، احمقی است تو این را سادگی حساب کنی@ حالا بقیه نمیخواهند به سرعت بروند، حالا تند داری میروی این را سادگی میدانی، بقیه رعایت نمیکنند تو رعایت کن.@ در یک کارگاهی داری کار میکنی در کارخانه داری کار میکنی خیلیها روزه میخورند ما به بقیه کار نداریم ما وظیفهمان هست روزه بگیریم@ خیلیها حجاب را رعایت نمیکنند ما وظیفهمان هست حجاب را رعایت بکنیم آن که حجاب برایش واجب است مرد یا زن فرقی نمیکند.@ روایت بعدی از امام باقر(ع) هست (مِنَ الذُّنوبِ الّتی لا تُغفَر قَولُ الرَجُلِ یا لَیتَنی لا أُآخِذُ اِلا بِهذا) از گناهانی که بخشیده نمیشود این هست که یک شخصی بگوید این گناه ما که اصلاً گناه نیست چیزی نیست این@ ای کاش همه گناهانمان مثل همین باشد ای کاش من جز به این گناه مؤاخذه نشوم، تا گفتی این که چیزی نیست، این همانی هست که دیگر بخشیده نمیشود خیلی کبیره میشود دیگر، در روایت داریم اینها تبدیل به کبیره میشود@ برای همین فرمود (اِتَّقُوا المُحَقَراتِ مِنَ الذُّنوب) از گناهان کوچک خیلی بترسید، چرا؟ چون صاحبش میگوید کوچک است این خیلی مهم نیست این خیلی اهمیتی ندارد بعد این را گناه نمیداند حس گناه به آن دست نمیدهد.@ شما نگاه کنید شبهای قدر تلویزیون خانمهایی را نشان میداد که نشسته در حرم امام رضا، موهایش همه معلوم است دستهایش تا کجا معلوم است@ جوراب یا نپوشیده یا جوراب نازک پوشیده حجاب را رعایت نکرده دارد اشک میریزد برای امام رضا، بعد هم اگر بگویی تو در معصیت هستی، یا آقایی نشسته گردنبند طلا انداخته یا انگشتر طلا دستش هست اصلاً متوجه نیست این حرام است این فعل حرام است@ شما خانم الان دارید انجام میدهید، حالا دوتا شِوید مگر چیه، حالا دست من مثلا ده سانت مچ من معلوم باشد حالا پای ما معلوم باشد، همین بدبخت میکند آدم را@ این همان گناهی هست که پیغمبر فرمود با همین مو در جهنم آویزانش میکنند و شلاقش میزنند در آتش، یک کسی بگوید این که چیزی نیست، همینطوری.@ پس اینها را دقت بکنیم فوقالعاده مهم است اینها را هی کوچک ندانیم، حالا اینش که مهم نیست آنش که مهم نیست بعد میبینید جمع میشود یک فاجعه درست میشود برای انسان. فرمایش بعدی که خیلی کمرشکن است@ از وجود مقدس نبی اکرم(ص) هست (لِکُلِّ ذَنبٍ تَوبۀٌ إلا سوءَ الخُلق فَإن صاحِبَهُ کُلَّما خَرَجَ مِن ذَنبٍ دَخَلَ فی ذَنبٍ) برای هر گناهی توبهای هست مگر بداخلاقی، بداخلاقی توبه ندارد، چرا؟@ چون یک آدم بداخلاق (کُلَّما) هر وقت که (خَرَجَ مِن ذَنبٍ) میرود معذرتخواهی میکند حلالیت میخواهد بالأخره طرف را راضی میکند دوباره چون بداخلاق است خودش@ آدم بداخلاقی است آدم تندی است آدم مغروری است آدم متکبری است آدم حسودی است آدم بدبینی است اینها همه مظاهر سوء خلق است سوء خلق فقط عصبانیت نیست، آدم زودرنج و حساسی است آدم لوسی است@ آدم نُنُری هست اینطوری بار آمده اصلاً، این تا جبران میکند دوباره، چون این خلقش اینطوری هست دوباره (کُلَّما خَرَجَ مِن ذَنبٍ دَخَلَ فی ذَنبٍ) تا از یک گناه در میاید دوباره میافتد در همان گناه@ دوباره یک ساعت بعد همان آدم است این تا این ریشه سرطانی بداخلاقی را از خودش در نیاورد دائما در آتش دارد میسوزد، این بد است این را باید پاک کرد از وجود انسان@ انسان باید این را از خودش دور بکند زندگی کردن یعنی همین، ریاضات شرعی یعنی عبادتها انجام واجبات و ترک محرمات همه اینها زمینههایی هست برای اینکه ما بتوانیم این خلقهای زشت را از خودمان دور کنیم@ تمرینها و دستوراتی که خداوند تبارک و تعالی به ما داده همهاش برای این هست که ما بتوانیم این اخلاقهای بد را از خودمان بکَنیم و کنار بیاندازیم بداخلاقی خیلی خطرناک است@ این را باید انسان خیلی دقت بکند خدای نکرده سوء خلق نداشته باشد با کسی هم طرف نیستی شما، یعنی اشتباه خیلی بزرگی که انسان میکند این هست که آدمها را ملاک سوءظن خودش میگیرد@ میگوید این آدم را من با آن مشکل دارم باید به آن قر بزنم نق بزنم، همینطوری هست، میگوید من کلا آدم خوبی هستم ولی فقط با زنم اینطوری هستم، فرق نمیکند این که دیگر خیلی بدتر است آن فاجعهاش خیلی خیلی بیشتر هست تا یک آدم غریبه@ آن علاوه بر اینکه بداخلاقی هست ظلم هم هست، یا بچهام، فقط با بچههایم اینطوری هستم در خانه اینطوری هستم@ بیرون خیلی آدم خوش اخلاق و خوش برخوردی هستند همه هم از آنها تعریف میکنند هیچ کس اصلا باور نمیکند این شخصی که اینجا اینقدر مهربان است در خانه یک شمر است هیچ کس باور نمیکند@ همه میگویند بَه چه آقایی این چقدر آقاست چقدر مرد نازنینی است چقدر مرد شوخی است چقدر مرد خندانی است چقدر مرد مهربانی است ولی در خانه نه، در خانه یک شمر به تمام معناست یک ظالم است این ظلمش خیلی بیشتر است@ جدای از بداخلاقی این خودش یک ظلم است و حق الناس هم یادتان هست هفته گذشته گفتیم از گناهانی است که دیگر آمرزیدنش دست خدا نیست میبینی گرفتار میکند آدم را تا کِی.@ پس نسبت به بداخلاقی هم خیلی تأکید شده که آمرزیده نمیشود اینهاست که آدم باید بلرزد و بترسد از آنها، من اینطوری تربیت شدم، من اینطوری هستم@ ما عادتمان اینطوری هست ما همهمان اینطوری بودیم پدرمان اینطوری بوده، پدرت هر طوری بوده بوده باید این را بِکَنی ارثی هم که داری بکنش بیانداز کنار، اینطوری نیست که اگر کسی ارثی داشت نتواند از خودش چیزی را جدا بکند انسان با تربیت@ تربیت یعنی همین، شما یک حیوان وحشی، وقتی شما یک شیر وحشی را تربیت میکنید یعنی میتوانید یک چیز ارثی را جدا بکنی، چون شیر در ذات خودش وحشی بودن را دارد پلنگ و ببر و مار وحشی بودن را دارد@ یک مار و یک تمساح و یک درنده را رام کرده پس خودتان میتوانید رام کنید، وقتی یک شیر را میشود رامش کرد تربیتش کرد@ یک انسان قابل تربیت هست نمیتوانی بگویی من حالا اخلاقمان اینطوری است ژنتیکی اینطوری هستیم، وسواسیم ما ژنتیکی، همین بعضیها دیدید خودشان را وِل میکنند ما ژنتیکی وسواسیم@ خوب حالا وسواس باشید آنها گرفتار بودند و مشکل داشتند حالا آنها گرفتار بودند نخواستند به خودشان برسند یا توانش را نداشتند حالا تو هم میخواهی، حالا ژنتیکی یک چیزی بهت دادند خوب دادند@ خوبیها را هم دادند دیگر، آنهایی که ژنتیکی بدی رسیده به آنها باید با آن مقابله کرد انسان میتواند خودش را تربیت بکند نمیتواند بهانه بگیرد بله ما خانوادگی اینطوری هستیم، خوب نباشید، انسان مظهر خداست یعنی اسم فَعالٌ لِما یَشاء فَعالٌ لِما یُرید را دارد اگر بخواهد میتواند.@ یک روایت دیگر هم هست از امام سجاد(ع) آن را هم عرض کنم بس است دیگر@ (یَغفِرُ الله لِلمُؤمِنِ کُلَّ ذَنبٍ وَ یُطَهِرَهُ مِنهُ فِی الدُّنیا وَ الآخِرَۀ ما خَلی ذَنبَین) خداوند برای مؤمن گناهانش را میبخشد هر گناهی را میبخشد و در دنیا و آخرت بالأخره پاکش میکند حالا یا در دنیا یا در آخرت@ آنها که قبلاً توضیح دادم بعضی از گناهان را خدا، سعی خدا به این هست که بتواند در دنیا این گناهان را پاک بکند از بنده، بنده اگر خودش را بسپارد به خداوند@ خدا در همین دنیا پاکش میکند نمیگذارد چیزی به آخرت برسد ولی بعضی از بندگان هستند خودشان مقاومت میکنند و پوست کلفتی میکنند و اجازه نمیدهند در دنیا پاک بشوند@ میگذارند برای برزخ که خوب دیگر گرفتاریهایش خیلی زیاد هست بالأخره خدا آنجا پاک میکند انسان را، بالأخره مؤمن یا در دنیا یا در آخرت در جهنم پاک میشود@ ولی دو گناه را فرمود (ما خَلی ذَنبَین) این ما خلی و الاهایی که داریم اینها مال زمانها و مکانهای مختلف بوده دیگر، حضرت آن موقع بیان میکرده زمان حضرت این چیزها بوده یکی (تَرکُ التَقِیَۀ) تقیه که (التَقِیَۀُ دینی وَ دینُ آبائی) تقیه دین من و دین اجداد و آباء من هست آباء طاهرین من@ چه موقع گفته این را حضرت؟ آن موقع که شیعه در یک اقلیتی بوده اگر لو میرفته یک نفر شیعه است هم برای خودش دردسر میشده هم برای دیگران، حالا چه اصراری دارد آدم بقیه را دشمنان را تحریک بکند به اینکه برود یکدفعه یک کاری بکند که جان خودش در خطر بیفتد@ جان بقیه هم به خطر بیفتد این نیست، تقیه یعنی کتمان دین آنجایی که برای شخص یا دیگران خطرساز هست آنجا باید انسان تقیه بکند@ یعنی پرهیز بکند و مرام خودش را لو ندهد این غیر از اینجاست که بگویی بله در فلان مهمانی در ماهواره روشن بود همه داشتند فحش میداند ما هم دیدیم اگر ما بگوییم بد است یا مثلا اگر من بگویم خطر دارد@ هیچ خطری ندارد بد نیست بلند شو مهمانی را ترک کن بیا، ناراحت میشوند آخر، خوب ناراحت بشوند ناراحتی آنها مهمتر است یا ناراحتی خدا، خشم آنها مهمتر است یا خشم امام زمان، بلند شو بیا@ من نمیشینم اینجا، خیلیها اینطور موارد قدرت نَه گفتن ندارند و همین ذلت میاورد برایشان، خواری میاورد یعنی از این شخص بیشتر خجالت میکشد تا خدا، از این آدمهای فاسقی که نشستند بیشتر میترسد تا خدا@ برایش خیلی مهمتر هست که پیش اینها موجه باشد تا پیش خدا و ملائکه، پیش اینها محبوب باشد تا در آسمان محبوب باشد، خوب باشه خدا هم میگوید من هم واگذارت کردم به همینها@ پیش همینها محبوب باش ولی او پیش خدا و ملائکه و اهل آسمان منفور قرار میگیرد این را نمیگوییم تقیه، تقیه یک جایی هست که واقعا یک همچین خطری برای جان انسان یا کسان دیگر هست@ گرچه الان ما نداریم یک همچین چیزی، اینجا الان دیگر ما همچین موردی را نداریم، ممکن هست در خارج از کشور بعضی از جاها استثنائاً یک همچین شرایطی فراهم بشود که انسان باید دینش را مخفی نگه دارد برای همه هم نه@ برای بعضیها، دومی چی؟ (و تَضییعُ حقوق الإخوان) که این هم خوب دیگر واقعا خیلی کمرشکن هست، ضایع کردن حقوق برادران دینی@ انسان حقوق برادران دینیاش را، میگوییم برادران، خواهران نه اینکه خواهران نباشد خواهران هم فرق نمیکند، ضایع بکند انسان، این برادر که میگوید لفظ إخوان (إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ) مؤمنون برادر هستند این برادر به معنای جنسیش نیست یعنی یک اخوت الهی@ مثل اینکه میگوییم خانواده آسمانی، مورد بحث خودمان هست، یک اخوت یک شباهت یک فامیلی آسمانی و معنوی برقرار هست انسان هر کاری بتواند باید انجام بدهد حقوقی دارند آنها، حقوقشان هم مشخص هست@ اینها را من در مباحث فکر میکنم اگر درست بگویم حقوق برادران دینی نمیدانم اصلاً سیدیاش بیرون هست یا نیست یا مثلاً در مهرورزی اینها را من گفتم توضیحاتی در مهرورزی دادم@ اینها را که برادران دینی چند حق دارند به انسان که انسان باید آنها را رعایت بکند و اگر رعایت نکند حضرت فرمود از ولایت خدا خارج میشود، یکی این هست که اگر بدانی برادر دینیات به کمکی احتیاج دارد حق نداری بایستی تا آن به تو بگوید@ باید حتماً خودت بروی به آن پیشنهاد بدهی یعنی باید بگویی اگر کاری هست کاری میتوانم انجام بدهم، مثلاً یک کسی خانمش باردار هست@ میدانی وسیله نقلیه ندارد و تو باید به آن بگویی که من وسیله نقلیه دارم هر وقت شب خواستی من را صدا کن من شما را ببرم بیمارستان، به من چه نداریم اصلاً ما، اگر بدانی احتیاج دارد باید بروی خودت به آن بگویی@ یک کسی که میگذارد دیگران به آن بگویند در حالی که میداند بقیه نیاز دارند و میتواند واقعاً، یک موقع هست من میدانم که آن نیاز دارد و دوست هم دارم کمکش بکنم ولی واقعاً نمیتوانم این یک بحث دیگر است وسعم نمیرسد@ ولی یک موقع هست نه وسعم میرسد میتوانم کاری انجام بدهم این حق ندارد که صبر بکند که دیگران به آن بگویند، حالا شما برادر دینی را در نظر بگیرید بیایید سراغ اعضای خانواده@ در اعضای خانواده مسئله خیلی شدیدتر هست قرآن میفرماید هر وقت میخواهید خیری را بدهید (لِلْوالِدَيْنِ وَ الْأَقْرَبِينَ) باید حتماً از پدر و مادرت شروع کنی حق نداری بگذاری پدر و مادرت بگویند فلان کار را برای من انجام بده@ واقعاً میتوانی باید برای پدر و مادرت انجام بدهی خواهر برادران، نزدیکان، همسر، که نزدیکترین کس به انسان هست این هست@ حالا فکر کن یک آدمی میایستد زنش هی به آن بگوید این را بخر این هم بگوید الان نمیتوانم بخرم الان پول ندارم حالا باشه بعد، میتواند نیاز زنش را تأمین بکند میتواند نیاز بچهاش را تأمین بکند هی بگوید حالا باشه برای بعد@ این خیلی آدم منفوری است خیلی آدم بدبختی است این آدم، بابا الان خانمت یک چیزی لازم دارد معقول هم هست بچهات یک چیزی دارد معقول است عزیزم باید جلوتر خودت بگویی@ میتوانی برطرف کنی و آنها لازم دارند لباس نیاز دارد وسایل دیگر نیاز دارد وسایل شخصی نیاز دارد و تو هی این را عقب بیاندازی، میتوانی و داری هی عقب میاندازی، خیلی خطرناک است این حالت@ آدمهای خسیس آدمهای بخیل اینها بسیار از خدا دور میشوند بسیار از خدا دور هستند باید به این مریضیهایشان غلبه بکنند.@ پس این حقوق اخوان را دیگر من نمیرسم بگویم که حضرت در کتاب شریف کافی هفت حق را آنجا ذکر کرده برای برادر و یک مسلمان و مؤمن@ گاهی وقتها تا سی حق پیامبر شمرده که یک مسلمان گردن مسلمان دیگر سی حق دارد اینها حقوق است روز قیامت هم سؤال میشود از آن، پس آدم باید این حقوق را بشناسد که بداند نسبت به یک مسلمان چه وظیفهای دارد انسان@ پس ما چیزی اساسا در محور همه این گناهانی که امروز خواندیم این هست که ما چیزی اساسا به اسم به من چه، مشکل خودش است، مشکل خودت است، به من ربطی ندارد، ما اصلا همچین چیزی نداریم.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@