جلسه 210 - خانواده آسمانی
شماره جلسه
210
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1392
ماه
4
روز
20
متن کامل (خام) ‌ جلسه 210 - خانواده آسمانی

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات خداوند تبارک و تعالی بر همه شما عزیزان و بینندگان عزیز شبکه الهی ولایت.@ بحث ما در تنظیم روابط اعضای خانواده آسمانی با هم رسید به بحث گناه که یا همان حمله سمت چپ شیطان، چون موضوع اصلی شیطان هست بحث حمله سمت چپ شیطان که حمله از طریق گناه هست@ حمله سمت جلو که حمله از اضطرابها و نگرانیها و دلشورههایی که انسان همیشه نسبت به آیندهاش پیدا میکند خود کمبینها و ناامیدیها نسبت به حرکتهای آینده زندگیاش@ حرکت از عقب که گذشته انسان هست در مورد کدورتها در مورد شکستها و گناهان و حمله سمت راست که نقاط قوت یک شخص و عبادتها و اعمال صالح یک شخص هست که میتواند اگر انسان درست با آن برخورد نکند برای انحراف انسان خطرناک باشد.@ حالا بحثمان در حمله سمت چپ بود که توضیح دادیم بحث گناه را، الان در مورد اعظم الذنوب میخواهیم صحبت بکنیم یعنی عظیمترین گناهان که فوقالعاده مهم هست (أعظَمُ الذُنوب عِندَ الله سُبحانَهُ ذَنبٌ صَغُرَ عِندَ صاحِبِه) این چیزی است که گرفتاریاش برای ما خیلی زیاد هست@ وجود مقدس امیر المؤمنین(ع) میفرماید که عظیمترین گناهان در نزد خداوند سبحان گناهی هست که کسی که آن را مرتکب میشود کوچک بشمارد بگوید حالا این که چیزی نیست@ تعابیر دیگری هم داریم (اشد الذنوب) آنجا فرمود (اعظم الذنوب) اینجا میفرماید شدیدترین گناهان، (أعظَمُ الذُنوب عِندَ الله سُبحانَهُ ذَنبٌ اِستَهانَ بِهِ راکِبُه) سهل بشماردش@ یک کسی که این کار را انجام میدهد بگوید اصلاً این گناه چیزی نیست همین، همین مثل یک ترکی هست که در یک سد ایجاد میشود@ یک ترک چیزی نیست اما تمام یک سد و میلیاردها تومان و دلار و هزینه از بین میبرد و یک شهر را نابود میکند چیزهایی که ما خیلی سفت میدانیم و از آن پرهیز میکنیم@ خوب پرهیز میکنیم دیگر، اما آن چیزهایی که پرهیز نمیکنیم خیلی میتواند خطرناک باشد میگوید حالا این یکذره چیزی نیست همینطوری در هر چیزی در مسائل اقتصادی، خوراکیها، مسائل حجاب@ بگویم حالا یکذره حجاب یکذره ناجور باشد طوری نیست یا رفت و آمدها، در مسائل دیگر، همینطوری یکذره یکذره که سهلانگاری انسان میکند میبیند که آفتهای فوقالعاده زیادی میبیند@ حالا یکذره در اینترنت رفتیم و چهارتا چیز هم دیدیم حالا ماهواره که چیزی نیست من میخواهم اخبارش را ببینم همین توجیهات مسخرهای که الان دارد میشود توسط افراد@ حالا اخبار، من میخواهم کار علمی بکنم، هیچ چیز دلیل این نمیشود هیچ علمی هیچ کاری دلیل این نمیشود که ما بخواهیم یک گناه برایش انجام بدهیم.@ بنابراین این را باید خیلی دقت بکنیم که همین یکذره شمردن، استهان، یعنی سهلانگاری میکند شخص، آسان میداند این را، این چیزی نمیداند، میگوید اعظم یعنی خیلی عظیمترین، یکجا میگوید اشد یعنی شدتش، از نظر نوع تأثیرگذاری هست چیزی نیست این یکذره چیزی نیست.@ باز تعابیر دیگری هم دارد که حالا من آنها را نمیخوانم چون وقتمان کم هست. گناه را کوچک نشماریم یعنی نگوییم حالا این دیگر چیزی نیست@ همان موقع که، چون شخصی که ما میخواهیم و در مقابلش هستیم رب العالمین هست جبار السماء است خیلی چیز کوچکی نیست که انسان به خودش اجازه بدهد بخصوص موقعهایی که عمدی هست کار یا اصراری هست@ یا در روایت داریم میگوید ای کاش همه گناهان من همین مقدار بود، همینطوری بود، همین این خوب نیست هر کاری که میخواهیم بکنیم ببینیم آیا فقه ما اجازه میدهد یا نمیدهد@ ما اجازه داریم این کار را انجام بدهیم یا نه، برای خودمان اجتهاد نکنیم، آنش هیچی نیست اینش هیچی نیست، در مورد دیگران نه، در مورد خودمان دارد میگوید@ در مورد دیگران ما نباید خیلی مته به خشخاش بگذاریم کاری به کار دیگران خیلی نباید داشته باشیم حالا امر به معروف و نهی از منکر، اگر آن هم احتمال اثرگذاری داشت چرا@ ولی در بقیه موارد یعنی گناه دیگران را کوچک، کاری با گناه دیگران نداشته باشیم بحث بحث خودمان هست الان، همین شخص خودمان الان، این خیلی مهم است چون ما از نظر روانی متأسفانه انسان بخاطر خودشیفتگیهایی که پیدا میکند خیلی خودمتشکر و خودشیفته میشود@ تا یک عمل خوبی هم انجام میدهد به شدت تحت تأثیر قرار میگیرد این باعث میشود به تعبیر علی(ع) گناهان عظیمی را که انجام میدهد راحت کنار بیاید با آن@ میگوید من انسان خوبی هستم آدم مثبتی هستم این همه کارهای خیر انجام میدهم این همه کارهای خوب انجام میدهم راحت کنار میاید با آن@ اما وقتی نوبت به دیگران میرسد میفرماید شما درخت را در چشم خودتان نمیبینید ولی خار را در چشم دیگران خوب میتوانید تشخیص بدهید@ متأسفانه این هست ما عیبهای دیگران را خیلی سریع و زود، ریزترین عیبهایشان را میبینیم نِق و قر و نقد و انتقاد و تحلیل و تجزیه هم میکنیم اما وقتی نوبت به خودمان میرسد نه.@ من به جرأت میگویم ما 99% مواردی اگر نگویم 100%، 99% مواردی که نسبت به دیگران انتقاد میکنیم دوتا سؤال اگر از خودمان بکنیم دوتا چیز را اگر رعایت بکنیم دیگر انتقاد و سرزنش برداشته میشود راحت میتوانیم با دیگران کنار بیاییم راحت میتوانیم با دیگران زندگی بکنیم مشکلی پیش نمیاید.@ 1 ـ اینکه آیا من خودم از همین گناهان میکنم یا نمیکنم، خود من از همین گناهانی که این دارد میکند انجام میدهم یا نمیدهم، خود من هم تا بحال شده اینطوری بشوم در موقعیت قرار بگیرم اینطوری.@ 2 ـ خودم را جای طرف مقابل بگذارم در آن مورد خاصی که انتقاد دارم از آن بگویم حالا اگر من جای آن بودم من چکار میکردم، من خودم را بگذارم جای آن، با داراییهای که آن دارد، نه با داراییهایی که تو داری با داراییهایی که آن دارد@ شوهرت است زنت مادرشوهر، مادرزن، جاری، باجناق، دوست، هر کس هست، رئیس، مرئوس، یک شخصیت سیاسی مملکت هست بگو من این مقدار خوراک خوردم الان اینم@ بعد از این همه سالی که آمدم کلاس و جلسه و خوراک و مطالعه و استاد دیدن و چه و چه الان اینم، حالا از این بنده خدایی که هیچ چیزی نخورده یا کم خورده چه توقعی هست@ ببین بعدا میتوانی به آن انتقاد بکنی، میتوانی به آن نِق بزنی، میتوانی نفرینش بکنی، میتوانی لعنش بکنی، یا نه این بنده خدا غذا نخورده چیزی گیرش نیامده این را خیلی دقت کنیم به آن، این نکته را توجه کنید.@ چندتا از گناهان شدید را هم باز داریم که خیلی گناهان شدیدی هست ذکر کردند در روایات (الذُّنوبُ کُلُّها شَدیدَۀ) این یک قاعده، همه گناهان شدید هستند@ یعنی نسبی هم هست همانطور که عبادت نسبی است یادمان نرود افضل کارها نسبی هست، اگر کسی میخواهد این را خوب رمزش را بفهمد باید به مباحث عمل ما به مباحث بخش عمل در انسانشناسی قم مراجعه کند@ که چرا در روایات سی تا چهل تا مورد حدیث آمده که افضل الأعمال، مثلا اطعام الطعام بهترین عمل اطعام طعام است، برای همه اینطوری است؟ نه، هر شخصی افضل عملش را شخص دیگری فرق میکند@ برای همین هم افضل الأعمالهایی که در روایات آمده بالاترینهایی که در روایات آمده متفاوت است هر کس باید به مختصات خاص خودش نگاه بکند که افضل أعمال بالاترین عمل الان برای من چیست؟@ خودخواهیها، کسالتها، تنبلیها، بیحوصلگیها، باعث میشود انسان وقتی که یک روایتی میخواند که افضل اعمال چی هست نگاه میکند از بین آنها یکی را انتخاب میکند که هیچ فشاری برایش نداشته باشد@ یعنی نخواهد بین آن و دنیا و هوسهایش فاصله بیاندازد بعد میگوید من این همه کار کردم، میگوییم تو چکار کردی؟@ میگوید من فرض بفرمایید بیست سال وقت گذاشتم جهیزیه تهیه کردم برای دخترانی که بیبضاعت بودند یا پسرانی که بیبضاعت بودند مشکلات ازدواج را هماهنگ کردم@ در حالی که افضل عمل برای این نبوده، برای این یک کار خورد بوده این کار، که در اثر این بیست سال کار هم که کرده به قدری خودشیفته و خودخواه و منتگذار شده در نزد خدا و طلبکار از خدا شده این فایده ندارد.@ هر کس باید ببیند افضل عملش چیست و در گناه هم اشد الذنوب افراد باز فرق میکند. یک کسی میبینی بدحجاب است بیحجاب است رعایت نمیکند@ اما بالاترین گناهش آن نیست که ما فکر کنیم این بالاترین گناهش هست، فحشای باطنی و فحشای ظاهری خیلی فرق دارد. یک کسی میبینی اگر الان بخواهد به داد خودش برسد مهمتر از این که حجابش درست بشود یا هر چیزی@ مهمتر از این هست که امیدش را از دست ندهد مهمتر از این هست که خدا را پیدا بکند مهمتر این هست که آشتی بکند با آسمان، حجاب بعدا درست میشود حجاب یک امر ظاهری است@ مهمتر این هست که متکبر نباشد مهمتر این هست که آدم خودکمبینی نباشد، اینها فحشاهای باطنی و خطرناک است. پس دقت کنید اینکه در روایت ما اشد الذنوبها را@ میگوید همه گناهان شدید است نسبی است به هر کس شدید است برای همه ما شدید است ولی شدت برای هر کس فرق میکند، یک کسی خوب شوهرداری نکردنش بدبختش میکند@ یک کسی شوهر ندارد که بخواهد شوهرداری نکردنش مشکل بشود، یک کسی با بچه بودنش، یک کسی پدر و مادرش مسألهاش هست، یک کسی نه همسرش مسأله است، ظلمی که به همسرش میکند، اجحافی که به همسرش میکند@ محدودیتهایی که ایجاد میکند، فشارهایی که میاورد، همان همسری را بدبخت میکند، ولی ممکن است در بیرون خیلی کارهای خیر انجام بدهد اما این در خانه دچار شدیدترین گناهان هست.@ پس دقت کنید من چند موردش را بخوانم امام باقر(ع) (الذُّنوبُ کُلُّها شَدیدَۀ) همهشان شدید هستند همهشان سخت هستند (وَ اَشَدُّها ما تَنبَتُ عَلَیهِ اللَحم وَ الدَّم) (تُنبِتُ) هم گفتند@ شدیدترین گناهان این هست که با آن گوشت و خون درست میشود یعنی وقتی این گناه را انجام میدهی گوشت و خون انسان بر اساس این گناه رشد میکند مثل حرامخواریها، رشوهخواریها، گرانفروشیها، خمس ندادنها@ زکات ندادنها، انفاق نکردنها، حق الناس در مال آدم باشد، شراب خوردنها، شراب طرف میخورد خوردن شراب گوشت رویش میکند در بدن، خون ایجاد میکند، مال حرام، حق کسی، اینها هست که خیلی از همه خطرناکتر و شدیدتر هست، چرا؟@ چون اینها تا وقتی در ساختار وجودی انسان هست آفت وجود دارد شما هر چه جذب بکنید مسمومیت سر جای خودش هست@ پس اینها را خیلی دقت بکنیم که چیزهایی که خون،گوشت، چیزهای اینطوری در وجود انسان ایجاد میکند اینها بسیار بسیار شدید و خطرناک است. لذا شما وقتی که بخواهید مثل طبیب برخورد کنید چه با خودت چه با دیگران@ وقتی میخواهی کار تربیتی بکنی یک موقع میبینی زحمت داری میکشی در مورد بچهات، میبینی اصلا اثر نمیگذارد، در مورد همسرت، میبینی اصلاً اثر نمیگذارد@ بعد یک بار بشین فکر کن نکند در لقمه یک موقع یک چیز خطرناکی باشد، شاید در لقمهات یک مشکلی هست داری به اینها میدهی و حالا هر چه میگویی هیچ اثری در روح اینها ندارد.@ مثل یک پزشک، یک پزشک هیچ وقت اقدام به خوراک دادن یا دارو دادن نمیکند تا وقتی که شخص مسموم هست میگوید اول باید معدهاش را شستشو بدهیم یعنی هر چه آشغال خورده قرص خورده چیزهای آلوده هست تخیلیه بشود کامل@ شستشو داده بشود پاک بشود بعد تازه درمان را شروع بکنیم غذا و تغذیه و چیزهای دیگر. در شیمیدرمانی شما نگاه کنید یک قسمتی از بدن انسان سلولهای سرطانی هست@ اما وقتی شیمیدرمانی میکنند همه سلولهای بدن را با شیمیدرمانی از بین میبرد دکتر، میگوید این باید کل، ممکن هست حتی درصدی از این آلودگی به جاهای دیگر نفوذ کرده باشد بعدا دردسر بشود@ لذا شما در شیمیدرمانی در مدتی که شیمیدرمانی میکنید تمام سلولها یک دور کامل از بین میروند تا سلولهای جدید رویش پیدا بکنند اینقدر این کار ادامه پیدا میکند تا مطمئن بشویم هیچ نوع آلودگی@ تازه بعد از آن هم میگویند بروید اشعه درمانی بکنید که دیگر کاملا مطمئن بشوید تا بعدا بشود حالا این سالم شده میشود کاریش کرد. در کارهای تربیتی در کارهای تعلیمی در روابط@ در مسائل خانوادگی بخصوص که خیلی تأکید میکند که انسان باید مراقب دین خودش و خانوادهاش باشد زن مسؤل است مرد مسؤل است یکی از چیزهایی که خیلی باید نسبت به آن حساس بود اینکه آیا لقمهای که در خانه ما میاید حلال است یا حلال نیست@ غذایی که میاید در خانه ما، چطوری است الان؟ من خمسش را میدهم واقعا، سر وقت خمسش را دادم یا نه همینطوری کلاه کلاه کلاه کردم سرمایه گذاشتم روی سرمایه، رفته بالا هیچ سالی هم هیچ خمسی نداشتهام بپردازم@ بعضیها اینقدر زیرک هستند یکطوری روابط را تنظیم میکنند به آن میگویند حیله، حیله شرعی، یکطوری تنظیم میکنند که هیچ سالی به آنها خمس نمیخورد بعد میبینی که اِ یک خانه شد دوتا خانه، یک طبقه شد پنج طبقه@ یک ماشین شد دوتا ماشین، همه کار این دارد انجام میدهد اما هیچ سالی هم خمس ندارد، عجیب است، یعنی هیچ زمانی به فقرا به امام زمان به سادات فقیر هم بدهکار نیست خیلی خوب است اینطوری@ این فکر میکند خیلی زرنگ است خیلی آدم باهوشی است، نه، نمداند چه حماقتی دارد میکند نمیفهمد چرا، اصلا خود آدم پنچ سال است شش سال است ده سال است رفتهام سر کلاس هیچ تحولی ایجاد نشده در من@ یکبار نگاه میکند ببیند نکند من خونم مشکل دارد گوشتم مشکل دارد لقمه حرامی آمده یکجا حق الناسی مرتکب شده که مانع هست سر راه من، نمیگذارد من درست بشوم، یکذره آدم فکر بکند.@ حالا من آن گناهانی که وعده کرده بودم چون وعده کردم آن هفته، دیگر حالا برایتان ذره ذره اینها را بگویم خدمتتان که هر گناهی چه اثری دارد، بعضیهایش را البته، باید بگوییم اینهاست.@ ما هِی بیاییم روزه بگیریم هِی بیاییم قرآن بخوانیم هی ختم قرآن بکنیم هی حج برویم هی کربلا برویم، من وقتی از باطن مشکل دارم دریافتم مشکل است مسمومیت دارم هیچ فایدهای ندارد@ (إجتِنابُ السَیِئات أولی مِن إکتِسابِ الحَسَنات) علی(ع) فرمود پرهیز کردن از گناهان خیلی مهمتر از این هست که انسان هی به دنبال کمالات باشد ثواب باشد کار خیر انجام بدهد اول مشکلات اینطوری را حل کن.@ این تمام سیر و سلوک بزرگان و علما مطرح کردن در عرفان همین است یعنی عالیترین مدارج، خدا رحمت کند مرحوم میرزا جواد آقای ملکی تبریزی@ میگفت من تمام دستورالعملهای استادم را انجام دادم هر چه که گفته بود برای اینکه من بتوانم نفسم را از دنیا خارج بکنم به تجرد برسم و چشمها و گوشهایم و وجودم باز بشود راه به عالم غیب پیدا کنم انجام داده بودم اما نمیشد@ گفت خدمت استادمان رفتم، فرمودند رفتیم خدمت استادمان ایشان فرمودند که، گفت من همه کارها را کردم در این مدت، پس چرا اصلاً هیچ تکان نمیخورم و باز نشده راه@ فرمود شما فکر کنم در تبریز یک فامیلهایی داری با آنها یکذره کدورت داری یک مشکلاتی بینتان هست اگر رفتی آنجا با آنها روابطت حسنه شد و کدورتهایتان از بین رفت و توانستی دلهای آنها را آرام و شاد بکنی چرا، ای بابا@ یک فامیل دارید در تبریز، این آقا در نجف درس خوانده زندگی کرده یک فامیل در تبریز دارید، بابا این طرف الان با زنش مشکل دارد@ با بچهاش مشکل دارد با پدر و مادرش مشکل دارد چه انتظاراتی هم دارد که چه فتوحاتی در قلبش اتفاق بیفتد، گفت من آمدم تبریز و اینقدر با این فامیلها رفیق شدم میگفت کفشهایشان را هم، یک ولی خدا که امام فرمود استاد@ استاد ما عارف کامل، در مورد میرزا جواد آقای ملکی تبریزی، میگفت من کفشهای فامیلهایم را هم جفت میکردم جلوی پایشان، وقتی کاملاً این کدورتها از بین رفت برگشتم استادمان ضمن تشویق و تحسین گفت حالا دیگر راهت باز میشود@ و باز هم شد. هر کس باید به این برسد که آیا من چه آلودگی لقمهای، این آلودگی لقمهای که دارم میگویم چرا این را دارم میگویم@ دوتایش را کنار هم عرض کردم عزیزان خیلی دقت کنند، یک موقع هست ما یک لقمه حرام خوردیم یک گناهی کردیم که از آن گوشت روییده خون در بدن ما تولید شده این قاذورات، قاذورات یعنی کثافات@ لفظی که خود حدیث دارد امام صادق حالا میرسیم راجع به کثیفترین گناهان، سه تا گناه را میگوید اینها از همه کثیفتر هستند حالا بعداً توضیح میدهم@ آشغال در وجودمان جمع شده ولی یک موقع میبینی طرف، میرزا جواد آقای ملکی تبریزی لقمه حرام نخورده بود خون و گوشت ندمیده بود در وجودش نروییده بود، ولی کینه هم چیز خوبی نیست کدورت هم چیز خوبی نیست@ وقتی انسان دلش درگیر یک کدورت هست بخصوص در ماه رمضان، در ماه رمضان اگر کسی بخواهد وارد مهمانی خدا بشود و بعد ماه مغفرت است ماه عفو است بعد خودش هنوز قبل از ماه از کسی کدورت داشته باشد@ خودش هنوز در ماه نسبت به یک نفر دلچرکینی داشته باشد کسی را نیامرزیده باشد، این چطور میتواند در ماه مهمان خدا بشود؟ مهمان غفور و عفوو شدن شرایط میخواهد، میهمان امام زمان شدن در ماه رمضان باید دلت پاک باشد@ اگر یک کسی ذرهای حسادت، فرمود با ذرهای کینه یا ذرهای حسادت هیچ کس راه به بهشت پیدا نمیکند وقتی در دل تو هست هِی برو بچسبان خودت را به این استاد@ من یک موقع یک آقایی بود خیلی احساس زرنگی میکرد بعد به آن گفتم اینقدر خودت را به این علما نبند تو باید مشکلات درونی خودت را بنشینی حل کنی، تو.@ وقتی حاضر نباشی با خودت درگیر بشوی مشکل حل نمیشود تا وقتی یقه خودت را نگیری، میرفت پیش درس یک استاد مینشست بعد آن استاد به این گیر میداد هم روی حرفهایش هم در بحث نظری هم در بحث عملی@ به آن میگفت تو این مشکلاتت هست تو تا این را حل نکنی حل نمیشود با استاد لج میشد میگفت چرا این با من وَر میرود یعنی دوست نداشت استاد به آن گیر بدهد@ دوست داشت استاد تعریف و تمجیدش بکند و هی حرفهای سبز و آبی بزند بعد همینطوری بکشد بالا، تشویقش بکند همیشه، تأییدش بکند همیشه، کار تو درست است تو خیلی بزرگی@ خیلیها اینطوری هستند با استاد تا زمانی هستند که استاد بخندد با آنها، لبخند بزند تأییدشان بکند، تشویقشان بکند، اگر استاد یکجا جلویش را بگیرد بگوید این کارت غلط است این را باید بگذاری کنار، تحمل ندارند واقعاً کافر میشود واقعاً بیظرفیت هست از بس خودشیفتگی دارد@ اگر استاد به آن بگوید فلان کار را نکن دیگر حاضر نیست سر آن کلاس هم برود، من ایشان میگفتم نکن این کارها را، این ادامه میداد@ بعد یک موقعی رفته بود گشته بود یکی از اساتید برجسته و بزرگ(ره) یک استاد خیلی بزرگی که آن هم به رحمت خدا رفت پیدا کرده بود از اولیاء خدا و صاحب مقامات@ خودش تعریف میکرد میگفت من هر چه رفتم در خانه این آقا، این آقا من را قبول نکرد هر چه رفتم دیدم با تندی با من جواب داد گفت نه، گفت اینقدر موی دماغ این آقا شدم که گفت باشه@ ولی همان اول به من گفت تو آدم وحشی هستی درون تو یک گرگ یک درنده است یک وحشی، و به این راحتی درست نمیشود من حالا به تو برنامه میدهم ذکر میگویم بهت ولی امیدی هم ندارم که تو این وحشیگری و تجاوزکاری وجودت را بتوانی حل کنی@ آخرش هم همان شد یک موجود بسیار وحشتناکی از آن در آمد. پس ما نباید سر خودمان را کلاه بگذاریم ما بالأخره با نظام جاودانه با نظام ابدی سر و کار داریم چند روز دیگر متولد میشویم به برزخ@ برزخ تعارفبردار نیست، مگر الان یک بچهای که پا نیاورده دنیا به آن رحم میکند اگر کسی کور بیاید دنیا به آن چشم میدهد@ برزخ به مراتب بدتر هست شما وقتی حسادت را بردی دیگر حالا حالاها گیر هستی با آن، یک عفونت را وقتی انسان از اینجا با خودش ببرد آنطرف، یک تکبر، یک عفونت، یک خودشیفتگی، وقتی با خودش انسان میبرد آنطرف دیگر حالا حالاها کی میشود درست بشود.@ استاد ما همیشه به ما میفرمودند که یکذرهاش را با خودتان ببرید در برزخ صدها سال گرفتارید، هیچی را نگذارید برای برزخ، ما اینجا کاری جز پاک کردن خودمان نداریم@ هیچ عبادتی مانند طهارت نیست انسان باید خودش را پاک کند پس دقت کنید در هر دوتایش ما مشکل داریم باید حل کنید آن قضایا را، 1 ـ خون و گوشت حرام در وجود ما نیامده باشد@ چون قویترین اساتید هم مثل همین استاد دیگر کاری نمیتواند انجام بدهد برای شما، هِی برو خودت را ببند به این استاد به آن استاد آن هم از شما یکذره تعریف بکند تمجید بکند@ یکذره چاپلوسی کن یکذره خودشیرینی کن آن هم یک چیزی به شما بگوید، ولی خودت که میدانی مشکل داری، بایست جلوی آینه نگاه کن ببین مشکل داری یا نداری، به دلت مراجعه کن معلوم میشود.@ باز وجود مقدس امیر المؤمنین(ع) (أعظَمُ الخَطایا اِقتناع مال إمرءٍ مُسلِمٍ بِغَیرِ حَقٍ) خیلی عجیب است این، عظیمترین خطاها این هست که انسان به ناحق مال کسی را در مال خودش، مال کسی را بخورد به ناحق@ خیلی وقتها هم هست افراد مجبورند ولی آنطرف مقابل، شما الان در خیلی جاها میبینید همینطوری هست خدماتیهایی که الان در کشور ما دارند کار میکنند شرکتها و سازمانهای خدماتی خیلیهایشان@ من این قیمت را زدم میخواهی بخر میخواهی نخر، میخواهد چکار کند این بنده خدا، واقعاً صاحبان این شرکتها هر کس میخواهد باشد دولت یا سازمانهای خصوصی یک موقع زوری است آقا همین که هست طرف مجبور هست بخرد@ ولی این واقعا حلال نیست این عاقبت بخیری نمیاورد در سیستمهای مدیریتی نه در دولت نه در بخشهای خصوصی مشکلات درست میشود.@ الان سازمانهایی که دارند در تلویزیون تبلیغات میلیاردی میکنند میلیارد میلیارد هدیه میدهند معلوم هست خیلی دارد میخورند که میتواند میلیارد میلیارد هدیه بدهد حق آدمهای زیادی در این هست که میتواند@ طرف هم کاری نمیتواند انجام بدهد میگوید تو به خدمات من محتاجی من هم هر چقدر دلم میخواهد قیمت را میکشم بالا. در روایت داریم آخر الزمان لقمه حلال پیدا نمیشود و کار سختی هست همین است@ شخص میگوید این به خدمات من احتیاج دارد به کار من احتیاج دارد. امام صادق(ع) خوب ائمه ما یکی از کارهایی که خیلی به آن سفارش کردند و خودشان هم انجام میدادند تجارت بود@ فرمود برکت ده قسم است نُه قسمش در تجارت است ائمه به کار تجاری و بازرگانی و اینها خیلی اهمیت میدادند پیغمبر تجارت میکرد معصومین دیگر هم تجارت میکردند کار آزاد@ کار خیلی خوبی هست به شرطی که انسان دنبال حلال باشد لقمه حلال. آمدند به امام صادق(ع) عرض کردند که آقا فلان کشور مصر بود بازار خیلی الان رونق دارد تجارت میکنید؟ حضرت فرمود بله تجارت میکنیم@ پول داد و رفتند آنجا، قبل از اینکه برسند به شهر، وارد شهر بشوند یک کسی آمد و گفت آقا اوضاع فلان جنس، فکر میکنم حالا یادم نیست از من اشتباه شاید باشد ابریشم اگر کسی میداند اصلاح بکند@ آنجا خیلی الان میخرند، کمتر از 100% نفروشید سود 100%، همه بردند ایشان هم بردند نماینده امام صادق(ع) رفت و این کار را کرد و برگشت وقتی آمدند خدمت امام@ پول را دوتا کیسه پول گذاشت جلوی حضرت گفت این اصل سرمایه و این هم سود، حضرت گفت چقدر است سود؟ گفت 100%، حضرت فرمود چکار کردید شما 100% سود کردید؟@ بعد کیسه را گذاشت جلویش گفت من این پول را برنمیدارم همان پول خودم بس است همان سرمایه خودم را بده، این پول برای ما اصلا جایز نیست دست زدن به آن.@ حالا الان بعضی از خدمات داده میشود 200 ـ 300 ـ 400 ـ 500% میخورند رویش، آب خوردن، اگر همه دزدیدند ما هم باید بدزدیم همه خوردند ما هم باید بخوریم.@ حدیث بعدی باز از وجود مقدس امیر المؤمنین(ع) (أعظَمُ الذُّنوب عِندَ الله ذَنبٌ أثَرَ عَلَیهِ آمِلُه) عظیمترین گناهان در نزد خدا گناهی هست که صاحبش اصرار دارد آن را انجام بدهد@ یعنی حاضر نیست دست بردارد وقتی هم میداند گناه هست انجامش میدهد. میداند حرام است میداند این کار گناه هست ولی انجامش میدهد هر چه هم به آن میگویند دست بردار نیست.@ در همین عمرهای که ما مشرف شده بودیم یک خانمی آمده بود من اصلا خیلی تعجب کردم آمدم در لاوی هتل دیدم دو سه تا خانم که حجابهای خیلی بدی داشتند گفتنم خدایا اینها چطور آمدند عمره@ یعنی اینها چطوری شده اینها هیچ کس اینها را توجیه نکرده مدینه را هم که گذرانده بودند، در مکه بود این داستان، مدینه را هم گذرانده بودند هیچ اصلا انگارنهانگار حجابهای خیلی بد@ بعد در آنجا هم شروع کرده بود به نِق و قر در مورد بعضی از مسائل، خانم بنده هم به آنها گفت چند تا نکته را تذکر داد توضیح داد بعد به آنها گفت شما این عربها را میبینید تمام خانمهایشان یا پوشیه کامل میزنند یا یک نقاب میزنند حداقل@ زنهای خودشان را هیچ وقت نمیگذارند جلوی کسی اینطوری ببینند، آنوقت شما به عنوان یک زن شیعه ایرانی بلند میشوی با این حجاب میروی در دل مردهای عرب و با آنها دهان به دهان میشوی@ گفت این مربوط به خودم هست این ربطی به کسی ندارد این شخصی است، اصلا حجاب مسأله شخصی نیست بیحجابی یک جنایت است.@ من همین دو سه روز پیش که برای اساتید دانشگاه پزشکی یک کارگاه داشتم به آنها گفتم شما آقایان دکترا مگر نمیایید بگویید اگر اعلام کنند سیگار کشیدن در مجامع عمومی ضرر دارد، زورگویی است این؟@ اگر سی پایش بو میدهد، اگر کسی پیاز خورده سیر خورده حق ندارد برود مسجد عبادت بکند چون آزار به بقیه است نماز واجب هم باشد شما حق نداری بروید بقیه اذیت میشوند نه نماز جماعت، پایت بو میدهد@ دهانت سیر خوردی بو میدهد، مردم را آزار نده مردم آزاری حرام است دیگر، حق الناس هم هست، گفتم شما الان میگویید سیگار، مجامع عمومی کسی نکشد جای خصوصی میخواهد بکشد کسی برود بکشد، این ظلم است؟@ اگر بهداشت آمد گفت فلان کار را نباید بکنید، فلان کار خطرناک است برای بهداشت عمومی، انجام ندهید، این کار ظلم است؟@ نه، باید هم اینطوری باشد، یک کسی بگوید نه من آزادم در این مملکت هر وقت دلم خواست سیگار میکشم بقیه آزار میبینند. بیحجابی مسأله شخصی نیست که، بیحجابی یک مسأله کاملاً عمومی هست چون خانوادهها به خطر میافتند@ الان شما نگاه کنید بخاطر همین عدم رعایت حجاب، مفت بودن زنها که در اختیار مردها هست همینطوری خانوادهها از هم میپاشند@ مردها میایند این همه زنهای آب و رنگدار را و جور و واجور و مفت را و بیشخصیت را با همسران خودشان مقایسه میکنند زندگیها از هم میپاشند، آمار طلاق ما امسال، پارسال، جناب آقای غریبی میگفتند اگر ما یکذره ترقی بکنیم میرسیم به اسپانیا@ امسال اعلام کردند ما رسیدیم به اسپانیا، یعنی جای اسپانیا را که چهارم بود ما گرفتیم در دنیا، امسال شدیم چهارم طلاق دنیا، مملکت مسلمان شیعه، فرهنگی از لحاظ رشد طلاق شدیم این، برای چه؟@ برای اینکه جامعه اینطوری هست یک جامعه متزلزل یک جامعه آلوده، هیچ کس قدر همسر خودش را نمیداند بعد گرفتاریهای دیگر پیدا میشود بعد همینطوری یکسره فساد و فحشا و منکرات و از هم پاشیدن خانوادهها@ یعنی این خانمها نمیفهمند که با این بیحجابی که دارند، دارند به نسل خودشان ظلم میکنند سن ازدواج رفته تا سی سال بالای سی سال رفته برای اینکه زنها مفت در اختیار مردها هستند@ یک جنایت بزرگ است بعد روی همین هم اصرار دارند که این کار را انجام بدهند اصرار دارند همین باشد، یا خمس ندادن یا نماز اول وقت نخواندن@ یا خیلی کارهای دیگر، روی حسادت، تکبر، نخوت، اینهایی که ما داریم، من عصابی هستم همین که هستم، من متکبرم همین که هستم، من زودرنج و لوسم، حالا پدرم لوسم بار آورده، حالا لوس بار آورده یعنی یک جهنمی به تمام معنا@ پدرت خیانت کرده در حقت، مادرت ظلم کرده در حقت، برو درستش کن، حالا اگر مادر و پدرت ریخت را ریختند به هم، باید ریختت را همینطوری زشت نگه داری@ لوس و زودرنج و حساس باید خودت را نگه داری، نه، باید بروی درمان کنی خودت را، ما باید ببینم برزخ چه میطلبد نه جامعه چه میطلبند، ما باید ببینیم بهشت چه میطلبد خدا چه میطلبد، خانواده آسمانیمان چطور دوست میپسندند.@ الان یک خانمی یا یک آقایی، الان مثلا خواهران و برادران میگویند اردو میخواهیم برویم، یک عده میگویند ما نمیتوانیم بیاییم ما مشکل خانوادگی داریم@ من پدرم اجازه نمیدهد مادرم اجازه نمیدهد، حق هم هست درست هم هست نمیتوانیم بگوییم پدرت فلان کرد مادرت فلان کرد، فحش به پدر و مادر طرف ببندی، یا چه اشکال دارد زنت را ول کن برو اردو، بچهات را ول کن برو اردو، نمیشود@ خانواده زمینی هم یک تعهداتی دارد یک مسئولیتهایی دارد آدم همینطوری نمیتواند هر کاری انجام بدهد، حتی جهاد در راه خدا@ پیغمبر فرمود اگر جهادش مستحبی بود جهاد واجب نبود پیش پدر و مادرت باشی بهتر است نیرو که هست دارد میرود بجنگد پس تو برای چه راه افتادی دنبال اینها میخواهی بروی جهاد، پدر و مادرت الان احتیاج دارند بمان پیش پدر و مادرت@ اگر نیروی کافی نبود آن موقع است که واجب شرعی و الهی میشود حالا پدر و مادر هم راضی نبودند نبودند، دیگر از جهاد قشنگتر ما داریم؟ نداریم@ خوب چطور میشود آدم ملاحظه خانواده زمینیاش را بکند ملاحظه خانواده آسمانیاش را نکند، دقت نکند مادرم فاطمه زهرا چطوری من را دوست دارد چطوری من را میپسندد، اجداد و آباء و طاهرین ما و اهل بیت(ع) چطوری ما را دوست دارند چه کشی ما را میپسندند،؟@ این باید برایمان مهم باشد خداوند معشوق اصلی چطوری من را دوست دارد، خدا میگوید تو هر چقدر به من شبیهتری نزدیکتری، هر چه شبیه نیستی دوری، پس من باید بالأخره یک ملاحظاتی بکنم@ آنوقت اصرار بر گناه که در روایت داریم امام صادق قسم میخورد، اینجا دیگر روایتش نیامده برایتان بخوانم، قسم میخورد@ میفرماید به خدا قسم هیچ عبادتی را خداوند از هیچ کس نمیپذیرد تا وقتی که دارد روی یکی از گناهان اصرار میکند روی یکی از فسقها اصرار دارد این کار را انجام بدهد، چرا؟ چون این مثل جمع کردن آب در ظرفی هست که سوراخ است@ چطور میگویند در روایت میگویند شما اگر شده یک انگشتر دستتان کنید یک انگشتر عقیق مستحب است دستتان کنید چون این استحباب دائم داری انجامش میدهی@ انگار از صبح که در دستت هست تا شب، از شب که در دستت هست تا صبح، داری یک کار قشنگ انجام میدهی فرشتهها دائما برایت این ثوابش را مینویسند میگویند همیشه چندتا مستحب را همیشه با خودتان داشته باشید و انجام بدهید، چرا؟@ چون یک خیر مستمر برای شما نگاشته میشود، خوب یک کسی هم یک سوراخ مستمر داشته باشد یکی دوتا سهتا سوراخ بعد همینطوری هی ثواب جمع میکند از آنطرف میریزد پایین@ هی ثواب جمع میکند گند میزند میرود پایین، چه میماند برایش بنده خدا؟ عرض کردم این دختر خانم آمریکایی میگفت ما وقتی که قانون حجاب به ما رسید@ من در آنها خیلی دیدم در اروپاییها و آمریکایها و کسان دیگر میگفت وقتی قوانین دینی به ما میرسد ما اینقدر با خوشحالی با شادی با افتخار اینها را میگیریم که نگو@ میگفت برای ما حجاب داشتن در جامعه اروپا و آمریکا از نظر خودمان یک افتخار یک سر و گردن بزرگ بودن از دیگران و یک امتیاز محسوب میشود نه یک ننگ که خجالت بکشیم الان من میخواهم با این چادر بروم الان من میخواهم با روسری بروم بیرون چطور میشود@ ولی به ما میگفت دختران شما در تهران ننگشان میاید قانون خدا را رعایت کنند عقدهای هستند برای لخت شدن و بیحجاب شدن@ میگفت ما هر کدام از دستورات دین که میاید رویش افتخار میکنیم و میگوییم ما اینیم، ما پیرو پیغمبریم، ما کاملترین دین را داریم، خیلی خوشحال، میگفت ما با خوشحالی اینها را رعایت میکنیم من نمیدانم شما چهتان شده آنجا.@ روایت بعدی، (أعظَمُ الذُّنوبِ جَهلُ المَرءِ بِعُیوبِهِ مِن أکبَرِ ذُنوبِه) از بزرگترین گناهان یک نفر، این خیلی خطرناک است این را خوب گوش کنید این را بنویسید کامل یادداشت بکنید این را در تلفنتان@ یک جایی ثبش کنید پیامکش هم میخواهید بکنید برای هزاران نفر پیامک کنید برای خودتان هم در درجه اول نگه دارید این را خیلی مهم است تک تک اینها را که میخوانیم قابل پیامک کردن هست@ ضبط بکنید برای هزاران نفر پیامک بکنید در ثوابش هم شریک میشوید این پیامک شما بالأخره حدیثهای اهل بیت را رواج دهید در روایت فرمود که رحمت خدا شامل حال کسی است که امر ما را احیا بکند@ حرفها و احادیث ما را به دیگران برساند، یکی از کارهای قشنگ این هست این احادیث را ما پیامک کنیم برای هزاران نفر، حرفهای خوب حرفهای دقیق حرفهای عالی را پیامک کنیم برای تعداد زیادی از افراد اینها را یاد بگیرند.@ (جَهلُ المَرءِ ) مرء یعنی انسان آدم، (جَهلُ المَرءِ بِعُیوبِهِ مِن أکبَرِ ذُنوبِه) یکبار میخوانم حفظ میکنید انشاء الله با هم میخوانیم همگی، (جَهلُ المَرءِ بِعُیوبِهِ مِن أکبَرِ ذُنوبِه) خیلی تکان دهنده است این فرمایش، از بزرگترین گناهان یک شخص این هست که نداند چه عیبهایی دارد@ خیلی آدم شوکه میشود یکدفعه مثلا تو یک چیزی فکر میکنی یکدفعه یک چیز دیگر میشود، تا حالا شده اینطوری بشوید؟ مثلا روی یک چیزی خیلی حساب کردید@ من مثال بزنم که یک بنده خدایی یک سال درس خوانده برای کنکور بعد صبح بلند شده برود امتحان کنکور بدهد با یک امید و آرزو بلند شده برود امتحان کنکور بدهد@ چقدر برای این کنکور پول خرج کرده زحمت کشیده درس خوانده، باید در این کنکور قبول میشده حتما و شرکت میکرده و قبول میشده، حالا روزی که رفته کنکور شرکت کند فهمیده که بیدقتی کرده کنکور آن رشته دیروز بوده@ تا حالا شده اینطوری بشود آدم یک شوکه بشود؟ کنکوری که یک سال برایش زحمت کشیده، یک کسی که خیلی اصرار داشت یادم هست این بنده خدا مخ من را میخورد که شما هِی دعا کنید ما قبول بشویم من قبول شوم@ این آمد بعد از دو سال کار کرد روزی که میخواست کنکور بدهد سر جلسه کنکور حالت تهوع به آن دست داد حالش خراب شد بردنش بیمارستان، تمام شد@ میخواهم بگویم چقدر حال آدم گرفته میشود محاسباتش اشتباه است، یکدفعه مثلا خودش را آماده کرده برای یک چیزی یکدفعه میبینی یک چیز دیگر شد اصلا داستان یک چیز دیگر بود این چقدر خیالپردازی داشته میکرده.@ برایتان یک چیز بخوانم یکبار هم گفتم برایتان اما نصف کاره گفتم الان هم کامل نمیگویم انشاء الله بعدا. در روایت داریم وقتی که قیامت میشود خداوند برای بهشتیها که دستور میدهد که اینها را ببرند بهشت@ قبل از اینکه ببرند بهشت که حالا ردیف میشوند و میروند در بهشت را اول باز میکنند یعنی داخل بهشت را میبینند@ میفرماید اینقدر ذوق زده میشوند که اگر فرشتهای نیاید به داد قلب اینها برسد آنها جادرجا در همان صحنه از شدت هیجانی و چیزی که دیدند میمیرند اینقدر بهشت شورانگیز است@ خود خدا هم میگوید (أعدَدتُ لِعِبادِیَ الصالِحین ما لا عَینٌ رَأت وَ لا أذُنٌ صَمَت وَ لا خَطَرَ عَلی قَلبِ بَشَر) برای بندگان صالحم چیزهایی از ذوق زدگیها@ ترجمه من دقیقترین ترجمهاش این هست، ذوق زدگیها، چیزهایی از ذوق زده کنندهها آماده کردم یعنی الان هست همین الان هستند همهشان، که نه هیچ چشمی دیده و هیچ گوشی شنیده و نه به قلب کسی خطور کرده@ به ذهن کسی خطور نمیتواند بکند که در بهشت چه خبر است، بنده ضعیف خدا یک موقعهایی یک چیزیهایی درست میکند بشر حیرت برش میدارد حالا جایی که خدا معمارش باشد بخواهد زینت بدهد و بسازدش یعنی چی@ یک بهشت به این عظمت، که میگوید فرشتهها باید بیایند کمکش کنند که پس نیفتد وقتی میخواهند ببرند در بهشت این اصلاً ظرفیت ندارد ببیند شرایط آنجا را، آنقدر عظمت دارد@ میگوید در این بهشتیها یک گروهی که دستور میدهند ببرند آنها را به بهشت میایند این صحنه را میبینند که دارند میمیرند فرشتهها میایند@ اینها را نجات میدهند به آنها قدرت میدهند اینها خیلی حس میگیرند تا میروند دم در بهشت میگویند اینها را نگه دارید برگردانید، میگویند برای چی؟ میگوید شما جهنمی هستید، آخ آخ چه میشود@ تو رفتی بهشت را دیدی بهشت را میبینی بعد هم میگویند بهشتی هستی تشریف بیاورید بفرمایید حکم هم دادند بعد که میروی داخل، خدا میگوید برگردانید آنها را، اینها را برگردانید، حالا به نظر شما اینها چطور آدمهایی هستند؟@ که یک دنیا به اسم آدمهای بهشتی زندگی کردند همه هم میگفتند اینها خیلی آدمهای خوبی و سالم و بهشتی، خیلی آدمهای درستی هستند، چطوری میشود یکدفعه میروند تا آنجا دم در بهشت، بعد هم میگویند برشان گردانید جهنم@ اینها اینقدر از خدا عصبانی میشوند، در روایت دارد میگوید خدایا این کار درست نبود با ما بکنی یعنی دیگر گیر میدهند به خدا، خدایا همان اول میگفتی برویم جهنم دیگر@ ما را آوردی این را به ما نشان دادی همه چیز را نشان دادی حالا به ما میگویی برگرد، این دیگر خیلی جفا بود مثلا ناراحت میشوند، خدا میگوید که این نمایش شما در دنیاست@ بعضی آدمها واقعاً اینطوری هستند نمایشان نمای بهشتی هست ولی واقعا در وجودشان پر از جهنم است. به پیغمبر گفتند که فلان خانم شبها همیشه تا صبح عبادت میکند و روزها هم روزه میگیرد اهل عبادت هست فقط یا رسول الله این یک عیب دارد، چیه؟@ یکذره با همسایههایش بداخلاقی میکند، یکذره کجخلق است یک آدم قرقرو و نقنقو، حضرت فرمود (لا خیر فیها هی من اهل النار) هیچ خیری در همچین آدمی نیست این جهنمی است.@ نقنق کردن قرقر زدن اینکه یک کاری بکنی بقیه از تو حساب ببرند از تو بترسند زنت بترسد مادرت بترسد پدرت حساب ببرد از تو، دیگران حساب ببرند از تو@ باعث میشود که تمام اعمال خیرت خراب بشود، مؤمن اصلا شخصیت اینطوری ندارد مؤمن اینطوری نیست که بگوید من دیگران را یک کاری میکنم که همه از من حساب ببرند همه من را جدی بگیرند همه من را به حساب بیاورند@ اصلاً اینطوری نیست در روحیهاش یک همچین چیزی ندارد مؤمن، مؤمن عزتش، آبرویش، شخصیتش را فقط در تحت سایه معنویتش و خلق خودش به دست میاورد@ نه با گُندگی و قلدری و پرخاشگری و ایرادگیری و مچگیری و سرزنش کردن دیگران که بگوید گربه را دم حجله بکشم چه زن به مرد بگوید که زنسالاری بشود چه مرد به زن بگوید که مردسالاری بشود@ زنسالاری مردسالاری هردوش در جهنم است کسی دنبال این چیزها در زندگی میگردد که حرف من حرف باشد حرف من جلو باشد یک آدمی که اینطوری هست نمیفهمد که دارد با خودش چکار میکند میگوید شدیدترین گناهان@ (جَهلُ المَرءِ بِعُیوبِهِ مِن أکبَرِ ذُنوبِه) اینکه آدم نداند الان عیبش چیست وقتی رفت در برزخ یکدفعه بگویند اصلا این حسابهایی که تو کردی اینجا اینطوری نیست در برزخ@ تو این گرفتاریها را داشتی، ببین اِ مگر اینها هم گناه بوده، من اصلا فکر نمیکردم اینطور چیزها گناه باشد من فکر نمیکردم این اخلاقهای من همهاش جهنمی باشد@ پیامبر میفرماید میخواهد به شما بگویم که زیانکارترین افراد، خاسر میگوید، ما میگوییم زیان غلط است ترجمه نداریم چون در فارسی متأسفانه نداریم همان زیانکار معنی میکنیم، خسران غیر از زیان است@ زیان آدم یک کار اقتصادی میکند مثل کار امام صادق خوب حالا سرمایهاش هم رفته گشته و معطل شده پول کارگر هم داده بعد میبیند که این پول جایز نیست مجبور است سرمایه اولیهاش را بردارد این میشود زیان، خسران نه@ خسران تلف کردن اصل سرمایه است انسان اصل سرمایه خودش را تلف بکند یعنی مثل کسی که یخفروش است تابستان یخها را آورده وسط بازار حالا آفتاب هم دارد میخورد یخها تندتند آب میشود هیچ کس هم یخ نمیخرد@ میشود اصل سرمایه، قرآن میگوید میخواهید به شما بگویم چه کسانی از همه خاسرتر هستند@ (الَّذِينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ هُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعاً) کسانی که خودشیفته هستند خیلی فکر میکنند کارهایشان درست است خیلی فکر میکنند آدمهای خیلی کاردرستی هستند@ رفتار و علمکردهایشان را خیلی مثبت ارزیابی میکنند همیشه در حالی که تمام تلاششان از دست رفته است.@ من یک مثال بزنم در یک مسافرت حضرت هم بود یکی از معصومین بود یکی از آدمهای پولدار همهاش دست میکرد جیبش حساب میکرد، چقدر کار خوبی است یک نفر هی بردارد حساب کند، حضرت فرمود حیا نمیکنی خجالت نمیکشی@ گفت آقا برای چی، مگر من کار بدی کردم، من ملاحظه دوستانم را میکنم من وضعم از اینها بهتر است از نظر مالی، خوب من حساب دارم میکنم چه اشکالی دارد مهمان من باشند@ حضرت فرمود تو میدانی با این کارت چه پیامی داری به اینها میدهی، چه خلق بدی را داری در ذهن اینها ایجاد میکنی، بگذار آنها هم حساب بکنند بگذار آنها هم شراکت بکنند در هزینهها، بگذار احساس سرباری به آنها دست ندهد@ حالا این بنده خدا نیت بدی هم نداشته نیتش خوب است اصلا برای خودنمایی هم این کار را نمیکرده خودنمایی مسألهاش جداست، نه قصد خیر هم داشته بنده خدا@ ولی حضرت میگوید حیا کن و این کار را نکن، این خیلی بد است که آدم یک مدت یک کارهای خیری را انجام بدهد بعد بفهمد تمام این خیرها بیخود بوده یک سلسله صفاتی داشته که فکر میکرده خیلی صفات خوبی است@ در حالی که اصلاً همهاش جهنمساز بوده. برویم سراغ گناهشناسی، برویم سراغ کلاس اخلاق، برویم سراغ مطالعات اخلاقی@ ببینیم بالأخره در خلقیات ما چه چیزهایی پیدا میشود که ما فکر میکنیم خیلی خوب است از همان جایی که شما فکر میکند خیلی خوب است آدم باید بترسد بعد میبینیم نه اصلاً داستان اینطوری نبود یک چیز دیگر است@ مثل شیمیدرمانی مثل سرطان که میگوییم آقای دکتر هیچ جای دیگر سرطان نیست حالا چهار روز دیگر شیمیدرمانی را ادامه بدهید چهارتا اشعه بیشتر بزن نکند یک موقع خدای نکرده یک جایمان خراب باشد@ چطور در مورد ظاهرت روزی پنجاه دفعه میروی جلوی آینه، ما احتیاج به آینههای آخرتی، ما احتیاج به سونوگرافی آخرتی داریم باید دائما هر روز چند بار هی خودمان را وارسی کنیم@ بحث محاسبه نفس از همین جا ناشی میشود که فرمود (لَیسَ مِنّا مَن لَم یُحاسَب نَفسَهُ فی کُلِّ یَوم) از ما اهل بیت نیست کسی که خودش را هر روز محاسبه نکند، یک کسی را شما دیدید در یک روز یک بار جلوی آینه نرود@ بالأخره چند بار جلوی آینه خودش را نگاه میکند میشود ما که داریم حرکت میکنیم به سمت قبر دقت نکنیم که الان نسبت به قبر آخرین وضعیتمان چطوری است@ آخرین وضعیتمان الان من میمونم، سگم، آدمم، فرشته هستم، حیوانهایی که حضرت اسم برده، خوکم، چه هستم من الان آخرین عکسی که گرفتم از خودم چه نشان میدهد باطن من را، من احتیاج دارم هر روز باطن خودم را نگاه کنم@ قواعدش را هم که در این درسها زیاد دادیم هر روز هر روز ما احتیاج داریم هی باطن خودمان را بررسی کنیم هی ببینیم خودمان را، که نکند من الان یکدفعه متولد شوم آنجا شاخدار و به صورت حیوان متولد شوم@ مگر حالا میشود درستش کرد وقتی من خرابکاری کردم یک حیوان در دنیا بخواهد انسان بشود زحمت دارد کار دارد@ حالا اگر برود در برزخ که دیگر آنجا تکلیف نیست عمل نیست قوه وجود ندارد ببین چقدر باید طول بکشد که این مشکل پیش بیاید کاری که اینجا در پنج دقیقه ده دقیقه یک ساعت انسان میتواند حلش بکند@ آنجا چند صد سال باید عَلافی بکشد معطلی بکشد تا مشکل حل بشود آنجا، همین الان به داد خودت برس دیگر، جدی بگیر این را، همین الان دنبال این باشیم. این بحث را من تکمیلش نکردم این و بعضی از گناهانی که فرمود کثیفترین گناهان هست بماند انشاء الله برای جلسه دیگری.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@ ماه مبارک رمضان خیرات و برکات الهی بر همه ما نازل هست خدا را شکر میکنیم که امسال را به ما عمر داد که وارد این ماه بشویم@ دعای افتتاح را عزیزان عرض کردم انشاء الله شبها فراموش نکنند و حتما بخوانند درباره امام زمان(ع)، مهمترین دعای شما در ماه رمضان دوتا دعا هست یکی دعای افتتاح و یکی هم دعای فرج اقا امام زمان که بعد از هر نماز است@ یعنی یک نماز نه بعد از هر نماز این دعا وارد شده که در روایت داریم که هر کس بعد از هر نمازش این را بخواند خداوند گناهان گذشته و حال و آیندهاش را میامرزد@ و آن (اَللّهُمَّ اَدخِل عَلی أهلِ القُبورَ السُرور اَللّهُمَّ أغنِ کُلَّ فَقیر اَللّهُمَّ أشبِع کُلَّ جائِع) تمام اینها دعاهای فرج آقا امام زمان هست یعنی این دعاها با فرج امام زمان آن کُلّها به نتیجه میرسد@ و کسی که چنین خصوصیتی پیدا میکند که خداوند هیچ گناهی نه در گذشته برایش میگذارد نه در حال و حتی اگر آینده هم گناهی بکند گناهش را از بین میبرد برای کسی است که اهل فداکاری برای امام زمان باشد@ اهل سرمایهگذاری مادی و معنوی برای امام زمان باشد اهل این باشد که اگر به خدا میگوید (اَللّهُمَّ أصلِح کُلَّ فاسِدٍ مِن اُمورِ المُسلِمین) خدایا همه فسادها را از امور مسلمین پاک کن خودش در جزء نقش داشته باشد@ اگر میگوید (أشفِ کُلَّ مَریض) در شفای مریضان به اندازه خودش، اگر میگوید (أکسُ کُلَّ عُریان) اگر در مورد گرسنهها، دعا میکند خودش واقعا نقش داشته باشد@ در سیر کردن گرسنهها، در ایتام، در کارهای خیر نقش داشته باشد خودش، در جزء نقش داشته باشد و نهایت تلاشش هم بکند یک همچین کسی که اینقدر خیر باشد این گذشته و حال و آیندهاش را خداوند ندید خواهد گرفت.@ اعوذ بالله من الشیطان الرجیم برای اضطرار و غربت و تنهایی و آوارگی حضرت آقا امام زمان(ع) مسلمین و مستضعفین جهان برای مشکلات خودمان همه مشکلات، کسانی که از همه شما التماس دعا دارند@ با همدیگر برای رفعشان دعا میکنیم برای سلامتی رهبرمان، دفع بلاها از وجود مقدسشان، اعوذ بالله من الشیطان الرجیم أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ@ هدیه به محضر مقدسشان سلامتیشان تعجیل در فرجشان خشنودیشان، خشنودیشان از همه ما و اینکه انشاء الله همه ما مشمول دعاهای ویژه حضرت باشیم صلوات بلند ختم بفرمایید.@