خانواده آسمانی 191 5/2/92
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین. سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و برکات و مغفرت الهی بر همه شما و بینندگان عزیز شبکه الهی ولایت بحثمان درباره فرمایشات وجود مقدس امام رضا (ع) و توصیههایی که به دوستان و شیعیانشان کرده بود به اینجا رسید که حضرت فرمود شیطان را بر خودتان مسلط نکنید درباره حملههای شیطان سخن گفتیم و قرار شد که این جلسه درباره حمله از جلو بگوییم گفتیم که ما به حمله نیاز داریم چون حملهها هست که نقاط قوت و ضعف ما را به ما میشناساند و ما را برای حیات جاودانه آماده میکند اگر ما امتحان نشویم وسوسهای وجود نداشته باشد شیطانی نباشد انسان به هیچ وجه نمیتواند خودش را برای بهشت آماده بکند برای شرایط زیستی آخرت بودن شیطان یکی از حکمتهای عظیم الهی و از خیرات و برکات دستگاه خلقت هست که از طرفی موجودی روی ما هیچ نوع تسلطی ندارد و از طرفی فقط یک آیینه میشود با وسوسه هایش برای اینکه ما بتوانیم خودمان را تشخیص بدهیم و بشناسیم قوای خودمان را توانهای خودمان را نقاط قوت و ضعف خودمان را شیطان اینطور نیست که با قدرت و تسلط بتواند کسی را به جهنم بکشاند بلکه فقط در حد وسوسه کار میکند و تصمیم نهایی را قدم نهایی را خود انسان میگرد برای اینکه شیطان بتواند ما را تقویت بکند و ما از جهات مختلف ضد ضربه بشویم بتوانیم با شرائط زیستی بهشت تربیت بشویم چند نوع تمرین به ما میدهد چند نوع حمله به ما میکند یکی از آنها حمله از جلو هست که اولین حمله هم هست قسم خورد که در صراط مستقیم، صراط مستقیم یعنی کسی که تصمیم دارد در باشگاه خدا تحت ولایت خدا قرار بگیرد چرا میگوید روی صراط مستقیم حمله میکنم؟ (لاقعدن لهم صراطک المستقیم) یعنی وقتی که تصمیم میگیرید تحت ولایت شیطان نباشی میخواهی تحت ولایت خدا باشی که خدا تو را تربیت بکند الله ولی الذین آمنوا یخرجهم من الظلمات از تاریکیها الی النور خوب وقتی میخواهی از تاریکی در بیایی تا به نور برسی یک مسیری را باید طی بکنی در این مسیر شیطان هست که نقاط قوت و ضعف ما را به ما میشناساند تا ما بتوانیم از تاریکی در بیاییم رَب هست دیگر رَب یعنی مربی تربیت کننده است میخواهد قوای ما را پرورش بدهد میخواهد تواناییهای انسانی و الهی ما را شکوفا بکند. (ثم لاتینهم من بین ایدیهم) سپس از جلو به آنها حمله میکند حمله جلو حمله بسیار خطرناکی هست مربوط به آینده انسان است یعنی انسان دائماً با آینده سر و کار دارد برایش مهم است انسان موجودی است که به جاودانگی فکر میکند حتی اگر اعلام بکند من قیامت را قبول ندارم امّا مسئله ابدیّت برایش مهم است شما ببینید که ابولهب خوب اینقدر در کفر در عناد این آدم قوی هست که خدا لعنتش میکند (تبت یدا ابی لهبٍ تبت یدا) بشکند دست ابولهب این آدم وقتی که در جنگ زخمی میشود ابن مسعود که غلام او بوده و سالها زجر کشیده از دست این ارباب جنایتکار ابن مسعود وقتی که میرود روی سینه او مینشیند که سر او را ببرد به ابن مسعود میگوید ابن مسعود این نخوت و تکبر را نگاه کنید به ابن مسعود میگوید تو آمدی سر من را ببری برای من اُفت دارد ولی انسان باطناً بعد از مرگ را هم اعتقاد دارد ولی نمیخواهد بگوید کفر یعنی پوشاندن یعنی هست نمیتواند انکارش بکند ولی رویش را میپوشاند میگوید نیست پنهانش میکند برای همین در قرآن به کشاورزان میگویند کفار کفار یعنی کی؟ کشاورزها که دانه را زیر زمین میپوشانند زیر زمین یعجب الکفار ای کشاورزها میگوید برای من اُفت دارد که تو سر من را ببری برو به یکی از این بزرگها بگو بیاد سر ما را ببرد که ما اقلا دلمان خوش باشد که یک کسی، برای تو چه فرقی میکند تو مردی دیگر اما نه باطنش میگوید نه من نمردم نمیمرم میگوید یک بزرگی بیاد سر ما را ببرد که برای ما اُفت نداشته باشد چه فرقی میکند اگر قرار آدم کشته بشود به دست کی کشته شود ابن مسعود میگوید نه من خودم میکشمت میگوید خوب حالا که میخواهی بکشی سر من را از این پایین ببر از بالا نبری سرم کوتاه میشود از این پایین ببر که وقتی سرها را روی نیزه میگذارند سر من از بقیه سرها بلندتر باشد یعنی این برایش مهم است که بعد از مردنش هنوز باز آن حالت نخوت و تکبر و علو را دارد میخواهد بالاتر از بقیه باشد حتی سرش ولو به این مقدار که سرش بالاتر از بقیه سرها باشد شما در کشور کمونیستی کشور کمونیستی مبینید که با اینکه میگفتند خدا نیست قیامت نیست اما قبر سرباز گمنامی داشتند بزرگداشت داشتند برای بعد از مرگ کسان دیگر من یک موقع یادم برژنف که آن موقع رهبر شوروی بود شوروی کمونیسم یک موقع عجیب صحبتی بود میگفت اگر ما بر سر کنترل سلاحهای هستهای به نتیجه نرسیم خداوند از ما نخواهد گذشت عجیب است انسان آینده برایش مهم است جاودانگی برایش مهم است چه آینده ما دوتا آینده داریم یک آینده موقت هست که عمر دنیاست و این مشکوک است معلوم نیست بیاد یا نیاید و یک آینده قطعی و مسلم هست که از وفات به بعد هست و حتما هم خواهد آمد از وفات شروع میشود و دیگر انتهایی هم ندارد میرود تا مرحله قیامت پنجاه هزار سال قیامت بعد هم دوباره داستان حیات جاودانه ما شروع میشود تا خدا خدایی میکند عمر ما هم هست یعنی ما عمرمان به اندازه عمر خداست انسان این خیلی مسئله مهمی است که وقتی میخواهد فکر بکند برنامهریزی بکند برای خودش یک انتخابی بکند به این بلندا برای خودش برنامهریزی کند آدمهای ضعیف آدمهای نادان آدمهایی که خودشان را نمیشناسند فقط برنامهریزیهایشان برای همین چند روز دنیاست (یعلمون الظاهر من الحیاۀ الدنیا و هم عن الاخرۀ هم غافلون) آینده برای انسان باید مهم باشد و اینکه یک انسان چقدر قیمت دارد بسته به این است که کدامیک از دو آینده برایش مهم است آینده دنیایی یا آینده جاودانه و آخرتی مؤمن به هر دو آینده فکر میکند لذا در روایت داریم مؤمن از همه انسانها همتش بیشتر است هم برای دنیایش فکر میکند طوری که حضرت فرمود برای دنیات (کن لدنیاک کانک تعیش ابدا) برای دنیایت طوری برنامهریزی کن که انگار همیشه خواهی بود ولی حضرت علی فرمود برای آخرت چنان آماده باشد که (و کن لآخرتک کانک تموت غدا) برای آخرتت چنان باش که انگار فردا خواهی مرد این سبک زندگی قانون سبک زندگی این است که برای دنیات برنامهریزیت باید خوب باشد برای آخرتت هم طوری خودت را آماده کرده باشید یعنی گناهانی گناهان خودت را توبه کرده باشی گناهی به گردنت نباشد اخلاق بدی که هر کدامش میتواند هزاران سال در جهنم نگه بدارد آنها را از وجود خودت بیرون کرده باشی حرامی را مرتکب نشوی و واجبات الهی را مرتکب شوی آماده شدن برای آخرت یعنی این حداقلش و تا انسان این کار را نکرده حتما برای آخرت خودش را آماده نکرده و مرگش چیز خوبی نخواهد بود بنابراین انسان باید به هر دو آینده فکر بکند اما فکر کردن عقلانی تصمیم گرفتن یک چیز است این که انسان با تنبلی و بیحوصلگی هر دو آینده خودش را خراب بکند یک چیز دیگر است شیطان تلاش میکند که اول از این یک نفر روح تنبلی و بیحوصلگی به یک نفر تلقین بکند و خیالهای غلط و وعدههای غلط به یک نفر بدهد خوش خیالیها بیفکریها بیتدبیریها را داشته باشد در زندگیش تا هم آینده دنیایئش خراب شود هم آینده آخرتیش خراب شود شیطان میآید چیزهایی که اهمیت ندارد مربوط به جنبه های حسی خیالی و وهمی هست اینها را برای شخص اینقدر مهم میکند که مسائل عقلی و فوق عقلانی را از انسان میگیرد این کاری است که شیطان و واهمه انجام میدهد شیطان کارش از طریق قوه وهم است چیزهایی که صددرصد مسلم و عقلی است نمیگذارد تو به آنها فکر بکنی نمیگذارد تو به آنها برسی اما چیزهایی که اهمیت ندارد را خیلی بزرگ میکند مسائل حسی خیالی و وهمی این سه دسته را خیلی بزرگ میکند شخص از تشخیص مسائل عقلانی زندگیش و مسائل فوق عقلانیش باز میماند باعث میشود هم آینده دنیاییش خراب شود و هم آینده آخرتیش خراب شود چیزهایی که حیوانی هست را خیلی بزرگ میکند و ضروری زندگی میداند اما چیزهایی که عقلانی و فوق عقلانی هست را خیلی اهمیت نمیدهد مثال بزنم مثلا شما در ازدواج نگاه کنید نوع دخترها و پسرها به چیزهایی که برای زندگیشان بدرد میخورد فکر نمیکنند نه میسازند خودشان را آماده میکنند سرمایه گذاری حاضر نیستند بکنند برای این بخش و بیشتر به چیزهایی برای زندگی اهمیت میدهند که آنها تعیین کننده نیست نوع ازدواجها الان اینگونه هست یعنی اینکه خوشگل خوشگل نیست سالم هست سالم نیست درس چقدر خوانده خانوادهاش چطوری هستند کجا زندگی میکنند پول دارند یا پول ندارند مدرکشان چگونه هست با یکسری تناسبهای اخلاقی کوچک دم دستی به مسائل اصلی که باید یک زن یا یک مرد باید داشته باشد کمتر توجه میشود به سازندگی ها و مهارتهایی که باید داشته باشد آیا این در مهارتهای زندگی و بحث رسالت خانواده توضیح دادیم که سه تا وظیفه زن و مرد دارند که گفتیم که این کوچک چه چیز هست باید حتما سه تا مهارت را حتما داشته باشند مهارتهای اقتصادی مهارتهای عاطفی وسطی و مهارتهای جاودانه و معنوی اینها خیلی مهم است یک دختر وقتی میخواهد ازدواج بکند باید ببیند این سه تا آمادگی را در خودش ایجاد کرده یا نه مدیریت در این سه تا بلد هست یا بلد نیست یک پسر وقتی میخواهد زن بگیرد باید به این توجه بکند میتواند پدر خوبی باشد میتواند همسر خوبی باشد میتواند زمام امور را بدست بگیرد خانواده را مدیریت بکند فرضا فردا فرزنددار شد فرزندان خودش را میتواند تا بهشت ببرد یا نه دختر پسرها معمولاً به این چیزها فکر نمیکنند لذا میبینی یک نفر از فقر شروع میکند به عالیترین درجات ثروت میرسد چون رشد اقتصادی دارد فکر اقتصادی دارد و یک کسی هم پول دار هم هست سرمایه اش را هدر میدهد با حجم زیادی از عشق شروع میکنند بعد میافتدند به تنفر نسبت به همدیگر معنویت هم ممکن است یا ممکن است نداشته باشند و خیلیها هم هستند که این قضیه خیلی مهم نیست من تعجب میکنم گاهی اوقات کسانی میایند میگویند که ما بله پسر را خیلی تحقیقات همه تأییدش کردند فقط نماز نمیخواند این یعنی همه چیز یعنی هیچی ندارد وقتی میگویید نماز نمیخواند شما ببینید مراجع در روایت هم ما داریم پسری که نماز نه اینکه نماز نخواند نماز را به جماعت نمیخواند این در میثاق توضیح دادیم یک کسی که اینطوری هست این بهتر هست با آن ازدواج نکنیم مگر مجبوری باشد بعدا خودش را بالا بکشد یا دختر همینطور یک شرائطی باید داشته باشد یک رشدی باید داشته باشد اینها را اصلا دختر پسرها اصلا فکر نمیکنند و اینکه چه مهارتهایی نیاز است حالا خوب عیبی ندارد عقد کردید عروسی کردید وقت نمیگذارد شیطان نمیگذارد به این چیزها برسند مسائلی که خیلی پیش پا افتاده است نقش زیادی ندارد در زندگی آنها را خیلی مهم میکند برای زندگی دلشورههای خانه دلشورههای جهزیه دلشورههای شب عروسی عقد بعد از آن، یک مسائلی را آنقدر بزرگ میکند که تا آخر زن و مرد برای این چیزها وقت ندارند الان هم که دیگر مد شده که کارهای دیگر داریم درس داریم پروژه داریم طرح داریم ارشد بایدامتحان بدم دکترا باید امتحان بدم نمیرسم بوسیله درس یعنی با بخش، از پنج تا چیزی که باید داشته باشند یعنی سلامت و زیبایی و هوش عقل دین و اخلاق اینهایی که در تقویت ژنها توضیح دادیم یا صرف مسائل سلامت و زیبایی و مسائل توهمی میکنند لباس و جشن و عروسی و مدل و مسائل اینطوری یا هوش نهایتاً درس دارم طرح دارم پروژه دارم چقدر انسانها بواسطه اینکه میخواهند درس بخوانند خانوادههای خودشان را بدبخت کردند چقدر انسانها بخاطر اینکه بچهام درس بخواند خودم درس بخوانم خودم پیشرفت بکنم خانواده خودش را ضایع کرده یعنی سه بخش از وجود خودش و خانواده خودش را ضایع کرده بخش عقلانی بخش اخلاقی و بخش دینی بخش جاودانه به اینها اهمیت نمیدهند شیطان میاید اینگونه آینده انسان را خراب میکند بعد هم (یخوّف اولیائه) کسانی که تحت ولایتش هستند شیطان دائماً آنها را میترساند بعداً اینطوری میشود بعداً آنطوری میشود خراب میکند اصلاً راجع به این چیزها نمیگذارد شما فکر بکنید راجع اخلاق عقل و مسائل دینی آنها را کار ندارد امّا آنقدر در این دو بخش میترساند مردن تصادف سرطان مریضی پول اینقدر هول میکند انسانها را که به حرص و طمع میاندازد و از دنیای مشکوک را آنقدر بزرگ میکند که شخص دیگر آینده ابدی را نمیبیند یعنی میبینید شصت سالهاش هنوز دلشورههای دنیا برای خودش نوهاش نتیجهاش بچههایش را دارد اصلا یک ذره نمیگذارد تو به آرامش برسی بتوانی جهات ابدی و جاودانه خودت را نگاه بکنی یکسره دلشوره وضعیت دنیا را داری آب و نان و غذا و اینها چیزها دغدغه این سه بخش بخشهای حیوانی لذا حس و حال و رمقی برای بخش عقلانی و فوق عقلانی نمیگذارد برای دقیق زندگی کردن با اطلاعات زندگی کردن با علم زندگی کردن با بصیرت زندگی کردن با معنویت زندگی کردن این دلشورهها را سر راه انسان شیطان میگذارد که دنیا را خراب کند دنیا خراب شد آخرت هم خرابش میکند نسبت به آینده ابدی چکار میکند برای اینکه آینده ابدی را خراب بکند ترکیب بین حمله را میکند یادتان نرود ما حملههای ترکیبی هم داریم اینطور نیست که یک حمله فقط جلو باشد یا عقب باشد گاهی اوقات از ترکیب جلو و عقب یک حمله درست میکند برای شما از راست و چپ یک حمله درست میکند برای شما گذشتهات را میگیرد با آینده ترکیب میکند یک ضربه به شما میزند چیست؟ میگوید ببین تو گناه کردی پنج سال ده سال بیست سال سی سال آلودگی داری آمرزیده نمیشوی آدم کثیفی هستی هیچ گناهی نیست که مرتکب نشده باشی خدا تو را نمیبخشد اینکه میگوید شما گذشته گناه کردی چه چیزی را به رُخَت میکشد؟ عقب را دیگر اما اینکه میگوید خدا نمیبخشدت کجا دارد میگوید؟ آینده را میگوید یعنی ترکیب میکند حمله را نه. ما یک خدای رحمان و رحیمی داریم که فرمود من 99 درصد رحمت خودم را برای بندگانم گذاشتم برای آخرت اصلاً ما گناهی که بگوید نمیشود جبران کرد نداریم این خدا در روایت فرمود آیه قرآن هست خداوند از شرک نمیگذرد اگر توبه بکند یک نفر میگذرد چرا نمیگذرد اینکه میگوید نمیگذرد مال این است که انسان توبه نکرده مشرک باشد برود در آخرت بله آنجا دیگر دیر است وگرنه انسان هر وقت در دنیا هست میتواند جبران کند یکی از عظیمترین نعمتهای الهی این است که ما هنوز زندهایم ما نمیدانیم چقدر اهمیت دارد که هنوز زندهایم و در برزخ نرفتیم الان هنوز وقت داریم همه چیز را درست کنیم وقت داریم همه چیز را اصلاح بکنیم هیچ چیز نیست که نشود درستش کرد ولی شیطان میآید ناامیدی نسبت به آخرت در انسان ایجاد میکند ترس از خدا ترس بیجا ترس دو گونه است یک ترسی است که انسان چون خدا که ترس ندارد خدا رحمان و رحیم است اصلاً ترس ندارد ترس از این است که من رفتاری انجام بدهم که عکس العمل بدی از آنجا ببینم پس از خودم باید بترسم از خدای مهربان ما را میترساند بعد میگوید تو آمرزیده نمیشوی جهنم میروی شخص دیگر ناامید میشود میگوید حالا که جهنمی هستیم ببین چقدر خوب کار میکند میگوید حالا که جهنمی هستیم دیگر چه فایدهای دارد من توبه کنم دیگر توبه فایده ندارد پس گناه میکنم تا گفت گناه میشود حمله چندم میشود حمله سمت چپ ببینید چقدر قشنگ ترکیب میکند شیطان گذشته را به رخ میکشد آینده را از شما میگیرد ناامید میکند تلاش را از شما برمیدارد تنبلی بیحوصلگی ناامیدی و وادادگی را میآورد برایت بعد دیگر راحت انسان گناه میکند میگوید که حالا گذشتهام اینگونه هست آمرزیدهام نمیشوم پس دیگر حالا گناه بکنم اینقدر ولی این پیامها برای کسی که مؤمن است پیامهای روشنی است چون همهاش دروغ است گناه گذشته کردی خدا میآمرزد توبه دارد جبران دارد حق الناس را انسان میتواند جبران کند حق الله را میتواند قضا بکند جبران بکند اصلاً چیزی مثل ناامیدی در روایت داریم بعد از شرک به خدا هیچ گناهی بزرگتر از ناامیدی نیست این که انسان ناامید بشود عرض کردم یک بار که آمد خدمت امام رضا (ع) گفت رفتم خانه یکی از سردارهای مأمون یکی از دوستان امام رضا گفت گفت ماه رمضان رفتم خانه یکی از سرداران مأمون دیدم که دارد روزه میخورد ناهار میخورد گفتم که مگر روزه نیستی گفت نه برای چه روزه بگیرم جنایتهایی که من کردم به دستور مأمون دیگر حالا این نماز و روزه من چه میشود برای من من شصت نفر از سادات را در همین خانه سر بریدم زن مرد جوان پیر بچه سر بریدم ریختم در این چاه شصت تا قتل سادات ذریه پیغمبر حالا دیگر این نماز به چه کار من میآید روزه مثلاً میتواند کشتن آن انسانها را جبران بکند گاهی اوقات شیطان اینگونه میآید یک کاری انسان میکند یکدفعه انسان دیگر بعد میخواهی نماز بخوانی میگوید جمع کن خجالت بکش نماز دیگر چیه این مسخره بازیها نماز و روزه تو این همه کثافت کاری کردی حالا خجالت نمیکشی بری مسجد خدا به شما هیچ وقت این حرف را نمیزند اگر تو پایت رفته تا مسجد تا حرم میتوانی بروی یعنی خدا دعوتت کرده فرشتهها هم به شما اجازه دادند چون اگر خدا نمیخواست نمگذاشت بیایی ولی شیطان اینطوری نیست شیطان میگوید خجالت بکش نیا در مسجد به حرم نیا تو کجا امام رضا کجا هیچی همینطوری یکدفعه انسان میگوید بله دیگر راست میگوید من این همه جنایت کردم میشود حمله شیطان امام رضا فرمود برو به او بگو ناامیدی تو گناهش بزرگتر از کشتن آن شصت نفر است ناامیدی اصلاً به درگاه خدا معنا ندارد ناامیدی ما حتی نمیپذیریم وقتی که بچه با بیست سال جنایت به پدر و مادرش بیاد توبه بکند پدر و مادرش نپذیرندش پدر و مادر میپذیرند چطور از خدا فرمود خدا مهربانتر از پانصد هزار مادر هست برای شما میدانید عاطفه پانصد هزار مادر را روی هم بگذارید چه میشود یعنی چه؟ مثل اینکه یک نفر پانصد هزار مادر داشته باشد پانصد هزارتا این کلمه پانصد هزارتا نه اینکه مثلا پانصد و یک هزارتا نیست نه کثرت را میخواهد بگوید به ما کثرت اینقدر زیاد ناامیدی اصلا معنا ندارد. دلشورهها را ما چگونه جلویش را بگیریم؟ امروز میخواهم راجع به این قاعده مهم صحبت بکنم خیلی دقت بکنید به این بحث بحث اینکه ما چطوری یک مؤمن رمز شادی و آرامش یک مؤمن چه چیز است واقعا؟ چطور قرآن میگوید یک مؤمن همیشه شاد آرامش دارد و هر چقدر مؤمنتر هست شاد و آرامتر هست حالا یکبار دیگر به انگشتان نگاه بکنید ما کمالات حسی داریم خیالی داریم وهمی داریم حسیها مثل چی؟ مثل خانه و پول و اتومبیل تلفن همراه و لباس و تجملات. خیالیها مثل چی؟ مثل چیزهایی که به زیباییها هنر مسائل اینطوری مربوط هست وهمیها مثل چی؟ مثل شهرت قدرت رقابت علو مقام اینها. عقلانیها مثل چی؟ دکتر مهندس شدن درس خواندن مدرک تحصیلی گرفتن جایزه نوبل گرفتن تحقیقات علم و کشف و این چیزها. فوق عقلانیها مثل چی؟ مثل گرایشهای جاودانه ما به الله به خانواده آسمانی به بهشت و به آخرت و بعد. اینها هر پنج تا غذا احتیاج دارد لذت دارد و غذا، جفت دارد. خدا میفرماید یک انسان متعادل انسانی هست که نیازهای بخش حسیش را تأمین بکند نیازهای بخش خیالیش را تأمین بکند نیازهای بخش وهمیش را تأمین بکند مثلا عشق زمینی، عشق زمینی یک نیاز بخش وهمی است البته عشق زمینی نه اینکه حتما زن و شوهری عشق زمینی مثل اینکه یک خواهر و برادری یک مادر خوب یک پدر خوب یک دوست خوب اینها میشود عشق زمینی لزوما وقتی میگوییم عشق زمینی یعنی دوست داشتن روی زمین یک عدهای انسانها را دوست داشته باشد و محبوب آنها باشد این را میگویند عشق زمینی چیزهای وهمی مال قسمت وهمی بخش انسانی ما نیست میگوید اینها را خوب است اگر کسی به متعادل داشته باشد عزت داشته باشد بیآبرو نباشد در دنیا ؟؟؟ میگوید و اعزنی فی عشیرتی و قومی من عزیز باشم به هر حال انسان محترمی در جامعه باشم این خوب است یکسری اطلاعات انسان یک سلسله اطلاعات نیاز دارد این اطلاعات را بدست بیاورد و اینها همه چهار بخش مقدمه بخش اصلی ما هستند که خدا ما را بخاطر این بخش آفریده بهش میگویند بخش چی؟ انسانی یا فوق عقلانی این اصلیترین شخصیت انسانی بخش اصلی شخصیت انسان و انسانیت انسان و بخش فوق عقلانی است یعنی ارتباطش با الله عشقش به جاودانگی و معشوق اصلی لذا گذاره لا اله الا الله یعنی من هیچ معشوقی ندارم هیچ دلبری ندارم مال کدام بخش وجود ماست؟ بخش انسانی است. کسانی که این بخششان یعنی کسانی که انس به خدا اهل بیت آخرت خانواده آسمانی ندارند معلوم است این بخششان ضعیف است کاملاً فعال نشده بالغ نشده ضعیف این بخش اگر این بخش قوی بشود مثل بخشهای دیگر شما آب میخورید غذا میخورید لذت میبرید جنس مخالف انسان میخواهد لباس میخواهد پوشاک میخواهد سفر میرود تفریح میرود مطالعه میکند یعنی این بخشهایش طبیعی فعالیت خودش را انجام میدهد اما راجع به نماز یک کسی که نماز چهار رکعتیش میشود دو رکعت خوشحال هست یعنی این بخشش مریض است این بخش هنوز طبیعی نشده یک وقت که مریض میشود روزه نمیگیرد ماه رمضان میآید ناراحت است یا ماه رمضان میرود خوشحال است معلوم است این بخشش هنوز بچه است کودک است هنوز باطن انسانی ندارد اگر بمیرد بصورت حیوان محشور میشود بخش انسانیش هنوز ضعیف است کسی با خانواده آسمانی خودش انس ندارد مگر میشود با پدر و مادر خانواده و دوستان خودش انس چطور در بخش وهمی با رفیقانت دوستانت نامزدت شوهرت زنت همه انس دارید میروید و میآید از آنها لذت میبرید از اینکه با آدمها باشی چطور میشود یک نفر با خانواده آسمانی خودش انس نگیرد و با اینها دوست نداشته باشد خلوت رفت و آمد داشته باشد این نشان میدهد این بخش در این شخصیت این شخصیت شخصیت فقیری شخصیتی هست که هنوز بالغ نشده که نمیتواند از این بخش لذت ببرد چطور برای آینده دنیاییت از الان فکر میکنی الان نُه سالهاش هست داره فکر میکند من شوهر کردم چکار بکنم زن گرفتم چکار بکنم بچه کوچک در آینده دکتر بشوم مهندس بشوم برای آینده فکر میکند چطور فکر میکند اگر یک کسی آخرت را نبیند و به آخرت فکر نکند معلوم طبیعی نیست این آدم معلوم این آدم بچه هست هنوز که آخرت را برایش مهم نیست من دو روز دیگر میروم جدی جدی میروم پنج روز دیگر یک سال دیگر واقعا میروم باور نکردیم میرویم باور نکردیم یک روز ما را میبرند از دنیا آن چه کلمه قشنگی اصلا به معنایش فکر نکردیم میگوییم خدا رحمتش کند از دنیا رفت، از دنیا رفت مثل اینکه میگوییم از این شهر رفت از دنیا رفت بیرون کجا رفت از دنیا رفت، رفت در برزخ پدرمان رفته مادرمان رفته برادر از خودمان کوچکتر رفته خواهر از خودمان کوچکتر رفتند هزاران جوانتر از خودمان رفتند و ما باور نمیکنیم که میرویم آینده اصلا برایمان مهم نیست شیطان میآید اینگونه دلشورهها را نسبت به آینده قطعی از بین میبرد اسلام میگوید این سه بخش بخش حیوانی محترمند باید غذا به آنها داده شود ولی دو شرط دارد: 1ـ این دو شرط حتماً حلال باشد و به اندازه باشد بیش از حد به آنها غذا ندهید چون وقتی بیش از حد غذا میخورند این دو بخش غذاشان چه میشود کم میشود کم میآورند لذا وقتی کسی پرخوری میکند نمیتواند مطالعه بکند لا تجتمع الفتنۀ مع البطنۀ پرخوری که کردی یعنی بخش حسی را به آن غذا دادی کار ذهنی خیلی نمیتوانی بکنی مطالعه نمیتوانی بکنی خوابت میگیرد چرتت میگیری نمیشود توقع داشته باشی بخوری یک پرس غذا بخوری بعد بخواهی مثلا شب هم بیدار باشی عبادت کنی یا کار علمی بکنی نمیتوانی خوابت میگیرد چرتت میگیرد نمیتوانی انتظار داشته باشی اضافه وزن داشته باشی بعد برای حرکتهای فوق عقلانی غِبراق باشی اصلا جور در نمیآید یک کسی میخواهد برای پروازهای فوق عقلانی پروازهای حتی بُردهای کوتاه یعنی بُردهای بلند و متوسط را من نمیگویم بُردهای کوتاه پرواز داشته باشد در آن مثلا بتواند حرکت بکند مثلا شب بتواند تا بهشت برود پرواز میکند خیلی از شبها من خواب میبینم پرواز میکنم دو متر از زمین بلند میشود این معلوم این آدم غبراق نیست اول باید وزنت را کم کنید کسانی که اضافه وزن دارند واقعا نمیتوانند شبها پروازهای خوبی داشته باشند نه پروازهای عقلانی خوب میتوانند داشته باشند نه پروازهای روحانی خوب داشته باشند اول باید به هیکلت برسی برو نصفش کن برو کمش کن برو ورزش نمیتوانی اینگونه پرواز کنی این بدن خرفت و بزرگ و پر از آلودگی پر از عفونت نمیگذارد تو اصلا بلند شوی نمیگذارد اوج بگیری بنابراین بتراشش این را اول غذا را تنظیم کن معده را تنظیم کن حلالش کن سبکش کن غبراقش کن بعدش خواب میبینی شب وقتی داری پرواز میکنی میبینی رفتی روی پشت بامها روی کوهها در آسمان آسمان اول آسمان دوم میرود انسان همینطوری میخواهد نماز بخواند مبیند راحت حضور قلب پیدا میکند میرود میرود در حرم میبیند راحت ارتباط برقرار میکند بدن خیلی مهم است شما وقتی اضافه میدهید به بخشهای پایینی طرف یک نفر وهمش خیلی قوی است مسابقات فوتبال تلویزیون سریال این وقتی میاد سر نماز که اصلا نمی تواند پرواز بکند این همین سر نماز در سریال است یعنی اصلا نمیتواند بلند شود تا میگوید الله اکبر میخورد زمین مثل انسان فلجی هست که بلندش کنی از روی ویلچر ولش کنی میافتد زمین چهل سال دارد نماز میخواند ولی نمیتواند بلند شود برای اینکه قوی وهمیش خیلی قوی است یا به سیاست و رقابت و شورای شهر و مجلس و ریاست جمهوری و انتخابات یا فلان تیم برنده شد فلان تیم باخت کی میبریم کی میبازیم یا به بُرد و باختهای زن و شویی حال زنم را بگیرم رویش را کم کنم باجناقم را اینطوری بکنم جاری را اینطوری کنم سر کار اینطوری بشوم همینطوری درگیر دائماً با امور وهمی چه کسی خوشش بیاد از من چه کس بدش بیاد عشقهای زمینی کلاً آنوقت کسی که در عشقهای زمینی زیادی به خودش غذا میدهد این اصلا به عشقهای آسمانی فرصت نمیکند برسد یعنی اصلا اوج نمیتواند بگیرد وقت ملائکۀ الله را ندارد وقت خانواده آسمانی را ندارد دقیقاً مثل دختر و پسری که تا نامزد میکنند پدر مادر را قال میگذارند اصلا انگار در میرود از دست بابا و مادر، آنها پدرت مادرت بزرگت کردند میگوید دوستشان دارم ولی الان برای من این مهم است وقتی که بیش از حد به این بخشها غذا میدهیم بخشهای عقلانی شخص دیگر نمیتواند تیزهوش صاحب نظر نظریهپرداز عقلانی فکر بکند حتی اگر کارهای عقلانی هم بکند آخرش کارهای عقلانیش میافتد دست واهمهاش، واهمهاش گند میزند به کارهای عقلانیش شما نگاه کنید من یک چیز ساده میگویم برای شما تا انسان بتواند قیمت خودش را در بیاورد ببینید ما بخش عقلمان میگوید مرده با شما کاری ندارد بخش وهممان میگوید مرده الان پا میشود دنبالت میگذارد میخوردت الان مرده پا میشود تو را میبرد در قبر چقدر خجالتآور زشت است که عقل ما اسیر وهم ماست وهم به عقل میگوید بابا این حرفها را نزن بنشین سر جات دانشمند استاد میترسه استاد دانشگاه است وسواس دارد وسواس مال کدام بخش است؟ بخش وهم است به هم خوردن اندازههای خدا ریاضیات خدا خدا میگوید دوبار بریزی کافی وهم میگوید نه دوبار نریزی ممکن است پاک نشود حالا نمیچسبد به دلم بگذار پنج بار دیگر بریزم وهم میاد ریاضیات خدا را به هم میزند انسانهای وسواسی اینها شعورشان دست وهمشان است بنده شیطان هستند وسواسیها کسانی که دلشوره دارند افکار منفی دارند افکار پریشان دارند عقلشان را سپردهاند به شیطان بنده شیطان هستند این باید بیاد خودش را درست بکند باید ریاضیات فکریش را درست بکند باید نظم بدهد بخودش باید یک ذره برود یک ویزیتی بشود یکطور خودش را تنظیم کند این اصلا نظمش ریخته به هم بخش وهمیش غلبه دارد بر بخش عقلانیش حالا یک کسی که نمیدوند مرده کاری نداره از مرده میترسد با یک کسی که میدوند که مرده کاری نداره ولی از مرده میترسد میترسد برود دست بزند به مرده میترسد برود آب بریزد سرش بشویدش میگوید الان پا میشود من را میگیرد میبرد با خودش من دیشب خواب دیدم پدربزرگ خدابیامرزم آمد من را بوسید من دیگر از الان اضطراب گرفتم این بوسیدنش یعنی اینکه من دیگر میخواهم بمیرم یا گفته بیا بریم بیا پیش من ببینید طرف ده سال اضطراب برای مردن دارد چرا؟ چون ده سال یک کسی یک مردهای در خواب به او گفته بیا پیش من یا خواب دیده مرده به همین مسخرگی یا کسی خواب دیده بهش گفتند تو میمیری خوب شیطان هم میتواند بیاید در خواب بگوید تو میمیری اگر هر کسی آمد گفت تو میمیری ما میمیریم؟ طرف زنده است الان من بارها این تجربه کردم هم خودم سرطان داشتم دکتر به من گفت سرطانت نوع بد است هم سرطانی هم دیدم وقتی میآیند به من میگویند میگویم خوب چه شده میگویند دکتر گفته تمام است دکتر علمی دارد میگوید ولی ما هزارتا امید داریم هر وقت دکتر گفت امیدی دیگر نیست یعنی اول چیه؟ اول امید است تازه ما این همه سرطانی دیدیم شفا گرفتند خوب شدند یعنی چه اگر گفت من بیشتر اضطراب بگیرد من را شیطان اینقدر میاد وهم میاورد برای ما ترسهای بیخودی اضطرابهای شما بروید در فرهنگ جوامع نگاه کنید چقدر ترسهای بیهوده است نمیدانم جارو را بر عکس نگذارید اینطوری میشود ناخن را اینطوری نگیرید قابلمه آنطوری نباشد نمیدانم یک نعل خر یک نعل اسب بگذارید خوش شانسی میآورد برایتان نیمدانم فلان چیز را آویزان کنید گردنتان اینطوری میشود عدد سیزده نحس است روی صندلیش نشینید شماره پلاک سیزده را نگیرید البته در هواپیما که ما داریم میرویم نوشته چون فرهنگ جهانی متأسفانه شما الان بروید در هواپیما نوشته دوازده بعدش چهارده ردیف سیزده ندارد هواپیما چون آنهایی که میسازندش خیلی خرافی هستند غربیها خیلی خرافی هستند آمریکاییها غربیها خیلی خرافه هستند بسیار خرافه در آنها رواج دارد در نوع فیلمهایشان نگاه کنید چقدر خرافی هستش چقدر خیالپردازانه است اصلا منطق در آن نیست همهاش چیزهای هپروتی و خیالی تمامش را شما اکثرش را نگاه کنید همینگونه است فیلمهای تخیلی استاد هستند در این چیزها همهاش ذهن بچهها را هم میگیرند کسانی که مینشینند نگاه میکنند این بچه مینشیند مثلا هری پاتر میبیند خوب الان نشست فکر میگیرد فرهنگ میگیرد بعد هم میترسد این بچه شب میخواهد برود در کوچه در خیابان میترسد فکر میکند همان چیزهایی که در فیلم دیده میآید سرش اینقدر مشغول میشود شیطان میبیند مرکب خوبی پیدا کرده عجب مرید شش دانگی در خواب هم میآید اذیتش میکند بسیاری از خوابها خیالها شما در فرهنگها نگاه کنید چقدر چیزهای نحس داریم قمر در عقرب است الان به حضرت علی میگفتند الان قمر در عقرب است حرکت نکنی بروی شکست میخوری هر کس تو را تصدیق کند مشرک به خداست هر کس تو را تصدیق کافر است اینقدر ما توهمات در زندگیمان زیاد است یعنی شیطان غوغا کرده من یک موقع میخواستم مطالعه کنم ببینم چقدر همینطوری سرانگشتی یک موقع شمردم هیمنطوری مطالعه جدی نکردم یک صدتا از این چیزهایی که در فرهنگ مردم هست پیدا کردم که اصلا هیچ کدام اعتبار ندارد بیخود هست ما از آنها میترسیم نحس میدانیم آنها را الان متولدین ماه فلان اینگونهاند متولد چه ماهی هستی متولد چه ماهی هستی نمیخوریم به همدیگر این حرفها چیه؟ ائمه بروید ببینید همسرانشان تولدشان متولد ماه خودشان بودند پدر مادرانشان متولد ماههای مختلف هستند بعضی چیزها هست درست هست مثلا نظر در سحر درست تا یک حدودی ولی از یک میلیون موردی که میآیند میگویند سحر و جادو و بستن بخت این یک موردش ممکن تازه درست باشد آن هم اقتضایی است نه اینکه صد در صد باشد اقتضایی یعنی میتواند مؤثر باشد ولی تو میتوانی با یک صدقه با یک دعا آثارش را از بین ببری میشود از بین برد اقتضاست شما داروها را نگاه کنید من یک موقعی یک داروی مجبور بودم بخورم نیاز داشتم برای این نخاعم که قطع شده بود خیلی من را اذیت میکرد این دارویی که میخورد یک موقعی تا مرگ سکته قلبی و مغزی من را میبرد واقعا، یکبار رفتم به دکتر گفتم این چیزی برای من بنویسید که داری اصلا چیزی دارید گفت بله یک قرص جدید آمده و آن خیلی خوبه و این عوارض را ندارد گفتم خوب بنویس نوشت و رفتم داروخانه باز کردم نوشته بود عوارض جانبی سکته قلبی سکته مغزی سردرد یک فهرست چهل تا عوارض نوشته اما خودش هم زیرش نوشته این لزوماً در همه ظاهر نمیشود یعنی اقتضایی ممکن یک کسی بخورد یک اتفاقی بیافتد و الان خیلیها دارند این قرصها را میخورند عوارض دارد اما نه آنطور که در فهرست نوشته الان یک کسی بخورد همهاش اینطوری بشود من نمیدانم فلان شب بچه اینطوری شده الان نگرانم بچهام یک موقع اینطوری در نیاد نه دعا داریم صدقه داریم مگر نمیگوید صدقه بلای قطعی و بلایی که مبرم شده را از بین میبرد دیگر چرا ناراحتی دعا بلای قطعی که خدا گفته برود بر سر کسی دعا میبرد پیغمبر خداست میگوید این خانمی که الان میرود دیگر بر نمیگرد دیدند این خانم برگشت گفتند یا رسول الله شما گفتید این میمیرد گفتند چکار کردی خانم گفت یک حیوانی را دیدم یک صدقه یک غذا به او دادم تمام شد یک صدقه دادی به یک سگ یک گربه یک خانمی یک گربه یک چیزی ببینید یک بلا قرار بیاد با یک پذیرایی از یک گربه از یک سگ برطرف میشود صدقه دادن برطرف میکند بلای قطعی را پس دیگر اینقدر دلشوره برای چه ما داشته باشیم چرا اینقدر اضطراب در زندگیمان بیاد این یک جلسه صحبت کردیم مقدمه بود برای بحث اینکه ما چگونه دلشوره نداشته باشیم به بحث ثابتات و متغیرات زندگی نرسیدیم چون بحث خیلی مهمی قواعد فوق العاده مهمی است که ما باید اول اینها را یاد بگیریم تا بعد بتوانیم در سایه توجه به این فرمولها و قواعد شادی داشته باشیم آرامش داشته باشیم این همه در زندگی هی باید اگر قرار باشد ما خدا اصلا ما را نیافریده که بیاییم اینجا حرص و جوش بخوریم عصبانی بشویم برنجیم گریه بکنیم ناراحت بشویم غصه بخوریم ناامید بشویم به پوچی برسیم خدا میگوید من دنیا را گفتم اگر کسی توانست در دنیا شاد باشد شادی آخرت هم میتواند بگیرد اگر نمیتواند در اینجایی که من آفریدم شاد باشد آنجا هم شادی به او نخواهد رسید ما باید اینجا آرامش و شادی را تمرین کنیم ما آمدیم اینجا شبیه الله بشویم با هزاران هزار دارایی آمدیم اگر این داراییهایمان را نتوانیم استفاده کنیم با توهمات شیطان اضطراب بگیرد ما را در واقع یک کسی که غصه دارد در زندگیش عصبانی و پرخاشگر و پرتوقع و بدبین و زودرنج و حساس و ناامید هست این آدم شیطان را قبول دارد و وسوسههایش را و امیدها و قدرتهایی را که خدا به او میدهد را قبول ندارد یک وسواسی شیطان را میپذیرد میپرستد و الله را نمیپرستد چون خدا به او میگوید من به تو قواعد دادم تو اگر این قاعده بروی آنطرفتر دیگر دستور من نیست نه دلم نچسبید دلم نمیآید شاید نجس شده باشد شاید اینطوری باشد شاید آنطوری باشد همین تفکرات موهنی که به سراغ خیلیها میآید این حالا انشاء الله بماند چون وقتمان تمام شد انشاء الله جلسه آینده راجع ثابتات و متغیرات زندگی صحبت بکنیم و اینکه انسان باید به جای اینکه دلش را روی ثابتات ببندد که دیگر اصلا غصه نخورد میبرند آدمها روی متغیرهایی که تکان دهنده هست میبندند و بعد این متغیرهای دائما تو را تکان میدهند و اضطراب در شما ایجاد میشود ما باید دلمان را ببریم به خانواده آسمانی و جهات ماندگار زندگی ثابتات زندگی پیوند بدهیم که انشاء الله در موردش هفته بعد صحبت خواهیم کرد. و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین یکی دوتا سؤال کردند من فرصت نشد جواب بدهم برای بینندگان شبکه ولایت هم یکی دوتا نکته داشتیم که انشاء الله بماند برای هفته بعد. با هم پنج مرتبه دعا میکنیم جهت رفع اضطرار غربت و آوارگی تنهایی امام زمان رفع اضطرار از شیعیان مسلمین و مستضعفین جهان رفع اضطرار از زندگیهای خودمان همه گونه اضطرار همه گونه ناراحتی ناراحتیهای مالی ناراحتیهای خانوادگی بیماریها بیماران منظور بخصوص کسانی که همه توقع دارند یا از شما التماس دعا دارند با همدیگر پنج مرتبه دعا میکنیم اعوذ بالله من الشیطان الرجیم امن یجیب المضطر اذا دعاه و یکشف السوء هدیه به محضر مقدسشان سلامتیشان تعجیل در فرجشان خشنودیشان از همه ما و اینکه انشاء الله همه ما مشمول دعاهای ویژه حضرت باشیم صلوات بلند ختم بفرمایید.