جلسه 034 - انصاف و ریشه‌های بی‌انصافی
شماره جلسه
34
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1396
ماه
6
روز
16
متن کامل (خام) ‌ جلسه 034 - انصاف و ریشه‌های بی‌انصافی

انصاف و ریشه های بی انصافی؛ جلسه سی و چهارم 16/06/1396

اعُوذُ بِاللّهِ مِنَ الشَّیْطانِ الرَّجیمِ/بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحيمِ/ الْحَمْدُللّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ وَ صلَّی اللهُ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطاهِرینَ وَ لَعنَتُ اللهِ عَلَی أعدائِهم أجمَعین مِنَ الان إلی قیامِ یَومِ الدّین».

بحث مان درباره روابط اعضای خانواده آسمانی به موضوع ظلم اختصاص داشت و ظلم به نفس که یک سلسله از آن جلوه ها و ابعاد ظلم به نفس را خدمت تان عرض کردیم یک روایت دیگر مانده که من این را از وجود مقدس امیرالمومنین علیه السلام عرض کنم خدمت تان. ایام سعید عید بزرگ غدیر است به محضر امیرمومنان علیه السلام صلوات بلند ختم بفرمایید.

«من احمل العمل بطاعه الله ظلم نفسه» هر کس احمال بکند فرو بگذارد طاعت الهی را‏، کوتاهی بکند، به خودش ظلم کرده، قبلاً توضیح دادیم که ساختار وجود انسان و جهان یک ساختار کاملاً ریاضی است و ما هم همانطور که بدن مان یک سیستم کاملاً منظم و ریاضی دارد و برخورد با آن حساب و کتاب دارد و اگر با آن درست برخورد نکنیم عکس العمل نشان می دهد به صورت درد، بیماری، زخم، عفونت یا مرگ این بدرفتاری های ماست که بدن عکس العمل اینگونه نشان می‌دهد، وقتی با بدن اینگونه رفتار بکنیم، به این شکلها عکس العمل نشان می‌دهد شما یک تیغ در بدن تان برود یک تیغ کوچک در حد این لمس یک کاکتوس، یا حتی میوه الان ما میوه هایی داریم که پوست شان خیلی، اصلاً اسم این میوه ها کاکتوس است میوه است و خوردنی است میوه های بسیار زیبایی هست که خوشمزه هم است پوستش را باید بکَنید و میل کنید ولی یک خار بسیار بسیار نامحسوس دارد که حتی وقتی می گیرید در دست تان این طور نیست که بگویید آخ تیغ رفت در دستم، ولی بعدش اذیت کننده است یعنی بدن اینقدر دقیق و حساس است که این شی غریبه را تحملش را ندارد یک چیز غریبه غیر خودی وارد بدن شود عکس العمل نشان می دهد درد می آید یا عفونت می آید که نشان می دهد یک چیزی یک غریبه ای غیر خودی وارد بدن شده.

روح از مخلوقات خداوند تبارک و تعالی است که آن هم مثل همه ی مخلوقات خداوند ساختار ریاضی دارد وقتی قرآن می فرماید خداوند همه چیز را ریاضی خلق کرده «قد جعل الله لکل شی قدرا» روح هم همینطور است مقدور است یعنی یک ریاضیات فوق العاده پیچیده بر آن حاکم است یک نظم بینهایت پیچیده بر روح انسان حاکم است حالا این روح یک هدفی از خلقتش وجود دارد قرار است به جایی برسد سعادتش تعریف شده است، شقاوتش تعریف شده است، بی حساب و کتاب نیست گتره نیست.‌ این را اگر باهاش بدرفتاری بکنید عکس العمل های خودش را نشان می دهد خداوند تبارک و تعالی برای این که ما جسماً و روحاً در دنیا آرامش و سعادت داشته باشیم در آخرت هم همینطور به تناسب این ریاضیات جسم و روح یک سلسله فرمول ها و قواعد را در سه شاخه احکام اخلاق و عقاید به ما عرضه کرده توسط قرآن، که فرمول ها و قواعد کلی است و توسط اهل بیت علیهم السلام که فرمول ها و قواعد جزئی است. تخلف از آنها مثل تخلف از قواعد بهداشتی است. که وقتی شما رعایتش نکنید قطعاً به بدن ضرر زدید ما همانطور که در بدن هر چه که پزشک می گوید هر چه که کارشناس می گوید انجام می‌دهیم می گوییم چشم، این چشم ما را بهش می گویند چی اصطلاحاً؟ طاعت به آن می گویند. چشم این را بخورم، چشم این را نخورم این را می گویند طاعت. طاعت یعنی این که ما پیروی بکنیم از فرمول و قواعدی که به ما عرضه می شود برای سعادت ما. بهش می گویند طاعت.

خوب، در روح هم همینطور است خداوند اهل بیت علیهم السلام یک سلسله قواعد و فرمولهایی را برای سعادت و سلامت جسم و روح برای ما داده اند. هر چقدر شما بیشتر طاعت بکنید کار عاقلانه ای می کنید و به نفع خودتان هم عمل می کنید اگر این دقت ها را رعایت نکند انسان، کار غیر عاقلانه ای می کند و به خودش ضربه می زند. مثلاً ‌می گویند خوب شما می خواهید بروید کوه. این کوه که می خواهید بروید کفش و لباس و کمربند و طناب و قلاب و خیلی قواعدی دارد اکسیژن و انرژی هایی و ... اینها را شما باید ببرید حالا شما تصور کنید انسان کمربندش را شل ببندد، کفشش را شل ببندد کوله پشتی اش را خوب درست رعایت نکند می خواهد اکسیژن را در کوله پشتی بگذارد خوب رعایت نکند این کار را محکم نگذارد، هی شل بیاید هر کدامش را احمال کند حالا این عیب ندارد آن عیب ندارد این وقتی می رود کوه جانش به خطر می افتد یا آنهایی که حساستر هستند مثلاً می خواهند بروند فضا‏ شما می بینید که می خواهند بروند فضا یک سال جلوتر می آیند تمرین می کنند دائم، که این لباس را بپوشند این تمرین را بکنند این شرایط را داشته باشند اینقدر اینها تمرین می کنند که روز نهایی بتوانند آن لباس را بپوشند، سوار فضا پیما بشوند و بروند فضا. در دین هم همینطور است احکام که شما کتاب رساله را نگاه بکنید، می بینید که کتاب رساله همه اش عدد درش هست یعنی ریاضی ترین کتاب ما رساله است رساله ای که مراجع عظام می دهند آن هم از خودشان نمی دهند این عدد و ارقام از آموزه های قرآن و اهل بیت در می آورند و به ما می دهند. دوتا سه تا، 5 تا، دو مرتبه، سه مرتبه ده مرتبه، 11 مرتبه، همه عدد هست رساله همه اش عدد درش هست. این عددها و ارقام بی حساب و کتاب نیست. رساله یک کتاب ریاضی زندگی است. این را بخور این را نخور این ها حرام است اینها نجس است اینها پاک است اینها مستحب است اینها مباح است اینها مکروه است اینها حرام است همه اش دقیق است کاملاً ریاضی طراحی شده با ساختار وجود ما.

من که حالا می گویم طراحی شده با ساختار وجودی ما، قرآن یک حرفی، من این را برای لمس بیشتر شما می گویم. قرآن اساساً یک حرف بالاتر می زند، می فرماید« فاقم وجهک لدین حنیفا فطره الله التی فطرالناس علیها» یعنی سوال این است که انسان خلق شد برایش دین وضع شد براساس این ساختار؟ یا نه دین قرار داده شد روش و انسان برای این دین آفریده شد؟ یک بحث است دیگر. شما می گویید بسم الله الرحمن الرحیم، الرحمان، بگویید نظم ریاضی اش چیست، «علم القرآن خلق الانسان» ببینید ریاضی است یعنی خدای رحمان قرآن را آفرید، بعد انسان را خلق کرد. یعنی قبل از انسان چی آمده؟ قانون زندگی اش آمده.

خوب معقول تر کدام است این که انسان آفریده شود و برایش قوانین گذاشته شود؟ یا نه قوانین وضع بشود برایش موجودی آفریده شود؟ عقل چی می گوید؟ عقل می گوید بشر یک لحظه هم نباید بعد از این که به دنیا آمد بی قانون باشد. درست است دیگر. لذا خدا می گوید که ما اول قانون را می آفرینیم، اول استاد را خلق می کنیم، اول امام را خلق می کنیم، اول پیامبر را می آفرینیم، بعد مردم را. که مردم وقتی به دنیا آمدند دیگر معطلی نداشته باشند. این را ما در ساعت بعد که می خواهیم راجع به غدیر صحبت کنیم توضیح مفصل خواهیم داد. آیین نامه باید اول باشد، دستور باید باشد، الان موجود آمده، این بحثی که ما می گوییم که اصل اصالت تخصص که جلسه بعد توضیح می دهیم یکی از مراحل برخورد با یک شی در اصل اصالت تخصص که قبلاً مفصل در این کلاس توضیح دادیم راه اندازی است شما وقتی می خواهید یک بچه را به دنیا بیاورید بچه را به دنیا می آورید بعد تربیتش می کنید؟ یا نه اول قوانین تربیتی اش را مهیا می کنید زمینه اش را، بعد بچه را دعوت می کنید؟ کدام است؟ به عمل عموم باشد اول بچه دار می شوند، بعد می گویند خوب حالا تربیتش کنیم حالا بگردیم ببینیم قانون تربیتی است یا نه. یک آقایی در این کشکول مرحوم منتظری خدا بیامرز نوشته بود که طرف رفته بود پیش، قدیم ها این طوری می رفتند پیش علما یا کدخداها و شناسنامه صادر می کردند، یک خانم و آقایی رفته بودند پیش این کدخدا یا حاج آقا گفته بودند که حاج آقا ما را عقد برای همدیگر. گفته خوب حالا عقد می کنیم. خطبه عقدشان را خوانده بود. عقدنامه را صادر کرده بود و بعد، از آن پشت یک بچه هم در می آورند می گویند خوب حالا یک شناسنامه هم به این بده، می گوید: من تازه شما را عقد کردم. می گوید ما عادت داریم اول بچه دار می شویم و بعد ازدواج می کنیم. این اتفاقی که الان در غرب افتاده. در غرب اول بچه دار می شوند، ارتباط این طوری دارند بچه دار می شوند بعداً اگر هوس کردند و دلشان خواست ازدواج هم می کنند. چطوری است اول ما بچه دار می شویم؟ آره این طوری است ما اول بچه دار می شویم بچه را به دنیا می آوریم و بعد می گوییم حالا بگردیم دنبال قوانین تربیتی اش، 15 سالش شده تازه یادمان می افتد این بچه احتیاج به چی دارد؟ تربیت دارد. ما می گوییم نه، یک دختر و یک پسر قبل از این که می خواهند ازدواج کنند قوانین تربیتی را روی اسپرم و تخمک های شان پیاده کنند این 5 تا ژن را سلامت، زیبایی، هوش، عقل و اخلاق و معنویت روی اسپرم و تخمک زمینه ها را داشته باشند. بعد که می خواهند بچه دار شوند این بچه می آید روی یک زمینه ی قدرتمند از یک لقاح قدرتمند تخمک و اسپرم قرارمی گیرد و حالا سعادتمند متولد می شود. پدر و مادر زحمت می کشند قبلش، این طوری شوخی است، بچه را از غیب بکشند اینجا بچه را از آسمان بکشند اینجا، می گویند این بچه انسان است تا ابدیت هم می خواهد برود تمامی هم ندارد پس من باید قبلش یک زمینه مناسب برای این که بچه بیاید را فراهم کنم روی تخمک ها و اسپرم هایم تمرین کنم و کار بکنم که تقویت شان کنم صفت های سلامت و زیبایی و هوش و اخلاق و عقل و معنویت را کار بکنم رویش، حالا به عدم بچه دار که خواستم شوم این بچه وقتی که می آید از منی که مادر یا پدرش هستم حداقل قیامت مسئول نباشم، یک ژن قدرتمند گرفته باشد، یک اسپرم قدرتمند، یک تخمک قدرتمند، این مسئولیت دارد دیگر.

قرآن میگوید که نه نظم ریاضی را دقت کنید، اینها را ما نفهمیم، نمی فهمیم غدیر یعنی چی، یا حضرت استاد نیکنام مطالب خوبی را فرمودند در مورد غدیر، احادیث زیبایی، ببینید چرا بزرگترین عید است، چرا اینقدر اهمیت دارد مسئله ولایت، چون بشر مهم است، می گوید اول قوانین باید وضع شده باشد، بعد آدمش بیاید، که این آدم آمد حتی یک ثانیه هم بی برنامه نباشد. لذا نگاه کنید قرآن می گوید «فاقم وجهک لدین حنیفا» به دین فطرت گرا رویت را کن به یک دینی که دین فطرت گرایی است. دین حنیف است. فاقم وجهک برو سراغ یک دین درست و حسابی. بعد میگوید چی، فطرت الله التی فطرالناس علیها، خدا این مردم را براساس این دین «فطرَ»‏، «خَلَقَ» خلق شان کرد یعنی ساختار قبلاً بود حالا برای این دین انسان خلق کرد که انسان بی تکلیف نباشد، بی وظیفه نباشد، بلاتکلیف و سردر گم نباشد این بسیار خطرناک است این قوانین وضع شود، حالا بیاید. اینقدر این مهم است. پس این قوانین آنقدر ریاضی و دقیق است که ریخته شده است، « علم القرآن» بعد چی «خلق الانسان» حالا دیگر انسان هم بیاید. چون قرآنش قبلاً آمده قرآنش تعلیم داده شده، استادش آماده هستند، حالا انسان بیاید دیگر بدون تکلیف نیست اینقدر اهمیت دارد.

خوب، حالا بیاییم سراغ یک روایت، از امیرالمومنین علیه السلام «من احمل لعمل بطاعه الله ظلم نفسه» یک آدمی که کوتاهی می کند در انجام وظایف دینی اش به خودش ظلم کرده، مثل کسی که فضانورد است می خواهد برود فضا، کسی که می خواهد برود کوه،‌ کسی که می خواهد برود رانندگی بکند هی قوانین را شل بگیرد. اگر تصادف کرد مرد، اگر فلج شد، اگر معلول شد، اگر رفت فضا، تکه تکه شد، اگر هزارتا اتفاق افتاد کی این کار را کرده؟ خودش. یک کسی که در انتخاب نطفه در تقویت ژن در انتخاب همسر، در مراقبات دوران بارداری،‌ در مراقبت قبل از انعقاد نطفه، در بعد از مراقبت های شیرخوارگی و ... هزارتا چیز دیگر هی تنبلی و کوتاهی می کند کسی که در تمرکز نمازش‏ در حضور قلب نمازش، در نماز درست به جا آوردنش، این که نماز های ما بعدش 60 سال هیچ کاری نمی کند برای ما، عرضه هیچ کاری نداریم ما نماز نخواندیم، احمال می کنیم در نماز خواندن ماها، هم در زمانش، که قرآن می گوید اول وقت، حدیث می گوید اول وقت، هم در درست به جا آوردنش، اگر کسی نماز بخواند و درست بخواند که خوب معراج است پرواز می شود برایش اگر کسی ذکر بگوید درست ذکر را بگوید آن ذکر کمکش می کند بعضی وقتها افراد برای من نامه می دهند، 400 مرتبه در روز این ذکر را می گویم 1000 مرتبه آن ذکر را می گویم،‌ 2000 مرتبه این ذکر را خانم مان گفته بگو، اینقدر نماز می خوانم شما قبل از این که وارد این کارها شوید استاد باید به شما شیوه و نامه بدهد یعنی باید اول بلد باشید اصول ذکر گفتن را، قواعد ذکر را بلد باشید که وقتی می نشینید روی ذکر ببردت جایی، برای همین این همه سالی که ما احیا داشتیم تمام مباحث احیای ما، مباحث معنوی فرمول و قاعده دادیم ما دائماً، بابا این ذکر زمانی اثر خودش را می گذارد این نماز زمانی اثر خودش را می گذارد که شما سوار کار شوید. این اردوهای تخصصی که ما الان 6 تا اردو برقرار کردیم، بیکار که نیستیم که این بندگان خدایی که می آیند هزینه های زیادی هم می دهند یک هفته می آیند در اردوگاه، برای چی؟ برای این که برسند به جایی که بابا من این الله اکبر را که می خواهم بگویم، چطوری باید بگویم،‌ ما یادم است خودمان که می خواستیم دوره «لا اله الا الله» را بگذرانیم خدمت استادمان 4 سال طول کشید. خوب الان ما در یک اردوی یک هفته الله اکبر را که می خواهیم بگوییم الله اکبر را ما یک هفته اردو گفتیم ولی خب باز ماند ازش. اردوی بعدی باید الله اکبر را ادامه بدهیم بعد برسیم به لا اله الا الله و الحمدلله و سبحان الله و کار می برد واقعاً. ما می خواهیم با این ذکر پرواز کنی، غذایت است، می گوید ذکر الله قوت النفوس، قوت الارواح. غذاست یعنی اگر غذا را خوردی حتماً اثرش را می گذارد مثل ویتامین ها و پروتئین هایی کهشما می خورید پس شما اگر ذکر بگویید و نماز بخوانید آدابش را درست به جا بیاوری امکان ندارد تو به حسادت و به غیبت به تهمت، به اضطراب به غم خوردن به غصه خوردن، به زودرنجی حساسیت برسی. پس چی است این همه سال عبادت و نماز و این همه سال دعا این همه سال امام رضا و مکه و مدینه و کربلا و ولی خوب تو همان عصبانی هستی که بودی همان آدم پرخاشگری، همان آدم غصه خوری هستی، همان آدمی هستی که احساس بدبختی داری، همان آدمی داری که احساس شکست و نکبت در زندگی ات است خوب پس چی شد. چون ما احمال می کنیم در دستورات الهی. اگر ما احمال نکنیم این دستورات خاصیت خودش را دارد. مثل احمال در غذاست. الان این 80 میلیون مردم ایران بیشتر از چند صد میلیون غذا می خورند، غذای چند صد میلیون آدم را می خورند، که بعد 70 درصد بچه های زیر 20 سال شان اضافه وزن دارند. این جوری هست، بالای 50 درصد اضافه وزن داریم ولی همه سوء تغذیه هم دارند. اکثر مردم آن انرژی لازم را ندارند، اینها وقتی می روند دکتر، دکتر به غالب شان می گوید که شما بدن تان کمبود دارد، ویتامین ندارد، این ویتامین کم است این پرتوئین کم است این طوری است. در غذا هم این اتفاق افتاده که همه اش سرطان های ما رفته بالا و ضعف ها و مریضی ها. در روح ما هم همینطور فقط هی می خواهیم نماز را بخوانیم. نماز را بخوان، خوب حالا چه کار کنم حالا وایستا اینطوریه، بیشتر کلاس ها و جلسات مذهبی ما اینطوری است چه کار کنیم ببین نماز را اینطوری وضو بگیر این طوری وایستا این طور بخوان. این خوب است این شروعش است، ولی این مقدمات کار است، نماز باید فهمیده شود. الفاظی انتخاب شده که این الفاظ فهمیده شود آن اتفاقات قشنگ هم در روح ما می افتد، مثلاً بسم الله الرحمن الرحیم باید فهم شود الحمدلله رب العالمین باید فهم بشود. اردو می گذاریم برای این که شخص یک هفته دو هفته یک ماه یک سال الحمدلله را بفهمد، الحمدلله اگر سراغ کسی آمد محال است حسادت داشته باشد. اگر کسی الحمدلله داشت امکان ندارد بیفتد به احساس حقارت، بیفتد به حسادت، بیفتد به رقابت، با هیچ کس. اگر الحمدلله را کسی پیدا کرد، قشنگترین رابطه ها را با اطرافیانش برقرار می کند. وقتی کسی الحمدلله آمد سراغش شوهرداری اش عالی، زن داریش عالی، فرزندداری اش عالی، مهرورزی اش عالی است روابطش عالی است ما چون الحمدلله نداریم این همه بدبختی می آید سراغ ما، یا سبحان الله، اگر کسی سبحان الله داشته باشد، محال است در دلش با خدا مشکلی پیدا بکند. علت این که یک کسی با غیب با خانواده آسمانی مشکل پیدا می کند نمی تواند روابط عاشقانه برقرار کند علتش این است که سبحان الله را یاد نگرفته. اگر کسی سبحان الله را فهمید با آن خیلی اوج می گیرد لا اله الا الله اگر کسی فهمید، ضد ضربه می شود این آدم. اگر کسی لا اله الا الله را فهمید هیچ غصه ای نمی تواند سراغ این آدم برود.

الله اکبر را اگر کسی فهمید استحکام شخصیتی پیدا میکند. هزاران خیر و برکت دارد ولی خوب ماها مثلاً 30- 40- 50 سال احمال کردیم در دین ما واقعاً. شل گرفتیم یک ظواهری را، چون اصالت را ما دادیم به این چهار بخش‌، یا کار اقتصادی و پول یا فعالیت های بدنی و گیاهی، یا مسائل جنسی و طبیعی و اجتماعی و سیاسی و فعالیت های این طوری یا درس خواندن. دکتر مهندس شدن. اساساً در زندگی ما بخش فوق عقلانی اصالت ندارد و چون اصالت ندارد دین و مسائل دینی ات در اولویت های دسته ی چندم است، برای همین هم اثر ندارد. اهمال اینطوری است یعنی هر وقت خواست، قورتش می دهد به قول سیدالشهدا علیه السلام، «الناس عبید الدنیا» مردم بنده ی دنیا هستند این چهار چیز، «و الدّین لعق علی السنتهم» مثل آب دهان می ماند برایشان، شل و ول، هروقت خواستند قورتش می دهند هروقت خواستند تف می کنند. تازه اگر دین هم دارند «یَحُطّونَ ما دَرَّت مَعایِشُهُم» دنبال دین هستند تا آنجا که به دنیایشان لطمه نخورد، اگر یک جا دین به دنیایشان لطمه بزند ولش می کنند. خدا است، اهل بیت است، رساله است، رهایش می کنند. جدی نیستند، این می شود ظلم به نفس، ظلم به نفس یعنی تو قوانین دقیق ریاضی خدا را دست کم می گیری، ”حالا این چی هست؟ که چی؟“ همین «که چی» ، «حالا ولش کن» و «حالا بی خیال» یا با اشتهاد های شخصی انسان، این قوانین را بالا پایین می کند، خوب آن وقت خیلی اتفاقات وحشتناکی می افتد ظلم به نفس این می شود. بابا تو اگر این رساله را درست رعایت نکنی قوانین دین را درست رعایت نکنی داری به خودت ظلم می کنی به بچه ات به نسلت به آینده ات به همسرت به فرزندت اگر ما این همه طلاق داریم، که از 5 تا ازدواج ما 4 تایش دارد در کشور ما شکست می خورد برای این است که افراد به وظایف شان عمل نمی کنند. اگر فرار از منزل داریم بعلت این است که افراد به وظایف شان عمل نمی کنند. احمال، احمال می کنند. این می شود ظلم به نفس. یعنی هی شل بگیریم. خمسش را حالا دادیم دادیم ندادیم ندادیم. زکاتش را حجابش را، نمازش را، هر چیز را هی شل بگیریم و به باطنش هم کار نداشته باشیم اگر می خواهیم رعایت کنیم فقط ظاهرش را رعایت کنیم. خوب این دیگر آدم از توش در نمی آید. این قوانین برای این است که (دستم را نگاه کنید) بالاتر از دانشمند و پروفسور کی در بیاید؟ یک انسان بیاید بیرون. انسان یعنی موجودی که شبیه خداست. یعنی قدرت دارد یعنی قوی است، یعنی شاد است یعنی آرامش دارد یعنی شبیه خداست یعنی اخلاق دارد یعنی منش دارد. یعنی عرضه دارد از دنیا لذت ببرد عرضه دارد از ابدیت و آخرت لذت ببرد این می شود انسان. خوب از تویش در نمی آید با این چیزهایی که ما الان داریم سهل انگاری هایی که ما می کنیم هی شل می گیریم سهل انگاری می کنیم امروز و فردا می کنیم این ظلم به نفس ها آسیب می زند به ما. هی آسیب می زند آسیب می زند محصول یک چیزی است که بعد می گوییم که من چرا حالم بد است، چرا اضطراب دارم،‌ چرا تنش دارم، چرا غصه می آید سراغم، چرا شکست خوردم، چرا چرا چرا چرا،... بابا این قوانین برای این است که از تو محاظفت کند که تو بتوانی یک سفر زمینی و دنیایی قشنگ داشته باشیم از دنیایت واقعاً لذت ببری. یک سفر آخرتی و جاودانه و خوب داشته باشی. ولی ما دین را شل می گیریم. «َمن بَخِلِ بدینه جَلّ» علی علیه السلام فرمود: اگر یک کسی بخیل بود در دینش، یعنی از دینش مایه نگذاشت برای دنیایش، این آدم، آدم بزرگی می شود. (جلّ) یعنی این آدم جلالت پیدا می کند چه در زمینه فقه، چه در زمینه اخلاق چه در زمینه اعتقادی بخیل باشد باج ندهد در هیچ کدام از این سه تا. یعنی اگر دنیایش بین حفظ دنیایش و یکی از این سه تا، مخیر شد، باید اینها را انتخاب کند. بخل یعنی این. یعنی من از پولم می گذرم، از زندگی ام می گذرم، از زن و بچه ام می گذرم، از جانم می گذرم، از درسم می گذرم از دینم نمی گذرم. بخیل یعنی این. می شود بخیل، یعنی باج نمی دهم اصلاً به هیچ کس شوهرم باشد بابایم باشد همسرم باشد مادرم باشد پدرم باشد فرزندم باشد فک و فامیلم باشد اصلا نمی گذرم از این قضیه، اینجا به هیچ وجه کوتاه نمی آیم. بخیل یعنی این. نه این که تا وارد یک شرایط جدید کاری، شغلی، ازدواج، ارتباطی و محلی شویم همه دینت را بگذاری کنار. ما در این سفری که رفته بودیم این 5 تا کشور را، هواپیما بلند نشده یعنی در هواپیما بسته شد از 300 تا مسافر 200 تایش خانم اند از این 200 تا حجاب را دارند 198 تا بی حجاب می شوند در هواپیما. یعنی مسخره کرده زندگی را، مسخره کرده دین را، مسخره کرده خودش را و آخرتش را و ابدیتش را. این اصلاً نمی فهمد دارد به خودش چه کار می کند. بعد من رفتم وارد اروپا شدم، خانم های اروپایی دختران و پسران اروپایی فضاهایی که ... یک خانم اروپایی باج نمی دهد. یعنی به هیچ وجه. مسلمان است به همه اعلام کرده که من مسلمانم، دست نمی دهم به نامحرم، دختر اروپایی من دیدم آنجا همین که به قول مقام معظم رهبری که می گویند مثل انبیا پاکند، همینطوری است دیگر، در آن محیط باج نمی دهند راجع به دین شان، ایرانی ها به من می گفتند که آره بچه های ما اینجا همه بدبخت شدند بیچاره شدند، دخترها و نوامیس مان، گفتم خوب پس چرا این اروپایی ها که در اروپا زاده شدند و مثل شما نطفه های شیعی و پاک و محیط های عالی نداشتند چرا اینها اینطوری نیستند. محیط، اگر محیط باشد این آمریکایی ها و اروپایی ها که بیشتر در این محیط داغان بشوند پس چرا اینها در این محیط اینقدر پاکند و اصلاَ باج هم نمی دهند،‌ باج نمی دهند چون دین شان جدی است برایشان. یعنی اینها مسخره می شوند، توهین می شنوند، افتخار می کنند، از دین شان نمی گذرند. این بخل به دین یعنی این. احمال نکردن در دین یعنی این. اینها را فردا روز قیامت خدا می آورد می گذارد جلوی بقیه این 198 تا خانم بگوید که والله بخدا محیط اروپا بود نمی شد دیگر. یا دیگرانی که در همین کشور خودمان رعایت نمی کنند شئونات شرعی را. حالا حجاب یک چیز کوچکش است. خیلی چیزهای دیگر. بخل به دین آدم را بزرگ می کند. به آدم عزت می دهد، به آدم شخصیت می دهد، این ایرانی که ما رفتیم هتلش، هتل قانوناً باید مشروب سِرو کنند و غذاهای حرام، گفت من همه را حذف کردم. جلوی این قانون وایستادم اینجا، نه غذای حرام می آورم، گوشت حرام نیاوردم تا به حال، مشروب هم ندارم ظاهراً باید مشتری اش کم شود ولی شلوغ ترین هتل بود. خدا ببین با این چه کار کرده بود که مسیحی ها یهودی ها خارجی ها، همه دوست داشتند بیایند در هتل ایشان. حالا طرف می رود خارج دوست دارد هر گوشتی دلش می خواهد بخورد، دوست دارد صبح یخچالش پر از مشروب باشد،‌ شب هر چه بخواهد. گفت نه من اصلاً در این هتل. بعد الان عزت پیدا کرده, خدا به او عزت داده بود و آدم بزرگی شده بود. همه قبولش دارند، خارجی ها، خارجی ها که مسلمان نیستند می گفت برویم هتل ایشان. هر کس نسبت به دینش بخیل باشد، باج ندهد چه باج های فقهی چه باج های اخلاقی چه باج های اعتقادی، خدا عزیزش می کند. جلّ، بزرگ می شود خواری و خفت و غم و غصه احساس حقارت، بدبختی، تحقیر شدن زمانی می آید سراغ شما که شما این بخشت را له می کنی. به محضی که انسان از بخش انسانی اش می گذارد حقارت ها حمله می کند به او. تجاوزها و حقارت ها و خرد شدن ها و له شدن ها می آید در زندگی اش. مثل همان داستانی که برایتان تعریف کردم 20 تایی که رفته بودند در کارخانه کار می کردند، سر ظهر در یک کارخانه رفتند نماز خواندند رئیس کارخانه دید که اینها سر کار نیستند، گفت از فردا هر کس نماز بخواند اخراج. 12 نفر نمازهایشان را گذاشتند کنار. نماز نخواندند. 8 نفر رفتند نماز خواندند. رئیس کارخانه آن 12 نفر را اخراج کرد که نماز نخواندند گفت شما معلومه در دین تان خیلی شلید. این 8 تا اعتقاد راسخ داشتند به دین شان، این ها دیگر خیانت نمی کنند، اینها دیگر ظلم نمی کنند، اینها دیگر از کار نمی‌دزدند، دین شان برایشان مهم است. این طوری آدم جلیل می شود بزرگ می شود. پس این خیلی مهم است که ما در دینداری مان احمال نکنیم، یعنی وقتی چیزی را می شنویم. قرآن چقدر قشنگ می گوید و انبیا، «خُذِ الکتاب بقوه» وقتی به شما دین را دادند دین را محکم بگیرید هی این ورش را نزن آن ورش را بزن اینجا و آنجایش را خراب کن، چیزی نمی ماند این طوری. محکم دینت را بگیر سفت رعایتش کن. سالمتر می مانی دنیایت سالم تر آخرتت هم سالمتر است. مسئله مهم ابدیت انسان است. آدم دینش را سفت نگه دارد دنیایش هم خوب نگذرد بله اشکال ندارد. آدم باید برای ابدیتش بها بپردازد. برای دینش باید بها بپردازد. پیش می آید خیلی وقتها آدم چون دین دار هست باید یک سر مشکلات و محدودیت ها را تحمل کند درست هم است. شیرین است سلامت است، آرامش دارد، نظام ابدی اش هم سر جای خودش است. در بعد شریعت نگویم در بُعد عبادت بگویم در بُعد عبادت فرمود، امیرالمؤمنین علیه السلام «فضیله السعاده حسن العباده» این که شما می بینید یک تعداد آدمها در اجتماع فضیلت پیدا می کنند بزرگ می شوند، بزرگی حقیقی نه بزرگی توهمی، این به خاطر کیفیت عبادت هایشان است. اینها ذکر دارند نماز دارند قرآن می خوانند شراب می خورند. شراب می خورند قرآن شراب مؤمن است. وقتی کسی که شراب بخورد مستی هم دارد شادی هم دارد غفلت از غم و غصه دارد، نماز می خوانند واقعاً حسن العباده یعنی سرمایه گذاری می کنند. این وضویش را می خواهد بگیرد می گوید حالا بابا دعاهای وضو دیگر چیست، دعاهایش را که حذف می کند، در قبله در طهارت، در نجاست همینطور. نه وسواس، وسواس بنده شیطان است نه. همین حد شرعی اش که باید رعایت کند. خوب تمرکز بگیر، اذان، اذان را که حالا ولش کن، این هیچ چی، اقامه اش هم که حوصله اش را نداریم. بعد نماز را شروع می کند به خواندن اصلاً نمی فهمد چی دارد می گوید، نه با این کلمات آشناست نه رفته کار کند روی این کلمات. این روی این تک تک اپلی کیشن های تلفن همراهش رفته ساعتها و ماه ها وقت گذاشته یاد گرفته تمرکز گذاشته مثلاً این تلگرام را یاد بگیرد، واتس آپ را یاد بگیرد، وایبر را یاد بگیرد، فلان برنامه را یاد بگیرد، تمرکز گذاشته درسش را یاد بگیرد ریاضیاتش را یاد بگیرد، زبانش را یاد بگیرد کامپیوترش را یاد بگیرد مغز گذاشته تمرکز گذاشته تا این را یاد بگیرد. بعد بگویی خوب شما برای الله اکبر چقدر کتاب خواندی، یک الله اکبر، الله همین خود الله اش کی است که اکبر است اصلاً چی؟ (بسم الله الرحمان و الرحیم)، اسم چیست؟ بسم الله چیست؟ اسم الله چیست؟ رحمان کیست؟ رحیم کیست؟ اصلاً ‌ما این را جدی نگرفتیم. (الحمدلله رب العالمین) حمد چیست؟ چرا لله است؟ چرا الله رب العالمین است؟ رب یعنی چی؟ عالمین یعنی کی؟ به ما چه. به ما گفتند یک مشت جمله عربی که نمی فهمیم هیچ چی، بخوانید. واقعاً نماز این است این چه کار می خواهد بکند برای ما، بله همین صورت ظاهری نمازی که آدم می خواند بدون توجه به معنی از خیلی از جهنم ها آدم را نجات می دهد شرافت دارد به کسی که نماز نمی خواند و همین را رعایت نمی کند. از خیلی از جهنم ها و مشکلات و عذاب ها همین نماز به درد نخوره نجات مان می دهد ولی قرار نیست که در این حد بمانیم. قرار است ما رشد بکنیم به شادی برسیم به آرامش برسیم، قرار است ما قوی شویم. خوب این نمازی که من غذایش را نمی خورم فایده ندارد. مزه دیگر ندارد این نماز. مثلی که یک دانه، شما این اطلاع را پیدا کردید یا نه،‌ من در دوران سرطان خودم این طوری بودم، حالا مثلاً یک کسی سرما خورده، بو را استشمام نمی تواند بکند، میگوید غذا برایم مزه ندارد اصلاً حالم گرفته است. غذا به این خوشمزگی درست کرده می گوید انگار دارم کاه می خورم چون بویش را استشمام نمی کند که لذتش را ببرد. بو نقش مهمی دارد در لذت غذا. این نمی برد. یا چی؟ یک لاستیک بگذارند در دهن آدم، غذا را بجوی و بخوریش می گوید این چی شد، مزه دیگر ندارد.

ما الان یک ذره مزه تغییر کند می گوییم نه باید چاشنی بزنیم. سس ندارید، نمک بیاورید، آب لیمو بیاورید، سبزی بیاورید هی دنبال مزه هستیم، که چاشنی بزنیم این هی یک جوری خوشمزه شود برای ما. شکر،‌ نمک این همه چاشنی، یک غذایی هم که اصل است می گوییم نه هر چقدر هم که گوشت است بابا،‌ کیلوی خداتومان پول این گوشت را دادیم کبابش کردیم، می گوید نه اگر این گوشت چاشنی نداشته باشد به درد نمی خورد مزه نداشته باشد من نمی خورم. دنبال آن چاشنی هستیم. بعد به نماز که می رسیم نماز های بی مزه، نماز های بی فایده، کم فایده، رکوع های بی مزه، رکوع داستانی دارد خودش، قنوت یک عاشقانه ای است برای خودش.‌تکبیره الاحرام، اذان، اذان، اذان، جملاتش فوق العاده است مست می کند آدم را اقامه، ولی چون ما احمال داریم این لذت ها نمی آید سراغ ما. ما دنبال این نیستیم که نماز بخوانیم، برویم کارگاه نماز، ما کارگاه نماز داریم بگوییم آقا من بروم یک هفته یک ماه یک اردویی کارگاه نماز،‌ نه نظام معرفتی نماز، نظام معرفتی نماز را در سی دی نماز توضیح دادیم. آن واجب است که آدم بفهمد این نماز یعنی چی. خیلی خوب، ولی کارگاه نماز، کارگاه نماز مثل کارگاه نجاری، کارگاه خیاطی و رانندگی، الان به قول معروف می گویند اگر کسی می خواهد رانندگی یاد بگیرد ده جلسه برود کارگاه، آموزشگاه یاد بگیریم نماز را چطوری بخوانیم. ما حتی اردو هم که گذاشتیم برای بحث معرفتی 300 نفر اردو آمدند وقتی می گفتیم بیایید در حسینیه که کارگاه بشود از این 300 نفر 200 نفرشان می رفتند می پلکیدند در اردوگاه، 100 نفرشان می آمدند کارگاه، کارگاه اصل است. شما باید بنشینی اینجا تمرین کنی ذکر را باید چطوری بگویی که آن مزه را داشته باشد. فضیلت السعاده حسن العباده، برتری آدم ها به کیفیت عبادت شان است. نگو چرا فلان آیت الله چرا فلان مقام فلان کس فلان کس، اینقدر رشد کرده، رشد کرده زحمت کشیده، کار نیکو کردن از پر کردن است. با کیفیت کار کرده به آن درجات رسیده. پس این نکته یادمان نرود «من احمل العمل بطاعه الله ظلم نفسه» اگر کسی کوتاهی کند در طاعت الهی در دستورات خدا سهل انگاری بکند به خودش ظلم کرده، ظلم به خودش یعنی خودش را تحقیر کرده خودش را غصه دار می کند خودش را زودرنج و حساس می کند خودش را بدبخت می کند زندگی زناشویی اش خراب می شود زندگی با بچه اش خراب می شود کار اقتصادی اش خراب می شود. کار اجتماعی اش خراب می شود همه چی خراب می شود طاعت خدا اگر آمد همه چیز سر و سامان پیدا میکند.

والحمدلله رب العالمین