خانواده آسمانی 178 91/12/3 اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحيم و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.
درجلسه قبل که جلسه نخست بخش بحثمان بود درباره روابطه بین اعضای خانواده آسمانی با هم سخن گفتیم. اعضای یک خانواده وقتی که شهود دارند به این عضویت، قید دارند به عضویت خودشان در یک خانواده، یک سلسله خصوصیت ها، احساس ها، تعهد ها و رفتارهای خاصی ازشان بروز می کند از جمله اینکه اعضای یک خانواده و فامیل یک ارق خانوادگی دارند و کلا سرنوشت خانواده، مسائل خانواده آرمان وارزشهای خانواده و خاندان و فامیل برای تک تک اعضا مهم هست و هر کدام به سهم خودشان تلاش می کنند که آرمانها و ارزشها و دغدغه ها خانواده خودشان را حفظ بکنند و حتی رواج بدهند آداب و سنن و ارزشها برای اعضای یک خانواده فوق العاده مهم است. در خانواده آسمانی هم اعضای خانواده آسمانی به خصوص فرزندان آن خانواده همین طور هستند یعنی نسبت به ارزشها و آرمانها و فرهنگ خانواده و سبک خانواده آسمانی یک حساسیت، ارق ، تعصب انسانی و الهی و آسمانی دارند عضویت در خانواده آسمانی( علیهم السلام ) برای اعضا این دلبستگی را دارد شما هر جا که یک جامعه ای تشکیل می شود اعضای آن جامعه که حکم یک خانواده را پیدا می کنند یک سلسله آرمانها و اهداف مشترک دارند در تیمهای فوتبال یا سایر تیمهای ورزشی شما اگر دقت کرده باشید اعضا و هوادار نسبت به لباس تیم، نسبت به رنگ تیم، نسبت به ارزشهای تیم، نسبت به آرمانها و موفقیتهای تیم، نسبت به پیروز شدن یا شکست خوردنش حساسیتهای زیادی نشلن می دهند بعضی وقتها بعضی از هواداران جان خودشان در راه آرمانهای تیم خودشان می گذارند این قدر اهمیت می دهند در حالی که تیم و تیم داشتن ورزشی یک امر حقیقی نیست یک امر وهمی است مربوط به قوی واهمه ی انسان هست کمااینکه شما می بینید دربازبان ،کاپیتان یا عضو فعال یک تیم که هوادارهای خیلی زیادی هم دارد تو یک فصل در این تیم بازی می کند فصل بعد در تیم مقابل بازی می کند اون برایش چیز دیگری برایش مهم است ولی هوادارها به گونه دیگری رفتار می کنند در خانواده های زمینی وفامیلها و ایل و تبارها و قومیتها اینگونه تعهدها و تعصبها نسبت به اهداف و آرزوهای و آرمانهای یک فامیا یا یک خانواده وجود دارد در خانواده آسمانی مسئله به گونه دیگریست چون اعضای خانواده آسمانی هم هدف مشترک دارند آرمانهای مشترک دارن ارزشها و آدابهای مشترک و سبک زندگی مشترکی دارند ولی عضو خانواده آسمانی اساساً نوع نگاهش غیر از نوع نگاه تشکلها و جوامعه زمینی ست برای اینکه می داند خانواده آسمانی اگر دارای اهداف، آرمان، ارزشها و سبک خاصی هستند این یک سبک الهی ست و تعیین شده است و دقیقاً با خلقت انسان سازگاری دارد صرفاً یک امر شخصی یا سلیقیه ای نیست آرمانها و اهداف خانواده آسمانی که مثلا لرها بگویند ما این جوری هستیم ترکها بگویند ما این جوری هستیم یا فلا خانواده و خاندان بگوید ما این ارزشها را داریم اینگوه نیست در خانواده آسمانی شخص می داند که ارزشهای حاکم بر خانواده اش و آرمانها و دقدقه های بزرگان خانواده یعنی اهل بیت( علیهم السلام ) با هدف خلقت انسان سازگاری دارد و یک سلسله ارزشها آداب ، سنن، فرهنگ و دغدغه ها و آرمانهای الهی وانسانی وسط هست که با تکوین و هدف خلقت انسان نهایت تناسب و سازگاری را دارد، امریست قانونی، حساب شده ، دقیق ، علمی و مقدس، لذا میزان پایبندی هر کس به آرمانها و اهداف خانواده آسمانی خودش، دغدغه های خانواده آسمانی خودش و آداب و سنن و ارزشها و سبک زندگی خانواده آسمانی خودش نشان می دهد این شخص واقعاً در این خانواده چه جایگاهی دارد و چه قیمتی دارد دلسوزیها، دلشوره ها، دغدغه های یک عضو خانواده آسمانی نشان می دهد که این شخص چقدر پذیرفته شده در این خانواده، نوع برنامه ریزیها، محبتها، بغضها، عرض کنم خدمتتان سرمایه گذاریهای یک شخص دقیقاً نشان می دهد که این شخص چه جایگاهی در خود خانواده آسمانی دارد . در خانواده زمینی، پیامبر فرمود :(خیرکم خیرکم لاهله )بهترین شما کسی است که برای خانواده زمینی خودش بهترین شخص باشد یعنی اگر بگویند بهترین شخص این خانواده کیست؟ او را معرفی کنند پیامبر فرمود اگر همه اعضای خانواده می گویند فلانی تو خانواده بهترین آدم هست این شخص بهترین آدم واقع هست که این جوری قبولش دارند و موفق بوده که همه این جوری دوستش دارند در خانواده آسمانی هم داستان از همین قرار است یعنی بهترین افراد و نزدیکترین افراد به خانواده آسمانی توی خانواده آسمانی از فعالیت دلسوزی و دلشوره های ویژه ای برخوردار است ارق خاصی دارد غیرت خاصی دارد نسبت به افراد خانواده آسمانی خودش، نسبت به اهداف و الهی خانواده محمد و آل محمد (علیهم السلام )دلسوزتر است و جدیتر است و فعالتر است در حالی که خیلی افراد هستند متوجه عضویت شان در خانواده آسمانی شان نیستند یا اصلا دغدغه های اهل بیت برایشان دغدغه نیست تو زندگی، آرمانها، ارزشها و سبک زندگی اهل بیت برای آنها مهم نیست برای این، مسئله خیلی جدی است و خود این جدیت این شخص میزان مقبولیت شخص است یعنی وقتی فاطمه زهرا (سلام الله علیها) نگاه می کند می بیند یک نفر چقدر در پیاده کردن اهداف و دغدغه های خانواده آسمانی، خودش دلسوز است و دغدغه دارد خودش چقدر فعال است این شخص خودش مقرب فاطمه زهرا است مقرب خداوند است می گویند ما در زمین بچه هایی داریم که دقیقاً بااهداف ما سازگاری دارند با همه ارزشهای ما پیوند خوردند دلشوره های این خانواده را دارند یک پدر و مادر هم در خانواده وقتی یک بچه بر خلاف سایر خواهر و برادرهایش دغدغه دارد نسبت به پدر و مادر ، سلامت پدر و مادر ، سعادت پدر و مادر مسائلی کا پدر و مادر دستور می دهند اینها برایش مهم است تو خانواده نسبت به سایر اعضای خانواده دلسوزتر، مهربانتر، فعالتر، فداکارتر هست توی خانواده زمینی هم این شخص آدم محبوبی هست چه برسد به خانواده آسمانی که آنها معدن رحمت و رعفت و مهربانی هستند معدن عشق و عاطفه هستند بنابراین الان خیلی فرصت بسیار بسیار خوبی هست که یک نفر با بادار کردن دلش نسبت به داغ اهل بیت (علیهم السلام ) نسبت به دغدغه های آنها نسبت به آ مانها و ارزشها و سبک زندگی آنها خودش را به بالاترین جایگاه محبوبیت در نزد چهارده معصوم برساند وقتی که چهارده معصوم به دل یک نفر نگاه می کنند می بینند این چقدر نسبت به ارزشهای خانواده آسمانی دلشوره و دل نگرانی دارد نسبت به گگسترش آنها چقدر دل نگرانی دارد این شخص حقیقتاً ذاتش محبوبیت پیدا می کند در نزد اهل بیت (علیهم السلام )، پس یادمان نرود قیمت ه آدمی در این بعد از بحث به این است که چقدر نسبت به آ مانها و اهداف و دغدغه های خانواده آسمانی دلسوزتر و فعالتر هست لذا در حالی که خیلیها دغدغه های حسی یا خیالی یا توهمی دارند یا دغدغه های علمی دارند دغدغه ی این آدم یک سلسله دغدغه های فوق عقلانی ست دغدغه های انسانی و دغدغه های جهانی ست. خب اهل بیت برای چی آمده اند؟ برای هدایت بشر، برای سعادت بشر، سعادت هر فرد و جامعه ای در میزان پیوندش با الله و خانواده آسمانیش هست. همه بدبختی هایی که ما در جامعه جهانی و در زندگی خودمان داریم می بینیم به خاطر دور افتادن ما از خانواده آسمانی هست هر چقدر یک شخص به خانواده آسمانی خودش نزدیک می شود این شخص از آرامش، شادی و سلامت بیشتری برخوردار هست و هر چقدر از ارزشهای خانواده اش فاصله ی گیرد بی تحرکتر هست بی خیالتر هست خودش دچار غصه و غم و شکست می شود ما باید دقت بکنیم که اهل بیت کاون سعادت هستند چه در دنیا و چه در آخرت، لذا هر چقدر شما خودتان را به اینها نزدیکتر بکنید از شادی و آرامش بیشتر در دنیا وآخرت بهرمند هستید لذا یک عضو، یک بچه وفادار نسبت به خانواده آسمانی برایش خیلی مهم است که سایر انسانها را به اهل بیت برساند همه انسانها را ایتام اهل بیت می داند آنها یتیمهای اهل بیت هستند که از پدر و مادر حقیقی خودشان و خانواده آسمانی خودشان دور افتادند لذا مثل یک بچه وفادار وقتی می بیند پدرش یا مادرش از آسیب دیدن یکی از اعضای خانواده اش دلشوره دارد و نگران است سعی می کند با رسیدگی به آن فرزند پدر و مادر را شاد بکند و آرام بکند یک عضو فعال در خانواده آسمانی یک عضو مقرب و خاص و ویژه در خانواده آسمانی همیشه تلاش می کند تعداد بیشتری از این ایتام را به پدر و مادر آسمانی خودشان متصل بکند و با این وسیله هم انسانها را نجات داده و هم اهل بیت را خوشحال کرده و خدا خشنود کرده دغدغه های این شخص و اساساً سبک زندگی این شخص این گونه است که روز تا شب و شب تا روز تلاشش این است که بتواند در سطح جهان تعداد بیشتری از این یتیمها را به پدر و مادر آسمانی شان معرفی بکند و تعداد بیشتری از این بچه ها را آگاه و شناسا بکند در نگاه اهل بیت( علیهم السلام )، نسبت به اهل بیت( علیهم السلام ) و تا می تواند تلاش می کند که اهل بیت را به همه مردم دنیا معرفی بکند هیچ فرزندی در نزد اهل بیت و هیچ بنده ای در نزد خداوند تبارک و تعالی به اندازه کسی که تلاش می کند مردم جهان اهل بیت را بشناسند دغدغه دارد برای این کار عزیز نیستند پیش خانواده آسمانی وپیش خداوند تبارک و تعالی، آخرین درجات قرب ، رفاقت، صفا،صمیمیت، محبت و انس بین یک بنده و حق تعالی وبین یک بنده و خانواده آسمانی زمانی صورت می گیرد که چهارده معصوم می بینند که این شخص بزرگترین دغدغه هایش معرفی اهل بیت به همه مردم جهان است و در راس شان پدر حقیقی ما منجی همه عالم که در واقع منجی همه ادیان است وجود مقدس آقا امام زمان( علیه السلام ) است. این سوزش جگر این غصه هر چقدر تو دل فرزند اهل بیت در دل یک عضو خانواده آسمانی بیشتر می شود او به اهل بیت نزدیکتر می شود این سوز جگر این سوختن برای مظلومیت و غربت امام زمان سوختن برای انسانهای جهان از آن جهت که اینها حقشان است که خانواده آسمانی و پدر و مادر اصلی خودشان و آسمانی خودشان را پیدا بکنند هر چقدر در دل یک نفر بیشتر میشود این سوزش او را به الله و اهل بیت نزدیکتر می کند و دورترین آدمها کسانی هستند که بی خیال این روابط هستند چه نسبت به خودشان و چه نسبت به اطرافیان و چه نسبت به اعضای خانواده شان نسبت به این مسائل بی خیال هستند اصلا برایشان مهم نیست این فرزند اهل بیت است لیاقتش لیاقت اهل بیت است باید با اهل بیت زندگی بکند باید به لیاقت آنها رشد بکند حقش است که ملحق بشود اینها دورترین آدمها هستند که به این دغدغه ها فکر نمی کنند برای اینها برنامه ریزی ندارند لذا واقعاً ما اگر بخواهیم تورو یک فرزند حقیقی را در خانواده آسمانی اهل بیت ببینیم کسی است که بیش از هر کس دیگر برای ظهور امام زمان برای برطرف شدن موانع ظهور امام زمان برای معرفی امام زمان به جهانیان بیشتر تلاش می کند این شخص کسی است که حقیقتاً به هر مرگی بمیرد از شهدایی که در رکاب پیامبر شهید شدند بالاتر است مثل کسی است -اینها که می گویم روایت است-مثل کسی است که در چادر حضرت بوده و در رکاب حضرت جنگیده و به شهادت رسیده ولو با سرطان بمیرد ولو با تصادف بمیرد ولو با سکته بمیرد چون وقتی که به سوز قلب او به دل او نگاه می کنند که ملاک هم دل است ( ان الله ینظر الی قلوبکم) خداوند به حرفهای شما خیلی کاری ندارد اونی که برای خداوند مهم است این است که در دل شما چی می گذرد واقعاً شما چه دغدغه ها، دلشوره ها و آرمان هایی دارید این خیلی اهمیت دارد اگر خدا به دل بنده ای نگاه بکند ببیند این بنده دلش پر از دلتنگی برای خانواده آسمانیش است پر از دلشوره برای اهداف و آرمانهای خانواده آسمانیش، به رفتارش نگاه بکند ببیند این، از بدنش از آبرویش ، از قلمش، از اعتبارش، از هنرش استفاده می کند از همه ی نعمتهایی که دارد استفاده می کند برای معرفی امام زمان و اهل بیت( علیهم السلام ) که پدران حقیقی همه انسانها هستند به انسانها ، اگر تو دل یک همچین چیزی بیفتد که دل خیلی مبارکی می شود اصلا، این دل محل نزول فرشته ها می شود این دل محل نزول رحمت خدا می شود این شخص کسی است که دائماً لبخند الله و لبخند چهارده معصوم را به سوی خودش جلب می کند اگر این دغدغه بیفتد تو دل یک نفر که اینگونه زندگی بکند این وقتی که از این دنیا می رود همه چهارده معصوم، فرشتگان الهی، انبیاء و اولیاء می آیند به تشیع این می آیند به استقبال این شخص، می آیند با یک تشریفات خاصی این شخص را وارد مقامات خودش در نزد خانواده آسمانیش می برند خوش به حال کسی که اینگونه زندگی بکند خوش به حال کسی که یک همچین دغدغه هایی داشته باشد و به جای این همه مشغله های الکی این همه دویدن های بیهوده او خودش را با این هدف مقدس پیوند داده که فرزند و ایتام آل پیغمبر را از یتمی در بیاورد و آل پیامبر و اهل بیت ( علیهم السلام ) را به همه انسانها معرفی بکند و این چیزیست که شما در زیارت جامعه کبیره که انشاءالله شرحش را آغاز خواهیم کرد خواهید دید که امام هادی( علیه السلام )از ما همین را خواسته در اوج زیارت جامعه کبیره ، وقتی که شما با خانواده آسمانی تان سخن می گویید امام هادی )علیه السلام ) می گوید شما این نوع آرزو هایتان را ب ای ما بگویید به ما بگویید که آرزو دارید همه دنیا ما را بشناسند خیلی مهم است که امام هادی می گوید این آرزوی شما باید باشد و این آرزویتان را وقتی پیش ما هستید به زبان بیاورید نحوی عشق بازی شما با ما باید این گونه باشد بلاخره انسان باید وقتی با اعضای خانواده آسمانیش است باید به یک گونه ای با این اعضای خانواده اش دل بدهد و دل بستاند باید عشق ورزی بکند مهرورزی بکند کلمات عاشقانه بکار ببرد یکی از عاشقانه کلماتی که یک نفر نسبت به اهل بیت می تواند بکار ببرد این است که به اهل بیت بگوید من همه آروزم همه تلاشم، اوج شادیم آن زمانی ست که هیچ کس دیگر نباشد که شما را نشناسد این خیلی مهم است که اگر تو دل یک نفر بیفتد چون عرض کردم قیمت هر انسانی به آرمانهایش و دغدغه هایش و برنامه های زندگی اوست به اهدافی است که شخص از زندگی کردن در دنیا فراهم کرده و چیده حالا یک کسی وقتی روبرو می شود با چهارده معصوم به چهارده معصوم می گوید که من بزرگترین آرزویم این است همه دنیا شما را بشناسند فضلیت و برتری شما ب ای همه روشن بشود همه بدانند که چه خانواده ای دارند آنها هم چون مهربان هستند نسبت به همه و غصه می خورند بچه هاشون ازدور هستند ایتام اینها توجه ای به اینها ندارند اینها را گم کردند چقدر خوشحال می شوند که شما بتوانید یکی از فرزندان آنها را آشتی بدهید با خانواده آسمانی شان، این خوشحالی را نمی شود وصفش را حساب کرد نمی شود حساب کرد که اهل بیت چقدر خوشحال می شوند که وقتی یک نفر از فرزندان آنها و ایتام آنها با آنها آشتی می کنند و اساساً افراد این گونه برایش آن جامعه آرمانی اهل بیت فوق العاده مهم است یعنی برایش مهم است که اهل بیت چجوری ما را و جامعه ما را دوست دارند چجوری می خواهند ما تو جامعه با هم رفتار بکنیم شما نگاه بکنید چقدر پدر و مادرهای زمینی برایشان مهم است که بچه هایشان به جان هم نیفتند بچه هایشان با هم درگیری نداشته باشند گاهی وقتها آن قدر علاقه دارند به این بچه هایشان که اگر یک عضو بخواهد وحدت خانوادگی را، صفا خانوادگی را به هم بزند جلویش را می گیرند بهش تذکر می دهند ولی فکر نمی کنم هیچ پدر و مادری به بچه اش بگوید خیر دنیا و آخرت رانبینی نه خیر دنیا ببینی نه خیر آخرت ببینی که داری خراب می کنی محیط خانواده را، فکر نمی کنم هیچ پدر و مادر زمینی این جوری بگویند چون آنها درکشان از ما همین قدر است نهایتاً مسامحه می کنند شاید اگر یک پدر و مادر زمینی اگر نسبت به آرمانهای خانواده هر چقدر دغدغه دارند یک بچه ناخلف دارند و دارد وحدت خانواده را به هم می زند نهایتاً بلهاش قهر می کنند ولی نوع علاقه شان به بچه هایشان همین قدر است خیلی وقتها فقط به نصیحت کردن می پردازند خب عزیزم این هم دادشت است این هم خواهرت است درست نیست تو خواهر بزرگتری برادر بزرگتر هستی باید بیشتر دقت بکنی در روایت هم داریم برادر بزرگتر مثل پدر می ماند در یک خانواده یک حرمت خاصی دارد به شرطی که برادر بزرگتر هم بفهمد مثل یک پدر دغدغه ها و مهربانی ها و دلسوزیها را هم داشته باشد واقعآ، ما دیدید همین جوری نصیحت می کنیم اما امام رضا (علیه السلام )و اهل بیت (علیهم السلام ) نسبت به بچه هایشان این قدر علاقه دارند اینقدر دل بستگی دارند نسبت به تک تک شماها که اگر یکی از ماها بخواهد یکی از ما را اذیت بکند شر برساند به یک کس دیگر، تو دلش خدایی نکرده نسبت به کسی کینه ای داشته باشد امام رضا می گوید خیر نبینی نه دنیا خیر ببینی نه آخرت، خیلی حرف استاین، آدم وقتی بفهمد با اذیت کردن یک شیعه چه خونی به دل اهل بیت می کند با بدخواهی و بدجنسی نسبت به یک شیعه نسبت به یکی از فرزندان اهل بیت چقدر خشم خانواده آسمانی را متوجه خ دش می کند چه بلاهایی را سرریز می کند در زندگی خودش ، توی برخورد با سایر اعضای خانواده آسمانی و همه خواهر و ب ادرهای آسمانیش خیلی دقت می کند و برعکس یک کسی که عاشق خانواده خودش هست برای تقرب خانواده آسمانیش هم که شد سعی می کند بیشترین محبت، خدمت، تواضع را نسبت به سایر شیعیان داشته باشد چون می داند هر لبخندی که به اعضای خانواده آسمانیش بزند به فرزندان اهل بیت بزند هر کمکی که به آنها بکند هر مشکلی را که از آنها برطرف بکند هر گرهی را از زندگی آنها برطرف بکند حمایت، دعا، محبت، قرب و شادی اهل بیت (علیهم السلام ) را برای خود خواهد داشت. در بین اعضای خانواده آسمانی که ماها هستیم نسبت به همدیگر اونی که همیشه شیطانش کمتر تحریک می شود شیطانهای دیگران را تحریک می کند و اگر شیطانهای دیگر تحریک بشوند او آب می آورد و آتش را خاموش می کند با گذشتن، با توضع ، با فداکاری او به اهل بیت فوق العاده نزدیک هست خیلی محبوب اهل بیت می شود میگویند این بچه ما تو زندگیش طوری بوده که آتش بیار نبوده هیچ وقت، سخن چین نبوده، فضول نبوده، بدخواه نبوده، حسود نبوده، آدم آتش بگی نبوده که زود بشود آتشش زد، شما نگاه نکنید یک پدر و مادری که بازحمت بچه هایشان را بزرگ کردند اگر یک کسی بتواند این بچه را به راحتی نسبت به پدر و مادر تحریک بکند که این بچه بتواند برود داد بزند سر پدر و مادر خودش با پدر و مادر خودش بد بشود این بچه می گویند یک بچه ناخلفی هست که این قدر راحت علیه پدر و مادر خودش و اعضای خانواده خودش اقدام می کند تحریک می شود یعنی اصلا یک مفهوم خیلی بدی دارد این حالا شما در نظر بگیرید در خانواده اهل بیت یکی کسی که دائماً تحریک می شود علیه دیگران دائما بدجنسی ، بدخواهی، حساسیت دارد زود می شود فریبش داد زود می شود آتشش زد زود می شود عصبانیش کرد چقدر تاسف اهل بیت را این شخص بر می انگیزد. من یک چیزی می گویم شما یک چیزی می شنوید شما نمی دانید خانم فاطمه زهرا آقا امیرالمؤمنین غصه می خورد وقتی یک بچه اش مثل ذرت بو داده این قدر سبک است که تا یک ضربه بهش می خورد صداش در می آید شروع می کند به دعوا و درگیری و خانه را بهم زدن زن و بچه را شوهر را اذیت کردن، آدم بی وزن و سبک در نزد اهل بیت خیلی بد است و تاسف می خورند که چرا این بچه ی ما این قدر سبک است چرا این قدر زود آتش می گیرد چرا مجهز به دستگاه های خاموش کنده آتش نیست چرا شیطان خیلی راحت می تواند این را زود ببرد جهنم، گولش بزند، شما بچه را نگاه بکنید وقتی راحت می شود فریبش داد علیه مسائل خانواده، که آره بیا برو به مادر و پدرت فحش بده، دادشت را بزن، خواهرت را بزن بگو ببینم تو خانه تان چه خبر است بیا برو خلاف کن آبروی خانواده ات را ببر یک کسی که این قدر زود تو خانواده فریب می خورد این قدر سبک است این قدر ضعیف است خب این چه جایگاهی دارد؟ ولی آنهایی که به راحتی اعضای خانواده خودشان را نمی فروشند خواهر و برادرهای خودشان را نمی فروشند نوع نگاه شان به آدمها اصلا براساس جنسیت، قومیت، فامیلی، زبان، رنگ پوست، ملیت اصلا نیست اصلا این آدم حیفش می آید به آدمها این جوری نگاه بکند به هیچ وجه این نوع مسائل را نگاه نمی کند اینها ترکند ما فارسیم اینها لرند ما ترکیم اینها شمالی هستند ما کجایی هستیم این اصلا شرمش می آید یک فحشا می داند یکی از بزرگترین منکرات می داند که تو نگاه این آدمها براساس جنس شان که این زن است یا مرد است ایرانی است یا ایرانی نیست کجایی هست چه قومیتی دارد فقیر است یا فقیر نیست اصلا این خودش یک فحشا می داند که به آدمها این جوری نگاه بکند شرمش می آید که یک دفعه به یک انسان که می داند فرزند اهل بیت (علیهم السلام ) هستند این با نگاهایی نگاه کند که به هیچ وجه پیش خدا و اهل بیت این نوع نگاه ها اعتباری ندارد خودش شرمش می آید او به انسانها بر اساس انسانیت شان نگاه می کند و انسانها را براساس عضویت در خانواده آسمانی شان می بیند و دوست شان دارد بهشان حرمتی می گذارد بالات از ایت نوع حرمتهای طبیعی و دنیایی، ا همان طور که اهل بیت گفتند همه انسانها را خواهر و برادران حقیقی خودش می داند همان طور که علی (علیه السلام ) فرمود قاعده هو انت همه انسانها را با خودش برابر می داند مثل خودش می داند در این صورت حقه بازی، کلک زدن ،بدخواهی، بدجنسی، حسادت، تنبیه کردن، دعوا کردن، حق خوری اصلا دیگر در مرام این شخص نیست. فکر کنید این جامعه آرمانی شیعه هست جامعه آرمانی، شیعه جامعه آرمانی اهل بیت جامعه ای هستند که همه اعضا به همدیگر به چشم خواهر و برادرهای حقیقی نگاه می کنند و به هیچ وجه با مقیاسهای دنیای و طبیعی نگاه نمی کنند دقت بکنید این شخصیتی هست که روحش، بخش انسانی شخصیتش، پخش اصلی شخصیتش مثل خود من عضو خانواده محمد و آل محمد هستند (صلی الله علیه وآله)به هیچ وجه نگاه ضعیف، تحقیر کننده ، منفی به کسی ندارند به هیچ وجه موقعییت های افراد تو روحیه او تاثیر نمی گذارد سرزنشی نسبت به کسی ندارد راجع به موقیعیت های اجتماعی افراد ، فقر افراد، اگر بنده فقیری را ببیند با یک بنده ثروتمندی توی نگاه او این افراد فرقی نمی کنند و برای فقی بیشتر مهربانتر هست و دلسوزی می کند اساساً در خانواده آسمانی افراد از یک عاطفه ای از جنس خدا برخوردار هستند غیر از عاطفه ای است مثلاً شما نسبت به هم وطن خودت داری مثل حیوانها نسبت خانواده زمینی خودت داری اینها عواطف حیوانی هست این نوع عواطف، ع اطف انسانی نیست در عواطف انسانی شخص عاطفه اش از جنس خداست یعنی دارای یک رحمت رحمانیه و یک رحمت رحیمیه هست رعفتش الهی ست نگاهش الهی ست دوست داشتنش نسبت به آدمها الهی است شما اگر با برادرت دوتایی تو یک ماشین نشسته باشید هر کدام تو یک ماشین وقتی می روید یک جا قرار است پارک بکنید افرادی که همدیگر را دوست دارند چی کار می کنند؟ جایش را می دهد به برادرش شما پارک کن من می روم یک جای دیگر گیر می آورم حالا فک کنید وقتی که این نیست آدمها سر یک پارک کردن چقدر به همدیگر فحش می دهند چقدر دعوا راه می افتد. وقتی که عواطف انسانی می آید شما دیگر با هیچ کس دعوا ندارید با هیچ کس مشکلی ندارید چون می گویید این با من یکی است پیش اهل بیت همه مان عضو خانواده اهل بیت هستیم اگر این به خوشبختی برسد این به آسایش برسد من ازاش لذت می برم در روایت داریم فرد ک یم از خوراندن لذت می برد اما فرد لیم و پست از خوردن لذت می برد. وقتی که انسانها عواطف آسمانی پیدا می کنند از موفقیت دیگرا فوق العاده لذت می برند از خوراندن به دیگرا لذت می برند اصلا چیزی به اسم حسادت، خود برتربینی، تکبر و فخر محال است تووجود این شخص پیدا بشود هر جا حسادت، زودرنجی و حساسیت، فخر فروشی، منم و تویی، گندگی و بزرگی کردن بی جا پیش آمد برای این است که ما یقیناً ارزشهای انسانی مان را از دست دادیم، نگاه انسانی دیگر نداریم به دیگران، نگاه مان یک نگاه حیوانی هست اصلا منم وتویی ندارد یک دختر و پسر می خواهند با همدیگر ازدواج بکنند خانواده پسر و خود پسر نگاه می کند به دختر، خانواده دختر و آنها را مثل خانواده خودشان می بیند لذا باهم جر و بحث ندارند بده بگیر ندارند دعوا ندارند زرنگ بازی هیچ کدام نسبت به دیگری ندارند هرجا این حرفها پیش آمد حتماً درش نگاه ها حیوانی ست و نفسانیت وجود دارد .چرا ما، چرا شما، این جوری نیست خانواده پسر پسرشان تشویق می کند که به خانواده همسرت تا می توانی محبت کن و احترام بگذار خانواده دختر به دخترشان توصیه می کنند هر چقدر می توانی به همسرت و خانواده همسرت احترام بگذار ، تواضع بکن و کوچکی کن. اینکه در روایت می گوید پدرها سه تا هستند پدری ه تو را به دنیا می آورد پدر همسرت و بالاتر از همه پدری که معلم توست ( اب المعلمک )معلم تو از پدر خودت و پدر همسرت بالاتر هست اینکه شما بتوانی خانواده همسرت را مثل خانواده خودت دوست داشته باشی به مادر همسرت و پدر همسرت مثل مادر و پدر خودت علاقه داشته باشی دوست داشته باشی. خدا نکند یکی پدر و مادر خودش را دوست نداشته باشد او دیگر خیلی بد است حق پدر و مادر خودش را نادیده بگیرد به خاطر خودخواهی های خودش و توقعات بی جایی که دارد خب اینجا دیگر دعوا و درگیری نیست بهشت هست ما وقتی که نگاه هایمان جنسی طبیعی و حیوانی می شود دعواها و درگیری هد شروع می شود چرا این را برایت خرید؟ چرا این را برایت نخرید؟ چرا این طوری؟ چرا اون طوری؟ اصلا دیگر چراها از بین می رود اگر نگاه ها انسانی باشد تمام دغدغه ها ، سوالها، چراها، گیر دادنها، نوقعها، طمعها، زودرنجی ها، حساسیتها همه در پرتو نگاه غلط شکل می گیرد لذا وقعا برای کسی که می خواهد پیش خانواده خودش عزیز باشد پیش پدر و مادر خودش، اصلا برایش مهم نیست که خواهر و برادرهایش باهاش چه رفتاری دارند برایش مهم این است که پدر و مادر خودش را راضی بکند اعضای خانواده آسمانی خودش را راضی بکند دیدید یک موقع مادر یا پدر به پسر بزرگتر می گویند ببین ا نمی فهمد جهالت می کند تو بزرگی کن یعنی تو با رفتار او کار نداشته باش برازنده تو بزرگی کردن هست او عقلش نمی رسد ضعیف است بی عاطفه است ولی تو ايران وب باش تو بزرگوار باش واقعا وقتی یک نفر تعلق به خانواده آسمانیش پیدا می کند به عشق اهل بیت (علیهم السلام ) و به عشق خدا با انسانها رفتار می کند براساس خودش میل خودش سلیقه خودش و رفتار دیگران با خودش، حیوانی ترین محبتها محبتی است که در پی محبت دیگرا به می آید یعنی ما منتظریم دیگران خوب باشند عتا ما باهاشون خوب باشیم دیگران ادب را رعایت کنند ما هم ادب را رعایت کنیم دیگران هدیه بدهند ما هم هدیه بدهیم این می شود طمع، خداوند فرمود( وجبت محبتی لالمتحابین فی لالمتعاتفین فی) عشق من محبت و خالص و ویژه یک دوستی خاص، عمومی نیست -تو معراج توضیح دایم- دوستی خاص من برای کسانی است که می توانند به عشق من انسانها را دوست داشته باشند بهشون محبت کنند. و الا اینکه من همسرم را دوست دارم چون که همسر منه خب حیوانات هم همسرشان را دوست دارند من بچه هایم را دوست دارم یک کسی که همسرش و بچه هایش را دوست ندارد این از حیوان هم کمتر هست خیلی قساوت قلب دارد. می گوید همسرم را دوست دارم زن خیلی خوب و بامحبتی هست زن فداکاری هست این یعنی چی؟ یعنی خوب بوده به من وفادار بوده فداکار بوده خب من هم دوستش دارم شما به حیوان وحشی هم اگرمهربانی کنی فداکاری کنی تو را دوست دارد. ما ملاکهایمات تو محبت و مهر ورزی خیلی ضعیف است. در روایت در مورد حق همسایه آمده می گوید حق همسایه این نیست که شما آزارش نرسانی کسی که این کار را بکند وحشی به تمام معناست کسی که به دیگران آزار می رساند به خودش، به همسرش، به خانواده همسرش، همسایه ها، این یک وحشی است. می گوید حق همسایه این نیست که آزار نرسانی حق همسایه این است که از آزارش ناراحت نشوی و تحمل بکنی. یعنی آن جوری که تو دوست داری نیست همان موقع می توانی دوستش داشته باشی و صبر بکنی ولی اینکه واقعاً همان جوری است که من دوست دارم خب این چه هنری شد؟ وحشی ترین حیوانات هم وقتی شما بهش محبت بکنی او هم قدر محبت را می فهمد د هنده ترین حیوانات می فهمند محبت یعنی چی اینکه این به من محبت کرده حالا من دوستش دارم اینکه این من را اذیت نکرده من هم دوستش دارم این به من احترام گذاشته من هم دوستش دارم اینکه برای حیوانات است انسان محبتش مثل خداوند است که بنده معصیت می کند نمک نشناسی می کند و خداوند دوستش دار و هیچ وقت هم پل را پشت سرش خراب نمی کند دعواها، قهرها، اختلافها برای هوای نفس است مال خودخواهی است مال نگاه های حیوانی است که افراد به همدیگر دارند هنر این است که یک کسی با تو هماهنگ نباشد و تو بت انی دوستش داشته باشی اینجاست که یک انسان متولد می شود این جا ست که یک نفر تقرب به اهل بیت برایش آغاز می شود شباهت و سنخیت با اهل بیت و خانواده آسمانی والله در او شروع می شود اما اینکه ما با هم مشکلی نداریم من به او محبت می کنم او به من محبت می کند او برای من هدیه می خرد من برای او هدیه می خرم اینکه یک حداقل حیوانی است که خوب است خیلی هم خوب است که باشد بدتر از این نباشد خدایی نکرده کار به اختلاف و دعوا و درگیری گله گذاری منجرب نشود وای به حال اینکه این نباشد از این ور هم دعوا و درگیری و زودرنجی و حساسیت ، پسچه انسانی باقی می ماند اینجا؟ دیگر انسان معنا پیدا نمی کند، ما باید بدانیم نظام محبتی یک آدم با نظام محبتی یک حیوان کاملاً فرق می کند ( وجبت محبتی لالمتحابین فی ، وجبت محبتی لال متعاطفین فی، وجبت محبتی لال متواسلین فی ) اینها را در شرح حدیث معراج توضیح دادیم پیامبر عاشقانه ترین حرفها را اینجا دارد بهش می زند می گوید محبت ویژه من عشق ویژه من نسبت به بنده ام زمانی ایجاد می شود که این بنده ام خودش را از من می داند از دایره محبتی سایر انسانها خودش را کنار، می کشد و اساساً از نگاه من به بنده هایم نگاه می کند نه از نگاه خودش، دیگر پای خودش را کنار کشیده و این یعنی انسانیت این یعنی عشق این یعنی عرفان این یعنی وصول که انسا بتواند پای خودش را کنار بکشد تو ارتباطات خودش وسط کشیده نشود و بتواند جلوی این خود را بگیرد دهنه اش را ببند نگذارد خود طبیعیش وسط روابط بیاید چه با همسرش، چه روابط با خانواده همسرش، چه روابط با خودش ، چه روابط با سایر انسانها و شیعیان و غیر شیعیان حتی در روابط با حیوانات پای خودش وسط نیاید. پیامبر به خادمش فرمود بروید فلان کار را برای ما انجام بدهید آنها مثلاً یک مقداری سبک سری کرند رفته خادم حضرت که باید دستور حضرت را انجام بدهد وسط راه یک جا گرفته خوابیده پیامبر نشسته منتظر هست -در مورد امام صادق هم داریم- منتظر هست که مثلا این خادم بیاید کاری را انجام بدهد دیر می شود نمی آید کار هم عقب مانده بروم ببینم این کجا رفته حضرت می رود وسط راه می بیند که آقا گرفته خوابیده هوا گرم است زیر رختی خوابید حضرت این را باد می زند تا این بتواند خوب بخوابد. به این می گویند انسان الهی، آدم، اما کافی است دستور من اجرا نشود کافی است حرف من جلو نرود کافی است من دیده نشوم می شوم یک درنده وحشی، گاهی وقتها انسان آن قدر وحشی می شود که بیست سال سی سال زحمات یک کسی را نادیده می گیرد قشنگی های یک نفر را نادیده می گیرد از بس وحشی شده چرا؟ چون به من احترام نگذاشته، حرف من را گوش نکرده، من حرفم رو زمین مانده. هر کی گفت من جایش تو جهنم است انسان به میزانی که می تواند این منش را حذف کند از تو روابط به بهشت نزدیک می شود و اساساً همین من هم است تو جهنم می سوزد. چقدر ما گرفتار عذاب می شویم؟ به میزانی که من داریم. یک زنی می خواهد تو خانه زن سالاری بکند خیلی خطرناک است این خیلی جهنم دارد یک مردی می خواهد مرد سالاری بکند خیلی خطرناک است ماا نه زن سالاری داریم نه مرد سالاری هر چی خدا گفت، حدود را خدا مشخص کرده حد و حدود زن حد و حدود مرد مشخص است هر چی خدا گفت احترام بگذاریم دیگر پای خودمان را هم وسط نکشیم خدایا من از این قانونت خوشم نمی آید زنانه است از این قانونت خوشم نمی آید مردانه بوده طرفداری زنها بوده، طرفداری مردها بود، آدم به خدا یک همچین نسبتهایی را بدهد یعنی کافر است یقیناً کافر است یعنی این اصلا خدا را نشناخته به خدا بگوید این چه جور دستور زنداری است این چه جور دستور مرد داری است این چه جوری دستور پدر مادر داری است من که این حرفها را قبول ندارم این می شود کفر، این یعنی من اصلا خدا را به علم، به بردباری، به حکمت، به لطف، قبول ندارم که دارم این قدر نق می زنم بعد هم با کمال بی حیایی می روم نماز می خوانم خم می شوم و می گویم (سبحان الله سبحان الله سبحان الله) خدایا تو منزهی منزهی منزهی از اینکه حرف بی ربط و بی حساب کتاب بزنی، تو پاکی، تو هیچ دستورت بی حکمت نیست این را دارم می گویم سبحان الله را ولی اصلا زیر بارش هم نمی روم چقدر ما تناقض تو وجودمان پیدا می شود، خیلی این تناقض است می گوییم سبحان الله ولی شوهرداری خدا، زن داری خدایی، پدر مادر داری، خانواده همسرداری، فامیل داری، رحم داری، صله ارحام و از همه مهمتر، حضرت فرمود بزرگترین رحم شما ما هستیم امام داری را بلد نیستیم نمی خواهیم زیر بار اینها برویم ولی به خدا هم می گوییم خدایا تو حرفهایت درست است کارت درست است من هم انجامش نمی دهم به نماز و روزه و این حرفها نیست که به عمل است، به اخلاق است، به شدن است، ببین تو چقدر می توانی من خودت را حذف کنی، یک کسی که من خودش را نتواند حذف کند مورد نفرین اهل بیت قرار می گیرد متنی است که انشاءالله قرار است به عنوان کتاب درسی بخوانیم خب این مقدمه را در این جلسه خدمت تان عرض کردیم و جلسه قبل را که حالا انشاءالله از جلسه بعد شروع می کنیم متن حدیث را می خوانیم که با بحث شیرین سلام شروع شده انشاءالله این را شروع بکنیم تا برویم به سراغ سایر فرمولها و قواعدی که حضرت می فرماید ما در روابط با همدیگر باید اینها را رعایت بکنیم اگر واقعاً هر کسی تقید داشته باشد به همین چندتا دستوری امام رضا ( علیه السلام ) به حضرت عبدالعظیم( علیه السلام ) دادند ما هم فرد متعالی داریم مقرب به خداوند و هم جامعه متعالی خواهیم داشت امروز هم روز وفات حضرت فاطمه معصومه ( سلام الله علیها) است هدیه به محضر مقدس ایشان و همه اعضای خانواده ایشان آنهایی که با ایشان دفن هستند خواهران بزرگوارشان، اصحابشان، یارانشان، علما، مراجع، مسلمین و مسلمات همه دل دادگان ایشان صلوات ختم بفرمایید
والحمدالله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین