خانواده آسمانی 177 91 / 11 / 26
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحيم
والحمدالله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین
لطف خداوند تبارک و تعالی شامل حال ماشد که مرحله سوم بحث خانواده آسمانی را در شب میلاد مسعود حضرت عبدالعظيم علیه السلام آغاز بکنیم این لطف زمانی بیشتر نمایان می شود که ما متنی را که انتخاب کردیم برای عزیزان به عنوان کتاب درسی و متن درسیاین جلسات نامه ای هست پیامی هست که از وجود مقدس امام رضا علیه السلام به حضرت عبدالعظيم علیه السلام دادند در عظمت این شخصیت جدای از اینکه معصوم به عنوان جانشین خودش در حل مشکلات مردم تایید کرده و فرمود اگر به ما دسترسی ندارید به عبدالعظيم مراجعه بکنید یعنی ولی فقیهی بوده که از جانب معصوم این اذن را داشته که مردم را هدایت بکند مشکلات آنها را برطرف بکند و علاوه بر اینکه فرمود هر کس عبدالعظيم را در ری زیارت بکند مثل کسی است که حسین را در کربلا زیارت کرده جدا از این این است که حضرت عبدالعظيم حامل پیامی است از وجود مقدس امام رضا علیه السلام که این پیام را هر کس در زندگی فردی خودش عمل بکند به قدرت و سرعت زیادی در قرب به اهل بیت و حق تعالی میرسد و اگر در یک جامعه این پیام حاکم بشود مردم آن را نصب العین خودشان قرار بدهند یک جامعه حقیقتاً متعالی بوجود خواهد آمد.
من برای اینکه انشاءالله ااین بحث پایگذاری قدرتمندی داشته باشد یک مروری به این بیش از بیست جلسه ای که داشتیم تقریباً مطالب میکنم و آن این است که انسان باداشتن روح خدا و نفخه الهی قابلیت تربیت نامحدود را پیدا می کند و عاشق کمال مطلق و بی نهایت است. انسان در بخش انسانیش الهش الله است در بخش جمادی اله ش جمادات هستند در بخش گیاهی اله ش کمالات گیاهی هستند در بخش حیوانی اله ش کمالات حیوانی هستند در بخش عقلاني اله ش معقولات هستند اما در بخش انسانی اله انسان الله است کمال مطلق، لذا گزاره لااله الا الله برای بخش انسانی انسان صادق هست بخشهای دیگر خودشان اله های دیگر دارند و سلامت یک انسان و سعادت او به این بستگی دارد که سایر قوا در ازدواج شان با زوج مناسبشان یعنی جمادات، کمالات حیوانی، کمالات گیاهی و معقولات تابع فوق عقل انسان باشند یعنی بخش انسانی انسان و تابع عشق انسان به الله باشند. اسلام به ما نمی گوید که ما جمادات را، کمالات گیاهی را، کمالات حیوانی را دوست نداشته باشیم اسلام به ما نمی گوید علم و معقولات را دوست نداشته باشیم اما به ما می گوید که در دل شما باید عشق به اینها هیچ وقت از عشق به الله، چهارده معصوم و جهاد در راه خدا بیشتر نشود.اگر در دل کسی عشق به این گونه کمالات از معشوق اصلی بیشتر بشود انسان به تعبیر قرآن سوره توبه آیه بیست و چهار انسان فاسق میشود یعنی تعادلش را از دست می دهد. فسق یعنی کسی که طبیعی نیست، از حالت عادی خارج شده و تعادلش از بین رفته، خب معنای عشق به الله چیست؟ یعنی خداوند چرا این عشق را در همه انسانها قرار داد، عشق به بی نهايت را، عشق به خودش را ؟بدون استثناء در همه انسانها این عشق وجود دارد همه طالب کمال مطلق و بی نهایت هستند. انبیاء به انسان می گویند آنچه که تو عاشقش هستی و تو را آرام میکند الله است شیطان می گوید اونی که شما عاشقش هستید می طلبیدش طبیعت و دنیا است خب این انسان هست که باید بین پیام انبیاء و پیام شیطان به یکی اعتماد بکند، یک پیامی را بپذیرد. معنای عشق انسان به الله این است که انسان این کمالات را جذب بکند فراموش نکنید وقتی می گوییم عشق انسان به الله که الله معشوق حقیقی و اله حقیقی انسان هست مثل عشق یک انسان به یک انسان نیست این جور نیست که اگر دوتا انسان عاشق هم شدند فقط رسیدن به همدیگر برایشان مهم باشد در عشق انسان به الله، انسان می خواهد کمالات الله را خودش داشته باشد. این عشق چه فایده ای دارد در وجود ما؟ با ما چی کار می کند این عشق؟ این عشق با ما کاری میکند که اگر ما ازاش استفاده بکنیم و بهش حرمت بگذاریم فعال و گرم نگهش دا یم انسان میشود خلیفه الله و مظهر خدا، انسان در سیر تکاملی خودش، در نظام برزخی خودش به جایی می رسد که مثل الله می شود خلیفه الله و مظهر کمالات الهی میشود. لذا در بهشت همان طور که عرض کردم وقتی که مومن در بهشت قرار می گیرد خداوند نامه ای برای او می فرستد که متن نامه این است( من الحی الذی لا یموت الی الحی الذی لایموت)از زنده پایداری که هرگز نمی میرد به زنده پایداری که هرگز نمی میرد یعنی انسان شده مثل خدا و مثل خدا، ما الان به خدا این را می گوییم -الله لااله الا هو الحی و القیوم- ولی انسان می رسد به جایی که خدا بهش می گوید- انت الحی القیوم- تو حی قیوم میشوی از زنده پایداری که هرگز نمی میرد به زنده پایداری که هرگز نمی میرد. بعد می فرماید- عبدی علیک منی السلام- بنده من از من به تو سلام باد. کنت اذا اردت شیء -من خدایی هستم که هر وقت چیزی را اراده میکنم همین که بهش می گویم -ان اقول له کن فیکون - به محض اینکه چیزی را بخواهم و اراده بکنم همان اراده من مساویست با تحقق آن شی -وجعلتک الیوم -امروز تو را مثل خودم قرار می دهم که -ان تقول لشیء کن فیکون-تو هم به هر که اراده بکنی برسی هر چه که اراده بکنی همان اراده ت تحقق پیدا بکند. و علت اینکه انسان بهشتش به اندازه آسمان و زمین است از این جهت است که می خواهد حس خداگونه شدن خودش را، بی نهايت طلبی خودش را اشباع بکند لذا خدا به هر کس بهشتي به اندازه آسمانها و زمين تا انسان بتواند در آن بهشت خداگونه عمل بکند خودش خلق بکند خودش حاکمیت داشته باشد و خودش سلطنت داشته باشد. و آن هم به بلندای ابدیت، به بلندای جاودانگی. خب حالا اگر انسان قرار باشد به این معشوق برسد و کمالات معشوق را بگیرد عرض کردم قرب الی الله یعنی سنخیت با خدا مثلاً نماز می خوانیم قربه الی الله، روزه می خگیریم قربه الی الله، قربه یعنی نزدیک شدن، نزدیکی به یک صاحب کمال با سنخیت و شباهت است ما می خواهیم به الله برسیم یعنی می خواهیم شبیه به او بشویم پس عبادتهای ما باید بتواند این عرضه را داشته باشد باید بتواند که تقرب ایجاد بکند یعنی شباهت و سنخیت، خب حالا که من می خواهم به الله برسم الله چه جوری در دسترس من قرار می گیرد؟ الله چه جوري در دسترس من قرار می گیرد که من بتوانم این کمالات را به دست بگیرم ؟ الله که خودش یک ذات غیبی است و همین جوری در دسترس من نیست، الله چه کمالاتی دارد ، الله چون کمال مطلق و بی نهایت است لذا الله باید برای من ظهور داشته باشد جلوه داشته باشد، با همه کمالاتش ، با همه اسماء و صفاتش ظهور بکند تا من بتوانم درکش بکنم بتوانم بفهمم که وقتی می گوییم می خواهیم برسیم به الله، شبیه الله بشویم خلیفه الله بشویم باید شبیه این مظهر بشویم پیامبر فرمود( تخلقوا بالاخلاق الله)متخلق به اخلاق الهی بشوید خب اگر می خواهید متخلق به اخلاق الهی شویم من باید بدانم اخلاق خدا چه جوری است خب اگر من اخلاق خدا را بدانم خدا باید جلوه بکند جلوه اش هم از طریق انسان کامل میکند در چهارده معصوم علیهم السلام، اگر خدا جلوه نکند در چهارده معصوم هیچ انسانی از خلقت خودش سر در نمی آورد و هیچ انسانی حرکت به سوی الله ندارد باید جلوه های کامل خدا را ببیند تا خدا نشناخته بشود و محبوب واقعه بشود و انسانها بتواند خودشان را به الله نزدیک بکنند بدون جلوه های کامل الهی، مظاهر کامل الهی، مظاهر اسماء و صفات حق تعالی که معصومین هستند هیچ انسانی نمی تواند به حق تعالی نزدیک بشود یعنی منطقا و عقلا محال است آنهایی که تصور می کنند با حذف انسان کامل می توانند همین جوری خودشان به الله نزدیک بشوند یک خیال خام و احمقانه را در سر می پرورانند وقتی من از الله جلوه کامل نداشته باشم چه جوری می توانم تخلق به اخلاق الهی داشته باشم؟ چه جوری می توانممظهر الله بشوم در حالی که دسترسی به الله ندارم پس معصوم باید وسط باشد و انسان کامل تا عشق به مظاهر الهی انسان را شبیه الله بکند عشق به آنها و موددت آنها انسان را شبیه به الله بکند لذا در قرآن تاکید در موددت اهل بیت علیهم السلام ) هست می فرماید که از زبان همه انبیاء می فرماید من هیچ اجری نخواستم امام نوبت پیامبر که می رسد پیغمبر می فرماید من هم هیچ اجری نمی خواهم غیر از یک اجر -قل لا اسئلکم علیه اجراً الا الموده فی القربی -من اجری از شما نمی خواهم مگر موددت خاندانم ، موددت گفتیم یعنی محبتی که درش عمل،فداکاری، اطاعت است. بعد می فرماید این اجری که من خواستم به همه بگو (باز قل دارد) بگو این اجری که خ استم برای خودم نیست برای خوتان هست،-قل ما سئلتکم من اجر وهو لکم -آن اجری که من خواستم که موددت خاندانم بود برای خود شماست و باز در آیه دیگر فرمود (قل ما سئلتکم من اجر الا من شاء ان یتخذ الی ربه سبیلا ) آن اجری که من خواستم برای کسانی هست که می خواهند به الله برسند -من شاء-هر کس که می خواهد -ان یتخذ الی ربه سبیلا- راه الله را بگیر و به الله برسد پس خداوند سریحا در قرآن اهل بیت را به عنوان راه انحصاری رسیدن به خودش به ما معرفی می کند تصديق میکند که همه علم قرآن در سینه اینهاست می فرماید که (فی کتاب مسطور لا یمسحوا الا مطهرون)این کتاب مکنون و مخفی کسی نمی تواند بهش دسترسی داشته باشد به صورت کامل مگر افرادی که پاک شده باشند بعد می فرماید مطهرون چه کسانی هستند؟( انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل بیت و تطهرکم تطهیرا) خیلی صریع خدا در قرآن می گوید علم قرآن دست اهل بیت است و اهل بیت مطهرون هستند تطهیرشان هم تطهیر ویژه است کلا از رجز و پلیدی پاک هستند اینها هستند که شما را به الله می رسانند. این مختصری از تمام این ده ها جلسه ای بود که داشتیم اصولش همینهایی بود که خدمتتان عرض کردیم و بیشتر تو این نزدیک به دویست جلسه ما این را شرحش کردیم . خب الان می خواهیم به الله برسیم به الله رسیدن یعنی تخلق به اخلاق خدا، متخلق شدن به کمالات خدا، به صفات خدا ، اگر بخواهیم برسیم عشق اهل بیت را واسطه داریم باید بتوانیم از طریق اهل بیت به الله راه پیدا بکنیم یعنی از طریق مظهر کامل، هیچ وقت شما نمی توانید به یک مطلق راه پیدا بکنید مگر از طریق مظهرش، هیچ وقت به یک مطلق راه پیدا نمیکنید مگر از طریق مظهر، مطلق وقتی ظهور نداشته باشد قابل دسترسی نیست ،شما دیگر نمی توانید تو دست بگیردش باید حتماً ظهور داشته باشد ولی هیمن مطلق اگر بخواهد ظهور کند در کاملترین چهره قابل شناسایی است خداوند تبارک و تعالی آیات زیادی در زمین دارد اما اینها مظهر کامل الله نیستند اینها مظاهر محدود هستند مظهر کامل الله هست که باعث می شود که انسان الله را به کمال بشناسد همه صفات الله را بشناسند. خداوند باید همه صفاتش را یک جا بیرون بدهد تا همه بفهمند همه الله یعنی چی، کمالات الله یعنی چی، خب شما وقتی که به یک گل نگاه می کنید مظهر خدا ست قرآن هم می فرماید که ( اینما تولوا فثم وجه الله)به هر جا رو برگردانید چهره خدا را می بینید وجه الله را می بینید یک گل خیلی از صفات خدا را نشان می دهد با نگاه کردن به یک گل به ده ها اسم از خدا می رسیم اما یک گل همه اسماء را ندارد. شما نگاه کنید این گل وقتی دارید بهش نگاه می کنید اول از این به شما می گوید خودش خودش را خلق نکرده بعد به شما می گوید در ذاتش، پیدایش، کمالاتش هیچ کدام از خودش نیست نه وجودش از خودش است نه کمالاتش، به شما می گوید که یک کسی من را به وجود آورده، یک نیروی، یک قوه ای من را به این شکل در آورده پس وقتی ما داریم نگاه می کنیم به چی می رسیم؟به یک ذات می رسیم که طراحی کننده این است چون تصویر زیبا دارد چون اندازه و شکل دارد یک ذاتی دارد که اول از این آن ذات قادر است پس ما اسم قادر را در می آوریم خالق است پس خلق هم می تواند بکند هم قادر است هم خالق است دیگر چی هست؟ مصور است چون تصویر داده بهش صورت داده ، ممقدر است تقدیر کننده است اندازه دار هست ریاضیات خلقت دارد رنگ زننده هست خداوند رنگ می تواند بزند لطیف هست این اسمها را می توانیم از خالقش در بیاوریم جمیل هست زیباست می توانیم در بیاوریم این را، لطیف است حی است چون می تواند به این حیات بدهد متکلم است چون دارد این همه حرف با ما می زند الان این همه حرف از توش در آوردیم این یک ذره گل چقدر ازاش حرف در می آید دارد با ما حرف می زنند چون هر صانعی و خالقی با خلقت خودش کمالات خودش را نشان می دهد می گوید من چه کاره هستم و چه توانایی هایی دارم فاصل هست، فاصل اسمی که در جوشن کبیر می خوانیم فاصل و واصل ، هم پیوند برقرار می کند هم جدا می تواند بکند از هم، یک بخشی را پیوند شده به ما می دهد یک بخشی را جدا شده اسم واصل و اسم فاصل، اسمهای زیادی هست که شما وقتی نگاه بکنید از تو همین گل در بیاورید امادیگر این غفور نمی تواند باشد ستار نیست، جواد نیست، کریم نیست، اسمهای دیگر می ماند پس اینها مظاهر محدود الله هستند الله را اگر ما بخواهیم اسمهایش استخراج بکنیم همه اسمهایش را باید به مظاهر کاملش نگاه بکنیم مظهر کامل الله کیست؟ معصوم هست چهارده معصوم مظاهر کامل الله هستند که بدون شناخت آنها و عشق به آنها ما اساساً به الله نخواهیم رسیدیک توهم است یک خیال است یک کسی بگوید ما معصوم نمی خواهیم قرآن بس است ما به الله می رسیم این فقط یک توهم است به وجه هیچ شعوری و هیچ عقلی این را از ما قبول نمی کند پس ما باید عاشق اهل بیت (علیهم السلام ) باشیم که علاوه بر اینکه مظاهر کامل خداوند هستند مظاهر اسماء خداوند هستند ریشه همه ما و پدران اصلی ما و خانواده اصلی ما هستند خداوند ما را از آنها خلق کرده روح ما از روح آنهاست غیر از پدر و مادر زمینی ما هستند که بدن ما را به دنیا آوردند حقیقت جاودانه ما از معصومین هست خب تا اینجا مقدمه بود الان می خواهیم برسیم به معصوم می خواهیم از معصوم کمک بگیریم .معصومین همین جوری به کسی راه نمی دهند یعنی معصوم به کسی راه می دهد که خیال تخلق به اخلاق الهی را داشته باشد یعنی رسیدن به معصوم یک شرایطی دارد اول از این ما باید عشق داشته باشیم نسبت به معصومین، هیچ چیز به اندازه عشق انسان را نرم نمی کند شیاطین را، هوای نفس انسان را به اسارت نمی کشد در حرکت به سمت الله ما یک سلسله مقاومتها داریم شیطان را داریم، هوای نفس را داریم که اینها مزاحم ما می شوند خدا هم مخصوصاً شیطان و هوای نفس را گذاشته تا انسان با اختیار خودش انتخاب بکند شیطان و هوای نفس را کنار بگذارد الله و هوای دلش هوای فطرتش را بگیرد به جای هوای نفس، دنبال هوای نفسش نباشد هوای روحش باشد هوای فطرتش باشد اونی که عاشق خداست لذا در دعا داریم خدایا هوای من را نزد خودت قرار بده یعنی من به جای اینکه هوای نفس داشته باشم هوای تو را داشته باشم خدایا شهوت من را در خودت قرار بده خیلی عجیب است شهوت یعنی اشتها و میل، میل من را تو خودت قرار بده. من خدا زده بشوم من بتوانم خدا باز بشوم من بتوانم عاشق الله بشوم محبت الله در دل من بیفتد و دلتنگ الله بشوم، مرتبط با الله بشوم دوست الله بشوم رفیق الله بشوم ، خب این تقابل ها را خداوند مخصوصاً قرار داده که ما بتوانیم با اختیار الله را انتخاب بکنیم و به سمت الله برویم اگر این تقابلها نباشد انسان هیچچ انسانی به کمال نمی رسد رشد نمی کند عشق حقیقی زمانی روشن می شود که انسان با یک نیروی مخالف روبرو می شود بدون تقابل و تضاد عشق ظهور پیدا نمی کند و اسباط هم نمی شود .لذا اگر خاطر شریفتان باشد گفتیم در حرکت به سوی اهل بیت و الله ما باید از عشق و موددت خیلی استفاده بکنیم اگر کسی بخواهد با دوتا چهارتای عقلی برود جلو شیطان خیلی زود می زندش زمین دل دادگی، ببینید خداوند چی را انتخاب کرده برای ما ، موددت را انتخاب کرده می گوید موددت می رساند شما را محبتی که توش اطاعت هست با این عشق بروید سمت الله (الا من شاء ان یتخذ الی ربه سبیلا )اگر ما بخواهیم حرکت موفق داشته باشیم باید عشق بیاید سراغمان، با عشق باید برویم مقاومتها، پوست کلفتی ها را کنار می زند عشق شیطان را زمین گیر می کند و هوای نفس را ضعیفش می کند ولی اگر یک کسی عشق نداشته باشد همین جوری سالانه سلانه بخواهد با یک نمازی با یک حجی با یک روزه ای بایک زیارتی با این چیزها برود جلو وقتی عشق نباشد آن تحول ایجاد نمی شود عشق زمانی هست که شما از ارتباط خوشتان می آید عشق زمانی هست که شما از خلوت، از ذکر، از ارتباط، از رفت و آمدلذت می برید. درباره این ما خیلی توضیح دادیم در جلسات گذشته خدا رحمت کند مرحوم مولوی را شعر جالبی دار که هرکه را جامع ز عشقی چاک شد او ز حرص و عیب کلی پاک شد جالب است خیلی دقیق هم انتخاب کرده مرحوم مولانا از همه عیبها دست گذاشته رو مادر عیبها، اگر همه عیبها را جمع بکنیم میاید در طمع جمع می شود طمع و حرص گناهی است که مادر همه گناه است لذا بعضی از اساتید در عرفان صد منزل، بعضی ها چند منزل، چهل منزل ذکر می کنند در منازل مختلف، اما نگاه دقیق فقط یک منزل هست و آن این است که انسان طمع خودش را ببرد از خود خدا ببرد طمعش را، طمعی به الله نداشته باشد طمعی به معصوم نداشته باشد و طمع به مردم هم نداشته باشد به محض اینکه انسان از این سه طمع راحت شد واصل شده دیگر اصلا فاصله ای بین او و خدا نیست. طمع نسبت به خدا نداشتن یعنی چی؟ یعنی اینکه خدایا من نماز نمی خوانم که بتواهی به من ثوابی بدهی من واقعاً دوستت دارم من خوت را دوست دارم من هیچ عمل صالحی انجام نمی دهم که بخواهم تو به من یک پاداش بدهی من شوهرداریم برای توست برای اینکه به تو برسم، زن داریم برای توست تربیت بچه ام برای توست مسائل سیاسی و اجتماعی اگر ورود می کنم به خاطر ت ورود می کنم اما ازات پاداشی، بهشتی، هیچی نمی خواهم من وستت دارم طمعی به تو ندارم که ت یک چیزی به من بدهی محبوب من هستی عزیز من هستی دوست داشتنی هستی و نن فقط خودت را از خودت می خواهم قرب تو، رضای تو ،خنده تو، این من را آرام می کند لقای تو من را شاد می کند. نمی گوییم که ما اهل بیت را اطاعت می کنیم یا دوستشان داریم به خاطر اینکه یک مشکلی را از ما حل بکنند خدا را اطاعت می کنیم و عبادت می کنیم برای اینکه به یک چیزی برسیم این معنایش خیلی زشت است که انسان از خدا یک چیزی غیر از الله را بخواهد اگر از خدا یک چیزی غیر از خودش را خواستی به شما می گویند طمع کار، رفتی به خدا نزدیک شدی تا کعبه هم خودت را رساندی پرده کعبه را هم گرفتی ولی وقتی می خواهی به خدا بگویی یک چیزی بده می بینی یا کمالات گیاهی می خواهی یا کمالات جمادی می خواهی یا کمالات حیوانی، البته این به آن معنا نیست که ما کمالات جمادی و نباتی و حیوانی را عقلانی را دوست نداشته باشیم خدا هرگز به ما نمی گوید اینها را نخ اهید یا دوست نداشته باشید می فرماید که اینها نباید برای شما عزیزتزین چیزها باشد عزیزترین معشوق شما باید الله باشد و آن محبوبهای شما باید تحت آن محبوب و معشوق شما باشد نه در عرضش و نه بالا باشد بلکه پایینتر باشد هیچ اشکالی ندارد انسان از پول خوشش بیاید از ثروت خوشش بیاید وقتی که عاشق الله است الله عزیزترین کسش هست این آدم اگر پول دار بشود با این پول می خواهد چی کار کند؟ خب می خواهد باز به الله برسد پس بد نیست این پول که، لذا حضرت فرمود از ما اهل بیت نیست کسی که جمع پول را دوست نداشته باشد از راه حلال، فرمود (ولکن من حلال ) شرط گذاشت. کسی از شیعیان جمع پول را دوست نداشته باشد از راه حلال اصلا با اهل بیت سنخیت ندارد. اگر الله شد معشوق تو تو هر چی پولدارتر بشوی بهتر است چون از این پول برای رسیدن به قرب الهی استفاده می کنی کسی عاشق همسرش نباشد، عشق به همسر خودش کمال دهنده است که بعضی ها می گویند باید دنیا را ترک بکنی باید دنیا را کککنار بگذارید با دنیا قطع رابطه بکنید دنیا منظور آن بخشی است که مزاحم عشق من به الله می شود نه همه دنیا را، ما دنیای خوب داریم دنیای بد هم داریم .به قول حضرت فرمود ما دنیای بلاغ داریم دنیایی که می رساند ما را، رساننده است و دنیایی داریم که مضمون و ملعون است مزاحمت ایجاد می کند یعنی وقتی من بهش توجه می کنم به یکی از این کمالات اگر حواسم را از خدا پرت بکند سقوط می کنم. لذا امام رضا( علیه السلام )فرمود: آدم پست -من به این روایت دیر به دیر بهش سر می زنم چون خیلی کمرشکن است- ( السفله من کان له شیء یلحیه ان الله تعالی ) آدم پست کسی است که یک چیزی داشته باشد که غافلش بکند از خدا یا علم و سواد و معلومات و هنرها و چیزهایی که تو حمله از سمت راست شیطان دست آوی شیطان است یا کمالات حیوانی مقامی، ریاستی، موقعیتی، محبوبیتی ،شهرتی تو جامعه، یا کمالات گیاهی، زیبایی، لطافتی، تجمالات یا کمالات جمادی پول و خانه و سکه و ارز،می گوید پست کسی است که وقتی یک چیزی دارد از خدا غافل شود این آدم پستی است چون بی نهایت را رها کرده سراغ محدود رفته، چیزهای محدود تونسته حواس او را از بی نهایت باز دارد، غافلش بکند از کمال مطلق این پستی است. خب طمع را می گفتم طمع به الله، طمع به مردم و طمع از خود، عبادت کردی باید حواست باشد الحمدلله ، حمد برای خداست موفقیت این عبادت را کی به شما داده؟الله داده، کسی حق ندارد با عبادت و کار خیرش از خدا توفق و طمع داشته باشد چون توفیق این کار را خود الله داده توان و توفیقش را الله داده من چی می خواهم از خدا؟ طمع به مردم هم نداشته باشد که حالا این را بهش می رسیم یعنی این جوری بهتان بگویم طمع به مردم نداشته باشد یعنی وقتی می رود تو یک جمعیتی، تو یک فامیلی، تو یک اجتماع داشتن هیچ کس او را قلقلک ندهد خیلی فشرده عرض کردم داشتن آدمهای دیگر چشم انسان را برنگرداند به آن سمت، اگر داشتنهای دیگرا حواست را پرت کرد می شود پستی و سقوط، چقدر قشنگ مولانا می گوید می فرماید هر که را جامعه ز عشقی چاک شد / او ز حرص و عیب کلی پاک شد عشق این کار را با آدم می کند عشق کلا همه طمع ها را از بین می برد محبت با انسان این کار را انجام می دهد شما نگاه کنید مثلا یک دختر ی می خواهد با یک پسری ازدواج بکند پدرش مثلا چهل دفعه بهش گفته این جوری حجاب نداشته باش این کار را نکن آن کار را نکن اصلا گوش نمی کند به حرف پدرش چون پدرش را به عنوان پدر دوست دارد یعنی یک کمال حیوانی است دوست داشتن اعضای خانواده جزء کمالات حیوانی است به طور طبیعی حیوانات هم همدیگر را دوست دارند. از آن جهت که پدرش هست ولی عاشقش نیست عاشق یک پسر می شود پسر می گوید من دیگر نمی خواهم این کار را انجام بدهی عاشق یک دختر می شود دختر می گوید من دیگر نمی خواهم این جور کار را انجام بدهی می بینی یک چیزی که این چند وقت بهش معتاد بوده بهش عادت داشته خیلی راحت می گذارد کنار، می گوید این طرفی که من دوستش دارم این جور چیزها را نمی پسندند. می گوید ما چندوقت است بهت می گوییم این کار را نکن چی شد یک دفعه گذاشتی کنار؟ عشق آمد به بازار، عشق که می آید وسط قدرت می آید وسط، لذا خداوند می فرماید اگر کسی می خواه به من برسد باید با عق به من برسد (الا موددت فی قربی) اگر کسی عشق به معصومین به سرش نزند نمی تواند حرکت بکند ما می خواهیم با خانواده آسمانی مان چند وقت دیگر انشاءالله یک جا جمع بشویم نمی خواهیم بین ما و آنها واصله بیفتد انشاءالله توی بهشت و بالختر از بهشت پیش مادر مان فاطمه زهرا باشیم خواهش می کنم دقت بکنید خدا نکن نعوذبالله بهش عادت بکنیم ما می خ اهیم چند روز دیگر خدمت چهارده معصوم خدمت اهل بیت در نزد خداوند باشیم اگر یک کسی این قصدش هست این نمی تواند هر نوع سبک زندگی داشته باشد این باید حتماً سبک خاصی از زندگی را در پیش بگیرد که برساندش به آن جایگاه یعنی وقتی می خواهی نزدیک بشوی به چهارده معصوم باید شبیه شان بشویی بنابراین زمانی انسان می تواند نزدیک بشود به معصوم و معصوم بپذیرد انسان را و انسان بیفتد تو مسیر عشق که در درجه اول حس نزدیک شدن به خدا و اهل بیت در وجود انسان باشد انسان واقعاً راه بخواهد بیفتد نخواهد فقط زندگی بکند توی دنیا بگوید آ ه من اهل بیت را دوست دارم برای امام حسین گریه می کنم مکه می روم کربلا می روم امام رضا می روم اما نمی خواهم در خودم تحویلی ایجاد کنم قرار نیست یقه خودم را بگیرم نمی خواهم با خودم جنگ بکنم نمی خواهم اخلاق های زشتم را کنار بگذارم ولی اینکه من می روم حرم می روم مکه به این معنا نیست که من اگر رفتم مکه و مدینه و کربلا بخواهم دیگه عصبانی نباشم زودرنج و بداخلاق نباشم بخواهم مودب باشم یعنی خیال تحول را از اول روی خودمان بستیم بعد با حفظ این کثافتها و آلودگی ها می رویم وارد حرم می شویم همان جوری هم بر می گردیم ولی اگر یک کسی عشق بیفتد تو دلش چون دلتنگ مقصد است هر بار اضافه است خالی می کند هی خودش را سبک می کند چون می خواهد قدرت و سرعت بگیرد. خداوند می فرماید: ( سارعوا الی مغفرت من ربکم) به سمت مغف ت پروردگار و بهشتی که به اندازه همه آسمانها و زمین است با سرعت بیایید یک آدمی که بادار است نمی تواند سرعت داشته باشد بعد می فرماید ( سابقوا) از همدیگر جلو بزنید سبقت بگیرید مسابقه بگذارید برای رسیدن به اهل بیت، یک زمانی ما می رویم وارد برزخ می شویم انشاءالله بعد سلطنت اهل بیت آنجا ظهور می کند بعد هر کس می گوید کاشکی من الان با فاطمه زهرا رفیق بودم ، کاشکی من الان یک رفاقتی با امام حسین داشتم ، کاشکی الان امام زمان من را می شناخت سریع می آمد سراغم ، رفتی برزخ دیگر هیچ کدام از کمالاتی که یک عمر باهاش زندگی کردی نیست نه پولات، نه مدرک تحصیلیات، نه مشتری هات، نه شاگردهایت، نه مردم، نه پدر، نه مادر، نه همسر، هیچی، همه دارایی انسان توی برزخ یک چیز است حب خانواده آسمانیش ، عشق خانواده آسمانی، آشنا داشتن، مثل اینکه انسان می رود کشور غریبه آنجا اگر کسی نباشد انسان غریب کش می شود شما وارد برزخ می شوی می بینی چقدر امام حسین و اهل بیت رفیق دارند آنجا بعد تو می بینی ته صف هستی خیلی غصه می خورد آدم می بینی امام حسین خیلی ها را نزدیک خودش می نشاند به اسم کوچک صداشون می کند باهاشون حرف می زند به شما هم یک عنایتی دارد ولی تو ته صفی، آخری ، از اینکه تو مجلس امام حسین راهت دادند خوشحال هستی ولی از اینکه خیلی عقب هستی ناراحتی، می گویی چی می شد من اون نزدیک نزدیکه بودم به امام حسین ، من نزدیک نزدیکه بودم به فاطمه زهرا، رو صحنه قیامت من آن نزدیکا باشم من الان یکدفعه ابوالفضل، علی اکبر، علی اصغر، حضرت رقیه، حضرت معصومه همه بیایند تا وارد شدم به من تبریک ورود بگویند بیایند خوش آمدگویی کنند خب آنها می گویند راه باز است همین الان شما می توانید همین را داشته باشید سابقوا، سارعوا، سبقت بگیرید از همدیگر، لذا زیرکها تو دنیا هیچ کاری جز عشق بازی با اهل بیت و نزدیک کردن خودشان به اهل بیت ندارند اینها اگر به کمالات علمی می پردازند کارهای دانشگاهی و حزوی انجام می دهند یا به کمالات حیوانی می پردازند ازدواج دارند ،کارهای سیاسی ،اجتماعی دارند یا به تجملات توجه دارند یا به ثروت همه اینها را برای رسیدن به ان معشوق دارند استفاده می کنند مستقل اصلا به این چیزها نگاه نمی کنند هیچ وقت این چیزها مانع حرکت عاشقانه شان به سوی خانواده شان و الله نمی شود در زیارت امین الله داریم ( اجعلنی محبوبتاً فی ارضک و سمائک ) من را تو زمین و آسمانت محبوب کن همه آسمانی ها مرار بشناسند این راه دارد آدم می تواند کاری کند که وقتی وارد برزخ شد هیچ فرشته ای، هیچ پیغمبری، هیچ امامی، هیچ شهیدی، هیچ صدیقی، هیچ صالحی نباشد مگر اینکه بیاید به این تبریک و خوش آمد بگوید خوش آمدی ، تو رفیق ما بودی خیلی ت دنیا به ما حال می دادی، می شود انسان می تواند من یک چشمه هایش را بگویم برایتان نمی توانم بازش کنم برای اینکه اصلا موقعیتش نیست باید تو اسماء الله باز کنم. خداوند می گوید وقتی می خواهید ارتباط داشته باشید ارتباطات تان را با غیب هماهنگ بکنید یعنی دائما حواستان باشد که موجودات غیبی شما جلوی چشمشان هستید لذا به فرشته هاتان سلام بکنید به بقیه فرشته ها سلام بکنید به همه کسایی که از برزخ نگران شما هستند سلام بکنید السلام علی آدم صفوه الله دارد سلام می کند به حضرت آدم سلام کن اینجاست به نوح سلام کن به ابراهیم سلام کن به موسی، عیسی، به چهارده معصوم سلام کن این سلامها همش رو در رو است السلام علیک یا رسول الله السلام علیک یا امیرالمومنین یا علی ابن ابی طالب السلام علیک یا فاطمه سیده نساء العالمین حضرت می گوید این تو دنیا که بود هزار بار آمد به من سلام کرد بعضی ها که اصلا سلام کردن شان اختصاصی به حرم و اینها ندارد این سرش آمد رو رختخواب سلام می کند و می خوابد چون همه دارند نگاهش می کنند همین چشمش را باز کرد همه دارند چشم ت چشم بهش نگاه می کنند از بس انس هست می بیند راحت است با همه اینها ارتباط دارد با ملائکه با انبیاء با شهداء با اولیاء ارتباط نزدیک دارد حالا اگر می خواهی برسی به اهل بیت، اهل بیت یک شرط اساسی گذاشتند که موضوع درس ما هست از امشب به بعد آن شرط اساسب این است که انسان باید رابطه اش را با خواه و برادرهای دینیش تنظیم بکند حق ندارد با مردم و شیعیان و مسلمانها یا انسانهای دیگر هر جوری خواست رفتار بکند حتماً با پدرت با مادرت با خواهر و برادرت دقیقاً آن چیزی که ما می گوییم رفتار کن اینکه من دلم این جوری می خواهد من خوشم نمی آید ما ترکا این جوری هستیم ما لرا این جوری هستیم دقیقا با دیگران باید ارتباطمان را تنظیم بکنیم زن سالاری به هر شیوه اش جهنمی است و مرد سالاری همین طور، خدا چی می خواهد لذا کسانی که تو خانواده علاقه دارند که حرف آخر برای آنها باشد اینها به الله اصلا نمی توانند نزدیک بشوند تو خانواده هایی که مرد بی حساب دستور بدهد حاکم باشد یک سلسله از مفاسد ایجاد می شود و تو خانواده ای که زن علاقه دارد بیشتر حاکم باشد مفاسدش جندبرابر ان موقعی است که مرد حاکم باشد زن سالاری فسادش به مراتب بیشتر از مردسالاری است هم برای زن هم برابر خانواده و هم اجتماع ، لذا یک کسی بخواهد به الله برسد تو روحش اگر یک هم چین چیزی باشد که من می خواهم حرف بزنم حرف من باید جلو برود این دیگر اصلا نمی تواند به اهل بیت نزدیک بشود به هیچ وجه نمی تواند نزدیک بشود.پس اولین قدم برای قرب به اهل بیت واینکه شاگرد آنها بشوی آنها اعمال ولایت کامل به ما بکنند این است که روابطمان را با مردم تنظیم بکنیم . این کتاب را که اسمش هست فرد و جامعه متعالی در کلام امام رضا علیه السلام همان نام و پیامی است که امام رضا (علیه السلام )به شیعیان داده متن نامه را برایتان می خوانم از این به بعد روی این کار می کنیم البته روی غیر از این هم کار می کنیم اما این را مبنا قرار می دهیم حالا خوب دقت بکنی حضرت چی می گوید .می فرماید:(یا عبدالعظيم ابلغ عنی اولیائی السلام و قل لهم ان لا یجعلوا لشیطان علی انفسهم سبیلا) ای عبدالعظیم به دوستانم سلامی از من برسان و بهشان بگو نگذارند شیطان سوارشان بشود -انشاءالله جلسه بعد این را می خواهیم همین را شروع بکنیم که اجازه ندهید شیطان نفوذ بکند تو شخصیت شما، پس یک عیب این است که اگر شما سمت اهل بیت میروید نباید سوار شیطان بشوید یک موقع هست شیطان حمله می کند سمت شما رفیقش نیستید دشمن گرفتی بهت حمله می کند و ضربه می زند گولت می زند یک جا انسان دچار یک فحشایی می شود اما این یک بار شده قرآن می فرماید ( الذین اذا فعلوا فاحشتاً او ظلموا انفسهم )اگر دچار یک فاحشه ای بشوند فحشایی، منکراتی یا ظلمی بکنند زود جبرانش می کنند این عیبی ندارد که انسان یک موقع لغزش داشته باشد ولی می گوید راه ندهید بهش ،ما وقتی بعضی از رفتارها را در آدمها می بینیم می بینیم این آدم این قدر که شیطان را دوست دارد وسواسی ها این جوری هستند افرادی که وسواسی هستند اصلاً بنده خدا نمی توانند باشند شخص وسواسی چه وسواس عملی چه وسواس فکری چون از قواعد و ریاضیات خدا تخلف کرده دچار وسوسه های شیطانی شده یعنی هر لحظه به لحظه قرار و آرام ندارد وسواس نجسی و پاکی که اینها را در بحث دشمن شناسی توضیح دادیم وسواس های عملی و فکری، آدمی که این جوری است این خود شیطان را آورده و راه داده غیر از این است که شیطان یک موقع بهش حمله کرده و ضربه زده حالا تو این رابطه صحبت می کنیم (... و مرهم بالصدق فی الحدیث )دستور بهشان بده که با همدیگر راست باشند ( ...و اداء الامانه)امانت دار باشند نسبت به همدیگر ( ...ومرهم بالسکوت و ترک الجدال فیما لا یعنیهم) پرحرف نباشند علاقه به حرف زدن خیلی نداشته باشند و هر حرفی را نزنند ( ...واقبال بعضهم علی بعض و المزاوره ) رو کنند به هم دیگر با هم خوش اقبال باشند نسبت به همدیگر و به ملاقات هم بروند ( ...فان ذالک فی قربه الی) این کار شان هست که مردم را به من نزدیک می کند ببینید دقیقاً حضرت دارد خط را می دهد اگر می خ اهید به من نزدیک بشوید باید این چندتا چیز را رعایت بکنید ( ...و لایشتغلوا انسهم بتمزیق بعضهم بعضاً)همدیگر را ندرید افرادی که می افتند به جان همدیگر و همدیگر را می درند زن به جان شوهر، شوهر به جان زن، پدر مادر ، خواهر برادر، دوستان به جان هم می افتند به محض اینکه روح درندگی می آید سراغ انسان چه اتفاقی می افتد؟(... فانی آلیت علی نفسی انه من فعل ذلک و اطسخط ولیاً من اولیائی دعوت الله لیعذبه فی الدنیا اشد العذاب و کان فی آخرت من الخاسرین ) یک دفعه امام رضا خیلی عصبانی شده می گوید کسانی که اینها را رعایت نمی کنند اهل اختلاف هستند با همدیگر، اهل دریدن هستند نسبت به هم دیگر من عهد کردم با خودم -امام رضا می گوید امام رضا را ما به عنوان چی می شناسیم؟ رئوف رعفت امام رضا باعث شده اینجا نوع رعفتش شکلش عوض شود همان رعفت است ولی شکلش عوض شده مثل زمانی است که یک پدر بچه اش را می بوسد یا زمانی است که تنبیه اش می کند هر دو از روی چیست؟ از روی محبت است ولی امام رضا خیلی...- می گوید کسانی که این چیزهایی که می گوییم رعایت نکنند و اهل دریدن هم هستند من عهد کردم که هر کس این کارها را انجام بدهد و یکی از دوستان مرا ناراحت بکند از خدا بخواهم که او را در دنیا به اشد عذاب دچار بکند نکبت زندگیش را بگیرد سختی بیفتد در زندگیش دائما بدبختی داشته باشد تو زندگیش و هی چه کنم چه کنم بکند و هیچ کاری هم نتواند بکند (... و کان فی الآخره من الخاسرین) و در آخرت از زیان کاران باشد. امام رضا نفرین دارد می کند امام رضا می گوید تو خانه ما اهل بیت جای این حرفها نیست اگر کسی می خواهد بیاید خانه ما اهل بیت بچه های یک خانه حق ندارند هر جوری دلشان می خواهد رفتار کنند یک کسی که می خواهد در جرگه خانواده آسمانی باشد به امام حسین می گوید از خدا می خواهم آن مقامی که تو داری من هم برسم این جوری نمی شود برسد اولین کاری که باید بکند اولین قدم این است که رابطه اش را با بقیه تنطیم بکند یک مردی که می تواند زنش راتحقیر بکند اذیت بکند یک زنی که می تواند عصاب شوهرش را بهم بریزد این به هیچ وجه راه پیدا نمی کند به اهل بیت یک کسی که بد دهن هست اصلا راه پیدا نمی کند. گفتند یا رسول الله فلان خانم خیلی خانم عابدی است همیشه روزه است شبها همیشه عبادت می کند فقط یک ذره بد دهن است بد اخلاق است با همسایه ها یک ذره تند است فرمود:( لاخیر فیها هی من اهل النار) هیچ خیری تو همچین آدمی وجود ندارد یک کسی که زبانش تند است نیش دارد اهل جهنم است خیلی سریح پیغمبر می گوید (هی من اهل النار ) این زن جهنمی است کسی که نمی تواند با اطرافیانش مثل آدم حرف بزند خ ی تحقیر و توهین و درندگی دارد این هیچ راهی نمی تواند به اهل بیت داشته باشد. بقیه پیام انشاءالله بماند برای هفته بعد پس متن درسی ما فعلاً همین است که روی این انشاءالله کار می کنیم البته جهات متقابل اینها را هم باید بگوییم که ما باید در بخش سوم خانواده آسمانی به روابطمان با همدیگر بپردازیم تا مقرب امام رضا و سایر اعضای خانواده آسمانی مان بشویم
والحمدالله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین