بحثمان در باره غیب بود و چند قاعده که هر کس می خواهد به جایگاه خودش در خانواده آسمانی خودش پی ببرد. گفتیم اگر برای ما مهم نباشد که بین خانواده آسمانی مان چه جایگاهی داریم یعنی خودمان را متعلق به این خانواده نمی دانیم و برایمان هم مهم نیست و کسی که خودش را متعلق به خانواده آسمانی نمی داند و یا برایش مهم نیست که چه جایگاهی داشته باشد در واقع یعنی خودش را نشناخته با ماهیت و ریشه آسمانی خودش آشنا نیست می تواند مسلمان هم باشد ولی این اعتقاد را نداشته باشد ما وقتی می گوییم معاد بازگشت کسی واقعاً معتقد به معاد می تواند داشته باشد که قبلاً از نزد خدا آمده باور کند که قبلاً نزد خدا بوده و آمده از خانواده آسمانی خودش به اینجا آمده و اگر کسی اعتقاداتش صحیح باشد ریشه آسمانی خودش را می شناسد و به خانواده آسمانی خودش تعلق خاطر دارد و عضویت در این خانواده برایش مهم و عزیز است بلکه عزیزترین هدیه ای است که خداوند به ما داده و ما را فرزندان آنها قرار داده و ما را عضو این خانواده قرار داده کسی که به این عضویت توجه ندارد یا برایش مهم نیست یا نقش در زندگی اش ندارد یعنی واقعاً قیمت خودش را نمی شناسد انسان در هر جامعه ای که عضو است در زندگی اش نقش دارد اگر یک جایی در یک خانواده ای عضو است عضویت تو آن خانواده در زندگی اش تأثیر دارد اگر در یک حزبی در یک گروهی در یک هیأتی، پایگاهی عضو هست این عضویت یک تأثیراتی در نوع زندگی انسان می گذارد و بالاخره عضویت در خانواده محمد و آل محمد صلی الله علیه و آله باید به زندگی ما یک رنگ و بوی خاص دهد یعنی باید بالاخره برای ما معنا داشته باشد که ما فرزندان اهل بیت هستیم و عضو این خانواده هستیم این عضویت باید زندگی ما را یک حال و رنگ و معنای خاصی دهد فرقی می کند با کسی که خودش را اینگونه نمی بیند و فقط فکر می کند که یک جنس زن و یا مرد هست که یک خانواده ای هم روی کره زمین دارد کشور، شهری دارد اهل جایی هست و باید بدبختی و زندگی دنیایی خودش یک طوری سر و سامان دهد تا اینکه انسان بفهمد چه کسی هست از کجا آمده در کجا هست به کجا می رود جاودانگی و ابدیت خودش را بشناسد عشق بورزد به خانواده و اصل حقیقت خودش به جاودانگی خودش فکر کند برای جاودانگی و حیات جاودانه خودش تدارک ببیند به این بلندا برای خودش برنامه ریزی می کند واقعاً این دو سبک زندگی با همدیگر متفاوت هست قاعده ذکر کردیم که هر کس می خواهد بداند او چه منزلتی پیش خدا دارد ببیند در انتخابهایش چه منزلتی دارد اگر نوع انتخابها، ارتباطات، رفتار و افکارش رنگ و بوی خدا و آخرت را دارد پس معلوم است خدا در نزد او منزلت دارد واین شخص واقعاً خدا، خانواده آسمانی اش را دوست دارد و یک کسی که قرار می گیرد بین امر دنیا و آخرت، دنیا را انتخاب می کند خانواده آسمانی اش را انتخاب نمی کند و خانواده زمینی و دنیا را ترجیح می دهد به آخرت و خدا، این نشان می دهد واقعاً خدا در نزد او منزلتی ندارد این قاعده است که برای ما مهم است باز نمونه دیگری را امیرالمومنین علیه السلام ذکر کردند می فرماید (من اراد منکم ان یعلم کیف منزلته عندالله فلینظر کیف منزله الله منه عند الذنوب کذالک تکون منزلته عندالله تبارک و تعالی) هر کس می خواهد بداند خداچه قیمتی پیش او دارد ببیند موقع گناه خدا چه قیمتی پیش او دارد موقعی که زمینه گناه و حرام فراهم می شود این چطور آدمی است اگر بی مبالات و جسور و راحت گناه و معصیت می کند معلوم است هیچ منزلتی برای خدا ندارد که در نظر خدا و خانواده آسمانی اش هر گناهی را مرتکب می شود اگر هنگام گناه حیا می کند حضور خانواده آسمانی مانع از این می شود که گناه کند اعتقاداتش به دادش می رسد خدا اهل بیت به کمکش می آیند معلوم می شود آنها برای او اینقدر منزلت دارند که حاضر است به خاطر آن منزلت دست از گناه بردارد کار حرام نکند این خیلی اهمیت دارد شما نگاه کنید این چقدر می تواند قدرت ایجاد کند یک کسی آمد پیش من خیلی داد و بیداد می کرد خیلی بداخلاق بود و من گفت من عصبی ام، بعضی ها توجیه می کنند که ژنتیکی است من موجی ام، هر چه باشد قابل درمان است هیچ کس نمی تواند پرخاشگری، عصبانیت، بداخلاقی خوشد را توجیه کند و بگوید این برطرف نمی شود اصلاً چیزی به اسم درد بی درمان نداریم ژنتیکی گرفتم یا مزخرفاتی که الان می گویند ما سیدیم جوشی ایم حرف بی خودی است توهین به سادات و اهل بیت علیهم السلام هست هر کس سید باشد اگر بخواهد شباهت داشته باشد باید خوش اخلاق تر و مهربان تر باشد نه اینکه سید بودن را بهانه ای قرار بدهد برای پرخاشگری و بداخلاقی و درندگی، سیادت دلیل هار شدن است؟ پیغمبر و اهل بیت نعوذ بالله اینطوری بودند؟ این حرف بی ربطی هست به او گفتم چرا این کار را می کنی گفت مرا موج انفجار گرفته من موجی ام. گفتم من هم موجی بودم به او گفتم در تیمارستان رفتی گفت نه گفتم من تیمارستان هم رفتم حالم خیلی بدتر از تو بوده گفت عصبانی می شدی گفتم در حد انفجار یعنی صدای مختصر در مغز من صدای بمب می داد گفت به کسی هم پریدی گفتم نه من در موج عصبانیت یادم نمی آید حتی به یک نفر پریده باشم گفت مگر دست خودت بود گفتم همان موقع فکر می کردم که این کار پیش خدا چقدر کثیف است باعث می شد که این کار را نکنم جلوی خودم را می گرفتم یعنی موج نمی تواند باعث شود که من عصبانی شوم وقتی فکر می کردم چقدر فشار قبر را باید تحمل کنم وقتی نسبت به یک نفر عصبانی می شوم خود فکر باعث می شد موج انفجار نگذارد من عصبانی شوم پس انسان هر حالتی داشته باشد وقتی یادش باشد خانواده آسمانی اش را شرافت انسانی اش را قبر و قیامت یادش آید و برای هر بار رنجیدن و رنجاندن چقدر باید عذاب بکشد چقدر بدبختی در نفس خودش ایجاد می کند چون رنجیدن و رنجاندن هر دو فشار است. نفس ما قبر ماست اگر الان به شما فشار می آید یعنی فشار قبر داری چون آخرت مزرعه دنیاست اگر آنجا انسان فشار قبر دارد چون در دنیا فشار داشته همه فشارها، عقربها، مارها، اژدها عذاب ها، تشنگی ها، سوزاندن ها، سوختن ها مال این است که در دنیا اینطور بودی در قبرت این طور بوده روحت اینطوری بوده آخرت چیزی جز بررسی نفس تو نیست همانطور که دنیا چیزی جز بررسی جنین نیست هر که هر چه در دنیا می کشد مال دوران رحمی اش است هر چه آوردن نشان می دهد که در رحم مادرش چه کار کرده اگر خوب می بیند یعنی چشم خوب تهیه کرده اگر خوب می شنود یعنی گوش خوب تهیه کرده اما اگر مثلاً تپش قلب دارد یعنی در بخش قلبش خوب کار نکرده آخرت هم همینطور است آخرت یعنی تو در رحم دنیا چه کار کردی و الان وارد برزخ شدی حالا تو را ارزیابی می کنند. بنابراین توجه به خانواده آسمانی و حضور شان به ما خیلی قدرت می دهد شما وقتی عصبانی می شوید می گویید مادرزنم، پدر زنم بود خودم را نگه داشتم پس اگر مادرزن پدرزن باشد می شود عصبانی نشد خیلی عصبانی شده اگر آنها نبودند کله زن را می کند ولی حالا خیلی مهربان و آبی رفتار می کند پس چطور توانستی جلوی عصبانیت را نگه داری چه کسی سر سفره زور داشت؟ نه چیزی نیست عیبی ندارد فدای سرش اشکالی ندارد خوب مرد حسابی وقتی جلوی بقیه این طور هستی منافقی چرا اینها نیستند نمی توانی اینطوری بگویی الان خانواده آسمانی حضور دارند نگاه می کنند آدم حیا کند جلوی خدا، اهل بیت وحشی گری بداخلاقی کند برنجد و برنجاند. بعضی ها اینقدر بی حیا هستند که از ولی نعمتها از بزرگان خودشان ناراحت می شوند پدرت مادرت است فرمود اگر حق هم داشته باشی نباید حرف بزنی پدر و مادر حق شان خیلی بزرگ است (و لو کانوا ظالما) پدر ومادر ظالم باشند باید سکوت کنی حق اینها آنقدر عظیم است می دانی چقدر زجر کشیده تا این بچه بزرگ شده چه بی خوابیها، دردسرها، دلشوره هایی کشیدند تا اینقدر شدی حالا یک حرفی زده به تو بر بخورد و بِر و بِر در چشم پدر و مادر نگاه کنی این خیلی بد است می گوید از دست پدرم ناراحت شدم از دست مادرم ناراحت شدم از دست استادم ناراحت شدم حالا بعضی ها از خدا می رنجند معلوم است این خانواده اصلاً منزلتی پیش این ندارند موقع گناه وقتی شما یاد خدا هستی که خدا هست من حیا می کنم از اینکه الان خدا هست بعضیها گناه هم که می کنند گناه کوفت شان می شود یعنی صدبار می میرند و زنده می شوند برای اینکه حواسش هست خدا او را دارد می بیند آب خوش از گلویش پایین نمی رود بعد از گناه هم مثل دیوانه هاست که چرا من این کار را کردم. یک کسی خیلی راحت، بی حیا هر کاری از دستش بر آید می کند این واقعاً نمی فهمد، نمی بیند. حالا من از کجا بفهمم خدا پیش من منزلت دارد خدا می گوید اگر می خواهی بفهمی من باید برای تو شرایطی را ایجاد کنم که تو بین من و غیر من مجبور شوی یک نفر را انتخاب کنی آن موقع هست که می فهمی چقدر عاشق من هستی و آن موقع با انتخاب من پیش من عزیز می شوی و اوج می گیری لذا خدا چرا شیطان را آفریده فلسفه شیطان چی است؟ خدایا اگر می خواستی من آدم شوم چرا شیطان را آفریدی؟ خدا میگوید من برای پیغمبر هم شیطان آفریدم (کذلک جعلنا لکل نبی عدواً شیاطین الجنّ والانس) من برای هر پیغمبر کلی دشمن گذاشتم چه شیاطین جنی چه شیاطین انسی که پیغمبر را اذیت کنند پیغمبر با این وسوسه ها وقتی مقابله می کند و به من نزدیکتر می شود عشق اگر تحریک کننده و دشمن نداشته باشد تثبیت نمی شود عشق مانع می خواهد رشد مانع و دشمن می خواهد همانطور که بدن بدون مانع قوی نمی شود شما باید ورزش کنید باید این بدن شلاق بخورد باید ضربه بخورد تا قوی شود در ورزش با یک ریتم خاصی بدن را اذیت می کنی ورزش یعنی ورز دادن فشار می دهی در عربی می گویند الریاضه ریاضت و سختی می دهی تا این بدن قوی شود بدن بدون دشمن قوی نمی شود چطور گلبولها دشمن می خواهند واکسن عفونت آلودگی میکروب است تزریق می کنی بدن قوی می شود بعداً آن اصل ماجرا می آید بدن دیگر مبتلا نمی شود روح هم همینطور است خدا می گوید من برای اینکه تو بتوانی و به خودت ثابت شود که عاشق من هستی از عشق به من لذت ببری از عشقت به خانواده آسمانی ات لذت ببری ما یک چیزهای سر راه شما می گذاریم که به شما چشمک بزنند شما هر وقت به عشق ما به آن چشمک ها توجه نمی کنید امتیاز می گیرید و بالا می آید سوره کهف (انّا جعلنا ما علی الارض زینه لها لنبلوهم ایّهم احسن عملها) ما روی زمین خیلی چشمک زن قرار دادیم ما علی الارض زینت است که امتحان کنیم ببینیم چه کسی قشنگ تر عمل می کند یعنی بهتر یعنی احسن صدتومان بهتر است یا هزار تومان؟ هزار تومان چون قدرت بیشتری دارد دیپلم بهتر است یا سیکل؟ دیپلم کمالش بالاتر است بینهایت بهتر است یا محدود؟ بینهایت کسی که الله و بینهایت را رها کند سراغ محدود برود بهتر را انتخاب نکرده خدا نمی گوید زن و بچه اخ است مال دنیا کثیف و نجس است می گوید اینها خوب هستند و شیرینی هایی دارند ولی بهتر از این ابدیت و الله است خدا وقتی می خواهد خودش را معرفی کند می گوید (والله خیر و ابقی) خدا برای شما بهتر است نمی گوید دنیا لذا ندارد و بد است می گوید دنیا خوب است ولی خدا بهتر است (والاخره خیر و ابقی) ابدیت، الله، بهشت بهتر و پایدارتر هست تو کدام را انتخاب می کنی؟ ماندگار یا موقت را؟ وقتی در معرض انتخاب قرار می گیری کدام را انتخاب می کنی؟ خدا می گوید من برای تو شیطان می گذارم تا تو را وسوسه کند بعد ببین به کدام عمل می کنی دنیا، نفس اماره برایت گذاشتم (انا جعلنا ما علی الارض زینه لها) یعنی روی زمین کلی زینت است زینت هایی که حسی است مثل پول و لباس و سکه و دلار و زمین خیالی است. تجملات وهمی است مقام و شهرت و قدرت و عزت های دنیایی عقلی است ابدیت خانواده آسمانی، الله (لنبلوهم احسن) کدام تان بالاتر را انتخاب می کنید جاودانگی، ابدیت، ماندگار بودن، امام فرمود شما وقتی برزخ می روید کل عمر دنیایتان در برزخ یک لحظه است حضرت می گوید گذشته تان را وقتی نگاه کنید (فکانّ لم یکن) انگار اصلاً نبوده ما واقعاً عمر کردیم برگرد به گذشته ات انگار اصلاً نبود. تمام شد انگار اصلاً نیامده بود می گوید وقتی شما وارد برزخ می شوید کل عمر دنیا یک لحظه است در مورد برزخ. برزخ ماندگار است ابدیت آخرت، طرف به شوهرش می گوید من حاضرم تو دیر دیر به خانه بیایی مردهایی را می شناسم شش ماه خارج است یک ماه اینجا چون می خواهد مدرک تحصیلی اش را زیاد کند زن شش ماه بدون شوهر بچه بدون پدر، را تحمل می کنند که آقا می خواهد دکترا بگیرد برای چی؟ که بعدها آینده بهتری داشته باشند می گویند ده سال سختی می کشنیم بعد راحتیم اصلاض معلوم نیست زنده باشد یا نه. یک کسی داشتیم از همسایگان داشتیم همینطور فکر می کرد با چه سختی این دوران را گذراند و پزشکی گرفت طرحش را هم گذراند سه سال نقاط محروم را هم گذراند وقتی می آمد در راه تصادف کرد مرد. همه اش به فکر این بوده که اینها را بگذرانم و بعد راحت شوم آقا معلوم نیست ما اصلاً عمر داشته باشیم می گوید ده سال سختی بکشیم بعداً راحت شویم اصلاً تو ده سال زنده هستی؟ برای این چطور حاضری از دنیایت بگذری افراد از خیلی از لذتها و راحتی های دنیا می گذرند که می گویند بعداً راحت شویم چطور نمی توانی به خاطر جاودانگی ابدیت از حرامش بگذری حلالش که اشکالی ندارد چطور برای ابدیت برای آخرتت وقت نداری می گوید وقت ندارم فرصت ندارم به جاودانگی ام به خانواده آسمانی ام برسم به خاطر لذت و راحتی دنیا سختی دنیا را می کشد می گوید بعداً. چند سال دیرتر ازدواج کنم آن موقع ماشین و خانه داشته باشم راحت باشم اصلاً چنین چیزی را هیچ کدام از کارشناسان مشاوره تأیید نمی کند بگذارم بعد از سربازی آدم می تواند هم سرباز باشد هم زن بگیرد حالا وضع مالیم خوب نیست می شود با یک وضع مالی کم و کوچک ازدواج کنی بعد خدا کم کم به شما برکت می دهد آدم چرا وصول و وصال و زندگی و راحتی و نشاطی که کنر همسر دارد را ترک کند که بعدها شاید بعداً زنده نماندی. شاید مردی. استادی داشتیم گاهی می گفتیم استاد اینطوری است چه کار کنیم می گفت حالا این را انجام بده شاید ان شاءالله تا فردا مردی راحت شدی. می خواهم بگویم خانواده آسمانی نسیه نیستند نقد نقد همین الان در زندگی ما هستند ما خیلی اشتباه می کنیم فکر می کنیم خدا خانواده آسمانی را گذاشته برای برزخ به بعد نه همین الان امام حسین و اهل بیت می توانند بیایند ما همین الان با خانواده آسمانی مان میتوانیم زندگی کنیم ولی بسته به این است که چقدر برایش منزلت قائل هستی خداوند می فرماید من سر راه شما معشوق قرار می دهم ببینم به خاطر من حاضرید گناه نکنید به خاطر من، خانواده آسمانی تان حاضرید آلوده دنیا نشوید. موسی علیه السلام با خدا مناجات می کند می گوید کدام یک از بنده هایت پیش تو محبوبتر است یک رقابت است چون خدا می گوید وقتی می خواهید بیایید برای اینکه پیش من عزیز شوید با هم رقابت کنید (سابقوا الی مغفره الله) هم سرعت داشته باشید هم خیلی زود بیایید می گوید از کجا می فهمی همسرت دوستت دارد؟ از اینجا که وقتی بیرون می روم می گوید زود بیا من تنها هستم دلم برایت تنگ می شود. خدا چقدر عاشقانه گفته (سارعوا) بدوید بیایید پیش من ما چرا نمی فهمیم؟ با سرعت بیایید خودتان را در راه معطل نکنید چند کیلومتر سرعت آمدی؟ 80 کیلومتر. جاده ای که می توانستی با 120 کیلومتر بیایی چرا 120 کیلومتر را پر نکردی؟ من وقتی می خواهم قم بروم اتوبوس هست ولی می خواهم زودتر برسم اتوبوس سوار نمی شوم یک ماشین 2000 تومان بیشتر بگیرد ولی 120 کیلومتر را برود یک موقعی به طرف می گویم چقدر میگیری می بری می گوید 5 هزار تومان می گویم برویم وقتی سوار می شویم می بینیم 80 کیلومتر می رود می گویم آقا این اتوبوس ها از تو جلو میزنند اگر می خواستم دو هزار تومان می دادم اتوبوس سوار می شدم من 5 هزارتومان بدهم و صد تا بروی من عجله دارم برسان کار داریم می گوید بی انصاف تو 120 تا می توانستی بیای چرا با 80 تا آمدی من منتظرت بودم عجله داشتم وسط راه خبری نیست گازش را بگیر و بیا ولی ما متأسفانه ما وسط راه بیشتر برنامه ریزی کردیم بیشتر انرژی ما وسط راه هدر می رود ما آنقدر برای دنیا تا خدا وقت و استعداد تلف می کنیم جوانی می ریزیم که اصلاً برای ابدیت نمی گذاریم حتی پولها و درآمدهایمان را چقدر برای دنیا خرج کردیم چقدر برای آخرت فرستادیم اکثر پولها، استعدادها، جوانی مان را همین جا خرج می کنیم آرزوها، آمال، دغدغه ها و هوسها مال دنیاست ما نسبت به آخرت خیلی قانع هستیم امام وجود مقدس امیرالمومنین اگر صد دینار داشت هشتاد دینارش را می فرستاد برای آخرت می گفت حیف است اینجا باشد من اینجا با بیست دینار هم می توانم سر کنم ابدیت نیاز دارم آنجا جاودانگی است باید داشته باشیم، باید هزینه کنیم. قشنگ ترین، بیشترین حلالترین مالش را کسی حاضر نیست برای خدا خرج کند. حضرت موسی گفته خدایا چه کسی پیش تو عزیزتر است من می خواهم پیش خدا خیلی عزیز باشم و خدا مرا قیامت خیلی تحویل بگیرد خدا در قیامت به بعضی ها می گوید شما در صحنه نروید پیش خودم باشید حساب کتاب 50 هزار ساله مال بقیه است شما در دنیا که دوست ما بودید شما کنار آیید آدم رفیق هایش را در حساب کتاب نمی برد خدا چقدر رفیق باز است می گوید بیایید با من رفیق شوید من هم با شما رفیق می شوم از دغدغه بهشت و جهنم و حساب و کتاب و آخرت بیرون بیایید از الان با هم رفیق شویم تا همیشه آخرت و فشار شب اول قبر و قیامت و ... نیست خدا می گوید حیف نیست تو آنجا معطل شوی یکی از چیزهایی که ما را از شدت حسرت می ترکاند یعنی هزاران بار آرزو می کنیم که تکه تکه شویم اینکه آن خدایی که آخرت ظهور می کند چقدر در خانه من آمد و به من گفت بیا رفیق شویم و من نرفتم با او رفیق شوم چقدر امام حسین، فاطمه زهرا، امام زمان آمدند گفتند بیایید با خود ما باشید مگر شما بی صاحب هستید برای چه اینقدر التماس دیگران را می کنید خودتان را خوار و کوچک می کنید بیایید پیش من. خانواده دارید حساب دارید خانواده شما ثروتمندترین و بهترین خانواده ای است که خدا خلق کرده برای چه عقده خارج از خانواده را دارید همه چیز در خود خانه گیر می آید در خانه مان عزت، شرافت، بزرگی، لذت داریم آن زن بدکاره آمد در زندان خدمت موسی بن جعفر می خواست مثلاً حضرت را آلوده کند حضرت در زندان اشاره کرد این خانم دید چه بهشتی است حضرت حوریان بهشتی و بهشت را به او نشان داد تو آمدی چه می خواهی؟ خدا می گوید بیا با هم رفیق شویم موسی چقدر زیرک و رفیق باز است موسی خیلی عاشق بوده کلیم الله است یعنی در بین پیغمبران این کلیم الله شده خدا مستقیم با او حرف می زد او هم با خدا حرف می زد واسطه و فرشته نبوده بیشترین آیات را موسی علیه السلام به خودش اختصاص داده موسی چقدر برایش مهم بوده که خدایا تو چه کسی را بیشتر دوست داری؟ مهم است که پیش این خدا عزیز باشد برای ما هم مهم است خدا، اهل بیت راجع به من چه فکری می کنند خدا جواب می دهد (من اذا اخذت حبیه سالمنی) اگر من عزیزش را از او گرفتم با من دشمن نشود همسرش را گرفتم می برم پیش خودم بهشت بردم بچه اشت را گرفته مگر بچه ات کجا رفته بچه مال خداست خدا امانت داده همسر امانت است حالا امانتش را گرفته برده پیش خودش یا یک چیزی که برایت خیلی محبوب است لباس، انگشتری خدا می گوید به این لباس خیلی علاقه داری به من می دهی انگشتر را می دهی. (لن تنالو البر حتی تنفقوا مما تحبّون) هرگز به نیکی نمی رسید مگر از آن چه که خیلی دوستش داری برای خدا انفاق کنید از بهترین چیزهایتان طرف 18 مدرسه ساخته بود بعد به استاد ما گفت یک ویلا داتم چند میلیارد خیلی به ویلا علاقه داشتم هر کاری کردم دیدم نمی توانم از این ویلا بگذرم گفتم حالا که نمی توانم جدا شوم باید با خودم ببرم آخرت بردم وقف ایتام کردم که با من آخرت بیاید اگر می خواستم مصرف کنم با من نمی آمد و می ماند برای ورثه. بعضی ها چقدر زیرک هستند به یک چیزی علاقه داری پس به خدا هدیه بده آدم وقتی کسی را دوست دارد قشنگ ترین چیزهایش را می دهد. خدا رحمت کند میرزا را یک پسر داشت جوان بود میرزا هم خیلی شیفته این جوان بود گفت یک روزی در مکه به خدا گفتم خدایا من عزیزترین کسم را به تو می دهم تو هم عزیزترین کست را به من بده گفت از مکه که آدم پسرم شهید شد عجب معامله ای دو طر سود است. تو درگاه خدا ضرر نمی کنیم هر کس را بدهیم در واقع او را به دست آوردیم ماندگار می شود ما هم پیش او می رویم (وانا ان شاءالله بکم لاحقون) ما هم آنجا می رویم چیزی از دست نمی رود. سه تا بچه داشتیم به رحمت خدا رفتند گفتم آنها همه شفیع خودت هستند حالا می رود آنجا همه شان را با چهره خندان می بینی شفیع قدرتمند برای مادرشان هستند مگر بد است. معلوم نیست اگر بماند این قدر خیر داشته باشد. ما اصلاً نمی دانیم بگذار خدا هر چه می خواهد بردارد بردارد بی ادبی نکن. خدایا هر چه من دارم اگر قابل می دانی بردار این خانه، طلا، اتومبیل هر چه می خواهی بردار چون می دانم تو برداری به نفع خودم بر می داری تو وقتی بر می داری جایش را با خودت پر می کنی جای خالی هر چیزی که بر می دارد خدا می نشیند خیلی خوب است آدم هزینه کند خدا بگیرد بده خدا بگیر. خدا می گوید موسی محبوبترین بنده ها پیش من کسانی هستند که وقتی محبوبشان را از آنها می گیرم با من درگیر نشوند طرف سر یک موبایل با خدا درگیر است پایش شکسته می گوید دیگر نماز نمی خوانم بچه ام مرده، شوهرم طلاقم داده دیگر اعصاب خدا را ندارم پس تو با شوهرت خدا را می خواستی خود خدا ذاتاً برای تو ارزشی نداشت حالا شما فکر کنید یک نفری که سر دنیا عصبانی می شود چقدر کوچک است (من بکی علی الدنیا دخل النار) کسی که به دنیا گریه می کند داخل جهنم می شود هر وقت عصبانی می شوی ببین برای چه ناراحتی قیمتت هم همان است برای چه غصه می خوری برای چه زودرنجی داری؟ بنشین فکر کن بعد آدم حیا می کند من برای چه عصبانی شدم قهر کردم؟ خودم آدم خجالت می کشد یک مرد 50، 60 ساله قهر می کند سر چه چیزهایی هر وقت یک چیزی تورا ناراحت می کند اول فکر کن این برای چی است؟ می ارزد یا نه؟ قیمت تو این است یا نه؟ اگر برایش ناراحتی ببین این ناراحتی تورا کوچک می کند یا بزرگ می کند؟ خوش به حال آدمی که برای یک چیز بزرگ ناراحت شود ناراحتی هایی هست که انسان وقتی غصه شان را می خورد آدم را بالا می آورد غصه آخرت، ابدیت، اهل بیت، امام زمان ما این همه غصه های قشنگ داریم. آدم باید خیلی کثیف و کوچک باشد برای دنیا (من بکی علی الدنیا دخل النار) برای این چیزها غصه بخوریم اعصاب خودش و بقیه را خرد کند حالا بعضی ها انصاف دارند اگر برای چیز کثیفی غصه می خورند دیگر اعصاب دیگران را خرد نمی کنند بعضی ها خودشان غصه می خورند خانواده و دیگران را به زحمت می اندازند و اعصابشان را خرد می کنند یعنی دیگران را می رنجانند می دانی فشار قبر این چقدر زیاد است؟می ارزد؟ (من احبّ لقاء الله سبحانه صلی عن الدنیا ) صلی عن الدنیا یعنی فاصله می گیرد از پستی ها، دنیا. گفتم از کمالات جمادی، نباتی و حیوانی حتی کمالات عقلی هم مانعش نمی شود از اینکه به خانواده آسمانی اش برسد یک کسی که خدا برایش مهم است هیچ وقت برای دنیا عصبانی و ناراحت نیست غصه نمی خورد هیچ وقت برای عشق های زمینی خوار و کوچک نمی شود ترانه و موسیقی ها را نگاه کنید چقدر خواری و ذلت در این ترانه ها هست چقدر فحش و گله و ذلت به معنای کامل واقعاً خواندن اینها حرام نیست شنیدنش حرام نیست آدم را به لجن نمی کشد پایین نمی آورد اگر ترانه ای باشد آدم با آسمان آشتی باشد. گفت کنیز خریدم گران تر است می خواند بپردازم فرمود اگر بخواند و شما را یاد بهشت اندازد پس می شود آدم ترانه ای بخواند یاد بهشت و آخرت بیاندازد و یا آهنگی باشد آدم را یاد ابدیت بیاندازد قیمت دارد.
ما می توانیم موسیقی فطری داشته باشیم. همین طور رنگ عطر غذا و آدم های فطری داشته باشیم آدم هست وقتی می بینی یاد خدا می افتی و یک کسی وقتی او را می بینی آلوده یم شوی همه جور هست موسیقی عطر رنگ و خیلی چیزها هست.
کنم تا خویش را قربان از آن ابرو و آن مژگان به دست آورده ام تیری کمانی کرده ام پیدا
خودم را فدای آن ابرو آن مژگان کنم مزه و ابرو چی است؟ داستان ابرو و مژه در بحث عرفان داستان مهمی است شعرا بحثی را اختصاص دادند به ابرو و مژه. ابرو مژه چی است؟ مصرع دوم توضیح می دهد مژه تیر و ابرو کمان است.
اگر جان در ره جانان فدا گردد ز یُمن عشق، جان جاودانی کرده ام پیدا
یعی من جانی پیدا کرده ام که دیگر فدا شدنی، از بین رفتنی نیست، خوش به حال کسی که بتواند جانش را بدهد به خانواده آسمانی و جانان را داشته باشد جانش جاودان شده ز یمن عشق، جان جاودانی کرده ام پیدا. انسان با خانواده آسمانی اش جاودانه می شود و کسی که خانواده آسمانی اش را از دست بدهد فانی و بدبخت است مرگ قطعی و همیشگی دارد لحظه به لحظه می میرد. خوش به حال کسی که این فرصت به او داده شود که هر چه دارد برای خانواده آسمانی اش فدا کند خوش به حال کسی که به او اجازه دهند چیزی که دارد را به اهل بیت هدیه کند. خوش به حال کسی که خدا به او اجازه دهد از نعمتی که خود خدا به او داده هدیه کند (و مما رزقناهم) از چیزی که خودمان به آنها دادیم به ما هدیه می دهند. از چیزی که خودمان به آنها دادیم به ما قرض می دهند (من ذالذی یقرض الله قرضا حسنا) خدا که نیازی ندارد ولی برای اینکه تو بتوانی عاشق شوی می گوید من به تو دادم حالا تو به من قرض بده می توانی به من قرض بدهی؟ خدا خیلی دلبری می کند خودش می دهد می گوید حالا اعتماد داری به من قرض بدهی یا نه؟ چقدر قنشگ با بنده اش رابطه برقرار می کند می گوید (و مما رزقناهم) خودمان به تو دادیم سلامتی، هنر، کار ذهن، هوش، درایت که توانستی این مال را به دست آوری خودمان روزی ات کردیم از جایی که حساب نمی کردی خوب از این چیزی که به تو دادیم چه چیزی را به خودم بر می گردانی چقدر قشنگ با بنده اش رابطه برقرار می کند. چه معامله خوبی است موقت بده دائم و جاودانه بگیر جانت را هم که می گیرد (ان الله یشتری من المومنین باموالهم و انفسهم بانّ لهم الجنه) خداوند از مومنین مالشانرا (اول مال چون بعضی ها برایشان جهاد مالی سخت تر است تا جهاد نفسی راحت جبهه می روند اما از پول نمی توانند بگذرند، عزرائیل آمده بود گفته بودجانت را می گیرم یا یکی از این سکه ها را بده گفت به اینها دست نزن جانم را بگیری بهتر است) خدا می خرد اشتری یعنی مشتری است می خرد. خدا که نیاز ندارد ولی می گوید من می خرم ازخدا رفیق بازتر داریم پدر بیسکویت خرید داد به بچه بعد به بچه می گوید بابا می دهی بخورم به مامان می دهی؟ چند وقت پیش نشسته بودیم بابا به بچه گفت به بابا بده بچه یک مشت زد به لب پدرش که خون بیرون زد. این بیسکویت را خودش خریده یک بچه هم می گذارد دهان، پدرش مادرش اگر کسی هم باشد به آنها هم می دهد. خدا چقدر قشنگ عشق بازی می کند می گوید من خودم به تو دادم به من می دهی یا نمی دهی؟ نه. قارون گفت (اوتیتم علی علم) خودم با علم خودم این مال را جمع کردم موسی گفت مگر نگفتی دعا کن پولدار شوم من دعا کردم خدا به تو داد کمی از آن را به فقرا بده. برو در زمین یعنی خود آدم دفن می شود همه ما جنبه قارونی داریم و دفن هم می شویم خیلی وقتها خدا به ما میگوید به من قرض بدهید امام زمان می گوید به من قرض بدهید ما هفتصد برابر می دهیم. بچه که بیسکویت را دهان پدر و مدر می گذارد می گویند الهی قربان تو بروم بچه را بغل می کند و هزار تا بیسکویت هم برایش می خرد ولی بچه نادان در صورت پدرش مشت می زند در واقع مشت را به صورت خودش می زند. اگر جان در راه جانان فدا گردد/ ز یمن عشق، جان جاودانی کرده ام پیدا.
آدم خوب است خودش را مالش را خانه اش را اموالش را مدرک تحصیلی اش را آبرویش را مقامی که دارد را جاودانی کند بعضی ها مقام دارند و از ان استفاده های قشنگ می کنند مثل اکثر مسئولین که ما می شناسیم بعضی ها مقام را آلوده و خراب می کنند یک کسی از مقام استفاده می کند واقعاً برای نزدیک شدن به امام زمان و خدمت به مردم یک کسی برای بالا رفتن و فخرفروشی اش استفاده می کند خیلی بد است ریاست دفن او می شود همان جا دفن شده بعضی ها مالشان دفن شان می کند بعضی ها خانواده هایشان دفن شان می کنند علائق شان دفن شان می کند مثل قارون می شوند هیچ فرقی نمی کند داستان قارون که خدا گفت برود در زمین، همه ما داریم دفن می شویم. دفن شده هستیم اگر دفن نشده بودیم بالاخره باید یک هشیاری یک نشاطی یک شادی و آرامشی یک قدرت و پروازی داشتیم پس دفن شدیم که نمی توانیم پرواز کنیم دفن شدیم در کمالات جمادی، نباتی که نمی توانیم نفس بکشیم زنده نیستیم بماند برای هفته بعد.
والحمدلله رب العالمین و صلی علی محمد وآله الطاهرین.