بحثمان در باره ی ارتباط با غیب بود یعنی الله و خانواده آسمانی ما، در رابطه با غیب گاهی وقتها انسان ذهش را قانع می کند با شناختی که از خودش پیدا میکند که چه کسی است از کجا آمده در کجا هست و به کجا قرار است برود ذهنش عقلش آرامش پیدا می کند که او فرزند حقیقی اهل بیت علیهم السلام هست ریشه خودش را می یابد در روایات شیعه و اهل سنت اینکه اولین مخلوقاتش نور پیامبر و نور اهل بیت علیهم السلام بوده مسلم و مسجّل هست و خداوند از نور آنها همه مخلوقات را خلق کرده انسان وقتی می فهمد یک خانواده آسمانی دارد در مرحله تصدیقی وقتی عقلش تصدیق می کند با زمانی که دلش این حقیقت را باور می کند یعنی فرزند اهل بیت علیهم السلام بودن و اینکه ما به غیب باید برگردیم این جذب جانش می شود این دو با همدیگر خیلی فرق می کند انسان وقتی می یابد نه می فهمد که فرزند اهل بیت علیهم السلام هست و اهل بیت بیش از پدر، مادر زمینی ما که در وجود ما سهم دارند و سهم آنها یک سهم جاودانه و ابدی است اینرا وقتی می یابد احساساتش هم فعال می شود یعنی روابط وجودی کم کم آغاز می شود چون انسان به اصل و ریشه خودش علاقه دارد انسانهایی که در روی زمین هستند به هر چیزی که مربوط به خودشان است علاقه ویژه ای دارند به شهر، محله، زبان، کشور، استان وآنچه که مربوط به خودش علاقه ویژه دارند همه اینها برای انسان حکم مادر را دارند عشق به وطن و اصل عشق به پدر و مادر و اصل جزء ذاتیات انسان است انسان وقتی این را می یابد یک شوق یک رابطه وجودی قدرتمند بین او و محمد و آل محمد صلی الله علیه وآله در وجودش زنده و فعال می شود این شوق وقتی بیشتر می شود انسان دلتنگی هایش هم بیشتر می شود برای خانواده واصل خودش، زودتر دوست دارد به اصل و خانواده خودش ملحق شود طالب ریشه خودش است و می داند این کار اتفاق می افتد چون چند روز یا چند ماه آینده اینجا کاری نداریم از اینجا بر می گردیم به غیب، از آنجایی که آمدیم و کسیکه می داند به خانواده خودش بر می گردد اشتیاقش خیلی زیاد است برای این ارتباط عشق هم زمان و مکان ندارد اگر عشقی، سنخیتی ایجاد شد بگوییم دَرِ این عشق را ببندیم و بگذاریم برای بعد، او می خواهد از همین جا این ارتباط اتصال برقرار شود در دوست داشتن زمان و مکان معنا ندارد حتی در دوست داشتن های حیوانی هم همینطور است یعنی انسان وقتی که یک چیز را دوست داشت حاضر است به خاطر آن مسافت های بسیاری را طی کند و وقت زیادی را اختصاص دهد. لذا وقتی انسان حبّ خانواده آسمانی اش در دلش می افتد و اصل خودش را پیدا می کند تازه قیمت خودش را پیدا می کند یعنی متوجه می شود که این چقدر می ارزد و قیمت دارد فوق العاده این مهم است که انسان بفهمد از کجا آمده در کجا هست و به کجا می رود علامت اینکه یک نفر به معنای حقیقی در وجودش حیات انسانی راه افتاده و این شخص کم کم عوامل حیات انسانی را پیدا می کند این است که شوق به خانواده و اصل خودش در وجودش می افتد اشتیاق به محلق شدن به ریشه خودش و این آدم دارد سالم می شود این آدم دارد حیات جدیدی پیدا می کند دیگر انتخابها، ارتباطات، رفتارها و افکار این شخص تابع این عشق قرار می گیرد یعنی خارج از عشق به خانواده و رسیدن به اصل خودش و مقام و جایگاه اصلی خودش یک تدبیر و برنامه ریزی جداگانه در زندگی ندارد نوع انتخابهایش، ارتباطهایش، افکارش تمام رفتارهای شخص تابع عشق او برای ملحق شدن به خانواده اش است مثل جنینی که در رحم مادر هست و همه چیزش تابع تولد سالم است تولد سالم ما زمانی است که ما سالم به آغوش خانواده مان برگردیم به اصل و ریشه خودمان برگردیم این دوزیست نمی تواند باشد یک سبکی داشته باشد و یک علاقه های مذهبی هم داشته باشد بلکه سبک زندگی اش یک سبک بیشتر نیست و آن سبک زندگی هست که این را ملحق به خانواده خودش کند و غیر از این نمی تواند سبک دیگری را بپذیرد افرادی که سبک های زندگی دیگری را می پذیرند حتماً خودشان را نمی شناسند کسی که می تواند با هر سبک زندگی کنار آید و بپذیرد یعنی این اصلاً نمی داند خودش کیست دچار گنگی و ابهام هست اگر انسان فهمید کیست نمی تواند سبکی خارج از سبک زندگی خانواده و اصل و ریشه خودش را بپذیرد. ما در کشور خودمان این را می بینیم مردم سبک های مختلف زندگی می پذیرند ولی می گویند ما خدا، آخرت را هم قبول داریم ولی اگر به او بگوییم این سبکی که در زندگی ات داری نوع ازدواج، رشته تحصیلی، شغل، دوستانت، انتخابها، ارتباطها، رفتارهایت این تو را به آخرت ملحق می کند جوابی ندارد یعنی سبک زندگی، سبک اخلاد الی الارض، سبک موقت زمینی هست که بیشتر با جهنم سازگاری دارد ولی روحش می گوید من آخرت را قبول دارم دوست دارم سالم متولد شوم. تاجرها که کار بازرگانی می کنند ببینید چطوری هستند آیا آمده اند رشته شان را با حرکت شان به سمت آسمان هماهنگ کنند یا نه؟ یعنی اقتصادشان واقعاً الهی است بر اثر تقواست درسی که می خوانند ازدواجی که می کنند تربیتی که نسبت به فرزندشان اعمال می کنند مدیریت همه همینطوری هست؟ نه هنرمند ما اولین چیزی که در هنر باید کنار بگذارد باید قید آخرت را بزند یعنی سبک زندگی غیر از سبک زندگی ابدی و جاودانه پیدا کند اول باید حیا و دین و مسائل دیگر را کنار بگذارد تا بتواند هنرمند شود.
کاسب های ما اگر کاسبی شان را براساس ملحق شدن به خانواده آسمانی تنظیم کنند چقدر روزگار عوض می شود مدیران ما اگر بخواهند مجموعه زری مدیریتی خودشان را براساس پیوند با خانواده آسمانی و نظام جاودانگی انسانی طراحی کنند چه اتفاقاتی خواهد افتاد و همه گروهها. ما یک سبکی برای خودمان انتخاب کردیم و می گوییم ما مسلمانیم، مومنیم آخرت داریم خانواده آسمانی داریم سر قبر نزدیکان هم می رویم ولی هیچ اتفاقی در سبک زندگی ما نمی افتد می بینیم نزدیکان مان، برادر کوچکتر مان، پدر مان، مادرمان، دوستانمان مرد و به برزخ رفت ولی هیچ اتفاقی نمی افتد که من سبک زندگی ام را بر اساس نظام برزخی هماهنگ کنم که من چند ساعت دیگر به این ملحق می شوم و قرار است در این فضا قرار بگیرم به هیچ وجه این سبک عوض نمی شود عبرتهای زیادی می بینم ولی عبرتی هم نمی گیریم (ما اکثر العبره و اقلّ الاعتبار) علی علیه السلام می فرماید چقدر مایه عبرت زیاد است اما عبرت گرفتن چقدر کم است کسی که خودش را به عنوان فرزند اهل بیت پیدا می کند اساساً سبک زندگی اش یک سبک زندگی کاملاً ویژه است در این سبک قدرت، عزت، شادی، آرامش، نشاط موج می زند شما وقتی قیمت اصلی دستتان آمد چون انسان ذاتاً عشق به بینهایت دارد عشق به بزرگی دارد هیچ انسانی نیست در وجودش عشق به بزرگ شدن به ریاست به پادشاهی به عظمت در وجودش نباشد برای همین هم خدا هر آدم را به اندازه همه آسمانها و زمین قرار داده برای همین در قرآن می گوید (و اذا رأیت ثمّ رأیت نعیماً و ملک کبیرا) نمی گوید ملک کبیرا انسان دنبال ملک نیست اگر هم مِلک را می خواهد برای مُلک می خواهد با اینکه بهشت به اندازه همه آسمانها و زمین بهشت هر نفر اما هر کسی دوست دارد در آن بهشتی که به اندازه آسمانها و زمین هست سلطنت کند پادشاهی عظیم داشته باشد می خواهد مثل خدا باشد این در ساختار وجودی همه است همه به عزت به بزرگی فکر می کنند اگر ما مایه دقیق مصداق دقیق عزت را پیدا نکنیم در این چهار مرحله می افتیم به عزت جویی به علوّ به سلطه طلبی به مسابقه به چشم و هم چشمی بعضی ها با کمالات جمادی می خواهند از بقیه جلو بزنند مثلاً پولم، خانه هایم بیشتر است زمینم بزرگتر است چند روز پیش اتومبیلی در خیابان به من نشان دادند گفتند 700 میلیون تومان قیمت این اتومبیل است تازه گفتند در این ردیف 700 است یک میلیاردی و سه میلیاردی هم داریم. تمام عشق یک آدم این است لباس من، موی من، قیافه من قیافه بالاتر از جماد است جزء کمالات گیاهی است چقدر آدمها تمام عمرشان دنبال بزرگی جمادی بودند مسابقه در اینکه من از بقیه بزرگترم و باید جلو بزنم و یک چیزی بیشتر داشته باشم طلای من انگشتر من کمد من تلفن همراه من، لوازم خانگی من، چقدر آدم با اینطور چیزها تا آخر عمر عشق بازی دارند چقدر وقت، عمر، ذهن، روح و روان آدمها صرف اینطور چیزها شده و می شود بعد کمالات دسته بالاتر بعضی ها در هنر دنبال این هستند که از نظر هنری آدمهای بزرگی باشند در کارهای تصویری عکس نقاشی کارهای هنری طرف می گوید اگر به جایی نرسیدم عوضش هنرمند شدم نقاش شدم عکاس شدم... این شده آرزوی اصلی و این شخص بزرگ شده تا به اینجا برسد بعضی ها کمالات وهمی برایشان مهم است بزرگی در کمالات وهمی یعنی مقام به دست آورند ریاست، سرداری، ریاست، نمایندگی مجلس، شورای شهر، مدیر کل چقدر از آدمها درگیر ریاست هستند ریاست آنها را اشباع می کند رسیدن به این بزرگی اشباعشان می کند. با این صحبت ها شما بروید در ذهن خودتان بگردید ببینید خودتان دنبال چه نوع بزرگیهایی هستید یعنی الان نوع اندیشه های شما انگیزه های شما در فامیل چطوری است رابطه ات با پدر، مادر، خواهر، برادر، دوستانت، اجتماع، فامیل چطوری است در چیزی به اسم رقابت، چشم و هم چشمی وجود دارد یا ندارد آیا دوست داری روی کسی بلند شوی دوست داری از کسی جلو بزنی سبقت بگیری یک عده را پایین تر از خودت ببینی ببین تو چه جنبه ای است. انسان وقتی خودش را پیدا می کند از تمام این چهار زندان نجات پیدا می کند یعنی دیگر به هیچ وجه با هیچ کس مسابقه ندارد نه احساس حقارت می کند در این بخش ها عقده به او دست نمی دهد ازدواج کردن، نکردن بچه دار شدن نشدن اصلاً این آدم با هیچ کس مسابقه ندارد تمام عزت و بزرگی را در بخش فوق عقلانی می بیند در بخش انسانی خودش سرعت و سبقت این آدم هر دو مال بخش فوق عقلانی اش است.
(سارعوا الی مغفره من ربّکم و جنّه عرضه السموات والارض) سرعتش به سمت بهشتی هست که به اندازه همه آسمانها و زمین و بالاتر از بهشت که محتوای آن بهشت خانواده آسمانی اش است برای رسیدن به خود الله هست و کمال را تو میزان اسمی که از الله جذب می کند میزان سنخیتی که با خانواده آسمانیش دارد می بیند (سابقوا الی مغفره) اگر سبقت هم می خواهد از دیگران بگیرد در این طور جاها سبقت می گیرد مسابقه اش مال زمین نیست طوری نیست که با بقیه دعوایش شود شما فقط در یک مسابقه هست وقتی جلو می زنی کسی به تو حسودی نمی کند با کسی دعوایت هم نمی شود از این که بقیه زیر دست تو باشند هم کیف نمی کنی. معصوم بعد از خدا قرار دارد ولی می گوید شما هر وقت می خواهید با ما حرف بزنید بگویید (اسئل الله ان یبلغنی معکم فی الدّنیا و الاخره) من می خواهم در دنیا و آخرت با شما باشم.
(اسئل الله ان یبلّغ المقام المحمود لکم عندالله) شما با خدا که حرف می زنید مقام ما را بخواهید که زود به ما برسید. در این نوع کمال یابی عشق است والدین همیشه دوست دارند بچه هایشان رشد کنند اگر از خود والدین هم جلو بزنند پدر و مادر ناراحت نمی شوند بلکه خوشحال می شوند حسادتی وجود ندارد. شخص بزرگی حقیقی را پیدا کرده اگر خانواده اصلی خودش را پیدا کند خودش را بشناسد دلش به آرامش می رسد این رمز شادی و آرامش یکنفری که خودش را پیدا کرده این آدم به هیچ وجه محتاج عاطفه هیچ کس نیست از بی توجهی دیگران ناراحت نیست اصلاً تنها نیست وقتی می گوییم تنها چون خودش را بسته به خانواده آسمانی اش در دریای شلوغی از ارتباطات شورانگیز و افتخارآمیز هست تنها نیست تنهایی مربوط به بخش های پایینی است. این آنقدر سرش شلوغ است و کار دارد واقعاً آنقدر کیا بیا دارد به معنای حقیقی که اصلاً ذلت، خواری، کوچکی، تنهایی، نیاز برای معنا ندارد نه اینکه اهل اینها نیست ولی وابسته و گدا نیست همیشه این ارتباطات را تو غنا دارد اگر با کسی صحبت می کند عاشق کسی می شود کسی عاشقش می شود در اوج عزت این روابط را دارند اگر پشتش خالی شد ولی این اصلاً پشتش خالی نیست همیشه عزیز و قوی و سرشار است چیزی به اسم ناامیدی، پوچی، خلاء، سردی، ترس ندارد (لا خوف علیهم و لا هم یحزنون) نه ترس و اضطراب سراغ این آدم می آید نه غصه اگر قیمت اصلی خودمان را پیدا کنیم و این در جان ما بیفتد نه بفهمیم باید در باشگاه بروید و این رابطه را برقرار کنید زیر نظر مربی اینجا دوره نظری می بینید ذهن تان قانع می شود و به تصدیق می رسید اما اگر می خواهید این عشق به وجودتان بیفتد باید در عاشقی بیفتید باید عاشقی را شروع کنید مثل دختری با پسری دوست شده او را نمی خواهد سر راهش می افتد و کم کم می بیند شوهرش شده قبل از اینکه به خودش آید می بیند با کسی محرم شده که هنوز نتوانسته دوستش داشته باشد یا برعکس چهار صباح با هم بیرون می روند زندگی می کنند شما ببینید چقدر عشق ها بعد از محرمیت و بعد از زندگی ایجاد شده آدمهایی که قبلاً از آنها خوشش نمی آمده دوستی، همکاری بوده ولی بعداً با هم رفیق شدند. فاصله بین تصدیق تا رابطه وجودی را باید با عمل پر شود و این رابطه چون عاشقانه است باید به عاشقی کردن بیفتی تبعیت ها دیگر رنگ خوف، طمع ندارد مثلاً حجاب را رعایت کنیم نماز اول وقت بخوانیم حج برویم، صدقه بدهیم، انفاق کنیم، این کاملاً رنگ و بویش عوض می شود. ما زیارتهای مان را چطوری می رویم می گوییم نماز به ما واجب است پس باید نماز بخوانم نماز تکلیف الهی است. (کتب علیکم) نوشته شده روزه بر ما نوشته شده (کتب علیکم الصیام) روزه تکلیف است در واقع بسیاری از عبادتهای ما رفع تکلیف است یعنی من نماز میخوانم که قرب و عشق پیدا کنم. نیت باید قربه الی الله باشد قربه یعنی نزدیکی شباهت من باشگاه آمدم نیامدم خودم را مسخره کنم. نه خودم نه مربی را سر کار گذاشتم آمدم باشگاه که بشوم مثل کسی که باشگاه بیاید و بعد برود ادای حرکات را در آورد ورزیدگی ایجاد نشود شدنی، قدرتی، عرق ریختنی هیچی نیست فانتزی است وقتی ما نماز می خوانیم چند نفر می گویند من نماز می خوانم برای اینکه تبدیل شوم مراقبت کنم اگر نماز دیروزم امروزم چطوری است به کجا رسیده روزه چه اتفاقی افتاده چون می خواهیم شبیه شویم. ما نمازهایمان که با 5 سال پیش یکی است چون رفع تکلیفی انجام دادیم مغرب می شود باید نماز بخوانم ادا در می آوریم طوطی وار حفظ کردیم اذکار را می گوییم بعد هم می رویم حالا چه شد؟ هیچی زیارتهایمان هم همینطور است هیئت همین طور ما اصلاً در باشگاه نمی رویم. این خانواده آسمانی این هم در 10سال 20 سال باید تلاش کنی شبیه این خانواده شوی رفت و آمد برقرار کنی رفیق شوی انس بگیری می بینم ما این خانواده به این عظمت را داریم اما همه ما گدا و بدبخت زندگی می کنیم همه گدا، محتاج، ضعیف، ترسو، عصبانی، پژمرده، زودرنج، حساس نمی توانیم با این خانواده شاد باشیم چون رابطه، رابطه از پشت شیشه است چیزی به ما نمی رسد مثل اینکه آب پشت شیشه باشد شما این طرف با نان را به قابلمه بمالید بخورید. این نماز این روزه چیزی در وجودت می ریزد قرآن می خوانی زیارت می روی امام رضا علیه السلام حضرت علی، کربلا در وجودت چیزی می ریزد حج می رود خدا در وجودت می آید. 7 دور بچرخیم حالا صفا و مروه حالا سرتان را بتراشید حالا این این طرف و آن طرف تمام شد دیگر بازار بعد هم خانه و زندگی روز از نو روزی از نو چه شد؟ هیچی. تا شما قیمت دستتان نیاید و باور نکنید آسمانی هستید و بر می گردید به غیب عضو این خانواده هستید آن عاطفه در وجودتان نیفتد همین طوری زندگی پلاستیکی ادامه دارد یعنی کسی که نماز می خواند با کسی که نماز نمی خواند یکی است علت اینکه خیلی ها بی نماز می شوند می گوید پدر و مادر ما نماز خواندند دوستانمان نماز می خوانند این با ما چه فرقی دارد؟ هیچ فرقی ندارد اما اگر شمایی که مسلمان هستید شمایی که مومن هستید نشاط شادی قدرت آرامش دیده شود علتش هم کشف می شود من آنقدر کسانی که مسلمان نبودند و با دیدن نحوه زندگی یک مسلمان حقیقی مسلمان شده اند سراغ دارم. می گوید من کنار این آدم می روم آرامش می گیرم این آدم همیشه شاد است منبسط است این آدم آزاده ای است آدم بسیار خوش مشرب و خوش اخلاقی است این را از دینش گرفته لذا این شخص می گوید قربان دینش بروم چه آدمهایی تربیت کرده که امام صادق علیه السلام فرمود برای ما مایه زینت باشید نه مایه ننگ همین است اگر انسان خودش را پیدا کند رمز بزرگی را پیدا می کند که بزرگی در این است که تو چقدر در آسمان بزرگی، بزرگی به این است که چقدر اسم به معنای حقیقی از الله جذب کردی بزرگی به این است که چقدر شبیه خانواده ات شده ای به این است که پیش چهارده معصوم چقدر عزیزی بین شهدا بین انبیاء بین صدیقین چقدر عزیز شدی خدا تو را چقدر دوست دارد چقدر شخصاً موضوعیت برای آسمان پیدا کردی وقتی این بزرگی اصلی را پیدا کردی دیگر دنبال این نیستی که من اگر دکترا نگیرم اگر لیسانس و فوق لیسانس، نگیرم اگر اینقدر پول درنیاورم، به این مقام نرسم چه کار کنم باید ببینم آبرو، بزرگی به چیست؟ ما هر کدام چه نوع بزرگی هستیم یعنی می خواهیم به معنای حقیقی بزرگ شویم حقیقی چیست ما چقدر داریم چقدر در راهش تلاش می کنیم وقت می گذاریم چقدر برایش خلوت داریم چقدر باشگاه می رویم و تمرین می کنیم. آدم وقتی خودش خانواده آسمانی اش را می شناسد دیگرا این شوق دست از وجودش بر نمی دارد دائماً شوق برگشتن به اعضای خانواده دلتنگی ویژه سراغش می آید. ما نسبت به خانواده زمینی مان چقدر دلتنگی داریم نسبت به اعضای خانواده زمینی مان وابستگی داریم ببینیم نسبت به خانواده آسمانی مان چطوری هستیم چقدر دلتنگی، ذوق و شوق سراغمان می آید اینها ملاک های مهمی است که باید در موردش فکر کنیم و یکسره مختصات خودما را پیدا کنیم ببینیم کجای کار هستیم چقدر از زندگی من درست مصرف شده چقدر از جوانی من از ذهن من از انرژی من درست مصرف می شود.
نکته مهمی که باید دقت کنید هر چقدر بزرگیهای این چهار بخش بیشتر شود بدون بزرگی بخش پنجم شما از بهشت دورتر می شوید و خانواده تان، این خیلی خطرناک است تمام بزرگی های چهار بخش پایینی جهنم انسان می شود هر چه بیشتر بدبخت تر، غریب تر، عصبی تر، پژمرد تر، ناامیدتر، لوس تر و دورتر. پدران، مادران بچه هایتان را براساس بزرگی حقیقی تربیت کنید به بچه هایتان نگویید بزرگی به این است که به جایی برسی وقتی به بچه می گویی درس بخوان تا به یک جایی برسی یک کاره ای شوی. می گوید بچه من نماینده مجلس است عذابش خیلی بیشتر است چون سرهنگ و سرتیپ و دکتر و مهندس شده خیلی دورتر می شود چون پول دار تر هست. مسیح فرمود رد شدن یک شتر از سوراخ سوزن راحت تر از رفتن یک ثروتمند به بهشت است حالا یک ثروتمند با بهشت فاصله دارد؟ نه لزوماً این طوری نیست اگر ثروتمندی درس و کمالات پایینی را بخش جمادی، خیالی، وهمی و عقلانی را تابع فوق عقلش کرده باشد در این بخش ها هر چه بزرگتر می شود به خدا نزدیکتر می شود هر ثروتمندتر، درس خوانده تر، دکتر، مهندس تر، رئیس تر، به الله نزدیکتر می شود.
(الذین ان مکنّاه فی الارض) یعنی رنگ زمین را دارد دیگر رنگ آسمان ندارد ولی اینها از قدرت زمینی شان (اقام الصلوه اتوا الزکاه امروا بالمعروف نهوا عن المنکر) یعنی هر چه کمالات دنیایش بیشتر است بیشتر پای معشوق خودش می ریزد. یک نفر که یکنفری را دوست دارد می گوید ده میلیون پول دارم همه اش را پای معشوقم می ریزم چه دوست دارد اگر صد میلیون هم داشته می دادم دوست داشتم با این خرج کنم شما نگاه کنید ثروتمندانی که ویلا می خرند خانه می خرند چقدر هزینه می کنند؟ ویلاهایی که سراغ داریم یک میلیارد پنج میلیارد وقتی در ویلا قرار می گیرد از ویلا نمی تواند لذت ببرد همین که از خانه اش می خواهد به ویلا برود می گوید با چه کسی بروم خوب است چه کسی بامن باشد به ویلا برویم و لذت ببریم. این آدم دوست دارد با محبوب خودش برود هر کسی این را دارد هر کسی یک لیلا دارد لیلای تو کیست؟ در خلوتها آن موقعی که می خواهی لذت ببری آن لیلا و مجنون تو کیست؟ با چه کسی دوست داری تا آنجا باشی؟ این خیلی مهم است یعنی به محض اینکه شما این بزرگی را از دست دهید هر چقدر بزرگتر قیامت بیشتر معطل می شوید عذاب قبر و فشار قبر زیادتر است گرفتاری برزخ بیشتر است چون خیلی خودت را به دنیا آلوده کردی مثل جنینی که به دنیا آمده و یک انگشت اضافه آورده مشکل زودتر حل می شود اما اگر دو انگشت با یک دست اضافه آورده باشد مشکلش بیشتر است تمام اینها زوائد است وقتی شما این بزرگی را به دست نیاورید شما وقتی به معنای حقیقی با شرایط زیستی آخرت بزرگ نشده باشید هر چه اضافه داشته باشید ریخت و قیافه آخرتی و بهشتی تو را کاملاً به هم می ریزد یک اژدها می شوی یکی از اساتید ما فرمودند: انسان در دنیا که هست یک نوع حیوان است حیوان ناطق اما وقتی آخرت می رود جنس می شود تحتش یک عالم حیوانات دیگر است یعنی وقتی می رود می بیند از میمون یک چیز دارد از سگ یک چیز دارد از شغال یک چیز دارد از مار از اژدها، خودش انواع و اقسام حیوانات می شود حضرت فرمود خداوند شکل های حیوانات را از اخلاق انسانها آفریده وقتی انسان انحراف پیدا می کند آن همه قیافه های مختلف پیدا می کند پیغمبر فرمود امت من به صورت ده گروه از حیوانات و موجودات محشور می شوند. کلی است چون در نظام خلقت اول الله است بعد حقیقت خلیفه الله است که شبیه ترین موجود به الله است بعد فرشته ها و تا رسیده به حیوانات و گیاهان و جمادات. هر چه با سوادتر، پولدارتر، معروف تر، مشهورتر، مقام بالاتر بدبخت تر می شوی اگر بزرگی حقیقی نداشته باشی اما اگر بزرگی حقیقی داشته باشی هر چه رفیق ها بیشتر هستند قدرت شفاعتی تو بیشتر است هر چه پولت بیشتر است بهشت بزرگتر است هر چه سوادت بیشتر است رفقایت بیشتر هستند قدرت بیشتری داری مقام بالاتری داشته باشی بهشتت هم بزرگتر می شود. تا شما رمز اصلی بزرگی را پیدا نکنی هر نوع بزرگی خطرناک است و انسان را دور می کند شهرت، قدرت، همه اینها انسان را بدبخت می کند اول بزرگی حقیقی را پیدا کنید آن بزرگی حقیقی است که تمام این بزرگی ها را در خودش می خورد خوردن باعث چه می شود؟ خوردن یعنی آن کمال اصلی تمام این کمالات را می خورد و کمال اصلی بزرگ می شود یعنی این مقام را می خورد و فوق عقلش را بزرگ می کند از همسرش از بچه اش از مادر بودن پدر بود داماد بودن رئیس بودن، معلم بودن، سردار بودن، همه اینها را می خورد و من اصلی بزرگ می شود یعنی انسان روز به روز بزرگتر می شود تمام اینها را هزینه انسانیتش می کند اشتهای ما به معنای حقیقی چقدر است؟ اشتهای انسان بی نهایت طلب است حالا به این هر چه غذا دهی می خورد پادشاه هم که می شود یک بهشت بزرگ درست می کند استاد ما فرمود که یک بنده خدایی که ثروتمند بود حدود هشتاد مدرسه ساخته بود می گفت یک ویلا داشتم که عاشقش بودم اینقدر وابسته به ویلا بودم دیدم نمی توانم بمیرم و این باشد و از من جدا شود گفتم باید کاری کنم که همیشه با این ویلا باشم بردم دادم به ایتام.
هر چه پولدارتر می شود پولهایش شبیه خودش می شوند یعنی تبدیل به نور می شوند قدرتش، مقامش، شهواتش یعنی شهواتهای حیوانی این شخص از او ولیّ الله درست می کند غذا خوردنش شوخی اش، تفریحش، مسافرتش، پارک رفتنش، کوه رفتنش، هیچی نیست که هزینه نکند برای ابدیت درس خواندش، مقامش، ریاستش همه را به آخرت می دهد چون اشتهایش بزرگ است می خواهد بزرگی حقیقی پیدا کند این بزرگی را اگر حذف کنیم چهار تا بزرگی کجا هزینه می شود؟ شما از نظام ابدی و خانواده ات ببر اگر بریدی این چهار بزرگی کجا هزینه می شود؟ خاصیت آخرتی دارد یا ندارد؟ به محض اینکه پایت را از اینجا بیرون بگذاری غصه ها شروع می شود هیچ چیز مثل این خطرناک نیست که انسان وارد برزخ شود بفهمد هیچ چیزی نیاورده هر چقدر این آدم بزرگتر شده دورتر شده هر چقدر بیشتر دارا بوده سنخیتش، با آخرت خیلی بیشتر است ما چقدر فاصله داریم با آن لحظه با شکوهی که اعلامیه می شویم لحظه با شکوهی که در رختخواب خوابیدی دکتر جوابت کرده یا خودت می دانی که تمام است تازه اگر انسان بداند تصادف و مرگهای دیگر الان لحظه ای می آید که یک راهرو جلویمان است راه برگشت هم نداریم وقتی درش را باز کنید به برزخ می روید چند ساعت فاصله داریم؟ حالا اگر شبیه نباشیم چه می شود؟ در را باز کنیم ببینیم چیزی برای اینجا نداریم نه اخلاق نه عقاید درست و حسابی نه اعمال مناسب ببین چه فاجعه ای اتفاق می افتد. خواهش می کنم حتماً ساعتهایی را خلوت کنید و این برنامه روزانه را برای خودتان بکشید 24 ساعت جدول را جلویتان بگذارید ببینید چه کار می کنید کجا می روید باید تمام این برنامه ها که شلوغ است تبدیل به خودت شود باید عشق به آسمان عشق به خانواده اصلی عشق به الله نشود اگر چیزی از آنها نمی تواند شود حتماً حذف کن اگر نمی توانی رنگ فطرت به آن دهی حتماً حذف کن. فکر کنم چند روزی به امام رضا احتیاج داریم عرفه هم فرصت فوق العاده مهمی است حرمی، قمی، جمکرانی چند ساعتی خلوت لازم داریم خلوت کنیم ببینیم بالاخره سبک زندگی مان را می خواهیم چطور طراحی کنیم تمام مسائل زندگی تان را بگذارید براساس حقیقی سعی کنید بزرگ شوید. عزت و شرافت حقیقی بزرگی حقیقی بزرگی هم مقیاس دارد بعد از شش ماه شما می فهمید که بزرگ شدید می فهمید که راهی به آسمان پیدا کردید به آسمان به خدا به غیب به اهل بیت به انبیاء به ملائکه الله به صدیقین به شهدا خواهش می کنم هر وقت سر نماز به این جمله رسیدید اگر حواستان هم نبود این خواهش من باعث می شود از این به بعد روی این جمله قفل شود. تا نفهمیدی رد نشو وقتی رسیدی به (اهدانالصراط المستقیم صراط الذین انعمت علیهم) تا انعمت علیهم گفتی خانواده ات را یادت باشد من می خواهم راه اینها را بروم من کمتر از پیامبر و آل نمی خواهم (فمعکم معکم لا مع غیرکم) 5 بار حداقل در روز می گوییم خدایا من به این راه بروم خدایا مرا به این راه ببر خدایا من در این راه بیفتم. عجله نکنید بعد از نماز همین امروز امشب ایام باشکوه، ایام شکوفایی است حتماً به مفاتیح مراجعه کنید حتماً به این فکر کنید صراط خانواده شما چیست؟ سبک زندگی خانواده شما چیست؟ اینکه می گوید (صراط الذین انعمت علیهم) من از این به بعد چه تصمیمی بگیرم؟ اعمال اخلاق، عقاید تو این سه من باید چطور شبیه خانواده ام شوم خانواده من چطور بودند مادرم فاطمه زهرا چطوری بوده آباء و اجداد طاهرین من چطوری بودند چطوری باید بزرگ شوم به معنای حقیقی وقتی به ثروت و بزرگی حقیقی فکر نکنید عشق این در دلتان نیفتد و دغدغه نداشته باشید هر چه پیشرفت کنید در واقع عقب تر می مانید سنگین تر می شوید پیشرفت هایتان شما را روی زمین سنگین تر می کند از غیب دورتر می کند.
والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.