جلسه 141 - خانواده آسمانی
شماره جلسه
141
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1391
ماه
7
روز
6
متن کامل (خام) ‌ جلسه 141 - خانواده آسمانی

بحث مان درباره رابطه با خانواده آسمانی بود و اینکه ما باید همت تان این ارتباط باشد همت هم به این معنا که مهمترین مسئله زندگی ما باید این باشد کما اینکه خداوند تبارک و تعالی سه محبت را در قرآن علامت انسانیت می داند و هر کس این سه محبت در رأس محبت و عشق هایش نباشد اساساً از دایره انسانیت خارج می شود محبت به خدا به عنوان کمال مطلق، محبت به چهارده معصوم به عنوان واسطه، محبت به جهاد در راه خدا به عنوان وسیله برای رسیدن به هدف خلقت، در جلسه گذشته این نکته را توضیح دادیم که همت ما باید ابدیت و جاودانگی ما باشد انسان اگر این را باور کرد که جاودانه است و با جاودانگی رابطه وجودی برقرار کرد یعنی پذیرفت و باور کرد که جاودانه است ایمان به غیب آورد که اصل و اساس هست تمام برنامه های زندگی او تنظیم می شود و او در کنف هدایت الهی از غم ها و غصه ها، افسردگی ها پژمردگی ها و آسیب ها نجات پیدا می کند نکته مهم این است که همانطور که برای جنین فرق می کند در رحم مادر زندگی کند و چگونه به دنیا می آید برای ما هم این مسئله باید شفاف باشد و فرق کند که ما چطوری زندگی می کنیم و چگونه متولد می شویم همانطور که شرایط زیستی دنیا یک شرایط قطعی هست سنت لا یتغیر الهی است شرایط زیستی آخرت هم شرایط قطعی است و سنت لایتغیر الهی است هر طور که شما متولد شوید بسته به ساختار تولد شما نوع تولد شما با ساختار وجودی آخرت یا خوب رابطه برقرار می کند یا نمی تواند رابطه برقرار کند اینجاست که دردها مرض ها جهنم عذاب شور می شود بچه ای که به دنیا می آید اگر با ساختار دنیا سازگاری نداشته باشد عذاب و رنجش، معلولیت ودردش و محرومیت هایی که باید در دنیا تحمل کند ناشی از عدم تطابق با ساختار حیات دنیاست ویژگی های زیستی دنیا جهنم هم همین است جهنم یک مسئله فرعی است کما اینکه مریضی در دنیا اصل نیست اصل سلامت است مریضی یعنی عدم تنظیم با سیستم دنیا وقتی ساختار بدن شما با ساختار دنیا رابطه اش به هم می خورد درد می آید وقتی روح با نظام آخرت هماهنگ نباشد با بهشت هماهنگ نباشد دردش می آید چیزی به اسم جهنم. بداخلاقی که می گویند گناهی است که آمرزیده نمی شود تند خویی، بددهنی، حسادت، سوء ظن، حساسیت و بیماری های دیگر به خاطر این است که در بهشت این چیزها را نمی پسندند یعنی آنجا نمی طلبد (لا یسمعون فیها لغواً و لا تأثیما الا قیلاً سلاما سلاما) لذا اگر کسی اینجا ساختار وجودی اش سلاماً سلاماً نباشد وحشی و دریده و هار باشد که بتواند اذیت شود و اذیت کند سلامت ندارد آسیب می بیند و آسیب می زند کسی که می تواند فضولی کند غیبت کند تجاوز گوشی، چشمی داشته باشد آبروی کسی را ببرد عصبانی و بداخلاق باشد یک کسی که کنارش می آید آرامش ندارد همسرش، پدر و مادرش فرزندش هستند ولی کنارش اضطراب دارند این سلاماً سلاما نیست با ساختار آخرت سازگاری ندارد باید دقت کنیم که اگر ما بخواهیم وارد بهشت شویم بهشت قلب سلیم می خواهد یعنی قلبی که توانسته در دنیا به سلامتی برسد سلامتی یعنی (لا یسمعون فیها لغواً و لا تأثیماً) اهل لغو و تأثیم نیست اهل تجاوز، فضولی، بهانه گیری، و نق و غر نیست باید بتواند خودش را به آرامش برساند به شادی برساند اگر به این مرحله رسید وقتی وارد آنجا شد چیزی نیست که این را اذیت کند چون عاملی که آنجا سوختنی باشد را با خودش ندارد انسان وقتی غایتش محمد و آل محمد صلی الله علیه و آله هستند و اله اش الله هست اگر در دنیا این غایت حقیقی نباشد دروغی باشد چون رابطه وجودی برقرار نکرده چون نرسیده آنجا دردها، حسرت ها، ناراحتی ها شروع می شود نفس این را می خواهد ساختار وجودی ما رابرای بی نهایت تنظیم کردند تا به بینهایت نرسد آرام نمی شود تا به آن چیزی که می خواهد نرسد آرامش پیدا نمی کند لذا ساختار را باید از همین الان تربیت کنیم به طوری که واقعاً رابطه با اصل خودش پیدا کند با قیمت خودش پیدا کند این کار می برد تمرین و تمرکز می خواهد اطلاعات می خواهد تزکیه می خواهد تا این رابطه وجودی به باور تبدیل شود و عنصر وجودی ما شود.

(اجعل کلّ همّک و سعیک للاخلاص من محلّ الشّقا و العقاب و النّجاه من مقام البلاء و العذاب) علی علیه السلام می فرماید همه همت خودت را باید این باشد که سعی شما را یاد وسع می اندازد یعنی نگو کلاس می روم حرم می روم نماز می خوانم روزه می گیرم اینها سعی نیست می توانم عمره بروم زیارت بروم نماز می خوانم روزه می گیرم اینها توان ماست سعی یعنی وقتی شما می خواهید با هر کدام ازاینها رابطه برقرار کنید بتوانید آن موضوع را جزء خودتان کنید یعنی برایش تلاش کنید مثل کلاس زبان کلاس هنر رفتن. شما کلاس می روید ولی هر دفعه مشروط می شود نمره هایت هم ضعیف است می گویی شش ترم رفتم ولی بلد نیستم چند سال ریاضی، عربی خواندم ولی بلد نیستم. فقط سر کلاس رفته عربی، هنر، زبان ریاضی مال کسی است که با آن رشته خلوت دارد معاشقه دارد ارتباط دارد سرگرم است به قول معروف آن کاره باز می شود می خواهد گلسازی کار کند تایپ کار کند می گوید همه همت و سعی خودت را بکن تا جهنمی نشوی تلاشت این باشد جهنمی نشوی تلاشت این باشد گرفتار مار و عقرب آنجا نشوی وقتی می گوید همه همت و سعی خودت را بکن یعنی اهمیت بده و تلاش هم بکن یعنی دو تا اتفاق باید در وجود ما بیفتد یکی اینکه مسئله در وجود ما به اولویت برسد برای ما اهمیت پیدا کند و یکی هم اینکه وقتی برایمان مهم شد برایش تلاش کنیم و سعی کنیم. بچه شما درس نمی خواند می گویی عزیزم اگر درس نخوانی آینده نداری گرفتار می شوی ازدواجت ناموفق است. به آن چیزی که می خواهی نمی رسی تحقیر می شوی می خواهی برای این چه چیزی را جا بیاندازی؟ اهمیت درس را. حالا که پذیرفت اول کارش است بعد باید درس بخواند درس قواعد و فرمولهایی دارد باید این را طی کند یعنی باید کلاس برود وکارش را انجام دهد (اجعل کلّ همّک و سعیک) باید برایت اهمیت پیدا کند و دوم اینکه باید تلاش کنی تا به جهنم نروی یعنی صبح که بیدار می شوی باید تلاش کنی لبخند روی لبت باشد اگر نباشد گرفتار می شوی. به اعضای خانواده بخند ازخواب بیدار می شوی مچاله و اخمو نباش این مریضی است یک جهنمی است که تو را مچاله می کند می گوید خوابهای بد می بینیم خوب یک چیزی هست که خواب بد را تولید می کند خواب بد سراغ آدم نمی آید هیچ خوابی ما را انتخاب نمی کند ما خوابهایمان را انتخاب می کنیم اگر خواب امام زمان یا پیغمبر را دیدی تو شکارش کردی یعنی کاری کردی لیاقتی در تو پیدا شده به خوابت آمده یک مددی از خودت از مادرت از پدرت رسیده ما خوابها را شکار می کنم. خواب بد دیدم حوصله ندارم خواب بدگرفتاری است باید درستش کنی وقتی می گوید (اجعل کلّ همّک و سعیک) یعنی باید سعی کنی تا عصبانی نشوی. اینکه نمی دانم چرا من عصبانی می شوم چرا بد اخلاقم چرا زودرنج و حساسم؟ هستی که هستی تو جهنمی، این مهم نیست که تو جهنمی مهم این است که در جهنم نمانی. من حسودم، حسودی یعنی چیند میلیون سال عذاب شوخی که نیست حسودی یعنی نفس هنوز وحشی است یعنی تجاوز دارد سلاماً سلاما نیست اگر نیست باید درمان شود اگر مریضی بماند به برزخ ببری اول بدبختی است حالا مگر می شود به این راحتی مار و عقربها را از قبر بیرون کرد اژدها را بیرون کرد تو با خودت چیزی بردی که اژدهای آنجا بو می کشد و سراغ تو می آیند مثل کسی که کثیف باشد و پشه دور و برش بیایند بعد می گوید چرا پشه ها مرا می زنند؟ تو باید حمام می رفتی عطر می زدی پشه از بوی عطر خوشش نمی آید سراغ تو نمی آید. سعی کن یعنی باید برایت مهم باشد عصبانی نشوی باید تاریخ داشته باشی که چه وقت عصبانی شدم آخرین باری که حسادت کردم حرف مفت زدم همسرم را رنجاندم غفلت کردم وقت تلف کردم کار لغو انجام دادم تا این مسائل برای انسان اهمیت پیدا نکند و انسان برای آن سعی نکند از مار و عقرب نجات پیدا نمی کند برای ما مهم نیست می گوید چند سال است حسودم بدخلاقم زودرنجم از پدر و مادرم عاطفه ندیدم به همسرم گیر می دهم از نظر عاطفی با دوستم مشکل دارم تو باید خودت را درمان کنی درمانش این نیست که اگر پدر و مادرت به تو محبت نکردند شاید مرده باشند درمانش این است که اگر کمبود عاطفه و محبت داری از کانون اصلی دریافت کن و خودت را پر کن کسی که می تواند تو را از عقده های محبت درآورد این نیست که محتاج آدمهایی مثل خودت باشی این است که تو به کانون عشق بروی خانواده آسمانی ات همیشه دوستت دارند اینکه ما رابطه وجودی با خانواده آسمانی نداریم باعث می شود که همه فشار مان را روی خانواده زمینی مان بیاوریم خانواده آسمانی می گویند ما با شما هستیم نیازهایتان را تأمین می کنیم ما چون خودمان را بچه های آنها نمی دانیم رابطه وجودی پیدا نکردیم رابطه مان یا تصوری است یا تصدیقی به رابطه وجودی نرسیده به خاطر همین همسر باید جور ما را بکشد پدر به بچه وابستگی پیدا کرده می گوید نه الان نمی خواهد ازدواج کنی می شود اژدها از عاطفه پدری اش سوء استفاده می کند شکنجه می دهد همسر از همسر بودنش سوء استفاده می کند همسرش را شکنجه می دهد فرزند از فرزند بودنش سوء استفاده می کند پدر و مادرش را شکنجه می دهد. تو اشتباه نگاه می کنی تو حیوان نیستی زن یا مرد نیستی که بخواهی همه یز را با خانواده زمینی حل کنی تو یک خانواده بزرگ، آسمانی، اصیل داری که هیچ وقت پیش آنها بی ارزش نمی شوی هیچ وقت موقعیت فرزندی ات را پیش آنها از دست نمی دهد هیچ وقت عاطفه شان نسبت به تو قطع نمی شود.

هزار هزار برابر بیشتر از یک شوهر یک مادر یک پدر یک فرزند تو را دوست دارند آرام باش و خودت را برسان و اشباع باش. وقتی رابطه وجودی نیست دریافتی هم نیست شما وقتی با امام حسین رابطه وجودی پیدا کردی اشباع می شوی (انفسکم فی النفوس) ولی ما نه با الله نه با آسمان نه با غیب رابطه برقرار می کنیم غیب را قبول کردیم ولی درحد لولو می ترسیم صدقه بدهم اتفاقی نیافتد. طرف نماز نمی خواند روزه نمی گیرد. بی حجاب است ولی صدقه می دهد چون مقداری ایمان به غیب دارد چون جنبه رحمت بهشت لذت شورانگیزی عاطفه های بی کرانی که از غیب نصیب ما می شود را نمی بیند با ملائکه الله با شهدا با انبیاء ارتباطی ندارد وقتی من خانواده ام را گم کنم زود له و تحقیر می شوم چون تمام فشار عاطفی ام را باید یک نفر تحمل کند یا زنم یا شوهرم یا پدرم یا مادرم. اینها نمی توانند مرا کامل ارضاء کنند من اسیر و بدبخت و گدا می شوم. شعری که هر روز می خوانیم را با هم بخوانیم

از مهرت ای خورشید جان چون ذره ام هر سو روان

مجذوب حسن دیگران ای ماه خوبان نیستم.

این رابطه وجودی است با خیال و تصور و کلاس آمدن نمی شود من بیایم سر کلاس بگویم شما یک خانواده آسمانی دارید شما را خیلی دوست دارند با عاطفه آنها نیاز به عاطفه هیچ کس ندارید بروید خوش باشید این تصور ایجاد می کند معلم غیر از مربی است مربی ربوبیت می کند تمام ضعف های تورا تبدیل به قوت می کند مربی یعنی بالای سرت ایستاده کوچکترین احوالاتت را خبر دارد برای هر بخشش به تو تمرین می دهد مربی گرفتن کار هر کسی نیست شما وقتی کلاس کاراته می روید کلاس بوکس، تکواندو، گل سازی، خیاطی معلم نمی خواهی که به تو بگوید این کتاب را بخوان و برو دوست داری بالای سرت باشد یعنی می خواهم خودم را به تو بسپارم. ما خیلی حرفهای الکی می زنیم که می خواهم رشد کنم چه کار کنم؟ تواگر می خواهی رشد کنی باید اول نظام تصوری و تصدیقی ات را درست کنی تو احتیاج به معلم داری بعد از حل مشکلات تصوری و تصدیقی احتیاج به مربی داری مربی گرفتن یعنی استاد گرفتن نه به این معنی که معلم می خواهی معلم فقط به تو تعلیم می دهد اما استاد و مربی تو را پرورش میدهد یعنی تورا درگیر می کند رب پرورش می دهد لذا زیر دست رب هر کس طاقت نمی آورد. می گویدمن شما را به عنوان مربی انتخاب کردم هر کاری کردی باشد ما خدا را هم به عنوان مربی نپذیرفتم رب می گوییم یا رب یا رب یا رب ولی خدا می گوید تو نمی توانی شاگرد من باشی جگر می خواهد یک کسی خدا را به عنوان مربی انتخاب کند ما می گوییم تو همان خدای ما باش ولی کارگر ما باش، همسر خواستیم بده نان بده، رزق بده، یک خدای خوب اینطوری باش با من خیلی کار نداشته باش ما ائمه را هم اینطوری می خواهیم سالهاست هنوز نشنیده ام یک نفر بیاید بگوید شما مربی من باش اینکه می گویم شاگرد ندارم همین است یک نفر آمده به من گفت شما به من دستور العمل بدهید گفت اگر دستورالعمل بدهم اولین کاری که می کنی با خود من دشمن می شوی. دستورالعمل یعنی بی برو برگرد تمام کارها، تمرین ها را انجام می دهم نق و غر هم نمی زنم اینکه کسی تحت ربوبیت برود خیلی شجاعت می خواهد. برو وزنت را کم کن باید بروی ورزش کنی. غذایت، شنیدنی هایت باید اینطوری باشد این کارها را باید کلا از زندگی ات قیچی بزنی، نه نمی خواهم اینطوری باشد شما معلم باش ولی من هر طوری دلم خواست زندگی می کنم. نمی شود شما هر ورزشی که مربی می گوید باید تمرین کنی اگر درست انجام ندهی ربوبیتی اعمال نمی شود پرورش ایجاد نمی شود. ما سر کلاس می آییم مشکل تصوری مان حل می شود مشکل تصدیقی مان هم حل می شود اما من باید خدا را به عنوان رب انتخاب کنم غیر از الله بودن باید ربّ باشد ربّ فقط کسی می گیرد که تسلیم باشد قبل از اینکه تسلیم شود تصمیم گرفته باشد تصمیم یعنی یک شاگردی داشتم خدا رحمتش کند شهید صمد مرادی وقتی میگفت من باید انجام بدهم انجام می داد یعنی ذره ای مقاومت نداشت من اینقدر او را اذیت کردم که قوایش فعال شود درس داشتیم به او می گفتم 5 صبح در خانه ما را بزن نه 5 و یک دقیقه نه 4 و 59 دقیقه 5 صبح سر ساعت 5 می آمد جمعه روز تعطیلی 4 صبح 12 شب می گفت باشد خیلی تمرین دادم و خیلی خوب تمرین ها را قبول کرد یک وقت خواست خیال مرا راحت کند گفت من هیچ عادتی ندارم جایی گیر ندارم یعنی اگر بخواهم کاری کنم. آزادم. آدم تا تصمیم نگیرد اول باید تصمیم بگیریم عبد می خواهیم باشیم یا نه اگر پیغمبر آن مقامات را دارد در سایه تربیت است نه در سایه اطلاعاتش (و اشهد ان محمداً عبده و رسوله) عبد یعنی من اصلاً از خودم مقاومت نشان نمی دهم هر کاری بگویی می کنم. ما نسبت به معلمان مان اینطور بودیم اگر معلم چیزی از ما می خواست انجام می دادیم می گفت قیچی کن قیچی میکردیم این کار را نکن چشم. ازاین شغل بیرون بیا چشم، یک بار معلمم گفت همه کلاسهایت را تعطیل کن گفتم چشم. همه کلاسهایم را تعطیل کردم معلم بود مربی نبود.

دانشگاه نرو گفت چشم. دردم هم نیامد. اول باید تصمیم بگیریم میخواهیم عبد خدا باشیم یا نه می خواهیم عضو این خانواده شویم یا نمی خواهیم در رابطه وجودی حرکت و عمل هست که آن قدرتها می آید بعد می فهمی که من یک پشتوانه عاطفی به نام فاطمه زهرا دارم که با عشق خانم گدا و محتاج کسی نیستم یک فاطمه زهرا برای چند میلیارد آدم بس است مثل فاطمه زهرا، امیرالمومنین هم دارم مثل امیرالمومنین حضرت مجتبی را هم دارم سیدالشهدا را دارم ماچقدر داریم غرق ثروت غرق قدرت احترام، محبتیم ولی چون این رابطه را قبول نکردیم باز می خواهیم با پدر و مادر زمینی کار کنیم تا مشکل ارتباط با غیب را حل نکنیم تا به رسمیت نشناسیم تا رابطه وجودی برقرار نکنیم باید در دنیا بدبختی، ناز بکشیم التماس کنیم تحقیر شویم تنهایی بکشیم زودرنجی، حساسیت، بی قرار داشته باشیم وقتی از اینجا بیرون رفتی اصل و خانواده ات را پیدا کردی آن موقع باب تمام درد سرها، غصه ها، فشارها، عقده ها بیرون می رود و باب شادیها، آرامش ها، نشاط ها، قدرت ها، شخصیت ها، سراغت می آید آدم شخصیت و ارزش پیدا می کند به ارزش خانواده خودش آدم آن موقع خودش را با قیمت خانواده خودش ارزیابی می کند چون باور کرده علی علیه السلام راجع به محمد بن ابی بکر می گوید محمد ابنی من صلب ابی بکر محمد پسر من است ولی از صلب ابی بکر است. واقعاً پسر امیرالمومنین بود وقتی ما به این نرسیم همانطور که در دنیا تحقیر است آزار می بینیم. یک کسی میگوید جهنم یعنی چی؟ جهنم یعنی همین بدبختی هایی که می کشیم پدرمان، مادرمان، برادرمان، خواهر مان چیزی بگویند افسرده و دیوانه می شویم همسر یک چیزی بگوید روانی می شویم همه اینها، مال گدایی و بی ظرفیتی، کوچکی، کم خوردن است مال کوچک شدن ظرف وجودی ماست. به ما اعتراض کنند انتقاد کنند تحمل نداریم به هم می ریزیم. با همین موقعیت می رویم تبلیغ دین هم می کنیم وقتی سوال می کنند چون آدم عصبی و زود رنجی هستیم به هم می ریزیم. عربی، معلم اگر سعه صدر نداشته باشد حلیم نباشد اصلاً به درد نمی خورد این آدم نباید تبلیغ کند این آدم ضد تبلیغ است (اجعل کل همّک و سعیک للاخلاص من محل شقاق) همه همت و سعی خودت را قرار بده برای اینکه از محل بدبختی نجات پیدا کنی. اگر می خواهی از محل بدبختی نجات پیدا کنی برو به سمت خانواده خودت که آنجا پر از خوشبختی است. بدبختی به آن خانواده راه ندارد.

(انّما یریدالله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرّکم تطهیرا) فقط پاکی است سلاماً سلاما است شما تا به خانواده آسمانی نروی تا با آنها زندگی نکنی تا عشق تو نشوند تا رابطه عاطفی شخصی پیدا نکنی در محل شقاق هستی انسان در معرض بدبختی هست برو با همسر با بچه با شغل با لیسانس و فوق لیسانس با اتومبیل ... سر خودت را گرم کن والله اگر انسان به آرامش و خوشبختی برسد. من ازدواج کنم خوشبخت می شوم برو با اینکه ازدواج کردند ببین چه میگویند. آنها می گویند نداشتنش یک مشکل است داشتنش هزار مشکل چرا چون از اول درست نرفتند می گوید ماشین داشته باشم خانه داشته باشم حل می شود تازه می بینی اول بدبختی است. «دل به این و آن مده ای بوالهوس/ دل به آن ده کان دلت داده است و بس»

تا ما با خانواده خودمان پیوندی جدی برقرار نکنیم اهل بیت را فقط مزدورانه بخواهیم که حلال مشکلات ما هستند باب الحوائج هستند باید از آنها مزد بگیریم کارگر، سگ هستیم آنها ارباب و ما رأیت هستیم تا وقتی اینطور فکر می کنید هیچ فایده ای ندارد اصلاً اوج نمی گیری به شادی و آرامش نمی رسی تمام همت و سعیت را بکن از محل شقاوت در آیی. (و العقاب) و از محل عقاب یعنی گیر نکنی کاری نکنی وقتی عصبانی می شوی باید قیمت دستت باشد باید آنقدر برایت مهم باشد که من امروز عصبانی شدم باید چه کار کنم این اژدها را از روی نفسم بردارم قبر ما نفس ماست یک بار عصبانی شدم یعنی قبر به هم ریخته پر از آتشم موقعی که عصبانی شدی قبرت پر از آتش شده آن موقع که حسادت آتشت می زد قبرت را پر از آتش کردی آن موقع که تکبر سوء ظن بدبینی داشت تو را آتش می زد فضولی داشت تو را می کشت نمی فهمیدی که با خودت چه می کنی و حالا اگر این از تو سر زد نفس باید ترمیم شود نفس ترمیم نشود به خاطر عصبانیت هایی که داشتی شکلش خیلی وحشتناک است یک حیوان مخلوط هم اژدها هم پلنگ هم مار هم سگ هم خوک هم میمون یک چیز عجیب و غریبی آدم باید برای این دغدغه داشته باشد یعنی هم وسعی داشته باشد قرآن می گوید ممکن است آدم به فحشا هم مرتکب شود ولی برای مومن مهم است تلاش می کند گرفتاریهایش را کم کند اگر کم شده باشد معلوم می شود دکتر رفتم دکتر گفته اگر وزنت را کم نکنی اضافه وزن، چربی، قند، کشنده است باید کم کنی نمی توانی سر خودت را کلاه بگذاری بگویی پرهیز می کنم نمی خورم بعد یواشکی بخوری. آدم بزرگ هایی را دیدم اینطور هستند می گوییم چربی داری قند داری نخور. نه نمی خورم ولی ادا در می آورد. سر سفره نگاه می کنی می بینی نمک فراوان، چربی فراوان می خورد اگر جلوی شما هم رعایت کند می رود خانه یواشکی می خورد نمی شود گلو زد تو را می کشد سکته می آورد بدن معصوم است روح هم معصوم است اگر کسی همتش و سعیش نجات از عذاب باشد این آدم شادی است یک خانمی استاد دانشگاه بود در برنامه هایش نوشته بود این برنامه را مدتی است اجرا می کنم از آخرت و مرگ هم خیلی می ترسم مشکلاتش را که نوشته بود من نوشتم کسی که این برنامه را اجرا کرده نباید این مشکلات را داشته باشد معلوم است این برنامه را فقط شنیدی تبدیل نشدی امکان ندارد غصه آخرت بخورد ولی آدم شادی نباشد علامت اینکه من می ترسم تلاش و همتم برای آخرت است این است که من آدم شادی و آرامی هستم به راحتی عصبانی نمی شوم زودرنجی ندارم حسادت ندارم مثل اینکه از اژدها فرار می کنم می ترسم یک کسی می بینی هر روز عصبانی، زودرنج، حساس، متکبر است روز به روز هم بدتر می شود می گوید قبلاً حالم خوب بود ولی الان اینطوری هستم هر روز هم بدتر می شود این واقعاً دروغ می گوید هیچ ترسی از آخرت ندارد ترسی از شقاوت، نظام ابدی، بدبختی ندارد کسی که ترس آخرت در وجودش افتاد واقعاً آدم شاد و آرامی است چون آخرت را در دنیا می بیند چون آخرت غیر از دنیا نداریم هر چیزی که در آخرت هست از اینجا می آید آنجا مارها و عقرب ها از اینجاست خودت هستی بهشت خودتی سجیل خودتی نامه عمل خودتی صحیفه اعمال خودتی قبر خودتی جهنم خودتی. ببین قبرت چطوری است خیلی دوست دارم وقتی به کسی می گویم برنامه بده بنویسد با مادرم اختلاف دارم پدرم اینطوری می کند همسرم اینطوری می کند به جایی برسد که نجات پیدا کند یعنی اینقدر بالغ شده باشد که از آسمان بخورد و پایین مشکل نداشته باشد و اگر مشکل دارد به راحتی بتواند تحمل کند این آدم بالغ شده بزرگ شده تا وقتی در وجودمان عقده های ارتباطی با دیگران وجود دارد نمی توانیم ببخشیم کینه داریم گذشته ما را اذیت می کند آینده ما را می ترساند یعنی اصلاً در این خانواده نرفتم کسی که در خانواده خودش برود قرآن میگوید: (لا خوف علیهم و لا هم یحزنون) دیگر نه ترس دارد نه غصه. پس اینکه قرآن می گوید پس چرا ما اینطور نیستیم هم حرص داریم هم غصه داریم دائماً با گذشته ور می رویم بچه بودم نوجوان بودم اینطور بودم همسرم با من اینطور رفتار کرد....

(والنّجاه من مقام البلاء و العذاب) تمام همت و تلاش خودت را بکن نجات پیدا کنی از مقام بالا و عذاب، بروم یوگا، ورزش کنم شنا کنم موسیقی گوش کنم شاد شوم اینطور نیست توکلی مار و عقرب با خودت داری هر جا هم بروی همین هست هیچ فرقی نمی کند اینها خوب است ولی تو کلی مار و عقرب با خودت می بری این را باید حل کنی ما عذاب هستیم پس ما باید ارتباط مان را با خانواده آسمانی قوی کنیم یعنی خانواده آسمانی ما اینقدر قوی هستند شما به محض اینکه نزدیک آنها هم بروی آرامش داری شادی داری هر تلاشی می کنی که خودت را به هر کدام از خانواده آسمانی ات برسانی فرق نمی کند بعضی ها سریعتر جواب می دهند مثل سیدالشهدا بعضی ها ممکن است دیرتر جواب دهند. یکی ممکن است با امام حسین زود رفیق شود کشتی امام حسین سریعتر است ولی اگر کسی بخواهد مثلاً با حضرت علی علیه السلام رابطه وجودی پیدا کند کار هر کسی نیست مثلاً با امام جواد با امام هادی با حضرت مجتبی برقرار کند جگر می خواهد این آدم قوی می خواهد ولی برای ضعفا هم گذاشتند می گویند مهم نیست خودت را برسان به کشتی حسین برسان به ابالفضل به علی اصغر به رقیه به زینب خودت را برسان تمام است.

وقتی شما به خانواده آسمانی ات نزدیک می شوی دیگر عذاب نداری عذابها از آدم برداشته می شود تا وقتی عصبانیت زودرنجی حساسیت تکبر داریم یعنی از کانون آرامش دریافتی نداشتیم امکان ندارد کسی خودش را به خانواده آسمانی برساند و احساس بدبختی داشته باشد احساس بدبختی معنا ندارد کسی که می گوید من بدبختم بدشانسم، بیچاره ام، خوش به حال مردم در هر انتخاب ارتباط، افکار، و رفتاری که دارد اصلاً با مایه های شادی و آرامش عزت و افتخار نتوانسته رابطه برقرار کند پس ما باید خودمان را به خانواده مان برسانیم وقتی برسیم وادی امن می شود بهشتت همین جاست دیگر معنا ندارد وقتی می خواهی از اینجا بروی غیر پنج تن کس دیگری بالای سرت آید حضرت فرمود ملک الموت می آید مثل غلام در مقابل شما می ایستد اجازه می گیرد اشاره می کند پنج تن آمدند شما را ببرند بفرمایید آدم پنج تن را می بیند بسته به ایناست با چه کسانی رابطه برقرار کردی. با عزت با احترام با شکوه با جشن تولدی می گیرند وقتی یکی از بچه زیاد دارم رابطه ام کم باشد عاطفه انسان مثل عاطفه خداست اگر به او هزار تا بچه بدهند هزار تا عاطفه جداگانه پیدا می کند. این را باشکوه می برند چوندر دنیا هم نسبت به او چنین حسی داشتند واصلاً ما این حس ها را دریافت نمی کنیم محبت هایی که مادرمان حضرت زهرا به ما دارد محبت هایی که خانواده آسمانی، اهل آسمان به انسان دارند. باید یک مقدار خودمان را نزدیک کنیم تلاش کنیم باید اول دغدغه مان شود اهمیت پیدا کند بعد تلاش کنیم ولی اول باید در وجود من بیفتد که حالا من چطوری به خانواده ام به مادر نزدیک شوم امام رضا علیه السلام را چطور می توانم خوشحال کنم و به او نزدیک شوم جشن تولد امام رضا باید چه کار کنم؟جشن تولد پدرمان است باید هدیه بدهیم نه اینکه هدیه بگیریم ما هنوز امام رضا را پدر خودمان ندانستیم که مجموعه ای از هدایا را تهیه کنیم و به او بدهیم هفته به هفته چیزی به او بدهی هر چه بدهی می گیرند و شاد می شوند و تشکر می کنند روح آدم به برکت می رسد یک روحی که هوس می کند امام رضا را شاد کند روح بزرگی است روحی که هوس می کند همه اهل آسمان را شاد کند روح بزرگی است. این از آن بچه ها مفت خور، لوسی که می گوید به من بدهید تا خرج کنم مصرف کننده است. ولی از این بچه ها نیست خود شیرین چاپلوس شیطان خوشمزه با نشاط، فعال، وقتی خانواده آسمانی به این نگاه می کنند می بینند چقدر فعال و با نشاط است در طول هفته در آسمان دم همه را می بیند چقدر هدیه فرستاده برای حضرت معصومه امام رضا امام جواد حضرت ابالفضل امیرالمومنین امام زمان این چقدر رفیق دارد. شما چندتا رفیق چندتا فامیل دارید چندتا هدیه می برید اینها باید در وجودمان بیفتد اینها کس ما شوند تا آسمان تا خانواده آسمانی کس تو نشوند این حرفها فقط تصدیقی است.

جشن امام رضا می آید می گویی چه هدیه ای به پدرم بدهم پدر عزیزم خوشحالم تو را دارم امام رضا اگر تو را نداشتم چه می کردم بیفت به عشق به خیال ببینم عرضه داریم یک پیامک برای امام رضا تولید کنیم یک بیت شعر بگوییم نگو شاعر نیستم به عاشقی بیفت بیبن طبع شعرت می آید یا نمی آید. خیلی کارها می شود کرد. من ممنونم تشکر می کنم کهامام رضا را به من دادی و خوشحالم که تو را در کشور من قرار داده خوشحالم که مرا طلبیدی و آمدم من می خواهم به شکرانه اینکه خدا تو را پدر من اصل من قرار داده اصلاً آدم با خدا چه کار کند چطور شکر خدا را به جا آورد؟ با خدا با امام رضا می خواهی چه کار کنی تصمیمت چی است؟ به شکرانه اینکه تو پدر من هستی عزیز من هستی مرا خیلی دوست داری من هم تو را دوست دارم به شکرانه اینکه دلم برایت تنگ می شود بی قرارت می شوم وقتی حرکت می آیم آرام می شوم حالا به شکرانه این می خواهی چه کار کنی؟ همین خیال پردازی ات را به قلم آور ببینم چه می کنی چندتا پیشنهاد برای خودت بنویس. الان امام رضا امام جواد در بهشت هستند. به ما احتیاج دارند؟ نه ما احتیاج داریم برویم و به آنها سر بزنیم؟ در بهشت باز است می خواهی چه کار کنی می روی یا نه. ما گرفتار زمین هستیم و گرفتار خودمان.

والحمدلله رب العالمین و صلی الله علیه و آله الطاهرین.