جلسه 128 - خانواده آسمانی
شماره جلسه
128
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1391
ماه
4
روز
8
متن کامل (خام) ‌ جلسه 128 - خانواده آسمانی

بحثمان در باره موانع رسیدن به خانواده آسمانیمان بود که بحثها و موانع گوناگونی را عرض کردیم چون امروز نزدیک به میلاد آقا امام زمان هستیم من اختصاصاً در مورد وجود مقدس آقا امام زمان (عج) و با همان موضع بحث خودمان خدمت شما مطالبی را عرض می کنم آنچه که حقیقت عالم هست این است که همانطور که قرآن فرمایشات معصومین علیهم السلام به ما می گویند سه مرحله حیات داریم یک مرحله قبل از دنیا یک مرحله دنیا و یک مرحله هم بعد از دنیا حقیقت قبل از دنیا یی ما یک حقیقت واحد هست .

همه ما قبل از این که بدن بگیریم آلوده به زنانگی ، مردانگی یا خنثی بودن با گرفتاریهای دنیا تعلقات دنیا ارزش های دنیا آلودگی ها آشنا شویم یک حقیقت داشتیم که همه وجود ما همه هستی ما همه ذات ما را تشکیل می دهد که همه ما حقیقتمان همان نور محمد و آل محمد علیهم السلام هست و با این دارایی آن حقیقت آمده به بدن های مختلف نطفه های مختلف با دارایی های مختلف تعلق گرفته یعنی یک حقیقت واحد آمده آن حقیقت واحد به یک موجودی به نام نطفه به نام جنین که دارایی هایی هم از پدر یا مادر دارد تعلق گرفته و با یک شخصیت جدید و ویژه یعنی شخصیت من و شما به دنیا می آید .

اصل همه ما یک اصل واحد است ریشه همه ما یک ریشه واحد هست و همه ما یک خانواده آسمانی داریم یک اصل آسمانی و ریشه آسمانی داریم ولی متدسفانه چون ما در ناسوت که عالم نسیان و فراموشی است اصل خودمان را فراموش کردیم یادمان نیست قبلاً کجا بودیم وقتی می خواهیم از این 30 سال شروع می شود که این نگاه خیلی غلط است وقتی می گوئیم داستان زندگی من این من آن من طبیعی است یعنی اگر به شئون نگاه کنیم این من هست که می گوئیم تولد پیدا کرده در دنیا یعنی حس و خیال و وهم ما که جنبه حیوانی ما را تشکیل می دهد آن بعد حیوانی و جنسی ما یک تولد دارد که از دنیا شروع می شود اما حقیقت ما همان حقیقت فوق عقلانی و انسانی ما که از نور اهل بیت خلق شده آن یک موجودی است با سابقه که همه ما یک سابقه قبل از دنیا داریم و اینها را توضیح مفصل دادیم.

که ما یادمان آید ما قبلاًکجا بودیم و چگونه بودیم کار ما در دنیا همین است که ما توجه به اصل خودمان و ریشه خودمان کنیم یعنی در دنیا گول این که الان زن یا مرد هستیم را نخوریم این که پدر و مادر من کیست با این ملاک خودم را ارزیابی نکنم این که قیافه چه شکلی است درس خواندم . پول دارم ازدواج کردم یا نکردم و چه سهمی از دنیا و ارزشهایش دارم مرا مشغول خودش نکند و من باید با حیثیت جاودانه و انسانی خودم و حیثیتی که قبل از آمدن به دنیا داشتم خودم را ارزیابی کنم و حیثیتی که بعد از این که در دنیا متولد می شوم به نظام برزخی و آخرتی و نظام جاودانه وجود خودم که بر می گردم به دامن خانواده آسمانیم خودم را ارزیابی کنم در غیر این صورت هرنوع موفقیتی غیر از این حالت به دست آورید شکست است یعنی اگر کسی توجه نداشته باشد که چه کسی بوده و کجا می رود توجه نداشته باشد که باید به حیثیت انسانی اش بپردازد آن بعد آسمانی اش را ان حقیقتیکه از پیامبر و آل امانت در وجودش هست باید پرورش دهد و این را به اصل خودش برگرداند در دنیا هر چقدر در دنیا تو جنبه های پایینی موفق باشد باز شکست است علتش این است که چه شکست ها و چه موفقیت ها در هردو جهنم ساز است یک کسی موفق به ازدواج نمی شود با کسی موفق به ازدواج می شود .

یک نفرفقیر است یک نفر پولدار است یک نفر مقام دارد یک نفر موقعیت اجتماعی ندارد فرقی نمی کند شما چطوری زندگی کنید وقتی از حقیقت خودت غافل هستی اصل خودت را فراموش کردی داشتن ها و نداشتن ها فرقی نمی کند حالا کسانی که ندارند می تواندد بعداً به خدا بگویند خدایا ما در دنیا هم خیری ندیدیم خدا می گوید من برایتان جبران می کنم آنهایی که دارند هم داشتن هایشان به ضررشان هست چون آنها را از حقیقت خودشان افل کرده و دکتر شدن و مهندس شدن زن شدن مرد شدن ازدواج کردن عشق های زمینی مسائل سیاسی اجتماعی فرهنگی هنری همه می توانند مشغله باشد که مرا از حقیقت خودم غافل کند یعنی من یادم برود چه کسی هستم حالا ممکن است تو اجتماع به من بگویند تو آدم موفقی هستی اینها ملاک های طبیعت است برای من کاری نمی کند در حرکت به سمت ابدیت هیچ کدام ارزش محسوب نمی شود .

من زمانی نباختم و دچارخسران نشدم که یادم آید چه کسی هستم بچه چه کسی هستم خانواده ام چه کسانی هستند و یا این خانواده قطع ارتباط نکنم و روز به روز به سطح ارتباطم پیوندم با آنها افزوده شود روز به روز با ملاک اصلی خانواده خودم تربیت شوم حقیقت خودم خانواده اصلی خودم تربیت شوم و به این خانواده نزدیک شوم در بین این خانواده الان آن کسی که ما بیش از هر کس دیگری باید به او نزدیک شویم و اساساً سعادت ما به نزدیکی یا دوری به او نزدیک است وجود مقدس آقا امام زمان هست امام زمان یک ملاک است برای این که نوع پیوند ما نوع ارتباط قلبی ما به میزان حضور حضرت در فکر و خیال و وهم و قلب من در نظام عبادی و عاشقانه من حتی موقعی که من با خدا خلوت می کنم خدا این خلوت را بدون حضور امامزمان قبول نمی کند .

یعنی به میزانی خدا مرا تو خلوت خودش راه می دهد به میزانی خدا به من انس می گیرد و به من نزدیک می شود به میزانی به معنای واقعی مرا می پذیرد به میزانی عبادتم را قبول می کند که من با خانواده اسمانی به محضر او بروم با پدرم با اصلم و ریشه ام به سراغ خداوند بروم (یوم ندعو کل اناس بامامهم )قیامت روزی هست که هر کسی را براساس نوع پیوندش با امام زمانش محاکمه می کنند ما الان در صحنه قیامت هستیم خودمان متوجه نمی شویم هر چه در قیامت اتفاق می افتد الان روندش شکل می گیرد ما قیامت و قبر خودمان را می سازیم و رقم می زنیم قفس ما قبر ماست یعنی هر کسی می خواهد بداند که نظام برزخی او چه شکلی است .

همین الان نگاه کند ببیند دلش چه شکلی است ببیند در قبرش که نفسش است چه شخصیتهای حضور دارند و چقدر حضور دارند این حضور آنها چقدر فعال است در نفس ما که قبر ماست این شخصیتها نوع تأثیر گذاریشان گونه هست از بین امورات حسی و خیالی و وهمی امورات عقلی و فوق عقلی کدام یک از این پنج بخش در نفس ما اصل حقیقت فعال است نشاط دارد هر کس می تواند از صبح تا شب بسنجد که میزان حضور هر کدام از این پنج تا تو قبرش چقدر هستند از همین جا می توانیم بفهمیم قبر ما بعد از این که از این جا وفات می کنیم چه شکلی هست یک کسیکه از صبح تا شب در گیر مسائل حسی خیالی و وهمی در گیری غصه کینه حسادت تکبر احساس حقارتهای دنیای پست یک کسیکه دائم درگیر مسائل نفسانی هست مسائل حسی و خیالی هست و این جایی برای مسائل عقلانی و فوق عقلانی نمی گذارد قبرش هم همین شکلی است این وقتی مستقل به عالم برزخ می شود هم همین شکلی است پس ما باید نسبت به وجود آقا امام زمان جدی فکر کنیم ببینیم ما با این پدر چقدر رابطه خصوصی شخصی عاشقانه و انس داریم .

الان پدر مظلوم و تنها و آواره ما کجاست و با داشتن ما چرا او باید چنین وضعیتی داشته باشد اگر شما پدر طبیعی تان چنین وضعیتی داشته باشد .خودتان سعی می کنیم این مشکل را حل کنید و می گوئید پدر من الان با وجودی که می توانم به کمک پدرم بروم ولی به او کمک نکردم پدرم را خانه سالمندان گذاشتم سالی یک بار هم می روم به او سری می زنم با پدر آسمانی و اصلی مان که از پدر زمینی هزاران هزار نزدیک تر است چه رابطه ای داریم الان در زندگی شخصی ما امام زمان چقدر حضور دارد چه رفت و آمدی با حضرت داریم .

ما چقدر از حضرت لذت می بریم چقدر به حضرت افتخار می کنیم چقدر با حضرت دلخوش هستیم چقدر با ایشان عزت کسب می کنیم از این که او پدر ماست اینقدر عزت کسب می کنیم که بی محلی های دیگران اصلاً برایمان مهم نباشد یا نه با داشتن امام زمان سیزده معصوم دیگر باز هم بی محلی های دیگران کم گذاشتن های دیگران عشق های زمینی کمبودهای عشقی زمینی می تواند ما را له کند بی حال و کسل کند کسیکه با کمبود های زمینی با بی توجهی های زمینی احساس حقارت می کند .

معلوم است که این اصلاً به ارزش خانوادگی خودش پی نبرده مثل بچه ثروتمندی که پدرش ثروتمند است این ثروت بی دریغ در اختیارش است امااو دزدی می کند گدایی می کند واقعاً وضعیت ما چه شکلی است ؟ وجود امام زمان در زندگی ما آیا با آرامش ،شادی مید هد می تواند جلوی عصبانیت و نگرانی ما جلوی حسادت ، خود بزرگ بینی و تکبر ما را بگیرد می تواند باعث شود که ما شاد شویم همیشه تو حالت افتخار ، شادی ، عزت و قدرت باشیم یا نه می تواند جلوی این را بگیرد من دیگر قرص اعصاب نخورم ناراحت نشوم خود کم بین نباشم حرص نخورم فشار روانی نداشتهباشم اگر این طور نیست نشان می دهد من توانسته با خانواده اصلی خودمرابطه برقرار کنم هنوز آنها را نشناختم یک مشکل مشکل نشناختن است و معرفت پیدا نکردن است.

یک مشکل مشکل سبک زندگی است امروز می خواهم راجع به سبک زندگی صحبت کنم ما بعد از این همه جلسات نمی توانیم بگوییم که عزیزان نمی دانند که هستند نمی دانند پدرشان کیست خاندانشانچه کسانی هستند از کجا خلق شدند چرا ما با وجود اینکه اینها را می دانیم ضعیف عمل می کنیم ؟چرا ما با وجود این که می دانیم فرزندان 14 معصوم هستیم چرا با وجود این که خدارا داریم اینقدر ضعیف ،ذلیل و خوار زندگی می کنیم ؟خدا می گوید هرکسیکه مرا دارد از شادی و آرامش چیزی کم ندارد در دنیا از لذت چیزی کم ندارد با لذت ترین و شادترین آدمها کسی است که مرا دارد من کنارش هستم پس چرا ما با داشتن خدا ،نماز این طوری نیستیم چرا ما با داشتن امام زمان هنوز دعوا و درگیری در خانواده هایمان هست هنوز گروکشی ،حال گیری ،علو رو دست همدیگر بلند شدن رقابت بین اعضاء خانواده نسبت به همدیگر ،حرف حرف من است چرا ما هنوز نفهمدیم نه زن سالاری هست و نه مرد سالاری ،حق سالاری هست چرا هنوز هر کس می خواهد حرف خودش را یک جا بزند چرا پچ پچو غیبت و تهمت و افترا و حسادت وجود دارد

این خیلی مهم است با این که می دانیم این ها کارهای بدی است می دانیم ما دل خوشی های خیلی بزرگتری داریم خداوند به داوود (ع)فرمود( یا داوود فرمود بی ففزح و بذکری فتلذذ)با من شاد باش و از من لذت ببر این خدایی که در اختیار داوود هست بی کم و کاست در اختیار ما هم هست هیچ کس حتی معصومین اینقدری که خدا در اختیار ما نیستند این خدای به این عظمت که خودش را کامل بی واسطه و با اشتیاق خودش را در اختیار ما قرار داده چرا ما از او لذت نمی بریم کسب آرامش نمی کنیم چرا غصه و افسردگی در زندگی ما بیشتر هست مقداری از این به سبک زندگی برمی گردد می خواهم بگویم ما غالباً با خانواده آسمانی مشکل نداریم .

دوست داریم و از شوق آنها اشک می ریزیم برایشان جشن می گیریم و هزینه می کنیم اما چرا نمی توانیم با این خانواده ارتباط برقرار کنیم و لذت ببریم ؟ خوب دقت کنید مطمئن باشید خیلی با قدرت و سرعت می توانیم پیش برویم مسئله اساسی این است که آدم ها نوع سرمایه گذاری و دلداگی شان نسبت به یک کس یا یک چیز به باروری هست که از آن کس یا از آن چیزدارند عشق شان یا تنفرشان سرمایه گذاریشان یا پرهیزشان و هر چیز دیگری یک کسی برای رشته اش یک کسی برای همسرش کسی برای شغلش نوع سرمایه گذاریها و تصمیات و انتخابات ارتباطات رفتارها وافکار ما بسته به میزان باوری قلبی هست که از یک چی داریم ما چقدر امام زمان را به عنوان پدر آسمانیمان باور کردیم چقدر پذیرفتیم که چنین بابایی داریم و این بابا در غربت و تنهایی و مظلومیت و آوارگی است حالا ما باور نداریم ؟

چرا باور داریم ولی مشکلمان چیست چرا نمی توانیم سالم و شخصی را برقرار کنیم ؟ شما سعی کنید خودتان شخصاً با الله با خانواده آسمانیتان رابطه خصوصی بقرار کنید در ضمن روابط همه آدم ها در ضمن روابط جمعی نه خودت شخصاً تنهایی اقدام کن و قیام کن تا بتوانی لذت ببری کسب قدرت کنی تا بتوانی شاد زندگی کنی تا دیگر دعوا و درگیر ی نداشته باشی این قدر با اما م زمان دلخوش ، پر و سرشار باشی که هیچ چیز دیگر نتواند سایه بیاندازد روی این شادی آن قدر این شادی قوی بزرگ با افق بلند باشد عشق ، ارتباط ما با الله و خانواده آسمانی بلندترین برد را دارد ما می توانیم با بلندترین برد پرواز کنیم .

طوری که پایینی ها دستشان به ما نرسد وقتی زینب کبری می فرماید ما رایت الا جمیلا یعنی هیچ کدام از شئون پائین که دشمن سعی می کند ایشان را اذیت کند ودستشان به حضرت نرسید به جسم حضرت دسترسی داشتنداما به حقیقتش دسترسی نداشتند که بتواننند اذیت و تحقیرش کنند ما اگر بتوانیم در زندگی این قدر برد بگیریم و بلند شویم با ارتباط با امام زمان و خانواده آسمانیمان که امور پائین نتوانند ما را عصبانی کند ناراحت کند به گریه و عصبانیت و انتقام و رقابت و به علو بیاندازد یک نفر را ضایع کنیم همین امورات خیالی که اکثر غریب به اتفاق هم گرفتارش هستیم می توانم با امام زمان اوج بگیرم که این قدر کوچک نشوم.

نه احساس حقارت کنم از بی ادبی دیگران چوناین قدر بالا هستم که فحش دیگران به من نمی رسد علی (ع)می فرمای وقتی در کوچه به من فحش می دهند می گویم با کس دیگری هستند این ادم این قدر اوج دارد بی ادبی ها ، و بی وفایی ها به بخش عقلانی و فوق عقلانی نمی رسد به طبیعت متوجه می شود ما چرا زود رنج وحساس و عصبانی هستیم چرا بی محلی ها ی دیگران می تواند ما را ضایع کند و فشار بیاورد ؟ چرا گاهی از روی کوچکی وابسته می شویم به یک آدم دیگری مثل خودمان اگر من با امام زمان پر باشم کشیدن دیگران اصلاً پشت مرا خالی نمی کند مثل میلیاردری که صد تومان پولش گم شود .

این آدم تکان نمی خورد چرا ما با خدا و خانواده آسمانیمان این قدر سرشار نشدیم قبول نداریم که داریم مشکل کجاست؟از یک طرف همه آدمها بر اساس باورشان نسبت به یک چیز عشق ورزی دارند مشغله دارند از یک طرف ما همان باور را نسبت به امام زمان داریم اما این طوری نیستیم یک قاعده معرفت نفسی بگویم یک زیارت داریم زیارت ائمه مومنین علیهم السلام ما در این زیارت یک در خواست داریم با 14 معصوم دم در خانه خدا رفتیم می خواهی با وجود این 14 معصوم به خدا بگوییی (مکن الیقین فی قلبی ) مکان بده جا بده یقین را در قلبم یقین یعنی باور مرده شود یقین دارد مرده با او کاری ندارد راحت به او دست می زند ما عقل مان به ما می گوید ولی چون دلمان یقین ندارد ترسو هستیم از مرده از تاریکی از خیالات خودمان هم می ترسیم چون توهمی هستیم عقلمان نمی تواند از چنگ خیالمان در آید عقلمان نمی تواند از چنگ توهم نجات پیدا کند با این که عقل ما به ما می گوید مرده با ما کاری ندارد این عقل اسیر توهم است عقل سلطان آدم اسیر است خیال نمی گذارد عقل مأموریت خودش را انجام می دهد این مرده است نمی تواند با تو کاری داشته باشد من اصلاً نمی توانم نگاهش کنم نمی توانم به خانه ای بروم که مرده داشته باشد .

من نمی توانم بروم به قرستان به این آم می گویند یک آدم توهمی که عقلش اسیر وهم است عقل باشد می گوید تاریکی کاری ندارد مثل روشنایی است مردهبا من کاری ندارد ولی وقتی عقل اسیر توهم می شود دیگر کار نمی کند وهم شیطان به عقل می گوید این مرده الان به دنبال تو می گذارد ما هم همیشه تابع وهم هستیم باید بترسم باید فرار کنم باید غصه بخورم خدا می گوید من هستم غصه نخور ما خانواده آسمانی هستیم غصه نخور می گوییم بله شما هستید ولی فلانی به من محل نگذاشت من میمیرم فلانی تند ی کرد تلخی کرد من ناراحت شدم وهم یعنی شیطان کار خودش را می کند و عقل ما را فلج می کند.

می گوید خدایا این باور را در دل من کن چرا این وطری حرف می زند چرا می گوید این باور را در قلبم جا بده ؟ مرده کاری ندارد پس چرا از او می ترسی ؟ شما وقتی می خواهی با با یک نفر حرف بزنی می گویی ببین این مرده یک جماد است مثل سنگ هیچ کاری ندارد می گوید من می ترسم می ترسی ؟ای آدم ترسو چرا شما یک نفر را مأخذه می کنی وقتی توهم زده است عقلش نمی تواند او را کمک کند ؟

می گویی تو باید این را داشته باشی مگر عقلت به تو نمی گوید ؟ چرا ولی می ترسم این می فهمدش سراغش آمده اما تو دل نرفته تبدیل به باور نشده این خیلی فاجعه است حضرت می خواهد چیزی بگوید که خیلی غم انگیز است می گوید خیلی از ما یقین سر اغمان می اید ولی از بین این قلب شلوغ است جا ندارد یک جا تو برود همه ما سر این کلاس ها ذهن مان آرام می شود امام زمان پدرمان است خانواده آسمانی هست خدا هست ولی قلب ما (مکن )ندارد یعنی ما جا نگذاشتیم یقین یک گوشه ای برود حالا چرا نمی گذاریم ؟ می گوید همسرم چند سال است می اید همان طور بد اخلاق ، متکبر، یک دنده است گفتم دانایی با دانایی فرق دارد آن چیزی که شادی و آرامش می اورد میزان دارایی هاست که نمی تواند مرا شاد و آرام کند که وظایف همسری ، پدری مادری، فرزندی ، خواهری برادری ، شاگردی ، و استادی را چطوری انجام دهم دارایی من می تواند به من کمک کند عزیزترین چیزی که خدا در دنیا خلق کرده در روایت داریم نایاب ترین چیزی که خدا در بین بنده ها یش پخش کرده یقین است تمام بدبختیهای یک آدم از کمبود یقین ، شک تردید و وسوسه است شما مرا می بینید یقین دارید من هستم یک ساعت را گوش می کنید وقتی سرنماز می رویم خدا ، فرشته ها ، اهل بیت بهشت و جهنم رانمی بینیم می گوییم (ایاک )تو یعنی حضور داری ولی نمی بینمش نیست .

(السلام علیک ایها النبی )پیغمبر چشم تو چشم توست من و شما همین جا که نشستیم فکر کنید تمام عالم همین است یک سقف شیشه ای هست از پشت شیشه همه ما را نگاه می کنند ما آنها را نمی بینیم یک فیلم ساختند یک نفر در جزیره ای که چند سال از تمام حالاتش فیلمبرداری می کردند و مردم می دیدند و این خودش نمی فهمید ما زیر این حباب شیشه ای همه ما را نگاه می کنند خدا ، فرشته ها انبیا ، ائمه ، شهداء صدیقین ، صالحین زیر چنین حبابی زندگی می کنیم همه هم ما را نگاه می کنند ولی ما آنها را نمی بینیم .

لذا فکر می کنیم آن طرف هیچ خبری نیست همه این است به شما می گویند دوربین کار گذاشتند همه شما را می بینند یعنی شما هر جا بروید چند تا دوربین تو را می بیند به ما می گویند امام زمان هست خدا این طوری فرشته ها با ما هستند می گویند صبح از خاب بیدار می شوید با فرشته ها سلام و علیک کنید انس بگیرید شاید چشمتان باز شد مغرب که میشود به جدید که می آیند سلام کنید چند هدیه بدهید حرف بزنید از ملائکه بهتر چه کسی که آدم با او درد دل کند می گوید من هیچ کسی را ندارم درد دل کنم .

از ملائکه قشنگتر کیست اذان صبح که می گویند دو تا فرشته معصوم حدا کنار تو می آیند با آنها حرف بزن بگو برگشتید به بقیه فرشته ها بگویید مرا دعا کنند من هم به همه شما خیر می رسانم همه شما را شاد می کنم شما هم در حق من دعا کنید آدم با فرشته ها بده بستان دارد . ولی ما می گوییم باید بروم در خانه فلانی ملائکةالله از طرف خدا آمدند (عباده مکرکون ) یعنی عزیز خدا هستند که پیش شما می آیند ولی ما اصلاً با اینها زندگی نمی کنیم می ایند و می روند ولی ما کور هستیم در خانه همه جا با شما هستند چقدر بلا که در اجتماع سر ما می خواهد بیاید اینها سپر می شوندو نمی گذارند می گوید شانس آوردم با سر رفتم تو دیوار ولی شانس آوردم کار آدم های بی عقل است می گویند شانس آوردم شانسی وجود ندارد بچه از بلندی افتاد طبیعتاً باید مردهباشد ولی طوری نشد خدا می گوید من صبح به صبح برای شما فرشته محافظ می فرستم آنجایی که می خوری و یک حادثه برایت می افتد می گوید تو کاری کردی که این فرشته عقب می کشد آسیب سرت می اید ما احتیاج به دیدن ، به شهود به باور داریم با وجود این که یقین عزیزترین مخلوق است وقتی یقین باشد دیگر هیچ کس بد عمل نمی کند همه شاد هستند ما باید سطح یقین مان سطح ایمانمان را بالا ببریم .

ایمان به غیب آرامش پیدا کردن به غیب بگوییم بالای این حباب که بالای سر ماست خیلی ها ما را نگاه می کنند این می شود ایمان به غیب هزار راه دیدنش را هم خدا برای ما گذاشته اما ما حاضر نیستیم ببینیم چرا ؟ می گوید (مکن الیقین فی قلبی ) خدایا کاری کن یقین به دلم برود یعنی ما گاهی وقتها حوصله عزیزترین مخلوق را نداریم یعنی ما این قدر سبک زندگیمان سنگین و شلوغ است که نمی توانیم مهم ترین چیزی که نیاز داریم را برایش جا نداریم یک جلسه ای بود می خواستند از یک استادی تجلیل کنند.

این استاد می خواست بیاید سخنرانی کند می خواستند برنامه را بنویسند این برنامه را طوری چیده بودند که تا آخر برنامه وقت نشد این اقا سخنرانی می کند یعنی این قدر آفتابه لگن زیاد کردند برای شام و ناهار هیچی آخر سر یادشان افتاد قراربود که این آقا بیاید صحبت کند اصلاً از ایشان می خواستیم تجلیل کنیم اصلاً وقت نداشتند یک جا استادی خواسته بودند این استاد با چه زحمتی خودش را به این شهرستان رسانده بود آنها سه هفته پیگیر بودند استاد بگیرند استاد رفته بود دیده بود هیچ کس نیست پیگیری کرده بودند گفتند آقا شرمنده یادمان رفت به شما خبر بدهیم جلسه تعطیل شده همه ما همین طور هستیم وقت خدا را نداریم .

به خدا می گوییم خدایا تو ما را برای خودت خلق کردی (خلقت الجن و الانس اتلا لیعبدون )خدایا ما وقت نداریم وقت خانواده ام را ندارم این مسئله یک نفر بدون همسرش ماه عسل برود ما به او می خندیم می گوییم عجب آدمی رفته ماه عسل بدون خانم همه ما همین طور هستیم یعنی واقعاً فرشته ها به ما می خندند می گویند این بنده خدا ................

(مکن الیقین فی قلبی )خدایا یک جایی برای این دردل من بگذار دل من جا ندارم . ما اینقدر شلوغ هستیم و سر خودمان را شلوغ کردیم که به زحمت به این دو بخش یک کمی توجه داریم خانم برای من نامه می نویسد که من این مشکلات را دارم بعد زیرش می نویسد لطفاً کتاب و سی دی معرفی نکنید چون وقت ندارم گو ش کنم به اینها چه بگویم خیلی مسخرهاست می گوید من مشکل اعتقادی ، روحی ، روانی ، اعصاب دارم می گویم اعصاب ضعیف است باید غدا بخورد می گوید وقتش راندارم پس تو نمی خواهی شاد باشی می گوید من وقت شادی وقت آرامش ندارم کار دارم وقت شوهر داری ،بچه داری ندارم من فقط شوهر می خواهم .

اما این که چطوری شوهر داری کنم تا زندگیم شاد شود نه وقت دارم من فقط زن می خواهم حالا که می خواهی ازدواج کنی قبلاً فکرش را کردی برای ازدواج آدم باید 5 سال 6 سال من برای نوجوانان فامیل و اطرافیان چند سال پیش صحبتی کردن شما جند سال دیگر می خواهید پدر و مادر شوید اگر از الان ندانید می خواهید چه کار کنید ما می گوییم طرف دانشجو است حالا حس کرده کششی به سمت جنس مخالف دارد حالا هول هولی یک کسی بیاید خواستگاری و تمام شود برود همین طوری بچه دارشویم وقت ندارم بچه ام را تربیت کنم وقت ندارم بچه ام را بزرگ کنم وقت ندارم مطالعات قبل از انعقاد نطفه تو سلامتی ، هوش ، عقل ، دین ، اخلاق وقت تهیه مواد لازم برای بچه را ندارم ولی بچه بیاید .

می خواهی دعوت کنی از پیش خدا بیاید این 5 ژن را برایش آماده کردی یا نه ؟ حرفشرا نزن وقت ندارم فقط بیاید به ما بابا و مامان بگوید حالا چه شود ؟ من وقت ندارم کسی که به خودش رحم نمی کند می خواهد به همسرش رحم کند علی (ع)می فرمای چگونه می تواند در حق دیگران عدالت را رعایت کند کسیکه در حق خودش ظلم می کند کسیکه به خودش رحم نمی کند خدا می گوید تو عبد آفریده شده ای برای جاودانگی آفریده شده ای تو به ندازه ای که من زندهام زنده ای من تو را برای مقامی شبیه مقام خودم خلق کردم مثل من باید بشوی می گوید خدایا من همه اینها را می دانم آقا میلیونها دفعه به ما گفته ولی خدایا من وقت ندارم .

خدایا من می دانم قرآن را قبول دارم وقت ندارم کار دارم گرفتار م نمی رسم خیلی ازآدمها مشکلشان نداشتن بینش ، بصیرت ، اطلاعات است یک خانمی می گفت تو آمریکا نوار شما به من رسید آن چیزی که باید در من زنده می شد زنده شد . 20 روز خودم را حبس کردم گفتند چرا بیرون نمی ایی ؟ گفتم خوب من حجاب ندارم لباس مناسب ندارم یک دختر آمریکایی می گفت تو ایران خانم ها حجا ب برایشان خیلی سخت است ما تو آمریکا جحاب برایمان راحت است وقتی فهمیدیم خدا گفته تمام است برای تمام دستورات خدا جا داریم چرا ما جا نداریم برای خدا برایامام زمان چرا ما اینقدر شلوغ هستیم ؟مشکل ما ندانستن نیست .

یقین هم سراغمان می آید ما هزار بار معجزه دیدیم تو حرم امام رضا تو جبهه ها تو اجتماع ولی با این حال وقتی برای آخرت برای نماز برای سجده و رکوع و تعقیبات و اذان و اقامه برای شنیدن ،یادگیری ،عمل کردن چرا وقت نداریم ؟ مشکل اساسی ما سبک زندگی است می خواهم بگویم لا یفساًکه می گویند این سبک زندگی طاغوتی و غربی که تو زندگی ما مسلمانانو شیعیان نفوذ زیادی کرده این بافت اینقدر موثر است وقتی که چهارده معصوم و خدا هم می آیند این بافت و سبک را وقتی پذیرفتنید آنها هم دیگر به داد شما نمی توانند برسند ما باید واقعاً سبک زندگیمان را تغییر دهیم.

یک طوری ک وقت امام زمان را داشته باشیم بتوانیم با امام زمان رفت و آمد ی داشته باشیم با خانواده رفت و امد داشته باشیم شاد باشیم از خدا از امام زمان لذت ببریم وقت نماز ، ماه مبارک ، شعبان ،آسمان فرشته ها وقتی ما اینها را می گویند هر کسی قضاوتی در نفس خودش می کند اما غالب افراد یک مشکل دارند شلوغی یعنی پشت دلشان آنقدر گرفتار این سه بخش هستند که می گوید من نمی توانم می ایم می شنوم این حرفها را می دانم اما الان گرفتاریهایی دارم نمی توانم نمی رسم . چه چیزی مهم تر و اصل تر است در زندگی ما خدا می گوید شما اگر اصالت را به عقل و فوق عقل بدهید من این سه مرحله را در بهترین حالت تضمین می کنم .

با این که خدا گفته ما می ترسیم این توهم است مثل صدقه ،انفاق است خدا می گوید هر چه ا جیبت در راه من بدهی یک تا هفتصد برابر من می دهم . بانک ها می گویند یک ساله 20 درصد به شما می دهیم شخص باور کرده و سرمایه گذاری می کند خدا می گوید من درصدی کار نمی کنم من هفتصد برابر به تو می دهم بانک ها اعلام کنند هر کسی یک میلیون بگذارد یک میلیون سود می دهند ببین چه اتفاقی می افتد چرا بازار خدا کساد است ؟ بانک ها شلوغ تر است اینقدر مردم تو بانک ها وقت می گذارند یک هزارم را تو رفاقت با خدا صرف نمی شود خدا می گوید این اقتصاد حقیقی است من می گویم شما از مالتان به من خدا بدهید من یک تا هفتصد برابر به شما می دهم امام زمان می گوید تو 5 دقیقه ات را برای بگذار من به عمرت خیلی برکت می دهم ولی ما به امام زمان می گویم آقا ما وقت نداریم چرا ما به خدا اعتماد نداریم به امام زمان اعتماد نداریم وضعیف هستیم ؟ این آیات را قبول نکردیم ؟ قبول کردیم شلوغ هستیم یک مشکل دیگری است که این شلوغی یک دردسر دیگر برای ما درست می کند که این را می گذاریم برای جلسه آینده چون بحثمان راجع به موانع است نکته مهم ما احتیاج به یقین داریم ولی وقتی خدا هم می خواهد این یقین را به ما هدیه دهد نمی خواهیم قبول کنیم براثر شلوغی . باید یک مقدار تو سبک زندگی و برنامه ریزیمان تجدید نظر کنیم تا تصمیم نگیریم تا آرام ننشینیم باید گدا و فقیر و پر غصه و مضطرب زندگی کرد والحمد الله رب العالمین