بحثماندر باره دعا بود به عنوان وسیله ارتباطی ما با الله و خانواده آسمانی و همچنین نیروی مقاوم کننده ما در برابر شیطان و حملات او، یکی از کارکردهای دعا که فوق العاده مهم هست و انسان را خیلی قدرتمند می کند این است که دعا انسان را به محضر خداوند می رساند و آنقدر بین خداوند و بنده صمیمیت ایجاد می کند که حتی روی تصمیمات خداوند هم انسان می تواند اثرگذار باشد یعنی اگر خداوند تقدیری کرده باشد انسان دعا کند خداوند به وسیله این دعا که اوج رفاقت و صمیمیت بین بنده و خداوند هست آن تقدیر و قضا را برمی گرداند این مسئله خیلی مهمی است که دعا این خاصیت را دارد یکی دو روایت بخوانیم و به تحلیل بپردازیم امام کاظم علیه السلام می فرماید: علیکم بالدعاء. بر شما باد دعا. «فانّ الدعا لله و الطلب الی الله یردّ البلاء قد قدّر و قضی لم یبق الا امضائه فاذا دعی الله عزوجل و صرف البلاء صرفه» توصیه می کنند شما دعا کنید این دعا و درخواست کردن کار خیلی مهمی است ادب بندگی این است که وقتی خودش را می شناسد که فقیر مطلق هست در مقابل الله که معبود و معشوق ماست و غنی مطلق است ادب بندگی اقتضاء می کند که فقیر مطلق به سراغ غنی مطلق برد. «یا من لم یسئله و من لم یعرفه تحننا منه و رحمه» بی منت عطا می کند «یا باسط الیدین بالعطیه» ای کسی که دستهایت را باز کردی برای عطا کردن (یا صاحب المواهب الثنّیه) ای کسی که صاحب موهبتهای بزرگ و گران هستی قسمش می دهیم به پیغمبر که این شب جمعه به ما عطا کند و ما را ببخشد. دعای برای خدا و طلب از خدا اینکه انسان دعا به درگاه خدا کند و از خدا مسئلت کند می فرماید که این بلایی را برطرف می کند که قضا و قدر الهی به آن تعلق گرفته یعنی قرار است. بلای بر سر بنده یا یک اجتماع بیاید این بلا امضا شده (و لم یبق الا امضائه) اینجا امضا به معنای اجرا هست همه تقدیرات صورت گرفته و فقط مانده که اجرا شود (فاذا دعی الله عزوجل) اگر خداوند عزوجل خوانده شود و از او مسئلت شود بلا را کاملاً بر می گرداند. در قرآن داریم اقوامی که مشمول عذاب الهی بودند با دعا آن عذاب را از آن قوم توانستند برگردانند یعنی خداوند اینقدر با بنده اش در مقام رفاقت و صمیمیت و رحمت هست شما می توانید به خداوند بگویید هر چه که قرار است سر من یا سر کسی آید برگردد خداوند به رحمت خودش بر می گرداند. به هر حال یکی از اسمهای خداوند رفیق است خداوند اینقدر رفق و مدارا با بندگانش دارد که انسان بی پرده بی حجاب بی واسطه می تواند مستقیم با خودش ارتباط برقرار کند خداوند هر چند برای اینکه ما به او برسیم بین ما معصومین را واسطه قرار داده و برای اینکه آبرو کسب کنیم یا اگر خودمان آبرو نداریم آبرومندان را به درگاه او ببریم اما هیچ وقت مارا از اینکه با خودش مستقیم قرار بگذاریم صحبت کنیم ارتباط داشته باشیم منع نکرده یکی از زیبایی های فقه ما نذر است انسان خودش با خدا قرار می گذارد و هیچ واسطه ای هم نمی خواهد «لله علیّ» برای خدا بر من است که من این کار را انجام دهیم یا انسان عهد می کند آنقدر انسان با خدا صمیمی است که با خدا قول و قرار می گذارد و خدا می تواند طرف قول و قرار انسان قرار بگیرد فقیر مطلق با غنی مطلق می تواند قول و قرار هایی بگذارد و اگر انسان به عهد خودش باشد خدا هم به عهد خودش هست خدا انواع عهد های زیبا و کارساز را می پذیرد و سر راه ما قرار داده که بتوانیم با او قرارهای زیبایی بگذاریم و سعادت دنیا و آخرتمان را در سایه این قرار های زیبا تأمین کنیم. در فرمایش دیگری از امام کاظم علیه السلام هست می فرماید «ان الدعا یردّ ما قد قدر قد قدر و ما لم یقدر قلت و ما قد قدّر عرفته فما لم یقدّر قال حتی لا یکون» دعا آنچه که تقدیر شده و آنچه که تقدیر نشده را بر می گرداند. صحابی حضرت از حضرت سوال می کند که من آن چیزی که تقدیر شده را می فهمم آن چیزی که تقدیر نشده یعنی چی؟ تقدیر شده مشخص شده قرار است بلایی آید انسان دعا می کند جلوی آن تقدیر گرفته می شود و اجرا نمی شود روی بنده، اما آن چیزی که تقدیر نشده چه هست؟ حضرت می فرماید. دیگر مقدّر نمی شود یعنی اگر قرار است چیزی تقدیر شود. دیگر آن تقدیر برای انسان مقدّر نمی شود. حالا بحث قضا و قدر ها را توضیح دهم چون مهم است خیلی وقتها ما در بحث قضا و قدر دچار اشتباهات بسیار فاحشی می شویم و این عدم درک درست از مسئله قضا و قدر و مسئله جبر و اختیار باعث شده که ما مقدار زیادی از توان های خودمان را از دست دهیم و نشاط و فعالیت و پویایی، اعتماد به نفس خودمان را در خیلی از کارها از دست بدهیم یک نکته این است وقتی صحبت از قدر می شود قدر همان اندازه است خداوند از مقام ذات که جلوه میکند به مقام اسماء هر اسمی شخصیت جداگانه دارد مثل اینکه استادی به شما ریاضیات درس می دهد الان در اسم ریاضی دان درس می دهد ولی یک موقع هست اصول درس می دهد یک موقع منطق درس می دهد در هر اسمی که درس می دهد آن هویت آن شخصیت که تدریس می کند با شخصیت رشته دیگر متفاوت است هر کدام برای خودشان یک حدودی دارند الله وقتی جلوه می کند همه اسماء و عین ذات اوست و مرز ریاضی ندارند اما از الله به پایین هر چه که جلوه می شود چه در مقام جبروت و چه در مقام ملکوت و چه در مقام ناسوت و عالم طبیعت همه ریاضی است همه اندازه دارد شما هیچ موجودی را نمی توانید پیدا کنید که حد و حدود ریاضی نداشته باشد تمام رشته هایی که در دنیا کار می شود وقتی سراغ این علوم می روید می بینید که خداوند در تمام موجودات و رشته ها جلوه های ریاضی کرده با اندازه و عدد سر و کار دارید خداوند یک مهندس است که هیچ کدام از مخلوقاتش بدون ساختار ریاضی خلق نشده اند (بسم الله الرحمن الرحیم سبح اسم ربک الذی خلق فسوی و الذی قدّر فهدی) خلق، تسویه، تقدیر، هدایت این چهار مرحله هیچ موجودی نیست که مرحله خلق تسویه، تقدیر ریاضی یعنی اندازه گیری ریاضی و بعد هدایت به سمت کمال وجودی خودش را نداشته باشد دست روی هر موجودی بگذارید این مسیر را خداوند برای موجودات قرار داده و انسان وقتی به طبیعت می آید دست روی هر موجودی می گذارد می بیند مشمول این است هیچ موجودی در عالم بلاتکلیف نیست هیچ موجودی بلاهدف نیست هیچ موجودی بدون اندازه و عدد نیست همه موجودات ساختار ریاضی دارند به این تقدیر می گویند یعنی اندازه داشتن موجودات (قدّر فهدی) یعنی تقدیر می کند و بعد هدایت می کند عالم طبیعت هم عالم عمل و عکس العمل هست تضاد دارد اما تمام این تضادها بین آب و باد و خاک و آتش و عناصر دیگر و زلزله و آتش فشان و رانش ها و ... هر چه که هست این تضادها همه ریاضی هست قاعده دارد علم شیمی هست که در شیمی می آید مثلاً ارتباط بین مواد چطوری است این مقدار ماده با این مقدار ماده را ترکیب کنیم چه اتفاقی می افتد یا در پزشکی یا در فیزیک دائماً این تضادها را اندازه گیری می کنیم مثلاً هواپیما وقتی می خواهیم بلندش کنیم باید چقدر به جاذبه غلبه کنیم تمام اینها اندازه است ریاضیات دارد از طرفی به ما هم یک اختیاری داده شده در رابطه با انتخاب عددها، ارقام فرض بفرمایید یک خانم و آقا می خواهند ازدواج کنند چون شخصیت هر شخصی از بخشهای سلامت و زیبایی، هوش، عقل، دین اخلاق تشکیل شده و بعضی عوامل دیگر. وقتی اینها با هم ازدواج می کنند اینها تقدیر است که وقتی می خواهید ازدواج کنید و انتخاب کنید عدد انتخاب می کنید یک شخصیتی که انتخاب می کنید برای ازدواج، تقدیرها را انتخاب می کنید با یک ترکیب ریاضی خاص از اسپرم مرد و نطفه زن یک ترکیبی ایجاد می شود که سلول تخم نامیده می شود و بعد این با ترکیب ریاضی خاص که از پدر و مادر گرفته شده حیات آینده اش تقدیر پیدا می کند یعنی این پدر و مادر هستند که با داده های خودشان را می آورند در مسیر تقدیر. دریافتهای مادر در دوران بارداری و تربیت هایی که بعداً می کند شیر دادن چون با شیر خیلی از صفات مادر منتقل می شود و گاهی شخصیت مادر آنقدر ضعیف است که بچه شیر گاو بخورد بهتر از این است که شیر مادر بخورد چون چیزی که از راه شیر خودش به بچه منتقل می کند به بچه ضرر می زند این مادر دارایی هایی که دارد خیلی ضعیف است به جای اینکه به کمک بچه برود به ضرر بچه تمام می شود تمام مراحل ریاضی است انسان قدرها را انتخاب می کند آن نتیجه ای که در انتخاب قدر وجود دارد قضا می گویند قضا یا حکم در فلسفه می گوییم علت و معلول در دین قضا و قدر می گوییم در تمام علوم یکی است تعابیرش فرق می کند شما هر تقدیری را که انتخاب کنید یک قضا دارد مثلاً H2O می شود آب اما یک اکسیژن و سه هیدروژن یا یک هیدروژن و یک اکسیژن چیز دیگری نتیجه می دهد ترکیب کربن، ئیدروژن، اکسیژن، با یک ترکیب با یک رقم از اینها شما صابون دارید با یک رقم سرکه دارید با یک رقم الکل دارید پس هر چه با هر چه ترکیب شود هر تصمیمی انسان بگیرد هر انتخاب هر ارتباط هر رفتار هر فکری که در ذهنش می آید عملی که می کند یک قدر را انتخاب می کند هر قدری را هم که شما انتخاب کردید نتیجه اش در عالم وجود دارد پس سیستم قضا و قدر یک سیستم بسیار پیچیده و ریاضی هست که در نظام خلقت وجود دارد در برزخ هم همینطور در قیامت هم همینطور یعنی در تمام مراحل آخرت این داده ها و نتایج کاملاً وجود دارد پس مثلاً در فیزیک اگر یک نیوتن نیرو وارد کنید به چیزی متقابلاً یک نیوتن نیرو به دست شما وارد می شود اولی قدر می شود وقتی یک نیوتن وارد می شود قضا می شود اگر با یک نیوتن سرت را به دیوار بزنی ممکن است ورم کند اما اگر با دو نیوتن بزنی ممکن است بشکافد اگر با 5 نیوتن بخورد سر می ترکد در هر قدری یک قضا وجود دارد شما نمک، فلفل، ادویه بخور یا نخور هر کدام را انتخاب کنی قضایش است با چشم با گوش هر رفتاری کنی قضایش مشخص است از چشم بد استفاده کنی، آسیب های چشمی است درمانش هم قضا و قدری هست در همه بخش های وجودی ما این قاعده قضا و قدر وجود دارد این قضا و قدر انتخاب ماست تا حدود زیادی پس این به معنای خواست خدا نیست که اگر گفتیم تقدیر این آدم مردن بوده اشتباه بزرگ ماست بگوییم این تقدیر الهی بوده یعنی ما هیچ کاره ایم نه اینطوری نیست این در رانندگی بی احتیاطی کرده یک قضایی را در رانندگی انتخاب کرده می توانست لاستیک عوض کند نکرد می توانست مهارت بیشتری یاد بگیرد یاد نگرفت قدر یعنی اندازه ای که نصیبش شد رفت روی تقدیری که نتیجه آن قدر مرگ بوده پس اگر می گوییم قضای الهی قدر الهی است عوام می گویند این قضا و قدر الهی بود قضا و قدر الهی نه اینکه خدا می خواست این قضیه اتفاق بیفتد قضا و قدر الهی یعنی در سیستم مدیریتی خدا «قل کل من عند ربنا» همه چیزها دست خداست تمام این قضاها و قدرها را خدا مشخص کرده از این جهت که در مملکت خداست قضا و قدر کامل خداست درست است اما اینکه اراده و خواست خدا بوده و خدا به این راضی بوده نه خداوند در قرآن می فرماید: «لا یرضی لعباده الکفر» خدا راضی نست بنده اش کافر باشد ولی بنده برخلاف رضای خدا خودش کافر می شود این به خدا ربطی ندارد خدا می گوید من نمی خواستم تو کافر شوی تو خودت مسیر کفر را رفتی (ثمّ کان عاقبه الذین اساء السّوء ان کذبوا بایات الله) کسانی که به عمل می کنند بداخلاقی، بدرفتاری دارند یک موقع انسان در خانواده بداخلاق است یکی در کار یکی در اجتماع بداخلاق است بدعمل می کند کم کم این بد عمل کردنها به جایی می رسد که آیات الهی را هم تکذیب می کند ما چقدر خانم داریم به خاطر بدرفتاریهایی که داشتند کم کم به جایی رسیده که می گوید خدا و پیغمبر کی است؟ آقا داریم همینطور وقتی انسان به جایی می رسد زیر دین می زند چرا؟ چون ساختار اینطور است انسان وقتی رفتارهای بد می کند کم کم برای هر قدری که انتخاب می کند یک قضا یک پرده روی قلبش می افتد مثل این است که شما هر چقدر با خاک با گل بازی می کنید دستتان جرم بیشتری می گیرد یکی دو ساعت یکی ده ساعت با رنگ کار می کند کسی که ده ساعت کار می کند آلودگی بیشتری دارد با مواد شیمیایی با خاک با قیر با دوده همینطور با موتور یک نفر یک ساعت رانندگی می کند یک جمعی از دوده روی صورتش می نشیند یک نفر 5 ساعت می بینی تمام صورت این سیاه شده پس هر گناهی که انسان انجام می دهد یک قدر است انتخابش می کند و بعد یک تاریکی یک حجاب یک پرده روی دلش می نشیند که بعداً در تصمیماتش در انتخابهایش در رفتارهایش و افکارش تأثیرگذار است شما می توانید ماهواره نبینید یک طور است ببینید قدر است وقتی نگاه کنید این فیلم پیام های مختلف برای شما دارد پیام های حسی خیالی وهمی عقلی و می تواند روی شما آثار مختلفی بگذارد تو انتخاب کردی و نگاه می کنی وقتی نگاه کردی قضایش را هم اعمال می کنی پس ما با نگاه کردن اعمال می کنیم به هر رنگی نگاه کنید روح شما یک قضا بر می دارد چون هر رنگی یک قدر است وقتی نگاه می کنید یک قضا شما برداشت می کنید این رنگ آن رنگ این آدم آن آدم را نگاه کنید شما یک موقع یک گربه را نگاه می کنید دل انسان انقباض پیدا می کند یک وقت یک آدم نگاه می کنید می بینید تا 24 ساعت دل انسان خراب است یک موقع به یک آدم دیگر نگاه می کنید شاد می شوید حس قشنگی پیدا می کنید پس انتخاب از ماست و قضا در نظام خودش وجود دارد پس وقتی می گوییم این تقدیر الهی بود نه به این معنا که خدا می خواست این اتفاق بیفتد البته بعضی وقتها خدا اینطور می خواهد مشارکتی است چون حضرت فرمود نه جبر کامل است نه اختیار کامل (بل امر بین الامرین) مشاعی است یک سلسله چیزهایی هست که دست ما نیست سرما می آید خودمان هم انتخابش نکردیم یک سلسله چیزهایی هست که سر ما می آید و خودمان انتخاب کردیم البته انسان فقط در قیامت مسئول آن چیزهایی است که انتخاب کرده آنهایی که انتخاب نکرده خدا همه را برایش جبران می کند. مثلاً بنده راه می رفت یک کسی سوزنی انداخته پای من رفت روی سوزن و سوراخ شد این دست من نبود این کفاره گناهانم می شود هم درجه آخرتی برایم می شود خوب است اگر عصبانی نشوم داد نزنم خدا میگوید این قسمت که دست تو نبوده به عهده ی من ولی چیزهایی که مسئول آن خودت هستی هر چند مسئولش خودت باشی اگر خوب باشد که نوش جانت اگر هم بد بود آثارش را باید بپذیری هر چند آن سختی ها را کفاره گناهانت قرار می دهم خداوند کریم، رحیم، جواد است می گوید آن قسمت هایی را هم که خودت اشتباه کردی کفاره گناهان خودت قرار می دهم گاهی وقتها انسان در حق دیگران ظلم می کند حق الناس گردنش است در آنجا قضیه فرق می کند در آنجا گرفتاریهای خاص خودش است و انتخابی که می کنیم قضاهای خاص خودش را دارد که دامن ما را می گیرد هم در دنیا هم در آخرت. پس وقتی راجع به دعا صحبت می کنیم که دعا تقدیر را عوض می کند یعنی یک تقدیراتی است که دست ما نیست ممکن است سر ما بیاید یک تقدیراتی هم هست که دست ماست ممکن است سر ما بیاید با دعا انسان می تواند همه تقدیرات را برگرداند دعا اینقدر قدرت دارد اسلحه بزرگی است اینکه می فرماید: «سلاح المومن» انسان با دعایش پیغمبر می ماند یعنی دعا دستش دارد و با دعا می تواند در زندگی استفاده کند ذکر دارد اسم دارد می تواند در تمام مراحل زندگی از اینها استفاده کند. امام زین العابدین علیه السلام «الدعا یدفع البلاء النازل و ما لم ینزل» دعا دفع می کند بلایی که نازل شده و بلایی که نازل نشده گاهی بلایی نازل می شود انسان بر می گرداند در روایت داریم بنی اسرائیل وقتی نفرین شدند به خاطر کوتاهی هایی که در مورد انبیاء کردند بدبختی و سختی وگرفتاری آخر سر دست به دعا برداشتند همه خسته شدند شروع به دعا کردند و خداوند 170 سال به اینها تخفیف داد یعنی بلایی که قرار بود 400 سال بر اینها حاکم شود و اینها را در بیچارگی و بدبختی نگه دارد 170 سال خدا برگرداند و حضرت موسی را برای نجات آنها از دست فرعون رساند. امام صادق علیه السلام فرمود خداوند در مورد امام زمان هم با شما همین کار را می کند شما اگر واقعاً دعا کنید و بخواهید غیبت برطرف شود.
«ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیّروا ما بانفسهم» خداوند سرنوشت هیچ گروهی را تغییر نمی دهد مگر کسی تغییر را از خودش شروع کند اینطور نیست که انسان هیچ تغییری نکند ولی زندگی اش تغییر کند مشکلش حل شود گرفتاریهایش تمام شود می گوید تغییر را اول از خودت شروع کن این تغییر تا اتفاق نیفتد ما اصلاً نمی توانیم تغییر بیرونی را انتظار داشته باشیم ما چون دست به قدر هایی زدیم که نتیجه اش قضاهای خاصی هست الان می توانی تغییراتی را خودت باید شروع کنی در روابط زناشویی همینطور کسی بگوید زنم باید عوض شود یا شوهرم عوض شود نه هر کس باید تغییرات را در خودش شروع کند در روایت داریم اگر کسی نسبت به شما کینه دارد می خواهید کینه برطرف شود و دوستت داشته باشد نمی توانی بایستی بگویی حالا چه کنم شاید خدا به دل او انداخت از من خوشش آمد نه می گوید تو تغییر را از خودت شروع کن من چه کار کنم او از من بدش می آید؟ می گوید اولین کاری که می کنی اینکه در قلبت واقعاً او را دوست داشته باشی اگر این تغییر را در خودت ایجاد کردی مشکلات را تو حل کردی و این حس دوست داشتن را پیدا کنی این تغییر قلب تو قلب او را هم تغییر میدهد ما نمی توانیم دست در قضا و قدرهای الهی ببریم مثل تلفن همراه مثل اتومبیل تمام اتم ها و الکترون های این عالم دستورشان را از خدا گرفتند روح اگر بخواهد تغییر کند و به ایمان آید باید تغییرات در خودمان ایجاد کنیم نمی توانیم بگوییم ای امام زمان من خودم را تغییر نمی دهم ولی می خواهم با شما رفیق شوم و رفت و آمد برقرار کنم می خواهم امام زمان را ببینم باید تغییر در خودت ایجاد کنی تغییری که تناسب با دیدن داشته باشد می خواهی افکار منفی نداشته باشی خواب های بد نداشته باشی باید در خودت این تغییر را اول ایجاد کنی می خواهی زندگی ات زیر و رو شود تحولات و روابط با خانواده ات زیر و رو شود اول باید تغییر را در خودت ایجاد کنی تا کسی تصمیم نگیرد در خودش تغییر ایجاد کند هیچ تغییری بیرون اتفاق نمی افتد برای همین می گوییم نود و پنج درصد طلاق ها بچه گانه و جاهلانه است افراد بدون اینکه درخودشان تغییر ایجاد کنند می خواهند زندگی شان رو به راه شود و این اتفاق هیچ وقت نمی افتد لذا می بینی هر چهار ازدواج سه تا گرفتاری دارد پس همیشه تغییر و تحول را باید از خودت شروع کنی لذا وقتی در مورد آقا امام زمان می فرماید: مردم دعا کردند خدا موسی را 170 سال جلوتر رساند و شما برای امام زمان باید اینطور دعا کنید ما هنوز به این دعا نکردیم هنوز مردم ذله نشدند هنوز فکر می کنند بدون امام زمان می شود سر کرد با اینکه زندگی همه ما پر از اذیت است هیچ کس در زندگی بدون مشکل و سختی و بلا نیست با این حال ما نفهمیدیم کسی که می تواند همه مشکلات و غصه ها را تبدیل به شادی می کند همه فقرها را تبدیل به غنی کند امام زمان است ما هنوز به صورت کلی به این نتیجه نرسیدیم که بزرگترین خواسته و نیاز ما امام زمان هست و فکر می کنیم خوب مشکل است باید این تغییر را بدهیم در حالی که اگر یک تغییر اساسی صورت بگیرد همه چیز درست می شود و آن آمدن امام زمان است لذا دعای فرج ما هم فانتزی است مثل گل پلاستیکی که خاصیت ندارد چون اضطرار و تغییر در دعا نیست التماس و درخواست نیست هیچ تغییری ایجاد نمی شود حرم رفتن هایمان هم پلاستیکی است به حضرت می گوییم تغییر بدهید ما هم نمی خواهیم تغییر کنیم ما خوشبخت شویم مشکلاتمان حل شود قضاهای خوبی گیرمان آید در حالی که قدرهای بدی را انتخاب می کنیم وقتی درجه ایمان هر شخص از شادی و ارامش اوست پیغمبر فرمود می خواهی بدانی کسی مومن هست یا نیست ببین چقدر خوش اخلاق است. چقدر سودمند به حال خانواده اش است چقدر خانواده به او تکیه می کنند عاشقش هستند چقدر جایش در خاواده خالی می شود اینجا معلوم می شود طرفمان هست یا نیست مومن بودن به کثرت نماز و روزه نیست به قول امام صادق علیه السلام به گریه کردن و اشک ریختن نیست باید خاصیت داشته باشد گل مصنوعی قشنگ است ولی خاصیت گل را ندارد ایمان حیات است حیات آثار دارد ایمان حیات بخش انسانی است یعنی این بخش روح حیوانی دارد این بخش هم که عقل است بخش فوق عقل حیاتش به ایمان است اگر کسی ایمان نداشت حیات فوق عقلانی هم ندارد وقتی این حیات نبود آثارش هم در شخص نیست قرآن می فرماید اینها مرده هستند حیات حیوانی گیاهی جنسی دارد حیات انسانی ندارد حیاتی که به درد ماوراء به درد بهشت بخورد را ندارد ما می خواهیم قدرهای کوچک داشته باشیم قضاهای قشنگ گیرمان آید ما زور می گوییم اینکه خیلی از دعاهای ما اجابت نمی شود این است که زورگویی می کنیم با بی منطقی دعا می کنیم نذرهایمان، حرم رفتن، اساس و پایه ندارد نتیجه هم ندارد حکیمانه نیست تازه خدا به ما رحم می کند «و یعفوا عن کثیر» می فرماید بسیاری از این قدرهای خرابی که شما می آورید می بخشم یک طوری برطرف می کنم با دعای امام زمان با دعای پدر و مادر با دعای خوبان و نیکان برطرف می کنم. اگر ما چوب قدرهایمان را بخوریم همان سال او همه نابودیم اگر ما بخواهیم امام زمان بیاید باید قَدَر دعا را ببریم قدر دعا با شرایط دعا که مهمترین شرطش چون یک دعا با یک شرایط یک قضا ایجاد می کند یک دعا با یک شرایط هیچ قضایی را ایجاد نمی کند وقتی دعا آن قَدَرهای خاص خودش را کامل داشته باشد مثل اتومبیل است، می گویند این اتومبیل همه چیزش آماده است یک فیوز ندارد می گوید یک فیوز اگر نباشد کل این سیستم به درد نمی خورد می گوید لاستیک موتور بنزین، روغن و .... دارد یک فیوز فقط همان فیوز اگر نباشد فایده ندارد همه را دارد فرمان ندارد فرمان دارد همان یک پیچی که فرمان را وصل می کند تا بچرخد آن را ندارد نمی شود کاری کرد تمام سیستم به درد نمی خورد بود و نبودش یکی است دعایی که با همه قدرهای مناسب برای ظهور امام زمان نیاز هست اگر از طرف مردم اتفاق بیفتد برای بنی اسرائیل شد 170 سال بعثت موسی را جلو انداخت چطور آمدن امام زمان را جلو نیاندازد مهمترین چیزی که ظهور امام زمان را نزدیک می کند دعاست ولی دعا با شرایط خاص خودش یعنی با اضطرار با یقین با معرفت انسان بفهمد بی همگان به سر شود بی تو به سر نمی شود اگر اینطوری دعا کردید مثلاً وقتی به شما می گویند سرطان دارید چطور دعا می کنید بچه ات دارد می میرد شوهرت زندان است چطور دعا می کنید. عزیزترین کس تو را دزدیدند ممکن است او را بکشند چطوری در حرم می رود دعا می کنی برای آمدن برای نجاتش. چه کسی می تواند بگوید من برای امام زمان اینطوری دعا کردم اگر کسی توانست بگوید یعنی خیلی آدم بزرگی است آدم با معرفتی است برای خودمان هم اینطوری دعا نمی کنیم برای بخش حیوانی دعا می کنیم دو نفر ماشین هایشان به هم می خورد قفل فرمان می کشند می افتند به جان همدیگر چک این طرف و آن طرف شده راحت آدم می کشند اما برای بخش عقلانی و فوق عقلانی اصلاً برایمان مهم نیست برای کسی که وقت گذاشت پول گذاشته کفش خریده آمده اینجا کفشش را بردند وقتی می بیند کفشش را بردند اینقدر ناراحت می شود که برای قضا شدن نمازش این غصه را نخورده یا از فلان فیض محروم شدم از اینکه خدا ندارد آسمان ندارد از این که ساقط شده قلبش کار نمی کند از اینکه شفاف نیست خواب نمی بیند از اینکه نشاط ندارد سر نماز هیچ کس به طرف او نیست از اینکه حضور قلب ندارد سجده ندارد اذان و اقامه و تعقیبات ندارد ولی برای بخش طبیعی چرا ما باید برای امام زمان اگر می خواهید بیاید باید این طوری دعا کنیم اگر می خواهیم به او برسیم باید انسان با اضطرار گریه کند (ام یجیب) چرا می گیرد؟ برای اینکه تو می گویی خدایا من مضطرم، بدبختم چه کسی اجابت می کند (ام یجیب المضطر) وقتی من الان احساس بیچارگی ندارم خدا می گوید تو که مضطر نیستی شب بیایی خانه شام نباشد مضطر نمی شوی می گویی پول دارم می روم غذا می گیرم می خورم این اضطرار نمی آورد مضطر هاجر است بچه اش را در فضای بی آب و علف می گذارد در آن اگر ما هیچ کس را هم نداشته باشی این این بچه ناله کند دنبال آب بروی ببینی آب نیست و سراب ببینی بروی و برگردی وقتی به اضطرار رسید (عند تناه الشده یکون الفرج) وقتی کارد به استخوان می رسد فرج حاصل می شود وقتی انسان مضطر می شود خدا خیلی نزدیک می شود (فانّی قریب اجیب دعوه الدّاع اذا دعاه) وقتی مرا بخواند من پیش او هستم من بیچاره ام، گرفتارم، دستم حالی است انهایی که توحیدشان قوی می شود همیشه مضطر هستند چون همیشه دست خالی هستند توانایی خودش را اصلاً نمی بیند به خدا می گوید خدایا من مضطرم مثل پیغمبر مثل ائمه که فقط خدا را می دیدند به خودشان هیچ نگاهی نمی کردند (لا املک لنفسی نفعاً و لا ضراً) برای چه گفتند تعقیب نماز عصرتان این باشد؟ برای اینکه خودشناسی تان این باشد تعقیب نماز عصر انسان را به خودشناسی والایی می رساند (لا املک لنفسی نفعاً و لا ضرّاً و لا موتاً و لا حیاتاً و لا نشورا) هیچ چیزی برای خودم نیست یک کسی همیشه برود پیش خدا بگوید خدایا دستم خالی است چیزی ندارم مضطرم و واقعاً با اضطرار بگوید دستش پر می شود ما صدجای دیگر را دیدیم می گوییم برویم یک دعایی هم کنیم لذا التماس های ما هم دروغی است التماس دعا حرف قشنگی است. یعنی من واقعاً به التماس افتادم به من رحم کن برایم دعا کن به من کمک کن من واقعاً به دعای تو احتیاج دارم به هر کس که می گویی. این التماس دعا نه اینکه رسمی باشد دعا کردی کردی نکردی نکردی دلت خواست برای من دعا کن. این اصلاً اضطرار ندارد کاری نمی کند برای امام زمان انسان باید اینطوری دعا کند برای خودش هم همینطور (الدعا یدفع البلاء النازل و ما لم ینزل) بلایی را که نازل شده را می شود برطرف کرد بزرگترین بلایی که ما دچار آن هستیم این است که پدر ما بالای سر ما نیست و با یتیمی زندگی می کنیم هر کدام میلیاردها قدرت داریم که هیچ کدام را نتوانستیم شکوفا کنیم هزاران اسم از خدا گرفتیم یکی را هم نتوانستیم کامل کنیم در لجن جهنم در زقّوم و حمیم گرفتار شدیم در لجن دنیا گرفتاریم افکار و زندگی مان پر از لجن، آلودگی، بدبختی است هنوز هم نفهمیدیم احتیاج به پدر داریم همه بدبختی ما از یتیمی مان است مربی نداریم ما مثل کسانی هستیم که در مدرسه بدون معلم می خواهیم یاد بگیریم در بیمارستان بدون پزشک به سر و کله هم می زنیم خودمان را درمان کنیم بیمارستان پزشک ندارد پرستار ندارد مردم ریختند آمدند حالا ببین چند نفر سالم چند نفر مرده بیرون می آید هیچ اتفاقی نمی افتد ما آک آک از دنیا به آخرت می رویم شکوفا نمی شویم ولی اگر مربی باشد مربی هر کدام از ما را هزاران قدرت در فاصله زمانی کوتاه شکوفا می کند امام زمان بیاید شما در یک چشم به هم زدن از اینجا وارد برزخ می شوید یک کرده دیگر نمی گویم چون آن تفریح توست ایستگاه تفریحی است نه از اینجا به برزخ و آن طرف برزخ می روید اینقدر امام زمان قوایی که تک تک ما داریم را قشنگ شکوفا می کند ولی ما بدون امام زمان هستیم و همه کوچک کوچک زندگی می کنیم زندگی مان بچه گانه است.
از خیالی جنگ شان و صلح شان از خیالی ننگشان و نامشان
با خیال زن داری می کنیم شوهرداری می کنیم بچه داریم می کنیم یک جا مدیریت می کنیم تجارت می کنیم خیالزدگی. قوای ما هدر می رود و وقتی ما نمی فهمیم عاشق خودمان نیستیم قوای خودمان را نمی شناسیم نمی دانیم هر کدام از ما یک مظهر کامل خدا هستیم یک مثل از خدا هستیم خیلی ما توسری خوردیم خیلی کوچک شدیم خدا لعنت کند سلاطین و طاغوتها و پادشاهان را در طول قرن ها دائم تو سر آدمها زدند الان هم ابرقدرتها این کار را می کنند به خاطر منافع پست خودشان آدم ها را کوچک نگه داشتند اجازه نمی دهند آدم ها بزرگ شوند چون آدمی که بزرگ شد به هیچ وجه زیر بار طاغوتها ظلم تباهی گناه بداخلاقی نمی رود آدمی که بزرگ شد ننگش می آید در عمرش یک بار حسادت کند به بزرگی خودش بر می خورد می گوید من اینقدر پایین آمدم که نسبت به یک چیزی حسادت کردم من اینقدر کوچک شدم که عصبانی شدم روی کسی دست بلند کردم ولی وقتی خودمان را نمی شناسیم این کار را با افتخار می کنیم. آدم وقتی قدر خودش را نمی داند تبدیل می شود به یک حیوان وحشی و درنده. باید قدر خودمان را بدانیم قدر دعا را هم باید بدانیم دعا چه کار می کند دعا همه موانع سر راه انسان را برطرف می کند چه دیگران ایجاد نکرده باشند چه خودت ایجاد کرده باشی همه موانع را دعا برطرف می کند انسان با دعا یعنی انسان به اضافه خدا وقتی می گوییم دعا یعنی همه قدرتها، اسباب و علل خدا در اختیار تو قرار می گیرند انسان اینقدر قدرت دارد، با این هست یک کسی می تواند لایق خانواده آسمانی اش شود پس وقتی زیارت عاشورا می خوانی (ان یجعلنی معکم فی الدنیا و الاخره) دعا را به تو دادند یا الله شروع کن به کجا می توانی برسی؟ به جایی که در دنیا و آخرت با خانواده آسمانی ات باشی مگر این شوخی است به تو دعا دادند که به امام حسین بگویی من می خواهم مقامی که تو داری را داشته باشم (ان یبلغنی) مرا به آن مقامی برساند که تو نزد خدا داری این خیلی حرف است ما خیلی با عقب ماندگی زندگی می کنیم ما را به کجا صدا می کنند ما کجا مشغول بازی و دعوا هستیم کمی به این فکر کنیم که الان دغدغه های زندگی ما چه چیزهایی هست و ما را خدا به کجا صدا می کند انسان همین را اگر بفهمد یک بار پرده از جلوی ذهنش، دلش، قلبش کنار برود بفهمد مشغول چه جهنمی است در چه جهنمی خودش را گرفتار کرده و آن طرف چه بهشتی منتظرش است با سرعت از جهنم خودش بیرون می کشد با دعا و قدرت می تواند خودش را بیرون بکشد.
والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.