بحث ما درباره دعا بود که گفتیم به عنوان یک مکتب برای رسیدن ما به هدف خلقتمان بسیار ضروری است و وسیله ی بسیار مهمی است برای ارتباط ما با الله و خانواده آسمانی مان و وسیله بسیارمهمی است برای خنثی کردن حملات دشمنان جنی و انسی.به هر حال انسان در طول زندگیش با انسانهایی روبرو است که دشمن اوهستند.نفوس آنها می تواند آسیب های زیادی به انسان بزند و توطئه های آنها،دشمنان جنی ما داریم،قرآن هم تاکید زیادی دارد که انسان دشمنهای جنی که یعنی همان شیاطین را دارد و وجود این دشمنهاهم قبلا توضیح دادیم برای زندگی ما ضروری و لازم است انسانی که دشمن نداشته باشد اصلا نمی تواند رشد بکند ناموس عالم دنیا با تضاد است یعنی انسان به هر جا برسد باید با تضاد روبه رو بشود تا بتواند رشد پیدا بکند.دشمنان هستند که انسان در برخورد با آنها می تواند عشقش را به حق تعالی ثابت بکند برا ی همین هم دوستی و دشمنی دوروی یک سکه هستند سکه ی عشق،سکه ی انسانیت،یک رویش عشق به حق تعالی و خانواده آسمانی ست و یک رویش دشمنی با دشمنان اینها هست و نمی شود انسان کسی را دوست داشته باشد و با دشمن او دوست باشد و بادشمن او و باخطراتی که او را تهدیدمی کند دشمن نباشد.نمی شود انسان یک کسی را دوست داشته باشد ولی باموانع پیوند و ارتباط با آن شخص و دشمن نباشد با عواملی که کمک می کند یک رابطه را خرابش می کنند دشمن نباشند.دشمنی لازم هست و رشد است برای ما.دشمنهای خارجی اگر نباشند انسان از بسیاری از اسام الهی محروم می شود وجود دشمنان الهی هست که انسانها را تا مقامی فوق مقام بهشت،مقام عند ربهم یرزقون می رساند.شهدا به وسیله دشمنان به این مقام رسیدند .بسیاری از اولیاء خدا با وجود دشمنان به اینجا رسیدند.بنابر این ما باید توجه بکنیم که نظام خلقت یک نظام معصومانه است یعنی خداوند نظام را طوری طراحی کرده که هرکس بتواند تمام اسام الهی را جذب بکند و برای جذب همه اسام الهی به یک عالم پرتضاد احتیاج هست انسان باید میادین گوناگونی از تخالفها و تضادها را طی بکند تا استعدادهای او،اسامی که در او وجود دارد از خداوند تبارک و تعالی شکوفا بشود.خب دعا همه این خواسته های انسان را اجابت می کند.من چندین روایت از معصومین باز انتخاب کردم برای شما بخوانم که همان آن جنبه ی کلید بودن را که جلسه گذشته قول داده بودیم درموردش صحبت بکنیم و اسلحه بودن دعا برای بریدن و طی مراتب و مدارج کمال.(الدُّعا مَفاتیحُ النَّجاه و مَقالیدُ الفَلاح)دعا کلیدی-نمی گوید کلید،مفتاح نگفت مفاتیح گفت،مفاتیح یعنی کلیدها-دوتا کلمه را بکار برده نجاه،فلاح،نجات،کامیابی رستگاری.کامیابی خیلی مهم است اما چه کامی؟این خیلی اهمیت دارد یعنی در واقع وقتی می گوید کلید است خودش هم می گوید از دعا باید تو چه جهتی استفاده بکنیم.کلید برای چی؟می گوید از دعا بخواهید با دعاهایتان نجاة و فلاح را بخواهید رستگاری،عاقبت به خیری،کامیابی کامیابی از کی؟از خدا.باز انگشتهای مرا نگاه نکنید محسوسات،حس کامیابیش با محسوسات است.انسان وقتی کامیابی با محسوسات می کند در حد حس است خوردنی ها یا چیزهای دیگر.کامیابی خیال با مخیلات است.بعضی ها دوست دارند بنشینند خیالهایی بکنند.خیالهای گوناگونی به سرشان می زند،اصلا دوست دارند یک ساعتی رو رختخواب ،تو خواب،خوابهای خاصی ببینند،خیالهای خاصی کنند.جایی که نشسته اند خیال بازی می کنند.این خیال می تواند بسته به اینکه متعلقش چی هست روح را تغذیه می کندچه تغذیه منفی،چه تغذیه مثبت،وهم ما هم با موهومات کامیاب می شود انسان اگر ارتباطات وهمانی نداشته باشد بخش وهمانی ارضا نمی شود.لذا ممکن است خیلی از بیماریها را بگیرد یا ممکن است به خاطر کامیابی های غلط مریض بشود مثل غذا،غذا خوشمزه است یا نه؟چرا خداوند این همه غذاهای متنوع و خوشمزه گذاشته برای بدن لازم است یا نه؟لازم است.مزه ها همه برای بدن لازم است خدا مخصوصا هم خوشمزه گذاشته که این بدن باید سرپا باشد باید تغذیه بکند ولی استفاده غلط از خوردنی ها یا خوردنی های مضر باعث می شود این سیستم از کار بیفتد.در خیال هم خیالهای خیلی قشنگ داریم می توانیم انجام بدهیم که بسیار تو رشد ما موثراست کسی که نمی تواند خیال بکند خیالهای قشنگ داشته باشد پرواز ندارد اصلا،اصلا نمی تواند پرواز بکند.یک کسی می خواهد از تو لجن در بیاید باید با خیال در بیاید.خیال خیلی به انسان کمک می کند که انسان پرواز بکند و از تو مفاسد،لجن ها،غمها،غصه ها،تحقیرها،تنهایی ها،صدمه ها بیاید بیرون اینکه در آغاز بحث خانواده آسمانی گفتم حتما یک وقتی را اختصاص بدهید در طول روز به خیالهای عاشقانه با خانواده آسمانی تان و با خیالهای عاشقانه با خدا برای همین است.عقل ما هم کامیابیش با اطلاعات است.انسان هر چی اطلاعلات گیرش می آید.خیلی ها می روند مطالعه می کنند،کلاس می روند،دانشگاه می روند،حوزه می روند چون اگر اطلاعات جذب نکنند عقلانیتشان،قوه ی عاقلانه شان غذا بهش نمی رسد.همین که می شنوند تغذیه می شوندهمین شنیدن تغذیه است
جانور فربه شود از راه نوش آدمی فربه شود از راه گوش
یعنی جانور کامیابیش از راه خوردن است.کامیابی انسان شنیدن است،یعنی با شنیدن شاد است با شنیدن قوی می شود،با شنیدن پرواز می کند.با شنیدن اوج می گیرد.باید انسان از این استفاده بکند.اینجا را نگاه بکنید کامیابی بخش اصلی ما این است.یعنی بخش فوق عقلانی ما که خداست.شخص خدا و معصومین هم واسطه هستند.افرادی هستند در طول عمرشان چقدر کامیابی دارند با خدا.به خدا رسیدند و کامیابی دارند.اینکه می گوید دعا کلید رستگاری و کامیابی ست اینکه انسان بفهمد وقتی از دنیا دارد می رود از حق تعالی ،از کمال مطلق کام گرفته،ناکام از دنیا نرفته،متاسفانه تو فرهنگ ماست که اگر یک نفر از جنس مخالف استفاده نکرده باشد و مرده باشد می نویسند جوان ناکام.درحالیکه وقتی انسانهای زیادی می میرند فرشته ها اگر قرار باشد روی حجله ی اینها یک چیزی بنویسند در مورد اکثر آدمها می نویسند ناکام.کلمه قشنگی که پیغمبر به کار برده تشنه است.می فرماید(کُلُّ اَحَدٍ یَموتُ عَطشان إلاذاکِرَالله)هرآدمی تشنه از دنیا می رود ناکام از دنیا می رود مگر یک کسی که خدا را پیدا کرده باشد.یعنی توانسته باشد پیدایش بکند و بشناسدش و رفاقت بکند باهاش.با دعا چی بخواهیم،هدف خلقتمان را،رسیدن به هدف خلقتمان را بخواهیم.در مورد جزئیاتش زیاد سفارش به خدا ندهیم.بی ادبی است،خوب نیست.شما به خدا بگو خدایا من می خواهمت،من را برسان به خودت.من یادم هست سرطان که گرفته بودم،یکی از دوستان روحانی من آمد عیادت من،از قول یکی از اولیاء خدا گفت.گفت ایشان فرمودند که انسان خوب نیست خیلی برای خودش قبا سفارش بدهد.یعنی اندازه ها را بگذارید خدا،تقدیرها را بسپارید دست خدا،او قشنگ تر می داند برای ما.علت؟علت اینست که اگر به اکثر انسانها بگویی،انسانها برای خودشان تقدیر زیاد می کنند.من باید با این ازدواج کنم،من باید دختر داشته باشم حتما.می زند چندسال تا بالاخره بتواند دختردار بشود.پسردار شود.من باید این شغل این رشته،این کار،این مسافرت،این کشور،همه اش شرایط برای خودش درست می کند.آمار جهانی می گوید اکثر آدمها،اکثر قریب به اتفاق آدمها بعد از مدتی از انتخاب های قبلی شان به شدت پشیمان می شوند.از بچه هایشان،از همسرانشان از خانه هایشان،از رشته هایشان،از شغلهایشان از همه کارشان،این نشان می دهد که ماخیلی خودمان عرضه نداریم.خودمان یک چیزی به ذهنمان خطورمی کند ولی فایده ندارد.عرض کردم یکی از چیزهایی که خیلی تو زندگی مهم است می تواند خیلی تاثیر داشته باشد با اینکه دو سه دقیقه بیشتر نیست ولی تاثیر زیادی رو زندگی تان می گذارد،تعقیب نماز عشاء است.یعنی نماز عشاء راهروقت خواند تعقیب نماز عشاء را حتما بخوانید(اَلّلهُمَ إنَّه لَیسَ لی عِلمٌ بِموضِعِ رِزقی)خدایا من اصلا نمی دانم موضع رزقم چی است(وَ إنَّما أَطلُبُه بِخَطَراتٍ تَخطُرُ علی قَلبی)من با یک چیزهایی که خطور می کند تو ذهنم و قلبم می دوم دنبالش فکر می کنم این کار خوب است این کار را انجام بدهم این کسب مناسب است این کسب را انتخاب کنم،این رشته خوب است این را انتخاب کنم.این کار به درد می خورد،همین جوری خیالی و خطوری یک چیزی من انتخاب می کنم برای خودم(وَ انّمااطلُبُهُ)من این رزق خودم را با چیزهایی که به ذهنم خطور می کند طلب می کنم.(فَاجولُ فی طَلَبه البدان)می روم تو این شهر تو آن شهر هی می گردم بالاخره یک جوری زندگیم را سروپا نگه می دارم این کار و آن کار،این را ببین و آن را ببین(فَانا فیما أنا طالبٌ کَالحَیران)من خیلی حیرانم تو آن چیزهایی که می خواهم،نمیدانم واقعا چی به نفعم است.(لا أدری افی سَهلٍ هُوَ أم فی جَبَل) نمی دانم این تو صحراست توی کوه است(أم فی بَرٍّ أم فی بَحر)دریاست،خشکی است،کجاست؟نمی دانم ولی خدایا من یک چیزی را میدانم،آن اینست که من می دانم تو رزق را تقسیم می کنی (تُسَبِّبُه بُرَحمَتُک)همه چیز دست توست.(وَإِجعَل یا رَبِّ ِرزقَکَ لی واسِعاً ومَطلَبَهُ سَهلاً)خدا رزقت را واسع بده،خوب، زیاد،طلبش هم آسان کن،دردسر زیاد نکشم برایش،الاف نشوم،عمرم نگذارم،بگذار عمرم را تو عشق بازی با تو بگذارم خدا اگر ببیند یک نفر واقعا صادق است به اینکه دل آدم ضعف می رود برای اینکه دوست دارد به یک خلوتهایی با خدا بود روزیش می کند،کار دنیایش را زود راه می اندازد.الافش نمی کند در به درش نمی کند.می گوید بابا این بنده من می خواهد با من باشد زود امورات دنیایش را بهش بدهیم زودتر به ما برسد.من هم دوستش دارم بنده ام را،برای همین می خواهیم به هم برسیم کارش را راه می اندازم زودتر بیاید با هم باشم.نزدیک هم باشد( ماخَذَه قریبا)زود دستم بیاید خدا.خیلی دور نپرم این ور و آن ور(وَلا تُعَنِّنی بِطَلَبِ ما لم تُقَدِّر لی فیه رِزقا)خدایا آن چیزهایی که واقعا رزقم نکردی،بیخود الاف نکن من را،من هی بدوم این ور،آن ور بعد از سه چهار سال(تِعَنِّنی)به زحمت نینداز خدایا من را.روزیم نکردی من هی بدوم این ور آن ور.آخرش هم بفهمد اصلا این مال من نبوده،روزی من نبوده،من بیخود عمرم را گذاشتم دوسال،سه سال پنج سال وقت تلف کردم آخرش هم هیچی.این مال کیاست؟مال آدمهایی است که قدر نمی شناسند،راضی نیستند به رضای الهی ،خدا یک دفعه می دوانشان به یک جاهای دیگر که تو بحث رضا گفتیم،هی سفارش به رضا می دهد این چیست،این کیست،همه اش شکایت دارد،گله دارد،خدا می گوید پس حال این چیزهایی که من دادم نمی پسندی،خودت برو ببینم چی کار می کنی؟خدا می گوید حالا که انتخاب من را نپسندیدی می سپارم ببینم چی کار می کنی.آدم می افتد به دردسرمی رود می بیند شکست خورد.یک سال،دوسال،پنج سال آخرش می فهمد که نه این لقمه اش نبود(وَلاتُعَنِّنی بِطَلَبِ ها لَم تُقَدِّر لی فیه رِزقا فَانَّکَ غَنیُّ ان عَذابی)خدایا تو بی نیازی از اینکه من را عذاب بکنی(وَ أنا فَقیرٌ الی رَحمَتِک)ولی من نیازمند به رحمت تو هستم.این نماز عشاء چه غوغایی است این تعقیبات حتما بعد از نماز عشاء این را بخوانید.چی بخواهیم،چی نخواهیم،چیزهایی که انسان باید بخواهد اینهاست.گفت خداوند سلام می رساند بهت می گوید هر چی می خواهی بخواه از من.چقدر زیرک است.مادرمان فاطمه زهرا،ما بچه های این مادریم؟اگر بچه های این مادریم باید پا جای پایش بگذاریم-(سلام الله علیها).چی می خواهی؟می فرماید(اُریدُ ان لا اُرید)خدا من می خواهم که هیچی نخواهم.خدا جای ما فکر بکند که بهتر است،فکرها محدود است خدایا جای ما فکر کن،هر چی تو بگویی.لذا اگر چیزهایی که ما داریم و خودمان هم تو انتخاب هایش دخالت نداشتیم،نخواهیم خیلی بد ادبی است،آقا من تقصیر نداشتم این نصیبم شده.پس نصیبت شده توش قرار است خیلی خیر بهت برسد .من پدرمادرم را خودم انتخاب نکردم.در مورد همسر دقت لازم را نداشتم،اصلا پختگی لازم را نداشتم این شخص نصیبم شده،در مورد بچه هم این نصیبم شد.جنس بچه را من انتخاب نکردم این است الان و خیلی چیزهای دیگر را من انتخاب نکردم.خدا می گوید به این انتخابهای من احترام بگذار من با اینها می رسانم به خودم.عرضه داشته باش از همین اینها شروع کن به خیلی جاها می رسی .هی نق نزن،غر نزن،اکثر قریب به اتفاق آدمهایی که قدر همسرانشان را نمی دانند خدا به بلاهای زیادی دچارشان می کند به سختی های زیادی دچارشان می کند.من با استثناءها کار ندارم.گاهی وقتها استثناء هست،انبیاء هم توشان طلاق بوده،پیامبر هم طلاق داده ولی ما صدی نود و پنج بلکه بیشتر طلاقهایمان بچه گانه است ناشکری است .فرارکردن است،عافیت طلبی است و بعدش خیر دیگر نیست من آنجاهایی که باید باشد کار ندارم.باز در فرمایش دیگری از وجود مقدس امیر المومنین(علیه السلام)می فرماید(مَصابیحٌ النَّجاه)چراغ موفقیت است،دعا چراغ موفقیت است.دستت نباشد نمی رسی بهش.اسلحه است دعا،باید داشته باشیش وسیله است.واقعا باید بخش مهمی از وقت ما تو بیستو چهار ساعت به دعا بگذرد.ما بدبختی مان همین است خدا می گوید، من بهتر می دانم کی بهتان بدهم بهترین موقعی که من برای شما در نظر گرفتم که اگر دعا کنید نزدیکید به من هم،زود اجابت می شود بعد ازنماز های پنجگانه است،همان موقعی که ما همیشه فرارمی کنیم .جماعت نمی رویم که کار زشتی است.فرمود کسی که جماعت می تواند برود نرود مسلمان از دنیا نمی رود و وقتی هم می رویم از مسجد فراری هستیم،دعا نمی کنیم.خدا می گوید نگاه کن این انگار روزیش غیر از دست من است دارد از پیش من فرارمی کند رفته دنبال روزی .از پیش من دارد در می رودمی رود دنبال روزی.ما هر وقت یک کسی را یک چیزی را به خدا ترجیح می دهیم خدا ما را واگذار می کند به همان.ولمان می کند بعد خیلی تو ذوقمان می خورد.(الدُّعا مِفتاحُ الرَّحمه)کلید رحمت خداست.رحمت را می خواهید با دعا بازش کنید.هر چقدر هم قشنگتر باشد نحوه باز کردنتان-چون بحث شرایط دعا را نداریم الان نمی رسیم که اینجا بگوییم.حتما به آن شرحی که زیاد هم طول کشید شرح صحیفه سجادیه مراجعه کنید آنجا توضیح مفصل دادیم-(وَ مِصباحُ الظُّلمَه)کلید رحمت و چراغ تاریکی هاست هر جا به حیرت می خوری برو سراغ دعا،برو سراغ خدا.(أکثر الدُّعا تََسلَمَ مِن صَورة الشَّیطان)حالا نگاه کنید جنگ را شروع کرد دیگر رفتیم سراغ بخش عملیاتی دعا.زیاد دعا کنید تا از گزند شیطان در امان باشید.وقتی انس می گیری با خدا شیطان زیاد نمی تواند نزدیک بشود نزدیک هم بشود نمی تواند صدمه بزند اگر غفلت کنی صدمه بزند زود جبران می کنید.بعضی از پوستها رادیدید؟بعضی از بدنها اینها تا زخم می شود زود جایش پر می شود اصلا انگار نه انگار این زخم شده کامل می سازد جایش را.جای زخم را پر می کند.جنس پوست جنسی است سلامت،زود پرمی کند.انسانی که اهل دعاست اگرآسیب هم ببیند صدمه اش را زود پر می کندبه لحظه نمی کشد به دقیقه نمی کشدمی تواند صدمه اش را پر کند.بعضی ها چون دعا ندارند وسیله ی ترمیم ندارند وقتی شیطان می زند می بینی پنج سال،ده سال این گیج است.یعنی طول می کشد این زخم خوب بشود.آخرهم جایش می ماند.دعا کاری می کند که انسان هر صدمه ای می بیند تو کمترین زمان خوب بشود و چون صدمه است تو مملکت خدا هم به ما رسیده هم جبران می شود یعنی هم جایش از بین می رود هم یک چیزی هم ذخیره می شود برای آخرتمان،خیلی ارزش دارد این،ثروتمندترین افراد تو نظام آخرتی،کسانی هستند که تو دنیا صدمه زیاد دیدند،بلا زیاد دیدند،مصائب زیاد دیدند.لذا فرمود نزدیکترین انسانها به خدا پربلاترین آنهاست بعد می فرماید(الاَنبیاءُ ثمَّ امثَلُ فالامثَل)انبیاء بعد هرکس شبیه تر است به پیامبران،آنها سختی زیاد دارند لذا ذخیره بیشتری هم دارند.هیچ کس مثل انبیاء سختی نکشیده.آنهایی که شبیه ترهستند بیشتر هم باید بکشند.ولی اگر کشیدند شرافت است ثروت و ذخیره است.خب شیطان صدمه می زند ريا،اذیت می کند،آزار می رساند،حمله دارد،همان حمله های جلو،عقب،راست و چپ،این چهار تا حمله دارد حتما-یادتان نرود-و زور دارد نجوا دارد،دهها نوع اذیت دارد،شیوه های اذیتش زیاد است حالا حمله هایش چهارگانه است اما شیوه هایش مختلف است.می گوید اگرمی خواهی در امان باشی دعا زیاد بکن.این آدمها زود نجات پیدا می کنند.برای کسی که اهل دعاست،صدمه یک سرماخوردگی است ولی برای کسی که اهل دعا نیست یک سرطان است می تواند بکشدش،ازبین ببرد طرف را.لذا می بینی یک نفر با یک مصیبت به خودکشی می رسد یعنی یک کاری می کند خودکشی کند که به عذاب جاودانه دچار می شود.یک کسی هم با همان مصیبت می رود توبغل خدا.بلد است از مصیبت چه جوری به نفع خودش استفاده بکند.به به به به امیرالمومنین،کی می شود ما واقعا روبه رو بشویم با امیرالمومنین،مژده داده خودش فرمود(مَن یَموت یَرَنی)هر کس بمیرد من هستم پیشش.بعضی ها تو دنیا می بینند،حضرت تو دنیا می آیند پیششان،تو دنیا می میرند.نفس شان را می کشند فرق نمی کند نگفت آخرت من را می بیند هر کس بتواند خودش را به موت برساند،موتها را تو انسا ن شناسی توضیح دادیم.بتواند به موت برساند خودش را امیرالمومنین را می بیند.یکی ازقشنگی های آخرت-حالا می گذاریم برای آخرت،عرضه نداریم که از این کارها تو دنیا بکنیم-یکی ازقشنگی های مردن و آخرت همین است که انسان دم خور با اینهاست.وجود مقدس امیرالمومنین(علیه السلام)نگاه کردنش،دیدنش،بوسیدنش،حرف زدن،حرف گفتن،حرف شنیدنش.خدا چقدر به ما لطف کرده.یعنی اینقدرمحبوب و معشوق سر راه ما گذاشته خداوند،آدم یک موقعهایی حیران است با کدام یکی از اینها عشق بازی بکند.وقتی می گویی بهشت هزاران،هزار از اینها آنجا هستند.یک موقعی می گویی ابدیت است جاودانگی است می گویی خدایا تو ابدیت فرصت هست من،یک ابدیت کافی است من با اینها زندگی کنم وعشق بازی کنم،چه تنوعی خدا گذاشته برای هر کس.یک امام جواد گذاشته هزار تا عمر می خواهد آدم با این امام جواد عاشقی کند.یک امام هادی گذاشته،یک امام عسکری گذاشته،یک امام زمان گذاشته،چقدرخدا لطف کرده در حق ما.خودش را گذاشته.آدم بفهمد خدا باهاش چه کرده خیلی خوب است.آدم عزادار دنیایش نباشد خیلی خوب است.ببین چه می گوید حضرت این ملاک است،این از آن روایتهایی نیست که گوش بکنید فقط،نوشتنی و باید جلوی چشمتان باشد.(أَعلَمُ النّاس بِالله سُبحانَهُ أَکثَرُهم لََه مَسئَلَهً)خداشناس ترین آدمها کسی است که از خدا بیشتر درخواست می کند.حتما یک وقتی رو سیره اهل بیت بگذارید عزیزان،چه جوری زندگی می کردند.این خدا همان مالک یوم الدین است،همانی است که خزائن آسمانها و زمین دستش است.همانی که مهربان و رحیم و کریم است.جلسه قبل گفتیم دیگر.همانی که همه چیز دستش است رحیم و کریم هم هست می خواهد همه چیز را به شما بدهد.خدا اینقدر مهربان است-من یک جوری بهتان بگویم عوامانه می خواهم حرف بزنم برای شما،خدا تک خور نیست.ابن سینا می گوید بیشترین کسی که توانبساط و شادی است خداست.یعنی ما شادتر از خدا دیگر نداریم.چرا؟مبتهج،کلمه ابتهاج آورده عزیزم اگر یک قدم به خدا نزدیک بشوی امکان ندارد شاد نشوی .اگر شاد نیستی نزدیکیت مثل گلهاست.این گلها را برای چی گذاشتند اینجا؟فقط یک قشنگی دارد خاصیت ندارد،بو ندارد.طراوت ندارد.حرف زدنش هم قشنگ است ولی ما خیلی ارتباطاتمان با خدا پلاستیکی است،یعنی خدامان پلاستیکی ست.خاصیت ندارد اصلا.اهل بیت را داریم اما عشق مان پلاستیکی ست،نمازهایمان پلاستیکی ست همین فقط صورت نمازست خوشگل است سجاده اش،دولا راست شدنش اداست ولی رنگ ندارد بو ندارد مزه ندارد هیچی ته ش گیرت نمی آید.آقا آدم یک گل را بو می کند برای چی خدا بو را گذاشته و گلها را با بوهای مختلف؟چون این بوها توی مغز انسان و تو تمام جسم انسان آثار فوق العاده و شگفت انگیزی دارد.جسم و روح،گاهی وقتها بسیاری از بیماری ها با بو برطرف می شود،بسیاری از بیماری های جسمی،روانی و روحی با بو برطرف می شود،بسیاری از بیماری های معنوی حتی ،با بو برطرف می شود،بعضی از عطرها،بعضی از محیط ها عطرهایی را آدم ها می زنند که آدم وقتی تو آن محیط قرارمی گیرد طبیعت گرا می شود،وحشی می شود،هار می شود،گر می گیرد و آتش می گیرد اصلا از این عطرها نباید استفاده کرد.اصلا از این ادکلن ها نباید استفاده کرد ولی بعضی از این عطرها و ادکلن هاهستند که آدم وقتی می زند خیلی چیزها عوض می شود،فرمود دوسوم پولتان را بدهید به عطر اسراف نکردید ولی چه عطری؟کارده تا پزشک را می کند یک عطر.یک نظام تغذیه ای است خودش.عطر،بو یک کاری می کند آدم را این نماز خوانده،ماه رمضان را روزه گرفته،ماه رمضان امسالش،ماه رمضان سال قبلش،پنج سال پیش یکی است،روزه هایش یکی است،نمازهایش یکی است.هی امام رضا می رود می آید پلاستیکی است،پستانکی است،پستانکی یعنی چه؟یعنی موقتا یک ذره سرپا نگه ات می دارد ولی شیری خبر نیست.خدا شاد است.چرا؟چون ذات دارد قائم به خودش است به هیچ کس غیر از خودش وابسته نیست.همه کمالات را هم دارد دیگر از این شادتر می خواهید شما.طرف یک ماشین،یک لباس،یک انگشتر،یک ساعت می گیرد چهار روز باهاش عشق بازی می کند.خدا همه کمالات را خودش دارد دیگر از این شادتر که نداریم.کسی یک قدم به این خدای شاد شبیه بشود شاد می شود چون کمال حقیقی دریافت می کند.هدف از خلقت این است که تو شبیه به او بشوی.هر یک کمال جدی و واقعی که از خدا دریافت بکنی،شادت می کند.جایزه ات است اگرجایزه را داد شاد نشدی بدان تعلق به لجن دنیا پیدا کرده آدم.جدی نیست.اگر مریض شدی به اندازه ای که سالمی شاد نیستی مشکل داری تو نشناختی خدا را.اگر رفتی مسجد دیدی کفش هایت را بردند بهت برخورد یک ذره تو دلت ناراحت شدی.اگر گفتی خدایا شکر،الحمدالله از من پذیرفتی کفش هایم را بردند،همان لحظه هم حلال کنید.بالاخره یک کسی برده نیاز داشته دیگه یا می خواهد بپوشد یا می خواهد بفروشد بخورد.یکی بفروشد از ما بخورد عیب ندارد.امام رضا فرمود بهترین زندگی آن ست که دست بیشتری توش باشد.حالا می خواهد از ما بخورد بگذارید بخورد.اگر صدمه ها را که تو زندگیت هست شکست دیدی،یک ذره باید تو معرفتت تجدید نظر بکنی.صدمه ها غنائم آخرت ما هستند.سازنده دنیا و غنائم هستند.شکستها تو زندگی خیلی برای غنیمت هستند آدم باید اگر شکستی تو زندگیش ایجاد شد ازش بهترین شادی ها را دریافت بکند.خدا می گوید این شکستی که مرتکب شدی یا خودت کردی یا یک کسی کرده،یا من کردم،فرق نمی کند خودت،کس دیگر یا من ،هر کی تو زندگیت سختی وارد کرد من خدا همه را می خرم و تضمین می کنم.دیگر غصه برای چی؟امکان ندارد مومن بیفتد توی چمبره غصه،پژمردگی،بدترین چیزها را تبدیل می کند به الله،به بهشت هم نه به خود الله تبدیل می کند.می گوید خدایا تو مملکت تو رسید اینها به من،اینی که از من گرفتی خودت را باید به من بدهی .سیدالشهدا چقدر قشنگ می خرد.علی اکبرمی دهد خدا می گیرد،علی اصغرمی دهد خدا می گیرد(الهی رِضَم بِرِضاک)فقط خدا می گیرد می گوید حیف است من بهشت هم نمی گیرم،خدا خودش.آقا هر چیزی بردند خدا زود گرو نگه دار.به خدا بگو تو مملکت تو این کار سر من آمده.تو مملکت تو،بنده هایت کردند خودم اصلا کردم،بالاخره تو مملکت تو این اشتباه صورت گرفته یا تو دادی .خب حالا چی؟خودت را به من بده.خدایا من را خوشبخت کن تو نظام ابدی.می گوید خداشناس ترین آدمها کسانی هستند که بیشتر دعا می کنند یعنی چی؟یعنی این فهمیده خودش هیچ کاره است.(لا املِکُ لِنَفسی نَفعاً و لا ضرراً و لاموتاً و لا حیاةً و لا نُشورا)خدایا من هیچ کاره ام،من فقر محض،ربط محض و تو غنی علی الالاق هستی .انبیاء غذای معمولیشان،چیزهای معمولی شان را هم تکیه به خودشان نداشتند.همین را هم به خدا می گفتند.اصلا اعتماد به آن چیزی که خودشان داشتند نداشتند.خب من جیبم پراست خودم می روم .نه.خدایا روزیم را تو برسان.خدایا یک روزی حلال بده.می گفتند وضعشان خوب نبود،زن به مرد می گفت می خواهی چی کار کنی؟گفت فردا می خواهم بروم الاغم را بفروشم.بعد پولش را می برم این جوری می کنم این جوری می کنم.گفت بگو انشاءالله.گفت انشاءالله که ندارد چی چی انشاءالله.خب این خر است این هم من،آن هم بازار.رفت و خر را ازش زدند.سرش کلاه گذاشتند،دست خالی آمد خانه گفت،چی شد؟گفت خر را انشاءالله بردند.ان شاءالله بی موقع.قران می گوید اصلا نگو من این کار را می کنم بگو انشاءالله ،خدا بخواهد آره.با خدا.کوچکترین چیزها،تو ماده و معنا همین طور باشید.درست را خوب خواندی با ذهن قوی،فول فول هستی-به قول امروزیها-اما بگو خدایا نرود.می روی سرجلسه می بینی گیج می زنی.خدایا حافظه ام را نگه دار،خدایا کمکم کن.درس را خوب خوانده مسلط است ولی می گوید خدایا کمکم کن.تو معنویت همین طور.دعوتت کرده مکه داری می روی،حالت هم خیلی خوش است اما قبل از اینکه بروی سراغ خانه خدا بگو خدایا من عرضه زیارت و دعا ندارم،تو خودت یک حال خوبی به من بده اونی که تو دوست داری من ازاینجاجمع بکنم ببرم.خدایامی خواهم قرآن بخوانم تو کمکم کن من قرآن بخوانم.می خواهم دعا بخوانم تو کمکم کن.تو معنویت و ماده،خدایا.آدم خیلی زیرکی ست یک کسی که برای همه کاری می رود در خانه ی خدا.می گوید من هیچی ندارم خدا هم خوشش می آید.می گوید که این هم من را شناخته،هم خودش را.به محض اینکه اعتماد به هوشت می کنی،تو تجارت،تو درس،تو کار سیاسی،تو کار اجتماعی،تو مدیریت گفتی من،من همه چیز را اداره می کنم خودم.اینقدر گند می خورد تو کار آدم که نگو تو شوهر داری تو زن داری،خدایا موفقم کن،تو بچه داری خدایا موفقم کن.تو تربیت،خدایا خودت.ببینید مادر مریم(سلام الله علیها)مریم را به دنیا آورده،(اُعیذها بِکَ وَذریَّتَها مِن الشَّیطان)خدایا من پناه می دهم این مریم را با نسلش به تو از شرشیطان.چقدر ربنا تو قرآن داریم،چقدر دعا داریم.ما ها اصلا تو زندگی مان این طوری نیستیم،.ما یاد نگرفتیم دستمان را ببریم بالا،به ندرت،اتفاقی بیفتد ما بخواهیم دو رکعت نماز بخوانیم.الان من یک سوال می کنم شما خودتان جواب بدهید.می دانم جوابتان چیست.آقا ما تا به حال تو دنیا خواسته زیاد داشتیم.چند بار شده برویم دو رکعت نماز بخوانیم.دعا بکنیم و بگوییم خدایا من این خواسته را دارم.بوعلی سینا(رحمة الله علیه)می گفت من مشکل علمی پیدا می کنم می روم مسجد جامع،دو رکعت نماز می خوانم به خدا می گویم خدایا من اصلا نتوانستم حلش بکنم کمکم کن .ما نه،اصلا حاضر نیستیم برویم به خدا بگوییم خدایا من امروز صبح می خواهم بروم بازار خرید کنم نمی دانم سرم کلاه می گذارند، نمی گذارند جنس ها.چند دقیقه مگر کار دارد سر سجاده دو رکعت نماز کار دارد.دو رکعت نماز بخوان بعد برو بازار.می خواهی بیایی فروش کنی،دو رکعت نماز بخوان بعد بیا شروع کن به فروش.می خواهی درس بخوانی ،دو رکعت نماز بعد.می خواهی ازدواج بکنی دو رکعت نماز بخوان بگو خدایا اگر صلاح نیست به هم بخورد.هر کاری،خدایا تو کمک کن،خدایا من با تو.دارم می روم.تنهایی نمی خواهم بروم.من را واگذار نکن به خودم،به احساساتم.تو باش کمکمان.خیلی آدم زیرکی است یک آدمی که همیشه دست به دعاست.خزائن را خدا داده دستش هر چی می خواهی بردار،دنیا می خواهی بردار،آخرت می خواهی بردار.من که دارم بهت می دهم.چرا ما سراغ دعا نمی رویم؟من یک سوال کنم.ما الان می گوییم ما خانواده آسمانی مان را می خواهیم آقا امام زمانمان را می خواهیم،دلمان تنگ شده برایش،منتظرش هستیم.یک سوال!چند بار تا به حال دو رکعت نماز خواندیم برای ظهور امام زمان؟یک کسی هست بگو، من تا به حال شده اینقدر دل تنگ امام زمان شدم،اینقدر بی تاب شدم،اینقدر منتظرش هستم،اینقدر ناراحتم از اینکه امامم بالا سرم نیست رفتم یک دو رکعت نمازخواندم،فقط تو نماز هیچ چیز دیگری نخواهیم،هیچی دیگر نخواهیم،دو رکعت نماز من خواندم خدایا آقایمان را برسان.ببینید برای حاجتهای دنیایی مان ما حاضر هستیم این کار را کنیم،چقدر نذر و نیاز و صدقه و دعا،برای رسیدن به خانواده آسمانی مان چقدر نذر و نیاز کردیم؟خدا رحمت کند مرحوم شیخ جعفر آقا را،شاگردش به من می گفت،یک مرد با صفایی بود هی می آمد به این آقا(جعفر آقا)می گفت،آقای مجتهدی یک کاری کنید-هوس خیلی خوب است،قیمت آدم به هوسهایش است.یک کسی مثلا صد هزار تومان اضافه می اورد تو خانه،ببین عشقت است به کی بدهی کجا خرجش کنی.قیمتش معلوم است،می گوید من دویست هزار تومان اضافه آوردم صد و پنجاه پول رفت و آمد به مشهد است.همین الان شب جمعه بعد از کلاس راه می افتم می روم فردا هم برمی گردیم یک شبی تا صبح پیش امام رضا باشیم چه مزه ای دارد.صبح هم خسته خیلی خواب آلو بودم می روم توهواپیما می نشینم برمی گردم.یک امشب بروم پیش امام رضا.آقا از نوع پول خرج کردن هایمان معلوم است قیمتمان چقدر است.همین نوع پول خرج کردن ها.چقدر پولهای که خدا به ما داده،نعمتهایی که خدا به ما داده تو عشق خرج کردیم؟تو عاشقی؟به خدا معلوم می شود.یعنی ائمه ببینید تو هی داری پول خرج می کنی که خودت را برسانی به آنها،خودت را لوس می کنی که بالاخره آنها نگاهت بکنند ان شاء الله تو بحثهای راهکارهای عملی می رسیم درسمان دیگر دارد تمام می شود-می رسیم-ان شاء الله به زودی.آقا ببین چقدر جدی هستی؟یک دوست پیری داشتم چند بار هم گفتم برایتان.این همیشه چند ماه جلوترمی رفت یعنی یک سال کارش این بود،هر موقع بلیت می دادن می رفت بلیت می گرفت،برای اول ماه،می گفت من باید اول ماه مشهد باشم،چقدر زیرکند اینها،آقا برای خانواده آسمانی شان احترام قائلند.می گویند من باید وقتم با ائمه بگذرد.ما خیلی دیر دیر هوس می کنیم-این می آمدهی به حاج آقامی گفت(جعفر آقا مجتهدی)حاج آقا شما دعا کنید امام رضا ماهی دو سه روز قبولمان کند بتوانم ماهی یکبار،دوبار بتوانم به حضرت سربزنم و آقای مجتهدی هم می گفتند باشد.این آدم فقیری بود،طلبه روحانی فقیری بود،خیلی مدت بود عبایش پاره بود.پول جمع کرد بالاخره یک عبا نو خرید بعد از سالها همچین طمع خوش یک لباس نو تو تن این آمد.این عبا را پوشید و همین جوری شنگول داشت می رفت تو همین صفایی قم،سر بلوار امین یک پلی دارد می گفت داشتم می رفتم دیدم یک روحانی سید دارد می رود عبای اون از عبای این خیلی وضعش پاره تر بوده می گوید این سید است بچه فاطمه زهرا است سادات از من الویت دارد-چقدر خوب است آدم ادب داشته باشد با سادات،درست رفتار بکند،حرمت سادات را داشته باشد جلوتر از آنها راه نرود،به عشق خانواده آسمانی به سادات احترام بگذارد.فرمود خوب هایشان را به خدا ببخشید بدهایتان را هم به من ببخشید،پیامبرفرمود،بدهایشان اگرافتاد گیر شما بگویید بچه تو است ای پیغمبر،اصلا بخشیدمش به خودت.آدم می رود توبغل فاطمه زهرا(سلام الله علیها)وقتی این جوری می شود.عبا را در آورد گفت حاج آقا شما عبایت را به ما بده من دوست دارم این عبا را به شما بدهم.این دوست ما تعریف می کرد می گفت من نشسته بودم-آقای گل محمدی هم است اسمش،هنوز هم زنده است.گفت آقای گل محمدی آمد و یک دفعه آشیخ جعفر آقا بهش خندید و با آن لهجه ترکی قشنگش گفت آقای گل محمدی چی کار کردی؟خانم فاطمه زهرا خیلی از دستت خوشحال و شاد است. حال خود آشیخ جعفر می دانست چی کار کرده.گفت خود حاج آقا هم گفت این عبایش را آنجا بخشیده،گفت به خاطر این دیگر مقرر شده که ماهی سه هفته پیش امام رضا باشی.آقا این جوری برایت ردیف کرده گفت این آنقدر خوشحال شد.بعد آقای مجتهدی بهش گفت که ولی یک جایزه دیگری هم داری گفت چی است؟گفت رفتی امام رضا خودش می اید پیشت بیداری،خواب نه،تو بیداری آقا امام رضا می آید پیشت،سلام ما را هم برسان.همیشه آدم آخر می فهمد یا اصلا نمی فهمد وقتی که رد می شود.می گفت هیچی ما نداشتیم می رفتیم هیات و یک آقای خیلی خوشگل ولی لباس شخصی یک پالتو یک کلاه خاصی هم سر آقا بود.سلام علیک کرد.گفتم بفرمایید.گفت آقای گل محمدی کاری نداری با ما.گفتم قربان شما بروم نه من کاری ندارم با شما.مطمئنی؟گفت اگر رفتی قم سلام ما را هم به آقای مجتهدی برسان.اوهم گذاشت رفت وما هم رفتیم هیات،تازه یاد آقای مجتهدی افتادم.هزینه کنی یک وجب،گفت یک ذراع می آیم.اگر یک ذراع بیایی یک باع می ایم فاصله دو تا انگشت را می گویند باع.اصلا آدم صادق باشد خدا می دود دنبال آدم،اهل بیت می ریزند سر آدم.راست بگوید فقط،دروغ نگوید و راست بگویی فرشته می ریزند سر آدم.آنهایی که زیرکند می شناسد خدا کیست،می شناسد اهل بیت را.دعاهایشان،توسلاتشان خیلی زیاد است.ایت الله شاه آبادی بعد از نماز،شش دقیقه،هفت دقیقه یک دعای توسل می خواند،مثل این مداحانی که آدم را از دین بیزار می کند نه.شش دقیقه یک دعای توسل می خواند بعد هم چقدرسفارش در مورد توسل دارد.اگر یک کسی اهل خانواده اسمانیش باشد،اصلا هوسهایش،پول خرج کردنهایش،نگاه هایش،سرکشی هایش،سرزدنهایش معلوم است.باز دارم می گویم ببین دلت هوس چی ها را می کند تو زندگی.تو پول خرج کردن،تو نگاه کردن،چی خواب می بینی ،خیالت کجا می رود،میلت بیشتر به کجا می کشد.ما باید از تو این لجن در بیاییم یک ذره میلمان را بزنیم به آسمان ان شاء الله.یک ذره بزنیم به خانواده آسمانی مان،یک ذره از رفت و آمد با اینها شنگولی بگیریم ما همه مان پیر شدیم واقعا،همه مان پیری زودرس گرفتیم،ما جوانهایمان،بیست ساله هایمان الان پیری زودرس گرفتند.ما اصلا جوانی نمی کنیم.یک کمی،قربانشان بروم آدم هفتاد ساله هم که عاشق آنها می شود جوان می شود.یک ذره جوانی بکنیم.
سعدیا اگر عاشقی کنی و جوانی عشق محمّد بس است و آل محمّد
(و الحمدالله رب العالمین)