جلسه گذشته دوتا از موانع را عرض کردیم که مانع انس ما و اشتهای ما به ذکر، یاد، ابدیت، آسمان، الله می شوند که یکی حضور در بین افراد غافل هست افرادی که خیال حرکت به آسمان را ندارند اینها طبع خودشان را به انسان منتقل می کنند دنیا طلبی و غفلت خودشان را منتقل می کنند انسان حق ندارد با اینها معاشرت مؤثر داشته باشد دوم الفت گرفتن با مجالس اهل بطالت کسانی که عمرو وقتشان را به کارهای غیرضروری، باطل می گذارنند وقتی با اینها صحبت می کنی بیشتر در مورد کمالات گیاهی، جمادی، حیوانی سخن می گویند و اشتیاق این طور چیزها را در دل انسان زیاد می کنند و انسان را تحریک می کنند با اینها هم انسان نباید ارتباط داشته باشد قطع نه این معنا که صله ارحام و دوستانه نداشته باشد ارتباط موثر نداشته باشد باید با حفاظت به ملاقات این طور افراد برود نکته مهمی که هست ما در وجودمان خداوند یک اقتضائاتی قرار داده که اگر پرورش دهیم تا قرب و تشبه کامل به حق تعالی بالا می رویم وقتی می گوید تخلق به اخلاق الهی یعنی نسان خداگونه می شود ان شاءالله مراقبات ماه رمضان را از الان شروع کنید چون ماه با عظمتی است و رحم قدرتمند زمانی و مکانی برای ما ایجاد می کند که اگر از این رحم استفاده کنیم بالای هشتاد سال برای ما سود دارد یکی از کارهایی که حتماً انجام دهید به دعای جوشن کبیر حتماً نگاه کنید دعا آن همه اسمی که ذکر شده جز عده معدود بقیه اسم های انسان است یعنی ما به خدا می گوییم ولی اسم های انسان است غفور و شکور و جواد و رحیم همه اینها را ما داریم کنتراتی هم نخوانید فکر کنید ثوابی دارد و به جایی برساند ده تا بیست تا بخوانید با توجه به معنی که معنی اینها چی است؟ بعد ببینیم که ما چندتا از اینها را فعال کردیم اینها دارایی ها و وزن ماست برای شب اول قبر به بعد. جنین وقتی حرکت می کند در رحم مادر اسم گیری می کند اسم یعنی توانایی الان که در رحم مادر هست آن اسم ها را نمی شود برای او به کار برد اما وقتی بیرون می آید می گوییم بینا چشم آورده پس یک توانایی آورده شنوا، بویا، گویا، ماشی (راه رفتن) در رحم این قدرتها را نداشت اسم گرفته حداقل توانایی ها را با خودش آورده بعداً این توانایی ها را به مرور زمان ادامه می دهد ما یک سلسله اسم هایی را که حداقل اسم هاست را در رحم تهیه کنیم باید از اینجا با خودمان ببریم اگر نبردیم نمی توانیم از آن سیستم پیشرفته آخرت زندگی کنیم در رحم مادر این قدر سیستم پیچیده نیست، دست، پا، چشم، گوش، سلسه اعصاب و خیلی از چیزهایی که جنین تهیه می کند اصلاً نیاز ندارد مصرف هم نمی کند این سیستم پیچیده برای حیاتی که بینهایت از رحم مادر بزرگتر است می خواهد ما الان این اسم ها را می خوانیم فکر می کنیم چه نیاز داریم این اسم ها را داشته باشیم اما وقتی انسان به آخرت منتقل می شود می بیند اینجا باید چند اسم می داشت که بتواند در جهنم نرود و غذاب نکشد معطل نشود و به بهشت برود هیچ چیزش را در دنیا تهیه نکرد بی خیال بوده امکان ندارد شمااسم عفو نداشته باشید و شب اول قبر نجات پیدا کنید کسی که کینه ای است اصلاً شب اول قبر نمی تواند نجات پیدا کند گرفتاری و بدبختی دارد کسی که اسم غفور ندارد شب اول قبر نمی تواند نجات پیدا کند انسان باید تمرین کند انسان باید حداقل اسم هایی را با خودش ببرد وقتی حلم ندارد دردنیا روحش آسیب دیده با این آسیب به قبر می رود عفو نبوده یکسره کینه و جهنم و چرک جمع کرده حالا با این می خواهد به قبر برود اصلاً با چنین وضعیتی به بهشت می رود فرمود اگر ذره ای کینه در دل کسی بماند در بهشت او را مطلقاً راه نمی دهند در دنیا اگر یک ذره خار در چشم یا پا برود زندگی خودش ندارید تا آن خار را در آورند این قدر سیستم معصوم و قدرتمند است بودن کینه، عصبانیت، خودخواهی، زودرنجی و حساسیت حس رقابت با دیگران چشم همچشمی اینها تیرها و خارهایی هست در جان ما شما وقتی با این منتقل به برزخ شوید اصلاً آنجا نمی توانی خوش بگذرانی چون این تیر هست باید آن را دربیاورند و این درد دارد درمان باید بشود و این در جهنم انجام می شود لذا خودش آن را بکن بیرون بیاور اگر کسی اسم غفور، عفو، حلیم، صبور، شاکر، رضا ندارد وقتی آن طرف می رود خیلی له شده است حداقل اسم ها را باید تهیه کنی و با خودت ببری شوخی بردار نیست پس وقتی جوشن کبیر را می خوانیم چندتا انتخاب کنیم و فکر کنیم که من باید اینها را با خود ببرم ولی استحقاق و لیاقت شما همین چند تا نیست غیر از الله و هو خیلی ها اسم شما هم هست شما این قدر اقتضاء در وجودتان هست که اینها را فعال کنید مشکل ما اقتضاء نیست خدا لیاقت به همه ما داده به شمر و کافر و منافق هم داده مشکل اساسی امکانات، استاد، آسمان، کمک خدا، توفیق الهی نیست مشکل اساسی ما که نمی گذارد ما از خدا استفاده کنیم از خانواده آسمانی استفاده کنیم آنها دوست دارند به ما کمک کنند شما اگر بدانید شب جمعه فرشته ها با چه اشتیاقی سراغ هر کدام می آیند خود خدا با چه اشتیاقی سراغ بنده اش می آید مشکل ما موانع هست یعنی ما آنها را راه نمی دهیم بدبختی ما این نیست که توان و قدرت و از آن طرف مایل نیستند ما را دعوت نمی کنند از آنطرف دائماً دعوت و اشتیاق است مشکل اساسی همه ما این است که درون خودمان موانع داریم و اجابت نمی کنیم بی رغبتی و بی اشتهایی وجود دارد وقتی آنها دستشان را دراز می کنند اینها نمی گذارند که ما بگوییم دستمان را بگیر خدا می گوید بیا کمکت کنم مانع درونی نمی گذارد یک بنده خدایی را خواب دیدم که یک اژدهایی از آتش به این چسبیده بود این اژدها خودش را در وجودش این کرده بود وقتی به او گفتم دستت را بده تو را بیرون کشم گفت هیچ وقت این از من جدا نمی شود. آنجا فهمیدم این خلق خودش است عصبانیت، اذیت کردن زن و بچه، تندخویی، زودرنجی و حساسیت اژدهای خودش است. ما موانع را باید از بین ببریم سرمایه گذاری عمرتان را روی این نکنید که بگویید توفیق عنایت بفرما. کمک مان کنید، عبادت، کارهای خوب. عبادت و دیگر کم اگر انسان می خواهد یک کار جدی کند باید موانع را برطرف کند و باید اول سبک زندگی اش را تنظیم کند رفت و آمدهای دیدنی ها، شنیدنی ها نمی شود در خانه ماهواره گذاشته باشی بگویی فارسی وان می بینم جهنم را نمی شود در خانه بیاوریم وقتی می گوید نگاه به عالم به خانه عالم به صورت عالم عبادت است متقابلاً نگاه به غافل حتی در خانه اش حتی اتومبیل قساوت برای انسان میآورد نگاه کردن به خیلی چیزها دل انسان را کثیف می کند نمی شود بنشینی پای تلویزیون و ماهواره هر چه دلت می خواهد ببینی بعد هم انتظار داشته باشی اشک هم بیاید پرواز هم داشته باشی خواب های قشنگ ببینی اوج هم داشته باشی شاد و آرام هم باشی امکان ندارد درصد زیادی از اضطراب های افراد مال این است که می نشستید چیزهایی که پخش می شود سریالهایی که تخصصی تهیه نشده مال آدم های کوچک، طبیعت گرا است نگاه می کنند به همان اندازه پایین می آیند وقتی تمرین پایین آمدن می کنید دیگر بالا نمی توانید بیایید. ما اولین کار لقمه تنظیم کنیم بهترین استاد بیاید بهترین زحمات را بکشید لقمه حرام در گلویت برود کار خراب می کند ما باید اول موانع را برطرف کنیم ارتباطات، دیدنی ها شنیدنی ها رفیقها مهمانی ها خواندنی ها تا اینکه کنترل نشود شما برو هیأت، کربلا، سوریه، مشهد، ماه رمضان روزه بگیر فایده ندارد چون هر کاری کنی بر اثر موانع از بین می رود. الا اقتضاء و قدرت و پرواز در همه هست مشکل اساسی که دامن همه ما را گرفته موانع است بیشتر تلاش ما باید این باشد که موانع را برطرف کنیم دیدنی ها شنیدنی ها افکار خیالات و اوهام تا اینها را تربیت نکنیم شما نمی توانید پرواز کنید اول روی این بخش سرمایه گذاری بکن اگر نمی توانی باید موانع را برطرف کنی می گوید خیالاتم را نمی توانم نوع کارت، نوع ارتباطاتت، را طوری تنظیم کن که خیالاتت دائماً آلوده نشود اگر سوء ظن پیدا می کنی آلودگی پیدا می کنی بدبین و فضول می شوی متجاوز می شوی مجبور هستی که تجاوز کنی به حریم اطرافیان این می شود یک موجود درنده و نمی فهمد با خودش چه کرده امام سجاد چقدر دقیق روابط را تنظیم می کند تا روابط تنظم نکنیم تا موانع را برطرف نکنیم خدا که قطع امید از ما نکرده خدا فیضش را قطع نمی کند اهل بیت توجه شان را قطع نمی کنند مشکل دلسردی و بی حالی و کسالت و بی اشتهایی نسبت به خانواده آسمانی داریم مشکل اساسی این است که در درون عفونتهایی وجود دارد چرک است که این ارتباط سالم برقرار نمی شود وقتی می خواهی ارتباط برقرار کنی مانع وجود دارد می روم سر نمازف تسبیح دست می گیرم قرآن و مفاتیح و صحیفه دست بگیرم به حرم میروم با آلودگی مکه می روم خوب نمی شود می گوید اگر می خواهی اینجا بیایی اوج بگیری اول احرام برو تخلیه کن غسل کن لبیک بگو هر چه کینه، ناراحتی از گذشته دلهره نسبت به آینده همه را کنار بگذار مردانگی و زنانگی را هم کنار بگذار بعد از احرام نه زن هستی نه مرد تو یک آدمی و یک روح این روح باید بیاید دور خانه خدا برود ما تخلیه نمی کنیم می گوییم چرا این همه کلاس رفتم استاد دیدم درس خواندم مشهد رفتم ذکر گفتم پس چرا هیچ اتفاقی نیفتاده الان با یک سال قبل یکی است بعضی ها می نویسند از وقتی برنامه گرفتم حالم بدتر شده البته یک مدتی ممکن است حال را بدتر کند مثل دارو ولی بعد از مدتی وقتی جلو رفتی بهبود پیدا می کنی اول برنامه طبیعی است آدم حالش بد شود ولی بعد از یک سال دو سال سه سال ببیند همان آدم قبلی است روزه ها و نماز ها، حس و حالش نسبت به آسمان همان آدم است نشان می دهد سبک زندگی اش پر از آلودگی است این یک سبک زندگی دارد که دائماً آلودگی جذب می کند هر چه نور آید این خرابش می کند (لعلّک رأیتنی فی الغافلین) با آدمهای غافل باید تنظیمشویم (لعلّک رأیتنی الف مجالس بطّالین) وقتی با اینها ارتباط داشته دباشی آلوده ات می کنند باید رابطه را تنظیم کنی که آلودگی از کسی جذب نکنی. (و لعلّک لم یحبّ ان تسمع دعایی فباعدتنی) حضرت در مورد عظمت صلوات صحبت می کند که صلوات چقدر حجاب ها را برطرف می کند بهترین دعاست صلوات بسیاری از موانع درونی انسان را برطرف می کند بعد سراغ دعا می آید حضرت می فرماید بعضی ها دعا می کنند خدا اینقدر آنها را دوست دارد به ملائکه می گوید کمی دیرتر حاجتشان را بدهید من از صدای این بنده ام خوشم می آید زود به او ندهید. خدا اینقدر اشتیاق به بندهاش دارد بعضی ها می گویند خدا حاجت ما را نداد خدا این کار را کرد از ما بدش می آید با ما دشمنی کرد بعد امام صادق علیه السلام می فرماید: بعضی ها را اینقدر خدا از آنها بدش می آید دوست ندارد صدایشان را بشنود یک موقعی اینها دعا می کنند و چیزی می خواهند خدا می گوید به اینها زود بدهید تا بروند دیگر یاد مرا نکنند چون دوست ندارم صدای اینها را بشنوم یک آدم با خودش چه کار می کند که خدا می گوید صدای این خوشم نمی آید بشنوم آدم با خودش چه می کند چقدر بی ادبی و بی حیایی است یک نفر ممکن است بکند که خدا بگوید دوست ندارم صدایت را بشنوم هر چه می خواهی بیر و برو. ملائکه هر چه خواست به او بدهید کارش را راه بیندازید که پیش من نیاید. لذا نگو چرا فالن کس رفت دعا کرد اجابت شد ولی ما می گوییم اجابت نمی شود اصلاً شما نمی توانید قضاوت کنید این آدم هیچ چیزی را رعایت نمی کند نه شرعیات اصلاً اجابت شدن دعا نشانه تقرب نیست و اگر اجابت نشد علامت این نیست که آدم بدی است حضرت می فرماید بالعکس است اگر تو را معطل کردند با تو کار دارند یک موقع یک کسی ده سال است دعا می کند خدا او را نگه داشته یک وقت در این دعا می میرد خیلی خوب است آدم در حین دعا بمیرد و در پرونده اش چنین دعاهایی داشته باشد خدا به او زود می گوید خدایا نکند تو دوست نداری صدای مرا بشنوی (ان تسمع دعایی فباعدتنی) دورم کردی یعنی کمی آدم فکر کند که اگر من بی اشتها هستم اصلاً در طول روز یاد قرآن نمی کنم هوس آب، نان، غذا، نیاز های طبیعی، گیاهی، حیوانی می کنم اما هوس کنم صدای خدا را بشنوم اصلاً هوس نمی کنم یک وقت چند ماه است یک وقت چند سال است که اصلاً هوس نمی کنم صدای خدا را بشنوم هیچ هوسی برای مستحبات، نماز شب، سحر، مسجد، حرم، جمکران، پرواز ندارم اصلاً چرا هوس سراغم نمی آید چرا مثل کش وقتی مرا ول می کنند میلم به طبیعت می کشد اما نشده کبوتر حرم باشم بعضی ها را تا ول می کنی می بینی سرش رو پای خدا، روی پای یکی از معصومین است یا با قرآن است اما می بینی این سالها می گذرد هیچ میلی ندارد یکی از سوال ها این باشد که خدا بدش نمی آید اشتیاق را هم خدا ایجاد می کند کشش هم همیشه از جانب معشوق است عشق معشوقان ولی افزون تر است لیلی از مجنون بسی مجنون تر است. پس چرا در خانه من را نمی زند چرا پشت دلم صدا نمی دهد چرا هر کسی دل مرا در می زند ولی خانواده آسمانی دل مرا نمی زنند چرا قرآن سراغ من نمی آید چرا هیچ کس مرا نصف شب، سحر صدا نمی کند چرا دلم هفته به هفته هوس هیچ کدام از خانواده آسمانی را ندارد چرا به حرم دعوت نمی شوم اگر می شوید خوش به حال دلتان مبارک است و قدرش را بدانید نکند خدا دوست ندارد صدایم را بشنود. شاید صدای من خوب نیست شاید خیلی خراب کاری کردم که سراغم نمی آید طرف می گوید من قهر کردم تو چرا دنبالم نیامدی من روی حماقت رفتم تو مادرم بودی پدرم بودی دنبالم می آمدی اگر یک موقع پدر و مادر بگویند به دَرَک رفت خوب شد رفت اگر این طوری بگویند بچه خیلی ناراحت می شود. الان چرا کسی سراغ من نمی آید آدم کمی فکر کند بگوید نکند از صدای من خوششان نمی آید نکند لیاقتم را از دست دادم اگر این طور شد کارهایش را شب احیا می گوییم آدم باید زود شروع کند به تطهیر خودش.
عرض کردم طرف گناه کبیره می کند تااز مجلس گناه بیرون بیاید و روی سجاده برود مثل موشک تا آسمان هفتم می رود اصلاً انگار گناه نکرده با سلام و صلوات می رود گناه می کند با یا کریم و یا رب بیرون می آید بعد هم نماز می رود کلی پرواز دارد آدم زود باید برود به داد خودش به داد دلش برسد چرا من هوس نمی کنم چرا ترجیح می دهم اسم خانواده آسمانی را نشنوم چرا ترجیح می دهم با آنها خلوت نکنم دلم تنگ نمی شود چه شده مادرمان فاطمه زهرا، نور مهربان چرا با مادرم انس ندارم چرا رابطه شخصی ندارم. یک راه شخصی با آنها باز کردیم اگر داری مبارکت باشد می گوید من می روم حرم امامان همه را دوست دارم ولی فلان امام یک چیزی دیگر است پس تو با آن امام رابطه خصوصی برقرار کردی می گوید سه امامزاده را زیارت می کنم ولی حضرت فلانی یک طور دیگر است یعنی آن اسم توست پس توانستی دل او را به دست آوری با همه خوبی ولی با این، طور دیگری هستی اگر آدم نداشته باشد. باید نگران باشد. دوایش هم صدقه و استغفار است استفراغ همان استغفار است یعنی طرف نمی تواند غذا بخورد اگر بخورد بالا می آورد می گویند باید چیزی بدهیم آلودگی های درونی را بالا بیاورد شستشو می دهند بعد می گویند حالا می تواند بخورد ما باید استفراغ کنیم بیرون بریزیم تا مشکلات حل شوند لذا انسان باید به خدا پناه ببرد اگر اسمان راهش نمی دهند تحویلش نمی گیرند برو ببین مشکل کجاست انسان به خاطر حال نزار خودش فکر کند که چرا این طور هستم چرا مریض هستم اگر با این حال در قبر بروم چه می شود. با آنها انس که ندارم آنجا هم بروم قطعاً نمی توانم آنها را ببینم. خانم فاطمه زهرا فرمود بعضی از شیعیان ما کاری می کنند که من مادر با این همه دلسوزی و مهربانی وقتی می خواهم بروم بیاوریم پیش خودم سیصدهزار سال طول می کشدیک سبک زندگی برای خودش درست کرده که این همه فاصله بین خودش و خانواده آسمانی اش ایجاد کرده آدم باید اهل باشد بچه های اهل خیلی از پدرو مادر فاصله نمی گیرند یعنی سبک زندگی شان طوری است می گویند من بچه ننه ام بچه بابام دوست ندارم از خانواده ام فاصله بگیرم. خیلی خوب است آدم دور و بر چهارده معصوم این چهار کار را انجام دهد انتخابات، ارتباطات، رفتار و چینش ها و مهندسی فکر از خانواده اش خیلی دور نشود جزو این خانواده هستی هر کاری می خواهی انجام بدهی اول با این خانواده بسنج. از پدر و مادرت جدا نمی شوی و اصلاً نمی ارزد از اینها فاصله بگیرم دوست دارم همیشه با اینها باشم بعضی ها اینقدر فاصله شان را خوب حفظ می کنند تا می میرند نه نکیر و منکر نه بشیر و مبشر را می بینند یعنی اینقدر فاصله را کم نگه داشته عاشق بوده (ان یجعلنی معکم فی الدنیا و الاخره) در تصمیم ها، انتخابها، ارتباطات، رفتارها چینش سبک زندگی اش طوری بوده که یک قدم از خانواده جدا نشود این کاری می کند که عزرائیل علیه السلام که می آید دل آدم قنج می رود بچه ننه ها کمی از پدر و مادر فاصله می گیرند گریه می کنند. آدم باید با خانواده آسمانی اش همین طوری زندگی کند. بچه اگر سر کلاس نشسته مطمئن است مادرش پشت در است با بی تابی به خانه بر می گردد مادر برای اینکه بچه را آرام کند دائم زنگ می زند حال بچه را می پرسد مسافرت می روند زنگ می زنند بچه آرامش دل دارد. این وقتی از دنیا می رود خانواده آسمانی اش پدر و مادرش می فهمند این جگر فاصله ندارد که یک کسی دیگری بیاید. از سرویس پیاده شده انتظار دارد پدر و مادرش دم در باشند. اینقدر خانواده آسمانی ما مهربان هستند اگر بدانند ما در دنیا بی تاب آنها هستیم اصلاً نمی گذارند احساس کنی عزرائیل آمده عزرائیل هم که می آید می گویند برو کنار تا ما را ببیند. فرودگاه که می روی مسافر وحشت زده است تا می رسد ببیند برایش دست تکان می دهند خوشحال می شود یعنی ما زودتر آمدیم مسافر جانش آرامش پیدا می کند عزرائیل که می آید به او می گوید فقط برو چشمش را باز کن تا ببیند ما آمدیم آقا این چشمش باز می شود آنها دست تکان می دهند ما منتظریم. چقدر خوب است آدم فاصله اش را حفظ کرده تا می رود می بیند آنها مشتاق تر هستند خبری از نکیر و منکر، بشیر و مبشر نیست یک فرشته عزرائیل علیه السلام می رود آن هم برای باز کردن چشمش می گوید برو چشمش را باز کن گوش او را ببیند تا کسی را نبیند فقط ما را ببیند که ما چه اشتیاقی به او داریم عشق، دلدادگی با خانواده چقدر خوب است. بچه بی هوش است رفته عمل کرده دو ساعت قبل از اینکه به هوش بیاید مادر دست بچه را گرفته که اگر چشمش را باز کرد نترسد مادر مان فاطمه زهرا سلام الله علیها می آید آقا امام زمان علیه السلام می آید امیرالمومنین علیه السلام می آید رسول خدا صلی الله علیه و آله می آید با آن قیافه ماه و خندانش، خیلی ها می آیند. نمی گذارند در دلش تکان بخورد بعد که آرامش می کنند به عزرائیل می گوید حالا آرام بیاور تحویل ما بده بعد تازه روبوسی ها شروع می شود جشن و سرور شروع می شود به مناسبت آمدن بچه اهل بیت چه جشنی راه می اندازند ما در دعای ماه رمضان می گوییم خدایا اصلاً بشیر و مبشر سراغ ما نیایند من حوصله حرف زدن ندارم خدایا من جواب پس بدهم اصلاً خیلی زشت است از من این سوالها را کنند من که عمراً جواب اینها را نمی دهم (أر عینی و درأ عنّی منکراً و نکیراً و رأ عینی مبشراً و بشیرا) خدایا من هیچ حسی ندارم نکیر و منکر را ببینم فقط بشیر و مبشر را نشان من بده خود عزرائیل علیه السلام می آید کار را تمام می کند تو که می توانی این کار را کنی همین الان این کار را بکن چرا اینقدر دلت بی رغبت است چرا وقتی پیشنهاد دنیایی به تو می دهند می گوید حالا محمد و آله محمد را ول کن بگذار ما برویم دنبال این شغل و این رشته و این محل زندگی و این طور درس خواندن ... عزیزم می دانی از خانواده جدا شوی هزار تا بلا سر تو می آید می دانی وقتی می خواهی آن طرف برگردی واسطه ها زیاد می شوند تو موقع مردن فقط احتیاج داری خانواده ات بالا سرت آیند شادت کنند دستی به سر و گوشت بکشند یک فکری برای آن طرف کن. ولی اینقدر فاصله انداختی عزرائیل می آید اخمالو عزرائیل به چهره جان انسان می آید روح تو هر شکلی باشد عزرائیل هم همان شکل می آید اگر روح تو خانواده آسمانی را پس می زند عزرائیل هم خشن می آید در روز چندبار هوس خانواده آسمانی را می کنی چقدر از روی عشق صلوات و درود می فرستی برای خانواده ات. تولد حضرت زهرا چه هدیه ای دادی؟ ما به خانم می گوییم یک چیزی به ما بده تو به حضرت زهرا چه دادی؟ تولدش چقدر شادش کردی؟ گفت دخترم فلانی پسرم فلانی از دنیا چه هدیه هایی فرستاده چه جشن تولدی بچه ام برای من گرفته ماشاءالله. آن وقت خانم دعا می کند برای بچه ای که این چیزها را فرستاده ما چقدر خانواده، اهل بیت را شاد کردیم؟ امام زمان که الان در آوارگی و غربت است به او سر می زنیم؟ به او می گوییم ما هم هستیم تو تنها نیستی؟ ما فاصله داریم. یک دفعه خانم می گوید این کاری می کند که من مادر می خواهم بچه ام را تحویل بگیرم به من می گویند نمی توانیم تحویل بدهیم این باید باشد خانم فاطمه زهرا چقدر ناراحت می شود غصه می خورد رفته بچه اش را تحویل بگیرد به او می گویند این حالا در برزخ کار دارد شاید قیامت تحویلت بدهیم قیامت می رود خانم می گردد بچه اش را پیدا کند فاطم یعنی بچه هایش را جدا می کند مثل مرغی که جوجه هایش را جدا می کند. حالا می آید بعضی بچه هایش را بگیرد ببرد می گویند اینجا هزار سال صد هزار سال ... دیگر تحویلت می دهیم این با خودش کاری کرده اصلاً نمی تواند بیاید مثل بچه فراری از خانه اش فرار کرده حالا می خواهد بیاید خانواده راحت نمی تواند او را بپذیرد دست و پایش را شکسته باید برود بیمارستان شش ماهی بخوابد بعد بیاید، ما نباید از پدر و مادر خیلی فاصله بگیریم زندگی با خانواده خیلی مزه دارد چه خانواده زمینی چه خانواده آسمانی.
اتفاقاً شرط اینکه انسان از خانواده آسمانی فاصله نگیرد همین است که با خانواده زمینی هم مهربان و مأنوس باشد عاشقانه آنها را دوست داشته باشد. ما باید سبک زندگی مان را درست کنیم چینش ها را طوری کنیم که بلا سرمان نیاید. کمی از مادرت از پدرت فاصله بگیری معلوم نیست بیرون از خانه چه بلایی سر ما بیاورند همین در خانه دور و بر خانه باشید وقتی هم می روید ارتباط شما حفظ باشد اگر می روی هر جا می خواهی بروی مجبور هستی بروی با حفظ رابطه فاصله بگیر. خارج از کشور کسانی را می شناسم که رابطه شان با اهل بیت با خدا با خانواده آسمانی گرم و صمیمی حفظ شده تو امّ القری نیستند اما اینقدر اینها آدمهای با صفایی هستند و زحمت کشیدند با چه جهادی تلاش کردند ارتباطشان را کامل حفظ کردند در اروپا، آمریکا، ما کسانی داریم در امّ القری وسط شهر مذهبی در ری، قم، مشهد ارتباط کاملاً قطع است (او لعلّک بجرمی و جریرتی کافیتنی) خدایا نکند گناهانم دامن گیرم می شود اینقدر بدبخت شدم دارم به جرم و جریره های من خطاهایی که کردم مکافات می کشم چون اولین مکافاتی که در گناه ظاهر می شود بی اشتهایی است یعنی خدا راحت افراد را جهنم می برد. صد ضربه شلاق بزنید مار و عقرب بیاید. نه بزرگترین کاری که خدا می کند بی اشتهایی است مثل غذای آلوده است اشتها خراب می شود مسمومیت ایجاد می کند ارتباط را قطع می کند این خیلی خطرناک است یک کسی گناه کبیره می کند ارتباطش قطع نمی شود اینقدر فاصله اش نزدیک است که همان یک گناه کبیره را زود درمان می کند گناه بی اشتهایی می آورد کنترل نکردن دیدنیها، شنیدنیها، حرفها بی اشتهایی می آورد به پیغمبر گفت برو به خدا بگو من این همه گناه کردم با من چه کار کردی پس چرا بر من عذاب نازل نمی کنی؟ پیامبر هم حیا می کرد به خا بگوید خدا موقع رفتن به او گفت پیام بنده ام را به من نرساندی. خدایا خجالت می کشم بی ادبی حرف زده گفت به او بگو همین که نمی توانی یاد مرا کنی همین که حسی نداری پیش من بیایی بس است بدترین عذاب این است خدا با آدم قهر کند خیلی خطرناک است رغبت را می گیرد. دیدی وقتی یک نفر را دوست داری یک دفعه بی میلی و بی رغبتی می کند در را می بندد جواب نمی دهد این از هر کتک و شکنجه ای بدتر است یک آدمی که خیلی برای انسان محترم است هر وقت آدم را می پذیرد و می بیند و انس دارد آدم جانش آرام می شود ولیاگر اصلاَ تحویل نگیرد و نبیند رویش را بر گرداند از صدتا مردن بدتر است کاشکی فحش بدهد ولی تحویل بگیرد و حرف بزند نمی زند فقط رابطه را خراب می کند خدا جهنم نمی برد از نماز معلوم است قهر می کند یا نه احیا آمدن ملاک است می توانی بیایی یا نمی توانی. می توانی یک شبی، سحری، صبح جمعه ای. معلوم می شود قهر است یا قهر نیست. (او لعلّک بقلّه حیائی منک جازیتنی) خدایا نکند من زیاد بی حیایی در محضر تو کردم این بی حیایی های من باعث شده پرده دری کنم لذا جزای اورا می کشم حضرت می گوید اگر کسی گناه کبیره کند شفاعتش می کنم ولی نماز اول وقت نخواند نمازش را سبک بشمارد احترام به نماز نگذارد شفاعت نمی کنم چرا؟ می گوید یک موقع شهوتی به او غلبه کرده گناه کرد بی حیایی این است که اذان بگویند تو برنامه هایت را طوری تنظیم کنی که وقتی خدا صدایت می کند بگویی وقت ندارم پیغمبر می گوید من شفاعت نمی کنم کسی را که نماز را سبک بشمارد ولی گناه کبیره اگر انجام داده قیامت شفاعت می کنم. حالا ما از سبک شمردن نماز بیشتر خجالت می کشیم یا از گناه کبیره؟ اگر نماز اول وقت نخوانیم نماز سبک شمرده شود اصاض کک مان هم نمی گزد این بی حیایی و بی ادبی است این دل را قفل می کند می گوید خدایا من که راحت پیش خانواده آسمانی، فرشته ها، در محضر الهی گناه می کنم اینها را دیدی و الان جزای این بی حیایی هایم را می کشم؟ بحث حیا بحث مستقلی است اگر کسی می خواهد موفق باشد و سرعتش جهشی باشد یکی از مهمترین کارهای یکه می کند این باشد که سعی کند حیایش را بین خودش، فرشته ها خانواده آسمانی اش و خدا بالا ببرد هر چه حیا بیشتر می شود شخص سرعت وقدرتش بیشتر می شود. بی حیایی این است انسان به امور پایین توجه کند و نگران شود انسان برای دنیا گریه اش بگیرد برای دنیا عصبانی شود آدم پیش خدا خیلی پست می شود خدا می گوید تو خجالت نکشیدی برای چنین چیزی عصبانی شدی بی حیایی بدبینی و سوء ظن است تا می گوییم بی حیایی نرویم سراغ فحشای ظاهری که پایین ترین درجه بی حیایی است. همین که آدم زشت است پیش خانواده آسمانی اش شل و ضعیف باشد خانواده پشت سرش ایستادند با این قدرت می گویند برو جلو و این شکست می خورد می بینی حسود شد کینه به دل گرفت عصبانی شد به مقایسه افتاد بی حیایی یعنی اینکه یکی از اعضای خانواده را تحقیر و کوچک کنی آن هم جلوی خدا و خانواده آسمانی. آدم باید خجالت بکشد شرمش آید که من عصبانی شدم تحقیر کردم خودم را بهتر دیدم ناراحت شدم. خدایا همه اینها را داریم ولی خدایا اگر تو ببخشی و اینها را ندید بگیری. خدایا من سراغ دارم تو خیلی ها را بخشیدی و ماجرای عاشقانه از اینجا شروع می شود دعای ابوحمزه ثمالی را ده دقیقه را شب ها بخوانید. همین قدر که می چسبد.
و الحمدلله رب العالمین و صلی الله علیه و آله الطاهرین.