بحثمان درباره این بود که یاد خداوند عامل قدرت انسان در مقابل موانعی هست که رسیدن ما را به خانواده آسمانیمان را مشکل می کنند و اجازه نمی دهند که ما رابطه مان را با آنها برقرار کنیم و از آنها کمک بگیریم و از زندگی با آنها لذت ببریم خانواده آسمانی ما با ما هستند همان طور که خداوند با ما هست. (هو معکم اینما کنتم) اما چطور ما نمی توانیم ازاله خودمان در حالیکه همیشه با ما هست لذت ببریم شما اگر به اشعار عرفانی نگاه کنید که درباره معشوق گفته شده و یا به ترانهها و اشعاری که در رابطه با معشوق زمینی گفته می شود مراجعه کنید. سختی فقط یک جا وجود دارد آنجایی که بین انسان و معشوق فاصله می افتد تو ترانه های زمینی که در رابطه با معشوق زمینی گفته می شود همه گله ها و مشکلات و سختی ها مال این است که فراق هست طرح و برنامه هایی برای وصول هست اگر کسی معشوقش پیشش باشد غصه دیگری ندارد. سخت ترین سختی ها را تحمل می کند نه اینکه سختی بر او وارد نمی شود. شیاطین به او حمله نمی کنند اتفاقا سختیهای بیشتری وارد میشود و شیاطین بیشتری هم به او حمله می کنند. «و کذلک جعلنا لکل نبی عدواَ شیاطین الانس و الجن» یعنی خود من خدا برای انبیاء دشمنهای زیاد و قوی قرار دادم چه شیاطین انسی و چه جنی. و توضیح دادیم نفس ما نیاز به شیاطین دارد برای اینکه بدون شیاطین جنی و انسی عشق ما به خدا ثابت نمی شود ما در عشق به حق تعالی بدون وسوسه تثبیت نمی شویم اگر پیشنهاد گناهی، وسوسه ای صحنه ای که ما را تحریک می کند نه فقط تحریکات شهوانی از مقوله های جنسی، تحریک برای عصبانی شدن تحریک برای زود رنجی، حسادت، تکبر، خودفروشی و فخرفروشی همه اینها تحریک هست اگر زمینهی برای این نوع تحریکات وجود نداشته باشد و حمله وجود نداشته باشد ما چهطوری به خدا می توانیم بگوییم من عاشق تو هستم و می خواهم شبیه تو شوم اصلا این عشق به رسیدن به خداوند و عشق به مثل خداوند به ما قدرت می دهد نه اینکه در مقابل حمله های مختلف مقاومت داشته باشیم یعنی شخص تا یک تحریک حسودانه می شود این زشت است که حسادت بین من و خدا فاصله بیاندازد خدا دوست ندارد من حسود باشم با همین زبان عاشقانه در قرآن با ما صحبت می کند وقتی می خواهد بگوید این کار را نکنید میگوید «إن الله لایحب» همین برای کسی که از سنخ خدا آن من خداییش فعال شدهه کافی است همین که خدا بگوید من دوست ندارم برای یک نفری که می خواهد به الله برسد کافی است که این کار را نکند یا خدا بگوید من فلان کار را دوست دارم برای یک نفری که بخش انسانیش فعال است کافی است که این کار را انجام دهد یعنی انگیزه دیگری نمی خواهد داشته باشد همین که بداند خدا دوست دارد یا ندارد. لذا وقتی تحریک مختلف صورت بگیرد مثلا تحریک کی شود زود رنج باشد یا حسادت کندیا عصبی شود یا پرخاشگری کند یا تحریک به هر کار دیگری میشود همین که یادش میآید این کار زشت است و او را از خدا دور میکند اصلا به سراغش نمیرود پس معشوق همیشه کنار ماست و این دلیل نمیشود که حمله نشود اما چه باعث میشود که انسان از حملات مصون بماند؟ اینکه معشوق کنارت است لذا وجود مقدس امیرالمومنین در آسیب هایی که دیدند حتی در جریان شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) می بینید و وجود مقدس سیدالشهداء در کربلا چه چیزی به آنها درس می داد؟ ایکه در کنار خدا بودند حضرت می گوید «أنه بعین الله» من اینکه تمام مصائب را تحمل می کنم این است که خدا مرا می بیند و من جلوی چشم خدا این را تحمل می کنم این بودن خدا در کنار انسان در آغوش نوازش الاهی بودن باعث می شود انسان در کنار تمام مصائب قدرت داشته باشد. علی (علیه السلام) به فاطمه زهرا می فرماید: من این مصیبت را از آن جهت که در راه خدا و در ذات خداست تحمل می کنم امام حسین و اصحاب عاشورا هم همین طور هستند. «لم یجد الم الحدید» یعنی نیز به اینها درد ایجاد نمی کرد چرا رزمنده های ما دست و پایشان قطع می شد فقط ذکر می گفتند. سوختم و دردم گرفت نداشتند. دور نشویم برویم صدر اسلام بگوییم او امیرالمومنین، سیدالشهداء، حضرت زهرا بود نه همین بچه های خودمان هیچ ناله شکایت چرا این طوری بود؟ چون در محضر معشوق بودند. قدیمی ها سربازان برای اینکه قدرت بگیرند پادشاه در ارتفاع می ایستاد همه را نگاه می کرد همه از این جهت که پادشاه نگاهشان می کند قدرتی داشتند این در تمام صحنه های زندگی شوهرداری، زن داری، برخورد با خانواده همسر، شریک همه جا همین که خدا کنارش است خیلی جذاب است خیلی به او قدرت می دهد. توان پیدا می کند معشوق اگر کنار آدم باشد همه کری آسان می شود مشکل این است که ما نمی بینیم من تنها این کار را انجام می دهم احساس ترس و اضطراب و بدبختی... آدم را له میکند. آسیه (بعین الله) جلوی چشم خدا از فرعون استفاده می کند تا به رفاقت خدا می رسد اهل بیت بزرگان اولیای الاهی همه همینطور هستند مومنین صابرین «و بشر الصابرین الذین اذا اصابتهم مصیبة قالوا انا لله و انا الیه راجعون» با خدا شادند و صفا می کنند گرسنه است بی تابی ندارد چون می بیند چشم تو چشم خدا گرسنه است شکست مالی، فقر، مریض است اما لذتش این است که تو آغوش خداست لذا آه از اسماءالاهی است بچه گریه میکند 4 ماه اول گریه بچه ذکر لااله الاالله است. اعصابت دیگر خرد نمی شود 4 ماه دوم شهادت به رسالت است 4 ماه سوم شهادت به ولایت است وقتی آدم این طور نگاه می کند مسئله خیلی فرق می کند نق و غر اطرافیان فحش و غیبت و تهمت هایی که اطرافیان می زنند وقتی آدم (بعین الله) می شنود یک طور دیگر است. وقتی فکر می کند بدبخت و یبچاره و تنهاست یک طور دیگر است پس وقتی راجع به ذکر صحبت می کنیم خدا ما را از آن بالا به پایین ول نکرده بگوید از مقام من برود جبروت و ملکوت و ناسوت خودت هستی و خودت یک پیغمبر می فرستم نه خود خدا هم با ماست. «عین ما تولوا فثم وجه الله» «هو معکم» خدا می گوید من با تو هستم خدا با ماست این است که تو زندگی به ما قدرت میدهد. مصائب و سختیها را انسان راحت می تواند تحمل کند هر نوع گرفتاری سراغ انسان می آید انسان وقتی میداند خدا میبیند و میشنود به موسی میگوید «اسمع و اری» میشنوم و می بینم در کنار فرعون من با شما هستم موسی می گوید «إن معی ربی» رب من با خوم است. انسان وقتی این طوری می رود قدرت دارد مشکل چیست که ما نمیبینیم اینکه چرا ما وقتی میخواهیم از یاد خدا کمک بگیریم یاد خدا برایمان سنگین است «و انها لکبیرة الا علی الخاشعین» نماز سنگین است حالا می توانند ذکر بگویند چرا تعقیبات شیرینتر از اصل نماز است؟ گفتیم آنهایی که قدرت دارند اصل نماز برایشان شیرینتر از هر تعقیباتی است ما ضعفا و عوام این طوری هستیم نمی توانیم از این قالب از این صورت پرواز بگیریم چرا؟ نماز یا یاد چه کسی را جذب میکند؟ نماز غذای بخش خاصی از وجود انسان است آن بخش اگر فعال نباشد غذا را پس میزند یا اگر دریافت کند خیلی ضعیف دریافت می کند. ذکر و یاد خدا یک غذای فوق العاده قدرتمند است. بالاترین لذات در یاد خداست اما ما چرا خوشمان نمی آید؟ برای اینکه آن بخش فعال نیست. ما چند بخش داریم حس، خیال، وهم در این سه بخش حیوان هستیم عقل داریم که این بخش فرشته هستیم فوق عقل داریم که در این بخش انسان هستیم شهوت ها و لذت های بخش های مختلف وقتی این بخش ضعیف است نمی گذارد انسان از یاد خدا لذت ببرد چون نفس انسان دائماً مشغول لذت های عقلی است مطالعه کنم عالم شوم دکتر، مهندس شوم. بخش های وهمی هم یا می خواهد رئیس شود، بزرگ شود، با دیگران مسابقه شود و سری از سرها جدا شود. بیشتر زندگی انسان به اینبخش وسط بخش های وهمانی گرفته می شود برنده شدن، علو، مسابقه، مقایسه در زندگی. ببینید عشق های زمینی اینکه دوستم داشته باشند چقدر از عمر انسان را این بخش وهمانی می گیرد بخش های خیالی هم همین طور. بخشهای حسی هم خوردن و لذتهای مادی. ماشین، تلفن، ساختمان اینها همر انسان را می گیرد. این بخش اگر فعال نباشد ممکن است نماز بخواند بخش عقلانی گفته خدا و قامت است خدا گفته نماز بخوان حج و روزه واجب است این فقط نماز می خواند روزه می گیرد حج می رود اما بخش فوق عقلانی به هیچ وجه بخه لذت نمی افتد چون این فقط از جنس خداست. «نفخت فیه من روحی» این فوق عقل است. این بی نهان قط با نهایت طلب است این فقط با الله آرامش پیدا می کند اینکه می گویند «ألا بذکر الله تطمئن القلوب» یعنی این بخش فقط با یاد خدا آرام می شود و الا شما برای یک نفر که این بخشش فعال نیست قرآن که می خوانی حوصله اش سر می رود موسیقی با وهم انسان سازگاری دارد کلام الله این طور نیست در موسیقی وهم فعال و لذت هم می برد مگر کسانی که خیلی قوی هستند می توانند از این موسیقی فوق عقل شان را فعال کنند یعنی موسیقیهای فطریب شعرهای فطری می تواند به انسان تکان دهد فوق عقل را فعال کند. یعنی شما تا یک کلیپ از امام رضا را میبینید خواننده هم می خواند این فوق عقل را به شدت به هیجان می آورد تا مشهد نروی آرام نمیشوی این هنر هنرمند است که وقتی خوانده می شود فوق عقل فعال می شود اینهایی که می گویند موسیقی مطلقاً حرام است اینها انسان را اصلاً نمیشناسند برای بخش فوق عقلانی، عقلانی، وهمانی، خیالی، حسی موسیقی داریم بسته به این است موسیقی کدام بخش را فعال میکند و به هیجان درمیآورد و بعد از استماع این موسیقی کدام بخش به قدرت میرسد. گفت آقا یک کنیز میخواهم بخرم ولی گرانتر است به خاطر خواننندگیش گران است حضرت می گوید اگر بخواند و تو را یاد خدا و بهشت باشی خوب است. پس ممکن است یک خانمی که می خواند بخواند و انسان را پیش خدا و به بهشت ببرد ولی حالا مباحث فقهی اش را کار نداریم. یاد، یاد مال این بخش است وقتی شما یاد خدا را می گویید تکان نمیخورید قرآن و نماز را حوصله نداری در مسافرت 4 رکعت 2 رکعت میشود کلی لذت می بری یعنی این آدم فاسق است حالت طبیعی ندارد. اگر سر غذا گرسنه ات است سک سیخ کبابت را خواستند به یکی بدهند دردت نیامد خوشحال شدی طرف بچه اش هم می آید. ناراحت می شود. اینها مگر غذا نخورده بودند. آدم میخواهد ناراحت نشود تا بخش فوق عقلانی فعال نشود پدرهم باشد به اوو برمیخورد. مهربانی نیست بچه را رستوران ببری بگویی هر چه میخواهی سفارش بده وقتی پدر، پدر است مادر، مادر است که غذای خودش را راحت بده به بچه بخورد و خودش به یک تکه نان اکتاف کند و ناراحت هم میشود. ما چطوری است وقتی نماز 4 رکعت مان 2 رکعت می شود خوشحال میشویم. برای اینکه ما نیستیم یک ناخود جای خود نشسته بخش حیوانی نماز می خواند یا لااقل عقل نماز می خواند فوق عقل نماز ندارد فوق عقل را وقتی میگویند نماز 4 رکعت 2 رکعت شد لذت نمی برد این باید با تسبیح با قرآن با تعقیبات تلافی کند. خانم طبیعت گرا یک هفته نماز نمی خواند لذت می برد. این حکم که اگر خانمی نماز نخواند سجاده بیاندازد و ذکر بگوید برای کسانی است که فوق عقل دارند ظهر شده سبب شده گرسنه اش است غذا باید بخورد تا حالا شده کسی شام به او نرسد. ناراحت نشود. آدم کم می آورد اگر کم نمی آوری یعنی طبیعی نیستی. امیرالمومنین (علیه السلام ) میفرمایند: «ذکرالله قوت النفوس و مجالسة المحبوب» غذای روح و همنشینی با محبوب است. اگر هست چرا لذت نمی بریم؟ برای اینکه الله محبوب این بخش هنوز نشده وقتی می گویند لااله الا الله این ذکر برای الاغ و اسب که نیست ذکر مال انسان است عقل هم فقط تاییدش می کند و الا اله بخش عقل علم است عقل تشنه علم است می خواهد فقه و فلسفه و ریاضی و فیزیک و ... بخواند الله یعنی کمال مطلق و بنهایت کدام بخش می تواند بی نهایت را شکار کند و به عاشقی بیفتد؟ فقط بخش فوق عقلانی که بینهایت طلب است پس گزاره لا اله الا الله بخش فوق عقل ماست تا وقتی فوق عقل فعال نشود شما میلیونها مسلمان را نگاه کنید ببینید چند نفر وقتی به نماز می افتند به شراب می افتند حضرت فرمود قرآن شراب مومن است چند نفر وقتی قرآن می خوانند به مستی می افتند به ندرت کسی را پیدا می کنید حرم برود به مستی بیفتد با قرآن و نماز به مستی بیفتد مشکلاتش را با نماز نادیده بگیرد. دیگر نگوید بدبخت شدم. زندگیم متلاشی شده خاک بر سرم یک کسی به این می رسد یعنی اصلا آن بخش فعال نیست چوناصلا نمی فهمد الله در آغوشش است دائم از زندگی گله دارد نق می زند آبرویم رفت بدبخت شدم بقیه چه می گویند کسی که گرفتار این بخش وهمانی است یعنی اینکه دیگران هم باید مرا دوست داشته باشند. ولی این با کسی کاری ندارد می گوید من هستم والله خدا خوشش آِد تمام است. «إن الله یحب» «إن الله لا یحب» کسانی که نیازهای حسی دارند سیگاری اگر سیگار به او نرسد اصلا حواسش نیست زن و بچه اش پیش او هستند یا نیستند تعادلش را از دست می دهد تا برود سیگار پیدا کند خوشحال می شود چرا؟ چون به غذایش رسیده آرام می شود. ما با یاد خدا چطوری هستیم؟ آنهایی که بخش فوق عقلانیشان فعال است این طوری هستند یعنی صبح بیدار می شود امکان ندارد نتواند نماز بخواند صبحانه ام قضا نشود بروم صبحانه ام را بخورم. ما نمی فهمیم می گوییم خدا گیر داده از خواب بیدار شو آن هم بجر آن موقع بهتر است نیم ساعت قبل از فجر بیدار شود نماز شب بخوان کدام بخش تعجبب می کند؟ بخشی که می گوید فلسفه اش چیست سر ظهر وسط کار ترمز را بکشم بروم نماز بخوانم آن هم نماز جماعت. آنهایی که احکام دین برایشان زیر سوال است حجاب، نماز، خمس، زکات... فقط بخشهای پایینی تعجب می کنند چون اینها خوراک بخش های پایینی ما نیست بخشهای پایینی درست است تربیت می کند اما چون به بخشهای پایینی برمیخورد ناراحت میشود مثل بچهی که به او میگویند نظم داشته باش نمی فهمد می گوید دوست دارم بازی کنم. مثل کسی که رفته سربازی از آموزش بدش می آید ولی وقتی مدان جنگ می رود می گوید خدا پدر مربی را بیامرزد اگر آموزش نمی داد الان هفت تا کفن پوشانده بودیم. کسی که می داند این قرار است به کجا برسد می گوید باید این تمرین ها را انجام دهی بخش های پایینی بی تاب هستند چون خوراک آنها نیست ناراحت می شوند حجاب چیه؟ ناراحتم می کند به من چه باید حجاب داشته باشم. ما حجاب داشته باشیم که مردها تحریک نشوند نه حجاب قبل از اینکه به داد مرد برسد به داد خود زن می رسد آثارش برای خود زن خیلی بیشتر از آثارش برای مرد است یکی از آثارش به کمک مردها می آید و نمی گذارد به زمین چسبیده شوند چون نمی فهمند اما اگر فوق عقل حاکم شد حجاب برایش خیلی طبیعی است. چرا آمریکایی و اروپایی مسائل دینی را بهتر از ما عمل می کنند واز ما قوی تر در دین می مانند چون او اول عقلانیت برایش جا افتاد و دوره طبیعت گرایی را م دیدند تو فطرت خیلی قوی هستند یک خانم آمریکایی می گفت ما تو آمریکا وقتی حجاب می گویند خیلی قشنگ میپذیرند و وقوی نگهاش میدارند و با هیچ چیزی عوض نمی کنند. نمیدانم در ایران خانمها برای حجاب این همه نق و غر میزنند و آخر هم خوب رعایت نمی کنند برای اینکه از بالا نمی آیند و آن بخش هم فعال نشده دائم خودش را در زندان می بیند می گفت در آمریکا وقتی حجاب می گویند خانم شیرین رعایت میکند برایش خیلی آسان است نماز و روزه و هر حکمی می دهی راحت می پذیرند تا این بخش فعال نشود دین شیرین نمی شود قرآن، ذکر شراب نیست حضرت می فرماید «ذکر الله قوت النفوس» یاد خدا غذای نفس است. به اندازه یک نان تازه باید لذت ببری وقتی از آن لذت نمی بری یعنی این بخش فعال نیست سیر است دچار سوء هاضمه شده دچار زکام که از غذا بدش می آید شده این مریضی است. ذائقه اش انحراف پیدا کرده یک کسی وقتی مغرب می شودعطش به نماز به حرم به مسجد به سجاده نمی کند اینها که طبیعی هستند به نصف شب که می رسند طبیعی عمل می کنند طبیعت گراها همه شب را نمی خوابند چون تو طبیعت گرایی اش طبیعی است. قرآن وقتی می گوید: «قل الیل الا قلیلاً» شب را بیدار شود کمی از آن را بخواب ما می گوییم عجب خدایی است نصف شب دست از سرمان برنمی دارد. اینکه این حرف را می زند بخش حیوانی است. غر می زند. این همه مهمانی، پارتی، شب تو کشورهایی که طبیعت گرایی پیشرفتهتر هست اصلا هیچ شبی بدون پارتی ندارند امشب بزن و برقص نداشته باشیم مرتب اول وقت به جا می آورند. ما هستیم که فوق عقل فعال نیست نماز ظهر می افتد 4 بعداظهر آن هم زوری است چون بخش انسانی غذا نمی خورد. وقتی نمی خورد این طوری است وقتی هم نخورد نمی گذاردند یک دفعه بخورد مثل بچه شیرخوار که یک مدت شیر بخورد بعد از 6 ماه کم کم غذا می خورد دندان هم ندارد یعنی این برای جویدن آماده نیست وقتی دندان درآورد یعنی آماده است. فوق عقل ما از اول بی دندان بوده نوزاد می آییم نوزاد هم می میریم می گوییم کمیل نمی تواند بجود ندبه می گویی نماز سجده قنوت نمی تواند بجود تا چه برسد به اینکه بخود و هضم کند و تبدیل شود لذا بسیاری از کلاسها، اساتید، درس خواندنها، کتابها، فقط عقل ماست فقط می فهمیمم اما خورده نمی شود چون بی دندان سر کلاس می آییم مثل بچه ای که مادرش خیالش راحت است پستانک را به بچه می دهد می داند بچه دندان ندارد بجود اگر بیسکویت می دهد می داند نرم می کند و می خورد «فإنها لکبیرة إلا علی الخاشعین» نماز دندان می خواهد نماز را زیر دندان می دهند ولی تو نمی توانی بخوری برای همین آدم هایی که بی دندان هستند خیلی طول میکشد تا قرآن بخورند. هنوز نهج البلاغه، صحیفه، کتاب های معصومین جزء کتاب های درسی حوزه ها نشده درحالیکه اینها دندانهای بزرگی میخواهد تا کتاب درسی شود بگوییم صرف، نحو، مبانی، منطق، فلسفه می توانند بجود و بخورد اما قرآن و مفاتیح را نمی تواند بخورد بگو عرفان هر کسی نمی تواند بخورد. باید دندان درآوریم. بچگی و بزرگی به سن نیست یک کسی ده ساله است، دیشب یک دختری در قم آمده بود پیش من 7، 8 ساله بود چند جا رفتیم دیدم این دختر عجب نورانیتی دارد با او حرف که می زدم دیدم چه جواب های سنگین و معقول می دهد وارد امامزاده شدیم خواهرش زنگ زد گوشی را گرفت گفت حرم بودم برای عاقبت به خیری و خوشبختی تو دعا کردم برای حفظ ایمانت. مادربزرگش گفت 16 جزء قرآن حفظ است کلی هم با خدا برو و با دارد این بزرگ است بعضی ها 70 سال دارند سر غذا هنوز دعوا دارند کودک است این آدم بزرگ نشده جاهاهی بزرگ راهش نمی دهند. بچه ها می آیند مسجد مهر بازی می کنند چراغ را خاموش و روشن می کنند در مسجد بازی بازی می کنند خیلی ها می روند مکه و می آیند فقط بازی می کنند کاظمین عجب جایی بود گنبد حضرت از همه گنبزها بزرگ تر بود از کاظمین این را دیده قربان عظمت امام رضا بروم عجب طلاهایی دارد چه سالنی چه چیزی. یعنی 4 تا امام که در بقیع هستند عظمت ندارند عظمت به در و دیوار است ما بچه ایم بزرگ نشدیم. «قوت النفوس» یعنی غذاست اگر سر نماز لذتی نیست یعنی این بخش فاسق است قرآن می گوید این بخش انحراف مزاج دارد صبح از نما بدش می آید شب خسته بود مریض بوده به سختی نماز می خواند سر نماز خوابش می گیرد خدا از یک نفری که سر نماز خوابش می گیرد لذت می برد در روایت داریم جوانی که نصف شب بیدار می شود نماز بخواند اینقدر خدا را دوست دارد که بیدار می شود نماز بخواند بعد خوابش می برد. می گوید ملائکه من بنده مرا نگاه کنید به عشق من بلند شده مثل یک مادری که بچه بالای سرش پرستاری می کرده بچه خوابش برده می گوید آخیش بچه ام خوابش برده. اینخوب است ولی یک کسی دائم در چرت است نماز صبح حال ندارد ظهر حل ندارد. عصر حال ندارد مغرب و عشا حال ندارد نصف شب حال ندارد. سحر و حرم و مسجد و قرآن و مفاتیح ندارد. این شراب، می و مطب ندارد حفظ می گوید: من و افکار شراب این چه حکایت باشد/ غالباً این قدرم عقل و درایت باشد. طبیعت گرا شرابش را انکار نمی کند فطرت گرا هم شرابش را انکار نمیکند دیگر سختی ندارد. مادرمان خیلی بد است از این مادر فاصله داشته باشیم از رفتارهای این مادر نتوانیم الگو بگیریم انسان باید به مادرش برود و از او ارث ببرد. فرمود: از دنیای شما سه چیز برای من لذت بخش است: نگاه کردن به چهره پیغمبر. ولی اصلا قند در دل ما آب نمی شود. ولی کسی که می فهمد پیغمبر بی نهایت نمک دارد دل آدم ضعف می رود. یکی از قشنگی های نماز این است که شما همه نماز را که میخوانی آخرش با پیغمبر روبه رو می شوید سر از سجده برمی داری می گویی السلام علیک ایها النبی این نماز چقدر قشنگ است که ختمش با ملاقات پیغمبر است و سلامش به پیغمبر است فکر کن آدم روزی یکبار به پیغمبر سلام ندهد. پیغمبری که امیرالمومنین عاشق اوست امام زمان می گوید «لاحبیب الا هو و اهله»دل از آدم می برد. آقا خیلی بد است. من 20 سال 30 سال 40 سال از عمرم گذشته هنوز 5 دقیقه با پیغمبر عشق بازی نداشتم با پیغمبری که خدا چقدر دوستش دارد. انبیاء، فرشته ها شیفته اش هستند اگر کسی پیغمبر را بشناسد عمراً دلش جای دیگری برود اصلا یک کسی پیغمبر را داشته باشد بتواند شکار پیغمبر شود چون پیغمبر بزرگتر از این است که ما شکارش کنیم ولی خوب است انسان شکار پیغمبر شود یعنی کار میکند که پیغمبر او را بردارد خدا می گوید همه بنده هایی که سراغ من میآیند بعضی از آنها را برمی دارم یعنی اختصاصی او را کنار میکشم. حالا به این می رسیم که چکار کنیم 14 معصوم ما را از بین میلیونها انسان بردارند و به چادر خودشان ببرند. یک راهش را می گویم تا بعد برسیم به مباحث فلسفی و عقلانی با توجه به بحث ها انسان با عشق رسول الله و خانواده آسمانی صلوات را با معرفت بفرستد. در بحث صلوات توضیح دادیم که اسم اعظم است و با انسان چه کار می کند صلوات غوغاست برای شکار شدن ما باید غذا بخوریم غذا نداریم چرا؟ چون خود نداریم غذا کم است؟خیر. مفاتیح گذاشتند از غذاهای یک خطی تا غذاهای 2، 3 صفحه ای خداوند عظیم ترین رستوران را باز کرده ائمه همه صحیفه دارند. امام سجاد 7 صحیفه دارد اینها برای ماست ما وقتی با طبیعت قضاوت می کنیم به عنوان مسلمان می گوییم اینها بی کار بودند. صحیفه فاطمیه یک کتاب هست فقط دهاهای حضرت زهراست دعای پیغمبر جدا صحیفه علویه جدا صحیفه امام حسن امام حسین صحیفه سجادیه که یکی در دست مدرم است. 6 تا را معمولاً مردم استفاده نمی کنند بیا تا صحیفه مهدویه امام زمان و دعاهای امام زمان. طرف صد نوع غذا می تواند درست کند فردا تلویزیون روشن می کند تا یک غذای جدید یک سالاد جدید یک شیرینی جدید. چرا ما صحیفه باز نیستیم. مفاتیج باز نیستیم قرآن باز نیستم. خدا باز نیستیم. نماز باز نیستیم. برای اینکه این بخش واقعاً ضعیف است و خودمان را باشهوتهای پایینی مشغول می کنیم که دردمان نیاید بروم نماینده مجلس شوم رئیس شوم استاد دانشگاه شوم... یک کاری کنم خودم را مشغول کنم اما اینها مثل کبک سرش را در برف کردن است. همه می فهمند وقتی از رحم دنیا به آن طرف متولد می شوی تو یک عمر سر خودت را کلاه می گذاشتی وقتی جنین متولد می شود معلوم است در دوران جنینی چه بلایی سرش آمده دست ندارد پا ندارد آنجا کار نشده معلوم است نمی توانی فیلم بازی کنی وقتی آدم به برزخ می رود اسم برزخ می آید آدم خودش می فهمد چه کاره است بزخ، مرگ ، وفات اگر قند در دل ما آب نمی شود معلوم است گذشته را خیلی خراب کردیم تا وفات می گوییم به کسی که فوق عقلش فعال است ما در مان فاطمه زهرا وقتی پیغمبر به او می گوید تو زود به من ملحق می شوی تمام گریه های حضرت زهرا به خنده تبدیل می شود چونمی فهمد آن طرف چه خبر است پدرمان امیرالمومنین را نگاه کنید با شمشیر فرقش را شکافته اند می گوید «فزت و رب الکعبة» تو جبهه همتخریبی هزار و هفت صد تا ساچمه تیزآبکشش کرده یک کم جان دارد بالای سرش می روی می بینی می گوید حسین جان عجب مست هایی هستند کسی که فوق عقلش فعال است به او می گویند سرطان داری میمیری عمرا اضطراب داشته باشد. یعنی تا چند روز دیگر می روم پیش پیغمبر. انبیاء، اولیا، شهدا، خدا یعنی این دوران فراق من تمام می شود. اسم وفات، قیامت، برزخ، بهشت می آورند. آن شبی که وعده کردی روز وصل/ روز و شب را می شمارم روز و شب. اما یک کسی را می گویند مردن. الان زود است طرف افسرده می شود. اسم وفات که می آید اگر فوق عقل فعال باشد اصلا ککش نمی گزد. خودشناسی از این بالا حرفی از این بالاتر امکان ندارد بشنویم. «ذکرالله قوت النفوس» تو این آینه خودت را نگاه کن. ببین غذا می خوری یا نمی خوری ببین ذکر، نماز، مسجد، غذایت هست یا نه. حرف خدا برایت غذا هست یا نه. احادیث اهل بیت را وقتی می شنوی لذت میبری آیات را وقتی می شنوی لذت می بری اگر راجع به خدا و دین و پیغمبر برایت صحبت می کنند لذت می بری آفرین بر تو. ببین از خانه که از اراه دور حرکت می کنی تا به این جلسه برسی به چه عشقی می آیی اگر جمع رفیق ها و دوستان را ببینیم آن هم ثواب دارد اما یک موقع می گویی من فقط بروم از محبوبم بشنوم غذا بخورم واقعا بخش فوق عقلانی خوب فعال است اگرهم انسان غذا میخواهد یک موقع کیلومترها می رود تا به غذای خوب برسد. بعضیها می گویند راه دور است دیر میشود این ضعیف است. میگوید اگر امام رضا رفتی مفتی نرو هر یک قدمی که تا حرم برمیداری صد هزار حج برای تو می نویسند این یک قلم از ده قلم بیست قلم هاست. اینوقتی برود دور خانه بگیرد دیگر نارحت نیست دو کیلومتر مانده تا حرم بروم می داند هر یک قدمی که برمیدارد یعنی چه می خواهم بروم جلسه، کلاس، استاد هر چه راه دورتر برای تو بهتر است چون برای فوق عقلت فعالت می کنی خدا هم لحظه که نیت کردی غذا را میخوری برسی بیند تو از همان لحظه که نیت کردی غذا را می خوری برسی یا نرسی می گوید می روم آنجا ممکن است خوابم ببرد. برو بگیر بخواب یک چیزهایی می دهند میرزا گفت وقتی حرم رفتی خوابت برد ناراحت نشود خود امام رضا تو را می خواباند تا خستگی ات در برود تو حرم پدرت بخواب. آخ چرا خوابیدم. کجا بهتر از خانه پدرت برای خوابیدن ولی برویم حرکت کنیم. دوست دارد یار این آشفتگی/ کوشش بیهوده به از خفتگی
والحمدلله رب العالمین