جلسه 103 - خانواده آسمانی
شماره جلسه
103
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1390
ماه
12
روز
25
متن کامل (خام) ‌ جلسه 103 - خانواده آسمانی

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ بحثمان درباره موانع وصول ما به خانواده آسمانیمان بود که درباره شیطان طبق ترتیب مناجات شاکین صحبت میکردیم قرار شد که مقداری از ترفندها را که شیطان در این باره دارد خدمت عزیزان عرض بکنم.@ (إنَ الشَیطانُ یُدیرُ إبنِ آدَم فِی کُلِّ شَیءٍ فَإذا اَعیاهُ جَثَمَ لَهُ عِندَ المال فَأخَذَ بِرَغبَتِه) این فرمایش از فرمایشات وجود مقدس آقا امام صادق(ع) هست میفرماید که شیطان یکی از کارهایی که میکند@ خیلی مهم است این را دقت کنند عزیزان، شیطان انسان را همه جا میچرخاند جاهای مختلف مشغولش میکند (فی کُلِّ شَیءٍ) همه جا میبرد همه طور وقتش را تلف میکند عمرش را تلف میکند استعدادهایش را تلف میکند زیاد اینطرف و آنطرف میکشاند انسان را@ بعد میفرماید که (فَإذا اَعیاهُ) وقتی شخص را خوب خستهاش کرد در کارهای مختلف خستهاش کرد، کجا یقهاش را میگیرد که ضربه آخر با بزند؟@ (جَثَمَ لَهُ عِندَ المال) میفرماید که نزدیک مال برای آن شخص کمین میکند (فَأخَذَ بِرغَبته) گردنش را میگیرد یعنی تمام است کارش، لذا خیلی انسان باید با مقوله آسایش و مال@ همانطور که جلسه گذشته گفتم با احتیاط برخورد بکند مدیریت اقتصادی در خانواده باید به گونهای باشد که انسان نه دچار افراط بشود، تنبلی، بیحالی، بیحوصلگی، دنیا را به خاطر آخرت رها کردن، اینها اصلاً خوب نیست@ قبلاً در موردش توضیح دادم، آن مقداری که از دنیا ما نیاز داریم یک نیاز حقیقی و واقعی باید به دنبالش باشیم و برایش تلاش کنیم دنبال کار بودن دنبال تجارت بودن هیچ اشکالی ندارد فرمود برکت ده قسم است نُه قسمش در تجارت است@ هیچ اشکالی ندارد اما سوار این مال شدن سوار اقتصاد شدن، اقتصاد ما را از آسمان، از بخشهای بالاتر نیاندازد این یک مهارت، تمرین، عشق و قدرت روحی میخواهد.@ ببینید ما پنج بخش شخصیتی داریم حس و خیال و وهم که در این سه بخش گفتیم حیوانیم، یک بخش عقلانی داریم که فرشته هستیم یک بخش انسانی داریم که بخش فوق عقلانیمان هست.@ مباحث پایین باید دقیقا این بخشها خوراکهای سالم بخورند تا این بخش به خوراک اصلیاش برسد. لذا در اجتماع، یک موقع هست بحث نظام فردی داریم خوب فرد خودش را تربیت میکند در اجتماع میرود@ ولی وقتی بحث نظام اجتماعی داریم باید به طرز کلان در اجتماع اینها سازماندهی بشود، نظام، دولت، قانونگذارها، مجریها، مسئولین موظفند وضعیت اقتصادی را در کشور به گونهای نگه دارند و ایجاد بکنند که فرصت تراوشها و تقویتهای عقلانی و فوق عقلانی برای همه مردم فراهم بشود.@ جامعه زمانی میتوانیم بگوییم عدالت در آن هست که همه مردم از برخورداریهای اقتصادی به مقداری بهرهمند بشوند برخوردار باشند که بتوانند بخشهای عقلانی و فوق عقلانی خودشان را فعال بکنند@ یک کار اقتصادی موفق، برنامهریزی اقتصادی موفق در سیستم فردی و در سیستم کلان اجتماعی، به گونهای طراحی بشود که نگاهش به بخش عقلانی و فوق عقلانی باشد.@ اینکه الان آمریکا، اروپا، دنیا به بنبست میخورد با اینکه آنها مدعی هستند بیشترین دانش اقتصادی را دارند بیشترین تولید علم را دارند بیشترین متخصصین را تربیت میکنند علتش این هست که با نگاه وارونه به انسان به اقتصاد نگاه کردند@ بخشهای اصلی شخصیتی انسان در آن اقتصادها دیده نشده و بنابراین شکست ایجاد میشود برای انسان، اگر درست نگاه نکنیم به اقتصاد یا به بخشهای هنری@ بخشهای خیالی، بخشهای وهمی، مسئولیت، مدیریت، اگر خوب نگاه نشود میتواند آسیب بسیار جدی به جنبههای عقلانی و فوق عقلانی انسان وارد بکند چون عمر و استعداد را تلف میکند.@ مثل یک شکم گُنده میماند که این شخص دائما میخورد هِی چربی اضافه میکند نمک اضافه میکند قند اضافه میکند این دائما بیماری دارد و آخر هم با سکته طرف را میکشد.@ شما نگاه کنید الان بالای 90% بچههای زیر 20 سال ما در کشور ما پرخوری دارند اضافه وزن دارند این نشان میدهد سیستم یک به گونهای هست که این بچه برسد به 30 سال برسد به 40 سال تواناییاش را از دست میدهد@ سن سکته وقتی از 65 سال 70 سال اول انقلاب آمده زیر 30 سال نشان میدهد این بینظمی در بدن و در غذا خوردن ایجاد شده سکتهها زیاد شده، بیماریها زیاد شده، چاقیها زیاد شده، مشکل پوست، مشکل مو، مشکل وزن، چربی، قند@ همه رفته بالا برای اینکه یک بخشهایی که حقشان نبوده بیش از حد تغذیه بشوند تغذیه شدند بخشهای بالاتر واماندند، خواب آلودگیها زیاد شده، خستگیها زیاد شده، نشاطها از بین رفته، سحرخیزیها از بین رفته@ و خیلی از چیزهای دیگر از بین رفته برای اینکه بخشی از بخشهای وجودی ما بیش از اندازه خوردند و عدالت رعایت نشده.@ در اجتماع هم همین اتفاق ممکن است بیفتد بنابراین اگر قرار باشد یک جامعهای برنامهریزی اقتصادی موفق داشته باشد باید این برنامهریزی، چه در خانواده، چه شخص برای خودش وقتی تنهاست@ چه وقتی در خانواده میخواهد برنامهریزی اقتصادی بکند چه برای یک جامعه بخواهد برنامهریزی اقتصادی بکند برنامهریزی اقتصادی اگر بخشهای عقلانی و فوق عقلانی را لحاظ نکند خیر و برکت از آن جامعه میرود فقر و غنا@ قطبهای اقتصادی، تورم، گرانی، آسیبهای مالی خیلی شدید ایجاد میشود در آن جامعه، لذا برای همین هم شما ببینید الان دنیا با اینکه متخصصترین آدمها را در بخشهای اقتصادی دارد بیشترین گدا و فقیر را هم دارد تولید میکند@ کارتونخوابهایشان به اندازه کل جمعیت این طرفیها هستند. پس خوب دقت کنید باید دقیقا این رعایت بشود که شخص در مسائل مالی باید چکار بکند.@ الان دو گروه در اجتماع هستند نه اجتماع ما، اجتماع جهانی هستند که بیشترین آسیبهای روحی و روانی را دارند و به طریق آن آسیبهای معنوی را هم دارند، کسانی که از رفاه بالاتری برخوردار هستند@ و کسانی که از تحصیلات بالاتری برخوردار هستند این نشان میدهد که هم تحصیلات سر بقیه را کلاه گذاشته با تحصیلات خیلیها از حقیقت خودشان واماندند درس خواندنهای زیاد و غفلت از سایر بخشهای شخصیتی@ چون گفتیم بخشهای شخصیتی پنج قسمت ما بخش داریم، سلامت و زیبایی، عقل، هوش، دین، اخلاق، یک عده فقط به کار علمی میپردازند@ درس خواندن دکتر شدن مهندس شدن عالِم شدن استاد شدن و بخشهای دیگر سهمشان کم میشود وقتی کم شد تعادل از بین میرود مثل یک انگشت آدم قوی باشد چهارتا انگشت ضعیف باشد سهتا انگشت ضعیف باشد خوب باز نمیتواند آدم کار بکند@ و یکی کسانی که آسایش زیادی دارند کسانی که در خانههایشان، در مسائل مالیشان، رفاه و آسایش زیادتری دارند اینها هم رشد خوبی نمیتوانند بکنند@ آسایش از یک حدی وقتی که بالا میزند مثل قند و چربی و نمک است که هر چند خوشمزه است و لازم است ولی از یک حد که بالا بزند کل سیستم بدن را مختل میکند به مرگ میکشاند@ آسایش اگر از یک حدی بالا بزند بچه را ضعیف، از نظر ارادی، درس خواندن، کارهای روابط اجتماعی، سازگاری اجتماعی، بحثهای دیگر بچه ضعیف بار میاید@ از نظر مسائل دینی، عقلانی، اخلاقی، همه بچه ضعیف بار میاید چون این بچه لوس بار آمده از امکانات زیادی برخوردار بوده نفس آسایش، شخص را تنبل میکند.@ لذا اگر کسی مدیریت آسایش، مدیریت اقتصاد، مدیریت مال را نداشته باشد صرف اینکه مثلا برود زیر دست پیغمبر هم درس بخواند این آدم موفقی از کار در نمیاید خدا هم معلمش باشد باز فایدهای ندارد باید از پایین شروع بشود.@ اگر جامعه موفق میخواهیم باید اقتصاد موفق داشته باشیم سازماندهی شده، فرد موفق هم باید اقتصاد موفق داشته باشد لذا حضرت میفرماید باید از پایین شروع بشود.@ جسم را کسی نمیتواند مدیریت بکند پول را کسی نمیتواند مدیریت بکند این اصلاً آدم موفقی نیست اصلاً آدم به درد بخوری نیست این باید به یک قدرت برسد از پول@ از آسایش بتواند درست استفاده بکند و این پول و آسایش برایش بشود نور، چون در رحم دنیا هستیم باید معادل پولی که خرج میکند آسایشی که دارد بتواند تولید نور بکند تولید ابدیت بکند بهشتش آباد بشود.@ ما الان میاییم پول را چطور مصرف میکنیم؟ ما آنهایی که پول ندارند غصه میخورند، آنهایی هم که دارند نمیتوانند خوب استفاده بکنند با آن جهنم درست میکنند.@ خداوند میفرماید اصلا این فکر را از سرتان بیرون کنید که یک نفر عزیزکرده است که پول دارد، نه، یا یک نفر ذلیل است که پول ندارد، نه. میفرماید هم پول (نَبْلُوكُمْ بِالشَّرِّ وَ الْخَيْرِ فِتْنَةً) ما هم با خوبیها، آسایشها، داراییها، سلامت، زیبایی، هوش، موفقیت، محبوبیت، امتحانتان میکنیم@ هم با فقر، نداری، ترس، بدهکاری، آسیب مالی، آسیب جانی، با این چیزها امتحانتان میکنیم، همهاش امتحان است@ اصلاً هیچ کدامشان اصالت ندارد هر دو آنها، پول داشتنش امتحان است، نداشتنش هم امتحان است، ولی پولدارها امتحانشان خیلی سختتر از فقراست برای اینکه وقتی یک کسی ندارد، ندارد، برای نداشتنش، اجر میبرد@ گناهانش آمرزیده میشود، تازه خدا هم میگوید من آخرت هم، هم از آن معذرتخواهی میکنم و هم جبران میکنم، این خیلی مهم است که خدا میگوید من برای کسی که در دنیا کم داشته از آن عذرخواهی میکنم آخرت@ میگویم تو در حکومت من، در مملکت من، در دنیا که بودی به تو بد گذشت خیلی چیزهایی که دوست داشتی به آن نرسیدی، من از تو عذرخواهی میکنم و الان به بلندای ابدیت برایت جبران میکنم@ بالأخره آنجا هم حیات ماست دیگر، آنجا هم زندگی ماست. ولی پولدار اینطور نیست، پولدار کسی که میافتد در چرخه پولدار شدن خیلی کار باارزشی هست اگر بتواند از آن استفاده بکند@ جلسه قبل توضیح دادم، با آن میتواند ابدیت بسازد انسان با پول، یک کسی که عُرضه دارد مصرف میتواند خوب بکند هر چه پولدارتر بشود آخرتش هم عالیتر است@ در روایت داریم (نِعمَ العُون الغِنا عَلَی التَقوی) غنا، بینیازی، یار خوبی برای تقوای انسان هست (نِعمَ العُون الدُّنیا عَلَی الآخِرۀ) یار خوبی است دنیا داشتن برای آخرت، دنیا خیلی میتواند کمک بکند برای آخرت انسان@ ما از دنیا فرار نمیکنیم از پول و پولدار شدن هم فرار نمیکنیم استقبال هم میکنیم ولی باید بالأخره بتوانیم از آن استفاده بکنیم خوب از آن استفاده بکنیم. فقیر این وضع را دارد امتحان پولدار خیلی سختتر هست@ چون باید بگذرد باید در عین این که دارد بتواند با بقیه هم کنار بیاید آبرو، عزت، محبوبیت، علم، دین، تقوا، معنویت، باید بتواند با پایینترین سطح هم کنار بیاید باید بتواند بقیه را ببیند باید بتواند خیلی جاها نَه بگوید به پول@ یعنی در دستش باشد و مصرف نکند این خیلی سخت است انسان بتواند و مصرف نکند یکی نمیتواند خوب نمیتواند، ندارد اصلاً، یک کسی دارد و باید این را مدیریت بکند@ خیلی امتحانش سختتر است مثل خوشکلی و زشتی میماند مثل سلامت و مریضی میماند مریض با یک آهش گناهانش همه آب میشود و میریزد هیچ گناهی ندارد بیمار، مریض، این میماند یک آدم خوشبخت وارد آخرت میشود@ اما آن که سالم است خیلی مسئولیتش سنگین است آن که مریضی ندارد آن که قدرت بدنی دارد خیلی مسئولیتش سنگینتر است باید خیلی حواسش باشد از این سلامت خوب استفاده بکند.@ آن که زیباست با آن که زیبا نیست خیلی امتحانشان فرق دارد آن که علم دارد با آن که ندارد، آن که نورانیت دارد تقوا دارد با آن که ندارد خیلی زمین تا آسمان فرق میکند امتحانشان سختتر میشود.@ پس همهاش امتحان است اصلا هیچ چیزش اینطوری نیست کسی بگوید غنیمت من گرفتم، نه، خدا هر کس را به وزان آن مختصات فردی و زندگی که دارد امتحان از آن میگیرد در پولداری و در بیپولی@ (وَ لَنَبْلُوَنَّكُمْ) امتحانتان مینیم حتما حتما حتما (بِشَيْ‏ءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الْأَمْوالِ وَ الْأَنْفُسِ وَ الَّثمَراتِ) گرسنگی، ترس، جنگ، آسیبهای اقتصادی، باران، زحمت کشیده زمین را آماده کرده@ یکدفعه باران میاید همه چیز را خراب میکند، امتحان میشود انسان، خدا میگوید همهاش برای این هست که شما شبیه به من بشوید اسم بگیرید مهم نیست صحنه امتحان چه باشد مهم این است باید امتحان بدهیم، ما یکسره در امتحانیم@ ولی امتحان پولدار بودن خیلی سخت است، امتحان آسایش خیلی سخت است، یک کسی بتواند آسایش داشته باشد و گرفتار آسایش نشود تلویزیون داشته باشد مدیریت نگاه کردنش دستش باشد@ میدانید چقدر استعدادهای آخرتی پای تلویزیون تلف میشود، یک کسی استعداد علمی داشته باشد بتواند سوار سوادش بشود اینقدر استعدادهای ابدی و جاودانه در همین دکتر، مهندسیها از بین میرود شخص، آدم نمیتواند@ موقعیت گرفته امکانات آمده دستش نمیتواند مدیریت بکند، سوادش را نمیتواند علمش را نمیتواند مدیریت بکند محبوبتش را نمیتواند مدیریت بکند لذا از خیلی از امتیازها محروم میشود اینها همهاش چشمک است@ (إِنَّا جَعَلْنا ما عَلَى الْأَرْضِ زِينَةً لَها لِنَبْلُوَهُمْ أَيُّهُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً) ما همه چیز را برای شما زیبا، چشمکزن، دلنواز، دلکش، قرار دادیم تا امتحانتان کنیم ببینیم که بهتر عمل میکند@ بنابراین برخوردار بودن هنر نیست بسیاری از برخوردارها که از جهات مختلف برخوردار هستند در امتحان رفوزه هستند و بسیاری از محرومها برنده هستند@ نه اینکه بگویم ما آرزو کنیم محروم باشیم این خیلی بد است این ترس است این بزدلی است این کوچک ماندن است آن که دارد و برخوردار هست و قبول میشود خیلی سرعتش بیشتر و قدرتش بیشتر هست.@ لذا میفرماید شیطان میاید همه جا خسته میکند کنار مال طرف را گردنش را میگیرد به ندرت میشود یک نفر وضع مالیاش خوب بشود یا پول در دستش بیاید و بتواند ادارهاش بکند.@ ما در بحث خانواده از 46 جلسه 20 جلسهاش را فقط مدیریت اقتصادی گفتیم این خیلی مهم است که ما تا اقتصادتان را نتوانید مدیریت کنید کلاس آمدنتان، درس خواندنتان، نماز خواندنتان، چیزهای دیگر نمیتواند به دادتان برسد@ اول اقتصاد باید مدیریت بشود تلویزیون نگاه کردن باید مدیریت بشود درس باید مدیریت بشود زبان، کامپیوتر، مهندسی، دکتری، تا مدیریت نکنید دنیاتان را@ مثل بدنتان است شما تا بدنتان را مدیریت نکنید به خیالتان نمیتوانید برسید کسی میتواند خیالش را کنترل بکند که بدنش را کنترل بکند کسی که عُرضه ندارد چشم و گوشش را کنترل بکند خیالش را هم نمیتواند کنترل بکند آنجا هم آسیب میبینید پس از پایین باید شروع کنید.@ شیطان خودش دقیق دارد حرف میزند، در مسائل مالی، لقمه حرام بشود کافی است، دیگر اصلا این شخص میگوید برو بچه پیغمبر باش@ یکسره برو مکه، مدینه، کربلا، هیئت، دیگر این آدم رستگار نمیشود تا لقمه حرام میخورد، شما ببینید آنها که حافظ قرآن بودند استاد و معلم قرآن و حدیث بودند سر امام حسین را مینشیند میبُرد بچههای امام حسین را آنها کشتند، بینماز اصلا نداشتیم ما آنجا.@ شریح قاضی را شما نگاه کنید شریح قاضی، قاضی حکومت امیر المؤمنین است رسیده به جایی که دستور میدهد امام حسین باید کشته بشود.@ شیخ فضل الله را شما نگاه کنید یک مجتهد مینشیند حکم قتل شیخ فضل الله را مینویسد. تا شما موفق نشوید روی دنیایتان سوار بشوید و دنیاتان را در دستشان بگیرید پرواز نمیتوانی بکنی، برای همین یک آدمی که زیرک است اینطور نیست که این اینقدر دقت در انتخابها و ارتباطات و رفتارهایش دارد که نگو، میخواهد یک درس بخواند@ به آن پیشنهاد میدهند این درس را بخوان، این رشته را بخوان، این کلاس را بیا، اینطوری نیست کیلویی، بلند شویم با هم برویم این کلاس، این را هم بخوانیم@ بگذار این کتاب را هم بخوانم، این فیلم هم نگاه کنم، اصلا آدم حواسپرتی نیست او حتی عبادتهایی هم که به آن میدهند قبول نمیکند به راحتی، یعنی به آن پیشنهاد عبادی میدهند، برویم امام رضا؟@ من اگر الان بروم امام رضا تلف میشوم من الان پدرم مریض است خانه است بلند شوم بروم امام رضا چکار، به من احتیاج دارد، همسرم به من احتیاج دارم، بچهام به من احتیاج دارد، کجا بلند شوم بروم.@ یکی از بزرگان خیلی از شاعران بزرگ اهل بیت است میگفت من خانمم اصلا به آن میگفتند بلبل حرم، اینقدر شیفته امام رضا و حرم بود یک روز در خانه بود با هم مشهد بودیم به آن گفتم تو که حرم را دوست داری امشب برو حرم@ من هم راحت باشم بتوانم یک چند بیت شعر بگویم آن خانم را دَکِش کردیم رفت حرم و نشستیم، نتوانستم شعر بگویم اصلاً، مغز قفل شد@ گفت فردا به من گفتند چرا به خانمت گفتی برو از خانه بیرون، شاید آمادگی نداشت برای چه گفتی از خانه برود بیرون. یک موقع است آدم سرش شلوغ است هزار نفر سرش ریختند دارد خدمت میکند به همه@ اهل بیت میایند سراغش، همان در خانه، در آشپزخانه، در بنایی، سر زمین، در شلوغی، یک موقع هم هست میری حرم میبینی امام رضا حرم نیست. گفت رفتم احیا@ بچهام هم برده بودم بچهام شروع کرد به گریه کردن دیدم دارد اذیت میشود خیلی دوست داشتم بمانم احیا، ولی گفتم بچه معصوم است دیگر، من وظیفهام الان این هست که بچه ناراحت نشود، بچه را برداشتم بردم خانه دیدم آقا امام زمان در خانه نشسته، یعنی چی؟@ یعنی اگر بچه را نمیاوردی ملاقاتی هم نبود، این آدم زیرکی هست خیلی حواسش جمع است. مکه بیخودی، اضافی، الان خیلیها مکه اضافی و بیخودی زیاد دارند@ گور و گور مکه اضافی و بیخودی، کربلا زیادی، همینطوری بلند میشوند میروند کربلا، برویم کربلا، جمکرانهای الکی و اضافی، هیئتهای الکی و اضافی@ یک عالَم واجبات گردنش مانده هِی شیطان میبرد آن را اینطرف و آنطرف وقتش تلف میشود نمیشود. این آدم، آدمی که زیرک هست دقیقا میداند چه چیزی را باید بردارد الان، الان من باید چه چیزی را بردارم؟@ در مسائل اقتصادی هم همینطور هست بیشتر کسانی که پولدار هستند عرضه بهرهبرداری از ثروتشان را ندارند فقط این ثروت میبرد آنها را به جهنم، لذا حضرت مسیح(ع) فرمود رد شدن یک شتر از سوراخ سوزن راحتتر از رفتن یک ثروتمند به بهشت است@ سخت است آدم پولدار باشد. مدیریتش نمیتواند بکند، جگر میخواهد آدم مدیریت بکند، پولدار باشد، دکتر و مهندس بشود، استاد بشود، مشهور بشود، معروف بشود@ مقام داشته باشد و بتواند مدیریت بکند مقام بدبختش نکند، رئیس بشود یکجا، خوشکل باشد، خوشاندام باشد بتواند مدیریت بکند خوشکلی و خوشاندامیاش را، گند نزند@ اینقدر از این خوشکلها میروند جهنم. چون عرضه ندارند از قیافهاش از زیباییاش خوب استفاده بکند مدیریت ندارد در حجاب، در پوشش، در ارتباطات، مدیریت ندارد خودفروشی دارد خودعرضهکنندگی دارد مالش را به رخ دیگران میکشد@ ماشینش را به رخ دیگران میکشد سوادش را به رخ دیگران میکشد کوچک نگاه میکند به دیگران، از بالا همیشه به بقیه نگاه میکند، اصلا این خراب کرد@ اگر نداشت این نعمت را، مشکلی نداشت میرفت بهشت، ولی به آن دادند عُرضه ندارد استفاده بکند به زور هم از خدا میگیرد ولی خوب فایده ندارد. قارون را شما نگاه کنید زمان پیغمبر چقدر این اتفاق افتاد، شیطان میاید موقع پولدار شدن@ لذا آدم فقط دعا کند خدایا اگر قرار است نعمتی بدهی قبلاً ظرفیتش را به ما بده، خدایا عزت به من نده مگر اینکه حتما پیش خودم ذلیل بشوم اگر قرار است پیش مردم عزت پیدا کنم پیش خودم هم عزت پیدا کنم@ خیلی خطر است طرف سقوط میکند روی صراطی که باریکتر از مو و تیزتر از شمشیر است این وزنه افتاده به آن، چهار نفر تحویلش گرفتند وزنه میافتد سقوط میکند@ چهار نفر تحویلش میگیرند اصلاً یکدفعه جو میگیرد آن را و میافتد. یک آدم زیرک روی صراط حواسش هست هر چهار طرف حمله است این باید حواسش باشد چهار طرف نخورد@ لذا تقوای زیادی، عبادت زیادی، نماز شب زیادی، هیئت زیادی، ذکر زیادی، درس زیادی، از آنطرف گناه، هر کدام میتواند تعادل آدم را به هم بزند. یک کسی مدیریت گناه میکند@ گناه هم میکند ولی گناهش را مدیریت میکند در یک حدی دیگر نگه میدارد. شما حُر را نگاه کنید دور است ولی حرمت نگه میدارد، طیب را نگاه کنید دور است ولی حرمت نگه میدارد@ اصلها را نگه داشتند ولایتش سر جایش هست گناهش را کرده ولی ولایتش از دستش نرفته، یک جایی که ولایت به خطر میافتد اصلا حاضر نیستند خط قرمز پا بگذارند، نه بابا حالا ممکن است کارهای اینطوری هم کرده باشیم@ اما این چیزهای خطرناک اصلاً ورود نمیکنند خیلی حواسشان هست. بعضیها نه اینقدر کم حواس هستند شیطان ذره ذره از یک جایی شروع میکند که اصلاً خودش هم باور نمیکند که این اتفاق بیاید در زندگیاش@ از جنگ از جبهه شروع کرده الان سر از کفر درآورده، ببین چقدر فاصله طی شده، از حوزه و نماز شب و حجره شروع میشود از تَه جهنم سر در میاورد از دانشگاه از کارخانه از تجارت شروع میشود سر از تَه جهنم در میاورد.@ لذا مدیریت همان بحثی که قبل از کلاس توضیح دادم، انسان اگر نبضش با فقرا نزند قلبش، این تپش قلبش با فقرا نباشد@ نبضش با فقرا نزند احساساتش را با فقرا تنظیم نکند با محرومین با مظلومین با گرفتارها، تنظیم نکند هر نعمتی داشته باشد خطرناک است، عبادی هم باشد مثبت هم باشد خطرناک است منفی هم باشد خطرناک است آدم باید یاد بگیرد یک نفر نیست@ یاد بگیرد (هو انت) یاد بگیرد اگر یک نفر برود جهنم، جهنم رفتن من است باید انسان قلبش برای همه بتپد (إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ) جمعی جمعی جمعی.@ باید با آن آفریقاییها با آن گرسنهها، با آن سیلزدهها، با آن زلزلهزدهها، کافرشان هم باشد انسان باید حواسش به آنها هم باشد حتی کافر هستند. حضرت آیت الله بهجت(ره) فرمود من اگر برای خودیها دعا نکنم برای مردم چین دعا میکنم.@ آدم باید به رحمانیت برسد تا به رحمانیت نرسی شاخههای دیگر رشد نمیکند، اولین اسمی که باید تولید بشود چیست؟ رحمانیت@ (الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ) انسان خشن به هیچ وجه رشد نمیکند انسان تیز به هیچ وجه رشد نمیکند انسان فضول به هیچ وجه رشد نمیکند، انسانی که وقتی با دیگران رابطه دارد این رفتارش و رابطهاش میتواند آزاردهنده باشد برای یک نفر@ اصلاً نمیتواند رشد بکند جهنم دارد این، این نمیگذارد، حالا هِی برو نماز شب بخوان، هِی برو دعا کن، وقتی زبانت با زنت هماهنگ نیست با شوهرت هماهنگ نیست اصلاً دیگر فایده ندارد وقتی تیزی، وقتی یک نفر کنارت هست@ نمیتواند با آرامش کنارت بنشیند از وجودت نمیتواند لذت ببرد، تیزی داری فایده ندارد، اول باید تیزیها، جهنمها را خاموش کرد@ تیزیها را، کثافتها را، لجنها، مار و عقربها همه از بین برود تا آدم بتواند اسم بگیرد. یک آدمی که تکه دارد در حرف زدنش، نیش دارد در حرف زدنش، تحقیر دارد در حرف زدنش، متلک دارد در حرف زدنش، آزار دادن دارد در حرف زدنش، حال میتواند بگیرد@ این خیلی گرفتاری و فشار قبر دارد. ببینید الان برایتان بخوانم (یَقولُ اِبلیس لِجُنُودِهِ اَلقوا بَینَهُمُ الحَسَد وَ البَغی فَإنَهُما یَعدِلانِ عِندَ اللهِ الشِرک) به جنودش میگوید بین مردم دوتا چیز را رواج بدهید.@ خوب دقت کنید این دوتا چیز ببیند در ما هست یا نیست، میگوید این دوتا چیز معادل شرک است در نزد خدا، در قرآن فرمود خداوند همه گناهان را میبخشد غیر از شرک.@ غیر از شرک همه گناهان را میبخشد، حالا چیست این دو گناه؟ خوب دقت کنید، (الحَسَد و البَغی) حسادت و تجاوز، همین انسان از اینکه یک نفر یک کمالی دارد.@ خیلی واقعاً احمقی است اگر کسی فکر کند که یک نفر یک کمالی دارد، و بگویم کاشکی من جای این باشم، چون خدا برای من این را خواسته الان، و این نقش را خواسته، آن که خدا برای من میخواهد، در بحث رضا توضیح دادیم.@ خیلی قشنگتر از این هست که یک کسی دارد، چون ممکن است در امتحان رد شود اصلاً، چرا میخواهی جای دیگران باشی. یک کسی که به مال، به قیافه، به لباس، به همسر کسی، به مدرک کسی، به موقعیت کسی.@ به موفقیتهای کسی، حسادت میکند این به خدا غضب کرده از دست خدا عصبانی است آدم حسود، خوش به حالش با شوهرش، خوش به حالش با زنش، کاشکی این زن من باشد، کاشکی این شوهر من باشد.@ کاشکی من این مدرک را داشته باشم، کاشکی من جای این باشم، وقتی میافتی به این، شیطان کاملاً تسلط دارد روی شما، میگوید معادل شرک است.@ چرا معادل شرک است؟ جوابش هم دادم الان، گرفتید یا نه، چرا معادل شرک است؟ یعنی شما وقتی حسادت میکنید یک چیزی را میاورید کنار خدا میگذارید با خدا راضی نیستی عشقت خدا نیست که داریش.@ یک چیز دیگر هم میخواهی کنارش، میشود شرک دیگر. آدم حسود مشرک است یک نوع شرک خفی دارد یعنی خدا، اهل بیت، آسمان، بهشت، خانواده آسمانیام، برایم اصلاًَ کافی نیستند@ حال مثل یک آدم جیفهخور، مردارخور، مثل یک کفتار دنبال این هست که کی چی دارد من جای آن باشم من آن را بگیرم از دست این درش بیاورم، خیلی بد است@ چرا فلانی حالا من نه، خیلی بد است اصلاً ما با دیگران چکار داریم خدا برای ما بهترین نقشها را رقم میزند من خدا را داشته باشم بس است، اهل بیت را داشته باشم بس است آسمان را داشته باشم بس است برای چه هِی گیر بدهم به بندگان خدا.@ تجاوز، یعنی نیشدار بودن حق دیگران را ضایع کردن حقوق دیگران را پایمال کردن، گفتم از تجاوزهای کوچک شروع میشود تا تجاوزهای بزرگ.@ تجاوز سمعی یکی دارد با موبایل حرف میزند من تیز کنم ببینم چه دارد میگوید، خیلی خطرناک است، شوهر دارد حرف میزند زن فضولی کند بگوید شوهرم با چه کسی دارد حرف میزند؟ چی دارد میگوید؟ زنم با چه کسی حرف زد؟@ چه دارد میگوید؟ بچهام، برادرم، تجاوز سمعی، بایستیم یک جایی گوش وایستیم ببینیم دیگران چه میگویند، پشت دری، جایی، اینطرفی، آنطرفی، در ماشین نشستی دو نفر دارند پچپچ میکنند گوشت را تیز نکن.@ خودت را یکطوری مشغول کن، تیز کنی، بله ببخشید من داشتم اینجا صحبتهای شما را میشنیدم، غلط کردی شنیدی اصلاً، کَر بشود این گوش تو که شنیده، برای چه شنیدی.@ وقتی میدانی دو نفر میخواهند یک حرفی بزنند که قرار نیست کسی بشنوند، برای چه میایی میایستی، استاد دارد جواب سؤال یک شاگرد را میدهد، برای چی میایستی ببینی شاگرد چه میگوید یا استاد چه دارد میگوید.@ جوابش را میخواستم بشنوم، تجاوز است بابا طرف دوست ندارد کسی مشکلش را بشنود فاصله بگیر برو یکذره آنطرفتر بایست.@ تجاوز بصری، نگاه کنم ببینم شماره تلفن چه کسی افتاد روی موبایل این، چه کسی برایش اساماس زد، اساماساش چه بود؟ کیف زنم را نگاه کنم، کیف شوهرم را نگاه کنم، کجا بودی، کجا هستی؟ سؤالهای تیز، نیشدار، چرا دیر کردی؟@ چرا دیر میایی؟ همهاش تجاوز. فضولی در کار دیگران، که کی چکار کرد کی چکار نکرد، راستی چکار کردی با شوهرت، راستی چکار کردی با زنت، طلاق دادی، طلاق گرفتی، الان چکار کردی.@ تا لازم نشده تا واجب نشده انسان نباید سؤالی بکند، نه همین کنجکاو بودم دوست داشتم بدانم بالأخره، اسم فضولی را گذاشتیم کنجکاوی، اسم تجاوز را گذاشتیم کنجکاوی.@ آدمی که اینطوری مشغول است به هیچ وجه نمیتواند به آخرت پرواز بکند چون مشغول دیگران است یک کسی که برایش مهم است که دیگری دارد چکار میکند، این چکار کرد، این بدبخت است.@ مثل کسی که دارد از صراط رد میشود از مو باریکتر و از شمشیر تیزتر، نگاه کنی که آی نیفتی فلانی، افتادی تو، چشمت از روی صراط برداشته شد از خودت، بدبخت کسی است که مشغول خودش نباشد.@ بدبخت کسی است که هِی به دیگران مشغول باشد، خیلی آدم باید حواسش باشد (طوبی لِمَن شَغَلَهُ عَیبُهُ عَن عُیُوبِ النّاس) امام حسین(ع) فرمود خوش به حال کسی که عیبهای خودش او را از دیدن عیبهای دیگران کر بکند کور بکند.@ یک کسی که هِی میتواند عیبهای دیگران را ببیند هِی میتواند انتقاد بکند از دیگران، هِی میتواند شفاف بشود در کار دیگران، هِی میتواند گیر بدهد به دیگران، هِی میتواند اعتراض بکند.@ هی میتواند نِق بزند هی میتواند قور بزند این یک آدمی است که حتماً از خودش غافل است یعنی سقوط، یک کسی که دیگران با اینکه عیب دارند نمیبیند اینقدر مشغول خودش هست راحت عیبهای دیگران را تحمل میکند.@ همسر، اینقدر خوبیهای همسرش را میبیند که اصلاً نمیبیند این ضعفها را، پدر، مادر، فرزند، دوست، شریک، یک کسی که با خودش مشغول باشد با همه میتواند بسازد.@ آدمی که از خودش غافل است یکسره میبیند که زنش چکار کرد هِی از آن ایراد بگیرد، از کوچکترین، از حرف زدن، از راه رفتن، از لباس پوشیدن، از غذا درست کردن یکسره نِق، ایراد، بهانه، زن هم متقابلاً نسبت به شوهرش اینطوری است.@ کسی که مشغول خودش هست اصلاً تیزی ندارد این آدم، اصلاً تیزی ندارد. شما صحنه قیامت را نگاه کنید هر کس بدبخت کار خودش است گرفتار کار خودش است عریان هستند همه.@ میگوید هیچ کس نمیفهمد دیگری عریان است با اینکه همه عریان هستند هیچ کس کسی را نمیبیند اصلاً آنجا، چون اینقدر شخص مشغول خودش هست نه عریان بودن خودش را میبیند نه دیگران.@ اصلاً متوجه نیست برای همین میگویند موقع حج که میخواهید بروید احرام ببندید، یعنی چی احرام ببندید؟ یعنی همه چیز را حرام کنید جنبه طبیعی، جنسی.@ را حرام بکنید که وقتی آمدید دور خانه خدا، خانمها که حجابشان اسلامی نیست مردها هم که اسلامی نیست، اِ بعد هم میگویند زن و مرد قاتی بگردند دور کعبه، اِ، بله تو اگر احرام کرده باشی اصلاً دور کعبه نامحرم نمیبینی.@ اگر دیدی، احرام نبستی، اصلاً میگوید زنت هم به تو حرام است که تو بفهمی دیگر مرد نیستی زن نیستی آن آدم باید برود کعبه، ما نه آن الاغ را سوارش که نمیشویم سوارمان میشود با آن میرویم کعبه.@ اگر یک کسی باطن ببیند میبیند هر کس یک الاغ سوارش هست یک سگ یک میمون، آن شکلهایی که پیغمبر گفته، خوک، سگ، میمون، کفتار، سوارش شده یک پوزهبند زده دور کعبه دارد به این بدبخت میگوید بگرد.@ اصلاً آدمیت را با خودش نیاورده کعبه، همان خوک رفته همان خوک آمده، همان سگ رفته همان سگ برگشته، هیچ تغییری نکرده.@ آدمی که مشغول خوش هست اصلاً تیزی ندارد شما وقتی کنارش هستی آرامش داری اصلاً توقع نداری این یکدفعه تیز بشود نیش بزند حالت را بگیرد، دعوا بکند، عصبی بشود، اصلاً توقع نداری این زودرنج و حساس بشود.@ چون اصلاً ندارد اینقدر این گرفتار روی صراط، الان صراط را الان میبیند گول نمیخورد بگوید صراط آخرت است صراط همین الان رویش هستیم ما، وقتی الان هست دیگر به کسی گیر نمیدهد اصلاً، ایراد نمیگیرد.@ بعضیها یکسره نقد دارند، انتقاد دارند، ایراد دارند، ریزبین هستند، آدم هار میشود اینطوری، این خیلی فرق دارد یک نفر برای خدا گیر بدهد نقد بکند یا برای نفسش، بین زمین تا آسمان فرق دارد.@ آن موقع که داری سر زنت داد میزنی، ببین برای چه داری داد میزنی، برای خدا داری داد میزنی یا برای خودت، آرامش دل خودت یا نه خدا گفته الان صدایت را ببر بالا.@ خدا گفته الان بچهات را صدایت را ببر بالا، بچه باید الان، خدا میگوید من باید الان اخم کنم به بچه، بارک الله، خدا الان گفته من دست به شمشیر ببرم، میبرم.@ باید همهاش در اختیار خدا باشد برای خدا، این یادهایی میخواهد که مشغول خودش باشد. الان بگوید آقا شما واقعاً هفته دیگر میمیری، تمام است یک هفته بیشتر وقت نداری، ببین چقدر ما زندگیهایمان فرق میکند چقدر مهربان میشویم در این یک هفته، بدبخت در عمرت مهربان بودی فکر کن الان فردا میخواهی بمیری.@ درست است اینطوری رفتار کردن با زن و بچه، با شوهر، با خانواده همسر، درست بود، حالا من فردا میخواهم بمیرم، خوب اگر قرار است بمیری مثل آدم زندگی کن.@ همیشه خوب زندگی کن، همیشه شیرین باش، همیشه مهربان باش، چرا وقتی به شما میگویند هفته آخر است تازه میگوید بله به فقرا برسید پول من را اینطوری کنید، اموال من را برای دیگران بگذارید، اینطوری خرج بکنید.@ بابا الان که زندهای این کار را بکن. من بارها شده افراد متمول آمدند به من گفتند میخواهیم یک وصیتنامه بنویسم برای بعد از مُردنمان، بابا همین الان تمامش کن برود پِی کارش، ثلثت را همین الان بده برود، برداشتم تمام شد دیگر وصیتی ندارم.@ اگر مُردم اینطوری کنید برایم. یک کسی اینطوری کرد، یک ثروت زیادی، انباری را گذاشت، پیغمبر همه این انبار را در راه خدا داد چون وصیت کرده بود.@ آخرش یک خرما خشکیده مانده بود پوسیده، پیغمبر برداشت گفت اگر این را خودش وقتی زنده بود میداد بهتر از این هست که بعد از مُردنش این انبار را داده.@ چون وقتی که انسان زنده است میدهد فرصت جذب اسم دارد چون وقتی زنده هستی خودت پول را میدهی اسم جواد، کریم، وهاب میتوانی بگیری ولی وقتی مُردی رفتی پِی کارت دستت از دنیا کوتاه شده درست است ثواب به شما میدهند اما خیلی فرق میکند زمین تا آسمان.@ یک قِران خودت بدهی بهتر از این هست ده میلیارد تومان پول بگذاری بعد از مُردنت بدهند همین که زندهای، همین الان، همین الان خوب باش همین الان مهربان باش.@ آی نمیدانم به فلانی بگویید من را حلال کند، فلانی من را حلال کن در حقت ظلم زیاد کردم، همسر عزیزم خیلی اذیتت کردم، خوب نکن از الآن نکن.@ این خیلی خباثت میخواهد من اگر بدانم هفته دیگر میمیرم اخلاقم خوب میشود، الان وقتی میگویند نه، من که حالا حالاها زندهام پس بگذار هر چه دلم میخواهد بداخلاقی کنم، این خیلی خباثت است خیلی خشونت است.@ هر لحظه فکر کن قرار است فردا بمیری اگر قرار است فردا بمیریم (مُوتُوا قَبلَ اَن تَمُوتُوا) بزرگترین درسی است که حضرت میدهد انسان بمیرد قبل از اینکه موعدش برسد.@ اگر مثل مرده بشوی ببین رفتارهایت چقدر تغییر میکند دیگر اینطوری نه داد میزنی نه گیر میدهی، نه عصبانی میشوی، نه دست بلند میکنی، نه حساسیت داری، نه زودرنجی داری، نه هِی ایراد میگیری از این، نه تجاوز داری.@ نه فضولی میکنی، نه سؤالهای آزاددهنده داری، هیچی، نه نگاههای آزاردهنده داری، نه گوش متجاوز داری، هیچی، آدم نرم، آرام، شیرین، اینکه مؤمن مثل عسل شیرین است همینطور.@ درس انسانشناسی است شیطان روانشناسیاش بیست، دوتا چیز را در انسانها زیاد کنید یکی حسادت، چون دیگر طرف وقتی مشغول دیگران شد از خودش غافل میشود یعنی سقوط، یعنی میافتد.@ نکند دیگری از من جلو بزند، آقا تو اصلاً با دیگری چکار داری، دکتر به تو گفته چربیات زیاد است حالا آن که دارد چربی میخورد حسودیات میشود، باور میکنید بعضیها اینطوری هستند اینقدر بچه هستند، من شیرینی نخورم، من کلهپاچه نخورم.@ آن بخورد، آقا تو اضافه جذب کردی کمش کن دیگر، دارد میکشد تو را، نمیتوانم بایستم دیگران را ببینم، تحمل نمیتوانم بکنم.@ به یک بچهای یک خوردنی خوشمزه دادند بعد، ببین دوتا اخلاق متفاوت، بعد گرفت، اینقدر مهربان بود اینطوری کرد، خوب داداشم چی، بارک الله، گفتم خوب این هم مال داداشت، گفتم داداشت کو؟ گفت نیستش میاید، گفتم خوب حالا بخور، نه نمیخورم.@ گفتم برای چی از دهان میافتد تازه است، نه اگر آن بیاید بخورد من خودم خورده باشم آن بخورد دلم میسوزد، آن وقتی بخورد من حالم گرفته میشود آن دارد میخورد با اینکه خوردم.@ دیدی بعضیها اینطوری هستند شامش را خورده ناهارش را خورده بعد مثلاً برادرش از سر کار میاید یا از مدرسه دیر میاید اَی مثل عزادار میشیند اینطوری نگاه میکند این برادر را، بیچاره کوفتش میشود این غذا، تو که همین غذا را خوردی.@ اَی خوش به حالش این دارد میخورد الان، بابا تو هم خوردی. بعضیها اینقدر کوچک میمانند آدم بزرگ اینقدر کوچک، یک حسرتی میخورد.@ یک بشقاب تَهدیگ خورده چشم ندارد ببیند یک نفر یک چهارم بشقاب تَهدیگ میخورد، نمیتواند جلوی شکمش را نگه دارد، تو چکار داری بقیه میخورند، من نمیتوانم من اصلاً تحمل ندارم بقیه لذت ببرند من نبرم.@ این درس برای تو خطرناک است، آن درسش را میخواند میتواند برود بهشت، ولی تو اگر همین درس را بخوانی نمیتوانی بروی بهشت، وِل کن، آخه آن دیگر از من جلو میزند.@ به آن میگویند دکتر، مهندس، من بخواهم لیسانس فوق لیسانس بمانم که نمیشود که، پس من باید حتماً این رقابت را ببرم، من باید حتماً به پای فلانی برسم، جلوی زنم کم نیاورم، جلوی شوهرم کم نیاورم.@ تو بیخود داری مسابقه میگذاری که جلوی زنت، آخه بد است آن از من جلو میزند، خاک بر سر این رقابت میخواهی برسی به آن از کاروان آدم حسابیها عقب میافتی.@ اصلاً ما رقابت نداریم با کسی، حسادت نباید بکنیم به کسی دارد جلو میزند دارد میرسد به جاهایی، بگذار برسد، اصلاً مسابقه نباید بگذاریم با کسی، وقتی مسابقه گذاشتی مسابقه را باختی، به محض اینکه وارد مسابقه در این دنیا بشوی مسابقه را باختی.@ اصلاً با کسی چشم و همچشمی نکنیم در هیچ چیز، اگر چشم و همچشمی کردی، چرا در خوبیها آدم غبطه بخورد خوب است حسادت نه، غبطه، ای کاش من مثل آن بشوم.@ این خوب است برسان خودت را، در خوبی، در مهربانی، در اخلاق، در گذشت، خیلی خوب است، در هیچ چیز، در لباس، در قیافه، با هیچ کس رقابت نکنید، من باید خوشکلتر باشم، من باید خوشپوشتر باشم.@ من باید مدل ماشینم، ببین چقدر آدمها را شیطان همینطوری سر کار گذاشته، اینها وقتی میروند در نظام ابدی میفهمند که چقدر باختند، نقشهها را نگاه کنید.@ این دیگر اصلا به خانواده آسمانیاش نمیرسد اصلاً، فرصت ندارد به خانواده آسمانیاش برسد، الان ثروت را برای شما تشریح کنم، این شخص الان میگوید من میخواهم ازدواج کنم باید پول داشته باشم پول زیاد باید جمع کنم.@ بعد وقتی ازدواج میکند میگوید میخواهم صاحبخانه بشوم اگر صاحبخانه است میگوید خانهام را باید بزرگتر کنم، بچههایم چی، باید جلوتر، هنوز معلوم نیست این بچه، معلوم نیست اصلاً باردار بشود یا نشود عزای سیسمونی دارند برای این.@ هزینههای اینطوری، حالا تا بچه بیاید چقدر برای این تدارک دیدند، بچه میاید تدارکهای دیگر، لباس، مدرسه، کدام مدرسه، کجا، چنین و چنان، عزیزم تو حیوانیتت را باور کردی داری هزینه میکنی.@ خانواده آسمانیات را باور کردی هزینه کنی یا نه، پول حاضری برای خانواده آسمانیات هزینه کنی یا نه، اصلاً ما اینطوری نیستیم.@ گفتم ما وقتی نوبت خانواده آسمانیمان میشود پول کوچولوها پول خوردهها را دنبالش میگردیم. طرف اینقدر شرافت دارد زنش حقوق بگیر است ولی به مرد میگوید من الان پول ندارم ده هزار تومان به من بده من میخواهم بروم فلان چیز را بخرم.@ اصلاً مرد عارش میاید ده هزار تومان کف دست زن بگذارد، نه بیا پنجاه هزار تومان را بگیر، این کجا تا اینکه بگوید، پولهایت را چکار کردی، مگر تو خودت پول نداشتی، تازه به تو ده هزار تومان دادم.@ چکارش کردی، بنویس هر چه پول دادم به تو، تو باید خرجهایت را بنویسی، به خانمش میگوید، به بچهات هم نگو چه خرج کردی.@ مدیریت خوب است آدم بداند بچه یک موقع هَلههوله نخرد، یک مدیریت کلی اما خیلی وَر نرویم با آدمها. نوبت خانواده آسمانیمان میرسد طرف وقتی میخواهد برای امام زمان برای خدا برای دین خرج بکند به پستی، آقا برای خانواده زمینیات هم اینطوری خرج نکن.@ برای خانواده زمینیات هم با بزرگواری، با کرامت، با شرافت، گفت دو تومان بده، بیا بابا جان این پنج تومان، بیشتر هم میخواهی بردار.@ حالا وقتی رسید نوبت خانواده آسمانی، این همه ثروت تو صرف خانواده زمینی کردی دوتا خانه، سهتا خانه، چندتا آپارتمان، خمسش را هم نمیدهد، آخ آخ آن دیگر چقدر خطرناک است نه خمسی نه حق معلومی، هیچی اصلاً سال خمسی ندارد بدبخت.@ درآمد دارد سال خمسی ندارد اصلاً، خیلی خطرناک است این، آتش میخوراند به خودش و زن و بچهاش، بچهام، نسلم، فردا، آیندهشان، بعد خودت، خانواده آسمانیات چی، هیچی.@ من هزینه برای آسمان نکردم اصلاً برای ساختن آن بهشت هیچی، پنج متر زمین به آن میدهند میگویند مبادا این آبادش بکند، یک زمین به تو میدهند به اندازه آسمانها و زمین، بهشتت.@ کِی میخواهی وقت بگذاری اینها را گلداری بکنی کاخ بسازی، قصر بسازی، کِی؟ برای یک ازدواج، یک ازدواج اینجایی ببین چقدر هزینه و وقت و عمر، شما آنجا هم همسر میخواهی، زن باشد، همسر بهشتی میخواهد.@ مرد باشد همسر بهشتی میخواهد، میخواهی چکار کنی؟ نمیخواهی هزینه کنی، ما اینطوری نیستیم. شیطان اینطوری ما را گول میزند یک آدمی که اگر مثلاً پنج تومان هزینه میکند برای خانواده زمینیاش باید خیلی زیرک باشد حداقل باید پنج تومان هم برای آسمان خرج کند.@ ائمه را نگاه کنید چطور بودند مادرمان فاطمه زهرا نگاه کنید چقدر زیرک هستند اینها، شب عروسی، لباس عروسی، توری که نبوده مثل لباس عروسیهای مدرن الان، بگوید به چه درد فقیر میخورد گدا را لباس توری عروسی بپوشد که چی.@ اینطوری نبوده یک لباس معمولی بوده فقط یکذره نوتر بوده لباس عروسیاش، این را در میاورد میدهد به فقیر، چقدر مادر زیرکی داشتیم.@ (وَ يُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى‏ حُبِّهِ مِسْكِيناً وَ يَتِيماً وَ أَسِيراً) روی عشق خدا خودشان روزه میگیرند با آب، غذای خودش را میدهد به کس دیگر، خیلی زیرک است، ما نمیتوانیم اینطوری باشیم چون آن را عشق نمیگویند این را میگویند ایثار.@ ایثار کار آدم حسابیهاست کار آدمهای خیلی بزرگ است میتوانند ایثار کنند (الایثار تاجُ المَکارم) مال آدمهای تیز، مقرب، آدمهایی که خیلی خصوصیاند از حق خودشان هم میگذرند به دیگران میدهند.@ نمیگوییم این کار هر کس بخواهد برود جلوتر باید اهل ایثار باشد اصلاً در آن شکی ندارم که از دنیای خودش برای آخرتش برای خانواده خودش بگذرد.@ خیلی قشنگ است هیچ اشکالی ندارد خیلی هم خوب است ولی کسی که ظرفیتش را دارد و به حق دیگران تجاوز نشود. ولی ما مدیریت اقتصادی نداریم اصلاً نمیتوانیم از این پول برایش آخرت، ابدیت، جاودانگی، بسازیم، عشق نمیتوانیم با این پول تولید کنیم.@ زن آمده همه طلاهایش را داده، خیلی قشنگ است، کسی طلاها را گرفت به آن گفت خانم رسیدتان، گفت من بچهام را دادم رسید نگرفتم، این دیگر چیزی نیست.@ پنجتا بچه، چهارتا سهتا، دوتا، تکفرزند داده رفته، با عشق با علاقه، بدون نِق، بدون قر، داده رفته، بارک الله. خیلی دنبال این نباشیم که از خدا بکَنیم خدایا این را بده آن را بده.@ خدا میگوید عزیزم من آخه به تو بدهم میتوانی تو مدیریت بکنی، میتوانی با آن جهنم نروی، من که بخیل نیستم ولی سنگینت نمیکند در صراط نمیافتی، من یک شغل بَسَم است تو شغل دوم را اضافه کنی میافتی.@ یکذره قناعت ولی با سرعت برو از روی صراط رد شو، وقتی میخواهی شغل دوم شغل سوم میافتی. از اخلاق از عدالت، از تعادل میافتی اضافه نکن چیزی را وقتی نمیتوانی مدیریت بکنی اصلاً اضافه نکن.@ کلاس اضافه، درس اضافه، مدرک تحصیلی اضافه، پول اضافه، شهرت اضافه، سفر اضافه، عبادت اضافه، نمیتوانی جذبش نکن، الان میخواهی با آن چکار کنی، قرآن میگوید چقدر خواندی؟@ یک جزء، بس است دیگر، جزء دوم حالت را به هم میزند زیادی میشود اصلاً میریزدت به هم، میگوید آخه نه من کم میاورم بغل دستیام دو جزء خوانده الان فردا بگویند ماه رمضان سی جزء قرآن را تمام کردی آبرویم میرود@ این همسایه فاطمه خانم زری خانم، شهین خانم اینها نشستند هر روز سی جزءشان را تمام کردم من اگر سی جزء را تمام نکنم، دیدید با هم مسابقه میدهند چند جزء خواندید؟@ دروغی میگوید من سی جزء خواندم اصلا دو تا قرآن ختم کردم، جلوی فاطمه خانم نباید کم بیاورم جلوی آقا تقی کم نیاوریم@ ما نه همهاش یک جزء خواندم قرآن، کافی بود بیشتر از آن هم اصلا جذب نداشتم یک جزء قرآن خواندم اینقدر خواندم، خوش به حال شما، التماس دعا، موفقید شما الحمد لله، ما یک جزء قرآن خواندیم@ اندازه خودت قرآن بخوان کنتراتی مسابقه دور بگذاریم که حالا حتما باید اینقدر بخوانم که از کسی عقب نمانم این هم بد است. حج، کربلا، طرف رفته کربلا، من سراغ دارم در روستاها، همین روستاهای خودمان، خدا کند بشنوند یک زمانی این حرفها را@ شخص پول نزول میکند میرود کربلا و مکه، به خدا قسم، یعنی از راه نامشروع پول به دست میاورد، چون نباید کم بیاورد جلوی کسی، عروسی آن کباب داده جوجه داده@ من میروم پول نزولی میگیرد که من هم برای عروسی باید اینقدر خرج کنم نباید کم بیاورم، جهیزیه، من جهیزینه اینقدر میتوانم بدهم، تمام شد، نزول، میگوید نه آخه جلوی بقیه کم میاوریم@ جهیزیه این اینقدر شد جهیزیه دختر من نباید کمتر بشود، پول دزدی، پول نزولی، پول بیخود نامشروع، میخواهد بخرد. چقدر زندگیهای ما قاتی شده اینطوری، برای اینکه ما خودمان نیستیم برای اینکه ما خودمان را باور نکردیم.@ خدایا به حق محمد و آل محمد به ما قدرت مقابله با شیطان عنایت بفرما، خدایا آنقدر عشق خودت را در دل ما زیاد کن آنقدر عشق خانواده آسمانیمان را در دلمان زیاد کن که وسوسههای شیطان روی ما اثری نگذارد.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@ با همدیگر پنج مرتبه آیه شریفه امن یجیب را برای رفع اضطرار از وجود مقدس آقا امام زمان(ع) رفع اضطرار از شیعیانش مسلمین و مستضعفین جهان میخوانیم@ اعوذ بالله من الشیطان الرجیم أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ هدیه به محضر مقدسشان سلامتیشان تعجیل در فرجشان خشنودیشان از همه ما و اینکه انشاء الله همه ما مشمول دعاهای ویژه حضرت باشیم صلوات بلند ختم بفرمایید.@