جلسه 102 - خانواده آسمانی
شماره جلسه
102
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1390
ماه
12
روز
25
متن کامل (خام) ‌ جلسه 102 - خانواده آسمانی

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ بحثمان درباره موانع وصول ما به خانواده آسمانیمان بود که طبق مناجات شاکین رسیدیم به یکی از مهمترین موانع که عبارت بود از شیطان.@ بعضی از ترفندهای شیطان را توضیح دادیم امروز هم بعضی از ترفندها را انشاء الله توضیح خواهیم داد و امیدوار هستیم که بتوانیم تا این جلسات آخر امسال که امشب هست بحث را تمام کنیم@ و بعد از سال به بحث دیگری از همین موانع و بحثهای کاربردیتر برسیم. یکی از کارهایی که شیطان میکند دستوراتی که داده، من ترفند کلی او را عرض کنم برای شما، کار شیطان اساسا سرگرم کردن ماست@ غفلت از خود حقیقی ما و اینکه ما متوجه خودمان و خانواده آسمانیمان نشویم. انسان در دنیا که هست در شأن زندگی مادی خودش وقتی که از خانواده زمینیاش غفلت میکند از اصلش از ریشهاش غفلت میکند@ دچار مشکلات و گرفتاریهای زیادی میشود هر کس بالأخره میخواهد در این دنیا بداند پدرش کیست مادرش کیست به کجا تعلق دارد@ کشورش کجاست وضعیت خودش را باید بداند، ندانستن این مسأله که من که هستم از کجا آمدم پدرم کیست مادرم کیست مال کدام شهر هستم کدام کشور هستم، سردرگمیها و مشکلات ایجاد میکند برای انسان@ و خیلی وقتها انسان با اینکه خیلی از نعمتها را دارد اگر همین مسأله را که نداند مادرش کیست پدرش کیست و اصلاً به کجا تعلق دارد همین میتواند برایش خیلی آزاردهنده باشد و ترجیح میدهد که خیلی از نعمتها را نداشته باشد@ ولی مختصات خودش را بداند جایگاه خودش را در این عالم از نظر طبیعی و حیوانی بداند. شیطان کاری که میکند این هست ما را از حالت طبیعیمان در میاورد@ یعنی ما رفتارهای غیر طبیعی پیدا میکنیم با خدا رفتارهای غیر طبیعی دارم با خانواده آسمانیمان رفتارهای غیر طبیعی دارم اصلاً فامیل بودنمان خودمان با خانواده آسمانیمان@ عضویت ما با خانواده آسمانیمان را برای ما دچار ابهام میکند و باعث میشود که ما به خانواده آسمانیمان غریبه نگاه کنیم و بیشتر به شخصیت حقوقی آنها توجه کنیم تا رابطه حقیقی که ما با آنها داریم.@ مثلاً ببینید من یک مثال بزنم برای شما که شیطان چطوری آب را گلآلود میکند و ما باید خیلی هوشیار باشیم که در این گلآلودی خودمان گلآلود نشویم@ چون وقتی که او آب را گلآلود میکند در واقع درون ما را میریزد به همدیگر. ببینید شما از بچه به پدر و مادر و از پدر و مادر به بچه کسی نزدیکتر نیست@ اگر یک کسی با پدر و مادرش مشکل پیدا بکند این خود پدر و مادر و فرزند هستند که میتوانند بین خودشان یک سلسله مسائل را حل کنند آنجایی که پای واسطه میاید، چه موقع پای واسطه میاید؟@ یا زن و شوهر گاهی وقتها با هم مشکل پیدا میکنند و باید یک چیزی بینشان حل بشود، زن و شوهرهایی که از بلوغ فکری بالایی برخوردار هستند با هم خیلی هماهنگ هستند@ خیلی همدیگر را میشناسند اینها خوب میتوانند خودشان بشینند با هم صحبت بکنند یعنی با صحبت کردن و حرف زدن با همدیگر بتوانند خیلی از مسائلشان را حل بکنند. بچهها با پدر و مادرشان خیلی راحت میتوانند مشکلاتشان را حل بکنند پدر و مادر با بچهها@ وقتی که پای یک غریبه میاید وسط، هر چند کمکی هست خیرخواهانه هست خوب هم هست انسان خیلی وقتها از یک غریبه یا از شخص ثالث کمک بگیرد@ ولی وقتی که پای یک شخص ثالث وسط میاید نشان میدهد که این دو نفر خودشان نمیتوانند مسألهشان را حل کنند که احتیاج دارند یک واسطهای پیدا بشود یعنی آن حالت طبیعی یک مقدار در بیاید@ ما نیاز به یک متخصص یک کارشناس یک واسطه پیدا میکنیم. در روابط بین انسان و خدا و بین انسان و اهل بیت(ع) به هیچ وجه ما نباید بگذاریم واسطه ایجاد بشود ممکن هست از اساتید از واسطههای فیض کمک بگیریم در خیرات@ در ارتباطات قشنگتر، در پروازهای بالاتر، از بال دیگران کمک بگیریم، پر و بال همدیگر بشویم یار هم باشیم یاور همدیگر باشیم غمخوار همدیگر باشیم@ این خوب است که بحثش را در مهرورزی مفصل توضیح دادیم در آن غزل معروف مرحوم فیض. ولی در تیرهگیهای روابط خیلی خوب هست که خود انسان از پَسِ مشکلات خودش بر بیاید@ وقتی میگویم شیطان طبیعت را از بین میبرد اینطوری هست از خدا به من چه کسی نزدیکتر است چه کسی بیشتر از خدا من را دوست دارد؟ چه کسی؟ چه کسی من را بیشتر از خانواده آسمانیام دوست دارد؟@ شما یک بچه که قهر میکند با خانهاش، هیچ وقت یک کسی نمیاید به بچه بگوید که ببین تو برنگردی پیش پدرت، پدرت دیگر نمیبخشدت، بر نگردی پیش مادرت، مادرت دیگر نمیبخشد@ عذرخواهی نکنی از همسرت دیگر اصلاً درست نمیشود تو اصلا دیگر به درد این نمیخوری، زن و شوهر در اوج اختلافاتی که دارند اگر بروند پیش مشاور، مشاور صاف بگوید شما باید جدا بشوید خودشان اصلاً تو ذوقشان میخورد@ ما رفتیم پیش آن مشکلمان را حل کنیم این دارد یکسره به ما میگوید شما به درد هم نمیخورید، ما آمدیم مشکلمان را حل کنیم، یعنی میدانند مشکل دارند و میخواهند این مشکل حل بشود@ یعنی میخواهند بگویند ما چقدر غیر طبیعی هستیم چقدر بچگانه است روابطمان با خانواده آسمانیمان و شیطان این کار را سر ما در میاورد.@ زن و شوهری که سه بار طلاق گرفتند یعنی سه طلاقه شده الان تصمیم گرفتند دوباره با هم زندگی کنند باید محلل بگیرند و اینها هر کدامشان به همدیگر لااقل بیست سی تا چاقو زدند یعنی دعواهایشان خیلی معمولی نبوده@ دعواهایی بوده که زن مرد را زده مرد زن را زده یک چندتا تکه گوشت مرد زیر دندان زن مانده چند جای بدن زن با مشتهای مرد خورد شده حالا دوباره مثلا آمدند، آدم لذت میبرد@ دوباره ضمن اینکه دعوا میکنند میایند مشاوره و در همان جلسه مشاوره هم دارند فحش و فحشکاری میکنند، ولی میگویی برای چه آمدید؟ میگویند آمدیم ببینیم مشکلمان حل میشود یا نمیشود، یعنی چه مشکلمان حل میشود یا نمیشود؟@ یعنی در ورای همه این کتککاریها و بزنبزنها یک چیزی هست که میگوید باید این مشکل حل بشود. در روابط انسان با خدا شیطان خیلی کار را خراب میکند@ مثلاً انسان وقتی گناه میکند آلودگی داشته باشد بخصوص وقتی آلودگیاش طولانی باشد شیطان اصلاً میاید غریبهگی ایجاد میکند بین ما و خدا، میگوید بابا اصلاً دیگر تو را نمیپذیرد@ انگار خدا یک آدم رسمی است یک شخص رسمی است غریبه است با ما، و بعد یک فرمانده نظامی پادگانی است که مثلاً به سربازش گفته این کار را نکن آن هم کرده، حالا فرمانده میخواهد چکار کند؟ این سربازی فراری را میخواهیم آشتیاش بدهیم اینطوری نیست.@ ما هر چند عبد عابق هستیم بنده فراری هستیم ولی خدا هزاران برابر بیشتر از مادر و پدر نسبت به ما مهربان است اهل بیت(ع) اینگونه نسبت به ما مهربان هستند.@ من یک مثال بزنم خداوند میفرماید اگر بندهای که با من قهر کرده، یعنی قهر از من هم نبوده، جالب اینجاست، یک موقع هست دعوا دو طرفه است پدر و مادر کوتاهی کردند بچه کوتاهی کرده@ زن کوتاهی کرده مرد کوتاهی کرده، ولی با این حال هیچ وقت فکر نمیکنم به اینکه حالا این دعواها و درگیریها باید منجر به این بشود که هیچ وقت دیگر با هم نباشند ولی در رابطه با خدا، از خدا که عیب نیست سبحان است، عیب از کیست؟@ عیب از ماست، فراری شدن از ماست، بخشش از اوست، نبخشیدن از ماست، در دعا داریم دعایی که حتماً توصیه میکنم یکبار حداقل دعای جوشن صغیر را بخوانید@ به خداوند عرض میکنیم که خدایا مثل همیشه من گناه کردم و تو هم مثل همیشه بخشیدی تو همیشه سایه لطفت روی سر من مستدام هست و من مثل همیشه فرار میکنم تو مرا میبخشی و بخشیدن@ اینجا را دقت کنید این خیلی مهم است، بخشیدن تو باعث نمیشود که من دوباره گناه نکنم و گناهان من هم باعث نمیشود تو بازم نبخشی@ وقتی من نمیتوانم این رابطه صمیمی را با خدا درکش کنم از طرف خدا وجود دارد این محبت، میفرماید اگر یک بندهای که از من فرار بکند حال من موقعی که این برمیگردد و آشتی میکند، خدا میگوید، میگوید حال من مثل یک آدمی میماند@ این جالب است خدا حالش را اینطوری میگوید، میگوید حال من مثل یک آدمی هست که در بیابان بیآب و علف عذایش را گم کرده آبش را گم کرده دیگر لحظات آخرش هست یکدفعه در آن لحظات آخر@ چشمش میخورد به آب و عذایش چقدر خوشحال میشود، خدا میگوید وقتی بندهام با من آشتی میکند من اینقدر خوشحال میشوم. ولی وقتی من این را نفهممش@ یعنی یک خدای مَحرَم، یک خدای خودی را نبینم یک خانواده آسمانی، مادرم را اینطوری نبینم فاطمه زهرا را نسبت به خودم، آبا و اجداد آسمانیام را اینطوری نبینم شیطان خیلی راحت میتواند بیاید بین من و آنها غریبهگی ایجاد بکند@ مثلاً میگوید تو گناه کردی تو دیگر کی، امام زمان تو را نمیپذیرد، الان امام رضا تو را نمیپذیرد، خدا دیگر قبولت نمیکند@ برو گم شو تو اصلا چه کاره هستی آمدی برای من تعیین تکلیف میکنی، تو مگر از من محرمتری به خدا، تو اصلا اینجا چه کارهای این وِزوِز و وسوسهها چیه نمیبخشد و نمیشود و امکان ندارد، این مال آدمهای غریبه است مال آدمهای رسمی است با همدیگر@ مال سرباز است و فرماندهاش در پادگان، دو بار تخلف کرده ممکن است یکبار هم به آن بخشش خورده دفعه دوم آن را زندان میاندازد اضافه خدمت میدهد ولی ما اصلاً با خدا اینطوری نیستیم اصلاً@ ما با خانواده آسمانیمان اینطوری نیستیم. انسان باید دقت بکند که شیطان غریبهگی ایجاد نکند یکی از کارهایی که شیطان میکند برای اینکه این غریبهگی ایجاد بشود با شلوغ کردن سر ما، ما را از خانوادهمان جدا میکند@ دیدید بچههای بیادب هستند اینقدر مشغول زندگی و کار و تدریس و درس و شغل و کارهای اجتماعی و سیاسی میشوند از پدر و مادرشان غفلت میکنند بعضیها که از خانواده اصلیشان هم غفلت میکنند از همسرش و از بچههایش غفلت میکند@ اینقدر کارزده میشوند که یواش یواش غریبه میشوند با همدیگر، کار، کار بدی نیست ظاهراً ولی غریبهگی ایجاد کرده و این خیلی خطرناک است.@ شیطان حتی اگر ببیند یک نفر خیال گناه کردن ندارد به کارهای خوب اینقدر تشویقش میکند تا وقت نکند سری به خانواده آسمانیاش بزند فقط کار خوب بکند. این را دقت کنید چه دارم میگویم فقط کار خوب، کار مثبت، به آن پیشنهاد میدهد حمله سمت راست اینطوری است@ اینقدر کارهای خوب، باارزش و مثبت به آن پیشنهاد میدهد ولی به این شرط که این شخص وقت نکند یک سری به آسمان بزند@ روی سجاده نیاید به مفاتیح دست نزند به قرآن دست نزند در حرم نرود سر و کلهاش آنطرفها پیدا نشود به دعای توسل نرسد به زیارت عاشورا نرسد به ندبه نرسد به ذکر نرسد به نصف شب نرسد@ حتی اگر حاضر است شبها اینقدر به کارهای مثبت وادارش میکند که خستهاش میکند که نماز شب نخواند حداقل، یعنی بلند نشود به انس برسد، پایش را نگذارد در حرم، در هیئت نرود، به عزاداری نرسد، به ارتباط نرسد به معرفت نرسد به مطالعه در مورد اهل بیت نرسد.@ من یک مثال بزنم برای شما، از آنهایی که میگویند ما اهل مطالعه هستیم مطالعات تاریخی، تا کسانی که تخصصیترین مطالعات را میکنند@ یا نه یک خانم خانهدار هست الان فقط کار خانهداری انجام میدهد یک آقایی کارمند یا کارگر هست گهگاهی هم ممکن است مطالعه بکند ببینید کمترین کتابهایی که مطالعه میشود کتابهایی است که در مورد چهارده معصوم است@ الان شما نگاه کنید یک تاریخدان را بیارید اینجا، جیک و پوک قبر گذشتهها را در میاورد بعد به آن بگو ده دقیقه راجع به امام هادی، راجع به امیر المؤمنین راجع مادرت فاطمه زهرا، راجع امام جواد بگو، نمیداند@ ده دقیقه، کی متولد شده، کی شهید شده، همسرش که بوده، بچههایش چه کسانی هستند، چه کار کرده، سیرهاش چطور بوده، دست در کار است عزیزان@ دست در کار است که ما با خانواده آسمانیمان آشنا نشویم حالا یا با کارهای بد، یا سرگرمیها و توهم، همین سیری که الان خواندیم از اول مناجات شاکین، بازی (مُولِعَۀً بِاللَهوِ وَ اللَعِب) با بازی با سرگرمی با تلویزیون با سریال با کتاب با مطالعه، اگر دید گناه@ معصیت اینطرف و آنطرف نمیتواند سرتان را گرم کند بشین درس بخوان تو درس داری، زبان بخوان، کامپیوتر بخوان، درس بخوان، فیزیک بخوان، شیمی بخوان، تاریخ بخوان@ ادبیات بخوان، دکتر بشو، مهندس بشو، تدریس کن@ رساله بنویس، مقاله بنویس، برو سخنرانی کن، اصلاً یکدفعه میبینی شخص ماهاست هفتهها، روزها، از امام زمان هیچ خبری ندارد از پدرش، در این فاصله آدمهای زیرک، کسانی بودند که شب به شب در مهمانیهای شبانه اهل بیت شرکت کردند@ در ضیافتهای اینها شرکت کردند در جلسات اینها رفتند شیطان گاهی وقتها ما را اینقدر مشغول میکند که ما اصلاً سری نمیزنیم به آسمان@ اصلاً وقت نداریم یک سری به اهل بیت به خانواده آسمانیمان، به امام زمان، یا یک موقع میبینی یک هفته است اصلاً من هیچ پنج دقیقه با پدرم ملاقات نداشتم حرفی، گپی، سلامی، علیکی، دورت بگردمی، قربونت برمی، هیچی، پنج روز ده روز هیچ اتفاقی نیفتاده@ خوب چکار میکردی؟ بله من مشغول کار خیر بودم مشغول کارهای مثبت، درس میخواندم، تدریس میکردم، کتاب مینوشتم، کارهای فرهنگی میکردم، اینطرف بودم آنطرف بودم.@ پس این یادتان نرود کار خوب هم حواسمان باشد وقتی میگوییم کار خوب، وقتی میرویم سراغ کار خوب، سر کار نباشی با کار خوب، وقتی کار خوب هست تو اول وقت نمازهایت را از دست دادی@ تعقیبات از دست رفته، قرآن از دست رفته، اصلا وقت نکردی در روز پنجاه آیه قرآن حداقل بخوانی، وقت نکردی دوتا آیه تفسیر بخوانی، بدان سر کاری، خوبترین کارهایت را هم فقط شیطان تشویقت میکند@ خوب است، ولی سر کاری. شما تا حالا در کدام روابط زناشویی به رسمیت شناخته باشید یک زن و مرد بگویند ما اینقدر گرفتار کارهای زندگی هستیم@ هفتهای یکبار، یک فیلمی بود زن شکایت میکرد به مرد میگفت پس تو چرا چند روز است خانه نیامدی؟ گفت بابا ما آن هفته همدیگر را دیدیم یک شام با هم خوردیم، این لطیفه است@ بچهها پدر را نبینند پدر بچهها را نبینند زن و شوهر همدیگر را نبینند ده روز یکبار همدیگر را ببینند، اصلاً این شد زندگی؟ پنج روز یکبار، الان یک کسی بگوید مثلا ما اینقدر خانمهای مدعی داریم که مثلاً میگویند ما میخواهیم برای اسلام و امام زمان کار کنیم@ شوهرت که میاید مؤسسه اجازه بده یک شب با ما بماند، من الان سه شب در هفته خودم خانه نمیروم، سالهاست، سه شب تقریبا، چهار شب در هفته باید بایستم کار کنم@ میگویم که یک شب بگذار شوهرت بماند، اگر ده بشود دوازده تلفن زنگ میزند، اِ امام زمان کیلو چند، اینها شوخی بود کردیم اینها را، خدا چیه، آخرت چیه@ ببین چقدر جدی هستیم در حیوانیتمان، نه کار برای امام زمان حالا ببین چهار بعدازظهر خانه هست بیا سر کار، کارت را بکن اگر خواستی برای امام زمان کار کنی دیگر برو تا هفت و هشت و نُه دیگر ده شب خانه باش@ اما اگر بخواهد بشود یک شب نباشد دو شب نباشد یک تعطیلی بزند بیرون یک کاری یک چیزی، میبینید که اینها شوخی است، عیبی ندارد من حالا به هیچ کس هم ایراد نمیگیرم@ من الان همکارهای خیلی مدعی و قوی دارم با من کار میکنم سالهاست دارند ما را تحمل میکنند کار میکنند ولی فکر کنم در این سالها مجموعا شاید دو شب یا سه شب تنواستند بخاطر کار، آن هم زورشان کردیم بیرون بودند و ایستادند با ما کار کردند@ اصلاً من ناراحت نمیشوم بالأخره این اینقدر میتواند برای امام زمان برای خدا. اگر ما این را به رسمیت میشناسیم آسمان را هم به رسمیت بشناسیم@ ما اصلا آسمان را به رسمیت نشناختیم هنوز، یعنی هنوز ما در ارتباط، انس، صمیمیت، وقت گذاری برای خانواده آسمانیمان، اصلاً برای امام زمان صمیمی نیستیم هنوز آنطوری نیستیم که بگوییم من برای پدرم کار میکنم@ باز زور، باز فشار، باز هُل دادن است، باز تذکر میخواهد در حالی که برای هیچ کس تا شصت سال هفتاد سال تا پانصد سال هم که زندگی بکند هیچ وقت به یک نفر تذکر نمیدهند ببین به فکر زن و بچهات باشی@ باید بیشتر تذکر بدهیم نباش، حرص نزن، یکذره برای آخرتت بگذار، ولی در مورد آسمان ما اصلاً اینطوری نیستیم ما همهاش احتیاج به تذکر داریم@ تا زمانی که ما احتیاج به تذکر داریم و راه نیافتادیم یعنی حمله شیطان سر ما هست هنوز، یعنی داریم امتیاز میدهیم یعنی داریم آخرت کم میاوریم حتماً، حتماً در زمینههای آخرتیمان@ در سرزمینهای آخرتیمان با مشکل روبرو میشویم بعداً میرویم میبینیم یک بهشت خالی است یک بهشت پر از مار و عقرب است باید صمیمی بشویم باید خانواده آسمانیمان را به رسمیت بشناسیم و واقعاً تصمیم بگیریم با خانوادهمان رفت و آمد بکنیم@ رفت و آمد خوش، بگو و بخند، شاد، وقت بگذاریم اصلاً حرف بزنیم ساعتهایی را برایش، واقعاً وقت بگذاریم در روز که من امروزم حداقل یک پنج دقیقه یک زیارت آل یاسین خواندم@ شش دقیقه یک دعای توسل به چهارده معصوم سر زدم، دعای روزم را خواندم امروز روز پنجشنبه بود به امام عسکری یک گپی زدم دو دقیقه سه دقیقه سی ثانیه@ حواسم هست در روز به خانواده آسمانیام حواسم هست حالا تا یواش یواش از همین جا آدم شروع کند تا یواش یواش برود به ارتباط برسد برود به رفت و آمد برسد برود به مهمانیها برسد برود به جلسات برسد@ برود به آموزشها برسد برود به گفت و شنیدنها برسد برود به عیاشیهای دنیاییاش برسد انشاء الله، اصلاً آنها نسیه کار نمیکنند که حالا شما بمیرید بعد بیایید با ما رابطه داشته باشید@ اصلاً اینطوری نیست خانواده آسمانی با ما اینطوری نیستند و الله قسم، نمیگویند شما بمیرید بعداً ما در قبر میاییم سراغ شما، میگویند شما همین جا هم میتوانید بیایید سراغ ما، ما هم میاییم سراغ شما@ حالا انشاء الله آنطرف سال اگر رسیدیم میخواهیم راجع به راهکارهایش صحبت بکنیم بیشتر بحثهای عملیاتی صحبت بکنیم الان داریم یکمقدار مقدمات میگوییم.@ پس ما در این قضیه جدی باشیم شیطان کاری که میکند این هست که سر ما را خیلی شلوغ میکند اینقدر برای ما پیشنهاد و فشار کار دارد، باید تو این کار را بکنی@ طرح و برنامه اینقدر میریزد سر ما، که الان به هر کس نگاه کنید میگوید ای کاش 24 ساعت 48 ساعت بود کاش یک هفته 14 روز بود.@ لذا شما نگاه بکنید در طول روز تابستانها بخصوص که 17 ـ 18 ساعت طول روز هست باز میبینی آنطرف مغرب دوندگی دارند خدا رحم کرده زمستانی هم هست یک پاییزی هم هست که روزها یک مقدار کوتاه میشود@ افراد یکذره یواش یواش حس میکنند بابا مثل اینکه شب هم شد تاریک است هوا، برویم دوندگیهایمان را کم کنیم یکذره استراحت کنیم. در حدیث داریم زمستان بهار مؤمن است@ به طبیعت که میرسی بهار بهار است تابستان بهار است تابستان خیلی خوب است وقتی به فطرت میرسی نه، زمستان خیلی قشنگ است بهار یک مؤمن پاییز است و زمستان، چرا؟@ میگوید روزها کوتاه است میتواند روزه بگیرد و شبهایش هم بلند است هر چقدر دنیایی داشته باشد یک سهمی از این شب برای عیاشی و کیافیهای فطری و آسمانیاش دارد، ولی خاک بر سر من که نه زمستانم فرق میکند نه تابستانم هردو آنها یکی است.@ شیطان بتواند ما را به حمله چپ به دشمنی به کینه به حسادت به ظلم به فساد، به مشغول همدیگر شدن، به وَر رفتن با همدیگر مشغول میکند، در برویم از دستش، گذشته را به رخمان میکشد@ فرار کنیم دلشورههای آینده را ایجاد میکند، اگر از دست اینها کسی هنر پیدا بکند بتواند از شر گذشته و آینده دلشورههایش را کم کند و خودش را محکم در حال نگه دارد@ میگوید این دیگر از دست من دَر رفت نمیتوانم سرش را کلاه بگذارم نمیتوانم بگذارمش سر کار، نمیتوانم وقتش را بگیرم با افکار گذشته، خاطرات گذشته@ یا اصلاً نمیتوانم برای آینده اینقدر مشغولش بکنم که دیگر حواسش به آینده ابدیاش نباشد، آینده دنیایی را نمیتوانم خیلی جلویش دلشوره ایجاد کنم، زنت چی، خانه چی، ماشین چی، بیمه چی، بازنشستگی چی، بعداً چی@ نوهات چی، نمیتوانم خیلی مشغولش کنم به این چیزها، شیطان چکار میکند؟ میگوید بارک الله من تسلیمم بارک الله تو از دست من نجات پیدا کردی آدم خوبی هستی@ حالا که آدم خوبی هستی پس کارهای خوب انجام بده به کارهای خیر بپرداز به کارهای خوب بپرداز. اهل بیت اصلا ساده نبودند اصحاب ویژهشان اصلاً ساده نبودند اینها یکذره از عیاشیهایشان کم نکردند.@ حضرت زهرا(س) مادرمان را نگاه کنید عجب زنی بوده شما سیرهاش را نگاه کنید این چقدر با آسمان کار داشته این زن، پدرمان را نگاه میکنیم میبینیم اینها چقدر با آسمان حرف داشتند کار داشتند اینطوری است که این همه قدرت داشتند.@ ولی ما اینطوری نیستیم اینقدر مشغول ماشاء الله کارهای مثبت میشویم که خودمان از یادمان میرود ما که حمال و عمله نیستیم که هِی بدویم کار مثبت، این وسط خودمان را یادمان برود.@ زن میاید میگوید برای چه اصلاً یازده شب میایی؟ خانم بخاطر زندگیام دارم این کار را میکنم من باید بدوم پول دربیاورم برای آسایش شما، آسایش آینده بچهها، مردهشور آینده را ببرد@ ما از الان محرومیم از همدیگر، آینده به چه دردمان میخورد. خدا رحمت کند شهید مطهری را میگفت بعضیها برای اینکه مجبور نشوند نان و سبزی بخورند یک عمر نان و سبزی میخورند که مجبور نشوند یک موقعی مبادا ما نان و سبزی بخوریم@ احتیاطهای اینطوری یعنی اینقدر عقب عقب میروند از آنطرف میافتند. یعنی با هم بودن لذت بردن از زندگی این را حرام میکنند به خودشان، زندگی طبیعی آرام، شاد، با قناعت، که آینده@ آینده هم میبینی که همه این پولهایی که جمع کردند و امکانات را باید بدهند صرف درمان روح و روان خودشان و بیماریهایشان، چی شد پس؟. کوچک که هستیم حسرت میخوریم که کاش زودتر بزرگ شویم کی میشود من بزرگ بشوم کی میشود من ازدواج کنم@ کی میشود من مادر بشوم کی میشود من پدر بشوم وقتی اینها را طی میکنیم بعد میگوییم اَه افسوس از جوانی از نوجوانی خوش به حال بچگیهایمان@ ما اینطوری شدیم چون خوب زندگی نمیکنیم مهارتهای شادی مهارتهای آرامش را، با آن کار نکردیم. کار شیطان سرگرم کردن هست، آرزو، اینقدر آرزو و پیشنهاد دارد برای ما که حد ندارد ولی هیچ کدام رنگ آخرت ندارد@ وعده و وعید همهاش در رابطه با خودم هست یا بچههایم، همین، (لا تَجعَل اَکثَرَ هَمِکَ بِأهلِکَ وَ أولادِک إن کانوا أولِیاءَ الله فَما یُضَیِعُ أولِیائَه وَ إن کانوا أعداءَ الله) بیشتر وقتت را نگذار برای اهل و اولادت چون اگر اینها دوستان خدا باشند خدا دوستانش را ضایع نمیکند بدون تو هم ادارهشان میکند اگر دشمن خدا باشند تو را چکار با دشمنان خدا.@ تو میخواستی زن بگیری چی داشتی؟ هیچی، جیب خالی رفتیم خواستگاری، دست خالی رفتیم خواستگاری، یک جایی اجاره کردیم نشستیم یواش یواش کار کردیم الان زندگیمان رونق دارد@ الان چی؟ الان باید برای بچههایم ذخیره کنم بچههایم را برایشان پسانداز کنم بچههایم خانهدار بشوند خانه داشته باشند تحصیلاتشان را باید به فکرشان باشم، یکی از بدترین روشهای تربیتی همین است که پدر و مادر یک کاری بکنند که بچه در آینده اصلاً زحمت نکشد@ بچه راحت باشد یکی از بدترین روشهای تربیتی است این بچه دیگر نه دنیای خوبی دارد نه آخرت خوبی، بچهای که قرار نیست زندگیاش و مشکلاتش را خودش پایش بایستد@ خانهاش بزرگ شده خانهاش حل است، مشکل سربازیاش حل است مشکل کارش حل است، این اصلاً مرد خوبی از کار در نمیاید باید مثل خودت جان بکند و زحمت بکشد به یک جایی برسد@ برای بچهها نباید آنقدر شرایط زندگی را فراهم کرد که همه چیزشان راحت باشد لذا بچههایی که پدر و مادرشان برایشان خیلی اینطوری ریختند بعداً در زندگی کم میاورند@ سربازیاش را رفته خریده، سربازی اگر قرار است بخری، نخرید، پولش را هم دارید نخرید، من یک موقعی با سربازها زیاد کار کردم خیلی با سربازها من کار کردم سالها، بعد یک موقعی یک گردان سرباز آوردند برای من@ من منطقه بودم بعد از عملیات به من زنگ زدند که بلند شو بیا یک مشت خلافکار داریم فقط تو از پَسِ اینها برمیایی، همه از این فراریهای هشت سال جنگ@ همه فرار کرده بودند دیگر همه سبیل کلفت و سِنها زده بود مثلاً نزدیک سی اینها را بالأخره جمع کرده بودند آورده بودند اینها یک گردان فراری تشکیل داده بودند خلافکارها، ما را برداشتند آوردند با اینها باید کار میکردیم@ بعد دیگر حالا یک دورهای با هم بودیم و تا قبل از یک عملیاتی که خودمان را میخواستیم برسانیم به عملیات، به آنها گفتم بچهها شما اصلاً مردی که سربازی میرود@ خوب بگذراند بد بگذراند بعد از اینکه از سربازی میاید یک مردانگی در خودش دارد که وقتی میخواهد با یک زن حرف بزند میگوید من سربازی رفتم من آموزش نظامی دیدیم من سختی کشیدم@ برای بچهاش ده سال بیست سال سی سال خاطرات دو سال سربازی را تعریف میکند چقدر هم زیرآبی رفته و فرار کرده مینشست خاطرات تعریف میکند، یادش بخیر سربازی اینطوری@ حالا آنها که جبهه و جنگ رفتند که دیگر بیشتر، پیغمبر میفرماید بجنگید که برای بچههایتان مجد و عظمت به یادگار بگذارید، بحث توحیدی نیست بحث تاریخی است بحث روانشناسی اجتماعی است@ میفرماید بچه وقتی میفهمد پدرش جنگ کرده پدرش سربازی رفته یکطور دیگر به پدرش نگاه میکند زن وقتی میفهمد مردش قوی است، یک مرد لوس و تیتش مامانی، که هِی قهر بکند داد بزند جیغ بزند کمربند بکشد پول بهت نمیدهم@ بیرونت میکنم، طلاقت میدهم، اصلاً یک مردی که اینطوری هست برای زن هیچ قیمتی ندارد مردی که ضعیف است شُل است، مرد سربازی رفته جنگ کرده قوی است@ پسر یکطور دیگر نگاه میکند دختر یکطور نگاه میکند زن یکطور نگاه میکند اصلاً وجود یک همچین مردی آرامشدهنده است، بچهای که خودش هیچ زحمتی نکشیده سر کوچکترین مسائل زندگی فردا به قرض، بدهی@ الان ببینید در زندان ما دهها هزار جوان زندانی داریم بسیارشان آدمهای لوس و نُنُری بودند که تحمل قناعت را نداشتند زدند که یک شبه، نزول، تا کم میشود یا زیاد میروند نزول میکنند تحمل سختی ندارند قرض کنیم@ برو وام بگیر، زندگی خراب میشود. وقت خیلیها الان، یکی از بیماریهایی که در کشور ما وجود دارد فرزندسالاری است@ شیطان خیلی ما را به بچهها مشغول کرده اصلاً از خودمان غافل شدیم، آینده بچهام، بچهام اینطوری بشود، مبینی زن و مرد بیشتر وقتشان را گذاشتند برای بچههاشان، ولی خودشان انواع بیماریهای روحی و روانی را گرفتند حتی از واجباتشان هم بخاطر زن و بچهشان افتادند@ شیطان اینطوری ما را مشغول میکنند. آدمهای زیرک، طرف سرهنگ است زمان شاه هم من سراغ داشتم اینطوری بود طرف سرهنگ بود سرتیپ بود کافی بود تلفن بزند بچهاش معاف بود@ اصلاً این کار را نمیکرد میگفت بچه باید برود سربازی، بچه باید کار کند بچه باید بزند بیرون الان طرز تربیتهای ما را دیدید الان چطوری هست آپارتمانی هم شده است@ بچه بیرون نمیرود بچه خاکبازی نمیکند بچه گِلبازی نمیکند بچه نمیرود بیرون کتکش بزنند یکذره، باید بچه را بفرستی برود کتک بخورد، نه این میرود آنجا میزنندش در کوچه، باید بروند بزننش دیگر، به بچه فحش یاد دادند، بگذار فحش یاد بگیرد چهارتا هم آبدارش را یاد بگیرد چهارتا آبدارش را هم بزند@ این بیمه میشود اینطوری، مامان اینطوری، بابا اینطوری، یک کسی که اینطوری هست، زدند که زدند یاد بگیر برو بزن. الان ما چقدر بچه لوس داریم تحمل محیط سربازی را ندارند تحمل محیط کارخانه را ندارند@ من بروم سربازی آنجا من اصلاً روحیهام نمیگیرد، با این آدمها اصلاً نمیتوانم، این ضعیف است، تیتیش مامانی بار آمده. بگذار بچه برود یکذره زخم بخورد@ دندانش بشکند سرش بشکند چهار دفعه بخورد زمین، یکذره بسوزد، دوچرخه سواری میخواهد بکند باید بخورد زمین، موتور سواری میخواهد بکند باید بخورد زمین، رانندگی تصادف میخواهد، ماشین را نبری بیرون، تصادف میکنی@ اصلاً ماشین برای همین است عزیزم اگر کسی تصادف نکند راننده نمیشود بگذار برود بیرون یکذره ترس بریزد بگذار سوار موتور بشود بخورد اینطرف و آنطرف، نه دست و پایش بشکند چی؟@ اصلاً باید بشکند، مشکل همین است ما همیشه داریم وارونه فکر میکنیم تربیتهای وارونه، افکار وارونه. این ماشین بردار ببر برو بزن به در و دیوار@ اینطوری خوب نیست الان چند وقت هست تصادف نکردی برو یکذره بمال به دیوار، ببینم چکار میکنی بزن به جدول یکذره، یک کسی که قرار است برود سوار بشود بزند به جدول، رانندگیاش خوب میشود ولی به کسی بگویند نزن به جدول، این ترسو بار میاید@ ترس مادر همه گناهان است بُزدل بودن، ضعیف بودن ترسو بودن، دلشورهها اینها همهاش بد است. به یک بنده خدایی گفتم پسرت چطوره؟@ گفت خوبه الان سه ساله است، گفتم الان چکارش میکنی تربیت چکارش میکنی؟ گفت الان فعلاً پاشنه خواباندن را به آن یاد دادم، لاتها کفش، نباید سوسولی است کفش ؟؟؟ بپوشی نزد آنها باید پاشنه خوابیده باشد اول پاشنه را میخوابانند@ گفتم دیگر چی؟ گفت دستمال یزدی و کلاه هم مانده حالا به آن یاد میدهم. بچهای که صبح زود از خواب بلند میشود میزند بیرون میافتد به کار@ بچههایی هست الان نگاه کنید آدم میبیند در این زمستانی نشسته یک وزنه گذاشته کنار خیابان، مشقهایش را هم دارد کنار وزنه مینویسد، اینها میشوند آدمهای قدرتمند، مسئولیتپذیر، از اینها ولی خدا درمیاید کسی که مسئولیتپذیر است@ لوس نیست تیتیش مامانی نیست از آنها خدا انتخاب میکند برای کارهای بزرگ، برای مسئولیتهای بزرگ، آدمهای ضعیف مثل کسی که از سربازی فرار کرده که نمیتوانند بگوید بیا فرمانده گردان بشو@ فرمانده گروهان بشو سرلشکر نمیتواند بشود، این اصلاً عُرضه ندارد این خودش را نمیتواند اداره بکند، پس اجازه بدهیم وقتمان را بگذاریم سختی باشد در زندگی@ سختیهای زندگی خیلی خوب است باشد ولی ما به کارهای دیگرمان هم برسیم به آسمان برسیم، همهاش آسایش، آسایش ما را مریض کرده ما را روانی کرده ما را ضعیف کرده دویدن دنبال آسایشها.@ شیطان این کار را با ما کرده الان، ببین چقدر کارهای قشنگی است به خانوادهات برس فکر آینده زن و بچه باش خوب خوب است مثبت، تا یک حدودی میارزد ولی بیشتر از آن نه دیگر، ولی ما نه ما حریص شدیم وقتمان را خیلی پر میکنیم.@ لذا ما باید سبک زندگیمان را، بار چندم هست دارم میگویم، ما باید سبک زندگیمان را یکطوری تغییر بدهیم که برای آسمان وقت داشته باشیم@ برای پرواز وقت داشته باشیم برای سرکشیهای بالا، برای عیاشیهای بالا، برای شادیهای بالا، برای مهمانیهای بالا، برای جشنهای بالا، وقت داشته باشیم. علامت، علامت چیه؟@ علامت این هست که بعد از شش ماه یک سال تمرین، تمرکز برای ارتباط با خانواده آسمانی تو میافتی به شادی، میافتی به آرامش، میافتی به جشن، میافتی به بزم، میافتی به می و مطرب، دیگر حرم برای تو تکلیفی نیست.@ یک نفر به کازینو به عروسی به سالن به تالار چطوری فکر میکند، وقتی اسم مسجد میاید (المُؤمِنُ فِی المَسجِد کَالسَمَکِ فِی الماء) مثل ماهی در آب میشود آدم، اسم مسجد میاید، اسم حسینیه میاید، اسم قرآن میاید، اسم مفاتیح میاید اسم تسبیح میاید@ اسم درس میاید اسم کلاس میاید اسم آموزش میاید اسم کتاب میاید اسم حرم میاید این اصلاً شنگول است یواش یواش یاد میگیرد با آسمان چطوری شنگولی بکند.@ عزیزان به این علامتی که دارم میگویم خیلی توجه کنید ما باید یاد بگیریم با آسمان شنگولی بکنیم ما باید یاد بگیریم با خدا شنگول بشویم باید یاد بگیریم با خانواده آسمانیمان شنگول بشویم@ با دیدن خانواده آسمانیمان شنگول بشویم بزنیم به آسمان، ما بهترین دوستان را در ملائکته الله داریم بهترین دوستان را در شهدا داریم بهترین دوستان را در انبیاء و اولیاء داریم اصلاً از آنها استفاده نمیکنیم در دنیا@ فکر میکنیم که این قضیه فقط باید باشد تا ما بمیریم بعد از مردن، نه آقا، همین الان هم خیلی کارها میشود کرد، اصلاً یک کسی بگوید دین نسیه است@ اصلاً دین را نشناخته انسان را نشناخته خداوند به هیچ وجه حواله به آخرت نداده به ما، ملائکه پیام عدم غصه و عدم اضطراب را در دنیا میاورند (إِنَّ الَّذِينَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا) استقامت روی اصل خودت روی ریشه خودت روی خانواده آسمانیات@ (تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلائِكَةُ أَلاَّ تَخافُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنْتُمْ تُوعَدُونَ) نداشتن غم نداشن اضطراب نداشتن ترس و دلهوره، شنگول شدن با بهشت، با اهل بهشت در همین دنیاست نه آخرت که مردیم@ همین جا، ولی ما اصلاً گویا مزاجمان و مذاقمان با این چیزها مثل اینکه غریبه است همین فقط باید با تفریحات دنیایی و طبیعی شاد بشویم و آرامش پیدا کنیم با زمینیها.@ پس خوب دقت کنیم ما باید دست شیطان را در همه صحنهها ببینیم چپ، راست، جلو و عقب و حتی گفتم اگر شما بتوانید از گناه در بروید از دغدغههای گذشته و آینده هم در بروید@ شیطان در حمله راست خیلی انسان را فریب میدهد چون گفتم حمله راست کار مثبت و قشنگ است کار مثبت و قشنگ نورانی است و چون نورانی است حجاب نورانی است و تو نمیتوانی درست تشخیص بدهی.@ یک مناجات برایتان بخوانم از امام سجاد(ع) (فَلَو لا أنَ الشَیطانَ یَختَدِعُهُم أن طاعَتِک ما عَصاک آس وَ لَو لا أنَه صَوَّر لَهُمُ الباطِلَ فِی مِثالِ الحَقّ ما ذَلَّ عَن طَریقِکَ الذالّ) چه غوغایی کرده امام سجاد@ میگوید خدایا اگر شیطان با فریبکاری فریب ندهد بندگانت را که از اطاعتت غفلت بکنند آنها را از اطاعت خودت باز بدارد هیچ کس تو را معصیت نمیکرد و اگر شیطان باطل را در لباس حق عرضه نمیکرد هیچ کس گمراه نمیشد.@ کار شیطان این هست که کارهای باطل را به آنها صورتهای قشنگ میدهد صورتهای خوب و مثبت میدهد و ما گول میخوریم آدم تیز و زیرک باید شیطان را در هر لباسی بشناسد. دیدهای خواهم سبب سوراخ کن@ یعنی شکل و صورت چه در چپ گناه، و چه در راست حتی عبادت اگر به آن عَرضه میشود بفهمد این عبادت شیطانی است سرکاری است بتواند تشخیص بدهد این عبادتش سرکاری است این میخواهد فقط من را مشغول بکند من جدی به آسمان نمیروم.@ زمان جنگ زمانی که لازم بود افراد دست به شمشیر ببرند شیطان به خیلیها اینقدر تردید در آنها ایجاد کرد که جنگ نرفتند ولی خوب زیارت عاشورا میخواندند.@ با امام حسین گذشته خیلی وَر میرفتند با رقیه، علی اصغر، علی اکبر و رباب و عباس و اینها ولی اصلاً با یزیدهای زمان خودشان شیطان نمیگذاشت فکر بکنند، برو عبادت کن@ برو قرآن بخوان حافظ قرآن، شما کشور خارجی بروید نگاه کنید در مکه بروید ببینید مردم را مشغول کردند به عبادت، تو اصلاً حق نداری نماز نخوانی آنجا، آنجا شما پلیس، من بارها به چشم خودم دیدم@ پلیس میاید آنجا، اذان تو باید ببندی باید بروی مسجد باید دو ساعت بروی مسجد، مسجد بعضیها میروند بیکارند اینقدر میروند مسجد، میروند ساعتها در مسجد مینشینند یکسره هم همینطوری هِی دولا و راست میشوند و قرآن میخوانند نه باید قرآن حفظ کنید آقا سرکاریم.@ من الان خیلیها به من میگویند ما داریم حفظ قرآن کار میکنیم میگویم اصلاً ترمزش را بکش حفظ قرآن را وِل کن حفظ قرآن میخواهی برای چی، تو از ارتباط میافتی حفظ قرآن کار بکنی@ قرآن آهسته آهسته حسابی درست برو به سمتش ولی اگر حفظ قرآن بخواهی بکنی، مهارتهای زندگی بلد نیست زنداری بلد نیست شوهرداری بلد نیست تقویت ژن بلد نیست مهارتهای بارداری بلد نیست@ اخلاق ندارد با مادرشوهر، پدرشوهر، مادرزن، پدرزن، خود همسر، اطرافیان نمیداند ولی حافظ قرآن هم هست، شیطان میگذارد شما را سر کار، نه من زمانی میروم سمت حفظ قرآن سمت زبان، سمت کامپیوتر، بیا برو مسئول هیئت بشو@ من اصلاً گول نمیخورم، من زمانی میروم مسئول هیئت میشوم که از آسمان نیفتم اگر از آسمان بیفتم مسئولیت سر کاری است، کارش مقدس است قشنگ است مسئول هیئت میشویم دیگر@ مثلاً آنجا رئیس هیئت امنای مسجد میشویم دیگر، عضو هیئت امنای مسجد میشویم دیگر، نماینده مجلس میشویم دیگر، وزیر میشویم، رئیس میشویم، مدیرکل میشویم، همهاش سر کاری است، برو کار خیر کن.@ شیطان به یکی از علما که خیلی وجودش برای شیطان، چون عالِم خیلی وجودش برای شیطان تنفرانگیز است خیلی اذیت میشود شیطان@ در روایت داریم مرگ یک عالِم محبوبتر از مرگ هزار عابد است برای شیطان، میگوید چون عالِم ضمن اینکه گلیم خودش را از آب بیرون میکشد به بقیه هم یاد میدهد چطور از دست شیطان فرار کنند@ برای شیطان خیلی عصبانی کننده است که یک نفر ترفندهای شیطان را لو بدهد. نسبت به یکی از علما حریفش نشده بود به آن گفته بود ببین تو اصلاً چرا نمیشینی یک کتاب راجع به شیطان بنویسی، بشین یک کتاب راجع به شیطان بنویس@ راجع به شیطان وقت بگذار کار کن، که این را مشغولش کند بالأخره این یکطوری بشیند سر جایش. لذا من هم خودم در آن بحثهای تلویزیونی گفتم@ گفتم من اینکه الان راجع به شیطان صحبت کردم برای اینکه همیشه با آن محشور هستم و اینقدر سرم را کلاه میگذارد اینقدر از آن خوردم که حد ندارد. بنابراین خیلی دقت بکنید ممکن است در چیزهای طبیعی ما اینطوری گول بخوریم@ اما در آسمان اگر کسی گول بخورد هم دنیایش را از دست میدهد هم آخرتش را، هر چیزی که تعقیبات را از تو میگیرد نشستن پیش خدا را از تو میگیرد انس با قرآن را از تو میگیرد@ سرکشی به خانواده آسمانیات را، عشقبازی با آنها را، خلوت با آنها را از تو میگیرد ولو کار قشنگی هم که باشد یک وسوسه است. اهل بیت اگر شب و روز کار میکردند جهاد میکردند شبشان را داشتند@ حضرت زینب بُنیه داشت عشق داشت آن شب به آن سختی را گذراند در عاشورا، درست است نتوانست نماز شبش را ایستاده بخواند ولی نشسته خواند یعنی از خلوتش نگذشت اصلاً.@ شما با ماشین سوار بشوید یک سر بروید تهران شبها، تا ساعت 12 یا 1 ببینید این فروشگاهها، کافیشاپها رستورانها، پارکها، چقدر آدمهای زیرک آمدند آنجا، یعنی چی؟@ یعنی آنها وقتی که صبح رفتند کار کردند تا غروب تا شب یادشان نرفته که شب باید عیاشیهایشان را هم بکنند میزنند میرود در این رستوراتها در این پارکها، در این کافیشاپها، سینماها، پُر، کیفمان را هم باید بکنیم@ خسته نمیشوید الان 12 شب است در خیابان هستید؟ نه ما آمدیم خستگیمان را در کنیم. آدم، اهل آسمان، یک کسی که خانوادهاش را پیدا کرده هر کاری بکند در روز به شب اگر برسد شب نشد سحر نشد بعد از نماز صبح نشد@ یک وقت دیگر اصلاً از عیاشی آسمانش نمیزند، نه اینکه من الان یک هفته یک آل یاسین نتوانستم بخوانم، با قرآن که رفیق آخرتی من است اگر این قرآن قهر کند با من، خدا قهر میکند با من@ اگر رابطهام با قرآن خوب نباشد هیچ چیز دیگر رابطهاش با من خوب نخواهد شد، اگر قرآن نفرینم بکند خدا نفرینش را میپذیرد، اصلاً یک هفته است سری به قرآن نزدیم ما@ قرآن قیامت میگوید خدایا این بندهات من را ضایع کرد از من فرار میکرد تو هم ضایعش کن من الان با آن اصلاً رفیق نیستم. در روایت داریم بعضی از صورتهای خیلی زیبا و قدرتمند روز قیامت میایند سراغ آدم@ آدم کیف میکند از دیدنشان، در آن غربت خیلی خوشحال میشوند اینها میایند پیش آدم، ولی فقط میایند و میسوزانند و میروند، در آن تاریکی و تلخی و اضطراب آنجا، چندتا صورت خوشکل نزدیکت میشوند@ تو کی هستی شما اینقدر من را تو رو خدا پناه دهید؟ میگویند ما فلان سوره بودیم که رفیقمان بودی تو بعد ترکمان کردی، خداحافظ، من توحید بودم من نصر بودم من زلزال بودم من فلق بودم همه را یادت رفت@ اصلاً به ما محل نگذاشتی، در عمرت روزنامه خواندی تلویزیون نگاه کردی، چکار کردی، اصلاً پنج دقیقه واقعاً وقت نداشتی برای ما، ده دقیقه در روز وقت نداشتی با ما یک رفاقتی بکنی@ سورهها شخصیتهای حقیقی هستند، من دارم به شما میگویم و شما هم قبول نکنید ولی سورهها شخصیتهای حقیقی هستند فردا میایند سراغ ما، میگوید اَه بیمعرفت تو بچگی مادرت به تو یاد داده بود ما را از حفظ میخواندی@ ولی بعد فراموش کردی، پدرت یاد داد، استادت یاد داد، ولی فراموش کردی وِلمان کردی اصلاً به ما سری نزدی، سوره فجر، سورهای دیگر یس، الرحمن، میگوید بابا تو اصلاً خیلی بیمعرفت بودی به ما هیچ سری نزدی وِلمان کردی@ رفتی رمان خواندی، داستان پلیسی خواندی، سریال نگاه کرده، وقت داشته برای این چیزها، بعد دروغ میگوید من برای قرآن وقت نداشتم، به خدا دروغ است ما میگوییم وقت نداریم به والله دروغ است. شیطان سر ما را خیلی گرم میکند. کافی است دیگر برای بعضی از ترفندها دیگر انشاء الله ساعت دیگر.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@ دعا کنیم جهت رفع اضطرار از وجود مقدس آقا امام زمان رفع اضطرار از شیعیانشان، مسلمین و مستضعفین جهان@ اعود بالله من الشیطان الرجیم أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ هدیه به محضر مقدسشان سلامتیشان تعجیل در فرجشان خشنودیشان، خشنودیشان از همه ما، و اینکه انشاء الله همه ما مشمول دعاهای ویژه حضرت باشیم صلوات بلند ختم بفرمایید.@