جلسه 099 - خانواده آسمانی
شماره جلسه
99
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1390
ماه
12
روز
11
متن کامل (خام) ‌ جلسه 099 - خانواده آسمانی

بحثمان را درباره ی یکی از دشمنان و موانع مهم رسیدن ما به خانواده آسمانیمان که شیطان است، در مناجات الشاکین موانع را می خواندیم ادامه می دهیم. در جلسه گذشته یک قاعده ذکر کردیم که شیطان کارش وسوسه است و تحریک در حوزه هایی است که انسان برایش امکان تردید و شک وجود دارد و آنچه که می تواند انسان را قدرتمند کند در مقابل وسوسه های شیطان این است که در رجه اول اصولش را کامل کند، اصول دین، شک ها و تردید های خود را برطرف کند و کسی که الآن ضعیف است در اصول دین و با این ضعف از دنیا برود، عذری پیش خدا و ملائکه ندارد، در روایت داریم که وقتی که به عده ای از جهنمیان گفته می شود که شما چرا آلوده شدید، می گویند که ما نادان بودیم، کنا مستضعفین فی الارض، قرآن می گوید فرشته ها بهشان می گویند آیا زمین خدا وسیع نبود که بروید جایی که بهتان اطلاعات برسد، خود را مخصوصاً در جهالت نگه داشتید، و در اثر این جهالت آلوده شدید، بعضی ها فرشته ها بهشان می گویند می رفتید یاد می گرفتید، الآن کسی نمی تواند بگوید امکانات یادگیری برایم وجود ندارد، ما الآن بیش از هر زمان دیگری امکانات یادگیری داریم و انسان می تواند کفرآمیزترین سوال ها و ریزترین و پیچیده ترین سوالاتش را از دانشمندان و متخصصین سوال کند، سوال بی جواب هم نداریم، کسی نمی تواند بگوید من سوالی دارم هخیچ کس جوابش را نمی داند، هر شبهه و سوالی برای انسان مطرح شود جوابش آماده است، بنابراین اولین کاری که خوب است انسان انجام دهد و خانواده ها خوب است برای فرزندانشان انجام دهند همین است که برای فرزندانشان شرایط مطالعاتی و علمی ایجاد کنند، طوری فراهم کنند که بچه ها سوالاتشان برطرف شود، خود انسان نباید سوالات خود را نگه دارد، اول انسان عقاید خودش را تکمیل کند، بعد از آن استعانت بگیرد از خدای تعالی، ایاک نعبد و ایاک نستعین، جلسات قبل توضیح دادم ایاک را کسی می تواند به خدا بگوید که خدا را واقعاً ببیند، خدا برایش ظهور داشته باشد، تا بتواند ازش کمک بگیرد، ایاک یعنی تو، کلمه تو را کسی درباره خدا به کار می گیرد که بتواند خدا را ببیند، خیلی ها تو می گویند ولی او را نمی بینند، هنوز شک دارند در این که است یا نه، این تو به درد نمی خورد، تو را زمانی انسان اطلاق می کند که می داند هست و می بیند او را و می گوید تو، وقتی می گویی ایاک، یعنی می بینمت، هستی، حالا هم ازت کمک می گیرم هم عبادتت می کنم، استعانت فوق العاده مهم است، کسی که استعانت نداشته باشد، به هیچ وجه در مقابل وسوسه های شیطان نمی تواند مقاومت کند، یعنی زمین می خورد، ما بدون کمک و استعانت ضربه می خوریم، عقب می افتیم، حتی اگر کسی بگوید من گناه هم نمی کنم بدون استعانت، باز هم عقب افتادگی زیادی دارد، مسیری را که برای انسان در نظر گرفته خدا، انقدر متعالی و زیبا و بلند است که حتی اگر انسان گناه هم نکند بدون استعانت و دعا عقب می ماند، لذا خیلی مهم است که انسان ها دائماً اهل استعانت و دعا باشند، این که شما می بینید پیامبران و ائمه زیاد دست به دعا بوده اند، خدا وقتی تعریف می کند انبیاء را، می گوید این ها زیاد دعا می کردند، اهل گریه بودند، اهل تضرع بودند، برای هر حاجتشان یک دو رکعت نمازی می خواندند، به ما کمتر الهام می شود متاسفانه، شیطان از یادمان می برد. که اگر حاجتی داریم قبل از این که بخواهیم فکر کنیم به این که چه کار کنیم سراغ کسی برویم اول به خود خدا بگوییم. یک نیازی در وجودت افتاده یک کاری مثل ازدواج یا تجاری یا اقتصادی می خواهی انجام بدهی قبل از آن اول برو یک دو رکعت نماز بخوان برو رو سجاده دو رکعت نماز بخوان صادقانه به خدا بگو خدایا می خواهم این کار را انجام دهم اگر صلاح نیست نگذار و موانع را ایجاد کن. خودت کمکم کن اگر لازم است و صلاح است خودت کمکم کن. ما این کار را کمتر می کنیم یکی در خاطرات زندگی اش بنویسد که کسی چندبار تا حالا دو رکعت نماز خوانده و از خدا برای کارهایش کمک خواسته. چندبار ذکر گفته چندبار صبح از خواب بلند شده چندبار برای مطالعه اش ذکر گفته برای کارهای درسی و امتحان ذکر گفته و برای رانندگی اش ذکر گفته، ما کمتر ذکر می گوییم و کمتر کمک می گیریم و این کمتر کمک گرفتن ما باعث می شود که در خیلی جهات آسیب ببینیم. عقب ماندگی گرفتاری های روحی و روانی و اقتصادی اجتماعی سیاسی و معنوی مشکلات خانوادگی بخاطر این است که ما زیاد گرفتاری زیاد داریم دعای ما کم است و این گرفتاری زیاد مال استمداد مان ضعیف است. پس ما باید در مقابل این وسوسه ها این دشمنی که است اول از این باید دشمن را با رسمیت بشناسیم بعد هم بدمان بیاید از آن و بعد کمک بگیریم. متأسفانه ما عقب هستیم اول اینکه ما این دشمن را قبول نکردیم باور نکردیم که وقتی زن و شوهر تنها هستند سر سفره غذا می خورند یک صندلی هم کنارشان است که یک شیطان هم بغل شان است نه یکی بلکه ده ها شیطان با یک زن و مرد هستنند و سعی می کنند یک جوری از کملات و حرفها و از حالتهای اینها به عنوان حربه استفاده کنند این یک تمرین است که انسان بداند که وقتی من می خواهم با همسرم زندگی کنم با پدرم با مادرم، زندگی کنم باید شش دانگ حواسم باشد که در رفتارهایم یک اشتباه نکنم و زیباترین کلمات را به کار ببرم قرآن می فرماید قل لعبادی یقول اللتی هی احسن ان الشیطان ینزغ بینهم به بندگانم بگویید وقتی می خواهند حرف بزنند نه فقط کلمات زیبا بلکه زیباترین کلمات را انتخاب کنند. چون شیطان بین شان اختلاف می اندازد انسان اینطوری یک زندگی پرهیجان و پرشکوه و مبارزه جدی و زیبا دارد. مبارزه ای که هر بار تو می توانی برنده شوی با هر لبخندت با هر حرف قشنگت با هر ندید گرفتنت با هر نشنیده گرفتنت هی می آیی بالا، هی می آیی بالا یک دفعه می بینی یک نفر در یک مهمانی اوج خیلی زیادی می گیرد نصف شب فرشته ها بلندش می کنند برای نماز شب. خودش هم می گوید من چی کار کردم کاری نکردم اصلاً. چرا در مهمانی چندتا شیطانی به تو حمله کرد آن یکی زد آن یکی زد خوب توانستی در بروی. خدا هم یک ملاقات یک هم آغوشی زیبا با خودش را به تو هدیه می دهد. نه نماز خاصی خوانده نه یک عبادت خاصی کرده ولی بعد می بینی که قوی است. یک کسی هم است نه در یک مهمانی از مهمانی در می آید آش و لاش و زخمی و داغان در می آید. در یک مهمانی می نشیند ظاهرا به او خوش گذشته ولی وقتی بیرون می آید داغان است. کسل است شب می خواهد بخوابد گرفتاری دارد خواب های وحشتناک می بیند تنبل است صبح می خواهد از خواب بلند شود نمی تواند سنگین شده چون دیشب خیلی ضربه خورده. شیطان سی جور به این حمله کرده واین هر سی جور هم از شیطان خورده یک عالم عفونت در روحش ریخته و این از عروسی و مهمانی و جشن تولد و مسافرت آمده بیرون وقتی این بنده خدا می آید بسیار زخمی آمده. پس این که انسان حواسش باشد هر جایی در هر لحظه ای حتی در قرآن خواندن سر نماز، شیطان حمله می کند من حواسم باشد وقتی تکبیره الاحرام می گوییم حواسم باشد وسط یک گروه دشمن تکبیره الاحرام می گویم می خواهم حمد را شروع کنم رکوع بروم سجده بروم بلند شوم سلام بدهم می خواهم نماز جماعت حرم بروم مهمانی بروم کار اقتصادی کنم اداره بروم سر کلاس بروم، اگر حواسم نباشد می زنند من را. قرآن می گوید وقتی ما وحی می فرستیم شیاطین می آیند هجوم می آورند به پیغمبر. عجب صحنه ای قشنگی است. یک صحنه ای پر تمرین صحنه ی هیجان انگیز لذا یک نفر با مراقبت مراقبت مراقبت. حضرت طباطبایی عرض کردند چی کنیم سه بار فرمود مراقبه مراقبه مراقبه. من با بچه ام دارم حرف می زنم با پدرم و مادرم حرف می زنم با همسرم، دوستم، شاگرد با استادم حرف می زنم شیاطین حمله دارند حواسم باید خیلی جمع باشد چی می شنوم چی می گویم. کلمات را باید فکر کند وقتی می خواهد حرف بزند چی می گویی چی می شنوی. اصلاً ما تنها نیستیم. یک: ایمان بیاوریم به این که شیطان است قرآن می گوید الذین یومنون بالغیب فقط قرآن کسانی را هدایت می کند که یکی ازاین شرایط شان این استکه ایمان به غیب دارند یعنی چیز را که نمی بینی باور کنی. خدا میگوید یک شیاطینی است تو نمی بینی ولی هستند ایمان بیاوریم که هستند ایمان بیاوریم من را رها نمی گذارند ایمان بیاوریم که به من پیشنهاد های زیادی می دهند این قبول کنیم. بعد هم خوش مان نیاید بشنیم با او خوش و بش کنیم. وقتی پیشنهاد می دهد خیلی از این پیشنهادها خوششان می آیند و با شیطان با هم توافق می کنند. چطوری این پیشنهادها را عملی کنند. نه به شکایت برسیم. به تنفر برسیم. از این پیشنهاد بدمان بیاید. بعد هم استمداد بکنیم. استمداد از خدا کمک بخواهیم خدایا کمکم کن. خوب یکی از آن قاعده این بود که ما اصول را بشناسیم هر چیز که خلاف قرآن باشد شیطان حمله می کند رساله بلد نبودن، مسائل اجتماعی اقتصادی سیاسی احکام بلد نبودن زندگی ها را به هم می زند. سه تا علم را پیامبر فرمود واجب است هر مسلمانی بلد باشد طلب العلم فریضه علی کل مسلم طلب علم بر هر مسلمانی واجب است فرمود سه تاست انما العلم ثلاثه اصول عقاید، عقاید، اخلاق و احکام. لذا در روایت داریم خداوند بعد از تکلیف سه سال بعد از تکلیف سخت می گیرد به هر کسی. آیه اولم نعمرکم آیا ما به شما عمر ندادیم که اگر کسی می خواهد متذکر شود بشود. آیه قرآن است. امام صادق فرمود توبیخ لابن ثمانیه توبیخ از برای یک جوانی 18 ساله ای که سه سال از تکلیفش گذشته و مسائلش را یاد نگرفته عقایدش را نرفته یاد بگیرد اخلاقیاتش را یاد نگرفته 18 ساله باید در سه سال همه چیز را بسته باشد احکام و رساله و اخلاقیاتش را خوب یاد گرفته باشد. نه اینکه من نمی دانم. الان جوان 25 ساله ما تازه می خواهد برود ازدواج کند نمی داند ازدواج چیست. مثل اسباب بازی به آن نگاه می کند دخترش و پسرش همینطور نمی داند دوران نامزدی چگونه است عقد چطوری باشد با پدر خانمش چطوری صحبت کند پدر خانم کیست مادر خانم کیست حقوق پدرزن و مادرزن چیست حقوق مادرشوهر و پدر شوهر چیست در مهمانی ها چطوری برخورد کنم. در حرف زدن مهارت های کلامی و عاطفی و جنسی ... اصلاً نرفته یاد نگرفته. الان می بینی که طلاق ها اینطوری است. 70 -80 درصد ازدواج ها شکست درش است یا طلاق و دعوا یا طلاق عاطفی و ... چرا چون نمی رویم یاد بگیریم اصول را وقت نمی گذاریم برای یادگیری اش. اخلاقیات واجب است قبل از زبان قبل از لیسانس. لیسانس داشتم درس دانشگاه داشتم وقت نکردم کار می کردم وقت نکردم. دانشگاه برو ولی هیچ منافاتی ندارد که انسان دانشگاه برود و واجباتش را هم یاد بگیرد. مجبور بودی 20 واحد بگیری. که سرت راینقدر شلوغ کنی که به روح و روان آخرتت به دینت نرسی یاد بگیری. این را خدا اصلاً نمی گذرد. ان الله لا یعذر عن الجهل خدا آدم جاهل را نمی بخشد. می گوید وقت داشتی یاد میگرفتی. یعنی این جور مسائل زندگی اخلاقیات و خوب زندگی کردن و شاد بودن وآرامش داشتن با همسر و پدر و مادر و اطرفیان اینها واجبتر بود یا دانشگاه؟ آخرتت واجب تر بوده یا دنیا. آخر یاد نگرفتن اینها دنیا را هم خراب می کند. وقت بگذار برو یاد بگیر. تنبلی و بی حوصلگی نکن رساله بخوانید. اینقدر آدمها به خاطر رساله بلد نبودن ازدواج های حرام کردند زندگی های حرام تشکیل دادند کار اقتصادی حرام و لقمه های حرام آوردند در خانه دادند زن و بچه خوردند همه مریضند. با این لقمه هایی که خوردن می بینی طرف اعصابش خرد است ناراحتی عصبی دارد ناراحتی روانی دارد آقا لقمه حرام می خواهی یک کاری بکنی باید بدانی چطوری این معامله این خرید و فروش و این دریافت، یاد بگیر. وقت بگذار. اخلاق و رساله را یاد بگیر. تربیت بچه را یاد بگیر انعقاد نطفه را یاد بگیرید. دوران بارداری مراتب دارد یاد بگیرید. همین هایی که الان ما در برنامه ها می گوییم عزیزان باید برنامه داشته باشند. هیچ کس بدون برنامه نباشند. هر کسی خودش همسرش و فرزندانش برنامه داشته باشند یک سیر مطالعاتی داشته باشند. حتی اینکه این کلاس هم بدون سیر مطالعاتی فایده ندارد میتواند ضرر هم داشته باشد از پایه و ریشه مصالح واجب زندگی اش. این دانش ها را یاد بگیریم که شیطان نتواند. شیطان می تواند آنجاهایی وسوسه ایجاد میکند که ما یا جهالت داریم یا شک داریم. یک جاهایی هم که یک نه جهالت داریم نه شک داریم آنجاها هم باز حمله می کند. آنجا انسان واقعاً استمداد کند از خداوند کمک بگیرد. فکر می کنید مفاتیح و دعاها الکی است آدم های بیکاری بودند ائمه هی نشستند دعا کردند. نه آنها می دانند چه خبر است اطراف ما. وقتی استمداد دارد می کند. امام این همه دارد حضرت مریم سلام الله علیها را نگاه کنید بچه دار شده، دعای مادر مریم سلام الله علیها انی اعیذها و ذریتها بک من الشیطان خدایا من این مریم را اولین دعای یک مادر، ما اصلاً این دعاها را نداریم که بچه من شیطان زده نشود می گوییم این را واکسنش را بزنیم که فلج نشود. بزرگترین مشکل ما واکسن است. نه قبل از آن باید واکسینه اش کنی که شیطان حمله نکند در نطفه اش در لقمه اش. شیطان نیاید شراکت کند. این خیلی مهم است. انی اعیذها مادرش این مادر چقدر فهمیده است چقدر بصیرت دارد که مریم را نگاه می کند ولی مریم را یک نفر نمی بیند اول از این ببینید چقدر دقیق است قرآن می گوید هر یک انسان معادل همه انسانها قیمت دارد. لذا می داند متأسفانه کشور ما اینطوری شده یک بچه دوتا بچه، و این ظلم بسیار بزرگی که در حق خودشان و کشورشان می کنند. یک مادری که می توانسته سه تا چهارتا بچه بیاورد یک دانه بچه یک دانه بچه هر کار خیرش می شود یک تجارت آخرتی. ما در نظام ابدیت به این که سرمایه دار باشیم آنجا احتیاج داریم. چرا چون یک بهشتی به ما می دهند یک زمینی به ما می دهند که به اندازه ی همه ی آسمانها و زمین است. در آن مار دارد عقرب دارد دایناسور دارد عقربش در روایت داریم وقتی آدم را می زند اندازه ی شتر است در حدیث داریم وقتی می زند آدم را، انسان به قدری گر می گیرد آتش می گیرد که برای خنک شدن خودش خود را در مس مذاب می اندازد. غم دارد هیولا دارد شیاطین دارد اولین سرزمین ات را از این ها پاک کن قاعده اش را هم گفتم. گفتیم اگر بخواهد کسی از بهشت خودش آن زمین آخرتی خودش اینها را پاک کند اول باید یادش باشد که آن زمین آخرتی خودش است قبر ما نفس ماست. از خودت بریز بیرون. هر چه کرم و مار و عقرب و شیاطین است بریز بیرون بعد باید بکاری. باید بوستان ها بکاری دریاها بگذاری کوه ها بگذاری کاخ بسازی در این روح، بالاتر از این یک روح بهشتی یک روح شاد یک روح آرام یک روح با نشاط یک روح که هر کس به آن نزدیک شود از کنار تو بودن آرامش بگیرد وحشت نکند. یعنی هر دفعه منتظر نباشد که تو کی می ترکی و منفجر می شوی کی داد می زنی کی به تو بر می خورد. این را آرام کن. یک بهشت خوب در خودت درست کن. آقا می گوید بهشت شان قرآن می فرماید به اندازه همه ی آسمان ها و زمین است. و اذا رأیت ... ملک کبیرا وقتی نگاه می کنی نعمت و ملک کبیر می بینی. به پیغمبر گفتند ملک کبیر یعنی چی فرمود یعنی گداترین ضعیف ترین آدم در بهشت وقتی می خواهد مهمانی بدهد همه ی بهشتی ها را که دعوت کند سرزمینش جا دارد. یعنی میلیاردها میلیارد انسان را مهمانی می دهد آنجا با خدمه و عمله و ... سرزمین این اینقدر بزرگ است این باید پر شود. شما فردا وقتی می خواهید مهمانی بدهید باید داشته باشید که مهمانی بدهید. یک کسی که خودش گرفتار اژدها و مار و عقرب است می تواند کسی را دعوت کند آنجا. بهشت ها را بسازیم از الان. این بهشت واقعیت دارد. به ما دادند ما هی گیر صد متر و 50 متر زمین دنیا نباشیم این بهشت را سند زده خدا 6 دانگ زده در قرآن سند زده داده به تک تک شما. می گوید بسازید از همین الان در دنیا. وقتی آمدید در آن زندگی کنید. ما باور نکردیم. خداوند به تک تک ما یک زمین بهشتی به اندازه ی همه ی آسمانها و زمین هدیه کرده. سند زده داده. خداست خداست خدا امضا کرده. خدا زیر حرفش نمی زند. به تک تک ما این بهشت را داده. یا الله شروع کنید به ساختن. الان به یک نفر بگوید بیا یک 500 نفر دادیم شمال برو، ببین چی کار می کند. برای این 500 متر زمین 100 متر زمین کنار دریا برو بساز برای خودت. ببین چه کار می کند؟ چقدر کلاه کلاه و حلال و حرام و چقدر بداخلاقی و غر و نق دارد تا این زمین را بسازد. چقدر بد است آدم به خدای خودش اعتماد نداشته باشد. به مالک خودش به خالق و رب خودش اعتماد نداشته باشد. می گوید آقا من یک زمین یک بهشت به اندازه ی همه ی آسمانها و این کره زمین صد و خرده کشور در آن است من اندازه این به تو دادم اینقدر حرص و جوش نزن و بداخلاقی نکن اینقدر ریز نگاه نکن به خودت بساز. همین الان. ما خیلی دست و پا چلفتی نشستیم بیکار می گوییم نمی دانم چه کار کنم حوصله ام سر می رود. این زمین همینطوری پر از مار و اژدها و عقرب می شود خودمان حواسمان نیست پر از آتش فشان های وحشتناک. حواسمان نیست که داریم چه کار می کنیم. این بهشت را بساز و لذت ببر مال توست برای تو قرار دادم. ایمان بیاوریم هست. مثل یک تاجر عمل کنیم بچه کسی که چهارتا 5 تا بچه را تحمل کرده غیر از یک مادر تنبلی است که یک بچه را نمی تواند تحمل کند این فردای قیامت کم می آورد. یک مادری که 5 بچه داشته اینها را مومن تربیت کرده روز قیامت این مادر خیلی خیلی مقام سلطنتی اش بالاتر از کسی است که یک دانه بچه داشته. یک موقع یکی می گوید خدا نداده آن بحث جداست بعداً جبران می کند. یک موقع است کسی می تواند بچه دار شود و تربیت کند تنبلی می کند. بخاطر تنبلی و بی حوصلگی یک بچه دو بچه بس است. الان هم رشد کشور ما رشد جمعیتش نزولی شده این خطرناک است برای کشور ما. برای دین ما برای شیعه، خیلی بد است. بی عرضه اند پدرها در پدری و مادرها در مادری. تنبل اند حوصله بچه داری ندارند بی حوصله شدند مادرها همینطور. آقا مادری که خدا می گوید وقتی که ببینید شما، می گوید وقتی که یک دانه سینه مادر را می مکد این بچه، یک بار خداوند ثواب آزاد کردن یک بنده از فرزندان حضرت اسماعیل علیه السلام را برای این مادر می دهد برای این مادر دیگر گناه می ماند. ما با یک همچین خدای مهربانی خیلی بد زندگی می کنیم. خدای که می گوید وقتی خودت را به نماز رساندی. آمدی وایستادی جلوی من، من همه ی گذشته ات را ندید می گیرم. نماز کفاره همه گناهان قبل از نماز است یک خدای به همین قشنگی و مهربانی این خدای مهربان که می گوید خانم وقتی از عادت ماهانه اش پاک می شود اذیت است به هر حال، این اذیت است قرآن خودش هم می گوید خانمها در عادت ماهیانه اش اذیت می شود مشکل روانی پیدا می کند. قرآن می گوید وقتی یک خانم پاک می شود تمام گناهانش را خدا بخشیده است. یک هفته در اذیت بوده خدا می آمرزد این زن را. به به چه خدایی. دیگر حالا شما فکر در این خانه این مادر می گوید یک ظرف آب را می دهد به همسرش، 8 در بهشت را باز می کند 7 در جهنم را می بندد وقتی می گوید یک شب تب کند یک سال گناهش را می بخشد این خدای به این قشنگی این خدای به این مهربانی آدم با این خدا، پشت می کند به او رابطه اش سرد می شود رفاقت و عشقش به این خدا از دست می دهد. خدا به این نازی. خدای که می گوید هر خراشی در زندگی می خورید هرخدشه ای می خورید دستش یک دفعه می برد، سبزی خرد می کند یک دفعه دستش را می برد آن همه مغفرت و رحمت شامل حال آدم می شود. با این خدا با این خدای به این نازی و مهربانی. نگاه ما غلط است وقتی ما غیب را قبول نمی کنیم بدبختی می کشیم در زندگی قبول کنیم یک غیبی است شیطان است. مادر مریم می گوید من پناه می دهم این مریم و ذریه اش را، مریم را یک نفر نمی بیند هر یک بچه معادل بی نهایت آدم است بارک الله به فهم و شعور تجارت آخرتی یک کسی این طوری شعور تجارت آخرتی دارد. چون آخرت ابدیت است شما هر چی جمع کنی کم است هر چی کار خیر کنی کم است. هر چی بدوی برایش کم است بابا اینها که یک دنیا دارند 50 سال شان است چقدر می دوند. طرف می داند که 5 سال دیگر زنده نیست 80 سالش است الان. رفتم من ملاقاتی اش می گوید من افسردگی گرفتم می گویم برای چی؟ می گوید آری در خانه نشسته بودم یک مهندسی آمده پیشنهاد داده با هم یک مجتمع مسکونی بسازیم غرق پول است ها، تازه 80 سالگی می خواهد پروژه مسکونی بسازد. یک ذره اینها اعصاب من را خرد کرده. برو بابا تو وقت این کارهایت نیست چقدر آرزو دارد این آدم چقدر برای دنیا می دوند بعضی ها تا آخرین لحظه می دوند چون باورش کردند برای آخرت حریص نیستیم. با اینکه آن زمین را خدا به ما داده نمی بینیم. نه زمین و نه همسایه ها و نه کسانی که در بهشت منتظر ما هستند را نمی بینیم دلشان تنگ می شود برای ما غصه ما را می خورند باورشان نکردیم رفیق های بهشتی مان را. باورشان نکردیم. رفیق های بهشتی تان را ما سر هم به آنها نمی زنیم. اصلاً حواسمان نیست که چه اتفاقی دور مان می افتد برای این رفیق های بهشتی ات سلام و صلوات و هدیه ای بفرست آنها هم برای تو می فرستند تو برای آنها بفرست فقط دست بگیر نداشته باشد دست بده هم داشته باش. یک کسی بگوید الان من برای همه کسانی که در بهشت هستند به همه آنهایی که در بهشت هستند کلی من تا بحال رساندم. بعضی ها صبح بلند می شوند تا غروب تمام ملائکه الله را خوشحال می کنند اصلاً ملائکه الله کیف می کند که صبح از خواب بلند شده اینهمه برایشان نورانیت فرستاده برای ملائکه الله می فرستد برای همه انبیا برای تمام ائمه می فرستد برای همه ملائکه الله برای همه اهل بهشت برای جن ها ... این همه جنهای خوب و مومن داریم یک کسی فکر آنها هم هست. برای همه حیوانات برای گیاهان برای همه اتم ها و الکترون های این آدم می فرستد این آدم عاشق خداست عاشقم بر همه عالم که همه عالم ازوست. ده دقیقه یک ربع نیم ساعت تمرکزش کجا در تاکسی در اتوبوسش در راه رفتنش در محل کار ماوراء الطبیعه را اشباع از نور می کنند. به به، همین راه رفتن شان هیچ کس هم خبر ندارد که این چقدر نور ساطع می کند در نظام خلقت. همین یک آدمی که دارد راه می رود باور دارد ابدیت را. بعد هم ان شاءالله جلسات بعد می رسیم بحث ارتباط با غیب و استمداد و گرفتن و دادنش را یک مقدار تمریناتش را کار می کنیم. این آن طرف را چون می بیند و می دهد دائماً به آنها. آنها هم شیفته ی این هستند و می ریزند سر این. دائماً با این سر و کار دارند. اصلاً در برزخ آن طرف برزخ هیچ کس نیست که از این آدم خیر بهش نرسیده باشد اینقدر این آدم بزرگ است. باور دارد عاشق همه شان هم است. همه شان را دوست دارد. می ریزد پای آنها. کمک هم می گیرد استمدادش هم خیلی خوب است هم خوب استمداد می کند هم خوب می دهد. مادر مریم را نگاه کنید پیغمبر نیست ولی یک زن فوق العاده ولی الله است. خدایا من مریم را پناه می دهم به تو و ذریه اش را. یعنی چی یعنی وقتی که یک بچه را بغل کردی داری می بوسی حواست باشد این یک بچه یک آدم نیست بی نهایت آدم را بغل کردی. هرچه به این خیر برسانی به همه شان می رسانی. وقتی به همه شان رسید بر می گردد به خودت. خیلی قشنگ است. وقتی داری این را می بوسی این را نوازش می کند و می بخشد دارد گناهش را ندیده می گیرد دارد ستاریت می کند، نسبت به این. خیلی زیرک است حواسش است که ما با یک آدم این کار را نمی کنم دارم با بی نهایت آدم این کار را می کنم. این یک دانه بچه من این سه تا بچه من اگر خوب تربیت شوند بینهایت آدم از نسل اینها می آید این سرمنشأ سر نسل است به آنها هم خیلی خیرات می رسد. وراثتی ژنتیکی می رسد به همه آنها. اینطوری آدم عاشق بچه و خانواده اش می شود به تربیت و نطفه اهمیت می دهد به لقمه اهمیت می دهد فعال است در خانه. بانشاط است در خانه. می داند کوچکترین کارهایش بی نهایت آثار دارد اصلاً ما کار محدود نداریم. نه با بچه خودش با بچه دیگران هم همینطور است اصلا حسود نیست نسبت به بچه های دیگران، می گوید بگذار به بچه های دیگران هم خیر برسانم اگر بچه من هم نتوانست و عرضه و لیاقت نداشت به هر دلیلی بگذار بچ یک نفر دیگر برود بالا، این بچه روز قیامت بچه توست ضمن اینکه بچه پدر و مادرش هم است بچه تو هم می شود. آقا من الان دوتا بچه دارم چرا دوتا بچه داشته باشم یک میلیون بچه می خواهم از خدا بچه های مردم هم بچه های من هستند من وقتی به بچه های مردم هم خیر می رسانم بچه داماد مان بچه باجناق مان بچه جاری مان نه اینکه حسودی کنم به آنها، آی بچه من از بقیه بچه ها جلو باشد خاک بر سرت تو داری از خودت کم می کنی حواست نیست و من یبخل یبخل عن نفسه هر جا بستی از نفس از هر کس ببندی قرآن معجزه است قرآن می گوید هر وقت از یک نفر کم گذاشتی خودت را بستی. آقا این لبخند تو باز کن به روی همه. بخل داری چرا. به پدر و مادر و خواهر و خانواده همسرت بخند شاد باش بخیل نباش وقتی می گیری اخم وقتی می آید فشار قبر هم می آید. وقتی بشاش هستی تمام ماوراء طبیعت به تو می خندد. آقا شیطان در نطفه اثر دارد در بچه اثر دارد. مراقبت کن. حواست جمع باشد. در همه چیز حضور دقت کن.

خوب، یکی دیگر از کارهای شیطان را برایتان بخوانم، سوره مبارکه حجز آیه 39 و 40 رب بما اغویتنی خدایا با خاطر اینکه من را اغوا کردی لازینن لهم فی الارض من هر چه روی زمین است برایشان زینت می دهم. هر چی رو زمین است زینت می دهم برایشان. یعنی خوشم می آید. دیدید خیلی از افراد وقتی می گویی این کار صلاح تو نیست این کار را انجام نده، خوشم می آید. آخر من دوست دارم، کی اینقدر برای تو یک چیز را زینت می دهد که تو خوشت می آید یک چیزی که تو صلاحت نیست. لازینن لهم ما فی الارض زینت می دهد. دیدنی ها اینقدر جذاب می کند شنیدنی ها و خوردنی ها و لمس کردنی ها و بوها و خیلی از کارهای دیگر. یک غیبت که خوردن گوشت برادر مرده است اینقدر زینت می دهد که شخص از غیبت لذت می برد یعنی از کثیف ترین کارها در حالت بیرونی اگر بگویی بخور، می گوید تو به من توهین کردی. داداشت مرده برو گوشتش را بخور می گوید شما جنایتکارید این کار چیست؟ شیطان یک کاری بلد است بکند که تو این کار را با لذت انجام می دهی خورش سگ های جهنم چیست با لذت تهمت و با لذت غیبت و حسادت وقتی فردا صحنه می رود کنار می بینی که این آدم نشسته با لذت دارد این کار را می کند. ولی آن طرف دیگر عذاب است آتش است. چیزی که نسبت به آن لذت داشتی. رشوه گیری با لذت ربا با لذت، نزول با لذت، اصلاً تمام کارها را شیطان زینت می دهد برای آدم. غیر از آن موقع است که انسان یک گناه را انجام میدهد لذت نمی برد کوفتش می شود. دعوا درگیری غیبت فضولی، فضولی با لذت. تجاوز به حریم دیگران با لذت، ما فقط یک نفر اگر مشروب بخورد و فاحشگی کند زنا کند می گوییم اه اه عجب آدم کثیفی است. این زن فاحشه است مرد هرزه و کثیفی است عزیز من تو که یک غیبت را به لذت انجام میدهی به مراتب از او هرزه تری. یک غیبت برابر با 70 تا زناست واقعاً کی فاحشه تر است؟ کی هرزتر است من که غیبت می کنم تهمت می زنم؟ یا آنی که می رود فاحشه گری می کند او گناهش بزرگ است عذابش سر جای خودش است کدام ما فاحشه ترهستیم؟ حرم فواحشه ما ظهر ما ... خدا کل فواحش را حرام کرده چه فواحش ظاهری و چه فواحش باطنی. اما جهنم فحشای باطنی میلیاردها سال عمیق تر و بزرگتر و سوزاننده تر از فحشای ظاهری است. کدام ما کثیفتریم؟ این خانم اینجا ته کلاس می آید حجاب را رعایت نمی کند حال من گرفته می شود. گفتم تو حالت باید از خودت گرفته شود به مردم چه کار دارید. کی حجاب را رعایت می کند کی نمی کند. کسی که مشغول خودش نیست در روایت داریم من شغل نفسه بغیر نفسه کسی که خودش را به غیر خودش مشغول می کند شیاطین به او حمله می کند. حالا هرجا که هست در حرم نشسته تو اگر وظیفه امر معروف نهی از منکر داری با حفظ شرایطش انجام بده هی تحقیر نکن آدم ها را، خودت هم به هیچ وجه حق نداری خود را از دیگران بهتر بدانی. او بی حجاب است نشسته تو حجاب را کاملاً رعایت می کنی اصلاً گمان نکن روز قیامت وضع تو بهتر از اوست. ما چه می دانیم اصلاً شاید او فحشای باطنی به اندازه تو ندارد به اندازه تو حسود نباشد تکبر نداشته باشد تهمت نزند به اندازه تو شاید بداخلاق نباشد. به اندازه تو زودرنج و حساس نباشد فاحشه است باشد خدا می داند با او چه کار کند. ولی تو مطمئنی، شاید تو حساس تر باشی تو متکبر تر و زودرنج تر باشی شاید تعداد غیبت های تو بیشتر باشد شاید تعداد منم منم کردن های تو بیشتر باشد چه می دانی آخر اینقدر راحت در مورد مردم قضاوت می کنی مثل عقرب و مار می افتی به جان مردم. مشغول خودت باش.یک ذره به خودت برس. زن را می بینی خودش هزارتا گیر دارد هی از شوهرش ایراد می گیرد خودش هزار گیر اخلاقی و فحشای باطنی دارد به زن و بچه خودش گیر می دهد. اول فکر کن ببین زن تو مقرب تر است پیش خدا یا خودت، ترا خدا یک ذره فکر کن ایرادهایی که از همسرت می گیری خودت صدبرابرش را داری. دارم مباهله می کنم مباهله کار خطرناکی است خدا زود عمل می کند خدایا من را لعنت کن اگر دروغ بگوییم اینجا من اصلاً نتوانستم از هیچ کس ایراد بگیرم هر وقت از یک نفر ایراد گرفتم همیشه دیدم خودم بدتر از او بودم. اصلاً نتوانستم تا به حال، ممکن است یک کسی بیماری داشته باشد محکومش هم بکند آدم، حتی با او مباحثه هم بکند چی بگم. اصلاً نمی توانم از یک نفر بهتر هستم. همین بدبختی هاست که ما نمی توانیم با بقیه زندگی کنیم با بقیه می افتیم به اختلاف و گرفتاری. زن حسود بداخلاق بد جنس خبرچین از اینهایی که چقدر خون به دل حضرت زهرا می کند چقدر خون به دل پیغمبر می کند به پیغمبر می گویند تو این را برای چی تحمل می کنی می گوید خوبی هایی هم دارد. جانم پیغمبر. قرآن می گوید اگر از همسرانتان خوشتان نیامد خداوند چه بسا در همسران شما خیر کثیری قرار داده باشد. در همین همسر قرار داده همین همسر تو را به بالاترین درجات می برد همین مادرزن و پدر زن مادرشوهر و همین شاگرد و شریک و همین باجناق و ... می برد ترا... ما از بس از خود متشکریم یکسره عیب های دیگران را می بینیم و بعد به زبان هم می آوریم راحت گیر می دهیم راحت تهمت می زنیم مطرح می کنیم. خیلی بد است راحت قضاوت می کنیم. هزاران خوبی و برکت را نمی بینیم فقط زشتی ها را می بینیم. پیغمبر فرمود بعضی از شما درخت را در چشمان دیگران نمی بینید ولی خار را در چشم های بقیه می بینید. ای کار شیطان است. شیطان با ما این کار را می کند. زینت می دهم به شما، اینقدر قشنگ می کند شیطان گناه را، بداخلاقی و دعوا را آنقدر قشنگ می کند. حرام ها را زینت می دهد. پول و ثروت را زینت می دهد. علو را زینت می دهد. رقابت چشم و همچشمی وقتی یک کار کثیف است خیلی خوب است آدم به کثافتش نگاه کند آتشش را ببیند. زینتش را نبیند. این قدر زینت می دهد من تا آخر عمر مشغول زینت های دنیا می شوم حلالش، این ماشین را دیدم دیگر ماشینم را عوض می کنم حالا بدو عمر بگذار پول جمع کن که عوضش کنی. این لباس حالم را به هم زد آن خانه نه یک خانه دیگر، یک جای دیگر سفر چند تا سفر دیگر ... تا آخر عمر حلالش آنقدر مشغولت می کند که به خودت برسی عیبت را برطرف کنی خودسازی کنی پرواز کنی به خانواده آسمانی ات برسی اصلاً حال و حوصله امام زمان و خانواده آسمانی ات را نداری. برای همین امام زمان این همه سال در آوارگی است ما حال نداریم برویم بیاریم او را. ما اینقدر گرفتار زینت های دنیا شدیم نمی گویم حرام ها، از حرام بیایید بیرون، ما اینقدر گرفتار خودمان خانواده مان شغل و کار و پول و تجارت و درس و کار علمی و تدریس و استاد بودن کتاب نوشتن هی یکسره مشغول هیجانات شخصی خودمان بودیم اصلاً وقت نکردیم یک سر به امام زمان بزنیم. ما حتی اگر کمکش هم نمی کنیم وقت نمی کنیم سلام بدهیم. یک کسی بگوید که هر روز 7-8 دقیقه با امام زمان حرف می زنم یک 5 دقیقه دعای توسل بخوانم ما اصلاً وقت نداریم به خانواده هایمان سر بزنیم. اصلاً حسش نیست. از بس گرفتار کردیم خودمان را. این کار شیطان است مواظب باشید شیطان شما را از انس و لذت بردن از خانواده آسمانی محروم نکند خانواده آسمانی خیلی لذت دارند برای ما اینطوری نیست که ما بمیریم برویم در برزخ نه اینها در همین دنیا منتظرند شما در خانه را بزنند شما را ببرند در انواع و اقسام مهمانی ها. ولی ما نمی رویم اصلا. فاطمه زهرا سلام الله علیها طاقت نمی آورد بایستد تا قیامت شود، مادر است، صدها برابر مهربانتر از مادرهای زمینی ما را دوست دارد دلتنگ من و شماست. تک تک من و شماها با همه آلودگی ها و گناهان ما. خیلی اشتیاق دارد به ماها سر بزند. ائمه خیلی اشتیاق دارند به ما سر بزنند در خواب و بیداری. ما اصلاً وقت نداریم ببینیم اینها را. لذا تلاشی هم نمی کنیم سرمایه گذاری نمی کنیم اینقدر برای ما لذت در دنیا تدارک دیدند که ما وقت نمی کنیم به این لذت ها سر بزنیم چون مشغول لذت های طبیعی هستیم. اینقدر خوشی و اینقدر مجلس و مهمانی و آنقدر بساط های زیبا و کیافی ها و عیاشی های انسانی برای ما در نظر گرفتند در همین دنیا نه در آخرت ما اصلاً وقت نداریم برویم به اینها سر بزنیم. حوصله نداریم از بس گرفتار خاله خاله بازی های بخش گیاهی و طبیعی و جمادی مان هستیم. این که آخرت نسیه است دروغ ترین حرف است در همین دنیا همه چیز به ما می دهند. خدا رحمت کند آقا شیخ جعفر آقای مجتهدی را یک روحانی بود آقا گلمحمدی خیلی آدم نازی بود این فقیر هم بود طلبه بود فقیر بود با سختی یک پولی جمع کرد یک عبا برای خودش بخرد. خیلی مدتها پول جمع کرد یک عبای نو برای خودش بخرد. بعد پولش رسید به عبا، یک عبای نو خرید انداخت شانه اش می گفت از پل همین بلوار قم داشتم رد می شدم دیدم یک سید و روحانی دارد می رود خیلی عبایش درب و داغان است گفتم ای خدا من راضی باشم بچه حضرت زهرا عبایش اینطوری باشد گفت رفتم عبایم رادادم به او، عبای نوی که خودم مدتها منتظرش بودم دادم به او. بالاخره سادات است. بعد رفتم ملاقات آقا شیخ جعفر آقا گفت می خندید به من و گفت آقا گل محمدی چه کار کردی اینقدر حضرت زهرا از تو خشنود است. این می گفت من مدتها به آقا شیخ جعفر آقا می گفتم ترا خدا دعا کنم ماهی یک بار بروم مشهد. گفت خانم اینقدر از تو راضی و خوشنود است که گفته یک کاری بکنم که این هر هفته برود مشهد. بعد گفت این دفعه رفتی مشهد آقا امام رضا می آید پیشت، تو بیداری ها، آقای گل محمدی در بیداری پیشت می آید، حواست باشد، گمش نکنی آقا را، آمد بچسب به او. گفت من هم حواسم نبود داشتم می رفتم در هیئت یک دفعه یک آقای خیلی خوشگل آمد پیشم سلام علیک کرد و گفت آقای گل محمدی حال شما چطور است گفتم خوبم گفت کاری با ما نداری امری با ما نداری گفتم نه آقا گفت مطمئنی گفتم بله گفت پس رفتی قم به آقا شیخ جعفر آقا سلام ما را برسان. گفت همینطور رفتم در هیئت یک دفعه یادم افتاد که با کی داشتم حرف می زدم. این طوری نیست به خدا ما در جبهه هزاربار این بچه ها را دیدیم که در بیداری حضرت زینب کبری و در بیداری حضرت فاطمه زهرا و در بیداری حضرت امام زمان و سیدالشهدا را در بیداری دیدند در خواب نه. خانواده ما خیلی ما را دوست دارند اصلاً دلشان هم نمی آید که وایستند تا ما برویم آنجا در برزخ. همین جا برای ما اینقدر سرمایه گذاری می کنند ولی ما وقت نداریم. شیطان اینقدر مشغول کارهای دنیایی ات می کند وقت خانواده آسمانی ات را نداری آن وقت نمی توانی بروی با اینها صفا و صمیمیتی داشته باشی آدم بنشیند با مادر مان خانم فاطمه زهرا و آقا امام زمان بنشیند و گپ بزند و گل بگوید گل بشنود با ملائکه با انبیا با بهشتی ها ما کور می رویم و کور می آییم. علتش هم را بگذار برایتان بگویم علتش این است که ما خودمان را نشناختیم هنوز حواسم نیست باور نکردم که من همچین خانواده ای دارم تا شما خودتان را نشناسید به معنای حقیقی برای خودتان همچین آبرو و عزتی را نمی توانید قبول کنید. من هم بگویم سر کلاس فایده ندارید. اول باید قبول کنی خانم فاطمه زهرا مادرت است وقتی با رسمیت نمی شناسیش کجا بیاید پیشت. یک کسی گفت استاد من مدتهاست با من حرف نمی زند من را نمی پذیرد نه جواب سلام را می دهد نه حرف می زند گفتم چی به او گفتی؟ گفت یک چیز از دهنم در رفت من به او گفتم من خیر ندیدم از شما. گفتم تو همه چیزهایی که از استاد به تو رسیده را ندیدی کور بودی. بعد گفتی خیر ندیدم یعنی دیدنی نبوده او هم ترا نمی بیند. اتتک آیاتنا فنسیتها فذالک الیوم ... حقت است تا آخر عمر هم با تو حرف نزند درست رفتار کرده چون تو ندیدی اش. کوری خیلی بد است. ما اهل بیت را نمی بینیم. امام زمان را نمی بینیم. چون خودمان را نمی بینیم. اول خودمان را پیدا کنیم. تا خودت را پیدا نکنی در رویت باز نمی شود انسان زمانی به ایمنی و امن می رسد که اول خود حقیقی اش نه خود جنسی و زنانه و مردانه اش را خود حقیقی اش را پیدا کند آشتی کند آسمان با او آشتی می شود. هی زور نزن در بزنی اول در خودت را بزن. اول با خودت آشتی کن بقیه اتفاق ها دیگر اصلاً نمی افتد دیگر باز است اول این در را باز کن.

والحمدلله رب العالمین.