جلسه 098 - خانواده آسمانی
شماره جلسه
98
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1390
ماه
12
روز
11
متن کامل (خام) ‌ جلسه 098 - خانواده آسمانی

بحث مان درباره موانع وصول ما به خانواده آسمانی مان بود که رسیدیم در شرح مناجات شاکین به بحث درباره ی شیطان، درباره ی فلسفه ی وجودی شیطان و آثار آن توضیح دادیم بعضی از وسوسه ها را توضیح دادیم چند نکته دیگر هم درباره شیطان است که خدمت تان عرض می کنم. نکته خیلی خیلی مهم این است که ما بسیاری از آسیب های دنیایی و آخرتی مادی و معنوی اخلاقی روحی روانی حتی اقتصادی که می خوریم به خاطر وجود شیطان است. حتی ضربه های سیاسی اجتماعی که ما می خوریم، حتی ضربه های نظامی، به خاطر وجود شیطان است. شیطان در خیلی از یعنی در هیچ حوزه ای نیست که کارکرد نداشته باشد حضور نداشته باشد که می خواهم راجع به وسعت عمل شیطان توضیح بدهیم. یکی از دلایل عمده بسیاری از غصه ها و بیماری های روحی و روانی و اخلاقی اختلافات و طلاق ها مشکلات اجتماعی و سیاسی و فردی علت اساسی شان این است که ما اساسا شیطان را به عنوان یک عامل یک دشمن موثر نپذیرفتیم. به عنوان کسی که حضور دارد یک دشمن خارجی است می تواند در افکار ما در روابط ما با سایر انسانها تأثیرگذار باشد. این را هنوز نپذیرفتیم. شما نگاه کنید در داستان حضرت یوسف علیه السلام بعد از ÷ایان ماجرا اول ماجرا شخصیتی به نام شیطان معرفی می شود سه نفر هستند حضرت یوسف علیه السلام که خواب دیده حضرت یعقوب علیه السلام که پدرش و پیغمبر خداست و نفر سوم شیطان است. لا تقصص رویاک قصه ات را برای داداشت نگو چون شیطان کید می کند علیه شما. دقت کنید اول شخصیت در اول داستان خدا معرفی می کند یک کسی به نام شیطان آخر ماجرا که اینها آشتی می کنند و عذرخواهی می کنند حضرت یوسف علیه السلام فرمود این شیطان بود که بین من و شماها اختلاف انداخت. یعنی اینقدر موثر است می تواند فاجعه ایجاد کند شیطان بین یک انسان با خودش تا آخر عمر می تواند یک نفر را درگیر بیماری روحی و روانی کند انواع وسوسه ها ترسها و اضطراب ها و دل نگرانی ها دلشوره ها پوچ گرایی ها شک تردید تا آخر عمر شیطان می تواند یک نفر را در شک و تردید نگه دارد. نه اینکه این شخص مجبور است این شک و تردید را بپذیرد جلسه قبل توضیح دادیم که انسان خودش با خودش کاری می کند که دائماٌ در سوال و در شک و در تردید بماند اصلاً از یقین خوشش نمی آید ما در درمان وسواس زیاد داشتیم افرادی فرمول های فراتر رفتن از وسواس را برایشان گفتیم بعد از یک مدت که می خواستند از وسواس دست بردارند و راحت کنار بگذارند نمی توانستند دست از وسواسشان بردارند چون عادت کرده بودند دوست داشتند وسواس را ادامه بدهند بعضی ها غم و غصه خوردن را خیلی دوست دارند. بعضی ها اضطراب داشتن و ناراحت بودن دلخور بودن غصه داشتن نگران بودن طلبکار بودن مظلوم بودن احساس بدبختی کردن احساس بدشانسی در زندگی کردن اینهایی که شیطان دائماً اغوا می کند بعضی ها خوششان می آید و تا آخر نگه می دارند بعضی ها حسادت را نگه می دارند بعضی ها غرور را نگه می دارند تا آخر. که حاضر نیستند که زیر پا بگذارند و مسائل دیگر پس ببینید وقتی در مورد شیطان صحبت می کنیم او یک وسوسه گر و پیشنهاد دهنده است و ما یک قبول کننده هستیم شیطان در همه صحنه ها حضور دارد. می تواند در همه چیز اثر بگذارد یک نفر را با خودش درگیر کند تا آخر عمر، که هیچ روان پزشک و روان شناس مشاوری نمی تواند به داد شخص برسد. می تواند شخص را با دیگران درگیر کند تا آخر عمر. یک کاری کند که شخص با دیگران اختلاف داشته باشد و می تواند کاری کند که شخص با خدا و معصومین و با خانواده آسمانی اش درگیری داشته باشد و روابطش هم اصلاح نشود پس حوزه کاری شیطان یک حوزه کاری وسیع است ولی متأسفانه علت اینکه ما از آن ضربه می خوریم و زندگی ما تلخ می شود و طلاق و جدایی و نفرت و تفرقه سقوط برایمان اتفاق می افتد این است که ما وجود یک همچین دشمنی را به رسمیت نشناختیم هنوز. یعنی قبول نکردیم یک کسی غیر از من و همسرم وجود دارد بین من و برادرم و بین من و استادم و بین من و مدیرم و بین من و زیردستم وهمیشه بین من و خدا و بین من و خانواده آسمانی بین من و فرشته ها همیشه یک کسی به نام شیطان وجود دارد. و تمرین می دهد ماها را تا یاد بگیریم به چی برسیم به صلح صفا صداقت. چون شیطان کارش همین است که ما به صلح و آرامش و صداقت و اعتماد و خوبی و قدرت می رسیم. در روایت می گوید اگر 50 نفر آمدند علیه برادرت شهادت دادند تو نپذیر. خیلی حرف بزرگ است یعنی انسان طوری تمرین کند که اگر آمدند شهادت دادند شیطان این وسط می آید خیلی وسوسه می کند شیطان بتواند هر چیزی منفی را که علیه برادرش علیه خواهرش و علیه هر کس که با او ارتباط دارد در ذهنش ایجاد می شود یا دیگران می گوید را بتواند خنثی کند بتواند نگهش دارد نگذارد منشأ اثر شود نگذارد به اختلاف و طلاق و جدایی و درگیری و فتنه و کینه بیفتد. این تمرینی است که خیلی ها در آن شکست می خورند و اگر انسان بخواهد موفق باشد باید تمرین کند یعنی یاد بگیرد که این اعتماد سازی ها و اعتماد کردن ها و آرامش علم صبر، محبت و خیلی ترفند ها و رفتارهایی که ائمه علیهم السلام و قرآن کریم به ما یاد می دهند تا انسان بتواند اخلاق الهی پیدا کند. پس ببینید اول مهمترین مسئله در این درسهایی که من می گویم بیشتر در قلب ما جا بگیرد ان شاءالله این است که بپذیریم یک شیطانی است همیشه وجود دارد همیشه با ما است نه یک شیطان، یک نفر هم نه، بلکه چندین شیطان. چندین شیطان حضور دارند وجود دارند کار می کنند و موثر هستند این را بپذیریم. به عنوان یک دشمن و عامل فتنه گر و به عنوان یک تمرین دهنده به عنوان یک دست انداز این را بپذیریمش خوب اگر من بدانم قرار است ازدواج کنم در روابطم با همسرم این خطرات وجود دارد هر دوی ما در اوج سلم و سلامتی و صفا هم باشیم اوج سلامت هم که باشیم یک دشمنی وجود دارد که آنجا ما را تمرین می دهد گهگاهی وز وز می کند این وز وزها می تواند موجب عشق و علاقه و اعتماد باشد. می تواند موجب افزایش بدبینی درگیری کینه و نفرت و قطع ارتباط می تواند باشد. پس اینکه ما چطوری از تمرین های شیطان خوب استفاده می کنیم یا بد استفاده می کنیم به خودمان مربوط است. آن تمرین خودش را خواهد داد. حتی قرآن چقدر مهم است که شما بدانید وجود شیطان یک نعمت است خدا می گوید حتی موقعی که من وحی می فرستم ببینید حتی موقعی که من وحی می فرستم حتی موقعی که پیغمبر می خواهد یک کاری انجام دهد و تصمیمی بگیرد شیطان آنجا حضور دارد. مگر خدا نمی توانست یک کاری کند که شیطان نباشد یعنی خدا زورش به مخلوق خودش نمی رسد چرا اما حتی پیغمبر هم احتیاج به این تمرین و این دشمن دارد. چون شیطان اگر نباشد استکاک تضاد اگر نباشد رویش قدرت رشد عشق، ارتقا، کمالی ایجاد نخواهد شد. بدون وجود شیطان هیچ کس نمی تواند یک قدم بردارد. شیطان باید باشد دشمن باید باشد. یک نفر بگوید دوربین مداربسته دارد ترا نگاه می کند در این فروشگاه رفتی دیدید در فروشگاه می زنند، دوربین مداربسته است نگهبان هم است جلوی هر غرفه ایستاده بعد پلیس هم است بعضی از فروشگاه ها، نگهبان نظامی دارند چون خیلی بزرگ هستند دوتا پلیس را استخدام می کنند اگر یک نفر رفت در این فروشگاه و دزدی نکرد و آمد بیرون به او می گویند آفرین که دزدی نکردی؟ می گوید من اصلاً نتوانستم دزدی کنم پلیس آنجا بود. دوربین ها می دیدند این آدم امتیاز ندارد. اگر دوربینی نبود نگهبانی نبود و رفت در فروشگاه و وسوسه نشد چیز برنداشت این جایزه دارد و نیاز دارد انواع وسوسه ها برای برداشتن هم دارد ولی بر نمی دارد. پس ما احتیاج به اختیار داریم. انسان بی اختیار و انسان بدون توانایی گناه، می گوید خدا اگر می خواست ما را ببرد بهشت خوب چرا به ما اختیار دارد خوب از اول نمی گذاشت که ما گناه کنیم. این سوال کاملاً جاهلانه است غیر حکیمانه است نه خدا انسان را مختار آفریده یعنی وجودی که می تواند گناه کند و نمی کند وسوسه می شود و خلافش عمل می کند و هنر یک انسان امتیاز یک انسان در این است که هر بار که وسوسه ای می شود که خلاف اصول و محکمات است با غلبه بر آن امتیاز می گیرد و می آید بالا. دقت فرمودید. پس برای انبیا هم این وسوسه وجود دارد در قرآن نگاه کنید شیطان چقدر انبیا را اذیت می کند چقدر به سراغ او می آید ابراهیم را نگاه کنید شیطان سراغش می رود موسی را نگاه کنید ایوب را ببینید می فرماید هیچ پیامبری نیست که ما حتماً شیطان را سراغش می فرستیم. پس بودن وسوسه بودن تحریک بودن دشمن برای ما یک امر ضروری است بدون دشمن ما قدرتمند نخواهیم شد رشد نخواهیم کرد و به هدف خلقت مان هرگز نخواهیم رسید. اما این دشمن آنقدر نیست که قدرتمند شود و بتواند غلبه کند مگر اینکه کسی خودش دوست داشته باشد و بخواهد دشمن را غلبه دهد. آیات را برایتان بخوانم.

امام صادق علیه السلام می فرماید ان الشیاطین اکثر علی المومنین من الزنابیر علی له جلسه قبل فارسی اش را خواندم هجوم شیطان به مؤمنان چه در خواب چه در بیداری. خدا رحمت کند علامه طباطبایی را می فرمود بعضی ها یک کارهایی می کنند که شیطان بعد از مرگ هم دنبال شان است یعنی وقتی که قطع علاقه می کند هنوز این نفس در وسوسه است بدبخت می کند آدم را، قبر آدم را هم خراب می کند بعضی ها اینقدر می پذیرند در وجود خودشان یعنی اینقدر لج بازی می کنند با اصول و بدیهیات، اینقدر لجبازی می کند با شعور وعقل شان، با فهم و فطرت شان. می فهمند درک می کنند و خلافش عمل می کنند می فهمند این کاری که الان می کنند غرور و تکبر و فضولی و تجاوز و حسادت است ولی ادامه می دهند. می فرماید که از هجوم زنبورها به گوشت تهاجم شان بیشتر است. لذا ما صبح که از خواب بیدار می شویم شب که می خواهیم بخوابیم حالا کم کم معنای ایاک نعبد و ایاک نستعین بیشتر روشن می شود خدایا ما از تو کمک می خواهیم، معنی توسل کم کم معلوم می شود که چه کار می کند معنی صدقه، فرمود صدقه را صبح زود بدهید یک صدقه شبانه گفتند بدهید یک صدقه صبحانه بدهید صدقه صبح تان را صبح زود بدهید که صورت شیطان را سیاه می کند یعنی چی صورت شیطان را سیاه می کند یعنی ناتوانش می کند نمی گذارد وسوسه ایجاد کند در شما. وقتی اول شب و اول صبح صدقه می دهید فرمود گناهان کبیره شما را هم صدقه از بین می برد خوب خیلی مهم است این همه در مورد اذکار و دعاها ما در برنامه عزیزان می نویسیم که صبح که از خواب بلندن شدید بعد از نماز صبح تان دعای روز و زیارت روز را بخوان چرا؟ برای اینکه در دعای روز تو خودت را به خدا می سپاری در زیارت روز به صاحب آن روز می سپاری. خداوند ضمن اینکه شیطان را قرار داده قوایی را نیز قرار داده که ما از آنها کمک بگیریم فرشته ها را گذاشته خانواده آسمانی مان را گذاشته، برای ما هزاران اسکورت به قول امروزی ها گذاشته ولی ما از آنها استفاده نمی کنیم ضعیف و بی عرضه صبح از خواب بلند می شویم آن شیطان حمله اش را می کند ما هم اصلاً اسکورت نمی گیریم. مثل کسی که صبح از خواب بلند می شود دست و صورتش را نمی شوید موهایش را شانه نمی کند همینطوری بیرون می آید. حمام نمی رود بعد از مدتی مریض می شود بدنش بوی گند می گیرد لباسش را نشوید مراقبت نکند در بیرون رفتن آسیب می بیند انسان. پس وقتی در مورد رمزها صحبت می کنیم این کار را بکنید شیطان از شما دور می شود واقعاً اثر دارد حتی خوردنی ها، ورزش که این همه ما تأکید می کنیم کسی که ورزش می کند شیطان نمی تواند راحت در او نفوذ کند. بدنش قوی است مسواک می زند، کسی ممکن است بگوید که مسواک چه ربطی به شیطان دارد ورزش چه ربطی به شیطان دارد. اتفاقا کرختی و سستی و تنبلی همه رخنه در شیطان دارد. یک کسی که اهل ورزش است اهل باشگاه رفتن است بعضی ها بیماری روحی روانی دارند اگر بروند باشگاه واقعاً بیماری روحی و روانی شان خوب می شود. اگر تغذیه شان را درست کنند اینکه می گویند اگر کسی یک انار کامل بخورید فلان کار را می کند فلان میوه را بخورید فلان کار را می کند واقعاً موثر است. میوه نیاز است انسان باید بخورد، بهتر از غذا هم انسان بامیوه ارتباط برقرار کند یکی از مهمترین خوراکی های بهشتی ها میوه است (و فاکهه کثیره) ما خیلی خوب با میوه ارتباط برقرار نمی کنیم. آن را هم معمولاً می گذاریم بعد غذا، که اصلاً به درد نمی خورد. پول می دهیم گران می خریم ولی بدتر مریضتر می کند ما را میوه را باید قبل از غذا بخوریم. نه من اگر میوه بخورم غذا نمی توانم بخورم انگار که یک غذای پخته خوردن یک امر واجب وحی الهی است زیاد خوردنش بخصوص، نه حالا انسان غذا کم بخورد میوه خوردید کافی است خیلی از نیازهای ما را برطرف می کند خیلی غذا کم بخورد حالا، یکچهارم این غذایی که همه می خورند نصف این مقداری که همه م یخورند بخورید ولی میوه را قبلش خورده باشید و حالا با آن ترتیب و فاصله زمانی که کارشناسان می گویند.

اینکه می گویند آقا فلان دعا فلان انگشتر فلان حرز البته بعضی هایش غلط و افراطی است و بعضی ها درست نیست و سندیت ندارد من کاری به آن بخش های غلط ندارم بخش های درستش را که داریم. عطر شیطان از یک کسی که بدنش بو می دهد پایش بو می دهد لباسش بو می دهد زودتر به این شخص نفوذ می کند هم به اطرافیانش علیه این نفوذ می کند هم به این علیه اطرافیانش نفوذ می کند. اینها موثر است پس از الان وقتی داری راجع به این دشمن صحبت می کنی شما ذهن تان این باشد که من چگونه با این مقابله کنم. من وقتی می دانم قرار است صبح و شب و موقع خواب مورد حمله قرار بگیرم و هیچ فرصتی نیست که به من حمله نکند و کنار بنشیند اصلاً به او می گویند طائف دیگر، طائف من الشیطان طواف می کند شما فیلم ها را دیدید رادار دائماً می چرخد چرا چون دائماً دارد رصد می کند می گوید شیطان دائماً دور قلب می چرخد تا جایی راه نفوذ پیدا کند. یا راست یا چپ یا جلو یا عقب یعنی دائماً دارد ما را تمرین می دهد. پس یک زندگی پرهیجان و باشکوه داریم ما. یک زندگی مرده یک زندگی سست یک زندگی ساکن ثابت ما نداریم. دشمن داریم و این دشمن همیشه ما را تمرین می دهد همیشه می خواهد با ما کار کند پس یک زندگی پرماجرا من دارم ولی متأسفانه ما این ماجرای شیرین و پرهیجان زندگی را رها می کنیم و می رویم ببینیم که فلان تیم با فلان تیم مسابقه داد هیجان را از آنجا می گیریم. از سریال می خواهیم هیجان بگیریم از فیلم های خیالی و افسانه ها از خواندن داستان های پلیسی و جنایی و صفحه حوادث روزنامه ها هیجان های کاذب که هیچ کدام به نفع ما که نیست هیچ، به ضرر ما هم است. هیجان زندگی خودت از همه قشنگتر است. یک دشمن داری که رو صراط دارد حمله می کند می خواهد تو از رو صراط بیفتی در جهنم. رو کم کنی است دیگر برو ببینم چه کار می کنی همه ما این را داریم. ولی ما متأسفانه ترجیح می دهیم فرار کنیم و صحنه را برای دشمن بسپاریم. ببین تو هر کاری دلت می خواهد با ما بکن. ما اگر مریض شدیم روان پزشک روان شناس و مشاور. اول می گذاریم تو هر غلطی دلت خواست بکن بعد حالا من یک فکری می کنم برایش. بابا شما اگر صبح از خواب بلند شوی می دانی صحنه داری هیجان داری مبارزه داری زندگی خیلی پرهیجان و شیرین می شود. هیجانش هم هیجان خوب است یک رقابت است که تو می خواهی از دست شیطان فرار کنی و خودت را برسانی به خانواده آسمانی ات. چه داستان قشنگی است می خواهی خودت را برسانی به خدا، یک نفر هم تمرینت می دهد که زودتر به خدا برسی ولی اگر تمرین ها را خوب انجام ندهی لت و پار می شوی می افتی وسط.

امام باقر علیه السلام اذا مات مومن خلی علی جیرانیه شیاطینه... تعداد را دقت کنید وقتی مومن می میرد شیطان هایی که برای گمراه کردنش تلاش می کردند و به تعداد شماره ی قبیله ی ربیعه و مضعه، حالا قبیله ربیعه و مضعه دوتا قبیله معروف بودند در آن زمان مثلاً به تعداد صدها نفر اینطوری بگوییم. به تعداد این قبیله به همسایگان او هجوم می برند. شیاطین بیکار مورد را از دست دادند می گویند ما چه کار کنیم حالا بیکاریم دیگر کار ما تمرین دادن ورزش دادن و حمله کردن است به کی حمله کنیم به اطرافیان و در و همسایه حمله کنیم این یعنی چی، من توضیح بدهم، عزیزان خوب دقت کنید این مسئله خیلی مهم است که دارم می گویم ببینید بعضی از آدمها هستند هر جا که هستند در محل کار در خانه اینها آدم هایی هستند که اینقدر قوی هستند که شیاطین خود و دیگران را کنترل می کنند این وقتی خانه است افراد به جان همدیگر نمی افتند. می بینیم مامان تا خانه است مامان که بیرون می رود بچه ها به جان همدیگر و به جان بابا می افتد و بابا می افتد به جان بچه ها، این یعنی چی، یعنی این مادر خیلی روحش قوی است. که می تواند وسوسه های خودش را کاملاً کنترل کند با هیچ کس درگیر نشود جلوی درگیری و دعوای بچه ها را هم می گیرد در خانواده ستون است این آدم. این خیلی مهم است این برای اینکه هر که باید ارزیابی کند وجودش آرامبخش است یا اغواگر است. عمله شیطان است یا نه. وجودش یک وجود ایمانی است. می گوید این بابا در خانه که هست ما همه خوبیم از مامان بیشتر لذت می بریم بابا از بچه ها بیشتر لذت می برد بابا که هست در سفر هیچ مشکلی پیش نمی آید خیلی خوب است ولی بابا نباشد می رویم در سفر یا در خانه یا مهمانی دعوا می شود. بعضی ها اصلاً می خواهند بروند یک جا مهمانی اول فکر می کنند که کی و کی هستند یا نیستند می گوید اگر فلانی است ما نمی آییم چرا، می گوید اصلاً من وقتی می روم سمت فلانی من اصلاَ از او یک پیام به قول امروزی های انرژی منفی می گیرم دعوای مان می شود دو کلام حرف بزنیم فامیل می ریزد به هم، بعضی ها در فامیل نقش شان این طوری است یعنی هر مهمانی که است یک فتنه و درگیر و اختلاف وجود دارند. بعضی آدمها این طوری اند یک آدم های بدبخت و بی عرضه ای هستند که لجن اند. بوی گندشان همه جا می رود شیاطین را هم می کشند و می آیند این آدم هر جا که هست شیاطین طمع می کنند می آیند مثل مگس دیگر. بوی بد یکجا باشد مگس می آید. بعضی ها آنقدر معطر هستند که شیاطین جرأت نمی کنند به آنها نزدیک شوند. این آدم قوی است نمی گذارد که شیطان به زن و بچه اش به شوهرش به اطرافیانش هم حمله کند آدم قدر و قوی است تا است در یکجا، در یک هیئت تا می بینی فلانی است هیئت خوب می گردد وقتی این آدم نیست همه می ریزند به جان همدیگر. در اداره وقتی این آدم است اداره خیلی خوب و ساکت و همه کارهایشان را انجام می دهند ولی این که می رود همه می افتند در جان همدیگر. زندگی اش را داشته باشید زندگی این آدم یک طوری است هر جا که می رود با خودش آرامش خوشبینی، صلح و صفا و صمیمیت قدرت خیلی آدم مبارکی است. یعنی شیاطین زیادی را به خودش مشغول می کند همه را آرام می کند هم شیاطین خودش را آرام می کند هم شیاطین اطرافیان را آرام می کند. خوب اینکه مرد چی می شود. اگر بمیرد چی می شود می بینی شیاطین آزاد می شود در روایت داریم مرگ هیچ کس برای شیطان شادکننده تر از مرگ یک عالم نیست عالم که می میرد شیاطین جشن می گیرند عابد نه. در روایت داریم مرگ یک عالم برای شیطان شیرین تر از صدها عابد است چون یک عالم هم خودش را نگه می دارد هم شیاطین بقیه را کنترل می کند. خب این خیلی خوب است بعضی ها هستند همینطوری مبارک هستند. در خانه بعضی ها می شوند سنگ زیرین آدم های قدرتمند، وحدت ایجاد می کنند صفا ایجاد می کنند صمیمیت ایجاد می کنند بعضی ها مثل ترقه و مواد منفجره می مانند همین که نزدیک شان شوی دست به آنها بزنی منفجر می شوند. زودرنجی، حساسیت، اینها پیام های شیطان است انفجار فحش حرفهای بی ربط، آدم مثل چاشنی انفجاری می ماند. من خودم چون تخریب چی هستم ازین مثالها می زنم، دست به آن بزنی می پرد و منفجر می شود. بعضی ها اصلاً اینطوری نیستند مگر به راحتی می ترکند؟ می داند نزدیکترین آدمها به آنها دشمن شان هستند حسودند تهمت می زنند می گوید خدمت علامه ایستاده بودم روز عید، این شاگرد چشم برزخی داشت دیدم یک آدمی آمد دهنش پر از چاقو و شمشیر و نیزه آمد در صورت علامه، گفت نفهمیدم آمدم جیغ بزنم الان صورت شما را پاره کند علامه دست من را فشار داد هیچ چیز نگو علامه بغل کرد آن آقا آمده دست علامه را ببوسد یک عالمه حسادت و بدبینی در وجودش است. علامه گفت ساکت باش بی ظرفیتی نکن. این آدم مگر به راحتی درگیر می شود با کسی؟ اصلاً بعضی ها توهم توطئه که می کنند توهم اختلاف و توطئه هم بکنند با یک نفر درگیر می شوند. همین توهم آره من فکر کردم این طوری بود خیال کردم اینطوریه من خیال می کردم توآدم بدی هستی این آدم هایی که همه اش خیال می کنند آدم ها بدند مورد دارند آدم ها موضع دارند کینه دارند این آدم خودش بدبخت است خودش ترقه است خودش چاشنی انفجاری است. تا می گویی دو بیشتر است یا سه می ترکد. حالا این ترکیدنش یا به قهر است یا به غضب است. یا به کتک زدن است یا به کمربند کشیدن است یا خلاصه بعضی ها که تا چاقو و اسلحه و چیزهای دیگر هم می روند.

حدیث بعدی از امام صادق علیه السلام: لقد نصب ابلیس حوائله فی دارالغرور فما یغصب فیها اولیائنا. به به آدم کیف می کند جز اولیا امام صادق علیه السلام و اولیای محمد صلی الله علیه وآله و سلم باشد. می فرماید که لقد یعنی حتماً قطعاً ابلیس در این خانه ی فریب (خودش می گوید در خانه فریب یعنی آدم ها زود در آن گول می خورند) دام های خود را پهن کرده، فما یقصد فیها ... شیطان قصد نمی کند مگر دوستان ما را. چرا این در شیعیان زیاد است. چرا شیاطین بیشتر دور اینها می گردند. چون اینها به کاملترین آدم ها نزدیکترند بچه های اهل بیت علیهم السلام. آنها هم دشمن خدا واهل بیتند. لذا می فرماید که بقیه که خودشان جز حزب الشیطان است اولیای شیطان هستند آنها هیچی. شیاطین بیشتر به شیعیان حمله می کنند. به اولیای ما بیشتر حمله می کنند. در واقع این ها در نظام خلقت چون نزدیک به معصوم هستند قوی ترین باارزش ترین آدمهایی هستند که می ارزد شیاطین سراغ اینها بروند. نتیجه دیگر این است که این اولیای اهل بیت هستند که دشمن شیاطین هستند. مرام شان روح شان افکارشان زندگی شان سبک زندگی شان با شیطان سازگاری ندارد لذا شیطان بیشتر به اینها حمله می کند. پس ما یک درجه گرفتیم یک درجه است که وقتی من بخواهم نزدیک بشوم به پاکترین انسانها آن وقت است که پا گذاشتم رو دم دشمن. و دشمن اینجا به من حمله می کند و وسوسه می کند من را.

سوره حج آیه 3و 4 و من الناس یکی دیگر از موارد حمله شیطان و من الناس من یجادل فی الله بغیر علم و یتبع کل شیطان مرید کتب علیه ... عذاب السعیر. چقدر ریاضی و دقیق است این آیات. چقدر زیبا مهندسی شده، دقیقاً از نظام ریاضیات خلقت قواعد خلقت پرده برداری می کند. می گوید آدم هایی که نمی فهمند اطلاعات دقیق ندارند اینها زود گرفتار شیطان می شوند بی خود می نشینند راجع به چیزهای یکه اطلاعات ندارند حرف می زنند شیطان خیلی دوست دارد از چیزی که ما آگاهی نداریم راجع به آن حرف بزنیم. از یک طرف هم می گوید تو ساکت نباش اگر حرف نزنی آدم ضعیفی هستی یک آدم کوچک و جاهلی هستی بی اطلاعی هستی. بد است بگویی نمی دانم من روی این زمینه مطالعه ندارم من آگاهی ندارم و هنوز خبر ندارم از چند و چون ماجرا. در مسائل اجتماعی می نشیند اظهار نظر می کند در تمام رشته اظهار نظر می کند در مسائل سیاسی غالباً اطلاعاتش به اندازه روزنامه هم نیست ولی مثل یک کارشناس خیلی خبره می نشیند اظهار نظر سیاسی می کند راجع به شخصیت ها و جریان ها در مورد آدمها هم سریع همه را تحلیل می کند من اصلاً همه را می شناسم من روان شناسم. من خودم یک پا چنین و چنان هستم. من نگاه کنم به طرف تا آخرش می فهمم. ای آدم حقه باز. دوتا کتاب راجع به یک موضوع می خواند بی ظرفیت است زود جوش می آید زود می آید. بعد می گوید من مطالعات حرفه ای دارم اطلاعات تخصصی دارم اصلاً شغلم است. تو هنوز سال اولی، هنوز کو تا برسی. راجع به هر چیزی اظهار نظر می کند راجع به خدا راجع به قیامت راجع به مسائل شرعی اصلاً کی قیامت رفته کی آمده کی بهشت رفته بهشت چی است شب اول قبر چیست حرام چیست واجب چیست مستحب چیست یکسره بدون آگاهی راجع به هر چیزی اظهار نظر می کند با خواندن دوتا سه تا کتاب یک دفعه داغ می کند دیدید بعضی ها تا داغ می کنند من چند مورد در دانشگاه دیدم، من امام زمانم، من خدا هستم باور کنید من دیدم با آنها بحث کردم من خدا هستم من جبرئیل هستم. الان آدم هایی که توهم برشان داشته و ادعای پیامبری می کنند هنوز هستند. روسای فرقه های را نگاه کنید فرقه های تصوف و عرفان های کاذب یک چیز به آنها یاد دادند چیزهای شیطانی، شیطان حال معنوی به خیلی ها می دهد یکی از کارهای که شیطان می کند خیلی حال معنوی به بعضی ها که بی ظرفیتند می دهد این خیلی لذت می برد از نماز شبش، لذت می برد از نماز خواندن و قرآن خواندنش یک دفعه قاطی می کند. آی من چشم بزرخی دارم آی من عارف واصل هستم آی من آینده را می دانم آی من الان می دانم تو کی می میری. ... همین چیزهای مزخرف. یک حال های معنوی خوبی به او می دهد می گوید این خر خوبی است خوب کولی می دهد. چند روز برای نماز شب بیدارش کنم چند شب بیدارش می کند نماز شب می خواند یک دفعه داغ می کند قاطی می کند می گوید همه کافرند من این را می بینم من آن را می فهمم به او هم یک چیزهایی نشان می دهند و یک چیزی هایی می گویند بعضی وقتها که این شخص واقعاً احساس کند که دیگر از طبیعت خارج شده یک چند تا خواب خوب نشان می دهند چند تا چیز قشنگ در خیالش می آورند چندتا رویت قشنگ به او نشان می دهند شیطانی، این شخص دیگر شروع می کند ادعاهای الکی کردن آدم هایی که نمی فهمند می شوند مرید اینها. یک تمرین هایی است که اگر شخص انجام دهد می تواند فکر دیگران را می خواند یک نفر می رود فکر چند نفر را می خواند بعد می گویند اوه این با غیب ارتباط دارد. این الان مثلاً با آن طرف ارتباط دارد و سجده می کند به طرف. تلویزیون دیدید دیگر چندتا احمق الاغ، دور از جان الاغ، فردای قیامت الاغ ها یقه ما را نگیرند، این را سجده می کردند مرده نشسته بود آنجا تعدادی سجده اش می کردند آدم به لیاقتش، این را دقت کنید آدم به لیاقتش با خانواده آسمانی با خدا با اساتید با عرفا و علما ارتباط برقرار می کند اگر تو رسیدی به یک همچین مرادی که این را سجده کنی چون لیاقتت همین بوده تو اگر رسیدی به این که یک نفر را عرفان چی و چی و... لیاقتت همین بوده خودت با خود یک کاری کردی که رسیدی به همچین استادی. به یک همچین مرادی رسیدی که خوب حالا شیطان تا جهنم خودش می برد ترا. آقا ما تا راجع به یک چیزی در روایت داریم گفتن (لا ادری= نمی دانم) نصف علم است. من نمی دانم من راجع به این موضوع تخصص و آگاهی ندارم. نه من بلدم من می توانم خودم کاشناسم، راجع به همه چیز اظهار نظر می کند طرف. راجع به همه کس اظهار نظر می کند می گوید من اگر بگویم نمی دانم اول بگویم حرفم را بعداً اگر اشتباه شد می گویم اشتباه شد. خوب بگو من نمی دانم.

علی علیه السلام فرمود بین الحق والباطل السابع الحق تقول رأیتُ و الباطل ان تقول سمعت حق و باطل چهار انگشت بین شان فاصله است حق آن است که می گویی دیدم، تا ندیدی نگو. تازه خیلی چیزهایی را هم که دیدی آن جور که دیدی نیست باید یک جور دیگر تفسیر کرد. دیدم اگر دیدی هم برداشت بد نکن. چند وقت پیش نشسته بودم در یک مجلسی، دعا بود مداح داشت دعای کمیل می خواند. ما را هم دعوت کرده بود ما هم به احترام بنده خدایی که دوستش داشتیم اجابت کردیم و رفتیم یک آدم خیلی بزرگی هم در آن مجلس دعوت شده بود گفتند این حضرت استاد فلانی است و نشست پیش ما. یک دوتا طلبه هم نشسته بودند این طلبه ها این گوشه تلفن هایشان را درآورده بودند همینطور گرفته بودند. این حضرت استاد گفت عجب آدم های بی ادبی هستند وسط دعا دارند اس ام اس بازی و تلفن بازی می کنند گفتم نه اس ام اس بازی نمی کنند اینها دارند دعای کمیل را روی صفحه موبایل شان می خوانند اینجا مفاتیح کم است. همراهی می کنند. آدم با چشم خودش هم بیبند نمی تواند به راحتی قضاوت کند. با چشم خودم دیدم. حضرت می فرماید آنجایی که یقین داری بسیاری از یقین هایت به درد بخور نیست بی اعتبار است. ولی حالا کلی می گوید حد اقل یقین چیست دیدن است. ولباطل ان تقول، گفتند می گویند، فلانی گفت، آقا اصلاِ این طوری نمی شود. روزنامه نوشته بود، تلویزیون گفت، نه، نمی شود، به راحتی اعتماد کرد. ممکن است تلویزیون بگوید اشتباه کرده باشد روزنامه نگار است شاید یک چیزی با بغض نوشته باشد به راحتی نمی شود اعتماد کرد. تازه حضرت می گوید اگر طرف مقابل رفیقت است 50 نفر آمدند یک چیزی گفتند نپذیر. وقتی خودش می گوید نه. تو هم بپذیر بقیه اشتباه می کنند. ما نه، ما می گردیم آب دهنی چسبی سریشی بچسبانیم به یک نفر. به ادنی ذهنیتی هنگ بزنیم بدبین شویم شیطان این وسط حضور و ظهور دارد و کارش را انجام می دهد. و من الناس من یجادل فی الله بغیر علم شما در این مهمانی ها نگاه کنید آدم هایی که راجع به خدا و دین و قیامت و حلال و حرام و پیغمبر و زندگی پیغمبر عصمت و قرآن حرف می زنند یک بار فقط نگاه کنید اصلاً دخالت نکنید ببینید این دوتا آدم چقدر سواد دارند ایناه راجع به پزشکی اینطوری صحبت می کنند؟ البته متأسفانه ایرانی ها بیشتر شان پزشک اند. در مورد پزشکی هم اظهار نظر می کنند. راجع به مسائل تخصصی هر کس به راحتی حرف نمی زند. من نمی دانم آقا من در جریان نیستم. بعضی ها واقعاً زورشان می آید که بگویند نمی دانیم بلد نیستیم، و من الناس برخی از مردم هستند که یجادل مجادله می کند در باره خدا بغیر علم. اگر به غیر علم و اطلاعات یک نفر اظهار فضل و بزرگی کرد این عالم این طروی است، این آیت الله این طوری است این استاد اینطوری است هر جور که دلش میخواهد قضاوت می کند چه اتفاق می افتد؟ و یتبع کل شیطان مرید. و این شخص که دارد این کار را می کند از هر شیطان سرکشی پیروی می کند در واقع می گوید آدم هایی که بدون اطلاعات حرف می زنند پیرو شیطان های سرکش هستند. شیطان ها انواع مختلف دارند و کارکرد های مختلف دارند. چه می خواهد بگوید؟ می گوید وقتی بدون اطلاعات داری حرف می زنی حواست باشد داری سرکشی می کنی. داری وحی می شوی. یک دفعه سر از یک جاهایی در می آوری. که دیگر اصلاً نمی شود کنترلش کرد. بدون اطلاعات حرف نزن. با چهارتا کتاب خواندن که نمی شود آدم یک دفعه ادعاهای آنچنانی کند. ادعای تخصص و خبرگی کند. الان طرف رفته دانشگاه خودش را کشته هفت هشت سال پزشکی عمومی خوانده تخصصی خوانده چند سال است در این تخصص عمل می کند مریض می بیند کار می کند تحقیق و مطالعه می کند آخر هم نظرش درست درنمی آید ادعایی هم ندارد. می گوید آقا من ادعایی ندارم تشخیصم این بوده. یک پزشک است اینقدر این آدم تقوا دارد فهم دارد نوع پزشکان الحمدلله این طوری هستند می گوید آقا من به دوتا سه تا 5 تا از رفیق هایش نامه می نویسد پرونده را چند جا می فرستد که برو نظر اینها را هم بپرس. اصلاً استبداد رأی ندارد. من الستبد رإیه هلک کسانی که استبداد رأی دارند زود هلاک می شوند هم هلاک می کنند. سرکشی خطرناک است آدم بدون اطلاعات در یک زمینه ای حرف بزند. در مورد مسائل اجتماعی و سیاسی و.... من اینها را نمی شناسم نمی دانم من آن چیزی که می فهمم این است والسلام. کتب علیه یعنی هر وقت کلمه کتب آمد یعنی قانون، چه قانون طبیعی چه شرعی یعنی واجب است رد خور ندارد یعنی حتماً این اتفاق می افتد و باید بیفتد. کتب علیه به آدم هایی که بدون اطلاعات حرف می زنند پیروی شیطان می کنند انه من تولی هر کس ولایت شیطان مرید را بپذیرد قبول کند این ولایت را، فانه یضله و یهدیه الی عذاب السعیر آن شیطان مرید یعنی شیطان سرکش اگر یک کسی زیر ولایتش رفت گمراهش می کند و او را به سوی یک عذاب بسیار دردناک هدایت می کند. جهنم. الی عذاب السعیر. یک قاعده بگویم به شما، این قاعده را بگویم کافی است بحث را تمام کنیم. این قاعده خیلی زیباست به داد ما می رسد همان بحثی که جلسه گذشته کردم می گوید اگر شما می خواهید وسوسه نشوید اشتباه نکنید اول ستون ها را شناسایی کنید اول محکمات و اصول را شناسایی کنید مثل اصول عقاید. اسلام می گوید وقتی رسیدی به احکام حق نداری حرف بزنی چرا زن اینطوری کند مرد این طوری کند ارث اینجوری است دیه این طوری چرا وضو اینطوری است می گوید این بحث تخصصی است در این جور موارد فقط رساله. متخصص اندازه ها الهی است. اگر می خواهی شک کنی بیا برو رو ریشه ها شک کن. خدا را قبول نداری عیب ندارد رو خدا شک داری برو شک ات را برطرف کن. رو پیامبر شک کن رو عصمتش رو قرآن رو حقانیت رو اعجازش. برعکس مسیحیت در مسیحیت می گوید هر چه ما می گوییم کلیسا می گوید هر چه ما گفتیم تو باید بپذیری حق اظهار نظر و چون و چرا و کند و کاو نداری قرآن می گوی اصول این است که اگر می خواهید بروید راجع به آن بحث کنید حرف بزنید راجع به خدا در این حوزه های علمیه آن بچه گی ما که درس می خواندیم همه چیز خدا را زیر سوال می بردیم تا خدا را از سوال در می آوردیم. شک دارید برو پیش کارشناس بگو من راجع به این مسئله شک دارم چطوری این را حل کنم راجع به خدا وحدانیت و عدالتش و مهربانی اش شک دارم، ما را دربیاور. راجع به پیامبر و حقانیتش راجع به 14 معصوم اصلاً اسلام اشکال نمی گیرد می گوید برو اول شک را برطرف کن وقتی فهمیدی اینها متخصص و معصوم اند حرف بی حساب نمی زنند. اطلاعات دست خداست ما یک خدای بی اطلاع نداریم خداوند همانی است که اتم ها و الکترون ها و نوترون ها را ساخته همان هم قرآن را فرستاده. همان که ما را خلق کرده چشم و گوش و مغز من را خلق کرده همان هم همنی قرآن را فرستاده پس هی دیگر تزلزل نیاید سراغت، هی شک نکن، هی وسوسه به خرج نده. می گوید اول برو اصول را مشخص کن بعدا هر چیزی که با اصول سازگار نبود بریز دور. دقت کنید چقدر زیبا ما را راهنمایی می کنند. ما خالف القرآن فهو من خطوات الشیطان. هر چیزی که با قرآن هر چیزی که با قرآن سازگاری ندارد مال شیطان است. با اصول قرآن سازگاری ندارد مال شیطان است. خیلی قشنگ خیال ما را راحت کردند. حتی اینقدر مسئله قرآن مهم است که حضرت می فرماید اگر حدیثی از ما به شما رسید و شما بین آن حدیث و قرآن اختلاف دیدید اگر حدیث با قرآن سازگار نیست احادیث ما را بزنید به دیوار. این حدیث به درد نمی خورد. فضربوه علی الجدار بکوبیدش به دیوار. قلابی است حدیثش. امکان ندارد ما اهل بیت یک حرف خلاف قرآن بزنیم. خلاف حرف خدا بزنیم. من خودم حدیث جعلی را دیدم قلابی است. این طوری نیست که هر کس یک کتاب حدیث بردارد و بخواند و بگوید در کتاب نوشته. آدم باید کارشناس باشد یعنی اصول قرآنی را بلد باشد بداند اگر این روایت را می خواهد بگوید یا قبول کند یا بخواند آیا این با اصل قرآن سازگاری دارد یا ندارد. این طوری نیست که من بروم در بازار و کتاب حدیث بخرم و باز کنم، کتاب حدیث است ولی بعضی هایش بی اعتبار است. تو می توانی تشخیص بدهی که با قرآن می خورد یا نمی خورد. ما احادیث قلابی هم داریم. پس هر چیزی که با قرآن با اصول سازگار نباشد وسوسه ی شیطان است. من خطوات الشیطان. این گام شیطان است. شیطان دارد یواش یواش نزدیک می شود به ضرب و زور یک حدیثی یک جمله ای یک گفتن جمله ای یک عالمی یک عارفی یک استادی ترا با خود قرآن درگیر کند با شعر بخصوص با شعر خیلی به جنگ، خدا می رود. این همه ما شعر داریم شعرهای بی خود شاعر خیلی هم قشنگ گفته اما قرار نیست هر کس یک چیزی قالب داشت درست باشد آهنگ که جز استدلال مطلب نیست که تا نباشد چیزکی هرگز نگویند چیزها. آقا نه بسیاری از موارد چیزکی هم نیست خیلی ها هم حرف مفت می زنند. شلوغش نکنید. شلوغ است مشهور است همه می گویند. نه. اینقدر ما شعرهایی داریم که در زبان مردم به صورت ضرب المثل جا افتاده. درخت از خودش کرم دارد. آقا اصلاً درخت کرم ندارد اینطوری نیست. بعضی وقتها اینطوری نیست. چقدر ما شعر اصطلاح و ضرب المثل داریم همه اش غلط است. در زبان مردم است مردم هم به عنوان اصول دین شان قبول کردند زیاد است من اگر بخواهم بگویم چند جلسه باید بنشینیم این خرافاتی را که در ما مشهور است و اکثرا پذییرفتند برایتان بگویم. خیلی غلط زیاد داریم. اول خدا چی می گوید قرآن چی می گوید معصوم چی می گوید. عطسه می کند آقا صبر آمد بیرون نروید، قمر در عقرب است الان نمی شود این کار را کرد. خیلی چیزهای دیگر.

والحمدلله رب العالمین