بحث مان درباره موانع ملحق شدن و بهره برداری ما به خانواده آسمانی مان، بهره برداری از خانواده آسمانی مان بوده و رسیدیم به بحث این خصوصیت روح که روح بازی گوش است و شیفتهی سرگرمی و لذتهای بیهوده است و این باعث می شود که انسان هیچ وقت جدی نباشد. گفتم ما لذتهای حلال، تفریح و حتی به نوعی بعضی از بازی ها در اسلام سفارش شده تا نفس خستگی اش دربرود بتواند برای حرکت به سوی جاودانگی و آخرت قدرت داشته باشد و در روایت داریم اگر کسی یک سوم از وقتش را به لذات حلال اختصاص ندهد برای کارهای جدی و عبادت خدا هم قدرت نخواهد داشت در آنها هم سست خواهد بود.علت اینکه خیلی ها در کارهای معنوی، آخرتی، انسانی، خانوادگی، زنانشوئی، تربیتی شل هستند، سست هستند، شکست می خورند این است که اینها آدمهای بدی باشند یا آدمهای بی اعتقادی باشند یا با خدا مشکلی داشته باشدند بلکه علت شان بی حسی، کسالت، نداشتن انرژی کافی، توان کافی دلخوش نداشتن است تفریح نداتشن است گاهی وقت ها انسان با یک تفریح برای خیلی از کارهای جدی قدرت پیدا کی کند و با یک لذت حلال برای کارهای بسیار مهم و آخرتی نیرو پیدا می کند و می تواند کارها را سر و سامان بدهد و جدی انجام بدهد ولی بی توجهی به این بخش از نیاز نفس باعث می شود که نفس را خسته بکنیم ما. نفس را آنقدر می دوانیم سر کارهایی که داریم برای خودمان، تو خیالاتمان هم درست کردیم ضرورت گذاشتیم برایش که نفس نمی کشد خسته می شود حتی عبادت که قشنگ ترین کار نفس است در روایت داریم: «لا تکرهوا إلی انفسکم العبادة» عبادت را به نفس خودتان تحمیل نکنید در حد واجبات خوب است، بیشتر از واجبات باید عشقی باشد اصلاً مستحب یعنی کاری که یک معشوقی یک عاشق انجام می دهد اصلاً کلمه اش را نگاه کنید مستحب یعنی عملی که شخص برای طلب حب انجام می دهد برای طلب عشق انجام می دهد این می گویند عمل مستحبی، عمل مستحبی این طوری نیست که کسی بگوید خب حالا پا شویم برویم دعای توسل او هم بگوید ول کن بابا حسش را ندارم می گوید تو چقدر تنبل هستی. بابا من الان نمی خواهم بروم دل کسی را به دست بیاورم. دل کسی را به دست آوردن شکار کردم کسی این حس و حال می خواهد وقتی من اصلاً نمی خواهم قرار نیست دل کسی را به دست بیاورم نمیخواهم معشوقی را شکار کنم اصلا نمیخواهم رابطه عاظقانه ای با کسی برقرار کنم برای چی این کار را بکنم. مثل اینکه به یک نفر بگویند که یک اس ام اس عاشقانه بفرست برای فلانی. می گوید من اصلا با او رابطه ندارم برایش اس ام اس عاشقانه بفرستم. من اس ام اس عاشقانه را برای کسی می فرستم که نسبت به او حس دارم حوصله اش را همین الان دارم، همین الان که بخواهم به او اس ام اس بزنم آمادگی اش را دارم پیام کوتاه او را هم بپذیرم او هم اگر حرف قشنگی برای من بزند خوشم بیاید دوباره من یکی بفرستم او یکی بفرستد این حس، حس قشنگی است. وقتی پیام عاشقانه برای یک کس می فرستم که اگر زنگ زد به من، من می توانم با اوحرف بزنم. می توانم با شیرنی با او حرف بزنم. حوصله اش را دارم، دوست دارم با او حرف بزنم. ببینید تو روابط انسانی این طوری است. اما اگر الان آمادگی ندارم حس نداریم حس نداریم برای قبول کردن یک نفر، خب چه لوازمی دارد الان ارتباط بررار کنیم چون یک نفر حس دارد باید ما هم حس داشته باشیم؟ نه. آقا شما دعای توسل می خواهی بخوانی، حس داری با چهارده معصوم الان ارتباط داشته باشی. مبارکت باشد. برو به چاک آسمان بزن ببینم چی کار میکنی. می خواهی نماز شب بخوانی یا هر کاری بکنی حسش را داری برو بکن. ولی الان من این حس را ندارم. ولی چهار ساعت بعد بخوابم یک چایی بخورم یک دوش بگیرم، عطری بزنم، پا می شوم من هم می آیم تو آسمان از تو هم جلو می زنم من دو ساعت بخوابم تو این عشق از تو هم جلو می زنم. تو حالا بروتو حرم ولی من بیام خیلی جلو می زنم من دو ساعت بخوابم تو این عشق از تو هم جلو می زنم. تو حالا برو تو حرم ولی من بیایم خیلی جلو می زنم ولی باید بخوابم باید دوش بگیرم باید یک چایی بخورم باید میوه بخورم فعلا. الان حوصله عاشقانه ندارم، عشق بازی ندارم. الان من می خواهم میوه بخورم، می خواهم یک قهوه بخورم. پس همان طور که تو کارهای قشنگ نفس که زیباترین کار نفس است که عشق بازی با حق تعالی است با خانواده آسمانی است انسان آمادگی می خواهد برای بقیه بخش ها هم همین طور. ما الان بچه هایمان را که الان هم مد شد که مثلا تو برو درس بخوان. تیزهوشان باید قبول بشوی، نخبگان باید قبول بشوی این مدرسه باید قبول بشوی بچه هم می رود قبول می شود خب این بچه از صبح می دود کار می گذارند تا ساعت سه، چهار کلاس می رود بعد هم یک عالمه تکلیف این بچه نه ماه باید همین جوری باید بدود خسته می شود. بعد هم می گویند خب الان کنکور است باید بخوانی سال سومی هستی باید برای کنکور بخوانی، بخوان، بخوان خلاصه مسابقه ما را تن یک جایی هم دانشگاه قبول می شود ولی این نفس دارد کار خودش را می کند یعنی آن خستگی دارد کار خودش را انجام می دهد این یک دفعه می آید دانشگاه می بینی دیگر نمی کشد. یکجا دیگر می بینی که موی این طرف ریخت. ناخنهایش خراب شد چشم هایش خراب شد پوستش خراب شد، مشکل معده پیدا می کند مشکل اثنی عشر پیدا می کند سردردهای عصبی می گیرد چرا؟ چون ما بی رویه به این فشار آوردیم. روح این طوری هست احتیاج به استراحت دارد. حضرت علی (علیه السلام) می فرماید: نفس شما احتیاج به استراحت دارد.. «إن هذه القلوب تملک ما تمل الابدان فبتغوا لها طرائف الحکم» روح ها مثل بدن ملول می شود خسته می شود پس حتما وقتی می خواهید خستگیش را برطرف کنید برایش حرف های قشنگ انتخاب بکنید بگردید برایش حرف های قشنگ پیدا کنید. کلاس خوب، استاد خوب، مطالعه خوب، نکات قشنگ یک جوری که این روحتان بتواند استراحت بکند و لذت ببرد. خب حضرت می فرماید اوقاتتان را تقسیم کنید یک بخش از وقتتان را بگذارید برای لذات حلال. لذات حلال افراد با هم فرق می کند یک کسی است با زن و بچه اش خستگی اش درمی رود یک کسی مثلا با دوستانش باشد خستگی اش درمی رود یک کسی مثلاً باشگاه برود خستگی اش درمی رود لذت حلالی است که به او قدرت می دهد به او انرژِ م یدهد هر کس فرق می کند اطراف روحیاتشان با همدیگر ولی واقعاً هرکس همان دستورعمل حضرت امام را بگویم که ایشان فرمودند من هیچ وقت به خاطر درس تفریحم را کنار نگذاشتم این خیلی مهم است برای خستگی در کردن برای استراحت کردن برای لذات حلال، حرام که خب بالاخره تبعات منفی مادی و روحی و جسمی و همه جور تبعات دارد. این را کسی انکار نمی کند. پس ببینید یک مرز بسیار باریکی دارد این مسئله که ما از لذت بردن، تفریح کردن برنامه حلال داشتن تا افتادن توی لهو و لعب تا افتادن توی سرگرمی های غفلتزا تا روی وقت تلف کردن ها و جلسات و مهمانی ها و مجالس بیهوده ای که جز اینکه یک سره ما را خسته بکند غمگین مان بکند فشرده مان بکند انواع بیماری ها برایمان بیاورد خیلی فرق می کند این دو تا با همدیگر فقط باید دقت کنیم که قاطی نشود این مسائل با همدیگر خب برویم سراغ دستورالعمل ها و فرمایشات معصومین (علیهم السلام) اولین فرمایش از امیرالمؤمنین (علیه السلام) عرض می کنم خدمتتان. «الهو یسخط الرحمن و یرض الشیان و یئس القرآن» سه تا کارکرد برای سرگرمی های بیجا، وقت تلف کن، عمر کن ایجاد می شود. بگذارید من یک مثال بزنم برای شما. ببینید شما الان نهار خوردید نهار شما مثلا سه هزار کالری تولد می کند. شما چقدر احتیاج دارید در روز؟ هزار و پانصد تا دو هزار تا احتیاج دارید یک کله پاچه صبح خوردی، کله پاچه، شش هزار کالری دارد. صبح که می خوری یعنی شما نهار نخوردی، شام هم نخوردی، نخوردی. درست شد. یعنی بدنت می کشد با کله پاچه صبح، حالا دوباره ظهر می آیی خانه می گویند خب سفره انداخته اند اصلاً بدن کششی برای غذا ندارد گرسنه اش نیست. ولی عادتاً این جوری است دیگر. اینکه الان نود درصد بچه های زیر بیست سال کشور ما اضافه وزن دارند برای چی است؟ برای اینکه به ضرورت لذت غذا را نمی برند. می گوید سفره انداختیم وقت نهار است دیگر. انگار که شده یک تکلیف مثلا ما ظهر نهار بخوریم حالا سفره می اندازیم یا هر جا هستیم نهار بخوریم. بابا من ساعت ده صبحانه خوردم. عسل خوردم کره خوردم اینها چقدر کالری داشته، میوه خوردم، وسطش هم ممکن است ساعت یازده هم یک چیز دیگری هم خورده باشم دو تا دانه خرما هم خورده باشم این تا شب میکشاند ولی ما میگوییم عادت کردیم نهار هم باید بخوریم بعد سفرهام می اندازیم دو بازهم نهار میخوریم با همدیگر. حالا اگر یک کسی نهار نخورد مادر نمی گوید خب اشتها نداری نخور. نه برای چی، مادر بخور، مادر بخور. با مادر بخور این بچه. سن سکته از هفتاد آمده سی. مادر بمیر. این چه دلسوزی است دیگر. بخوری یعنی بمیر یعنی اضافه وزن، چربی زیاد، نمک زیاد، قند زیاد، بمیر این چه دلسوزی است ما می کنیم الان همسرم میل ندارد بخور خب نخورد بچه ام میل ندارد بخور خی نخورد. غذا می خواهید بخورید آماده کردیم اگر می خواهید بخورید بیایید بخورید دوباره تا غروب این دهان دارد می جنبد همین جوری می جنبد کیک خورده شیرینی خورد. ساندیس خورده، خرما خورده همین جوری کالری گرفته دوباره سر شام سفره می اندازند شام می خواهد بخورد. ببینید این اصلا نمیتواند از غذا لذت ببرد. این غذا فقط میشود درد، مرض، کوفت، پیری زودرس، کسالت، تنبلی، بی حوصلگی، قساوت قلب، اسراف و خشم خدا، بابا من سر سفره بنشینم باید گرسنه ام باشد باید بدنم نیاز داشته باشد به این کالری نیست. برای همین هم مصرف مردم ایران به اندازه یک قاره می خورند. بیشتر از یک میلیارد نفر مصرف غذا دارند. همین یکسره این دهان دارد می جنبد. یکبار شما بروید یک دکتر، وزن و قدرت را بگیرد یک فرمول می دهد می گوید آقا شما دو هزار تا، هزار و پانصد تا، سه هزار کالری بست است. این هم فهرست کالری مواد، شما قشنگ متوجه می شوید در روز چقدر باید بخورید. اصلا باید نهار بخوری یا نخوری، شام بخوری یا نخوری. همه حساب کتاب دارد. من می خواهم یک سیب بخورم دوست دارم بخورم اگر دوست داری خدا می گوید هر وقت به لذت و دوست داشتن افتادید بخورید این خیلی خوب است الان می چسبد من یک سیب بخورم بدنم جذب دارد. بخور نوش جانت، بسم الله الرحمن الرحیم این یک عبادت است. اصلا هم غفلت نیست. اصلا هم خدا غصب نمی کند که تو اسراف می کنی. ولی می گوید تو کالری غذایت را حساب بکن یک محاسبه ای بکن که زیادی نباشد. پس من باز دارم با وسواس و با یک شیب ملایم دارم می آیم به سمت این بحث که یک موقع بعضی ها افراط نکنند تو این مسئله. ببینید. «الهو یسخط الرحمن» سرگرمی هم این طوری است من یک موقع است الان آنقدر کارهای جدی و قشنگ کردم. کارهای مهم کردم، عبادت کردم، وقت گذاشتم مثلاً امشب که احیاء داریم إنشاءالله احیاء داشتم تا صبح جمعه ای را می گیرم می خوابم تا ساعت ده، بعد خسته بودم اندازه کافی آسمان هم رفتم حمدالله الان بزنم بروم پارک جایی بروم لذت ببرم. این خیلی خوب است باز مقیاسش را هفته قبل توضیح دادم. سرگرمی وقتی که من کارهای خوب، ارزشمند جدی کردم واقعاً یک عبادت است. لذت حلال وقتی که من کارهای جدی کردم برای حرکت به سمت آسمان برای پیوند با خانواده آسمانی ام برای کارهای مهم دنیایی ام، واجبات دنیایی ام، کارهای جدی کردم. سرگرمی یک عبادت است. این بحثی که داریم می گویم سرگرمی، سرگرمی که انسان را از حرکت به سمت آخرت چی کار میکند؟ باز می دارد انسان را از اصل خودش ریشه خودش، هدف خلقت خودش، انسان را از خانواده آسمانی خودش غافل میکند. از شب اول قبر از مردن، از وفات، از قیامت، از پنجاه تا سوال قیامت این سرگرمی به درد نمی خورد. این خطرناک است بعضی ها این کاره می شوند یعنی سرگرمی باز می شوند. بازی باز می شوند. همان طور که قبلاً خدمتتان عرض کردم. ببینید «اللهو یسخط الرحمن» سرگرمی بیهوده چی کار می کند باعث غضب خدای مهربان می شود. ببین نگفت «یسخط الله» خدا را غضبناک می کند. می گوید کی را غضبناک می کند؟ رحمن را غضبناک می کند یعنی چی؟ یعنی یک کار بیهوده ای است که مضرر است برای ما. مهربان ترین شخص که خدا است غضبناک می شود. مادر را دیدید، پدر را دیدید. اگر به مادر یک موقعی بگویند بچه اش را خیلی دوست دارد ولی بچه بگوید من مدرسه دوست ندارم بروم. اصلا مادر دیگر نمی تواند مهربان باشد. پدر اصلا مهربان باشد. من دانشگاه نمی خواهم بروم من کار واجبم را نمی خواهم انجام بدهم. می بینید اصلا شوهی بردار نیست این قضیه بچه دوست داشتنی، شنگول، ملوس، هفت سالش هشت سالش می گوید من مدرسه نمی خواهم بروم. اصلا دیگر مادر نمی تواند دوستش داشته باشد. چون می داند که ولگردی این بچه، وقت تلف کردن این بچه، می خواهم بازی کنم، می خواهم کامپیوتر نگاه کنم. مادر می فهمد که این کار یعنی چی؟ یعنی دشمنی با بچه، موافقت با این یعنی دشمنی با بچه، اصلاً کوتاه نمی آید آنجا، پدر اصلا کوتاه نمی آید. اولیاء مدرسه موتاه نمی آیند اصلاً. اگر یک چیزی مزاحم خلقت انسان، هدف خلقت انسان، مزاحم رشد کودک عزیز روان ما بشود خوراک فطری و بخش انسانی را تعطیل بکند خطرناک ترین حالت را داری برای ما. رفیق می خواهد باشد. عزیزترین کس من باشد. دشمن من است. خواندیم هفته قبل. پس باید دقت بکنیم حرکت های خائنانه انجام ندهیم یعنی اگر من می خواهم تفریح بکنم، تفریحم خیانت به بخش انسانی ام نباشد چون خدا غضبناک می شود. حالا خدا غضبناک بشود چه اتفاقی می افتد؟ آدم در زندگیش خیر نمیبیند. کار اقتصادی می کند شکست می خورد، ازدواج می کند شکست می خورد. درس می خواهد بخواند شکست می خورد. چون تو غضب خدا انسان این کار را می کند. مهمانی می خواهی بروی ببین اگر خدا غضبناک می شود نرو چون خیر نمی بینی می روی انواع بیماری ها می ریزد رویت بعداً. من حالا بعداً در بخش اسماءالله توضیح می دهم ما سه نوع گرفتاری داریم، گرفتاری های جسمی، گرفتاری روانی و اخلاقی. مثلاً فرض بفرمایید من عصبی هستم بددهن هستم مس شود یک جور مشکل را حل کرد ولی ما یک سری گرفتاری ها داریم یک سلسله گرفتاری داریم که اینها را تو مطب نمی شود حلش کرد. تو مطلب هیچ پزشکی تو مطب هیچ روان پزشکی هم نمی شود حل کرد چون نه برایش پزشک به اندازه کافی تربیت شده نه آزمایشگاه داریم نه دار. یکی از آنها جن زدگی است. شیطان زدگی است. جن زدگی و شیطان زدگی را شما کجا می خواهید حلش کنید؟ قرآن می فرماید: «و من یعش ان ذکر الرحمن نقیض له الشیطان فهو له قرین» کسی که یاد خدا را جذب نمی کند مثل کسی که غذا نخورد. کسی که غذا نخورد چه اتفاقی برایش می افتد؟ الان غذا نخورد، شام نخورد، صبحانه نخورد، ناهار نخورد، چه اتفاقی می افتد؟ سیستم معصوم است کاملا می ریزد به هم. جذب نکرده دیگر. روح وقتی بخش اصلی غذایش را جذب نکند قرآن می گوید شیاطین می ریزند سرش، انواع بیماریها، وسوسه ها، غصه ها، دلهره ها، خیال های خطرناک خواب های وحشتناک شما برو اگر توانستی دکتر حلش بکند برایت. دکتر چی کار می کند؟ می روی روان پزشک می گویی دکتر من شب ها خواب های آشفته می بینم، اضطراب دارم، دل شوره دارم، بی قراری دارم، ترس دارم، از همه چیز می ترسم. قرص می دهد بهت می گوید برو بگیر بخواب. کار دیگر نمی توانم بکنم برایت. این اصلاً پزشکش تو دانشگاه تربیت نشده. خدا دارد از نظام خلقتش خبر می دهد. می گوید یک سلسله از بیمارهای شما دردسرهای تو زندگی شما، دعواهایی که دارید با هم می کنید. یک دفعه می بینی شوهر وحشی شد. زن وحشی شد، این نامزدی که دوستش داشتم، شوهری که دوستش داشتم، پسری که دوستش داشتم چرا یک دفعه این طوری شد؟ جن زده شده انگار. آره جن زده شده. این چرا یک دفعه بیعاطفه شد. چرا بداخلاق شد. چرا اینقدر درندگی می کند؟ خب آقا این غذا نخورده، ریخته به هم. خدا دارد از غیبش به ما خبر می دهد می گوید آن طرفه پرده یک چیزهایی هست که شما نمی بینید شان، اثر می گذارد. الان شما می روید دکتر، دکتر هی بررسی می کند می گوید این یک مریضی گرفته داردمی میرد. من نمی توانم. من اصلاً ویروسش را پیدا نمی کنم. فقط می دانم یک چیزی است مثلاً مثل ایذر دارد می کشد، سرطان دارد می کشد ولی نمی دانم. بعدها می گردند ویروسش را با دقت پیدا می کنند و می گویند این بود. این کار این یک ویروس بود که این همه آدم ها داشتند تکه تکه می شدند می مردند. ده میلیون، بیست میلیون، سی میلیون آدم مردند. کار همین یک ویروس به این فسقلی بوده. آره همین یک فسقلی صد میلیون آدم را کرد تو برزخ. خدا می گوید خیلی چیزهای دیگر هست که شما نمی بینیدشان. ما می بینیم. پس وقتی دارم می گویم بهداشت را رعایت بکنید. رعایت بکنید. خیلی ویروسهاست که شما نمی بینید. من خدا دارم بهتان می گویم مثل آدم زندگی بکنید. درست زندگی بکنید. درست زندگی نکنید می زنند سرت شیطان ها. از صبح پا میشوی میبینی افسردهای، پژمرده ای، داغون هستی، افکار منفی دری، شب میخواهی بخوابی میبینی خوابت نمی برد. می خوابی می بینی در خواب آرامش نداری. پا می شوی می بینی انگار مثل کوه مشکلات ریخته سرت له می شوی، خب برای ن جشن عروسی برای چی رفتی؟ تو آن جشن تولد برای چی رفتی؟ لقمه ای آن آقا را برای چی رفتی خوردی می دانستی صد درصد حرام است. برای چی رفتی لقمه اش را خوردی؟ بله اثر دارد. قرآن دارد از یک سلسله موجودات خبر می دهد مه ما نمی بینیمشان و آنها می بینند و به ما حمله می کنند. «من شر وسواس الخناس، الذی یووسوس فی صدور الناس، من الجنه و الناس» ناس ها جدا، جن ها را چی کار کنیم؟ مثل میکروی که نمی بینیمش، ویروس ها را نمی بینیم. می گوید سرماخوردگی هست می رفتم قرص سرماخوردگی حل نشد. هی آنتی بیوتیک خوردم حل نشد. هی قرص قوی تر خوردم حل نشد. بعد می گوید دکتر، دکتر می گوید بابا جمع کن اصلا اینها نیست. یک ویروس جدی هست آمده الان دو ماه طول می کشد سرماخوردگی. ویروس جدید هست. می زند آدم را داغون می کند. از اول مواظب باش خیلی ویروس اطراف ما هست. اگر بزند سه ماه، چهار ماه، شش ماه، یک سال، دو سال ، پنج سال می اندازدت. شوهر از دست رفت. زن از دست رفت. بچه از دست رفت. پس ببینید ما باید تو انتخاب هایمان، ارتباطاتمان، رفتار و کنترل فکریهامان خیلی دقت بکنیم. این طوری نیست که عالم بی حساب کتاب بباشد. من هر چی را خواستم می خورم بدنم هم سالم باشد. اصلاً. این طوری نیست بدن یک سیستم معصوم است شما هر چی بهش بدهی عکس العمل نشان نمی دهد. خوب یا بد. کاملا معصوم است. معصوم، دقیق، ریز، حساس، همه چیزش، میکروبش، میکروبش از آن ریز توش را هم حساب می شود. لذا شما نگاه کن الان دکتر دارو می دهد می گوید اینقدر نمی گوید یک گرم دارو می گوید میلی گرم، میلی گرم یعن یچی؟ یعنی هزارم گرم، شصت میلی گرم، اینقدر بدن حساس است اینقدر دقت دارد. شصت میلی، پنجاه میلی، ده میلیل گرم یعنی ده هزار گرم. اینقدر حساس است. روح چی؟ روح آنقدر حساس است که می گوید اگر کلام خدا را بی موقع بهش بدهی منفجر می شود روح. ندهی بهش الان نماز نخوانی، الان ذکر نگویی، الان قرآن نخوانی، وقتی کلام خدا به آن قشنگی میتواند روح را نابود بکند، دیگر تو برو ببین موسیقی حرام چی کار می کند. شعر بیهوده، فیلم بیهوده، تصویر بیهوده، عکس بیهوده، طرف اصلا حواسش نیست می بینی راحت می نشیند پای اینترنت، ماهواره، عجب آدمی است این هر کانال آمد می نشیند نگاه می کند. بنشین نگاه کن بعد ببین تو رختخواب چه بلایی سرت می آورد. ببین فردا تو زندگی چی کارت می کند با خودت، با همسرت با بچه ات چی کار می کند. امواج منفی تو خانه است اصلا پخش است بگو نگاه نمی کنم تو خانه پخش می شود یا نمی شود؟ خیلی کارها می آورد تو خانه حالا إنشاءالله من گفتم فیلم را بیاورند تو همین جلسه شما ببینید وقتی که مثلا برای یک مولکول آب انواع موسیقی ها چه تأثیری دارد نگاهش کنید ببینید چه طوری می شود. هر یک موزیکی هر یک موسیقی روی مولکول آب یک اثر خاص می گذارد رو نفس. چی کار می کند؟ خیلی اثر دارد. شما یک عطر بزن حالت خوب است یک عطر بزن کسل می شوی همین جوری که نیست رفتی خانه هر کسی چند شیشه عطر برداری بزنی به خودت که نمی شود که تا زدی یک دفعه می بینی که اصلا روحیه ات یک چیز دیگری شد. سه ساعت ذهنت درگیر است. سه ساعت با این عطری که زدی ذهنت درگیر است. نزن. یک عطر هم وقتی می گیری جلوی بینی ات می بینی به به رفتی رسیدی. همین با بو. با بو می رساند به خانواده آسمانی. همین یک بو می کشاندت پیش خانواده آسمانی پرواز می کنی. یک رنگ، یک رنگ را شما می بینید استفاده می کنید، می برد تا جهنم. یک رنگ را استفاده می کنی می برد تا بهشت. یک موسیقی ، یک موزیک، یک شعر همین طور است. یک کلام همین طور است. بابا خدا قطره خلق نکرده، جهان را خدا می فرماید: «قد جعل الله لکل شئی قدراً» خدا همه چیز را ریاضی خلق کرده. وقتی شما الان عدد و ارقام هایی داری که زدی الان به نانو تکنولوژی برو، برو پایین، اینقدر از این هزارم برو پایین تر که نگو. خدا می گوید دانه به دانه اش را من خلق کردم، طراحی کردم. شما باور نمی کنید الان هست. آقا بیا تو پزشکی روح، تو طب روحانی، غوغایی است ولی کار نکردیم ما الان تو کشور چند مرکز داریم این کار را بکند؟ چند تااستاد داریم برایش. چند تا استاد داریم که وقتی من بروم پیش شان بگویم این جوری هستم می تواند من را به سر حال بیاورد. بتواند من را سر خط بکند؟ بتوانم تمام آن تبعات و آثار را بتواند از من بکشد بیرون؟ بتواند به من قدرت بدهد، من شنگول شوم بتوانم نماز بخوانم. وقتی من حال خدا را ندارم، این سرطان بدتر است من وقتی حال خانواده آسمانی ام را ندارم از هر مریضی بدتر است تو زندگی من. من وقتی سحر ندارم من وقتی از آسمان خوشم نمی آید من وقتی حوصله خدا را ندارم، این سرطان از بدتر است. من وقتی حال خانواده آسمانی ام را ندارم از هر مرضی بدتر است تو زندگی من. من وقتی سحر ندارم من وقتی شب جمعه ندارم من وقتی حوصله احیا ندارم من وقتی از قرآن خوشم نمی آید من وقتی از آسمان خوشم نمی آید. من وقتی از پدر و مادرم خوشم نمی آید این معلوم است مریضی روانی دارم من دیگر. حالا یک کسی از پدر مادرش خوشش نیاید معلوم است روانش ریخته به هم. این می بینی اصلا حوصله فاطمه زهرا را ندارد. حوصله امام حسین را ندارد، حوصله خدا را ندارد، حوصله بهشت را ندارد، حتی از بهشت هم متنفر است اگر یک کسی از بهشت متنفر باشد باید بهش چه بگویند. خب معلوم است دچار فسق است قرآن چی می گوید این همه من دارم این سوره را برایتان می خوانم سوره توبه آیه 24. می گوید وقتی شما کمال مطلق را می گذارید کنار عاشق کمال محدود می شوید فاسقید. فاسق یعنی چی؟ یعنی انحراف طبیعی یعنی مزاجتان تغییر کرده ریخته به هم. من دیگر از خدا خوشم نمی آید می خواهم باهاش حرف بزنم ولی حوصله اش را ندارم می خواهم الان بیست ساله می خواهم نماز بخوانم می بینم بیست سال نتوانستم نماز بخوانم. ببین چه ویروس هایی تو تو هست که تو نمی توانی با خدا حرف بزنی. ما چقدر ویروس جمع کردیم که شب می خواهیم سه رکعت نماز مغرب بخوانیم یا چهاررکعت نماز عشاء بخوانیم. اصلاً یک متر هم نمی رویم بالا. بعد می گوییم ما خیلی هم حالمان خوب است. آره تو دیوانه ها همه این طوریند. دیوانه ها وقتی به هم می رسند می گویند ما حالمان خوب است. من وقتی سرطان داشتم تو بیمارستان که بودم، چند نفر که با ما سرطان داشتند صبح به صبح به هم می گفتیم خب حالت چه طور است، خوبی؟ آره من خوبم. الحمدلله. خوبم الحمدلله. تو چی به نسبت چی حالمان خوب است؟ ما همه مان سرطانی بودیم. شش تا سرطانی بودیم. تو یک اتاق، به همه مان هم گفتند حالتان خوب نیست. نشستیم آنجا شش تا سرطان خونی داشتند آنجا. حالت چه طور است؟ خوبم. الحمدلله. تو خوبی؟ آره من هم خوبم. ولی خوبم من با خوبم یک آدم سالم خیلی فرق می کند. خوبم یعنی من الان سرطان دارم تو نوبت قبرستان هستم. بروم، نروم، معلوم نیست. شاید بروم، شاید نروم، خوبم چی است. ما خیلی از خودمان راضی هستیم. آره من شنگولم. خوبم. ببین شنگولی خوبی چی است. خدا می گوید من صد تا مهمانی بهشتی راه انداختم، دعوت کردم، کارت دعوت برایت فرستادم، عرضه نداشتی بیایی. برگرد ببین این یک هفته ی گذشته شب ها را نگاه کن. چند شب فرشته ها را فرستادم بیایند بیدارت کنند بیایی پیش من. پا شدی بیایی پیش من؟ اگر بیدارش کنند بگویند مسابقه دو تا تیم خارجی شروع شده سه متر می پرد بالا. اصلا خوابش نمی برد که بخواهند از خواب بیدارش کنند. بگویند فلان جا مجلس است، فلان جا مهمانی است، فلان جا فلان کس می خواهد بیاید اصلاً خوابش نمی برد. ولی خدا فرشته هایش را می فرستد سراغ من شب ها. خدا رحمت کند یک آقایی بود می گفت که موقع که فرشته ها شب می آیند سراغ من می گویند جناب فلانی بلند شوید. بعد می گفت یک موقعی جنابش را می اندازند می گویند آقای فلانی پا شو. بعد می گفت بعضی شب ها من می فهمم که کجا خراب کردم بعضی شب ها نمی گویند آقای فلانی پا شود می گویند حسن پا شو. من می فهمم خیلی گند زدم آن شب. ولی دم خدا گرم حسن هم صدا می کند. یعنی جناب آقای فلانی را صدا می کند آقای فلانی هم صدا می کند، حسن هم صدا میکند. می گفت یک موقع هایی دیگر حسن هم صدا نمی کند. پا شو. باز هم دم خدا گرم من خراب کاری کردم ولی می بینم شب بیدارم می کند. هنوز هم می آیند سراغم. ردم نکردند ولی دیگر یک ذره تند می گویند پا شو، یک موقعیت هایی هم اصلاً نمی آیند صدایم کنند. خب آدم با خودش یک کارهایی می کند که این طوری می شود. فکر بکنیم ببینیم چی کار کردیم. مشنگ بازی کنی با چهارتا مشنگی مثل خودت، مهمانی و جلسه و این پارک و آن پارک و این جلسه و آن جلسه و این مهمانی و آن مهمانی و این ور و آن ور بعد هم پا شویی بیایی سالم بگویی هیچ اتفاقی نیفتاده. ما مثل سرطانی هایی هستیم که می گوییم حالمان خوب است. نه تو نمی فهمی سرطان را گرفتی تو همان عروسی، تو همان جشن تولد، تو همان مهمانی، با ازدواج با فلان کس که اصلا هیچ سنخیت با تو نداشت. با یک نفر سفر خارجی، با فلان رشته ای که انتخاب کردی رفتی دانشگاه با فلان دانشگاهی که رفتی. همین تیک می زنی کدام دانشگاه متوجه نمی شوی که چه بلایی داری سر خودت می آوری. یک موقع دقت کن عزیزم وقتی می خواهی تیک بزنی حواست باشد. ما هم حواس مان نیست. طرف رفته از این ایسک بیژن خریده، یک ایسک بیژن خرید مثلا بتواند کانال های ماهواره را بگیرد بعد طرف می آید خب برایتان کدام کانال را بزنم. فکر می کند رفته رستوران می گوید آره برایم یک دانه بی بی سی بزن، یک دانه آمریکا را بزن، یک دانه عربی بزن، یک دانه این را بزن، یک دانه آن را بزن. می گوید این خوب است آره اینقدر پارتی ها قشنگ دارد شعرهای قشنگی دارد این را هم بزن خوشم می آید. خانمش هم از آن طرف بگوید آن دو تا را هم برای ما بزن. پسرش هم می گوید این سه تا را برای من بزن. باشد. همه الحمدلله به صلح رسیدیم. می زنند حالا بچه کوچک می نشیند پای این ماهواره نگاه می کند ببینید چی در می آید. آقا بچه به این پاکی، معصوم می نشیند سه سال بعد از این بچه معصوم همان نیم من بوق بن پشم پانزده درمی آید. اصلاً یک چیز دیگر شد این بچه. این دختر یک چیز دیگری شد. این پسر یک چیز دیگری شد. ما خیلی کیلیویی با روح برخورد می کنیم. روحی که ذکر خدا گاهی وقت ها برایش ضرر دارد. اینقدر حساس است. الان خانمها رو نفس شان حساس می شوند. خدا می گوید نه تو این ساعت ها نماز نخوان، ذکر نگو، این کار را نکن. آن کار را نکن. آقایا ن همین طور. می گوید الان نه، همین فقط واجباتتان، همین دو رکعت صبح، چهار رکعت ظهر، چهار رکعت عصر، سه رکعت مغرب، چهار رکعت عشاء بس است ولی خوب است می گوید نه پا شو شب بزن به. خدا رحمت کند من یک موقعیت هایی می بینیم اینها چه عیاشی هایی کردند. گاهی وقت ها اینقدر حسرت می خورم ایتقدر غصه می خورم. می آمد می رفت حرام امام رضا می گفته امشب، شب قنوت است. وای، مد می رفت حرام امام رضا می گفته امشب، شب قنوت است. وای، وای بایستی جلوی خدا قنوت بگیری، امشب امشب شب سجده است. شب رکوع است. خوش به حالشان اصلا ما این مزه ها را نچشیدیم، اصلاً نمی دانیم یعنی چه؟ الله یعنی چه؟ همین طوری مریضی، مریضی، مریضی، شیب را می خواهیم یک ذره تندتر بکنیم دقت بکنید. تفریح، سرگرمی اگر بیجا انتخاب بشود رفیق های بد، دوست ها، مهمانی ها، سفر خارج از کشور، طرف یک جوری می رود یک جور دیگر درمی آید. اگر حواسش نباشد وقتی دارد می رود با خودش چه تجهیزاتی ببرد. می گویند الان می خواهی بروی خارج از کشور مثلا می خواهی بروی افغانستان می خواهی بروی اردبیل، اردبیل هوا سرد است غیر از تهران است. باید لباس گرم ببری نبری یعنی مریض های سخت. روح هم همین طور است. می خواهی از این خانه بروی تو آن خانه. از این کشور می خواهی بروی تو یک کشور دیگر. آنجا بروی یک میلیون ویروس اضافه دارد. یک میلیارد ویروس اضافه تر دارد می دانی یعنی چی؟ بعنی اگر آماده نباشی همین طوری بروی وسط. همین طور ویروس ها، فکر نکن سالم می روی. آره بچه ام برود خارج درس بخواند، لیسانس را بگیرد برگردد. دکترا بگیرد برگردد برود فلان رشته آقا شما یک موقع از شهر تهران خارج بشویی دیگر خودت نیستی. گور پدر این لیسانس بخور توی سرت چی هست می خواهی بروی بگیری فردا یک آدم بشوی. مرده شور این دکترا را ببرند. مرده شور این مدرک تحصیلی را ببرند. چی می خواهد دربیاید ازش؟ اگر می خواهی بچه ات را بفرستی یک جایی که ویروس زیاد است اول این ویروس یا بی اش را بهش یاد بده. مثل یک کامپیوتر است شما این سی دی را می خواهی بگذاری توش. اول یک گارد بگذارد یک ویروس کش بگذار. اگر نه این سی دی را بگذاری تو دستگاه، دستگاه مرخصی است. تمام است. ما این را می فهمیم راجع به کامپیوتر می فهمیم هزینه را هم می کنیم این را می فهمیم که کامپیوتر باید مثلا ویروسش را برطرف بکنیم. ولی راجع خودمان می گوید برویم سفر. خب آقا می خواهی بروی سفر بچه ات را می خواهی ببری زنت را می خواهی ببری. تنها می خواهی بروی. با خانوادنگی می خواهی بروی. اول ویروس کشی کنید بعد بروید آنجا پر از ویروس است. این پایش را بگذارد آنجا برگردد یک آدم دیگر است. بچه ام فقط برود لیسانس بگیرد بیاید هر جهنمی رفت، رفت. بله دخترت یک آدم حسابی بوده رفته لیسانس گرفت آمده الان نصف کمالاتی هم که داشته از دست داده. پسرت رفته زبان خوانده رفته کامپیوتر خوانده، رفته فلان رشته را فلان جا خوانده ولی از وقتی برگشته چیزی ازش نمانده. هر انتخابی، هر ارتباطی، هر رفتاری، باید ویروس کشی اش را از قبل بکنی. بروم، نروم، تازه مسئله مگر فقط اینجا تمام می شود. قرآن می گوید گاهی وقت ها شما می روید حرم، آلوده اید برمی گردید. اگر الان ظرفیت نداری بروی حرام آنجا پر از ویروس است حرک هم ویروس دارد. یک زمانی برو تو حرم که با ویروس برنگردی. یک زمانی پا شو نماز شب بخوان که آلوده ات نکند نماز شب می خوانی می شوی کوفت، می شوی زهرمار، میشوی گرگ می افتد به جان مردم. سعدی چه قدر قشنگ می گوید می گوید در نوجوانی شبی با پدرم جایی بودیم بعد پدرم به نماز ایستاده من هم پا شدم به نماز ایستادم بعد یک دفعه همچین غرور من را گرفت. گفتم ببین مردم چگونه خفته اند گویی که مرده اند. پدرم گفت تو نیز بخسبی. تو هم بخواب بهتر از این است که بروی تو پوست مردم. با مردم با مردم چی کار کردی، فضولی مردم را می کنی. به تو چه که کسی نماز نمی خواند. به تو چه که کسی نماز شب نمی خواند. به تو چه که کسی روزه مستحبی نمی گیرد. دیدید بعضی ها یک روز مستحبی می گیرند از همه طلب دارند. انتظار دارند تو خانه هیچ کس هیچی نخورد. اگر روزه مستحبی گرفتی، عشقت این بود که همه بخورند کیف کنند، جلویشان هم بودی، دیدی سفره انداختند لذت بردند تو هم ککت هم تگزید سالمی است. چهار روز روزه مستحبی می گیری می شوی وحشی به تمام معنا با هم کس کار دارد همه را گناهکار می داند همه را آلوده می داند. بابا خودت تا دیروز چه طوری بودی یک نماز شب می خواند، یک جبهه می روی چهار روز می رود حوزه علمیه درس می خواند یک لباس طلبگی می پوشد چهار روز کلاس می رود پیش یک استادی، آقا یک دفعه می بینی همان گناهکار خیلی بهتر بود او زودتر به بهشت می رسد. گاهی وقت ها نماز شب آدم را وحشی می کند. گاهی وقت ها کلاس آدم را وحشی می کند گاهی وقت ها بهترین استادها از آدم یک دیو می سازند. قرآن مگر نمی گوید این همه پیش پیغمبر بودند همه دیو شدند. چرا پیغمبر دیو می کرد؟ نه. این آقا ویروس دارد می رود آنجا. شما بهترین غذا را وقتی معده آلوده است بخوری چه اتفاقی می افتد؟ لذا اگر می خواهی ریا کاری بکنی، منت سر خدا بگذاری سر دیگران می خواهی منت بگذاری پزش را می خواهی به دیگران بدهی. اصلا نخوان. نرو. برو همان دانگشاه می رود حوزه علمیه می بینی آدم وحشتناک ازش درآمد ولی اگر این دانشگاه درس می خواند یک فرشته بود. همان فرشته بمان اصلا تو نیا حوزه علمیه بشوی دی. پس همه خطرناک است آقا. ویروس همه جا هست. هنر یک انسان همین است که هر جایی که ویروس هست بتواند سالم رد بشوند. فکر نکنی فقط تو عروسی ها ویروس هست. نه تو مسجد هم هست شب تو دعای کمیل هم ویروس دارد تو حرم، تو مکه، کربلا، مدینه ویروس هست. تسبیح ویروس دارد خیلی ظرفیت نداری دستت نگیرد. عبا ویروس دارد. ظرفیت نداری نینداز دوشت. انگشتر عقیق ویروس دارد ظرفیت داری بینداز دستت کیفش هم بکن. لذتش هم ببر ظرفیت نداری نینداز. حمله ی سمت راست ویروس های مثبت است یعنی ویروس هایی که کمالات یک شخص است که شیطان از طریق کمالات یک شخص یک شخص را می برد جهنم. از طریق تقوا، عبادت، کارهای خیرش، خدماتش کمک هایش به مردم، علمش، استاد بودنش، سید بودنش، مجتهد بودنش، رئیس جمهور بودنش، وزیر بودنش، زندان رفتنش، بسیجی بودنش، جبهه رفتنش، خانواده شهید بودنش، آزاده بودنش، کمالات کمالات دیگر، هر چی دکتر بودنش، مهندس بودنش، سوادش. بیشتر کسانی که می روند جهنم از نقاط قوت شان می روند جهنم نه از نقاط ضعف، گناهکارهایی که با گناه می روند جهنم. جهنم هایشان کوتاه مدت است. لذا اگر می خواهی گناه نکنی گناه جهنم دارد حضرت می فرماید یک گناه صد سال آدم را تو جهنم نگه می دارد. برو انجام بده هر چی است گناه های ظاهری، گناه باطنی، گناهان باطنی فرمود بعضیهایشان چند قرن آخرتی انسان را در جهنم نگه می دارد. یک حسادت، یک بداخلاقی، زودرنجی، حساسیت گرفتار می کند آدم را . گناه خیلی خطرناک است. سر جای خودش اما کسانی که از مثبت های خودشان می روند آنها خیلی بدترند. بنابراین باید خیلی دقت بکنیم ویروس همه جا هست باید ویروس ها را بشناسیم. نمی گوید عبادت نکن نمی گوید عبادت نکنی رشد نمی کنی انسانی نمی شوی مثل یک حیوان محشور می شود انسان روز قیامت نمی گوید عبادت نکن، نماز شب نخوان اینها لازم است باید هم انجام شود ولی می گوید مثل آدم بخوان. اول ویروس هایش رابکش بعد برو نماز شب بخوان. یک شب ظرفیت داری همین یک شب را ولی خوب، سالم انجامش بده نگه دار هی منت نگذار. اما اگر نمی توانی نگه اش داری یک کار خیر می کند سی دفعه منت می گذارد چهل جا هم تعریفش می کند این اصلا به درد نمی خورد. دو زار می خواهد خرج کند برای دین خدا، یک تومان رسید می گیرد ده جا می گوید چقدر هم منت می گذارد. پس ما کارمان این است که حواس مان باشد لهو و لعب خطرناک است. سرگرمی لازم است تفریح لازم است اما بهداشتی. «اللهو یسخط الرحمن» خدای مهربان می گوید من تو را برای چی آفریده ام. تو وظیفه ات این نیست که وقت تلف کنی عمر تلف کنی. هی از این مهمانی به آن مهمانی از این مسافرت به آن مسافرت از این کشور به آن کشور از این جلسه به آن جلسه. بشین زندگیت را بکن. بشین خودت را بساز. آماده کن. تو چند روز دیگر می میری. چند روز دیگر وارد برزخ می شوی. چند روز دیگر آنجا محاسبات داری، یک قیامت پنجاه هزار ساله داری، بیکار که نیستیم ما. دیگر چی کار می کند؟ «و یرض الشیطان» شیطان را از آدم راضی می کند می شوی عبد شیطان شیطان خوشش می آِد که تو اینقدر وقتت تلف می کنی. اینقدر عمر تلف کنی. دیگر چی؟ یک کار بدی هم می کند این سومی خیلی غصه دارد. من که وقتی یادم می افتد خیلی غصه می خورم. دیدید یک نفر وقتی یک نفر را دوست دارد به او پیام کوتاه می دهد بعد می گوید پیام من را خواندی می گوید نه آقا وقت نکردم پیامت را بخوانم. بابا او با چه دل خوشی پیام داده که تو بخوانی یک حالی بکنی. یک قشنگی تو رابطه تان ایجاد شود. نه اصلا یادم رفت. نامه برایت نوشتم رسید به دستت. می گویید نه نرسید نامه. می گوید نرسید نامه؟ می گوید نمی دانم شاید رسیده شاید نرسیده آهان آره یادم افتاد نامه ات رسید. خواندی؟ نه بابا وقت نکردم. ببین چقدر تو ذوق طرف می خورد. سومی کاری که سرگرمی ها با آدم می کند می فرماید: «وینس للقرآن» باعث می شود دیگر آدم طرف قرآن نرود. اکثر شما از من برنامه گرفتید تو برنامه تان هم نوشتم پنجاه آیه در روز تو خودتان مراجعه کنید. ببینید که مرتب می خوانیم پنجاه آیه را ما با خودمان یک کارهایی می کنیم که دیگر حوصله قرآن را نداریم. اصلاً میل مان نمی گیرد. می فهمم که باید چایی بخورم. چایی یادم می آید چایی باید بخورم، قهوه باید بخورم، میوه باید بخورم، نمک باید بخورم، الان مثلا کرم باید بزنم بدنم کم آورده، کرم باید بزنم، پوستم الان لازم دارد کرم بزنم، اینها یادم می آید. الان می فهمم که باید بروم حمام. الان می فهمم که باید ناخنم را بگیرم. الان می فهمم که امروز باید لباسم را عوض کنم. این پیراهن به دردم نمی خورد. باید پیراهن دیگری تنم کنم. می فهمم شالم تناسب ندارد، روسریم تناسب ندارد، چفیه ام تناسب ندارد. عینکم باید عوض بشود، جورابم را باید عوض بکنم، واکسم را باید عوض بکنم رنگ کفشم را باید عوض بکنم. این را می فهمم غذایم تکراری شده باید غذا تازه بخورم. باید گوشت بخورم باید کباب بخورم باید سالاد بخورم. این را خوب می فهمم ولی اصلا یادم نمی آید مثلا آرم نداده، علامت نداده، قرآن نخواندی امروزی ها، با خدا حرف نزدی نامه اش را نخواندی. نامه فرستاده برایت. چقدر خدا عاشقانه در قرآن می گوید من نامه فرستاده ام برایت یک نامه ی عاشقانه برایت فرستادم. ببینم چی نوشته. تو روز هم حوصله نمی کنم صدای خدا را بشنوم پس ببین چی کار کردی با خودت. هی نگویید من کاری نکردم من نه با ناموس مردم کاری داشتم نه دزدی کردم نه مال مردم را خوردم خیلی آدم مثبتی هستم. عزیزم کمترین گناه ها ناموس مردم و دزدی و مال مردم خوری و اینها کمترین گناهان است. گناهان بزرگی نیست که شما فکر می کنید بزرگ است. هیزی بزرگ است. جزا دارد با ناموس مردم جزا دارد مال مردم خوردن جزا دارد. اما گناه اینها نیست. اینها که یک کارهای دیگر است آدم انجام می دهد. ظاهرش خیلی اتو کشیده و خوب است ولی می بینی اصلا نه. دو ساعت زبان خوانده، فیزیک خوانده، شیمی خوانده، ریاضی خوانده، تاریخ خوانده، جامعه شناسی خوانده، تلویزیون نگاه کرده مجله خوانده فیلم نگاه کرد سریال نگاه کرده ولی اصلاً الان طرف می گوید امروز چند شنبه اس؟ سریال فلان است. یادم باشد نگاه کنم. تکرارش کی است می نشیند نگاه می کند. چقدر بیکار است. چه طور برای سریال آمار می دهد نفست من باید ببینم جمعه ها من هیچ جا نمی روم. باید فلان سریال را نگاه کنم. اصلا تکان نمی خورم. کی؟ کجا؟ جلسه چی؟ نه بابا آن ساعت. آن ساعت من اصلا باید پای تلویزیون باشم. آن ساعت من قرار دارم آن ساعت من باشگاه دارم. آن ساعت من کلاس موسیقی دارم، کلاس تئاتر دارم، کلاس کامپیوتر دارم، کلاس زبان دارم، دانشگاه دارم. باریک الله. چه آدم منظمی، ولی قرارت با خدا چی؟ خانواده آسمانی، آقا امام زمان، چادر حضرت، نمی خواهی سری بزنی. امشب که نرفتی چادرش، فردا هم که نمی روی چادرش، دو سال دیگر هم که نمی روی پنج سال پیش هم که نرفتی الان هم که تصمیم نداری بروی سجاده، آسمان، قرآن، حرم، نه من اصلا برنامه ای ندارم برای این کار حالا یک موقع یک چیزی شد می رویم با یک کسی همین جوری برای خالی نبودن عریضه یک بزرگی بود ما یک موقعی می خواستیم برویم خدمتشان. زنگ می زدیم منزل ایشان. خانم شان می گفت الان آقا مشغول ذکرند بروید ساعت شش بیایید. باریک الله. من الان خدا تو بغلم هست ول کنم بیایم کجا. ما اصلاً این قیمت ها نداریم متأسفاته قرآن می خواهم بخوانم من اصلا ساعت قرآن ندارم. وای ما چی کار کردیم با خومان. اصلا حوصله خانواده آسمانی مان را حوصله آسمان را نداریم. حوصلیه بهشت را نداریم. حوصله غذای پاک را نداریم. اصلا انگار غذای پاک به ما نمی خورد. چند وقت پیش رفته بودیم مسافرت با یکی از دوستان یک جایی خوش آب و هوا مریض شده بنده خدا بعد گفت من هوای خوب بهم نمی سازد. تهران که می روم این گازوئیل که می رود تو بدنم می دانی این علامت چی اس؟ علامت این است که این بدن می میرد زود نه اینکه اینحا سالم است این با کثافت با آلودگی با سرب دویست درصد با این فقط می تواند این جوری شده دیگر. هوای تازه می خورد بهش مریض می شود. این اصلا می رود تو حرم دلش می گیرد. این اصلا می رود مسجد می خواهد دربرود چون با این هوا نمی تواند زندگی کند تنفس فطری ندارد. این از آدم های حزب الاهی بدش می آید. این اصلا اینها را ببیند انگار یک کسی را دیده اسم نیاوریم. ولی آدم های جهنمی را می بیند لذت می برد. «إن الذین اجرموا کانوا من الذین امنوا یضحکون» مجرمین همیشه حزب الاهی های مؤمن را مسخره می کنند بهشان می خندد. «و إذا مروا بهم یتماغضون» با غصه با مسخرگی با طعن از کنار خزب الاهی ها رد می شوند کنار مسلمانان، کنار خوبان، «و إذا انقلبوا إلی اهلهم انقلبوا فلهی» وقتی با هم تیپ های خودشان هستند خیلی شنگول و شادند اما وقتی که اینها را می بینند انگار وسط جهنم نشسته اند. ما با خودمان خیلی بدرفتاری کردیم ما حوصله اولیاء خدا را نداریم حوصله آسمان، حوصله انبیاء، حوصله شهدا، حوصله صدیقین، حوصله صالحین، حوصله بهشت، حوصله مهمانی های بهشت، حوصله میکده های بهشتی را اصلا نداریم ولی میکده های جهنمی را دوست داریم. پس ببینید خیلی بد است. آدم یک انتخابی تو زندگیش می کند می بینی ده سال نمی تواند قرآن بخواند. وای وای وای یک روشی یک سبک زندگی بحثی که هفته ی گذشته کردم سبکی زندگی اش را یک جوری قرار می دهد که اصلا این سبک دیگر او را به آسمان نمی کشاند. اگر کسی می خواهد برود آسمان باید سبک زندگی اش را اول تنظیم بکند. بچیند سبک زندگی اش را که اصلا به آسمان رفتنش لطمه وارد نشود. من به اینحا که می رسم چون یاد جنایت های خودم می افتم غصه می خورم. «ینس القرآن» آدم را از قرآن غافل می کند. ببین چه کار کردی که پنجاه تا آیه هم تو روز نمی توانی بخوانی. دو تا آیه تفسیر نمی توانی بخوانی ببین چه کار کردی با خودت. یک برنامه ریزی تو سبک زندگی مان باید بکنیم بایدعوض بکنیم یک چیزهایی را ما واقعاً تا یک ذره برگردیم به سلامت إنشاءالله برگردیم به بهشت. إنشاءالله باید این چینش ها را یک جوری عوض بکنیم دیدنی هایمان را کنترل کنیم شنید نی هایمان را کنترل کنیم رفتارهایمان، مهمانی هایمان آدم هایی که با آنها هستیم. نگاه کنید این آخرین روایت را هم برایتان بخوانم. «مجالست اهل اللهو ینس القرآن و یحضر الشیطان» عین همان اتفاقی که تو همان سه تا قبلی ها که گفتیم. آنجا گفت له. اینجا می گوید مجالست اهل لهو، رفیق هایی بد رفیق های عیاش، ریق های گیاف، رفیق های مشنگ، رفیق های غافل با آدم چی کار می کنند؟ ببین ینس القرآن باعث می شود دیگر تو هیچ وقت رفبتی با قرآن نداشته باشی ببین رفیق هایت چقدر باعث می شوند دوست ها، مهمانی ها، چقدر باعث می شوند. اصلا ما حس و حال قرآن را از دست می دهیم. دیگر چی؟ «و یحضز الشیطان» این جور آدم ها شیطان را حاضر می کنند تو جلسه. می کشانند می آوردند تو جلسه سوار توهم می شود تو دل تو هم یک عالمع کثافت می ریزد. یعنی چی؟ یعنی عزیزم اگر طبیبی می خواهی با مریض برخورد کنی، خب طبیبی، طبیب این است که با آدم های مریض با آدم های غافل سرطانی رفتار می کند. چون خودش را قبلاً واکسینه کرده آسیب هم نمی بیند ولی اگر طبیب نیستی رفیق هایت را از یک جایی انتخاب کن تو آلوده ها نرو تو حق نداری همین جوری بروی تو مریضی، رفیق هایت را یک جوری انتخاب کن که وقتی می خواهی با آنها مسافرت بروی با آنها مهمانی بروی، با آنها دوست بشوی، شیطان را نکشند دنبال نفر سوم بیارند آنجا. چون به تو هم آسیب می زند. ببینید این آدم این مهمانی، این دوست وقتی با او هستی اینجا شیطان هسصت یا نیست. می آورد یا نمی آورد اگر می آورد نرو. اگر می آورد قدم برنداز. چون خیلی بلا سر آدم می آید. خیلی آدم آسیب می بیند. بعد می بینی دو ساعت با این بودی ولی احساس می کنی ده ساعت خستگی داری می خوابی تا صبح هم می خوابی صبح پا می شوی. می بینی باز هم حس نداری چون دو ساعت رفتی یک جایی کوبید روحت را. له کرده روحت را. الان به راحتی دیگر نشاط نمی آید سراغت. می بینی صبح نه حس نماز داری نه شب حس داری نه فردایش همین طور. یک هفته بعد می بینی باز همین جور آسیب دیدی. رفیق ها را دقت بکنید. دوست ها را دقت بکنید. مهمانی ها را دقت بکنید. توجه بهشان داشته باشید.
خدایا به حق محمد و آل محمد ما را از رفیق بد، دوست بد، انتخاب های بد، ارتباطات بد، برحذر بدار. خدایا به ما رحم کن که ما این چیزها را انتخاب نکنیم. والحمدلله رب العالمین