ایام با سعادت غدیر است غدیر عید الله اکبر است یعنی بزرگترین عید خداوند برای بندگان تمام آن ثوابهایی که شب عید غدیر روز غدیر ذکر شده که اگر انسان کار خاصی عمل خاصی یا روزه ای را انجام دهد بیشتر از آن هم حتی نصیب کسی می شود که فلسفه غدیر را بداند یعنی بداند خدا چرا بزرگترین عید انسانیت را غدیر قرار داده اگر فلسفه غدیر برای همه انسانها تبیین شود کشف شود روزی که همه بدانند غدیر به چه کار می آید و یعنی چه آن روز، روز سعادت همه زمین و روز ولادت حقیقت انسانی همه انسانهاست فلسفه غدیر یکی از مهمترین فلسفه های غدیر همان اصل اصالت تخصصی هست که دهها و صدها بار برای شما تذکر دادیم انسان در مسیر به سمت آخرت و ابدیت جز با متخصص معصوم امکان ندارد حرکت کند و اگر کسی گمان کند که خداوند او را رها کرده خداوندی که تکلیف اتم ها و الکترون های عالم را مشخص کرده هیچ ذره ای در عالم نیست مگر اینکه تکلیفش مشخص است وظیفه اش مشخص است بلاتکلیف نیست انسانی که گمان کند خدایی که همه عالم را برای او خلق کرده و او را بلاتکلیف رها کرده بدون متخصص معصوم بدون رهبر معصوم آن هم با یک مسیر جاودانه ابدی این معلوم است شناخت دقیقی از حق تعالی ندارد و شناختی از خودش ندارد هر کس که باطن خودش اصل و ریشه خودش ساختار ریاضی وجودی را بشناسد می بیند یک موجود با این عظمت که حس و خیال وهم عقل و فوق عقل و بینهایت طلبی دارد بدون مربی و استاد نمی شود رو زمین رهایش کرد فلسفه نبوت و فلسفه کتابهای آسمانی و فلسفه امامت و عصمت همین هست اگر همه می فهمیدند جز متخصص معصوم کسی لایق آنها نیست و کمتر از متخصص معصوم نباید آنها را دست کاری کند نباید انسان خودش را بازیچه غیر متخصص یعنی به غیر از متخصص دست دهد آن روز روزی هست که تمام حقایق و بخش های عظیم انسانی انسان شکفته می شود آن حقایق انسانی آن روح الهی انسان به بلوغ نرسیده که هیچ کس غیر از متخصص معصوم حق ندارد برای من تعیین تکلیف کند حق ندارد برای من برنامه ریزی کند من یا با سازنده خودم طبق اصل اصالت تخصص و یا با متخصص مجازی که از طرف او نمایندگی دارد فقط کار می کنم چون حرکت به سمت جاودانگی حرکت به سمت ابدیت با مسئولیت به انسان داده شده وقتی انسان بار امانتش بار حرکت به سمت جاودانگی و الهی شدن هست اگر انسان مسئول هست بر خداست که بر انسان مربی و استاد و امامی را برگزیند که اشتباه و خطا در کارش نباشد و خودش الگوی کامل انسانی و انسان کامل باشد خداوند ظلم و جفا کرده بر ما اگر انسان کامل را برای ما تعیین نکند و خداوند خودش هم در قرآن می فرماید: اگر کسی غیر از این مرا بشناسد اصلاً مرا نشناخته (و ما قدروالله حق قدره اذا قالوا ما انزل الله علی بشر من شیی) اصلاً خدا را کسی نشناخته که وقتی بگوید خدا برای من تعیین تکلیف نکرده نه قرآن نه نبی و نه معلم معصومی برای من فرستاده این بزرگترین جفا هست در حق انسان و انسان اساساً خلقت بدون متخصص معصوم معنادار نیست تمام نظام خلقت خدا با متخصص معصوم و امام است که معنادار می شود مثل بیمارستان که جز با پزشک معنا ندارد شما هزاران مریض را در بیمارستان ببرید اما وقتی پزشکی نباشد جز تلفات چیز دیگری نیست مثل دانشگاه که حقیقت و معنا و ارزشش به اساتیدی هست که آنجا درس می دهند نه به دانشجویی که چیزی نمی داند دانشجو می رود که چیزی شود وقتی که هزاران دانشجو را ثبت نام کنیم اما متخصص و استادی نباشد عبس است تمام تشکیلات یک دانشگاه میلیاردها تومان هم که خرج کنیم عبس است.
لذا خداوند وقتی این نظام با عظمت خلقت را راه انداخته اول متخصص معصومش را خلق کرده بعد انسانهای دیگر به زمین آمدند یک اصل مهم در فهم دین و فهم قرآن و مهمترین اصل هم هست مهمترین اصل در قرآن و دین ولایت است یعنی پذیرش رهبری متخصص معصوم و اگر کسی این را نپذیرد اساساً نه خداوند دین را شناخته و نه خودش را شناخته دین جز با متخصص معصوم جز با ولیّ امر جز با ولایت متخصص معصوم معنادار نیست بی صاحب و بی سرپرست است هیچ کاری از دست دین بر نمی آید بدون متخصص معصوم لذا در غدیر وقتی پیامبر اعلام می کند اول از این خداوند می فرماید اعلام کن ( بلّغ ما انزل الیک من ربک) حتماً اعلام کن (فان لم تفعل فما بلّغت رسالته) اگر متخصص معصوم بعد از خودت را معرفی نکنی اصلاً به رسالت خدا عمل نکردی، بندگان من برای من عزیزتر از آن هستند که بی سرپرست بی امام بلاتکلیف رها شوند من بندگانم را دوست دارم هیچ بنده ای از بندگان من نباید از متخصص معصوم محروم باشد لذا اگر متخصص معصوم بعد از خودت را تعیین نکنی (فما بلّغت رسالته) عجب تهدید تندی است یعنی تمام زحمات تو هدر رفته و وقتی پیامبر امیرالمومنین را منصوب می کند این آیه می آید (الیوم اکملت لکم دینکم) امروز دین را برای شما کامل کردم (و اتممت علیکم نعمتی) یعنی دین به کمال خودش رسیده به اوج خودش رسیده (و رضیت لکم الاسلام دنیاً) امروز من خدا راضی شدم که اسلام مردم باشد اسلام بدون متخصص معصوم مرضیّ خدا نیست اهمیت پیام غدیر این است که همه بفهمند متخصص معصوم احتیاج دارند همه بفهمند که بزرگترین و مهمترین سوال روز قیامت از ارتباط تو و کیفیت ارتباطی که با امام زمان خودت هست (یوم ندعوا کلّ اناس بامامهم) هر گروهی را با امام خودش محشور می کنند حضرت فرمود مردم زمان امیرالمومنین با امیرالمومنین محشور می شوند و از آنها سوال می شود در مورد امیرالمومنین ومردم زمان حسن و حسین با امام خودشان محشور می شوند و همینطور مردم زمان امام زمان با امام زمان محشور می شوند. حتماً بدانید مهمترین سوال قبر و قیامت شما کیفیت ارتباطتان با متخصص معصوم است از نماز و قرآن و روزه و تمام فروع دیگر مهم تر از این اصل است فرع نیست ولایت اگر شما از این خوان رد شدید مطمئن باشدی بقیه خوان ها ضعف ها و کوتاهی هایش جبران می شود اما اگر شما در بقیه خوان ها به حساب خودتان موفق عمل کرده باشید از خوان متخصص معصوم نتوانید رد شوید هیچ چیز از شما پذیرفته نیست این نصّ آیات و روایات است حتماً از من و شما سوال می کنند همانطور که از مردم زمان امام حسین سوال می کنند که وقتی آقا در کربلا کشته می شد شما چه می کردید حتماً بدون استثناء از تک تک شما سوال می کنند زمانی که شما زنده بودید زمان حجته بن الحسن العسکری بوده آیا زمان شما او آواره بود یا نبود ترد شده و تنها بود یا نبود غریب و مظلوم و مضطر بود یا نبود هست یا نیست و اگر هست حتماً از شما سوال می کنند که شما برای این شخص چه کار کردید و چگونه روابط تان را با این شخص تعیین کردید چه قدم مثبتی برای این شخص برداشتید چقدر توانستید از موانع ظهورش را برطرف کنید چندبار به چادرش رفتید چند بار وقتی خودش فرمود من هر 24 ساعت یک بار می گویم (هل من ناصر ینصرنی) چند بار لبیک گفتید اصلاً چندبار شنیدید اینقدر خودتان را مشغول طبیعت کرده بودید که تا آخر عمرتان حتی یک بار گوشتان باز نشد که صدای امامتان را بشنوید که صدا می کند (هل من ناصر ینصرنی) کسی هست الان کمک من کند امام زمان فرمود هر 24 ساعت این را می گویم اگر کسی دلش باز باشد اگر کسی فطرتش فعال باشد این را می فهمد و اگر نشنود و حساب دیگر دارد اگر بشنود و اجابت نکند او هم حساب دیگری دارد فقط کسانی رستگارند که می شنوند و خوب هم اجابت می کنند راه دیگری وجود ندارد پیام غدیر برای ما این است نگوییم یک واقعه تاریخی بوده قبلاً اتفاق افتاده الان ما برای هم باید بنشینیم برایش شعر بخوانیم و مداحی کنیم دست بزنیم و کف بزنیم و شادی کنیم چرا باید یاد کنیم؟ چرا هر سال به ما امر شده که این را بهتر از سال قبل تجلیل کنیم برای اینکه تمام حسیت انسان کمال انسان رشد انسان قدرت انسان به ارتباط و کیفیت ارتباطش با متخصص معصوم هست اگر این ارتباط نباشد انسان با چیزهای دیگر هرگز نمی تواند رشد کند کما اینکه در دانشگاه دانشجو جز از طریق ارتباط با استاد. در بیمارستان بیمار جز از طریق ارتباط با پزشک و در تمام شئون زندگی انسان انسان جز با ارتباط با متخصص به رشد و آرامش و آسایش نخواهد رسید در حرکت به سمت ابدیت هم که پیچیده ترین حرکت انسان هست متخصص معصوم باید بالای سرما باشد و حرف آخر را بزند اگر کسی خودش را به متخصص در زندگی اش نرساند اگر انتخابها و ارتباط هایش رفتارهایش و چینش های فکری اش براساس کیفیت ارتباطش و براساس تأیید و مهر تأیید متخصص معصوم پایش نخورد تمام ارتباطها انتخابها و رفتارها و افکار انسان روز قیامت موجب حسرتش می شود هر چقدر از ارتباط احساس خوشبختی کند بعداً احساس بدبختی خواهد کرد هر انتخابی هر ارتباطی هر رفتاری و هر چینش فکری و تصمیمی باید اول مهر متخصص معصوم پایش بخورد چطور در پزشکی شما هر غذایی باید بخورید و هر ارتباطی با اشیاء بیرونی باید برقرار کنید باید پزشک تأیید کند در نظام مهندسی هر چیزی که به مهندس مربوط است باید تأیید کند تا شما انجام دهید در حرکت نفس به سمت ابدیت درحرکت نفس برای سعادت برای قدرت برای شادی و آرامش دنیا و شادی و آرامش آخرت انسان فقط باید کارهایش انتخابهایش ارتباط هایش رفتار و افکارش را دیدنی ها و شنیدنی ها و خوردنی ها و لمس کردنی هایش و همه شئون دیگرش را متخصص معصوم مهر و امضاء بزند. بنابراین موفق ترین آدمها و سریعترین انسانها به سمت هدف خلقت کسانی هستند که با متخصص کار می کنند نه با غیر متخصص هر چقدر کار شما تخصصی تر باشد دقیق تر باشد معصوم در آن اظهار نظر بیشتر می کند قدرت و سرعت و سبقت و سلامت شما بیشتر خواهد شد شما به سعادت و سلامت نزدیکتر خواهید بود این پیام غدیر هست که من خیلی مختصر عرض کردم چون قبلاً مفصل عرض کردیم الان هم جهت عرض ارادت و وجوب تعظیم و بزرگداشت ایام الله این مطلب را عرض کردیم که قرآن فرمود (و ذکرهم بایّام الله) روزهای الهی را باید دائماً تذکر دهیم و هیچ روزی بزرگتر از غدیر سر راه انسان وجود ندارد اگر انسان فلسفه غدیر را بفهمد دنیا و آخرتش به خوشبختی خواهد رسید.
جلسه گذشته درباره یکی از موانع با ارتباط با خانواده آسمانی مان و رسیدن به هدف خلقت مان عرض کردیم که تنگ نظری، بخل، و منع بود قرار شد چند آیه و روایت در این زمینه بخوانیم و من اینها را بیشتر توضیح می دهم یک روایتی از امیرالمومنین (علیه السلام) خدمت تان عرض کردم که فرمود: «البخل جامع لمصائب العیوب) بخل جمع کننده ی بدیهای همه عیب هاست هر عیبی را شما در نظر بگیرید هر بدی داشته باشد همه بدیها را که جمع کنید در یک چیز جمع می شود و آن بخل است کسی که بخیل و تنگ نظر وسعت روح، قدرت روح نداشت این شخص همه بدیها را خواهدداشت شخصی که بخیل هست فقط بخیل نیست به انواع و اقسام گناهان دچار خواهد شد یعنی اینطور نیست که فقط بخیل باشد بگوییم این آدمی هس که فقط بخیل است مثل یک سرطانی هست که بگوییم همه بدنش خوب است فقط یک سرطان قلب سرطان مغز دارد می کشد انسان را بقیه اعضاء سلامت شان هم فایده ای نخواهد داشت اگر در کسی بخل آمد تنگ نظری آمد اگر کسی نتوانست خیری که به او رسیده ردّ کند به خدا به دیگران برساند این در وجودش می گندد و همان گندیدگی سرطان ایجاد می کند و نابودش می کند هر چه که می خواهد باشد. محبت است ثروت است علم است هر چیزی که به او رسید اگر نتواند از خودش رد کند زلال نیست گندیدگی و توقف ایجاد می کند مثل رگ بسته است رگ زمانی سلامت را تنظیم می کند که خون از درونش جریان پیدا کند اما اگر خون لخته شد سکته و مرگ با خودش می آورد پس مواظب باشیم تا می توانیم خودمان را بزرگ کنیم قرآنی که می فرماید بهشت هر کدام از شما به اندازه همه آسمانها و زمین است یعنی نفس باید آنقدر وسعت پیدا کند و قوی شود که بتواند از چنین بهشتی بهره مند شود شما وقتی الان انشاءالله وارد آن سرزمین می شوید آن سرزمین به آن بزرگی را وقتی نگاهش می کنید می بینید درونش پراز جهنم و آتش و مار و عقربهایی است که با بخل ایجاد کردی اینها قرار بود باغ و (جنّات تجری من تحت الانهار) باشد قرار بود موجودات بهشتی باشند پر از دیو و حیوانات و موجوداتی هستند که باید به حال خودت بیفتند پس وقتی خدا می گوید بهشتی که باید عجله کنید بالا بیایید (سابقوا سارعوا) با سرعت و سبقت از همدیگر به سمت چنین بهشتی بیایید یعنی حق نداری آن جا متوقف شوی وقتی ایستادی سر هر چیزی وقتی نتوانستی ردّ کنی از خودت به بندگان خدا وقتی بزرگان را مثل خودت ندانی و فکر کردی با تو فرق دارند تو باید آنها را له کنی و از آنها جلو بزنی در طبیعت راه را به خودت هم بستی (هو انت) یعنی هی خیری از تو به هر کس برسد به خودت بر می گردد به این خوب دقت کنید.
یعنی بقیه ی آدمها در واقع همه شان خودت هستی هر چیزی به او بدهی به خودت بر می گردد هر چه خودت مصرف کنی نابود می شود و از بین می رود لذا به حضرت گفتند گوسفند را که خیر کردیم دستهایش ماند بقیه اش رفت حضرت فرمود: بقیه اش ماند دستهایش رفت این که الان دست ما رسید ماند بقیه رفت جاودانه می شود (ما عندکم یفنی) آن چیزی که پیش شما می ماند فانی می شود (و ما عندالله باق) هر چه را پیش خدا فرستادی رویش می کند خدا می گوید شما هر چه پیش من بفرستید من رویشش می دهم اینطور نیست اگر شما کاری کردید پیش من آمد من همان مقدار نگهش دارم رویش می کند تا جاودانگی به شما برسد ما چقدر نسبت به خودمان بخیل هستیم چقدر تنگ نظریم نسبت به خودمان هر کس سراغ ما می آید دست و پایمان می لرزد سیدالشهدا فرمود: (انّ حوائج الناس الیکم من نعم الله علیکم تملّل علیه) اینکه مردم به شما احتیاج دارند نعمت خداست می توانست برعکس شود می توانستکاری کند که تو محتاج شوی اما حالا اگر مردم به تو احتیاج دارند این نعمت خداست که به تو داده (فلا تملّل علیه) ملول نشوید از اینکه دیگران سراغ شما بیایند فرار نکنید ناراحت نشوید تنگ نظر نباشید بخل نورزید از اینکه می توانید کاری برای بقیه کنید یک ساداتی به مغازه آمده بود و یکی دو بار جنس گرفته بود صاحب مغازه خیلی ناراحت شد گفت اَه این پر رو باز دوباره آمد شب خواب آقا امام زمان را دید به او گفت مگر ما نمی توانیم بچه های خودمان را اداره کنیم ما اگر اینها را سراغ شما می فرستیم برای اینکه شما آدم شوید به یک جایی برسید.
ما اگر به محبت ما به خنده ما نیاز دارد به نوازش و کمک ما به یاری ما به حبیب ما به آبرو خرج کردن به اعتبار ما نیاز دارد وقتی می گویی به من چه مشکل توست من چه کار با بقیه دارم من خودم و خانواده ام را بچسبم این فلسفه مان حیوانات است حیوانات هم این کار را نمی کنند کمالات حیوانات را گفتیم حیوانات خدمت به خود به خانواده و خدمت به هم نوع و خدمت به غیر هم نوع دارند و انسان در این مسئله عقب است اگر انسان خدمت به غیر هم نوع نکند از حیوانات پایین تر است چون حیوانات به غیر هم نوع خودشان خدمت می کنند بی چشم داشت کمک می کنند حیوانات با اخلاص کمک می کنند هیچ حیوانی در خدمت به غیر هم نوعش چشم داشتی ندارد مگر بعضی از موارد حیوانات خیلی به انسان بی چشم داشت کمک می کنند اگر ما اینطوری نباشیم چه می شود حیوانات از حریم خودشان از حریم غیر از حریم نوع هم در مقابل خطر دفاع می کنند حالا فکر کنید یک آدمی که می گوید نه غزه نه لبنان، فلسطین افغانستان، عراق، سومالی به من چه این اسم خودش را می تواند آدم بگذارد یا نه؟
بقیه به من چه همین یک جمله. اصلاً نمی تواند آدم باشد یقیناً آدم نیست باطن انسانی ندارد قرآن می گوید (فلم یقاتلون فی سبیل الله و المستضعفین) خدا سبیل الله را آورده کنارش مستضعفین آورده یعنی بقیه من هستم کسی که خدا را بدون ناس بدون مردم می خواهد انسان نیست خدا می گوید (یقیمون الصلاه) ارتباط شان باید با من میزان باشد و بعدش گفته (یؤتون الزکاه) یعنی بقیه خدا شما را تنهایی در بهشت خودش راه نمی دهد نه در خلوتش نه در بهشتش راه می دهد شب قدر مادرت به تو احتیاج دارد همسرت نیاز دارد پیش او باشی بزن در سر همسر و مادرت نه من می خواهم بروم دعا بخوانم زیارت بروم هیئت بروم فلان جا وقتی همسر و بچه ات وقتی پدر و مدرت را له کردی تا به خدا برسی هیچ خبری در مسجد نیست هیچ خبری در امامزاده و حرم نیست یک آدم را که (اعظم حرمه من الکعبه) است الان به تو احتیاج دارد پیش او باشی تیمارش کنی احتیاج به مراقبت دارد من بروم نماز بخوانم بروم هیئت بروم مسجد بروم احیاء اصلاً نمی ارزد چیزی گیرت نمی آید خدا انسان را بدون انسانهای دیگر اصلاً راه نمی دهد خدا آدم بخیل و کوچک و تنگ نظر را اصلاً راه نمی دهد خدا فرمود (الخلق عیالی) مردم خانواده من هستند محبوبترین مردم کسانی هستند که به خانواده من بیشتر خدمت کنند خیرشان به خانواده من بیشتر برسد چقدر مان دیگران هستیم چقدر (هو انت) هستیم چقدر قاعده (هو رسول الله) را رعایت می کنیم و چقدر می فهمیم (هو الله) یعنی چی؟
چقدر می فهمیم اگر به کسی قرض دادیم قرض به الله دادیم چقدر می فهمیم اگر به دیگران خندیدیم به چهره خدا خندیدیم و خدا به ما می خندد ما بخیل هستیم علی (علیه السلام) فرمود کمترین کاری که یک نفر می تواند در حق دیگران کند خنده است همین لبخند ما اینقدر بخیل هستیم که نمی توانیم صبح از خواب بیدار شدیم به چهره همسرمان بخندیم کسی که نمی تواند هر روز با لبخند از خواب بیدار شود نمی تواند دائم با لبخند در خانه باشد نسبت به بچه هایش و همسرش به پدر و مادر، خواهر و برادرش و برادران دیگر این خیلی فشار قبر دارد قاعده نفس ما قبر ماست قبر ما نفس ماست وقتی نفسی الان طراوش ندارد در فشار است آن طرف هم در فشار است اگر قبرت یعنی نفست می خندد آن طرف هم می خندد اگر عرضه داری از دنیا با وجود خدا و خانواده آسمانی لذت ببری در بهشت هم لذت می بری اما اگر اینجا همه اش داغان و گرفتار و فشرده و احساس نا امنی همه می خواهند مرا بخورند تکه تکه کنند من هم باید بخورم همه اش درندگی آن طرف هم اینطوری است مارها و عقربهای آنجا می افتند به جان آدم مار ها و عقربهایی که خودت خلقشان کردی آن طرف در بهشت که مار و عقبر ندارد در اینجا که درد به کسی فشار می آورد خدا که در دنیا خریده خدا یک دنیای سالم خلق کرده وقتی جنین با خودش نمی آورد اینجا درد احساس می کند جهنم عرضی است ذاتی نیست بهشت ذاتی است. جهنم یعنی عدم هماهنگی با بهشت وقتی آنجا نمی توانی با نظام سلامت زندگی کنی و لذت ببری دردت می آید مارها و عقربهای آنجا همه مخلوق نفس انسان هستند خلق شان نکنیم (ها انتم هولاء تدعون لتنفقوا فی سبیل الله فمنکم من یبخل انما یبخل من نفسه و الله الغنی و انتم الفقراء) سوره محمد (صلی الله علیه و آله) آیه 38.
خدا چطوی خطاب می کند (ها انتم) شما را دعوت کردم تا انفاق کنید در راه خدا. این خدا چقدر خوب است ما را دعوت کرده برایش خرج کنیم طرف می گوید نامزدم را 10 دفعه هست دعوت می کنم. با من بیرون بیاید نمی آید مرد دوست دارد ببرد بیرون پول خرج کند رستوران ببرد طلا بخرد نمی آید حالم گرفته است انگار این پول برای من خیر و برکت ندارد با چه عشقی دوست دارد برای محبوبش خرج کند زن همین طوری می گوید هدیه قبول نمی کند روایت داریم (لا یردّ الاحسان الیّ الحمار) چندتا حدیث داریم که تند هم هستند احسان و محبت دیگران را ردّ نمی کند مگر الاغ. وقتی تو محبت کسی را قبول می کنی یعنی به او اجازه می دهی شبیه خدا شود هدیه را بپذیر اگر اخلاصی در آن هست یا یقین نداری که فسادی در آن هست. نه خانه شما نمی آییم هر چه نه می گویی بیشتر نه بستن راه به خودت است یعنی نه را به خودت می دهی هدیه را قبول کن هدیه هم بده ناراحت نشو اگر کسی برای تو هدیه آورد و ناراحت هم نشو که هدیه چی هست پیامبر را اگر دست و پاچه هم می آوردند قبول می کرد پاچه گوسفند آن موقع که اینها غذای طبیعی شان گوسفند و گاو بوده چیزی نبوده با نپذیرفتن هدیه در ذوق کسی نزنید یک موقع انسان عذر شرعی دارد عذر اخلاقی دارد.
من کاری به آن موارد که استثناء است و انسان عذر دارد برای او واقعاً امکان ندارد کار واجب تری هست با این اهمّ و مهم ها ندارم اما خیلی جاها هست ما می توانیم بپذیریم به شیرینی قبول کنیم در ذوق کسی نزنیم به آنها هم هدیه دهیم پاچه آن زمانی که غذای طبیعی گوسفند بوده ارزشی نداشته برای پیغمبر می آوردند قبول می کرده یک موقع خرما برای انسان هدیه می آورد ما با هدیه کار داشته باشیم یک شاخه گل حتی مصنوعی به ما هدیه می دهند زیباست یک شکلات می دهد با شیرینی و خنده بپذیریم و بعد به بهترین وجه جبران کنیم این خنده چقدر خوب است.
در روایت داریم مثلاً ما گناه کبیره کردیم توبه دارد استغفار می کند از ترس جهنم به خودش می لرزد خداوند می فرماید: تو با خنده هم می توانستی بیایی استغفار کنی ما که نباید برویم گریه کنیم خدا می گوید به چهره خانمت بخند من گناه کبیره ات را می ریزم بخند به چهره برادرت بچه ات را بغل کن ببوس برو پیش پسرت دستش را بگیر فشار بده سر مادرت را رو سینه ات نگه دار خواهر و برادرانت را همسرت را، می فرماید: «اخذ بکفّها» مرد دست زن را می گیرد (و اخذت بکفه) زن هم دست مرد را می گیرد. نه این مال نامزد بازی بوده مال عقد بوده. بارک الله به پیرمرد، پیرزنهایی که وقتی راه می روند دست همدیگر را می گیرند با صفا میروند. (تساقطت ذنوبهما من خلال ایدیهما) تمام گناهان از بین انگشتان زن و مرد می ریزد برادر مؤمنت را دیدی دستت را محکم بده خوب بغلش کن خوب ببوسمش فرمود وقتی دو نفر به هم دست می دهند یک دست سومی هم در دستشان هست و آن دست خداست ولی دست خدا در دو دست قرار نمی گیرد می گوید در دست کسی قرار می گیرد که محبتش به طرف مقابل بیشتر باشد وقتی بغل می کنی کسی که با احساس تر بغل می کند وقتی می بوسی. بعضی ها اینقدر متکبر و بد جنس هستند موقع بوسیدن هوا را می بوسد اگر نمی بوسی دیگر ادایش را درنیاور، نه بهداشت را رعایت می کنم. خیلی اتفاقهای خوبی می افتد ما فکر می کنیم هر وقت گناه کردیم باید یک گوشه بنشینیم طناب گردنمان ببندیم دائم ضجه و ناله بزنیم نه بلند شو جبران کن گناه کبیره کردی برو هدیه بخر بخند صفایی کن یک رابطه عاطفی خوب داشته باش برو مهمانی بگیر مهمانی برو (لا خیر فی من لا یَألف و لا یُألف) آدمی که الفت با دیگران نمی گیرد و نمی گذارد دیگران با او الفت بگیرند خیری نیست. یکی از دختران گفت خواستگار دارم در آسمان بزرگ شده فرهنگش آن طور است به من گفته اصلاً حوصله مهمانی ندارم شب جمعه هایم مال خودم هست اگر پدر و مادر خودم هم بیایند راهشان نمی دهم ناراحت می شوم می خواهم پنجشنبه و جمعه ها خودم باشم (لا خیر فی من لا یَألف و لا یُألف) اصلاً خیری در این آدم نیست آدم اگر می خواهد استراحت کند مال خودش باشد خیلی فرصت دارد خودخواهی آدم را به اینجا می کشاند کسی که با دیگران است با دیگران بیشتر به او خوش می گذرد و لذت می برد یک کسی که دائماً خودش را تنها نگه می دارد تنها هم می ماند تنها هم می میرد خیلی هم باید آن طرف تنهایی را تحمل کند تالیف الفت الفت گرفتن. نه اگر من زنت هستم باید رابطه ات را با همه قطع کنی زن من شدی باید خیلی چیزها را قطع کنی بله روابط بی حساب و کتابی که به اصل زندگی لطمه می زند را نمی گویم خیلی ها اینطوری هستند واقعاً روابط بی حساب و کتاب دارند به زندگی به حق شوهر به حق بچه ها لطمه میزند ولی خیلی ها خوب است قشنگ است اسلام چقدر سفارش به رفت و آمد کرده به مهمانی دادن اطعام دادن به مهمانی رفتن دور هم جمع شدن روح جمعی، قدرت برای انسان می آورد این را در بحث مهرورزی کامل توضیح دادم.
(ومن یبخل فانّما یبخل عن نفسه) قرآن می گوید کسی که بخل می کند فکر می کند نسبت به طرف مقابل بخل کرده در حالی که از خودش کم گذاشته یعنی هالوتر احمق تر از بخیل وجود ندارد. طرف دوپینگ کرده آخر از همه می رسد به او می گویند چرا آخر رسیدی می گوید می خواسته نفهمند دوپینگ کردم. این هم ننگ دوپینگ را دارد هم آخر رسیده آدم بخیل از این هم کارهایش خنده دار تر است الان روایتش را می خوانم حضرت این آدم را مسخره کرده بخیل واقعاً یک آدم بی مغز و نادانی است مواظب باشیم نگذاریم چیزی در ما بماند میوه اضافه گرفتید نگویید حالا یک هفته بماند در یخچال صبح کردی بیرون آمدی دو، سه تایش را بگذار در جیبش از این رفتگر بده دستش، در تاکسی نشستی یک سیب بده دست راننده از عوارضی ردّ شدی بده او بخورد بیسکویت داشتی نگه ندار که شاید خودمان گرسنه مان شد رد کن برود حالا مسیر است سفر است می خواهی یک مشت تخمه هم خودت بخوری به بقیه هم تعارف کن اصلاً نگذار چیزی بماند تا احساس کردی قرار است چیزی را نگهداری خطرناک می شود.
داستان مقداد که هفته قبل گفتم علی (علیه السلام) در آن اوج مصیبت و مشکلاتی که در خانه دشت پولش را داد به مقداد وقتی بر می گردد خانه به مسجد می رود نماز بخواند تحمل نمی کند نماز را می خواند بعد یک دفعه رسول خدا به او می گوید بیا کنار کارت دارم به او می گوید من امشب تصمیم دارم شام بیایم خانه شما امیرالمومنین سرش را پایین می اندازد خجالت می کشد ندارد نمی گوید خانه به هم ریخته است هم فاطمه هم بچه ها گرسنه هستند حضرت می گوید می خواهم شام بیایم خانه تان خیلی هم با هم صمیمی بودند حضرت باز جواب نمی دهد خجالت می کشد. می گوید اگر بگویی نیا نمی آیم یا بگو نیا اگر می خواهی نیاییم نمی آیم چرا معطل می کنی حضرت علی می ماند می گوید تشریف بیاورید پیغمبر هم راه می افتد برود می رود خانه امیرالمومنین حضرت می بیند چه بوی خوبی از خانه می آید می رود می بیند بله قابلمه بار گذاشتند و یک طوری به حضرت زهرا نگاه می کند حضرت زهرا می گوید چرا اینطوری به من نگاه می کنی می گوید غروب آمدم گفتی چیزی در خانه نیست این غذا به این خوبی از کجا آمده پیغمبر به شانه امیرالمومنین می زند می گوید نه فاطمه کمتر از مریم است و نه تو کمتر از زکریا.
(کلّما دخل علیها زکریّا المحراب) هر وقت می آمد می دید چه مائده هایی هست (انّا لک هذا) از کجا آمده (هو بی عندالله ان الله یرزق من یشاء بغیر حساب) بدون حساب اگر با بندگان خدا بدون حساب اگر با بندگان خدا بدون حساب بودی حساب خودت را نکردی چرتکه خودت را نینداختی توانستی رد کنی مطمئن باش خدا (انّ الله یرزق من یشاء بغیر حساب) برای مریم و زکریا نگفته وقتی فرمود علمای ما از انبیاء بنی اسرائیل بهتر هستند و شیطان بهترین آدمهای روی زمین هستند امکان ندارد خدا برای تو این کار را نکند شما برگردید به گذشته زندگی خودش ببینید دخل و خرجش واقعاً یکی بوده؟ کسی بگوید دخل و خرجم یکی نبوده خدا رحمت کند یکی از اولیای خدا را به او می گفتیم در آمدمان این قدر است ولی وقتی آخر ماه حساب می کنیم چقدر خرج کردیم بیشتر است این چطوری شده فرمود فضولی نکنید خدا به شما بی حساب می دهد اگر با او بی حساب باشید اما اگر در برخورد با دین با خدا با انبیاء با اولیا و از همه مهم تر برخورد با امام زمان بخیل بودید راه را خودتان رو خودتان می بندید دائم نگویید چرا زندگی ام گره خورده چرا شکست خوردم در درس در ازدواج در کار در شغل چرا شکست خوردم ببین کجا گیر دادی کجا گیر کردی کجا محدود شدی اگر ما بخیل نبودیم.
1180 سال امام زمان در آوارگی نبود برای اینکه ما بخیل بودیم با امام زمان دوست نبودیم اصلاً عضو خانواده مان نکردیم اصلاً به عنوان یک عضو از اعضاء خانواده مان ندیدیم اگر همه به اینجا می رسیدند که امام زمان یک عضو نه بالاترین عضو از اعضاء خانواده شان می دانستند این سبد اقتصادی این در آمدی که داشتند یک بخشی از آن برای امام زمان بود در عواطف یک بحثی برای امام زمان خرج می کردند در قلم و علم و استعداد و هنر و ذهن یک مقداری از آن را برای امام زمان گذاشته بودند الان امام زمان خیلی وقت بود که ظهور کرده بود امام زمان از بخل و تنگ نظری های ما باید در آواردگی باشد از ترس ما برای جهاد از ترس ما برای قیام از ترس ما برای فداکاری از این محدود نگریهای ما یازده تای شان کشته شدند غیر از پیامبر و حضرت زهرا یکی هم 1180سال است در آوارگی و تنهایی است برای اینکه ما ترسیدیم به سمتش برویم ترسیدیم از اینکه به خانه مان بیاوریم ترسیدیم از اینکه بیاوریم در شغل مان در رشته مان می ترسیم با او ارتباط داشته باشیم ما از حرم از آسمان از سجاده از نماز شب از سحر از شب جمعه .... می ترسیم وقتی که بخل داری حال حرکت نداری حس حرکت به آن سمت را نداری توقع نداشته باش پرواز کنی، پرواز، آسمان، اوج فقط نصیب کسانی می شود که بتوانند از زمین بلند شوند اگر نتوانی وِل کنی اگر نتوانی رها کنی اصلاً اوجی نیست ما را به نزد خودشان دعوت کردند (و الله یدعوا الی دارالسلام) خدا همه شما را به خانه سلامتی دعوت می کند به نزد خودش به بالاتر از بهشت این آیه ها را همین طوری می خوانیم و تلف می کنیم (انّ المتّقین فی جنّات و نهر فی مقعد صدق عند ملیک مقتدر).
متقین یعنی آدمهای با تقوا یعنی کسانی که از محدودیت پرهیز کردند بی تقوایی یعنی من بروم سمت چیزی که آلوده ام کند و محدودم کند سرعت و قدرتم را بگیرد بخل و تنگ نظری بزرگترین بی تقوایی هاست آنهایی که از محدود شدن می ترسیدند از ریز بودن و کوچک بدن بدشان می آمد از ماندن در لجن زار طبیعت جایشان (فی مقعد صدق عند ملیک مقتدر) ببین چقدر تخصصی و ریاضی و علمی است در نشیمن گاه صدق وقتی می گفت دوستت دارم می آمد هزینه می کرد آقا یک نفر بلند شود بگوید من تا حالا در آمدی که داشتم پولی که دستم آمده برای آسمان بیشتر از زمین خرج کردم چند نفر این طوری ادعا می کنند چند نفر می توانند ادعا کنند که من برای امام زمان بیشتر از همه کسم خرج کردم از همسرم.
قرآن می فرماید: کسی که اینطوری نیست فاسق است این اصلاً به آسمان راه پیدا نمی کند اگر کسی برای الله برای آسمان هزینه اش بیشتر از زمین نباشد چه حرکتی به سمت آسمان کرده هزینه که می گویم فقط پول نیست هر که دارد برای آسمان برای پدر آسمانی اش هزینه کند اما مهمتر از هزینه های اقتصادی هزینه های طبیعی است به عشق امام زمان در خانواده خوش اخلاق باش به عشق خانم فاطمه زهرا این قدر خانم خوش حال می شود یک خانواده با هم دوست باشند خدا خوشنود می شود اعضای خانواده به هم بخندد و شوخی کنند تفریح کنند از شوخی ها و تفریحات شان برایشان عبادت می دهد از لبخند هایشان گناه کبیره شان را می بخشد خدا می گوید اینها چقدر با هم خوب هستند هر چه گناه کردند برایشان بیرون ببرید همه را از نامه عمل شان پاک کنید اینها چقدر عرضه دارند با هم شاد باشند چقدر عرضه دارند از دنیا لذت ببرند چقدر عرضه دارند با آدمهای دیگر خوب باشند هزینه این طوری نیست وحدت، همدلی بودن، با صفا بودن به فکر ایتام آل محمد (صلی الله علیه و آله) بودن است بی حساب بودن یعنی مال خودت نباشی یعنی اجازه بدهی دیگران هم بتوانند از تو بهره برداری کنند. یک زمانی در بحث مهرورزی چیزهایی گفتم از دسته در رفت امام صادق (علیه السلام) می فرماید وقتی نصف در آمدت را به برادرت می دهی کار خوبی است اما نتوانستی به خدا ثابت کنی خدایا من برادر مومنم را به خاطر تو دوست دارم می گوید وقتی می توانی به خدا بگویی خدایا چقدر دوستت داشتم برایم چقدر عزیز بودی که یک چیزی بیشتر از نصف مالت به طرف مقابل بدهی آن موقع است. به خدا می توانی بگویی دوستت دارم به عشق تو، دوستت دارم بدون اینکه هزینه کند دائم در هیئت شعار دهیم جوانی من به فدات حسین جان، بیا وسط ببینم چه کار می کنی تا می گویی (بابی انت و امّی) بیا وسط تا می گویی (بابی انت و امی و نفسی و مالی و اسرتی) میگوید بیا وسط نشان بده. دنیا چقدر قشنگ است که آدم می تواند نشان دهد همه چیزش را فدای خانواده آسمانی اش کند فدای امام زمانش کند از امام زمان بگیرد برای خودش خرج کند چون ما از امام زمان می گیریم بدبختی و خنده دار بودن بخل های ما این است که ما همه چیز را از خدا و اهل بیت می گیریم و حاضر نیستیم چیزی به خودشان برگردانیم و می ترسیم از خودت کم گذاشتی وقتی که از دیگران کم می گذاری (والله الغنی) خدا که بی نیاز است.
(و انتم الفقراء) شما فقر دارید اگر فقیر هستید برای غنی شدن باید ببخشی. من مادرم پدرم محبت نکرده مادرم زن بابا بوده پدرم در بچگی از دست دادم من اصلاً محبت ندیدم چطوری به دیگران محبت کنم بحث عقده های روانی که در روانشناسی هست مال طبیعت گراهاست آن طرف آب است این طرف آب این خبرها نیست می گوید مادر و پدرت به تو محبت نکردند یک آقایی بچه هایش را می زد به او گفتم چرا این بچه ها را می زنی گفت چه کار کنم پدر و مادرم به من محبت نکردند من محبت ندیدم طبیعت گرا اینطوری حرف ی زند محبت ندیدی محبت بکن تا ببین از کجا به تو می رسد وجود انسان مثل چشمه است اگر از وجودش آب نیاید برداشت نشود آب راکد میماند گفتم مثل سینه مادر که اگر بچه از آن شیر نخورد شیر در سینه می خشکد هر چقدر بچه شیر بیشتر بخورد بیشتر شیر تولید می شود خدا در طبیعتبه ما یاد می دهد مادر دو سال بچه اش را شیر داده خدا می گوید من قطعش نمی کنم اگر خیال داری به بچه شیر ندهی چند روز دیگر خودم می گویم بند می آید اما اگر یک بچه دیگری به سینه ات بگیری می آید قطع نمی کند خدا روزی را.
عرض کردم دوستی داشتم می گفت یک آقای می شناسم می گفت یک میلیارد تومان هر سال به فقرا می دهد از او سوال کردم چطوری یک میلیارد می دهی گفت از اولی که شروع کردم به خدا گفتم خدایا هر چه به من بدهی نصف قرار می بندیم تو بده اگر من با تو نصف نکردم گفت خدا درآ»د داد نصف کردم دوباهر و دوباره داد الان در سال دو میلیارد دارم یک میلیارد را به فقرا می دهم خدا حاضر است با همه این قرارداد را امضاء کند لعنت خدا بر من اگر دروغ بگوید خدا با همه این قرارداد را امضاء می کند که اگر با من بی حساب باشی من هم با شما بی حسابم. (انّ الله یرزق من یشاء بغیر حساب) مریم بی حساب بوده همه چیزش، جوانی اش را پای خدا گذاشته اگر یک کسی با امام زمان بی خیال شود بی حساب شود امام زمان برایش چی کار می کند چه پایش می ریزد یک قدم جلو برو به سمت خدا هه چیز را به پایت می ریزد ما ترس داریم چون خدا را نمی شناسیم خودمان را هم نمی شناسیم نفهمیدیم خودمان بینهایت هستیم و با خدای بینهایت سرو کار داریم دائم بخیلانه زندگی کردیم چرتکه انداختم و زندگی کردیم و این باعث می شد رشدی حاصل نشود له، کوچک، محدود، بخیل، عصبی پرخاشگر، زودرنج، حساس، حسود، بدبین، نپخته و خام وارد برزخ می شوی حالا اگر بخواهند برزخ این را بپزند چقدر گرفتاری دارد تا پخته شود اینجا یک هفته ای می توانست کلی پخته شد آنجا هزار سال باید بماند تا پخته شود هنوز بخل داری هنوز نسبت به اطرافیان نکند بچه جاری من، بچه باجناق من، بچه خواهر و برادر من، از بچه من جلو بزند هنوز این بدبخت اینقدر ابله و کوته بین است که اینطوری فکر می کند حسادت، چشم و هم چشمی، رقابت های شیطانی و کوچک اینها همه آدم را له می کند.
داستان پوریای ولی را همه می دانید یک رفیقی داشتیم شهید رحیم براری در همین محله زندگی می کرد در جبهه هم با او خاطرات زیادی داشتیم مفقود شد و چند سال بعد جنازه اش آمد کشتی گیر بود برادرش حاج اسماعیل می گفت ما خیلی هزینه کردیم در کشتی رشد کند می گفت خیلی قدرت بدنی زیادی داشت همه را می برد تا آمد رده های بالا در یک مسابقه بزرگ آمد یک حریف ضعیفی به او افتاد رحیم رفت تو کَت و کول این بعد دیدیم رحیم خورد و او برنده شد گفت ما خیلی ناراحت شدیم گفتیم رحیم از ما آبرو بردی این همه هزینه کردیم گفت حاجی مگر ندیدی نامزدش آنجا بود برایش دست تکان می داد مادر و نامزدش آمده بودند من این را زمین بزنم؟ می زد زمین چه می شد خورد به کجا رسید؟ ما خیلی جاها باید برای خدا زمین بخوریم باید سیلی بخوریم حرف بشنویم تهمت بشنویم غیبت مان را کنند به لجن ما را بکشند امام زمان می بیند تو فرار می کنی یا نه. ما با امام زمان مشروط رفتار می کنیم آهسته بروم آهسته بیایم که گربه شاخم نزند اذیت نشوم آبرویم ریخته نشود حرف بد نشنوم جیبم تکان نخورد از چرکهای اضافه جیبم برای امام زمان پرداخت می کنم. لااقل ده تا عروس و داماد خیلی خوشبخت می شناسم وقتی که می خواستند ازدواج کنند خود من به آنها کمک کردم با قرض شروع کردند مثل بسیاری از آدمهای با شرافتی که با سختی و قرض شروع می کنند یک موقعی من می دیدم اینها وام می گرفتند می آمدند می گفتند این برای موسسه خرج شو می خواهد فدای امام زمان شود من که نمی توانم جلویش را بگیرم می فهمیدم رفته وام گرفته این آدمی که خودش وام دارد گفته من نمی توانم برای امام زمان کاری نکنم وام گرفته قسطش را می دهد که کاری برای امام زمان کرده باشد این خیلی فرق دارد با آدمی که پول خردش را هزینه امام زمان می کند ممکن است پول خردش 5 میلیون تومان شود اما این 20 هزار تومان پیش خدا خیلی کار می کند (لن تنالوا البرّ حتّی تنفقوا ممّا تحبّون) اگر معشوقت است از آن چیزی که دوست داری پایش بایست ما نمی توانیم این طوری باشیم امام سجاد (علیه السلام) می گوید: (انّی لا ستحیی من ربی ان اَرَی الاَخ من اخوانی فاسئل الله له الجنّه و اَبخل علیه بالدّنیا الدرهم) من حیا م یکنم پیش خدا که از خدا برای برادرم بهشت بخواهم آن وقت خودم بخل بورزم از اینکه بخواهم به او طلا و نقره بدهم دینار یعنی طلا و درهم یعنی نقره.
طرف در مسجد نشسته بود برای برادرانش دعا می کرد خدا انشاءالله به تو بهشتش را بدهد خیرتان دهد خدا شما را ببخشد و بیامرزد به او گفتند بیا دم در مسجد، رفت گفتند به تو ارث رسیده فلانی مرده ارثش به تو رسیده آورد در مسجد به همه پخش کرد گفتند چه کار می کنی این دیوانه بازی است گفت من چند دقیقه پیش بهشت را برای اینها می خواستم. امام سجاد (علیه السلام) می گوید من حیا می کنم که خدایا بهشت نصیب اینها کن بعد خودم وقتی دارم ندهم (فاذا کان یوم القیامه) اینجاست که آدم آبرویش می رود کاش امام تا اینجا می گفت وقتی می گوییم کاشکی چون خودمان بخیل هستیم کاش امام سجاد بیشتر از این آبروی مان را نمی برد (ماذا کان یوم القیامه قیل لی) به من گفته می شود وقتی من بخل بورزم (لو کانت الجنّه لک لکنت بها ابخل و ابخل) بهشت اگر مال تو بود حتماً نسبت به برادرانت بخیل تر و بخیل تر بودی تو که در دنیا عرضه نداشتی از مالت از طلا و نقره ات برای برادرت خرج کنی اگر بهشت مال تو بود که عمراً نمی دادی کسی که پول نمی تواند بدهد می تواند کلید ویلایش را بدهد بگوید بیا ویلای ما. این در صد از مال من مال تو. ما قسط مستأجرمان عقب می افتد پوستش را می کنیم بدهکار داریم اگر دیر بدهد (فنظره الی میسره) قرآن می گوید به او فرصت بده تا دستش باز شود دائم به رویش بیاور بعضیها هم اینقدر آبرودار هستند می گویند مستأجرم چند ماه یک سال نیاورد بدهد من هم یک تلفن به او نزدم ترسیدم خجالت بکشد. چطور یک چلوکبابی می شود ولیّ الله همه جا می نویسند نسیه داده نمی شود حتی به شما او نوشت نسیه داده می شود حتی به شما.
پزشک است اولیاء خدا هستند بعضی از این پزشکها به دفتردارش می گوید پول از کسی نگیر اگر داشت به صندوق صدقات بریزد حالا نمی گویم همه این کار را کنند بالاخره پزشک خرج دارد بعضی از مطب ها رفتم دیدم پزشک نوشته ویزیت به اندازه توان بیمار قیمت ویزیت را زده بعد نوشته هر چقدر می توانید بپردازید یک منشی نجیب گذاشته اصلاً به چشم طرف نگاه نمی کند آقا من اینقدر می توانم بدهم، دست شما درد نکند. اینها اولیای خدا هستند ما فکر می کنیم اولیای خدا یعنی چی؟ حتماً در حوزه علمیه سی سال درس خوانده باشند عبادت کرده باشند یک تاجر یک عابد بزرگ در می آید ما جوانمرد قصاب داریم حالا حضرت ریشه یابی می کند درمانش چطوری است این تنگ نظری ها از کجا ناشی می شود چقدر کوچک و ریزیم چرا اینقدر ترسو هستیم؟ چون به خدا اعتقاد نداریم توکل نمی کنیم خدا را نمی بینیم دین اعقتادمان ضعیف است علی (علیه السلام) (البخل بالموجود سوء الظن بالمعبود) کسی که به آنچه دارد بخل می کند مال بدبینی او به خداست می گوید پس خودم چه از کجا برای من می آید؟ یک حدیث است بخوانم همه حرفها یک طرف این حدیث یک طرف اینرا حتماً بنویسید و جلوی چشم تان (کُن بما لا ترجوا ارجا بما ارجوا) به آن چیزی که امید نداری بیشتر امید داشته باش تا آن چیزی که امید به آن داری (و ما یدریک لعلّ الله یحدیث بعد ذالک امرا) چه می دانی قرار است خدا با تو چه کند با دلت چه کند کجا ببرد شما اینرا به هر نظام مدیریتی، اقتصادی، سیاسی، بدهید کله اش سوت می کشد ولی در فرهنگ فطرت گرا می آیی مدیر فطرت گرا اقتصاد دان فطرت گرا یک فرمانده فطرت گرا مقام معظم رهبری فرمود: ما رفتیم پیش امام فرمانده ها گزارش آوردند که هواپیماها و توپ ها و تانک های مان تا کمتر از یک هفته بیشتر کار نمی کند اطلاعات را جمع کردند به ما دادند که بیتر از دو سه روز مهمات نداریم از یک طرف هم رئیس جمهور گفته بود آخرین دانه های گندم در غلات را هم جارو کردیم اینها را بردیم خدمت امام گفت بلند شوید جمع کنید شما بروید شلیک کنید بروید بجنگید خدا خودش می رساند آقا می گفت چون او ولیّ خدا بود این حرف را می زد منطقاً حرف امام را نمی توانستیم قبول کنیم چون حساب دارد فرمانده گفته بود اینقدر توپ و موشک و ... داریم حساب کتاب دو دو تا چهارتاست ولی به او اعتماد داشتم که چه می گوید دلم قبولش داشت جنگیدیم و جنگیدیم روزهای اول جنگ اتفاق افتاد هشت سال جنگیدیم این زاقه ها و اسلحه های ما بیشتر شد که کمتر نشد خدا در قرآن چقدر قاعده داده می گوید پیغمبر در بدترین وضعیت بود ما کمکش کردیم (و کذالک) یعنی فرمولش برای همه یکی است وقتی مریم (سلام الله علیها) فرمود: (انّ الله یرزق من یشاء بغیر حساب) شما هم به غیر حساب رفتار کنید به همه به غیر حساب می دهد محبت گذشت بخشش عفو، مغفرت، ندید گرفتن، تجاهل، تغافل صبر سکوت اینها همه اش نشانه وسعت روح است عقده در دل نکردن کینه نگرفتن دل چرکین نشدن بزرگی شادی و آرامش و قدرت می آورد بزرگی در دنیا لذت می آورد آخرت هم که تکلیفش معلوم است تو به خدا بدبین هستی مشکلت این است خدا را نشناختی خدا می گوید (والله الغنی) من بی نیازم (انتم الفقراء) شما نیاز دارید. من به انفاق دعوت تان کردم برای اینکه فقیر هستید حالا برای اینکه غنی شوید انفاق کنید این فرهنگ با همه فرهنگها فرق دارد گفت مشکل اقتصادی دارم پیغمبر فرمود برو زن بگیر رفت چند روز دیگر آمد گفت من مشکل مالی دارم آقا فرمود برو ازدواج کن این فرهنگ خیلی فرق دارد بار سوم آمد گفت برو ازدواج کن رفت همین کار را کرد (یدالله مع) این کسی که فکر می کند من بروم ازدواج کنم مشکلات اقتصادی ام را چه کار کنم بچه دار شوم چطوری اداره اش کنم این خدا را نمی شناسد فرمود (البرکت مع النساء و الولدان) مردها اشتباهی فکر می کنن که نفقه واجب گردن من است اینها را چطوری اداره کنم خدا می گوید نفقه گردن توست این صورت قضیه است به برکت او به تو رزق می دهم شما نگاه کنید از صد تا صاحبخانه چند تا مجردی صاحبخانه بودند هر که صاحبخانه شده بیشتر از 95 تا بعد از ازدواج به این رشد اقتصادی رسیده اند به خدا می گوید خدایا من می خواهم شبیه تو شوم می خواهم مثل تو نان خور داشته باشم هر چه بیشتر بهتر. الان زایمان های ما یک و نصف شده یعنی بیشتر خانواده ها به دو تا نمی رسد همه اش بدبینی است چطوری اداره کنم مگر می شود بچه را اداره کرد هزینه ها بالاست کفر بداخلاقی، بی ادبی، بد بینی، به خداست. در بزرگی پیری ازدواج کردند رفتند معلوم است چه وقت می آیند نمی آیند حالا رسیده به سی سالگی چهل سالگی و پنجاه سالگی. یک خانه بی روح خانه ای که صدای بچه در آن نیست آنها عاقل هستند از بیرون بچه ی آورند معطل نمی مانند که خدا به ما بچه نداده من می خواهم خدایا چطوری شبیه تو شوم از هر جا می آورند کمیته امداد این همه بچه می سپارد بچه می آورند اینطوری آدم زنده می شود ما همه چیز را وارونه نگاه می کنیم بچه کمتر، بهتر وقتی اینطوری نگاه می کنیم راه بسیاری از خیرات را روی خودمان می بندیم نه فقط بچه خودت، بچه مردم هم بچه خودت بدان.
من یک آقای پولداری را می شناسم خودش هفت هشت ده تا بچه دارد اهل حرف زدننیست بعدها زنش گفت هزینه بیست تا بچه را جداگانه می پردازد نام خور دارد خدا هم به او می دهد ما ترسیدیم خدا هم برایمان کم می گذارد چرا گرفتارم قرض دارم مشکل دارم کم می آورم؟ برای اینکه تو کم می بینی (واذا مسّه الخیر منوعا) از خودت از همسرت از بچه هایت منع می کنی کوچک هم می مانی بدبینی به خدا، خدا را کوچک دیدن با چرتکه های دو دو تا چهار تایی که یاد گرفتیم اینطوری اسلام پیشرفت نکرده اگر کسی در این مملکت می خواست با این فرمول ها مملکت داری کند هیچ مغزی جواب نمی داد. آنهایی که خدای علم اقتصاد، مدیریت و مسائل نظامی بودند حساب کردند گفتند سه روز صدام به این کشور حمله کند تمام است هشت سال یک وجب خاک هم نگرفتند خودشان بدبخت و نابود شدند یکی از مراجع تقید هفته ای یک بار می رفتیم خانه شان سر می زدیم این ده بار سکته کرده بود پزشکان می گویند سه بار سکته می کشد گفت ما به دعای مردم زنده ایم امسال این را برای من گفت. گفت من لندن سکته کردم دو تا دکتر بودند به من گفتند تا یک ماه دیگر می میری الان بعد از ده سال یکی از آن دکترها مرد. 15 سال بعد هم یکی دیگر مُرد اصلاً این حساب و کتابها وجود ندارد انسان وقتی به ته خط مر رسد اول امیدش است چون خدا را دارد سال بعد من سرطان داشتم و شیمی درمانی کردم رفتم خدمت ایشان او را دیدم شب بعد هم رفتم گفت دیشب اینجا بودی این آقا را دیدی گفتم نه گفت کسی که اینجا بود از اولیای خدا بود به من گفت این آقا (من) قرار بوده با این سرطان بمیرد ولی چون مردم دعا کردند خدا به او عمر داد ما بن بست نداریم همدیگر را دعا کنیم دعا خیلی موثر است فرمود با زبانی دعا کنید که گناه نکرده باشید گفتند آقا ما با زبان مان گناه کردیم گفتند برای دیگران دعا کنید چون دیگران با زبان شما گناه نکردند نگویید ما هم محتاج به دعا هستیم بگویید چشم دعای تان می کنم ممکن است در حق خودت نگیرد ولی در حق دیگران خیلی موثر است همدیگر را دعا کنیم خدا ببیند یک نفر اهل دعا برای دیگران است چرا می گوید قبل از اینکه برای خودت دعا کنی چهل تا مومن را دعا کن برای اینکه یاد بگیریم مثل خدا باشیم اهل استغفار اهل مغفرت و عفو دیگران باشیم می گوید اول دیگران را دعا کنید یاد بگیریم مال دیگران باشیم وقتی مال دیگران باشیم دیگران هم مال شما هستند تا می توانید برای دیگران دعا کنید و چقدر زیباست ملائکه خدا تا وقتی انسان مشغول دعا برای دیگران هستند می گوید ملائکه بیشترش را به خودش بدهید ولی ما بخل می کنیم فقط یاد مشکلات خودمان می افتیم امام زمان را دید گفت آقا چرا تعجیل نمی کنید این همه جمعیت امام گفت مگر نه اینکه هر کس چشمش به کعبه بخورد سه دعا کند اجابت می شود چرا گفت بایست اینجا ببین کدام یکی از دعاهایش برای من است ما اینقدر بخیل هستیم امام زمان اولین دعای ما نیست خانواده آسمان اولین حاجت مان نیست اینقدر بخیل هستیم می ترسیم اگر یک جایی که قرار است دعایمان اجابت شود اول به امام زمان بدهیم ما اول خودمان را دعا می کنیم.
والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.