جلسه 056 - خانواده آسمانی
شماره جلسه
56
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1390
ماه
6
روز
31
متن کامل (خام) ‌ جلسه 056 - خانواده آسمانی

جلسهی گذشته فرمایشی از امام صادق (علیه السلام) خدمتتان عرض کردیم دربارهی همراهی شیعیان با اهل بیت (علیهم السلام) در روز قیامت، که فرموده بود: آیا حمد خدا را به جا نمیآوردید که وقتی قیامت میشود هر قومی را به سوی کسی میخوانند که دوستش میداشتند ما دست به دامن رسول خدا میشویم و شما دست به دامن ما، که این یکی از مژدههای بزرگ برای محبین و شیعیان اهل بیت (علیهم السلام) است که انسان با محبوب خودش با محبوب حقیقی خودش محشور خواهد شد. هم مژده است و هم هشدار است. مژده است از این جهت که هرکس که سلطان دلش اهل بیت (علیهم السلام) باشند، خداوند تبارک و تعالی باشد جریان حرکت او به سمت هدایت است. چون محبت، انسان را به سمت محبوب خودش میبرد. اگر محبت وجود داشته باشد قطعی باشد کم یا زیاد، انسان را به سمت محبوب خودش میکشاند. آنهایی که از محبت اهل بیت (علیهم السلام) برخوردارهستند یقیناً این محبت موجب همه آن آثاری که در جلسات گذشته عرض کردیم کم و زیاد خواهد شد. انسان عقربه ی دلش به هر سویی باشد به همان سو حرکت می کند. شما کسانی را می بینید که در این مملکت متولد میشوند اما حرکت قلبی شان، محبوب دلشان در این مملکت نیست. یا به سوی ارزشهای این مملکت نیست. حالا اینکه یک کسی از کشور خارج شود برود در خارج زندگی بکند این دلیل نیست که محبوبش خدا و اهل بیت نیستند، نه انسانهای بسیار برجسته و بزرگی هستند که در خارج از کشور زندگی می کنند از این کشور هم خارج شدند ولی واقعاً محبوب دلشان خدا و اهل بیت هست. یعنی آنها مدیریت محبت در دلشان را درست انجام دادند. اما ارزشها را عرض می کنم. اگر یک کسی به سمت ارزشهایی غیر از ارزشهای خدا و اهل بیت برود این نشان می دهد سلطان دلش ارزشهای آسمانی نیست. آن هنوز در دل خودش با خانوادهی آسمانی خودش پیوند برقرار نکرده است، یتیم است هنوز. یعنی اصلاً خودش را به عنوان بچههای اهل بیت نشناخته، به عنوان فرزند اهل بیت نشناخته، با آن فرهنگ آشنا نیست آن فرهنگ را دوست ندارد، و فرهنگ زمین، فرهنگ جهنم، فرهنگ دنیا و فرهنگ حیوانیت را هنوز به دنبالش است و میپسندد. امّا اگر یک کسی واقعاً محبوب دلش اهل بیت (علیهم السلام) بود این محبت او را دائماً به سمت محبوب و خانواده ی آسمانی او می کشاند و انسان رفته رفته در طول زمان کمالات را مقامات را طی میکند و روز به روز به اهل بیت (علیهم السلام) نزدیک میشود. اینکه حضرت مژده می دهد روز قیامت هرکس با محبوب خودش محشور می شود مژده ی بسیار خوبی است خوش به حال کسی که سلطان دلش همانطور که قرآن فرمود در سورهی بقره آیه 24، الله باشد که کمال مطلق است، تجلیات الله باشد کامل ترین جلوه ی الله باشد. یعنی اهل بیت (علیهم السلام) و عمل کردن به این عشق یعنی جهاد در راه الله، تلاش برای رسیدن به الله باشد. اگر کسی این تو دلش جا افتاد، محبت قلبی اینها تو دلش جا افتاد این مسیرش به سمت سعادت است. مثالی که زدیم این است که کسی که اهل بیت محبوب دل او هستند مثل کسی است که در کشتی به سمت ساحل حرکت می کند. ممکن است در این مسیر که به سمت ساحل حرکت می کند اشتباهات و تخلفاتی هم تو کشتی داشته باشد اما جریان کلی حرکت او به سمت ساحل و نجات میباشد و یک کسی که اهل بیت را نمی شناسد به معصومین (علیهم السلام) محبت ندارد، ولایت آنها را پیدا نکرده مثل کسی است که آدم خوبی است اشتباه هم ممکن است نکند ولی توی دریا روی تخته پاره افتاده و مسیری و حرکتی و سمت ساحل نمی تواند داشته باشد. برای همین تعبیری که از معصومین (علیهم السلام) پیامبر کرده تعبیر سفینه است. یعنی کشتی «انَّ مثلَ اهل بیتی کمثل السفینة النوح، من رکبها نجاه و من ترکها یا تخلف عنها غرق» مثل اهل بیت من مثل کشتی می ماند هرکس سوارش بشود نجات پیدا می کند. کسی که سوار این کشتی نشود قطعاً نجات پیدا نمی کند. آنهایی که سوار کشتی نوح نشدند همه غرق شدند. بنابراین اینکه انسان اهل بیت (علیهم السلام) محبوبش باشند مسیر دلدادگی، شباهت به انها تخلق به اخلاق آنها را طی بکند روز به روز این دارد جریانش به سمت رشد است. مثل دانش آموزی که روز اول رفته کلاس درس، الآن پایه اول است خب توی کشیدن خط ها، نوشتن حروف اشتباه می کند. ولی همین اشتباهات را یواش یواش تصحیح می کند تا می تواند حروف را درست بنویسد. بعد کلمه نویسی را شروع می کند، خواندن را شروع می کند در خواندن و نوشتن گهگاهی اشتباه می کند. پاک می کند و معلم هم بهش این اجازه را می دهد چرا؟ چون همه مطمئن هستند این سر کلاس درس نشسته و با همین سیر آموزش یواش یواش همه چیز را یاد می گیرد و میرود جلو، حمله سازی، نوشتن انشاء مسائل دیگر، در ریاضیات همین طور، در علوم همین طور، مسیر مسیر درستی است حالا فرصت دارد اشتباه هم بکند نوزده بگیرد، هجده بگیرد، چهارده بگیرد، پانزده بگیرد اما مسیر، مسیر باسواد شدن و طی مدارج و کمالات است. اگر یک کسی این اتفاق برایش افتاد و مسیر رستگاری و سعادت دارد می رود. هر چند ممکن است آلودگی و گناهی هم داشته باشد که خود همین در ارتباط بودند، در جریان بودند. پیشرفتهای بعدی گناهان را چی کار می کند؟ ذوب می کند و از بین می برد معلم برایش این مهم است که اگر دانش آموزی مثلاً خطا کرده اشتباه کرده نمرهی کم گرفته بتواند چی کار کند، بتواند جبران بکند، بتواند تو فرصتی که دارد جبران بکند و رد نشود جبران بکند و بیاید بالا. بنابراین وقتی یک موقعی کسی که روند حرکتیش یک روند سالمی استف صحیح است. یعنی ارتباط با چهارده معصوم (علیهم السلام) دارد مطیع آنها است، اشتباه هم ممکن است یک زمانی بکند و خود پیشرفته اشتباهات را به تعبیر قرآن از بین میبرد . قرآن فرمود: «انَّ الحسنات یذهبن السیات» کارهای خوب کارهای بد از بین می برد. ممکن است اشتباه بکند، گناه بکند، آلودگی ایجاد بکند اما همین که دارد پیشرفت می کند، می تواند عبادت های انجام بدهد کارهای خیری انجام بدهد، پاکی هایی داشته باشد همه ی خوبی ها، پاکی ها، کارهای خیر و اعمال صالح، گناهان گذشته را همه را از بین می برد. لذا یک جریان رو به رشد و رو به صلاح شخص دارد. این مژده خیلی مژده بزرگی است واقعاً اینقدر این مژده بزرگ است که خود امام صادق (علیه السلام) می فرماید: شما شکر بکنید خدا را. یعنی واقعاً باید انسان بنشیند از خدا تشکر بکند که خدایا تو را سپاس می گذارم که اگر عشق خودت را به من دادی، محبتت را به من دادی، عشق به لا اله الا الله را به من دادی، خودت حقیقت لا اله الا الله را در نهاد من گذاشتی، عشق به اهل بیت را به من هدیه دادی. چون حضرت می فرمایدک عشق ما هدیه داده می شود از طرف خدا به انسان ها مثل قطرات باران ها، مثل تمام چیزهای دیگه که نازل می شوند از خزائن نازل می شود «انَّ من شی ءٍ الا عندنا خزائنه وما ننزلهٌ الا بقدرٍ معلوم» قبلاً گفتیم که خلقت خدا یک خلقت ریاضی است که یعنی خداوند تبارک و تعالی تمام تجلیاتش از ذات تا ماده همه ریاضی است اندازه داراست «قد جعَلَ الله لکُلِّ شیءٍ قدرا» خدا برای هر چیزی اندازه و قدر داده، وقتی میگوییم شب قدر یعنی شب اندازه، شب اندازهی همهی اندازه های عالم وجود در این شب تعیین می شود. وقتی می گوییم شب اندازه یعنی هیچ موجودی وجود ندارد از بالا تا پایین تا ماده، مگر اینکه تقدیرات، اندازه ها، حدود همه چیز درهمه ابعاد تو این شب تثبیت و تعیین می شود. بنابراین قرآن می فرماید: ما هر چیزی را باران، سنگ، آهن، آهن را فرمود چی؟ «و انزلنا الحدید» ما آهن را نازل کردیم هیچ چیز تو این عالم نیست که نازل شدن نباشد. تمام چیزهایی که تو این علم ماده است از عالم بالاتر نازل شده و به این شکل جلوه کرده یعنی ازعالم مجردات ازعالم ملکوت نازل که شده جلوه که کرده و آمده ظهور چی پیدا کرده؟ ظهور مادی پیدا کرده است. عرض کردم مثل یک استاد، یک استاد که در مقام ذاتش است آنجا تفکیکی وجود ندارد در استاد که عالم، دانشمند است، مهربان است، بخیل است، کریم است. چه جوری است. وقتی می خواهد برای شاگرد صحبت بکند از مقام فوق تجردش تنزل پیدا می کند تا استاد تبدیل به چی بشود. ظهور چی دارد؟ ظهور مادی دارد یعنی تبدیل به صوت می شود استاد صوت تولید می کند جلوهی صوتی می کند، می رساند به مادهی شاگرد که گوشش است. شاگرد هم این ماده را می گیرد و عکس سیر استاد انجام می دهد. هر چیزی که شما تو این عالم می بینید سنگ، خاک، طلا، نقره، همه عناصر، کرات، آسمانها، زمین، زیباییها، هر چیزی که می بینید عشق، محبت، عاطفه، خداوند می فرماید شمارش شده اندازه شده نازل شده، همه اش با نزول الاهی ساکن است. تمام عالم نزولات الاهی هستند.«انَّ من شی» هیچ چیز نیست، «الا عندنا خزائنه» مگر اینکه در خزائن ما آن چیز است «و ما ننزلهُ الا بقدر معلوم» وما هیچ چیزی را نازل نمی کنیم مگر به اندازهی معلوم و مشخص. محبت اهل بیت، عشق اهل بیت هم. همین طوراست. لذا همه جای کرهی زمین، همه چیز پیدا نمی شود. در همهی انسانها هم همه چیز پیدا نمیشود. هر چند همه انسانها قابلیت همه چیز را دارند. لذا امام صادق (علیه السلام) فرمود: عشق اهل بیت به شما هدیه داده شد. بزرگ ترین نعمتی که خداوند تبارک و تعالی به یک انسان داده شده این است که انسان بتواند کامل ترین جلوهی خدا را شناسایی بکند. یعنی انسان کامل و امام زمانش راه برای همین هم پیغمبر فرمود اگر کسی امام زمانش را نشناسد کافر و منافق و گمراه از دنیا رفته است. خواندیم حدیثش را دیگه. اگر سه هزار سال بین صفا و مروه عبادت بکند آخر سر از جهنم درمی آورد. الله یعنی کمال مطلق و ارتباط او به شناخت کامل ترین ظهورش. یعنی انسان کامل و چهارده معصوم (علیهم السلام) است. بنابراین خیلی ما باید شکر بکنیم. آدم باید خیلی بی ادب باشد که بنشیند یک مدتی یک ساعاتی را فقط از خدا تشکر بکند. به خاطر این چیزی که بهش داده شده. یک سجده شکری، حداقل یک دو رکعت نماز شکری. هر وقت یادش میافتد سپاس بگذارد. درعید غدیر چی می گوییم «الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایة علی بن ابی طالب» تشکر میکنیم از خدا، حمد، سپاس خدایی را که ما از کسانی قرار داده که در بین این میلیاردها انسان که ما جزء کسانی هستیم که علی بن ابیطالب، انسان کامل را شناسایی کردیم و آن ولایت تو دل ما زنده شده و این ولایت، ولایت انسان کامل، کامل ترین تجلی کنال مطلق در دل هرکس جلوه بکند او دلش خیلی دل مبارکی است. بزرگ ترین هدیه خدا همین است که داده شده این که ما بدانیم الحمدلله، وقتی که عشق به اهل بیت (علیهم السلام) داریم جریان حرکت ما در دنیا در برزخ هم همین طور، در برزخ تا قیامت و در قیامت به بعد به سمت کمال مطلق است. خیلی جای شکر دارد آدم باید خوشحال باشد که روند حرکتی اش را تنظیم کرده خودش مسیر صحیحی افتاده دارد به راه درستی می رود این بزرگ ترین مژده است که حضرت می گوید خوشحال باشید. بعد می داند ما بعضی هایمان ممکن است متوجه نباشیم می گوید آیا حمد خدا را به جا نمی آوردید؟ سؤال می کند، به جا بیاوردید. تشکر کنید خوشحال باشید از این و اگر کسی این معرفت را پیدا بکند بزرگ ترین هدیه ی خدا به او داده شده است. در کنار این بزرگ ترین محبت الاهی، بزرگ ترین هدیه خدا است، که انسان از خدا خیلی لذت میبرد که تو به من چی دادی و بین میلیاردها انسان تو دل من را انتخاب کردی برای نزول عشق بی پایان. برای نزول این عشق صحیح. آن وقت تمام تحریک هایی که شیطان بین انسان و خدا ایجاد می کند که دو به هم زنی کند بین انسان و خدا به خاطر گناهی است که یک نفر ممکن است مرتکب شده باشد اشتباهاتی که ممکن است مرتکب شده باشد گذشته ای او همه ی اینها از بین می رود. می گوید آقا من همین الآن که هستم همین امروز سی ویکم شهریور سال نود وقتی نشستم می بینم عشق اهل بیت موج می زند تو دلم. این یعنی مژده، مژده یعنی همهی گناهان گذشتهی شما آمرزیده شده، مسیر شما به سمت حرکت و صلاح است و مژده ای که امام صادق (علیه السلام) می دهد این است که شما در قیامت دستتان به ما می رسد. چرا دستتان به ما می رسد چون در دنیا دستمان بهشان، الحمدلله رسیده و می رسد هنوز. این مژده بسیار بزرگی است و انسانی که می فهمد قدر این عشق را می فهمد روز به روز سعی می کند این را تقویت بکند و به مسیر درست بیشتر بروند. لذا ما سر نماز با اینکه در مسیر درست قرار داریم اما هر روز سر نماز می گوییم «اهدنا الصراط المستقیم» علی (علیه السلام) فرمود چی؟ فرمود «انا الصراط المستقیم» امام (علیه السام) فرمود چی؟ فرمود «نحن الصراط المستقیم» صراط مستقیم ماییم. لذا با اینکه رو صراط مستقیم هستیم باز هدایت بیشتر را روی صراط می خواهیم چون انتها ندارد. این مژده بسیار بزرگ است. خب هدیه از طرف امام صادق (علیه السلام) بود. ایام شهادت حضرت هم است به محضر مقدسشان یک صلوات هدیه کنید. انسان وقتی که گرمای این عشق را از طرف اهل بیت دریافت می کند که یک بزرگی مثل امام صادق (علیه السلام) چقدر عاشق شیعیانش است. چقدر شیعیانش را دوست دارند اینها اهل بیت، حضرت زهرا (سلام الله علیها) این گرما را احساس می کند تمام پوچگرایی ها، ناامیدی ها، اضطراب ها، کمبودهای تو وجودش، همه از بین می رود و وقتی یک نفر متوجه می شود پشتیبانی دارد به عشق اهل بیت (علیهم السلام) یعنی دارایی دارد اهل بیت (علیهم السلام) را با تمام وجودش پشت شیعه شان ایستادند به چه عزتی دست پیدا می کند که دیگر نیازی به عواطف هیچ کس دیگه نمی شود. وقتی که این پشتیبانی با این عظمت را دارد ببینید چه طوری دارد با ما صحبت می کند حالا روایت بعدی را هم بخوانیم باز از وجود مقدسشان خب اصل این حدیث درباره ی آیه بود. آیه چی بود؟ «یوم ندعوا کل اناس بامامهم» ما روز قیامت هر کسی را با امام خودش یعنی اونی که عاشقش بوده امام حقیقی بود الگوی حقیقیش بوده محشور خواهم کرد. آیه 71 سوره ی اسراء «یوم ندعوا کل اناس بامامهم» حالا باز امام صادق (علیه السلام) یک فرمایش دیگری هم در همین زمینه از ایشان ما نقل بکنیم ایشان فرمودند: چون روز قیامت شود. خداوند می فرماید آیا عدالت از پروردگارشان نیست که بگوید هر قومی دنبال هرکسی که بودهاند برود. می گوید آیا عدالت است یا نه؟ خدا می گوید شما تو دنیا دنبال هرکس بودید الگویتان هرکس بود محبوب دلتان هرکس بوده به هر امامی به هر گروهی تعلق داشتید بروید دنبال همان، همین الآن هم بروید دنبال همان، همه می گویند چرا خدایا این عدالت است. می گویند بلی عدالت است. وقتی اینها جواب می گیرند خداوند می فرماید پس گفته می شود از هم جدا شوید. یعنی چی؟ یعنی هر کس به دنیال کسی برود که در دنیا به دنبال او بوده. بنابراین نکته خیلی مهمی که اینجا می خواهم عرض کنم این است که یادتان باشد قیمت هر آدمی به الگویش است. قبلاً یادتان است گفتیم انسان مساوی است با معشوقش. معشوقش، عقربهی دلت سراغ هر چیزی می رود قیمت تو هم همان است. عاشق هر چیزی است این بار هم مژده است هم خطرناک. مثل حدیث قبلی. اگر محبوب من غیر از چهارده معصوم باشد روز قیامت به من می گویند برو دنبال هرکسی که دوستش داشتی دیگه. محبوبت کجایی است، بهشتی است برو دنبالش، جهنمی است برو دنبالش، غیر از آن هم راه دیگری انسان ندارد. ببینید این صحنه را خواهش می کنم دقت کنید. این صحنهی که می گویند امام صادق (علیه السلام) می فرماید: ما دست به دامن رسول الله شما دست به دامان ما هستید ین نه نکته تو قیامت اتفاق می افتد. بلکه تو قیامت فقط ظهور می کند اتفاقش کجا افتاده تو دنیا افتاده واینکه حضرت می فرماید: روز قیامت هرکسی با امام زمان خودش، هرکسی با محبوب خودش، هرکسی با الگوی خودش برود این در واقع تو دنیا این اتفاق دارد می افتد، شما الآن بیایید سر کلاس اهل بیت (علیه السلام) شرکت بکنید بیایید خانوادهی آسمانی دوره ببینید اسماء الله دوره ببینید. جوشن کبیر دوره ببینید، زیارت جامعه کبیره دوره ببینید. این اصلاً مهم نیست که شما دارید این کار را می کنید این یک کار کمکی است. یک کار عقلانی، درست و کمکی است. اما در نهایت کی تصمیم می گیرد؟ دلتان تصمیم می گیرد کجا باشید، بهشت یا جهنم. اینکه آدم کلاس بیاید حرم بیاید، استاد ببینید، استاد داشته باشد، سی دی ببینید، کتاب بخواند یک کار خیلی عالی، پسندیده، عبادت بزرگ است ولی آخرش، آخرش دل باید تصمیم خودش را بگیرد. خدا نکند دل تصمیم جهنم را بگیرد. تصمیم به دنیا بگیرد. حالا تصمیم به جهنم می گیری تصمیم به دنیا می گیری اینجا دیگه دلت هرجا برود تو هم تابع دلت هستی می بردت با خودش. پس اینکه قیامت تفکیک می کند یعنی تو دنیا تفکیک شده هستند اینها دقت کنید تو دنیا افراد تفکیک شده هستند. الگوهایشان، معلمانشان، ارزشهایشان، محبوبهایشان، معشوقهایشان تفکیک شده است. چون همه تابع چی می روند آنجا تابع دل خودشان می روند. الآن شما سر این کلاس تابع چی آمدند؟ تابع دلتان آمدید دیگه. دلتان آوردتان اینجا. هزارتا عامل هم می توانست نیاوردتان اینجا. مزاحم بشود وسوسه ایجاد بکند که نیایید تنبلی ها، بی حوصلگی ها، به دلتان غلبه کردید به آن بخش از نفس، آن حقیقت قلبتان شما را کشانده آورده اینجا. لذا دل مبارکی است اگر بدانیم در صحنه ی عمل دنبال راه بیفتیم حقیقت دل، دل ما هم درست پیدا کرده باشد. محبوب دلش را، چون قبلاً یک بحث شکست در عشق را مطرح کردیم گفتیم انسانهایی که عشق بی نهایت تو وجودشان است که همهی انسانهاست، اما با کمال بی نهایت در ارتباط نیستند. با اینکه بینهایت طلبند. اما مصادیق معشوق بی نهایت را پیدا نکردند. اینها دچار چی شدند شکست عشقی شدند. بزرگترین شکست عشقی انسان جایی است که انسان بینهایت را از دست بدهد. لا اله الا الله از دستش برود عشق به چهارده معصوم از دستش برود. این شکست عشقی خورده اگر انسان شکست عشقی بخورد سر از جهنم درمی آورد. شکست عشقی این نیست که من میخواستم با یک جنس مخالف ازدواج بکنم من را نخواست یا من نخواستمش. این اسمش شکست نیست. نه عار است نه ننگ است نه چیزی است نمی خواسته ازدواج بکند. او من را نخواست از من چیزی کم نمی شود چون یک جنبهی حیوانی است. شکست عشقی این است که من می خواستم به چهارده معصوم برسم به الله برسم نرسیدم. نخواستمش او هم من را نخواست. این شکست عشق است . در بخش انسانی این بزرگ ترین شکست است یک کسی وقتی به دلش مراجعه می کند می بیند رغبتی به چهارده معصوم ندارد، رغبتی به کمال مطلق و بی نهایت ندارد، رغبتی به بزرگ شدن، به جاودانگی ندارد. هر چی آرزو دارد همه اش تو دنیا است. تو همین کمالات دنیا است. یا طلا جواهر و پول و خانه است، اتومبیل است، لباس است یا ازدواج است، زیبایی است، این را بخر، آن را بخر است یا سفر و گشتن و اینها است. بچه بزرگ کردن، بچه شوهر دادن، بچه زن دادن همین. اگر یک کسی به دلش مراجعه کردید فقط همینهاست. همین بچه هایم بزرگ بشوند، بچه هایم سروسامان بگیرند. حالا هر چی شد خودم به کجا برسم اصلاً برایم مهم نیست. فکر نمی کند. این خب این کاملاً شکست عشقی خورده. یعنی اصلاً نتوانسته محبوب دلش را پیدا بکند. دلش بی نهایت طلب است. اما او بی نهایت را سراغ ندارد. مصادیق بی نهایت هم در دنیا سراغ ندارد. این بزرگ ترین شکست است. خب پس گفته می شود ازهم جدا بشوید. از هم جدا بشوید یعنی چی؟ یعنی هرکس با الگوی خودش محشور می شود. گفتیم این هم خطر است هم فرصت است. هم تحدید است هم فرصت است. فرصت است برای اینکه اگر کسی خوش به حالش بشود تو دنیا و الگویش اهل بیت چهارده معصوم باشند دنبال همین ها می رود. اما اگر یک کسی الگویش جهنم باشد، طبیعت باشد، فلان هنرپیشه، فلان ورزشکار،فلان نویسنده، فلان رمان نویس، فلان هنرمند، فلان شاعر، همین الگوی من این است. قیمتت هم همان است. لیاقتت هم همان است واین است خلایق هرچه لایق، این یک اصل مهم است این (خلایق هرچه لایق) حدیث است. حالا فارسیش کردند این جوری تبدلیش کردند یعنی انسان به قیمت خودش گرایش پیدا می کند. حالا چی کار کنیم گرایش هایمان درست باشد باید قیمت بیشتری از خودمان سراغ داشته باشیم. انسان هر چقدر خودش را بهتر می شناسد نوع انتخاب هایش، ارتباطاتش، رفتارهایش و فکرش تغییر می کند. متعالی تر می شود. هر چقدر قیمتش می رود بالاتر و چون قیمت ما چی است قیمت ما حتی بهشت هم نیست. قیمت ما الله است اگر یک کسی با این قیمت خودش را شناخت. آن وقت نوع انتخاب هایش جهت دهی های زندگیش آن وری میشود. که حالا ان شاء الله از یکی دو جلسه ی آینده که می خواهیم بحث های عملیاتی را شروع بکنیم. چون دورهی بحث نظری ما تو خانواده ی آسمانی این یکی دو جلسه تمام می شود. از یکی دو جلسه آینده دیگه بحث های چی داریم. إن شاء الله بحث های عملیاتی داریم که باید چی کار بکنیم این حرکت هایی که باید انجام بدهیم برای اینکه بتوانیم ملحق بشویم به خانواده ی آسمانی مان، بحث های عملیاتیش چی ها است اینها خیلی مهم است. إن شاء الله، خب پس امام یعنی چی؟ هر کس با امام خودش محشور می شود یعنی آن کسی که جلوی تو است و تو را به عنوان رهبر قبول کردی و او را حاکم بر دلت کردی. ببین کی یا چی رو دلت حکومت دارد. تعیین کنندهی ملاکها تو دلت کی است یا چی است. قیمتها، ارزش هایت، انتخاب هایت، ارتباطاتت، کدام رنگ را دارد. کاملاً مشخص میکند که تو چی کاره هستی و امامت کی است، شیطان است، الله است، حزب الله هستی حزب شیطان هستی. کاملاً معلوم میشود کی رو دل کاملاً تسلت دارد؟ معشوقت کی است، عقربهی دلت کجاست. حرف آخر را کی می زند تو زندگیت. این کاملاً نشان می دهد تو کی را امام خودت قرار دادی. پس این را ما فراموش نکنیم. امام واقعی هرکسی الگوی عملی است. این جمله هیچ وقت فراموش نشود «یوم ندعوا کلَّ اناس بامامهم» هر گروهی با امام خودش محشور می شود. امام تو الگوی عملی تو است، تو زندگی در شوهر داری، در انتخاب همسر، در ارتباط با خانواده، در بچه داریت، در اخلاقت، در کارهای اقتصادی، در کارهای سیاسی، در کارهای اجتماعی، در کارهای هنریت هرکاری می کنی الگویت کی است؟ از کی درس می گیری؟ دنبال چی هستی؟ یادمان نرود برزخ ادامه حیات دنیاست، منازل آخرت را توضیح دادیم دیگه، انسان در گسترده ی منازل آخرت ما بلافاصله بعد از اینکه مرگ می آید سراغمان تو همان مسیری که تو دنیا انتخاب کردیم ادامه اش را حرکت می کنیم. مسیر رو به جهنم بوده، لحظه به لحظه جهنم های عمیق تو و وحشتناک تر و پر غصه تر، پرگرسنگیتر و پرتشنگیتر و پرذلت تر می رود این شخص. اگر نه به سمت بهشت بوده مسیرش هم می رود به سمت بهشت. برزخ ادامه چی است؟ ادامه ی دنیاست، استمرار دنیاست. یک مرحله تو دنیاست. ادامه اش می رود تو برزخ. بعد از برزخ هم می رود قیامت، ادامه اش هم می رود بعد از قیامت. انسان همین مسیر را به سمت کمالی که طی کرده دائماً طی خواهد کرد می رود به آن سمت. خب پس یادمان باشد امام ادعایی، امام ما نیست. ما امیرالمؤمنین امام مان است، من حضرت زهرا الگویم است. خب پس تو عمل معلوم بشود دیگه. «الظاهر عنوانٌ باطن» اگر الگویت است یعنی تو قلبت حاکم است. یعنی ظهورت هم باید همان رنگی باشد. دیدید مثلاً حرم می روید مثلاً حرم امام رضا، خانم هایی که خیلی بدحجاب و ناجور هستند آرایش هم کردند می آیند کنار حرم از کیفشان یک چادر درمی آورند تازه درست هم سرشان نمی کنند که حجاب اسلامی را رعایت کنند. همین یک چیزی میاندازند سرشان که نگهبانی بهشان گیر ندهد بگوید چادر سرش بوده تو حرم که کلی معصیت می کند. هرکس می بیندش معصیت می کند. می آید هم دیگه امان نمی دهد یعنی از نگهبانی درمی آید درمی آورد تایش می کند چون بیزار است از این فرهنگ، از فرهنگ حیاء و دینداراصلاً. با حضرت زهرا جور در نمی آید تا می کند می گذارد تو کیفش می رود دنبال کارش. می بینی اصلاً انگار نه انگار. این دعا است. اگر حاکم باشد امام رضا به قلب انسان، فاطمه زهرا به دل انسان حاکم باشد انسان افتخار می کند به همه ی این حرکت ها. بروید این دختر، پسرهای اروپایی را ببینید آمریکایی را ببینید، ببینید تو آمریکا و اروپا چه جوری به چه عشقی آن همه تحقیر و مذهب حتی میگویند دانشگاه راهشان نمی دهند. دبستان، دبیرستان راهشان نمی دهند. اما عمراً دست از حجابشان بردارند. هرگز همچین معامله ای با دنیا نمی کنند. ولی ما دنیا را بگیریم حجابمان رها کنیم. دنیا را می گیرم اینجا طرف می خواهد از اینجا پا شود برود کیش، می خواهد برود دبی، می خواهد برود دانشگاه درس بخواند اول کاری که می کند دینش را حجابش را حیایش را می فروشد. می خواهد برود هنرمند بشود مثل اینکه اول راهش این است که بی حیاء بشود، انسانیت را ذبح بکند. بعد برود مثلاً پشت دوربین، این جوری است دیگه، اول باید سر دینش را ببرد بعد برودف. می برد خیلی هم با افتخار می برد با خوشحالی این کار را می کند. پس الگوی ادعایی امام ما نیست، کدام کس امام ماست که ما باهاش محشور می شویم. تو قبر و قیامت باهاش هستیم. الگوی حقیقی تو این هم که می گوییم قیامت، یادتان باشد، پیامبر فرمود «من مات فقد قامت قیامته» کسی که بمیرد قیامتش برپا می شود از آن لحظه. یعنی شما لحظه ای که می خواهی جان بکنی از اینجا بروی. لحظه ای که جان کندن است و که تو بحث انسان درگستره ی منازل آخرت توضیح کامل دادیم. لحظهی احتضار الگویت می آید بالای سرت حضرت می فرماید تمام الگوها و محبوبهای آدم می آید بالا سرش. چند روز پیش به من زنگ زدند گفتند یک آقایی بنده خدا می خواهد از دنیا برود این نماز نخوانده هر چی هم ما بهش می گوییم بگو «اشهد ان لا اله الا الله» نمی گوید. خب این بنده خدا الگویش اینها نبوده، الآن آن الگو می آید بالا سرش الآن اموال می آید جلو چشمش، زن و بچه جلو چشمش هستند دنیا، پولش، کارخانه اش، مغازه اش، فقط دارد به اینها فکرمی کند الآن. این اصلاً فکر نمی کند الآن دارد کجا می رود. اینها متمثل می شود برایش. لحظه ی رفتن همین جوری است تو قبر کیا می آیند؟ تو قبر یعنی آن عالم برزخ نه گورخاکی، تو قبر، عالم برزخت که میلیاردها برابر از کل دنیا بزرگ تر است آنجا کی می آید؟ آنجا هم تمام معشوقهایت می آیند، کیا بودند؟ انبیاء صدیقین، شهدا، صالحین، خدا همه جلوههایش آنجاست برایت، ازاین چهارده نفر هرکدام کدامشان را باهاش رابطه عاشقانه داشتی می آیند. همه می آیند باهات هستند. اما نه اگر با اینها هیچ ارتباطی نداشتیف دل خوشی نداشتی، ذوق و سلیقهی با اینها نداشتی با یک مشت کسانی که اهل دنیا و تاریک بودند، کسانی که فراری از آسمان بودند. با آدمهای این جوری بودی، با شیاطین، خب شیاطین می آیند تو قبر انسان، اینکه داریم سگ می آید تو قبر آدم، سگ های وحشتناک، سگ های درنده می آیند مارها می آیند تو قبر انسان، این یعنی خودتی دیگه، اخلاق خودت ببین اخلاقت سگی است، در زندگی داری، غیبت داری، حسادت داری، تهمت داری، نیش زدن داری، منت گذاشتن داری، قرقرکردن داری، خودتی می آید تو قبر حتماً می آید تو قبر، اما اگر می خواهی فرشته ها بیایند چهارده معصوم بیایند مظاهر الاهی بیایند اخلاقت هم باید با آنها سازگاری داشته باشد نمی شود انسان سگ باشد مار باشد نیش بزند عقرب باشد لجباز باشد یعنی میمون باشد. که قرآن می فرماید لجبازها میمون محشورمی شوند آدم لجباز وعنودی باشد هی گیر بدهد تو همه چیز سخت گیری بکند نمی شود با میمون نمی شود با اهل بیت کنار بیاید کنارهم بیایند تو قبر، نمی شود. پس ما باید آن چیزی که می خواهیم بشود ازهمین جا این اتفاق بیفتد استاد ما می فرمود اگر یک کسی شب که می خواهد بخوابد کینه تو دلش باشد یک دل خوری از کسی تو دلش باشد. اگر نتواند بیرونش بکند تا صبح یک حیوان بزرگ را تو دل خودش متولد می کند . دیگه حالا صبح پا شدید می توانی به راحتی بیرونش بکنب یک حیوان درنده بزرگ گیر بهت می دهد. مهم این نیست سر این کلاس می آیی یا نه مهم این نیست که حرم می روی یا نه مهم این نیست که چقدر نمازمی خوانی نمی دانم چی کار کردی مهم این است که عرضه داری دلت را پاک نگه داری یا نه، بعضی ها بیست سال از این کلاس ها می آیند هنوز نمی تواند دلشان را پاک کنند از کینه از حسادت از نفاق، از حسادت از تکبر پس است تو دلت دیگه، الآن است این کلاسها و جلسات و استاد و این حرفها هیچ کدام به دادت نمی رسد چون تو هیچ وقت تصمیم به شدن نگرفتی. مهم این است که انسان تصمیم بگیرد به شدن، تصمیم بگیرد به پاک شدن تصمیم بگیرد به پاک شدن تصمیم بگیرد به عمل کردن تصمیم بگیرد به درگیرشدن با خودش و پاک کردن خانه ی دلش، بخواهد مار وعقربهها را بیرون بکند از مار وعقرب لذت نبرد یک کسی که یک عمر دارد غیبت می کند دارد نیش می زند دارد حسادت می کند تندخوبی دارد و رنجی دارد حساسیت و عصبانیت دارد این عاشقانه دارد اینها را نگه می دارد تو وجودش دیگه. لذا از کلاس هم که برود بیرون باز همان آدم متلک گویی نیش زدنف فضول، دخالت کن ومتجاوز به حریم دیگران است هیچ فرقی نمی کند هنوز همان آدم است. هنوز تو کار دیگران فضولی می کند هنوز غیبت دیگران را می کند هنوز کینه داد هنوز تنفر دارد هنوز. این چه فرقی کرده خب برویم سراغ فرمایش بعدی از وجود مقدس آقا امیرالمؤمنین (علیه السلام) در مورد خاصیت محبت بارها عرض کردیم محبت چی کار می کند؟ اگر شما یک چیزی را دوست داشتید چه اتفاقی میافتد؟ هرکس یا هرچیزی که باشد دوستش داشته باشی با ذات تو اتحاد برقرارمی کند یعنی این جوری سرازیر می شود تو روحت و روحت باهاش چی برقرار می کند، پیوند. شما دیدید مثلاً شما روغن می ریزید رو آب نمیگیرد همین رو آب میماند. محلولها را دید با هم فرق می کند وقتی وزنشان یکی نیست این جوری است رو هم میماند ترکیب نمیشوند اصلاً. اما شما شکربریزقند بریز، نمک بریز، می بینی آب شد شور شد شیرین شد، ترکیب می شود یکی می شود بعضی ها پنجاه سال نماز می خوانند حضرت فرمود در یک روایت داریم شصت سال فرمود یک رکعتش هم قبول نمی شود چون اصلاً یک رکعتش هم آموخته نمی شود با اینها. این چهل سال با تنفر نماز خوانده، نماز خوانده نه فلسفه اش را می داند نه خوشش می آمد از نماز، ولی همین وظیفه ای می خواند اصلاً جذب نمی کند. روزه می گیرد ولی واقعاً از روزه متنفر است عاشق روزه نمی شود. مهمانی خدا اصلاً از ضیافت خدا خوشش نمی آید جشن تولد، عروسی، مجالس آن چنانی دعوتش کنند کاملاً لذت می برد برو تو این مجالس، مجالس فسق و فجور، مجالس اهل لهو لعب لذت می برد واقعاً تو جانش می ریزد. یکی می شود اما این مثلاً چهل سال نماز می خواند حرم می رود ولی یکی نیست اصلاً. اصلاً اتباط برقرار نمی تواند بکند، نمی ریزد تو جانش، کی می ریزد تو جانت؟ وقتی دوستش داشته باشی تا دوستش داشته باشی می ریزد تو وجودت، همین که خوشت آمد تمام شد برد. همین خوشت آمد ازش ترکیب انجام می شود، رفت تو جانت و هرچی بیشتر خوشت می آید بیشتر نفوذ می کند تو وجودت. می بینی انسان روز به روز عاشق تر، وابسته تر، صمیمی تر می شود. خب این را با خدا چی کار کنیم با اهل بیت چی کار کنیم فقط یک راه دارد معرفت بعدش هم تبعیت، این دو تا. معرفت و تبعیت، هر چه معرفتت بیشتر می شود عشقت هم بیشتر می شود. هرچی دستورالعمل را بیشتر رعایت می کنی عاشق تر می شوی. چون شبیه تر می شوی. هرچی انسان با یک چیزی شبیه تر بشود عشقش هم بیشتر می شود. شباهت عشق می آورد دیگه. آدمها الآن بر اساس چی خوششان می آید از همدیگر از کیا خوششان می آید از کیا خوششان نمی آید؟ اونی که شبیه خودش است جهنمی، جهنمی بهشتی، بهشتی «کلّس حزب بما لَدیهم فرحون» قرآن می فرماید: هر گروهی به آن چیزی که خودشان دارند دل خوشند. نادایان مر ناریان را طالبند/ نوریان مر نوریان را جاذبند. این قاعده است دیگه. ذره ذره کن درین ارض و سماءست/ حبس خود را همچو کاه و کهرباست. ناریان با ناریان، نوریان هم با نوریان. خب اگر ما بخواهیم جنس عالی با ما ترکیب بشود هر چیزی با ما ترکیب نشود باید بهترین جنس ها را بشناسیم. دیدی این دختر، پسرهایی که با هم رفیق می شوند می گویی مثلاً می خواهی با این ازدواج کنی؟ می گوید نه بابا این قدر آدم بی ارزشی است من می خواهم با این ازدواج کنم نه بابا همین جوری رفاقتی با هم می رویم می آییم فقط برای همین سرگرمی و رفاقت ها و هوس ها و این چیزهاست من کی با این ازدواج می کنم اصلاً با این ازدواج نمی کنم، این برای رفاقت، بیرون رفتن، این ور آون ور کثیف کاری و این کارها است. برای همسری که من این را انتخاب نمی کنم. یعنی کاملاً در دلش را بسته، دوستش ندارد اداء در می آرود. می روند بگردند این ور اون ور همین برای اینکه هردویشان به هوس هایشان برسند. اما وقتی می خواهد همسر انتخاب بکند می گردد از چی انتخاب می کند از بهترین جنس ها می گوید این را می خواهم دوستش داشته باشم. برای همین همه ش مراقب است که هرکس تو دلش نیاید می گوید نه این دیگه حریم دوست بازی و رفیق بازی و مهمانی و مسافرت نیست که برای همین کارها ما بخواهیم این حیم، حریم قلب است می خواهم دلم را بهش بدهم اگر می خواهد دلش را بدهد می گوید من باید بگردم یک کسی را پیدا بکنم بی لرزد دلم را بهش بدهم. حالا یک کسی فهمید دلش به اندازه ی خدا بزرگ است، دیگه به کمتر از خدا نمی دهد. شعارش چی است، لا اله الا الله، اصلاً من معشوقی جز الله ندارم و چون می خواهم به الله برسد باید از طریق بالاترین کمال به الله برسد چون باید خدا جلوه کند برایش، خدا تو کی جلوه کرده کامل ترین جلوه را؟ تو چهارده معصوم، لذا امام زمان در مورد چهارده معصوم فرمود چی؟ در مورد پیغمبر و اهل بیت فرمود: «لا حبیب الا هو و اهله» هیچ محبوبی نمی ارزد انسان عاشقش باشد به جز پیغمبرو اهل پیغمبرآل پیغمبر. لذا یک کس یک قیمت خودش دستش است. اصلاً دلش را به کمتر از اینها نمی دهد. یعنی نمیارزد حماقت کرده به کمتر بفروشد مفت فروخته خودش را. خود فروشی کرده فحشا این نیست که فقط یک نفر بود بدنش را بفروشد، فحشا از فحشا بالاتر این است که یک کسی روحش را بفروشد. همه ابدیت و حقیقتش را بفروشد و دستش را بدهد دست شیطان . اینکه خیلی بدتر است فحشایش که. خیلی بدتر است خود فروشی از این بالاتر وجود دارد؟ انسان روحش را حقیقت جاودانه خودش را بفروشد به جهنم بفروشد به شیطان بفروشد به دنیا. این خیلی هرزتر است. این فحشایش خیلی بیشتر است، خب حالا به این روایت توجه بکنید. «من احبُنا فی الله حشر معنا» عجب مژده ای داده امیرالمؤمنین (علیه السلام) هرکس به خاطر خدا ما را دوست داشته باشد توحید را می رساند. ما عاشق اهل بیت مستقل از خدا نیستیم. خیلیها هستند دم از علی و امام حسین و اینها می زنند نماز نمی خوانند آن طرف، اما با خدا کاری ندارد. می گوید من امام حسین را دوست دارم عاشق امام حسینم. من از این آدم ها زیاد دیدم می گوید من اصلاً خدا را قبول ندارم قربان امام حسین بروم. بابا این امام حسین که می گویی کی امام حسین کرده اش؟ از کجا آمده ؟ این جلوه ی کی است؟ کی ایم را فرستاده؟ می گوید من کاری به این کارا ندارم. بعضی ها می گویند اصلاً همه را ول کن دم ابوالفضل گرم. خدا و نمی دانم فلان و این حرف ها فقط ابوالفضل عشق است. بائر می فرماید طرف کمونیسیم بود، آمده بود تلویزیون می خواستند اعدامش کنند زمان شاه محاکمش را نشان می داد. اصلاً اعتقاد به خدا نداشت می گفت من پیرو مولایم حسینم، آقا شما الآن بروید اون ور عالم، خیلی جاها است بزرگتریشان همین هند است. ما رفتیم دیدیم طرف اصلاً اسلام را نمی شناسد، پیغمبر اسلام را نمی شناسد، خدا را نمی شناسد ولی برای امام حسین عزاداری می کند چه عزاداریی. حضرت می گوید اگر می خواهید ما را دوست داشته باشید. دقت کنید که ما اهل بیت فقط خدا را نشان می دهند اصلاً خودشان را نشان نمی دهند، اهل بیت آینه تمام نمای خدا هستند.خدا کامل ترین جلوه ی خودش را، ظهور خودش را در اهل بیت کرده که شما با دیدن آنها یاد کی بیفتد یاد خدا باشید خدا دستور داده اگر می خواهید به من برسید فقط یک راه بیشتر ندارد آن هم چهارده معصوم. «وبتغوا الیه الوسیله» آیه ی قرآن است اگر می خواهید بروید پیش خدا بروید دنبال وسیله باشید. الله باید ظهورات داشته باشد. ظهورش هم اهل بیت هستند. شما بدون اهل بیت خدا چه ظهوری برای شما دارد. با سنگ و چوب و حیوانات که ظهورات ناقص الاهی هستند که انسان نمی تواند به خدا برسد که شما باید با کامل ترین جلوه ی خدا به خدا برسید. چون دلت هم کامل ترین موجود را دوست دارد لذا حضرت جهت می دهد می گوید اگر خدا را می خواهید به خاطر خدا اگر کسی ما را دوست داشته باشد «حشرمعنا» با ما محشور می شود یعنی درواقع، عشق به اهل بیت، عشق به حق تعالی است. «من احبکم فقد احب الله» هرکس شما را دوست داشته باشد خدا را دوست دارد «ومَن ابغضکم فقدا بغض الله» هرکس دشمن شما باشد دشمن خدا است. «من اراد الله بدءَ بکم» هرکس خدا را بخواهد از شما باید شروع بکند. اینکه یک کسی بگوید نه من خدا می خواهم با اهل بیت کاری ندارم این یک اشتباه است فاحش و دروغ بزرگی است. الله را اگر می خواهید باید تو دنیا پیدایش بکنید. خدا تو قالبی بزرگ تر از اهل بیت ظهور ندارد باید با اهل بیت بروی جلو، با ظهورات خدا با جلوه ی خدا به وسیله ای که خداوند بهت معرفی کرده، خب آب کوزه چون درآب جو شود، آب کوزه را بریزی توی جوب چه اتفاقی می افتد؟ محو در وی می گردد و او جو می شود. دیگه کوزه ای وجود ندارد می شود چی؟ می شوی جوه یک کسی خودش را سرازیر کرد یعنی فهمید گم شده ی دلش، فهمید خودش تو اهل بیتند آن کمالی که می تواند پیدا کند می شود اهل بیت. گم شده ی دلش، اوج خودش می شود امام لذا خودش را می ریزد تو اوج خودش. ذوب می کند توی معصومین. یکی می شود حالا ان شاء الله فرصت بشود برسیم به جامعه کبیره آنجا خیلی غوغاست، تو جامعه ی کبیره شما ها برای امام دعا می کنید و عجیب است میگویی خدا به کجا برساندت «فبلغ الله بکم اشرف محل المکرمین و اعلی منازل المقربین» آقا مگر ما میتوانیم امام را به اینجاها برسانیم؟ می توانیم امام را برسانیم به همین جا؟ امام تو اوج است. ما تو حریزیم. چه جوری یک دفعه شما دست بلند کردی می گویی ای امام که تو آنجا هستی خدا ببردت بالاتر. فلسفه اش چی است اگر یک کسی برای امام دعا بکند برای امام زمان دعا بکند. برای پیغمبر دعا بکند. دعای شنبه است دیگه. «فبلغ الله بک اشرف المکرمین» خدا ببردت بالا بالا. اینقدر می گوییم رمزش چی است که می گوید تو برای امام دعا کن. امام هادی (سلام الله علیه) می گوید چی؟ می گوید تو وقتی داری با ما حرف می زنی برای ما دعا کن تو برای ما دعا کن. واقعاً ائمه به دعای ما احتیاج دارند؟می گویند شما برای ما دعا کنید. چون قلبش تو خودت را ریختی تو امام. وقت خودت را ریختی تو امام«انفسکم فی النفوس» اتفاق افتاده دیگه، بعد تو هر چی به امام داری می گویی به خودت می گویی. در واقع داری برای خودت دعا می کنی چون امام هرجا برود تو را هم با خودش می برد معشوق هر جا برودمی بردت. این یادتان نرود خیلی خطرناک است. معشوق هرجا برود می بردت. اگر اشتباه کنی انسان دچار شکست عشقی بشود و بی جا یک کسی دوست داشته باشد بی مورد بیفتد تو عشق، عشق جهنمی پیدا بکند می رود به سمت جهنم. پس ببین با کدام وسیله داری حرکت می کنی. این خیلی مهم است انتخاب وسیله. ببین دلت را کجا می خواهی بگذاری. امکان ندارد امام حسین یک جایی برود و بچه هایش نباشند. امکان ندارد امیرالمؤمنین یک جا برود و بچه هایش نباشد امکان ندارد فاطمه زهرا بچه هایش را او مقام خودش نبرد. می برد تو مقام خودش ولی اگر بچه دل داه باشد به حضرت زهرا، دنبالش راه افتاده باشد. می گوید من یک قطره آب هستم کنار جو که بایستم بخار می شوم می روم خودم را می اندازم تو آب. اگر یک کسی خودش فانی شد فانی کرد دیگه انتخاب هایش را با سلیقه ی خودش انجام نداد با سلیقه فاطمه زهرا انجام داد، ارتباطش با سلیقه ی خودش نبود با سلیقه امام زمانش بود. رفتارهایش و افکارش را با سلیقه ی آنها چیده یعنی من نیستم. ما تو دنیا هرکاری کردیم هرچی شما دوست داشتید ما دوست داشتیم. هر چی به ما گفتند ما کردیم هر جا شما بگویید ما رفتیم هر چی را شما بگویید ما دوست داشتیم اصلاً مایی در کار نبوده خوش به حال یک نفر که زیرکی می کند از اول اختیار خودش را برمی دارد می اندازد خودش را تو جوی آب. قطر دریاست اگر با دریاست. وقتی یک کسی اختیار از خودش گرفت خودش را انداخت تو دریا، به اندازه ی دریا دیگه بزرگ است دیگه دریا وجود ندارد، یک کسی آمد با چهارده معصوم عشق ورزید و خودش را ذوب کرد و فانی کرد تو آنها وقتی فانی کردی آنها هر جا بروند تو را هم می برند. آب کوزه وقتی بماند ممکن است بگنند و تبخیر شود ولی وقتی رفت تو جوی، جوی هرکجا برود تا برسد به دریا این کوزه هم دارد با آن می رود. لذا قاعده اش را می گوییم قواعد ریاضیش را یاد بگیرید که وقتی حضرت می فرماید: «من احبنا فی الله حشرمعنا» یعنی چی؟ با ما محشور می شود علت دارد. چون تو وقتی دوست داشتی ذوب او هستی و همراه او خواهی رفت. «اسئل الله ان یبلغنی المقام المحمود لکم عندلله» آن مقامی که شما دارید من هم آن مقام را می خواهم می گوید اگر می خواهی پس فانی شو تو من. من می برمت اگر می خواهی تو تو باشی و من من باشم کیا شبیه استاد می شوند؟ تو ریاضیات، تو هنر، تو نقاشی، تو خط، تو هر رشته ای کی شبیه استادش می شود کسی که مقامت خودش را به کمترین درجه برساند و شبیه بشود، دل بدهد حرف گوش بدهد با پوست کلفتی، با منیت با خودخواهی هیچ اتفاقی نمی افتد. فقط روز به روز هر چی سر کلاس می نشیند دورت می شود. خدایا به حق محمد وآل محمد ما را محمد و آل محمد محشور بفرما.