جلسه 048 - خانواده آسمانی
شماره جلسه
48
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1390
ماه
4
روز
30
متن کامل (خام) ‌ جلسه 048 - خانواده آسمانی

«بسمه تعالی»

بحثمان درباره ی آثار محبت خانواده آسمانی مان و اهل بیت (ع) بود که در این راستا یک روایت طولانی را از نبی اکرم نقل کردیم که این روایت را عبدالله بن عمر راویش هستند و نشانیش را خدمتتان عرض کردیم از فضائل الشیعه شیخ صدوق صفحه 5، این روایت بشارتهای زیادی را درباره ی محبین اهل بیت (علیهم السلام) و آثار محبت اهل بیت (ع) به ما می دهد که آخرین قطعه ای که از این روایت خواندیم این بود که (من احب علی سمیه فی السموات و الارض اسیر الله) هر کس که علی را دوست داشته باشد در آسمان و زمین به عنوان اسیر خدا، یعنی اسیر عشق خدا و اسیر کمند محبت الهی شناخته می شود که گفتیم این مقام بسیار بزرگی است و تا یک حدودی هم معنای آن را عرض کردیم، قطعه بعد می فرماید که ( و من احب علی نداهُ ملکُ مِن تحت العرض یا عبدالله اِستَعضِفِ العمل فَقد غَفَرَاللهُ لکَ الذنوبَ کُلَها) این هم یک بشارت بسیار بزرگ است که می فرماید که هر کس علی (ع) را دوست داشته باشد البته باز هم عرض خواهیم کرد فرشته ای از زیر عرش الهی خطاب می کند که ای بنده ی خدا عملت را از سر بگیر خداوند همه ی گناهان تو را آمرزید. اینکه محبت چگونه پاک میکند انسان را در جلسات گذشته توضیح دادیم وقتی که اساساً روند محبتی انسان با اهل بیت در جریان باشد قدرتمند، شخص از صبح که از خواب بیدار می شود با عشق خانواده ی آسمانی اش از خواب بلند می شود و تا شب هم این عشق در دلش است اگر در این بین خطایی از او سر بزند در دریای محبت ذوب می شود شما اعضای یک خانواده ای که خانواده ی سالمی هستند اعضای خانواده ی سالمی هستند اعضای خانواده همدیگر را دوست دارند، توجه کنید یا در رابطه ی بین دو تا دوست یا یک زن و شوهر، خواهر و برادر، اگر توجه کنید اینها چون همدیگر را دوست دارند در طول ساعاتی که در روز با هم هستند چون روابط، روابط بر اساس علاقه هست بر اساس محبت است بنا این است که از همدیگر تقصیر و قصوری را نبینند و اگ اشتباهی سر بزند از کسی اینقدر این رابطه گرم است این قدر این رابطه صمیمی هست که برای هر دو طرف این مسئله حل شده است که نباید یک رابطه ی عمیق، یک رابطه ی دوست داشتنی یک رابطه ی عالی را به خاطر اشتباهات، خطاها، آلوده اش کرد و خرابش کرد. خب حالا شما با کسانی دوست هستید در خانواده ی آسمانی تان، کسانی را دوست دارید که کاملتریت تجلی محب، رعفت و رحمت خدا هستند و محبوب کسانی هستند که هیچ کس به اندازه ی آنها مهربان نیست یعنی بعد از خدا آنها هستند که کانون محبت هستند حالا شما یک رابطه ی این طوری که انسان این را احساسش کند، متأسفانه ما چون غفلت داریم این غفلتهای ما باعث می شود ما این رابطه ی گرم و صمیمی و عمیق را خوب نبینیم وهمیشه با یک فضای غبار آلود به خودمان و اهل بیت نگاه کنیم به رابطه مان با اهل بیت نگاه کنیم. گل آلود نگاه می کنیم، شفاف نگاه نمی کنیم مثل یک کسی که عینک تیره ای زده باشد می خواهد با آن همه چیز را ببیند اما اگر تحت قاعده محبت چشمانش را تیز کند آن غبارها را کنار بزند می بیند که رابطه اش با خانواده ی آسمانیش هزاران هزار برابر از رابطه اش با عزیزترین کسش در دنیا عاشقانه تر است از همسرش از پدر و مادرش، از فرزندش، از بهترین دوستانش، رابطه عمیقتر، شیرین تر، گرم تر است اینکه ما نمی توانیم این حس را با خانم فاطمه زهرا(س) داشته باشیم و احساش نمی کنیم، یعنی فکر می کنیم یک دوست زمینی، یک شوهر، یک نامزد، یک پدر، یک مادر، یک زن و... فرزند خیلی عمیق، علاقه و صمیمیت ما بیشتر از رابطه مان با خانواده ی آسمانی مان است این به خاطر ضعف محبتی ما است، غبار جهل، غبار آلودگی، غبار غفلت باعث شده که ما آن عمق را نبینیم وقتی که آن عمق رانمی بینیم، متأسفانه نمی توانیم آن رابطه ای را که باید برقرار کنیم و از این عشق و گرما استفاده کنیم یعنی مثل دو نفری که خیلی به هم علاقه دارند اما هیچ کدامشان هم ابراز نکردند وهمیشه شیطان هم خیلی راحت می تواند بیاید بینشان دو به هم زنی کند وقتی هم که دو به هم زنی می کند رابطه را خراب می کند انسان طرف ا از دست می دهد تازه می فهمد که چه گوهری را از دست داده تازه دلتنگی ها، کم آوردنها، شروع می شود بعد می فهمد که اینطوری نبود اصلاً ارزشی نداشت که ما رابطه ی به این خوبی را به خاطر یک کار بچگانه یک حساسیت بیجا، یک بچه بازی خرابش کردیم در رابطه با اهل بیت (ع) ما باید مدتها زحمت بکشیم تلاش کنیم این غبارهای غفلت، را کنار بزنیم ببینیم که بین ما وآنها چقدر رابطه صمیمی و زیباست. این مخصوص شیعیان هم نیست حالا شیعیان از بقیه مذاهب نزدیکتر هستند به اهل بیت(ع) اما اهل بیت (ع) همه ی انسانها فرزندشان هستند واقعاً دوستشان دارند وفقط باید این رابطه کشف شود این رابطه با چراغ و نور معرفت، نور اطاعت الهی کشف شود وقتی کشف شد انسان به عظیمترین گنجینه ی زندگی خودش در دنیا و آخرت می رسد یعنی بزرگترین دارایی خودش را در دنیا و آخرت پیدا می کند با خود می گوید: من چهارده نور مقدس دارم که اولاً بیشتر از هر کس دیگری من را دوست دارند و محبوب آنها هستند با همه ی گناهانم با همه ی آلودگی هایم محبوب آنها هستم، پدر و مادر با همه ی گناهان چقدر ما را دوست دارند چقدر علاقه دارند هزاران هزار برابر بیشتر از آن اهل بیت (ع) ما را دوست دارند و اینطور نیست اگر ما یک گناهی کردیم یک آلودگی داشتیم خیلی راحت از چشم آنها بیفتیمهمانطور که یک بچه با هزاران خطا از چشم پدر و مادر نمی افتد ما هم از چشم خدا و یا اهل بیت(ع) نمی افتیم نه تنها این در آنها نیست بلکه آنها به ما یاد داده اند که آدم ها به خاطر خطاهایی که در حق شما می کنند از چشم شما هم نباید بیفتند یعنی نباید انسان با اطرافیانش جوری زندگی کند رابطه اش یک طوری باشد که خیلی راحت دوستانش را، عزیزانش را از دست بدهد کسانی که با آنها رابطه ی عاشقانه، صمیمی این مدت این علاقه بین انسانها و بین شیعیان که حالا بحث آن مستقل هست می رسیم، ان شاء الله در سایه ی این عشق آسمانی ما باید به همدیگر خیلی علاقه داشته باشیم ما هم بچه های آنها هستیم ضمن اینکه از کانون عشق آنها بهره مند می شویم باید نسبت به همدیگر هم مهربان باشیم که البته مباحثش را خیلی سال پیش در زیارت عاشورا در مهرورزی عرض کردیم ولی بازه هم عرض می کنیم که ما باید با همدیگر خلی علاقه مند باشیم خلی مهربان باشیم این همه درجه خشونتی که بین ماهاست از این است که ما خودمان را نمی شناسیم خانواده ی مان را نمی شنیاسیم هنوز باور نکردیم که اعضای یک خانواه هستیم هنوز باور نکردیم تک تک آدم هایی که ما داریم با آنها زندگی می کنیم پیش اهل بیت(ع) خیلی عزیز هستند، پیش خدا خیلی دوست داشتنی هستند، و ما به راحتی نمی توانیم از یک نفر بدمان بیاید. اگر کسی از یک نفغر بدش بیاید معلوم است قلبش غفلت زیاد آلودگی زیادی دارد قاصله زیادی از خانواده ی آسمانیش گرفته است، خودش را نشناخته است، نسبت ه خودش جهالت دارد. ممکن است ما از عمل یک نفر بدمان بیاید اما هیچ وقت از خود شخص بدمان نباید بیاید. حالا این به جای خودش ان شاء الله بحث خواهیم کرد. الان در درجه اول مسئله مهم این است که ما این کانون عشق را در وجود خودمان کشفش کنیم بتوانیم دائماً تمریم کنیم تمرکز بگیریم، کارهای معرفتی انجام دهیم تا آرام آرام متوجه بشویم که ما یک پدری داریم که به بزرگی امام زمان یک مادری داریم به بزرگی فاطمه ی زهرا(س) فقط این چهارده نفر نیستند انبیاء هستند اولیاء هستند امام زادگان بزرگ هستند که اینها هر کدام علاقه ای که نسبت به ما دارند و محبتی که نسبت به ما دارند بسیار بسیار بالاتر از محبت پدر و مادرهای زمینی ما است، هیچ وقت پدر و مادر ما هر چقدر هم ما را دوست داشته باشند به اندازه ای که خانم زینب کبری(س) ما را دوست دارد آقا اباالفضل (ع) ما را دوست دارد هرگز آن علاقه پدر و مادر به علاقه آنها نمی رسد ولی ما باید این رابطه ای که با پدر و مادرمان کشف کردیم و الان به آن تکیه داریم، می فهمیش این را نسبت به اهل بیت(ع) کشف کنیم بفهمیم و بعد به آن تکیه کنیم، اینجاست که یک شخص اوج می گیرد زمانی که بتواند این رابطه را کشف کند به آن تکیه کند و به عنوان دارایی خودش تثبیتش کند در قبر، چون وقتی به عنوان دارایی تثبیت شد اینجاست که شما یک شخصیت قدرتمند می شوید دیگر آویزان و وابسته به شخصیتهای دیگر از نظر محبتی نیستید دیگر بد اخلاقی نمی کنید دیگر زود رنجی ندارید دیگر حساسیت ندارید دیگر حسادت نمی کنید، چیزی ندارد کسی که تو بخواهی به خاطرش حسادت کنی، چون آن چیزی که خودت داری همیشه زیباتر از همه دنیای دیگران است اگر دیگران در آخرت از ما جلو هستند که این حسادت بردار نیست این لذت بخش است انسان وقتی که از پیشرفت دیگران لذت می برد در پیشرفتها سهیم می شود. مثل اعضای یک تیم فوتبال در نظر بگیرید که مثل رزمندگان یک جبهه ی جنگ در نظر بگیرید. اگر یکجا گفتند فلان رزمندگان دشمن را عقب زدند همه خوشحال می شوند هیچ کس ناراحت نمی شود که چرا آنها این کار را کردند ما نکردیم، وقتی می فهمند دشمن منکوب شده در دوران دفاع مقدس همین طور می گفتند مثلاً فرض بفرمایید که خلبانهای قهرمان ایران فلان جا موفق شدند این اهداف را بزنند همه خیلی خوشحال می شدند رزمندگان ارتش این کار را کردند رزمندگان بسیج این کار را کردند و رزمندگان سپاه این کار را کردند همه لذت می بردند چون همه یک روح واحد داشتند در حرکتهای آخرتی وقتی انسانهای دیگر را انسان موفق می بیند لذت می برد چونمی گوید از اعضای خانواده ی من، خواهر، برادرهای من توانستند پرده دنیا را، پرده قدرتمند شیطان گرایی را توانستند پاره کنند و توانستند اوج بگیرند و تا پیش خدا رفتند. قطعاً وقتی که از خواهر، برادرهای من کسی اوج می گیرد تا پیش خدا می رود همین لذت من از اوج گرفتن او، بهره ای هم برای من خواهد داشت، حتماً سهمی هم نصیب من از اوج گرفتن دیگران خواهد شد. امکان ندارد یک کسی اوج بگیرد چیزیش به ما نرسد. امکان ندارد یک نفر در جمع ما نورانی تر از بقیه باشد نورش به ما نرسد. اصلاً علت اینکه می گویند نماز را جماعت بخوانید یعنی همه شما نورهایتان را بریزید روی همدیگر، همه توانهایتان را بریزید روی همدیگر، تنهایی حرف نزنید با خدا، بگویید ایاک نعبد و ایاک نستعین، فعل به کار ببرید، فعل جمع، یعنی خدایا ما را با هم یک جا قبول کن، ما و امام زمان و علماء و انبیاء و اینها همه با هم یکجا با هم نماز اول وقت می خوانیم در یک لحظه داریم خودمان را عرضه می کنیم به تو، این خیلی لذت بخش است. حالا از بین ما چهار نفر که نورانی باشند چهارنفر که اخلاص داشته باشند چهار نفر که دعاهایشان استجابت بشود برود بالا همه بهره مند می شوند گاهی وقتها داریم خداوند در یک شهر به واسطه ی یک نفر به همه رحم می کند و بلا را از همه دفع می کند پس این خیلی لذت بخش است. اما اگر امر دنیایی باشد که ما بخواهیم حسادت کنیم، نعوذبالله، اینقدر پست بشویم اینقدر کوچک بشویم نسبت به یک نفر، نسبت به دارایی های دنیایش، نسبت به آن چیزی که در دنیا به دست آورده است اینکه خیلی قبیح است واقعاً خیلی زشت است، دور از مقام انسانیت است که یک نفر حسود بشود به دیگران و دلیلی هم ندارد که ما حسادت کنیم چون اگر بخواهیم نسبت به دنیای دیگران حسادت بورزیم آنچه که خدا به ما داده است آن چیزی که به واسطه ی خانواده ی آسمانیمان به ما رسیده، آن جایگاه و عشق و علاقه و مودتی که ما به واسطه ی خانواده ی آسمانی مان داریم خیلی خیلی بی نهایت بزرگتر از دنیای دیگران است، پس ما چیزی کم نداریم که بخواهیم نسبت به یک کسی حسود شویم. حسرت حال کسی را بخوریم بیفتیم به مسابقه گذاشتن با دیگران، یا چشم روی هم چشمی نسبت به دیگران، همه اینها ناشی از این است که ما خودمان را نشناخته ایم، قیمت خودمان را نشناخته ایم، قدر خودمان را نمی دانیم. لذا امیر المؤمنین (ع) فرمود خدا رحمت کند کسی را که قدر خودش را بداند، بداند قیمتش چقدر است، اندازه اش چقدر است این خیلی ارزش دارد، عصبانیتها، پرخاشگری ها، داد زدنها، احساس تحقیر شدنها، احساس توهین شدنها، احساس کوچک شدنها، احساس محرومیتها، همه آن موقعی است که من خودم را گم می کنم. یعنی یادم می رود که هستم، آب گل آلود می شود یک دفعه من یک موقعی یادم می رود که هستم برای همین ما دائماً نیاز به تذکر داریم، دائماً نیاز به این داریم که حواسمان باشد که ما که هستیم. برای همین ما دائماً نیاز به تذکر داریم، دائماً نیاز به این داریم که حواسمان باشد که ما که هستیم، یک موقع هست مثلاً فرض بفرمایید. شما الان این روایت را می خوانید تا دو سه روز شما گرم هستید، حالتان خیلی خوب است. خوب متوجه شوید، غدا به شما کم نرسد مثلاً غداهای دنیایی انسان می بینید چهار تا سریال می بیند چهار تا داستان می خواند در خیابان، در کوچه اینطرف، آنطرف، با چهار نفر آدم غفلت زده که غفلت های آنها در دل انسان می نشیند شما با هر شخصیتی که ارتباط داشته باشید شخصیت او روی شما، تاریکی او روی شما، تأثیر دارد، می نشیند، بعد یک دفعه آب گل آلود می شود بعد یک دفعه یادتان می رود که هستید می بینید که هستید، می بینید که با اینکه این کلاسها را آمده اید این جلسات را آمده اید با اینکه درس خوانده اید ولی با بقیه می بینید که گاهی وقتها رفتارتان خیلی فرق نمی کند یعنی آن هر اشتباهی که دارد می کند شما هم آن اشتباه را می کنید، هر غفلتی که او دارد شما هم غفلت را داری، هر ضعفی که او دارد شما هم دارید، چرا؟ چون دارایی هایتان فراموش شده است، لذا ما دائماً احتیاج به تذکر داریم که این دارایی هایمان یادمان نرود که ما که هستیم، چه هستیم برای همین هم قرآن می فرماید: «و اصبر نفسک مَعَ الذین یدعون ربَهم بالغداه و العشی یَریدون وجه» دائماً خودت را همراه کن وادار کن، سعی کن با کسانی ارتباط داشته باشی که اهل خواندن خدا در صبح و شام هستند. آدمهایی هستند که معشوقشان الله است، آدم های سالمی که به کمتر از الله قانع نیستند، به کمتر از خانواده ی آسمانی شان قانع نیستند، با اینها رفت و آمد داشته باشید و ارتباط برقرار کنید که "یریدون وجه" عاشق جلوه ی الهی، عاشق وجه الله هستند و دوست دارند که با خدا دوست شوند. ارتباطتان را با اینها گرم نگهدارید تا خودتان هم گرم شوید ولی اگر با پائین تر از خودتان با اهل غفلت ارتباط دارید دائماً تذکر داشته باشید که تأثیر نگذارد غفلت آنها و تاریکی آنها در شما، در رابطه عاشقانه انسان وقتی گناهی مرتکب میشود یک دفعه نباید احساس کند با این گناه، شیطان، در صدد است با به رخ کشیدن گناهان انسان را از خدا دور کند، مدام به انسان می گوید که با این گناه کاملاً از خدا و اهل بیت(ع) دور شده ای و دیگر رفته ای در جهنم، نه اینطور نیست، قرآن می فرماید: ممکن است یک مؤمن گناهی بکند فحشای منکری از او سر بزند، اگر یک منکر و فحشایی از او سر زد زود توبه می کند زود برمی گردد و دلش را زود پاک می کند، مثل لکه دار شدن و آلوده شدن است که انسان با لک دار شدن و آلوده شدن فکر نمی کند بی ارزش شده می گوید می روم حمام، لباسم را عوص می کنم فقط باید هزینه حمام را بدهم، بروم لباسهایم را عوص کنم، خودم را باید شست و شو بدهم در گناه هم همین طور است. ما محبوبیتمان نزد خدا، نزد اهل بیت(ع) از بین نمی رود ولی خودمان با آلودگی محضر را از دست می دهیم کما اینکه شما با هر ظاهری، با هر آلودگی، با هر بویی نمی توانی هر جایی بروی، اینجاست که دور می شوی، باید آن آلودگی را از خودت دور کنی، باید آن توبه را انسان انجام بدهد، خودش را پاک کند، آنچه که ما را پاک می کند عمق این رابطه است چطور باعث می شد انسان وقتی گناه می کند برگردد، به خدا بگوید خدایا ببخش، یکبار، دوبار، صدبار، ده سال، بیست سال گناه کرده چطور انسان رویش می شود به خدا بگوید خدایا ببخش، ندید بگیر؟ روی چه حسابی ما این کار را می توانیم بکنیم؟ ما با آدم های نمی توانیم این کار را بکنیم آدم های معمولی اگر یک بار، دو بار، سه بار بخواهیم اذیتشان کنیم و حق شان را بخوریم، رویمان نمی شود بهشان بگوییم عزیزترین کسانمان هم اینطور نیستند ولی با خدا چطور است که ما می توانیم با اهل بیت(ع) چطور است که ما در دلمان می توانیم برگردیم و عذر خواهی کنیم؟ برای اینکه فطرت ما دارد به ما گواهی می دهد که کانون علاقه ای که ما با اهل بیت (ع) درش قرار داریم یک کانون بسیار قدرتمندی است خیلی قوی هست که ما می توانیم در آن کانون عذر خواهی کنمی و مطمئن هستیم که اینقدر این رابطه ی صمیمی و عاشقانه برقرار است که ما مورد مغفرت قرار می گیریم. هر کدام از اینها مباحث خیلی طولانی و مفصلی دارد از نظر مباحث انسان شناسی که ما اینجا فرصتش را نداریم. پس فرشته ای از زیر عرش خداوند ندا می دهد که ای بنده ی خدا عمل را از سر بگیر که خداوند حتماً گناهان تو را بخشیده این در زیر سایه عشق و علاقه ای است که انسان به اهل بیت(ع) نشان می دهد بنابراین سعی کنیم حتماً در روز دلدادگی، عشق بازی، عاشقی با اهل بیت(ع) داشته باشیم. کارهای عاشقانه، تمرکزهای عاشقانه داشته باشیم. حتی به این مقدار که انسان چند دقیقه بنشیند نه برای ثواب، برای هیچ چیز، فقط و فقط برای دوست داشتن، چطور شما می گویید که من فلانی را دوست دارم یک زنگ به او بزنم، این زنگ زدن برای چه هست؟ با این تماس تلفنی که با او بر قرار می کنی می خواهی چه به او بگویی؟ یا می گویی فلانی من را دوست دارد من فلانی را دوست دارم توقع دارم که فلانی با من تماس بگیرد. این برا چی است؟ می خواهی شما در این تماس چه بگویی؟ مگر چه حرف مهمی رد و بدل می شود؟ هیچی یک سلام علیک می کنید یک ابراز علاقه می کنی، یک ابراز دلتنگی می کنید یک ابراز دوست داشتن می کنید و این کار است این معنا دارد. ما همین کار را که با خواهرمان، برادرمان، پدرمان، مادرمان، دوست مان، با عزیزترین کسمان انجام می دهیم عین این کار را باید در روز تکرار کنیم، انجام بدهیم، دقایقی را آرام آرام بیشتر با اهل بیت(علیهم السلام) داشته باشیم نه فقط حرفی بزنیم چیزی بخواهیم، نه، بلکه تمرکزهای عاشقانه خوب دقت کنید راهکارها را داریم بررسی می کنیم، چطور تقویت کنیم تمرکزهای عاشقانه یعنی انسان دقایقی را بنشینید مهرورزی کند مثلاً شما یک کسی را دوست دارید، علاقه به او دارید، مثلاً فرض بفرمایید به یک نحوی به او بگویید من تو را دوست دارم. چه کار می کنید مثلاً؟ در خانه که هستید می جنبید تکان می خورید، زحمت به خودتان می دهید، یک چای دم می کنید یک آب میوه می گیرید می آورید برایش، یک هدیه ای، خوراکی، چیزی از بیرون می خری برایش می بری، یک دسته گل، یک شاخه گل، به او می دهید به این معنا که من تو را دوست دارم، یک لبخندی بهش می زنید، یک نوازش یک بوسه ای به یک نحوی این را ابراز می کنی این کار بسیار پسندیده و خوبی هست ما با خانواده ی آسمانی مان در روز چند بار این حالت را داریم؟ این نکته ی خیلی مهمی است. مثلاً امشب شب جمعه است بگوییم شب جمعه شب بسیار عزیز و مهمی است شب عاشقی است، انسان با آسمانی، برای همین هم ندا می آید فرشته ها می آیند به ما خطاب خاص شب جمعه دارند که دعوت می کنند ما را به نزد خداوند تبارک و تعالی، حالا که اینطور است ببینیم مثلاً حداقل انسان بنشیند یک دقایقی را یک تعدادی صلوات هدیه کند به همه کسانی که عزیزش هستند یعنی این صلوات را بفرستد به چهارده معصوم به هر کدام از آنها تعدادی صلوات خوب، صلواتهای قدرتمند هم که شما الحمدالله یاد گرفتید صلواتهایی با ثوابهای بی نهایت، انسان بیشیند اینها را بفرستد برای تک تک اینها، به خصوص برای پدر آسمانی مان وجود مقدس آقا امام زمان (ع) برای فرشته ها، برای امام زاده ها، برای حتی کسانی که در بهشت به خود خدا عشق ورزی بکند مهرورزی بکند با خدا حرف خصوصی داشته باشد دقایقی را برای خدا هدیه بدهد. دقایقی را در خودش ببیند که بخواهد به خدا هدایایی را بکند به خدا بگوید خدایا من از صبح از خواب بلند شدم تا الان جاهای زیادی رفتم، دوندگی های مختلفی داشتم، شنیدنی های گوناگونی داشتم، دیدنی های گوناگونی داشته ام، افکار مختلفی به ذهن من خطور کرد به قلب من آمد، اما خدایا در این آخر شبی من می خواهم بگویم دوستت دارم من می خواهم به تو بگویم دلم برایت تنگ شده است من میخواهم بگویم برای تو دارم نفس می کشم من دارم می گویم که توعزیزترین کس من هستی و اینکه بزرگان می گویند شما قبل از خواب مقداری استغفار کنید، دعا بخوانید، شب صدقه بدهید، برای همین است که انسان آن آلودگی ها، آن خطاها، آن راه های اشتباهی را که رفته است، آن کدورتهایی را که شیطان بین او و خدا و اهل بیت(ع) ایجاد کرده همه را پاک کندومسلم به طرف بگوید که هیچ وقت کارهای بد من، هیچ وقت وسوسه های شیطان نمی تواند من را از شما جدا کند این تجدید است برای همین هم ما پنج وعده نماز داریم، نمازهای پنجگانه فوق العاده زیباست و ارزشند است. این که انسان فرصت صبح را از دست می دهد ظهر فرصت تجدید میثاق و تجدید عهد دارد. عصر فرصت دارد مغرب فرصت دارد. الحمد الله عشاء فرصت دارد بعد از عشاء فرصت دارد. این تجدید عهد بکند با خداوند تبارک و تعالی حرف بزند، درد دل کند، هدایایش را بفرستد و ثابت کند این عشق و علاقه او را و اصلاً انسان به نماز احتیاج دارد برای اینکه به خودش به باوراند این مسئله را که من عبد خود هستم، ببین الان هنوز فرصت دارم در مقابل تو خم بشوم فرصت دارم تعظیم کنم، فرصت دارم سجده کنم، فرصت دارم سرم را روی پای تو بگذارم، گفتیم سجده به فرموده امام صادق(ع) این است که انسان سرش را روی پای خدا گذاشته وقتی که به نماز می ایستی می بینی که هنوز خدا ایستاده منتظرت است وقتی داری وضو می گیری می بینی که خدا منتظرت ایستاده چون بهت اجازه وضو دارد می دهد. وقتی افتاده به دلت که دو رکعت نماز بخوانی پس خدا انداخته است به دلت یعنی هنوز دعوت هستی، هنوز قهر نیستی، هنوز رابطه خراب نیست، الحمدالله وقتی می آیی می ایستی در مقابل خدا تکبیر الاحرام را می گویی می بینی که چقدر زیبا پذیرفته است تو را، هنوز این خدای مهربان در انتار توست و آغوشش هنوز به روی تو باز است. وقتی که به سجده می روی می بینی که سرت را اجازه داده روی پایش بگذاری، پس ببینید انسان وقتی که دو رکعت نماز می خواند خودش را در آغوش خدا می بیند با این در آغوش دیدن خودش به خودش باورش می شود که هنوز من پیش خدا جا دارم، هنوز خدا من را قبول کرده است، ببینید الان قبول کرد، من امروز را صبح خیلی کارها کردم، خیلی جاها رفتم، خیلی اتفاقات افتاد اما این آخر شبی این مغربی، این صبحی، این ظهری هنوز ببین خدا می تواند من را بپذیرد، هنوز قبول می کند و اجازه می دهد که با مهربانی و با نیکی که من سرم را روی پایش بگذارم و با او حرف بزنم، بغلش کنم و آنطور که می خواهم ببوسمش، پس ببینید ما به این نماز خیلی احتیاج داریم، هر بار که نماز می خوانیم هر بار که مفاتیح را، قرآن، را می گشاییم، هر بار که دستمان می رود بالا می توانیم بگوییم یا الله، هر وقت دستمان به یک تسبیح می خورد هر وقت رو به قبله هستیم هر وقت وضویی می گیریم هر وقت صلواتی می فرستیم می بینیم که هنوز خدا و خانواده ی آسمانی ما، ما را پذیرفتند منتظر ما هستند و هنوز ما پیش آنها جایگاه داریم. پس اینها بسیار بسیار ارزشمند است نماز، صلوات، دعا، ذکر، ما باید از این فرصتها استفاده کنیم و این فرصتها را خودمان هم برای خودمان ایجاد کنیم دقایقی با بقیه فرصتها استفاده کنیم و این فرصتها را خودمان هم برای خودمان ایجاد کنیم دقایقی با بقیه اعضا، بقیه ی دوستان، با بقیه ی عزیزانمان فاصله بگیریم و فقط و فقط در مقابل خدا بنشینیم حالا لازم نیست نماز بخوانیم، نماز اصلاً نخوانیم همین یک وضویی بگیرد انسان یک سجاده ای پهن کند عطری به خودش بزند همینطور بنشیند روی سجاده فقط، چند دقیقه ای فقط روی سجاده بنشیند در مقابل خدا، تمرکز بگیرد، خدا دارد می بیندش در درون ما با ما حرف بزند ما می توانیم با او حرف بزنیم. حالا نمازی هم می خوانیم خواندیم نخواستیم تسبیحی دست بگیریم و صلواتی می فرستیم، الحمدالله می گوییم. سبحان الله می گوییم، استغفاری می کنیم، لا اله الا الله می گوییم و این تجدید عهد و میثاق فوق العاده فوق العاده در پاکی دل ما میسر است. پس عمل را از سر بگیر با فهم درست یک رابطه ی عاطفی، یک رابطه ی عاشقانه با اهل بیت(ع) است که جا می افتد، حالا در فقرات بعدی این نکته، چون خیلی فقره، فقره ی با عظمتی است مژده اش خیلی مژده ی بزرگی است که انسان در سایه عشق به اهل بیت (ع) هر لحظه مشمول مغفرت الهی است هر لحظه مشمول پاکی است.هر لحظه دوست داشتنی است برای اهل بیت(ع) برای خانواده ی آسمانیش این خیلی مهم است. بخش های بعدی هم این را بیشتر توضیح می دهم( الا و من احبَ علیُ جاءَ یوم القیامه وَ وجههُ کَلقَمرِ لیله القدر) هر کس علی را دوست داشته باشد روز قیامت در حالی می آید به صحنه قیامت و محشر که صورتش مثل ماه شب چهارده می درخشد این حب علی علیه السلام، عشق به علی(ع) و خانواده ی آسمانی، این درخشش، این ویژگی، این بشاشیت و شادابی و نشاط را برای ما خواهد آورد که در روز قیامت که به تعبیر قرآن و روایات بسیار از چهره ها به صورت حیوان، جانورهای مختلف، سیاه، گناه آلود، قبرح، غبار گرفته، تاریک، اخمو، غصه دار است. در روز قیامت محب علی (ع) شفاف، با نشاط وجوه یومئذ، آیه قرآنرا ببیند چقدر زیبا می گوید که چهره ی آنها، سبزی دارد خرمی دارد، (تعرف فی وجوههم نَظَره النعیم) وقتی نگاهشان می کنی ذوق زدگی، سرسبزی، تازگی، از برخورداری از محبتها، عشق ها، اطمینان به این عشق، تکیه بر این عشق را شما خواهید دید در روز قیامت، تازگی نعمتها را خواهید دید. شاد، شنگول، ولی در مقابل وجوه یومئذ آنجا صورتهایی هستند تعبیری که می کند قَبَرَه، تَرَقُها قَتَره چه تعبیرات عجیبی دارد، غبار گرفته، گناه آلود، ترسان، وحشت زده، در آن حالت محب علی (ع) با چهره هایی که بسیار بشاش هستند. دیدید شما فرض بفرمایید در یک جایی ک خیلی ها شکست خوردند نفر پیروز چهره اش چگونه است؟ وقتی پیروز شده است، حس و حالش، خودش، طرفدارهایش، خانواده اش، چه حسی دارند در یک همچین رقابت بسیار سنگینی که همه شکست خورده اند؟ این یک نفر پیروز بیرون آمده و خوشحال و شاداب است در روز قیامت که روز سختی است روز کمر شکنی است واقعاً روز کمر شکنی است که به قول حضرت، حالا می رسیم روایتش را می خوانیم، می فرماید« احوالهُنَ عَظِمه» آن حول، ترسهایش بسیار عظیم است. ترسهای روز قیامت در آن حالتی که همه اظطراب دارند محب علی، بسیار شاد و آرام و با نشاط و با قدرت است می فرمایند که «وجهُهُ کلقمر لیله القدر» مثل ماه شب چهارده چهره ی او درخشندگی دارد، «الا و من احبَ علیَ وُضِعَ علی راسِهِ تاجُ المُلک وَ اُلبسَ حُلَتَ الکرامه» هر کس علی را دوست داشته باشد روی سر او تاج پادشاهی قرار می دهند. «مُلک- وَاُلبسَ حُلَتَ الکرامه و لباس کرامت به تن او می پوشانند. این ملک یعنی پادشاهی، به حضرت گفتند که این ملک که شما می گویی« وَاِذا رَأیتَ ثُمَ رَأیتَ نعیماً و مُلک الکبیرا» آیه ی قرآن است وقتی نگاه می کنی نعمتهای فراوان و ملک عظیم می بینی، پادشاهی عظیم، چه تعبیری است، پادشاهی عظیم، به پیغمبر گفتند این ملک عظیم یعنی چه؟ فرمود ملک عظیم یعنی اینکه گداترین فرد بهشت یعنی آخرین نفری که می رود در بهشت، (با تک ماده) و عز و التماس می رود در بهشت، می گوید به این چنان سلطنتی به او می دهند که یک میلیون از ولدان مخلدون بهشت فقط خادم این است. سرزمینی که او درش فرمانروایی می کند، پادشاهی است می فرماید این کمترین شخصی یک میلیون خادم دارد، حالا کسان دیگری بماند. فقط یک میلیون خادم دارد، دوستان و مهمانی ها و ارتباطات آسمانی چنان و قدرتهای آن چنانی می گوید ملک کبیر این است، شما در روی زمین هیچ پادشاهی نیامد، فقط یک مقطعی ملک سلیمان (ع) بوده که خدا یک نمونه ای ساخته که یک کسی یک میلیون خادم در اختیارش باشد فقط خدمتگزارانش باشد حالا چقدر دوست و چقدر همسر و چقدر اهل مهمانی و چقدر ... چه خبر است آنجا، می گوید تاج است این محبت علی(ع) دلدادگی به اهل بیت(ع) باعث می شود انسان روی سرش تاج حکومت بگذارند تاج پادشاهی بگذارند و البس حلت الکرامه، این خیلی فهمش سخت است چه برسد توضیحش که لباس کرامت به تن او پوشیده می شود، لباس کرامت می دانید یعنی چه؟ یعنی این شخص در بهشت، شخصیتش یک شخصیت محبوب و دوست داشتنی است یک پادشاهی است که عزت، عزیز بودن او پیش خدا و اهل بیت(ع) برای همه بهشتی ها شناخته شده است. وقتی یک میلیون خادم دارد، این یک میلیون خادم شیفته و عاشق او هستند. بقیه کسانی که در بهشت با این هستند همه عاشقش هستند و این در نزد همه ی بهشتی ها دوست داشتنی است. در نزد خدا دوست داشتنی است، در نزد همه ی بهشتی ها، دوست داشتن است، در نزد خدا دوست داشتنی است در نزد اهل بیت (ع) دوست داشتنی است در نزد انبیاء دوست داشتنی است در نزد فرشته ها دوست داشتنی است نه اینکه شما مثلاً بگویید دوست داشتنی است مثل یک مادری که بچه اش را دوست دارد، خیر، البس حلت الکرامه یعنی این اساساً کرامت، بزرگی، بزرگواری، محبوبیت از تمام وجود این، اصلاً این لباس دوست داشتنی بدن را انگار تن این کرده ای مثلاً به یک نفر می گویند این لباسی که تنش کرده لباس ذلت است، لباس شهرت است، لباس غفلت است، لباس گناه است، یک موقعی می بینید اصلاً یک لباس از نور تن این کرده اند یعنی این اصلاً وجودش نورانی است حالا می فرماید یک لباس از کرامت بزرگواری بر تن این می شد. اینقدر، اینقدر محب علی محبوب است. پس ظاهرش این است که محب است اما باطنش این است که محبوب است. پس گرفتید رمزش کجا بود؟ رمزش این بود که ظاهراً شما دارید به علی و خاندانش و خانواده ی آسمانی اش مهرورزی می کنید اما باطناً آنها تو را برای این کار پسندیده اند و انتخابتکرده اند ظاهراً تو می گویی من دوستشان دارم. اما باطناً مهرورزی از طرف آنها دارد به تو می شود. همان طور که ما در حرم که می رویم ظاهراً ما ضریح را می بوسیم. اما باطناً آنها ما را می آورند و به ضریح می چسبانند و می بوسند تو فکر می کنی تو داری می بوسی در حالی که او تو را می بوسد. تو فکر می کنی تو ضریح امام رضا (ع)را که حکم دست را دارد. می بوسی در حالی که امام رضا(ع) تو را در آغوش می گیرد و می بوسد. ما اینها را نمی فهمیم اینها را خوب درک نمی کنیم. البس حلت الکرامه خیلی رمز دارد. این بی معرفتی نشناختن خودمان باعث می شود که تو هر لحظه دقت نکنیم که ما هر لحظه مورد نوازش اهل بیت(ع) هستیم. هر لحظه موردنوازش خداوند تبارک وتعالی هستیم، دائماً، دائماً، دائماً، اگر یک کسی بخواهد بهتر اینها را بفهمد باید حداقل، حداقل، فرازهای آغازین دعای عرفه امام حسین (ع) را بخواند، عمیق بخواند، که خدایا من اصلاً چیز ارزشمندی نبودم یک نطفه بودم که تو من را برداشتی با چه احترامی، فرشته های تو من را برداشتند بردند گذاشتند در قرار مکین در رحم مادرم، بعد این فرشته ها از من مواظبت کردند بعد بین این ظلمتهای سه گانه شما من را محافظت کردی بعد نقاشی کردی ، به من اعضا و جوارح دادی، چشم دادی، مغز ساختی برایم، امام حسین (ع) چه غوغایی کرده است در این دعای عرفه، انسان بخواند این دعا را، اینها خیلی لذت بخش است با چه نوازش و احترامی، هزاران فرشته، ما را در رحم مادرمان مشایعت کردند. ساختند پرداختند، به دنیا آوردند، با چه تشریفاتی ما به دنیا آمدیم از رحم مادرمان با چه تشریفات عظیمی، دستگاه های مختلف برای ما ساخته شده است، بعد وقتی آمدیم چقدر فرشته همراه ما بوده تا ما شیر خوارگی کنیم تا ما از حوادث در امام بمانیم، چقدر فرشته همراه ما بوده که ما در دوران کودکی، انواع واقسام آسیبها و خطرها و مرگها و هلاکتها ما را تحدید می کرده است، چقدر فرشته در کار بوده همه ی اینها از ما دفع کردند حالا برگردید گذشته ی خودتان را نگاه کنید می بینید چه اتفاقاتی که اصلاً شما فکرش را هم نمی کردید از چه خطرها، از چه بلاها، از چه آلودگی ها، از چه جهنم ها، ما را نجات دادند، اگر ما الان بدانیم ما با چه تشریفاتی داریم زندگی می کنیم الان، فکر می کنیم من خودم می روم لباسم را در می آورم می خوابم، بلند می شوم، صبحانه می خورم، شام میخورم، همین، اصلاً متوجه این نیستم که نظام برزخی، میلیونها دست از تو نظام برزخی دارد این دنیا را اداره می کند ما را دارد اداره می کند ما را دارد تربیت می کند این همه خدا برای ما خرج کرده است قرآن چه می گوید« لَهُ مُعَقبات» از جلو، از عقب، یحفظون، فرشته ها با شما هستند جلو، عقب، با یک اسکورت شما می آیید کلاس، فرشته ها هم منتظر حضرت عالی هستند که کلاس تان تمام بشود با یک اسکورت از این در خارج می شوید با اسکورت تا خانه می روید تا حرم می روید تا هر جا که بخواهید می روید می گوید اگر یک جایی هم آلودگی گناه برای شما ایجاد می شود شما خودتان یک کاری می کنید که آنها دیگر تحمل اینکه پیش شما بایستند را ندارند می روند کفار یک دفعه می بینید ماشین زدتان، می روند کنار یک دفعه می بینید خوردید زمین، خودتان یک کاری می کنید آنها می روند. چه تشریفاتی ما داریم. حالا ان شاء الله در بحث اسماء الله، بحثمان را خواستیم ادامه بدهیم آنجا توضیح خواهیم داد اینها را، ملک عظیم، البس حلت الکرامه، لباس کرامت و بزرگواری، تا ما این رمزها را نفهمیم طبیعی می شود. اینها را باید همه را درک کنیم. باید این پرده های غفلت را کنار بزنیم نورمان را زیادتر کنیم. نور معرفتمان را زیادتر کنیم تا بفهمیم اطراف ما دارد چه اتفاقی می افتد. ما چطور داریم زندگی می کنیم چطور لحظه به لحظه به ما حیات داده می شود چه طور دائماً از ما محافظت می شود. در بین این همه حمله های شیاطین در بین این همه حوادث، دل ما را محافظت می کنند که مبادا یک موقعی به جهنم برود دل ما، یک موقعی به کفر برود. ببین چند سال دل تو را محافظت کردند ما خودمان عرضه داشتیم؟آنهایی که اهل معرفتند قرآن از زبان آنها می گوید( الحمدلله الذی هدانا لهذا و ما کما لنهتدی لولا اَن هدانا الله) خدا را شکر که ما را به این مسیر هدایت کرد و اگر خدا نبود خودمان اهل هدایت به اینجا نبودیم. چه کسی می تواند بگوید من خودم باعث هدایت خودم شدم من خودم آمدم با خدا آشتی کردم من خودم آمدم به بهشت. من دلم را خودم نگه داشتم به پا بندی به عشق خانواده ی آسمانیم. من خودم، خودم را در این خانواده ی آسمانی عضو کردم و نگه داشتم چه کسی می تواند این حرف را بزند؟ شما میلیونها آدم نگاه کنید اطرافتان، در تمام دنیا شما نگاه کنید ببینید آیا آن چیزی که شما بهره مند هستید یک ذره فکر کند انسان بعضی از این کسانی که شیعه شدند، از این کسانی که شما می بینید وقتی مسیر شیعه شدن خودشان را می گویند می بینید که اینها سالها با زحمت خودشان را رساندند به اینجایی که الان به شما داده شده و قدر هم نمی دانیم ما متأسفانه، یا خیلی کم می دانیم. آنها خیلی با تعجب به ما نگاه می کنند. من با بعضی هایشان صحبت کردم می گوید من جهنم کمونیسم را طی کرده ام بعد آمده ام اهل بیت (ع) و معصومین را پیدا کرده ام، چه شب، چه روزها، چه ناله ها، چه غصه ها، چه دربدری ها، تا آمدم رسیدم به اینجا، ما باید شکر بگذاریم قدر بدانیم، این محبت بزرگی به ما شده است «الا و من احب علی» می خواهم به شما بگویم خیلی فایده ندارد ما بمیریم بعد بفهمیم بد است، هنر یک آدم، ارزش یک آدم به این است که همه این محبتها، همه ی این نعمتها را قبل از اینکه از اینجا برود درک کند. به خانواده ی آسمانیش بگوید من می فهمم شما ها چقدر بزرگ هستید و من به واسطه ی شما چقدر عزیز هستم، من می فهمم شما چقدر عظمت دارید، من به واسطه ی شما چقدر مفتخرم، من این را می فهمم من این را درک می کنم، من قیمت خودم را می دانم که چقدر است، من می دانم خدا برایم چه کار کرده است من می دانم اهل بیت(ع) برایم چه کار کرده است، من می دانم امام حسین (ع) چه کشیده است تا من این بشوم. من می دانم امام زمان (ع) چه کشیده تا بچه اش از نظر بدنی مثلاً رشد بکند حالا داماد بشود عروس بشود می دانیم ما تک تکمان چه به روز امام زمان (ع) در آورده ایم تا رسیده ایم به اینجا، امام زمان (ع) چقدر خون دل خورده است، چقدر خدا شاهد خون دل خوردن امام زمان (ع) برای تک تک ما بوده است، چقدر سختی کشیده است غصه خورده است، سیلی خورده است، رنج کشیده است تا هر کدام از ما یک قسمتی از این نورمان خاموش نشود، نورمان نابود نشود، نور محبت اهل بیت(ع) نور محبت خانواده ی آسمانی مان خاموش نشود. می دانید امام زمان(ع) برای تک تک ما چقدر خون دل خورده است که ما از این خانواده بیرون نرویم، جهنم نرویم، روی صراط محبت اهل بیت(ع) نگه مان داشته است. برای اینکه آشتی باشیم ، دوست باشیم با اینها، خیلی غصه خورده است حضرت، واقعاً یک زمانی آدم باید بنشیند یک چند دقیقه ای برای غصه هایی که امام زمان برای تک تک ما خورده هر کس برای خودش خطاب کند به این پدر آسمانی که تو چقدر برای من غصه خورده ای، چقدر من عذابت داده ام، چقدر هر دوشنبه، پنج شنبه هایی که نامه ی عمل من را خواندی گریه کردی، چقدر من تو را خجالت زده کردم پیش فرشته ها، چقدر وقتی معصیت های من را بهت می گفتند فرشته ها سرت را پائین می انداختی و گریه می کردی ولی من را هرگز نفرین نکردی، ولی من را بیرون نکردی، سالهاست من دارم گناهانم را برای تو می فرستم هر دوشنبه و پنج شنبه می خوانی و تو سالهاست که همین دوشنبه و پنج شنبه از دست من غصه می خوری ولی برایم دعا می کنی گریه می کنی و که خدا من را نگه دارد کمکم می کنی یک زمانی آدم چند دقیقه ای ادب داشته باشد شعورش برسد به آقا امام زمان (ع) این حرفها را بزند بگوید آقا من می دانم تو چقدر هزینه پرداخت کردی تا من این بشوم. تا من این عشق را این محبت را، این دارایی را داشته باشم، تا من در خانواده ام بمانم از خانواده ی آسمانیم، از مادر آسمانیم، از پدر آسمانیم از خدا دور نیفتم. انسان بگوید به امام زمان من می فهمم که تو برای من چه کار کرده ای، حالا ما که اصلا آدم های لایقی نیستیم که کمک حضرت کنیم در این راه، بگوییم که آقام ما آمده ایم کمک شما که بقیه ی بچه هایت را نجات دهیم، آمده ایم کمک کنیم که تو بقیه ی ایتام را برسانی، بفهمند که پدر مهربان و عزیزی مثل تو دارند ما عرضه این کارهای را نداریم که اقلاً بگوییم آمده ایم یارت بشویم، اما حداقل این بار بودن خودمان، این مزاحمت ایجاد کردنهای خودمان، این گناهانی که ایجاد می کنیم این شرمنده گی هایی را که به حضرت می دهیم، حداقل به او بگوییم من می فهمم که تو را اذیت کرده ام، من می فهمم که دارم شما را اذیت می کنم، من شرمنده ام، من دل شکسته ام، من غصه دار هستم، من خودم از خودم خجالت می کشم. خودم یک موقعی از خودم بدم می آید که اینقدر تو را دارم اذیت می کنم. از اینکه این همه قساوت دارم، اینقدر سنگدل شده ام اینقدر پافشاری دارم می کنم خودم می فهمم که چه اتفاقی دارد می افتد. حداقل این اعتراف را که می توانیم بکنیم. هدیه بدهیم، شادش کنیم، خوشحالش کنیم بگوییم ما اگر اذیت می کنیم ما اگر شرمنده ات می کنیم یک جاهایی هم شاید بتوانیم شادت کنیم یک جایی هم شاید بتوانیم به چهره ی مبارکت یک لبخندی ایجاد کنیم. یک کاری شاید بتوانیم بکنیم اینها خیلی مهم است. پس ما باید یک وقتی بگذاریم در روز، موقع نماز، قبل از نماز، بعد از نماز، یک چند دقیقه ای نیم ساعتی خوب است که انسان برود در مسجد بنشیند حتماً نباید اذان بگویند که برود در مسجد برود مثلاً نماز جماعت بخواند، نه، کارهای خیلی واجبی هست ما می توانیم برویم در مسجد بنشینیم خیلی زیبا، چون داوطلبانه است حوصله حرمی ، یک جایی، مسجدی حسینیه ای، خانه ای، سجاده ای، جایی بنشینید واقعاً عجله نکنید شتاب نداشته باشید بنشینید با آرامش بنشینید همین فکرها را کنید همین حرفها را بزند همین نجواهای قشنگ را داشته باشید با یک تعدادی ذکر با یک تعدادی تسبیح، با یک تعدادی استغفار ، با یک تعدادی صلوات، یک شست و شوی خوب حداقل به خودش بدهد و بفهمد خودش ببیند که مشمول مغفرت قرار می گیرد ان شاء الله. سمانیم