جلسه 046 - خانواده آسمانی
شماره جلسه
46
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1390
ماه
4
روز
23
متن کامل (خام) ‌ جلسه 046 - خانواده آسمانی

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ در ایام با سعادت میلاد مسعود آقا امام زمان(ع) قرار داریم بحث ما هم در بحث خانواده آسمانی مربوط به آثار آخرتی محبت خانواده آسمهانیمان هست@ محبت معصومین(ع) من دیدم چون ایام ایام جشن و سرور هست روایتهایی را انتخاب کردم که شنیدن هر کدامشان برای ما شادی و سرور خیلی زیادی خواهد آورد.@ روایتی که میخواهم برایتان نقل کنم روایت بسیار بسیار مهمی هست که از عبد الله بن عمر نقل شده از قول نبی اکرم(ص) فرمایش مهم و طویلی را ذکر میکنند که انصافاً هر یک قطعه از این حدیث یک شراب ناب هست برای سرمستی محبین اهل بیت(ع)@ تکتک اینها انسان را شادمان میکند و قطعه به قطعه این روایت مثل یک بمب شادی هست که در وجود انسان منفجر میشود و دل انسان را قدرت و شادی و نشاط و پر از امید میکند.@ این روایت واقعاً اگر انسان این را به آن توجه داشته باشد مد نظر داشته باشد جلوی چشمانش باشد یک جایی باشد که همیشه به آن نگاه کند یک زندگی پرقدرت و پرامید بانشاط و پر از شادی را به انسان خواهد داد.@ اگر که قرآن کریم علامت ایمان را شادی و آرامش ذکر میکند یکی از مهمترین دلائلش همین حقائقی هست که ما در این روایات میخوانیم یعنی با وجود این فرمایشاتی که پیغمبر فرموده واقعاً دلیلی ندارد که یک انسان زندگی غمگینی داشته باشد@ شکستهای دنیایی او در هر بُعدی بتواند به همه وجود او احاطه پیدا بکند و او را ضعیف بکند مچالهاش بکند چون پیروزیهای بزرگ ابدی و شادیهای بزرگ آخرتی برای انسان در نظر گرفته شده و منتظر ما هست.@ خوب به حول و قوه الهی من این را خواهم خواند فقط خواهشی که دارم این هست که کاملا در مضامین این فرمایشات دقت لازم را عزیزان بکنند.@ قبلاً توضیح دادیم که محبت به همان معنای مودت است یعنی حبی که انسان را پیرو محبوب خودش میکند حبی که انسان را به همراهی و عشق خانواده آسمانی خودش میکشاند به افتخار و التزام با اعضای خانواده آسمانی خودش میرساند.@ چون روایت درباره وجود مقدس امیر المؤمنین هست به عنوان یک مصداق از اعضای خانواده آسمانی ما پدر عزیز ما، امیر المؤمنین(ع) هدیه به محضر مقدس آقا رسول الله که گوینده این فرمایشات هست و همچنین وجود مقدس آقا امیر المؤمنین(ع) صلوات بلند ختم بفرمایید.@ من فکر میکنم خود پیغمبر چقدر شاد بوده وقتی این فرمایشات را میکرده خودش چقدر انبساط و نشاط داشته اینطوری شراب ریخته اینطوری دسته دسته گُل ریخته پای امیر المؤمنین و محبینش و امیر المؤمنین چقدر خودش شاد بوده که نسبت به محبین خودش اینقدر مژده به آن داده شده.@ (الا وَ مَن اَحَبَّ عَلیً لا یَخرُجُ مِنَ الدُّنیا حَتّی یَشرَبَ مِنَ الکَوثَر وَ یَأکُلَ مِن طُوبی وَ یَری مَکانَهُ فِی الجَنَۀ) این اولین بمب شادی هست برای محبین امیر المؤمنین(ع) و اهل بیت.@ (الا) یعنی اینکه بدانید مسئله خیلی مهم است آگاه باشید بدانید حتما همینطور هست که هر کس علی را دوست داشته باشد از دنیا خارج نمیشود مگر اینکه حتما از کوثر مینوشد و از درخت طوبی میخورد@ (وَ یَری مَکانَهُ فِی الجَنَۀ) مکانش را هم در بهشت خدا به آن نشان میدهد یعنی انسان در هر لحظهای قبل از اینکه کاملا قبض روح بشود قبل از اینکه بخواهد انتقالی به برزخ پیدا بکند توسط ملائکه این سه اتفاق حداقل برایش میافتد@ البته اتفاقات قشنگ دیگری هم هست که میافتد در آن لحظهها، که اینها را ما در بحثهای شبهای ماه مبارک در انسان در گستره منازل آخرت توضیح دادیم بحث سکرات موت@ یکی اینکه حتماً از کوثر مینوشد یکی اینکه حتما از طوبی میخورد یکی اینکه حتماً جای خودش را در بهشت میبیند این کاری که محبت میکند با انسان.@ لذا انسان عاقل کسی هست که بیشترین سرمایهگذاری را روی دل خودش انجام میدهد یعنی آن بخش فوق عقلانی خودش و کششهای عقلانی. اگر خاطر شریفتان باشد از نظر قوا گفتیم ما چند قوه داریم؟@ پنجتا، حس و خیال و وهم، عقل و فوق عقل، حس و خیال و وهم بخش حیوانی ما را تشکیل میدهند عقل بخش اطلاعاتی و علمی ما را تشکیل میدهند ما به واسطه عقل به دنبال علوم مختلف میرویم@ دانشمند میشویم دکتر میشویم مهندس میشویم استاد میشویم دانشجو میشویم این فعالیت عقلانی ماست که ما به واسطه قوه عقلانی با فرشتهها هستیم به شرطی که بخش عقلانی ما اسیر این سه بخش نشود@ مثلاً ما علم را برای پُز دادن نخواهیم علم را برای ثروت نخواهیم علم را برای تحقیر دیگران یا فخرفروشی نخواهیم اینطوری باشد عقل اسیر بخش شیطانی میشود@ اسیر وهم ما میشود و خطرناک است اگر کسی بخواهد بگوید من با فعالیت عقلانیام مثل فرشتهها هستم باید شعورش مطالعاتش عقلانیتاش اسارت در بخش توهمی او و بخش حیوانی او یا بخش جنسی او نداشته باشد@ زن بودن مرد بودن که بخشهای حیوانی و جنسی ماست و مهمترین بخش که ما به واسطه آن بخش انسان هستیم بخش فوق عقلانی ماست@ یعنی دل ما که عاشق بینهایت است کمال بینهایت را میخواهد عاشق حق تعالی است و به کمتر از بینهایت راضی نمیشود عاشق الله است و اله او الله است@ وقتی میگوییم لا اله الا الله برای این چهار بخش غلط است برای کل درست است برای انسان درست است ولی برای این بخشها الهشان الله نیست چون اینها قوایی هستند که معشوقشان چیزهای محدود است@ حس عاشق محسوسات است خیال عاشق مخیلات است وهم عاشق موهومات است عقل عاشق معقولات است فقط بخش فوق عقلانی عاشق الله و بینهایت است بنابراین ما با دلمان انسان هستیم@ ما با بخش دلمان با بخش قلبیمان انسان میتوانیم باشیم اگر عاشق این بخشها بشویم سقوط میکنیم ولی اگر دل قیمت خودش را شناخت و فهمید که کمتر از الله لیاقتش را ندارد@ به دلش الله را داد به دلش معشوقهای بینهایت یا مظاهر بینهایت که چهارده معصوم هستند داد این شخص حقیقتا باطن انسانی دارد. حالا وقتی میگوید(مَن اَحَبَ عَلیً) یعنی این حب علی حب چهارده معصوم در سرآمد عشقهای این شخص است@ نه اینکه این شخص اسیر توهماتش خیالاتش اسیر بخشهای جنسیاش بخشهای خیالیاش باشد ضمناً علی را هم دوست داشته باشد اینطوری نیست@ شما حیوانات را هم دارید که امیر المؤمنین را دوست دارند چقدر حیوان بودند زمان خودشان بعد خودشان امیر المؤمنین(ع) را دوست داشتند دشمنانشان هم دوست داشتند غیر شیعیان هم آنها را دوست دارند@ این دوست داشتن با محبتی که غلبه بر قلب داشته باشد خیلی مهم است کاملاً فرق میکند. میگوید (مَن اَحَبَ عَلیً) یعنی علی عزیزترین کسش باشد@ مثل (احب الله) میماند که خدا فرمود اگر در رأس همه عشقهایتان این سهتا نباشد شما هنوز به مقام انسانیت نرسیدید در تمام دوست داشتنیهای زندگیتان سه چیز باید اول باشد یعنی یک، دو، سه، خدا، چهارده معصوم، جهاد در راه خدا.@ اگر این سهتا اول باشد هر چی بعدش باشد شما انسانید اما اگر این سهتا عقب بیفتد دوستشان داشته باشید اما عقب بیفتند نسبت به کمالات دیگر، کمالات این چهار بخش، شما باطن انسانی نداری حقیقت انسانی نداری چرا؟@ چون وقتی که این سهتا را شما عقب میاندازی یعنی بینهایت را میبری عقب و معشوقهای محدود را میگذاری جلو، بنابراین هیچ عقلی هیچ شعوری ترد بینهایت و قبول محدود را از انسان نمیپذیرد لذا میشود فاسق و دیگر انسان نیست.@ پس انسان زمانی حقیقتا انسان است که به قیمت عشقورزی کند یعنی به هر چیزی که میل پیدا میکند هر چیز که محبوبش هست هر چیز و هر کس را دوست دارد به اندازهای که قیمت دارد دوست داشته باشد@ نه اینکه یکدفعه انسان عاشق یک کسی یا یک چیزی بشود بیش از خدا بیش از چهارده معصوم یا بیش از جهاد در راه خدا@ تفریحی را لذتی را بالاتر داشته باشد برای خودش از عشقورزی با خدا هدیه دادن به خدا لذت بردن با خدا جهاد کردن در راه خدا. اگر کسی تفریحی بالاتر از جهاد داشته باشد، جهادی یعنی چه؟@ جهاد یعنی فرصتهایی که من میتوانم به یک نفر هدیه بدهم، شما خانمها را نگاه کنید در بخش خانمیشان درست عمل میکنند بازاری هستند خانمها، خیلی عاشق بازار هستند آقایان هم خیلیهایشان اینطوری هستند اصلاً در بازار احیا میشوند@ یعنی این ورود به بازار، پول هم در جیب آدم باشد صد تا هم مغازه باشد هر چه مغازه بیشتر بهتر، خوب در بازار چه اتفاقی میافتد؟@ خرید میکند دیگر، یعنی برای بخشهای دیگرش خرید میکند و لذت میبرد، تفریح، یا برای عزیزترین کسهایش میخواهد هدیه بخرد پول دارد میرود در بازار میگوید میخواهم برای شوهرم برای نامزدم برای زنم، برای پدرم برای مادرم برای فلان دوستم میخواهم هدیه بخرم@ اصلاً خود کار این هدیه خریدن نفس هدیه خریدن لذتبخش است میگوید میخواهم پول بپردازم، دارد پول میدهد میگوید دارم پول میدهم ولی لذت میبرد از این کار، از این که زحمات خودش را پول بدهد و چیزی را بیاورد به محبوب خودش هدیه بکند@ یک تفریح است یک لذت است جدای از جنبههای اقتصادی خودش یک تفریح و لذت است بازار رفتن، بخصوص اگر انسان بخواهد یک کار معقول در آن انجام بدهد یعنی چه؟@ یعنی برای عزیزان خودش هدیه بخرد. جهاد فرصتی است برای اینکه انسان بتواند عزیزترین چیزهایش را به خدا تقدیم بکند@ وقتش را، سوادش را، قلمش را، جوانیاش را، نشاطش را، آبرویش را، پولش را، بدنش را، اگر لازم باشد جهاد نظامی باشد بالأخره عزیزترین چیزهایش را میخواهد هدیه کند به خدا، یعنی فرصت عاشقی انسان نیاز دارد@ اگر به انسان عشق را بدهند اما فرصت عاشقی ندهند دوست داشتن باشد اما فرصت عشقبازی نباشد این کشنده است برای انسان. لذا وقتی میگوید خدا و رسول و جهاد@ جهاد همان زمینه و فرصت عشقبازی انسان با حق تعالی است و در روی زمین هیچ زمانی فرصتی مثل عاشورا پیدا نشد که عشاق، به تعبیر علی(ع) حضرت علی آخر یک زمانی گذر میکرد به کربلا رد شد و آن قسمت آنجا@ عجب نگاهی داشته حضرت میگوید (هذا مسارع) اینجا آنجایی هست که عاشقها روی زمین میافتند، کلمه عشاق را به کار میبرد اینکه میگویند در دین عشق به کار برده نشده@ این فرمایش علی(ع) در مورد امام حسین و یارانش میگوید عشاق، اینها فرصت عاشقی در کربلا میخواستند که به خدا، مثل دفاع مقدس خودمان آنهایی که هشت سال دوران دفاع مقدس را گذراندند فرصت عاشقی را پیدا کردند@ و به خدا بگویند اگر میگوییم دوست داریم اگر میگوییم لا اله الا الله اگر میگوییم عاشقتیم ببین آوردیم که هدیه کنیم. پس جهاد زمینه عاشقی است کسی که اهل جهاد نیست اهل مبارزه نیست اهل دلدادگی نیست@ این دروغگویی بیش نیست یعنی دروغ میگوید که دوست دارم برای همین هم پیغمبر فرمود اگر کسی بمیرد و جهاد نکرده باشد یا حداقل عشق در جهاد آرزوی جهاد در وجودش نباشد@ (ماتَ عَلی شُعبَۀٍ مِن نِفاق) به شعبهای از نفاق خواهد مرد یعنی دروغ میگوید میگفته دوست دارم اما اینطوری نبوده واقعاً@ چون امکان ندارد یک کسی، یک کسی را دوست داشته باشد و نخواهد فرصتی برای ابراز عشق برایش ایجاد بشود اصلا امکان ندارد این یک دروغ محض است، بگوید من فلانی را دوست دارم اما نمیخواهم به آن بگویم دوستت دارم@ نمیخواهم حتی فرصت پیدا کنم یک گل به آن بدهم یک عطر به آن هدیه بدهم یک کتاب به آن بدهم بروم اصلاً به آن بگویم به شما علاقه دارم@ نمیخواهم این فرصت باشد حتی به آن یک لبخند بزنم حتی در آغوشش بگیرم حتی یکبار ببوسمش خوب این یک دروغ محض است. شما معشوقهای زمینی را گاهی وقتها میخواهی همه جانت را پایش بریزی@ آنوقت میشود انسان معشوق اصلی حق تعالی را فرصت عشقبازی فرصت در آغوش کشیدن فرصت باختن چیزهایی که دوست داری پایش بریزی این را نخواهی، اصلا این یک حرف بیخودی هست.@ پس وقتی راجع به حب علی سخن میگوییم دقت کنید این عشق چکار میکند با وجود آدم، میگوید یک کسی که دلداده علی است این حداقل سهتا اتفاق برایش میافتد از کوثر مینوشد از طوبی میخورد و جایش را در بهشت میبیند@ یعنی یک زندگی بهشتی است این نوع زندگی، تضمین دارد میدهد. (الا وَ مَن اََحَبَّ عَلیً قُبِلَ) این مژده خیلی مژده قشنگی هست آدم با آن خیلی سرمست میشود@ یعنی همهشان همینطور هستند با تکتکشان آدم باید، ما چون فرصت کم داریم تندتند در حلق شما میریزیم ولی انصافاً باید اینها را آدم آهسته آهسته بخورد ولی شما هم چون زُمُختید خدا وکیلی، خیلی مست نمیکنید@ ولی دلهایتان را نگاه حتماً وقتی من دارم این روایتها را میخوانم دلهایتان را نگاه کنید اگر در آن ذوقی ایجاد نمیشود حتماً بروید یکطوری درمانش کنید@ یعنی احتیاج به درمان دارد اگر مستی ایجاد نمیشود در دلتان شَنگولی ایجاد نمیشود ذوقزده نمیشوید، من دارم میگویم انفجار بمب شادی، شما ممکن است یک ترقه لااقل بشود@ اقلاً اگر بمب نیست یک ترقهای در دل شما اتفاق بیفتد انشاء الله خدا نکند هیچ اتفاقی نیفتد چون آنطوری که دیگر آدم باید برود یکطوری حتماً ببیند مشکل دلش چیه@ کجای دلش ایراد دارد که اصلاً از شنیدن این چیزها و از این مژدهها هیچ حسی به آن دست نمیدهد هنوز درگیر پول جیبش، درگیر مشکل خانواده و از این حرفهاست.@ (اَلا وَ مَن اَحَبُّ عَلیً قُبِلَ صَلاتُهُ وَ صِیامُهُ وَ قِیامُهُ وَ استَجابَ لَه دُعائه) هر کس که علی را دوست داشته باشد نمازش و روزهاش و عبادتش و قیامش قبول میشود و دعایش هم مستجاب میشود.@ حالا خوب دقت کنید یک اشارهای جلسه گذشته کردم این عشق یک کاری میکند که کارهای خلاف و منفی جبران میشود@ شما وقتی یک نفر را دوست دارید مثلاً مادر چطوری بچه را دوست دارد بچه خلاف که میکند مطمئن است خلافش باعث نمیشود که مادر از آن متنفر بشود مادر ممکن از کار متنفر بشود از کار بچه@ ولی بچه هم خودش خیالش راحت است که هم پدر و هم مادر هیچ وقت از آن متنفر نمیشوند، روی چه حسابی اینطوری هست؟ مثلاً بچه هر کار خلافی را انجام بدهد@ اینطوری نیست که بگوید پدر و مادرم دیگر من را از خانه اخراج میکنند بیرونم میکنند تُف میکنند در صورتم، و هرگز هم حاضر نیستند من را ببینند، اصلاً اینطوری نیست، روی چه حساب بچه این را میفهمد؟@ شما بچه کوچک را بیاورید دو ساله، مثلاً میخواهد برود از مادرش یک چیزی بگیرد مادرش به آن میگوید نکن پدرش میگوید نکن خیلی تحویل نمیگیرد اصلاً آنها را، کار خلاف هم میکند@ دو سالهاش هست اما شهود دارد میداند که با اینها مشکلی ندارد اما اگر یک آدم غریبه بگوید این کار را نکن، نمیکند میداند این غیر پدر و مادر است این را فطری میفهمد قشنگ حرف گوش میکند ولی برای پدر و مادر تره هم خورد نمیکند چرا؟@ چون از فطرت و شهودی تکیه دارد به یک کانون بزرگ عشق، این عشق باعث میشود که بچه هر خلافی بکند یا اصلاً پدر و مادر نبینند@ بین زن و شوهر هم این اتفاق میافتد که مودت هست اشتباهات همدیگر، خلافهای همدیگر، سقوطهای همدیگر، لغزشهای همدیگر را میپوشاند زود، چه چیزی میاید پر میکند این را@ که بعد آدم میتواند ندید بگیرد اصلاً انگار نه انگار یک همچین اتفاقی افتاده؟ محبت، مودت. لذا اینها را داریم میگوییم که انشاء الله که در جامعه کبیره که وارد میشویم این فقرات را بتوانیم سریع رد بشویم.@ (بِمُوالاتِکُم عَلَمَنا الله مَعالِمَ دینِنا وَ اَصلَحَ ما کان فَسَدَ مِن دُنیانا) موالات شما باعث میشود که ما با عشق شما با معارف دینمان آشنا بشویم اما هر خرابکاری هم در گذشته ما باشد این عشق شما جبران میکند.@ اگر کسی این محبت را داشته باشد در دلش، میلیون برابر بیش از آن چیزی که به محبت پدر و مادر زمینیاش تکیه میتواند بکند با خیال راحت میتواند از لحظه مردن چه در دنیا قبل از مردن و چه در لحظه مردن چه در برزخ چه در قیامت روی این عشق پوشاننده حساب باز کند.@ اینکه محبت کفاره است یعنی همین، محبت میاید در بین دوتا دوست محبت کفاره است کفاره یعنی چه؟ یعنی پوشاننده، عیب را میپوشاند.@ در دوتا رفیق با هم رفیق هستند ممکن است چهارتا اوقات تلخی و بیوفایی هم بکنند نسبت به همدیگر اما این محبت اصلاً نمیگذارد کار به قهر و دعوا و زدوخورد بکشد این محبت پر میکند کاملاً بعد دوباره آشتی میکنند@ دوباره اصلاً انگارنهانگار. حالا شما بیایید در عشقهایی که بالاتر است مثل عشق پدر و مادر که اصلاً شما نمونهاش را روی کره زمین ندارید بخش طبیعیش و جنسی از آن بالاتر عشق چیست؟@ محبتهای ابدی و جاودانه است مثل محبت خانواده آسمانی. ما اگر با دلمان این محبت را در خانواده آسمانیمان شهود نکنیم و با این محبت در خانواده عضو نشویم واقعاً سرمان کلاه رفته@ یعنی بد زندگی کردیم اگر ما اینطوری زندگی نکنیم آدم باید این کانون عشق را کشف بکند در این کانون عشق در دنیا زندگی بکند اینطوری هست که زندگیاش همیشه طراوت دارد@ همیشه نشاط دارد همیشه قدرت دارد این زندگی، همیشه لذت میبرد از آن، هیچ وقت دیگر تشنه عواطف دیگران نیست هیچ وقت آویزان یک کسی نیست@ هیچ وقت از اینکه یک نفر محبتش را قطع بکند اضطراب و ترس ندارد یک همچین آدمی، اصلا با زمینیها، حتی پدر و مادرش هم بمیرند یا مثلا بخواهند پدر و مادر روابطشان بخاطر اینکه بچه خواسته راه خدا را@ پدر و مادر تهدیدش میکند پدر میگوید نفرینت میکنم مادر میگوید من شیرم را حرام میکنم به تو، این اصلاً کَکَش نمیگزد از اینکه این پدر و مادر را از دست بدهد@ چون مطمئن است تکیهاش به یک کانون بسیار بزرگتر از کانون خانواده زمینی هست و آن عشق خاندان آسمانیاش هست دارد آن را، ندیدنش بد است، چون شما چه بخواهید و چه نخواهید این کانون عشق متوجه شما هست@ شما این جزء داراییهایتان هست بفهمیدش یا نفهمیدش ببینیدش یا نبینیدش این کانون عشق را دارد اما ندیدنش و نفهمیدنش خیلی بد است بد است آدم کَر و کور زندگی بکند@ بد است آدم نفهم زندگی بکند بد است آدم یک دارایی با این عظمت داشته باشد روی زمین التماس این و آن را بکند روی زمین آویزان این و آن باشد این خیلی زشت است.@ وقتی انسان این کانون عشق را دارد، با توجه به این که دارم میگویم دقت کنید، وقتی انسان این کانون عشق را دارد به آن حرفی که قبلاً چند بار به شما زدم میرسید که انسان امکان ندارد تحقیر بشود حقیقتاً، اصلاً چیزی به اسم تحقیر نداریم.@ شما هر چقدر به یک الماس بگو ای شیشه ای عقیق ای فیروزه ای سنگ، اصلاً کک این الماس نمیگزد من الماس هستم و هست، وقتی یک کسی عزیز است@ عزیز حضرت زهراست عزیز امیر المؤمنین هست عزیز امام زمان هست عزیز هر کس دیگر نباشد دیگر به آن برنمیخورد چون دارد این عزت هست پیش ما@ حقیقی است خیالی نیست توهمی نیست ما این خانواده آسمانی را داریم و اینقدر هم پیششان عزیز هستیم اینقدر پیششان ارزش داریم خوب حیف نیست آدمی که اینقدر قیمت دارد تا بچهاش به آن مَحَل نگذاشت@ تا همسرش به آن محل نگذاشت تا پدر و مادر محل نگذاشتند تا خواهر برادر محل نگذاشتند یکدفعه احساس تنهایی و غربت و بیکسی و بدبختی بکند این مال این هست که نتوانسته با این کانون عشق ارتباط برقرار بکند@ یا اصلاً به آن ایمان ندارد باورش نکرده یا اگر باور کرده نتوانسته با آن ارتباط برقرار بکند ضعیف بوده در این کانون.@ برای همین تمرینهایی که سر این کلاس میدهیم خیلی مهم است که ما باید این تمرینها را انجام بدهیم تا بتوانیم نفوذ کنیم در آن کانون عشق@ تا هیچ وقت کم نیاوریم هیچ وقت اذیت نشویم هیچ وقت فرو نریزیم اذیتهای دیگران، توطئههای دیگران، بیمحبتیهای دیگران، بیمهریهای دیگران، حسادتها و تکبرها نتواند اصلاً ما را فرو بریزد@ بتوانیم قدرتمند زندگی بکنیم بتوانیم با عزت زندگی بکنیم بتوانیم با شرافت زندگی بکنیم. چطور پدرمان میگوید من وقتی در کوچه میروم به من فحش میدهند میگویم با یک علی دیگری هستند ما هم بچه این پدر هستیم.@ طرف امروز آمده به من میگوید من میخواهم زنم را طلاق بدهم، گفتم برای چه؟ پدرزن و مادرزنم به من توهین کردند@ اصلاً توهین شدنی نیست انسان، تحقیر شدنی نیست. جبران نماز اینطوری است نمازت را بخوان تلاشت را بکن اما اگر ضعفی داشت آن محبت جبران میکند. راههای جبران را هم توضیح دادیم البته، تعقیبات فوقالعاده مهم است@ این که انسان بعد از نماز اگر فهمید نماز را خراب کردی تکان نخور بعدش، الان دارد میگوید السلام علیکم، بعد میفهمی ای بابا من اصلاً از اول نماز تا آخر نماز یک متر هم بالا نرفتم یک سانت بالا نرفتم@ خیلی بد بود نمازم خراب کردم، تکان نخور همینطوری بشین آهسته بشین وحشتزده نشو، بشین روی سجاده بعد از نماز شروع کن@ همان ارتباطی که میخواستی در نماز پیدا کنی شروع کن جبران میکند یعنی میشود نماز برایت، تعقیبات بخوان، بخصوص بخصوص ذکر صلوات تسبیحات حضرت زهرا فوقالعاده مهم است اینها را با دقت دانهدانه بگو نماز را جبران میکند نمیگذارد نماز گَند بخورد.@ چون در روایت داریم خواندیم شبهای احیا فرمود فرشته نماز را میزند در سر انسان، یکی بود بعد از نماز میرفت آنطرف میگفت الان میزنند در سرم نخورد در سرم@ یک شیرجه میرفت آنطرف میگفت در سرم نخورد، حالا نمیخواهد شیرجه بروی آنطرف، همانطوری بایست آنها هم نمیزنند بگو میخواهم بایستم نگه دارید نزنید من میخواهم درستش کنم درستش کن.@ محبت این کار را میکند عشق این کار را میکند صلوات این کار را میکند دلدادگی این کار را میکند دعای فرج این کار را میکند اینها خیلی اهمیت دارد روزه همینطور، قیامت همینطور.@ (و استجاب له دعائه) دعای غیر مستجاب ندارد، این را دقت کنید دعای غیر مستجاب ندارد، حالا یک موقع هست تأخیری است یک موقع هست تضمینی است همین الان به آن میدهند.@ اگر الان به شما دادند که دادند ندادند برایت نگه میدارند حتماً، یعنی اینطوری نیست که اگر یک نفر پنجاه دفعه دعا کرده اجابت نشود با یک نفری که دو بار دعا کرده ناامید شده یکی باشند@ روز قیامت خدا میگوید این بنده من از من پنجاه بار خواسته و من به آن ندادند آن هم دو بار خواسته، من خدای کریمی هستم این هر بار که دستش را برد بالا و گفت یا الله@ من خدا مصلحتش ندیدم بدهم ولی حیا میکنم از اینکه یک کسی از من چیزی بخواهد و من به آن ندهم. لذا در روایت داریم وقتی دعاهای مستجاب نشده را خداوند در قیامت برمیگرداند به شخص به مؤمن@ مؤمن میگوید ای خدا کاش هیچ کدام از دعاهایم در دنیا مستجاب نمیشد. لذا کسی نباید با دعا بازی کند بیاردش در حد مسائل جنسی و طبیعی و ازدواج و طلاق و پول و مسائل بیماری و اینها@ این خیلی بد است دعا را ما اینقدر بکشیم پایین، دعا اوجش عشقبازی با خداست حرف زدن با خداست از آن پایینتر اجابتهای آخرتی هست که خیلی مهمتر از اجابتهای مادی است@ پایینترین مرحلهای که خدا در دعا به آدم میدهد این هست که اگر تو یک دعایی کردی به تو اجابت کند و الا خیلی قیمت دعا بالاتر است@ خدا خیلی بزرگتر از این هست که یک نفر دستش را ببرد به درگاه خدا و بگوید این کار بینتیجه بود، خیلی بد است این حرف و این فکر خیلی فکر غلطی است. شما یک آدمی که شاید خیلی هم دوستش نداشته باشی@ ولی روی ناچاری رفتی به آن مراجعه کردی مثلاً به آن میگویی من الان ببخشید یک مشکلی دارم، روی این رو انداختن حساب میکنید و توقع دارید طرف هم بفهمد و میفهمد، پس چطور خدا یعنی نمیفهمد؟@ پس نباید ما گمان کنیم که دعاهایمان اجابت نشده شما هر باری که گفتی و خبری نشد حفظ شد ذخیره شد خوش به حالت که ذخیره شده. چقدر بوده که ما از دست خدا شاکی بودیم که خدایا چرا دعای ما را اجابت نکردی؟@ خدا به ما میگوید به نفعت نیست من میدانم اگر اجابت کنم تو پشیمان میشوی. آن آمار جهانی یادت نرود گفتیم در اول بحث خانواده آسمانی@ ببینید این آمار جهانی است یعنی همه مردم دنیا درگیرش هستند که اگر در مورد انتخابها، ارتباطات، رفتارها و افکار گذشته ما سؤال بکنند@ ما معمولاً از انتخابهای گذشتهمان، ارتباطات گذشتهمان، رفتارهای گذشتهمان، و افکار گذشتهمان پشیمان هستیم@ اکثر قریب به اتفاق افراد وقتی به آن میگویی اگر برگردی به گذشته با این شخص ازدواج میکردی، میگویند چی؟ میگویند نه، کمی هست که میگویند بله، یعنی چه؟@ الان فکر میکند چقدر من ساده بودم اینقدر نذر و نیاز کردم از خدا خواستم مزاحم ائمه شدم چکار کردم که به فلان کس برسم@ به فلان رشته برسم فلان رشته قبول بشوم فلان جا خانه بخرم الان پشیمان هستم، فلان دوست را انتخاب کنم. ما از گذشتههای خودمان غالباً پشیمان هستیم@ نباید فکر کنیم که اگر الان روی یک چیزی اصرار داریم و حتماً الان میخواهیم و عاشقش هستیم حتماً به نفع ماست، نه اینطوری نیست.@ بعضیهایش را خدا میدهد بیشترش هم نمیدهد و خدا را شکر که نمیدهد اگر خدا میخواست به دعاهای ما خواستههایمان را میداد ما عمر طبیعی هم نمیتوانستیم بکنیم همان قبل از سی سال چهل سال همه مرده بودند از بس ما انتخابهایمان بیمنطق است@ فقط خودمان توهم میکنیم که بله به نفعمان است، توهم میکنیم نمونهاش هم همین آماری هست که عرض میکنم اکثر مردم دنیا از گذشته خودشان پشیمان هستند، پس اگر خدا نداد بخلی نیست اگر نداد محبت است که نمیدهد@ مثل اینکه پدر و مادر خیلی از خواستههای بچههایشان را اجابت نمیکنند چون میدانند واقعاً به نفعش نیست. پس حب امیر المؤمنین باعث میشود انسان دعای غیر مستجاب نداشته باشد.@ این عشق، این محبت، شما مثلاً میبینید یک موقعی هست بچه آدم از آدم یک چیزی میخواهد پدر خیلی ناراحت است که این خواسته را اجابت نکرده و نمیتواند الان بدهد@ ولی اصلاً در دل این پدر مانده با این محبت چون محبت هم داشته به آن، بعد از سه ماه شش ماه میگوید عزیزم من نتوانستم این خواستهات را برطرف کنم اجابت کنم برایت چون این دلیل معقول بود@ حالا الان بهترش را به شما میدهم بهترش را برایت میخرم. حالا اگر یک کسی مثل امیر المؤمنین ما را دوست داشته باشد مثل خدا ما را دوست داشته باشد چکار خواهد کرد.@ لذا میگوید اگر میخواهی خودت را برای کسی لوس بکنی برای خدا لوس کن نه برای آدمی مثل خودت، اگر میخواهی خودت را برای کسی لوس کنی برای خانواده آسمانیات لوس کن@ هر چه میخواهی خواسته داری به شما میدهند هر چه بخواهی به شما میدهند. این که امام سجاد در مناجاتش میگوید خدایا وقتی همه من را محروم میکنند تو مرا محروم نمیکنی این است، همه من را ترد میکنند تو مرا ترد نمیکنی این است@ همه من را تنها میگذارند ولی تو مرا تنها نمیگذاری این است، همه درهایشان را میبندند اما در تو باز است این است.@ (اَلا وَ مَن اَحَبَ عَلیً اَستَغفَرَت لَهُ المَلائِکَتُهُ وَ فُتِحَت لَهُ اَبوابُ الجَنَۀِ ثَمانِیَۀ یَدخُلُها مِن اَیِ بابٍ شاءَ بِغَیرِ حِساب) قاعده محبت چه خبر است این چکار میکند یک صلوات ختم بفرمایید.@ شما تمام این رمزها را فقط در قاعده عشق میتوانید بفهمید در قاعده محبت میتوانید بفهمید، میگوید اگر کسی بیفتد به حب علی، علی بشود محبوبش دلداده علی بشود چه اتفاقی میافتد؟@ اول از این فرشتهها برای او استغفار میکنند، چیزی از این قشنگتر داریم ما، فرشتههای معصوم که پیش خدا خیلی عزیزند اینقدر عزیزند فرشتهها پیش خدا که خدا از آنها چطوری یاد کرده؟ (عبادٌ مکرمون) بندههای مورد اکرام من هستند فرشتهها@ یعنی خیلی مورد احترام و اکرام خدا هستند (عبادٍ مکرمون) هیچ فرشتهای نیست که دعایی بکند و اجابت نشود، اینقدر مورد احترام خدا هستند فرشتهها به محض مقدس همهشان یک صلوات بلند ختم بفرمایید.@ که خداوند هر خواستهای داشته باشد اجابت میکنند یکی از آن خواستهها این هست که خداوند فرشتهها را عاشق کسی میکند که عاشق امیر المؤمنین هست اینطوری هستند.@ فرشتهها اینقدر عاشق امیر المؤمنین بودند به خدا گفتند خدایا زمینیها علی را دارند ما چکار کنیم؟ در روایت داریم خدا میگوید من یک تمثال از علی درست میکنم هر چقدر میخواهید دورش بگردید.@ اینقدر عاشق امیر المؤمنین هستند حالا یک کسی عاشق امیر المؤمنین باشد ببینید فرشتهها چکار میکنند برای این شخص، چطوری دوستش دارند با چه شدت حبی، هزارتا پدر و مادر جمع بشوند اینطوری نمیتوانند دوست داشته باشند آدم را@ که فرشتههایی که محبین علی(ع) را دوست دارند (اِستَغفِرَت لَهُ المَلائِکَۀ (س) وَ فُتِحَت لَهُ) فرشتهها برایش استغفار میکنند، طلب عفو نمیکنند استغفار میکنند@ استغفار بالاتر از طلب عفو است یعنی خدایا ندید، ندید، ندید، نمیگویند خدایا نبرش جهنم که بشود عفو، میگویند نه اصلا خدایا ندید رویت هم برنگردان از آن، استغفار یعنی این.@ چه سرمایهای است آدم میلیونها فرشته داشته میلیاردها فرشته داشته باشد که برایش استغفار کنند. آنوقت این شخص وقتی وارد برزخ میخواهد بشود یکدفعه میبینید چه اسکورت عظیمی دارد از این فرشتهها@ چه همراهی عظیمی از این فرشتهها دارد چقدر دوستش دارند چقدر محافظش هستند چقدر بشارت به آن میدهند چقدر همراهش هستند چقدر با سلام و صلوات میایند این شخص را میبرند، چه تشریفاتی است آنطرف.@ این بچه فسقلی که به دنیا میآید خودش فکر نمیکند اصلاً بیرون رحم مادرش مثلاً چندتا خاندان منتظر این فسقلی هستند خودش هم فکر نمیکند چه محبتها و چه کانونهایی از محبت منتظرند این جوجه بیاید به دنیا@ چه جلوتر قبل از اینکه بیاید نطفهاش بسته شده رفتند سیسمونیاش را آماده کردند اتاقش را آماده کردند فرشتهها خبر میدهند که رفیقتان سه ماه دیگر قرار است بیاید غوغایی است در برزخ@ آنطرف که این عاشق علی است این شهید است این عالم است این محب است این سینهزن است این عزادار است این دلداده است میخواهد بیاید آنطرف، چه تشریفاتی است آنطرف.@ یک موقع انشاء الله فرصت کنیم این تشریفات را با هم مطالعه کنیم خیلی عظمت دارد چه عظمتی. فرمود فرشتهها استغفار میکنند (وَ فُتِحَت لَهُ اَبوابُ الجَنَّۀِ الثَمانِیَّۀ) درهای هشتگانه بهشت به روی این شخص باز میشود که از هر دری بخواهد میتواند برود داخل@ از هر دری که دلش بخواهد، آن هم چطوری میتواند برود؟ به آن نمیگویند بفرمایید این هشت در بهشت بفرمایید، (بغیر حساب) اینش خیلی عجیب است.@ (بغیر حساب) میدانید یعنی چه؟ یعنی دیگر اصلاً نگه نمیدارند بگویند که خوب چه خبر؟ چکار کردی؟ کاری با شما ندارند دیگر، عشق این کار را میکند.@ دیدید آدمها با رفیقهایشان میروند بیرون، مثلاً اینطرف میبینی اینقدر دوست دارد اینها را، دارد، یک موقع که آدم ندارد خوب آدم، چهارتا رفیق هستند واقعا هم هیچ کدامشان وضع مالی خوبی ندارند حالا عیب ندارد@ میروند بیرون با هم دُنگی میگذارند یک غذا میخورند عشقشان این هست که دور هم باشند این هم خیلی ثواب دارد، یک موقع هست نه یک کسی اصلاً دارد میریزد پای رفیقهایش حساب هم نمیکند@ من زیاد دیدم آدمهای اینطوری، یکطرفه بیحساب و کتاب هزینه میکند برای رفیقهایش، بیحساب و کتاب. انسان محبوب امیر المؤمنین باشد محبوب خدا باشد خدا بعد نگه دارد و اذیتش بکند؟ میشود نگه دارد و اذیتش بکند؟@ اما اگر نه همهاش حسابهای دودوتا چهارتا با خدا دارد خدا میگوید این بنده با ما حساب کرده حساب میکنیم پایش، ولی اگر کسی حساب نکند.@ یک چیزی گفتم بعضیها فهمیدند این را، گفتم شما موفق نمیشوید در دلدادگی با خدا و امیر المؤمنین مگر اینکه اهل قمار باشید تا قمار نکنید نمیتوانید برسید به رفاقت، قمار بدون شک و شرط@ اگر یک کسی اینطوری شد آنطرف مقابل بفهمد که یک نفر با قمار آمده سراغش همه چیز پایش میریزد. خدا ببیند یک نفر اینطوری است اصلاً بدون چرتکه با آن رفتار میکند نه اینی که میخواهد خمس بدهد سی دفعه باید به آن بگویی@ میخواهد زکات بدهد چرتکه میاندازد که بدهم یا ندهم، به چه کسی بدهم، از کجا معلوم چنین و چنان، میخواهد صدقه بدهد میخواهد انفاق بکند میخواهد نماز بخواند@ ناز میکند، میخواهد احکام الهی را رعایت بکند، اصلاً اینقدر دلداده نیست که فهمید مثلاً خانم فاطمه زهرا چطوری دوست دارد، علی(ع) چطوری دوست دارد به همان عشق برود انجام بدهد@ مِس و مِس دارد فِس و فِس دارد این دلداده نیست این نمیتواند قمار کند. اگر یک کسی اهل قمار باشد خدا میگوید تو چه آوردی وسط در قمار پای من ریختی@ من بینهایتش را میریزم پایت، خدا میگوید تو بنده من هستی ظهور من هستی از من میتوانی جلوتر بزنی در محبت، هر چه به من محبت کردی اینقدری که نمیتوانی بفهمی پایت میریزم، هر چه به من هدیه دادی پایت میریزم@ ببین اخلاق خدا اینطوری است میگوید (مَنْ ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً فَيُضاعِفَهُ لَهُ أَضْعافاً كَثِيرَةً) چه کسی است که بیاید به من خدا قرض بدهد@ چون خدا خودش که نیاز ندارد ولی میگوید اگر من برای عشقبازی بندهام زمینه فراهم نکنم یک زمینههای اقتصادی فراهم نکنم که بندهام بتواند پول پای من بریزد@ این بندهام میمیرد دِق میکند از اینکه برای من پولی خرج نکرده این بندهام اصلاً پژمرده میشود از اینکه یک پولی به عشق من هزینه نکرده لذا خودش زمینه را فراهم میکند زمینههای اقتصادی فراهم میکند در جامعه تفاوتهای اقتصادی میگذارد تا هر کس بخواهد عشقبازی بکند بتواند عشقبازی بکند.@ بعد میگوید هر کس بیاید با من قمار بکند هر کس بیاید پای من پول بریزد هر کس بیاید به من قرض بدهد@ (فَيُضاعِفَهُ لَهُ أَضْعافاً كَثِيرَةً) یکدفعه تا هفتصد برابر پایش میریزم من که احتیاج ندارم ولی من گفتم به من قرض دهید تا من پایتان بیشتر بریزم. عجب فرهنگی است عجب خدایی است.@ (بغیر حساب) اگر بدون حساب با خدا رفتار کردی خدا هم بدون حساب با شما رفتار میکند اگر با امام زمان بیحساب شدی امام زمان هم با شما بیحساب میشود@ اما اگر چرتکهای با امام زمان کار کردی چرتکهای میشود داستان. خدا میخواهد ببیند تو چقدر معرفت داری. لقمان(ع) یک برده بود در روایت داریم خداوند نبوت را به آن داد نپذیرفت@ بین نبوت و حکمت فرمود من حکمت را میخواهم یک سوره به اسمش است و مثل انبیاء و معصومین خدا از قول لقمان دارد نقل میکند حرف عصمت دارد نقل میکند خدا@ برده است یک برده است اربابش برایش خیار میآورند یک مقداری خیار تلخ میآورند این ارباب اولین گاز را که میزند میبینید تلخ است نمیخورد که ارباب است، لقمان را صدا میکند میگوید بیا این خیار را بخور@ آن هم میخورد یکی دوتا سهتا، چندتا خیار میخورد تلخ، هیچی هم نمیگوید اصلاً به رویش نمیاورد میگوید تو چطوری این چیز تلخ خوردی من نتوانستم بخورم؟@ گفت من یک عمر است دارم از دست شما خیارهای شیرین میخورم رواست حالا یک بار خیار تلخ شد به رویم بیاورم، این میشود حکمت این میشود قمار این میشود دلدادگی این میشود محبت.@ ما تا خدا یک چیزی به ما ندهد اولین کاری که میکنیم یا یک چیزی که داریم بگیرد اولین کاری که میکنیم نماز را نمیخوانیم با خدا قهر میکنیم میرویم در آدمهای مشنگ میرویم در آدمهایی که فرهنگشان با فرهنگ خدا سازگاری ندارد@ اصلاً میرویم در جمع آنها وارد میشویم فاصله میگیریم از جمعهای فطرتگراها سریع میرویم در طبیعتگرایی، لج میکنیم قهر میکنیم ناز میکنیم.@ خوش به حال کسی که با خدا اینطوری است این (بغیر حساب) یکی از آن ذکرهایی هست که آدم باید بشیند بگوید و خودش را مست کند یک تسبیح دستت بگیری این حدیث را بخوانی و بگویی بغیر حساب بغیر حساب@ آخ که چقدر جان آدم را راحت میکند این کلمه (بغیر حساب) چه مژده بزرگی است (بغیر حساب) آدم یک نفس راحت میکشد. چه میخواهند ازآدم؟ دل میخواهند، دل بدهی تمام است، عرضه داری دل بدهی یا نه؟@ یا دلت را برای جهنم برای شیطان لازم داری برای دنیا میخواهی دلت را، میدهی یا نمیدهی یا لازمش داری دلت را؟ حالا هنوز نرسیدم به آن شرابهایی که، بگذارید برویم یک کمی جلوتر.@ (اَلا وَ مَن اَحَبَ عَلیً اَعطاهُ الله کِتابَهُ بِیَمینِه وَ حاسَبَهُ حِسابَ الأنبیاء) میگوید هر کس عشق علی در دلش باشد خداوند نامه عملش را از دست راست به آن میدهد@ (فَمَنْ أُوتِيَ كِتابَهُ بِيَمِينِهِ) آیه قرآن است که خواندم برایتان (فَمَنْ أُوتِيَ كِتابَهُ بِيَمِينِهِ فَسَوفَ) هر کس نامه عملش را به آن بدهند آسان حساب میکشند از آن، اصلاً با آن سخت نمیگیرند آسان، گفت چقدر آسان؟@ گفت همین اندازه که یک نماز عصر بخوانید بیشترین از این معطل نمیشوید چهار رکعت نماز عصر چقدر طول میکشد همین مقدمات و تشریفات و حساب و کتاب همهاش همین قدر است بفرمایید بروید بهشت سر جایتان.@ جانم علی، آدم برای همین هم یکی از اذکار مهمی که داریم به عنوان اسم اعظم که انسان موقعهایی که حاجتهای سنگین دارد بشیند یا علی بگوید تسبیح دستش بگیرد بگوید یا علی. چکار میکند این علی عشقش دارد چکار میکند.@ نامه عملش را خدا از دست راست به آن میدهد و حسابی که با آن میکشد حساب انبیاء را میکشد یعنی همان حرمتی که خدا به انبیاء میگذارد در بهشت و قیامت همان حرمت را خدا به عاشق علی میگذارد@ ببینید این علی کیست؟ چهارده معصوم چه کسانی هستند که آدم عشق به آنها آدم را اینقدر عزیز میکند به سلطنت آخرت میرساند انسان را. خوب کافی است انشاء الله بقیه مژدهها را هم بگذاریم برای جلسه آینده.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله اجمعین.@ با هم دعا کنیم جهت رفع اضطرار از وجود مقدس آقا امام زمان رفع اضطرار از شیعیانشان مسلمین و مستضعفین جهان با همدیگر پنج مرتبه آیه امن یجیب را میخوانیم.@ اعوذ بالله من الشیطان الرجیم أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ هدیه به محضر مقدسشان سلامتیشان تعجیل در فرجشان خشنودیشان از همه ما و انشاء الله همه ما مشمول دعاهای ویژه حضرت باشیم یک صلوات بلند ختم بفرمایید.@