اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ تبریک عرض میکنم ماه شریف و مبارک شعبان را به همه شیعیان حضرت بخصوص خواهران و برادران گرامی که در این مجلس تشریف دارند و تبریک عرض میکنم میلاد مسعود حضرت سجاد(ع) را@ خداوند انشاء الله همه ما را قدردان نعمت عظیم ولایت و محبت اهل بیت(ع) و وجود مقدس آنها قرار بدهد.@ امروز چون ترکیب جلسه ترکیب خاصی هست یعنی ما بین دوتا سخنرانی جشنی داریم و مولودی خواهیم داشت به مناسبت این ایام سعید من بحثی که درباره خانواده آسمانی داریم همان روند را@ چون مربوط هم هست بحث خانواده آسمانی به این ایام سعید ادامه میدهم اما نکات مهمی را هم میخواهم عرض کنم که انشاء الله عزیزان به آن توجه داشته باشند.@ در بحث خانواده آسمانی ما یکی از اهداف مهممان این هست که به قدر و قیمت خودمان پی ببریم یعنی بدانیم که ارزش ما چقدر است و حقیقتاً در دنیا با خانواده آسمانی خودمان زندگی کنیم بحث در جلسات خانواده آسمانی بر سر این هست که ما این قدر را بدانیم و راههای زندگی کردن با خانواده آسمانیمان را انشاء الله بیاموزیم.@ در فرمایش مهمی از وجود مقدس امیر المؤمنین(ع) آمده(هَلَکَ امرؤا مَن لَم یَعرِف قَدرَه) هلاک شد کسی که قیمت خودش را نداند@ اگر کسی ارزش خودش را نشناسد به انواع بدبختیها و نکبتها، همانطور که در روایت آمده به انواع نکبات و نکبتها دچار میشود چرا؟@ چون انتخابها و ارتباطها، و رفتارها و افکارش که سازنده زندگی او حال او و آینده او هستند بر اساس یک قیمت غلط و دروغ یک قیمت ناچیز انجام میشود نه بر اساس قیمت حقیقی وجود خودش.@ در بحث خانواده آسمانی ما باید روزبهروز قیمت خودمان را بیشتر بشناسیم و بدانیم ما چقدر مهم هستیم چقدر اهمیت داریم.@ در یک خانواده روابطی برقرار است بین اعضای یک خانواده که نوع این ارتباطها سازنده خود اعضای خانواده هست در بحث خانواده آسمانی از یک طرف ما فرزندان اهل بیت هستیم فرزندان محمد و آل محمد(ع) و از طرفی بزرگان خانواده هستند@ مادر ما خانم فاطمه زهرا(س) و پدران عزیز ما هستند. تعیین کننده نوع روابط معمولا بزرگترها هستند بزگترها هستند که به کوچکترها میآموزند که چگونه باید زندگی کنند@ و چگونه باید ادب ارتباط با بزرگترها را و با سایر اعضای خانواده را داشته باشند. ما در کلاس خانواده آسمانی در پای درس خود چهارده معصوم نشستیم و از آنها میآموزیم که چگونه با یکدیگر رفتار بکنیم@ چگونه به همدیگر نگاه بکنیم و چگونه به این رابطه نگاه بکنیم و این رابطه را چگونه ارزیابی بکنیم. معمولا نوع رفتار اعضای یک خانواده با همدیگر بر اساس نوع برداشت و فهمی هست که از نوع رابطه با همدیگر دارند@ بنابراین باید به قیمتگذاری و ارزیابی بزرگان خانواده احترام زیادی گذاشت چون آنها از یک اطلاعات بالاتری برخوردار هستند@ اینکه من پیامبر و اهل بیت را چگونه نگاه بکنم این یک مسئله است خانواده آسمانی خودم را، خانواده ابدی خودم را، اینکه آنها من را چگونه نگاه میکنند در مورد من چه فکر میکنند و برای من چه را میخواهند و چه را خوب میدانند و چه چیزی را خوب نمیدانند، یک چیز دیگر است.@ شما در یک رابطه عادی در خانواده زمینی یک موقعی مثلا افراد در رودربایستی با هم میافتند به همدیگر احتیاج دارند اما روی غرورشان یا روی تربیت غلطشان به همدیگر نمیگویند که به هم احتیاج دارند@ دلشان برای همدیگر تنگ میشود و این را بیان نمیکنند که من دلم برای تو تنگ شده نیاز دارند همدیگر را ببوسند در آغوش بکشند اما بر اثر تربیت غلط یا خجالتهای جاهلانه حیاهای احمقانه اینها را به زبان نمیآورند@ مادر همینطور گرفتار این حیاهای غلط است پدر گرفتار حیاهای غلط است اعضای خانواده هم همینطور هستند@ بنابراین با اینکه عمق ارتباط قوی هست و زیاد است و نیاز هست که به تناسب این عمق ارتباط یک رابطه خوب و عالی و گرم برقرار بشود اما غرورها تعصبها جهالتها حیاهای احمقانه مانع میشود از اینکه روابط اعضای خانواده یک رابطه گرم و صمیمی و خوب و ایدهآل باشد به قول امروزیها.@ در رابطه با اهل بیت(ع) ما به دلیل اینکه گرفتار بخش مزاحم این ارتباط هستیم یعنی بخش حیوانی بخش جنسی خودمان که عوض این خانواده نیست غریبه هست در این ارتباط، و گرفتار عادتهای زمینی هستیم گرفتار جهل هستیم نسبت به خودمان@ شاید آن ارتباطی را که باید با خانواده خودمان برقرار کنیم خوب نشناسیم یعنی ندایم من باید به امیر المؤمنین چگونه نگاه کنم و چگونه رفتار کنم؟@ با مادرم فاطمه زهرا چگونه رفتار کنم به او چگونه نگاه کنم؟ روی این رابطه چطوری حساب کنم و از این رابطه چطوری استفاده کنم؟ با پدرم آقا امام زمان(ع) چگونه رابطه برقرار کنم و روی این رابطه چگونه فکر کنم؟@ از این رابطه چگونه بهرهبرداری کنم؟ این جهالتها و گرفتاریهایی هست که همه ما دچارش هستیم. تعصبهای زمینی عادتهای غلط زمینی@ عدم تربیت کافی در بحث خانواده زمینی خودمان، عدم رشد اخلاقی و گرفتاریهایی که ما در مباحث معنوی داریم ضعفهایی که در مباحث معنوی داریم@ همه اینها میتواند تأثیر بگذارد به اینکه یک رابطهای که باید خیلی قدرتمند برقرار بشود بین ما و خانواده آسمانیمان آن را خراب کند.@ بنابراین بهتر این هست که ما برای اینکه بتوانیم حجابها و موانع را در برقراری یک رابطه حقیقی صمیمی و عاشقانه و جاودانه برداریم این حجابهایی را که وجود دارد برداریم بهتر این هست که ببینیم نگاه خود آنها نسبت به این رابطه چگونه هست@ یعنی آنها چگونه به این رابطه نگاه میکنند این رابطه را چگونه ارزیابی میکنند. یک موقع هست اگر یک پدر خانواده به بچهاش بگوید که زود بیا خانه من دلم برایت تنگ میشود یا با تحکم بگوید زود بیا خانه دیر نکنی@ دوتا معنای خاص دارد این خیلی فرق میکند با هم، یا یک موقعی هست که یک عضو خانواده حیای احمقانه خودش را کنار میگذارد بعد روابط عاطفی نزدیک نوازش بوسه بین اعضای خانواده برقرار است@ ولی یک موقع میبینید که این حجاب از طرف بزرگترها باعث میشود که کوچکتر هم جرأت نکند این گونه باشد. یک موقع هست وجود مقدس امام سجاد(ع) در روایت داریم@ اینقدر این وجود باهیبت بوده و باعظمت بوده که حضرت برای اینکه دیگران تحت تأثیر این هیبت قرار نگیرند لبخند همیشه به لب داشته تا دیگران در سایه این لبخند آرامش بگیرند و به حضرت نزدیک بشوند@ چون اگر قرار بود حضرت خودش باشد در حالتی که خودش هست، وجود مقدس سید الشهداء هم همینطور بود وجود مقدس امام صادق هم همینطور بود@ گاهی وقتها اینها چنان هیبت داشتند که غریبهها وقتی نگاه میکردند میگفتند این چقدر متکبر است این شخص، این چقدر خودش را گرفته، در حالی که حضرت قسم میخورد که من متکبر نیستم و خودم را نگرفتهام@ حضرت وقتی برخورد میکرد با شیعیانش دائما لبخند به لب مبارکشان بود تا دیگران تحت تأثیر این هیبت قرار نگیرند و بتوانند به حضرت نزدیک بشوند.@ گاهی وقتها بزرگ یک خانواده در یک خانواده زمینی اگر بخواهد آن بزرگی خودش را حفظ بکند دیگران خیلی جرأت نمیکنند به او نزدیک بشوند دیگران نمیتوانند از او بهرهبرداری بکنند بچهها راحت نمیتوانند بیایند رازشان را با پدر و مادرشان در میان بگذارند@ مسائلشان را به پدر و مادرشان بگویند اما اگر پدر و مادر حجابها را بردارند به گونهای عمل بکنند که بچه احساس صمیمیت با پدر و مادر خودش بکند خوب خیلی راحت میاید مشکلاتش را در میان میگذارد@ مسائلش را بیان میکند و میگوید. در خانواده آسمانی هم اینگونه هست آنها رفتارشان با ما به گونهای بوده همیشه که ما آنها را نزدیکترین کس خودمان بدانیم حتی از پدر و مادر زمینی خودمان هم به خودمان نزدیکتر@ زیباترین، قشنگترین کلمات را صمیمیترین کلمات را به ما یاد دادند که ما نسبت به آنها به کار ببریم. که شما نمیتوانید در مورد هر کسی اینطوری حرف بزنید@ وقتی شما در زیارت آل یاسین به امام میگویی (السَّلامُ عَلَیکَ حینَ تَقوُم السَّلامُ عَلَیکَ حینَ تَقعُد) به هر کسی شما، حتی به پدر و مادر زمینیات هم بگویی شاید مسخره بکند این را، شاید نتواند درک کند این را، سلام به نشستنت@ سلام به ایستادنت سلام به قرائتت، سلام به تبیینت، سلام به رکوعت، سلام به سجودت، این خیلی صمیمی و عالی هست این نوع حرف زدن این نوع قربانصدقه رفتن باعث میشود که انسان بتواند به راحتی به یک شخصیت باعظمت الهی که عظمتش الهی است نزدیک بشود و صمیمیترین رابطهها را برقرار بکند.@ این خیلی مهم است که ما ببینیم که اهل بیت به ما چگونه یاد دادند که ما با آنها رفتار بکنیم به ما چگونه نگاه میکنند و این رابطهای که ما با آنها داریم چگونه ارزیابی میکنند خیلی اهمیت دارد این مسأله@ و اگر ما این را ندانیم خیلی وقتها ممکن است تا آخر عمر خودمان را از هزاران هزار نعمت محروم بکنیم@ از بینهایت لذت بهجت سرور از خوشی، خودمان را محروم کنیم چون نمیفهمیدیم که اینها به ما چگونه نگاه میکنند و ما با آنها چه رابطهای داریم و قدر و قیمت خودمان دستمان نبود@ اینجا هست که حضرت میفرماید(هَلَکَ امرُؤا مَن لَم یَعرِف قَدرَه) هلاک میشود کسی که قیمت خودش را نمیداند، نمیداند چه کاره هست وقتی من بدانم در ارتباط با خانم فاطمه زهرا چه جایگاهی دارم در ارتباط با آقا امام زمان(ع) چه جایگاهی دارم@ آنها به من چگونه نگاه میکنند آنها من را چطوری دوست دارند و چه روابط عاطفی دوست دارند با من برقرار بکنند چه نزدیکی دوست دارند با من داشته باشند@ من هم وقتی این را بفهمم در این جریان قرار میگیرم و در سایه این عاطفه این رحمت این محبت و این نگاه رشد میکنم در سایه این نگاه پرورش پیدا میکنم@ در سایه این نگاه استعدادهای بینهایت من شکوفا میشود و من میتوانم مسیر کمال را تا خدا طی کنم. اما اگر این را نشناسم و دائما ارزیابیهای غلط و منفی از خودم داشته باشم، به خصوص که شیطان روی ما کار میکند@ یعنی شیطان دائما به ما ارزیابیهای غلط و منفی و کم به ما میدهد دائما در سر ما میزند و به ما اینگونه تلقین میکند که شما بزرگ نیستی و نمیتوانی در حد پیامبر و آل بپری و افق پرواز ما را کوتاه میکند@ بلندا و بُرد پرواز ما را کوتاه میکند اگر آنها بُرد پروازشان تا خداست شیطان دائما به خاطر اشتباهاتی که ما کردیم در سرمان میزند و بُرد پرواز ما را کوتاه نگه میدارد و اجازه نمیدهد ما به بُردهای متوسط و بلند دست پیدا کنیم و این غلط است.@ حالا من چون وعده کرده بودم هفته گذشته دعای امام زمان(ع) که در ماه مبارک رجب است، ما الان چون ماه رجب تمام شد اهمیتی هم ندارد که حالا تمام شد از این جهت چون ما میخواهیم فقط برداشت کنیم@ برداشتهای کاربردی بکنیم از فرمایش حضرت ببینیم حضرت نوع نگاهی که به ما دارد و میخواهد ما با آن ارتباط برقرار کنیم به چه گونه هست تا بتوانیم انشاءالله در عمل موفق بشویم و حیف هم هست که از این دعا ما نفهمیده عبور کنیم.@ دعا مضامینش فوق العاده عالی هست و چون مضامین خیلی متنوع و بلندی دارد من همه دعا را نمیتوانم شرح کنم@ چون اگر بخواهم همه دعا را شرح کنم لااقل یک حدود ده جلسهای وقت ما گرفته میشود به این دعا، من هم مقداری از این دعا را انتخاب کردم که برای شما عرض بکنم.@ دعا در مورد مشاهد مشرفه است آنجایی که ما مشرف میشویم به حرم این بزرگان، آقا امام زمان(ع) فرمود هر وقت در یکی از این حرمها رفتید اینطوری بگویید (الحَمدُ لله الذَّی اَشهَدَنا مَشهَدِ اَولِیائِه) خدایا شکر که ما را در ماه رجب به مشهد، محل شهادت اولیای خودش وارد کرد به این مَشاهد مشرفه آورد.@ بعد دعاهای دیگر هم دارد که حالا آنها را من نمیخوانم. کلمه الحمد لله وقتی میاید من آن باطنش را توضیح میدهم یعنی آن استانداردی که باید داشته باشد آن ما وقع را، خودمان را با این مقدار بسنجیم آنجایی که کلمه الحمد لله میاید باطنش شادی است@ یعنی موردی که کلمه الحمد لله آمد شخصی که از سلامت قلب برخوردار است حتماً شادی دارد در آن@ یعنی مژده است کلمه الحمد لله که آمد مژده است شادی است اگر یک کسی نمیتواند شادی کند مثل کسی است که با گُل روبرو هست الان اما زکام گرفته نمیتواند از گُل لذت ببرد عطر کنارش هست نمیتواند لذت ببرد@ ما هر وقت کلمه الحمد لله آمد ذوق نکردیم برایمان عادی بود حتماً احتیاج به درمان دارد قلبمان، یعنی ما باید حتماً روی نظام معرفتیمان بدانیم استاندارد نیست مریضیم باید حتماً سالمش کنیم.@ مثل اینکه وقتی که ما با گل روبرو میشویم بویش را استشمام نمیتوانیم بکنیم یا بوی عطر یا بوی غذا نمیتوانیم استشمام کنیم یا لذت ببریم یا نه حالمان به هم میخورد خودمان میفهمیم که ما الان طبیعی نیستیم@ باید برویم خودمان را طبیعی کنیم باید برویم خودمان را عادی کنیم. کلمه الحمد لله وقتی میاید هر وقت آمد در آن جشن و سرور و شادی هست انبساط دارد@ اگر یک کسی با این مسئله به انبساط نباید یعنی حتما مریضی دارد باید حتما خودش را درمان بکند طبیعی نیست این کلمه.@ شخص را در نظر بگیرید امام(ع) میفرماید تو وقتی که وارد یک حرم میشوی باید ذوقزده باشی باید شاد باشی از اینکه به تو اجازه دادند اذن دادند و دعوتت کردند این را دقت کنید دعوتت کردند تا آمدی اینجا.@ این یک حقیقت است که ما را از زمانی که در خانهمان نشستیم ممکن است هزاران کیلومتر فاصله داشته باشیم@ وقتی میاندازند در دلمان یعنی از آن طرف علاقه مهر، محبت دلتنگی لطف و عنایت شروع شده آنها دارند روی دل ما کار میکنند خوب دقت کنید آنها دارند ما را به یاد میاندازند که من هوس آنجا را کردم.@ پس این خیلی قیمت دارد یعنی تلفن دلت زنگ میخورد به شما میگوید بلند شو و بیا اینجاست که آدم باید خدا را خیلی شکر بکند که مثل اینکه این دل هنوز نمرده است هنوز زنده است هنوز جا دارد برای رشد برای سلامتی برای پرواز جا دارد@ خیلی باید شکر کنیم به محض اینکه در دلتان هوس افتاد اول به خاطر هوسش به خودتان تبریک بگویید اول یک شادی بکنید خدا را شکر کنید@ انسان بتواند شکر کند که آخ الحمد لله که دل من هنوز هوس میکند. چند روز پیش یک آقایی را دیدم خیلی پَکَر بود گفتم چی شده؟ خیلی عصبانی و پَکَر، گفت که بله من یک مشکل قانونی پیدا کردم@ دلم لَک زده برای اروپا برای تفریحات آنجا برای فضاهای آنجا نمیتوانم بروم اعصابم واقعاً خورد است ببینید این آدم سنخیت با اینجا دارد دلش لَک زده برای آنجا، من دلم لک زده برای اروپا بروم آنجا یکذره تفریح بکنم، تفریحش که هم معلوم است تفریح یعنی چه آنجا؟@ چون اگر تفریح سالم بخواهد کشور خودمان عالیترینش را دارد. اینکه انسان هوس چه چیزی را میکند قیمت معلوم میشود هوس کجا؟ هوس چی؟ یاد چی؟ خواب چی؟@ خواب چه چیزی را میبینید قیمت میاید دستت، هوس چه چیزی را میکنید؟ اینکه یکدفعه مشهد میافتد در دلت، قم میافتد در دلت، جمکران میافتد در دلت، حرم حضرت عبد العظیم میافتد در دلت، کربلا میافتد در دلت@ سوریه میافتد در دلت، هر کدام از اینها، آدم باید به دلش تبریک بگوید این شادی دارد حالا وقتی افتاد در دلت موانع را برطرف کردی و نشان دادی که محبی واقعاً@ نشان میدهی که صادق هستی در این عشق، هزینهها و زحمات سفر را بر خودت هموار کردی حالا حرکت کردی آمدی رفتی رسیدی به مشهد وقتی رسیدی میگویی چی؟ میگویی (الحَمدُ لله الذَّی اَشهَدَنا مَشهَد اَولِیائِه) دیگر چی؟@ چندتا شکر دارد (اللَّهُمَّ فَکَما اَشهَدتَنا مَشهَدَهُم) خدایا همانطور که ما را آوردی اینجا به این زیارتگاه رساندی (فَاَنجِز لَنا مَوعِدَهُم) ما از دل امام زمان خیلی زیبا هستیم ما خیلی از نگاه امام زمان دوست داشتنی هستیم.@ امام زمان(ع) چقدر قشنگ دارد به ما نگاه میکند و ما باید یاد بگیریم هم به خودمان از نگاه چشم محبوب نگاه کنیم و هم یاد بگیریم که به همه کسانی که محبوب محبوب ما هستند درست نگاه کنیم@ با همان چشم نگاه کنیم آن موقع است که کینهها، اختلافها، حسادتها، رقابتها، تندخوئیها، برداشته میشود قُرقُر کردنها نِقنِق زدنها همه اینها برداشته میشود@ ریز نگاه کردنها، نبخشیدنها، عقده کردنها، همه برداشته میشود چقدر قشنگ دارند به ما نگاه میکنند. (فَاَنجِز لَنا مَوعِدَهُم) پس وعده آنها را درباره ما هم، خدایا تو به آن وعده وفا کن@ ببینید چقدر قشنگ نگاه میکند امام زمان به ما، خدایا حالا که آوردی ما را اینجا، دعوتمان کردی، خدایا خوب پذیرایی کن از ما در اینجا، اینجا که هستیم یا هر جا که هستیم از ما خوب پذیرایی کن.@ (وَ اَورِدنا مَورِدَهُم) نگاه ببنید چقدر زیباست، خدایا ما را به همان جایی وارد کن که آنها را وارد کردی همانجا که پیامبر و آل را وارد کردی خدایا ما را هم همانجا ببر، چقدر این نگاه زیباست.@ امام زمان میگوییم کمتر از این نیایی بیرون وقتی رفتی حرم هواست به طبیعت نباشد هواست به نیازهای بدنی، جنسی و حیوانی نباشد، وقتی میآیی حرم اینطوری حرف بزن، آن هم کی؟@ در عید بزرگی به نام ماه شریف رجب، خواستههایت اینها باشد خدایا حالا که آوردی ما را اینجا، آقا تخاطبت رودرروی با خدا، حالا که ما را آوردی اینجا خدایا هر چه به وعدهای که آنها به ما دادند تو وفا کن در مورد ما عمل کن@ (وَ اَورِدنا مَورِدَهُم) هر جا پیامبر و آل را وارد کردی ما را هم همانجا ببر، نوع نگاه چقدر قشنگ است.@ انشاء الله زنده باشید عید فطر وقتی دعا میخوانیم میگوییم(وَ اَدخِلنی فِی کُلِّ خَیرٍ اَدخَلتَ فِیهِ مُحَمَدً وَ آلَ مُحَمَد) خدایا هر خیری که به پیامبر و آل دادی به ما هم بده هرجا آنها را وارد کردی ما را هم وارد کن همانجا@ چقدر بزرگ است این مقام، یک کسی میاید میگوید من میخواهم همانجایی که آنها میروند بروم با فاصله نه، صرف اینکه تو من را اکرام بکنی خدایا، نه، صرف اینکه من را ببخشی، نه، صرف اینکه من را بهشت ببری@ نه، صرف اینکه به من مقام عالی بدی، نه، بلکه چی؟ بلکه همانجایی که خانوادهام را بردی، همانجایی که خانواده آسمانیام رفتند پدر و مادرم رفتند من میخواهم همانجا بروم من میخواهم با خانواده خودم باشم@ حق هر فرزندی هست که با چه کسی باشد؟ با خانواده خودش باشد. چه کسی میرود واقعا آنجا؟ حالا چه کسی میرود واقعا میرسد به این مورد؟@ کسی که واقعاً خودش را بچه امام زمان بداند اگر این احساس آمد در وجودت که خودت را واقعا بچه امام زمان دانستی من قول میدهم قول صددرصد میدهم خدا لعنت کند من را اگر دروغ بگویم یا مبالغه کنم@ اگر یک نفر خودش را واقعاً بچه امام زمان دانست احساسات یک فرزند را نسبت به امام زمان پیدا کرد خدا همانجایی میبردش که امام زمان را برده در قیامت، هم دنیا و هم آخرت@ البته یک مسئله اینجا هست و آن این هست که اگر شخص بگوید من بچه پیامبر و آل هستم حتما باید به قیمت بچه پیامبر و آل رفتار بکند انتخابهایش، ارتباطهایش، رفتارهایش، و افکارش را باید با آنها تنظیم بکند@ که حالا در این جلسه و جلسه بعد بیشتر راجع به این مسئله صحبت خواهیم کرد. ولی اگر قیمت تو، و تو قبول کردی که این قیمتت است@ مطمئن باش که با آنها هستی و این خیلی هشدار بزرگی است که ما نباید به کمتر از این مقام راضی بشویم، راهکارهایش را هم عرض میکنم خدمتتان. (غَیرَ مُحَلَعین عن وِردٍ فِی دارِ المَقامَۀ وَ الخُلود) نه اینکه ما را، ببینید اول میخواهد بعد نقطه سلبیاش را میگوید@ نه اینکه ما را از ورود به آن خانه اقامت و جاودانگی مانع بشوی ما آنطوری دوست ندارم خدایا، این حرف مال کیست؟ این دعا مال کیست؟@ مال آقا امام زمان است میگوید به خدا بگو خدایا من میخواهم همانجایی که خانوادهام میروند بروم از آن خانه اقامت و جاودانگی آنها من را دور نکنی امام زمان میگوید به خدا اینطوری بگو.@
حالا ما بیشتر به امام زمان علاقه داریم یا امام زمان به ما علاقه دارد؟ علاقه ما به امام زمان زیاد است یا امام زمان به ما بیشتر است؟ ببینید چه چیزی دارد برای ما میخواهد و میگوید چه بخواهید@ میگوید آن خانه اقامت و جاودانه آنها را من میخواهم، حالا یکدفعه رو را برمیگرداند امام زمان، دعاهای امام زمان خیلی عواطفش خیلی شدت دارد ادعیهای که آقا امام زمان(ع) دارد یکی از آنها مثل آل یاسین که پر از دلدادگی است@ ببینید چقدر قشنگ است میگوید یکدفعه رویت را از خدا برگردان به سمت چه کسی؟ به سمت خانواده آسمانیات (وَ السَّلامُ عَلَیکُم) سلام کن (اِنّی قَصَدتُکُم وَ اعتَمَدتُکُم) من قصد شما را کردم به خاطر شما آمدم اینجا@ (وَ اعتَمَدتُکُم) به شما تکیه دارم در چی؟ (بِمَسئَلَتی وَ حاجَتی) در خواستههایم و حاجتم، آن چیست؟ حالا اگر ما باشیم چه میگوییم؟@ اینجا را دقت کنید فرق آدم عاقل با آدمهایی که عقلشان کمتر هست این است میگوید الان رفتی آنجا رسیدی دعوتت کردند خوب خوش آمدید بفرمایید، چه میخواهی؟ این چه میخواهی خیلی مهم است@ امام زمان میدانید چه میگوید، میگوید اصلا فکرت را روی هیچ مسئله و حاجتی نبر وقتی میخواهی حاجتت را از ما بخواهی، وقتی میخواهی ما را واسطه قرار بدهی که ما از خدا حاجت تو را بگیریم ذهنت را روی هیچ حاجتی نبر مگر این@ (وَ هِیَ) من آمدم حرم شما وارد حرم شما شدم دعوتم کردید من که با پای خودم نیامدم با عرضه خودم نیامدم که، شما فرستادید ما را دعوت کردید ما آمدیم اینجا الان چشم@ خوب حالا حاجت، حاجت چیست؟ (وَ هِیَ فَکاکُ رَقَبَتی مِنَ النّار) اولین حاجت این هست که من جهنمی نشوم، اینکه آدم از خانوادهاش دور باشد یک مسئله است@ اینکه دور از خانواده شکنجهاش بکنند و عذابش بکنند یک مسئله دیگر است. جهنم دوتا بدبختی دارد یکی اینکه یک من از خانوادهام دورم دو اینکه باید شکنجه بشوم آنجا عذاب باید بکشم.@ همدمم به جای پیامبر و آل، مار و عقرب و انسانهای شریر، شیاطین، ملائکهای که قرآن میگوید (غِلاظٌ شِدادٌ) بسیار خشن و بداخلاق و با شلاقها و آتش و با چیزهای دیگر انسان سروکار دارد@ با اخلاق خودش با مارهایی که در خُلقش داشته با عصبانیتهایش با زودرنجیهایش با حساسیتهایش، بخصوص بخصوص بخصوص با ناشکریهایی که در زندگی داشته@ قُرقُر کردنها و نِقنِق زدنها و راضی به قضاهای الهی نبودنها اینها خیلی عذابش سخت است آنجا خیلی، هر چه شما در دنیا نارضایتی داشته باشید از وضعیت زندگیتان، خداوند نصیبتان میکند آنطرف نارضایتی از وضعیت زندگی در آنجا@ خدا به اولین کسی که نگاه میکند اگر نمره ده را بخواهد به کسی بدهد تا بیست به بالا، کسی که این را نداشته باشد اصلاً نمره ده دیگر ندارد سقوط کرده و تجدید است و گرفتار است@ یعنی واقعاً گرفتار جهنم میشود آن چیست؟ آن است که انسان راضی به قضای خدا نباشد راضی از خدا نباشد خدا برایش زیر سؤال باشد به دادههای خدا راضی نباشد به زندگیاش راضی نباشد@ این اول بدبختی انسان است. میگوید (فَهِیَ فَکاکُ رَقَبَتی مِنَ النّار) من اول از جهنم نجات پیدا کنم چون اگر جهنم باشم دیگر نمیتوانم با خانوادهام باشم@ امام زمان میگوید اولین قدم این هست که شما جنهم نروید. حالا من یک سؤال میکنم ما مادرمان فاطمه زهرا اگر 18 سال عمر کرده ساعتهای زیادی، شبهای زیادی، برای نرفتن جهنم گریه کرده@ آقامان امیر المؤمنین(ع) آمد در خانه فاطمه زهرا را شب زد یک کسی گفت آقا مرده است آقا مرد در نخلستان آقا مرد، خانم فاطمه زهرا گفت نه، نمرده بیهوش شده آنجا، از ترس جهنم.@ حالا ما یک فکر کنیم ببینیم از ما خودمان در این مدتی که عمر کردیم از خیلی چیزها ترسیدیم و گریه کردیم و به هیجان آمدیم، از دیدن یک حیوان خیلی ترسیدیم حالا هر حیوانی باشد@ از شنیدن یک خبر، خبر تلخ در هر مورد خیلی به غصه افتادیم، تا حالا شده پنج دقیقه برای جهنم ما این حالت به ما دست بدهد؟@ پنج دقیقه یک کسی بگوید من پنج دقیقه ده دقیقه، ساعت بگیریم بگوید من در سی سال زندگیام من پنج تا شصت ثانیه به شدت ترسیدم از جهنم و غصه خوردم ترسیدم از آن و به وحشت افتادم@ پنج تا شصت ثانیه گریه کردم التماس کردم به خدا که من را جهنم نبر، یکذره فکر کنیم ببینیم ما طبیعی هستیم واقعاً@ چون قرار شد ما ملاکها و معیارها را از اینجا بگیریم، یک کسی پنج دقیقه برای عصبانیت بیجای خودش غصه خورده باشد یک شخصیتی مثل حضرت آیت الله بروجردی که یکبار عصبانی میشود برای تنبیه خودش یکسال روزه میگیرید@ چون میداند آن یک عصبانیت در قبر و قیامت چه بلایی به سر آدم میاورد، کسانی که مثل نُقل و نبات جیغ میزنند داد میزنند قُر میزنند نِق میزنند اخم میکنند سر دیگران استفراغ میکنند@ من نمیدانم اینها هیچ فهمی هیچ شعوری از آخرت، قبر، شب اول قبر، اصلاً ندارند نمیفهمند که این چکار میکند با باطن آنها، در خانه، در اجتماع، در محیط کار، واقعاً آدم تعجب میکند@ واقعاً آدم باید به فهم و شعورشان شک باید بکند به دینشان به ایمانشان باید شک بکند. حالا بعد از این کار چه ملامتی کردی خودت را، میگویی ولش کن داد زدم سرش که زدم، فراریش دادم که دادم ترساندمش که ترساندم.@ ترساندن خیلی بد است، امام صادق(ع) به کنیز گفت که این بچه را مواظب باش نبرش بالا روی نردبان میافتد یک اتفاقی برایش میافتد کنیز بیتوجهی کرد رفت بچه حضرت افتاد مرد یک امامزاده مرد@ یک امامزاده مرد یک نسل از امام رفت، کنیز خیلی ترسید بچه امام را کشته با بیتوجهی، حضرت وقتی ترس این را میبینید خیلی خودش ناراحت میشود میگوید برای چه اینقدر ترسیدی؟@ ما حالا اگر یک کسی لباسمان را آسیبی به آن برساند ماشینمان را، خانهمان را، پارچمان را، کریستالمان را، فرشمان را، اینقدر میترسانیم آن بدبخت را@ آنقدر داد میزنیم سر آن، آنقدر باهیبت با این بیچاره برخورد میکنیم طرف نصف عمر میشود که من چرا فلان چیز اینطوری شد. حالا من نمیدانم ما با امام صادق چقدر فاصله داریم@ بیجا اگر یک کسی کسی را بترساند بیمورد اگر کسی را ناراحت بکند، اعصاب یک نفر را خورد بکند، با روح یک نفر بازی بکند، غیر از حق، یک کسی تحقیر بشود یک کسی توهین بشود، یک کسی مسخره بشود یک کسی لِه بشود@ میدانید چکار میکنند آنطرف با آدم، چقدر آدم باید ذلت تحمل بکند بعدا بخاطر این رفتارهایش، ما بیاییم غصه بخوریم که مثلاً من یک کسی را ترساندم سر یک کسی داد زدم بیجا عصبانی شدم@ ما اصلاً این روحیهها نداریم اصلاً نداریم خیلی راحت است این کارها برایمان، مثل آب خوردن انجام میدهیم این کارها را، خیلی راحت، ظلم میکنیم تجاوز میکنیم تعدی میکنیم@ خیلی راحت، با پدر، با مادر، با کسانی که اصلا نمیشود، اینها چراغ قرمزهای خیلی بزرگی هستند یعنی خطوط قرمز هستند که اصلاً نمیشود سمتشان رفت@ پدر، مادر، بزرگانی که انسان با آنها در ارتباط هست اگر انسان یکذره بیادبی بکند مدتها سالها و قرنها گرفتار میشود، اصلا ما خیلی با شجاعت با نترسی خیلی جسارت میکنیم خیلی بیادبی میکنیم.@ اصلاً ما این ترس را نداریم برای همین هم تعجب میکنیم که بابا اگر من جای امام زمان بودم اینجا اگر الان بودم میگفتم خدایا مثلا پول به من بده سلامتی به من بده من شوهر میخواهم من زن میخواهم یا من مشکل چی دارم@ اما حضرت، شما در تمام دعاها، عالیۀ المضامین را میخوانید (اللَّهُمَّ) در دعاهای دیگر داریم (اللَّهُمَ وَ اَوَل حاجَتی اِلَیک) خدایا اولین حاجت من به تو این است که تو مرا ببخشی من جهنمی نشوم@ و این که جهنم نرفتن سرامد دعاهای ما نیست برای این هست که اصلاً نه خودمان و نه جهنم را و نه اخلاق را و نه تبعات کارهایمان را نشناختیم هیچ شناختی نداریم برای همین خیلی نترسیم خیلی شجاع هستیم.@ پیغمبر راست گفتند اگر یک خانمی تار مویش را نامحرم ببیند در جهنم آویزانش میکنند و چه شکنجهای میکنند آن را، و چنان شلاق میزنند که صدای سگ از آن بیرون میآید این راست است یا دروغ است؟@ این احادیثی که میگوید و فاطمه زهرا ساعتها گریه میکند برای این گزارش که پیغمبر از حدیث معراج اهل عذاب اهل جهنم میدهد اینها راست بوده یا راست نبوده، اگر فاطمه زهرا میفهمیده پس ما چی؟ اگر گریه دارد و ترس دارد پس ما چی؟@ اینها راست است؟ اگر راست است پس چرا نسبت به خودم اینقدر بیتفاوت هستم، نسبت به ناموسم اینقدر بیتفاوت هستم، نسبت به اطرافیانم اینقدر بیتفاوت هستم@ نسبت به جامعه خودم اینقدر بیخیال هستم، اگر راست است خوب، اگر یک غیبت هفتادتا زناست، ما پس خیلی بیخیال هستیم اگر یک بدبینی، یک بداخلاقی@ اگر یک آزار زبانی، این چیزها، بداخلاقیهای گوناگون، یک عصبانیت بیجا، یک زودرنجی بیجا، اگر اینها عذاب دارد فشار قبر دارد پس ما واقعاً اصلاً نمیشناسیم جهنم را، واقعاً خودمان را هم نمیشناسیم دین را هم نشناختیم.@ ببینید امام زمان دارد یاد میدهد میگوید وقتی میآیید اول جهنمی نشدن را بخواه، زندگی با هر سختی میخواهد بگذرد بگذرد@ سید الشهداء در دعای عرفه به خدا میگوید خدایا در دنیا هر کاری میخواهی با من بکنی من جهنم نمیتوانم بروم، جهنم رفتنی نیست، دیدنی هم نیست، یعنی حتی انسان نمیتواند ببیندش چه بخواهد برود در آن جهنم در آن آتش برود.@ ولی ما خیلی با شهوت اشتیاق جهنم را داریم، نوع زندگیهایمان را نگاه بکنید نوع رفتارها و اخلاقهایمان را نگاه کنید میبینید نسبت به جهنم خیلی اشتیاق داریم.@ اگر امام حسین شناخت آخرت را پس ما چه بگوییم، امام حسین میگوید خدایا هر کاری در دنیا میخواهی بکنی بکن خیالی نیست من جهنم فقط نروم. اگر امام حسین ترسیده ما چه؟@ پدر ماست دیگر، امام ماست، رهبر متخصص معصوم و پدر ماست اگر ترسیده ما خیلی باید نادان باشیم که نترسیم. ما هم باید به خدا چه بگوییم؟ همان حرفی که پدرمان زد@ میگوییم خدایا من با تو یک عهدی میبندم همین امشب با هم عهد ببندیم روز تولد امام سجاد است همین هدیه را از خدا بگیریم به برکت امام سجاد(ع) عیدی ما این باشد که با خدا همین الان@ قول میدهم به همهتان و خدا هم قبول میکند به خدا بگوییم خدایا عیدی من این باشد که من به تو قول میدهم قُر نزنم نِق نزنم راضی به رضای تو باشم در زندگی، ولی به یک شرط، من جهنم نروم@ خدا گفت هر کس از من راضی باشد من از آن راضی هستم خدایا من قول میدهم راضی باشم از تو، تو هم راضی شو از من، خدایا الان با تو عهد میبندم که هر کاری کردی جیکم در نیاید نِق نزنم ولی به شرطی اینکه جهنم نروم@ اگر هر کس همین الان این شرط را با خدا ببندد خدا حتماً امضا میکند و لبیک میگوید حتماً امضا میکند و لبیک میگوید.@ در روایت داریم وقتی محشور میشوید میگوید این بنده من در دنیا از من راضی بود نِق نزد قُر نزد نارضایتی نکرد ناشکری نکرد@ احساس بدبختی نداشت در مملکت من، با وجود من با وجود چهارده معصوم اصلاً احساس بدبختی نداشت. کسی با داشتن خدا و چهارده معصوم در زندگیاش احساس بدبختی دارد این خیلی بدبخت است از موقع مردن به بعد خیلی بدبختی باید بکشد@ چون نتوانسته استفاده کند وقتی کسی نتواند در دنیا از خدا و اهل بیت استفاده کند در آخرت به هیچ وجه دستش نمیرسد به آنها، چطوری استفاده کند@ کسی که عُرضه ندارد در زندگیاش با خدا و اهل بیت شاد زندگی بکند و آرام باشد لذتهای زندگیاش را ببرد قدر خوبیهای زندگیاش را بداند این چطوری میتواند برود در آخرت در جهنم از پیامبر و آل کمک بگیرد.@ خدا میگوید سختی اینجاست عذاب اینجاست تشنگی اینجاست، گرسنگی اینجاست، ذلت اینجاست. خود امیر المؤمنین(ع) فرمود(ما خَیرٌ بِخَیرٍ بَعدَهُ النّار وَ لا شَرٌ بِشَرٍ بَعدَهُ الجَنَۀ) هیچ چیزی خوب نیست اگر بعدش جهنم@ دارد اصلاً خوب نیست اگر شما یک قشنگی یک لذت و یک زیبایی یک چیزی که خیلی خوش میگذرد پیدا کردید ولی بعدش جهنم است اصلاً خوب نیست (وَ لا شَرٌ بِشَرٍ بَعدَهُ الجَنَۀ) آن سختی که بعدش بهشت است اصلاً سخت نیست@ گرسنگیها، رعایت حدود الهی، تشنگیها، روزه گرفتن، عبادت، تقوا، اگر بعدش بهشت است اصلاً سخت نیست. (کُلُ نَعیم دُونَ الجَنَۀِ محقور) هر نعمتی غیر از بهشت حقیر و پست است.@ (وَ کُلُ بلاء دون النّار عافِیَۀ) و هر سختی غیر از جهنم خودش یک عافیت است خودش سلامتی است سختی نیست خودش لذت است اگر فقط جهنم نباشد.@ لذا شخص عاقل وقتی جایی گرما هست و آتش هست همیشه فکرش کار میکند یک شعله کبریتی یک زغالی یک گازی روشن است همیشه نگاه میکند که من میتوانم این را تحمل کنم یا نه؟@ هر وقت چشمش به آتش و گرما میخورد، گرمای تابستان اذیتش میکند من میتوانم گرمای جهنم را تحمل کنم یا نه؟ جنگ نمیرفتند میگفتند گرم است به پیغمبر@ قرآن چه میگوید؟ (قُلْ نارُ جَهَنَّمَ أَشَدُّ حَرًّا لَوْ كانُوا يَفْقَهُونَ) اگر شعورتان برسد اگر بفهمید آتش جهنم خیلی گرمتر از تابستانی هست که شما میترسید بروید جهاد.@ پس امروز عیدی ما این باشد که خدایا به حق محمد و آل محمد عیدی ما را این قرار بده که اسم ما را تا ابد از جهنمیها حذف بکنید.@ خوب دیگر کجا اگر نرفتیم جهنم چه میشود؟ (وَ المَقَرُ مَعَکُم فی دارِ القَرار) حالا قشنگیهای داستان را نگاه کنید چقدر زیباست، سلام میکنی میگویی من جهنم نمیخواهم بروم هیچ@ (وَ المَقَرُ مَعَکُم فی دارِ القَرار) من میخواهم با شما جایگزین بشوم جایگیر بشوم با شما، مقر یعنی چه؟ محل استقرار، استقرار من محل استقرار شما باشد کجا؟ (فی دار القرار) آنجا که قرار است همه باشیم.@ با چه کسانی؟ میگوید من با همه رفیقهایم با بهترین شیعیان و دوستان، آقا امام زمان چقدر خوش سلیقه هم هستند ببینید چطوری دارد حرف میزند (مَعَ شیعَتِکُمُ الاَبرار) با بهترین شیعیان شما، نیکوکارترین شیعیان شما میخواهم آنجا باشم@ با شما همراه بهترینهایشان، بعد دلدادگیهایش شروع میشود که من دیگر نمیتوانم اینها را بخوانم نمیرسیم اصلاً اینها را، خیلی زیباست@ نگاه کنید چقدر قشنگ است (انا سائِلُکُم و آمِلُکُم) من از شما میخواهم آرزویم هم شما هستید (آملکم) آرزومند شما هستم حالا در کجاها و چی و چی و چه چیزهایی میخواهد@ خیلی قشنگ است اینکه میگوید من شما را میخواهم و آرزومند شما هستم یکی از آن چیزهایی که میگوید این هست که (فی رَجعی بِحَوائِجی وَ قضائِها وَ اِمضائِها وَ اِنجائِعها وَ اِبراحِها وَ بِشؤُنی لَدَیکُم وَ صَلاحِها) اینکه وقتی میخواهم از اینجا بروم بیرون از این حرم بروم بیرون همه حاجتهایم را آوردم به شما دادم دنیایی و آخرتی@ بگذریم اینها خیلی کار دارد خودتان حتماً بخوانید این دعای شریف را. (وَ السَّلام عَلَیکُم) خداحافظی است حالا نگاه کنید چقدر قشنگ است این خداحافظی@ (وَ السَّلامُ عَلَیکُم سَلام مُوَدِعٍ وَ لَکُم حَوائِجُهُ مُودِع) من دارم یک طوری با شما خداحافظی میکنم در حالی با شما خداحافظی میکنم، ما خودمان واقعاً عقلمان میرسد اینطوری حرف بزنیم ببینید چقدر ما را دوست دارند که میگویند اینطوری حرف بزنید@ من دارم از شما جدا میشویم در حالی که همه حاجتهایم را گذاشتهام پیش شما. (یَسئَلُ الله اِلَیکُمُ المَرجِع) دلدادگی را نگاه کن، لیلی از مجنون بسی مجنونتر است این است@ میگوید که(یَسئَلُ الله اِلَیکُمُ المَرجِع) من در حالی میروم رفتن کسی که از خدا میخواهد دوباره بیاید پیش شما، یعنی دفعه آخر نیست@ نکند دفعه آخر و آخرین ملاقات ما باشد من دوست دارم بازم بیایم پیش شما (وَ سَعیُهُ اِلَیکُم غَیرُ مُنقَطِعٍ) راهم بریده نشود راهم به سوی شما بریده نشود سعیم و تلاشهایم اینکه میخواهم بیایم به سوی شما ناامید و عقیم نشوم بعداً نتوانم بیایم@ این عرفیش را بگویم برایتان عامیانهاش، نشود بعدا نتوانم بیایم پیش شما، خدا نکند من راهم قطع بشود به شما و آخرین ملاقات باشد.@ دیگر چی؟ (و ان یَرجِعَنی فی حَضرَتِکُم خَیرَ مَرجِعٍ اِلی جِنابِ مُمرِء) و من میخواهم که خدا من را وقتی دارم از پیش شما میروم به بهترین شکل برگرداند (ان یَرجِعَنی من حَضرَتِکُم) برگرداند من را از حضرت شما به بهترین وجه.@ به سوی جایگاهی سرسبز و خرم و زندگی وسیع و گوارا و در خوشی و آسایش تا هنگام رسیدن مرگ. ببنید امام زمان میگوید وقتی از ما میخواهید اینطوری بخواهید زندگی وسیع خوب سرسبز خرم، شاد@ اینطوری حرف بزنید اینطوری در حرمها بخواهید ما مرده میرویم مرده میاییم الان چند نفر ما در ماه رجب یکبار این دعا را خوب خواندیم@ بهترین فرصت بود ما این خواستهها را داشته باشیم واقعاً یک کسی فکر کند که من در ماه رجب من چند بار در حرمها رفتم همین حرم حضرت عبد العظیم حرم حضرت معصومه امامزاده صالح، حرمهای دیگر چند بار این خواستهها را داشتم در حرمها؟@ امام زمان(ع) میفرماید وقتی میخواهید برگردید از حرمها بهترین زندگی را از ما بخواهید از خدا بخواهید. (الی حین الأجل) تا کی؟ تا موقع مردنم.@ من میخواهم یک زندگی خوب داشته باشم شما را دارم. (و خَیرِ مَسیرٍ ؟؟؟فیه وَ مَحَلٍ فی النَعیم الأزَل) از اینجا دارد میرود در آخرت، نگاه کنید@ بهترین سرانجام را میخواهم من بهترین جایگاه را میخواهم در بهشت (فی النَعیم الأزَل) در بهشت ازلی و جاودان، در بهشت پر نعمت ازلی، من اینها را میخواهم. آدم چقدر اوج میگیرید چقدر میرود بالا، قیمت چقدر رفته بالا@ فهم یک نفر شعور یک نفر، معرفت یک نفر، قیمت یک نفر از نوع خواستههایش معلوم است. ببینید چقدر ما را دارد میکشد بالا حضرت، قربان آقا امام زمان بروم چقدر مهربان است چقدر مهربان است آقا.@ (وَ العَیشِ المُقتَبَل) من عیش آینده را میخواهم، عیش آینده، یادتان نرود یک جایی این را بنویسید یک جایی روی یک کلمهای، دیدید بعضیها روی لباسهایشان کلمات بیمعنی مینویسند@ یا پشت ماشینها بعضیها یک کلمهای مینویسند شاید معنی داشته باشد شاید معنی نداشته باشد، یک جایی در خانه یک جایی در قلبمان یک جایی روی تلفن همراه، یک جا روی صفحه کامپیوتر بنویسند چی؟@ بنویسید عیش آینده، جایی این یادتان باشد این کلمه، (وَ العَیشِ المُقتَبَل) عیش آینده. نحوه حرف زدن را نگاه کنید چطوری است.@ (وَ دَوامِ الأُکُلِ وَ شُربِ الرَحیقِ وَ السَلسَل) ای کاش فرصت بود من اینها را شرح میکردم اینها خیلی زیباست، خوراکیهای همیشگی، امام زمان(ع) را نگاه کنید خوراکیهای همیشگی و نوشیدن شراب و آب پاکیزه و گوارا@ ولی چه کسی میداند رحیق چیست چه کسی میداند سلسل چیست؟ آقا ما رویمان میشود وقتی رفتیم خدمت آقا امام زمان بگوییم آقا ما میخواهیم بیاییم آنجا بخور بخور@ ببین حضرت چطور میگوید(دوام الأُکل) بخور بخور، خوردن اما قطع نشود (وَ شُربِ الرَحیقِ وَ السَلسَل وَ ؟؟؟عَلِم وَ نَهَل) چقدر زیباست، (علم و نهل) میدانی یعنی چه؟ آقا من بیایم خدمت شما چند بار و یکبار بخورم@ چند بار و یکبار چیه این داستانش؟ بیاییم آقا ما بشینیم شراب بخوریم خدمت شما آن شرابهای بهشتی اما نه یکبار و دوبار، چند بار همیشه (دوام الأکل و شرب الرحیق و السلسل) اینجاست که آدم باید شخصیتش@ امام زمان چطور موجودی است چطوری ما را دوست دارد ما را برای چه چیزهایی میخواهد؟ (لا سَئَمَ منه و لا مَلَل) اصلاً در آن خستگی و ملال نمیخواهم باشد@ وقتی میخواهم بیایم آنجا شراب بخوریم اصلاً از این شرابها خسته نشویم همیشه تازگی، ما را برای کجا میخواهد؟ به کجا دارد دعوت میکند آقا امام زمان(ع)؟@ اینجاست که آدم وقتی این را میشنود باید روز تولد امام سجاد(ع) واقعا شادی بکند از صمیم قلب، خدایا ما ممنونتیم و ما تو را سپاس میگذاریم آنطوری که تو شایستهاش هستی@ برای اینکه آقا امام حسین آقا اباالفضل آقا امام سجاد را نصیب ما کردی آنها را مال ما کردی و انشاء الله ما هم مال آنها باشیم انشاء الله. (و الفَوض فی کَرَتِکُم) قرارهای بعدی این خیلی مهم است بگذارید این را انشاء الله ساعتهای بعد یا جلسه بعد انشاء الله برایتان توضیح خواهم داد.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@ دعا کنیم با همدیگر پنج مرتبه آیه امن یجیب را جهت رفع اضطرار از وجود پدر آسمانیمان رفع مظلومیت اضطرار از شیعیانش از مسلمین و مستضعفین جهان و دفع بلاهای ارضی و سمائی از شهر و کشورمان میخوانیم.@ اعوذ بالله من الشیطان الرجیم أمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ هدیه به محضر مقدسشان سلامتیشان تعجیل در فرجشان خشنودیشان، خشنودیشان از همه ما و انشاء الله همه ما مشمول دعاهای ویژه حضرت باشیم یک صلوات بلند ختم بفرمایید.@