خب همان طور که وعده کردیم این جلسه هم به بحث درباره ی آثار آخرتی محبت اهل بیت (ع) می پردازیم . ان شاءالله بعد از این جلسه در جلسه آینده دعای ویژه ای که در ماه رجب آمده که دعای خیلی مهمی هم هست (الحمدالله الذی اشهدنا مشهداولیاء ) که در رایطه با ارزوهای یک یک محب و یک شیعه در زندگی خودش در کنار اهل بیت در اخرت هست می خواهم ان شاءالله آن دعا را یک مقدار توضیح بدهیم به این مناسبت چون ماه رجب هم هست حیف است اگر ردش بکنیم این دعا دعای بسیار مهمی هم هست که در طول عمرمان باهاش زیاد سر و کار داریم خیلی مهم هست بنابراین بحث اخرتی را یک مقدار جلوتر انداختیم که تا در ماه رجب هستیم ان شاءالله بتوانیم از این دعاء خوب استفاده بکنیم و ان شاءالله برای سالهای اینده هم خداوند به شماها عمر طولانی عطا بکند ان شاءالله استفاده بشود . محبتی که ما نسبت به اهل بیت (ع) داریم اگر که این محبت را داشته باشیم ، ای محبت کاری که می کند این است که انسان جانش را در اختیار اهل بیت می دهد . اساسا عشق و محبت وجود انسان را در اختیار محبوب قرار می دهد یعنی انسان اساسا خودش این شیفتگی را دارد این علاقه را دارد که دل و وجودش را در اختیار محبوب و معشوق خودش قرار بدهد و اساسا یک نوع تسلیم یک نوع خود سپردن نسبت به معشوق هست انسان در کنار معشوق از خودش دوست ندارد خیلی میل و اراده ای داشته باشد . دوست دارد میل و اراده ی معشوقش بر روابطشان حاکم باشد چون دران صورت ظهور محبوب و معشوق را در وجود خودش و در روابط خودش و در زندگی خودش بیشتر احساس می کند و این به عشق دلدادگی به نزدیکی به اتحاد نزدیکتر هست ما با ولایت اهل بیت یعنی بعد از این محبت ولایت را سرپرستی آن ها را می پذیریم بر وجود خودمان . جان خودمان را با خاطر این که ان ها مظاهر خدا هستند و خداوند امر کرده که ما خودمان را به ان ها بسپاریم و امر به مودت و اتباع از ان ها کرده خودمان را به آن ها می سپاریم . این کار باعث می شود که ان ها بتواند در جان ما تصرف بکنند . انسان تا جان خودش را به محبوب خودش نسپارد تصرف امکان پذیر نیست . پوست کلفتی و مقاومت ؛ چون و چرا کردن ، سوال کردن این ها همه باعث می شود وجود انسان خام بماند . ناپختگی ، خامی سراسر وجود انسان را می گیرد و انسان رشدی که باید بکند متناسب با شرایط زیستی اخرت نمی کند مثل یک جنینی هست که رشد کافی را برای حیات دنیا نکند اگر به نسبتی که همیشه داریم می گوییم رابطه دنیا با اخرت مثل رابطه ی رحم مادر با دنیاست توجه بکنید انسان وقتی نتواند خودش را کاملا به اهل بیت (ع) به خداوند تبارک و تعالی که اهل بیت مظهر او هستند نسپارد و پوست کلفتی و قاومت داشته باشد برای هر چیزی معطلی داشته باشد برای هرچیزی ماه ها و سال ها طول بکشد تا بخواهد یکی از دستورات ان ها را اجرا بکند این موقع مردن خام می میرد ان پختگی لازم را ندارد ما با عشق به اهل بیت سپردن خودمان را اتباع را اسان می کنیم یک موقع هست انسان می داند این استاد خبره ای هست باید تبعیت بکند ما بسیاری از موارد داشتیم یک مسلمان به درس یک غیر مسلمان رفته در یک رشته خواسته یاد بگیرد خب این غیر مسلمان هست. اصلا چه بسا کافر باشد مسلملن وظیفه داشته به خاطر کسب اطلاعات علم برود این کار را انجام بدهد در مدتی که شاگرد استادش هست استاد کافر خودش اتباع دارد می گوید من باید دقیقا فرمول های این را رعایت کنم تا به علم این راه پیدا کنم تا بتوانم به این تخصص برسم اما رابطه عاشقانه ای برقرار نمی شود سخت هم هست اما یک موقع هست که نه انسان طرف مقابلش را دوست دارد محب او هست ما محب اهل بیت هستیم عاشق اهل بیت هستیم این عشق خودسپاری را تسلیم بودن را اسان می کند وقتی انسان خودش را بسپارد به اهل بیت (ع) به ان ها در واقع اجازه میدهد که در جان ما تصرف کند و جان ما را شکل بدهند ان جوری که خودشان دوست دارند و ان جوری که خودشان هستند هر چه قدر میزان مقاومت ما کمتر بشود میزان سپردن خودم به اهل بیت بیشتر بشود شکل نرم تر می شویم ما و در این نرم تر بودن شکل پذیری زیبا شدن اسان تر خواهد بود ما راحت تر می توانیم شبیه اهل بیت بشویم بنابراین کاری که ما می توانیم بکنیم این است که پوست کلفتی و مقاومت را خودخواهی و منیت ها را در وجود خودمان کاهش بدهیم هر چه قدر می توانیم کاهش بدهیم تا اهل بیت (ع) بتوانند در ما تصرف بکنند ولایت یعنی همین وقتی می گوییم ولایت یعنی ان ها والی باشند سرپرست باشند تصرف کننده باشند و ما خودمان را به ان ها بسپاریم . این که ما می گوییم ان ها را دوست داریم اما ولایت ان ها را نداشته باشیم یعنی اجازه تصرف ، حاکمیت را به ان ها ندهیم این به درد نمی خورد . ایثن کار زیادی برای ما نخواهد کرد محبت از این جهت به کار می اید مودت از این جهت به کار می اید که انسان اجازه تصرف را به ان ها بده یعنی بگذارد ان ها هرکاری که با انسان می خواهند بکنند اجازه بدهد ان ها هر تصرفی که می خواهند در سرزمین وجودش بکنند هرچه که می خواهند بکارند تا ان شاءالله انسان وجودش درختهای بهشتی میوه های بهشتی ثمر بدهد . با این کار ما یواش یواش به باطن قران هم راه پیدا می کنیم یعنی به باطن کلام الله چون خود قران فرموده لا یمسحوا الا مطهرون ، مطهر را هم کیا را معرفی کرد؟ فرمود به باطن قران راه ندارد مگر مطهرون ، مطهرون را هم اهل بیت را معرفی کرد . انما یرید الله لیذهب عندکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا ، فقط در مورد اهل بیت ( ع) این فرمایش را قران دارد که قران می فرماید : فقط شما اهل بیت هستید که از هر گونه گناه و آلودگی و پلیدی دور هستید مهر عصمت را خدا با این آیه برای اهل بیت (ع) زده بعد در جای دیگر که همان سوره واقعه هست می فرماید که فقط مطهرون هستند که به باطن قران راه دارند بنابراین شما هر چه قدر خودتان را به اهل بیت (ع) بسپارید به قران بیشتر راه پیدا می کنید هر چه قدر انسان تسلیم اهل بیت (ع) بشود از حقایق قرانی بیشتر برخوردار هست حتی اگر سواد هم نداشته باشد حتی اگر قران را هم نخواند در قلب ها وقتی قلب ها را پیامبر تقسیم می کند می فرماید بعضی از دل ها هستند که ایمان دارند اما قران ندارند چرا ؟ چون سواد نداشته طرف قران بخواند نتونسته قران بخواند همین جوری از دور حالا چند تا سوره حفظ کرده تو نمازش می خواند یا جای دیگر ، سواد نداشته ، آگاهی نداشته فرصت نداشته اما از ان جهت که تسلیم اهل بیت هست تسلیم کسانی هست که ان ها چی هستند باطن قران هستند لذا ممکن است از جهت اطلاعات قرانی یک نفر صفر باشد اطلاعات قرانی زیاد نداشته باشد سواد نداشته باشد یک روستایی باشد اما می تواند کربلایی کاظم باشد می تواند به عالی ترین مقامات برسد چون خودش را تسلیم اهل بیت کرده تسلیم مظهر خدا و کامل ترین مظهر خدا کرده هر چه قدر دستورات اهل بیت را اطاعت بکند باطن قران در حقیقت او جی می شود سرریز می شود او به ایمان حقیقی می رسد اقا ممکن است سوادی هم نداشته باشد پیامبر می فر ماید : بعضی ها هستند ( قلب فیه قران و الایمان ) توپرقران هست اما ایمان ندارد می شود انسان قلبش پر از معارف و معلومات قرانی باشد اما بی دین باشد بی ولایت باشد بعضی از قلب ها را هم می فرماید نه تو ان ها ایمان هست نه قران بعضی از دل ها که بهترین دلها هستند
می فرماید دلهایی هستند که هم در شان ایمان هست هم در شان قران هست این بهترین دل است . نزدیکترین دل به خدا شبیه
ترین دل به خدا ؛ دوست داشتنی ترین دل در نزد خدا دلی هست که هم اهل قران و معارف قرانی است قران را می فهمد روخوانیش را می فهمد معنی اش را می فهمد تفسیرش را می فهمد . معارفش راه دارد و واقعا هم مومن هست و واقعا خودش را
به اهل بیت سپرده . انسان با سپردن خودش به قران به اهل بیت (ع) به باطن قران هم راه پیدا می کند و حقیقتا یک دل قرانی دارد. خب از این جا بین شیعه و غیرشیعه فرق گذاشته می شود . شیعه یعنی کسی که محبت اهل بیت را دارد اما همراه این محبت ، تبعیت ، اطاعت و مودت را هم دارد . گفتیم مودت محبتی است که درش چی هست ؟ درش عمل و پیروی هست . این می شود مودت . قران ما را به محبت اهل بیت دعوت نکرده به چی دعوت کرده ؟ به مودت فی القربی دعوت کرده ان هم در چند جا یعنی محبتی که همراه تبعیت و عمل باشد . خب شیعه فرقش این است . اهل سنت هم همه شان اهل بیت را دوست دارند
اصلا خود ان ها احادیث و صدها روایت در محبت اهل بیت در کتابهایشان وارد شده این حدیث مفصلی که ما الان چندین جلسه داریم شرحش می کنیم و به واسطه ماه رجب فعلا توقف کردیم ان شاء الله بعد از این مباحث اخرتی دوباره برمیگردیم . الا و من مات الاحبه ، الاحبه الاحبه که مفصل ، این ها را توضیح دادیم هنوز ادامه دارد هنوز بعضی از بخش هایش را برای شما نخواندیم که ان شاءالله می خوانیم و برای شما توضیح خواهیم داد. این ها یکی از زیباترین درخشنده ترین روایت در محبت اهل بیت هست نه یکی بسیاری از روایت های درخشنده و زیبا در خود کتابهای برادران اهل سنت هست . محبت هست اما فرق یک شیعه با یک محب این است که یک شیعه یک تابع هست فقط محب نیست مودته و تبعیت کامل می کند از اهل بیت ولو ، کسی هم ممکن است فقط ابراز علاقه و محبت بکند . خب پس شیعه حاکمیت و ولایت ان ها را بعد از خدا می پذیرد و هیچ کس را بهتر از ان ها برای تبعیت بکند و برای این که وجود خودش را به ان ها بسپارد نمی شناسد و سراغ هم ندارد وجودش را میسپارد به اهل بیت (ع) و اهل بیت در وجود ان ها تصرف می کنند و یواش یواش همین جور که انسان خودش را به اهل بیت (ع) می سپارد نور اهل بیت ذره ذره کم کم وجود شخصی را می گیرد و شخص تبدیل به نور می شود نورانی می شود و واقعا به سنخیت به شباهت به اهل بیت (ع) می رسد خب یک شیعه یک محب حقیقی فقط در ابعاد وجودی خودش این گونه نیست که خودش را به اهل بیت بسپارد بلکه ولایت و سرپرستی اهل بیت را در تمام ابعاد زندگی می پذیرد یعنی او در شئون اجتماعی حاکمیت اهل بیت را پی گیری می کند در شئون سیاسی حاکمیت اهل بیت را پی گیری می کند که ان شاءالله تو اوج مباحثمون پایان ان مباحث خواهیم رسید ان شاءالله تو این جور مباحث و در مسائل اقتصادی رضایت اهل بیت و دستورات اهل بیت این جور نیست که فقط خودش بگوید و فقط در نظام درونی خودش ، نه در تمام ابعاد وجودی چون میداند ان ها انسان کامل هستند دستورات و سیره های اهل بیت (ع) را حاکم می کند یعنی یک برنامه ی اقتصادی یک برنامه حکومتی یک برنامه اجتماعی یک برنامه اقتصادی و یک برنامه فردی در ازدواج در روابط خانوادگی در شوهرداری ، در زن داری در با همسر بودن ، در تربیت فرزند در همه جور مسائل در رابطه با خانواده همسر در هر کاری در مدیریت در ارتباط با همسایه ها فقط و فقط به دنبال این است که ببینید اهل بیت (ع) چه می گویند پس دقت کنید می خواهیم برویم سراغ بحث اخرت چون خیلی ان بحث اوج دارد این مقدمات رو یکی دو جلسه احتیاج داشتیم که بگوییم که محبت با انسان چی کار می کند محبت پس به مرور زمان شباهت ایجاد می کند باعث می شود انسان مقاومتش در مقابل اهل بیت کم بشود خودش را به اهل بیت بسپارد ذره ذره نور و رفتار و سیره ان ها را در وجود خودش بپذیرد و بعد به مرور زمان سنخیت بین او اهل بیت (ع) ایجاد می شود . خب این شخص شخصی هست که امیدوار هست که دیگه با کی باشد ؟ با اهل بیت (ع) باشد یعنی این شخص دغدغه بزرگش همین هست از طرفی چون دلدادگی دارد و این دلدادگی یک دلدادگی حقیقی است . شما ببینید اگر این گل را واقعا دوست داشته باشید یک لباس را دوست داشته باشید حتی یک فرد را دوست داشته باشید این جور نیست که وقتی دوستش داری دغدغه ات این باشد که همیشه باهات باشد یا نه . چون می دانی شدنی نیست می دانی یک زمانی بین تو و اون فاصله می افتد چرا چون محبت ما محبت به انسان کامل نیست . قبلا در مورد شکست در عشق و شکست های عشفی انسان توضیح دادیم . که اگر انسان به دلش ، محبوب حقیقی دلش که خدا هست را ندهد و دادن این خدا فقط از طریق دادن عشق اهل بیت (ع) میسر ه8ست ندهد به خودش یقینا در همه ی عشق ها شکست می خورد . در دنیا و اخرت شکست می خورد این شکست بزرگی هست چون حقیقت انسان عشق هست دل هست و انسان عاشق عشق هست انسان یک لحظه بدون عشق نمی تواند باشد اما اگر برای دلش معشوق قلابی . معشوق ناقصی معشوق غیر مناسب انتخاب می کند یقینا با هر کس و هر چیزی را بطه برقرار بکند یک زمانی به شکست و جدایی منجر خواهد شد فقط زمانی دلش نمی شکند دلش له نمی شود ، دلش خورد نمی شود ، زمانی به غصه نمی افتد زمانی می تواند بگوید من یک شادی و آرامش مستمر دارم که برای دلش حتما یک معشوق کامل ، یک معشوق ابدی داشته باشد . بنابراین بزرگترین دغدغه شیعه بزرگترین دغدغه یک انسان حقیقی این است که او اهل بیت را دوست دارد اما چون ان ها کاملترین مظهر برای دوست داشتن هستند یعنی مظهر خدا هستند انسان به عشق خدا ان ها را دوست دارد برای رسیدن به خدا ان ها را دوست دارد هرگز نمی تواند تصور کند لحظه ای از اهل بیت (ع) جدا بشود اصلانمی تواند فکر بکند حتی . برای همین یکی از دغدغه های یک عاشق این است که هر وقت با معشوق خودش خلوت می کند از جمله چیزهایی که ذهنش را مشغول می کند و می خواهد این مسئله حل بشود استمرار یک رابطه عاشقانه هست که شما در مورد غیر اهل بیت (ع) اصلا نمی توانید یک همچین چیزی را مطرح بکند یا به دست بیاورد . فقط وفقط در مورد اهل بیت (ع) هست که انسان دغدغه دارد که رابطه اش با اهل بیت حفظ شود لذا شما در زیارت هم که می روید در زیارت عاشورا که می خوانید می گوید : اسئل الله ان یجعلنی معکم فی الدنیا و الاخره ، خوب دقت بکنید از کدام جایگاه این حرف دارد زده می شود در واقع زیارت عاشورا گفتیم حدیث قدسیست . خدا دل تو رو دیده قیمت دلت را می شناسد لیاقت دلت را می شناسد نیاز های دلت را هم می شناسد دقت کنید اگر یک کسی به این سه تا نکته توجه بکند که ربکم اعلم بما فی نفوسکم . خدا به ان چه که تو دل های شما هست بیشتر اگاه هست . ربکم اعلم بکم ان صاحب و مدبر شما ، شما را بهتر می شناسد او بهتر میداند این دل این شخصیت چی برایش خوب است و هیچ کس هم به اندازه خداوند برای ما مهربان نیست . نسبت به ما مهربان نیست . خدا ما را به بلندای ابدیت به اندازه خودش دوست دارد . یعنی تا می خواهد خودش باشد که هست چون وجود مطلق هست عدمی هم نیست که تحدیدش بکند ما را دوست دارد به اندازه ای که هست ما کنارش باشیم خدا انقدر ما را دوست دارد و ما هرگز نمی توانیم خودمان را دوست داشته باشیم . اون کسی که دل ما را افریده عاشق خودش خلق کرده او بهتر می داند این دل چی به نفعش هست . لذا می گوید اگررفتی به ملاقات اباعبدالله اگربه زیارت امام حسین (ع) ازامام حسین چی بخواه ، میت را بخواه . نه از امام حسین بخواه . بلکه یادت باشد اگر رفتی ملاقات امام حسین توملاقات امام حسین از من بخواه حالا ان شاءالله تو سلامت توضیح خواهیم داشت ان شاءالله میرسیم بحث های شیرین توسل اون جا خواهیم گفت . یعنی ما به وساطت اهل بیت به عشق اهل بیت حاجتمان را از خدا می گیریم اهل بیت را واسطه می کنیم به حاجت های بزرگ برسیم اما خدا می گوید وقتی به ملاقات امام حسین رفتی من خرا رو چی کار کنم برای
تو ؟ من تو رو تو دنیا و آخرت با امام حسین قرار بدهم (اسئل الله ) نه اسئلک و خدمت امام حسین می گوید چی ؟ اسئل الله ان یجعلنی معکم فی الدنیا و الاخره . این یک دل بیدار ، یک قلب زنده است . یک قلب بیدار هست که وقتی می رود به زیارت امام حسین شوهر می خواهد ، زن می خواهد ، مشکل اقتصادیش را می خواهد حل بکند شفا می خواهد بگیرد این کور میرود کور برمی گردد نه این که این ها را نخواهیم باز اشتباه نشود این ها را بخواهیم اما این خیلی کوچکتر از ان چیزیست که تو یک ملاقات می توانی بدست بیاری اگریک بار هم فرصت داد که به ملاقات بروی دست پر برگرد که امام حسین اگر بهت گفت شفاءت نمی دهم تو دست پر برگردی اگر گفت شفا نمی دهیم نمی خواهیم صلاح نیست می گویند دیگه یک موقع هایی می گویند اگر گفتند صلاح نیست نمی خواهیم بگو من بالاتر ازاین ها می خواهم امضاء کن بامن هستی قیامت . امضاء کن من با تو هستم جدا نمی شوم . باشد شفا نده شوهرنمی خواهم ، زن نمی خواهم ، مشکل اقتصادی ، همان جور تو فقر اقتصادی می مانم امدم ملاقاتت نمی خواهم اصلا ازت جدابشوم بنویس ؛ امضاءبده من بروم . چقدرخوب است ادم وقتی برمیگردد از ملاقات اهل بیت اگر ناکام هم برمی گردد بگویدرفتم ان جا یک چیز کوچولو بگیرم یک چیز خیلی بزرگ گرفتم امدم دیگه خیالم راحت شد خداامضاء می زند . اهل بیت امضاء می زنند . شماوقتی می روی ملاقات حضرت معصومه ازش امضاء می گیری . عرف الله بیننا و بینکم فی الجنه خدا من و شما را ای خانم تو بهشت معرفی می کند . قرارت می گذاری خیلی حرف بزرگ است خدمت حضرت عبدالعظیم (ع) میرسی همین را می گویی اوردنا حوض بنیکم ما را وارد بکند تو حوض پیغمبرشما و سقانا بکاس جدکم من ید علی بن ابی طالب . لذا خیلی زیبا خانم فاطمه معصومه فرمود پیش من دنیا را نخواهید دنیاراازهمین اطرافیان من هم می توانید بگیرید بروید از میزای قمی بگیرد خودش فرمود این همه اولیای خدا اطراف حضرت معصومه (س) من وقتی می روم از همین مراجع بزرگی که اطراف ایشون دفن هستند . آیت الله بهاءالدینی ، بزرگان دیگری هستند . این جا شما بروید حضرت عبدالعظیم (ع) استادحضرت امام مرحوم مرحوم شاه ابادی و بزرگان دیگری هستند هریک نفرشان برای کل دنیای ما بسته . پدر و مادرهای خودتان اگراز دنیارفتند بروید سرقبرشان توسل کنید خیلی باب الحوائج هستند . میت می گوید از ما چیزهای بزرگ بخواهید با هم بودن حالا ان شاءالله هفته اینده دعاءرابرایتان بخوانم ببینید حضرت چی کار کرده . ان هم کی ، کی این ها را گفته ؟ آقا امام زمان (ع) وقتی می آیید پیش ما . وقتی زیارت می کنید وقتی می روید تو حرم این جوری با ما حرف بزنید . عجب این ها ما ها را دوست دارند . عجب این ها ، شیعه هایشان ، بچه هایشان را دوست دارند یعنی لیلی از مجنون بسی مجنون تر است ؛ یعنی ان ها به کمترازاین که ما کنارشان باشیم خودشون هم راضی نیستند چقدر محبت به ما نشان دادند بدون این که به ما نیاز داشته باشند گفتند بالاتری چیزی که تو ملاقات ما می خواهید این باشد که با ما باشید چون برای یک دل به معنای حقیقی فاجعه هست اگرموقع مردن چهارده معصوم نیایند بالا سرش معنای خیلی بدی دارد اگر ان لحظه نیایند . یعنی کانون های عشق و عاطفه ، کانون های پدری ، کانون مادری فاطمه الزهرا اگر موقع جان کندن بالا سرت نباشد معنای خیلی بدی دارد یا اگر بیایند و غضبناک بیایند . می دانی اگر انسان موقع محشور شدن وقتی از قبر یک دفعه می آورندش بیرون توی یک صحرای بزرگ ، صحرای محشر میلیاردها ، میلیارد انسان انجا هستند . اگریک کسی ان جا چشمش به اهل بیت نیفتد دستش به اهل بیت نرسد میدانی معنایش چی هست ؟ خود خانم فاطمه الزهرا فرمود بعضی از شماها ان قدر با ما بد می کنید . انقدر بد رفتار می کنید تا این که دستتان به ما برسد صدهاهزارسال طول می کشد خیلی بد است اگر انسان دستش به اهل بیت نرسد لذا یک آدمی که عاقل است هشیار هست ؛ دل دارد یعنی دلش زنده است نمرده این به محض این که به ملاقات می رود اولین چیزی که هست قرار استمرار ملاقات را می گذرد نه خود ملاقات هست ولی همیشگی را می خواهد ان یجعلنی معکم فی الدنیا و الاخره . زیارت عاشورا خوب بخواند اگر می خواند ان یبلغنی المقام المحمود کلم عندالله – علامت سوال یک دل این است که این دو تا جمله را می تواند از صمیم قلب به امام حسین بگوید به چهارده معصوم بگوید من تنها نمی خواهم باشم می خواهم در مقام شما باشم این ها چه قدر کریم اند این ها چقدر بزرگند بیا تا مقام خودم بیا به من برسی بخواه ، بگو این را ان یبلغنی المقام المحمود چقدر قدرت تو نفس ایجاد می کند تمام بی حالی ها ؛ تنبلی ها ؛ بی انگیزگی ها ، بی حوصلگی ها ، را از بین می برد اگر یک نفر شد دغدغه اش که ان یجعلنی معکم فی الدنیا...... دیگه آدم کسلی نیست تو انجام واجبات ، ترک محرمات دیگه ادم تنبلی نیست اگر یه کسی به امام حسین بگوید من می خواهم به مقام تو برسم این طوری نیست که اگر یک سفر خارجه رفت یا مثلا دو ماه مریض شد یا سه ماه مشغل خاصی داشت روحیه اش ضعیف بشود کم بشود یا اثر بدی روی روحیه اش بگذارد یا ببرد نه! این دیده عاشق شده و دیگه ول نخواهد کرد دیگه هم سرد نمی شود این جا پر انرژیه هر جا هست پر حرارته پر قدرته هیچی سردش نمی تواند بکند چون مقام را دیده و می خواهد . ان یبلغنی مقام المحمود لکم عندالله...... داند فاجعه دلش است که اگر دلش به ان جایی که باید برسد نرسد . اگر دل به ان جایی که می خواهد نرسد ببین چه عذایی می گیرد بزرگترین ترس یک ادم باید این باشد بزرگترین دغدغه یک ادم باید همین باشد که نکند من نرسم نکند راهم ندهد نکند بیفتم به غربت نکند محجوب از اهل بیت باشم . این باید برایش بزرگترین مشکل زندگی باشد اگر این بزرگترین دغدغه زندگیش شد دیگه هیچی نمی تواند شیطان نمی تواند بیاید رو دل این تصرف بکند این ادم دیگه هیچ وقت غصه ندارد این ادم هیچ وقت اظطراب تو زندگیش نمی اید این ادم دل شورگی ، پزمردگی ، پوچی ، له شدگی ، تحقیر نمی آید تو وجود این این ادم دیگه ادم حساس و زودرنجی نمی شود . یک کسی به امام حسین می گوید من می خواهم تو دنیا و اخرت با شما باشم این اصلا ادم حساسی نیست این ادم زودرنچی نیست این ادم عصبانی نمی تواند باشد یک ادم ارام شاد هست قران می دانید چه می گوید من این ایه را می خوانم نمی توانم دیگه به ایه ی بعدیش برویم اصلا نمی تعوانم به اخر ایه برسم سوره یونس ابفضل الله و برحمه فلیفرح خدا صحبت از فرح می کند فرح می دانید چیه ؟ یک انبساط شدید را می گویند فرح . خدا می گوید شادیتان فضل و رحمت من باشد به فضل . رحمت من شاد باشید . شادی کنید . این ادم یک ادمی نیست که سگرمه هایش تو هم هم باشد اخم هایش تو هم باشد ادم بداخلاقی باشد ادمی نباشد که بتواند ارتباط خوب ، صمیمی ، دوست داشتنی برقرار کند ادم بی عاطفه ای باشد ادم بدخلق و پوست کلفتی باشد اصلا این جوری امکان ندارد یک کسی که دارد می اید رو ارزوهای بزرگ سرمایه گذاری می کند یک ادم فوق العاده قدرتمندی می شود ما اگر ادم های مچال و ضعیف هستیم یعنی هنوز به این ارزوها خوب نرسیدیم یعنی هنوز این چیزها ارزوی ما نشده اگر این ها شد ارزوهایت ، درسص خواندنت عالی می شود هوشت سرشار می شود . فهمت واقعا عالی خواهد شد . کارهای زندگی انقدر در مقابلت کوچک و له هستند که با وجود سخت ترین شرایط زندگی ، اقتصادی ، روحی ، اجتماعی ادم شاد و قوی هستی چون تعو یک افق بالاتر از مسائل اجتماعی ؛ اقتصادی ، سیاسی ، داری پرواز می کنی . تو یک قرار ملاقاتهایت تو یک زندگی بزرگ جاودانه را داری طراحی می کنی و با طراحی این زندگی جاودانه اصلا پستی زندگی دنیا نمی تواند تو را الوده ات بکند و غصه هایش مچاله ات بکند چون دغدغه های بسیار بزرگ داری ترس های بسیار بزرگتری داری ترس های دنیا اصلا نمی تواند اذیتت بکند محرومیت های دنیا اصلا نمی تواند اذیتت بکند . خدارحمت کند مرحوم شهید دستغیب را می فرمود : که وقتی انسان را مار بگزدش زنبور بزندش دیگه درد احساس نمی کند اگر یک کسی در اخرت بزندش اگر یک کسی بفهمد که وقتی من قیامت می خواهم محشور بشوم پیامبر نیاید بالا سرم چه فاجعه ای هست این اصلا برای مسائل دنیایی له نمی شود . مشکل که دارد ؛ دارد همه مشکل دارند قران هم می گوید اگر شما مشکل دارید کفار هم مشکل دارد شما کشته می شوید ان ها هم کشته می شوند شماغ مریض می شوید ان ها هم مریض می شوند شما می میرید ان ها هم می میرند . شما بدهکارید ان ها هم بدهکارند شما هر غصه ای دارید تو دل کفار هم هست بیشتر هم دارند دیگه چه خبرتان هست . بیا بالا غصه های بزرگ و در نظر بگیر . بگذار من دو سه تا قصه بخوانم که واقعا غصه است . ادم وقتی این غصه ها را یادش می افتد . امام سجاد هست بخوانم برایتان . فکر کنید رفتید محضر امام سجاد نشستید چند دقیقه حضرت به شما ملاقات داده است یا چند دقیقه به شما اجازه داده است برید امام سجاد را توی مناجات نگاه کنید . زین العابدین ببین چه می گوید حضرت . اگر حضرت اه بکشد میدانی یعنی چی ؟ یعنی یک موقع هست ما تو دنیا اه می کشیم می گوییم اه . وای . وانفسا بعد می گویند چی شد ماشینم رو بردند . اقا این که اه ندارد فرمود اگر مصیبت دنیایی بهتان رسید زدید رو پایتان اجرتان را از دست می دهید . دنیا انقدر بزرگ نیست که ادم وقتی بهش مصیبت رسید . الذین اذا اصابتهم مصیبه قالوا انا الله . بابات مرده ؟ همسرت ، بچه ات مرده . مادرت مرده . اصلا این جوری نیست بزنیم به سر خودم وای وای نه پیامبر نگاه کنید برخوردش چگونه هست به این خانم می گوید خانم این جناره کیه ؟ می گوید پدرم هست می گوید برو خدا رو شکر کن به شهادت رسید برو الحمدالله بگو رفت تا عندالله پدرت این کیه ؟ همان خانم این پسرم هست می گوید برو خداروشکرکن دیگه چی ؟ این برادرم هست پیامبر می گوید برو خدارو شکر کن . انا لله و انا الیه الراجعون . اه وقتی گفته می شود یعنی مصیبت انسان . تو فرهنگ شیعه اگر اه گفته شد یعنی مصیبت اه دارد . ببین حضرت اه نمی گوید فقط می گوید اه وا نفسا . وا نفسا می دانید یعنی چی ؟ کی ها کلمه وا نفسا را به کار می بریم یعنی بدبختی . شقاوت . ببینید اه وانفسا ان کنتم ممقوط فی اها السماءئ . اه وا نفسا اگر اهل اسمان از من بدشان بیاید ادم این جا باید غصه بخورد . ملائکه الله نفرت دارند از انسان . اولیای الهی از انسان بدشان بیاید. این فاجعه هست . به این فکرکن اگر تو به ملاقات امام زمان برسی حضرت می خنددیا بی تفاوت هست یا اخم می کند . به این فکر کن . ببین اگر مادرت فاطمه فاطمه الزهرا را ببینی چه جوری باهات برخورد می کند . اه وانفسا ان کنتم ممقوط فی اهل السماء . اگر اهل سما من را مورد غضبشان قرار بدهند من را مورد غضب اهل سماء قرار بگیرم . این غصه دارد . اه وا نفسا ان حیل بینی و بین محمد المصطفی . اه وانفسا اگر بین من و پیغمبر حائل بشوند نگذارند من بینمشان . ان حیل یعنی حائل واقع بشود بین من و او . این حجاب تو کجاست تو درون خودته . ببین داری یا نداری . ببین الان صمیمیت و رابطت با پیغمبر چه جوریه . فرزند و پدری هست . عاشقش هستی . دلتنگش هستی . ببین رابطه ات با امام زمان چیه . هرکس باید با امام زمان تنظیم بکند چون امام زمان ایینه ی ارتباطت با سیزده معصوم دیگه است . ای جور نیست اگر با معصومین دیگه خوب باشی با امام زمان خوب نباشی مشکلت حل بشود امکان ندارد نگاه کن ببین رابطه ات با امام زمان چه طوری هست تو طول روز چند دقیقه بهش فکر می کند بهش سر میزنی . چند دقیقه حاضری یا دلت تنگ می شود و می خواهی باهاش حرف بزنی این نشان می دهد بهت که حائل هست یا نیست . یک سوال خیلی شفاف است بین من و امام زمان حائلی وجود دارد یا ندارد . چی بگوییم . خوش به حال یک کسی که می گوید بین من و امام زمان حائلی نیست من تو روز باهاش حرف می زنم. دلم برایش تنگ می شود یک چند دقیقه ای بقاهاش نجوا دارم . برایش کار می کنم . برایش خسته می شومخ . برایش بی خوابی می کشم برایش پول می دهم برایش هزینه می کنم به فدایش . ولی اگر این جوری نیست امام سجاد می گوید برو بحگو اه وانفسا . حضرت این جا لحنش را عوض می کند اهش را می کشد اما دیگه وا نفسا نمی گوید می دانید جایش چی می گذارد ؟ و احزنی می گذارد و احزنا می دانید یعنی چی ؟ اه وا حزنی یعنی تمام غم می آید من را می گیرد یعنی آخر من له می شوم تو این غم . من قرار است یک غم بزرگ تحمل بکنم غصه حقیقی . اه وانفسا ان تردت ان حوض محمد المصطفی . اه وانفسا اگر من روز قیامت از کنار حوض ترد بشوم وقتی می روم لب حوض برم گردانند . از این غصه ای بزرگتر وجود دارد می ذانید اگر یک کسی را از کنار حوض بقرگردانند یعنی چی ؟ این ها دغدغ6ه های یک ادم بزرگه . یک ادم حسابیه یک محب واقعیه . اگر من را کنار حوض راه ندهند چی / یک ذره تصور کن ان صحنه را . چند لحظه تصور کن . به تو بگویند برگرد تو از این حوض سهمی نداری حالا برو . به قول فاطمه الزهرا برو تا صد هزار سال دیگه برو تا دویست هزار سال دیگه . انقدر ادم فاصله می اندازد بین خودش و حوض اینجاست که شروع غصه ادم است . بدبختی انسان برای این است کاشکی می توانستم تحملش را ندارم . کاشکی می توانستم حضرت این جا پنجاه تا اه کشید اه وانفسا واحزنیوامصیبتا این ها نکا نیست که ما باید پیدایش بکنیم . ببینید امام سجاد کجا وانفسا گفته کجا وا مصیبتی گفته . ان ها را شناسایی کنیم بدانیم که باید از ان حیطه ها جلوتر نرویم خیلی خطرناک هست خطرات را خیلی گفتند . حالا حضرت بعد از این که همه را می گوید دستش را بالا می برد یک دفعه می گوید یا ربق . یا رب می دانید یعنی چی ؟ یعنی ای کسی که صاحب من هستی مدبر من هستی خدایا من مال تو هستم تو صاحب من هستی یارب لا تحرمنا شفاعه غدا . ما را محروم نکن روز قیامت از شفاعت او . فردا من از شفاعت پیغمبر محروم نشوم . این مشکل هست که ادم بخواهد یا رب خدایا نکند . این ها دغدغه هایست که اگر خدا غصه هایش را تو کسی نبیند سرش می اورد . خدا فقط به دلی رحم می کند که بترسد یعنی یک موقع هایی توی تنهاییش توی خلوت هایش برود بنشیند یک غصه ای بخورد برای بدبختی که ممکن است سرش بیاید . یک کسی که یک عمر زندگی کرده برای پول برای لباس برای شهرت برای زن برای بچه برای لوازم منزل برای خانه برای هر چیز دیگه که تا حالا صدها بار گریه کرده غصه خورده اما اصلا سابقه نداشته تو چهل سال عمر پنجاه سال عمر ده دقیقه از قبرش بنالد. بترسد به معنای واقعی برود یک گوشه بنشیند بزند توسر خودش . این اصلا خیلی ادم جگرداری است خیلی ادم قصی القلبی هست خیلی ادم نترسی هست . ده دقیقه از جهنم نترسیده . این ده دقیقه از مارهای ان جا از اژدهای ان جا عقرب های ان جا از مس جوشان ان جا از زقوم و خمیم نترسیده . ده دقیقه اصلا توی دلش نیفتد که من الان چهل سال عمر کردم ده دقیقه غصه خوردم برای این و به گریه و ذلت افتادم به خدا پناه ببرم . پناهندگی واقعی تو دل من افتاده . گفتم اعوذ بک گفتم ربا گفتم . ای خدا به دادم برس نکند من گرفتار بشوم خود امام سجاد می اید ان شاءالله . ماه رمضان دعای ابوحمزه . گریه می کنم خدایا برای تنگی قبرم . برای ذیق لحدم . گریه می کنم ان جایی که زبان بند امده و هیچی نمی توانم بگویم . او چقدر ابکی دارد و ما اصلا این ابکی ها تو سراغمان نیامده . نشستیم ده دقیقه گریه کنیم تو سابقه عبادتی مان نیامده تا به حال نیست یک موقعی به اظطرار بیفتیم به ترس بیفتیم از ابذیت از ان وضع . تولد به اخرت . از تولد بیمار به اخرت . از فشار شب اول قبر . از تنهایی ان جا . از این که زبانمان بند بیاید ولی امام سجاد چه ابکی هایی دارد . اگر ترسیدی ؛ مژده اگر واقعا یک موقع هایی ترس افتاد تو دلت واقعا ترسیدی . پناه بردی به خدا ان موقع هست که باید واقعا به دلت مژده بدهی . اگر دیدی در مقابل اهل بیت پوست کلفت نیستی . مقاومت نداری . وجودت را راحت میسپاری به اهل بیت زود نور می گیری . باهاشون انس داری حائل قلبی نداری بشارت باشد برای شما مبارک باشد به دلتان . این می شود ثروت حقیقی . دنبال چی می گردیم چی را می خواهیم تو این دنیا به دست بیاریم اگر یک دل این طوری نداشته باشید هر چی داشته باشید مفته . اصلا نمی ارزد . تمام دارایی انسان و ثروت انسان دلش هست . روز قیامت از شب اول مردن . قبل از مردن از لحظه ای که می خواهیم برویم فقط دل تو هست که کار می کند ببین دلت چقدر قیمت دارد چقدر ارزش دارد چی تو دلت هست . ان لحظه اخر را بهتون بگویم . مژده هایش را هم بگویم . ترسش هم گفتم . می فرماید : وقتی که شخص می رود ان سمت دو نفر می اید سر وقتش . به به . لحظه خیلی با شکوهی هست انسان تا رفت ان ور . دو نفر می ایند پیشش قربونش بروم ببینید نحوی حرف زدنشان با ادم چه جوری هست می گویند این مومن با ترس و لرز رفته اون طرف هنوز گنگه هنوز توی هل و ولاست . اولین نفر بهش می گوید که یا ولی الله ابشر دوست خدا بشارت بهت می ذهم انا رسول الله . منم پیغمبر چقدر عالی هست این مژده . ادم چشمش راغ باز می کند نگاه می کند می بیند تو اولین مرحله پیغمبر عزیز پیغمبر زیبا و دوست داشتنی امده سراغش . نفر بعدی چه می گوید /؟ دیدید ادم یک جا تو غربت می افتد . غریبی ادم را می کشد . یکدفعه یک اشنا پیدا می کند خوب نمی شناسدش . یک دفعه اشنا می گوید بابا منم فلانی . داداشتم . منم باباتم کجایی حواست کجاست ؟ ای خدا به حق محمد و ال محمد این دو نفر را بزای همه ما برسان . نفر دوم می گوید یا ولی الله دوست خدا ، ابشر مژده چیه ؟ ان ها می دانند ما دلمان چه می خواهد . انا علی بن ابی طالب . الذی کتب تحب . میدانی من کیم ؟ من ان علی هستم که دوستش داشتی بعضی ها انقدر لیاقت دارند که یکدفعه یک صدایی بهشون می گوید فلانی منم مادرت . فاطمه الزهرا . فلانی منم حسن ، منم حسین ؛ ای خدای مهربان ای خدای محمد و علی . ای خدای فاطمه . ای خدای حسن و حسین به ما رحم کن خدایا ما وقتی به خودمان نگاه می کنیم هیچ امیدی به خودمان نداریم اما تو در قران فرمدی به رحمت الله و بفضیله فلیفرح – خدایا ما همه امیدمان فضل و رحمت تو هست خدایا قسمت می دهیم به محمد و ال محمد به فضلت به رحمتت به همه ی اسماء و صفات و اولیات که ما را موقع مردن در برزخ وقیامت از ملاقات اولیاءمان محروم مفرما . و الحمدالله رب العالمین و صلی الله علی محمد و اله طاهرین .