جلسه 021 - خانواده آسمانی
شماره جلسه
21
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1389
ماه
12
روز
12
متن کامل (خام) ‌ جلسه 021 - خانواده آسمانی

جلسه گذشته بحثمان به اینجا رسید که ما عاشق عشق هستیم و هیچ انسانی خالی ازعشق نیست و انسان نیاز دارد به معشوقی عشق بورزد و در بخشهای گوناگون وجودش بخش جمادیش بخش نباتیش بخش حیوانیش بخش عقلانیش و بخش فوق عقلانیش درهمه این 5 بخش انسان محبوبها و معشوقهایی دارد اما قیمت نهایی انسان ازآن جهت که انسان هست حقیقت انسانیت انسان زمانیست که انسان به معشوق اصلی خودش عشق می ورزد و با او پیوند برقرار می کند کما اینکه حسش اگر با محسوسات پیوند برقرار نکند تعادل انسان حفظ نمی شود سلامت انسان حفظ نمی شود اگر بخشهای جمادی و حیوانیش بخشهای گیاهی و حیوانیش با محبوبهای خودشان ارتباط نداشته باشند انسان تعادل پیدا نمی کند و نمی تواند حیات خودش را حفظ کند و دربخش عقلانی هم همین طور در بخش انسانی هم اگر انسان با معشوق انسانی خودش با معشوق اصلی خودش یعنی حق تعالی و مظاهر حق تعالی که معصومین (علیهم السلام) هستند نتواند رابطه مودتی عاشقانه برقرار کند حقیقت انسان تعادل ندارد اساساً چیزی به نام بخش انسانی تشکیل نمی شود و بنابراین انسان ازآن جهت که دارای دلدادگی بی نهایت هست یعنی معشوق بی نهایت دارد دلدادگی او هم بی نهایت است اگر مصداق بی نهایت راپیدا نکند این عشق بی تهایت راپای معشوق های محدود می ریزد درواقع پای معشوق هایی که قلابی هستند حقیقی نیستند در شأن انسان نیستند آن عشق و قدرت بی نهایت توان بی نهایت خودش راصرف آنها می کند و این باعث می شود هم در دنیا دچا رسردرگمی، سرخوردگی، پوچی، غصه، غم که ناشی ازناکامی هست شود هم آخرتش را از دست دهد یعنی وقتی که که وارد فضای آخرت می شود متوجه می شود آنچه که باید قلبش را با آن می ساخته هیچی ازآن تحصیل نکرده چون گفتیم رابطه دنیا با آخرت مثل رابطه رحم مادر با دنیاست جنین دررحم مادر باید خودش را برای کمالات دنیایی آماده کند و چیزهایی که دنیا احتیاج دارد را تحصیل کند ما هم در دنیا باید خودمان را برای فضای آخرت آماده کنیم و فضای آخرت هم فقط یک چیز به تصریح قرآن نیاز دارد قلب سلیم «یوم لا ینفع مالٌ و لا بنون إلا من أتی الله بقلب سلیم» قلب سلیم چه قلبی است؟ امام صادق (علیه السلام) فرمود: «السلیم الذی یلقی ربه و لیس فیه أحدٌ سواه» قلب سلیم قلبی است که وقتی به ملاقات خدا می رود کسی جز خدا در این قلب نباشد قلبی یعنی آن بخش انسانی ما دل بخش انسانی ماهست حالا اگر شما دل را دادی به غیر معشوق اصلی دل خوب دل رشد نمی کند رشد لایق نمی کند به کمال لایقش نمی رسد برای فضای بی نهایت تربیت نمی شود برای بهشت بی نهایت تربیت نمی شود بهشتی که به اندازه همه آسمانها و زمین است یک روح و یک قلب و یک دل مناسب با آن بهشت آن هم از نظر اندازه به اندازه همه آسمانها و زمین و از نظر مدت تا بی نهایت این دل باید بتواند از آن فضا بهره مند شود لذا احتیاج به یک دل به این بزرگی دارد که بتواند از یک نعمت به این عظمت که ازنظر زمانی انتها ندارد ابدی است «اولئک أصحاب الجنة هم فیها خالدون» و ازنظر وسعت هم حد ندارد باید بتواند این روح بهره برداری کند روحی که رفته با معشوق های قلابی پیوند خورده اصلاً توان بهره برداری ندارد ازچنین بهشتی این رفته با جنس مخالف پیوند خورده تمام عمرش در ارتباط با جنس مخالف و عشق بازیهای حیوانی و طبیعی بوده یا تو طلا، نقره، مس ،سنگ، خانه ،اتومبیل، فرش، مبل، زینت آلات، تجملات ، ساختمان تو اینها بوده این روح اصلاً نمی تواند برای چنین فضایی آماده نیست وقتی می رود تمام غصه او را می گیرد می فهمد آن چیزهایی که باید می آورده تا بتواند از آن فضا استفاده کند با خودش نیاورده آن چیزی هم که آورده به درد اینجا نمی خورد اینجا هم عذابش خیلی زیاد است هم حسرتش ،عذابش، زیاد است که باید تمام معشوق های قلابی که در دل با آنها پیوند برقرار کرده از این دل بکند چون معشوق قلابی به انسان شکل می دهد و عذاب این را می کشد که آن چیزی که لازم بوده را با خودش نیاورده و آن قلب سلیم بوده و آن یک دلی که فقط با معشوق خاص خودش پیوند بخورد شما الان به چشم سالم چه چشمی می گویید؟ بتواند با محبوب خاص خودش که طول موج است پیوند برقرار کند. به گوش سالم می گویید چه گوشی هست؟ گوش سالم که با محبوب خودش که فرکانس هست بتواند ارتباط برقرار کند معده سالم با غذا حس سالم با محسوسات بتواند ارتباط خوب برقرار کند خیال سالم با مخیلات . بخش انسانی اگر نتواند با آخرت تجلی محبوب است ظهور رحمت محبوب است شما از رحمت باید استفاده کنید ودستگاهی را که برای این رحمت باید می آوردی که قلب یاست به اندازه آن رحمت نداری یک قلب کوچک له شده باخته سرگردان پوچ مریض آوردی می خواهی از یک رحمت با آن وسعت استفاد کند خداوند فرمود: من رحمتم صدتا که باشد یک رحمتش را نبی اکرم هم فرمود: یک رحمت خدا تمام دنیا با یک رحمت خدا ساخته شده و آخرت با 99 رحمت خدا ساخته شده اگریک کسی دلی برای همچین بهره برداری نیاورده باشد بدبخت می شود جنین دررحم مادراز یک جای کوچک با یک غذای ساده به نام خون اموراتش می گذارد اما زرنگی جنین سالم دررحم این است که خودش را با دستگاههای مجهز می کند که برای بهره برداری از طول موج دنیا احتیاج دارد درحالیکه رحم طول موج نمی خواست فرکانس دنیا احتیاج نداشت، هوای دنیا او اصلاً دستگاه تنفس نداشت دررحم که بود محیطش آبی بود ولی زرنگی یک جنین سلامتی یک جنین این است که تو رحم خودش را برای تمام تجهیزاتی که برای بهره برداری از نعمتهای دنیا هست تهیه می کند ما در رحم دنیا باید ابدیت خودمان را تربیت کنیم یعنی اگربراساس ابدیت و آخرت کسی زندگی نکند پوچ زندگی کرده« أفحسبتم إنما خلقناکم عبثاً و إنکم إلینا لا ترجعون» شما خیال کردید که ما شما را بیهوده آفریدیم و شما به سوی ما بازگشت نمی کنید شما یک ابدیت سر راه دارید و اگر یک ابدیت سر راه دارید باید برای آن فضای ابدی اخلاقت را درست کنی روحت را بسازی دلت باید با آن فضا بزرگ شود نه با فضای دنیا ،تمام این دلدادگی های ما غصه ما آرزوهای ما خیالات ما آمال ما هوسهای ما انقلابهای ما ازتباطاتمان رفتارمان و افکار مان براساس کمالات دنیایی دارد صورت می گیرد حب و بغضهایمان قهر و آشتی هایمان احساس خوشی هایمان ناخوش هایمان احساس خوشبختی احساس بدبختی همه چیزمان باخیالات دنیایی است با امور وهمی است اصلاً با امر آخرت خودمان را تربیت نمی کنیم. لذا ازمرگ هم بدمان می آید چون مرگ یعنی ورود به یک فضایی که آن فضا تجهیزات جدید می خواهد من همه درس را بلد هستم ازخدا می خواهم فردا زودتر امتحان بگیرند من خودم را نشان می دهم درامتحان 18،19، 20 را می گیرم اما آنهایی که درس نخوانده اند دنبال بهانه هستند باران بیاید زلزله شود مدرسه تعطیل شود معلم مریض شود بالاخره جوری که امتحان نگیرند شاگرد زرنگ اصلاً این جوری نیست وفات در دل کسی قند آب می کند وقتی می گویند ملک الموت یک کسی می گوید آخ جان ملک الموت به به کی می شود ببینیمش چقدر مشتاقم رسول زیبای خدا را من ببینم او که قرار است مرا رحمت کند او که قرار است مرا از بین جهنم ببرد بیرون به قول یکی از شهدا رحمة الله تعالی علیه روحانی شداتیم خیلی با صفا بود ایشان شهید شد حاج آقا صادقی درگردان تخریب یکی ازدوستان دیگر مان شهید شد قبل ازاینکه برویم عملیات تا این روحانی ه شهید شود این شهید اول را خواب دیده بود که گفته بودآنجا چطور است چه جوری ازاین جا رفتی گفت انگار ازیک طویله درآمدم. او که می آید ما را از این طویله می برد بیرون خیلی مشتاق دیدنش هستیم چه صحنه باشکوهی هست آن لحظه ایکه فرشته وفات فرشته تولد می اید ما را متولد می کند به آن سمت آدم قند در دلش آب می شود اما کسی که آماده نباشد وقتی اسم عزرائیل می آید می ترسند اسم وفات می آید غم می گیردشان اسم مردن می آید همه کز می کنند چطور وقتی اسم تولد و زایمان و اینها می آید برای بچه بچه هم می خواهد ازرحم وفات پیدا کند چرا همه خوشحال می شوند می گویند آنجا که زندگی نیست این چه زندگی است یک جای کوچک با یک غذای ساده خونی بیاد دنیا صفا کند بیاید ارتباط برقرار کند. می ترسیم ما باید براساس شرایط آخرت زندگی کنیم تصمیم ها ،انتخابها، ارتباطات، ازدواج ، رشته تحصیلی ،شغل، اخلاق ،رفتار، حرف زدن، کارکردن، غذاخوردن، همه چیز براساس نظام آخرتی باید باشد براساس اینکه من نباید از محبوب خودم ،معشوق خودم ،و اصل خودم جداشوم من نباید بد بمیرم اینها برای ما اصل هستند ما باید بتوانیم این نظام محبتی را بر خودمان حاکم کنیم اصل خودم را دوست داشته باشم ریشه خودم را دوست داشته باشم حیات ابدی خودن را دوست داشته باشم. الگوهایی که ازخدا برای من قرار داده شده مظاهر الاهی را دوست داشته باشم آنهایی که مرا به معشوق می رسانند عاشقشان باشم و با آنها زندگی کنم چون قرار است آخرت هم با آنها زندگی کنم خود خداوند هم دارم درحدیث قدسی می فرماید: هر چقدر قرار است با من زندگی کنید با من انس بگیرید خدای نکرده یک کسی اصلاً انسی با خدا نداشته باشد بعد وفات پیدا کند و برود آن طرف ببینید چقدر خطرناک و وحشتناک است ما قرار است با خانواده خودمان زندگی کنیم هر کس دوست دارد با خانواده خودش زندگی کنداصل خودش ریشه خودش ما با خانواده آسمانی خودمان می خواهیم زندگی کنیم یعنی باید از همین جا زندگی را شروع کرده باشیم و زندگی کردن با آنها تمرین کنیم. قرار شد راجع به این چگونگی صحبت کنیم و اینکه گفتیم چرا خداونداین انسانها را برای ما محبوب و معشوق و آینه کامل خودش قرار داده جلوه کامل خودش قرار داده مثل اعلای خودش قرار داده گفتیم چون اگراینها روی زمین نباشند ما نمی توانیم ان عشق و دلدادگی بی نهایتمان راتخلیه کنیم ما مصداق معشوقمان کیست مثل اهلایی که قرآن گفته کیست ؟ ما باید به معصومین عشق بورزیم باید این عشق را در دلمان تربیت کنیم و پرورش دهیم وقتی می گویم در دلمان یعنی باید تصور ازآنها داشته باشیم خوب دقت کنید می خواهیم کم کم به عمق برویم یک مثال بزنم که این قضیه خوب حل شود. شما یک موقع یک تصور ذهنی ازایک چیز دارید یک موقع وجود آن چیز در شما هست تصور ذهنی مثلاً شما می گویید آب، غذا، می شود تصور ذهنی نه سیرابتان می کند و نه سیرتان می کند. یعنی باید مصداق داشته باشی این آب است من می خورمش اصل این مرا سیراب می کند اصل نان مرا سیراب می کند فکر به کار من نمی اید یعنی وقتی فکر می کنم آن کمالی که در نظر می گیرم در موردش فکر کنم مفهموش باشد به درد من نمی خورد اما اگر خودش حضور داشته باشد چرا معصوم آن مصداق کمال مطلق هست که ما با او اربتاط حسی و بدنی نداریم اگرداشته باشیم هم خوب است ولی آنچه که وجود دارد چون این مظهر خداست یک نور است انوار طیبه هستند «خلق لکم الله انواراً» معصوم جلوه کامل خداست احاطه کامل بر هستی دارد من برای برقرای ارتباط به او نیاز به رابطه بدنی ندارم رابطه بدنی من با او چیزی ازکمالات او را به من اضافه نمی کند من باید او را در روح خودم داشته بشم کمالات حتی پایین تر هم اگر تبدیل به امر خیالی نشوند درما قدرت ایجاد ینمی کند منشأ اثر نمی شوند شما اول لذت غذا، نیازبه آب لذت هر چیز دیگر را تصور می کنید با او عشق بازی می کنید بعد هم می روید دنبالش تا تهیه اش کنیداساساً اگر چیزی درخیال نیاید ودرخیال تبدیل به معشوق و محبوب نشود منشأ اثر و عمل نمی شود انسان همه کارهایش را براساس وجود ذهنی نه فکر وجود ذهنی که از یک امری در درون خودش دارد انجام می دهد یعنی شما وقتی می گویید مدرک تحصیلی وقتی می گویید شغل، درآمد، همسر، جنس مخالف ،مقام اول درخیالات یک وجود ذهنی به او می دهی با او سنخیت داری از اولذت می بری و این لذتی که از او در وجود تو حضور دارد تو را وادار می کند که به دنبالش بروی منشأ اثر در تمام کارهای ما آن صورت خیالی است به شما بگویند فلانی که عزیز توست مرد آدم می ریزد به هم دروغ گفتن نمرده ما درگیر ورود خارجی نیستیم این یک نوع دروغ است اونی که ما را غصه دار می کند می ریزیم به هم یا می گویند فلان آرزوی تو برآرده شد دروغ می گویند خوشحال می شوی چیست؟ اونی که تو راخوشحال می کند منشأ اثر هست یا منشأ غم هست چیست؟ صورت خارجی که وجود نداشت دروغ بود اما تو اونی که دروجود توست آن منشأ خیالی توست با او لذت می بری ازاو می ترسی محبوب تا در دل نیاید تا دل با او ارتباط برقرار نکند تا نتوانی تصورش کنی تا نتوانی از او خیال درست کنی قدرت در تو ایجاد نمی کند چطور خوردنیها ، لباس، شأن، مقام، شهرت، انواع و اقسام شهوت، امیال خیالی هستند که منشأ اثر دارند تا خیالی نشوند تصور نشوند به دل نچسبند کاری نمی کنند اینکه انسان یادش باشد کافی نیست یعنی اینکه فکر کند به انها بله من مفهوم آب را می دانم چیست مفهوم آب برای من رفع عطش نمی اورد پس عشق محبت ازطریق حضور یک معنا یک حقیقت در دل انسان ایجاد می شود نه از ایجاد مفهومش مفهوم بگو امام حسین بگو مفهوم خداکاری نمی کند اما این دل باید با وجود خدا ارتباط برقرار کند با وجود معصوم باید ارتباط برقرار کند قوه خیال باید با خود امام حسین ارتباط برقرار کند لذا شما وقتی در خیالتان انواع عشق بازیها را دارید هر کس عشق بازی خیالی خودش وجود آن معشوق را برایش می آورد با وجودش عشق بازی می کند نه با مفهوم و معنایش با مفهومش عشق بازی نمی کند باوجودش یعنی وجودش را می آورد در روح خودش این روح می رود درآغوش او این را در آغوش خودش می گیرد تا به لذت برسد. شتر در خواب بیند پنبه دانه ،انسان محوبوب خودش را خیال می کند محبوب خودش را خواب می بیند هر کس معشوق خودش را معشوقهای جمادی، معشوق های حیوانی، معشوق های علمی و فرشتهای و معشوق های انسانی و الاهی .پس این یادمان نرود که صورت خیالی منشأ اثر است برای ما خیال دلدادگی در درون و وهم منشأ اثر هست برا ی ما و انسان با خیالاتش محشور می شود. داریم به عمق می رویم دارم مرحله به مرحله می روم روز قیامت انسان کیه؟ انسان مجموعه خیالات خودش می شود چون قرار است نفس روح می خواهد متولد شود.نفس چیه؟ نفس مجموعه خیالات ولذتهای روحی است که شما ازیک چیزی بردید لذا اگر یک مؤمنی گناه کند متنفر از آن گناه باشد وقتی این گناه را دارد انجام می دهد فرمود: به مؤمن نمی چسبد این گناه چون نمی خواسته قبول کند متنفر ازان بوده روحش پس می زده اما اگرلذت ببرد بخواهد ش کافیه. اصلاً صورت خارجی خیلی مهمنیست درنفس هر چه خیال پردازی می کنی هر چه عشق بازی می کنی این شکل می گیرد نفس. مبانی این را در معرفت نفس کامل کردیم. نفس مثل دوربین فیلمبرداری است مثل فیلم است مثل حافظه است که شما وقتی دوربین را الان این دوربین ازما دارد فیلمبرداری میکند این چه کسی چه چیزی را فیلم می گیرد؟ با ما کاری ندارد موضوع این است ان به هر چه توجه کند این لبه دوربین دریچه دوربین به طرف هر که رود آمادگی دارد که بگیردش و جذبش کند من نمی توانم بگویم دوربین اینجا را بگیرد عکس این طرف بیفتد نه لذا تا شما خیالی می کنید عاشقانه این خیال راقبول می کنید و حتی قبولش نمی کنید ردش می کنید خیلی اثر نمی گذارد اما وقتی می بینیمش خوشت می آید درخیال جذابش می کنید فیلمبرداری می کند و دیگر پاک نمی شود تمام شد. اصلاً نوار نفس ماعکس رو عکس نمی افتد یک چیز رو یک چیز نمی افتد شما وقتی که یک خیال می کنی خیال دوم را می کنی مثل قطعات فیلم کنار هم قرار می گیرد چون بی نهایت است بی نهایت جا دارد لذا شخصیبت یک انسان الان آن سؤالی که اول بحث خانواده اسمانی کردم گفتم الان اگر به ما یک برگه بدهند بگویند بینویسید شما ادمهای خوشبختی هستید یا نه ادمهای شادی هستید یا نه؟ ادمهای موفقی هستید یا نه؟ ادمای افسرده ای هستید یا نه بانشاطید؟ ه رنمره ای که بهخودتان بدهید معلول گذشته شماست یعن یماسر سفره گذشته نشستیم نان می خوریم گذشته ما چهار تا چیز اتفاق افتاده که ما این هستیم که الان هستیم انتخابها، ارتباطات، رفتار ،و افکار ما همه انتخابها ،ارتباط و رفتار و افکار د رنفس ضبط م یوشد و ا زمن یک شخصیت می سازد حالا این شخصیت چه جور آدمی است خوب است بد است مقرب است دور است ملعون است شاد است غمگین است با نشاط است غصه دارد مضطرب است آرام است مجموع جذبهای ماست مجموعه واردات ما بسته به این است در این 20 سال 30 سال باچه کسی عشق ابزی کردی با چه عشق بازی کردی شبها با خیال که خوابیدی با خیال چه خوابیدی تو خلوتها تو تنهایی هایت آرزوی چه را داشتی هر مقدار که این هوس را در خودت بزرگ کردی و پروراندی یا متجه بوده همه درنفست جمع می شود پس من الان مجموعه خیالات و هوسها و آرزوهایم هستم بعداً که هستم؟ بعداً هم هین طور موقع مردن عزرائیل با مجموعه هوسهای تو می آید بالا سرت به شکل هوسهای تو می آید بالا سرت اگرهوسها خیالات زشت است عزرائیل هم وحشتناک می آید و اگر خوشگل است خیالات افکارت آرزوهایت معشوق هایت خوشگل هستند به قیافه معشوقت می آید یعنی به قیافه دلت به سراغت می آید لذا مهمترین کاری که یک نفر بایدانجام دهد اگر بخواهد رشد پیدا کند اگر نخواهد بخواهد وقت تلف کند همین جوری بیاد سر کلاس بنشیند و بگوید شب جمعه است م یرویم برای بقیه کلاس می گذاریم بعضی ها تاجر کلامند قلم و کاغذ دارند زیاد داریم می آیند می نشینند یا نوار گوش می کنند یا خوب یاد می گیرند بروند جایی کلاسی پولی درآورند بروند یک جا مشتری جذب کنند دکان باز کنند نه بگویید من آمده ام بشوم تصمیم به شدن داشته باشد اگرکسی تصمیم به شدن داشته باشد وقتت راتلف نکن تا خیالت راکنترل نکنی تا افکارت خیالت کنترل نشود خیالت رامدیریت نکنی تسلط رو خیالت نداشته باشی اصلاً به جایی نمی رسی چون توباید معشوقت راپرورش دهی بعد از معرفت وقتی فهمیدی معشوق کیست و چه کسی می ارزد که به او دل بدهی شروع کنی با اوخیال پردازی کنی باید سروع کنی با او عاشقی کنی یعنی باید دروجودت آید اما نه امام حسین درذهن من است من می روم این طرف این طرف ان طرف درسش می دهم تا ریختش راحفظ کردم می روم می گویم ولی در دلم نیست درذهنم است می روم مداحی می کنم. می روم حرف می زنم می روم کلاس می گذارم اما در دلم راهش ندادم در دلم معشوق های دیگر است حقیقتاً کمالات جمادی نباتی حیوانی درمنتسلط دارد آنها در دلم نیستند ول یمن حرفشان را می زنم چون دکان خوبی است برای خودارضاعی برا یخودنمایی برا یریاکاری برای چاپلوسی برای پول درآوردن چیز خوبی است اما معشوق من نیست لذااقرآن وقتی می گوید من مودت این افراد را بر شما واجب می کنم یعنی باید بیاید در دلت حاکم شود تامعصوم در دلت نیاید سلطان دلت نشود تو حرکت خوب نمی تونی انجام بدهی حرکت قدرتمند تا اصلی ترین معشوقت نشود یعنی قبول نکنی«لا حبب إلا هو و اهله» تا این رانپذیری یعنی اوج عشق تومعصوم نشود تو ممکن است معصوم رادوست داشته باشی در کنار معشوق های دیگر اما رشد انسانی نمی کنی ارادت داری به آنها ولی جلسه قبل عرض کردم می شوند. ابزاری برای رسیدن به معشو قهای خیالی و دنیایی و حیوانی و زمینی تو و الا معشوق اصلی نیستند تو زندگی نمی کنی که به امام زمان برسی زندگی نمی کنی که به مقام امیرالمؤمنین رسی وقتی می گوید:«أسئل الله دن یبلغنب المقام المحمود لکم عندالله» راستش را نمی گویی قدم صدق نداری هوست این نیست که به مقام محمود بررسی اوج آرزویی که داشتی دکترشوم، مهندس شوم، هنرپیشه شوم، ورزشکار شوم، پولدار شوم، به فلان کس بروم چند تا خانه داشته بشم این زندگی کجا؟ این زندگی کجا که من می نشینم جلوی معشوم دستم را می گیریم به دامنش می گویم« فمعکم معکم لا مع غیر کم» من فقط با شمایم با هیچ کس دیگر راضی نمی شوم هیچ جا دیگر نمی توانم بروم تو خانه هیچ کس دیگر با هیچ غیر ازشما نمی توانم پرواز کنم با هیچ کس غیر از شما نمی توانم زندگی کنم نفس بکشم. آدمی زا فربهی، شعر زیباست به اصلش مراجعه کنید خدارحمت کند مرحوم مولانا رابحث خوبی در خیال دارد. آدمی را فربهی هست ازخیال یعنی چاقی آدم بزرگ شدن آدم از خیالاتش است حالا یا حقیقی یا غیر حقیقی جنین در رحم مادربزرگ می شود اما ما گفتیم 5 نوع تولد داریم بعضی ازجنین ها به اندازه طبیعی بزرگ شده اما دست وپا نارد فرهی داشته بزرگ شده سلول جذب کرده اما اصللاً شبیه انسان نیست یکی هم سالم است چهارکیلو امد همه چیزش اندازه و به جاست پس بزرگ شدن خیلی مهم نیست. آدمی رافربهی هست ازخیال. اما اگرفربهی حقیقی بخواهد باشد که تناسب با نظام آخرت داشته باشد یعنی خودش شخصیتاً یک آدم شاد آرام موفق و موقع مردن هم در بهترین وضعیت بخواهد بمیرد و در برزخ هم همین طور یک غیب دارد. اگ رخیالاتش بود صاحب جمال اگر خیالاتش هم زیبا باشدلذا تا نتوانید راکنترل کنید و ا زسیر ا زجمادی تاانسانی به او بدهید و افکارتان خیتلاتتان موقع خواب د رتنهایی نتوانید کنترل کنید به محض اینکه تنها شدی رفتی خانه امشب شب جمعه است تنهایی فردا جمعه است بیکاری سرکار نمی روی می خواهی رانندگی کنی حین رانندگی شب می خواهی به رختخواب بروی دوست داشتنی بیدار بمانی مطالعه کنی عبادت کنی نگذاشتند گفتند خاموشی است بخواهید اجباری استرفتی در رختخواب خوابت هم نمی اید ببین هوس که را م یکنی هوس چه چیزی را می کنی خیالت کجا می رود اندازه ها و قیمت ها را هم که دادیم جمادی است نباتی است حیوانی است علی یا الاهی است ببین الان می خواهی چه کار کنی پول به تو رسیده ببین چطور می خواهی خرجش کنی مرخصی داری ببین کجا م یخواهی بروی وقتی می گویی سه روز مرخصی دارم دلت هوس کجا را می کند یاد که می افتی یاد چه چیزی م یافتی؟اگر بگویند هفته دیگر م یمیری یک ساعت دیگر م یمیری چه کسی را می اوری دوست دارم کجا باشم با چه کسانی باشم این معلوم است که رشدت چه طوری بودی درکجافربه شدی اصلاً دیگر دست تونیست فربه ای تو تعیین کننده است یعن ییک کسی الان دارد می میرد دوست دارد چه کسی بالا سرش باشد ببین چه چیزی ضربان قلب تو را تند می کند چه چیزی عرق رو صورت تو می کشد چه چیزی وقتی اسمش می اید قند در دلت آب می شود وقتی با رفقا تنها می شوی یک رفیق خیلی صمیمی داری دوست داری با او راجع به چه صحبت کنی با رفقای دیگر جمع می شوی نوع حرفهایت کدام یک ازدرجات رادارد نوع مطالعات. وقتی می روی رو اینترنت چه لفظهایی را می زنی وقتی تلویزیون نگاه می کنی چه برنامه ای تو را می کشاند تمام معلوم می شود تو چه جور آدمی هستی کاملاً قیمتت به دستت می آید لذا چیزی که دردیدن خیلی سفارش شده فکردل دل خیال خیال همه چیز را هم برای ما یخالی کردند یعن یزمینه را یک جوری فراهم کردند که ما بتوانیم خیالهای عاشقانه کنیم با معشوق های اصلیمان اگرخدا تجلی به معصوم نم یکرد منچه جوری م یتوانستم خیال پردازی کنم باید تجلی به معصوم می کرد د رانسان کامل تا من بتوانم بااین عشق بازی کنم بتوانمم در خیالم ببرمش بتوانم با او حرف بزنم بتوانم بغلش کنم بتوانم ببوسمش بتوانم بااو رابطه خوب داشته باشم پس آن صورت خیالی باعث می شود که من دائمماً انس بگیرم با معشوق خودم. معشوق همیشه کنارم باشد اصلاً همیشه با من هست دیگر بین من و جدایی نیست همیشه حضور دارد ولی وقتی معشوق ازجنس انسان کامل است یعنی ازجنس کسی هست که ظمهر بی نهایت است چون بی نهایت است یکی از جاهایی هم که حضور دارد در دل من است وحضور حقیقی دارد وقتی من می گویم یا فاطمه زهرا یعنی می بینم فاطمه زهار الان می گوید چیه پسرم من اصلاً احتیاج ندارم بگویم با فاطمه زهرا یا حسن احتیاج دارم بروم چند کیلومتر آن طرف درکربلا تا امام حسین مرا ببینید یا من او را ببینم یا بروم مشهد ما اگر می رویم مشهد و کربلا برای این است که حس این ارتباط قدرتمند تراست برای ما در واقع خداوند با مسئله قبر،ملاقات ،زیارت، اهداف سیاسی، اهداف اجتماعی و اهداف تربیتی خاص داشته و الان همین جا هم با امام حسین دلدادگی ددارم می توانم عاشقش باشم یعنی الان امام حسین صدای مرا نمی شنود یاامام رضا الان مرا نمی بیند فاطمه زهرا مرا نمی بیند رسول خدا مرا نمی بیند همه جا هست حضورش هم یکسان است لذا من همیشه پیش معشوقم هستم لحظه به لحظه مرا می بیند و لحظه به لحظه حرفهای مرا می شنود من هم لحظه به لحظه می توانم با او حرف بزنم و می توانم هر لحظه بخواهم با او هم آغوش داشته باشم خیلی نمی توانیم تو عمشق برویم می ترسم شما اذیت شوید تو عمق برویم. تصویر خیالی اینکارها را با من می کند این حالتها را برای ما ایجاد می کند. بعداز اینکه گفتیم ما باید معشوق رابشناسیم تا بتوانیم خیال پردازی کنیم می خواهم برسم به ما مصادیق خیال پردازی به مصادیق عشق ابزی خداوندرقرآن وقتی می خواهد ما راتربیت کند تصویری با ما کار می کند تا تو نتوانی درخیال بیاوریش تصور کنی هیچ چیزی را نمی فهمی ابراهیم (علیه السلام) می گوید خدایا من می خواهم ببینم تو چظوری مرده را زنده می کنی می خواهم این حس به خودم دست دهد خدا می گوید مرده زنده می کنم دیگر من خدایم زور دارم قدرت دارم«إن الله عل یکل شی قدیر» «یحیی و یمیت» اینجوری جواب داد؟ نه گفت برو چهار تاپرنده بگیر اینها را بکش سرببر گوشتهایاشن راقاطی کم من اسم محیی را به تو م یدهم تو مثل من محیی بشو او را به این مقام می رساندش می کوشد حالا احیا کن زنده کن. تا حسی نکنی اصلاض رشد ایجاد نمی شود شما تو قرآن تو روایات آموزشهای معصومین همه سمعی بصری است و بیشتر بصری است سمعی خیلی کماست به پیغمبر می گفتند آقا ما چه جوری وضو بگیریم. آب را ازرستگاه مو بریزید به اندازه فاصله بین شصت و انگشت بزرگ تا چانه بکشید بعد آب را با دست چپ به آرنج دست راست چه جوری وضو بگیریم؟ بیایید برایتان وضو بگیرم آب بیاورید. وضو می گرفت من دیدم این وضوی رسول خداست تمام است دیگر. عزیر یک سؤال کرد:«فاماته الله» سیصد سال خدا گفت برو بعد از سیصد سال زنده اش می کند می گوید سؤالت برطرف شد دیدی چه جوری رفتی چه جوری آمدی این الاغت را نگاه کن««فانظر إلی حمارک و طعامک لم یتنسه» ببین سیصد سال پیش مردی اینجا نگهت داشتم غذایت هنوز بعد ازسیصد سال طعم و مزه اش تغییر نکرده به الاغت نگاه کن چه جوری زنده اش می کنم خدا همه چیز را تصویری می کند تا شما یاد نگیرید خیال پردازیهای عاشقانه کنید با کلاس آمدن جلسه رفتن کتاب خواندن مشکل است. اصلاً شما پروازی نم یکنید ما درس خواندیم کتاب خواندیم پای درس فلانی. شب چه قدر عاشقی کردی. تو رختخواب تو خلوتهایت وقتی م یگویم تو رختخواب خدا م یگوید«الذین یذکرون الله قیاماً وقعوداً وعلی جنوبهم» وقتی می خوابم خدا می گوید این وقتی سرش را روی پالش می گذارد بامن به رختخواب می آید ما باید خیالهای عاشقانه رایاد بگیریم تا یاد نگیریم خیالهای عاشقانه نکنیم خیالهای انسانی اصلاً رشد نمی کنیم تمام قدرت ا زخیال می آید خیال آن چیزی که من در دلم بااو عشق بازی می کنم اینقدر انرژی به من می دهد کهه من می توانم همه کاری با او کنم وقت بحث ما کم است اگر زیاد بود ما چون می خواهیم خانواده آسمانی بگوییم مباحث انسان شناسی بود 40 ،50 جلسه راجع به خیال برایتان صحبت می کردم نحوه های خیال پردازی خیال و آثارش شما نگاه کنید وقتی معصوم می خواهد به شما بگوید نماز بخوان اول نماز را برایت خیالی می کند تا تو بفهمی نماز چیست؟ بچه کوچولو را دیدید 5، 6 ساله می روند مدرسه مهد کودک معلم به آنها می گوید دستهایتان رابیاورید جلو بچه لواشکش را می خورد آب نباتش را می خورد دستش را می آورد جلو ببرید بالا با همان شیرینی دستهایشان را می برند بالا اما متوجه نمی شود این حرکات یعنی چه چون به آنها گفتند تکان می دهند یک موقع اززیرش در می روند یک موقع برایان مهم نیست اما کسی که عقلش می رسد به او می گویند این حرکت این عضله ها راتحریک می کند این آثار را روی گردن، مچ، دست، کمر ،پای تو می گذارد این جوری باید انجامش دهی این قشنگ می فهمد چه کار می کند حس می گیرد همان لحظه ای که ورزش می کند تمرین می کند تمام چیزی که راجع به عضله می گوید با او می اید و می فهمد چه کار می کندو همان لحظه هم پاداشش را می گیرد. وقتی نمی داند چیه نمی فهمدش ولش کن 40 سال نماز خواندم 2 اسل نمی خواهم هیچ فرقی هم نکرد چی شد نماز نخواندم ؟ چون تو اصلاً نماز در تصورت نیامد تقلیدی تنجام دادی 10 سال سینه زدم حالا وقتی سینه زدی تو تصور کردی یا نه؟ اگر درخیال نتوانی تصور کنی سینه یعن یچه تو اصلالً نمی توانی حسّ بگیری به شادی برسی تو اگر نفهمی نمازچیه به رقص نمی آیی اینکه می گوید: گر من فقیرم هر سبی/ دارم زیا رب یا ربی/ جشنی نوایی مطربی/ کمتر ز سلطان نیستم. می فهمد نماز چه جشن و مطربی هست چون تصور دارد این اصلاً از صبح که ازخانه بیرون زده دائم می گوید اذان کجا می گویند بروم چهار رکعت نماز بخوانم اما کسی که 40 سال نماز خوانده ولی هیچ وقت با حس نبوده خیال نداشته عشق بازی نکرده این اصلاً فایده ندارد حضرت به ما حس می دهد می گوید وقتی دارید نماز می خوانید تو رکوع چه خیال کن تو قیام چه خیالی کن وقتی دستت رابالا آوردی چه خیالی باید کنی به قنوت بردی یکی آمده می گوید آقا مدل قنوتم باید چه جوری باشد. ...این می خواهد ظاهر سازی کند. می خواهد قیافه بگیرد قنوت یعنی چه؟ این دست را می خواهی کجا بیاوری با چه کسی کار داری؟ وقتی نمی توانی تصورش کنی فقط قیافه می گیری وقتی سجده می کنی سرت را می گذاری رو پای خدا اول تصویر می دهد که از این به بعد هر وقت خواستی سجده کنی این سرت را از رکوع بلند کردی رکوع قشنگ تواضعی که داری تعظیمی که کردی بلند می شوی هیچی مثل سجده نیست. امام صادق می فرماید وقت یبلند م یشوی داری می افتی روپای خدا وقتی رفتی رو سجده پای خدا در دستت است آدم یک ربع این جوری سجده کند یا ساعت خسته نمی شود آدم وقتی پای خدا در دستش است آدم چقدر حرف دارد بزند با این حرف وقتی دامنش در دستت است چه م یشود این سجده اول برایت خیالی م یکند می گوید اول خوب تصور کن این کسی که می گوید آخ جان من می خواهم بروم نماز بخوانم الان اذان می گویند این صدای اذان با من چه کار می کند این را اگر قبلاً خیال نکرده باشد 40 سال شنیده ولی در خیال نیاورده است نتوانسته تصویرش کند نتوانسته حس برقرار کند دین تا تصور نشود محبوب تا شکلش در نیاید معشوق تا نتوانی تصورش کنی و نتوانی خودت را به او برسانی تا در دلت نیاوریش اوهام است فقط حقیقت نیست برایتان بخوانم از خیالات قشنگ این خیالات راچه کسی به ما یاد داده یک کس یکه خودش معشوق است یعنی معشوقی هست که می ارزد همه دلت را به او بدهی یعنی وجود مقدس قا امام زمان (عج الله فرجه) ببین چه جوری می گوید بروید مراجعه کنید حتما این را بخوانید می گوید وقتی خواستید با منحرف بزنید ملاقات من بیایید درملاقات(زیارت همان ملاقات است واقعاً) مشکل این است ما نمی بینیم چشم ما مشکل دارد می گوید والله من پیش ما هستم دارم می بینمتان چشم تو چشم شما مشکل دارید نمی بینید چون دلهاتیتان مشغول معشوقهای دیگر است موقعی که زیارت می خوانید معشوقهای دیگر در هوسهای شماست هوسهای دیگر در دل شما حاکم است آن هوس را بیرون کن اگر مرا ندیدی «السلام علیک» ببینید چه جوری تصویرش می کند این جوری آدم می تاند عشق ابزی نکند اصلاً هوس نکند«السلام علیک حین تقوم السلام علیک حین تقعد» تصویریش کرد. سلام آقا قربانت بروم وقتی که می نشینی موقعی که می ایستی قد و بالایت را قربان«السلام علیک حین تقرء و تبین» قر بان قرائتت بروم قربان تن صدایت چه حرفهایی امام صادق(علیه السلام) دارد در دعای ندبه شما تصور کنید م یگفت من مجروح شدم د ردل عراقیها داشتند می امدند مرا اسیر بگیرندمی گفت یک دفعه استغاثه کردم به حضرت یک لحظه دیدم آقا کنارم ایستاده بیا گفتم آقا تیر خوردم پا شو. بلند شدم مرا نشاند پشت خودش روی اسب یک مقدار رفتیم گفت بایست م یخوام نماز بخوانم. ایستادم پشت آقا حمد را شروع کرد خواند نما زصبح سوره نصر را خواند(بسم الله الرحمن الرحیم إذا جاء نصرالله والفتح) سلام بر تو موقعی که داری نماز می خوانی سلام به قنوتت آن موقعی که به قنوت ایستادی یعنی معشوق می داند که تو ابید تصو.یر سازی کنی تا با او ارتباط کنی لذا حضرت خودش را می اورد د رخیال تو با شکلهای مختلف برای توجلوه نمایی می کند تا تو بتوانی باه رچهرها ش عشق ابزی کنی «السلام علیک حین ترکع و تسجد» سلام ب رتو موقعی که رکوع م یکنی سلام بر تو موقعی که سجده م یکنی مرحوم آیت الله کوهستانی م یگوید یک لحظه سر نماز بودم یک دفعه دیدم آقا جلویم نشسته م یخواستم نماز را بشکنم گفتم ناراحت می شود کارخوبی نیست سرم را گذاشتم روی مهر این دعا را خواندم«یا من له الدنیا و الآخرة من لیس له تادنیا و الآخرة» ای کسی که هم دنیا راداری هم آخرت رحم کن به کسی که نه دنیا را دارد نه آخرت گفت سرم را که برداشتم دیدم آقا می گوید« یا من له الدنیا و الآخرة ارحم من لیس له الدنیا و الآخرظم «السلام علیک حین تحلل و تکبر» سلام بر تو موقعی که لا إله إلا الله می گویی و موقعی که الله اکبر می گویی شما عشق بازی اینجوری دیدی تو همه حالتهای می گوید من قربانت بروم(السلام علیک حین تحمد و تستغفر) الحمدلله می گویی استغفرالله می گویی(السلام علیک حین تصبح و تمسی) سلام بر تو صبحت شبت صبح می کنی سلام بر تو شب می کنی سلام برتو یعنی آقا من همه حال دوست دارم کنار تو باشم صحبم با توست شبم با توست(السلام علیک فی اللیل إذا یغشی) هر وقت شب می شود اول سلام من بر تو (والنهار إذا تجلی) هر وقت روز جلوه می کند سلام من بر توست ما بدون خیال و خیالهای پاک هیچ رشدی نمی کنیم خیلی نمی خواهد درس بخوانیم وقت بگذارید برای نماز وقت بگذارید برای روزه وقت بگذارید برای قرائت قرآن ولی اگر خیالیش نکنی فایده ای ندارد اول یاد بگیر خیالاتت را دست کن تا یاد نگیری خیالاتت را درست کنی نمی توانی رشد کنی لذا یک جوان از گرد راه می رسد یک سال خیالات قشنگ دارد می بینی یک نفر شصت سال کرده اصلاً به پای او نمی رسد چون یک سال عشق بازی دارد اینقدر معشوق را در دلش پرورش داده اینقدر بی قرار است اینقدر بی تابی دارد سیزده ساله است ده باررسیده خدمت آقا باریک الله چون عاشق است چون در دلش دارد وقت یامد در دل خیلی ا زمشکلاتی که باید سالها آدم زحمت بکشد برطرفش کند اصلامی رود دیگر مبارزه درکارنیست حالا همه عزیزان بدون استثناء تا هفته آینده إنشاءالله این تمرین را انجام دهید یک ورق کاغذ ،کاغذ به درد نخور، مچاله شده ریز ،ا زاین کاغذهایی که د رشطی آشغال پیدا کردی نه یک کاغذی که لیاقت حرمت عاشقی را داشته باشد ما 2، 3 هزار تا کاغذ ابر و باد تذهیبی داشتیم درمؤسسه امروز گفتم آن کاغذهای خوشگل ابرو بادی رابدهید دست عزیزان تو این کاغذها شما اگربخواهید برای معشوق نامه بنویسید درچه کاغذی نامه م ینویسید گفتند یک زرنگ یآمده همه اش را برده خودتان یک کاغذ تهیه کنید کاغذی که لیاقت عشق ابی را داشته باشد یک کاغذ به اندازه A4 از قرآن ، روایت ادعیه کمک بگیرید یک طرف از آنها نصفش را هم خیالات قشنگ خودتان را بنویسید با ه رکس که عاشقش هستی زور نزن با کسی که هنوز نتوانستی تصورش کنی چیزی درآوری کسی که الان عاشقش هستی تو بحث اسماءالله توضیح دادم الان با حضرت عبدالعظیم حست می کشد با خانم فاطمه معصومه حست م یکشد با امام رضا با امام جواد با امام هادی با امام عسگری با آقا امام زمان است بارسول الله است با جیرئیل با میکائیل است حسهای قشنگتان راحتما بدون استثناء اگر نمی خواهید این کار راکنید اصلاً کلاس نیایید چون این کاره نیستی نمی خواهی وارد این باشگاه شوی باشگاه یعنی یک کسی م یخواهد بشود روح را تربیت کند اگر می خواهی بشنوی اصلاً کلاس نیا به درد نمی خورد وقت بگذارید یک هفته اگر می خواهی عشقت کشید من حوصله دارم خیالات قشنگ شما رابخوانم بنویس ببینیم چه کار می کنی حداقل یک صفحه هفته دیگر برا یمن بیاورید بنویسید عشق بازی کنید ببینم چه کار می کنید تمرین کنید إنشاءالله این یک هفته را از امشب شب جمعه هم هست شب قشنگی است شب عاشقی است شب احیاست از امشب اینهارا بنویسد در این یک هفته درخلوتهایتان در سکوتهایتان ردتنهایتان درموقع خواب فقط با همان خیالات باشید یعنی با همان خیالات همن معشوقت را در نظر بیاور حرف بزن قربان صدقه اش برو بیفت به دامنش بغلش کن ببوسش هر چه دداری به او بگو هرچه می خواهی به او هدیه بده ببین چه می خواهی به این معشوقت هدیه دهی دوست داری چه فدایش کنی تا هفنه دیگرببینیم چه کار می کنید این سند عشق ابزی یک هفته ای را هفته دیگر برایم بیاورید ببینم چه کار کردید این یک هفته در نمازت بیرون درخلوتهایت در خوابت درتاکسی دراتوبوس هرجا بودی بااین معشوقهایت چه جور حرفهایی زدی این حرفهای قشنگ مطمئن باشید شما را خیلی راه می اندازد اگرهمت کنید این کارها را که می گویم انجام دهید مطمئن باشید چند سال جلو می افتید همین یک هفته إنشاءالله این کار را انجام دهید من هم وقت می گذارم قشنگ ترین خیالات شما را به عنوان یک کتاب تمرین در اختیار کسانی که دوست دارند عاشقی کنند بگذاریم فقط حافظ نیست بگوید درنمازم خم ابروی تو با یاد آمد/ حالتی فت که محراب به فریاد آمد. یکی از منابع را لو دادم بردارید ببینید خیالات چه جوری هست چه جوری بایدخیال پردازی کنیم وذالا هی کلاس و حوزه علمیه و سر کلاس این و آن برو ول معطلی تا نتوانم خیالاتمان را کنترل کنیم تا نتوانیم خیال بازی کنیم وقت تلف می کنیم نمازهایمان به درد نمی خورد ماه رمضانمان به درد نمی خورد إحیائمان کار نمی کند قرائت قرآنمان کار نمی کند. فعلاً مقدمه ای بود تا هفته بعد برویم عمق 2،3 جلسه خیال بازی کنیم ببینیم چه می شود .

والحمدلله رب العالمین