جلسه 018 - انصاف و ریشه‌های بی‌انصافی
شماره جلسه
18
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1395
ماه
11
روز
14
متن کامل (خام) ‌ جلسه 018 - انصاف و ریشه‌های بی‌انصافی

انصاف و ریشه های بی انصافی؛ جلسه هجدهم 14/11/1395

اعُوذُ بِاللّهِ مِنَ الشَّیْطانِ الرَّجیمِ/بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحيمِ/ الْحَمْدُللّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ وَ صلَّی اللهُ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطاهِرینَ وَ لَعنَتُ اللهِ عَلَی أعدائِهم أجمَعین مِنَ الان إلی قیامِ یَومِ الدّین».

سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان.

بحث مان درباره با اعضای خانواده آسمانی به موضوع ظلم رسیده بود. امروز می خواهیم درباره ی زشت ترین انواع ظلم مطالبی را خدمت شما عرض کنیم. کلام را از فرمایش وجود مقدس امیرالمومنین علیه السلام آغاز می کنیم: ایشان فرمود ظلم الضعیف افحش الظلم ظلم به انسان ضعیف زشت ترین نوع ظلم است. یک قاعده بگویم خدمت عزیزان، این قاعده می فرماید که المصائب بین البریئه مقسومه با السویه مصیبت ها بین انسان ها به تساوی تقسیم می شود. یعنی همه انسانها یک بهره ای و سهمی از مصائب دارند حالا بعضی ها چون انسان موجود مختار است مصائب شان را در دنیا می گذرانند بعضی ها خودشان کاری می کنند که مصائب شان به آخرت بیفتد مثل عمر می ماند که خداوند تبارک و تعالی به عده ای عمر طولانی می دهد و انسانها با معصیت عمرشان را کوتاه می کنند لذا حضرت فرمود کسانی که بوسیله گناه عمرشان کوتاه می شود و می میرند بیشتر از کسانی هستند که به مرگ طبیعی می میرند. انسانها از اختیارشان سوء استفاده می کنند و عمر خودشان را کوتاه می کنند کما اینکه انسان بعضی ها وقتها به اختیار خودش عمرش را طولانی کند مثلاً صدقه بدهد و صله ارحام کند که اینها دفع بلا می کند در روایات هم تصریح شده که عمر را طولانی می کند مصائبی که انسان در دنیا می بیند باعث می شود که گناهان انسان پوشیده شود یعنی مصائب و سختی ها کفاره ی گناهان است. لذا یکی از نعمت های خفیه الهی مصائبی است که به سر انسان می آید خداوند از روی مهربانی و لطفش سهم همه انسانها را از مصائب مساوی قرار داده شکلها و نوع هایش فقط فرق می کند. اما مقدارش مساوی است. تا انسانها بتوانند به وسیله این مصائب چند کار کنند این خوب دقت کنید عزیزان یک: با استفاده از این مصائب گناهان شان آمرزیده شود و پاک شود 2. با استفاده از مصائب رشد پیدا کنند و تقرب به خداوند تبارک و تعالی پیدا کنند و به هدف خلقت شان نزدیک شوند اسما الهی را کسب کنند و مسیر تشبه به حق تعالی و تخلق به اخلاق الهی را طی کنند. چون گفتیم اسمائی را که ما در جوشن کبیر یا قرآن می خوانیم اسم های خود ما هم هست و شرافت هر انسان و درجه ی هر انسانی میزان قرب هر انسانی به حق تعالی به این است که به چه تعدادی از این اسمها را دریافت کند ودر خودش تحقق دهد برای تحقق هر اسمی انسان نیاز به بلا و مصیبت و آزمایش و تمرین و میدان دارد بنابراین یکی از نعمت های عظیم الهی وقتی انسان را به مقامی به بلندای مقام معصوم خلق کرده که تو می توانی به مقام معصوم برسی و به خانواده آسمانی ات ملحق شوی و می توانی به امامت بگویی اسئل الله ان یبلغنی المقام المحمود من می خواهم به آن مقامی که تو نزد خدا داری برسم. چون انسان را برای آن مقام خلق کرده لازمه ی رسیدن به آن مقام و جاودانگی حضور در دنیایی است که در آن سختی و امتحان و ابتلا و مصیبت است و همین ها است که اسمها را در انسان ایجاد می کند شما یک جا سراغ ندارید که کسی از اسم های دنیایی را دریافت کرده باشد بدون زحمت، بگویند دیپلم است لیسانس است ارشد است دکتری است نجار است خیاط است گلدوز است گلساز است همه ی اینها با زحمت به دست می آید اسم های الهی هم در انسان با مصیبت امتحان و ابتلا و سختی تحقق پیدا میکند اگر خداوند تبارک و تعلای به لطف و فضل و مهربانی اش ما را وارد دنیا نمی کرد امکان رسیدن به آن مقام به نظیر و عظیم پیدا نمی شد. لذا این لطف بزرگ خداوند است که فرمود ان الله یتغذی المومن بالبلا کما تغذ الوالده ولدها بالبن. خوب دقت کنید خیلی ظریف است خدا بنده مومنش را با بلا تغذیه می کند همانطور که یک مادر فرزندش را با شیر تغذیه می کند. اگر ما بخواهیم به مقام قرب الهی و حیات جاودان به کمال مطلق به اسما الهی به بی نهایت شدن و تخلق به اخلاق الهی و خلیفه اللهی برسیم نیاز به شیر دارم شیر ما سختی ها و بلاها و مصائب و مشکلات است لذا اگر کسی نداند برای چی خلق شده سر مصائب دائما با درگیر است ناشکری می کند بی ظرفیتی می کند کفرگویی می کند می برد قهر می کند و رابطه اش خراب می شود مثل کسی است که حوصله باشگاه رفتن ندارد نمی رود آنجا رشد هم نمی کند حوصله مدرسه رفتن و دانشگاه رفتن را ندارد مدرکی هم نمی گیرد حوصله کار فنی را ندارد خوب رشدی هم نمی کند هر کس بخواهد جایی برسد به تناسب و علاقه اش برود به یکی از سختی ها تن بدهد یا کار درس خواندن است یا کار بدنی است یا کار فنی حرفه ای است هر چیز، همه آدمها این طوری رشد می کنند لذا یکی از الطاف عظیم الهی امتحان بلا ابتلا مصائب و سختی هاست. که انسان می تواند از قبل آن مصائب و بلاها به آن مقامی که برایش خلق شده برسد برای همین امام سجاد علیه السلام به خدا عرض می کند که من ترا که به نعمت هایت شکر می کنم بر بلاهایت هم شکر می کنم. چون بلاها هم برای من است آن هم مثل غذاست و من را رشد می کند پس ما با مصائب دو نوع کار داریم یکی کفاره گناهان ما می شود دوم، درجات ابدی ما می شوددر روایت داریم انسان در آخرت درجاتی است که انسان جز با بیماری به آن نمیرسد جز با درد بدنی به آن نمی رسد و جالب اینجاست که وقتی آن طرف رفت و دید می گوید ای کاش بیشتر بود دردهای بدنی من. در دنیا که است می گوید خدایا چه خبر است بس است سخت است اذیت می شوم وقتی می رسد آنجا و می بیند پشیمان می شود و می گوید ای کاش بیشتر زجر می کشیدم اینقدری که امام صادق علیه السلام می فرماید مومن دعا می کند که ای کاش او را با قیچی تکه تکه می کردند در دنیا. حالا ما با بخش تربیتی بلا فعلا کار نداریم چون در بحث رشد و قدرت در سایه ی سختی ها گفتیم عزیزانی که مایل هستند به آن مراجعه کنند. الان بحث ما این است که مصیبت کفاره گناه است. هر سختی مصائب هم از سه قسمت به ما می رسند مصائبی که خودمان ایجاد می کنند مصائبی که مردم برای ما ایجاد می کنند مصائبی که خداوند برای ما ایجاد می کند به لطفش. هر سه تایش کفاره است. پس انسان در مصیبت ها هیچ ضرری نمی کند. باختی ندارد در تلخی های زندگی اش همه اش سود است. اما نکته اینجاست که اینجا حضرت می فرماید زشت ترین ظلم ظلم به ضعیف است. یعنی افرادی ضعیف هستند چرا؟ آدم هایی که قویند شما وقتی به آنها ظلم می کنند آدم هایی که قدرت حرف زدن دارد قدرت دفاع و انتقام دارند و قدرت مقابله با شما را دارند وقتی به آنها ظلم می کنید آنها هم در مقابل شما کاری می کنند که باعث می شود گناهان شما بریزد شما ظلم کردی او هم یک ظلم به شما می کند شما یک فحش دادی یک سیلی زدی او یک فحش می دهد و یک سیلی می زند تحقیرش کردی او هم تحقیر می کند شما را و جبران می شود. اما یک کسی که نمی تواند حرف بزند دفاع کند به دلایلی انتقام نمی گیرد از شما، می فهمد که داری به او ظلم می کنی اما با تو خوش برخوردی می کند می داند در حق او جنایت می کنی اما هیچ چیز نمی گوید مثل مادر خیلی خطرناک می شود مثل پدر، مثل استاد، می داند که تو در دلت پر از نفرت و کینه و حسادت و بدگویی و غیبت است اما هیچ چیز نمی گوید به تو و این باعث می شود که کار انسان خراب شود چرا؟ یا یک زن شوهردار است زیر دست شوهر نمی تواند کاری کند شوهر به او ظلم می کند تحقیرش می کند مسخره اش می کند اذیتش می کند کتکش می زند نفقه اش را نمی دهد بی مهری می کند وظیفه اش مهرورزی است نمی کند یا برعکس شوهری است بنده خدا زبان بسته و مظلوم است باحیاست نجیب است چیزی در مقابل یک زن بی حیا و نانجیب چیزی نمی گوید و سکوت می کند. پدر است خوب بچه زورش که به پدرش نمی رسد پدر نفهم و ظالم قلدر و بی تربیت به بچه اش ظلم می کند هی می زند داد می زند نق می زند غر می زند این بچه چی بگوید به بابایش. بعضی ها زورش نمی رسد راهی ندارد جز ماندن در این خانه و تحمل ظلم پدر و ظلم مادر ظلم برادر و خواهر و کاری نمی تواند بکند این می شود زشت ترین نوع ظلم. چرا حضرت می گوید این زشت ترین نوع ظلم است؟ ظلم به آدم ضعیف زشت ترین نوع ظلم است چرا؟ چون انتقامی نمی تواند بگیرد لذا آن کسی که به یک ضعیف ظلم می کند به یک کسی که سیستم دفاعی ندارد یا دفاع نمی کند از خودش. آدم نجیب است با حیاست دفاع نمی کند آدم کریمی است دفاع نمی کند. خدا رحمت کند مرحوم آقا شیخ انصاری رحمه الله علیه را در کشتی سوار شده بود یک جوانی آمد به ایشان شروع کرد فحاشی کردن جسارت، خوب مرجع تقلید یگانه مرجع تقلید شیعیان دنیا، آدم بزرگ خیلی عظمت دارد شیخ انصاری، امام رحمه الله فرمود اگر خداوند ما را با او محشور کند بس مان است یعنی اینقدر آدم بزرگی است این شیخ انصاری وقتی که طرف به او فحش می دهد و جسارت می کند هیچ چیز نمی گوید سکوت می کند این جوان روی عرشه کشتی صورتش سیاه می شود جا در جا جان می دهد بعد شیخ ناراحت می شود می گوید ای کاش اگر می دانستم قرار است خدا این طوری بزند او را، لااقل من هم یک چیزی به او می گفتم که انتقام گرفته شود و این بنده خدا اینطوری نشود. اینکه در قرآن داریم که خدا لعنت کند پدر و مادری که بیش از حد به بچه هایشان محبت می کنند چون محبت اضافه بچه را ظالم و پررو و پرتوقع بار می آورد پدر و مادر هم چیزی نمی گویند بچه بدبخت می شود. مادر است گیر کرده با یک بچه زبان نفهم لوس، حالا مهر مادری اش هم است حالا این بچه هر طور دلش می خواهد با این مادر رفتار می کند جسارت به مادر پرتوقعی به مادر بی ادبی به مادر دستور دادن به مادر، رعایت نکردن حقوق مادر و پدر و .... می بینی که یک بچه لوس کی این کار را کرده خود پدر و مادر با محبت اضافه. برای همین هم فرمود خدا لعنت کند پدر و مادری که اجازه می دهند بچه شان به آنها بی ادبی کند. اگر بچه یک بار بی ادبی کرد پدر و مادر برخورد کردند و بچه دیگر جرأت نکرد که بی ادبی کند این بچه سالم می ماند و جهنمی نمی شود و خیلی نکته دقیق است. لذا این از زشت ترین نوع ظلمهاست. جایی که تو با کسی طرف هستی که نمی تواند از خودش دفاع کند یا نمی خواهد دفاع کند یا ملاحظاتی دارد. این که بگویی که خوب این که زبانش بسته است این می بخشد این کریم است این که ندید می گیرد سوء استفاده از عواطف بزرگترها انسان را به هلاکت می اندازد به قساوت می اندازد. یعنی انسان را تدریجا می کشاند به جهنم. خیلی خطرناک است انسان نباید از محبت پدر و مادرش یا از ظلم پذیری همسرش، یک همسری دارد زبانش کوتاه است مظلوم است چیزی نمی تواند بگوید، ملاحظه میکند این خیلی خطرناک می شود. امام سجاد در دعای که برای والدین دارد در صحیفه سجادیه در بحث حقوق والدین توضیح دادیم می فرماید خدایا یک کاری کن من از پدر و مادرم به اندازه سلطان ستمگر بترسم. خوب پدر و مادر ترس دارند یا ندارند؟ ترس ندارند. ولی تو اگر نترسی خیلی خودمانی شوی خیلی لوس بازی دربیاوری بیچاره می شوی. بدبخت می شوی نکبت دنیا و آخرت می گیرد ترا. از آن بالاتر معلم. معلم انسان ممکن است هیچ چیز به آدم نگوید ولی اگر سوء استفاده کردی و حریمش را نشناختی، ظلم کردی به او، برکت عمرت می رود. دنیا به نکبت و بدبختی و مصیبت می گذرد آخرت هم همینطور. این طوری نیست که یک بزرگی یک ذوی الحقوقی به ما رو داد بتوانیم هرجور دلمان خواست با او رفتار کنیم یا یک زنی است بابا و ننه ندارد داداش ندارد حالا ما گرفتیم او را هر جور دلمان بخواهد با او رفتار کنیم. من هر چه در سر این بزنم و به او ظلم کنم و از او کار بکشم و به او فشار بیاورم جایی ندارد برود عنان نفس را رها کنیم هر کاری دلمان خواست با طرف مقابل کنیم خیلی خطرناک است. لذا آنجاهایی که انسان با یک آدم حریم دار مثل پدر مادر استاد ولی روبرو هست یا آدمی که ضعیف است یعنی مقابله به مثل نمی کند آنجا باید خیلی ترس داشته باشد. دیگر از پدر و مادر مهربانتر؟ که حضرت می گوید کمک کن که من به اندازه یک سلطان ستمگر از پدر و مادرم بترسم این ترس باعث می شود که انسان جسارت نکند و در حریم پدر و مادر نرود. قرآن می گوید حق نداری به آنها اف بگویی اگر خیره به پدر و مادر نگاه کنی عاق می شوی. مگر می شود آدم نجات پیدا کند. در روایت داریم: یقال للعاق اعمل ماشت و انی ... لک ابدا. عاق یعنی کسی که پدر و مادر از دست او ناراحت شوند. به عاق والدین گفته می شود همین که پدر و مادر ناراحت شوند انسان ساقط می شود بیچاره است می گوید دیگر نمی بخشمت. حرف عجیب تند است اعمل ماشت هر کاری می خواهی بکنی بکن، انی لااغفر لک ابدا من هرگز تو را نمی بخشم خوب آدمی که خداوند به این اینگونه می گوید آیا در دنیا خیر می بیند؟ در آخرت خیر می بیند؟ مگر این که توبه کند. جبران کند. حالا این ذوی الحقوق ها هستند زن وشوهر در روایت داریم اگر زنی شوهرش را خشمگین کرد جسارت و بی ادبی کرد شوهرش را خشمگین کرد خداوند هیچ عبادتی حتی جهاد در راه خدا هیچ خیر و صدقه ای را از این زن نمی پذیرد مگر اینکه شوهرش را راضی کند مرد هم همینطور ظلم کرد بی ادبی کرد حقش نبود که اینطوری برخورد کند تا نرود و از همسرش معذرت خواهی نکند و راضی اش نکند خداوند چیزی از او نمی پذیرد. این شرایط مساوی اش این طوری است و وای به حال این که کسی زیردست باشد این طوری لذت عبادت و معنویت از انسان می رود. نورانیت از انسان می رود کسالت گم شدن راه در غیب، نصیب انسان می شود این نمی تواند دو رکعت نماز بخواند با آن برود رویا کشف شهود، رشد، قدرت، شادی، و آرامش از انسان گرفته می شود. هر کاری بکند شاد شود نمی شود هر کاری بکند آرام شود نمی شود. ظلم این طوری است یک نکبتی است که وقتی آمد در وجود انسان، تا اثرش را از بین نبری، آن جریان فاسد سازی دنیا و آخرت را ادامه می دهد. کارش را انجام می دهد این ظلم است. باز از وجود مقدس امیرالمومنین علیه السلام: لما سئل ایُ ذنب لاعجل عقوبت لصاحبه از حضرت سوال کردند کدام گناه است که عقوبتش زودتر می رسد به مجرم، به صاحب گناه کدام عقوبت زودتر دامن شخص را می گیرد حضرت فرمود من ظلم من لا ناصرله الا الله، ظلم کردن به کسی که جز خدا هیچ کس را ندارد. و همه ی ما از این آدم ها سر راهمان پیدا می شوند. مادر است کاری نمی تواند بکند، در مقابل ظلم من، عاطفه دارد می گوید چه کارش کنم، من سوء استفاده می کنم. پدرم است همینطور. کسی است که دارم روزی اش را می دهم همینطور است نیروی زیردستم است همینطور. دیگر نمی دانم به هر حال کسی تحت ولایت من است من می توانم به او ظلم کنم، حیوان زبان بسته، می گویند حیوان زبان بسته دیگر. به یک حیوانی کسی ظلم کند، عقوبتش خیلی سنگین است و پیغمبر می فرماید یک خانم به خاطر یک گربه می رود جهنم. گربه ای آمده در خانه اش غذا می خواسته نداده به او، بالاخره یک چیزی داشتی از آن غذای خودت می دادی به او. راوی می گوید من دیدم امام صادق علیه السلام غذا آوردند برایش یک سگی آمد جلوی حضرت، حضرت یک لقمه خودش می خورد یک لقمه به سگ می داد. این طرف چلوکباب جلویش است می خواهد همه اش را بخورد گربه یا سگی بیاید ناراحت می شود بابا ذی روح است شخصیت دارد چه بسا این گربه از تو بهتر است می گوید اولئک کالانعام بل هم اضلّ. حیوانات بهشتی می شوند معلوم نیست من بهشتی شوم. پس من غذا می خورم حالا بهتر از این سگ هستم شرافت من بیشتر از این سگ و گربه و الاغ است نمی دانم. آنها بهشت می روند من چی. تکلیف من معلوم نیست او نماز می خواند عبادت آگاهانه دارد من معلوم نیست عبادتم به دردم بخورد تازه اگر بخوانم او خیلی از صفات خوب را دارد مثل حیا و غیرت ناموسی، وفاداری امانت داری من چی؟ من نمی دانم الان وضعیتم از این سگی که جلویم وایستاده بهتر است یا نه. پس شخصیت خیلی محترمی است سگی که آمده در خانه ما یا اطراف من است. حالا بگویم به من چی که الان این گرسنه اش است به من چه این غذا می خواهد؟ یک روح است یک روح باشخصیت وعابد خداست معرفت خدا را دارد. فقط چون شکلش این طوری است حقیر است؟ نه. حضرت می گوید من حیا می کنم از این که غذا بخورم یک ذی روحی دارد من را نگاه می کند. سگ است دیگر بزنیم او را. می شود این طوری؟ الاغ است اسب است سنگ بزنیم مگر می شود به حیوانی، حیوانی که روح دارد. نمی شود به یک حیوانی به راحتی ظلم کرد و او را کشت. شخصیت دارد. روح دارد خانواده دارد احساسات و عواطف دارد و زندگی دارد برای خودش. یا به یک گیاه می شود ظلم کرد. انسان حتی باید حرمت اشیا اطراف خودش را هم داشته باشد لباست را برندارد پرت کنی یک گوشه ای یا بزنی زمین با عصبانیت. حضرت می گوید لباس تسبیح دارد ذکر می گوید این را شاید در اردو بحث کنیم تسبیح حیوانات و اشیا و گیاهان. تسبیح می گویند با اشیا نمی شود با خشونت رفتار کرد. یک گیاه اینقدر احترام دارد که حضرت می فرماید اگر به او آب بدهی این ثواب آب دادن به یک مومن را دارد. مومنی که اعظم حرمه من الکعبه است حرمتش از کعبه بالاتر است می گوید مراقبت کن از این گیاه. پس یکی از گناهانی که خیل یزود دمن انسان را می گیرد ظلم کردن به کسی است که زبان بسته است. حالا زبانش یا از بزرگی بسته است از حیا بسته است از نجابت بسته است یا ناچار است نیازمند است. می گوید این که مشتری آمده من هم می دانم که این نیاز دارد می دانم این جنس جای دیگر گیرش نمی آید حالا به جای ده درصد صد درصد می کشم روی جنس می خرد دیگر. می خرد یا نه؟ چه بگوید مریض است رفته در بیمارستان پزشک به او زور می گوید اینقدر باید بگویی بیمارستان به او ظلم می کند هزینه می شود 800 هزار تومان می گوید یک میلیون تومان بده. فروشنده ها را نگاه کنید نسبت به مردمی که گرفتارند الان نیاز دارد الان گرفتار است هر چه بارش کنی می خرد می گوید باشه الان زنم در خطر است بچه ام در خطر است مادرم در خطر است می شود هر جوری دلت خواست قیمت بگذاری؟ دیروز پسر من رفته بود کتاب بخرد یک مجموعه کتاب علمی لازم داشت حدود بیست جلد کتاب دیدم این طوری آمد گفت یک چیز خیلی عالی پیدا کردم خیلی هم گشتم چندماه گشتم کتابهای کمیاب، علمی، گفت رفتم در یک مسیر طولانی تا این ها را پیدا کردم، کتابهای خیلی ارزنده ای بود، گفتم چند گرفتی این کتابها را، گفت همه اینها را 20000 هزار تومان خریدم، گفتم بیست و چند جلد کتاب 20 هزار تومان گفت آره. بعد دیدم پشت کتاب نوشته 850 تومان یکی اش 1000 تومان دیدم آن فروشنده چقدر جالبه که نیامده بکشد روی قیمت کتاب، گفته این اینقدر ما گرفتیم اینقدر هم می دهیم. چند وقت پیش رفتم قم یک کاری داشتم یک آمپولی بزنم، درمانگاه، دیدم در این سرما یک جوانی ایستاده دارد لبو می فروشد گفتم یک ذره از او لبو بگیرم لبو خریدم بعد گاهی وقتها پول خرد نیست گاهی دو تومان به نفع ما می شود یا به ضرر ما می شود من به او گفتم که سه تومان اضافه آمد به او گفتم سه تومان اش هم مال خودت، این جوان در آن سرما ایستاده نجیب، نه آقا پس باید وایستی که پول ندارم جایش لبو بدهم. گفتم نمی خواهد حلال است گفت نه به هیچ وجه. یک جوان 22 ساله آنقدر مراقب. بعضی ها میلیاردی به این ملت ظلم می کنند. در این بانکها شما نگاه کنید مراجعه کرده وام می خواهد بنده خدا، چه درصدهای بالایی، می گوید خوب این که نیاز دارد ما هر چقدر بدهیم اینجا را امضا کن و برو، یک برگه ای می گذارد که تو نمی توانی بخوانی، اینقدر زیاد است که باید یک روز مرخصی بگیری و بخوانی همه را امضا کن و امضا کن و انگشت بزن و برو بعد سودش آمد 14 درصد، بعد 18 درصد گرفته از تو ظلم است دیگر. فروشنده تاجر، می گوید مردم می خرند دیگر. همین که می خواهند بخرند و بازار رواج دارد اینقدر بگیریم. اصلا نمی داند بنده خدا قیمت چقدر است. می بینی طرف ده قلم کالا می خرد می گوید چقدر شد می گوید 250 هزار تومان طرف می دهد می گوید من وقت ندارم الان حساب کنم ولی آن فکر می کند خیلی زرنگی کرده این دامنه ی ظلم به کسی که هیچ کس را جز خدا ندارد خیلی وسیع است در زندگی ما هم پیش می آید اگر حالا مجبوری هست نمی شود چون مجبور است یک موقع است می گوید من توانم اینقدر است خوب عیب ندارد. ولی یک موقع است من توانش را دارم، که به او ظلم نکنم. توانش را دارم که حقش را بدهم. دارم و ندهم نمی شود. البته آموزش و پرورش کلاس و مدرسه غیر انتفاعی، مدرسه غیر انتفاعی پول می گیرد از مردم مربی می گوید من رفتم سر کلاس تدریس کردم بعد حقوق نمی دهند فعلا. می گوید 300 تومان فعلا به ما دادند. شما پول از مردم نقد می گیرید و چطور پول مربی تان را نمی دهید. این مراکز همه جا این طوری است. قوانین ظالمانه چون می گوید مردم الان اینطوری است دیگر. مردم نیاز دارند پس قوانین ظالمانه تنظیم کنیم. دومین کسی که عذابش زود دامنش را می گیرد و جاوز نعمت بالتقصر، در مورد قبلی شایع است بحث مهریه خانمهاست شما نگاه کنید اکثر مردها ظلم می کنند سر مهریه زنهایشان. شما قرار گذاشتید روز اول به آن صداق می گویند علامت صداقت است مهریه زیاد ظالمانه است و کار غلطی است مهریه زیاد هم همانطور که پیامبر فرموده اثر وضعی اش دعوای زن و شوهر است این خوب نیست ظلم است. پسر رفته خواستگاری، چند وقت پیش یک خانواده ای آمده بودند از اروپا می گفت ما می خواهیم عقد کنیم عقد ما را بخوانیم گفتم بیایید مسجد که بخوانم، بعد سوال کردم مهریه چقدر است گفت مهریه این قدر است و شیربها 14 میلیون، گفتم شیربها دیگر چیست حرام است تمام مراجع حرام می دانند، می گوید ما رسم مان این است. ظلم است این. داماد هیچ چیز نمی گوید بنده خدا خانواده عروس ظلم می کنند هی تحمیل می کنند. گاهی خانواده داماد تحمیل می کنند. در نقطه پایانی یا سکانس آخر الان از 5 تا ازدواج ما دوتاش به طلاق می خورد یعنی 40 درصد مردها ظلم می کنند. بابا توروز اول قرار گذاشتی با این خانم که بدهی می خواستی حواست را جمع کنی. باز زیر بار مهریه سنگین و ظالمانه نروی. می خواستی قبول نکنی. قرار گذاشتی تمام شد دیگر. امضا کردی. بلایی به سرت می آورم که مهریه را ببخشی هیچ چی، ما چند وقت پیش یک مورد داشتیم یک خانم همه مهریه اش را بذل کرده بود که از دست یک شوهر احمقی نجات پیدا کند. بذل مهر کرد. گفت همه را بخشیدم که جانم آزاد شود. نداشت این خانم اصلا، مهریه را که گذاشته بود گفته بود مهریه را که می دهی مهریه را که می دهی هیچ چی، برای من سی میلیون هم بدهی. این خانواده سی میلیون به سختی تهیه کردند گفت نه شصت میلیون دوباره وام گرفتند گفت نه صد و بیست میلیون میدانی خدا با این آدم چه کار می کند. این چند هزار سال در جهنم گرفتار می شود. مهریه ات را ببخش، صدایت هم در نیاید. تا من طلاقت بدهم. ظلم فاحش و بزرگی که خیلی از مردها می کنند. نامردی است این. یک پول دارد الان زنش نیاز دارد این پول هم دارد ثروتمند هم است وضعش خوب است خوب مهریه اش را بده. دارید بدهید. نه حالا ما که با هم نداریم کی داده و کی گرفته بعد می بینی طرف 5 خانه به اسمش است هنوز مهریه زنش را نداده. میلیارد میلیارد در حسابش است نرفته با ادب و شرف و بزرگواری بگوید خانم این مهریه شما از من طلب دارید من نمیرم یک موقعی گردنم باشد. داری بده نداری حالا بحث زناشویی است رفاقت است طوری نیست ولی تو الان داری حقش است به او بده. وجاوز نعمت بالتقصر دومین کسانی که زود مصیبت می بینند یعنی بلا می آید سرشان، خدا عقوبت به آنها وارد می کند و تبیه شان می کند، کسانی هستند که حق نعمت های خدا را به جا نمی آورند حق پدر مادر را ندیده می گیرند حق معلم را کوتاهی می کنند. حق همسرشان را کوتاهی می کنند حق فرزندش را کوتاهی می کند حق سلامتی که خدا به او داده آبرویی که داده نعمت ثروتی که داده کوتاهی می کند در شکر نعمت، حق نعمت این است که درست مصرفش کنی. مادرش است ضایع اش می کند بعد که می میرد می گوید آخ آخ من چه ظلم هایی کردم به همسرش ظلم می کند بعد میگوید ما چقدر این همسر مان را اذیت کردیم این یک نعمتی است خدا به تو داده قدرش را بدان. ضایعش نکن نعمت را. این را بحث شکر مفصل توضیح دادیم. مراجعه کنند. اگر خدا نعمتی داد از آن خوب استفاده کن هوش داده اعتبار داده آبرو داده پول داده خانواده خوب نصیبت کرد همسر خوب داده خانواده همسر خوب هستند احترام داده به تو دین داده قرآن داده علما را داده به تو داده اهل بیت را به تو داده خودش را به تو داده، دیگر از این بالاتر، ولی ما نه حق خدا را به جا می آوریم یک نماز می خواهد بخواند برای شکر خدا می بینی که از نعمت های خدا استفاده می کند در این دنیا ولی نمک نشناس و ناسپاس و جسور و گستاخ یک شکر خدا را به جا نمی آورد. خدایی که شما دارید لحظه به لحظه آن به آن وجودت را از او دریافت می کنی تنفست را از او می گیری این پلکی به هم می زنی این غذایی که می خوری این وجودی که دریافت می کنی این صدایی که می شنوی قوه ی لمسی که داری همه این نعمت های بیشماری که داری داری از او لحظه به لحظه دریافت می کنی برای خدا هم شاخ و شانه می کشی. چقدر انسان کفور است قتل الانسان ما اکفر قرآن چقدر عجیب است می گوید بمیرد این آدم چقدر ناسپاس است. بعد که خدا از او می گیرد بخاطر بی لیاقتی می گوید چرا از من گرفت. یک بار نگاه کن ببین درست استفاده کردی از آن و استطال بالبقیه علی الفقیر این هم تقریبا نزدیک به موضوع اول است. این که دست ظلم به سوی فقیر دراز کند. آدم های گرفتار و نیازمند، کسی نیازمند ندارد الان، باید ملاحظه اش کرد، می روم شکایت می کنم می اندازم زندان، بابا ندارد، واقعاً ندارد، گرفتار است شما ببینید چقدر آدم در زندان است بخاطری که طرف هایشان هم با این پول به جایی نمی رسند ولی در زندان انداختند دارند زندگی اش را متلاشی می کند خوب ندارد بابا ندارد کارمند است دو میلیون حقوق میگیرد ولی خوب هفت سر عائله دارد به کجا می رسد این حقوق. این فقیر است پولدار نیست. فقر یعنی غیر از مسکین است. مسکین یعنی آنی که هیچ چیز ندارد واقعا. درآمد ندارد نمی تواند کار کند جایی پولی دریافت نمی کند فقیر نه، فقیر دارد اما دارایی اش به اندازه مخارجش نیست مخارج معقول، نه مخارج نامعقول، ما بعضی از فقرا داریم فقیر هستند اما مخارج نامعقول دارند. یعنی دو میلیون درآمدش است افاده اش چهارمیلیون است می رود یک لباسی می خرد که در شأنش نیست یک انگشتر و کفشی می خرد یا اتومبیلی می خرد فرشی می خرد که در شأنش نیست تلفن همراهی می خرد که در شأنش نیست بعد می گوید من ندار هستم وگرفتار و وام دار هستم از این گوشی دو میلیونی ات معلوم است. آن موقع که تلفن همراه آمده بود من یادم است من تا مدتها تلفن همراه نداشتم آخر یک روز معلمی شاگردهای ما پول گذاشتند و یک تلفن همراه برای من خریدند. من واقعاً تا مدتها نداشتم تلفن بخرم، و نه می توانستم خط بخرم. اینها چقدر پولهایشان را گذاشتند و یک گوشی و خط برای ما گرفتند. بعد دفتر ما یک خانمی مراجعه کرده بود نامه نوشته بود نامه را که خواندم که این چقدر بدبخت و بیچاره است بعد آمد دفتر ما گفت من این طوری ... گفتیم ما می خواهیم یک نفر را بفرستیم آدرس و تحقیقات کند گفت به همراهم زنگ بزنید آنموقع که کسی همراه نداشت به راحتی فقط مال یک عده خاصی بود دیدم صفر نهصد و دوازده دارد با یک گوشی چی... الان هم خیلی ها می آیند می گویند ما نداریم بعد به گوشی اش نگاه می کنی می بینی که .... چطوری نداری؟ قر و فر های اینترنتی و تلگرامی اش و .... لوازم خانه اش و... خانم آمده بعد از چند مدت که اجماع گرفتند که همه تأیید کردند که پولی بدهند برای این بعد گفتند ببینیم پول را چه کار کرده رفته پول را تابلو خریده زده خانه اش یعنی او برای نان شب و غذای شب و مریض بچه و بعد می بینی که مبل خریده و فرش ها را عوض کرده نه فقیری که واقعا فقیر است آبرومند است و ندارد الان. گرفتار است. به او کمک کن امسال کرایه را نکش. امسال سخت نگیر به این. قدیم ها من یادم است آدم می رفت ساندویچی ما پول توجیبی ما آن موقع یک ریال بود بچه که بودیم، تا سالها که اصلاً نمی دانستیم ساندویچ چیست یکبار رفتیم مهمانی یکی از این سفید پوستها دیدیم آنجا یک چیزهای خوشمزه ای دادند بچه بودیم گفتیم این چه است اسمش خوردیم و ما هم فاسد شدیم بعدها گفتیم این سوسیس و کالباس را کجا می فروشند بعد در محله مان دیدیم که یک ساندویچی است که سوسیس و کالباس می فروخت دیگر شناسایی کردیم. بعد رفتیم گفتیم که حالا ما پول هایمان را جمع کنیم گاه گاهی یک ساندویچ بخوریم دل داریم، پول ها را جمع می کردیم می شد 5 هزار 5 تا یک ریالی می گفتیم آقا ساندویچ چقدر است می گفت یک تومان، میگفتیم خوب 5 هزار هم می شود بدهی می گفت آره نصف ساندویچ به تو می داد می برید و یک ساندویچ نصفه درست می کرد می داد و طرف دلی از عزا در می آورد. الان شما برو ساندویچی بگو نصف ساندویچ بده می دهد؟ بابا این به اندازه نصف ساندویچ پول دارد اگر مرد هستی بده به او. ببر بده. از اینها خیلی هستند که می آیند نصف ساندویچ می خورند. بعضی از کشورها هستند که برای فقیرترین افراد جامعه شان، امتیاز گذاشتند، مثلا شما می خواهید بروید سینما، آنجا باید اینقدر پول بلیط بدهی و بنشینی و نگاه کنی. بعضی ها خوب پول ندارند که بروند سینما می گوید یک سینمایی درست کردیم برای شما که صندلی ندارد بروید روی زمین بنشینید یا بایستید فیلم نگاه کنید بعضی ها همین را هم ندارند می گویند یک جایی داریم صدای فیلم را پخش می کند، صدای فیلم را پخش می کنیم وایستید مثلا یک قرون بدهید صدای فیلم را لااقل بشنوید. قطار ما یک قطاری رفتیم در این کشورها، چند صدهزار پول بلیط قطارش بود می خواستیم از یک ایالت برویم یک ایالت دیگر بعد رفتیم یک جا دیدیم که یک قطار است این یک واحد پولشان را می گیرد از این ور کشور تا آن ور کشور می برد ولی خوب دیگر ولی همه می توانستند بروند در سقفش هم بنشینند والستطاع البقیه علی الفقیر خب این الان دانشجو است باید ملاحظه اش شود. این الان اول ازدواجش است باید ملاحظه اش شود. چند وقت پیش جوانی آمده بود رفته بود خواستگاری دختری بعد حالا به یک مناسبتی با هم صحبت کردیم بعد از شیرینی خوردنش گفتم چقدر هزینه کردی گفت در یک هفته 50 میلیون خانواده عروس فشار آورده بابا خوب می فهمی که این ندارد فشار می آید بر او، یا دارد آیا باید طمع کند؟ بعد گفتم برای چی این همه هزینه می گوید برای شیرینی خوردن تازه. گفتم خدا به داد عقد و عروسی برسد. بعد گفت همین امروز عروس من را برده آرایشگاه یک میلیون تومان دادم برای آرایشش، آن هم دو روز قبل از شیرینی خوردنش، آن هم گفته روز شیرینی خوردن باید دوباره برود آرایشگاه. ظلم این طوری است دیگر آدم ملاحظه نکند بگوید هست. اگر یک جای پای بیت المال وسط باشد آدم خرج کردن و دست و دل بازی از بیت المال این را می خواهم این را می خواهم این را برایم بگیر و ... وزیر مملکت است برای خودش چند ده میلیون تومان داده نه پول الان، پول 15 سال پیش که مثلا دفترش آشپزخانه جدا داشته بشد و خیلی چیزهای دیگر. اشرافیت به قول آقا اشرافیت با بیت المال. اینها دامنگیرشان زود می شود به این سه گروه عقاب زود سراغشان می آید انسان باید رعایت کند بترسد از خدا ظلم به کسی نکند به کسی فشار نیاورد. در زمان جنگ ما و همه مردهای آن موقع که می خواستند ازدواج کنند از زمان طاغوت بود، الان انقلاب و انقلاب هم رشد اقتصادی نداشت جوانها می خواستند ازدواج کنند خیلی از خانواده ها را سراغ داشتم که چقدر با شرایط سهل، یکی سراغ داشتم که یک دانشجوی فقیر آمده خواستگار دخترش، گفتم می دهی دختر را، گفت بچه خوبی است خوش اخلاق است ندارد فعلا سر سفره ما یک لقمه است تا با هم بخوریم تا وضع مالی اش خوب شود و باید درس بخواند، می شود ملاحظه. الان خیلی وقتها دختر و پسرها می خواهند شروع کنند باید خانواده ها کمک کنند طلبه است دانشجو است باید پشتیبانی شوند تا به یک جایی برسند. نه که تا شاغل نشدی تا درست تمام نشده این ظلم است یا تقسیم جهیزیه کار خیلی پسندیده ای است الان هم کار خیلی خوب است رفتی خواستگاری دختر خانواده اش نمی توانند جهیزیه تهیه کنند چهار قلم جهیزیه را قبول کند خود خانواده پسر باید پیشنهاد بدهد شرعا جهیزیه به عهده خانواده دختر نیست که، کجای شرع گفته که زن باید جهیزیه بیاورد ابزار خانه مال مرد است. حالا مشارکت کنید مرد چهارتا قلمش را قبول کند وقتی همه چیز عادلانه است همه چی قشنگ می شود مهریه عادلانه است. مرد هم رغبت می کند می گوید برای این خانواده ای که دارد ملاحظه می کنند مشارکت می کند. خدا رحمت کند استاد ما را حضرت آیت الله مجتهدی می فرمود ائمه همه بازاری بودند شوخی می کرد خیلی حساب کتاب داشتند پیغمبر به امیرالمومنین گفت فاطمه را می خواهی گفت بله گفت چی داری، گفت هیچ چیز. گفت نه داری، گفت چی داریم یا رسول الله گفت زره داری تو که در جنگ پشت به دشمن نمی کنی پشتت زره لازم ندارد برو بفروش و بیا هزینه جهیزیه را بده به قول امروزی ها نقد و جرینگی پیغمبر از امیرالمومنین گرفت و 16-17 تکه خریدند و زندگی امیرالمومنین شروع شد. خوب همه کمک کنند خانواده پسر عادلانه کمک کند خانواده دختر خرج و هزینه بیهوده نگذارند. هو انت، یعنی طرفت عین خودت است آن پسر و دامادی که می آید پسر خودت است. این عروس دختر خودت است. پس ما غنیمت که نگرفتیم. حالا خوب موقعیت خوبی است هر چقدر می توانیم فشار بیاوریم. این کار غلط است خانواده هایی هستند به داماد فشار نمی آورند می گویند عروسی نگیر یا کی گفته حتما تالار بگیرید. بعضی ها می گویند نه باید تالار باشد. حالا داماد و خانواده اش به زحمت می افتد آیا این تالار به آدم شخصیت می دهد؟ آبرو است؟ من یادم است خدا خیر بدهد پدرخانم ما را با 5 تا باجناق به همه داماد هایش گفت هزینه عروسی نکنید زندگی تان لنگ می ماند بروید یک جا عقد کنید میل خودتان است فردا زندگی تان لنگ نماند. بگویید ما اینقدر هزینه زندگی دادیم و .... این می شود شرافت و مردانگی. پسر است می تواند بریزد پای همسرش خیلی هم خوب است با شکوه و با احترام برگزار کند نه اسراف. ندارد ملاحظه شود. فشار به کسی در هیچ امری نیاوریم که اینها عقوبت های خطرناک دارد.

والحمدلله رب العالمین.