در جلسات قبل پیرامون خانواده آسمانی خودمان مباحثی عنوان شد ، و در مورد ترتیب تجلی خداوندتبارک و تعالی و نظام خلقت اشاره ای داشتیم. در زیارت جامعه ،خطاب به معصومین علیهم السلام لفظ مثل اعلی به برده شده است : «والمثل الاعلی و دعوة الحسنی »... تا آخر وآن ها را مثل اعلی خطاب می کنیم درقرآن کریم نیز کلمه مثل اعلی در آیه شریفه « ولله مثل الاعلی»ٰ... آمده است. ومعلوم می شود خداوند تبارک و تعالی مثل اعلی دارد. یعنی مثل اعلی ازآن خداست. این مثل اعلی یعنی عالی ترین نمونه و عالی ترین مظهر از خداوند، بدین معنا که خداوندتبارک و تعالی جمیع همه مظاهر است وهمه گونه مظهر دارد، امّا عالی ترین و برترین مظهر خدای تبارک و تعالی نور مقدس اهل بیت علیهم السلام است . رسول خدا(ص)درباره اهل بیت علیهم اسلام که خودایشان نیزازهمان اهل بیت هستند. می فرماید:« نحن کلمة التقوی و سبیل الهدی و المثل الأعلی و حجة العظمی و العروة الوثقی»- ما اهل بیت کلمه تقوی و راه هدایت و مثل اعلی و عظیم ترین اعلی یعنی عالی ترین و عالی ترین نمونه از خدا وعظیم ترین حجت خدا و رشته محکم نجات هستیم و همچنین ایشان خطاب به وجود امیرالمؤمنین علیه السلام می فرماید : که «یا علی أنت حجة الله و أنت باب الله و أنت الطریق إلی الله و أنت النباء العظیم و أنت الصراط المستقیم و أنت المثل الأعلی» برای اینکه ما اصل و نسب خودمان را بشناسیم و بدانیم که روحی که الآن با ما هست واین نفسی که ما داریم ازچه جایگاهی دروجود ما دمیده شده، وبدنی را که با اشتراک اسپرم و تخمک از پدر و مادر هایمان بوسیله خداوند تبارک و تعالی ایجاد می شود وعلاوه برآن حقیقت روحانی ما که جاودانه بوده و معاد داشته و بازگشت به سوی خدا دارد و تاابد زنده است و حامل همه اسماء و صفات خدا است باید بدانیم از چه جایگاهی در وجود ما دمیده شده است. وطن من اصل من ریشه ی من و مملکت من کجاست ؟این که معاد داریم به این معناست که ما قبل از این که به طبیعت بیاییم و درگیر این بدن شویم، وجود داشته ایم وحقیقت داشته ایم این روایت ها، اصل مارا، ریشه ی ما را، وطن ما را به ما تذکر می دهند ویادآور می شوند که شما مواظب باشید خودتان را یک بدن پنجاه، شصت کیلویی معنا نکنید و یه موجودی که با یک بدنی به وجود آمده و سپس از این دنیا می رود معنا نکنید . بدانید که حقیقت شما یک حقیقتی است که قبل از دنیا وجود داشته قبل از بدن ها وجود داشته. حتی قبل از فرشته ها وجود داشت و حقیقت شما عالی ترین نمونه ازخدا است . برای همین هم شما می توانید اشرف مخلوقات باشید و به همین دلیل نیز فرشته ها مأمور سجده ی بر آدم (علیه السلام) بودند. این باورش خیلی مهم است که انسان اینهارا شنیده وبه مرور باور کند که اصل و نسب او به کجا منتهی می شود. ریشه اش در کجا دارد و مملکت او چیست؟ چون شما اگر اینها را ندانید بعدها درارتباط با معصومین(علیهم السلام) نمی توانید آن حس لازم را پیدا کنید . اون حس صحیح ودرستی را که شایسته ارتباط ما با معصومین است و مارا به کمال می رساند، نمی توانیم پیدا کنیم، امّا اگر این مهم راخوب درک کردیم وفهمیدیم که ریشه ما کجاست؟ اصلمون کجاست؟ و با توجه به این اصل و ریشه متوجه معصوم و متوجه خداوند تبارک و تعالی شدیم؛ بسیار با سرعت و با قدرت می توانیم این ارتباط را برقرار کنیم و ازخیرات وبرکاتش سود ببریم. می فرماید: ای علی توحجت خدا و باب خدا هستی یعن راهی هستی که به سوی خداوند تبارک و تعالی باز شده .«أنت باب الله وأنت الطریق إلی الله» همون که توضیح دادیم راه به سوی حق تعالی است «أنت انباء العظیم» اون نباء عظیمی که در قرآن آمده، خبر عظیم و نباء عظیم تو هستی. که حالا این نباء عظیم و خبرعظیم را إن شاء الله باید در قیامت ببیند؛ که چه ظهوری دارد.«أنت الصراط المستقیم» تو راه مستقیم هستی بنابراین وقتی در نماز گفته می شود « إهدنا الصراط المستقیم» یعنی به راه چه کسی من را هدایت کن؟ به راه امیرالمؤمنین. آن راه من و حقیقت من است. من می خواهم راه امیرالمؤمنین علیه السلام را بروم. همان کسی که باب الله و طریق إلی الله هست وأنت المثل الأعلی و تو مثل اعلی هستی . پیرامون این مثل اعلی بودن ما چند روایت وجوددارد «توهمان عالی ترین نمونه ازخداوند تبارک و تعالی هستی». این فرمایش نیز درباره ی ارتباط ریشه ی ما با اهل بیت علیهم السلام است که ما اصلمون به اهل بیت علیهم السلام برمی گردد و اون ها وطن ما، اصل ما، حقیقت ما وپدر ومادر ماا هستند. روایت های متعددی در این رابطه وجود دارد . عزیزان رو متوجه می کنم به کتاب شریف کافی، درانجا مفصل می توانید روایت های زیادی رو ببینند ؛من یکی دو نمونه را باز خدمت شما عرض می کنم: در زیارت جامعه کبیره خطاب به معصومین می گوییم: «أرواحکم فی الأرواح و أنفسکم فی النفوس» روح شما درهمه ی روح ها هست نفس شما درهمه ی نفوس هست. یعنی شما در همه جا در تمام روح ها ودرتمام نفوس ظهور دارید و این معنایش خیلی وسیع است. و فرصت ما اجازه نمی دهد این را کاملاً باز کنیم. چون این بحث خانواده آسمانی مقدمه شرح جامعه کبیره است. أن شاء الله درزمان مقتضی و درشرح جامعه کبیره به این فقرات اشاره خواهیم داشت . «أرواحکم و أنفسکم فی النفوس» هر کسی این رو احساس می کنه یعنی شما هر جا که هستید می توانید این را حس کنید که وقتی می گویید: یا صاحب الزمان یا امام حسین یا امیرالمؤمنین یا رسول الله یا فاطمه زهرا کاملاً حضور آن را در خود ححسس می کنی؛ می بینی که در تو حضور دارند. یعنی این گونه نیست که شک کنی که شنید یا نشنید، ما با علم حضوری ،حضور ان هارا درخودمان می یابیم ، ودر این کسی تردید ندارد . همان طوری که کسی تردید ندارد که خدا می بیند، خدا می شنود، همه جا خداست ،خدا درون خود انسان حضور دارد، در تمام زوایای وجودی ما حاضراست و می شنود، در رابطه ی انسان با معصومین نیز به قدری این رابطه وجودی قدرتمند است که انسان متوجه می شود و به علم حصولی نیزاحتیاج نیست که کسی به او یاد بدهد. با علم حضوری متوجه می شود. شما حرم که میروید و یا ائمه راکه صدا می زنید امام زمان علیه السلام. فاطمه زهرا(س) که حرمی ندارند ؛ امّا همین که صدا می کنید همین که امام زمان را صدا می زنید د روجود تان این را می یابید که حضرت شما را می بیند وکلام شما را می شنود یکی ا زمظاهر و مصادیق «أنفسکم فی النفوس أرواحکم فی الأرواح » همین است که آنها د رتمام روح ها ظهور دارند ود رهمه جا حضور دارند ، شما این حالت را بصورت ضعیف در یک پدرو یا مادر به خصوص بیشتردرنسبت مادر به فرزندش احساس کرده اید. کاملاً متوجه می شوید که به قدری این ارتباط قوی است که «الأروحکم فی الأرواح أنفسم فی النفوس» مادرهم این گونه است. شما درارتباط با مادریک موقع می بینید فرزند هزاران کیلومتر از مادردوراست امّا هر اتفاقی برای فرزند بیفتد مادر دلش بالا و پایین می شود یعنی گویی کاملاً حس می کند که الآن بچه اش در فلان جا ،فلان حادثه برایش اتفاق افتاد.این چیزی نیست که قابل شک باشد یا مختص مسلمانها بوده و این را بگویند؛ همه کسانی که مختصر آشنایی با این ارتباط و روان شناسی انسان ها دارند می دانند در کسانی که حس های نزدیک به هم دارند مثل مادر و فرزند، پدر و فرزند این قدر این حس زیاد است که روح، زمان و مکان را طی می کند وفراتر ازآن در شخص مقابل حضور دارد و گویی درنزد هم حضور دارند مثل داستان اویس و رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) که وقتی اویس بخاطر احترام به مادرش منتظر پیامبر نمی شود و برمی گردد و می بیند رسول خدا در مدینه نیست . رسول خدا(ص) از او یاد می فرماید: بوی اویس می آید و اویس هم باوجودی که در جهادکنار پیامبر نیست با افتادن دندان پیامبر در نبرد با کفار ، دندان اویس نیز در فرسنگ ها دور می افتد ،دندان اویس می افتد چون دندان رسول خدا درجنگ افتاده. پس روح ها زمان و مکان رو درمی نوردند ،حجابی برای روح به نام زمان یا حجابی برای روح به نام مکان وجود ندارد. پس «أرواحکم فی الأرواح أنفسکم فی النفوس» یکی ازمراتب ضعیف و بدیهی آن است که من وقتی ازاینجا با فاطمه زهرا سخن می گویم متوجه می شوم که فاطمه زهرا در من حضور دارد وسخن مرا می شنود ودر نجوایی که می کنم حضور دارد ، نیاز نیست فریادکنم. صدای بلند نمی خواهد همین که در درون سخن بگویم ،او می شنود و با وجود مقدس آقا امام زمان که سخن بگویم او می شنوم، چراکه بین ما و اصلمان ارتباط برقرار است . پس به واسطه ان اصلی که دمیده شده درهمه نطفه ها رابطه منقطع نیست. حضورش همیشگی است و درهمه جا هست. این ارتباط قدرتمند است؛ که در ادامه مصادیق خیلی بیشتری رو ازآن عرض می کنیم . فرمایش بعدی از امام باقر علیه السلام است که مفرماید:.«أنّ الله خلقنا من أعلی علیین» خداوند تبارک و تعالی ما را از اعلی علیین خلق کرده است؛یعنی عالی ترین درجه وجود بعد ازحق تعالی « و خلق قلوب شیعتنا ما خلقنا» دلهای شیعیان ما رو ازاون چه که مارو خلق کرده خلق کرد. یعنی این روحی که این دل شیعه که این قدر شیفته ی اهل بیت است شما درماجرای ایام محرم می بینید هیچ شخصیتی د ردنیا متأسفانه نیست دراین مورد فکرکند چون عادت شده ما نمی رویم فکر بکنیم درموردش و این خیلی بداست. کسی بنشیند فکر بکند به کناری برود به پشت بامی به ارتفاعی ، برجی، چند ساعتی در عزاداری شرکت نکند وتنها بنشیند وبه این مساله فکر کند که چرا این مردمی را که در کشور در تمام استان ها میلیونها انسان مشکی میپوشند پرچم می زنند سیاه می زنند سینه می زنند زنجیر می زنند. گریه می کنند آیا اینها توهم زده اند که این کارها را می کنند. این ها چه در وجود دارند وچه چیز آنان را حرکت می دهد. نه به آنها یک ریال کسی پول می دهد، تازه پول هم ازجیب خودشان می گذارند و میلیاردها تومان ازجیبشان هزینه می کنند . میلیاردها ساعت وقت می گذارند عزاداری می کنند یه کسی سؤال کند اینها چه می خواهند؟ چه قدرتی اینها را حرکت می دهد؛ اگر گفته شود اینها یه اِرق دینی است یا یک حس دینی است ؛گفته خواهدشد؛ خب هر کس نسبت به مذاهب دینی خودش و آداب و رسومش این چنین است. خب اگر این گونه است پس اهل تسنن چرا این کاررا می کنند شما کردستان یا درجایی دیگر ببینید که اهل تسنن در کشورهای دیگر چرا مقتل خوانی و عزاداری دارند. اگر گفته شود اینها هم چون مسلمانند و بالآخره این هم اولاد پیغمبراست دائما" توجیه های الکی کنید. خب بگو آقا مسیحی ها چرا این کار را انجام می دهند مسیحی ها چرا هیأت دارند و عزاداری می کنند. کلیمی ها ،یهودی ها این هم وطنهای عزیز ما تو کشور خود ما اینها چرا عزاداری می کنند؟ چه توجیهی برای آن است؟ بالآخره آدمی که نخواهدبپذیرد وراه عناد و لجبازی را پیش گیرد به دنبال توجیه است. ومی گوید اینها هم بالآخره تحت تأثیر فرهنگ ایرانیها قرار گرفته اند و تحت این تأثیر انها نیز هیأت راه می اندازند عزاداری می کنند گریه می کنند توسل می کنند. این دوماه به احترام اینها عروسی های خودرا تعطیل می کنند. خب شما بروید به هندوستان که یک کشور غیر اسلامی است و شیعیان در اقلیت هستند. بیش از شیعیان سایر مذاهب حدود هشتاد و اندی فرقه وجود دارد . آنجا همه دربرپایی عزا در روز عاشورا مشترکاً هم نظرند و همه به عزادارای می آیند . وتعطیل رسمی است. اصلاً کشور ،یک کشور غیر اسلامی تعطیل رسمی است. و همه عزادارای می کنند آن هم با چه شوری و حرف شیعه و سنی و اینها نیست. در بین مذاهب غیر اسلامی کجای دنیا یک چنین چیزی سابقه دارد؟آیا یک نمونه ازآن در تاریخ سراغ دارید؟ همه جا ی دنیا عزادار امام حسین اند . حسین (ع)یک شخصیت بین المللی است که همه عاشقش هستند همه برای او می گریند. این را چگونه می توان توجیه کرد؟ این دقیقا" معنای أنفسکم فی النفوس» است یعنی اون حسین د رهمه ی انساها سهم دارد رهمه انسانها حضور دارد و آدمی بسته به کاری که با خودش کرده ، تزکیه ای که کرده ،تقوایی که داره ،نورانیتی که داره، اعمال صالح یا بدی که داره ،به هر میزان از آن تجلی برخورداراست . بعضی ها آن قدر مفسده وگناه کرده اند، اما آن نور با این همه کجی در وجودشان حضور دارد ، ما افرادی را داشتیم که کمونیسم بودند اصلاً هیچ اعتقادی ،اذعانی و ایمانی به خدا نداشتند امّا نسبت به امام حسین (ع) می گفتند مولای ماست امام حسین سرور ماست مولای ماست. عاشق امام حسین بودند در اعتقاد به خدا با هم اختلاف دارند امّا درباره امام حسین هیچ کدام اختلاف ندارند در موضوع امام حسین همه با هم وحدت نظر دارند . چرا ؟ همه ی آن ها ازنور امام حسین بهرمند هستند بعضی ها د رحق خودشون جنایتهای می کنند، ظلم هایی می کنند، که آن نور تنها در آن ها حضور دارد نه ظهور؟!. امسال اهل تسنن درترکیه چه عزاداری برپاکردند ودیدید نخست وزیر ترکیه که شیعه نیست چقدراز آن مراسم تجلیل به عمل آورد . پس به معنای «أنفسکم فی النفوس» بیشتر دقت کنیم ؛که نفس های شما درهمه ی نفس ها حضور داره ارواح شما در همه ی ارواح حضور داره که البته مفصل ترآن را إن شاء الله در همان شرح جامعه کبیره توضیح خواهیم داد. همه ی این نور را حس می کنند همه این را بدون استثناء دارند، چرا؟ چون همه بدون استثناء وطنشان، اصلشان، ریشه آن ها امام حسین است و همه بدون استثناء ازنور امام حسین و اهل بیت (علیهم السلام) خلق شدند. لذا نمی توانند نسبت به حقیقت خودشان عکس العمل نشان ندهند. ابراز عشق و علاقه نکنند، نمی توانند نسبت به وطن خودشان هیچ حسی نداشته باشند و این حس و احساسات شان را ظهور ندهند. خب «إن الله خلقنا من أعلی علیین و خلق قلوب شیعتنا من ما خلقنا» وخداوند قلوب شیعیان ما را ازآنچه که ما راخلق نموده خلق کرده است و«خلق أبدانهم من دون ذلک» و بدنهای شیعیان ما رو که این هم یه بحث مفصل و پیچیده ای علمی دارد بدنهای شیعیان ما را از درجه ای پایین تر از آن چه مارا خلق کرده، خلق کرده است. بعد می فرماید:« فقلوبهم » به همین دلیل که قلوب شیعیان ازان چیزی است که خلق شدیم.« تهوی إلینا»«فقلوبهم تهوی إلینا» قلوب آن ها هوای ما را می کند. به ما گرایش پیدا می کند. دلهاشون به سمت ما کشیده می شود. بنابراین این که شما یه سیری دارید مثلاً تا این جا آمدید ودر کلاس شب جمعه شرکت کرده اید نمی توانید به زیارت حضرت عبدالعظیم نروید. واینکه چیزی شما را می کشاند به سمت حرم؛ آن حقیقت خویشاوندی است که هر کدام ازما با این انوار طیبه و با این امام زادگان داریم این که اسم آن ها می آید، ما عزاداری می کنیم، گریه می کنیم این که حس انتقام درما ایجادمی شود همه ی اینها به دلیل آن است که ما این حس خویشاوندی رو داریم به همین جهت حضرت علیه السلام می فرماید: «که بالاترین درجه ی صله ارحام صله شماست با ما. ما بالاترین رحم شما هستیم.» صله ارحام فقط این نیست که کسی خانه عمو، عمه و دایی برود. ما بالاترین رحم شما و اصلی ترین رحم شما هستیم. رحم یعنی خویش. ما خویش بزرگتر،نزدیکتر وعزیزتر،مهم تر و ماندگارتر ازمحمّد و آل محمّد (صل الله علیه و آله) نداریم. چقدر زیبا به ما مژده می دهند و قیمتهای ما را چقدر بالا می برند، انسان چقدر خوشحال می شود وقتی می فهمد گم نیست، بی ریشه نیست، بی اساس نیست، بی اساس در این عالم رها نشده. می فهمد چقدر قیمت دارد. وقتی انسان اصل خود را نداند وقتی می خواهد درمورد خودش قضاوت کند نگاه کنید چقدر آدم ها خودکش کردند چقدرآدم ها عقده ای زندگی کردند به خاطر این که وقتی می خواستند خودشان را معنا کنند در جمع پدر، مادر زمینی شان معنا کردند می گویند: ای بابا ،پدر من که آدم فرض بفرمائید این جوری بوده، یک آدم فلان ،فلان ،فلان آلوده، گناه کار، معصیت کار، مجرم، زندانی ؛ مادرم که یک زن اون جوری بوده فلان ،فلان ،بعد یک دفعه یه حس بدی بهش دست می دهد و می گوید من نمی توانم هیچ جا پدر، مادرم رو معرفی بکنم. وقتی آدم خودش را نمی شناسد ، یعنی وقتی می خواهد خودش رو معرفی کند. می خواهد برود خواستگاری یه دختربرجسته با یک خانواده ی خیلی عالی ، می ترسد خانواده ی خودش را معرفی کند. یا دروغ می گوید یا می ترسد یا می گوید اصلاً مرده اند. دچاراشتباه بزرگی است چرا چون ملاک ارزیابی ازخودش و ملاک ارزیابی از طرف را این چیزها می داند. اگه یه کسی با حس این که فرزند فاطمه ی زهراست فرزند امیرالمؤمنین است ،دست به انتخاب ها و ارتباطات بزند رفتارها و افکارش را بچیند؛ چقد ربزرگ است ،چقدر اعتماد به نفس دارد ؛چقدر قوی است، چقدرارزشمنداست، چقدر شاد زندگی می کند، این آدم دیگه دنیا با همه ی غصه ها و محدودیت هایش این آدم را اصلاً نمی تواند له بکند. اصلاً هیچ وقت حس کوچکی به او دست نمی دهد. برای این که این به این توجه ندارد که بچه چه کسی است ،چون می داند که بچه فاطمه زهرااست ، بچه ی امام زمان است ، واین مهمتر از سادات بودن است؛ حالا ما می گوییم خوش به حال سادات، سادات خیلی شرافت دارند. خب همین طور هم هست؛ ولی مهمتر از سادات بودن انتصاب حقیقی ،سادت بودن تنها یک انتساب جسمانیه، یک انتساب ژنتیکی است که مربوط به بدن ماست. یک کسی ازنظر بدنی انتساب پیدا می کند به یکی از معصومین علیهم اسلام به یکی ازامام زاده ها. خب اینها ساداتندوقابل احترام هستند، یک سری وظایف و حقوق جداگانه ای هم دارند در فقه وشرع مقدس. امّا مهمتر از سید بودن و سادات بودن این است که همه ما انتصاب به فاطمه زهرا (س)داریم. ما روحمان ،نفسمان، حقیقتمان از فاطمه زهراست ؛ازانوار طیبه ی معصومین علیهم السلام است. این خیلی به من شرافت و بزرگی می دهد پیرامون این بحث إن شاء الله بعداً مفصل صحبت خواهیم کرد. «لأنّها خلقت ممّا خلقنا» چرا اینها دلهاشون به سمت ما می آید؟ برای این که دلها ازهمان چیزی که ما خلق شدیم خلق شدند یک جنس هستیم، خب آخرین روایتهم بخونم از امام صادق علیه السلام می فرماید :«نزد ما سرّی ازسرّ خدا و علمی ازعلم خداست که ما را به تبلیغش مأمور فرموده» یعنی ما اهل بیت یک چیزی ازخدا داریم یک حقیقتی ازخدا داریم که مأموریم این حقیقت را به همه ی دنیا اعلام کنیم. همان تبلیغی که دررسالت است در امامت نیز هست.وآن همان حقیقت لا إله إلا الله است و ما آن را از جانب خدای عزوجل تبلیغ کردیم و برایش محلی و اهلی و پذیرنده ای نیافتیم». خوب دقت کنید می فرماید ما مأمور شدیم ان حقیقت و ان سرّ رو تبلیغ کنیم امّا این که یک کسی بیاید این سرّ را از ما بگیرد این حقیقت رابگیرد می گوید ما نیافتیم تا آن جا که خدا برایش پذیرش آن مردمی را ازهمان طینت و نوری که محمّد و آلش( صل الله علیه و آله) و ذریه او
داده می شده ،اگر درگیرنده و چیزی که با آن پیام سنخیت ندارد وجود نداشته باشد پیام دریافت نمی شود. شما اگر کنترل دستگاه تلویزیون خود را از راه دور جلوی کولرتان یا جلوی ویدئوتان بگیرید ،هیچگاه آن ها را خاموش وروشن نمی کند چرا؟ چون باید بین این دستگاه و آن گیرنده سنخیتی باشد؟ یک چیزی شبیه باشد،سنخیتی، یک شماره ای یک کدی یک رمزی وجود داشته باشد. خب اگر صدوبیست وچهارهزار پیامبر برای انسان آمدند. اگر اهل بیت (علیهم السلام) آمدند و دعوت دارند و حرف دارند حتماً یک چیز هم سنخی در وجود ما وجود دارد ، که با حرفهای انها هم سنخ است، با مقامات انها هم سنخ است با آموزه ها و معارفی که دادند و دروجود ما هست هم سنخ است که می تواند دریافت بکند و إلا این دعوت معنادار نیست.عبث و یک کار بیهوده است. وقت تلف کردن است. خداهم کارعبث نمی کند. پس باید مشارکتی بین من و آن وجود داشته باشد یک سنخیتی یک شباهتی بین من و اووجود داشته باشد. یک چیزی مشترک باشد بین ما که وقتی او پیام می دهد من پیام را بگیرم. اگرخدا پیامبر می فرستد و پیامبران ما را به سوی خدا دعوت می کنند پس بین من و خدا هم یک چیزی شبیه هم وجود دارد. یعنی خدا ازخودش در من یه چیزی قرارداده است که من را به سمت خودش دعوت می کند؟ آن قدرآن چیزعزیزاست ؛ان قدر اون چیز گران بهاست که خداوند بزرگترین حرفش واصلی ترین پیامش رااین قرارداد که ای انسان ها بدانید معشوقی، محبوبی برای شما جز من نیست. شما شیرین ترازاین پیام سراغ دارید؟ خدا ما را به حیوان و گیاه به فرشته و چیزهای دیگه حواله نکرده ومی فرماید: بدانید عزیزتر ازمن، محبوبتر از من، دلبرتر از من و دل داده ومعشوقی جز من لایق دل شما نیست. وقتی لاإله إلا الله رو برای ما آورده هرا نسان با شعوری باید فکر کند که من دلم چقدرقیمت دارد که إله آن -الله- است ،من کیم که اله من-الله-است، من کیم که چهاره معصوم که بدنهاشان به وحشیانه ترین وضع، شدیدترین وضع مورد سم وزهر وشکنجه و شمشیر قرارگرفت تا من به آنجا برسم. من کیم که عاشورا به خاطر من راه افتاد. من کیم که سر مبارک پدرم باید با اون طرزوحشیانه بریده بشه که من به کجا برسم؟ من کیم که علی اصغر باید اون طور کشته بشه به خاطر من ومن کیم که زینب کبری سلام الله علیها باید به خاطر من آن همه زجر راتحمل کند.عزادار حقیقی یعنی این که من پیام هارا بگیرم نه این که فقط سینه و زنجیر بزنم. باید بفهمم که من به یک جایی دارم دعوت می شوم که این بزرگواران حاضرند؛ به خاطر این که من به آنجا برسم این شکنجه را تحمل بکنند من به یک جایی دعوت شدم یه قیمتی دارم یه لیاقتی دارم که فاطمه زهرا مادرمون حاضر شده به خاطر من کشته شود آن هم نه به صورت عادی؟!! هر کسی باید فکر کند که خب من با این خانواده چه نسبتی دارم. تا الآن که بیست سال، سی سال،چهل سال ازعمرم می گذرد چه شباهتی به این خاندان خودم دارم،چه شباهتی با خانواده ی خودم پیدا کرده ام. ما متأسفانه به علت این که شناختمان ازخودمان ضعیف است ،معرفت نفس، خودشناسیمون ضعیف است ، با اهل بیت (علیه السلام) خیلی غریبه هستیم خیلی با غریبه گی رفتار می کنیم. این مسئله ی سنخیت بین پیام دهنده و پیام گیرنده فوق العاده مهم است. یعنی امام صادق (علیه السلام) رویک مسئله خیلی خیلی مهم دست گذاشته. تا رابطه ی وجودی ، تاسنخیت و شباهت وجود نداشته باشد. پیام دادن وپیام گرفتن معنادار نیست. لذا می گوییم ما حامل یک پیام خیلی مهم هستیم و خداوند برای این که این پیام خیلی مهم از ناحیه ی ما ،ازناحیه ی این انوار طیبه به اهلش برسد خلقی رو متناسب با این پیام، متناسب با ساختار وجودی ما خلق کرده و به وجود آورده است. این به هرآدم هوشمندی کمک می کند. یک کسی که می خواد انتقام امام حسین رو بگیره. یه کسی که می خواهد امام حسین را به همه ی دنیا معرفی کند، کسی که می خواهد همه ی دنیا رومتوجه حقیقت خودشون کند، انسانها رامتوجه خودشون کند، این مطلب کمک می کند که من می دانم دشمن ترین دشمنان دروجودشان امام حسین دارند. در وجودشان امیرالمؤمنین دارند؛ لذا شما نگاه کنید سیدالشهداء (علیه السلام) چقدر زیرکانه جنگ را به تعویق می اندازد، تا اونهایی که حسین شان فعال نیست فعال شود. شما نگاه کنید پس از حادثه عاشورا چند نفر برمی گردند و توبه می کنند. شب عاشورا که سیدالشهداء فرصت می گیرد چند نفر حسین شان فعال می شود. ده ها نفر از لشگر عمر سعد به سیدالشهداء ملحق می شوند، وقتی گفته می شود کشته های امام حسین هفتاد و دو نفر بودند. منظورهفتاد و دو نفر اهل بیت هستند و همان دوستان و نزدیکان امام، و إلا رقم صحیح شهداء از صد نفر ذکر شده اینها کی به امام ملحق شدند؟ تا آخرین لحظاتی که امام حسین « هل من ناصر ینصرونی» می گفت نفر به نفر بود که توبه می کرد و برمی گشت ، آن ها حسین هاشان فعال شده بود. لذا انسان از دشمن ترین دشمنانش در آخرین لحظات هم ناامیدم نیست ،که سیداشهداء به عنوان یک پدر مهربان به عنوان یک پدر که عاطفه ا ش، عاطفه ی خدای است ازکسانی که در لشگر دشمن هستند ناامید نمی شود لذا می بینید حتی آنان را تحقیر هم نمی کند، اصحاب امام حسین هم همه همین گونه اند. همه با خیرخواهی آمده اند تا اگر کسی ازبچه ها هست که می خواهد به پدرش ملحق شود بتواند.آن درجه از مظلومیت که به نمایش می گذارند برای بیدار کردن حسین های خفته است که در وجودآن ها خوابیده است. شما نگاه کنید که امام حسین دراوج عزت واقتدار مقابل سپاه یزید با آن همه لشگر ایستاده وهیهات من الذلة راسرمی دهد. چرا یک دفعه علی اصغر رو برمی داردو طلب آب می کند. تمام این حالت ها برای بیدار کردن حسین های خوابیده است. این که فرمودند :« کلّ یوم عاشورا وکلّ ارض کربلا» یعنی همه این حسین را داریم و اصلاً همه این حسین هستیم. همه این حسین هستیم. خدا رحمت کند مرحوم میرزا اسماعیل دولابی که فرمود:« گفتند کلّ یوم عاشورا و کلّ ارض کربلا امّا نگفتند هر کدوم ازشما یک حسین هستید، گذاشتند تا خودتان بفهمید که هر کدامتان یک حسنید». اگه من بفهم که منم یک حسین هستم وحسین من بیدار شود آنجاست که وقتی زیارت عاشورا می خوانم به کمترازاین که به امام حسین برسم دیگه راضی نمی شم. ما زمانی زیارت عاشوا می خوانیم که محتاج هستیم ،مثلا" چهل جلسه نذر کردم که یک زن خوب نسیبم شود، یا یه شوهرخوب پیداکنم، مشکل خانه ام نحل شود ،مشکل مریضی بابام یا مریضی خودم حل شود برای آن است که نمی دانیم کی هستیم. امّا اگر فهمیدم خودم یک حسینم، «أسئل الله أن یجعلنی طلب ثارک» منتقم می شوم. «أسئل الله أن یجعلنی معکم فی الدنیا والآخرة» من می خواهم با شما در دنیا و آخرت باشم. وقتی فهمیدی خودت هم یک حسین هستی دیگر نخواهی توانست ،کمتر ازحسین باشی حتی دیگر نمی توانی پایین تر ازامام حسین هم باشی . و لو بری به بهشت ولو دوست اونها باشی به کمتر ازدرجه امام حسین راضی نمی شوی ،خواهی گفت: «أسئل الله أن یبلغنی المقام المحمود لکم عندالله» من می خواهم همان مقامی که شما نزد خدا دارید به همان مقام برسم . این زیارت عاشورا چقدر درس خودشناسی دارد. ما را به کجا دارند دعوت می کنند وما چقدر وبه چه قیمت نازلی داریم زندگی می کنیم. چقدربا قیمت نازل داریم انتخاب می کنیم و ارتباط برقرارمی کنیم چقد ربا قیمت نازل داریم فکرمی کنیم و زندگی می کنیم. تو خودت یک حسینی، همان را خدا درون تو ننیز گذارده. این جور نیست که فقط امام حسین راعزیز کرده باشد توام می توانی آن گونه باشی ؛هر کدام ازشما می توانید به همان جا برسید، عصمت هم نیاز نداشتید. شما هر کدامتان با توانایی های خودتان با قابلیتهای خودتان با مختصات خودتان بازحمتی که به خود می دهیدمی توانید اینگونه باشید . ما چون همه چیز را وارونه نگاه می کنیم. ووانمودمی کنیم که امام حسین قربونش برم مادرش فاطمه زهرا بوده ،امیرالمؤمنین بوده ما مادرمون اصلاً کی بوده بابامون کی بوده! اشتباه نکن، تومادرت فاطمه ی زهراست، پدرتم امیرالمؤمنین است. پس بکش برو بالا. به اندازه ی خودت، فقط باید سعی بکنی، قابلیت مهم نیست این یادتون باشد. یک درس مهم انسان شناسی اینست که این مهم نیست که افراد چقدر استعداد دارند، چقدرهوش دارند؛ مهم اینست که هرکس به اندازه خودش تلاش بکند و هرچقدرمی فهمد و هر چقدر عقلش می رسد تلاشش را بکند.« لیس لی الإنسان إلّا ما سعی» سعی شما برای خدا خیلی مهم است. واقعاً آیا سعی کنیم با امام حسین در دنیا و آخرت باشیم یا نه؟ واقعاً سعی می کنیم که به مقام محمود برسیم یا نه؟ واقعاً برای انتقام وقت گذاری می کنیم. برنامه داریم برای انتقام امام حسین یا نه؟ اگه امام حسین ببیند که تو یکی ازبچه هایش هستی که روح انتقام داری و تلاش می کنی برای انتقام گرفتن، مطمئن باشد که با امام حسین هسستیم ، کما این که امیرالمؤمنین (علیه السلام) مژده داد : که هر کس منتظر حقیقی امام زمان باشد یعنی یار امام زمان هم چادر امام زمان باشد، قیامت با من و هم درجه ی من است و همه ی ما همین جایی که قرارداریم می توانیم به چادر امام زمان علیه السلام وارد شویم ومی توانیم منتظر حقیقی باشیم. می توانیم به مقام محمود برسیم. به شرط این که تصمیمی بگیریم و سعی مون رو بکنیم واقعا ًتنبلی نکنیم برای حرکت در این مسیر. یک نفر برای این که مهندس بشود. برای این که دکتر بشود یک نفر برای که ورزشکار بشود.یک نفر برای این که به یک مقامی دریک رشته ی ورزشی برسد. یکی از این ورزشکارها که دربازی های آسیایی بود می گفت من ده ماه است خانواده ام را ندیده ام. ده ماه است، تلاش کردم به یک مدال رسیدم. ما اگه بخواهیم به مقام امام حسین برسیم چقدر باید واقعاً وقت بگذاریم. خدا میفرماید راه بازاست تا رسیدن به مقام امام حسین راه داری. ببین تلاش می کنی یا نه. این قدر که برای رسیدن به یک شخص ازشخص های زمینی برای رسیدن به یک اتومبیل برای رسیدن به یک مدرک تحصیلی برای رسیدن به یک خانه تلاش می کنی برای رسیدن به امام زمان وقت گذاری می کنی؟ ه تلاش درخود تو ست. از جیبت خرج می کنی؟ از هنرت، از قلمت ،از استعدادت، ازوقتت، از آبروت سرمایه گذاری می کنی یا نه؟ ما واقعاً این جوری هستیم. ما اگر می خواهیم دراین مسیرسرمایه گذاری کنیم اول باید حساب دنیایمان را ببندیم . ما اول حساب دنیایمان را می کنیم بعد می یاییم وسط میدان . عاشقانه اومدن وسط، بی ترمز بودن، شوریدگی، دل باختگی ،مثل اصحاب عاشورا، مثل زهیر، مثل بریر، مثل مسلم، مثل حبیب. ما ضعیفیم در دل دادگی، متأسفانه خیلی هم ضعیفیم. درحالی که اونها گفتند اگر توان خودت را من نمی خواهم، توانی بیش ازتوان خودت بگذاری. نهایت توان خودت رابگذاری، خودت هر کس هستی با هرپدرو مادرکه هستی با هر تربیت ،با هرهوش، با هر استعداد، اصلاً این مهم نیست تو هر کس هستی نهایت سعیت را بکن هرسعیی کردی می رسی. تو فقط نهایت سعیت را بکن. تبعیضی نیست می گوید تو هر کس هستی سعی خودت روبکن. سعی ویژه خودت،. به اندازه ی خودت خواهی رسی. چه مژده ای بالاتر از این برای ما که هرکس سعی خودش را بکند سعی خودش را با مختصات زندگی خودش با دارایی های خودش حتما ًبه آن عالی ترین درجات می رسد. « خدا برای پذیرش آن مردمی را از همان طینت و نوری که محمد و آل و ذریه ی او را آفریده بود خلق کرد و آنها را ازفضل و رحمت خود ساخت چنان که محمد و ذریه ی او راساخت. صل الله علیه و آله. پس چون ما آنچه رااز جانب خدا به تبلیغش مأمور بودیم تبلیغ کردیم آنها پذیرفتند چون هم جنس ما بودند هم سنخ ما بوند و تحمل کردند و یاد ما به آنها رسید. پس دلهای ایشان به شناسایی و به حدیث ما متوجه گشت اگرآنها از آن طینت و نور خلق نمی شدند این چنین نبودند به خدا قسم آن را تحمل نمی کردند.» پس اگر شما می بینید مسلمان شیعه، سنی، یهودی، کلیمی همه دنبال امام حسینند یعنی چی ؟ در درون خودشان یک نوری از امام حسین (علیه السلام) وجود دارد که به اون سمت آن هارا هدایت می کند.
والحمد لله ربّ العالمین و صل الله علیه و آله الطاهرین