اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ بحثمان درباره احسان بود فرمایشاتی از معصومین(ع) را با هم مروری کردیم رسیدیم به این فرمایش از امام صادق(ع) که به یکی از اصحابش به نام اسحاق بن عمّار میفرماید که(اَحسِن یا اِسحاقُ اِلی اَولیائی مَا استَطَعتَ فَما اَحسَنَ مُؤمِنٌ اِلی مُؤمِنٍ وَ لا اَعانَهُ اِلاّ خَمَشَ وَجهَ اِبلیسَ وَ قَرَحَ قَلبَه).@ حضرت توصیه میکند به این صحابی نزدیکشان که تا میتوانی به دوستان من کمک کن احسن البته کمک کردن نیست نیکی کردن است تا میتوانی به شیعیان من به دوستان من کمک بکن نیکی کن(ما استطعت) این (ما استطعت) خیلی مهم است یعنی اگر میتوانی کمک کن.@ این حد خیلی مهم است که کمک کردن ما چقدر است میگوید تا آنجایی که میتوانید اگر انسان نتوانست نیکی بکند و یا کمک بکند وظیفهای دارد یا ندارد چکار باید بکند؟ اگر هم خودش نتوانست انسان نیکی بکند یا کمکی بکند نباید طرف را به همین شکل رها بکند.@ باید اگر میتواند راهنماییش بکند به کسان دیگر از کسان دیگر کمک بگیرد و او را تنها نگذارد حداقل میتواند با او همراهی بکند البته این در آنجایی هست که ما به سراغمان آمدند و نیازی دارند اما حضرت میفرماید تا میتوانی نیکی بکن کمک بکن.@ پس اگر بتوانیم و نکنیم این خیلی خطرناک است ولی اگر نتوانیم حالا معذور هستیم اما صرفاً اینطور نیست که اگر نتوانستیم بگوییم حالا نمیتوانیم بعد رها بکنیم بلکه باید طبق همان قاعدهای که گفتم ما الان اگر کاری برای خودمان نتوانیم بکنیم یک مشکلی الان داریم خودمان و فکر میکنیم چطوری این مشکل را برطرف بکنیم از چه راهی برویم این را برطرف بکنیم.@ حالا وقتی فکر کردم که من باید این مشکلم را چطوری حل بکنم به یک نتیجهای میرسم که من بروم سراغ یک کسی بعد حل نمیشود دوباره در هول و ولا هستم در فکر هستم اضطراب دارم که این مشکلم حل بشود بعد دوباره فکر میکنم که این نشد من باید چکار بکنم میگویم میروم حضرت عبدالعظیم از آن بزرگواران میخواهم میروم دعا میکنم میروم توسل میکنم پس یک راه توسل دارم.@ فکر میکنم بعد میبینم یک راه بهتر هم هست چرا من تا حالا به این فکر نیفتاده بودم مثلاً فلان کار را هم میتوانم انجام بدهم پس حالا سراغ این میروم وقتی که کسی با ما کاری دارد یک موقع هست که انسان میتواند کاری بکند که وظیفه دارد انجام بدهد واجب است ردخور ندارد اگر نمیتوانی باید مثل کسی که نتوانسته کار خودش حل بشود قاعده جلسه گذشته(هو انت) او خود تو هستی.@ پس اگر خود من هست این الان نتوانسته این الان مشکلش حل نشده این هنوز گرفتار است این هنوز کار دارد من به جای او فکر بکنم خودم که نمیتوانم کاری بکنم ولی وقتی فکر میکنم شاید بشود یک کاری کرد.@ بسیاری از معضلات و مشکلات مردم در طول تاریخ با فکر کردن دیگران حل شده یعنی ما برایشان فکر کردیم یک کسی فکر کرده گفته من یک راه پیدا کردم که تو میتوانی این کار را بکنی من فلان مشکل را دارم تو به ذهنت چه میرسد میتوانی فکری برای ما بکنی.@ اصطلاح عوامانهاش این است که وقتی مشکلی داریم میگوییم یک فکری برای ما بکن فکر کردن خودش یک عبادت است اگر خودم بودم میرفتم دعا میکردم حالا که این هست این هم که من هستم باید دعایش بکنم دعای ما خیلی مؤثرتر از دعای کسی است که مشکل دارد چرا؟@ چون فرمود که با زبانی که خدا را گناه نکردید دعا بکنید گفتند که ما همیشه گناه کردیم چطوری با زبانی که گناه نکردیم از خدا بخواهیم؟ فرمود دعای دیگران، چون شما با زبان دیگران گناه نکردید با زبان خودتان گناه کردید پس یک زبانی که گناه نکرده شما با آن گناه نکردید او در حق خودش دعا نمیکند در حق شما دعا میکند شما در حق دیگران دعا بکنید این خیلی مهم است.@ بنابراین دعای ما برای یک شخص خیلی مؤثرتر هست خیلی وقتها از دعای خودش لذا یکی از وظائف مهم دعا کردن برای دیگران است اینکه در فرهنگ اهل بیت(ع) دائماً برای مردم دعا هست امام مجتبی(ع) فرمود من تا صبح میشنیدم مادرم برای همسایهها دعا میکرد و برای خودش چیزی دعا نکرد که وقتی به ایشان عرض کردم فرمود(اَلجار ثُمَّ الدار) اول همسایه بعد خودمان.@ این خیلی فرهنگ بزرگی است که ما دلمان مثل شخص بسوزد اضطرار شخص را درک بکنیم نه اینکه بگوییم حالا دعا میکنیم بعد بگوییم خدا حاجات همه مردم را برآورده به خیر بفرما این دعاست خیلی کار خوبی هم هست اما نه بخصوص دعا بکنیم ویژه با دل سوخته با یک احساس خوب برای یک کسی دعا بکنیم دانه دانه مدنظر بگیریم و دعا بکنیم.@ یکی از کارهایی که در نماز شب هست میگویند 40 تا مؤمن را برایش دعا بکنید به اسم هم گفتند برای این هست که ما بتوانیم تمرینات تبدیل شدن به جذب اسماء خدا را بتوانیم انجام بدهیم همانطور که میخواهیم خدا به فکر ما باشد معصوم به فکر ما باشد ما هم بتوانیم به فکر دیگران تکتک باشیم و دعا بکنیم.@ پس ما دعا میتوانیم بکنیم فکر هم میتوانیم بکنیم و چقدر زیباست که خداوند یک بندهای را ببیند که دارد فکر میکند درباره دیگران در رابطه با حل مشکل دیگران ممکن است خودش هم دریایی از مشکلات داشته باشد اما چون میخواهد مثل خدا بشود مَثَل خدا بشود چون میخواهد متخلق به اخلاق خدا بشود اصلاً خودش را کار ندارد.@ و چقدر زیباست اگر خدا ببیند که یک کسی دارد برای کسی دعا میکند مشغول او هست اهتمام دارد به کار دیگران میفرماید خدا هم برای کار او وارد عمل میشود 1 ـ با اخلاص انسان وارد کار بشود برای دیگران 2 ـ اگر اهتمام نداشته باشد پیغمبر میفرماید مسلمان نیست.@ (منَ اَصبَحَ وَ لَم یَهتَمَ بِاُمورِ المُسلِمین فَلَیسَ بِمُسلِم) کسی که صبح میکند درد دیگران را ندارد در دلش درد دیگران مشکلات دیگران جایگاهی ندارد فقط خودش و خودش زندگیش و خانواده خودش، داغدار دیگران نیست دلش درد مشکلات دیگران را ندارد دغدغه دیگران را ندارد این اصلاً مسلمان نیست.@ چرا مسلمان نیست؟ باز میرویم سر قاعده (هو انت) (هو رسول الله) (هو الله) قاعده را دقت کنید اصلاً نمیشود آدم به فکر رسول خدا نباشد امام صادق(ع) میفرماید شما وقتی که یک مسلمان و یک مؤمن را خوشحال میکنید هرگز گمان نکنید که فقط آن شخص را خوشحال کردید بعد حضرت میفرماید که به خدا قسم رسول الله خوشحالتر میشود از خود آن شخص.@ اگر رسول خدا به خاطر حل مشکل یک نفر خوشحالتر میشود به خاطر حل نشدن مشکلش ناراحتتر است غمگینتر است بنابراین انسانی که از خودخواهیها نجات پیدا کرده به لطافت به نورانیت رسیده این اساساً دلش با دل رسول خدا میگیرد دلش با دل امام زمان میگیرد و دلش با دل امام زمان شاد میشود.@ اینطور نیست که فکر بکند خواهر یا یک برادر دینی او مشکل دارد او میداند که این مشکل مشکل رسول خدا هم هست رسول خدا هم الان دغدغه دارد امام زمان هم الان این دغدغه را دارد اگر میشود انسان کاری بکند باید بکند.@ پس وقتی تو داری فکر میکنی این فکر خیلی ناز است این فکر خیلی قشنگ است این فکر خیلی زیبایی دارد که تو داری برای امام زمان فکر میکنی برای بندگان خدا فکر میکنی برای ایتام آل محمد(ع) فکر میکنی.@ اگر انسان فکر بکند به مشکلات دیگران دغدغه داشته باشد برای مشکلات دیگران صرف اینکه الان نمیتواند باعث نشود از سر خودش باز کند غصهاش را بخورد ناراحتیش را بکشد واقعاً از ته دل دعا بکند با سوز دعا بکند و بعد تلاش بکند اینطرف و آنطرف بزند کاری بکند برای طرف، این خیلی زیباست خیلی این بنده به خدا نزدیک میشود.@ میگویند آقا ما چطوری به خدا نزدیک بشویم مثلاً من چه دعایی بخوانم من چه عبادتی بکنم به خدا نزدیک بشوم؟ نه همیشه عبادت و دعا خواندن نیست کار کردن و عمل کردن خیلی مهمتر از این حرفهاست اگر قرار است دعا هم بکنی نه برای خودت برای دیگران دعا بکن.@ خدا ببیند یک نفر نشسته دارد گریه میکند برای دیگران غصه میخورد برای دیگران واقعاً با سوز دارد برای دیگران دعا میکند و خدا میداند که چقدر این عمل مؤثر در حل مشکلات دیگران است اینکه یک نفر با غصه دعا بکند بگوید خدایا من برادر مسلمانم خواهر مسلمانم من برایش میخواهم، خدا را بخواهیم قسم بدهیم درخواست بکنیم بشود یا نشود شما به یک چیزهای خیلی بزرگی رسیدی.@ آن اتفاقی که باید بیفتد این نیست که مشکلات، در دعا یادمان باشد ما در دعا چه برای خودمان دعا بکنیم چه برای دیگران حل شدن مشکل برطرف شدن مشکل اجابت دعا کوچکترین چیزی هست که به دست میاوریم در دعا اتفاقات خیلی زیبای انسانی میافتد تبدیلات خیلی خوبی صورت میگیرد.@ یعنی انسان مبدل میشود به یک انسان به معنای حقیقی وقتی دارد دعا میکند در حق دیگران، این قرب است خیلی خوب است راه سختی هم نیست چون ما اطرافمان پر از انسانهایی هستند که گرفتاریها و مشکلاتی دارند و ما چقدر خوب است که واقعاً وقتی را اختصاص بدهیم و دعا بکنیم اینطوری ساده رد نشویم.@ اگر یکی گفت آقا التماس دعا نگوییم خواهش میکنم ما هم التماس دعا داریم این خوب است بگویید او هم دعا بکند ولی واقعاً دعا بکنیم اگر کسی گفت دعا بکنید دعا کنید اگر کسی گفت دارید میروید کربلا دارید میروید مشهد دارید میروید حرم ما را هم دعا بکنید واقعاً خواسته از ما دعا بکنیم جدیت تمرکز بگیریم و برایش دعا بکنیم به یادش باشیم در ذهنمان باشد و با همت هم دعا بکنیم.@ یک لطافتی دارد وقتی که با امام رضا صحبت میکنی در وداع با امام رضا خیلی زیباست این وداع میگوید(اِجعَلونی مِن هُمِّکُم) آقا برای من غصه بخور ببینید چقدر این ارتباط صمیمی است من را مورد توجه و همت خودت قرار بده آقا به من توجه کن من هستم.@ یعنی میخواهی امام رضا برای تو تمرکز بگیرد امام رضا به تو فکر بکند میخواهی یک لحظه وجود مقدس آقا امام رضا یک لحظه وجود مقدس آقا امام زمان وجود مقدس خانم فاطمه زهرا(س) این دستش را بالا ببرد برای تو به خدا یک چیزی بگوید، مگر این را نمیخواهی، آقا شما اختصاصاً برای من دعا کن(اِجعَلونی مِن هُمِّکُم) به من توجه ویژه بکن مثلاً یک هویی برای ما بکش.@ خودمان هم میتوانیم برای دیگران این کار را بکنیم؟ هی نگوییم ما گناهکاریم هر چقدر هم میخواهی گناهکار باشی وقتی داری برای دیگران دعا میکنی دیگر گناهکار نیستی آن موقع پاک پاک هستی با همت و این یک تمرین خیلی بزرگ هست برای اینکه انسان تقرب به خدا پیدا بکند این که یاد بگیرد فکر بکند.@ اینکه در زیارت امام رضا(ع) من به همه عزیزان توصیه کردم برای بعضیها نوشتم برای بعضیها هم عمومی گفتم حتماً زیارت عالیۀ المضامین را بخوانید بعد از زیارت جامعه کبیره زیارت عالیۀ المضامین خیلی مهم است حالا مقام دوم بعد عالیۀ المضامین همین صلواتهایی که شب احیا میفرستیم عزیزمان میگویند که برای کی همه را دانه دانه ذکر میکنیم.@ خدایا آنهایی که استاد من بودند شاگرد من بودند خالههایم داییهایم عموهایم عمههایم بچههایشان دخترهایشان پسرهایشان هر کس را میخواهی در دعای عالیۀ المضامین آورده چقدر خوب است آدم با این همت دعا بکند اصلاً اسمش هست عالیۀ المضامین مضامینش خیلی بلند و عالی است.@ پس در واقع بودن چیزی به نام نیاز اقتصادی نیاز جسمی، بیماری، نیاز روحی، نیاز روانی، نیازهای معنوی در جامعه یکی از فلسفههای مهم بودن این نیازها در نظام خلقت این هست که انسانها بتوانند با وجود این خللها نقش خدایی را بازی بکنند نقش انسانی را بازی بکنند.@ اگر خدا یک جامعهای را میافرید کره زمین را یک طوری میافرید که هیچ کس مشکل اقتصادی مشکل روحی مشکل روانی مشکل عاطفی مشکلات دیگر نداشت هیچ وقت انسانها رشدی در آنها صورت نمیگرفت هیچ تحولی اتفاق نمیافتاد هیچ قدرتی برای کسی ایجاد نمیشد.@ اینکه نظام خلقت خدا بهترین نظام است یعنی همین یعنی خداوند فضایی را فراهم کرده در جامعه، خلقت را یک طوری قرار داده که آدمها بتوانند در این تنگناها اوج بگیرند رشد بکنند قدرتمند بشوند اگر یک کسی اذیتشان میکند توان بخشیدن داشته باشند.@ چون اگر من نتوانم ببخشم پس چطوری شبیه خدا بشوم یک کسی ظلم میکند حدیث قبلی را هفته قبل خواندیم(تَغَمُدُ الذُنوف) بتوانم ببخشم بپوشانم قهر هم نکنم بتوانم ندید بگیرم اگر این فرصت برای من ایجاد نشود یک کسی به من ظلم نکند من چطوری میتوانم اسم غفران را جذب بکنم.@ اگر مشکل اقتصادی یک کسی نداشته باشد که من به او کمک بکنم چطوری میتوانم کریم بشوم و اگر خودم مشکل نداشته باشم چطوری میتوانم به صبر برسم به حلم برسم اگر اذیت نشوم چطوری میتوانم به صبر به حلم برسم اگر من نتوانم یک کسی اذیتم نکند عصبانیم نکند چطوری میتوانم کاظم باشم صفت نمیتوانم دیگر بگیرم یک زندگی بیمصرف بدرد نخور بیمزه بیمزه میشود.@ مزه خلقت قشنگی خلقت به این هست که یک مشت مریض هستند یک مشت فقیر هستند یک مشت مشکلات عاطفی دارند یک مشت مشکلات روحی دارند یک مشت الحمد لله همه را دارند بالاخره اینطوری هست همه طور گرفتاری هست و این باعث میشود که انسانها بتوانند در این تمرین وارد بشوند اگر میادین تمرین وجود نداشته باشد خلقت اصلاً عبث است بیهوده است هیچ اوجی هیچ عروجی و هیچ معراجی صورت نمیگیرد.@ پس نگوییم که بعضیها آخر میگویند یک کسی یک ساداتی رفته بود در مغازهاش یکی دو بار کمک کرده بود دفعه بعد یک تشری به او زده بود گفت حیا کن چند بار کمک کنم حضرت را به خواب دیده بود حضرت فرموده بود شما فکر کردید ما نمیتوانیم بچههای خودمان را خودمان اداره بکنیم.@ ما اگر اینها را سراغ شما میفرستیم برای اینکه شما به یک جایی برسید تو یک چیزی بشوی و الا حضرت که فقیر نیست(غَنیٌّ عَنِ العالَمین) (لِلَّهِ خَزائِنُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ) همه چیز دست خداست خدای ما یک خدای ثروتمند است یک خدای قدرتمند است همه چیز دارد ائمه هم همینطور بودند.@ ولی چرا خود پیغمبر مستأجر است تا آخر؟ چرا مشکلات دارد؟ اطرافش چقدر گرسنه هستند فقیر هستند نیازمند هستند چرا اصلاً این ماجراها هست؟ چرا یک گرسنه یک فقیر یک یتیم یک اسیر بیاید در خانه اهل بیت اینها هم نداشته باشند مجبور باشند غذای خودشان را بدهند؟.@ (وَ يُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى حُبِّهِ مِسْكِيناً وَ يَتِيماً وَ أَسِيراً) غذای خودشان را بدهند خودشان با آب افطار بکنند سه روز، چرا شعب ابیطالب اتفاق میافتد که بچههای کوچک بیفتند در گرسنگی در تشنگی در ضعف؟ برای اینکه اگر این اتفاقات برای اولیاء خدا برای بهترین مخلوقات خدا، دوستان خدا نیفتاد اینها هیچ کدام نمیتوانند پیش خدا بروند تقرب پیدا بکنند و سختترینش را هم برای دوستانش انتخاب کرده.@ هر چه دوستتر و محبوبتر بودند خدا بیشتر جیغشان را درآورده هر چه محبوبتر بودند خدا بیشتر چلاندهشان و فشارشان داده چرا؟ در یک باشگاه ورزشی کدام شاگرد محبوبتر میشود نسبت به استاد و نزدیکتر و شبیهتر میشود؟ آن که تمرین بیشتری دارد زحمت بیشتری میکشد فشار بیشتری را تحمل میکند.@ در یک کار هنری هم همینطور در آشپزی همینطور در همه رشتهها همینطور هست یعنی چه کسی نزدیکتر میشود و شبیهتر میشود به آن اصل؟ اویی که دقت، وقت، فشار و مشکلات بیشتری دارد.@ پس آدمهایی که در زندگیشان خیلی رفاه دارند مشکل ندارند با دیگران کار ندارند اصلاً غصههای دیگران را ندارند فقط مشکلات خودشان و خانواده خودشان هستند اینها اصلاً اوجی نمیگیرند اصلاً وارد باشگاه نشدند.@ وقتی شعار حضرت این هست که هر کس که صبح بکند و اهتمام به مشکلات مردم نداشته باشد اصلاً مسلمان نیست به فکر مردم به فکر مشکلات مردم نباشد مسلمان نیست تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل.@ حضرت میفرماید بعد از ایمان به خدا هیچ چیز مانند دوستی مردم نیست تا جایی که فرمود(اَلتَوَدُدُّ اِلَی النّاس نِصفُ العَقل) دوست داشتن مردم نصف عقلانیت است آدم مردمدوست باشد قشری، طبقاتی، به مردم نگاه نکند یک کسی مثل شهید چمران در آمریکا شاگرد اول هست رفاه و ثروت و قدرت و شهرت و محبوبیت همه چیز برایش هست رها میکند میاید لبنان سراغ مستضعفین و فقرا.@ شما نمیدانید لبنان آن سالهایی که این آمده یعنی چی بچه یتیمهای آنجا یعنی چی غیر از لبنان الان است هنوز هم باز در خیلی سختی هستند فلسطینیها غزهای را شما نگاه بکنید آن آدم ول میکند میاید اینجا چون آدم است و حقش هم هست به آن اوج برسد و جاودانگی داشته باشد طبقاتی نگاه نکنیم.@ حالا تو وضعت خوب شده درس خواندی مهندس شدی دکتر شدی آقا شدی حاکم شدی رئیس شدی وضع مالیت خوب شده اوج گرفتی بقیه را نبینی مستضعفترین فقیرترین گرفتارترین آدمها را باید خودت را جای آنها بگذاری(هو انت) او خود تو هستی.@ برای همین ائمه ما آرامش نداشتند هیچ کدام از امامان ما نبودند مگر اینکه روی بدنشان زخم حمل بار برای مردم وجود داشته کیسههای سنگین غذا، مایحتاج فقرا و شبها اینها از خانه بیرون میزدند و خانه به خانه میرفتند ناشناس، هیچ کس هم تا وقتی از دنیا نرفتند نفهمید چه کسی بود شعار ندادند تبلیغات نکردند در بوق و کرنا نکردند.@ چون فقط با خدا معامله میکنند همه ائمه ما همینطوری بودند همه آنها همین سختیها را داشتند شبها تا صبح فکر مردم بودند اگر دو ساعت هم عبادت میکردند دو ساعت هم در خانه فقرا بودند به مردم به کسانی که محتاج هستند فکر میکردند واقعاً، اصلاً قساوت قلب نداشتند بیرحمی نداشتند.@ الان ما نه ما نزدیکترین کسانمان هم زیر فشار باشند غصهشان را نمیخوریم برایشان فکر نمیکنیم حالا فشار اقتصادی یک طرف فشار فرهنگی و معنوی یک چیز دیگر است این که یک نفر یتیم باشد یک چیز است یتیم بودن عار نیست خطرناک نیست این همه ایتام رشد کردند اولیاء خدا غالباً یتیم بودند زمینه رشد است.@ اما یتیم فرهنگی چرا تو یک کتاب داری یک سیدی داری در خانه نگه ندار خوب نیست در خانه نگه بداری برای چی گرفتی نگه بداری محصول فرهنگی اگر خودت استفاده میکنی استفاده کن میخواهی پنج بار گوش بکنی ده بار بخوانی بخوان ولی نگه ندار به یک نفر هدیه بکن در اتوبوس در مترو در تاکسی اینطرف آنطرف هدیه کن بده به یک نفر، چه بسا یک نفر با آن احیا بشود یک نفر با آن زنده بشود.@ به فکر ایتام باشیم بخصوص ایتام معنوی، آدم غصهشان را بخورد فکر بکند نه اینکه از اینها بدش بیاید که چرا این گناهکار است بابا این گناهکار است این معصیتکار است غذا نخورده کسی با او کار نکرده باطنی به او ندادند خوراک نخورده یتیم است اصلاً به او نرسیده محیطش بد است پدر مادرش ضعیف است خانوادهاش ضعیف است محیط قوی نداشته خود تو هم اگر کسی به تو غذا نمیداد هیچ وضعی بهتر از او نداشتی.@ ما باید غصه فرهنگ مردم غصه دین مردم را بخوریم غصه اینکه یک نفر از خدا دور افتاده را بخوریم و بعد مثل یک پزشکی که مهربان است با مهربانی با دوست داشتن به آنها خدمت بکنیم. یک آقایی میگفت من این رسمی که از قدیم بوده رسم خوبی هم هست خیلی جاها واقعاً مفید بوده اینکه مردم برای امواتشان خیرات میکردند و یکی از آن خیرات مهم خیرات خوراکی بوده خرما میوه شیرنی بیسکویت.@ اما شکلش الان شکل خوبی نیست شما میروید در قبرستان میبینید همه میخواهند خرما بدهند همه میخواهند شیرینی بدهند همه میخواهند حلوا بدهند اسراف هم میشود ما فکر میکنیم باید حتماً اتفاق بیفتد و حتماً هم باید حلوا باشد حتماً هم باید خرما باشد.@ یکی گفت آقا من میتوانم یک سینی سیدی بگذارم سر قبر میتم گفتم اتفاقاً یک کار خیلی خوبی است یک سینی بگذارم آنجا به هر کس یک کتاب یک سیدی یک جزوه یک دعا یک چیزی بدهم این خیلی خوب است انسان چیزهای فرهنگی بدهد ارزش دارد.@ (اَحسِن یا اِسحاقُ اِلی اَولیائی ما استَطَعتَ) تا آنجایی که میتوانی نیکی کن(فَما اَحسَنَ مُؤمِنٌ اِلی مُؤمِنٍ) هیچ مؤمنی نیست که به مؤمن دیگر احسان بکند(وَ لا اَعانَه) کمکش بکند(اِلا خَمَشَ وَجهَ اِبلیسَ وَ قَرَّحَ قَلبَه) خراش میزند در صورتت شیطان و دل شیطان را جریحهدار میکند چه کار خوبی، خراش زدن به چهره شیطان حقیقت است یعنی واقعاً شیطان جیغش در میاید شما این کار را انجام میدهید خیلی عصبانی میشود.@ یکی از وظائف واجب ما در قرآن این بوده که ما وظیفه داریم با دشمنمان دشمنی بکنیم با کسی که به ما آلودگی، گناه، شیطان چقدر تا حالا صورت ما را چنگ انداخته؟ ما اگر عکس باطن خودمان را نگاه بکنیم اصلاً نتوانیم به باطن خودمان نگاه بکنیم از باطن خودمان بترسیم.@ شیطان صورت خیلیها را دیگر از حالت انسانی درآورده تبدیلش کرده به بوزینه تبدیلش کرده به سگ تبدیلش کرده به خوک کار کرده روی صورت خیلیها، صورتهای وحشتناک شاخدار دنداندار خیلیها را پشمالو کرده چنگدار، خیلی از ما را زشت کرده دلهای ما را خیلی تا به حال جریحهدار کرده با کینهها با حسادتها با سوءظنها با خیلی گرفتاریهای دیگر تا الان چقدر به ما آسیب رسانده چه کسی هست که بگوید من تا به حال از شیطان سیلی نخوردم؟.@ من سیلی نخوردم من قلبم جریحهدار نشده من آلوده نشدم نه شیطان به همه ما ظلم کرده دشمن مشترک همه ما است دشمن ما و اولیاء خداست قرآن میگوید من از شما عهد گرفتم خدا میگوید من از شما عهد گرفتم که با دشمنتان دشمنی بکنید(أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يا بَنِي آدَمَ أَنْ لا تَعْبُدُوا الشَّيْطانَ) آیا من از شما عهد نگرفتم ای بنیآدم فرزندان آدم که شما شیطان را عبادت نکنید.@ عبادت نکنید یعنی چی؟ عبادت چه بود؟ پیروی کردن دنبال رفتن، یک جا فرمود(إِنَّ الشَّيْطانَ لَكُمْ عَدُوٌّ فَاتَّخِذُوهُ عَدُوًّا) شیطان دشمن شماست شما هم شیطان را دشمن بگیرید دشمن بگیرید یعنی بدانی که باید عرضه داشته باشی با او بجنگی وقتی حمله از جلو میکند قبول کن باید با او بجنگی.@ اگر حمله از جلو را بپذیری حمله از عقب را بپذیری حمله از راست را بپذیری یا حمله از چپ را بپذیری پس عبادتش کردی اما اگر این حمله را نپذیرفتی جلوی این حمله ایستادی جلوی افکار خودت ایستادی و برای اینکه شیطان را صورتش را چنگ بیندازی و برای اینکه عصبانیش بکنی برای اینکه تو دهانی به او بزنی حاضر شدی با خودت درگیر بشوی خودت یعنی کدام خودت؟ ناخودت درگیر شدی این انجام وظیفه الهی است.@ دشمن گرفتن شیطان یعنی این یعنی به این افکار خودم توجه نکنم استاد ما میگفت یک بنده خدایی شب خواب دیده بود افتاده روی شیطان دارد گلوی شیطان را فشار میدهد هی فشار میداد بعد خودش با وحشت از خواب پرید دید دستش در گلوی خودش است دارد خودش را اذیت میکند دارد خودش را فشار میدهد حقیقت همین است.@ ما باید حاضر باشیم که برای دشمنی با شیطان با خودمان با افکارمان با بدبینیهایمان با سوءظنهایمان با حسادتهایمان با خودخواهیهایمان با خودمحوریهایمان درگیر بشویم این یعنی دشمن گرفتن.@ پس وقتی میگوید شیطان را دشمن بگیر یعنی چه چیزی را دشمن بگیر؟ یعنی طبیعت خودت را، واقعاً از شیطان کینه داشته باش یکی از راههایی که خیلی شیطان را عصبانی میکند و باعث میشود حیطه ضعف در انسان ضعیف شود این هست که انسان دائماً خیر باشد خیر برساند هر خیری، کار خیر نمیخواهد بکند بلکه خَیِر، زیاد کار خیر کردن کسی که زیاد کار خیر میکند میگویند خَیِر است.@ یعنی همیشه به خیر است همیشه به فکر دیگران است همیشه دارد فکر میکند که به چه کسی میتواند چه کمکی بکند همینطور دائماً فکر میکند به مادرش به پدرش به خواهرش به برادرش به همسرش به دوستش به فرزندش به چه کسی میتواند کمک بکند از خانواده خودش شروع کند.@ سیرش را هم که قبلاً گفتیم مادر پدر خواهر برادر نظمش به این شکل بود فک و فامیل همسایگان دوستان هر کس که انسان میتواند خیر باشد هر کاری که میشود کرد کار خیر بکند حضرت میفرماید(فَما اَحسَنَ مُؤمِنٌ اِلی مُؤمِنٍ) هیچ مؤمنی به مؤمن دیگری نیکی نمیکند(وَ لا اَعانَهُ) کمکش نمیکند.@ (اِلاّ خَمَشَ وَجهَ اِبلیس) وجه ابلیس را میخراشد(وَ قَرَّحَ قَلبَه) قلب شیطان را به درد میاورد جریحهدار میکند و مجروح میکند قلب شیطان را یک کار خیلی خوب است که انسان بالاخره به شیطان بگوید که همیشه این نیست که تو من را جریحهدار میکنی.@ همیشه این نیست که تو من را در آتش میاندازی همیشه اینطور نیست که تو من را زمین بزنی همیشه اینطور نیست که تو قیافه من را بد بکنی و باطن من را زشت بکنی من هم میتوانم به تو ضربه بزنم من هم میتوانم تو را اذیت بکنم این خیلی مهم است.@ فرمایش بعدی از وجود مقدس امیرالمؤمنین هست(رَأسُ الاِیمانِ اَلاِحسانُ اِلَی النّاس) رأس ایمان قله ایمان نیکی کردن به مردم هست مردم دوستی و نیکی کردن به مردم هست ما ممکن است خیلی آلودگی داشته باشیم خیلی گناه بکنیم خیلیها ممکن است اینطوری باشند.@ اما وقتی که از دنیا میروند خوش به حال کسی که خدا بگوید این بندهای بوده که دائماً به خیر بوده به فکر همسایهها دوستان هر کاری از دستش بر میامده برای هر کس میکرده اینها انسان را از شقاوت کلی و از بسیاری از عذابها نجات میدهد ما ممکن است آلودگی و گناه داشته باشیم بیفتیم در غصههای شب اول قبر به بعد در غصههای برزخ بیفتیم.@ اما حضرت میگوید به تعداد شادیهایی که به دلهای دیگران وارد کردی خداوند این شادیها را برایت ذخیره میکند آنجایی که این غصهها دارد لهات میکند این شادیها بر انسان وارد میشود بله ما آلودگی هم داریم گناه هم میکنیم در این تردیدی نیست.@ اما در گناهکاران چه کسی خوش به حالش هست؟ یک موقع هست یک کسی هست گناهکار است و با گناهش به دیگران آزار میرساند گناهش اذیت دیگران است نیش میزند غر میزند نق میزند بداخلاقی میکند حساس است زودرنج است لوس است با لوس بودنش بقیه را اذیت میکند با حسادتش با تکبرش این خیلی بد است.@ چون این خودش یک اژدهایی هست که افتاده به جان بقیه این اصلاً عرضه نداشته تولید شادی بکند ولی بعضی از گناهکاران هستند که گناهکار هستند ممکن است یک چند نفری را هم اذیت بکنند اما اینها از گناهکارانی هستند که توانستند دهها صدها و هزاران برابر بیشتر از آدمهایی که اذیت بکنند دلها را شاد بکنند این هم حساب است.@ فقط گناه که حساب نیست بالاخره عدل خداست حساب محاسبه میکند میگوید این ده نفر را آزرده اذیت کرده رنج داده حقشان را خورده غصه به آنها داده زجرشان داده هزار نفر را هم شاد کرده لذا حضرت میفرماید که اگر گناه کردی زود بعدش یک کار خوب بکن یک کار خیر بکن.@ (إِنَّ الْحَسَناتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئاتِ) کارهای خوب کارهای بد و گناه را از بین میبرد حالا گناه کردی گناه هم داری میکنی عرضه هم نداری نکنی یک وقتی هم بگذار برای کارهای خوب، صد نفر را دویست نفر را هزار نفر را شاد بکن هر چقدر که میتوانی پدرت را مادرت را خواهر و برادرت را همسایگان و دوستان را هر کس را میتوانی شاد بکن.@ مشکلی از آنها برطرف کن فشاری از آنها بردار شادی به دلشان وارد کن باور میکنید گاهی وقتها انسان یک گربه را شاد میکند یک مورچه را شاد میکند یک سگ را شاد میکند یک پرنده را شاد میکند و آنها دعا میکنند در حق انسان، شادی که تو به یک مورچه وارد بکنی به یک سگ به یک گربه انسان آنها را شاد بکند یک بنده خدایی را انسان شاد بکند.@ وقتی چشمت میخورد به یک درخت که در حال خشک شدن است به یک گُل به گلدان حتی خانهتان که حواست نبوده و آب به آن ندادی برو شادش کن پایش آب بریز اینها همه برای انسان ذخیره میشود.@ یک پیرمرد باصفایی از همسایگان ما هست در قم، من همیشه که نیستم یک موقعهایی میروم مسافرت مأموریت، یا با خانواده یا خودم دو روز سه روز تابستان که اصلاً نیستم یا ایام تعطیل نیستم اینقدر این مرد باصفا است یک بار به من گفت چرا یادت میرود به این گلها آب بدهی به این درختان در خانه؟ گفتم نبودم من اگر باشم حتماً حواسم هست که صبح بدهم یا به خانواده بسپارم که بدهند.@ گفت من نیستی دیگر خودم هر روز صبح میایم به اینها آب میدهم ببینید یک آدمی که دغدغه دارد ما حتی این را هم نمیبینیم یعنی این اصلاً برای ما مهم نیست ما اولیاء خدا اینطوری نبودند من یکی از اولیاء خدا را یکی از اساتیدمان معرفی کرد گفت این راننده تریلی است ولی از اولیاء خداست در همه اقشار هستند.@ میگفت این یک موقعی دارد در جاده میرود یک سنگ وسط جاده ببیند دستی را میکشد میاید این سنگ را برمیدارد سلام میکند نازش میکند برمیدارد از آن عذرخواهی میکند میگوید این وسط جای شما نیست میبرد میگذارد کنار جاده، هر جا میایستد دو تا سه تا گالن آب همراهش هست.@ ولی خداست یعنی مکاشفه دارد حرف میزند با عالم غیب ارتباط دارد راننده تریلی هم هست کارش این است خود من سراغ دارم در این رانندهها در این نگهبانان بعضی از جاها میروم ماشاء الله بایستد یک جا چشمش بخورد به یک درختی که آب نخورده میخواهد برود یک چایی بخورد اگر ببیند درخت آب نخورد میرود آنجا سلام میکند.@ این خیلی مهم است که ما یاد بگیریم برای اشیاء حرمت قائل باشیم با چه احترامی با این گیاهان صحبت میکند و بعد آب میدهد میگوید خلاصه من را حلال بکنید من این دفعه خدمت شما رسیدم این کار را کردم دفعه بعد ممکن است نتوانم این مسیر را بیایم بالاخره امروز که اینجا هستم به شما آب میدهم.@ بعضیها چقدر لطیف هستند چقدر آدم هستند چقدر نورانی هستند چقدر احساسات دارند بعضیها کنارشان هزاران نفر له میشوند اصلاً غصه نمیخورند(مَن اَصبَحَ وَ لَم یَهتَمَ بِاُمُورِ المُسلِمین فَلَیسَ بِمُسلِم) اصلاً مسلمان نیست کسی که غصه مسلمانان دیگر را نخورد.@ بگوید لبنان به من چه غزه به من چه عراق به من چه افغانستان به من چه ما فقط کشور خودمان ایران، این اصلاً دین ندارد این اصلاً آدم نیست بگوید آفریقائیها به من چه آمریکای لاتین به من چه، نه شما راجع به یک درخت هم نمیتوانی بگویی به من چه.@ پیغمبر فرمود چه بسا یک زن به خاطر یک گربه جهنمی بشود یک زن مسلمان گربه غذا میخواهد به او ندهد بمیرد این گربه گرسنهاش باشد به او غذا ندهی آقا مگر گربه باید بیاید بگوید آقا خانم سلام علیکم من گرسنه هستم یک غذا به من بدهید دارد میاید در چشمت نگاه میکند میو میو هم که میکند ما واقعاً زبانشان را نمیفهمیم دارد نگاهت میکند التماست هم که میکند به من غذا بدهید.@ ما میتوانیم به او غذا بده هر چند بعضیهایشان واقعاً خیلی تخس هستند گوشت میدهی میبینی چربیدارشان را نمیخواهند این تامشان است این خیلی پررو است ما یک گربه داشتیم گوشت یخزده نمیخورد فقط تازه میخورد نان میدادی نمیخورد الان که جدیدیها چیپس میخورند پفک هم میخورند بعضیهایشان خیلی سفارش پیتزا میدهند خلاصه این چیزهایی که شما در کارتونها میبینید راست است.@ این هم امتحان عجیبی است آدم با یک گربه تخس روبرو بشود بگوید نه نانش را خودت بخور گوشت را اینجا بینداز و به آدم هم واقعاً میگویند نان میدهی میبینی نمیخورد گوشت میدهی میبینی میخورد حالا خدا رحم کرده نوشابه را از دستت نمیگیرد ولی هست میاید جلو آدم میبینی فقط گوشت میخورد.@ (نِعمَ زادُ المَعادِ اَلاِحسانُ اِلَی العِباد) چه توشه خوبی است برای معاد نیکی کردن به بندگان خدا، شما یک زمانی فکر کن رفتی به محضر امیرالمؤمنین ملاقات است الان رفتی حرم حضرت عبدالعظیم(ع) آقا امیرالمؤمنین(ع) آنجا بودند آمده بود سر بزند به فرزندش، میایند آقا امام زمان(ع) آنجا میاید آقا فوری چکار کنم برای آخرت خیلی یار خوبی است شما به مردم کمک بکنید خدمت بکنید توشه خوبی است خیلی سفارش مهمی کرده حضرت.@ وقتی میگوید(نِعمَ) یعنی آدمهای زیرک خیلی باید حواسشان را جمع بکنند یار خوبی است توشه خوبی است برای آخرت شاد کردن مردم، شاد کردن مردم یک مسئله است اینکه انسان مشکلات دیگران را برطرف بکند گرفتاریهایشان را برطرف بکند کمکشان بکند در گرفتاریها غصههایشان را برطرف بکند یک مسئله است.@ یک موقع هست نه ما با کسانی سر و کار داریم که غصه ندارند ما باید از اینها کمک بگیریم مادرت هست پدرت هست به تو احتیاجی ندارد کاری هم با تو ندارد برادرت هست وضع مالیش از تو بهتر هست چیزهای دیگرش هم همینطور، دوستانت هستند که همینطور، میگوید(اِحسانِ اِلَی العِباد) تو به او نیکی کن به او محبت کن.@ نیاز ندارد زنگ بزن احوالش را بپرس برای خدا زنگ بزن شادش بکن یک لطیفه برایش بگو مرحوم شیخ مرتضی(ره) امام امت(س) میفرماید اگر خدا ما را با شیخ مرتضی انصاری محشور بکند برای ما بس است خیلی آدم بزرگی است شیخ مرتضی مرجع تقلید شیعیان، ولی خدا، اینقدر آدم بزرگ.@ یک مادر غرغر نق نقو داشته همیشه هم به این غر میزده مرجع تقلید بوده همه شیعیان در مقابل این آقا کُرنش و تعظیم داشتند این مادر همیشه نق میزده از درس که میامده یکی از کارهای واجبش این بوده که پیش مادرش مینشسته حالا مادر ظرف میشسته رخت میشسته هر کاری میکرده آن موقعها زندگیهای خیلی با عسرتی داشتند.@ تا مادر را نمیخنداند نمیرفت عُرضه داری وقتی میروی پیش پدر و مادرت مادرت را بخندانی پدرت را بخندانی میتوانی، عبادت بزرگی است پدرت را بخندان مادرت را بخندان تلفن به آنها بزن خواهرت را همینطور همین ارتباطات، ما اصلاً به فکر این حرفها نیستیم.@ یک مرجع تقلید خیلی زیرک است چقدر زیرک است که این را برای خودش یک غنیمت میداند که من توانستم مادرم را بخندانم پدرم را بخندانم برایش نقشه دارد کار میکند فکر میکند ما اینقدر جلسات سرد ملاقاتهای سرد مهمانیهای سرد بیروح، همه چون به فکر خودمان هستیم همه فکر کلاس و پرستیژ خودمان هستیم.@ روح اینکه من این جمعی که الان یخزده است را من شاد بکنم این جلسهای که الان یخزده است بعضیها حوصله همدیگر را ندارند من شاد بکنم من گرمکننده مجلس باشم روحش را ندارم نه سنگین باش بنشین نه تو تکبر داری و الا تو اگر روح شاد کردن دیگران را داشته باشی همه میفهمند که تو آدم لوده آدم سبکی نیستی.@ اگر الان هم داری مزاح میکنی شوخی میکنی مجلس را گرم میکنی روی انسانیتت هست روی بزرگیت هست روی کرامتت هست آقا یک جا یخزدگی هست تو شروع کن تو حرف بزن احسان که میگوییم همیشه اینطور نیست که یک نفر دارد میمیرد یا فقیر است یا مشکلات دیگر دارد بروم کمکش بکنم.@ کمک گفتیم غیر از احسان هست احسان خیلی مفهومش بالاتر هست نیکی، خوبی، کمک هم شامل احسان میشود نه نیاز ندارد الان به من ولی من میتوانم الان به این یک محبتی بکنم من میتوانم یک هدیه به او بدهم این هدیه دادن به طرف اصلاً نیازی ندارد میتوانم یک گل به او بدهم میتوانم یک عطر به او بدهم میتوانم یک عکس خوب به او هدیه بدهم میتوانم یک چای بروم برایش بریزم بیاورم.@ قدیمیها خیلی کارهای قشنگی داشتند هنوز هم من میبینم بعضی از اینها آقا اینها در جیبشان یک مشت شکلات همیشه بود یک مشت آبنبات همیشه بود نخودچی کشمش همینطور بود طرف ممکن است گرسنه هم نباشد اما وقتی تو یک شکلات در میاوری میدهی دست طرف یک بچه یک کیک به او میدهی یک شکلات میدهی این برای بچه یک شادی است.@ در حرم نشستی یک مادری بچهاش دارد نق میزند گریه میکند نمیتواند ساکتش بکند شما دستت میرسد جیبت یک چیزی در کیفت هست بده این بچه ساکت بشود این نیکی میشود یک مادر هست الان نمیتواند بچه را جمع بکند برو کمکش کن بچه را چند لحظه نگه دارد تا این بتواند کاری انجام بدهد این روح اینکه همه ما هستیم خیلی مهم است در سفر بخصوص همه ما هستیم پس اینکه فقط بار خودم را ببندم خودم مشکلم حل بشود روح خوبی نیست.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@ در مورد اینکه چکار کنیم از غیر خدا روی برگردانیم؟ همین مباحثی که داریم انجام میدهیم مباحث کلاس دوممان پاسخ به همین سؤال هست درباره اخلاص که داریم انجام میدهیم. اینکه یک نفر به فکر خدا باشد دلش برای خدا بسوزد این یعنی خدا را نمیشناسد.@ خداوند یکی از اسمهای شریفشان شاد است شادتر از خدا ما موجودی نداریم چون کمال مطلق است ضعف و نقصی ندارد تنهایی خدا امتیاز خداست ضعف خدا نیست موجودات محدود مثل ما هستند که در تنهایی احتیاج پیدا میکنند که مکمل داشته باشند خدا نیازی ندارد.@ در حدیث داریم هیچ مؤمنی نیست مگر اینکه سهمی از شوخی دارد از مزاح دارد آدم میتواند مزاح بکند گناه هم نکند اینطور نیست که هر وقت این کار را کرد گناه بکند با زبانی که گناه نکردی دعا کن یعنی بگو دیگران برایت دعا بکنند تو با زبان دیگران گناه نکردی اگر گناهی هست با زبان خودت هست پس دیگران که در حق ما دعا میکنند یعنی در واقع با زبانی است که ما گناه نکردیم.@ اگر یک کسی غرغررو بود غرغررو بودنش برایش خطرناک است ضعف است آنکه دیگران تحملش بکنند و بهشتی بشوند خدا نکند که یک نفر دیگران از او بالا بکشند و بهشت بروند و او خودش جهنمی بشود. در مورد شیطان در دشمنشناسی توضیح دادیم به آن بحث مراجعه کنید.@ پیغمبر اموال شخصی برای خودش نداشت خیلی کم سهم و بهره خودش خیلی کم بود هر چند میتوانست ثروتمندترین افراد باشد یعنی تولیدش تولید زیادی بود درآمدش هم خیلی زیاد بود اما هیچ وقت برای خودش چیزی را نگه نمیداشت به اطرافیان کمک میکرد.@ فرمودید بعضیها هستند که اصلاً مشکلی ندارند اگر مشکل نداشته باشد پس معلوم است انسان نیست نمیشود یک نفر اصلاً مشکل نداشته باشد. اگر یک نفر حیا و حجاب را رعایت نکند بیبند و بار باشد اهل آرایش باشد یا نماز را نخواند یا اعضای خانواده را آزار میرساند این درست است کارهایش زشت و زننده است اما مریض است این یک نوع بیماری هست باید ببینید مشکلش چیست که توان ندارد خوب باشد یک ناتوانی و ضعف دارد.@ در مورد کشتن موجوداتی که اذیت میکنند مراجع اشکال نگرفتند گفتند اشکال ندارد ولی واقعاً در حد ضرورت اگر واقعاً ما نمیتوانیم از شر آنها خلاص بشویم در حد ضرورت.@ در مورد تقابل عشق زمینی و حقیقی جلسه قبل توضیح دادیم این که دیگران در حق ما کلمات محبتآمیز بکار ببرند ما نباید ناراحت بشویم بکار بردن کلمات محبتآمیز خودش یک راه نزدیک شدن به خداوند تبارک و تعالی است خلاف توحید هم نیست بلکه لازمه توحید هست که انسان از خودش کلمات محبتآمیز را نسبت به دیگران اعمال بکند. در رابطه با پایداری در توبه هم عزیزان برنامه بگیرند.@ اگر کسی بیاید قرض بگیرد ولی قصد برگرداندن میدانید ندارد میتوانید به او کمک نکنید هیچ اشکالی هم ندارد ولی اگر واقعاً نیاز دارد و شما میتوانید کمک بکنید و نگیرید بله عیبی ندارد خوب است که کمک بکنید.@ در مورد شک کردن این هست که اگر ما شک داشته باشیم یک نفر نیاز دارد یا نه امام(ع) ما اگر شک داشته باشیم کمک میکنیم که مبادا مسئول باشیم اما اگر انسان شک نداشته باشد که دیگر هیچی. انسان هر بار کار خیر انجام میدهد باطنش عوض میشود لحظه به لحظه باطن ما در حال تغییر و تحول هست.@ کسانی که خانوادههای معتاد دارند نباید به آنها کمک بشود چون اینها میروند مصرف مواد میکنند مگر اینکه به خود بچهها یا خانوادهشان مستقیم کمک بکنید یا جنسی کمک بکنید که دیگر این مشکل پیش نیاید.@ ما هرگز نگفتیم کسی که به وظیفهاش عمل نمیکند گاهی وقتها کسی که به وظیفهاش عمل نمیکند بیمار است سوء تغذیه دارد باید با محبت به او غذا داد تا خوب بشود اما اگر سوء استفاده ممکن است یک نفر بکند نباید هیچ نوع کمکی به او بشود.@ اجابت گناهکاران همیشه لعنت نیست لعنت مال دشمنان خداست مال گناهکاران نیست خدا هیچ وقت گناهکاران را لعنت نمیکند چون گناهکاران را هم خدا دوست دارد چون مریض هستند مریض را هم طبیب باید دوست داشته باشد.@ ولی آنهایی که دشمنی میکنند با خدا و بندگانش و قابل هدایت هم نیستند آنها هستند که مورد لعن قرار میگیرند یا گناهان خاصی انجام میدهند که در زبان پیغمبر آمده ما در شرح زیارت عاشورا توضیح دادیم.@ دعا کنیم جهت رفع اضطرار از وجود مقدسشان سلامتیشان تعجیل در فرجشان رفع اضطرار از مسلمین و مستضعفین جهان با همدیگر پنج مرتبه آیه امن یجیب را بخوانیم(اعوذ بالله من الشیطان الرجیم أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ) هدیه به محضر مقدسشان صلوات ختم بفرمایید.@
جلسه 008 - حسنات و سیئات
متن کامل (خام) جلسه 008 - حسنات و سیئات