اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ بحثمان درباره احسان بود قاعدهای را در احسان ذکر کردیم که فرمودند شما وقتی که با خواهر و برادر مسلمانتان روبرو هستید در درجه اول بدانید که(هو انت) یعنی او خود تو هستی(اِلاّ اَنَّهُ غَیرُک) یعنی یک غیریت بدنی انسان با دیگران دارد اما خود ما هستند توضیح هم دادیم که خود ما هستند یعنی چی یعنی شما هر کاری و هر رفتاری که با دیگران داشته باشید در واقع با خودتان داشتید و هر چه که بکنید به خودت کردی.@ (إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ لِأَنْفُسِكُمْ وَ إِنْ أَسَأْتُمْ فَلَها) اگر خوبی بکنید به خودتان کردید و اگر بدی بکنید به خودتان کردید فهم این نکته توان انسان را در برخورد با دیگران خیلی قدرتمند میکند یعنی برخورد درست اینکه انسان با دیگران چگونه برخورد بکند.@ بعضی از آدمها هستند آنقدر پاک هستند آنقدر منصف هستند آنقدر عدالت دارند که اصلاً بدی نمیتوانند بکنند یعنی اصلاً در ذاتشان این نیست که به یک نفر بدی بکنند بدجنس باشند بعضیها نه به راحتی دیگران را اذیت میکنند و نسبت به دیگران بدجنسی میکنند حتی نزدیکترین کسان خودشان را هم اذیت میکنند یا فریب میدهند.@ این قواعد خیلی به داد ما میرسد گفتیم این قاعده مرحله اول و کف ارتباط ما با دیگران هست(هو انت) او خود تو هستی و در مرحله بالاتر عرض کردیم(هو رسول الله) خواهر و برادر مسلمان ما رسول الله است.@ اینکه میگوییم رسول الله است دو معنا دارد یک معنایش این هست که هر کاری بکنی با رسول خدا کردی و با اهل بیت که این را خودشان فرمودند که اگر شما کاری با برادر مسلمان یا خواهر مسلمان برایش انجام بدهید احسان یا اسائه خوبی یا بدی به ما اهل بیت این کار شده و در واقع تو با ما در طرف و معامله هستی.@ و معنای دوم(هو رسول الله) یعنی اگر کسی آمد با تو کاری داشت کمکی خواست(اَلسائِلُ رسولُ الله) کسی که درخواستی از تو دارد فرستاده خدا است پس سطحش بالاتر میرود وقتی فرستاده خدا بود یعنی تو با خدا طرف هستی طرف معامله تو در برخورد با دیگران خداوند هست.@ پیامبر فرمود(مَن سَرَ مُؤمِناً فَقَد سَرَنی وَ مَن سَرَنی فَقَد سَرَ الله) هر کس یک مؤمن را شاد بکند من را شاد کرده و هر کس من را شاد بکند خداوند را شاد کرده پس انسان اگر توجه بکند که حداقل نتیجه ارتباطش با دیگران خودش است چه خوبی و چه بدی و میانهاش اهل بیت(ع) هستند و اعلایش خداوند تبارک و تعالی است آن موقع برخوردش با دیگران بسیار شیرین حساب شده و دقیق هست.@ و اگر این در یک جامعهای جا بیفتد این اصولی که دارم عرض میکنم اصول سهگانه در یک جامعهای جا بیفتد یک خانواده میخواهد باشد یک اداره میخواهد باشد یک جامعه بزرگتر باشد ما در این جامعه فاصلهای با ظهور آقا امام زمان(ع) نداریم.@ یعنی اگر ما بخواهیم زود خودمان را به جامعه عالی و نمونه مهدوی برسانیم اگر بخواهیم کمک بکنیم به آقا امام زمان(ع) در ظهورش باید برخوردهایمان را با دیگران بر یکی از این سه اصل قرار بدهیم هر کدامش را قرار بدهیم یک درجه دارد(هو انت) (هو رسول الله) (هو الله) هر کدام را انجام بدهید هر کدام را انسان در پی بگیرد بُرد کرده به هر نگاهی که نگاه بکنید جزا میگیری و پاداش میگیری.@ پس جامعه نمونهای که امام زمان(ع) میسازد جامعهای است که افرادش با یکی از این سه باور با دیگران در ارتباط هستند اگر دیگری را خودت دانستی آنچه که در مورد خودت خوب میدانی در حق دیگران هم خوب میدانی و آنچه که در مورد خودت بد میدانی در حق دیگران هم بد میدانی دیگر اذیت، آزار، فریب، ظلم وجود ندارد.@ این یک خلاصهای بود از جلسه گذشته حالا با توجه به این سه اصل(هو انت) (هو رسول الله) (هو الله) میرویم به سراغ فرمایشات معصومین(ع) درباره احسان. (اَحَقُّ النّاسِ بِالاِحسان مَن اَحسَنَ اللهُ اِلَیه وَ بَسَطَ بِالقُدرَۀِ یَدَه) شایستهترین مردم برای نیکی کردن به دیگران کسانی هستند که بیشتر مورد نیکی خدا قرار گرفتند از عنایت ویژه خداوند برخوردار هستند از نعمتهای ویژه خداوند برخوردار هستند و خداوند دست آنها را باز گذاشته.@ (بَسَطَ بِالقُدرَۀِ یَدَه) قدرت توانایی کار را به آنها داده یک کسی آبرومند است یک کسی علم دارد یک کسی معنویت دارد یک کسی پول دارد هر کس هر کاری که از دستش بر میاید برای دیگری انجام بدهد یعنی خداوند به او داده و مال خودش هم نیست این را انسان باید دقت بکند که مال خودمان هم نیست.@ خداوند به ما امکان داده که بتوانیم از امکاناتمان در اختیار دیگران قرار بدهیم جلسه گذشته عرض کردم میتوانست برعکس باشد میتوانست در اختیار ما قرار ندهد ما را محتاج به دیگران بکند ما را وابسته و نیازمند بکند پس اگر اینطوری تقدیر کرده که چیزی توانی در اختیار ما قرار بگیرد نباید از اینکه آن را در اختیار دیگران قرار بدهیم به دیگران کمک بکنیم ملول بشویم.@ این فرمایش سیدالشهدا(ع) هست(اِنَّ حَوائِجَ النّاسِ اِلَیکُم مِن نِعَمِ اللهِ عَلَیکُم فَلا تَمُلّوا النِعَم) حقیقت این هست که نیاز مردم به شما حالا هر نوع نیازی از نعمتهای خدا بر شماست پس از نعمتهای خدا ملول نشوید ناراحت نشوید از اینکه کسی به شما مراجعه بکند مراجعات مکرر داشته باشد نیازمند باشد و بخواهد شما برایش کاری را انجام بدهید.@ اگر انسان ملول بشود یعنی آن وظیفهای که خدا در اختیارش داده نتوانسته انجام بدهد عرضه ایفا کردن نقش خدایی را ندارد ما بدون نوبت بدون وقت در هر لحظه به خدا و اهل بیت توسل میکنیم شب، روز، سحر، تعطیل و غیر تعطیل، از خدا هم وقت نمیگیریم و توقع داریم خداوند ما هر وقت گفتیم یا الله حرف ما را بشنود حاجت ما را بدهد.@ کمال انسان در تشبه به خداوند تبارک و تعالی است در اینکه شبیه خداوند بشود غفور، کریم، رحیم، ودود، رئوف، اسماء خدا را جذب بکند اگر یک کسی از اینکه فرستاده خدا را جواب بدهد ملول بشود فرستاده پیامبر و اهل بیت را جواب بدهد ملول بشود این یعنی لیاقت ندارد اسم خدا را داشته باشد این لیاقت ندارد تشبه به خداوند تبارک و تعالی بکند.@ روز قیامت خدا کسانی که اسم یا اسمهایی از او را دارند مورد رحمت ویژه قرار میدهد میگوید این مثل ما اینطوری بود شما حاتم طایی را نگاه کنید با اینکه مسلمان هم نبود چون به زمان رسول خدا نرسید حاتم که مسلمان بشود ولی چقدر مورد تجلیل ائمه(ع) قرار گرفت مورد تجلیل امیرالمؤمنین قرار گرفت.@ که وقتی خواهر حاتم را دید گفت چه میشود دنیا یکبار دیگر یکی مثل حاتم را بتواند بیرون بدهد و خواهر حاتم هم خیلی زیرک بود گفت چه میشود جهان بتواند یکی مثل تو را بیرون بدهد یا امیرالمؤمنین، اینقدر مورد توجه خدا رسول خدا و اهل بیت هست حاتم با اینکه مسلمان هم نبود.@ ولی چون صفت خدایی داشت همه دوستش داشتند هم خدا دوستش داشت هم رسول الله دوستش داشت هم اهل بیت دوستش داشتند یقیناً هم برای این صفت برای او در آخرت کاری میکند پس اگر این صفت جذب شد ما باید از آن پاسداری بکنیم خداوند با قرار دادن قدرت در اختیار ما ما را امتحان میکند.@ میگوید من به تو توانایی میدهم ببینم تو میتوانی مثل من باشی یا نه، من چند نفر را میگذارم تو را اذیت بکنند چند نفر را میگذارم نمک نشناسی بکنند چند نفر را میگذارم توهین بکنند چند نفر را میگذارم کفران بکنند چند نفر را میگذارم به تو آزار برسانند و ببینم تو توان بخشیدن داری یا نه.@ تویی که همیشه به من میگویی خدایا همه گناهان من را ببخش از من ناراحت نشو رویت را هم برنگردان خودت هم اینطوری هستی یا نیستی یا نه یک آدم کینهای زودرنج و حساس و عصبی و بعد از خدا توقع داری گناهانت را ببخشد ولی خودت اصلاً عرضه بخشیدن دیگران را نداری عرضه احسان کردن به دیگران کمک کردن به دیگران را نداری.@ پس یادمان باشد وقتی به توانایی میرسیم یک کسی دکتر میشود میتواند مریضهای زیادی را ببیند چند وقت پیش یکی از دوستان ما یک ناراحتی پیدا کرد رفته بود مطب یکی از این دکترها، دکتر گفته بود که 15 میلیون تومان من میگیرم تو را عمل میکنم گفت آقای دکتر من بیمه هستم شما هم در بیمه میتوانید من را عمل بکنید که این هزینه گردن ما نیفتد.@ به او گفته بود که اگر من بخواهم همه را این کار را بکنم چیزی گیر خودم نمیاید کم گیر من میاید بیمه به ما کم میدهد اینطوری مفت میشود یعنی او اصلاً فکر نمیکند که حق با مریض است این مریض حق بیمه دارد پرداخت میکند حقش این هست که در بیمارستانهایی که تحت پوشش بیمه است عمل بشود میگوید نه من آنجا عمل نمیکنم باید بیایی بیمارستان خصوصی آنجا 15 میلیون تومان به من بدهی.@ این از تواناییش دارد استفاده میکند یا در تخصصهای دیگر کسانی که در رشتههای مختلف میتوانند به مردم کمک کنند اینکه مردم را سرکیسه میکنند مردم را میخواهند هر طوری هست وسیلهای برای بالا رفتن خودشان قرار بدهند این امانتدار خوبی نیست این لیاقت آن تخصص لیاقت قدرت لیاقت توانایی لیاقت ثروت لیاقت علم و آگاهی را ندارد.@ بخل کردن در علم بخل کردن در تواناییهای دیگر این باعث میشود انسان از خداوند تبارک و تعالی فاصله بگیرد اصلاً این آدم شبیه خداوند نمیشود دور میشود بنابراین دقت بکنیم همیشه تواناییهای ما به نفع ما تمام نمیشود.@ قدرت ما آبروی ما آبرودار بودن ثروتمند بودن عالم بودن مرجع بودن هر نوع مرجعیتی فرق نمیکند به نفع ما تمام نمیشود مگر اینکه ما دقیقاً به وظیفه الهی خودمان عمل بکنیم در اداره هستی ارباب رجوع میاید باید دقت بکنی تو میتوانی کار این را راه بیندازی اگر هی سنگ جلوی پایش بیندازی هی اذیتش بکنی هی بنده خدا را بدوانی با اینکه میتوانی کارش را حل بکنی تو لیاقت آن مقام را نداری لیاقت آن موقعیت را نداری.@ اگر میتوانی مشکل طرف را حل بکنی حل بکن هی ندوانش نگو برو فردا بیا یکی از بزرگترین گناهانی که ما مرتکب میشویم برو فردا بیا است یعنی امروز میتوانیم جواب بدهیم مخصوصاً نمیدهیم میگوییم برو فردا بیا.@ من یادم هست یک موقعی از یک کشور عربی آمده بودم وارد ایران شده بودم در اثر اشتباهی که یک بنده خدایی در آن کشور کرده بود ما با اینکه بلیط برگشت داشتیم نتوانستیم پرواز کنیم بیاییم به تهران، مجبور شدیم یک بلیط دیگر بگیریم برویم یکی از شهرهای دیگر ایران.@ آنجا به یک دلیل واهی و بیهودهای به من و همراهم مشکوک شدند آمدند به ما گفتند که شما باید بیایید نمیتوانید پرواز کنید بروید تهران با اینکه من باید پرواز داشتم باید میرفتم یک پرواز تبلیغی داشتم باید میرفتم یک کشور دیگر در این فاصله به من گفتند که شما پاسپورتهایتان را به ما بدهید حالا بروید تهران تا بعد ببینیم چه میشود آن مسئولین آنجا بودند در آن شهر.@ به آنها گفتم من مبلغ هستم معلم هستم باید بروم تبلیغ دارم پرواز دارم دو سه روز دیگر باید بروم یک کشور دیگر، گفت نمیشود، گفتم چرا نمیشود؟ برای چی من دلیلش را باید بدانم شما برای چی پاسپورت من را نگه میدارید؟ حالا باشد، بعضیها را دیدید در ادارات میخواهند احتیاطهای بیخودی بکنند گفتم هر چه که هست نیاز نیست پاسپورت من اینجا باشد گفت نه باید باشد، همین.@ در این ادارات مملو از آدمهای اینطوری هستند عقدهای گیر بده با اینکه میتوانند ارباب رجوع را اذیت نکنند اذیت میکنند گفتم یک چیزی به تو میگویم خوب گوشهایت را باز کن، گفت چی؟ گفتم من معلم هستم هیچ ترسی هم از تو ندارم حرفم را میزنم اگر در گوشت رفت که رفت اگر نرفت وای به حالت.@ گفت چیه؟ گفتم حدیث داریم من از یکی از علما حدیثی شنیدم که اگر به یک نفر بگویی برو فردا بیا در حالی که میتوانی الان کارش را راه بیندازی در ازای هر یک روز هشتاد سال در قیامت نگهات میدارند یک روز برو و بیا میدانی یعنی یک روز 24 ساعت یک نفر را وقت تلف کردن یعنی 24 ساعت دنیاست 24 دنیا معادل سالهای سال آخرت است.@ ما یک دقیقه وقت دیگران پنج دقیقه وقت دیگران را روی خودخواهی بخواهیم تلف بکنیم و بگیریم این جزا دارد گفتم این را به تو گفتم حالا فهمیدی؟ خداحافظ، دیدم دوید دنبالم گفت آقا بفرمایید این پاسپورت شما، بعد موقعی که من میخواستم بیایم گفت هشتاد سال؟ گفتم هشتاد سال، گفت من از شما معذرت میخواهم.@ باز خیلی آدم فهمیدهای بود که زود فهمید به او گفتم الان پاسپورت من را دادی پس میشد از اول هم بدهی برای چی هی به دیگران گیر بدهیم برو فردا بیا ما زمانی میتوانیم به یک نفر بگوییم برو فردا بیا که واقعاً دلیل داشته باشد واقعاً کاری از دست ما بر نیاید واقعاً برای ما امکانپذیر نباشد بیخودی وقت دیگران را نگیریم وقت دیگران را تلف نکنیم بیموقع مزاحم کسی نشویم خدای نکرده.@ روی خودخواهی نخواهیم که دیگران وقتشان کاری که دارند را تعطیل بکنند روی آن سایه بیندازد آن کار خراب بشود به هر قیمتی، کار من راه بیفتد پارتیبازی خراب کردن وقت دیگران بیهوده گرفتن وقت دیگران بیهوده کار را انجام ندادن اینها همه گرفتاری میاورد خیلی لطیف است.@ پدر هستی به بچهات قول دادی میتوانی انجام بدهی انجام بده این بچه را معطل نکن اعصابش را خورد نکن به همسرت قول دادی واقعاً اگر میتوانی انجام بدهی انجام بده از همدیگر امتیاز نگیریم نه حالا باشد بعد، این روحیه روحیه زشتی هست.@ خانم هستی برای شوهرت برای مادرت برای پدرت برای خواهر برادرت برای کسی کاری را وعده کردی انجام بدهی اگر میتوانی یک موقع هست آدم نمیتواند در توانش نیست یا فراموش میکند یک بحث دیگر است ولی یک موقع هست میتوانی و تعمداً عقب میاندازی این اصلاً کار خوبی نیست و معطلی دارد.@ پس ما باید لیاقت این را داشته باشیم اگر خدا کسی را به ما محتاج کرد وظیفه خودمان را انجام بدهیم آن نقش الهیمان را انجام بدهیم از موقعیت خودمان سوء استفاده نکنیم برخورد شخصی نکنیم چون ما حق برخورد شخصی با دیگران نداریم از روی عقده خودمان از روی احساسات خودمان از روی کینههای خودمان یا از روی حبّ خودمان، نه هیچ کس بیصاحب نیست وقتی به سمت ما میاید.@ هر کس به سمت ما میاید خدا وکیل مدافعش هست رسول الله اهل بیت وکیل مدافعش هستند حداقل اگر این را نمیفهمی بفهم که او خود تو هستی ما این را میتوانیم بفهمیم که خود آن شخص خود من هستم من وقتی دارم این را معطل میکنم در واقع دارم خودم را معطل میکنم وقتی دارم این را معطل میکنم قیامت خودم معطل میشوم.@ همین را همه بدانند من یک نفر را معطل میکنم و به وزان آخرتی این زمانی که دارم این را معطل میکنم خودم آن طرف معطل میشوم اگر یک موقعی کوتاهی کردیم اگر یک موقعی نتوانستیم حتماً از طرف مقابل عذرخواهی بکنیم حتماً از طرف مقابل حلالیت بخواهیم که من عذرخواهی میکنم حلال بکنید که وقت شما تلف شد شما معطل ماندید.@ یکبار دیگر روایت را بخوانیم از امیرالمؤمنین(ع) (اَحَقُّ النّاسِ بِالاِحسان مَن اَحسَنَ اللهُ اِلَیه وَ بَسَطَ بِالقُدرَۀِ یَدَیه) کسی که مورد احسان خدا قرار گرفته امتیازهای ویژهای خدا به او داده تواناییهایی به او داده امکانات خدا به او داده او مستحقترین شخص هست که نقش خدایی را بازی بکند.@ در باب انفاق یادتان هست آیهاش را خواندیم خدا در قرآن فرمود از چیزهایی که ما شما را جانشین خودمان کردیم در آن چیزها انفاق بکنید یعنی شما خلیفه من خدا هستی چطوری من بخشش میکنم حالا به شما پول دادم به شما امکانات دادم میتوانستم ندهم میتوانستم مریض و گرفتار و بدبخت و بیچارهات بکنم نمیشد؟ بله.@ حالا که به تو سلامتی قدرت امکانات اعتبار پول دادم تو خلیفه من باش چقدر این آیه زیباست تو خلیفه من باش تو جانشین من باش و مثل من با بندگانم رفتار کن. روایت بعدی از امیرالمؤمنین(ع) هست(اَلاِحسانُ مَحَبَّۀٌ) احسان یک نوع محبت است محبت شیوههای مختلف شکلهای مختلف دارد یک قسم مهرورزی نیکی کردن هست اینکه انسان یک خدمتی به دیگران بکند یک کمکی به دیگران بکند و این یک نوع محبت هست.@ (اَلاِحسانُ غُنمٌ) غُنم یعنی غنیمت، میگوید تو وقتی خوبی میکنی یک چیزی را داری غنیمت میگیری چه غنیمت خوبی است هم آثار دنیایی دارد هم آثار اخروی دارد. نیکی کردن به غنیمت گرفتن است، به غنیمت گرفتن شخص به غنیمت گرفتن دل به غنیمت گرفتن آخرت است.@ در واقع ثروت کسی بیشتر هست در مقیاس ابدی که بتواند به دیگران مهرورزی بیشتری بکند متأسفانه من گاهی وقتها میبینم بعضی از عزیزان میشنوم میگویند بشکند این دست که نمک ندارد بابا هنوز آخرت مانده هنوز قیامت مانده هنوز نمردی شب اول قبر به بعد مانده تو از کجا میدانی نمک ندارد مگر ما با آدمها داریم معامله میکنیم که بشکند این دست که نمک ندارد.@ اگر تو کاری کردی این غنیمت برای تو هست به تو برمیگردد، طبق کدام فرمول؟ هر کدام از این سه مرحله را بگیری درست در میاید(هو انت) بگیری پس تو به خودت خدمت کردی(هو رسول الله) بگیری رسول خدا باید جبران بکند آن محبتی که تو کردی(هو الله) بگیری خدا باید جبران بکند و خدا هم جبران میکند.@ ما چه توقعی داریم توقع داریم این شخص جواب بدهد حالا جواب نداد که نداد خدا جواب میدهد مگر نگفتند اگر تو سلام بکنی جوابت را ندهند جبرئیل جوابت را میدهند این خیلی بهتر شد بنابراین اگر تو کار خیری کردی کسی غنیمت ندانست بچهات نمکنشناسی کرد دخترت همسرت، پسرت، پدر، مادر، دوست، شریک تو اصلاً نباختی.@ ما باخت نداریم ما پشیمانی نداریم اگر کسی پشیمان میشود برای اینکه نگاه آخرتیش را از دست میدهد اگر کسی پشیمان میشود برای اینکه خودش را نمیشناسد اگر کسی پشیمان میشود ارزش نیکی را نمیداند ما اصلاً باخت نداریم هر کس میخواهد باشد.@ تو رفتی خانهاش، او نیامده تو محبت کردی او بد کرده تو هدیه خریدی او هدیه نخریده تو دعوت کردی او دعوت نکرده هر چه غُنم است غُنم یعنی غنیمت است امکان ندارد به تو برنگردد بنابراین چرا ما پشیمان میشویم میگوید من یک عمر به اینها محبت کردم آب در هاون کوبیدم نه یک عمر محبت کردی خیرش به تو میرسد.@ ما پاداشمان را از آدمها که نمیگیریم این اشتباه دید هست اشتباه عقیده است که ما فکر میکنیم من به هر کس محبت کردم باید از همان کس هم پاداش را بگیریم نه چرا ما پشیمان بشویم میگوید تا من باشم دیگر این دستم را گاز بگیرم دستم را بسوزانم این کار را بکنم تا دفعه دیگر این محبت را نکنم، نه.@ یک کسی قدر ندانست نمکنشناسی کرد ما اصلاً نباید پشیمان بشویم از کارمان از کردهمان چون غنیمت است به تو برمیگردد تو هر چه محبت بکنی به نفع خودت هست لذا ما باید مسابقه بگذاریم در نیکی کردن به افراد و اطرافیانمان، چون همهاش برای خودمان است.@ مثل کسی که مسابقه میگذارد در پسانداز کردن مسابقه بگذاریم ببینیم چقدر در حساب پساندازمان پول است مسابقه بگذاریم چقدر سکه جمع بکنیم همه را برای خودت جمع کردی تکاثر اگر در دنیا بد است در کار خیر خوب است هر چه تکاثر بیشتر در کار خیر، غنیمت ما قدرت ما نجات ما بیشتر و آسانتر هست.@ لذا قرآن میفرماید(يُسارِعُونَ فِي الْخَيْراتِ) اینها در کار خیر سرعت دارند با همدیگر مسابقه میگذارند از همدیگر جلو میزنند در کار خیر. خدا رحمت کند یکی از اولیاء خدا را، استاد ما میفرمود که ما هر وقت با ایشان اینطرف و آنطرف میرفتیم این جلوتر به همه سلام میکرد به بچهها سلام میکرد به جوانها به ناشناس سبقت سلام داشت مثل پیغمبر که فرمود من تا آخر عمر سلام کردن به بچهها را ترک نمیکنم.@ بر خلاف بعضی از ما که عارمان میاید به کوچکتر سلام بکنیم زودتر هم سلام بکنیم سلامت کو، به جای اینکه به این بگویی سلامت کو خودت سلام بکن عجب بچه بیادبی است آمد داخل سلام نکرد برو بیرون اول بیا سلام بکن بعد حرفت را بزن مثلاً میخواهیم دیگران را ادب بکنیم چه کار داری.@ میگفت این ولی خدا گفت که سلام کردن 99 تا ثواب دارد جواب سلام یکی، من محتاجترم به ثواب لذا من باید سبقت بگیرم ما نیازمندتر هستیم هر کس باید این را بگوید هیچ کس نیازمندتر از من در قبر نیست هیچ کس گداتر از من آنجا نیست.@ (یُسارِعونَ) در خیرات و در آخرت انسان باید مثل امیرالمؤمنین دائماً حریص باشد خیرات بکند هر چقدر میتواند، هر چقدر میتواند برای آخرت خودش سازندگی ایجاد بکند.@ تعبیرش دیگرش این است امیرالمؤمنین(ع) (اَلاِحسانُ ذُخرٌ وَ الکَریمُ مَن هذَه) چه رمز قشنگی است یک ذره روی این فکر بکنید میفرماید که نیکی کردن گنج است ذخیره است و کریم کسی هست که صاحب این گنج میشود چطوری است، در حدیث داریم آدمهای پست از خوردن لذت میبرند آدمهای کریم از خوراندن لذت میبرند.@ کریم دوست دارد به دیگران بخوراند به دیگران بدهد آدمهای پست دوست دارند مصرف کنند و بخورند از سر یک سفره معلوم میشود که چه کسی کریم است و چه کسی پست است کریم دوست دارد دیگران حجم بیشتری و بهتری از غذا را بخورند پست دوست دارد خودش بیشتر از دیگران گیرش آمده باشد بهترینها و بیشترین را او سر سفره بخورد کریم دهندگی دارد پست گیرندگی دارد.@ به نظر شما چرا اینجا حضرت راجع به کریم گیرندگی به کار برده؟ میفرماید(اَلاِحسانُ ذُخرٌ وَ الکریمُ مَن هذَه) نیکی کردن ذخیره و گنج است و کریم کسی است که مالک این گنج میشود یعنی این را به دست میاورد چطوری میشود کریم اینجا گرفته دهندگی نداشته جوابش خیلی ساده است.@ کریم دنیا میدهد ابدیت میگیرد طبیعت میدهد فطرت میگیرد حیوانیت میدهد انسانیت دریافت میکند دنیا میدهد خدا را دریافت میکند خدای بیشتری میگیرد از اسمش معلوم است اسمش کریم است اسم خداست اسم میگیرد ماده میدهد و اسم میگیرد طبیعت میدهد و اسم، اسم یک قدرت است این اسم کریم را میگیرد.@ مثل ورزشکاری که باید انرژی مصرف بکند تمرین بکند هی از طبیعت خودش از جسم خودش سرمایهگذاری بکند تا به قدرت برسد استاد بشود همه رشتهها همین است اسم گرفته اما این اسم حقیقی است اگر به او استاد میگویند واقعاً توان و کمالش را دارد امتیاز دارد قدرت دارد میتواند وقتی کریم میگویند این غیر از این است که یک نفر اسمش کریم باشد مثلاً کریم شیرهای، آن یک اسم است.@ اما اگر خدا به یک نفر گفت کریم این یعنی دارد این یعنی به قدت رسیده یعنی به توان رسیده یعنی کریم است خدا قبولش کرده رحیم است رحمان شده جواد شده غفور شده ودود شده اسم دارد دریافت میکند حضرت میگوید آن گنجی که تو به دست میاوری خیلی ماندنیتر است.@ آن گنجی که تو به دست میاوری تو شبیه خدا میشوی جزء شئونات الهی میشوی خودت و تقرب پیدا میکنی با دادن با کم کردن از خودتان با بخشیدن با نیکی کردن همیشه هم بخشیدن نیست نیکی کردن هست اما طبیعت است همیشه پول نیست ماده نیست طبیعت باید مصرف بکنی.@ کسی که عرضه دارد صبح میتواند از خواب بلند بشود لبخند بزند به چهره همه اعضای خانواده این دارد طبیعت مصرف میکند هر کسی شجاعت و جرأت و توانایی این کار را ندارد که بخندد به چهرههای همه، خیلیها هستند که عبوس هستند به ندرت میتوانند بخندند لبخند، نوازش، بوسه، اینها هزینه کردن میخواهد باید از خودت هزینه بکنی بخواهی این کار را بکنی وقتی از خودت مایه میگذاری به یک خود بالاتر و یک توان بالاتر انسان میرسد.@ روایت بعدی از نبی اکرم(ص) هست(زینَۀُ العِلمِ اَلإحسانُ) زینت علم نیکی کردن است این یعنی چی؟ یعنی اگر کسی عالم شد دکتر شد مهندس شد عالم دینی شد متخصص شد کارهای شد زیبایی او و زیبایی کارش به این هست که بتواند به مردم محبت بیشتری بکند احسان بکند علم به تنهایی نه، میگوید علمتان را تخصصتان را کمالتان را پولتان را زینت بدهید.@ زینتش به این هست که زیبایی تولید بکنید و زیبایی هم احسان هست محبت کردن به دیگران و احسان کردن به دیگران، بر عکس بعضیها که وقتی عالم میشوند انتظار دارند که بقیه دائماً به آنها خوبی و محبت بکنند دوست دارند همه به آنها دائم خدمت بکنند.@ ما متخصصینی داشتیم در زمان قدیم میامدند در تهران یا خارج از کشور تخصص کسب میکردند برمیگشتند کشور به مناطق محروم میرفتند در مناطق محروم مردم را سواددار، متخصص، آگاه میکردند این علم دارد و زینتش هم همین محبتی هست و احسانی هست که در حق دیگران میکند.@ بعضیها اصلاً اینطوری نیستند میگویند به ما چه بقیه عقب هستند من نباید خودم عقب بمانم این زشت است اصلاً زیبا نیست که انسان کمالی داشته باشد و نتواند احسان بکند با آن کمال به دیگران، دریغ بکند از دیگران.@ روایت بعدی از امیرالمؤمنین(ع) (اَفضَلُ الاِیمان اَلاِحسان) بالاترین ایمان نیکی کردن به دیگران است فکر نکنیم کار راحتی است اینقدر شیطان به بما بخل ترس تلقین میکند که اگر محبت بکنی پس خودت چی، اگر احسان بکنی پس خودت چی، خیلی به ما بخل و ترس میاندازد حمله از جلو همین است.@ در حمله از جلو ما دائماً از آینده میترسیم میگوییم من اگر الان برای این یک کاری بکنم من الان به این محبتی بکنم اگر الان به این یک چیزی بدهم خودم چه میشوم برای همین در قرآن کریم قبل از اینکه از شما بخواهد که شما نیکی بکنید اول خدا امضا داده.@ تضمین کرده همان اول کار که ببین شما هر نوع احسانی که به دیگران بکنی مادی یا معنوی من خدا اول با من قرارداد ببند که به هر کدام از بندگانم احسان کردی چه مادی و چه معنوی من خدا تضمین میدهم در همین دنیا چند برابرش به تو داده بشود از تو کم نشود پیغمبر فرمود من تضمین میکنم اینقدر ما بخل داریم که رسول خدا مجبور است به ما تضمین بدهد.@ میگوید من تضمین میکنم هرگز پولی با صدقه کم نشود تضمین میکنم هرگز پولی با خمس و زکات کم نشود و چند برابر جبران بشود هرگز پولی با انفاق و احسان کم نشود هرگز علمی با نشر کم نشود چون ما میترسیم بخیل هستیم شیطان میخواهد حمله بکند در حمله از جلو، میخواهد بگوید پس خودت چی، اول خدا آمده در قرآن تضمینها را داده.@ میگوید من حالا تضمین میکنم که هیچ اتفاقی نیفتد اصلاً کم نشود مگر شما ترستان از این نیست که اگر بدهید اگر بپردازید من میخواهم شما مثل من بشوید من میخواهم شما تمرین کنید که از خودتان به دیگران بدهید چطور من خدا هر چه بدهم کم نمیشود.@ (لا تَضُرُوکَ المَوهِبَۀ) خدایا به تو ضرر نمیخورد اگر چیزی را ببخشی خدا میگوید من خدا هر چه انفاق بکنم از خزانهام کم نمیشود هیچ چیزی از خزانه من خدا کم نمیشود هر چه به دیگران بدهم شما هم مثل من باشید من هم تضمین میکنم شما مثل من خدا اهل انفاق باشید اهل نیکی باشید و چیزی کم نشود.@ البته در مورد انسان حساب کتاب دارد با یک حساب کتاب و قاعده انسان باید جلو برود فقط بخل نباید داشته باشد آخرین روایت را هم بخوانم(بِالاِحسانِ وَ تَغَمُدِ الذُنُوبِ بِالغُفران یَعظُمُ المَجد) با نیکی کردن و چشمپوشی از گناهان دیگران، ببینید خداوند اسم خودش را روی ما گذاشته امیرالمؤمنین اسم خدا را روی ما گذاشت.@ میفرماید با احسان، چون محسن و احسان اسم خداست غفار غفران اسم خداست یا غفران، خدا را به غفران یاد میکنیم هم غفار میگوییم هم غافر میگوییم هم غفران میگوییم میفرماید(بِالاِحسانِ وَ تَغَمُدِ الذُنُوبِ بِالغُفران یَعظُمُ المَجد) شما هم غفور باشید و نسبت به گناهان دیگران مغفرت داشته باشید.@ گناهان دیگران دو جور است 1 ـ گناهانی هست که من از دیگران سراغ دارم در حق من نکرده ولی من سراغ دارم میدانم یک نفر گناه کرده میگوید باید بپوشانی اگر عرضه پوشاندن نداشته باشی و گناه کسی را فاش بکنی پرده خودت دریده میشود اگر گناه در کسی سراغ دارید آلودگی در کسی لغزش در کسی حق ندارید پرده کسی را پاره بکنید به هیچ وجه.@ 2 ـ در حق شما گناه کرده در حق شما ظلم کرده این را هم باید بپوشانید چشمپوشی بکنید با نیکی کردن و چشمپوشی کردن از گناهان(یَعظُمُ المَجد) عظمت شما مجد شما بزرگ میشود(یَعظُمُ) یعنی عظیم میشود احترام شما، آدم با پردهدری با انتقام کوچک میشود هم پیش خدا هم پیش مردم هم پیش خودش، خودش هم بعداً حالش از خودش به هم میخورد که این کار را کرد.@ از کوچکی خودش از اینکه نمیتواند ظرفیت ندارد گناه را پاک بکند و شویندگی ندارد قدرت ندارد مثل آب کُر نیست که بتواند نجاست را در خودش حل بکند این آدم حالش از خودش هم بعداً به هم میخورد که من چقدر نجس هستم مثل آب قلیل هستم که گناه دیگران زود من را نجس میکند اشتباهات دیگران زود من را به آلودگی میاندازد.@ به غیبت به تهمت به تعریف کردن اینطرف و آنطرف به کشف اسرار مردم من چرا اینطوری هستم نمیتوانم راز را نگه بدارم چرا باید همیشه پرده دیگران را بدرم چرا باید خبرچین باشم آدم خودش هم از خودش حالش به هم میخورد پیش مردم هم منفور است پیش فرشتهها هم منفور است پیش خدا هم منفور است.@ برعکس کسی که گناهان دیگران را میپوشاند پردهدری نمیکند چه گناهان در حق خودش شده باشد چه گناهان در حق دیگران شده باشد لو نمیدهد حرف نمیزند فاش نمیکند تعریف نمیکند این شخص شایسته مجد و عظمت هست(یَعظُمُ المَجد) یعنی مجد این شخص بزرگی این شخص عظمت پیدا میکند با احترام مجد و عظمت میابد.@ پس این یک تمرین است برای ما، گناهپوشی مغفرت نسبت به گناهان دیگران پشیمان نشدن از خیرات نسبت به دیگران، وقتی دست عسلیت را کردی در دهان کسی گاز گرفت پشیمان نشوی به خدا نگاه کن خدا میلیاردها سال است دارد بنده خلق میکند از وقتی که خدا بوده همیشه، وقتی هم که ندارد چون خدا که اول نداشته خدا دائماً دارد خلق میکند و اکثر بندگانش هم نسبت به او ناسپاس و کفور هستند.@ (قُتِلَ الْإِنْسانُ ما أَكْفَرَهُ) انسان کفور است ناسپاس است ولی خدا اصلاً پشیمان نمیشود اصلاً ناراحت هم نمیشود به داوود گفت یا داوود اگر آنهایی که گناه کردند و با من قهر کردند روی از من برگرداندن اینها میدانستند که من چطوری به شوق و انتظار اینها نشستم از شوق من میمردند.@ یعنی یک خدایی ما داریم ولو گناهش را بکنیم ولو به او پشت بکنیم ولو معصیتش را بکنیم اصلاً رویش را از تو برنمیگرداند با تو قهر نمیکند پل پشت سرت خراب نمیکند تا زنده هستی منتظر برگشتنت هست.@ به داوود میگوید یا داوود من با گناهکارانی که با من قهر کردند اینطوری هستم ببین با آنهایی که با من آشتی هستند چطوری هستم آنها را چقدر دوست دارم یک خدای اینطوری داریم یک خدای به این خوبی به این مهربانی میتوانیم شبیه او بشویم یا نه؟ میتوانیم اسمهایش را جذب بکنیم؟ احسان، محسن، غافر، غفار، غفران، میتوانیم ما هم اهل مغفرت باشیم یا نه.@ حضرت چقدر ما را تحویل گرفته با ما اینطوری حرف میزند(بِالاِحسانِ وَ تَغَمُدِ الذُنُوبِ بِالغُفران یَعظُمُ المَجد) مجد و عظمت انسان بالا میرود با نیکی کردن و پوشاندن گناهان دیگران گفتم این گناهان چه میخواهد در حق ما باشد و چه در حق دیگران.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@ با همدیگر پنج مرتبه آیه امن یجیب را جهت رفع اضطرار از وجود مقدس آقا امام زمان(ع) رفع اضطرار شیعیانشان مسلمین و مستضعفین جهان دفع بلاها طبیعی و غیر طبیعی از شهر و کشورمان با هم میخوانیم(اعوذبالله من الشیطان الرجیم أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ) هدیه به محضر مقدسشان سلامتیشان خشنودیشان تعجیل در فرجشان انشاالله ما همه مشمول ادعیه ویژه حضرت باشیم صلوات بلند ختم بفرمایید.@ سؤال کردند اگر به همسر زیاد محبت بکنیم و او پاسخ مناسبی ندهد آیا ادامه دادن این روند درست است یا نه اسراف در محبت داریم؟ بله در محبت ما داریم محبت غیر از احسان است محبت یعنی حالتهای مهرورزی غیر از نیکی کردن هست.@ در محبت ما باید اندازهها را نگه داریم و ظرفیت افراد را ملاحظه بکنیم حتماً حتی بچه خودمان را هم همینطور در حدیث داریم به بچهها بیش از ظرفیتشان محبت نکنید چون سوء استفاده میکنند و محبت زیاد میتواند آنها را منحرف بکند.@ پس اینکه انسان همیشه بخواهد محبت بکند نه درست نیست اما اینکه یک نفر سوء استفاده بکند در مورد دیگران داریم که به دیگران محبت بکنید و خدمت بکنید به شرط اینکه آنها روحیه استخدام پیدا نکنند روحیه استخدام چیست؟ یعنی اینکه فکر بکند تو نوکرش هستی همیشه از تو توقع داشته باشد که تو برایش کار انجام بدهی بدون اینکه وقتی تو به او نیاز داری کاری برایت انجام بدهد این روحیه بدی هست.@ حضرت میفرماید این اصلاً کرامت نیست خوب نیست که انسان رابطهاش با دیگران یک طرفه باشد یعنی خدمت بکند غیر از پدر مادر فرق دارد پدر مادر و کسانی که روی ما ولایت دارند آن موضوعش فرق میکند اما کسانی که با ما برابر هستند اصلاً اینطور نیست انسان محبت بکند پشیمان نباید بشود اگر کسی پاسخ نداد ناراحت نباید بشود.@ اما روندش را نباید ادامه بدهد چون آن شخص مستکبر و فاسد و ظالم بار میاید نباید به ظلم دیگران کمک بکنیم اگر محبت کردیم باید آن قاعده یادمان نرود برای کسی بمیریم که برای ما تب میکند این فرمول یادمان نرود. قرار بود در مورد عشق و علاقه به غیر خدا صحبت بکنیم؟ نمیدانم مربوط به کدام کلاس بود.@ سؤال کردند که ما گاهی اعمالی را انجام میدهم که ظاهراً درست و خوب است اما برای ما گناه نوشته میشود از کجا باید فهمید که این کار خیر است و عاقبت خیر دارد و اگر خدا پاسخی در این دنیا به ما نمیدهد به این هست که در آخرت به ما پاداش را خواهد داد؟ معیارها مشخص است ما معیارهای کارها را باید بدانیم.@ در بحث شیطان و صور مقدس دشمنشناسی و بعضی از مباحث دیگر ما معیارها را ذکر کردیم این کتاب شریف ثواب الاعمال و عقاب الاعمال را که گفتم برای همین گفتم تهیه کنید بخوانید که یک مقدار معیارهای الهی دستمان باشد که بدانیم چه کارهایی خوب است و چه کارهایی خوب نیست.@ گناه اثر وضعی دارد مثل خشکی چشم قساوت قلب بیعاطفگی آثار وضعی دارد اما این دلیل نمیشود که خداوند تبارک و تعالی گناهکاران را دوست نداشته باشد. نپذیرفتن مهمان هیچ اشکالی ندارد.@ انسان میتواند بگوید الان آمادگی پذیرفتن ندارم بچهها درس دارند وقت امتحانات بچهها است باید وقتم را بگذارم روی برنامههای بچههایم اگر نمیتواند هر دو را اکرام بکند با هم پذیرایی بکند هیچ اشکالی ندارد از مهمانش عذرخواهی بکند و مهمانی و پذیرایی را به یک وقت دیگری موکول بکند.@ سؤال کردند که آیا میتوان جهیزیهای را که مادرمان برای ما جمع کرده با اجازه مادرمان به کسی که احتیاج دارد ببخشیم؟ این کار را ایثار میگویند یعنی ترجیح دیگران به خود که از عظیمترین مراتب انسانیت هست به شرط که حتماً پدر یا مادری که این هزینه را کردند خود آنها هم راضی باشند چون جهیزیه مال خود شخص نیست.@ گاهی وقتها برای جلوگیری از ظلم دیگران باید به کارهایی انسان دست بزند که شایسته نیست اگر مصلحت جلوگیری از ظلم یک انسان، یک قاعده کلی بگویم اگر مصلحت یک گناهی بالاتر از مصلحت انجام ندادنش باشد اشکالی ندارد.@ یعنی مثلاً در فقه داریم تشریح بدن مصلح کردن بدن یک انسان حرام است اما اگر یک مصلحتی پیش بیاید که تکهتکه کردن بدن یک نفر مصلحتش بیشتر از تکهتکه نکردنش باشد میگویند اشکال ندارد چرا؟ چون موضوع عوض شده حکم هم عوض میشود موضوع چه بود؟ گفتند آقا فایدهای در تکهتکه بدن نیست توهین به بدن است الان میگویند بدن را بریدن در علم تشریح به نفع پزشکی و جامعه جهانی است.@ اهداء اعضا قبلاً معنا نداشت الان معنا دارد اشکالی ندارد بنابراین اگر میخواهیم یک کاری را انجام بدهیم که حرام است اگر موضوعش عوض بشود و یک مصلحت الهی و انسانی نه مصلحت شخصی یک مصلحت الهی بالاتری وجود داشته باشد عیبی ندارد.@ مثل غیبت کردن یک کسی آمده از شما سؤال میکند من میخواهم با فلان دختر یا فلان پسر ازدواج بکنم اینجا مقام مشورت است غیبت اشکالی ندارد شما بگویید نه صلاح نیست در همین حد و اگر اصرار کرد برای اینکه این به این مفسده دچار نشود انسان بتواند عیب را بگوید این هم عیبی ندارد این نوع غیبت حرام نیست.@ در خانواده اگر انسان مجبور بشود بین پدر و مادر یکی را انتخاب بکند با رعایت حق، یک موقع هست پدر حق دارد و مادر معصیت میکند این یک بحث دیگر است اما با رعایت حق مادر همیشه اولویت دارد لذا در قرآن نگاه بکنید همیشه اولویت با اینها هست میگوید اول مادر بعد پدر اول خواهر بعد برادر سیر محبت کردن کمک کردن در خانواده اینطوری است اول مادر بعد پدر اول خواهر بعد برادر.@ با توجه به صحبتهای شما انسان نمیتواند از خدا هم توقع داشته باشد؟ بله توقع از خدا هم، خدا رحمت کند میرزا را میگفت توقع بد است حتی از خدا توقعهای بیجا آدم نباید داشته باشد ولی ما چشمداشت به خدا داشته باشیم که غیر از خدا ما کسی را نداریم که از او چیزی را بخواهیم.@ کمک کردن به آدمهای بدحساب اگر خودتان لنگ میمانید اگر کسی بدحسابی کرد میتوانید دفعات بعد تضمین بالاتر بگیرید و اگر امکان ندارد نه لازم نیست انسان به یک آدمی که بدحساب هست همیشه کمک بکند فاتحه و صلوات برای شهدا برای اموات برای بدوارثان بیوارثان همه اینها احسان هست.@ سؤال کردند اگر ما بتوانیم در بیمارستان وقت بگیریم برای دیگران با توجه به اینکه این وقت مال مردم هست که میایند میگیرند کسی در بیمارستان وقت میگیرد برای دیگران آیا این حق الناس هست یا نه؟ این دقیقاً تابع قوانین یک مؤسسه و بیمارستان است مؤسسات و بیمارستان گاهی وقتها برای اعضای خودشان حقوقی قائل هستند اجازههایی میدهند و دکترها هم میپذیرند.@ اگر یک همچین حقوقی داشته باشند هیچ اشکالی ندارد که انسان از موقعیت خودش برای وقتگیری برای دیگران استفاده کند اما اگر یک همچین اجازهای را ندارد به او یک همچین اجازهای نمیدهند گرفتن حق دیگران اشکال پیدا میکند.@ سؤال کردند با توجه به اینکه زلیخا توبه کرده است چرا قرآن برای همیشه تاریخ گناه او را فاش کرده؟ خداوند اختیار بندهاش را دارد هر کاری دلش بخواهد با بندهاش میتواند بکند ولی اگر خداوند این شفافیتها را ایجاد نمیکرد کما اینکه الان در کتابهای تورات و انجیل انبیاء را زناکار و مشروبخور و قاتل معرفی میکنند انبیاء الهی از عصمت ساقط میشدند.@ ما الان در توراتها و بعضی از انجلیها انبیاء را در حد زناکار و مشروبخور و آدمکش معرفی کردند هیچ دفاعی از حقوق آنها نمیشد و خداوند از انبیاء خودش که معصوم هستند دفاع میکند برای زلیخا هم بد نمیشود زلیخا هم به این مجد و عظمت راضی هست.@
جلسه 007 - حسنات و سیئات
متن کامل (خام) جلسه 007 - حسنات و سیئات