جلسه 012 - انصاف و ریشه‌های بی‌انصافی
شماره جلسه
12
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1395
ماه
9
روز
18
متن کامل (خام) ‌ جلسه 012 - انصاف و ریشه‌های بی‌انصافی

انصاف و ریشه های بی انصافی؛ جلسه دوازدهم 18/09/1395

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم* بسم الله الرحمن الرحیم* الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنت الله علی اعدائهم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین.

سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان.

بحثمان درباره ظلم بود و ابعاد وآثار ظلم، بحث امروز را از یک فرمایش از وجود مقدس امیرالمومنین (ع) آغاز می‌کنیم. فرمودند: {بعث الزاد المعاد ال ادوان علی المعاد} چه بد توشعه ای هست برای آخرت انسان ظلم به بندگان خدا یعنی خیلی از چیزها را آدم ممکن است به عنوان گناهان باخودش ببرد اما خیلی بداست وچون حق الناس هم هست گرفتاری سخت است، با خدای کریم سرو کارندارد، دربرزخ ویادر قیامت، با مردمی سروکار دارد که آنجا به شدت فقر را احساس میکند که حالا طلبکاری از مارا غنیمت میداند،که این خیلی مهم میباشد، ولی چون آنجا همه نگران عاقبت خودشان هستند وقرآن می فرماید{ولا تضرت وضرا الاخرا} هیچ کس آنجا حاضرنمی باشد که فداکاری بکند،بار کس را بکشد حتی اعضای خانواده که نسبت به هم مهربان هستند ؛آنجا حاضرنیستند بار اعضای دیگر خانواده رابکشن، هیچکس.

حالا اگرما ظلم بکنیم به یک نفر واونجا ازما طلبکار باشد،چون خود این فرد احتیاج دارد، نمیتواند به راحتی یک نفر دیگر را راضی بکند، خیلی سخت هست لذا امیر المومنین{ع} می فرماید که {بعث الزادالمعاد} بعد توشه ای می باشد برای بازگشتمان{ال ادوان علی المعاد} که انسان تجاوز و دشمنی بکند با بندگان خدا، یعنی حقی برگردنش باشد این کار خطرناک است، لذا این یک خط قرمز می باشد برای ارتباطات ما انسانها و بلاخره انسانها یک دایره ارتباطات با خانواده خودش، خانواده مادری وپدری،دوستان وهمسایه ها یک گستره ای دارد،پس باید مراقب این خط قرمز باشد که دچار حق الناس نگردد که ستمی از ناحیه او متوجه او نگردد که خیلی سنگین وسخت هست که انسان به اطرافش،دوستان و غریبه ها ظلم و ستم نکند.

برای اینکه این قضیه خوب جابیفتد قسمتی ازخطبه224 نهج البلاغه را برایتان نقل مینمایم که امام می فرماید به خدا قسم اگرشب روی توده ای از خاک بیدار بمانم و مرا بسته به کند وزنجیر ببندن و بکشانند خوشتردارم از این که در روز قیامت با دامن آلوده به ستم ار یکی از بندگان خدا یا غصب کمترین چیز از خطام دنیا برخدا و رسول او وارد شوم،این قدر سنگین است که اگرمن را روی خارببندن وبازنجیر بکشانند برای من بهتر از این است که روزقیامت باظلم به بندگان ویا غصب یکی از حقوق بندگان خدا درقیامت مشحور بشوم چگونه این خیلی مهم است یعنی حضرت غاعده میدهد به دست ما،چگونه به خاطر جسمی که تار وپودرش به سرعت به سوی پوسیدگی پیش میرود این بدن در روزگاران بر کسی ستم کنی به خاطر بدنم ،به خاطر میلم،به خاطر حوس هام به کسی ظلم بکنم حضرت دارد ازخودش سوال میکند این درنظربگیرد انسان اگردر این حالت هست چگونه خود را قیانع بکند که خودش ،خودش راموعظه بکنه که به خاطر جسم که ازمن جدا میشود جانم را برای همیشه درچار عذاب نکم،به خاطر شکم یا شهوت ویا به خاطر آسایش خودم راآلوده نکنم.

باز در خطبه 192 میفرماید{الله الله فی عاجل بدر،و عاجلل و خامت الظلم وسوء العاقبت الکبر} میفرماید که از خدا بترسید درباره عاقبت ناگوار ستمگری در دنیا وآخرت واز فرجام بد کبر،ازخدا بترسید درباره عاقبت ناگوارستمگری در دنیا وآخرت وازفرجام بیدکبر،درمورد ستمگری میفرماید عاقبت ناگوارهم دردنیا وهم در آخرت .

قبلا عرض کردیم که نزدیکترین چیزی که آثارش زود روی انسان اثر میگزارد مثل دارو،مثل چایی که شما میخورید یا آب تا میخورید اثرش باد است تشنگیت برطرف میشود،چایی تا میخورید آن حالت نیکوتینی که دارد برروی بدن اثرمیگزارد درلحظه ای که میخوری تشنگی وخستگیت را برطرف میکند در ثانیه ظلم هم اینطوری میباشد یعنی خیلی سریع آثارخودش را درذات ودنیای انسان میگزارد وکارهای انسان راخراب میکند خود حضرت علی (ع) میفرماید{ ایاک والظلم فمن ظلمه کرحه ایام} که میفرمایند ازستمگری بپرهیز که کسی که ستم کند روزگارش (کرهت) ناگوار میشود،روزگار بدی را میگزرانند ظلم این طوریست،تو با اینکه دارا هستی،با اینکه عوامل خوشبختی در قسمتهای پایینی را داری مرحله پایینی وجودیت را هیچ موقع آرامش نداری دیگر به شما خوش نمیگذرد،آرامش دل نداری،دل خوش وشادنداری ظلم مانندسم میباشد حالت خوب است وسلامتی ولی یک چیز سمی را خوردی که مسمومت کرده که حالت را به هم میریزد کاری نمیتونی بکنی که رفته پایین واثرگذاشته،ظلم اینطوری میباشد یعنی روزگار انسان را خراب میکند اینطوری نیست که کسی بگوید یک مدتی ظلم میکنم ،خوش میگذرانم حالا آخرت میرم ببینم آخرت چی میشود نه همین جا،همین لحظه ظلم آثار خودش را نشان میدهد که خیلی مهم است گاهی وقیتها ماخودمان فکرمیکنیم که وقتی درمورد ظلم صحبت میکنیم دزدی،حیضی وکارناموسی اینهارا میگن ظلم ،آدم کشی نه ،ظلم خیلی راحت الان ما طلاقهای وحشتناک داریم در جامعه داریم به خاطر ظلم زن وشوهرها میباشد که نسبت به هم دارن یعنی خودشون میکنند میفرماید که {ان احسنتم احسنتم لل انفسهم وان اثرتم ولعن} انسان وقتی یک کارخوب میکند نسبت به یک کسی خودش داره کار خوب میکند که قاعده {هوانت} که قاعده مهمی است وقتی داری کار بد انجام میدی به خودت انجام میدی الان متوجه نمیشوی ولی آثارش همان لحظه شروع میشود لذا وقتی داری کسی را سرزنش میکنی کسی را سرزنش نمیکنی درواقع داری خودت را سرزنش میکنی،انسانی که داره دیگران سرزنش وتحقیر میکند، ازدیگران عیب وبهانه گیری میکنه از دیگران،خاطر دیگران را می آزارد،در واقع دارد باخودش این کار را انجام میدهد، یعنی این قدر داستان نقد می باشد،لذا حضرت میفرماید بترسید در باره عاقبت ناگوار ستمگری هم در دنیا ،هم در آخرت در باره فرجام بد کبر،کبر داستان خودش دارد که قبلا صحبت نکردیم،بزرگی کردن نسبت به دیگران،کبرعلمای اخلاق فرمودن : کسی که عبادت نمیکند ،نمازنمیخواند،در برابر پیامبر ،ائمه کبر میکندريا، اطاعت نمیکند آنها را،کبر در مقابل مردم هم هست،خودبزرگ ببینی درمقابل مردم ،قولدوری کردن، خود برتر بینی که این هم ضمینه های مختلف دارد یعنی هم میتواند بابت کمالات جمادی انسان تکبر بکند وهم بابت کمالات گیاهی وهم حیوانی و هم بابت کمالات عقلی میتواند تکبر بکند.

با داشتن کمالی از کمالات دنیا کبر ورزی بکند،گاهی وقتها انسان هیچ چیزهم ندارد، ولی تکبر دارد،بد غلقه ،یک دنده است، لجبازی دارد،کله شق است، توغسی وتندی رادر مقابل دیگران دارا میباشد.

درباره متکبر چون تکبر صفات خداست،کبریائی مال کس است که بزرگ میباشد،اگر کسی واقعا بزرگ نیست پس حق ندارد بزرگی بکند،کبریائی مال خداست ،یکی از صفات خداست ،خدااگر بزرگی بکند حق است،چون وجود دارد،هستی دارد،ذاتش مال خودش است،کمال بی نهایت است، وجود مطلقه ماکه وجودمان برای خودمان نیست،حتی هستی مان مال خود مان نمی باشد، وجود وکمالاتمان مال خودمان نیست،هیچ کدام از اوصافی که ما داریم، یه فرد بیاد بگه که چه کمالاتی دارد ،ازپایین شروع کنیم،من کمالات جمادی دارم ،خانه و پول دارم، اتومبیل وویلا وثروت دارم،فرد بابت اینها کبرورزی کند،بزرگی بکند،زیبا هستم،هیکل بزرگ دارم،قهرمان زیبائی اندام هستم، وهر ویژگی دیگری کمالات گیاهی،غذا ،خوراک دارم.

یک فردی کمالات حیوانی دارا باشد،خانواده ،اشیره،مقام ، ریاست وصد تا رتبه اجتماعی حاکمیت،رتبه اجتماعی که مسائل حیوانی اند،یادانش داشته باشد من علم زیادمیباشد، عالم هستم هرچقدرانسان بکشد ازنظرکمالات بالاترتکبر او افزایش می یابد،نسبت به بندگان خدا،نسبت به خدا،یا خود خالق،یک وقت هم که میرود نمار بخواند کمالات پایینی هم با خود به سر سجاده میبرد،بعنوان یک دکتر،استاد،و وزیر ویا فرماندار بلند میشود میرود حرم ،اونجا به امام رضا(ع) میفرماید ماهستیم که امده ایم که رتبه اش را به رخ امام بکشد که من این مقام دارم که امدم حرم شما،هرچقدر انسان کمالاتش افزایش می یابد،اگر اخباط نداشته باشد،معرفت نداشته باشد تکبرش افزایش می یابد هم درمقابل خدا،اهل بیت ومردم.

این فرد اگردیپلم داشت بهتر بود از هنگامی که دانشگاه رفته جلوی خدا ایستادگی میکند، راحت نمیتواند عبادت کند، سینه زنی بکند،،نمیتواند سلام بکند وبا مردم باشد،تا یک موقعیت اجتماعی پیدا میکند رخوت میگیرد،قبلا که یک انسان معمولی بودشاید گناه هم میکرد،خیلی انسان متواضعی بود جوش میخورد از وقتی رفته مسجد،جبهه رفته ،چند روز کار خیر انجام داده کار مقدس انجام میدهد برای همه قیافه میگیرد، که قبول نداریم.

انواع تکبر را داریم مثل تکبرمذهبی که مداحان در برابر مراجع وعلما دارند که بهانه اش این که شعر میخوانند،مرجع تقلید میگوید این عمل حرام است قبول نمیکند،خدا رحمت کند آیت الله بروجردی را که رواسای هیئت را جمع کرده بود که مگر من مرجع تقلید شمانیستم،ازکی تقلید میکنید،گفتند از شما تقلید میکنیم،گفت من به شمامیگویم که این علامتهارا داخل هیآت نبرید که حرام است،گفته بودند ما ده ماه از شما تقلید میکنیم محرم و صفر از خودمان.

الان شما بنگرید چقدر بدعتها توهیئتها آوردن،داخل اشعار،سبکها وعلامتها تکبر است که باید بزاری کنار که نمیتواند انجام بدهد،میگه آقا مگه شما مرد نمی باشید طلا برای مرد حرام است که دست شماست با طلای که گردن است میرود حرم واگر بگی حرام است ناراحت میشود،به شما مربوط نیست دلم میخواهد اینگونه رفتار کنم به شما مربوط نیست وقیافه میگیرد.

تکبر به ما خیلی نزدیک می باشد،مادر،پدر چهار تا تذکرمیدن بچه داد وفریادش بالا میرود که چرا بهش تذکردادن،طاقت تذکرو انتقاد را ندارد،عروس وداماد خانواده است تحمل تذکر را ندارد،تابه او میگویند فلان کارت مشکل دارد حاضر نیست بگوید بله وببخشید وعذر خواهی بکند،داد وفریاد وهمه چیز را بهم میریزد.

تکبر به خیلی نزدیک است،در رفتار خود دقت کنیم ببینیم باپدر و مادر چطوری هستیم،با استاد وشاگرد وهمسایه ها چطوری هستیم.

دیشب یک استاد دانشگاهی به من زنگ زده بود و می گفت : من یک حس بد ی دارم،دوست دارم هنگامی که وارد کلاس دانشگاه می شوم،همه دانشجوها برایم بلند بشوند،دوست دارم ازمن تعرییف کرده واحترام بگدارند،این حالت برای چی میباشد ،جایی میروم نامم باشد،تکبر است یا نه گفتم بله عین تکبر است، خودشیفتگی میباشد.

گفتم در روایت داریم {المئومنو مکفل} علی (ع) میفرماید: مومن مورد غفران قرار میگیرد اصلا یکی از ویژگیها و نشانه های مومن این است در جاهایی قدرش را نمیدانند،قیمتش دانسته نمیشود،توانایی خوبی دارد،کمالات خوبی دارد از خانوادش بگیریدتا اطرافیانش،محل کار ،همسایه ها،یا جایی که خقش است کسی تحویلش نمیگیرد،کار خوبش دیده نمیشود،این زیبایی وصفیت مومن میباشد،برزانده مومن مثل خداوند یک سهمی از کفران در آن میباشد چطور بندگان خدا کفران میکنند خداوند را،اهل بیت چقدر مودر کفران قرار میگیرن،اولیای الهی چقدر مورد غفران قرار میگیرند،مومنم اینطوریه که یه جاهایی شوهرش قدرش رانمداند،زنشو بچه ها قدرشو نمیدانند،والدینش قدرش نمیدونند،خوبیهاشونو نمیبینند، عیبی نداره این سهم ماست قشنگه اگر یه وقتهایی دیده نشویم،لازم است یه وقتهایی برای مومن که دیده نشود،که برازنده اش میباشد که چون شبیه خدا میباشد،خداوند میخواهد که اسمهاشو به ما بدهد که ما باید شبیه خدا بشیم یک جاهایی دیده نمیشویم،بله کسی که خیلی پایین تر است،دیده بشود وخیلی ازش تلیل بشود،ولی کسی که خیلی بزرگ است دیده نشود نباید به آن بزرگ بر بخورد وقتی {هوانت} را رعایت بکند خوشحال است.

خدا رحمت بکند مرحوم خاجه نصریدین طوسی رحمت الله تعالی علیه که خواحه خیلی بزرگ است،خیلی عظمت دارد،یک مرجع وعالم عادی نمی باشد،خیلی بزرگ بوده مرحوم خواجه طوسی،در تمام رشته های زمان خود تخصوص وتبهر داشته است،خواجه کسی است که الان شما نگاه بکنی پرواز را به داوینچی نسبت میدهن، داونچی بال ساخته ، خواجه سیصد سال قبل داوینچی بال ساخت،از قیلعه مغولها پرواز کرد ،فرار کرد.

آیت الله جوادی آمالی میفرماید: که در قیامت یه عده از مردم آرزو میکنند که ریاضیات خواجه را بلد باشند، میگویند خدا ما پهن ریاضی ،درس ریاضی علومی که داشته باید یاد بده.

یک آدم به این بزرگی که خودش میگوید که خیلی باصفا بوده یک نفر به خواجه مینویسد شما سگ هستید، در جواب نوشته بود فکرنمیکنم که من سگ باشم، من ناخونهایم پهن است در حالی که سگ درازه، سگ پشمالوه در حالی که من پشم ندارم، نه من سگ نیستم، خودش تعریفی میکد که درمسجد نشسته بودم دوروستایی آمدن داخل مسجد که ازمن سوال شرعی بپرسند،هرچقدر توضیح دادم متوجه نشدن مساله شان را که یک علامه فقیه نشسته، متوجه نمیشدن این افراد، رفتم آن طرفی مسجد که اتفاقا تنبل ترین شاگردمم نشسته بود، قشنگ براشون توضیح داد کف کردن و گفتن این عالمه شما هیچ چیز حالیتون نیست، خود خواجه میگوید خدا در زمانهایی میخواهد باد آدم را خالی بکند، لازم یک جاهایی دیده نشود خوب دیده نشود، دیده مشدن وغربتش قشنگ است،غریبی یک اجره،یکمقامه ، یک کفاره است.

من افسرده ام ،من همه زحمتی برای مادرم میکشم، اما آن عروسی که همش میخوابد رابیشتر دوست دارد، این خوبی شماست ،یک ثروت میباشد برای شما، من داماد خوبم به داماد دیگر توجه دارد ، شما چقدر کوچک و عاطفی هستید مگه ما گدای عاطفه مثل خودمان هستیم،مومن وصل به کانون عواطف الهی که به حدی سیراب است که دیگر براش مهم نمی باشد که کسی تحویلش میگیرد یا نمیگیرد،،دوسش دارد یانه،مومن گدا نیست،ثروتمند است، حالا بزار چند تا محبت به جاریه ،عروس بکنن ،عیبی ندارد چه بخلی ما داریم، عصابمون بریزد بهم،حالمان خراب بشود،، دعوا راه بیندازیم با خانواده ،همسر واطرافیان که افسرده وپژمرده باشیم.

کبر وتکبر تاکیید میکنم که به انسان خیلی نزدیک است.

زود رنجی وحساسیت که فشار قبر زیادی به ما انسانها وارد میکند مال کبر است ،افرادی که زود رنج و حساس اند تابه آنها حرفی میزنی برمیخورد وحتی با پدر ومادرشان بدرفتاری میکنند بااطرافیانشان بد رفتاری میکنند برای میزان کبر وتکبر این افراد است، رخوتی که تووجود همه آدمها هست .

زود رنجی وعصبانیت مثل عصبانیت فشار قبرمی آورد،هر چه بیشتر هم دنیا وهم آخرت را خراب میکند، لذا در روایات داریم افراد متکبر روز قیامت که حسابرسی میکنند به همه خدا به حساب این افراد رسیدگی نمیکند،معطل میمانن که الان حساب من چی میشود،قیامت پنجاه هزار سال است،،معطل است کسی ،فرشته ای بیاید ،فش بده،بزنه توگوشش،بگه برو بهشت،بروجهنم،همونجوری بلاتکلیف می ایستد آنجا، بعد خداوند این طور نگه نمدارد به اندازه مورچه کوچک میکند می اندازد زیر دست وپای اهل محشرچون انجا {لا یموت فیها ولا یحیی} مرگی هم که نیست که کسی بمیرد،، فشار راتحمل میکنن،به میشون ولی نمیمیرن این از بس آدم متکبری بوده در مقابل دستورات خدا،پوست کلفتی میکرده ،مقاومت میکرده ،حالا یانمازش بوده یا روزه،خمس ،حجاب بوده،پوست کلفتی میکند این واجب است،کسی که درمقابل دستورات خدا مقاومت میکند خمس قبول ندارد، حج یعنی چی ،طلا حرام است، دستورات شرعی ،رساله ،اگر کسی رساله میخواند سحتش می آید،تکبر دارد وانجام نمدهد، تکبر دارد،آقا شوهرداری یعنی این ولی من قبول ندارم که اسلام گفته زن داری باید این طوری باشد، آقا شماحق تحقیر،حق تنبیه،حق دست بلند کردن ندارید، اعتراض میشود تکبر، توی زندگی ما آکنده از این مصادیق میباشد،پناه بر خدا که با حکمی ار احکام الهی روبه رو میشویم،^ ناراحت میشویم،دوست نداریم ،خوشمون نمیاد که به ما بگویند،یا اصلا این طوری باشد،این تکبر میباشد،میگن چرا این کتاب را نمیخوانی ،میگوید اگر بخوانم مجبورم عمل بکنم،میشود تکبر.

چراکلاس فلان معلم نمیری، میگه خوشم نمیاد برم ،اگر برم بایدعمل بکنم،نمیرم ،میشه تکبر،این فرد را خدا له میکند،هم تو دنیا تحقیرمیکند به انواع بلا،ذلیل وتحقیرمیکند،هم در آخرت تحقیرش میکند،مثل مورچه میاندازد زیر دست وپای مردم، به حسابش رسیدگی نمیکنند،داد میزند به داد ما برسید،هیچ کس به این محل نمیگذارد، تاره آخرین نفرهایی هستند که همه رفتن ،به اینها رسیدگی میکنند ،رسیدگی ،چی رسیدگی به متکبرین بشود لذا حضرت میفرماید بترسید ار عواقب بد رخوت وتکبر،