جلسه 004 - حسنات و سیئات
شماره جلسه
4
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1389
ماه
2
روز
9
متن کامل (خام) ‌ جلسه 004 - حسنات و سیئات

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ بحثمان درباره ثواب بود و آخرین فرمایشی که با هم خواندیم از فرمایشات امیرالمؤمنین(ع) بود فرمودند که(ثَوابُ الآخِرَۀ یَنسی مَشَقَۀَ الدُّنیا) ثواب آخرت سختیهای دنیا را از یاد میبرد این نکته نکته خیلی مهمی هست که ما باید دائماً نصب العین ما باشد که هیچ سختی وجود ندارد که ما به ازا برای ما نداشته باشد.@ مگر سختیهایی که انسان احمقانه، جاهلانه برای خودش در زندگی ایجاد میکند و آن چیزهایی که در اختیار انسان نیست و روال زندگی طبیعی و روال زندگی دنیا برای انسان ایجاد میکند مشقتهایی که باید طی بکند تمام اینها ما به ازای آخرتی و ابدی دارد و کارهای انسان تلف شده هدر رفته نیست.@ قطعاً در این مسیر هر کس که سختیهای بیشتری به او برسد مجبور باشد تلخیها و سختیهای بیشتری را تحمل بکند آن به اجر بالاتری و قدرت بالاتری خواهد رسید اینکه میگوییم اجر و قدرت دوتا مسأله است اجر مربوط به آخرت است اما وقتی قدرت میگوییم چیزی هست که در دنیا به کار ما میاید.@ آنهایی که سختی بیشتری در زندگی دنیا میکشند آنها از روح قدرتمندتری برخوردار هستند از آرامش بیشتری برخوردار هستند لذا در فرمایش دیگری حضرت میفرماید(ثَوابُ العَمَلِ عَلی قَدرِ المَشَقَۀِ فیه) پاداش و ثواب کار به اندازه سختی هست که در آن کار هست نتیجه کار هم همینطور هست.@ یک موقع هست ما ثواب میخواهیم یک موقع هست یک نتیجهای میخواهیم، این را دقت کنید خیلی ظریف هست پاداش که میدهند به هر حال من زحمت بیشتری کشیدم پاداش بیشتری هم خدا به من میدهد نسبت به دیگران بیشتر در زندگی اذیت شدم.@ از خیلی از چیزهایی که دیگران بهرهمند بودند من بهرهمند نبودم ثواب بیشتری دارم نتیجه آخرتی بیشتری دارم اما یک موقع هست من میخواهم به یک توانایی برسم به یک نتیجه خاصی برسم در نتیجه خاصی که در دنیا میخواهم به دنبالش بگردم یا قدرتی که در دنیا میخواهم داشته باشم تواناییهایی که در دنیا میخواهم داشته باشم آن هم به اندازه سختی هست که در کار من تحمل میکنم.@ بنابراین اگر من بخواهم در دنیا به نتیجه و قدرت بیشتری برسم باید بتوانم سختی بیشتری را تحمل بکنم در بین انسانها آنهایی از شخصیتهای والا، قدرتمند، مؤثر، موفق، پیروز، خوشبختتری برخوردار هستند که میتوانند سختیهای بیشتری را تحمل کنند.@ این سختیهای بیشتر تحمل کردن خیلی وقتها حذف طبیعت هست حذف کمالات جمادی، نباتی و حیوانی است هر چقدر شخص بتواند در حرکتش به سمت آخرت و ابدیت و در حرکتش به سمت هدف خلقتش از کمالات جمادی، نباتی و حیوانی بیشتری بگذرد یعنی طبیعت بیشتری را بتواند حذف بکند فطرت بیشتری گیرش میاید قدرت بیشتری نصیبش خواهد شد روح بیشتری گیرش خواهد آمد.@ قاعده را یکبار برایتان بگویم که امیرالمؤمنین(ع) فرمود(خُذُوا مِن أجسادِکُم وَ زُودُوا بِها عَلی أنفُسِکُم) از جسمتان بگیرید از بدنتان کم کنید کم بگذارید و به این وسیله به روحتان اضافه کنید(وَ زُودُوا بِها عَلی أنفُسِکُم) نفستان بالاتر میرود اگر میگویند یک نفر میتواند کارهای خارقالعاده بکند او طبیعت را بیشتر اذیت کرده.@ مثلاً مرتاز است میتواند با دستش یک اتومبیل را بلند کند زمین بگذارد با چشمش یک هواپیما را روی آسمان نگه دارد یک قطار را نگه دارد کارهای فوقالعادهای که از بعضیها سر میزند میتواند افکار دیگران را بخواند میتواند نفوذهای خاصی بکند میتواند کارهای خارقالعادهای بکند.@ اینها تمرینهای طبیعی است که در دنیا هم خدا قرار داده فرمولهایش را در بحث معاد توضیح دادیم هر کس بتواند حجم بیشتری ریاضت بکشد به طبیعتش فشار بیشتری بیاورد قدرت روحی بیشتری پیدا میکند توانایی روحی بیشتری پیدا میکند.@ این توانایی روحی لزوماً به معنای تقرب به خدا نیست لزوماً به معنای معنویت نیست اگر پیش یک نفر رفتید توانست فکرتان را بخواند آنچه که در ضمیرتان هست بگوید یا کارهایی از این قبیل بکند که آدمهای عادی شاید نتوانند بکنند فکر نکنید که این یک آدمی هست که تقرب به خدا دارد.@ یک آدمی هست که از اولیاء خداست و بگویید این توانست فکر ما را بخواند، نه خواندن فکر دیگران با تمرین و خیلی از کارهای دیگر با ریاضت امکانپذیر هست کما اینکه غیر مسلمانها، کفار هم این مسأله و تواناییها را دارند هر چقدر سختی به جنبه طبیعت بیشتر فشار بیاید جنبه روح مثل ترازو بالاتر میرود.@ آنوقت این جنبه روح که بالاتر میرود تا یک حدودی ما با شیاطین با جنها با حیوانات با خیلی کسان دیگر شریک هستیم خیلی از کارهای خارقالعادهای که الان انجام میشود مثلاً طرف جنگیری میکند خبر از چیزهایی میدهد که دیگران نمیتوانند بدهند افکار دیگران را میتواند بخواند این توانایی روحی است لزوماً تقرب به خدا نیست.@ اصطلاح علمی قرب اول میگویند یعنی یک مرحلهای از تقرب را دارد اما لزوماً ارزش الهی ندارد یک توانایی است شیاطین هم اینها را دارند جنها هم اینها را دارند کفار هم میتوانند داشته باشند خداوند اجازه داده که کفار هم اگر ریاضت بکشند به این مرحله برسند ولی از یک مرحله که میگذرد دیگر هیچ کافری هیچ جنی هیچ شیطانی نمیتواند آنجا راه پیدا کند.@ از یک مرحله به بعد فقط مؤمنین و اولیاء خدا میتوانند راه پیدا کنند حرکت کنند بروند پس این قاعده که(ثَوابُ العَمَلِ عَلی قَدرِ المَشَقَۀِ فیه) ثواب کار به اندازه سختی است فقط در ثواب آخرتی نیست بلکه نتیجه و پاداشی هم که ما میخواهیم در دنیا بگیریم همینطور هست.@ چه کسی از حافظه بیشتری برخوردار هست؟ کسی که به حافظهاش بیشتر سختی داده تمرین ذهنی بیشتری کرده ذهنش تیزتر است آنهایی که ریاضیات کار میکنند ذهنشان از بقیه تیزتر است، چرا؟ چون دائماً تمرین بیشتری میکند اصلاً از کلمهاش معلوم است ریاضت میدهد.@ ریاضی یعنی همان سختی، به ذهنش ریاضت میدهد باید تمرین بکند عدد، فرمول، معادله، اتحاد، این ذهن قوی و تیز بار میاید و بعد میتواند راهکارها را زودتر بفهمد چون تمرین کرده کار نیکو کردن از پر کردن است.@ هر چه کار قویتر، تمرین بیشتر، سختی بیشتر انسان انجام بدهد مثل آشپزی، مثل تایپ، مثل رانندگی، مثل شنا، مثل هر فن دیگری هر چقدر انسان تحمل سختی در آن بیشتر بکند تمرین بیشتری بکند مهارتن بیشتری خواهد داشت بنابراین این(ثَوابُ العَمَلِ عَلی قَدرِ المَشَقَۀِ فیه) اگر کسی ثواب آخرتی میخواهد در کارهای دنیایی آنهایی که سختتر هستند ثواب بیشتری دارند اذیت بیشتری میشود.@ شوهرداری سختی دارد زنداری سختی دارد بچهداری سختی دارد ارتباط با خانواده همسر ارتباط با خانواده خودمان سختی دارد ارتباط با فامیل، مدیریت ارتباط در خانواده و فامیل سختی دارد انسان باید خیلی سختیها را تحمل بکند خیلی مراقبتها را باید بکند اینها همه ثواب دارد همهاش ارزش دارد.@ یک موقع کسی نگوید من از زندگی خسته شدم از کار خسته شدم از شوهرداری خسته شدم از زنداری خسته شدم از بچهداری خسته شدم بروم دنبال کار آخرتی، نه این خودش کار آخرتی است کار کردن کار آخرتی است کار مرد در بیرون جهاد است کار زن در خانه جهاد است.@ سختی دارد و سختیاش هم اگر انسان حواسش باشد که به کسی غیر از خدا نفروشد خدا همه را میخرد همه زحمات شما، تلاش شما، کارهایی که دارید انجام میدهید میخرد بنابراین انسان ثواب بیشتری میتواند ببرد پس هیچ کاری نیست که شما صبح از خواب بلند شوید تا شب در آن اذیت شوید و این کار یک کار معقول و مشروعی باشد.@ خدا هم آن را بپسندد و پاداش نداشته باشد میخواهد رانندگی باشد میخواهد کار خانهداری باشد میخواهد در یک شرکت باشد میخواهد در یک اداره باشد هر چه که میخواهد باشد در آن سرما هست گرما هست همهاش اجر و پاداش دارد و هیچ کار ما هدر رفته نیست.@ اما اگر ما پاداش بیشتری برای آخرت میخواهیم یا قدرت بیشتری و نتیجه بیشتری برای دنیا هم میخواهیم باید تن به ریاضت و سختی بدهیم حاضر باشیم که آنها را هم بپذیریم و قبول کنیم به هر حال این فرمول خیلی فرمول شادی بخشی هست که من به اندازهای که سختی میکشم پاداش میبرم.@ هر سختی عبارت است از پسانداز آخرتی، بنابراین وقتی که هر سختی عبارت است از پسانداز آخرتی پس هیچ سختی از سختیهای من هدر نمیرود لذا دیگر عصبانیت، غر زدن، نق زدن، احساس پشیمانی، احساس پوچی، دلسردی اصلاً نداریم مقایسه کردن غلط است اگر کسی بخواهد خودش را با دیگران مقایسه بکند باخت میکند.@ چون سختی بیشتری از دیگران کشیدی محرومیت بیشتری داشتی از حقوق طبیعی که داشتی و دیگران داشتند و تو نداشتی محروم بودی بله بعداً در بلندای ابدیت جبران میشود در یک مقطع محرومیت هست و جبران میشود.@ لذا در باب بهشت داریم وقتی که بهشتیان در بهشت قرار میگیرند به بعضی از اهل بهشت مثل زمینیها به ستارهها نگاه میکنند ستارهها چقدر از ما فاصله دارند چطوری آنها را نگاه میکنیم؟ وقتی نگاه میکنیم فقط از آنها یک نور خیلی کم میبینیم بعد میفهمند که آنها چه کسانی هستند.@ (رَبَّنا إخوانُنا کُنّا مَعَهُم فِی الدُّنیا فَبِما فَضَلتَهُم عَلَینا) خدایا این برادران ما، ما در دنیا با هم بودیم با هم زندگی میکردیم با هم یکجا بودیم پس چطور شد تو آنها را اینقدر بالا بردی؟ خدا میگوید درست است شما با هم زندگی میکردید در یک خانه بودید شاید سرتان را به یک بالین میگذاشتید سر یک سفره مینشستید.@ یکجا کار میکردید در یک محل بودید در یک کلاس بودید اما موقعی که شما میخوابیدید اینها بیداری میکشیدند موقعی که شما میخوردید اینها گرسنگی داشتند موقعی که شما سیراب بودید اینها تشنگی داشتند.@ موقعی که شما امنیت داشتید اینها در اضطراب بودند در خطر جنگ در خطر کشته شدن در خطر مبارزه در خطر اسارت، آن موقعی که شما از نعمتهای دنیا بهرهمند بودید اینها از خیلیها بهرهمند نبودند محرومیت داشتند میگوید آنجا مؤمن آرزو میکند که ای کاش هیچ کدام از خواستههایش در دنیا اجابت نمیشد.@ ای کاش هیچ کدام از آرزوهایش برآورده نمیشد ای کاش که هیچ کدام از دعاهایش به اجابت نمیرسد چون میگوید هر چه آنجا به من دادند از سهم اینجا کم شده اشتباه ما این است وقتی امور را میخواهیم خوشبختی، بدبختی، خوب بودن بد بودن، آسایش سختی را معنا بکنیم با مقیاس تولد تا مرگ معنا میکنیم و با مقیاس دنیا میسنجیم.@ اما اصلاً خدا یک همچین مقایسهای را قبول ندارد در قرآن خدا تلاش میکند به ما بفهماند که شما وقتی میخواهید مقایسه بکنید معنا بکنید چیزها را با مقیاس تولد تا قیامت و بعد از قیامت معنا کنید تا بینهایت ترجمه کنید چیزها را معنا کنید فرهنگ شما باید فرهنگ تولد تا بینهایت باشد یا خدا تا خدا باشد که ترجمه و معانی درست در بیاید.@ ولی ما نه، ما متأسفانه هر چه خدا میگوید ائمه میگویند اولیاء خدا میگویند تلاش میکنند ما چسبیدیم به همین مقطع رحمی مقطع کوچک و کوتاه و محدود دنیا، همین چند دقیقه دنیا، چند دقیقه است در مقابل آخرت.@ میگوید وقتی به آخرت میروند وقتی به آنها میگویند در دنیا چقدر بودید میگویند(لَبِثْنا يَوْماً أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ) فکر کنیم یک روز چند روز بیشتر در دنیا نبودیم در مقایسه ابدیت دنیا هیچ است ولی ما عجله داریم کفور هستیم آنطرف را انکار میکنیم آنطرف سایه میاندازیم شیطان میاید کار را خراب میکند زندگی آنطرف را میپوشاند.@ همه چیز را با اینجا به ما میخواهد معنادار بکند و همه چیز را ما میخواهیم با اینجا بسنجیم خراب میکنیم اشتباه میکنیم بد میفهمیم غصههای الکی میخوریم عصبانیتهای بیهوده داریم تفسیرهای غلط از خودمان داریم و میبازیم اینطوری سرمان کلاه میرود همهاش خیالات و دروغ است.@ بعد میگویی خدایا من چرا هر چه حرف میزنم مگر صدایم را نمیشنوی تو مگر خدا نیستی تو مگر مرا درک نمیکنی تو مگر مرا نمیبینی؟ خدا میگوید اما من هم میشنوم، هم میبینم، هم درکت میکنم هم دوستت دارم به بلندای ابدیت هم نگاهت میکنم و دوستت دارم تو وقتی دعا میکنی با مقیاس طبیعت دعا میکنی من وقتی میشنوم با مقیاس فطرت و ابدیت میشنوم.@ لذا خوش به حال کسی که بتواند با خدا همزبان بشود وقتی همزبان شدی دیگر تسلیم میشوی و دیگر آرام هستی به رضا میرسی آن موقع دیگر نمیخواهی چیزها را تغییر بدهی نمیخواهی شرائط را عوض بکنی چون میدانی هیچی هدر رفته نیست.@ اگر یک شرائطی هم هیچی به ضررت نیست خیلی راحت نمیخواهی عوض بکنی مگر زمانی که انسان آخرتش به خطر بیافتد آن بحث دیگر است ما در غیر این صورت انسان طالب این نیست که خیلی چیزها را عوض بکند چون ضرر نکرده. (بِالتَعَبِ الشَّدید تُدرَکُ الدَّرَجاتُ الرَّفیعَه وَ الرّاحۀُ الدائِمۀ) تعب یعنی رنج.@ میگوید با رنج شدید درجات رفیعه به دست میاید درجات بلند را آدم با سختی زیاد باید به دست بیاورد مسیر انسان مسیر سختی است(إِنَّكَ كادِحٌ إِلى‏ رَبِّكَ كَدْحاً فَمُلاقِيهِ) آن که میخواهد به لقاء خوب خدا برسد باید تحمل کدح را داشته باشد یعنی باید سختی را تحمل بکند.@ نظام خلقت اینطوری است که(ثَوابُ العَمَلِ عَلی قَدرِ المَشَقَۀِ فیه) ثواب کار به اندازه سختی هست هر چه سختی بیشتر قدرت بیشتر پاداش هم بیشتر هست اندوه بیشتر شادی دائمیتر، پس چیزی هدر رفته ما نداریم(بِالتَعَبِ الشَّدید تُدرَکُ الدَّرَجاتُ الرَّفیعَه وَ الرّاحۀُ الدائِمۀ) راحت همیشگی و راحت دائم و درجات رفیع با سختی بسیار به دست میاید.@ گاهی وقتها آدم یک آدمهایی را در دنیا میبیند که یک ابطلائاتی دارند بعد میخواهد آنها را کمک کند میبیند نه آنها خیلی اصرار به حل این مسأله ندارند گاهی وقتها حل شدنی نیست یا حلش در غایت سختی است میگویند ما خیلی اصراری نداریم وضعیت را عوض کنیم خدا برای ما اینطوری رقم زده ما هم نقشی نداشتیم.@ خدا برای ما اینطوری رقم زده همین را میپذیریم گاهی وقتها اینطوری است درد است سختی است مریضی است گرفتاری است تحمل کسی است فقر هست مسائل دیگر هست محرومیتهایی هست انسان خودش هم نقشی نداشته و برای انسان گنجینه بسیار بزرگی است.@ گاهی وقتها میبینید ما هیچ کدام از کارهایمان به درد نمیخورد وقتی آنطرف میرویم ولی فقط یک چیز به درد میخورد آن سختی و دردهایی که کشیدیم مریضیهایی که کشیدیم رنجهایی که کشیدیم تنهاییهایی که کشیدیم به هر حال همه اندوههایی که داشتیم مطلق سختیها را دارم عرض میکنم این چیزها برای ما میماند.@ یکدفعه نگاه میکنی در نامه عملت هیچی نیست یک عالم گناه است عبادتهایمان هم که به درد نمیخورد همهاش فحش است نماز و روزهمان فحش به خداست حواسمان که نیست چه میگوییم یک عالم توهین است خدا قیامت عبادتهای ما را ببخشد خیلی لطف کرده.@ ولی چشممان به یک چیز روشن میشود میبینیم در نامه عمل ما غصه بوده تنهایی بوده سختی بوده محرومیت بوده درد بوده در روایت داریم در بهشت درجاتی است که انسان جز با بیماری با کشیدن درد به آن درجات نمیرسد خیلی مبارک است.@ من حالا یک نکتهای را بگویم این نکته خیلی ظریف است احتیاج به دقت زیادی دارد فوقالعاده هم مهم است همیشه هم نمیتوانم این حرفها را اینجا بزنم قبلاً یک قاعده من شما دادم گفتم نفس ما قبر ماست قبر ما در برزخ چه شکلی است؟ میگوید همینطور که الان هستی شخصیت تو چطور آدمی است آدمی با روح بزرگ با روح وسیع روح تو الان بهشت است.@ در این روح تو فرشتهها میایند دوستان مؤمن زیادی داری انبیاء هستند اولیاء هستند شهدا هستند صدیقین و صالحین هستند ائمه در روح تو هستند شیرین میایند در روح تو و میروند با آنها معاشقه، ارتباط، جذب، با ائمه میخواهی چکار بکنی.@ الان فرض کن در بهشت هستی میخواهی حضرت زهرا(س) کنارت بیاید، میخواهی خانه حضرت زهرا بروی، حضرت معصومه(س) میخواهد بیاید، شما محضر ایشان بروی، بزرگان حضرت عبدالعظیم(ع)، میخواهی با شهدا با دوستان با مؤمنین چکار بکنی؟ چه ارتباطی دوست داشتی در بهشت داشته باشی؟@ همه را در بهشت باید داشته باشی در دنیا باید همه این ارتباطهای بهشتی را که آرزو میکنی داشته باشی میگویی من دوست دارم وقتی رفتم شب اول پیغمبر بیاید حضرت زهرا بیاید امیرالمؤمنین بیاید حسنین بیایند پس بیاور دعوتشان کن در دنیا کنارت بیایند.@ اگر الان در روحت نمیایند اگر در روحت حضور ندارند شب اول قبر هم خبری نیست ببین الان نفست چطور نفسی است نفسی هست که اینها راحت و شیرین در تو میایند و حضور دارند یا نه، میخواهم خانههایشان دعوتم کنند در مهمانیشان بروم کاخشان، جلسات علمیشان، پس از الان شروع کن برو.@ میخواهی بروی مهمان چه کسی بشوی مهمان امیرالمؤمنین بشوی بنشین کلام امیرالمؤمنین را لذت ببر، مهمان امام سجاد میخواهی بشوی بنشین با این صحیفه سجادیه انس بگیر چون همین درسی که در صحیفه میخوانی آنجا میشود برای تو کلاس و جلسه و علم و معرفت.@ میخواهی با امام زمان باشی پس امام زمان چه ساعتهایی در روز میاید به تو سر میزند یعنی چه ساعتهایی دعوتش میکنی که دعوتت بکند در روز چند بار هوس میکنی امام زمان را خانهات دعوت کنی، خانهمان کجاست؟ نفسمان است، چقدر فاطمه زهرا میاید خانه تو و میرود؟ چقدر دعوتش میکنی؟@ چون در دنیا به آنها هر چه بگویی میایند میگویند دخترم پسرم هر چقدر ما را دعوت بکنی خدا هم میگوید من هم میایم ما محدودیت نداریم شما هر وقت دوست دارید ما را دعوت بکنید ما آنجا حضور داریم حضور حقیقی نه مجازی، حضور حقیقی دارند.@ اینکه میگوید ما زیارت عاشورا بخوانیم یعنی ملاقات حقیقی است و واقعاً چشم در چشم امام حسین ما زیارت عاشورا میخوانیم. با شهدا میخواهی چه ارتباطی داشته باشی با دوستان بهشتی با فرشتهها با مؤمنین، شروع کن با اینها زندگی کن زندگی مال آنطرف نیست مال اینجاست.@ از همین الان شروع کن زندگی کردن، با خانواده آسمانیات چقدر ارتباط داری؟ با خانواده آسمانیات رفیق هستی دوست هستی میروی و میایی؟ آن موقع هم همینطور هستی اگر در قبرت یعنی در نفست شیاطین میایند شیطان دائماً حمله جلو دارد حمله عقب دارد حمله راست دارد حمله چپ دارد.@ فساد میاید کفر میاید تردید میاید شرک میاید تزلزل میاید ریزش میکنی افکار پلید میاید حسادتها، تکبرها، شهوتها، انواع و اقسام فکرهای اینطوری میاید قبرت هم این شکلی است غرغر کردن است نق زدن حسادت است رقابت است قبرت هم این شکلی است.@ پس ما الان با زندگی کردن با نفس کشیدن با نگاهمان با شنیدنمان با حرف زدنهایمان داریم قبر را میسازیم داریم دوران برزخی خودمان را شکل میدهیم داریم دائماً اجزاء آن خانههای بهشتی را خلق میکنیم، یک خانه بهشتی چه شکلی است؟ یک کاخ چه شکلی است؟ چه میخواهد؟@ شما لحظه به لحظه دارید خلق میکنید با عمل با افکارت با همان چهار چیزی که گفتم انتخابها، ارتباطات، رفتار و افکار، دائماً ما در حال خلق هستیم مثل خداوند، مثل خدا ما لحظه به لحظه داریم خلق میکنیم داریم آخرت میسازیم یا بهشت داریم میسازیم یا جهنم.@ اینکه شب اول قبر به بعد چه اتفاقی میافتد همان لحظه مردن لحظه وفات در بحث سکرات به بعد بسته به این است که میزان ساخت و ساز تو شکل ساخت و ساز تو چطوری است تو چطوری ساختی کدامشان قدرت دارد به دیگری.@ من یادم هست شاید 20 سال پیش کلاس معرفت نفس که داشتیم یک خواهری یک روز آمد دیدم خیلی گریان و ناراحت است یک مدتی کلاس میامد بعد نیامد رفت یک سال بعد آمد گفت دیشب خواب حضرت زهرا را دیدم.@ دیدم در بهشت هستم تمام بهشت من آتش گرفته و سوخته تمام درختان و خانههایش، حضرت زهرا هم آنجا بود ایشان هم گریه میکرد سؤال کردم این چه وضعی است؟ حضرت فرمود این بهشت معرفت نفست بوده که آن را سوزاندی، جلسه را نمیامد کلاس را نمیامد که خودش را رشد بدهد متوقف نگه داشته بود.@ میگفت یک بهشت خوب داشتی که همه را سوزاندی، بهشت ما آنجا چه شکلی میشود یک بهشت سوخته به ما میدهند یا نه اصلاً به یک بهشت سوخته ما را نمیبرند ما را در جهنم میبرند که خودمان بسوزیم خودمان نعوذ بالله هیزم بشویم چه شکلی هست بسته به این است که همین الان تو چطور آدمی هست چه شکلی هستی؟@ میسوزی یا نه شاد هستی، آرامش داری یا مضطرب هستی، قرار داری یا یکسره دلهره داری، حسادت داری یا عاشق مردم هستی با خوبیهایشان و کمالاتشان، از پیشرفتهای بقیه لذت میبری هر چند خودت محروم هستی از داشتن دیگران لذت میبری، یا نه خودت را مقایسه میکنی از اینکه یک کسی یک چیزی دارد تو غصه میخوری.@ یا حسادت میکنی و یا غبطه میخوری و ناراحتی داری، آدم عصبی هستی، پرخاشگری، زودرنجی، حساسی، یا نه یک آدم شادی، یک آدم آرام هستی یک آدم راضی، یک آدم تسلیم، با خدا شاد هستی خدای تو میتواند شادت بکند، آنطرف هم همینطور، خدای تو رفیقت هست بهشت هم همینطور، این چهارده معصوم برای تو چطوری هستند آنجا هم همینطور.@ امام زمانت با تو چطوری است ببین اینجا چطوری است خانم زینب کبری فاطمه زهرا حضرت معصومه(س) اینها چطوری هستند، آنجا هم همینطور هست با نماز با تسبیح با مُهر با سجاده با زیارت چه شکلی هستی چه رابطهای داری آنجا هم همینطور، این مقدمه بود گفتم میخواهم راجع به اهمیت ثواب و باقیات الصالحات صحبت بکنم خیلی مهم است.@ صحنه قیامت میاید یکدفعه این آیه قرآن که به همه هم میگویند(اقْرَأْ كِتابَكَ كَفى‏ بِنَفْسِكَ الْيَوْمَ عَلَيْكَ حَسِيباً) خودتان بخوان ببینم چه نوشتی، کتاب خودت را خودت بخوان، تو خودت برای محاسبه خودت کافی هستی شاهد و قاضی نمیخواهد، چرا؟@ چون ما تمام نامه عملمان را داریم با این چهار چیز مینویسیم لوحی که نامه عمل نفس شماست قلم خودکار است! شما فکر میکنید الان فرشتهای که با ما هست اینها قلم و کاغذ دارند ما نمیبینیم اینطوری مینویسند مثلا این آقا ساعت فلان این کار را کرد این خانم این کار را کرد!.@ این خیلی مسخره است، لوح و نامه عمل در معرفت نفس در معاد توضیح دادیم خودت هستی همین نفست است شما چهار تا قلم بیشتر ندارید با چهار تا قلم دارید روی لوح نفس خودتان مینویسید انتخابها، ارتباطات، رفتارها و افکار و خیال.@ با قلم خیال و افکارتان دارید در نفستان مینویسید با قلم انتخابهایتان، با قلم ارتباطاتتان، با قلم افکارتان مینویسید دارید شکل میدهید درون خودتان را، با عواطفتان، با احساساتتان، با عشقتان، با محبتتان، با تنفرتان دارید دائماً روی نفستان مینویسید.@ این قسمتی که میخواهم بگویم خیلی سخت است یکدفعه روز قیامت تو کتابت را باز میکنی میبینی تو بینهایت مخلوق داری بینهایت خلق کردی یک کتابی نوشته نامه عملت که تمامی ندارد یکسره خلق کردی افکار کثیف افکار آلوده، حسادتها، تنفرهایت، هر فکر منفی داشتی این اژدها و مار و عقرب و تنهایی و درد و وحشت و غصه درست کرده.@ (وَ طَعاماً ذا غُصَّةٍ وَ عَذاباً أَلِيماً) غذاهایی که وقتی میخوری میلیاردها برابر غصه دنیا به تو غصه وارد میکند همه را تو ساختی این کوهها، این اژدهاها، این درهها، این مارها، این تاریکیها را همه من خلق کردم؟ همه را خودت آفریدی همه را خودت خلق کردی.@ (كُلُّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ رَهِينَةٌ) هر چه همه خلق کردی گرفتارش هستی در نفس خودت است نمیتوانی از آن فرار کنی گفتم بهشت در نفس است و جهنم در نفس است نفس در بهشت و جهنم نیست جهنمت خودتی و بهشتت هم خودتی، مثل جنین، جنین وقتی به دنیا میاید راحتیش خودش است دردش هم خودش است.@ خودش دردش را آورده خودش هم راحتیاش را آورده ما هم در رحم دنیا هستیم وقتی به برزخ متولد بشویم در هر چه که متولد بشویم در خودمان متولد میشویم لذا امام حسین خودتی پیغمبرش خودتی، خدایش خودتی.@ مار و عقربهایش خودتی، دردهایش خودتی، تاریکیهایش خودتی، غصههایش خودتی، خندههایش خودتی، خندههایش خودتی، زقومش هم خودتی، همهاش خودتی، ما باید واقعاً خلقهای قشنگ داشته باشیم باید شروع کنیم به خلق کردن اما خلق قشنگ، باید نفسمان را یکطوری تربیت بکنیم که این نفس من دائماً بهشت تولید بکند.@ دائماً زیبایی و آرامش تولید بکند فکر منفی، فکر غلط، فکر کثیف، فکر آلوده، فکر منحرف، فکرهای غصهآور، اضطرابآور، اینها همه جهنم میشود بنابراین این چهارتا را ما باید در آنها دست ببریم انتخابهای بهشتی، ارتباطات بهشتی، رفتارهای بهشتی و افکار بهشتی، هر چه میخواهی بشوی باید از الان درست کنی.@ این خیلی وحشتناک است که آدم یکدفعه آنطرف برود ببیند چه مخلوقاتی درست کرده هر یک فکر هر یک اندیشه هر یک خیال هر یک حسادت هر یک نگاه هر یک شنیدن هر یک گفتن یکسره داری میسازی داری با آن ابدیت میسازی کوچکترین چیزی که در زاویه دلت بیاید مینویسند مینویسند چون در زاویه دلت آمده و خلق شده مینویسند.@ اینطوری نیست که فرشته بگوید اینطوری فکر کرد یکی برایش بنویسید اینطوری نیست تو در خودت داری مینویسی دیگر در هم نمیرود قبلاً توضیح دادم نفس ما مثل یک دوربین باز فیلمبرداری است که 80 سال به او دادند.@ قدیمها قبول نمیکردند میگفتیم 80 سال فیلمبرداری میکنیم میگویند فیلمش تمام میشود ما فیلمهای 8 دقیقهای 20 دقیقهای یک ساعته داریم اما الان که دستگاههایی آمده که 20 ساعت 30 ساعت فیلمبرداری میکند اینقدر به آن حافظه دادند 30 ساعت فیلمبرداری کند.@ خدا یک دستگاهی ساخته به نام نفس ماست که 100 سال 200 سال 2000 سال عمر بکنی این قدرت ضبط دارد همه را با هم ضبط میکند نگاهات، افکارت، خیالاتت، خوابهایت، همه چیز، انتخابها، ارتباطات، رفتارت، همه افکارت در آن نوشته میشود و ضبط میشود.@ میتوانیم قبلیها را پاک کنیم برگردیم قبلیها را میشود پاک کرد از بین برد تاریکیها و غمها و غصهها و تلخیها و کثیفیها و آلودگیها؟ بله میشود باید هزینه کنی اینجاست که سختی و مشقت چقدر اهمیت دارد یک چیز روز قیامت آدم را خیلی خوشحال میکند.@ میخواهم به شما بگویم به کسانی که به ثواب، کارهای خیر، باقیات الصالحات اهمیت میدهند این است یک چیز روز قیامت خیلی انسان را خوشحال میکند میگوید خدایا ببین نفس من اینطوری است من اینقدر خلق کردم بینهایت خلق کردم چون انسان قرار است بینهایت زندگی بکند.@ ولی خدایا این نفس من اینقدر خلق کردم ولی خدایا من یک کارهای خیری کردم آن کارهای خیر در بقیه مردم خلق شده یکدفعه یک آدم را میاورند میبینند این یک آدم یک میلیارد آدم خودش خلق کرده، چطوری؟ آن همان بحث باقیات الصالحات است این کارهای خیری کرده که این کارهای خیر در نفس دیگران بهشت تولید کرده.@ در نفس دیگران تولید بهشت کرده هدایت کرده کار خیر کرده کار فرهنگی کرده عبادتگاه را توسعه داده علم را توسعه داده معنویت را توسعه داده میبینی که نسلش، بچههایش، شاگردانش، دوستانش، هموطنان، داخلیها، خارجیها این همه کار کرده.@ طرف وقتی به 60 سال عمرش نگاه میکنی من یکبار رفته بودم یک مرکز خیریه پزشکی دیدم اینها یک خانهای هست مثل کاخ میماند خیلی خوشکل است گفتم شما چرا این مرکز پزشکیتان را اولاً اینجا آوردید بعد هم اینقدر تمیز و شیک و تجملاتی، گفتند ما که برای این کارها پول نمیدهیم.@ این یک هفته پیش یک خانمی آمد گفت من میخواهم این خانهام را برای این کار خیر وقف کنم گفت ما رفتیم سند را زدیم و همه کارها را کردیم دو روز بعد فوت کرد حالا در این درمانگاه هر چه آدم بیاید خوب بشود دردهایش خوب شود جسمشان شفا پیدا کند راحت شوند تا قیامت برای این زن دارد میسازد.@ حالا یک کسی در کارهای فرهنگی و خیر و تربیتی و معنوی سرمایهگذاری کند این تا قیامت وقتی روح ساخته میشود او برای جسم سرمایهگذاری کرد ثوابش هم میبرد یک کسی بیاید یکطوری سرمایهگذاری کند که آدمها هدایت شوند آدمها رشد پیدا کنند آدمها به نورانیت برسند آدمها تولد پیدا کنند.@ یکدفعه میبینی نامه عمل این شخص چقدر درخشان میشود روز قیامت یکدفعه میبینی چقدر مؤمن از این آدم خلق شده چقدر ارواح پاک از این آدم خلق شده چه نسلهای زیبایی از این آدم به وجود آمده بچه نداری بچه نداشته باش چند تا بچه میخواستی داشته باشی دوتا سهتا، پنج تا، ده تا، تو الان میتوانی یک کاری بکنی هزاران بچه رشد بکنند.@ رشد معنوی و فطری کنند تربیت اسلامی بشوند خیلی فرق دارد یک خانمی که در خانهاش نشسته با راحتی غذایش را درست میکند با شوهرش هست پارکش را میرود با بچههایش هست تلویزیونش را نگاه میکند تا یک خانمی که صبح به سختی از خواب میکَند از رختخواب میکَند تنبلی و خوابآلودگی را کنار میگذارد.@ صبح زود بلند میشود به کار منزلش میرسد به شوهرداریاش میرسد صبحانه بچهها و صبحانه همسرش را میدهد راهی مدرسه و کارشان میکند به کار منزلش میرسد 2 ساعت 3 ساعت وقتش را تا ظهر، بعدازظهرش را میگذارد.@ میرود مسجد به بچهها به پیرزنها به بیسوادها به کسانی که یتیم معنوی هستند آموزش قرآن، آموزش احکام، آموزش دین، آموزش معنویت میدهد تدریس میکند خیلی این دو با هم فرق دارند همسایهاش را صدا میکند موج همسایهاش را میگیرد روی همسایهاش اثر میگذارد.@ بچه همسایه، دخترخالهاش، پسرخالهاش، مادرش، مادربزرگش، پدرش، پدربزرگش، فک و فامیلش روی آنها دائماً کار فکری میکند این دوتا روز قیامت خیلی با هم فاصله دارند خواهرش میگوید(ربنا) برادرش میگوید(ربنا) ما در دنیا با هم بودیم ما با هم خواهر و برادر بودیم این چطوری آنجا رفته؟@ جواب میاید آن موقعهایی که تو آسایش داشتی این در سختی و محدودیت بوده این به خودش فشار آورده خون دلی که یک معلم میخورد غیر از کسی است که معلم نیست خَیری که زحمت کشیده پول تهیه کرده با سختی زیاد تجارت کرده حرص و جوش خورده کار کرده اعصاب گذاشته به ثروت رسیده.@ حالا این ثروتش را آورده خرج مسائل معنوی کرده مسائل فطری کرده این با کسی که رفته عیاشی و کیافی کرده و خورده و خوابیده و راحتی کرده یکی است؟ اصلاً اینطوری نیست کارگر است کارمند است از ثروتش از پولش.@ یک زن چند روز پیش یکی از بزرگان از علمای بزرگ که همه میشناسید رفته بودند ضریح امام حسین را بازدید کنند همه خانواده همه با هم طلاهایشان را در آوردند برای ضریح گذاشتند حالا این ضریح میرود در حرم امام حسین، عبادت پای این هست حالا چقدر طلا بوده؟@ بگو همه اعضای خانواده اگر داشته باشند 200 گرم 300 گرم 500 گرم یک کیلو طلا، ولی این چه شود، از این شهوت طلا داشتن گذشته، گذاشته در یک کار ماندگار ابدی، خیلی اثر دارد بنابراین اینطور نیست که ما کار خیر و ثواب را دست کم بگیریم که ثواب زیاد است، اصلاً اینطوری نیست.@ ما مسیر برزخ تا قیامت و تاریکی داریم سختی داریم گرفتاری داریم گردنه داریم قیامت هم که خودش پنجاه هزار سال بعد از قیامت هم که ابدیت است هر چه شما ثواب بکنید کم است هر چه جمع بکنید کم است هر چه کار خیر بکنی باز نیاز هست.@ خوش به حال کسی که خَیر است یعنی بسیار کار خیر کردن یعنی سیر نمیشود گاهی وقتها تلویزیون میاورند خیرین را نشان میدهند مثلاً خیرین مدرسهساز، پیرزن است پیرمرد است این چقدر خیر است اصلاً اسم خیر روی این گذاشتند این 50 تا مدرسه ساخته مگر ول میکند دوباره تلاش میکند 51 و 52 هم بسازد.@ بعد رفته خیرهای دیگر هم جمع کردند جلسه تشکیل دادند هیئت تشکیل دادند ستاد خیرین تشکیل دادند با آن کلی کارهای خیر کردند این خودش یک نفر بوده 51 مدرسه ساخته ولی صد تا خیر دیگر را جمع کرده ثواب آن صد تا خیر را هم به او میدهند غیر از اینکه آنها ثوابش را میبرند.@ چون این آنها را جمع کرده خیرین را جمع کرده ثروت آنها را جهت داده و کار کرده کار خیر را اصلاً نباید دست کم بگیرید خودت میتوانی کار خیر بکنی مادی، معنوی بکن نمیتوانی دیگران را راه بیانداز از دیگران کمک بگیر.@ دلالی کن دلالیاش هم که گفتیم ثواب دارد دلالی مادی و معنوی همه ثواب دارد من نمیتوانم یک کسی را هدایت کنم این را میبرم پیش یک نفر که بتواند هدایتش بکند نمیتوانم یک نفر را راهنمایی کنم یک کتاب میتوانم برایش بخرم به او هدیه کنم خودم یک مقدار پول میتوانم بدهم ولی میتوانم از هزار نفر دیگر پول جمع کنم میاورم.@ برای کار خیر در ثواب همه شریک میشویم خیر بودن خیلی است ما روز قیامت اگر بخواهیم به مخلوقات خودمان نگاه کنیم وحشت زده میشویم که ما چه خلق کردیم چقدر اژدها چقدر مار چقدر تنهایی چقدر افکار بد چقدر افکار کثیف چقدر افکار آلوده چقدر افکار منحرف چقدر شک چقدر تردید، تردید که میاید آدم نجس میشود.@ شک که میاید آدم نجس میشود 30 سال نماز خوانده یکدفعه شک کرده 40 سال نماز خوانده یکدفعه تردید سراغش آمده یکدفعه شک کرده خیلی خطرناک است یکدفعه روز قیامت به خلقهای خودش به مخلوقات خودش نگاه میکند خودش میترسد چون ته ندارد این در هر ثانیه در هر لحظه در هر خیالی داشته خلق میکرده یکسره دارد میافریند.@ حالا افکار قشنگ، کارهای قشنگ خوش به حالش، افکار بد فکرهای زشت و آلوده گرفتارش است شما با دیدن خلق میکنید با شنیدن خلق میکنید ببین به چه چیزهایی نگاه میکنید چه چیزی را داری میشنوی چون داری دائماً خلق میکنی با گفتن داری خلق میکنی با خیالاتت داری خلق میکنی با اوهامت داری خلق میکنی.@ با تعقلاتت داری خلق میکنی با حرکتهای فوق عقلانیات هم داری خلق میکنی با حست هم داری خلق میکنی همین حست، بدنت کار میکند داری خلق میکنی یکسره داری خلق میکنی اینجا باقیات الصالحات به داد آدم میرسد.@ انسان بتواند یک جاهایی خارج از نفس خودش سرمایهگذاریهای قشنگی بکند از دست خودش هم خارج بشود یادش هم برود، برود یک جایی سرمایهگذاری کند بگوید خدایا من کاشتم رویشش با خودت.@ دیگر من کاری ندارم رویشش با خودت و بگذارد رویش بکند(كَلِمَةً طَيِّبَةً كَشَجَرَةٍ طَيِّبَةٍ أَصْلُها ثابِتٌ وَ فَرْعُها فِي السَّماءِ تُؤْتِي أُكُلَها كُلَّ حِينٍ بِإِذْنِ رَبِّها) باقیات الصالحات اینجا به درد آدم میخورد کار سخت اینجا به درد آدم میخورد مشقت اینجا به کار آدم میاید خون دل خوردن اینجا به داد آدم میرسد.@ یک کسی عافیتطلب است میگوید زندگی مردم به من چه، یک کسی نه زندگی مردم برایش ارزش دارد تحمل غصههای مردم، سختی مردم، درد مردم را ندارد تلاش میکند تا آنجایی که میتواند روحها را جلا بدهد صاف بکند پاک بکند کمک بکند شاد بکند خیلی با هم فرق میکند دوتا فکر و دوتا روح خیلی با هم ساختارشان فرق میکند.@ لذا ما خودمان که عُرضه نداریم یک بهشت بسازیم وقتی به گذشتهام برمیگردم خودم وحشت زده میشوم از ساختهایی که کردم از مصنوعات خودم وحشت زده میشوم میترسم به شدت هم میترسم حالا ما باید چکار کنیم؟@ آدم باید یک جایی برود بدون اینکه خودش هم بفهمد، حالا که دیگر این را واقعاً نمیشود خودش نفهمد ولی اینقدر دارم میگویم که منظورم را بفهمانم برود یکجایی سرمایهگذاریهای مادی و معنوی بکند و ول کند.@ خارج از خودش، خارج از ساختار خودش، خارج از اندیشه خودش، خارج از ارتباطات خودش یکجایی برود و رهایش بکند به خدا بسپارد یا بسپارد به آدمهایی که آدمهای لایق و شایستهای هستند مثل مادری که میگوید من نمیتوانم این بچه را تربیت کنم وضع مالیم خوب نیست.@ وضع اقتصادی خوب ندارم قدرت تربیت ندارم میروم او را میسپارم به یک خانواده قدرتمند، باشرافت، با علم، با فضیلت این بچه من را بزرگ کند مثل یک مادر هوشیار میگوید من سینهام شیر ندارد نمیتوانم شیر بدهم ولی میروم میدهم به یک زن بافضیلت که شیرش بدهد به یک زن ناجور و عصبی و پرخاشگر و غصهخور و هیجانی نمیدهم که شیر بدهد.@ به یک زن آرام، شاد، مؤمن میدهم که شیر بدهد این بچه رشد بکند خودم که نمیتوانم کار خیر اینقدر ماندگار است لذا هر کدام از ما میتوانیم باقیات الصالحات داشته باشیم بدون استثناء، با پولمان، با زبانمان، با فکرمان، با وقت گذاریمان، پولمان اندک هم باشد میشود با آن باقیات الصالحات درست کرد باقیات الصالحات ماندگار.@ قربان خدا بروم که چه راهی برای بندگانش گذاشته راه را نسبته میگوید خودت اگر ضعیف هستی نمیتوانی عُرضه نداری من یک کاری میکنم که تو بتوانی یک جای دیگر با عُرضه و توان و قدرت دیگران برای خودت بهشت بسازی خودت زورت به خودت نمیرسد نمیتوانی بهشت بسازی نمیتوانی اوج ایجاد بکنی نمیتوانی نور ایجاد بکنی.@ من به تو راهنمایی میکنم تو برو و با توان و قدرت دیگران بهشت و رشد ایجاد کن مثل همین بچهدار شدنهاست یک خانمی رحم خودش نمیتواند بچهدارش بکند توانایی اینکه این نطفه را بپرورد ندارد از رحم یک خانم دیگر به صورت حلال استفاده میکند تا بچهدار شود نطفه مال خودش است تخمک مال خودش است.@ اسپرم مال همسرش است از یک رحم قدرتمند استفاده میکند در بحث شرح حدیث عنوان بصری سه رحم ذکر کردیم رحمهای زمانی، رحمهای مکانی، رحم استاد، این سه تا نمونههای رحم هست ما خیلی جاها توانش را نداریم خودمان یک جنین خوب را پرورش بدهیم یک موجود بهشتی را ایجاد بکنیم.@ از رحمهای دیگر استفاده میکنیم از محیطهای دیگر از شرائط دیگر از قدرتهای دیگر استفاده میکنیم تا اینکه بتوانیم موجودهای بهشتی خلق بکنیم موجوهای بهشتی را بیافرینیم رشد بدهیم و بزرگ بکنیم خودم توانش را ندارم از کسان دیگر کمک میگیرم.@ این راه را خداوند برای ما گذاشته به فضل و کرم خودش که بتوانیم به این قدرتها برسیم. در ثواب دو نکته دیگر مانده که این را برای جلسه آینده میگذاریم جلسه آینده بحث ثوابمان تمام خواهد شد تا برسیم به بحث بعدی.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@ جهت رفع اضطرار از وجود مقدس آقا امام زمان(ع)، رفع اضطرار از شیعیانشان، مسلمین و مستضعفین جهان، رفع بلاها از کشورمان، بلاهای طبیعی بلاهای غیر طبیعی، خطرات دشمن با همدیگر پنج مرتبه آیه امن یجیب را انشاء الله با حضور قلب بخوانیم.@ (أعوذ بالله من الشیطان الرجیم أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ) هدیه به محضر مقدس آقا امام زمان، سلامتیشان، تعجل در فرجشان، خشنودیشان، انشاء الله از همه ما خشنود باشند انشاء الله همه ما مشمول ادعیه زاکیه حضرت باشیم سه صلوات بلند ختم بفرمایید.@