اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ ما فعلاً قرار شد که جلسات نخستمان را به بعضی از مباحث تولیدی بپردازیم که البته هدفمان هم از آن هدفی که داشتیم که بحث درباره جامعه کبیره است هم دور نشویم مباحث که انشاالله مرتبط باشد مثل بحث خانواده آسمانی و مباحث نزدیک به آن که مقدمهای باشد برای اینکه انشاالله ما یک آمادگی برای جامعه کبیره پیدا بکنیم.@ ولی تا اینکه خودمان را برای تولید آن برنامهها آماده بکنیم چند هفتهای را به مباحث آزاد میپردازیم از بحثهایی که انتخاب شده خدمت شما عزیزان عرض بشود در چند هفته هفتههای کوتاه هست مباحث کوتاه هست یکی از مباحث مباحثی هست که هم شیرین است و هم لازم هست به آن توجه بکنیم و آن بحث حسنه و ثواب هست.@ که به عنوان یک ذخیره برای آخرت خودمان و همچنین چیزی که در دنیای ما سازندگی زیادی خواهد داشت در خوشبختی دنیای ما همین بحث ثواب و حسنه است انشاالله اگر فرصت شد به بحث احسان هم میرسیم.@ ثواب به معنی پاداش هست که میگویند ثواب کار، این کار ثواب دارد یک صواب داریم با صاد که آن به معنی درستی است و مصیب بودن کار هست ثواب به معنای پاداش کار هست رغبت به اینکه ما کسب پاداش و کسب درآمد در واقع بکنیم برای دنیا و آخرت خودمان.@ بزرگان عرفان اولین چیزی که به ما یاد میدهند این هست که کسی که میخواهد بیفتد در مسائل معنوی رشد معنوی داشته باشد باید در آغاز مدتها به ثواب فکر بکند یعنی کار را برای ثوابش انجام بدهد و در نهایت کار را برای خداوند تبارک و تعالی انجام بدهد بحث اخلاص که ما در جلسه دوم داریم در بحث توحید.@ پس ما الان جلسه اولمان مربوط به بدایت کار هست و جلسه دوممان مربوط به نهایت کار هست، حسنه چیست؟ حسنه کار خیر است کار نیک است میخواهد در رابطه با خودت باشد در رابطه با دیگران باشد یک کار خیر یک کار نیک را که انسان انجام میدهد حسنه میگویند.@ گاهی اوقات میگویند اگر کسی این کار را بکند این قدر حسنه برایش مینویسند یعنی برایش کار خیر مینویسند یک موقع میگویند ثواب برایش مینویسند یعنی مزدش را حساب میکنند برایش نگه میدارند در نظر میگیرند حالا ما یک چند جلسهای انشاالله در مورد حسنه و حسنات صحبت بکنیم به بحث ثواب هم انشاالله برسیم اگر فرصت شد به احسان هم میپردازیم.@ اولین روایت از نبی اکرم(ص) هست که درباره آثار حسنه مطالبی را ایشان ذکر میکنند یعنی اینکه انسان یک کار خیر را انجام بدهد سر راه انسان کار خیری بوجود میاید در طول زمانی که میخواهد بخوابد تا زمانی که میخواهد بلند بشود در تمام روز برای انسان زمینه کار خیر اعم از مادی معنوی در حق خودش در حق دیگران در حق اهل بیت(ع) در حق یک حیوان حتی در حق یک گیاه در حق یک جماد کار خیر انسان میتواند بکند.@ انسان میتواند با یک جماد یک رابطه خوب برقرار بکند که حسنه برایش ذکر بشود میتواند زشت عمل بکند با یک جماد با یک سنگ با زمینی که روی آن راه میرود با فرشی که روی آن نشسته با مسجدی که با آن در ارتباط هست با منزلی که با آن در ارتباط هست با اشیائی که با آنها ارتباط دارد میتواند رفتار بد داشته باشد.@ با یک گیاه همینطور با یک گُل گیاه درخت همینطور با یک حیوان همینطور با یک انسان همینطور، انسانها هم متفاوت هستند کافر هست مسلمان هست مؤمن هست از مسلمانان فرقههای مختلف هست علما هستند اولیاء خدا هستند اولیاء دین هستند فرشتهها هستند.@ انسان میتواند با فرشتهها حسنه داشته باشد کار خیری بکند که به فرشتهها برسد حسنه دامنهاش خیلی وسیع است و رسول خدا در این باره میفرماید که(وَجَدتُ الحَسَنَۀَ نُوراً فِی القَلب) حسنه یک نوری در قلب هست من حسنه را یافتم به عنوان یک نور در قلب، یعنی انسان کار خیر انجام میدهد ضمیرش روشن میشود درونش نورانی میشود قلبش نورانی میشود.@ این نورانیت که میگوییم حالا بحث نور یک بحث مفصلی هست یک روشنایی هست که در آن آرامش هست شادی هست انبساط هست این که میگوید نور با همه آثار زیبایی که دارد مثل اینجا اگر اینجا نور کم باشد دلتان میگیرد قلبتان انقباض پیدا میکند نور مناسب باشد زیاد باشد شاد میشوید انبساط دارد بهجت دارید.@ این که میگوید(نوراً فِی القَلب) نور را ما خیلی احتیاج داریم برای اینکه ما در دنیا که ظلمات هست ما آمدیم به ظلمات(اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ) ما الان در جهنم هستیم جهنم دنیا که تاریک است همانطور که جهنم آخرت هم تاریک است.@ یکی از عذابهای جهنم همین است که انسان همه جور بلا سرش میاید در تاریکیها و آنجایی که نور هست نورهایی هست که وحشتناک است یعنی نوری هست که شادیآور نیست روشنایی نیست دیدنی هست که در آن عذاب است مظهر تاریکی دنیاست ما در دنیا همه چیزش تاریک است مگر کسی که روشنایی برایش ایجاد بکند.@ (وَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَوْلِياؤُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُماتِ) یعنی سیر کافر از نور به ظلمت است به تاریکی است هر چه سن بالاتر میرود از جوانی بالاتر میرود انقباض قلبی و ظلمات و تاریکی گیجی گنگی احساس پوچی سر در گمیش بیشتر میشود.@ مؤمن اینطوری نیست مؤمن هر چه که از او میگذرد انبساطش شادیش شفاف بودن زندگیش، هدفهایش، اینکه بداند دارد چکار میکند بیشتر میشود(يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ) مؤمنین اینطوری هستند بنابراین ما یکپارچه در تاریکی هستیم حسنات مثل چراغهایی هستند که بسته به اندازههای گوناگون قدرتهای گوناگون برای ما روشنایی در یک تاریکی ایجاد میکنند.@ من یادم هست در یکی از عملیاتهای ایذایی که ما داشتیم در کردستان یک تعداد محدودی بودیم که رفته بودیم یک ارتفاعی را گرفته بودیم بعد پایین ارتفاع یک کلبهای بود شب قرار شد ما آنجا را نگه داریم ولی چراغ نداشتیم هیچ نوع وسیله روشنایی در آن تاریکی نداشتیم بعد هم به ما گفته بودند که شما این ارتفاع را گرفتید حتماً به شما حمله میکنند پاتَک هم میزنند اینها هم کمونو و دموکرات بودند خیلی وحشی بودند.@ یعنی وقتی میامدند مثلاً کار خیلی کمشان این بود که زنده زنده پوست سر را میکندند دیگر اگر کاری دستشان نمیرسید نمیتوانستند میکشتند میخواستند فرار کنند تیر میزدند و الا دستشان به شما میرسید نمیگذاشتند راحت بمیری.@ حالا در یک شب اینطوری ما هم یک تعداد جوانهای دیگر پیرترین ما شاید 24 ـ 25 سالش بود من آن موقع شاید 17 سالم بود یک مشت جوانهای اینطوری بودیم رفته بودیم یک عملیات اینطوری هم انجام داده بودیم و آنجا را نگه داشته بودیم حالا یک ارتفاع آنطوری یک تعدادی هم در عملیات شهید داده بودیم بعضی از جنازهها مانده بود فشار حمله هم زیاد تا صبح میخواستیم آنجا را نگه داریم.@ بعد شب هم باید پست میدادیم در این کلبه، هر آن دستشان به هر کس میرسید به وضع فجیعی میکشتند حالا شما فکر کنید در یک همچین شرائطی تاریک وسط کوهها تاریک هیچ نوری نداشتیم یعنی نمیتوانستیم دو قدمی خودمان را ببینیم حالا در یک همچین وضعیتی در یک ارتفاع در پایینش میخواستیم این منطقه را ما نگه داریم.@ چند نفر مثلاً حدوداً 20 ـ 30 نفر بودیم بعد خیلی احتیاج به نور داشتیم چون تاریکی مطلق جنگل کوه سر و صدا آن شب لطف خدا رعد و برق میزد حالا شما فکر کنید این رعد و برقی که میزند چند لحظه است چند ثانیه است که میزند ولی خدا شاهد است یکی از چیزهایی که به ما خیلی خوشایند بود و میچسبید همین چند لحظه بود چون میتوانستیم مثلاً یک ثانیه نیم ثانیه دو ثانیه جلویمان را ببینیم.@ فاصله چهار پنج متر را ببینیم مطمئن بشویم تا پنج متری دشمن نیامده حالا دنیا از این وحشتناکتر است آخرت دیگر از این بدتر تاریک مطلق، در روایت داریم مگر کسی که خودش با خودش نور بیاورد(انْظُرُونا نَقْتَبِسْ مِنْ نُورِكُمْ) این که میگویند صراط از مو باریکتر از شمشیر تیزتر(اَدَقُّ مِنَ الشَر) اینطور نیست که در یک روشنایی باشد مثلاً مثل روشنایی اینجا یک صراط باریکی هست داخل جهنم ببندند بگویند حالا از روی این از مو باریکتر رد بشوید تاریک هم هست.@ یکی از مصیبتهای آنجا این هست که تاریک است و تو باید در تاریکی حرکت بکنی برای همین یکی از معضلات روز قیامت مسئله داشتن نور یا نداشتن نور است در قرآن میگوید همه دنبال نور هستند هر کس میخواهد از یک کسی نور قرض بگیرد یک عده به مؤمنین میگویند(انْظُرُونا نَقْتَبِسْ مِنْ نُورِكُمْ) شما به ما نگاه کنید یک مقدار از این نورتان به ما بخورد.@ (قِيلَ ارْجِعُوا وَراءَكُمْ فَالَْتمِسُوا نُوراً) بروید از دنیا نور بیاورید چون فقط در دنیا نور گیر میامد آنطرف هیچ نوری پیدا نمیشود نور هر کس میخواهد با خودش بیاورد باید از دنیا بیاورد مسئله نور و نورانیت فوقالعاده مهم است که آدم باید بداند این مراکز نور و روشناییها را بشناسد و بعد با این مراکز روشنایی و نور ارتباط داشته باشد تا درون خودش نورانی و روشن بشود یک حقیقت است مسئله نور.@ پس کار خیر ایجاد نورانیت برای انسان میکند حسنه، نیکی، خوب بودن در انسان نور ایجاد میکند قلب را روشن میکند ضمیر را روشن میکند و باعث میشود که این ذخیره نور انشاالله برای آخرت بماند مثل شارژ یک باطری است که شما وقتی دارید شارژ میکنید روشن هم نیست وقتی دارید شارژ میکنید ولی دارید قوه نورانیت را آماده میکنید که هر وقت خواستید از آن نورانیت بگیرید نور بگیرید.@ (وَ زَیناً فِی الوَجه) حسنه روی چهره انسان هم تأثیر میگذارد آدمهای بدکار با آدمهای خوب کار چهرههایشان هم مشخص است خدا رحمت کند حضرت آیت الله مجتهدی را استاد ما میفرمودند که هر کس میخواست برود حوزه ثبتنام کند ایشان میفرمود که من باید اول ببینمش.@ اینطور نبود که الان مثل دانشگاه و حوزههای ما اگر یک نفر امتیازش خوب بود یا در مصاحبه قبول شد وارد بشود میگفت حتماً شخصاً خودم باید ببینمش و صریح هم میگفت من باید ببینم اگر نور داشت قبولش میکنم اگر نور نداشت قبول نمیکنم.@ کسانی آمدند آنجا که ایشان ردشان کرد بعداً اینها تروریست و قاتل از کار درآمدند معلوم شد اینها آدمهای خیلی خطرناکی هستند میگفت شما به درد طلبگی نمیخورید بروید واقعاً حسنه در چهره انسان تأثیر دارد کار خیر در چهره انسان تأثیر میگذارد اهلش هم این را میفهمند.@ (وَ قُوَّتاً فِی العَمَل) کار خیر قدرت عمل انسان را بالا میبرد یعنی انسان را از دو آفت خیلی خطرناک که شاید خطرناکترین آفات باشد برای جان انسان نجات میدهد یکی تنبلی و یکی بیحوصلگی، گفتیم کلید همه بدبختیهای انسان این دو چیز است تنبلی و بیحوصلگی و کار حسن، حسنه به انسان نشاط و قدرت کار میدهد و در نقطه مقابل گناه هست سیئه تنبلی میاورد.@ آدمهای بیحال، بیحوصله، آدمهایی که رغبت به کار ندارند کار را نمیتوانند ادامه بدهند یک کاری را میخواهند شروع بکنند ولش میکنند رهایش میکنند وسط کار میبُرند اینها مقدار زیادی از بریدنها مال گناهکار بودن است برای همین هم استغفار در قوت کار خیلی اثر دارد انسان استغفار بکند.@ مثلاً میگوید من از این به بعد تصمیم میگیرم روزی یک جزء قرآن بخوانم اصلاً خواب هم دیده معصوم به او گفته تو از امروز روزی یک جزء قرآن بخوان میگوید من دیشب خواب پیغمبر را دیدم خواب امیرالمؤمنین را دیدم به من گفته روزی یک جزء قرآن بخوان استاد به او دستورالعمل داده مثلاً گفته شما روزی اینقدر قرآن بخوان این دعا را بخوان آن دعا را بخوان دیگر استاد یک چیزی را بگوید واجب واجب است.@ یعنی برایش قطعی و مسلم هم که شده باید انجام بدهد اما در عمل میبینی نمیتواند انجام بدهد، چه چیزی انسان را دامنگیر میشود و نمیگذارد خوب حرکت بکند؟ سیئه و گناه، میبینی اصلاً کسل است میخواهد دنبال روزی هم برود کسل است یعنی در کارهای دنیایی هم آدم تنبلی است پرخواب، کم مصرف، نه کم مصرف یعنی کم بازده، و الا مثل لامپ کم مصرف نیست که خوب باشد مثل اتومبیل کم مصرف نیست.@ کم مصرف یعنی بدرد نمیخورد میگویند آدم بیمصرفی هست یعنی این هست تولیدش خوب نیست بازدهش خوب نیست بهرهوری خوبی از این آدم نمیشود آدمهایی که اهل گناه هستند زمینگیر میشوند یعنی حتی اگر پیغمبر را هم شب خواب ببینند امام زمان هم به آنها یک توصیهای بکند یک کاری هم که لازم هست بداند باید انجام بدهد به نفعش هست میبینی نمیتواند انجام بدهد در عمل موفق نیست.@ این سنگینی گناه دارد که حضرت فرمود باید یا با نماز یا با استغفار خودش را سبک بکند توانش را بالا ببرد در آیه قرآن(اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ) کمک بگیرید از نماز، نماز کمک میکند بار را کم میکند و باعث میشود انسان بتواند کار انجام بدهد.@ پس هر وقت ما در عمل در درس خواندن مثلاً میخواهیم برای کنکور بخوانیم برای دانشگاه بخوانیم برای حوزه بخوانیم برای کار دیگری بخوانیم کارشناسی دارد دکترا دارد حسنه خیلی خوب است استغفار خیلی خوب است کمک میکند نماز خیلی کمک میکند که بار را کم میکند انسان سبکتر میتواند به کارهایش بپردازد.@ درست شیطان در اینطور موارد میاید میگوید الان تو درس داری کار داری فعلاً اینطور کارها را کنار بگذار فعلاً به درست برس باعث میشود شخص آن موفقیتی را که باید بدست بیاورد را نیاورد.@ قوت در عمل است پس کسانی که تنبلی دارند سستی دارند حال ندارند زود کسل میشوند آدمهایی بیرغبت آدمهایی که یکسره با توجیه و با شرمندهام و با عذرخواهی و با سعادت نبود از این توجیهاتی که الان هست سعادت نبود شرمندهایم لیاقت نبود توفیق حاصل نشد از این کلمات تند تند وِرد زبانشان است اینطور آدمها حسنه خیلی کمکشان میکند کارهای خیر به آنها قدرت میدهد.@ یک موقع هست یک کار خوبی که اصلاً فکر نمیکنی به آن موفق بشوی یک روزی خوبی که اصلاً فکر نمیکنی به آن برسی یک مرحلهای از یک کاری را که اصلاً فکر نمیکنی تو بتوانی از پس آن بر بیایی انجام میدهی در حالی که خودت هم میبینی این توان را نداشتی.@ اما به خاطر اینکه یک کار خوب کردی برای پدرت برای مادرت برای همسرت برای فرزندت برای یک میتی یک کاری کردی برای یک شهیدی یک کاری کردی برای خانواده یک شهید یک کاری کردی برای یک ساداتی برای یک فقیری با یک فرشتهای ارتباط خوبی برقرار کردی برای یک حیوان حتی انسان یک کاری کرده با یک گیاه یک رابطه قشنگی پیدا کرده ارتباط خوبی با یک جماد داشته میبینی که خیلی خیلی او را قدرتمند میکند.@ مثلاً ما خودمان الان حرم که میرویم میرویم حرم میبوسیم این بوسیدن ضریح خیلی خوب است ولی ما یکی از اساتید بزرگمان ایشان هر وقت ما با او مسجد میرفتیم عین امامزاده در مسجد را میبوسید وقتی میخواست وارد مسجد بشود در مسجد را میبوسید میخواست خارج بشود همینطور یک ارتباطات خوبی برقرار میکرد.@ پس هر کس میخواهد در عمل قدرتش بالا برود کار خیر زیاد بکند کار خیر در کارهای دیگر ایجاد قدرت میکند برای ما، توان ما را در کار بالا میبرد حالا پیغمبر آنطرف را هم میگوید میگوید گناه را من چه چیزی دیدم این حسنه بود میگوید(وَجَدتُ الخَطیئَۀَ سَواداً فِی القَلب) کار بد را باعث سیاهی چهره دیدم.@ بعضیها صورتشان خیلی سفید است ولی وقتی نگاه میکنی در آنها سیاهرویی انسان میبیند بعضیها هم هستند سیاه پوست هستند اما در آنها انسان نورانیت میبیند میگوید که این کار گناه انسان را روسیاه میکند در چهره انسان هم واقعاً تأثیر میگذارد برای همین هم انسان چهره همه افراد را همیشه یکسان نمیبیند هی چهرهها برایش تغییر میکند.@ (وَ وَهناً فِی العَمَل) یکی از آثاری که گناه دارد اینکه انسان در کار شل میشود سست میشود یک کاری خوبی را دلش میخواهد شروع کند میخواهد قرائت قرآن بکند میخواهد بسیج برود میخواهد هیئت برود میخواهد درس بخواند میخواهد طلبگی بکند میخواهد نماز شب بخواند میخواهد یک دعایی را شروع بکند بخواند بعد میخواهد مثلاً کلاسی برود زبان برود کامپیوتر برود خطاطی بکند میبینی که سست میشود.@ گناه باعث میشود که انسان توفیق یک کار را از دست بدهد(وَ وَهناً فِی العَمَل) سست میشود نمیتواند کارش را انجام بدهد آدم شلی هست حتی کارهای ابتدایی خودش را هم انجام نمیدهد میخواهد سر کار برود با هزار و یک جور توجیه سر کار نمیرود وظیفه شرعیش است میخواهد در مغازه برود سستی میکند تاکسی دارد تاکسی میخواهد برود دو ساعت کار میکند دوباره شل میشود میاید خانه نمیتواند برود بایستد تا شب خوب کار بکند.@ خانم خانهدار هست کار منزل میخواهد انجام بدهد میبینی تا لنگ ظهر میخوابد خیلی از کارهایش میماند بعد از ظهر هم دوباره غذا میخورد سنگین میشود دوباره میرود میخوابد کارهای دیگر همینطوری، یک زندگی بیرونق بینشاط گناه این کار را با آدم میکند یعنی ضعف در عمل سستی در عمل برای انسان میاورد.@ لذا یکی از چیزهایی که اکسیر هست و خیلی میتواند انسان را از آفتهای سستی در عمل باز بدارد چون ممکن است انسان یک دفعه یک گناهی انجام بدهد این هست که حتماً دو چیز را همیشه همراهش باشد.@ دیدید میگویند طرف الان ناراحت قلبی دارد قرص زیر زبانی همراهش باشد اگر یک موقع سکتهای خواست بکند این قرص به دادش برسد آنهایی که آسم دارند با خودشان اسپری داشته باشند که زمینگیر نشوند یا مثلاً میگویند 40 سال به بالا همه حتماً روزی یک دانه آسپرین بخورند برای اینکه خونشان رقیق باشد یک موقعی غلظتی سکتهای چیزی اتفاق نیفتد یک چیزی همیشه دم دستی هست.@ مثلاً میگویند آقا مسافرت میخواهید بروید یک بطری آب با خودتان ببرید یک چیزی که خیلی لازم است مثل زاپاس برای ماشین میماند که اگر یک موقعی پنچر بشوی در جاده ماندی کسی هم به تو زاپاس نمیدهد.@ دو تا از چیزهایی که همیشه به کار ما میاید و باعث میشود که باطریمان تمام نشود و زمینگیر نشویم آفت نخورد خیلی مهم است این دو تا و خیلی هم زود عمل میکند خیلی قدرتمند عمل میکند حالا خود حسنه همینطور که حالا توضیحش را میدهم یکی صدقه است که صدقه خیلی چیزهایی که گرفتار میکند دامنگیر میکند سر راه انسان را واقعاً برطرف میکند.@ لذا انسان همیشه باید مهیا برای دادن صدقه باشد صدقه بدهد و خوب هم صدقه بدهد یکی استغفار است یک سهمی از استغفار خیلی خوب است حالا صبح میخواهد باشد آخر شب قبل از خواب میخواهد باشد یا بعد از نماز عصر استاد ما میفرمود بعد از نماز عصر حتماً صد مرتبهای بگویید خیلی خوب هست انسان استغفار بکند.@ استغفار در روز واقعاً لازم هست اگر کسی استغفار نداشته باشد حداقل صد مرتبه نداشته باشد این آدم آدمی هست که کارهایش خیلی آفت میخورد خیلی به سستی به وهن به آفت به تمام نشدن کار زیاد میخورد(وَ شَیناً فِی الوَجه) آن(زَیناً فِی الوَجه) بود زینت چهره بود ولی این میگوید باعث زشتی چهره انسان میشود.@ یک آیه بخوانم آیه 114 سوره هود(وَ أَقِمِ الصَّلاةَ طَرَفَيِ النَّهارِ وَ زُلَفاً مِنَ اللَّيْلِ إِنَّ الْحَسَناتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئاتِ) میفرماید که نماز را به پا بدار اول روز و آخر روز و یک قسمتی از شب(إِنَّ الْحَسَناتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئاتِ) نماز را به عنوان حسنه، یک کار خیر معرفی کرده حسنات سیئات را از انسان دور میکند.@ برای همین کسی که نماز میخواند در روایت فرمود نمازهای پنجگانه کفاره گناهان روز انسان هستند که بحثش را در شبهای احیا مفصل توضیح دادیم. فرمایش بعدی از امام باقر(ع) مفرماید(ما اَحسَنَ الحَسَناتِ بَعدَ السَیِّئات وَ ما اَقبَحَ السَیِّئاتِ بَعدَ الحَسَنات) چقدر نیکو است که انسان بعد از گناهان کار خیر انجام بدهد چقدر زیباست حسنات کارهای خیر بعد از گناهان.@ اینجا یک نکتهای ممکن است مانع بشود که انسان بخواهد بعد از حسنه کار خیر انجام بدهد حمله از سمت عقب شیطان که گناه را به رخ میکشد میگوید تو که الان گناه کردی آلوده هستی خجالت بکش کار خیرت دیگر چیست که انسان باید اصلاً به این ندا پاسخ ندهد اگر کار گناه کرد بلافاصله بعدش یک کار خیر انجام بدهد.@ ما نقش کارهای خیر را کوچک میگیریم ممکن است شیطان بتواند از نظر کار بد و گناه ما را زمینگیر بکند و خیلی درگیرمان بکند اما اهمیت کار خیر و ثواب را ما خیلی کم به آن اهمیت میدهیم و با آن شادی نمیکنیم یکی از چیزهایی که خیلی مهم است شادی کردن با کار خیر است دلشاد شدن با کار خیر هست که این خیلی مهم است.@ که بالاخره ما همیشه خودمان را آلوده و تاریک و سیاه نبینیم بله ما گناه کردیم گناه میکنیم گناهان کبیره داریم گناهان هلاککننده داریم اما اینطور هم نیست که یک آدمی باشیم که عرضه کار خیر نداشته باشیم این همه کار خیر ریخته با درجات بسیار زیاد با کارهای خیلی خوب، نماز هست روزه هست عبادات هست تا کارهای خیری که انسان برای دیگران انجام میدهد.@ استغفار هست صدقات هست خدمت به پدر مادر هست آنقدر کارهای خیر هست که انسان انجام بدهد و نباید شیطان از ما یک فاجر فاسق جلوی خودمان دائماً بسازد و ما را تاریک نشان بدهد دور نشان بدهد چون اگر کسی همیشه خودش را تاریک و دور و آلوده ببیند این هیچ وقت هوس کارهای بزرگ و ارتباطات جلیل و بزرگ انجام نمیدهد.@ در حالی که امام صادق(ع) میفرماید شیعیان ما روحشان آنقدر بزرگ است که دست به کارهای بزرگ میزنند بعد میفرماید به خاطر ثواب جلیل، میگوید شیعیان ما آدمهایی نیستند که کارهای کوچک انجام بدهند آدمهایی هستند که اندیشههای بزرگ دارند کارهای بزرگ انجام میدهند دست به کارهای بزرگ میزنند هر دوی آنها هم لفظ جلیل را دارد میگوید کار جلیل برای ثواب جلیل، خیلی مهم است.@ ما کارهای خیلی زیادی میتوانیم بکنیم گناه هم کردیم کردیم استغفار میکنیم توبه میکنیم جبران میکنیم اما هیچ وقت نسبت به کار خیر پشیمان دلسرد ناامید نیستیم همیشه اینها را باید انسان انجام بدهد.@ (وَ ما اَقبَحَ السَیِّئات بَعدَ الحَسَنات) چقدر زشت است انسان بعد از اینکه کار خیر میکند کار بد انجام بدهد و ضایع بکند بعضیها اینطوری هستند یک اصطلاحی در ضربالمثل فارسی داریم گاو نُه مَن شیرده، یک کار خیر انجام میدهد بعد میزند خرابش میکند.@ زحمت کشیده با چه تلاشی مثلاً آقا داماد عروس خانم بیشترین کسانی که به آنها فشار میاید در مراسم عقد و عروسی خود عروس و داماد هستند اضطراب دارند مادرزن مادرشوهر پدرزن پدرشوهر دارند زحمت میکشند یا یک ولیمه حجی هست مهمانی هست مثلاً یک مداحی هست یک صاحب مجلسی هست زحمت کشیده کار را انجام داده تا آخر شب، آخر شب با یک عصبانیت میبینی که همه را خراب میکند.@ با یک دلشکستن همه را خراب میکند با یک توهین با یک تمسخر یک نفر با تحقیر یک نفر میبینی که خیلی کار را خراب میکند گاو نُه من شیرده آدم هی جان بکند کار را انجام بدهد بعد یک دفعه خرابش بکند محافظت از کار خودش نتواند بکند مراقبت نکند میگوید بد است این کار مثلاً این همه کار خیر انجام بدهد یک ماه دو ماه یک هفته ده روز بعد با یک چیزی ضایعش بکند همهاش برود پی کارش خراب بشود نباید این کار را انجام بدهد.@ قرآن هم یک اصطلاح خیلی عجیبی دارد این زمینه که حالا فرصت نیست برایتان بگویم از امام باقر(ع) (اِنّی لَم اَرَی شَیئٌ قَدتُ اَشَدُّ طَلَباً وَ لا اَسرَعَ دَرکاً مِن حَسَنَۀٍ مُحدَثَۀٍ لِذَنبٍ قَدیم) میفرماید من چیزی را ندیدم که سریعتر باشد(اَشَدُّ طَلَباً) طلب یعنی دنبال کردن(وَ لا اَسرَعَ دَرکاً) وقتی یک چیزی چیزی را دنبال میکند میگویند در طلبش هست وقتی میگیردش میگویند شکارش کرده.@ میگوید من ندیدم چیزی شدیدتر به دنبال گناه قدیمی گناه گذشته باشد و سریعتر به این سرعت بتواند یک گناه را بگیرد و از بین ببرد مثل ثواب، مثل حسنه، هیچ چیز را مثل حسنه ندیدم که بتواند شدیدتر تعقیب بکند گناه را و بگیردش و نابود بکند مثل حسنه، حسنه اینطوری است.@ فرمایش بعدی از امام صادق(ع) هست که یک راهکار خیلی زیبا به ما یاد میدهد میفرماید که(مَن عَمِلَ سَیِّئَۀً فِی السِرِ فَلیَعمَل حَسَنَۀً فِی السِّر) هر کس در مخفی در پنهانی یک گناهی انجام میدهد اگر میخواهد از بین برود میگوید یک کار خیر هم در خفا انجام بده.@ میگوید گناهت در خفا بوده خیرت هم در خفا باشد یک کار مخفیانه انجام بده هیچ وقت هم به خودت نگو خودت هم نفهمی که این کار را انجام دادی یعنی حفظ اخلاص بشود هیچ وقت هم برملا نشود چطور انتظار داری گناهی که در خفا کردی خدا ستارالعیوب باشد بپوشاندش هیچ کس نفهمد ثوابت هم همینطور، یک ثوابهایی انجام بده که هیچ کس نفهمد خودت هم نفهمی چطور گناهانمان یادمان میرود که در خفا انجام دادیم ثوابمان هم فراموش کنیم.@ (وَ مَن عَمِلَ سَیِّئَۀً فِی العلانیَۀ فَلیَعمَل حَسَنَۀً فِی العلانیَۀ) اگر یک کسی یک گناهی را علنی انجام داد پس باید یک کار علنی خیر هم انجام بدهد به شرطی که با اخلاص باشد نه این که کار علنی خیرش هم خودش یک گناه باشد.@ بحث دیگری درباره حسنات ما داریم که اسمش چند برابری حسنات هست که بحث خیلی شیرینی هست این بحث چند برابر شدن حسنات ما چند تا آیه داریم برایش بخوانم(إِنَّ اللَّهَ لا يَظْلِمُ مِثْقالَ ذَرَّةٍ وَ إِنْ تَكُ حَسَنَةً يُضاعِفْها وَ يُؤْتِ مِنْ لَدُنْهُ أَجْراً عَظِيماً) سوره مبارکه نساء آیه 40.@ میفرماید خداوند هرگز به اندازه ذرهای به کسی ظلم نمیکند و اگر حسنهای باشد کسی حسنهای بیاورد(يُضاعِفْها) خداوند آن حسنه را دو چندان میکند(وَ يُؤْتِ مِنْ لَدُنْهُ أَجْراً عَظِيماً) و از ناحیه خودش اجر عظیمی خداوند عطا خواهد کرد.@ سوره مبارک انعام آیه 160(مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها وَ مَنْ جاءَ بِالسَّيِّئَةِ فَلا يُجْزى إِلاَّ مِثْلَها وَ هُمْ لا يُظْلَمُونَ) اگر کسی کار خیری انجام بدهد ده برابر خدا پاداش میدهد در آیه قبلی فرمود دو برابر اینجا فرمود ده برابر پاداش میدهد و هر کس کار بد انجام بدهد پس جزا داده نمیشود مگر به اندازه همان کار بد یعنی کار بدش یکی حساب میشود اما کار خوبش ده برابر.@ یک خدایی اینطوری آدم عاشقش میشود که چقدر هوای بندگانش را دارد چقدر به خوبی به خیر خدا اهمیت میدهد خودش هم اینطوری است دیگر از این خدا باحالتر ما میخواهیم میگوید اگر کار بد انجام بدهی جزایت میکنم اما اگر کار خوب انجام بدهی ده برابر پاداش میدهم.@ یک خدای به این نازی به این مهربانی هر کس با این خدا رفیق نشود این خدا را دوست نداشته باشد عاشق این خدا نشود خیلی قساوت قلب دارد خیلی حماقت دارد آدم یک همچین خدایی را دوست نداشته باشد با این آیه ما میفهمیم آنهایی که سر از جهنم در میاورند آدمهای خیلی خطرناک و خبیثی بودند خیلی آدمهای خطرناکی بودند که سر از جهنم درآوردند چرا؟@ میگوید شما وقتی کار خیر کردی ده برابر دادم کار گناه کردی یک برابر، یک جملهای دارد امام زینالعابدین(ع) برایتان بخوانم خیلی تکاندهنده است این فرمایش امام زینالعابدین(ع) میفرماید که(یا سَوأتاه لِمَن غَلَبَت اِهدائُهُ عَشَراتِه) بدا به حال کسی که یکیهایش از دهتاییهایش بالا بزند، منظور چیست؟@ یکیهایش یعنی گناهانش و دهتاییهایش یعنی چی؟ یکی داشت تعریف میکرد که ما خیلی آدمهای شجاع و قوی هستیم گفت ما رفتیم یک جا جنگ شد ما دو هزار نفر بودیم آنها پنجاه نفر بعد همه ما را زدند و لت و پار کردند داشت از خودشان تعریف میکرد این که تعریف کردن ندارد بیعُرضگی و شکست، حالا یک کسی یکیهایش از دهتاییهایش بیشتر باشد معلوم است خیلی خبیث است.@ اگر یک نفر سر از عذاب در بیاورد عذاب قبر جهنم در بیاورد این معلوم است خیلی آدم بدبختی بوده خیلی آدم گرفتاری بوده خیلی معصیتکار بوده که با اینکه پاداشش ده برابر بوده گناهانش به اندازه بوده آن گناهانش از دهتاییها بالا زده خیلی معلوم است آدم بیعُرضهای بوده.@ (مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ خَيْرٌ مِنْها) اینجا دیگر اصلاً رقم ذکر نکرده دو برابر ده برابر پایینتر در سوره نمل آیه 89 هر کس کار خیر انجام بدهد برای او بهتر است(مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ خَيْرٌ مِنْها وَ هُمْ مِنْ فَزَعٍ يَوْمَئِذٍ آمِنُونَ) دیگر مژده از این بالاتر، دیگر اصلاً بحث ثواب را نمیگوید میگوید اگر یک کسی کار خیر انجام بدهد از وحشت قیامت در امان است.@ این مربوط به کدام آدمها است؟ آدمهایی که اهل حسنه هستند اهل احسان هستند و به تعبیر قرآن محسن هستند اهل نیکی هستند آدمهای خَیِر آدمهای نیکوکار آدمهای خوب کار آدمهایی که به همه محبت میکنند آدمهای خوب دیگر.@ حالا اگر یک آدمی واقعاً آدم خوبی شناخته بشود آدم وقتی نگاهش میکند میبیند آدم خوبی است ما هر وقت از این دیدیم خیر دیدیم جز خیر از این چیزی ندیدیم اشتباهاتش گناهانش لغزشهایش خیلی کمتر بوده نسبت به خوبیها و صفا و صمیمیتش و مهربانیهایش آدم خوبی است وقتی خوب شناخته بشود این اهل نجات هست.@ این روایت از امام زینالعابدین(ع) راجع به همین آیه(مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها) میفرماید(فَالحَسَنَۀُ الواحِدَه اِذا عَمِلَتها کُتِبَت لَه عَشرٌ) یک ثواب اگر کسی انجام بدهد برایش ده تا نوشته میشود و گناه را اگر عمل بکند یعنی از او بیاید نه اینکه نیت باشد اگر عمل بکند واقعاً از او این گناه صادر بشود(اِذا عَمِلَها کُتِبَت لَهُ واحِدَه) برایش یک گناه نوشته میشود.@ (فَنُعوذُ بالله) پناه میبریم به خدا(مِمَن یَرتَکِبُ فی یَومٍ واحِد عَشَرَ سَیِّئاتٍ وَ لا تَکونُوا لَهُ حَسَنَۀٌ واحِدَۀٌ فَتَغلِبُ حَسَناتِهِ سَیِّئاتَه) پناه میبریم به خدا از اینکه انسان در روز ده تا گناه انجام بدهد اما یک ثواب انجام ندهد یک کار خیر انجام نداده که لااقل به اندازه آن ده تا گناهش باشد بر آنها غلبه بکند میگوید پناه میبریم به خدا از این کار.@ روایت آخر در این زمینه این هست(اِذا اَحسَنَ المُؤمِنُ عَمَلَهُ ضاعَفَ الله عَمَلَهُ لِکُلِّ حَسَنَۀٍ سَبعَ مِئَۀٍ وَ ذلِکَ قَولُ الله تَبارک وَ تَعالی وَ اللَّهُ يُضاعِفُ لِمَنْ يَشاءُ) (اِذا اَحسَنَ المُؤمِنُ عَمَلَهُ) موقعی که مؤمن یک کار خوب انجام میدهد اینجا دیگر از مسلمان بیرون رفت از هر کس کار خوب انجام بده بیرون رفت هر کس نیست اینجا دیگر مؤمن است.@ کار خیر را کافر هم انجام بدهد خدا برایش ثواب دارد یک مسلمانی کار خوب انجام بدهد خدا هیچ وقت اجر کسی را ضایع نمیکند دشمن خدا هم یک کار خیر انجام بدهد خداوند میگوید یک کار خیر انجام داده بالاخره یک کار خوب انجام داده اجر هیچ کس را ضایع نمیکند.@ اما اگر یک مؤمن کار خوب انجام بدهد(ضاعَفَ الله عَمَلَهُ لِکُلِّ حَسَنَۀٍ سَبعَ مِئَۀٍ) هفتصد برابر خدا کار خیر به او میدهد، این هفتصد برابر به کجا میزند؟ کلمه هفتصد از کجا آمده؟ از قرآن آمده(كَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنابِلَ فِي كُلِّ سُنْبُلَةٍ) کار خیر را خدا آنجا به دانه گندم مثال میزند که در نتیجه به هفتصد دانه میرسد این برای کار مؤمن است.@ پس ببینید خدا چقدر مؤمن را دوست دارد چقدر پیش خدا مؤمن عزیز است که کارش با بقیه فرق دارد به بقیه میگوید اگر کار خیر انجام بدهند چند برابر، پس این در واقع دو برابر و ده برابر و چند برابر یا تا هفتصد برابر بسته به درجات ایمانی اشخاص است هر چقدر ایمان بالاتر است کار خیر هم چند برابر بیشتر میشود یعنی تضاعفش خیلی بیشتر هست افزایشش خیلی بیشتر هست که انسان کار خیر انجام بدهد.@ پس این یک تشویق هست برای ما که تا میتوانیم اهل خیر باشیم و تا میتوانیم کار خیر انجام بدهیم حسابش را هم باید از همدیگر جدا بکنیم این یادمان نرود که آدمها را با خیر و شرشان بسنجیم و ببینیم اگر بدی دیدیم فقط بدی نبینیم ممکن است یک نفر بدی بکند کار خیر هم بکند.@ همانطور که دوست داریم خدا با ما رفتار بکند با دیگران رفتار بکنیم نگوییم ملاک را خودمان قرار بدهیم برای قضاوت، فلانی به من بدی کرد پس آدم بدی است نه به من بدی کرده ممکن است به کس دیگری بدی نکند از من خوشش نیامده با من مشکل پیدا کرده بالاخره به من بدی کرده ولی نه اینکه این طرف آدم بدی است به من ظلم کرده به من بدی کرده.@ چطور ما گناه میکنیم میگوییم خدایا ما بالاخره گناه کردیم بدی کردیم یک نفر را اذیت کردیم مادر خودمان را اذیت کردیم پدر خودمان را اذیت کردیم برادر خودم بوده یک آدم غریبه نبوده بالاخره ما با اینها زندگی میکردیم در زندگی اینها دم دستتر بودند دم چَکتر بودند به اینها ظلم کردیم کسان دیگر را که ظلم نکردیم.@ به زنم ظلم کردم به شوهرم ظلم کردم ولی کار خیر هم داریم چطور ما دوست نداریم خدا کار خیرمان را نبیند فقط بدیهایمان را ببیند که نمیشود باید کار خیرمان را هم ببیند در مورد آدمهای دیگر ما همینطوری قضاوت بکنیم یعنی اگر به ما بدی کردند نگوییم این کافر است فاسق است از رحمت خدا دور است این حتماً ته جهنم است نه این بنده خدا به من ظلم کرده بله ممکن است ظلمش هم عظیم باشد ولی به کسان دیگر محبت بکند.@ بعضی از انسانها هستند که اگر انسان در حقشان ظلم بکند و در حق هر کس هم خیری انجام بدهد باز در نهایت در جهنم است یکی پدر مادر هستند که رابطهاش یک طرفه است پدر مادر راضی نباشند خدا هم راضی بشود راضی نمیشود یعنی چی خدا راضی بشود راضی نمیشود؟@ مثلاً رفته شهید شده ولی پدر مادرش از دست او ناراحت هستند به خشم است خدا میگوید این شهادت را هم من نمیخواهم عبادتت را هم نمیخواهم نمازت را هم نمیخواهم پدر مادر راضی نباشند من هم راضی نیستم شوهر راضی نباشد از زن خیلی خطرناک است بالاتر از اینها استاد راضی نباشد از یک نفر، این فوقالعاده خطرناک است یعنی طرف هر کاری بکند فایده ندارد.@ از استاد بالاتر امام معصوم خدای نکرده امام زمان راضی نباشد اصلاً انسان خیری نمیبیند هر کاری بکند خیری نمیبیند از کارهای خیرش، پس به این توجه داشته باشیم. حالا در حسنهها چه چیزی از همه بالاتر است؟ یک مطلبی را قبلاً گفتم یک موقع هست کار خیر آدم میخواهد انجام بدهد عمل خیر خوب است ولی خُلق خیر از عمل خیر بالاتر است.@ کما اینکه اگر گناه عملی انجام بدهد سنگین هست عذاب و عقاب و جهنم دارد اما اگر اخلاق بد داشته باشد آن خیلی خطرناک است جهنم اعمال غیر از جهنم اخلاق است جهنم اعمال سبک است در قیامت، صد سال دویست سال سیصد سال یک نفر ممکن است در جهنم بماند هزار سال در جهنم بماند به خاطر عملهای بدش.@ ولی اگر خُلقش بد باشد در را میبنند معلوم نیست چه موقع در بیاید به قول حضرت زهرا(س) بعضیها 300 هزار سال ممکن است آنجا باشند اخلاق بد خیلی بد است حالا حسنههایی که جنبههای روحی دارد خیلی خوب است برعکس سیئاتی که جنبه روحی دارد.@ از پیغمبر سؤال کردند که بالاترین حسنات چه چیزهایی هست؟ فرمود بالاترین حسنات یکی خُلق خوب است خوش خُلقی، خُلق خوب یعنی دیگران وقتی با انسان زندگی میکنند از روح انسان در امان باشند در آسایش باشند واقعاً لذت ببرند از کسی که دارند با او زندگی میکنند.@ زن است مرد است شوهر است همسر است پدر است مادر است خواهر است برادر است دوست است همکار است رئیس است مرئوس است شریک است انسان خوش خُلق باشد واقعاً انسان این را دوست داشته باشد بگوید این آدم خوش خُلقی است اخلاقاً آدم خوبی است آدم کنارش احساس امنیت میکند احساس آرامش دارد که این بحثش بماند.@ و تواضع، متواضع بودن فروتن بودن اینها جزء ثوابها و حسنههای خیلی بزرگ است ببینید حسنه چه دایره وسیعی دارد اخلاق آمده جزء دایره حسنه قرار گرفته تواضع متواضع بودن، برعکس تکبر آدم گنده بودن در چشم گنده کردن تعظم داشتن بزرگی کردن برای دیگران ریاست کردن رئیس بازی درآوردن و مسائلی از این قبیل.@ (وَ الصَبرُ عَلَی البَلیَّۀ) صبر بر بلاها این هم یک حسنه خیلی عالی هست آدم فکر میکند صبر حسنه باشد هیچ کار خاصی انجام نداده فقط صبر کرده ولی خدا چقدر این خصلت را دوست دارد که برایش حسنه در نظر گرفته.@ (وَ الرِضا بِالقَضا) به قضای الهی راضی باشد(قالَ اَیُّ سَیِّئَۀٍ اَعظَمُ عِندَالله) کدام سیئهها پیش خدا از هم بدتر است این خیلی مهم است آدم بداند در اخلاقها در گناهان چه چیزی از همه بدتر است خیلی مهم است در کارهای بد چه چیزهایی از همه بدتر است؟@ پیامبر فرمود(سُوءُ الخُلق) بداخلاقی(وَ شُحُم مُطاع) بخل بخلی که بر انسان تسلط پیدا بکند بخل در عمل بخل در محبت بخل در کار خیر کلاً بخل، خساست بخل اینها خیلی خطرناک است آدمهای بخیل آدمهای خسیس اینها خیلی خطرناک هستند سختگیر هستند تنگنظر هستند آدمهای تنگنظر فشار قبر زیادی دارند میگوید بدترین اخلاقها همینها است که انسان اهل بخل باشد.@ در روایت داریم از امام صادق(ع) شیعیان ما سه صفت ندارند یعنی امکان ندارد فرمود شیعه ممکن است هر گناهی انجام بدهد هر چیز در او باشد اما سه چیز حتماً در او نیست یکی را فرمود بخل است بخل در او نیست خدا انشاالله ما را پناه بدهد از سیئات اخلاقی و سیئات عملی. این بحث حسنه را انشاالله هفته بعد پیوندش میدهیم به بحث ثواب و بعد اگر فرصت شد به سراغ احسان هم خواهیم رفت.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@
جلسه 001 - حسنات و سیئات
متن کامل (خام) جلسه 001 - حسنات و سیئات