جلسه 011 - انصاف و ریشه‌های بی‌انصافی
شماره جلسه
11
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1395
ماه
9
روز
11
متن کامل (خام) ‌ جلسه 011 - انصاف و ریشه‌های بی‌انصافی

انصاف و ریشه های بی انصافی؛ جلسه یازدهم 11/09/1395

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم* بسم الله الرحمن الرحیم* الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنت الله علی اعدائهم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین.

سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان.

بحثمان درباره ظلم است و مقدماتی در مورد ظلم و معنای ظلم عرض کردیم. امروز هم مثل همیشه چند روایت را را من انتخاب کردم تا توضیح بدهم. یکی در مورد آثار ظلم است. « الظلم یزلزل القدم و یسلب النعم و یهلک الامم »

ظلم باعث می شود که قدم انسان تزلزل پیدا کند. این تزلزل خیلی مهم است. چون انسان در ذات خودش، چه در مسیرهای دنیایی و چه در مسیرهای آخرتی نیاز به استحکام، آرامش و قدرت روحی دارد ولی ظلم باعث می شود که از درون انسان ناآرامی و تزلزل اتفاق بیفتد. این ظلم می تواند ظلم به خودمان باشد و می تواند ظلم به دیگران باشد.

در هر صورت وقتی که انسان از قواعد و فرمول های تعادل بخش و آرام بخش الهی فاصله بگیرد نتیجه طبیعی اش تزلزل درونی است. اضطراب و ناآرامی است ممکن است در بیرون ظاهرا خوش باشد ولی در نظام درونی تزلزل طبیعی است مثل بدن.

بدن به محض اینکه شما به آن ظلم می کنید یا حقش را نمی دهید، به آن چیزی که نیاز دارد به آن نمی دهید.

مثلا انسان هوای نفس دارد تابع میلش است برای بدنش چیزهایی لازم است ولی نمی خورد به دنبال این است که هرچیزی که می خواهد بخورد باید مزه اش خوب باشد ، خوشمزه باشد ، برایش خوشایند باشد .

در حالی که خداوند برای ما همه مزه ها را قرار داده است و هر کدام از این ها برای ما است . هم شوری، هم شیرینی، هم ترشی و هم تلخی.

حالا اگر کسی بگوید که من ترش دوست ندارم، یا تلخ دوست ندارم خوب این برای ما لازم است که از این تلخی استفاده کنیم .

«من همیشه به عزیزان توصیه می کنم که وقتی می خواهید چیزی که برای بدنتان لازم است و دوست هم ندارید آن را هم بخورید تابع این نباشید که خوشم نمی آید یا میلم نمی کشد» انسان باید در خوردن با عقلش بخورد نه با میلش و شهوتش. یعنی اگر چیزی لازمه بدن است و نیاز دارد مثلا دارو است و انسان مجبور است که استفاده بکند تلخ است و ممکن است کسی دوست نداشته باشد، باید بخورد.

علامت عقلانیت یک نفر یکی از علامت هایش این است که آن جاهایی که چیزی میلش نیست را می تواند راحت تن دهد می گوید درست است الان به مصلحت من است این را انجام می دهم. درست است که تلخ است و سخت است ولی این تلخی که نتیجه شیرینی خواهد داشت را انتخاب می کنم.

کما اینکه بی عقلی و جهالت این است که انسان شیرنی هایی را انتخاب می کند که نتایج تلخی در زندگی اش دارد.

حالا کسی به بدنش ظلم می کند و آن چیزی را که باید بخورد و برای بدنش لازم است را نمی خورد بدن بلافاصله متزلزل می شود و عکس العمل نشان می دهد و مریض می شود و دیگر آن استحکام و ثبات و قدرت و نشاط را ندارد یا چیزی می خورد که برایش ضرر دارد وقتی می خورد دوباره بدن عکس العمل نشان می دهد.

در روح هم همین طور است. در روح اگر شما چیزی را که دریافت می کنید مناسب تعادل روحی شما نباشد انسان بهم می ریزد. انسان وقتی به خودش ظلم کرد مثلا یک دیدنی را نیاید ببیند، یک عکسی را نباید ببیند، تصویری را نباید ببیند، فیلمی را نباید ببیند، چیزی را نباید بشنود، چیزی را نباید خیال کند خیال های آلوده نباید داشته باشد. یا یک خرافه ای گاهی اوقات یک چیزی خرافه است انسان وقتی خرافه را می پذیرد چون حق نیست با ساختار روحی و استحکام روحی انسان سازگار نیست، همان خرافه و افکار منفی، هیجان ها، ترس ها، اضطراب ها، این ها همه هر چیزی را که شما می پذیریدش این ها غذاهای حرام است. شنیدنی های حرام، خواندنی های حرام، دیدنی های حرام ، افکار حرام و آلوده به محض اینکه جذب نفس می شود ، نفس تزلزل پیدا می کند ممکن است اولش لذت داشته باشد برای انسان ولی ثبات شخصیتی ، آرامش و شادی را از انسان می گیرد و روز به روز انسان را ضعیف تر و متزلزل تر می کند در تصمیم گیری های دنیایی و در تصمیم گیری های آخرتی .

گناه و معصیت و ظلم باعث می شود که انسان قدمهایش سست شود و این سستی خودش بدترین درد است .

شما وقتی بدنت سست است و نمی توانید کاری انجام دهید توقع دارید که با یک استحکام بدن کاری کنید ولی می گویید نمی توانم جان و حس ندارم ، نمی کشم ، ضعف دارم ، خودت از این حالت بیزاری .

روح هم همین طور است . روح در اثر ظلم بی حس و حال می شود، تزلزل قدم پیدا می کند ، ثبات ندارد و بعد ملون می شود یعنی دائما رنگ عوض می کند و این تند تند رنگ عوض کردن ها خود شخص را بیش از هر چیز دیگری می لرزاند و اذیت می کند .

می گوید چرا نمی توانم روی یک تصمیم بمانم ، چرا نمی توانم یک چیزی را که خوب است را با آن باشم ، چرا نمی توان یک چیزی را که بد است را از آن فاصله بگیرم . تزلزل در اثر ظلم به وجود می آید .پس باید انسان دقت کند که این تعادل را حفظ نماید چه در نظام جسمی اش و چه در نظام روحانی و معنوی خودش غذاهای خیالی ، غذاهای وهمی .

چون ما پنج نوع غذا داریم : غذا های حسی ، خیالی ، وهمی ، عقلی و فوق عقلی .

لذا وقتی میخواهد دریافت بکند باید تعادل ، اندازه ، حق ، ضرورت ، شایستگی ، را در همه این تغذیه ها رعایت کند .

مثلا بخش فوق عقلانی . بخش جسمی یک غذا لازم دارد ، بخش خیالی یک غذا لازم دارد ، بخش وهمی و عقلی هم همین طور .

بخش فوق عقلانی که بخش اصلی شخصیت ما است یعنی بخش انسانی که جاودانه است از جنس آسمان ، از جنس آخرت ، از جنس خداوند است و از جنس « محمد وآل محمد » است این هم غذایش را می خورد و هم به موقع از شما ارتباط با معشوق را می خواهد ، خلوت با معشوق را می خواهد ، ذکر می خواهد ، سجاده می خواهد ، مسجد و حسینیه می خواهد ، زیارت و زیارتگاه را می خواهد ، دیدنی های خوب را می خواهد ، شنیدنی های خوب و معنوی را لازم دارد وقتی که دریغ کنید مثل مادری که مثلا چند بچه داشته باشد به بعض هایش بیشتر رسیدگی کند و به بعضی دیگر نرسد .

ما مثل مادری هستیم که پنج بچه داریم که باید واقعا به این پنج بچه به همه ابعادش رسیدگی کنیم و احترام بگذاریم .

هم ابعاد حسی ، هم ابعاد خیالی ، هم ابعاد وهمی ، هم ابعاد عقلانی و هم ابعاد فوق عقلانی .

یک مقدار روان تر میشود همان ابعاد جمادی ، گیاهی ، حیوانی ، عقلی و فوق عقلی . باید به همه شان احترام بگذاریم . کسی که خود اصلیش حق است که این کودک عزیز روانش است این کودک از خدا در ما است ، این کودک از اهل بیت در ما است نباید بگذاریم که این کودک در دامان ما یا در رحم وجودی ما سقط شود در اثر

سوء تغذیه یا بد رفتاری .

مادرها گاهی اوقات در دوران بارداریشان چون رفتارها و جذب های نامناسبی انجام می دهند که بچه سقط می شود . مثلا فلان خوراکی که مادر نباید بخورد حتی خوراکی خوب و مقوی و باارزشی است ولی برای باردار خوب نیست . یا مثلا اگر خانم بعضی از غذاها را بخورد زمان انعقاد نطفه یا بعد از انعقاد نطفه گفتند که بعضی از غذاها اصلا استفاده نشود در حالت عادی خوب است ولی اگر خانم باردار بخورد بچه سقط می شود .

گاهی وقتها مادر نمیداند و آن غذا را می خورد و بچه سقط می شود .

در روح ما هم همین طور است اگر دقت نکنیم این بخش فوق عقلانی ما سقط می شود .

ترسم از این تن که هائل است به جانم ( مقصود از تن این چهار بخش است ) سقط کند کودک عزیز روانم

من اصلی ما ، خود اصلی ما ، خود جاودانه ما ، خود آسمانی ما و خود نورانی ما ، امانت خدا است در دست ما که باید مرتب به آن رسیدگی کنیم بیش از اینکه یک مادر به کودک خودش می رسد بیش از آن که یک مادر به نوزاد خودش و جنینی که در رحم دارد و می رسد ما باید علاقه داشته باشیم به خود جاودانه مان ، به خود

اصلی مان اگر ظلم کردیم در حق خودمان یا دیگران این را دائما به خطر می اندازد .

دچار تزلزل شخصیت ، اضطراب ، عدم اعتماد به نفس ، بد تصمیم گیری ( تصمیم های تند تند و اشتباه ) و گرفتاری های پشت سر هم می شویم .

امیرالمومنین علی ( ع ) در دو سه کلمه همه حقیقت ظلم را بیان می کند . « الظلم یزلزل القدم » ( ظلم باعث می شود که انسان ثباتش از دست برود و تزلزل شخصیتی پیدا می کند . )

خیلی از آدم ها هستند که موفقیت این چهاربخششان خوب است و خیلی موفق هستند ولی چون اهل ظلم هستند ثبات شخصیت ندارند .

به طور مثال شخصی قصد داشته درس بخواند و دکتر شود ولی انقدر ظلم کرده است به بدنش ، خیالش ، به معنویتش ، به کودک عزیز روانش الان پزشک هم شده ولی آدمی است بی ثبات ، ناآرام .

در زندگی زناشویی شکست ، در زندگی خانوادگی و مسائل اجتماعی همین طور . در ارتباط با آسمان و خانواده اصلی یعنی خانواده آسمانی هم می بینیم که این شخص موفقیتهای زیادی در جامعه دارد ولی در ارتباط با غیب و در ارتباط با خانواده آسمانیش اصلا انسان موفقی نیست . اصلا هیچ است .

مثلا نمی تواند دوقدم برود در غیب ، دو قدم برود در آسمان ، دو قدم پرواز کند هیچی موفق نیست ولی در جنبه های پایینی موفق است . مدرک تحصیلی خوبی دارد ، موقعیت اجتماعی خوبی دارد ، ازدواج کرده ، وضعیت بدنی خوبی دارد ، وضعیت مالی خوبی هم دارد ولی این آدم متزلزل ، غم زده ، مضطرب و گرفتار است چون برای رسیدن به این قیمت ها به بهای ظلم به خود اصلیش و من اصلیش تمام شده .

این نکته یادمان نرود که هر کاری که می خواهیم انجام دهیم حق و سهم خود اصلی مان را محفوظ نگه داریم یعنی در برنامه ریزی ها به گونه ای برنامه ریزی کنیم که غذاهای بخش اصلی که من اصلی مان است حذف شود . معمولا افراد متاستفانه وقتی سرشان شلوغ می شود در این چهار بخش از کارها اولین چیزهایی را که فدا می کنند بخش اصلی و آسمانی شان را فدا می کنند . مثلا نماز را کنار می گذارد ، اذان و اقامه را حذف می کند ، تعقیبات را حذف می کند ، نماز را تندتند می خواند ، دزدی می کند از نمازش . از غیبش دزدی می کند ، از ارتباط با آسمان ، از ارتباط با خانواده آسمانی که این اصلا پسندیده نیست . ولی همین آدم وقتی می خواهد برنامه ریزی کند می گوید سهم من از غذا محفوظ است به شکمش لطمه نمی زند ، رستوران و غذا و شکمش را حفظ می کند

وقتی در رابطه با بخش اقتصادی باشد آن را محفوظ نگه می دارد .

بخش روابط خانوادگی ، زناشویی ، تفریح و مسافرت را محفوظ نگه می دارد .

بخش های علمی هم به همین گونه است خیلی وقت ها افراد به خاطر علم به بخش های دیگر ضربه می زنند ولی گاهی وقتها آن را هم حفظ می کنند .

اما آن چیزی که بیش از هر چیز دیگری در ما غریب است و مظلوم است بخش فوق عقلانی و بخش آسمانی است . ما به واسطه ظلم به این کودک عزیز روانمان خیر در چهاربخش دیگر نمی بینیم محال است کسی بپردازد به این چهاربخش و این بخش ( فوق عقلانی ) را زمین بزند ، اذیت کند ، ظلم کند ، این بخش را خوراک ندهد و خیر ببیند از کارش . اصلا این گونه نیست اصلا خیر نمی بیند . از زندگی ، ازدواج ، کار اقتصادی ، کار درسی ، کار اجتماعی ، فعالیت هنری ، از هیچ کدامشان خیر نمی بیند چون به این بخش ظلم کرده است یعنی به بخش اصلی شخصیتش ، به بخش جاودانه اش که فرزند اهل بیت است این امانت اهل بیت در دست ما است ، این فرزند فاطمه زهرا ( س ) است باید خیلی بیشتر از بچه خودمان که به دنیا آورده ایم اهمیت بدهیم .

اگر این بچه را بکشیم ، خوراک ندهیم و در حقش ظلم کنیم غیب با ما قهر می کند ، خیرات به رویمان بسته می شود ، باب موفقیت بسته می شود ، کار می کنیم ، تلاش می کنیم ، دوندگی می کنیم ولی آخرش می بینیم که همیشه در زندگی مان گره داریم و مشکلات داریم . آرام نیستیم . دائم تلاش می کنیم ولی گرفتاری است به این خاطر است که در این بخش ظلم می کنیم .

ظلم به آدم ها هم همین طور است در حق دیگران ظلم کردن باعث می شود که نتیجه اش در درون ما ظاهر شود یعنی آن بی ثباتی ، تزلزل قدم به سراغمان می آید و آسیب می بینیم و اذیت می شویم .

امیرالمومنین ( ع ) می فرمایند : « و یسلب النعم » دقت کنید که چقدر از نظر ساختار ریاضی دقیق است این معصوم است که می تواند سه کلمه را به گونه ای بیان کند که یک عالم محتوا درونش بریزد و در کلمه بعدی از نظر ساختار ریاضیش با اولی هم تناسب دارد همه چیزش تناسب دارد .

آن کسی که نشسته بر قله هستی ( امیرالمومنین ) تسلط بر همه نظام هستی دارد ، دقیقا تسلط به همه قواعد نفس ، قواعد دنیا دارد و حالا به صورت ساختار ریاضی با ما سخن می گوید . «الظلم یزلزل القدم و یسلب النعم»

( نعمت ها را از انسان سلب می کند . ) یعنی باعث می شود که انسان خیر چیزهایی را که دارد را نبیند و از دستشان بدهد .

در قرآن می فرماید : « ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم » خداوند تغییری برای دیگران ایجاد نمی کند مگر اینکه آنها در خودشان تغییر ایجاد کنند .

خداوند نعمتی را از کسی نمی گیرد تا زمانی که شخص قدر آن نعمت را بداند . هرجا که خدا نعمت را می گیرد برای این است که شخص قدر آن را نمی داند و ضایعش می کند لذا لیاقت از آن شخص گرفته می شود .

بالاترین لیاقت ، لیاقت ارتباط با غیب است ، ارتباط با آسمان ، لیاقت معنوی ، لیاقت تشرف به محضر خدا و اهل بیت و ملائکه الله است .

اگر کسی بگوید چهل روز ، پنجاه روز ، دو ماه است که نماز نخوانده ام که بچسبد ، در بسته است .

یا مثلا یک خواب خوب ندیده ام ، در بسته است . یک بار نتوانستم ذکر بگویم که به جانم بشیند ، در بسته است چرا چون که روشهایت غلط است ظلم می کنی در حق خانواده ات ، اطرافیانت ، خودت . در میزنی کسی در را باز نمی کند . امنت های الهی مادر امانت الهی انسان است در دست انسان . پسر امانت انسان است ، پدر امانت انسان است ، فرزند ، خواهر و برادر امانت هستند ، جامعه امانت هستند این ها را نباید ضایع می کردیم وقتی ضایع کنیم نعمت از ما ثلب می شود

در این قسمت بحث اجتماعی ، سیاسی فوق العاده مهمی است که می فرمایند : « یهلک الامم » ظلم امت ها را هلاک می کند .

جریان مطالعه تاریخی همیشه بر اساس تقابل دو گروه بوده است. از روز اول تاریخ از حضرت آدم تا الان و تا زمان امام زمان و تا بعد.

حزب الله و حزب الشیطان (هابیلی ها و قابیلی ها) از اول بشر همیشه این گونه بوده است این دو گروه همیشه با هم تقابل داشته اند. همیشه دو گروه آمده اند در طول تاریخ . عده ای جذب طبیعت گراها ، طاغوت ها ، ظلمه و مفسدان شده ند عده ای هم جذب اتقیاء ، مومنین و فطرت گراها شده اند .

متاستفانه در شیوه های تاریخ نگاری آنچه که مرسوم است تاریخ را در اکثر مواقع بر اساس حاکمیت طبیعت گراها تنظیم می کنند مثلا فلان سلسله آمد فلان شاه آمد چند سال حکومت کرد و بعد از آ« فلان شاه دیگر آمد و می بینیم که چگونه نابود شده اند و رفته اند .

در سیستم تاریخ نگاری فطرت گرایی تاریخ را براساس انسان های خوب می نویسند مثلا اول حضرت آدم بود ، بعد شیث بود ، بعد نوح بود ، موسی ، ابراهیبم به این شکل تاریخ نوشته می شود .

در تاریخ ظلمه همیشه ظلمه این گونه بوده اد که امت ها آمده اند بعد نابود شده اند . دهها ، صدها میلیون انسان بر اثر جنگ ها و ستم ها که هنوز هم در نقاط مختلف کره زمین اتفاق می افتد مرده اند و نابود شده اند .

اکثر جنگ هایی که الان بر روی کره زمین اتفاق می افتد به خاطر دنیاست به خاطر حب جا ، حب نفس ، ثروت طلبی ، شهرت طلبی ، غارت و قانع نبودن انسان ها است . این موضوع باعث می شود امت های زیادی ، انسان های زیادی ، ملت های زیادی از بین بروند . و هر چقدر که زمان به جلو می رود و علم پیشرفت می کند اما علم نتوانسته است که برای بشر صلح بیاورد . علم برای بشر هیچ کدام از خیراتی که ما الان به دنبالش هستیم از نظر انسانی مثل آرامش ، شادی ، استحکام خانواده ها ، عدالت ، علم هر چقدر که پیشرفت کرده است ما را از این ها دورتر کرده است . علم آسایش آورده است اما آرامش نیاورده .

لذا جنگ ها ، فسادها ، آدم کشی ها ، حجم آدم کشی ها بیشتر شده است .

با یک بمب یکدفعه صد نفر ، هزار نفر . در جنگ جهانی فقط در حرکت اولیه با یک بمب صدو پنجاه هزار نفر و بعد هم هزاران نفر ، دهها هزار نفر در آثار این جنگ می میرند .

کشتار و قتل بیشتر شده ، خودکشی بیشتر شده ، زندان بیشتر شده ، طلاق بیشتر شده که این ها در اثر ظلم است ظلم باعث می شود افراد هلاک شوند ، نابود شوند . چه در هلاکت های فردی و چه در هلاکت های اجتماعی .

حضرت امیرالمومنین فرموده اند « اقدموا علی الله مظلومین و لا تقدموا علیه ظالمین » به پیشگاه خدا وارد شوید درحالی که مظلومید نه اینکه ظالم باشید.

انسانی که می میرد از این دنیا و در پیشگاه خدا وارد می شود در حالی که به او ظلم شده است نه اینکه ظلم را پذیرفته است اگر که کسی ظلم پذیر باشد خود او هم ظالم است.

کسی که به او ظلم شده است و نتوانسته که کاری بکند مثلا پدرش ظالم بوده ،جامعه ظالم بوده و ... اینکه انسان مظلوم وارد شود در پیشگاه خدا این به نفع انسان است چون وقتی که مظلوم به خدا وارد شوید خدا منتقم شماست و جبران کننده ظلم هایی است که به شما وارد می شود ولی وقتی که ظالم وارد شوید خداوند دشمن شما است به محض اینکه از این دنیا بروید تمام ملائکه و تمام غیب با شما دشمن هستند . و گرفتار می شوید .

مثلا ظلم به پدر و مادر ، ظلم به همسر ، ظلم به خانواده و ...

انسان وقتی ظالم از دنیا برود گرفتاری اش زیاد می شود لذا حضرت علی می فرمایند که : شما مظلوم وارد شوید .

وقتی که از شما حقی ضایع شده است و نمی توانید کاری کنید بگذارید به حساب خدا .

در خصوصیت های شخصیتی اهل بیت به حساب خدا می گذاشتند .

مواقعی به شما ظلم می شود و نمی توانید کاری انجام دهید مثلا از طرف پدر یا مادر به شما ظلم شده است ، عمو ، عمه ، خاله یا زورش از شما بیشتر است ، جایگاهش بیشتر از شما است و ....

انسان از این موارد در زندگی اش زیاد پیش می آید در حقش ظلم می کنند و حقش را می خورند . این ها ذخیره است خوشحال باشید ، ناراحت نباشید . خدا انتقامش سخت تر است .

پیرزنی بود در روستایی که خیلی نورانی بود و اهل مکاشفه . میگفت که یک بار خواب شوهرم را دیدم ( شوهرش خیلی بداخلاق بود و زنش را آزار و اذیت میکرد ) که در یک وضعیت وحشتناکی قرار دارد از یک کوهی بالا می رود و یک بار سنگینی روی دوشش است و با یک ضجری آن را بالا می برد گفتم : این چه حال و روزی است که داری گفت به خاطر ظلم هایی است که در حق تو کرده ام . در اینجا به خاطر آزار و اذیت هایی که به تو کرده ام گرفتار عذاب هستم .

انسان باید خیلی در خانواده دقت کند که خساست نکند ، بخل نداشته باشد ، مهربان باشد ، بساز باشد ، بد دهن نباشد ، این ها خیلی مهم است .

زبان تند خیلی بد است . انسان باید دقت کند که اگر در خانه است ممکن است زن انسان زبان بسته باشد و چیزی نگوید ، شوهر انسان زبان بسته باشد و چیزی نگوید یا پدر و مادر انسان زبان بسته باشند و از روی مهربانی چیزی نگویند و تحمل کنند یا بچه انسان . ما نباید که زبانمان وحشی باشد و تند باشد . بتوانیم تحقیر کنیم ، کسی را اذیت بکنیم ، بتوانیم نیش بزنیم . گاهی اوقات انسان زیر دست هایش را تحقیر و توهین می کند .

خیلی باید دقت کنیم چون این ها همه بار دارد ، بار خیلی خطرناکی دارد .

اینکه ما طلب کار باشیم خیلی بهتر از این است که از اول مردن حق الناس به گردنمان باشد و بدهکار باشیم . این خیلی خطرناک است . حق نفس، حق الله،حق قرآن، حق نماز، حق مسجد ، حق امام زمان به گردنمان بیفتد خیلی خطرناک است .

پیامبر فرمودند : « من مات فقد قامت قیامته » هرکس که بمیرد قیامتش برپا می شود . از همان جا انسان بایدجواب بدهد . این سوال ها را بدانیم چیست که بیخود به سمت ظلم نرویم .

حقوق را یاد بگیریم و حق ها را رعایت کنیم . هر چقدر که می توانیم تلاش کنیم که این حق ها را رعایت کنیم .

« اقدموا علی الله مظلومین و لا تقدموا علیه ظالمین » به پیشگاه خدا بروید در حالی که ظالم هستید . به پیشگاه خدا در حالت ظلم نروید .

بدهکاری نداشته باشید زمانی که می خواهید از دنیا بروید دستمان خالی است و هیچ کاری نمی توانیم بکنیم این خیلی سخت است .

از آن بدتر این است که انسان بدهکار باشد و ذره ای هم که اعمال خیر و ثواب دارد که می تواند از عذاب نجاتش دهد اما همه اعمال نیکش را باید به طلبکارها بدهد .

آیت الله بهاءالدینی می فرمود که : قرآن میگوید که « و لا تزر وازره وزر اخری » هیچ کس در قیات بار کس دیگری را قبول نمی کند حتی پدر بار فرزند را نمی کشد ، فرزند بار پدر را نمی کشد . این کسی که در روز قیامت حاضر نیست خیرات و ثواب هایش را به عزیزانش بدهد در اثر ظلم مجبور است در روز قیامت به دشمنانش بدهد .

به کسانی که غیبتشان را کرده است ، به کسانی که اذیتشان کرده است ، به کسانی که نیش زده است ، به کسانی که آبرویشان را برده است ، به کسانی که تحقیرشان کرده است ، همه اعمال نیکش را باید به همه کسانی که در حقشان ظلم کرده است بدهد و خودش می ماند .

« من ظلم عبادالله کان الله خصمه دون عباده » هرکس به بندگان خدا ظلم کند خود خدا به غیر از بندگان میشود دشمنش . « الخلق عیالی » خلق خانواده من هستند .محبوبترین شما کسی است که برای خلق من مفیدتر باشد ، مهربان تر باشد و به آنها بیشتر خدمت کند .

همان طور هم چون خلق « عیال » خدا هستند اگر کسی به مردم ظلم بکند جدای از مردم خدا هم دشمنش می شود . اگر کسی خدا دشمنش شود یک سره در زندگیش سختی و آسیب وجود دارد ، تلخی از استحکام درونی ، از نظام روحی خراب و فشار روانی تا مشکلات بیرونی . یک سره کارش گره دارد .

برای همین اکثر کسانی که در زندگیشان مشکلات است خدمت اولیا خدا می رفتند و می پرسیدند که گیر کار ما کجا است مثلا سرمایه ام رفت ، ماشینم را دزد برد ، زحمت علمی کشیدم اما رفت . معمولا اولیا خدا می فرمایند که : شما به کسی ظلم کرده ید . حق خوری کرده ای و خدا از شما انتقام می گیرد .

این انتقام هشدار دهنده است که می گوید جلو نرو راه خوبی را پیش نگرفته ای در راه خوبی نیفتاده ای ، مسیر ، مسیر غلطی است توبه کن و برگرد ، جبران کن تا راه به رویت باز شود تا خدا دست از دشمنیت بردارد .

این طور نیست که کسی فکر کند رفته زنی گرفته و این زن همه خانواده اش را از دست داده تنها است پس حالا هر چقدر که بتوانم ظلم می کنم گاهی اوقات خانواده شوهر انقدر به عروس ظلم می کنند یا داماد که ظلم های فراوان می کنند خانواده همسر . درست است که الان چیزی نمی گوید و گرفتار است ولی خدا انتقام می گیرد .

فرمود بترسید از ظلم کردن به کسی که جز خدا کسی را ندارد

جز خدا کسی را ندارد یعنی همه چی دارد. تنهایی خدا را دارد .

در نظام درونی ظالم شادی و آرامش نخواهید دید . کسی که ظلم میکند ممکن است اوضاع جسمی و ظاهریش خوب باشد ولی این انتقام را ممکن است که خدا در این دنیا نگذاشته باشد این خیلی وحشتناک است که خدا تصمیم بگیرد که به کسی در این دنیا هشدار ندهد و بگذارد برای آخرتش .

این جور نیست که کسی فکر کند که می تواند راحت ظلم کند این امکان ندارد ، خدا دشمنش می شود .

« من ظلم عبادالله کان الله خصمه دون عباده » هر کس که ظلم کند به بندگان خدا به جای بندگانش خدا دشمن می شود .

آنهایی که در ادارات هستند و مسئولیت دارند ، زیر دست دارند ، ارباب رجوع دارند ، در بانک ، وزارتخانه ها ، سازمان ها ، ارگان ها و نهادها که مردم مراجعه می کنند ، وزارت بهداشت ، بیمارستان ها و ... انسان می بیند که این ظلم ها در حق مردم می شود باید خیلی مواظب باشند .

داروی قلبی که درست می کنند و به دست مردم می دهند . غذای آلوده در رستوران ها ، فست فودها به خورد مردم می دهند و آنها هم نمی دانند که در پشت آنجا چه می گذرد .

قوانینی تنظیم می کنند که یک عده له می شوند و سرمایه شان را از دست می دهند . یک عده کارخانه هایشان تعطیل می شود ، یک عده بیکار می شوند .

وام می دهند اما این وام پر از ظلم است بر اساس قواعد ظالمانه ای وام می ریزند شخصی مجبور است وام بگیرد ولی در حقش ظلم می شود همه قوانین به نفع کسانی است که می خواهند وام بدهند هیچ وقت به نفع کسی که می خواهد وام بگیرد نیست .

کسی گرفتار است مشکل دارد مثلا مجبور است می خواهد ازدواج کند ، جهیزیه تهیه کند ، خانه بسازد ، خانه بخرد ، اتومبیل بخرد ، گرفتار است بعد که برای گرفتن وام اقدام می کند می بینیم که قوانین ناعادلانه ، سودهای ناعادلانه ، بهره های ناعادلانه . این ها می شود زهرمار ، سرطان ، فساد ، افسردگی ، مرگ بد ، بلاهایی مشود که می افتد به جان کسانی که این ظلم ها را می کند . بعضی ها هم آنقدر بد هستند که خدا در این دنیا رهایشان میکند و در آخرت انتقام می گیرد چون آنقدر ظلم کرده اند که این دنیا جوابگوی ظلم های او نیست و بگذارید بعد از مردنش آنجا گرفتار می شود .

لذا ما باید خیلی دقت کنیم برای ارتباط گرفتن با بندگان خدا و تلاشمان را بکنیم شاید نتوانیم صد درصد ظلم نکنیم ما معصوم نیستیم ، نادانیم ممکن است که این کار بشود . کسی هم نیست که بگوید من تا به حال ظلم نکرده ام در حق کسی .

حضرت می فرمایند : چگونه می تواند در حق دیگران عدالت را رعایت کند کسی که در حق خودش ظلم می کند ورودی ظلم به دیگران ظلم به خودمان است ما همین که در حق خوئمان ظلم کرده ایم می توانیم در حق دیگران هم ظلم کنیم .