جلسه 010 - انصاف و ریشه‌های بی‌انصافی
شماره جلسه
10
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1395
ماه
9
روز
4
متن کامل (خام) ‌ جلسه 010 - انصاف و ریشه‌های بی‌انصافی

انصاف و ریشه های بی انصافی؛ جلسه دهم 04/09/1395

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم* بسم الله الرحمن الرحیم* الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنت الله علی اعدائهم اجمعین من الان الی قیام یوم الدین.

سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان.

بحثمان درباره ی روابط اعضای خانواده آسمانی که به موضوع خیلی مهم انصاف رسیده بود به پایان رسید، و چون این موضوع فوق العاده کلیدی و حساس بود، بد ندانستیم که مقداری درباره ظلم هم که مقابل انصاف است، مطالبی را خدمت عزیزان عرض کنیم، بعد ان شاءالله از محضر گرامی عزیزان نظرخواهی می کنیم اگر مایل بودند بحث را ادامه می دهیم و اگر نه می رویم سراغ موضوع جدید. در مورد انصاف در روایت انصاف را در مقابل عدل گذاشته بودند، ظلم هم در مقابل عدل است، عدل به معنای این است که انسان حقی را بپردازد. یعنی آنجور که شایسته است، اگر موجودی، گیاهی، حیوانی، انسانی حقی دارد به عهده ی ما، ما باید آن حق را بپردازیم و ادا کنیم. ظلم و بی انصافی نقطه ی مقابل عدل است، یعنی محروم کردن حق هر صاحب حقی، اشیاء حتی لباسی که تن ماست، فرشی که زیرپای ماست، اتومبیلی که سوارش می شویم، کتابی که مطالعه می کنیم، قلمی که باهاش می نویسیم، منزلی که درش زندگی می کنیم، از اشیاء و خیلی چیزهای دیگر، که باهاشان ارتباط داریم، یک سلسله رعایت ها لازم دارند، حقوقی به گردن ما دارند، گیاهانی که ما باهاشان سروکار داریم یا حتی سروکار نداریم، به هر حال گیاهان و جنگل ها را خداوند برای انسان آفریده، در سعادت ما و سلامت ما نقش مهمی دارند، حیوانات و انسان ها این ها موجوداتی هستند که باهاشان سروکار داریم، با فرشته ها سروکار داریم که در شرح دعای سوم صحیفه سجادیه توضیح دادم، در بخش نقش ملائکه در اداره ی عالم، که فرشتگانی که از صبح با ما هستند حقی گردن ما دارند و همچنین فرشتگانی که از شب با ما هستند تا صبح همینطور، حقوق زیادی است که توصیه ام به عزیزان این بود که شرح رساله حقوق امام سجاد علیه السلام را بگیرند و بیاورند اینجا مطالعه کنند، بحث حقوق فوق العاده مهم است چون قیامت که 50 هزار سال است 50 تا سوال از آدم می شود که این سوالات همه در مورد وظایف و حقوقی هستند که به عهده انسان ها هستند و نمازی که انسان می خواهد بخواند، ماه مبارکی که می آید، ماه محرم و صفر، رحم های زمانی ما به گردن ما حق دارند، رحم های مکانی که درشان قرار می گیریم به گردن ما حقوقی دارند، 50 حق را حضرت برای ما می شمارند که این ها را باید بشناسیم که خدای نکرده اگر تعدی کنیم، این ظلم گرفتاری برای ما درست می کند، لذا این در سیر و سلوک انسانی برای ما به عنوان بحث آفت شناسی، بحث فوق العاده مهم و کلیدی است چون ما در رحم دنیا هستیم و داریم به سمت تولد به سمت برزخ حرکت می کنیم، مثل جنینی که در رحم مادر است، مهم ترین چیز در حرکت یک جنین در رحم مادر، تولدش به دنیا این است که آفات تولد توسط پزشکان پدر و مادر شناخته و رعایت شوند، مثلا می گویند مادر این داروها را نخورد که روی بچه اثر مخرب دارد، ممکن است بچه معلول شود، یا اشعه ایکس بهش نخورد، مادر استعمال دخانیات نکند و فلان غذا را نخورد، این ها پرهیزهایی هستند که به خاطر جنینی که در رحم دارد واجب است رعایت کند، این جنین حقی دارد به گردن مادر، مادر باید این جنین را سالم در 5 جهت هوش، سلامت و زیبایی، عقل، اخلاق و معنویت به دنیا بیاورد، اگر مادر کوتاهی کند، این حق گردن مادر می ماند و فرزند طلبکار است، روز قیامت قرآن می فرماید یوم یفر المرء اخیه و امه و ابیه و صاحبته و بنیه به خاطر همین است که انسان فرار می کند از اعضای خانواده اش، به خاطر این است که اعضای خانواده به گردن او حق دارند و او حق ها را ادا نکرده، روز قیامت کسی کار دارد که این بابای من بوده، مادر من بده، پسر من بوده، هرکس حق خودش را می خواهد و هیچ کس هم حاضر نیست بار کسی دیگر را به دوش بگیرد. این جنینی که در رحم مادر است، انواع حق ها دارد که مادر باید در این 5 جهت مراقبت کند. حق این فرزند است که مادر باید پرهیز کند، پدر باید پرهیز کند، پدر هم پرهیز انعقاد نطفه دارد هم پرهیز دوران بارداری همسرش را دارد، پدر هم می تواند نقش های مخربی در دوران بارداری همسرش داشته باشد، در شکل گیری فرزند یا نقش های مثبتی داشته باشد به هر حال او هم وظایفی دارد، ما چون در رحم دنیا قرار داریم و خودمان یک جنین هستیم که به زودی متولد می شویم به برزخ و نظام ملکوتی که نظام بسیار زیباتر و کامل تر و پیشرفته تر از اینجاست، بنابراین حساسیت های جایی که می خواهیم بهش متولد شویم، بی نهایت بیشتر از حساسیت های دنیایی هستند، لذا انسان باید نسبت به روح و نفس خودش سلسله ملاحظاتی را کند، نفسش به گردن خودش حقی دارد، یک سلسله ملاحظاتی کند که نفس سالم متولد شود به برزخ، برای همین مقوله آفت شناسی مقوله فوق العاده مهم هست در حرکت ها، انقدر مهم است که امیرالمؤمنین علیه السلام می فرماید این که انسان گناه نکند خیلی مهم تر از این است که برود کار خوب بکند. کسانی که گناه می کنند و سر خودشان را کلاه می گذارند و می گوید اگر ما داریم گناه می کنیم عوضش کارهای خوب می کنیم، دقت نمی کنند که گناه کردن مستمر و عمدی تمام ثواب های انسان را نابود می کند، گناه آن موقع قابل جبران است که انسان عمدا به استقبالش نرود، جنگ نکند با خدا، عناد نداشته باشد، آن موقع ممکن است جبران شود. لذا اینکه انسان وقتش را بگذارد برای اینکه کارهای خیر انجام دهد، مهم تر این است که کارهای بد را ترک کند. همین ترک کارهای بد خودش خوب است و انسان را می سازد. داریم در یکی از داستان های مربوط به زمان پیامبر که یکی از اصحاب پیغمبر بهش گفتند که تو کلام خوب و دلنشینی داری، به جان ما می نشیند، تو چه کردی که کلامت با بقیه فرق می کند، ایشان گفتند هرکس که به سراغ پیغمبر رفت، از پیغمبر سوال کرد من چه کنم که به بهشت بروم، من از پیغمبر سوال کردم که چه کار کنم که به جهنم نروم، چه چیزی را ترک کنم، چون انسان اگر جهنم نرود خود به خود بهشتی است، ولی اگر کارهای بهشتی و جهنمی را با هم انجام دهد، کارهای جهنمی، کارهای بهشتی او را خنثی می کند و آسیب بهش می رساند، لذا مهم ترین مسئله این است که انسان اول از لجبازی با خدا در هر زمینه ای دست بردارد. هرچیزی که ممکن است بهش آسیب بزند ازش پرهیز کند. لذا مسئله آفت شناسی مسئله فوق العاده مهمی است در سیر و سلوک انسانی که بحث مفصلی می طلبد و موضوع بحث این دهه ما در مشهد مقدس است که دهه آخر آنجا بحث داریم ولی اینجا یکی از آسیب های فوق العاده مهم که جامع است و هیچ کس نیست بتواند بگوید من تاحالا مرتکب این گناه نشدم، یا نیستم، مسئله ظلم است، ظلم یک گناه نیست چون ما 50 تا حق داریم، 50 دریچه ظلم به روی ما باز است، از ظلم به اشیاء تا ظلم به حیوانات و گیاهان و انسان ها و خودمان و خدا و اهل بیت و فرشته ها و آسمان، و به خیلی چیزهای دیگر. به قرآن، به نماز، به ماه مبارک، به ماه صفر، ماه محرم، لذا دریچه گسترده ای دارد، چندتا روایت بخوانم، اولین فرمایش از وجود مقدس امیرالمؤمنین علیه السلام است، اولین نکته این است که ظلم پست ترین رذیل هاست، چون تجاوز است، چون هاری نفس است، تعدی است، این که یک موجودی تعدی می کند به حق دیگری و حاضر است کسی یا چیزی را فدای خودش کند، ظلم از همین شروع می شود، اینکه تصمیم می گیریم به خاطر خودمان و رفاهمان و به خاطر اینکه تنبل و بی حوصله ایم و خیلی گرفتاری های دیگر، کارمان را می خواهیم راه بیندازیم و به اهدافمان برسیم، حالا حق کسی را هم زیرپا می گذاریم، پست ترین رذایل ظلم است. حضرت می فرمایند، الظلم فی الدنیا بوار و فی الآخره دمار. حتی کلمات فارسی هم نمی توانند معادل این کلمات عربی را برسانند برای ما، بوار و دمار، شنیدی می گویند دمارشان را درآوردند، حضرت می فرماید ظلم در دنیا، مایه نابودی است، و در آخرت مایه ی هلاکت انسان است. چرا می گوید در دنیا مایه نابودی است، ظلم همانطوری که قبلا توضیح دادم تمام مخلوقات خدا ساختار ریاضی دارند، شما هیچ چیزی در عالم ندارید که ساختار ریاضی، عدد، اندازه و مقدار درش نرفته باشد. خداوند یک مهندس است که تمام مخلوقات خودش را ریاضی خلق کرده، دانشمندان مختلف که در هزاران رشته در دانشگاه دارند کار می کنند، در هر رشته ای با میزان و عدد و اندازه و سنجش روبرو هستند، نفس انسان هم همینطور است، در نفس انسان هم ما با ساختار کاملا ریاضی و عدد دار سروکار داریم، ولی نفس چون مادی نیست، به دست آوردن عدد و اندازه های امور نفسانی کار سختی است، فقط کسانی می توانند ریاضیات نفس را بیان کنند، ریاضیات روان انسان را بیان کنند که از یک سیطره و احاطه علمی فوق العاده ای برخوردار باشند که خداوند تبارک و تعالی و معصومین هستند، غیر از آن ها کسی این ساختار ریاضی در دستش نیست، اگر چیزی است خدا یا معصومین گفته اند. مثلا وقتی می گوید تعداد ملائکه ی جهنم نوزده تا هستند، این نوزده تا با عددهای نفس انسان سازگاری دارند، یا وقتی می گویند درهای بهشت هشت تا هستند یا درهای جهنم هفت تا هستند، این نشان می دهد بابب رحمت بازتر است و باب عذاب کمتر است، ولی این عدد هفت و هشت در نفس ما جایگاه دارند، یعنی مشخص است که این هشت یعنی چه، هفت یعنی چه یا مثلا وقتی می فرماید هرچیزی که راجع به نفس توضیح داده، مثلا عرش خدا را هشت فرشته حمل می کنند، این هشت تا با نفس انسان سازگاری دارند، ولی به هر حال نفس انسان هم یک ساختار ریاضی دارد، فکر نکنید وقتی می گوییم ریاضی و عدد فقط مربوط به امور فیزیکی است، امور متافیزیکی هم که منشا فیزیک است، در واقع خروج متافیزیکی از تجلیات نظام برزخی و بالاتر است، آن هم همینطور است، اگر ما در روی زمین چیزی به اسم عدد و اندازه داریم به خاطر این است که اقتضای پشت پرده او در نظام متافیزیکی اینطور است، چون آب که از برزخ می آید، می شود آب، با اندازه و ترکیب و عدد خاصی می آید می شود آب،H2o، قرآن می فرماید هیچ چیز نیست مگر این که تمام خزائن آن چیز دست ماست و ما آن را نازل نمی کنیم مگر به قدر معلوم، یعنی با ریاضیات می فرستیم، هیچ خروجی از عالم برزخ به این سمت غیر ریاضی نیست، هیچ خروجی از عالم الله، به این سمت، از عالم لاهوت به این سمت، هیچ کدام هیچ خروجی از الله تا ماده غیر ریاضی نیست. تمام عدد و اندازه و حدود دارند، ولی علم به این عدد و اندازه و حدود احاطه الهی و قدرتمندی می خواهد که در دست خداوند و معصومین است، وقتی می گوییم ظلم، ظلم هم دقیقا یک ساختار ریاضی دارد، یعنی عدد و اندازه دارد، شما می گویید من دارویی خوردم حالم بد شد، چقدر حالت تهوع بهت دست داد؟ چقدر درد داشتی؟ درد را الآن در علم پزشکی اندازه می گیرند، کلینیک های درد این کار را می کنند، قبلا فکر نمی کردیم که می شود اندازه گرفت، مثل چربی خون است، قند خون و نمک و اوره است که هیچ کس فکر نمی کرد یک وقت بشود برای این رقم درست کرد. نفس هم همینطور است، یک ساختار کااملا ریاضی دارد مثل بدن. در بدن شما وقتی که غذا نمی خوری یا بد می خوری یا زیاده روی می کنی در تغذیه، هرکدام آثاری روی بدن می گذارد، وقتی انسان خار توی دستش می رود، چون ساختار ریاضی دارد خودش را نشان می دهد، یعنی مشخص می شود که این شخص مریض است، مریض شده برای این که این ماده را خورده و این چیز رفته توی بدنش، وقتی تعادل به هم می خورد در بدن، یک چیزی به نام بیماری و درد در بدن تولید می شود، هرجا درد یا بیماری هست یعنی تعادل به هم خورده. شما توقع دارید ما الآن کاری کنیم آثارش شش ماه دیگر ظاهر شود، بعضی ظلم های بدنی اینجوری هست ولی آن آثار دراز مدت است، مثل سرطان، از دست دادن کلیه، که یک امر تدریجی است، بله کسانی هستند که برود مواد رنگی بخورد، ژله بخورد، بستنی هایی که مواد رنگی دارند، شربت ها، این ها وقتی جذب می شوند به راحتی دفع نمی شوند در کبد می نشینند و یواش یواش به مرور زمان کبد را از کار می اندازد، اینجوری نیست که من امروز رفتم بستنی رنگی خوردم یا شکلات های غیر طبیعی و رنگی خوردم، پاستیل خوردم، همین الآ مشکل معده و کبد پیدا کنم، بدن قدرتمند است، دفاع دارد، مبارزه دارد ولی وقتی این خوراکی ها زیاد می شوند و به سیستم دفاعی غلبه می کنند، بدن را از کار می اندازند، ولی بعضی چیزها هستند که من الآن بخورم همین الآن هم مسموم می شوم، یا اگر ضربه بخورم به من، لیز خوردم، افتادم زمین، درد دارد، شکستگی دارد، حا در جا خودش را نشان می دهد، چون سیستم کاملا ریاضی است، پس اینکه اثر خودش را کی نشان دهد در بدن به صورت بیماری یا درد، الآن یا چند وقت دیگر، این بسته به نوع و میزان آسیبی که در بدن ظاهر می شود است. تمام این مراحلی که به بدن آسیب می رسد، تعادل به هم می خورد و حالا بدن از خودش عکس العمل نشان می دهد. در نفس هم اینجوری است، حالت انتظار نیست، شما ظلمی می کنی، بعضی ظلم ها هستند که شش ماه بعد اثرش معلوم می شود، گاهی وقت ها یک سال بعد، گاهی وقت ها بیست سال بعد، بعضی ظلم ها هستند که فوری هستند مثل ساختار بدن، تا شما کار غلط انجام دادی بلافاصله آثارش ظاهر می شود، بنابراین کسی نگوید اگر کسی ظلم کند می رود تا قیامت، بله بعضی ظلم ها می مانند قیامت چون آثارش انقدر زیاد هستند که در دنیا ظهور نمی کنند، دنیا زمان کافی برای ظهور آن ظلم را ندارد، می ماند برای بعد و آنجا خودش را نشان می دهد، مواد آلوده مصرف می کند ولی بیست سال بعد سرطان می گیرد، من سرطان که داشتم، شیمی درمانی که می کردم، بچه هایی را می آوردند برای درمان که من می پرسیدم چرا این ها سرطان دارند؟ گفتند این ها منزلشان بغل یک کارخانه تولید رنگ بوده، این بچه ها با قوطی های رنگ بازی می کردند و این اسپری ها را استنشاق می کردند، به مرور زمان بدن، آلوده شده و سرطان گرفتند. این نوع آلودگی و ظلم اثرش طولانی است ولی یک موقع است شما دستت را می بری، دستت بریده شد همانجا می برد و خون می آید و درد می آید و جزایش را به شما می دهد. پس بسته به این است که ما چه آسیبی به ما می رسد بدن در لحظه و در عین حال و درجا بهتان جوابش را می دهد یا اینکه نه، 10 دقیقه بعد، 1 ساعت بعد، یک سال بعد. در ظلم هم همینطور است، این که حضرت علی می فرماید الظلم فی الدنیا بوار، ظلم در دنیا مایه نابودی است، در دنیا خودش را کاملا نشان می دهد، رفتاری که انسان با زن و بچه اش می کند، نمی شود در دنیا نبیند اثرش را، حتما آثارش ظاهر می شود، یک موقع است یک ظلم انقدر عمیق و وسیع است که دنیا ظرف ظهور جواب برای این ظلم نیست و می ماند برای برزخ. کسی که صدها نفر را کشته، این در دنیا نمی تواند جزا ببیند، چون دنیا ظرفیت ندارد برای صدها نفر به این جزا بدهد. کسی که جنگ راه انداخته و هزاران انسان کشته شده اند، کسی که بمب ساخته و مواد آلوده داده به مردم، داروی تقلبی داده هزاران نفر دارند زجر می کشند، داروی تقلبی ساخته ای این بوتاکس ها، خانمی رفته بزند به پیشانیش، صورتش صاف شود، چقدر خانم چشم هایشان کور شده در اثر داروهای تقلبی، عطرهای تقلبی که مردم می روند ارزان می خرند، طرف می زند و خوشش می آید از بویش، ولی این عقیم می کند، این بنده خدا که قرار بوده سه تا بچه داشته باشد در اثر استفاده از این عطرها، عقیم شده. 3 نسل آدم را از بین برده، دنیا چه جوری می تواند جواب این آدم را بدهد؟ نظام حقوقی می گوید 6 ماه زندان، این جزای این آدم است؟ نه، این آدم با فروش عطر تقلبی چندتا آدم را کشته، قاچاق مواد و کالا، این ها که سیستم را فلج می کنند، هزاران شخص بیکار می شوند، در اثر این بیکاری زندگی هایشان از هم می پاشد، طلاق ها اتفاق می افتد، چون یک عده سودجو خواستند ثروت مملکت را بالا بکشند، کار را تعطیل کردند، این ظلمی نیست که در دنیا جزا ببیند، اقا مدیر بوده، نماینده مجلس بوده، قوانین ظالمانه تصویب کردند، کارخانه ای را تعطیل کردند در حالی که می توانسته تعطیل نشود، یک دفعه سه هزار تا کارگر بیکار می شوند. فساد بیکار شدن این تعداد کارگر را در دنیا نمی شود جواب داد، یک کارخانه تعطیل شده، و الآن این ها به سختی افتاده اند، خانواده هایشان به سختی افتاده اند، گاهی وقت ها تحقیر می شوند، مریض می شوند، شخصیتشان خورد می شود، مشکلات روحی روانی پیدا می کنند، زنش ازش طلاق می گیرد، این برای این بوده که یک آقایی تصمیم گرفته یک کارخانه را تعطیل کند، این دنیا نمی تواند جواب این ظلم را بدهد، می ماند برای برزخ، ولی ظلم هایی هستند که کوچک هستند در دنیا، مثل بدن که اگر ناپرهیزی کردم و سرما خوردم، سرماخوردگی جزای من است، بی احتیاطی کردی حالا سرما خوردی. پس ظلم هم کاملا ریاضی است، مثل ظلمی که در بدن اتفاق می افتد و جزایش را در همین دنیا می بیند، در روایت داریم فوری ترین جزاها، ظلم هست که انسان به محض این که ظلم کرد داستان جزایش در این دنیا شروع می شود، بسته به این که میزان ظلمش چقدر است. و این که چقدر استمرار و عمق دارد. مثلا بداخلاقی، انسان بداخلاق باشد، تندخو باشد، عصبی باشد، پرخاشگر باشد، آدم حساس باشد، ظلم می شود در حق طرف مقابلش، یک دختر حساس، در حق شوهرش ظلم زیاد می کند، یک مرد بداخلاق و اخمو در حق همسرش و فرزندانش ظلم زیاد می کند که پیامبر فرمود بداخلاقی گناهی است که آمرزیده نمی شود برای اینکه خلق دائما اثرش در اطرافیان طرف است، معذرت خواهی می کند می گوید عصبانی شدم حرفی زدم حلال کنید، باشد حلال کردیم، 5 دقیقه بعد چی؟ یک ساعت بعد چی؟ این خلق توست، دائما دارد عقرب و مار و اژدها تولید می کند. والحمدالله رب العالمین.