أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ عرایضمان در حدیث معراج رسید به این فرمایش الهی(نَعیمُهُم فِی الدُّنیا ذِکری وَ مَحَبَتی وَ رِضایی عَنهُم) که خداوند وقتی خصوصیات دوستان خودش را تعریف میکند میفرماید که نعمت اینها در دنیا بهرهبرداری آنها در دنیا.@ این نعمت که میگوید یعنی هر کس یک چیزی را نعمت میداند ولی این دوستان خدا را اینگونه خداوند تعریف میکند که(نَعیمُهُم فِی الدُّنیا) اینها نعمتهایشان در دنیا سهمشان، بهرهبرداریشان از دنیا، آن چیزی که دنیا به وسیله آن در چشم اینها قشنگ میشود مثلاً به یک نفر میگویند زندگی چطور است؟@ میگوید راضی هستیم خدا رو شکر، نفسی میاید میرود، کارمان خوب است شغل و درآمد خوب است زن و بچه داریم بچههایمان خوب هستند سالم هستند سلامتی برقرار هست دنیا را اینطوری نگاه میکند خدا را هم از این چشم نگاه میکند و از خدا تشکر میکند از خداوند راضی هست هر کسی دنیا را هر طوری تعریف میکند قیمتش هم همانطوری هست یعنی همانقدر قیمت دارد.@ شما از خدا چطوری تشکر میکنید از زندگی چطوری راضی هستید این خیلی اهمیت دارد چقدر از زندگی راضی هستید؟ چطوری از دنیا راضی هستی؟ چطوری از دنیا ناراضی میشوی و دنیا برایت تیره و تار میشود؟ اینها همه نشاندهنده قیمت آدمهاست نشاندهنده فهم آدمهاست نشاندهنده میزان تقربشان به حق تعالی است.@ حالا خداوند تبارک و تعالی میفرماید به اینها وقتی میگویی نعمت در دنیا چیست؟ شما از دنیا چه بهرهبرداری کردید؟ دنیا کجایش برای شما قشنگ بوده؟ چه چیزی برای شما قشنگ است؟ چه چیز دنیا برای شما معنای دنیا را دارد معنای قشنگی را دارد؟@ میفرماید 1 ـ اینها دنیایشان یاد من است 2 ـ محبت من هست 3 ـ رضای من از آنهاست یعنی اینها وقتی میخواهند در دنیا دنیاداری بکنند شکار دنیا برایشان اهمیت دارد که در دنیا به چیزی برسند بگویند ما یک چیزی در دنیا به دست آوردیم شکار کردیم.@ همه سهم این آدم آن چیزی که جلوی چشمش هست از همه چیزها بالاتر این هست که دنیا همه قشنگیاش برای من این هست که من میتوانم با خود خدا مستقیم حرف بزنم اینها آدم حسابی هستند به معنای حقیقی آدم هستند انسان هستند. در یک فرمایشی دارد از فرمایشات قدسی حق تعالی میفرماید(یا عِبادِیَ الصِّدیقین تَنَعَمُوا بِعِبادَتی فِی الدُّنیا فَإنَّکُم تَتَنَعِمُونَ بِها فِی الآخِرَۀ) نعمت ببرید بهرهمند بشوید از عبادت من در دنیا.@ (فَإنَّکُم تَتَنَعِمُونَ بِها فِی الآخِرَۀ) نعمت شما در آخرت هم همان هست شما در آخرت هم بر اساس نعمتهای عبادت من بهرهمند هستید در واقع درجات آخرتی انسان براساس کیفیت عبادتش در دنیا و میزان عبادتش هست اول کیفیت بعد میزان، پس در واقع نعمت یک انسان در دنیا چیست؟@ یعنی آدمها را وقتی نگاه میکنید این بعد از 20 سال 30 سال 40 سال این آدم چقدر رشد کرده؟ چقدر آدم است؟ چقدر رشد کرده؟ چقدر انسان است؟ چقدر آدم باعرضهای بوده که از دنیا بهرهمند شده؟ اگر دست ما بدهند ما میگوییم این تحصیلاتش چقدر بوده، خانهاش چقدر است، اتومبیلش چی هست شغلش چیست، درآمدش چقدر است.@ چندتا بچه دارد همسر دارد ندارد مقام دارد به ریاست رسیده به عزت رسیده خانهاش کجاست تفریحات و مسافرتهایش کجا هست چقدر هست سفر خارجی چقدر رفته چه میپوشد چه میخورد؟ از نظر ما این است این آدم بهرهمند است.@ ولی وقتی دست خدا بدهی خدا بخواهد یک نفر را دنیادار معنا بکند شما در این راستا دنیا همه ابدیت و آخرت میشود یعنی دنیا به یک چشم خاصی شخص به آن نگاه میکند تبدیل یک دنیا که پستترین مرحله حیات هست به ابدیت، کار هر کسی نیست میخواستم اسم مبدل را برای بعضیها توضیح بدهم متوجه نمیشدند.@ گفتم شما میتوانید یک کاری بکنید آنچه که فشار عصبی هست یا بلا در زندگی شما هست برای شما تبدیل به آرامش و شادی بشود میگفت چطوری میشود؟ میشود آدم از چیزی که اعصابش را خورد میکند آرامش کسب بکند؟ از بدیهای دیگران آرامش کسب بکند شادی کسب بکند؟ مگر میشود؟@ شادی این هست که یک کسی به آن بخندد به آن محبت بکند به آن حرف خوب بزند مادرشوهر خوبی داشته باشد پدرشوهر خوبی داشته باشد مادرزن خوبی داشته باشد پدرزن خوبی داشته باشد صاحبکار خوبی داشته باشد این آدم آرامش دارد.@ اما اگر قرار باشد آنجا این چیزها نباشد آدم چطوری آرامش داشته باشد؟ گفتم اینکه ما میپرسیم چطوری؟ برای این هست که ما مکانیزم را اصلاً نداریم فرمول دستمان نیست قاعده دستمان نیست.@ گفتم اگر یک نفر خواستگاری دختر شما بیاید یک دختر تحصیلکردهای که زحمت کشیدی بزرگ کردی تحصیلکرده هم هست بهترین رتبهها را هم دارد بعد طرف بگوید شغل من این هست که من زباله جمع میکنم، میدهی یا نمیدهی؟ یکذره فکر کرد گفت نه احتمالاً نمیدهم.@ گفتم حالا اگر بیاید بگوید من مهندس بازیافت هستم میدهی یا نمیدهی؟ گفت بله میدهم، گفتم هر دو آشغال جمع میکنند اتفاقاً مهندس بیشتر آشغال جمع میکند آن اولی در روز یک فرغون دو فرغون ده تا فرغون جمع میکند مهندس نه کامیون کامیون زباله جمع میکند، اما چرا تو به دومی میدهی؟@ گفت مهندس است آن هر چه زباله جمع میکند زباله را به پول تبدیل میکند هر چه بیشتر زباله جمع بکند به نفعش است ثروتمندتر میشود(نَعیمُهُم فِی الدُّنیا ذِکری وَ مَحَبَتی وَ رِضایی عَنهُم) این است که بعضیها دنیا را به چه چیزی تبدیل میکنند به دنیا چطوری نگاه میکنند.@ آنوقت بعضیها به دنیا وقتی نگاه میکنند از دریچه نگاهشان به دنیا به خدا نگاه میکنند میگویند اَه دنیای بدی است خدای بدی هم هست من از خدا بدم میاید حوصله خدا، عبادت، ذکر، دعا، حرم را ندارم حوصله تعقیبات، قرائت قرآن، عزاداری، روضهخوانی، سینهزنی، حرم رفتن اصلاً حسش را ندارم، میگویم برای چی؟@ میگوید چون با زنم دعوایم شده با شوهرم دعوایم شده میخواهیم طلاق بگیریم بچهام مریض شده خودم سرطان دارم پادرد دارم کمردرد دارم این همین است من حسش را ندارم یعنی این در واقع به معنویت به خدا به اهل بیت از دریچه دنیا و مسائل دنیایی نگاه میکند یک موقع هست نه، به آن میگویند دنیا چطوری است؟@ میگوید دنیا خیلی خوب است، میگویند برای چی؟ میگوید من نماز میخوانم من فرصت حرف زدن با خدا را دارم فرصت محبت کردن با خدا را دارم یک دوستی مثل خدا میتوانم برایش پیدا بکنم خیلی دنیا دنیای قشنگی است.@ ما به کرات در سوابق انسانها داشتیم در داستانها، در مشاورههای خودمان هزاران مورد شخص گفته من الان میخواهم خودکشی بکنم دنیا برایم تنگ شده اصلاً تحمل ندارم ولی یک دوست خوب پیدا کرده میگوید بعد از اینکه این دوست خوب را پیدا کردم دیگر بعد از این دنیا برایم یکطور دیگر است.@ با این دوست دنیا برایم خیلی قابل تحمل است خیلی لذت میبرم که یک همچین دوستی را دارم خدا را شکر میکنم که یک همچین دوستی را دارم یک کسی میگوید من خدا را دارم خدا برایم خیلی خوب است من با خدا دوستم با خدا محبت میکنم.@ من و خدا با هم مهرورزی داریم او به من محبت میکند من به او محبت میکنم او بینهایت بیشتر به من محبت میکند دنیا برایش یکطور دیگر است، بعد به او میگویند از خدا راضی هستی؟ چقدر از خدا راضی هستی؟ میگوید من آنقدر از خدا راضی هستم، میگویند چقدر؟@ میگوید خدا خودش را در اختیار من گذاشته همین که به من اجازه داده من سحر بلند شوم درش باز، اذان صبح، هر وقت بخواهم درگاه باز، هر وقت بخواهم من را میپذیرد هر وقت بخواهم با آن صحبت میکنم اهل بیت همینطور، چهارده نور مقدس همینطور، دنیا خیلی برای من قشنگ است.@ حالا شما فکر میکنید یک کسی که دنیا را با نظام طبیعی معنا میکند خدا را هم از این دریچه میبیند این شب اول قبر چه اتفاقی برایش میافتد؟ شب اول قبر وضعیت این چطوری است؟ در برزخ چطوری است؟ ما کاری با رحمت خدا آنطرف نداریم که رحمت خدا آنطرف یک رحمت زیادی هست ولی انسان نگاه خودش را در نظر بگیرد.@ یک کسی به خدا به دین اینطوری همیشه نگاه کرده از طریق بدن، از طریق طبیعت، از طریق روابط زناشویی، همسر داشتن نداشتن، بچه داشتن نداشتن، مستأجر بودن یا نبودن، شغل داشتن یا نداشتن، همینطوری نگاه کرده به خدا هم اینطوری نگاه کرده دنیا را همینطوری معنا کرده خدا و آخرت را هم اینطوری معنا کرده دین را همینطوری معنا کرده.@ این کجا و آن کسی که میگوید من همه قشنگی دنیایم با همه کمبودهایش و کاستیهایش به کمبودها و کاستیهایش نیست به آنها نگاه نمیکنم من به داراییهای دنیا و قشنگیهای دنیا نگاه میکنم دنیا برای این قشنگ است که من با خدا هستم من میتوانم دوستش داشته باشم او هم میتواند من را دوست داشته باشد و دوستم دارد، نه میتواند، صددرصد دوستم دارد.@ چهارده نور مقدس دارم که یقیناً من را دوست دارند من هم میتوانم با آنها دوست باشم من میتوانم در چادر امام زمان رفت و آمد بکنم بدون حاجب و مانع، من میتوانم هر قسمت و هر چیزی خدا آنقدر به من دارایی داده ثروت داده که من میتوانم هر وقت بخواهم به خدا چیزی هدیه بکنم و خدا به شیرینترین چیزها قبول میکند به شیرینترین وجه قبول میکند.@ من چیزهای خیلی ارزشمندی دارم که خدا به من داده اجازه داده برایش خرج کنم شرمنده خدا برای خرج کردن نیستم شرمنده اهل بیت نیستم آنقدر به من ثروت و دارایی داده که من هر وقت دلم بخواهد میتوانم امام زمان را شاد کنم میتوانم مادرم فاطمه زهرا را شاد کنم.@ میتوانم به آنها هدیه بدهم خیلی من دارایی دارم دنیا یک کسی میگوید من پیش زن و بچهام شرمنده هستم چون نتوانستم شکمشان را سیر کنم لباس مناسب برایشان تهیه کنم خانه مناسب برایشان بگیرم این میگوید دنیا چون من پول ندارم شرمنده هستم.@ زن و بچه محبوب انسان هستند درستش هست همین هست اما محبوب واقعی انسان کیست؟ ما میگوییم(لا إله إلا الله) محبوب حقیقی انسان خداست خدا یک کاری نکرده ما شرمنده بشویم خدا اگر خودش را به آن بزرگی اله ما قرار داده ثروتهای زیادی به ما داده به هر کدام از ما، هیچ کدام ما الحمد لله فقیر نیستیم.@ هیچ انسانی فقیر نیست ثروتهای زیادی به ما داده که ما میتوانیم هر دفعه به خدا هدیه بکنیم و خدا هم به شیرینترین وجه میپذیرد اهل بیت میپذیرند لذا در دعای کمیل میگوییم(قَوِ عَلی خِدمَتِکَ جَوارِحی) قوی کن که من خادم تو بشوم خدمتگزار تو باشم انسان با خدمتش به خدا خدمت بکند با خدمتش به خدا هدیه بدهد.@ حالا در قرآن راههای زیادی قرار داده(مَنْ ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً) چه کسی به خدا قرض میدهد این کجا من بگویم من میخواهم صدقه بدهم مردم نیاز دارند دلم برای فلانی میسوزد گناه دارند الان ماه مبارک رمضان است غذا ندارند بخورند چکار کنند اینطوری نگاه بکند یک کسی میگوید من میخواهم به خدا قرض بدهم.@ خدا از من قرض خواسته من میخواهم به او قرض بدهم خیلی فرق میکند نوع نگاه آدمها با همدیگر خیلی متفاوت هست یک کسی اینطوری میخواهد خدا را شاد بکند یک کسی یکطور دیگر نگاه میکند یک کسی باید فشارش بدهی تا دلش به رحم بیاید.@ آن هم برای اینکه دلش به رحم آمده برای اینکه دلش سوخته میخواهد آتش عاطفه خودش را خاموش بکند یک خدمتی میکند یک موقع یک کسی هست نه میخواهد خدا را بخنداند میخواهد لبخند خدا را متوجه خودش بکند خیلی اینها با هم متفاوت هست لذا خود خدا دارد از دریچه خودش این آدمها را نگاه میکند.@ حالا برای چه کسی این حرفها مهم است؟ این حرفها برای چه کسی ارزش دارد؟ این را ما شنیدیم و گفتیم پیغمبر هم آمد خاطره خودش را توشه سفرش را به ما داده و رفت حالا از قبلیهایش بهرهبرداری کردیم یا از اینکه داریم الان استفاده میکنیم در زندگی ما واقعاً به کار میاید یا نه.@ استفاده میکنیم، فقط به درد کسانی میخورد که یک دل زنده دارند یک قلب دارند(لِمَن کانَ لَهُ قَلب) یعنی بخش انسانیشان فعال است توضیح دادیم بخش انسانی فعال است یعنی چی، اگر یک کسی چشمش تعادل نداشته باشد میگوییم سالم نیست.@ گوشش نتواند با فرکانس ارتباط برقرار بکند میگوییم سالم نیست علامت سلامت ندارد اشیاء را نمیتواند بگیرد میگوییم علامت سلامت ندارد یک کسی حافظهاش کار نمیکند علامت سلامت ندارد خیالش کار نمیکند یک کسی خطر را نمیشناسد حواسش نیست در دل خطر میشود حواسش هست میفهمد که آن مار است ولی سمتش میرود میفهمد دره است سمتش میرود تا بیفتد قوه واهمهاش کار نمیکند.@ یک کسی علمدوست نیست میگوییم مریض است یک کسی که علمدوست نیست علم را دوست ندارد دانش را دوست ندارد این مریض است یک کسی فوق عقلش کار نمیکند بخش فوق عقلانیاش فعال نیست.@ یعنی خدا را نمیخواهد احساس نیاز به خدا نمیکند دلتنگ خدا نمیشود کمبود خدا ندارد در طول روز صبح تا شب نماز هم نخواند نخواند نماز چهار رکعتیاش دو رکعت بشود تازه خوشحال هم میشود تعقیباتش حذف بشود خوشحال میشود بگو یک هفته نماز نخوان ده روز نماز نخوان اصلاً جبرئیل آمده گفته نماز برداشته شده حالا برداشته شده من چکار کنم.@ برداشته شده یا نشده اصلاً به من چه برداشته شده من نیاز دارم اگر کسی آمد گفت از فردا میتوانید غذا نخورید ما نمیخوریم؟ از فردا دانشگاه میتوانید نروید خیلیها نمیروند الان میگویند ما حوصله درس نداریم من ابتدائی ترک تحصیل کردم.@ راهنمایی ترک تحصیل کردم دبیرستان ترک تحصیل کردم خوشم نمیاید درس بخوانم میتوانستم ترک تحصیل بکنم و کردم برایم هم کلی هزینه داشته اما عشق اینکه مدرسه نرفتم کلاس نرفتم درس نخواندم معلم ندیدم کلی از این حال میکنم.@ حالا درست است در زندگیام تأثیر گذاشته ولی استفاده کردم کیف مدرسه نرفتن را بردم میگویند از فردا میتوانید غذا نخورید من نیاز دارم باید بخورم اگر فردا خدا آمد گفت غذا از این به بعد خوردنش واجب نیست ما نمیخوریم چیزی در خوردن ما تأثیر دارد؟ نه، میگوییم ما خودمان دوست داریم بخوریم منتظر اجازه تو نبودیم که اجازه بدهی بخوریم یا اجازه ندهی بخوریم.@ تازه آن موقع هم که اجازه نمیدهی میرویم حرامش را میخوریم آن موقع که میگویی خمسش را بدهید نمیدهیم میخوریم خیلی خوب شیرین میخوریم حلال، حرام، همهطوره میخوریم خدا بیاید بگوید میتوانید از من بهرهمند نشوید میتوانید با من حرف نزنید میتوانید عبادت نکنید حج برداشته شد، چند نفر میروند؟ نماز برداشته شد چند نفر میخوانند؟@ روزه برداشته شد چند نفر میگیرند؟ قرآن لازم نیست بخوانید مسجد لازم نیست بروید جمعه لازم نیست نماز جمعه بروید، میخواهم فرق بین دل داشتن و دل نداشتن را توضیح بدهم اینکه(لِمَن کانَ لَهُ قَلب) یک کسی قلب داشته باشد یک دل داشته باشد.@ چون ما حسمان محسوسات را میطلبد خیالمان مخیلات را، وهممان موهومات را، عقلمان معقولات را، دلمان هم خدا را، قلب مخصوص خداست(القَلبُ حَرَمُ الله) اگر کسی دلش فعال باشد خدا فردا بگوید نماز نخوانید میگوییم من نمیتوانم نخوانم من میمیرم.@ خدایا زور داری میگویی تو به من میگویی غذا نخور من میمیرم در فقه اسلامی هست اگر کسی در حال مردن باشد غذای حلال گیرش نیاید میتواند برود دزدی بکند به اندازهای که شکمش را سیر بکند اشکالی ندارد برود نانوایی یک نان بدزدد بخورد خدا میگوید اشکال ندارد چون داشتی میمردی حالا خدا بگوید عبادت نکنید.@ یک کسی بگوید خدایا زور داری میگویی من میمیرم من اگر با تو حرف نزدم دق میکنم. طرف میگوید من میخواهم از زنم جدا بشوم از شوهرم جدا بشوم چون بداخلاق است با من حرف نمیزند میگویند حرف نزند عیب ندارد.@ میگوید پس من شوهر را برای چه میخواهم میخواهم با آن حرف بزنم مثل برج زهرمار شب خانه میاید پای تلویزیون مینشیند روزنامه میخواند فوتبال نگاه میکند راست میگوید واقعاً معلوم نیست این آدم شخصیت سالمی باشد آدمی که اینطوری هست حرف نمیزند من همسر میخواهم با او حرف بزنم.@ خدا بگوید نیاز نیست با من حرف بزنید خدایا ما نیاز داریم حرف بزنیم ما اگر حرف نزنیم چه میشود؟ میخواهم تفاوت آدم با غیر آدم را بگویم تفاوت خودمان را بگویم با استانداردها، ببینیم ما با استانداردها چقدر فاصله داریم ما اینطوری هستیم یا نیستیم زیارت نرویم دلتنگ میشویم با امام زمان حرف نزنیم کم میاوریم.@ آل یس نخوانیم دعای توسل نخوانیم اولیاء الهی دعای توسل در روز آن هم نه یکبار چند بار در روز خواندن دعای توسل در خونشان است تنفس فطریشان به این است. به یک ولی خدایی گفته بودند بیا امام جماعت فیضیه بشو مدرسه فیضیه همه مجتهد و علما همه آنجا هستند به امام جماعت آنجا ایشان را دعوت کرده بودند یک مسجد کوچک دارد به ایشان گفتند اینجا بیایید.@ گفت نه من آنجا بیایم از دعای توسلم میافتم ما چی، سال به سال توسل هم نخواندیم کمیل را هم نخواندیم تعقیبات هم نخواندیم دعای روزی، همین دعای روزی که من در برنامهها مینویسم خیلیها از آن در میروند حسش را اصلاً ندارند.@ صبح بعد از نماز دو دقیقه بیشتر هم طول نمیکشد زیارت روز اصلاً حس ندارد با صاحب آن روز با پدران خودش، امروز شنبه بود روز رسول الله، با پیغمبر یک چند دقیقهای، اصلاً نیازی احساس نمیکند این قلب حتماً طبیعی نیست یعنی علامت خطرناکی است اگر الان من سر کلاس قلبم درد بگیرد خیلیها ناراحت میشوند.@ میگویند دکتر برو جلوی خانوادهام قلبم درد بگیرد میگویند به خودت نمیرسی دکتر برو قلب است شوخی نیست مغز است شوخی نیست دست و پا، چشم برو از این مهمترها کار نمیکند از این مهمترها که حیات ابدیمان به آن بستگی دارد درد دارد مریضی دارد کار نمیکند.@ اصلاً نه دکتری نه استادی نه طبیبی نه درمانی، هیچی دنبالش نیستیم. به ما میگویند صدقه میدهید؟ من هر روز صدقه میدهم، برای چه کسی صدقه میدهی؟ میگوید من هر روز برای خودم، خانوادهام برای امام زمان هم میدهم بارک الله به این آدم که هر روز هم برای خانواده خودش هم برای امام زمان صدقه میدهد صدقه میدهیم که سالم باشیم.@ میگوید صدقه میدهی که گناه نکنی در روایت داریم یکی از چیزهایی که نمیگذارد انسان گناه بکند این هست که صبح اول وقت یازده تا سوره توحید بخواند بعد از نماز صبح یازده مرتبه سوره توحید بخوانیم که حفاظت خیلی خوبی برایش هست این صدقه ماست بپردازیم که در روز قلب ما خراب نشود آلوده نشود کج نرود اینطرف نرود آنطرف نرود.@ به طبیعت به پایین میل پیدا نکند، نه ما اصلاً همچین کاری نمیکنیم ملاقات اینطوری نداریم این را صادقانه داریم میگوییم لااقل من خودم را که میدانم از خودم خبر میدهم شما انشاء الله مثل من نباشید من قلبم یک موقع اینطرف نرود(رَبَّنا لا تُزِغْ قُلُوبَنا بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنا).@ من اصلاً حواسم نیست دلم کجا میخواهد برود الان میخواهم دانشگاه بروم شهر بروم چشمم ممکن است به طبیعت بیافتد چشم من ممکن است به چیزی بیافتد که دل من را به سمت خودش بکشد صدقهای بدهیم برای این کار، صدقهاش یا مالی یا غیر مالی، اصلاً ذکر بگوییم، میگوید خدا از چشم اینهاست.@ شما عاشق یک کسی هستی یک کسی را واقعاً دوست داری دوست داری به آن برسی دوست داری دلش را به دست بیاوری قطعاً هم برایت مهم است که این آدم از چطور آدمی خوشش میاید از چه رنگی خوشش میاید از چه لباسی خوشش میاید.@ از چه قیافهای خوشش میاید از چه هیکلی خوشش میاید از چه کارهایی خوشش میاید سعی میکند آدم یکطوری خودش را در دل طرف مقابل بکند یعنی بگوید من آن چیزهایی که تو دوست داری دارم آن چیزهایی که تو به آن علاقه داری من هم علاقه دارم این است طبیعتاً همینطوری هست، خدا این حرف را برای چه کسی میزند؟@ برای کسانی که دل دارند این حرفها را میزند ولی کسی که دل ندارد اصلاً وقتی این حرف را میشنود هیچ احساس خاصی به آن دست نمیدهد(نَعیمُهُم فِی الدُّنیا ذِکری وَ مَحَبَتی وَ رِضایی عَنهُم) نعمت آنها در دنیا این هست که یاد من باشند با من میتوانند باشند مستقیم، نعمت آنها در دنیا این هست که با من میتوانند رابطه محبتآمیز برقرار بکنند.@ نعمت آنها این هست که من از آنها راضی باشم دنیا را برای این دوست دارند همه قشنگی دنیا این هست که من در دل خدا جا کنم در بحث خانواده آسمانی اینها را به طور مفصلتر داریم همه قشنگی دنیا این هست که من بچه چهارده معصوم چقدر توانستم بعد از 30 سال 40 سال در این خانواده رفت و آمد کنم محبوب اینها باشم.@ به صورت جدی من را بشناسند حقیقتاً با آنها رابطه داشته باشم عمومی که همه را میشناسند ما هم عمومی اهل بیت را میشناسیم، خصوصی چی؟ شما به یهودیها و مسیحیها هم که بگویید آنها هم عمومی اهل بیت را میشناسند اگر بگویید 12 تا امام شیعیان را نام ببرید همه بلد هستند چهارده معصوم را بگویید میشناسند عمومی که اینها هستند و بزرگ هستند و نور خدا هستد اهل سنت هم همینطور هستند آنها هم میشناسند.@ تو چقدر عرضه کردی بعد از 20 سال 30 سال 40 سال الان خصوصی در این خانواده رفت و آمد بکنی یک جایگاه خصوصی برای خودت توانستی باز بکنی یک محبتی از آنها توانستی ویژه جذب بکنی رحمانیت سر جای خودش، به رحیمیت چقدر رسیدی؟ چکار کردی؟ چه خودشیرینی برای این کار کردی؟ برای خودشیرینی چکار کردی؟@ یک کسی میخواهد پیش پدرش جا بیفتد هزارجور خودشیرینی میکند پیش همسرش هزارجور خودشیرینی میکند، تو پیش خدا چه خودشیرینیهایی کردی؟ پیش اهل بیت خودشیرینی بلد هستی بکنی؟ در روایت داریم چاپلوسی خوب نیست.@ ولی برای خدا خیلی خوب است با خدا چاپلوسی کردی خودشیرینی یکطوری خودت را آرایش کردی دوستت داشته باشند؟ ما اصلاً مهم نیست، خدا برای چه کسانی این حرفها را میگوید؟ برای کسانی که دل داشته باشند و برایشان مهم است خدا من را چطوری دوست دارد به من چطوری نگاه میکند من چه موقع پیش خدا قیمتی میشوم.@ اصلاً برایمان مهم است؟ نه، ما برای اینکه دیگران از ما راضی بشوند حاضریم خدا را ناراضی بکنیم ما برای اینکه دیگران رضایت داشته باشند حاضریم غضب بکنیم حاضریم خشم خدا را جذب بکنیم ولی فلانی از من بدش نیاید شوهرم بدش نیاید ولی خدا و اهل بیت از این کار متنفر باشند زنم بدش نیاید.@ زنم گفته فلان چیز را بخر من هم میدانم بخرم حرام است به خانه بیاورم حرام است باید راضی بشوند بچهام است چکار کنم حاضر است ما نه تنها فکر به دست آوردن دل خدا نیستیم ما برای به دست آوردن دل دیگران حاضریم با خدا هم درگیر بشویم آنوقت آدم میفهمد داراییاش چقدر است.@ خیلی آدم نباید خودش را لوس بکند فکر کند که حالا اگر چهارتا عبادتی هم کرد کار خیری هم کرد چه خبر است یک آینه را جلوی دلت بگذار نگاه کن قیمتت در میاید در آینه خودت را نگاه کن ببین بعد از این همه سال قیافهات چه شکلی است باطنت چه شکلی است چقدر کار کردی این آن جملهای هست که یکسره آدم باید بنویسد جلوی چشمش باشد یا نگهاش دارد.@ حالا امام سجاد وقتی این دعا را برمیگرداند میگوید(یا جنتی و نعیمی یا دنیای و آخرتی) به خدا میگوید ای بهشت من، نعمت من، دنیای من، آخرت من، به خدا اینطور عرض میکند خوب هم هست آدم به خدا دروغ بگوید یک مدت آدم دروغ بگوید شاید یواش یواش راست شد مگر ما(لا إله إلا الله) دروغ نیست؟@ (لا إله إلا الله) یعنی من خدا، الله در اوج معشوقهای من است ولی خیلیها گفتند راست هم در آمد این همه شهید، این همه خانوادههایشان، راست گفتند این همه رزمنده، آزاده، جانباز، راست گفتند یواش یواش راست شد اینها همه راست گفتند صادقند.@ چقدر این آیه قشنگ است(مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضى نَحْبَهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ وَ ما بَدَّلُوا تَبْدِيلاً) بعضی از مؤمنین آن عهدی که با خدا بستند راست گفتند بعضیهایشان به عهدشان وفا کردند و رفتند مثل شهدای خودمان(وَ مِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ) بعضیها راست میگویند ایستادند منتظرند.@ اما(وَ ما بَدَّلُوا تَبْدِيلاً) اصلاً عهدشان را با هیچی عوض نکردند سر همان عهد با خدا ماندند خدا هم به دل اینها نگاه میکند میبیند اینها آدمهای راستگویی هستند این آدم وقتی که از دنیا میرود امام باقر(ع) میفرماید این با مرگ طبیعی هم که بمیرد شهید است چون راست گفته.@ این همه حسش فدا شدن برای خدا بوده همه قشنگیهای زندگیاش این بوده که فدای خدا بشود خیلی این جمله را ما باید تکرار بکنیم آینه است باید نگاه کنیم که من تا این استاندارد چقدر نزدیک شدیم تا این میزان چقدر جلو آمدم چون اینها میزان هستند، بگوییم خدا چه گفت؟ خدا گفت من چه کسانی را خوشم میاید؟@ (نَعیمُهُم فِی الدُّنیا ذِکری وَ مَحَبَتی وَ رِضایی عَنهُم) این سهتا، من حالا چقدر دارم؟ چقدر دنیا بهره بردم؟ چون این بهرهای که از دنیا میبرید باید به آخرت ببرید بهرههای دنیایی دو جور است یکسری بهرهها هست که هر چه بیشتر ببری آخرتت خراب میشود ولی یک بهره دنیایی هست هر چه بیشتر برداری آخرتت آبادتر میشود.@ مثل جنین است در رحم مادر این هر چه بدن سالمتر، تیزتر میبرد خوشکلتر، قویتر این در دنیا به نفعش هست اما اگر انگشت اضافه بردارد پای اضافه بردارد غده بردارد دُم بردارد دست اضافه بردارد اینها همهاش اضافه است به دردش نمیخورد دنیا اینطوری است.@ یکسری چیزهایش را وقتی اضافه برمیداری فرمود در حلالش حساب هست خیلیها از حلالش میترسند چون میگویند ما باید جواب بدهیم حلالها مفت نیست حلال هیچ کدامش مفت نیست اضافه برداری خانه اضافه، اتومبیل اضافه، لباس اضافه میگوید باید جواب بدهی.@ یادتان هست آن ولی خدا گفت من ارتباطم با معصومین خیلی خوب بود یک مدت دیدم اینها یک چند ساعتی چند روزی به من محل نمیگذارند ارتباطم برقرار نمیشود خیلی تلاش کردم ببینم قضیه چه بود گفتند تو نصف نان برای سیر شدن شکمت کافی بوده نصفش را خوردی اضافه آن نصف نان را برای مزه و لذت خوردی.@ آنطرف رفتی اضافه غذا را برای این خوردی حلالش برای ما مفت تمام نمیشود. یکبار ما با یکی از دوستان رستوران رفته بودیم دوستمان خیلی جوگیر شد خیلی چیزها در این رستوران گذاشته بودند گفت این چقدر خوب است چند جور سالاد بود.@ به طور معمولی بعد هم آورد نتوانست بخورد ماستش را میتوانست بخورد کلمش را میتوانست میخورد چند جور سالاد روی میز چیده بود ذوق زده شده بود به او گفتم یک ظرف یکبار مصرف بگیر اینها را ببر خانه بگذار استفاده کن گفت نه برای چی، گفتم تو بردار گوش کن.@ ظرف یکبار مصرف گرفت سالادها را همه با هم قاطی کرد یادم هست ماست هم بود ماست را روی آنها ریخت بست آوردیم سر میز، بعد دیدیم که دکمه را زد و یک فهرست بزرگ آمد همه را نوشته بود با قیمتهای آنچنانی، گفتم بیا ببین اینها پایت حساب شده گفتم یکذره نان اضافه خواستی پایت حساب کردند.@ سبزی خواستی پایت حساب کردند حلال اینطوری است حلال اینطوری نیست که کسی بگوید دارندگی و برازندگی، اینطوری نیست یک کسی بگوید دارم نه اینطوری نیست پایش حساب میشود حلالش حساب دارد حرامش هم حساب دارد حرامش عقاب دارد حلالش هم حساب دارد.@ ولی یکسری چیزها هست در دنیا که شما هر چه بیشتر میبرید خیلی به نفعت هست قیمتت بالا میرود آنها چیست؟ ذکر، محبت، ارتباط صمیمانه با خدا و اهل بیت و راضی کردن آنها، اینها هر چه بیشتر بهتر، چون هم دنیایت قشنگتر میشود به آرامش میرسیم، حالا میرسیم که به آرامش میرسیم یعنی چی؟@ خدا میگوید کسانی که دنبال این هستند در دنیا من به آنها آرامش میدهم یعنی آن چیزی که همه میلیاردها خرج میکنند به آن برسند و اسمش خوشبختی و آرامش است خدا میگوید بدون هزینه بیایید از من بگیرید چرا پول خرج بکنید پول کم خرج کنید.@ یکجایی انفاق نیاز هست مقداری از آن، خمس یک پنجمش را بدهید زکات یک چهارمش را بدهید صدقه بدهید آنها عیبی ندارد آنها را بدهید ولی اگر آرامش میخواهید آرامش در چیز دیگر هست(أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ) اگر امنیت میخواهید حضرت فرمود اگر کسی امنیت فکری، امنیت روحی میخواهد آرامش میخواهد از این طریق، باید برود با خدا رفیق بشود.@ طرف آدم میکشد که به آرامش برسد این را حذف میکند آن را حذف میکند این را میدزدد آن را میدزدد بالا پایین، کلاه کلاه میکند تا بتواند به یک آرامش برسد میگوید اینها مزاحم من هستند به آرامش نمیرسد ولی خدا اینطوری است خدا میگوید تو با من میتوانی به آرامش برسی اینجا به امنیت میرسی.@ امنیت آخرتی هم که تأمین هست اساساً میزان امنیت آخرتی ما بستگی به میزان امنیت ما در دنیا دارد میزان شاد شدن ما از بهشت بسته به میزان شاد شدن ما در دنیا دارد از خدا، چطوری؟ (نَعیمُهُم فِی الدُّنیا ذِکری وَ مَحَبَتی وَ رِضایی عَنهُم) اینها خیلی درسهای مهمی است.@ پیغمبر خصوصی برای ما آورده از سفر آورده خصوصی است سوغاتی خاص است برای ما از آسمان آورده دارد به ما میگوید، حالا چه کسی دنبال این چیزها میرود؟ چه کسی برای این چیزها وقت میگذارد؟ سر خودش را خلوت میکند برای این چیزها؟ از شبش، از تعطیلاتش، از سکوتش، از تنهاییهایش میتواند خوب استفاده بکند یک کسی این برایش مهم نیست یک کسی برایش مهم است.@ یعنی مهم است پیش خدا عزیز باشد مهم است پیش چهارده معصوم جای خصوصی داشته باشد. سوره بقره آیه 207 (وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ وَ اللَّهُ رَؤُفٌ بِالْعِبادِ) بعضی از مردم اینطوری هستند، نمیگوید(مِنَ الْمُؤْمِنِينَ) آنجا فرمود(مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجالٌ صَدَقُوا) بعضی از مؤمنین اینطوری هستند.@ اینجا میگوید نه بعضی از مردم اینطوری هستند مردم گنج هستند مردم نباید دست کم نگیرد در آنها آدمهای قیمتی زیادی پیدا میشود دوران دفاع مقدس ما را نگاه کنید عزیزترین، بزرگترین، آدمها از دل همین مردم رفتند تا(عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ) خودشان را رساندند خیلیهایشان دانش آموختگان و طلبههای حوزه علمیه نبودند.@ پای درس اساتید نشسته بودند حوزه علمیه نرفته بودند دانشجو نبودند از دل مردم همین صاحبان حِرَف، ولی دل داشتند، چرا دل داشتند؟ برای همین شما وقتی در جامعه میگردید یک موقع یک کسی نباید فکر کند که عوام مردمی که به مشغلهها مشغول نیستند آدمهای غفلتزدهای هستند نه.@ خیلی وقتها اینها اگر یکدفعه از جایشان بلند شوند میبینی که یک سر و گردن از تو خیلی بزرگتر هستند خیلی آدمهای قَدَری هستند. یک موقعی من بعد از یکی از عملیاتها آمده بودم تخریبچی خیلی قَدَری داشتیم گذر کردم در مغازهاش رفتم دیدم این پیشبندش را بسته دارد این کفشها را میدوزد کفاش بود داشت کفشها را میدوخت.@ گفتم تو رو خدا هر کس نداند نمیداند این یک هفته پیش داشته در میدان مین چکار میکرده این نشسته فعلاً دارد کفش میدوزد ما در مردم خیلی، کاسب، زنها، مردان، کارگرها. (وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ وَ اللَّهُ رَؤُفٌ بِالْعِبادِ) کسانی هستند که جان خودشان را میدهند، برای چی؟ مصاحبه این شهدا و وصیتنامههایشان را بخوانید.@ جان خودشان را میدهند برای اینکه خدا راضی بشود دل خدا را میخواهند به دست بیاورند خدا شاهد است دغدغههایشان دَم شهادت خیلیهایشان همین بود که آیا حضرت زهرا از ما راضی است پیغمبر راضی است مادر چهارتا بچه فرستاده میگوید مطمئن نیستم خانم زینب کبری از من راضی باشد این پنجمی هم جلوی چشمم دارد میرود و میاید.@ به او گفتم تو هم برو پنجمی هم فرستاده به شهادت رسیده میگوید حالا شاید آن خانم به آن بزرگی در کربلا بچههای خودش و برادرزادههایش و برادرهایش همه را داد شاید از ما راضی باشد شاید خانم زینب کبری از ما راضی باشد شاید علی اکبر راضی باشد شاید اباالفضل راضی باشد شاید امام حسین راضی باشد شاید امام زمان راضی باشد، امام زمان راضی هست یا نه؟@ این دغدغه یک آدم حسابی است(وَ مِنَ النَّاسِ) من در دل مردم هستم در بین مردم پر از این اولیاء الهی هستند که همه دغدغهشان راضی کردن خداست در این خانمهای خانهدار، در این کارمندها، در کارگرها، در اعشار مختلف، دانشجویان عزیز، صاحبان حِرَف، و مشاغل مختلف پر است.@ مملو از آدمهایی هست که یکی از دغدغههایشان این هست که خدا از آنها راضی باشد حالا خدا در مورد اینها چه میگوید؟(وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ وَ اللَّهُ رَؤُفٌ بِالْعِبادِ) و خدا هم خیلی دوستشان دارد حالا در کدام حوزه درس خواندی، البته اینها همه منشأ حوزوی دارد چرا؟@ چون اینها پای درس علما نشستند منبر گوش کردند نماز جماعت رفتند حرف شنیدند اما شغل خودش را دارد اما همین که شنیده شده از تلویزیون، از رادیو معارف، کتاب خوانده، از دوستش شنیده یکجایی پای منبر شده و ولی الله شده در این روستاهای ما، شهرستانهای ما مملو از آدمهای اینطوری هستند که الان نوبتش بشود قرار باشد اینها برای خدا از همه چیزشان بگذرند میگذرند و هزینه میکنند.@ یعنی این آدم فقط دغدغهاش همین است که خدا از من راضی هست یا راضی نیست(مَنْ يَشْرِي) شراء یعنی فروختن، میفروشد، بیع یعنی چی؟ یعنی خریدن، مشتری یعنی چی؟ خریدار،(يَشْرِي نَفْسَهُ) جان خودش را میفروشد بچه خودش را میدهد از روابط زناشویی خودش میگذرد از مال خودش میگذرد فقط برای اینکه این آدم قلب دارد دل دارد.@ در وجود این آدم راضی کردن خدا برایش یک مسأله است الان طرف میگوید من خیلی ناراحت هستم نمیدانم پدر و مادرم از من راضی هستند یا نه، شوهرم راضی هست یا نه بالأخره در این چند سال شوهرم قلباً از من راضی هست یا نه، اگر این قرار بود یکبار دیگر خواستگاری من بیاید میامد یا نه از خدایش بود که من از او جدا بشوم.@ این زن اگر من میرفتم خواستگاریاش دوباره به من شوهر میکرد یا نمیکرد دوستم از من راضی است یا راضی نیست مدیرعاملم از من راضی است یا راضی نیست مهم است دغدغه است قیمت این آدم این است دغدغه دارد که خدا از من راضی هست یا راضی نیست.@ اصلاً غوغا کرده سوره مجادله آیه 22، سوره مائده آیه 119، سوره فجر آیه 38، سوره آل عمران آیه 162 همهاش رضایت(رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ) خدا از آنها راضی است آنها هم از خدا راضی هستند دوباره(رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ أُولئِكَ حِزْبُ اللَّهِ) اینها حزب الله هستند.@ حزب الله واقعی یعنی کسی که دغدغه دارد خدا از آن راضی باشد برایش مهم است که خدا راضی باشد یا نه، همین که سر نماز میاید با خجالت میاید سر نماز میایستد همین که وضو میگیرد میاید میخواهد بگوید الله اکبر یک لحظه فکر میکند که آیا خدا از من راضی است.@ میخواهد به رکوع برود میخواهد به سجده برود برایش ارزش دارد قیمت دارد دغدغه دارد که خدا از من راضی است یا راضی نیست الان امام زمان امشب از من راضی است یا راضی نیست شب جمعه است جمعه است میخواهم بروم مناجاتی بخوانم.@ چهارده معصوم توسلی بخوانم یک آل یس بخوانم برایم مسأله است که این از من راضی است یا راضی نیست میگوید در بین مردم مردم را دست کم نگیرید در بین مردم آدمهایی هستند که جانشان را میدهند برای اینکه خدا از آنها راضی باشد این همه شهدای بزرگ ما تقدیم کردیم از دل مردم، فیلمهایشان را همینطوری راحت عادی نگاه نکنید.@ وقتی شبها نشان میدهد فیلمهای دفاع مقدس را شعار دادنشان و صلوات فرستادنشان و مصاحبههایشان و حرف زدنهایشان را راه رفتنشان را، آنها از دل مردم در آمدند آنها نرفتند 20 سال 30 سال 5 سال 10 سال حوزه علمیه دوره ببینند بعد بروند این کار را بکنند نه شنیدند و شدند خدا برایشان فطریترین چیز بوده اصلاً نیازی به آموزش نداشتند.@ دلشان را سالم نگه داشتند در این روستاها پر است از این آدمهای بزرگ(وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرِي نَفْسَهُ) برای چی؟ (ابْتِغاءَ) یعنی دنبال بودن میطلبند نیاز دارند به این اعلام رضایت خدا، طالب رضایت خدا هستند.@ (ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ وَ اللَّهُ رَؤُفٌ بِالْعِبادِ) خدا هم به آنها خیلی مهربان هست تقریباً در آیات نشانی دادیم انشاء الله برسیم یک مقدار میخواهیم راجع به این صحبت بکنیم خدا وقتی اینها را تعریف کرد با چند شاخصه تعریف کرد؟ گفت تمام عرضه این آدم، نگاه این آدم، بهرهبرداری این آدم، سرمایهاش در دنیا این سهتاست(ذکری و محبتی و رضایی عنهم).@ دنبال این هست که 1 ـ همهاش با من حرف بزند از حرف زدن با من لذت میبرد 2 ـ با من دوست باشد 3 ـ من از او راضی باشم ببین چقدر راهکار قشنگ دارد به ما میدهد حالا انشاء الله از جلسه آینده معراج میخواهیم راجع به همین ذکر صحبت بکنیم البته با این نگاه با نگاه بهرهمندی و آرامش، با نگاه بهرهمندی و امنیت، نوع نگاهها چطوری باشد.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@
جلسه 044 - حدیث معراج
متن کامل (خام) جلسه 044 - حدیث معراج