سلام علیکم و رحمۀ الله.@ اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ بحثمان در معراج درباره مدیریت بدن و بخصوص غذا بود و گفتیم که انسان تا نتواند بدنش را مدیریت بکند به هیچ وجه نمیتواند رشد حقیقی معنوی پیدا بکند یا رشد ماندگار پیدا بکند اگر هم یک رشد موقت جهشی تحولی اتفاق بیفتد که شخص مدتی از نظر معنوی رشد بکند رویش بکند وقتی که بدن مدیریت نشود آن چیزهایی که شخص به دست آورده را هم از دست میدهد.@ پس مسئله مدیریت بدن یک مسئلهای هست که انسان تا آخر عمر به آن احتیاج دارد این که سیدالشهدا(ع) میفرماید(بادِروا بِصِحَتِ الاَجسام فی مُدَّتِ الاَعمار) مبادرت بکنید به سالم نگه داشتن بدنتان در تمام مدت عمر.@ مبادرت پیشگیری هست یعنی قبل از اینکه بدن به زمین بخورد قبل از اینکه بدن آسیب ببیند قبل از اینکه نتوانید کارهای مهم را انجام بدهید خودتان پیشگیریهای لازم را انجام بدهید اقدامات لازم را برای صحت بدنتان انجام بدهید.@ مثل کسانی که مثلاً مسواک میزنند مرتب ورزش میکنند راهپیمایی دارند و به صحت بدنشان به هر حال اهمیت میدهند به بهداشت بدنشان به صحت بدنشان اهمیت میدهند مدیریت بدن به خصوص در بخش غذا حالا در بخش بدن که موارد متعددی بود که خدمت عزیزان عرض کردیم.@ در بخش غذا هم گفتیم که هم غذا باید حلال باشد و اگر حلال نباشد زحمات انسان نه تنها هدر میرود بلکه انسان روزبهروز بیشتر سقوط خواهد کرد 2ـ طیب باشد و زیبا باشد که حالا در رابطه با طیب و زیبا یک توضیحاتی مختصراً عرض کردیم این کلیات بحث بود در مورد بدن.@ مثل یک اتومبیل مثل کسی که یک مرکب دارد قدیمها اگر کسی مرکب داشت اینطور نبود یک کسی بخصوص مرد که باید مسافرت میرفت جنگ میرفت جهاد میرفت برای تهیه مایحتاج منزل باید از مرکب استفاده میکرد یا برای شغل و تجارت نیاز به وسیله داشت مثل امروز که انسان هم به وسیله نیاز دارد.@ یک بخشی از وقت کسی که یک اتومبیل دارد بخشی از فضای ذهنش وقتش و سرمایهاش صرف اتومبیل میشود آن که مرکب دارد اسب دارد هر چه که هست صرف نگهداری اسب میشود چون اگر نباشد انسان کارش لنگ میماند بدن هم همینطور هست.@ یعنی اگر کسی بخواهد فکر بکند تخته گاز میخواهد خدمت بکند در هیئت در بسیج در مؤسسه در جبهه در جنگ اگر توجه به این نداشته باشد بگوید من یکسره کار میکنم بدن چی وقتی برای بدن به صورت جدی نگذارد برای نظافت بدن غذایی که باید بخورد استراحت بدن یا مسائلی از این قبیل فکر نکند.@ اگر تدبیر نداشته باشد این به روغنسوزی میافتد به ضعف میافتد نمیتواند کارش را ادامه بدهد همانطور که با اتومبیلتان نمیتوانید شوخی بکنید بگویید حالا من به آن نرسیدم عیبی ندارد حالا سوار میشوم با آن گاز میدهم میروم نه این یک آبی میخواهد یک روغنی میخواهد یک رغن ترمزی میخواهد یک استراحتی میخواهد.@ باید زمانهای مشخص روغنش را عوض بکنی چیزهای دیگری که دارد لاستیکش باید چند وقت یکبار عوض بشود خودش باید هر ده هزار کیلومتر بیست کیلومتر سرویسی بشود احتیاج دارد نمیتوانی بگویی من این کار را نمیکنم یعنی او خودش به تو میفهماند و با کار نکردنش به تو میفهماند که تو باید برایش وقت بگذاری.@ با روشن نشدنش با خراب شدنش با بین راه گذاشتن به تو ثابت میکند میفهماند که تو باید برایش این کار را بکنی بدن هم که الان مریض میشود به ما یک چیزهایی را میفهماند چون معصوم است و اگر بخواهیم ما اصلاً به آن توجه نکنیم خودش نشان میدهد خودش ما را وادار میکند به اینکه اینطور باشیم.@ پس ما چارهای نداریم که بخشی از ذهنمان وقتمان را بگذاریم اختصاص بدهیم به مدیریت بدنمان و الا خسته میشویم زده میشویم و در درازمدت از بسیاری از خدمات عبادتها کارهای بزرگ خواهیم ماند.@ شما در جنگ نگاه بکنید امیرالمؤمنین(ع) وقتی در یک ظرف به او آب دادند که این ظرف ترک داشت آب نخورد ماجرا مال 1300 و اندی سال پیش هست در جنگ ظرف دادند میگویند این بهداشتی نیست من در این آب نمیخورم مراقب بدنش هست صحت بدنش را اعتقاد دارد و مراقبت میکند.@ بدن هم معصوم است و حق دارد کمااینکه میفرماید اگر کسی شام نخورد رگ شام او را لعنت میکند که حق بدن هست که شام بخورد وقتی شما شام را ترک میکنید به او ظلم کردید و او این شعور را دارد که شما را لعنت بکند باید بدانیم که انسان با یک موجود زنده با احساس با فهم که لایق خطاب هست سروکار دارد نه فقط بدن.@ شما ببینید در لباس هم همینطور هست حضرت میفرماید لباسهایتان را تندتند بشویید چون از تسبیح میافتند لباس هم این شعور را دارد و با ما حرف میزند و میگوید به موقع من را بشویید این اتومبیلها را دیدید که پشتشان خاک میگیرد یک کسی میرود با انگشت مینویسد لطفاً من را بشویید این هم اینطوری است بدن همین درخواست را دارد لباس هم این درخواست را دارد.@ الان میخواهیم یک مقدار راجع به حجم غذا صحبت بکنیم بحث را خاتمه بدهیم اما باز دارم تأکید میکنم اگر کسی مدیریت بدن نداشته باشد به بدنش اهمیت ندهد برای آن وقت نگذارد حتماً از کار میافتد من خودم دارم به عنوان کسی که دارد این حرف را برای شما میزنم واقعاً یک چهارم یک سوم وقتم را عمرم را برای بدن گذاشتم.@ یعنی با آسیبهایی که من دیدم از سرطان شما بگیرید تا موج انفجارهای شدید و ضربههای شدید و شکستگیهای زیاد اگر قرار باشد که بدنم نمیخواستم برسم و اهمیت به آن نمیخواستم بدهم و توجه نمیخواستم بکنم به دستورات متخصصین تا الان هرگز این بدن نمیتوانست بیاید.@ الان هم با وجود چند تا شکستگی چند تا آسیبدیدگی چند تا گرفتاری میکشانم و میاورم برای این هست که به هر حال برایش یک وقتی حتماً اختصاص میدهم کسانی هستند که یقیناً از من بسیار قویتر سالمتر جوانتر هستند و با این که قویتر سالمتر جوانتر هستند اگر نخواهند وقت جدی بگذارند اصلاً نمیتوانند نصف ما هم کار بکنند یک سوم ما همه نخواهند توانست کار بکنند بدنشان نمیکشد.@ (عَن اَبی بَصیر عَن اَبی عَبدالله(ع) قال قالَ لی یا اَبا مُحَمَّد اِنَّ البَطنَ لَیَتقی مِن اَکلِه وَ اَقرَبُ ما یَکُونُ العَبدُ مِنَ الله اِذا خَفَّ بَطنُه وَ اَبغَضُ ما یَکُونُ العَبدُ مِنَ الله اِذَ امِتَلَأً بَطنُه) امام صادق(ع) به ابا بصیر خطاب میکند که شکم طغیان میکند از نوع غذایی که میخورد طغیان میکند.@ این شکم طغیان میکند، طغیان دو جور است گاهی وقتها انسان غذایی میخورد که روحش طغیان میکند گاهی وقتها طغیان بدن منجر به طغیان روح میشود گاهی وقتها غذایی که انسان دریافت میکند مستقیم روی روحش اثر میگذارد مثل موقعی که حرام است موقعی که طیب نیست یا موقعی که آثار خاصی دارد.@ شما مثلاً فرض بفرمایید که یک غذایی بخورید که مثلاً سردیجات الان بیشتر غذاهای ما سردیجات است سردیجات مستقیم در روح اثر دارند یعنی آدم را خیالباف، ترسو، مضطرب، خوابآلود، کسل میکنند شما دیشب خوب خوابیدی صبح نان و پنیر میخوری میروی سر کار میبینی که ساعت ده چرتت میگیرد نُه در چرت هستی 11 در چرت هستی.@ برای این هست که تو غذایت غذای مناسبی نبوده صبحانهای که خوردی اصلاً مناسب نبوده این صبحانهای که مُد هست همه میخورند نان و پنیر و چای شیرین این خیلی مضرات دارد باید انسان با چیزهای دیگر همراهش یا اصلاً آن را حذف بکند یا چیزهای دیگر همراهش کنارش استفاده بکند تا آن آثاری که در روح میگذارد در بدن میگذارد آن را برطرف بکند.@ لذا باید یک موقعهایی که بعضی وقتها روحیات آدم به هم میریزد یک دفعه نباید فکر بکند که حالا چه اتفاقی جادویم کردند سحرم کردند خدا با من قهر کرده حتماً گناهی مرتکب شدم نه یک ذره باید فکر بکند غذایش را تغییر بدهد نوع غذایش را تغییر بدهد بین غذایش تعادل برقرار بشود.@ گرمی زیاد، سردی زیاد اینها در روح تأثیر دارد یک کسی که همیشه گرمی میخورد طغیانهای نفسانی طغیانهای شهوانی طغیانهای دیگر دارد یک کسی که دائماً سردی میخورد نفسش خمود، ترسو، بزدل بیحال، بیحوصله، خیالباف میشود.@ پس این را خوب دقت بکنیم وقتی حضرت میفرماید(لَیَتقی مِن اَکلِه) طغیان میکند حتماً پس ببینید که خوردن اثر دارد ما هر چیزی را که میخوریم از این دهان پایین میرود باید منتظر یک سلسله آثار و تبعات باشیم حالا یا مثبت یا منفی این اثر مستقیم خوراکی هست که نفس را به طغیان وادار میکند.@ لذا مثلاً میگویند یک جوان مجرد مثلاً باید نوع غذاهایش با یک فرد متأهل فرق بکند حتماً نمیتواند هر غذایی که متأهلین میخورند مجرد بخورد چون طغیان نفس ممکن است پیدا بکند باید حواسش باشد که باید چکار بکند.@ گاهی وقتها برای یک جوان یک طور غذا خوب است برای یک فرد متأهل یک طور غذا هست برای کسی که پا به سن میگذارد بزرگسال هست میانسال هست یک طور غذا، یک موقع هم هست که این(لَیَتقی) مال حجم غذاست حجم غذا چکار میکند؟ یعنی استعداد انرژی مغز انسان را به خودش میگیرد و نیازهایی را برای انسان ایجاد میکند مثل نیاز به خواب نیاز به استراحت طغیان میکند.@ شما وقتی که بیش از حد بخورید تخلمه انسان به آروق زدن بیفتد به زور میخواهد یک غذایی را بخورد و میخورد طغیان میکند اینکه میگویند بعد از غذا مطالعه نکنید چون مغز درگیر هست برای هضم آن حجم زیادی از غذایی که جذب شده استراحت کنید.@ مثلاً اینکه حضرت میفرماید که به پشت بخوابید پای راستتان را روی پای چپ بیندازید یک مقداری انسان به پشت انسان استراحت بکند فعالیتی دیگری بعد از غذا اگر امکانش هست نکند برای همین هست پس غذا وقتی میگوییم شکم طغیان میکند این طغیان را باید به آن توجه داشته باشیم که یک موقع هست اثر مستقیم یک ماده خاص هست مثل عطر خاص.@ گاهی وقتها شما یک عطری استفاده میکنید بلافاصله نفس طغیان میکند گاهی وقتها یک عطری را استفاده میکنید بلافاصله نفس خمود میشود گاهی وقتها یک عطری را استفاده میکنید بلافاصله نفس غمگین میشود گاهی وقتها بلافاصله نفس به نشاط میاید به شادی میاید به معنویت میاید.@ شما الان خودتان امتحان بکنید مثلاً فرض بفرمایید که مقداری گلاب استفاده بکنید همین گلاب یا به عنوان عطر یا به عنوان خوردن میبینی اصلاً روحیهات به یک نشاط میرسد حتی به معنویت میرسد یعنی اصلاً بوی گلاب بوی آن عطر به انسان میخورد انسان اصلاً خودبهخود یاد معنویت، معنویات، صلوات و چیزهایی از این قبیل میافتد.@ یک عطری هم انسان استفاده میکند اصلاً تمام ذهن انسان درگیر خاطرات پلید و خیالبافی مسائلی از این قبیل میشود غذا هم همینطور هست غذا هم طغیان میاورد اگر زیادی بخوری طغیان میاورد کیفیت غذا هم در طغیان نفس اثر دارد.@ بعد میفرماید(وَ اَقرَبُ ما یَکُونوا العَبدُ مِنَ الله اِذا خَفَّ بَطنُه) نزدیکترین حالتی که انسان به خدا پیدا میکند زمانی است که شکمش سبک باشد یعنی پرخوری نکرده باشد نزدیکترین حالت انسان به خداوند این موقع هست.@ لذا معلوم است که انسان اگر قصد دارد که کارهای عبادی بکند کارهای ارتباطی انجام بدهد باید حتماً با شکم سبک این کارها را انجام بدهد مثل مطالعه است یعنی اگر شما میخواهید یک کار علمی بکنید دریافت عقلانی بکنید.@ حالا الان شما نگاه بکنید تمام اطباء میگویند وقتی شما شکمتان سیر است کار عقلانی نکنید کار مطالعاتی و علمی نکنید چون خیلی اثر ندارد ضرر هم دارد به چشم به معده به مغز فشار میاید.@ حالا وقتی کار عقلانی انسان با یک شکم سیر نمیتواند انجام بدهد کار فوق عقلانی که بسیار تمرکز بیشتر، مگر اینکه ما بگوییم نه کار فوق عقلانی که داریم انجام میدهیم حالا درست است ظاهراً فوق عقلانی است اما من میخواهم همینطوری قرآن بخوانم میخواهم بروم دعا میخواهم بروم زیارت خیال هم ندارم نفسم را درگیر بکنم چون حضور قلب که نمیخواهم داشته باشم.@ این فقط میخواهد روخوانی بکند یعنی میخواهد یک عملی را انجام بدهد یعنی میخواهد یک عملی را انجام بدهد میگوید من الان دو جزء قرآن یک شکم سیر خواندم هیچ اشکالی هم پیش نیامد چرا هم به چشم فشار میاید هم به مغز فشار میاید.@ ولی وقتی میگوییم کار فوق عقلانی یعنی ارتباط یک نفس با حق تعالی است با معصومین است یعنی در این ارتباط احتیاج به تمرکز خیلی بالایی داری چون میخواهی فرض بفرمایید با سیدالشهدا یک ارتباطاتی برقرار بکنی یک مراوداتی داشته باشی میخواهی با خدا به معنای حقیقیش حرف بزنی این خیلی از انسان انرژی میگیرد خیلی انسان نیرو لازم دارد.@ اگر قرار است کار فوق عقلانی بکند کما اینکه کار عقلانیش اصلاً شما با شکم سیر نمیتوانی انجام بدهی کار فوق عقلانی به طریق اولا نمیشود با شکم سیر انجام داد لذا انسان باید بداند که اگر بنای یک همچین کارهایی را دارد حواسش باشد.@ شما فرض بفرمایید میخواهید بروید کلاس یا قبل از کلاس یک کسی نان و پنیر میاورد نان بربری تازه نان لواش تازه سنگک تازه پنیر تبریز گردو میاورد حواست هم نیست میل هم داری بخوری عیبی ندارد آدم یک لقمه دو لقمه بخورد اتفاقاً نباید با ضعف سر کلاس و کارهای عقلانی و فوق عقلانی برود همانطور که نباید با شکم سیر نباید برود با ضعف هم نباید برود.@ ولی حواست نیست بیتجربگی یا بیفکری یا بیخیال انسان جلوی شکمش را نمیتواند نگه بدارد برای کلاسهایی که احتیاج دارد انسان تمرکز داشته باشد مثل کلاس اسماء الله کلاس خانواده آسمانی کلاسهای دیگر که باید حتماً حس بگیرد تا بتواند تحولی در او اتفاق بیفتد این بیاحتیاطی کرده قبلش یک غذای سنگین خورده.@ آقا شما با یک لقمه هم میتوانستی سر غذا بروی با یک نصف یک پرس غذا هم میتوانستی بروی ولی تا آخر خورده سیر شده بعد حسی که یک ربع قبل داشت دیگر ندارد حسش خیلی قشنگ بوده قبل از اینکه بیاید برای دعای کمیل بنشیند اصلاً دلش لک میزد برای دعای کمیل.@ در خانه اصلاً چند بار که یادش میامد اشکش در چشمش جمع میشد دعای توسل اینکه الان میخواهم بروم دعا بخوانم الان میخواهم بروم زیارت، ولی اصلاً حواسش نیست یک دفعه یک غذای سنگین میخورد یک نوشیدنی سنگین میخورد بعد که میروی در حرم میبینی که اصلاً آن حسی که من پنج دقیقه قبل داشتم ده دقیقه قبل داشتم نیم ساعت قبل داشتم اصلاً آن حس پرید و رفت دیگر نمیاید.@ اصلاً خودت هم باورت نمیشد که با آن حس قشنگی که تو داری با آن روحت که دارد طغیان میکند و تو را دارد به سمت بالا میکشاند خیلی غلیان دارد بعد یک دفعه بروی ببینی در حرم اصلاً از اول تا آخر خواب بودی این یک مقدار دقت لازم دارد.@ (وَ اَبغَضُ ما یَکُونوا العَبدُ مِنَ الله اِذَ امتَلَأً بَطنُه) مبغوضترین حالتی که یک شخص در پیشگاه خدا دارد ناخوشایندترین حالت یک عبد در نزد خدا آن موقعی هست که شکمش سیر است دور میشود، چرا دور میشود؟ چون شکم سیر تمرکز میخواهد استعداد میخواهد.@ ما را قبض میکند دیگر تو نمیتوانی پروازهای با بُرد بلند انجام بدهی پروازهای با برد متوسط هم نمیتوانی انجام بدهی فقط میتوانی در برد کوتاه یک سلسله تحرکاتی داشته باشی و الا نه میتوانی وارد بُرد متوسط بشوی نه میتوانی وارد برد بلند بشوی خودبهخود انسان دور است از خداوند تبارک و تعالی.@ گناهی نکردی معصیتی علی الظاهر انسان نکرده مثلاً غیبتی کرده باشد یا کار دیگری کرده باشد یا خیال کثیف و آلودهای سرش آمده باشد یک دفعه دلش تاریک بشود نه اصلاً اینطوری نیست گناهی نکرده که به واسطه آن دور بشود بزرگترین گناهش همین پرخوری بوده که خداوند فرمود اگر پرخوری بکنید غضب من شما را میگیرد.@ فرمایش بعدی از وجود مقدس امام صادق(ع) میفرماید(اِنَّ الله یُبغِضُ کَثرَۀَ الأکل) خداوند تبارک و تعالی پرخوری را دشمن میدارد همان(فَیَحِلُّ عَلَیکُم غَضَبی) اینجا یُبغِضُ دارد خداوند زیاد خوردن را دشمن میدارد.@ و بعد فرمود(لَیسَ بُدٌّ لِابنِ آدَم مِن اَکلَۀٍ یُقیموا بِها صُلبَه فَاِذا اَکَلَ اَحَدُکُم طَعاماً فَالیَجعَل ثُلثَ بَطنِهِ لِطَعام وَ ثُلثَ بَطنِهِ لِشَراب وَ ثُلثَ بَطنِهِ لِنَفَس وَ لا تَسَمُنَ الخَنازیرِ لِذِبح) میفرماید انسان چارهای ندارد از یک غذا بخورد خداوند او را نیازمند به غذا خلقش کرده شکمدار، به قول حضرت سوراخدار، این حجم خالی است این فضای شکم خالی است خداوند ما را اینطوری خلق کرده نیازمند به عذا خلق کرده.@ (لَیسَ بُدٌّ لِابنِ آدَم مِن اَکلَۀٍ) از غذا چارهای نیست انسان باید غذا بخورد(یُقیموا بِها صُلبَه) که بتواند قد راست بکند بتواند سرپا باشد ضعف نگیردش خود اینکه حضرت میفرماید(یُقیموا بِها صُلبَه) یعنی غذا باید قدرت کافی را در انسان ایجاد بکند.@ و ما الان در رژیمهای غذاییمان متأسفانه غذاهای ما با اینکه حجمش ممکن است زیاد باشد و هست اما انرژی کافی را برای ما ایجا نمیکند باید آن چیزی که نیاز است انرژی کافی نه کالری زیاد، شما مثلاً فرض بفرمایید که کالری زیاد مصرف میکنید نمیتوانید دفعش بکنید.@ چربی میاورد شکم میاورد انسان را چاق میکند بعد این روی قلب روی سلسله اعصاب روی استخوانها روی خیلی جاهای دیگر اثرات خواهد داشت در خون اثر دارد در بینایی اثر دارد در خیلی جاهای دیگر اثر میگذارد ولی آن نیازهای بدن تأمین نمیشود.@ مثلاً انسان فرض بفرمایید فسفر احتیاج دارد کلسیم احتیاج دارد پتاسیم احتیاج دارد روی احتیاج دارد آنهایی که کمخون هستند حتماً غذاهایشان ویژه هست در افرادی که مثلاً گروه خونی خاصی دارند یا کمخون هستند یک سلسله از غذاهایی که ظاهراً مقوی هست به درد آنها نمیخورد.@ در یک سنی گوشت قرمز خیلی مفید نیست گوشت هم هست خورده میشود اما مفید نیست باید مثلاً گوشت سفید ماهی گوشتهای دیگر استفاده بکنیم. حضرت میفرماید(یُقیموا بِها صُلبَه) پس غذا باید بتواند کاری بکند که انسان قد علم بکند بتواند انسان سرپا باشد و کمر راست بکند و به کارهای خودش برسد جاندار باشد نیروزا باشد برای انسان یعنی اینکه نیازهای بدن را واقعاً تأمین بکند.@ برای همین کسانی که با شهوت غذا میخورند ما نمیگوییم کسی با شهوت غذا نخورد یک کسی که با شهوت غذا نخورد کار غلطی است خدا دوست دارد وقتی بندهاش غذا میخورد با لذت با میل غذا بخورد با بیرغبتی با بیادبی با بیخیالی نخورد نه واقعاً با لذت این غذا را نگاه بکند استفاده بکند از همه چیزش هم لذت ببرد.@ لذت چشمی ببرد لذت بویی ببرد و لذت ذائقهای ببرد این عیبی ندارد که انسان با این شهوت با میل غذایش را بخورد این هیچ اشکالی ندارد اما بعضیها فقط به این توجه میکنند که غذا خوشمزه باشد اما اینکه نیازها را تأمین میکند یا نه اصلاً برایشان اهمیت ندارد.@ من یک مثال برای شما بزنم مثلاً الان دکترها سفارش کردند با وضعیت مردم ما مردم ایران با توجه به آماری که از کل کشور در دستشان هست توصیه کردند که حتماً هفتهای دوبار افراد ماهی بخورند حالا شما نگاه کنید ماهی اول از این تهیهاش خیلی راحت نیست ماهی تازه انسان بتواند یک جایی ماهی تازه پیدا بکند استفاده بکند.@ تازه بعد از اینکه شما میروید از فروشگاه ماهی تازه تهیه میکنید میایید نحوه پختش خانمها معمولاً ماهی را سرخ میکنند وقتی سرخ شد خود اطبا میگویند نخوردنش بهتر از خوردنش است فقط خوشمزه شده است ولی آثارش همه از بین رفته آدم میتواند بخارپز بکند آبپز بکند و میتواند روی آتش کباب بکند یا جاهایی که درست میکنند از همان جاها خریداری بکند.@ پس منظور این هست که در واقع نیاز بدن تأمین بشود نگویند ما هفتهای دوبار که هیچی هفتهای سه بار داریم ماهی میخوریم داری میخوری ولی فایدهای ندارد مضر است اینطور خوردن کمااینکه آمد خدمت امام(ع) عرض کرد آقا من بدنم ضعیف است چکار باید بکنم حضرت فرمود برو گوشت بخور.@ یک مدت گوشت خورد دید نه خوب نمیشود آمد به حضرت گفت آقا من خوب نشدم گوشت خوردم خوب نشدم حضرت فرمودند چطوری خوردی؟ عرض کرد آقا پختم خوردم حضرت فرمود خیر پختنش فایده ندارد باید کباب میکردی میخوری.@ پس ببینید ما الان چند وعده در غذا هفتهای سه وعده چهار وعده پنج وعده گوشت داریم در غذایمان اینطوری فایدهای ندارد پس باید یک طوری بشود که آن نیاز تأمین بشود واقعاً آن جذب بشود این علاقه به خوشمزه خوری باعث میشود که ما از مصلحتهای غذایمان دور بشویم از فایده غذاییمان دور بشویم.@ در ادامه امام صادق(ع) میفرماید(فَاِذا اَکَلَ اَحَدُکُم طَعاماً فَلیَجعَل ثُلثَ بَطنِهِ لِطَعام) من در آن بخش باز یک نکته دیگر بگویم چون این بخش زود تمام میشود این جلسه دیگر بعد از این بحث نداریم خیلی وقتها افراد حالا یکی دو مرتبه دیگر هم به مناسبتهایی گفتم این مزه و شکم مهمتر از مصلحت بدنشان هست.@ میفهمد که نباید برنج بخورد نمیتواند جلوی خودش را نگه بدارد یا کمش بکند حداقل میگوید من حتماً باید با غذایم برنج بخورم اصلاً نمیشود من اگر برنج نخورم میمیرم این یک وابستگی است یک شهوت است یک اسارت است یک ذلت است.@ یا مثلاً فرض بفرمایید سبزی مثلاً میگوید آقا سبزی خوشم نمیاید بخورم پیاز خوشم نمیاید بخورم سیر خوشم نمیاید بخورم خدا اینها را برای شما خلق کرده چه کسی گفته شما سیر نخورید سیر باید خورده بشود میگوید آقا فقط خودت را محدود بکن آن موقعی که سیر میخوری بیرون نرو یا اگر خواستی بروی تمهیداتی بچین که بویش دیگران را اذیت نکند.@ الان شما میتوانید با مقداری سبزی با مقدای چای خشک با مسواک با آدامس با بوگیرهایی که برای دهان هست چیزهای خیلی کوچکی هست شما در دهانتان میگذارید میمکید بسیار قدرتمند هم هست میتواند بوی دهان را برطرف بکند اینها را باید رعایت بکند.@ این که خوشم نمیاید دوست ندارم اَح اَح بد است تلقینها حالا به خانوادهها حتماً من توصیه میکنم که خانوادهها به هیچ وجه پدر مادر باید مواظب باشند که جلوی بچه بیرغبتیهایشان را به چیزی اعلام نکنند.@ اگر بگوید اَح من خوشم نمیاید دوست ندارم بچههای به شدت در این وضعیت تلقینپذیر هستند مثلاً شما بگویید کلهپاچه خوشم نمیاید سیرابی، سیرابی که این همه قدرت دارد این همه برای بدن برای معده برای امعاء و احشاء داخلی مفید است که به قول یکی از اساتید میگفت آدم وقتی خودش را نمیخورد باید برود یک قرصش را پنجاه هزارتومان بدهد بخورد.@ شما همین که بگویید بدم میاید خوشم نمیاید بخورم این بچه هم یاد میگیرد این بچه محروم میشود بچه از بزرگترها این چیزها را یاد میگیرد لذا آدم نباید خودخواه باشد شکمپرور باشد شکمپرست باشد و بلافاصله موضعگیریهایش را نسبت به آن چیزی که خوشش نمیاید نسبت به غذا اعلام بکند این روی بچه تا آخر عمر اثرات منفی خواهد گذاشت این بچه به راحتی نمیتواند این چیزهایی که نیاز دارد را بخورد.@ (فَاِذا اَکَلَ اَحَدُکُم طَعاماً فَالیَجعَل ثُلثَ بَطنِهِ الطَعام) هر موقع یکی از شما خواست غذا بخورد یک سوم شکمش را برای غذا بگذارد این برای هر کس بخواهد قابل دسترسی هست حتماً(وَ ثُلثَ بَطنِهِ لِشَراب) یک مقدارش را برای مایعات بگذارد(وَ ثُلثَ بَطنِهِ لِنَفَس) یک سومش را برای نفس بگذارد.@ حالا طرف خورده بود گفته بود بدرک میخواهد نفس بیاید میخواهد نیاید پر کرده بود حالا نفس آمد آمد نیامد نیامد. نکته بعدی حضرت یک فرمایشی دارد میفرماید(وَ لا تَسَمَنُ تَسَمُنَ الخَنازیرِ لِذِبح) مثل خوکی که قرار است سرش را ببرند خودتان را چاق نکنید البته بعضیها استعداد چاقی دارند دست خودشان نیست ژنتیکی هست.@ بعضی وقتها مسائل روحی هست بعضی از داروها هست انسان میخورد بدنش چاق میشود بعضیها نیازهای دیگری دارند که خود دکتر تجویز میکند که باید حتماً یک حجم زیادی از چاقی را داشته باشند لاغر نمیتوانند باشند نباید باشند اگر باشند آسیبهای دیگر میبینند آن بحث استثناء را ما کاری نداریم(وَ لا تَسَمَنُ تَسَمُنَ الخَنازیرِ لِذِبح) خود را همچون خوکان برای سر بریدن فربه نکنید.@ میرویم خصوصیت خیلی مهم بسیار بسیار مهم بعدی که خداوند تبارک و تعالی در فرمایششان در معراج برای پیغمبر بیان کردند یکی از اینها این بود که شکمهای اینها از حلال سبک است حلالخوری زیاد نمیکنند نه اینکه حلال نمیخورند بلکه پرخوری نمیکنند.@ حالا نکته خیلی جالب این هست که بعد از اینکه این چینش صورت گرفت نگاه کنید این چه اوجی برای انسان میاورد اگر انسان مدیریت بدن مدیریت شکم را کرد بلافاصله خدا بعد از مسئله غذا به کجا پرداخته؟ میفرماید(نَعیمُهُم فِی الدُنیا ذکری وَ مَحَبَتی وَ رضایی عَنهُم) از این شیرینتر از این جذابتر از این زیباتر از این شادیآورتر دیگر امکان ندارد آدم یک کلمهای بشنود.@ چه کسی این را گفته؟ خدا گفته حدیث معراج است معراج میدانید یعنی چی؟ یعنی شما با رسول خدا رفتی به معراج، نرفتی، پیغمبر رفته معراج برای شما خبر آورده انسان یک موقعی میگوید این خدایی که میگویند بخشنده است مهربان است وهاب است رزاق است کریم است جواد است به من چه چیزی داده.@ سهم من در این دنیا در بندگان خدا چقدر است اگر این در صحرایی مثل صحرای محشر ما را جمع بکنند در کویری این انسانها را جمع بکنند میلیاردها انسان را سهم من از نعمتهایی که از خدا گرفتم چیست.@ گاهی وقتها انسان به خدا میگوید خدایا تو به من چه چیزی دادی واقعاً خجالتآور است گاهی وقتها بعضیها به خاطر اینکه کمی از نعمتهای طبیعی و مادیشان را از دست میدهند دست از خود خدا برمیدارند.@ در زندگی زناشویی شکست میخورد در عشق شکست میخورد طلاق میگیرد طلاق میدهد یک ذره شکمش سیر نیست یک ذره وضعیت اقتصادیشان به هم میریزد اولین تصمیماتی که میگیرد قهر با خداست این خیلی شرمآور و خجالتآور است.@ حالا خدا برای کسانی که آدم هستند انسان هستند یعنی باطن انسان دارند خطاب به آن بخش انسانی انسان چون در حدیث معراج چه کسی به معراج میرود؟ حیوان به معراج نمیرود، چه کسی به معراج میرود؟ انسان به معراج میرود.@ حالا این انسانی که به معراج رفته شما از خدا سؤال که که خدایا سهم من از تو چیست تو چقدر مال من بودی چقدر برای من هستی من چه خیری از تو دیدم اصلاً من چطوری از تو خیر ببینم.@ علی(ع) در آخر دعای کمیل به خدا چه عرض میکند به خداوند(اَقرَبِهِم مَنزِلَتاً مِنک اَخَصِهِم زُلفَتاً لدَیک) خدایا من میخواهم نزدیکترینها به تو باشم من میخواهم بالاترین منزلتها را پیش تو داشته باشم من میخواهم در بندههایت عزیزترین بندههایت باشم من میخواهم تو بیشتر از خیلیها من را دوست داشته باشی.@ یک قاعده خدمت شما بگویم خواهش میکنم به این توجه بکنید چند بار این قاعده را گفتم لازم هست ده بار و صد بار دیگر این قاعده را تکرار بکنم. این خیلی مهم است هر کس میخواهد بداند چقدر دارایی دارد چقدر شرافت دارد چقدر منزلت دارد چقدر سرمایه دارد.@ این همه ما صحبت از این کردیم که انسان باید داناییهایش تبدیل به دارایی بشود الان من چقدر آدم شریفی هستم چقدر آدم دارایی هستم من چقدر آدم هستم چقدر ثروت آخرتی دارم چقدر شرافت پیش خدا و چهارده معصوم دارم.@ اینکه در زیارت امین الله میگوییم(اَللّهُمَّ اِجعَلنی مَحبُوبَۀً فی اَرضِکَ وَ سَمائِک) خدایا من را در زمین و آسمان محبوب قرار بده من در زمین محبوب باشم در آسمان هم محبوب باشم میخواهم عزیز باشم میخواهم محبوب باشم.@ یکشنبه خواندیم(وَ اَعِزَّنی فی عَشیرَتی وَ قَومی) من چقدر آدم هستم چقدر شرافت دارم چقدر دارایی چقدر قیمت دارم چقدر تا الان در عمرم رشد کردم چقدر حیات انسانی داشتم خدا میگوید از اینجا بفهم که هوس چه چیزهایی را میکنی دلت برای چه چیزی تنگ میشود خواب چه چیزی را میبینی.@ در تنهاییها عقربه ذهنت عقربه دلت کجا میرود غصه چه چیزی را میخوری دلتنگ چه چیزی میشوی نوع دلتنگیهایت نوع غصههایت نوع کمآوردنهایت نوع خوابهایت خیالاتت از اینها تو میتوانی بفهمی که چه کسی هستی خیلی لازم نیست شما بروی پیش یک ولی خدا پیش یک استاد.@ یا مثلاً خواب ببینم پیغمبر را ببینم از من راضی هست یا راضی نیست از امام زمان سؤال بکنم راضی هست یا راضی نیست اصلاً من الان میخواهم بدانم پیش امام زمان چقدر شرافت دارم میگوید به نوع دلتنگهایت دغدغههایت خیالاتت افکارت به اینها فکر بکن ببین نوع موضوع دغدغههای زندگی تو چیست.@
بسته به اینکه فکرت کجاست فکرت کجاست یعنی چی؟ دلت کجاست چه چیزهایی را از دست بدهی ناراحت میشوی مضطرب میشوی چه چیزهایی را نداشته باشی خودت را بدبخت میدانی چه چیزهایی را بدست میاوری ذوقزده میشوی خوشحال میشوی آرامشت در کجاست میفهمی قیمتت چقدر است.@ حالا با این توضیحی که دادم باز هم میگویم این چند دقیقه را گفتم شما باید هر هفته یک مرتبه حداقل به این فکر بکنید. یک عزیزی قبل از درس از من سؤال کرد که ما میخواهیم به افکارمان غلبه بکنیم به خیالات و توهماتمان مثلاً باید چکار کنیم یکیش همین ارزیابی هست.@ یعنی هر هفته من فکر بکنم الان کجا هستم در مسئله اندیشه خیال چقدر رشد کردم در نوع هوسهایم چقدر رشد کردم در دغدغههایم کجا آمدم آرزوی چه چیزهایی را دارم برنامهریزیهایی را که دارم برای آینده زندگیم میکنم چه نوع برنامهریزیهایی هست.@ مثلاً میگویم ای کاش خانواده من به کجا برسد پسرم چطوری بشود دخترم چطوری بشود نسلم چطوری بشود خودم چطوری بشوم همسرم چطوری باشد ای کاش بیست سال بعد من کجا باشم از همه اینها تو میتوانی بفهمی قیمتت چقدر است اصلاً چقدر آدم هستی چقدر انسان هستی از نوع مشغلههایت میتوانی بفهمی.@ ببین چه چیزی کسلت میکند میفهمی تو قیمتت چقدر است چه چیزی خوشحالت میکند قیمتت دستت میاید خیلی دارم فرمول به شما میدهم تمام اینها فرمولهای انسانشناسی هست شما به راحتی در هیچ کتابی این چیزهایی که من دارم در پنج دقیقه به شما میگویم اصلاً نخواهید یافت.@ حالا من میخواهم ببینم که من با خدا چه نسبتی دارم سهم من از کمال مطلق که عاشقش بودم یک عمر گفتم لا اله الا الله یعنی لا اله الا کمال مطلق حالا الان 30 سال عمر کردی 40 سال عمر کردی از کمال مطلق چقدرش دستت آمده چقدر از کمال را داری.@ یعنی وقتی که بمیری به عنوان یک جنینی که از رحم مادر میخواهی منتقل بشوی چه چیزی با خودت میبری مدیرکلی سفارت نمایندگی مجلس سردار بودن سرتیپ بودن چهار تا خانه چهار تا زمین، یک ورزشکار مهم، یک قهرمانی، چهار تا مدال طلا، یک شهرت، ده تا بچهای که از تو متولد شدند اینهاست اتومبیلهایت هست خانههایت هست طلاهایت هست چیه چه چیزی با خودت میخواهی ببری.@ همه این سؤالات را کردیم تا این یک بخش را توضیح بدهیم که انشاء الله مقدمه باشد برای جلسه بعد خداوند میدانید چه میگوید میگوید اینها سهمشان به عنوان یک انسان(نعیم) نعمت به معنای حقیقی(نَعیمُهُم فِی الدُنیا ذکری) آخ آخ آدم خیلی خجالت میکشد.@ ولی این خبری که الان من دارم برای شما میگویم خوشحالکننده هم هست یعنی من خودم وقتی میخوانمش و خواندمش من را خیلی خوشحال کرد یکی اینکه به آدم میفهماند چقدر رشد کرده یکی اینکه به آدم میفهماند که باید کجا سرمایهگذاری بکند.@ این که میگویم یا یادداشت بکنید یا به خاطر بسپارید به عنوان ذکر بگویید هر روز، روی صفحه موبایلهایتان بیندازید که اگر موبایل زنگ خورد این را اصلاً ببینید شما عکس میگذارید عکسهای خوب مقدسات میگذارید پنجتن میگذارید عکسهای امام میگذاری مقام معظم رهبری میگذارید عکسهای حرم ائمه را میگذارید.@ من فکر میکنم اگر همه را پاک بکنید این را بگذارید خیلی مهمتر است بسم الله الرحیم را بردار اسم خداست بردار قبر ائمه هست بردار پنجتن است بردار این را بگذار یا صدایش را بگذار صدای خودتان یا یک صدای خوبی را ضبط بکنید یک کسی به شما بگوید.@ این را ضبط بکنند یک نفر، یک کسی این را بخواند با یک آهنگی پنج دقیقه دو دقیقه یک دقیقه 30 ثانیه این یک تکه را بخوان هر وقت تلفنتان زنگ زد این صدا را شما بشنوید خدا شاهد است خیلی آدم را قوی میکند شاد میکند و آرام میکند خیلی ثروت بزرگی است آن چیست؟.@ همین یک تکه(نَعیمُهُم فِی الدُنیا ذکری وَ مَحَبَتی وَ رضایی عَنهُم) این عنهمش هم خیلی قشنگ است یعنی خیلی ماجرا را خصوصی کرده خیلی ماجرا را شخصیش کرده انگار که یقهات را میگیرد میکشاند وسط عشقبازی خودش، یک موقع هست معشوق به یک جمعی از عشاق میگوید که بیایید به سوی من.@ این خیلی حرف قشنگ است که به عشاق بگوید بیایید به سوی من، یک موقع هست دست میبرد یقیه یکی از این عشاق را میگیرد میکشاند به سمت خودش، در این جمله ساخت این جمله بافت این جمله از نظر معانی بیان یک باطن اینطوری دارد که یقیه خودت را میگیرد میکشاند میاورد.@ میگوید اینها عشق و حالشان نعمتشان بهرهمندیشان در دنیا چیست؟ بالاترین عشق و حال لذت بهرهمندیشان در دنیا 1ـ یاد من است حالا یک مقدار روی اینها کار میکنیم رد نمیشویم سرمایهاش یاد من است نعمتش آن چیزی که با آن حال میکند لذت میبرد عیاشی میکند از آن خوشش میاید و خوشحال هست از اینکه این را دارد.@ این هست که به خودش نگاه میکند میبینید که خدایا تو از صبح که از خواب بلند میشوم تا شب چند بار به دل من زنگ میزنی این تعداد زنگ زدنهای معشوق نشان میدهد که آدم چطور هست 2ـ (وَمَحَبَتی) دوست داشتن من، دوستی من، کدام بزرگ با کوچکترها اینطوری حرف میزند؟@ حتی معصومین هم اینطوری با مخاطب خودشان سخن نگفتند، چه کسی میداند چرا معصومین اینطوری سخن نمیگویند؟ اینقدر شفاف اینقدر عاشقانه اینقدر بیپرده، چون میخواهند ما را به آنجاها رد بکنند گذاشتند عاشقانهترین بیپرواترین به قول مولانا لاابالیترین حرفها را خدا بزند.@ که در خودش میگوید عشق لاابالی است مزاجش لاابالی نیست آدم را لاابالی میکند نترس میکند بیخیال میکند آدم را بیفکر میکند عشق آدم را، برای همین است. کار عشق اینطوری است ترس اضطراب خیال دلشوره را از آدم برمیدارد.@ آنهایی که جبهه بودند و جبههایها را دیدند میدانند من چه میگویم اوج دارد میگیرد از ذکر شروع شد به محبت رسید بعد دارد به(وَ رضایی عَنهُم) میرساند این که سهم اینها عشق و حال اینها سرمایه اینها لذت اینها در دنیا رضایت من از آنهاست یعنی برای آنها خیلی مهم است که من از آنها راضی باشم خیلی برایشان مهم است که امام زمان از آنها راضی باشد این که میگوید:@
بیتو یعنی بیذکر تو بیمحبت تو بیرضایت تو، عزیزان این کلاس معراج و در جمع نشستن و با حواسپرتیهای مختلف جور در نمیاید این حرف و این حرفها بعد از کلاس معراج حالا یا شبش یا فردایش یا یک موقع دیگر یک مقدار خلوت لازم دارد این سجاده میخواهد این حرفها.@ یعنی شما باید بنشینی روی سجاده به جای ذکرهای دیگر همین ذکر(وَ نَعیمُهُم فِی الدُنیا ذکری وَ مَحَبَتی وَ رضایی عَنهُم) را بگویید بعد هم بگویی خدایا من الان کجا هستم بعد هم خدا وکیلی اگر یک موقعی دستت خالی است بیفت به گریه بیفت به ذلت.@ این تعقیب نماز عصرت را وقتی خواستی بخوانی اینطوری بخوان که(لا اَملِکُ لِنَفسی نَفْعاًَ و لا ضَرًّا و لا مَوْتاً وَ لا حَياةً وَ لا نُشُوراً) خدایا من هیچی از اینهایی که شنیدم و هیچی از این چیزهایی که میگویی چیز زیادی دستم نیست تو یک چیزی در بار ما بریز.@ اگر بعضیها مدرک تحصیلی دارند اگر بعضیها استاد هستند اگر بعضیها شاگرد دارند اگر بعضیها شهرت دارند اگر بعضیها قدرت دارند اگر بعضیها ثروت دارند اگر بعضیها مقام دارند اگر بعضیها ریاست دارند اگر بعضیها موفقیتهای خانوادگی دارند و من اینها را ندارم آن که اصل است را تو به من بده خدایا، این را به من بده.@ خدا هم میگوید به تو میدهم به شرط اینکه انتخابات ارتباطات رفتارها و افکارت را بر اساس این سه تا تنظیم بکنی تصمیمگیریهای زندگیت را یک کاری نکن که از این سه تا دور بشوی از ذکر دور بشوی از محبت دور بشوی از رضا دور بشوی این را حواست را جمع بکن یک طوری برنامهریزی بکن که این اتفاقات نیفتد.@ سؤال آخر چه کسی میداند اگر خواستیم یک همچین برنامهریزیهایی بکنیم یکی از خرسنگهای مهمی که سر راهمان قرار میگیرد چیست؟ من حالا اگر آمدم برنامهریزی کردم میخواهم برنامهریزی کنم زندگیم را بر اساس ذکر محبت و رضا لازمه این کار چیست؟@ میخواهم برنامهریزی بکنم الان آمدم برنامهریزی کردم دیدیم که اوضاع اقتصادی سیاسی اجتماعی روابطم را برنامهام را، یک جدول برنامهریزی برای خودتان بنویسید بگذارید جلوی چشمتان نگاهش بکنید من بارها خودم این کار را کردم بارها همین جدولهایی که شما پر میکنید من بیشتر از شما پر کردم این جدولی که برنامه هست.@ مینشینم نگاهش میکنم بعد نگاه میکنم که الان من کجای کار هستم اگر الان این هست من باید چکار بکنم ترتیبهای معنویش را نمیگویم یک تصمیم باید آدم بگیرد وقتی برنامه را نگاه میکند قرار است روی این سیستم سرمایهگذاری بکند.@ الان به شما میگویند بروید زبان یاد بگیرید الان من میگویم همه شما بروید زبان یاد بگیرید قرآن، زبان آخرت را باید بروید یاد بگیرید خیلیها بلد نیستند، اگر بخواهند بروند زبان یاد بگیرند اولین کاری که باید بکنند چیست؟ همت ارادت همه آنها سر جای خودش، یک کار عملی نه یک کار درونی یک کار عملی خارجی باید بکند اول باید هجرت بکند از چیزهایی که زیادی هستند.@ اگر شغلت مانع میشود برو یک تجدیدنظر در شغلت بکن این حرفها را هیچ کس به شما نمیاید اینطوری بزند همه همین نصیحتهای کلی میکنند ولی من دارم ریز به شما میگویم اگر حجم زیاد کار داری شغلت هست کار تجاریت هست تدریس است تدرس است کار خانه است؟@ هر کاری داری باید یک مقداریش را اگر لازم است باید اینجا کمش بکنی فیتله را باید پایین بکشی به این کار برسی باید برنامهریزیت مهاجرانه باشد باید هجرت بکنی بگویی از این به بعد من اضافه کار نمیایستم وقت اضافه کار را میگذارم اینجا، از این به بعد پنجشنبهها که تعطیل هستم نمیایستم اضافه کار بکنم میگذارم برای یک همچین کاری.@ دلم دارد میپوسد دلم دارد میگیرد دارم دارم ضعف میاورم دارم کم میاورم اصلاً افتادم اصلاً از نشاط افتادم دیگر این کار من الان دارم لیسانس میخوانم الان دارم دکترا میخوانم الان دارم فوق لیسانس میگیرم الان پایاننامه دارم اصلاً یک همچین چیزهایی را نمیپذیرد.@ یک آقایی چند روز پیش آمد به من گفت من موقعی که کار دارم یک مقداری درسم زیاد میشود شغلم زیاد میشود برنامه را از این طرف انجام نمیدهم از این طرف هم به شدت به آن نیاز دارم چون میدانم اگر انجام ندهم به شدت حالم خراب میشود کسل میشوم چکار کنم؟@ گفتم ببینم تو وقتی کارت زیاد میشود کارهای طبیعیت را هم کم میکنی گفت چی؟ گفتم یک نمونهاش شام خوردن ناهار خوردن صبحانه خوردن گفت نه، گفتم تلویزیون سریال، گفت نه، چطور ما وقتی که میرسیم به اینجا دنیایمان همه را حفظ میکنیم بعد میگوییم وقت آخرت را نداریم.@ تو مهمانیهایت ترک نمیشود غذا خوردنت ترک نمیشود هیچ کدام از کارهای طبیعیت ترک نمیشود تلویزیونت ترک نمیشود روزنامهخواندنت ترک نمیشود واقعاً کذاب کذاب کذاب داری دروغ میگویی من نمیتوانم پنجاه تا آیه در روز بخوانم سرم شلوغ است به خدا دروغ است و الله دروغ است بالله دروغ است اگر کسی بگوید من نمیتوانم پنجاه تا آیه در روز بخوانم.@ حداقل قبول بکنیم دروغ داریم میگویم این خیلی خوب است به خدا بگوید خدایا من دروغ گفتم دارم دروغ میگویم خدایا این خیلی خوب است روی این یک مقدار فکر بکنید تأمل بکنید تا هفته بعد میخواهیم انشاء الله وارد اصل بحثش بشویم.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@