بحث در حدیث معراج درباره ی خفه البطن بود که خداوند فرمود دوستان خدا شکمشان از حلال سبک است. اگر کسی نتواند مدیریت بدن بکند، مدیریت افکار هم نمی کند. اینگونه نیست که انسان با هرگونه خوراکی بتواند پرواز کند. مرکب نفس انسان برای هر کاری بدن است. تا انسان بدن قابل تحصیل نکند نمی تواند سیر متافیزیکی موفقی داشته باشد. بخش ورزش، استحمام، استعمال رایحه ی خوش، رنگهای مناسب در لباس و... نیز بسیار مهم است. البته غذا مهمترین است که باید حلال و طیب باشد. هر کس می خواهد رشد علمی و معنوی پیدا کند باید به وضع غذا و بدن و ظاهر رسیدگی کند. بسیاری از افرادی که عبادت کرده مطالعه و اهل درس و بحث هستند و موفقیت ندارند حداقل 50 در صد مربوط به غذای آنها می شود. (به بحث تغذیه در معرفت نفس مراجعه شود) خداوند در سوره ی طه، آیه ی 81 می فرمایند: «کلوا من طیبات ما رزقناکم ولا تطغوا فیه فیحل علیکم غضبی و من یحلل علی غضبی فقد هوی. این آیه بسیار آیه ی تعیین کننده ای است. اولا می فرمایند از طیبات بخورید ما در قرآن نخوردن نداریم. امر کرده اند که از طیبات بخورید. واساسا طیب با غیر طیب ارتباط برقرار نمی کند: « الطیبین للطیبات...» غیر طیب با طیب نمی تواند ارتباط برقرار کند. اگر کسی می خواهد با نور ارتباط برقرار کند باید انتخابها، ارتباطات،رفتار وافکارش نورانی باشد. شاگردی که دستورات استادش را عمل نمی کند به هدفی که مورد نظر استاد است نخواهد رسید. خداوند می خواهد ما را به سمت نور ببرد ما کوتاهی می کنیم. یکی از دستورات این است که غذای حلال و طیب استفاده کنیم. وقتی می فرمایند: « و لا تطغوا فیه» یعنی از همان حلال و طیب به اندازه استفاده کنیم. و اساسا زیاده روی در هر چیزی که مربوط به نعمتهای دنیایی می شود بر انگیزاننده ی غضب الهی می باشد: «؟ علیکم غضبی... شخصی که از نعمتهای دنیایی بهره مند است هر گونه که دلش می خواهد نمی تواند استفاده کند. و کسی هم که نیاز ندارد حق ندارد کسب را رها کند زیرا اساسا سود آن به نفع جامعه است. سرمایه اگر راکد شود دیگر رزق نیست، اگر به جریان بیفتد رزق محسوب می شود زیرا هم آثار دنیایی دارد و هم آخرتی. بعضی ها از شدت پولداری پول را حرام می کنند. کسانی هستند که از اسکناس به عنوان دستمال کاغذی استفاده می کنند. گاهی سفره هایی دیده می شود که شرم آور است. در ولیمه ی حج پذیرایی مفصل و بسیار متنوع انجام شد که بسیاری از آنها اصلا مورد مصرف قرار نگرفت. گل خریدن در حدی که اسراف نباشد بسیار پسندیده است ولی دسته گلها و تاج گلهای میلیونی در مراسم ختم اسراف است و روح مرده هم از این کار در آزار است. پس در طیبات هم نباید زیاده روی کنیم که طغیان محسوب می شود و مستحق غضب خداوند می شود و چنین کسی حتما هلاک می شود. زیرا رزق را ضایع کرده است و هیچ عمل عبادی او به فریادش نمی رسد. کسی که سی سال است تلاش کرده و به جایی نرسیده بالاخره مرتکب عملی شده ممکن است خمس نپرداخته یا والدینش از او راضی نیستند یا دلی را شکسته و ... مرحوم شمشیری به شیخ رجبعلی گفته بود که کسبش کساد شده ایشان گفته بودند که دل سیدی را شکسته و باید او را راضی کند. «یا ایها الرسول کلوا من الطیبات و اعملوا صالحا انی بما تعلمون علیم» 51/حج نکته ی مهم رابطه ی بین خوردن طیب و عمل صالح است. حرام و زیاده روی در خوردن طیب مانع عمل صالح می شود. قرآن می فرماید: «و فی اموالهم حق للسائل و المحروم» خمس لقمه را حلال می کند ولی وقتی سهمی برای فقراء قائل نیستیم لقمه امان طیب نیست. رمز اینکه حضرت فرمودند عبادت ده جزء است که نه جزء آن کسب حلال است. جامعه ای که غضب زده است اقتصادش اشکال دارد. جامعه ای که فعالیت فرهنگی می کند بدون اصلاح و ضعیت اقتصادی امکان ندارد که موفق شود. حضرت فرمودند: « الکمال کل الکمال التفقه فی الدین و تقدیر المعیشه» تقدیر معیشت یعنی اقتصاد ؟ . تا خوراک طیب نباشد انتظار عمل صالح بی معناست.
ما از نور خداییم پس مانعی برای پرواز نداریم مگر اینکه ماده اشکال داشته باشد و مانع باشد. ما باید 90درصد سرمایه گذاری امان را روی بدن گذاشته و 10درصد روی کسب علم و کلاس و ... بدن را کنترل کنیم تا خیالهای زیبا داشته باشیم. (این آیه را به عنوان تمرین حفظ کنیم: بسم الله الرحمن الرحیم و العصر ان الانسان لفی خسر الا الذین امنوا وعملوا الصالحات...) خداوند به پیامبرانش اینگونه می فرماید: «کلوا من الطیبات و اعملوا الصالحات ...» و این خوردن مطلق و رودی هایمان را در بر می گیرد اعم از خوردن و آشامیدن، دیدن، شنیدن، بوییدن و... همه ی اینها تأثیر گذار هستند. «الظاهر عنوان الباطن» ظاهر عمل است و باطن همان طیبات است که به صورت عمل صالح ظهور می کند. شخصی خدمت امام صادق(ع) عرض می کند با وجود ما چرا شما قیام نمی کنید؟ حضرت گوسفندان را نشان داده و می فرمایند که اگر ما به تعداد این گوسفندان (17 رأس) یار داشتیم قیام می کردیم. یکی از اولیاء می فرمود که روز جمعه ای درباره ی فرزندان که سر و صدا می کردند عصبانی برخورد کردم برای جبران شیرینی خریدم ولی دلم آرام نشد وقتی خدمت برادر مرحوم علامه طباطبایی رسیدم ایشان از بزرگی (مرحوم قاضی) نقل کرد که چطور کسی که ادعای توحید می کند در منزل اینچنین برخورد می کند. « کلوا و اشربوا و لا تسرفوا» 31/ اعراف « ... انه لا یحب المسرفین (کلوا و اشربوا و لا تسرفوا انه لا یحب المسرفین) زیاده روی فقط در خوردن نیست در همه کارها وجود دارد.
البته در ارتباط با رفتار با خانواده امکان دارد که کسی نتواند کنار بیاید و مجبور شود همسرش را طلاق داده و یا از او طلاق بگیرد ولی آنچه که مهم است وقتی زندگی می کنند باید با رفتار خوش با یکدیگر معاشرت داشته باشند.