جلسه 036 - حدیث معراج
شماره جلسه
36
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1389
ماه
5
روز
30
متن کامل (خام) ‌ جلسه 036 - حدیث معراج

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صل الله عَلی محمدٍ واله الطاهرین و لعنت الله عَلٰی اعدائهم اجمعین مِن الان الی قیام یوم الدین

ما یک بخش از فرمایش حق تعالی را در حدیث معراج به پایان بردیم که نکته بسیار بسیار مهمی است که همین مورد اگر رعایت شود هم روابط ما را با حق تعالی تنظیم می کند هم روابط ما را با مردم تنظیم می کند بسیاری از فتنه ها و خرابکاری ها و فسادها از بین می رود حمله شیطان نسبت به ما بسیاری خنثی می شود و انسان به آن چیزی که برای مؤمن مژده داده شده در قرآن یعنی شادی و آرامش می رسد.

بارها بارها ما تاکید کردیم و باز هم این را می گوییم که باید به این خصوصیات ذاتی مؤمن که در قرآن کریم است توجّه کنیم و همیشه خودمان را در آینه این خصوصیات ببینیم و بعد ببینیم بعد از ده سال پانزده سال بیست سال سال نسبت به این معیارها چی داریم وقتی قرآن معیار یک مؤمن را آرامش و شادی میداند حالا ببینیم در زندگیمان چگونه آدمی هستیم آدم شاد و آرام هستیم یا آدم مضطرب و گرفته و احساس بدبختی هستیم اگر احساس بدبختی و شکست داشته باشیم این یعنی اینکه یک جای کار را خراب کردیم و مسیر را درست نرفتیم به این ملاکها خیلی کمک می کند این فرمایش خداوند که خصوصیات مؤمن را شادی و آرامش گذاشته براش راهکار هم گذاشته است الان دو راهکار را برای اینکه آدم های شاد وآرامی باشیم معرفی کردیم این از آن شاه کلیدهاست که خداوند تبارک و تعالی در این فرمایش می فرماید اولئک الذین نظروا الی المخلوقین بنظری الیهم ، کسانی هستند به بندگان خدا از چشم خدا نگاه می کنند یعنی خصوصییات خودشان را حذف می کنند حقّ خودشان را حذف می کنند و با چشم خدا به بندگان نگاه می کنند خدا می داند اگر انسان این تمرین را بکند و هر بار می خواهد در مورد یک نفر نگاه کند و در مورد یک نفر قضاوت کند با یک نفر رفتاری داشته باشد ببیند خدا چی می خواهد چه طور نگاه می کند اگر کسی این طور نگاه کند از حجم بسیاری از غصّه ها و اضطراب ها نجات پیدا می کند. مشکل ما این است که رفتاری که ما داریم نگاهی که داریم خدا راضی نیست پا رو خودمان نمی گذاریم خودمان را حذف نمی کنیم اینجا بین حذف خدا و حذف خودمان خدا را حذف می کنیم رو خودمان پا نمی گذاریم اگر کسی این شجاعت را داشت به عشق خدا به عشق محبوبش پا روخودش بگذارد به شادی وآرامش می رسد خدا حجم عظیمی از آرامش و شادی را در دل او می گذارد

فرمایش امام صادق علیه السلام: که معشوق و عاشق و محبّ همیشه محبوب را به خودش ترجیح می دهد. خیلی جاها بین ما و خدا درگیری می افتد وعلامت یک محب این است که خدایا به خاطر تو این کار را انجام می دهم و این چه فرصت خوبی است برای عشق بازی همش نگیم کربلا و دفاع مقدس برایشان موقعیت پیش آمد و آن موقعیت استثنایی بود نه بلکه خانم خانه دار در خانه خودش با همسرش یک آقایی در محیط منزل ، محیط کار، خیلی فرصت دارد از اینکه برای خدا ازخود گذشتگی کنی آنها تنظیم کردند هرکس برای خدا این کار را بکند چه پاداش عظیمی برای او دارد.

فرمایش بعدی وَلَم یَرْفَعُ حوائج الی الخلق این هم یکی از کلیدهای مهم سعادت است خیلی خیلی مهم است آن است که انسان عرض نیاز مخلوقین را نکند حاجتهایش را به مردم نگه نیازهایش را به مردم نگه به خود خدا بگند ایک نعبد و ایاک نستعین ما خیلی دست کم گرفتین این یک تیکه را چهل سال و پنجاه سال نماز می خوانیم تنها از کسی کمک نمی گیریم حق تعالی است در بحث اسماء گفتیم ما اصلاً اسماءایی را که ما را کمک می کند به سمت آن نمی رویم بلد نیستیم با خدا چگونه حرف بزنیم چگونه صدا بزنیم چند کلمه را بلد هستیم یاالله یارحمن یارحیم یاکریم ولی برای هر کاری می توانیم کمک بگیریم مثلاً یک نفر کار مدیریتی می خواهد انجام دهد کار برنامه ریزی انجام دهد ذکر مخصوص یاحسیب را هشتاد مرتبه بگوید تا خداوند در مورد برنامه ریزی به او کمک کند در هر کاری می توانیم از اسماء کمک بگیریم هر تصمیمی که داریم خدا اسم دارد خودش هم گفته از اسم خدا کمک بگیرید هزار تا اسم در جوشن کبیر برای همین کارها است این ها را برای ما گفته است البته بیش از هزار تا است ولی ما اصلاً از آنها استفاده نمی کنیم یاد نگرفتیم از کامپیوتر وقت می گذاریم یاد می گیریم تلفن همراه و اتومبیل را یاد می گیریم از کانون قدرت ، عشق ،محبّت از آن چیزی که بی نهایت مطلق است چگونه استفاده کنیم از چه راهی برم ممکن است صدرکعت نماز بخوانیم به حاجتی برسیم بلد نیستیم نمی دانیم چگونه کار کنیم وقتی می گویند این اسم شریف را بیست بار بگو راه باز می شه ما اصلاً وقتی نمی گذاریم اسماء را یاد بگیریم از خدا کمک بگیریم هر چه در نماز می گویند به ما ایاک نعبد و ایاک نستعین را بگویید ما کمک می خواهیم از خدا کم است نحوه برقراری ارتباطمان هم ضعیف است بلد نیستیم واقعاً بلد نیستیم به خدا صمیمانه بگیم الهه من ، عزیز من، من الان وضعم این جوری است به کمک تو نیاز دارم چقدر تعقیب نماز عشاء قشنگ است که خوب است همیشه انسان این تعقیب را بخواند خدایا همین جوری به ذهنم می خوره نمی دانم موضع رزقم کجاست؟ لاادری خودم هم نمی دانم رزقم تو آسمون ، تودریاست، تو خشکی ، کجاست؟ خودم هم نمی دانم گیجم گنگم نمی دانم الان کجا می تونم پیدا کنم؟ من می دانم تمام این علم ها نزد خداست اسبابش هم دست خداست این را می فهمم امّا جیگر می خواد یک نفر بگوید خدایا من می دانم دست خداست بعضی ها اعتقاد ندارند فکر می کند دست فلان حاج آقا است دست فلان وزیر است دست فلان نماینده مجلس است فکر می کند مشکلش را پول حل می کند نه یک موقع دیدی بدون پول هم حل می شه من یک موقع یادم است می خواستیم فعّالیتی خارج از کشور کار کنیم تعداد زیادی مخاطب داشتیم هنوز هم الحمدالله داریم می خواستیم هدایای از کتاب اسلامی بدهیم ما پحول نداشتیم یعنی هیچی پول نداشتیم به این ها کتاب بدهیم دوستان گفتند چه کار کنیم بالاخره این ها می خواهند با اسلام آشنا شوند ،نهج البلاغه می خواهند ، نامه می نوشتند از ما کتاب دعا، و کتاب اسلامی می خواستند کمتر از دو سه روز نشد دو تا آقایی اینجا آمدند برای کار دیگه ای آمده بودند ضمناً گفتند ما در این کارها هستیم کار فعّالیت از کشور هر چه قدر کتاب بخواهید داریم. پول فقط مشکل را حل نمی کند خدا با رحمت خودش سبب سازی می کند آیا به ذهن ما چیزی می یاد عمل نکنیم؟ نه خدا می گوید آن چیزی که به ذهنت می یاد عمل کن ولی بدان همه کاره من هستم اگر کارمان گیر کرد الّلهم صل علی محمدٍ وآل محمد وجعلنی مِن اَمری فرجاً و رزقنی مِن حیثُ احدثک و من لا احدثک. خدایا خودت در کار من فرجی و مخرجی ایجاد کن تا بتونم از این مشکل رهایی پیدا کنم من را از جایی که فکر می کنم و فکر نمی کنم نجاتم بده آن جا که فکر می کنم خدایا با توکّل تو تکیه بر تو جلو می رم ولی خیلی وقتها است که آن چیزی که می خوام نمی شه از آنجا که حساب نمی کنم تو روزی من را برسان رزق خودت را برای من واسع قرار بده خدایا آسان دستم بیاد زود سریع بگیرم خدایا آنجا که واقعاً رزقم نیست من را به زحمت نیندارد شش ماه ،یک سال و ده سال برم بعد بفهم من این کاره نبودم برای این کار ساخته نشدم خدایا کمک کن وقتم و عمرم جایی تلف نشه خدایا تو نیازی نداری من عذاب بشم من فقیرم به رحمت تو اگر کسی با باور به خدا بگه که خدایا من فقیرم فقیرانه حرف بزند مثل این فقیرها ما می خواهیم با خدا حرف بزنیم با تکبّر حرف می زنیم تو ته دل می گوییم بالاخره فلان کس است که دست ما را بگیرد فلان کس در اداره است کمک می کند چند تا خونه دارم پول دارم... ولی این چیزها نیست یاد بگیریم از حضرت موسی علیه السلام چقدر قشنگ گدایی کرد ربِّ اِنّی لِمّا اَنذَرتَ الیه مِن خیرِ فقیر حضرت موسی گرسنه و خسته بود می گفت خدایا هر چه خیر به من نازل کنی من نیاز دارم گدا هستم یک موقع در حرم امام رضا علیه السلام نشسته بودیم چون راه هم طولانی کرده بودند کسی اگر بخواد از کفشداری به حرم بره طول می کشد یک موقع نصف شب بود یکی از رفقا گرسنه شد و ضعف گرفت دچار درد معده شد می خواست دعاش را ول کند برود بیرون چیزی بخرد بخورد گفتم مگه پیش آقات نیستی ازش بخواه برات چیزی بده گفت امام رضا چه کار می کند دسبش را از ضریح بیرون می کند ساندویچ می ده گفتم بالاخره چیزی بخواه خلاصه رفتیم تو حرم نشست حیا کرد بیرون نرفت یک خادم از دفترش بیرون آمد و به این بنده خدا خرما داد گفتم بیشتر هم می خواستی چای هم دعوت می کرد ما این جوری نیستیم با آقا صمیمی نیستیم اگر درحرم امام رضا هستیم به بابامون بگیم آقا ما گرسنه هستیم به ما چیزی برسان می گیم پول تو جیبم هست می رم بیرون چیزی می خورم گدایی بلد نیستیم در روایت داریم آن چیزی که دست خداست بیشتر اعتماد داشته باشید تا آن چیزی که دست خودتان است یک موقع ای آن چیزهایی که دست خودتان است هیچ خاصیّتی ندارد همان چیزی که فکر می کنی ولت می کند امان کسی که امید داری تنهات می زاره ولی خدا این طور نیست خدا انسان را تنها نمی زاره اگر انسان سرغش بره باهاش صمیمی صحبت کند این دست به گدایی داشتن خیلی خوب است هیچ وقت به استعداد و فکرت تنها اکتفا نکن مثلاً می گویند درس می خوانی ذکر شریف یا سلطان را شصت و هفت بار بگویید هفتاد بار یا محیط را بگویید.

چه ادب خوبی است خدایا من از خودم هیچی ندارم همه از تو دارم چقدر تمرین باید بکنیم اگر خدا عنایت نکند ما چقدر گرفتاریم یک دفعه در اوج جوانی سرطان و فلج و کوری ، لکنت زبان دچار شود آدم باید قلدری نکند این حالت نیاز انتم الفقراء الی الله ما فقر ذاتی به خداوند تبارک و تعالی داریم خداوند لحظه به لحظه داره خلق می کند خلق جدید این است که خداوند لحظه به لحظه ما را داره نگه می داره به ما اضافه می کند هیچ چیز مال ما نیست همه چیز اعتباری است آدم باید این فقر را بفهمد که وابسته است تند تند بخواد صبح به صبح قبل از اینکه بیرون بیایید دعای روز زیارت روز را بخوانید خودمان را به اهل بیت بسپاریم توجّه به حق تعالی داشته باشیم نیازها را به خدا بگوییم خدایا هرطور که صلاح می دانی این نیاز مرا بر طرف کن خیلی وقتها پیشنهادهای حرام به ما می شه با حرام کاری را انجام دهیم مثلاً پول نزولی و غیره اگر بگذریم خدا به ما کمک می کند و لم یَرفَعُ حوائج الی الخلق. داستانی زیبا از امام صادق علیه السلام گروهی خدمت پیامبر آمدند گفتند یا رسول الله ما از تو خواسته ای داریم پیامبر فرمود بفرمایید آنها گفتند خواسته ما عظیم و بزرگ است شما فکر می کنید اینها چه پیشنهادهای بزرگی دادند ما خیلی وقتها عرضه نداریم پیشنهادهای بزرگی به خدا بدهیم امام سجاد علیه السلام در وداع ماه رمضان می فرماید: خدایا ما که حقّ ماه رمضان را ادا نکردیم ولی دوستان و اولیاء خدا این کار را کردند به ما به اندازه آنها بده هر چه به اولیاءات دادی به ما هم بده آنها خوب کردند ما بد کردیم ولی تو هرچه به آنها دادی به ما هم بده اینها هم آمدند پیش پیامبر گفتند حاجت بزرگ داریم حضرت فرمود بگویید گفتند بهشت را برای ما تضمین کن این نحوه حرف زدن را توجّه کنید حالا شما پیامبر را توجّه کنید آن وجود نورانی، نمکی ، زیبا دل انسان برای این پیامبر ضعف میره حضرت این را می شنود سرش را پایین می آورد بعد با انگشتانش به زمین خط کشید بعد سرش را بالا آورد گفت شما هم قول به من بدهید از هیچ کس هیچی نخواهید فقط از خدا بخواهید الله چه اسم اعظم دارد امام صادق علیه السلام می فرماید وقتی اینها این کلام را از پیامبر شنید تا آخر عمر هیچی نمی خواستند این که از هیچ کس هیچی نمی خواستند می دانید یعنی چه؟ یعنی توقّع را ریشه اش را کندند یکی از بزرگترین اولیای الهی که من در جایی زیارت کردم عرض کردم آقا یک فرمول به من بدهید؟ یکی خطی کل کار را به ما بگویید همه را جمع کن در یک خط به من بگو گفت سه تا کلمه می گم تمامش در اینهاست طمعت را از خودت قطع کن خیلی جیگر می خواد طمعش را از خودش قطع کند طمعت را از دیگران قطع کن طمعت را از خدا هم ببر این طمع از خدا یعنی چه؟ این دیگه داستان داره خدا رحمت کند میرزا می گفت طمع و توقع نداشته باشید حتّی از خدا این غیر از فقر است این نکته دارد طمعت را از خودت ببر یعنی چه؟ اعتماد به خودت نکن یعنی چه؟ شهید دستغیب در کتاب قلب سلیم می فرماید اعتماد به خودت شرک است (اعتماد به نفس) موسی به خدا می گه من برم با فرعون حرف بزنم خدا می فرماید نبرس لا تخشَ من با تو هستم اراکَ می بینم من با تو هستم کمکت هستم می بیند این برای موسی سخت است به موسی می گوید چه چیزی تو دستت است می گه چوب است عصایم است تکیه می کنم به برگ می زنم تا برگها بریزد برای گوسفندان خدا می فرماید چوب را بیانداز انداخت چوب مار شد اژدها شد تو چوب می دانی ولی همه چیز است خدا محدود و محصور به اسباب و عللی که خلق کرده نیست این تو به اضافه خدا یعنی خدا توکّل به خدا بکنید یعنی تو با خدا قوی هستی تکیه ات را به خدا کن من با خدا قوی هستم و قدرتمند هستم امّا الان به ما می گویند شب می خوای خونه بری گرسنگی غذا داری اکثر ما این شرک را داریم می گیم نه بابا من یک کارخانه دارم چند میلیارد تومان پول دارم بچّه دارم پسر دارم داماد دارم آبرو دارم همه را دارم با اینها خودمان را آروم می کنیم حالا خدا نمی تواند کمک کند به تقوا به ایمان خودمان خیلی تکیه داریم به اعمال خیر اعمال صالح به سوابق خود خیلی تکیه داریم معصوم این طور نیست این طور با خدا حرف می زند لا اَمْلِکُ بِنَفسی و لا ضراً و لا موتاً و لا حیاتاً ولانشوراً خدایا من از خودم هیچی ندارم به هیچی امام سجاد می فرماید من کی هستم تو به من غضب کنی من وجودی ندارم این فقط خدا را می بیند سی هزار نفر وقتی سوار اتومبیل می شوند دیگه پیاده نمی شوند وقتی سوار اتومبیل شدی سوار هواپیما شدی بگو سبحان الذی سخّرلنا هذا و ما کنّا له خدا این هواپیما را مسخّر کرده اگر نخواد سقوط می کند خیلی وقتها خود هواپیما در خود فرودگاه سقوط کرده است هنوز پیاده نشده زنگ می زنه رسیدیم دویست متری سقوط کرده همه مُردند صد متری به برزخ رفتند اعتماد به چیزی بکنیم از خودمان طمع را قطع کنیم اینها تمرین می خواد همش به خودش اعتماد نکند خدا باشد همه کار می شود مثلاً بگوید من مجتهدم ، دکترم ، اعتبار دارم... این حرفها کدام است این خیلی نکته مهمّی است خودمان را حذف کنیم طمع را از مردم ببر یعنی چه؟ یعنی خواسته نداشته باش اگر یک نفر گفت عزیزترین کس مثلاً پدرت خرجی ات را می دهد اگر ازدنیا رفت به اضطراب افتادی نه خودت را می شناسی نه خدا را خانمی به من نامه نوشته من بچّه دار شدم شوهرم گفته من خرجی اش را نمی توانم بدهم بچّه را بکشید سقط بکنید این چه کسی را می بیند؟ خودش را می بیند کسی گفت شوهرم مُرد من و بچّه هام تصمیم گرفتم خودمان را بکشیم این یعنی خدا را ندیدن به مادر موسی می گه بچّه را تو بیانداز تو آب برو این حرف را می زنه به بزرگتر از ماها بزرگترین حرف را زده است مثل مادر موسی که می گه بچّه را توی سبد بیانداز برو خدا می فرماید ما برمی گردانیم به ابراهیم علیه السلام می فرماید زنت و بچّه ات را بردار به سرزمین چند صد کیلومتر، چند هزار کیلومتر خشکی مطلق بود از کشوری دیگر تو این جای وحشتناک عربستان أشکَنتُ زُریتی خدایا من زن و بچّه ام را در وادی غیر از ذی زرعٍ (قابل کشاورزی هم نیست) نه آب، نه غذایی، نه درختی ، بگذار برو کاریت نباشه این زن چقدر مطمئن است مناجاتش با خداست این زن و اسماعیل آن قدر بزرگ است که شما باید بیایید از سر قبر اینها بگذری نماز بخوانید اینها واجب التعظیم هستند زیارت نامه دارندد تمام حاجیان باید سر قبر این دو بزرگوار بیایند اگر کسی به تو گفت دوستت ندارم شوهرت، زنت به تو گفت یک موقع نریزی اگر خواستم کار الهی انجام دهم جبهه برم وظیفه ای را انجام دهم پدرم گفت اگر این کار را انجام دهی شیرم را حلال نمی کنم زنم گفت طلاق می گیرم بچّه ام تهدیدم کرد ما به بچّه باج می دهیم چون طمع داریم این بچّه ام است رابطه عاطفی دارم گنناه می کند نماز نمی خواندحجاب ندارد قلدری می کند همش از من وسیله می خواهد بابا هم همین جوری هزینه به این بچّه می کند چون نتونسته طمعش را از بچّه قطع کند به بچّه نمی گوید بشین سرجات این کارنه اینجا نمی تونی بری این سی دی ها را نمی توانی گوش کنی این دستگاه را برات نمی خرم ضرر دارد این جا ثبت نام نمی کنم اینجا نمی ریم خانم قهر کرد مجبور شدم به عروسی برم خو خانمت قهر کند چون ما بدبخت هستیم طمع داریم آدمهای آویزان و ذلیل این محتاج بودن است چون ثروت عاطفی نداریم به خدا وصل نیستیم ارضا نمی شیم پدر تحمیل کرده افسردگی گرفته به خاطر اینکه بچّه ای داره دوست داره همش عمباش خورده اگر این بمیره چه کار کند؟ بچّه مال تو نیست مال خداست اگر بمیره می ره پیش بهتر از تو این بدبختی که من چکار کنم یعنی چه؟ خدا هم برای اینکه بخواد آدم بسازد می یاد اول پیامبر را یتیم می کند بارک الله اگر کسی باباش را بچگی از دست بدهد مادرش را از دست بدهد این آدم قیمتی است می خواد خدا بفهماند می تونم به غیر از پدرو مادرت تو را بزرگ کنم همه چیز به تو بدهم به همه جا برسانم از موسی ،پیامبر، امام امّت پدرش را از دست می دهد ولی آدم های بزرگی شدند این جوری نیست اگر کسی باباش مُرد مادرش مُرد چه کار کند همین که آویزان آدمها هستیم نمی توانیم از آدم ها لذّت ببریم از همسر، فرزند، خوش نیستیم اضطرار از دست دادن یک شرک اشت این طمع است.

از مهرت از خورشید جان چون ذره ام هر سو روان

مجذوب حسن دیگران ای ماه خوبان نیستم

من به همه عشق می ورزم دوستشان دارم امّا اصلاً گدای هیچ کس نیستم من گدای تو هستم تو الهه من هستی خیلی ها ذلیل پدرزن، مادرزن هستند امتیاز می دهند مثلاً مادرشوهرم دوست نداره من چادری باشم فلان فامیل دوست نداره اینها طمع است این بدبخت است که وابسته به نگاه دیگران است شاید دیگران به او احترام بگذارند تحویل بگیرند این لِم یَرفَعُ حوائج الی الناس خیلی مطلب بزرگ است چقدر از مسئولین سیاسی آویزان غرب هستند ولی می ترسند گاهی وقتها از قهر آن ها می ترسند اگر قطع رابطه کنند چه کار بکنیم در دنیا منزوی می شیم ما بدون آمریکا و اروپا چه کار کنیم اینها آدم هایی هستند که خدا ندارند اینها فکر می کنند تمام اقتصاد و برکت از غرب باشد اگر ما روی حقّ مان پافشاری کنیم نون ما بریده می شود سی سال انقلاب جایی که مقاومت کردیم خدا نشان داد می تونیم بدون غرب و شرق ادارتون کنیم نه تنها اداره می کنیم یک کاری می کنیم از آنها در خیلی جاها از آنها جلو بیافتید در خیلی جاها آنها محتاج شما باشند ولی من را ببینید از من حساب ببرید ما خیلی گدا و محتاجیم چون با خدا رابطه مان خوب نیست لا علٰی الا تسئلُ احداً شیاً یعنی چه؟ یعنی از هیچ کس هیچی نخواهید التماس و طمع چیزی را نکنید خانمی که قبل از اینکه شوهر کنید یک کسی بالاتر از شوهرت است آن هم خداست خداست که رزق و روزی تو را می دهد کار شوهرداریت هم مال من است مال شوهرت نیست همه پاداشت را من می دهم برای چی روز زن هدیه نگرفت بی عاطفه شد تو فرو می ریزی کلافه می شی برای اینکه تو طمع داری تو خودت را از این نگاه نگاه می کنی قیمتت را می خوای این جوری بگیری به خاطر همین ذلیل می شی آقای محترم اگر تو برای زنت و بچّه ات و وظیفه ات را انجام دادی یک موقع ای بی وفایی می بینی سریع می گی من چهل سال زحمت کشیدم تمام زحمت هایم از دست رفت خدا یک جوری انسان را آفریده که زحمتش برای هیچ کس هدر نمی رود چه طرف قدر بداند چه نداند من برای خدا انجام دادم زنی که از روز اول قطع طمع کرده نمی بازد به خدا می گوید خدایا شوهر داریم اِ همه را برای تو می فروشم اگر فروختی به خدا بُرد کردی اگر بارداری ،شوهرداری، نق نق بچّه ، کهنه شستن، تحمّل هاش، اضطراب هاش را همه را به تو می فروشم خدا هم می گه همه را می خرم به شرطی که به خودم بفروشی جایی که فروختی نق نزنی خوش باش از معامله با من لذّت ببر اگر شوهرت خرابکاری کرد اگر غصّه بخوری معلوم است به من نفروختی معلوم است با من معامله نکردی و از این معامله شاد نیستی هیچ کس نمی تواند سر کسی را کلاه بگذارد خیلی ساده از این کلمه رد نشیم قطع طمع این است اگر همه از تو کنار رفتند تنهایت گذاشتند نترسی همه ولت کردند نترسی اگر حقّ است نترس در روایت داریم خدا این دین را با آدم های فاسق هم جلو می برد اگر کسی برای خدا ناز کرد خدا فاسق ها را می فرستد تا کار را حل کند کار امام زمان و خدا لنگ می ماند نه اینها برای این است تو خودت را نشان دهی لنگی معنا ندارد به هیچ کس شاد و آرام باش به هیچ کس سرمست خدا باشی جیگر تنهایی را داشته باشی بتونی تنها زندگی کنی و غصّه نخوری این تمرین ، تمرین مهمّی است اگر فلانی من را نخواست فلانی من را اخراج کرد شغلم را از دست دادم فلان اتّفاق افتاد بدبخت شدم اگر غصّه بخوری معلوم است محتاج دیگران هستی این شعر را باید برای یک نفر بخوانیم .

بی همگان به سر شود بی تو به سر نمی شود

این را فقط برای خدا بخوانیم ترانه قشنگی است امّا این شعر و ترانه است اگر عمل شود چی می شود تمرین این فقره یعنی تو بفهمی بی همگان به سر شود یک مدّتی به جای لا اِله الا الله و صلوات تسبیح دستمان بگیریم صد مرتبه بی همگان به سر شود بی تو به سر نمی شود ذکر قشنگی است و عبادت بزرگی است و من تضمین می کنم ثواب دارد شعر و موسیقی اینجاست که اوج می آورد اینجاست که اوج می آورد انسان باید این ترانه را با ساز خوب بخواند موسیقی را با ساز خوب بشنو بعد بیافتد تو سجاه بشین برو تو کوه و صحرا داد بزن اگر قرار است زمزمه کنی همین زمزمه ثواب دارد هی بگه تا باورش شود

ما اگر یکی از آن بی همگان کم شود اولین چیز که کم شود اون تو هستی اولین اتفاق این است رابطه من با خدا ضعیف می شود این چقدر پستی است حوصله دعا و قرآن، نماز، حرم ندارم ما چقدر بدبخت و بیجاره هستیم اینها آینه است تا خودمان را ببینیم یک مدّت ماه رمضان زبانمان مترنم با این ذکر شود بی همگان به سر شود بی تو به سر نمی شود قسمت اوّلش مهمّ است« الحمدالله ربّ العالمین و صلی الله علیه و آله و الطاهرین»