جلسه 033 - حدیث معراج
شماره جلسه
33
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1389
ماه
2
روز
25
متن کامل (خام) ‌ جلسه 033 - حدیث معراج

بحثمان در حدیث معراج به ضرورت مکارم اخلاق رسید که به مناسبت این فرمایش الهی پیش آمد که خداوند فرمود من کسانی را دوست دارم که به مردم با چشم من نگاه می کنند چون ما وقتی دیگران را ارزیابی می کنیم براساس محدوده صفات و خلقیات خودمان نگاه می کنیم اگر از کسی خوشمان می آید به خاطر خودمان است اگر از کسی بدمان می آید به خاطر خودمان است با صفات روحی خودمان به دیگران نگاه می کنیم وقتی می گویی من از این آدم خوشم می آید من از این آدم بَدَم می آید باز پای من وسط است من با محدودیت های من ولی کاری ندارم خدا هم خوشش می آید یا نه؟ این کسی که من از او خوشم می آید خدا بدش می آید یا نه؟ این مبنا نیست بنابراین بین انسان و خدا فاصله می افتد چون نگاه هایشان با خداوند (معشوقش) متفاوت است.

یک مثال: سر کلاس ورزش های رزمی کافی است مربی و شاگرد اختلاف داشته باشند. شاگرد به مربی بگوید از من چه می خواهی این کارها را انجام بدهد ولی شاگرد به استاد نمی رسد استاد از یک اخلاق و مرامی برخوردار است که شاگرد نیست تفاوت در تمرین ها نیست فقط بلکه در نوع نگاه است در کُنگفو فقط ضربه زدن نیست یک تفکر بلند است.

حضرت می فرماید: خلق آدم خوب می شود. کلام آدم لطیف می شود هرکس نمی تواند با لطافت و نرمی صحبت کند حتی اگر اخم هست روح گرفتار است تربیت نشده چون حرکات بدن حرکات چهره نحوه نگاه کردن نحوه بوسیدن همه اینها خروجی های نفس است روح قرض پاک نیست تصفیه نشده با معدن کانون نورانیت آرامش شادی پیوند برقرار نکرده از این شخص الفاظ خوب نمی شنوی مگر دستوری عمل کنند یک آدمی نیرنگ داره ولی چرب زبانی می کند از خودش لطافت خرج می کند تا دل یک نفر را به دست بیاورد بتواند با زرنگی او را بکُشد، مثل داستان روباه و زاغ او چرب زبان و حیله گر است یک کسی همیشه شیرین باشد همیشه نرم زبان مهربان باشد لطیف عصبی نباشد اخمو نباشد زودرنج نباشد حساس نباشد زودرنج نباشد باید زیبایی درون پیدا کند تا اون زیبایی درون پیدا نکند به چهره و زبان سرایت نمی کند لذا اگر می بینی یک نفر دائماً تیزی دارد پرخاش گو ، بد دهان، بی محبت یک موقع خوب یک موقع بد است این مال اون هست که در درون به قدرت نرسیده تغذیه نکرده، دائماً در رفتار قیافه حرکاتش تناقض می بینی اختلاف می بینی فراز و نشیب می بینی. اگر خلق خوب شود نحوه حرف زدن عوض می شود وقتی درون خراب خروجی های آن هم خراب می شود تا انسان باطن را درست نکند خروجی های او درست نمی شود چون الظاهر عنوان الباطن ظاهر خروجی باطن است . شما نمی توانی یک باطن وحشتناک داشته باشی خروجی خوب داشته باشی چرب زبانی ظاهری و مصنوعی دوام ندارد مثل بعضی نماینده ها و رئیس جمهورها موقع کاندیدایی خوش خلق می شوند وعده می دهند ولی بعد از حکومت به وعده ها عمل نمی کنند حرف از مسائل خوب می زنند ولی یک وحشی به تمام معنا پشت آن چهره است مثل اوباما. ما می خواهیم شبیه خداوند شویم بنابراین باید اخلاقیات خوب شود تا خروجی ها هم خوب بشود یک کسی قرار باشد دیگران را با چشم خدا ببیند تا روی مکارم اخلاقش کار نکند بزرگواری اخلاقی را نخواهد به دست بیاورد و عاشق بزرگواری های اخلاقی نشود این فقط خودش را سرکار گذاشته دیگران را مسخره کرده انسان باید تحول را دوست داشته باشد تا اون اتفاقات بیافتد یک روایت امام رضا علیه السلام : خداوند تبارک و تعالی اختصاص داره انبیاء خودش را به مکرومرهای بزرگواری های اخلاقی یعنی این ها همه بزرگواری های اخلاقی داشتند اینجا یک سؤال پیش می آید که به من چه پیامبر خوبه به من چه؟ حضرت می فرماید اگر از صفات به این بزرگواری هایی خدا در تو هست خداوند را شکر کنید و اگر نیست از خدا بخواهید رقبت به خدا پیدا کنید در این صفات به این بزرگواری ها برسید بعد تعدادی از این صفات را بیان می فرماید: شکر، سخاوت، غیرت، مروت، صدق، رد امانت

ما چرا باید برویم سراغ این صفات چه ضرورتی دارد؟ ما به این صفات بریم اگر ما بی محبت باشیم ، عصبی باشیم چه اشکالی دارد؟ چرا باید روی نفس کار کنیم؟ که الان کجا کار می کنند روی این مطالب؟ همان طوری که یک عده استادکامپیوتر و خیاطی هستند یک عده هم استاد اخلاق هستند چقدر مردم این قدر که وقت می گذرانند رانندگی یاد بگیرند می روند اخلاق یاد بگیرند؟ حتی آن هایی که اهل الهیات هستند ساعاتی را برای تمرین اخلاق قرار می دهند؟ کی یک وقتی را برای تمرین اخلاق می گذارد؟ جزء واجبات قرار می دهد. زبان می روند یاد می گیرند چقدر به دردشان می خورد هیچ کس مسخره نمی کند ساعتها ساز می روند یاد می گیرند، آشپزی و... الان یک کسی بگوید من ساعت هایی را استاد اخلاق دارم می روم آیا یک دختر قبول می کند همسسرش شود؟ علاقه های دیگر ورزشی و هنری جا افتاده ولی اخلاق در خانواده ها جا افتاده نیست هر وقت رفتیم رفتیم نرفتیم نرفتیم کار دارم مهمان دارم خیلی می گوید دوست دارم ولی وقت ندارم اصلا احساس کمبود نمی کند عقب ماندگی نمی کند حالا چرا حضرت می گوید برو دنبال اخلاق؟ چون خدای شما این گونه است معلمان (انبیاء) هم این گونه هستند خدا غیور است غیرت را دوست دارد زیباست زیبایی را دوست دارد ما می گوییم خوب به ما چه؟ ما می خواهیم زندگی کنیم یک لقمه نان در بیاوریم بخوریم این چه دلیلی است؟ دلیل خوبی هست یا نه؟ ما اگر به دنبال اخلاق نرویم به مشکل می خوریم بچه ها را حتماً مدرسه می فرستیم واجب واجب می دانیم درباره اخلاق ساختار نظام خلقت ما طوری است که ما وارد دنیای دیگر می شویم اون عالم خصوصیات ویژه ای را از شما طلب می کند دنیا برای جنین حکم تعیین می کند دنیا برای جنین حکم تعیین می کند می گوید شما هر کاری دلت می خواهد بکن اما برخلاف کارهای من عمل می کنی محیط من هوایی محیط تو آبی است تو در محیط آبی باش دست و پا و چشم و گوش می خواهم تو حالا به کار نمی گیری نگیر ولی به محض اینکه پاتو بگذاری اینجا همه را از تو می خواهم وای به حالت اگر نیاورده باشی کور باشی بیچاره می کند کَر باشی بیچاره می کند به زجر و عذاب می افتی این خیلی مهم است بهشت شرایط قانونمندی دارد یعنی برای اینکه تو متولد شوی با این بدن که نمی روی با بدن برزخی و روحت می روی و اونجا زمانی می توانی در اون فضا تنفس کنی زندگی کنی راحت باشی بی درد باشی باید روحت شکل خاصی بگیرد اگر این شکل خاص را نگیرید برای هر کدام باید تراش بخوری مثل سنگ که وقتی می گوییم چند مجسمه می خواهیم باید با قلم سنگ تراش بخورد می زند درون سنگ تا تراش بخورد شکل بگیرد زمانی خودم زیر عمل به هوش آمدم پوست صورتم را برداشته بودند و با چکش می زدند تا راه نفسم باز شود آنجا هم اگر بدبین باشی حسود باشی زجر بدی داری انینها شکل می دهد روحت شکل گرفته روحت تحقیر می کنی عصبی هستی شکل گرفتی خروجی هایت خراب است تراش می خوری جهنم بیمارستان بهشت است همه بدبختی ها مال اون هست که شبیه نیستی آن قدر در کوره می سوزانند تا طلا حاصل شود طلای وجودت بیرون بیاید هر چی که شبیه بهشت نیست باید در بیاید سوزانده شود هر چی اضافه داری به درد نخور باید نابود شود آیا حاضری با آدم پنج سر ازدواج کنی رفیق شوی. ببخشش عفوش کن انشاءالله چهار تا سرش از بین می رود اگر توبه نکنی صد سال در جهنم خواهی بود تا درست شود آدمی که سوءظن دارد حساس است منش بزرگ است جهنی است یک کسی اگر به تو فحش داد تراش می خوری رشد می کنی علماء و عرفا یک کسی حالشان می گیرد ( علماء) انگار گل بو کردند می گفتند نفس تراش خورد حضرت زهرا علیه السلام را چکار کردند؟ امام حسین علیه السلام را چه بلاها به سرش آوردند؟ پیامبر را ارّه کردند زنده زنده حضرت زهرا ناموس خداست کتک خورد ناموس امیرالمؤمنین بود امام حسین هر چی فشار بیشتر می شد انبساطش بیشتر می شد حضرت زینب هی فشارش زیاد شد تا فرمود جز زیبایی ندیدم در جبهه های خودمان ره صدساله را یک شبه می پیمودند حتی الان هم آنجا تراش می دهد انسان را اگر می خواهی بدون درد تراش بخوری برو مناطق جنگی چون اون رحم هنوز هست حتی یک لحظه تراش می خورد رحمها خصوصیاتشان اینطوری است در رحمها درد کم می شود رحم استاد، رحم زمان،رحم مکان این ها اثر بی دردی را دارد. الان زیر بار خیلی چیزها نمی روی ولی حرم امام رضا دیگه درست می شود.حتی مکه می رود خوب می شود تا چند وقت اون حال را داری ولی یواش یواش برمی گردی دوباره درنده خو می شود خودت را درست کن قبل از اینکه بخواهند تراشت بدهند دائماً نگاه کن ببین کجایم لج باز هست کجایم بداخلاق است بعد از شش ماه و یک سال چه جوری هستم هی خودت را در آینه نگاه کن بررسی کن حاسَبُوا قَبلَ اَنْ تُحاسبُوا در دنیا اینقدر شکست می خوری تعادلت به هم می خورد چربی ات بالاست مریض می شود قندت بالاست پا را می برند روح هم اگر تراش نخورد اینجا آزار می بیند اگر غصه داری ، خوار شدی احساس باختن می کنی از اینکه ضعیف هستی از اینکه آویزان هستی احتیاج داری کسی به تو محبت کند مال این هست که تراش نخوردی مؤمن امکان ندارد ترسو باشد شاد است غم ها، غم های فطری هستند احساس های دنیایی اذیت می کند تراش نخورده درس خواندیم، کامپیوتر و... آیا روی اخلاق کار کردی برای اینکه نسوزی در دنیا شاد باشی چقدر وقت گذاشتی باید مهارت یاد بگیری نسوزی این ها که مهارت رانندگی داردند چقدر وقت می گذارند من می روم یاد می گیرم که استخوان هایم نشکن حالا اگر بخواهیم نسوزیم چقدر مهارت باید یاد بگیریم چقدر باید تمرین کنیم حرف بشنویم چقدر باید تمرکز بگیریم آیا می کنیم واقعاً؟ اصلاً باورش می کنیم این یک طرف قضیه است بقیه برای بعد روی این سؤال فکر کنید اگر من وقت نداشته باشم نرسم گرفتار شدم نخواهم به صورت علمی کار کنم نخواهم در این باشگاه شرکت کنم چه اتفاقی می افتد اگر دنبال اخلاق نروی چند اتفاق می افتد؟ 1- هیچ وقت در دنیا به آرامش نمی رسی.2- هیچ وقت به انبساط و شادی نمی رسی 3- جهنم هم داری نه دنیا داری نه آخرت. و مسئله به اینجا ختم نمی شود این رمزها را گفتیم تا به جواب برسیم.