سلام علیکم و رحمه الله.
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.
بحث جلسه ی گذشته مان در مورد لزوم مهرورزی و محبت در بین بندگان خدا و مومنین بود و اینکه انسان باید نظام محبتی خود را بسازد. این رمزی هست که اکثر انسانها از آن غافل هستند. یعنی با حبّ و بغضهای درونی خودشان خیلی کاری ندارند بیشتر صرف خود را عمل و عبادت می کنند یعنی حجم عمل و کارها برایشان مهم است و متوجه نیستند که اگر نظام محبتی آنها ساخته نشود، این چقدر می تواند برای انسان دردسر بسازد. نظام حبّ و بغض انسان اگر ساخته نشود چقدر فاجعه ایجاد می کند برای انسان.
اینکه می گوییم چقدر فاجعه ایجاد می کند واقعاً ابعاد این فاجعه را نمی تواند محاسبه کند که چقدر هست اگر انسان به نظام محبتی خویش نرسد و او را حبّ و بغض هایش را کنترل نکند. تنظیم نکند. ما نسبت به این که از کسی و چیزی خوش مان بیاید یا خوش مان نیاید مسئول هستیم، و باید طوری نظام دلی مان را تنظیم کنیم که اگر از کسی یا چیزی خوش مان نیامد، حتماً خدا هم خوشش نیاید و اگر از کسی یا چیزی خوش مان آمد، خدا هم حتما خوشش بیاد. انسان باید در محضر خدا حیا کند از چیزی خوشش بیاید که خدا خوشش نیاید یا از کسی یا چیزی بدش بیاد، که خدا بدش نمی آید. این فوق العاده خطرناک است اگر انسان نتواند نظام محبتی خودش را تنظیم کند و خودسازی، تقرب به خدا و تقرب به اهل بیت علیهم السلام، عرفان، هر چی از این اسم های مقدس را که شما می شنوید، همه اینها کمالش در همین است که انسان بتواند نظام محبتی خودش را بسازد واقعا. پس این قاعده یادمان نرود اگر از چیزی بدمان آمد یا خوش مان آمد اول فکر کنیم که خدا هم راضی است یا نه؟
ما حتی اگر خودخواه باشیم طالب آرامش طالب آسایش باشیم، بخواهیم زندگی دنیا را خوش بگذرانیم هم چاره ای جز این نداریم، اگر یک موقعی از یک نفر متنفر شدید، این تنفر شما را آزار می داد و در شما کینه ایجاد کرد، ناراحتی ایجاد کرد، حرص و جوش ایجاد کرد، خدای ناکرده، نعوذ بالله، نعوذ بالله حسادت ایجاد کرد، تنگ نظری ایجاد کرد، اگر در شما این را ایجاد کرد، یک بار انسان کافی است به دل خودش مراجعه کند بگوید خدایا تو راضی هستی من از این بدم بیاید یا نه؟
اگر خدا راضی نیست به دل کینه نگیر. آن جا هایی که ما چیز هایی را دوست داریم ولی خدا دوست ندارد ما دچار خودخواهی وباطل و جهنم هستیم و حتماً تبعاتش دامن ما را می گیرد در دنیا و برزخ و بعد از برزخ. آن جاهایی که از کسی یا چیزی متنفر هستیم ولی خدا متنفر نیست باز هم به سمت خودخواهی رفتیم و حتماً این مقدار از خودخواهی و مقاومت در مقابل حق دامن ما را خواهد گرفت و برای ما تبعات بسیار خطرناک را دارد.
کمترین تبعات، کمترین اثر، کمترین ضرر، در مقابل آنهاست. غصه های بیخود دنیاست این دنیا برای او کوفت می شود، نمی تواند از این دنیا آرامش داشته باشد، لذت ببرد، دلش پر شور و نا آرام است مضطرب است، دلش جهنم است. دنیای ما که این طوری خراب می شود آخرت هم خراب می شود.
پس خیلی توجه کنیم در نظام قلبی خودمان توجه کنیم. و حبّ و بغض های مان را تنظیم کنیم. از کسی یا چیزی خوش مان بیاید، یا از کسی، یا چیزی، خوش مان نیاید. این خیلی مهم است. اگر کسی از کسی یا چیزی خوشش بیاید خدا هم خوشش بیاید انسان آرامش دارد. هر وقت از کسی یا چیزی خوش تان نیامد خدا هم خوشش نیامد. شما آرامش دارید اما دغدغه و درد سر و مشکلات آخرتی، تلخی دنیا و آخرت از زمانی آغاز می شود که انسان، چیزی و کسی را دوست دارد خدا دوست ندارد. از کسی و چیزی خوشش می آید ولی خدا خوشش نمی آید.
بنابراین دقت کنید، ملاک خوش آمدن، تنفر، ما من نیستم. ملاک تنفر و مهرورزی من نیستم، من نمی توانم بگویم فلانی چشم دیدنش را ندارم، یا با من این کار را کرده برای همین خوشم نمی آید. توحید یعنی، حذف خودت. چه بسا کسی در حق تو ظلمی کرده ولی پیش خدا محبوب است. تو نمی توانی تحمل کنی ولی پیش خدا محبوب است از او به تو آسیبی رسیده ولی پیش خدا محبوب است پیش اهل بیت محبوب است.
این را خواهش می کنم دقت کنید، مثل بچه های پدر و مادر هستند یکی ممکن است ظلم است اما هیچ وقت منفور واقع نمی شوند عمل شان شاید زشت تلقی شود و عمل شان شاید منفور باشد اما خودشان هرگز منفور نیستند هیچ پدر و مادری بخاطر زشتی کار بچه از بچه متنفر نمی شود. بلکه از کار و عمل بچه متنفر است. نه از خودش.
بنابراین دقت کنیم شاید ما از کار کسی بدمان بیاید، اگر از کسی کار قبیحی، فحشایی هر چقدر هم بزرگ باشد از او سر زد من هم با خودم بگوییم ممکن است من هم به این فحشا دچار شوم. بنابراین کسی را نمی توان سرزنش کنیم چرا فحشا و منکرات دچار شده است.
به هیچ وجه نباید پیش چشم ما کوچک شود. برای اینکه ما به محض اینکه یک نفر را سرزنش می کنیم، مغرور به خودمان می شویم حتماً انسان کار های زتش تری مرتکب می شود. اگر موضوع خود طرف است حق نداریم از کسی بدمان بیاید همانطور که به خدا می گوییم خدایا جنایت در حق تو زیاد کردیم در حق بندگانت هم جنایت زیاد کردیم.
اما ما دوست نداریم، ما منفور درگاه تو باشیم. از ما بر نگرد. با ما قهر نکن. اگر قرار باشد به خاطر گناه و معصیت مان خدا از ما متنفر باشد، ذ ات ما مبغوض خدا قرار بگیرد چقدر برای ما کشنده است پس باید بین ذات و فعل فرق قائل شویم. اگر مقوله، مقوله ی فعل است ممکن است به هزار نوع گرفتار شویم.
اگر مقوله، مقوله ی ذات است ما نمی توانیم از ذات کسی متنفر شویم. مگر اینکه خدا از ذات ما متنفر شود. انسان باید در درون خود بررسی کند آیا خدا از ذات این شخص متنفر است یا نه؟ آیا خدا این ذات را دوست دارد یا نه؟ پس ما به هر دلیلی که بگیریم چه دلیلهای دنیوی چه دلیلهای اخروی.
حتی دلیلهای خودخواهانه هم در نظر بگیریم. خیلی بهتر است پای خودمان را کنار بکشیم و دیگران را با خودمان مقایسه نکنیم. نظام محبتی ما، من نباشد. نظام محبتی ما (ما) نباشد. حتی در موسسه هم بعضی ها به من می گویند فلانی رفته پشت سر شما بد گفته یا فلانی به موسسه بد گفته است مواظب باشید از این کسانی که پشت موسسه و من حرف زدند کینه در دلتان نباشد به دل نگیرید.
خدا رحمت کند حضرت امام (سلام الله علیه) می گفتند: فلان آخوند، فلان عالم از شما بد می گوید، امام هم می رفت پشت سر همان نماز می خواند می گفت: این آقایی که از من بد می گوید، برای خدا از من بد می گوید یعنی من را خلاف دین می داند. خیلی وقتها است افراد پشت سر مان بد می گوید مثلاً می گویند فلان خانم، فلان آقا، پشت سر شما بد گفته، می گویم چی گفته؟ می گویند مثلاً این حرف را زده.
حالا این حرفی که از ما زده اعتقادش باشد، راست بگوید. حق ندارد از ما بدش بیاید. چرا حق دارد از ما بدش بیاید. بالاخره اعتقاد او درست است؟ یا غلط؟ یا او معتقد است. ما این طوری هستیم.
طبیعت انسان مومن این است از ما تنفر داشته باشد پس حق دارد از ما متنفر باشد. حالا واقعاً خدا از او متنفر است. خدا از کسی که از ما بدش می آید، بدش می آید؟ خیل یوقتها او بخاطر خدا از ما متنفر است. و درست است ما اشتباه کردیم، یک موقع است ما اشتباه نکردیم او اشتباه فهمیده، بنده ی خدا حق دارد.
به او اطلاع بد داده اند، دروغ گفته اند، چه کار کند. حضرت امام حسن مجتبی (ع) وقتی اصحاب معاویه به ایشان، بد و بیراه می گفتند اصحاب حضرت ناراحت می شدند. حضرت می فرمود: اینها آگاه نیست، چرا شما این طوری بحث می کنید باید آگاه شود.
اگر یک موقع طرف اشتباه فهمیده یا اشتباه به او خبر دادند باید به او توجیه کنیم، روشنگری کنیم. بنابراین این طوری نیست ما حق داریم از هر کسی متنفر باشیم. یا از هر کسی خوش مان بیاید باید نظام محبتی مان را درست کنیم اگر واقعاً از کسی که متنفر هستیم یا از او خوشمان می آید در درگاه الهی این طور نباشد.
برعکس ما باشد ما معذور نیستیم بنابراین برای اینکه حداقل دل انسان راحت باشد اگر از کسی بدش می آید واقعاً مراجعه کند به دلش ببیند برای چی از او بدش می آید. برای چی از او متنفریم؟ آیا خدا هم متنفر است؟ یا نه؟ در جریانات سیاسی به خاطر احزاب، باندهای گروهی، جوان هم می افتند و از هم متفرند. ولی خدا واقعاً بدش نمی آید.
اگر کسی می خواهد دست به قلم بیاورد علیه کسی چیزی بنویسد بر علیه کسی چیزی بگوید باید در محضر خدا حیا کند. اگر شمایی که داردی این آقا را تخریب می کنید، مثلاً کاندیدای ریاست جمهوری است از او خوشت نمی آید آیا واقعاً خدا هم خوشش نمی آید. انتقاد داری، انتقاد کن. اما اگر به سمت تنفر و حب و بغض بکشانیم، توهین و تخریب اینها خطرناک است.
مقام معظم رهبری می فرمودند: بی بند و باری در اظهار نظر، بی بند و باری در انتقاد، فرمد: خداوند تبارک و تعالی از کسانی که در انتقاد بی بند و باری می کنند به راحتی نخواهد گذشت. برای اینکه اینها هوای نفس شان را قبله ی خودشان الهه آنها هوای نفس شان است.
خیلی وقتها افرادی هستند در حزب ما نیستند، در گروه ما نیستند ولی واقعاً آدمهایی ارزشی هستند حرفهای آنها، حرفهای درست است. انتقاد های آنها واقعاً درست است. افرادی هستند در حزب ما، در موسسه ما هستند ولی حرفهای آنها، حرفهای غلط است دچار حبّ و بغض هستند. حال اگر کسی از موسسه و ما بد گفت باید دشمن بداریم غیبت کرد، سخنرانی کرد باید از او دلیل و مدرک بخواهیم.
من بارها دیدیم آقایی عضو سپاه بوده، طلبه بوده، سردار سپاه بوده، شنیدیم علیه ما بد گفتند، مثلاً می گفتند، این حجتیّه است، ضد ولایت فقیه است، گفتم، بنده ی خدا حق دارد از جانب ما این فکر را بکند، غیبت کند، بدعت گذار بداند.
پیامبر می فرماید: کسی که بدعت گذار است باید آبرویش برود. اولین قدم در خودسازی و آمادگی برای مردن این است که نظام محبتی خود را تکمیل کنیم. دلدادگی افراطی به یک جبهه و به یک جا، یا به یک کس، آیا می گذارد ما نظام محبتی خود مان را درست کنیم؟ هرگز نمی گذارد. حتی مقدس باشد.
امام (س) یکی از روحیانیون گفت که حوزه علمیه قم جلو زد از حوزه ی نجف. امام خیلی ناراحت شد این چه حرفی زدید. شما از دایره ی توحید خارج هستید ما مگر با کسی مسابقه داریم. این روح علّو و و لو در نظام تقدسی باشد خیلی خطرناک است.
تلک دار الاخره... آخرت برای کسی است که اراده ی علو هم نداشته باشد خیال بالا رفتن رو دست کسی هم نداشته باشد رو کم کنی، از روی دست او بالا برویم علوّ خیلی بد است. حضرت می فرماید: اگر شما به بند کفش هم به کسی فخر بفروشید، بهشت راه پیدا نخواهید کرد.
با خودکار، خود نویس، قیافه ات، سوادت، .... با تقوا، دین، زحماتش، جبهه، مبارزاتش، به کسی فخر بفروشد اراده ی علو خیلی خطرناک است. اگر موسسه مهدی دیگر جلو بزند ما کیف کنیم این خوب است.
در جبهه اگر یک نفر نمی توانست برود آرپی جی او را بلند می کرد می برد. رو کم کنی نبود، رقابت نبود همه بچه های یک پدر و مادر هستیم. باید برای یک هدف بجنگیم. حزب بازی، گروه بازی، ادم بازی خیلی خطرناک است. شاید یک نفر در گروه ما هم نباشد ولی حرفهای خوب و قشنگی دارد. یک نفر در موسسه ما نیست ولی آدم حق گرایی است ولی یک نفر در موسسه ماست آدم حق گرا نباشد بداخلاق باشد.
این که یک نفر مقدس است و لو معصوم باشد بگوییم هر که دور بر معصوم است آدمهای درست و حسابی باشد هر که سربازان و اصحاب این است آدمهای درست و حسابی می باشد. امیرالمومنین بزرگترین کاری که کرد اصحاب و دور و بریان خودشان را توبیخ می کرد.
اکثر اطراف پیامبر خوب از کار نیامدند. یک کسی پیش اما امت بود یار امام بوده، با امام بوده، امام یک موقع این را تایید کرده، نه دلیل نمی شود. امام می فرماید: ملاک مال افراد است. خیلی ها که دور و بر ائمه و امامزاده ها بودند آدمهای خوبی نبودند. جعفر کذاب آدم خوبی بود؟ عموی امام زمان بود. ما باید حق گرایی داشته باشیم.
امام زمان فرمود: من علت این که غیبت کردم به خاطر دو ضعف عمده در شیعه است:
1- شیعه اهل وحدت و هم دلی نیست. زود به جان هم می افتند و اختلاف می کنند.
2- و دیگر اینکه نسبت به من وفادار نیستند. بی عاطفه اند.
ضعف عمده شیعه تا الان این بوده است. دو تا عامل از اول زمانی که پیامبر دست امیرالمومنین را بالا برد تا الان باعث شده یازده امام کشته شوند یکی هم 1174 سال هم جرأت ندارد بر مردم ظاهر شود چون می کشند. خائفاً یتراقاً. ترسانی که مراقب است نکشندش.
چون امام قرار نیست از نیروهای غیبی اش استفاده کند، امام باید عادی در جامعه حضور داشته باشد. امام زمانی که نماینده خدا، مظهر خدا 1174 سال به تعبیر امام علی (ع) آواره ی طرد شده، تنها و یگانه است. می دانید بزرگترین جنایتی که تا الان شیعیان کردند چیست؟
همدل نبودند، یازده امام را جلوی شیعه کشتند کسی تکان نخورد. حضرت علی (ع) قسم به خدا می خورد که دل می میرد و تمام غصه ها در دل ما می ریزد که این معاویه و اصحابش در باطل خود محکم هستند ولی شما در حق خود شل هستید.
شیعه این طوری امیرالمومنین را خانه نشین می کند. در لحظه ای که می بیند خانم حضرت زهرا (س) در بین در و دیوار افتاده وقتی حضرت به اینها حمله می کند رئیس اصلی را روی زمین می اندازد روی سینه اش می نشیند مشتش را روی بینی او می گذارد می گوید تو می دانی اگر دوستانم تنها نگذاشته بودند شما نمی توانستید این کار را با من بکنید.
مادری که پشت در افتاده و منی که طناب روی گردنم افتاده، بخاطر قدرت شما نیست. بخاطر ضعف دوستان ماست، حاضر نیستند از امام شان دفاع کنند. امام امت فرمودند شکستی که دوستان به حضرت مجتبی (ع) دادند هیچ کس نداد.
اینکه من بخواهم نظر خودم را به بقیه تحمیل کنم، ما موظفیم فقط نظر خودمان را بگوییم. از امیرالمومنین (ع) یاد بگیریم چقدر آرامش داشت؟ نظرش را گفت ولی نپذیرفتند. فرمود پس راحت می روم یک گوشه ای، دعوا راه نیانداخت. حتی زنش را هم کشتند. حقش را هم گرفتند ولی فتنه گری نکرد.
اما افراد بخاطر اینکه کاندید نشدند و رأی نیاوردند چقدر معصیت خدا را می کنند. چقدر تخریب می کنند، چقدر جنایت می کنند، چقدر دروغ بافی می کنند؟ چقدر ظلم می کنند. بزرگترین جنایت ما در حق امام زمان این است که چقدر دلهای ما از هم متفرق است حاضر نیستیم به خاطر امام زمان دور هم جمع شویم.
در کتاب آشتی با امام زمان (ع) توضیح دادیم. چند نفر آمده بودند چرا نام امام زمان برده می شود؟ چرا؟ گفتم: شما امام امت را قبول داری یا نه؟ امام می فرماید: مسئولین که در نظام جمهوری اسلامی، فکر حکومت جهانی امام زمان نباشند خائن هستند. کسی رفت، نماینده ی کشور شده، رئیس جمهور شد حتی اگر فکر رفاه مردم باشد باز خائن است.
امام می فرماید: شما به امام زمان خیانت کردید. شما باید برای موانع ظهور تلاش کنید نه فقط برای تامین علف مردم باشید. تامین علف مردم هدف جمهوری اسلامی نیست. جمهوری اسلامی ایجاد حکومت جهانی است. کدام رئیس جمهور، کدام نماینده کشور.... می تواند به نفع امام زمان کار کند؟
اگر غیر از این باشد خائن است. اگر غیر از این نباشد آن یک مدیر به درد بخور است. ما در مجموعه رأی دادنها باید دقت کنیم کسانی صلاحیت دارند که به اهداف جهانی و دغدغه های امام زمان توجه کنند. یعنی هل من ناصر ینصرنی را لبیک گویند.
درست کسی این خصوصیت را دارد می گویند این نقطه ضع است. چرا در مجامع بین المللی اسم امام زما ن را برده است؟ نمی فهمد خودش به امام زمان خیانت می کند. تو فراموش کردی، تو فکر کردی یک جا رئیس شویم خودم و اطرفیانم یک چیزی بخوریم. حالا برای مردم هم کاری کنیم. اگر کردند.
شما به شعار های انتخابی نگاه کنید چه کسی صلاحیت دارد؟ چه کسی ندارد؟ تا آخر عمر باید حواس مان باشد. ما باید به خاطر امام زمان حیا کنیم. به خاطر پدر حقیقی خود حیا کنیم که بگذاریم بین ما اختلاف بیافتد وحدت ما به هم بخورد.
چه در خانواده بی حیایی، باعث غصه امام زمان می شود، چه در هیئت، مسجد، موسسه و چه در واحد بالاتر. این اختلافهای ما باعث تاخیر ظهور امام زمان شده است. آیا درست است؟ ما یک بار طعم وحدت و شیرینی همدلی را چشیدیم و آن زمانی بود که همه در حول محور رهبری و امام امت متحد شدند خداوند امام امت را در غیبت درآورد و به ما هدیه کرد. چقدر شیرین بود؟
الان هم اگر در حول محور ولایت فقیه با هم باشیم مملکت آسیبی نمی بیند. پیروز خواهد شد. از همه مهمتر ما باید در محور امام زمان رفیق شویم. بنشینیم ایده ها و استعدادهای مان را بگذاریم یک مقدار از دشمنان یاد بگیریم. همان غصه ای که امیرالمومنین خورد در مورد معاویه و وحدت بین خود که در باطل خود این همه محکم اند و از ضعف شیعه گله می کند.
امام زمان هم همان حرص و جوش را می خورد همان ناراحتی را می خورد. چند تا فیلم بر علیه امام زمان (ع) ساختند؟ یک آقایی دیروز می گفت: که از مدعیان و پیشکسوتان بود. می گفت: چه کاری داریم ما برویم در مجامع بین المللی اسم امام زمان را بیاوریم.
گفتم: این کاری که ما می کنیم رئیس جمهور می کند عکس العمل است. عمل نیست. وظیفه ما عمل بود باید از اول عمل می کردیم. گفتمان مهدویت از سوی دشمنان زودتر شروع شد تا ما. وقتی در سایت شان می نویسند ما افغانستان و عراق را برای جلوگیری از ظهور پسر پیامبر به اسلام می گیریم این گفتمان مهدویت نیست؟
وقتی 1979 مردی که آینده را دید ساختند و پخش کردند در تمام کشوی های دنیا به تمام زبانهای دنیا ترجمه کردند سه ما ه تمام هر شب نشان می دادند این گفتمان مهدویت نیست؟ آنها زودتر از ما راجع به مهدویت صحبت می کنند.
وقتی امام جمعه نجف می گوید آمریکایی ها من را بازداشت کردند، و بردند و از من خواستند تا اطلاعات راجع به امام زمان به آنها بدهم. اگر تلفنی و آدرس از او دای به ما بگو تا او را دستگیر کنیم آیا آنها زودتر شروع نکردند.
دشمنان راحت حرف بزنند آن موقع ما حیا کنیم حرف بزنیم. امام زمانی که با چهره ی وحشت ناک نشان دادند ما در عالم معرفی نکنیم؟ تبلیغ نکنیم؟ خاک بر سر کسی که از حق خود حیا می کند. خاک بر سر کسی که نسبت به دین خدا حیا می کند چقدر بی غیرتی است که بخواهیم نام امام زمان را به خاطر خوش آیند این و آن و حذف کنیم. تو آخوند احمق، بی سواد، که به قول امام، خون و دلی که شما به دل امام کردید کسی نکرد وظیفه ات تبلیغ امام زمان است حیا می کنی؟
یک کت شلواری و شخصی اسم امام زمان را می آورد بدت می آید؟ ما ها باید نام امام زمان را فریاد بزنیم. در جامعه خودمان، خانه ی خودمان، در محیط خودمان،... تا مردم آشتی کنند. بابا امام زمان این حرف را دروغ نگفته او معصوم است گفتند اگر شما همدل بودید من با عجله ظهور می کردم.
اگر تا الان ظهور نکرده یعنی این شرط ایجاد نشده. پس ما هنوز به دشمن باج می دهیم. انسان باید هر هدف و نظر سیاسی که دارد از این قضیه خجالت بکشد و حیا کند. که من با کسی اختلاف بیاندازم. منشاء اختلاف بشوم.
بزرگترین جنایت و خیانت در حق امام زمان این است که یک جا منشاء اختلاف شود. و عدم همدلی شود. دو نفر را به جان هم بیاندازد. ما به هیچ توجیه ای حق اختلاف کردن نداریم باید صفا و صمیمیت ایجاد کنیم. همدلی و محبت ایجاد کنیم. تعصب های مان را باید کنار بگذاریم حبّ و بغض ها را کنار بگذاریم. حیا کنیم از اینکه ما عامل عقب افتادن ظهور امام زمان شویم.
امام صریحاً می گوید شیعیانی که اختلاف کردند و همدلی نداشتند عامل عقب افتادن ظهور من هستند. عقب افتادن ظهور امام زمان چقدر گناه دارد؟ در اثر دیر آمدن امام زمان چقدر جنایت اتفاق می افتد؟ چقدر انسانها از کمال عقب می افتند؟ یک مقدار فکر کنیم این همه تعصبها در این جبهه و در آن جبهه چقدر اختلاف ایجاد می کند؟
نه از حضرت زهرا (س) یاد می گیریم نه از حضرت علی (ع) یاد می گیریم نه حضرت مجتبی (ع) نه از سیدالشهدا یاد می گیریم، حضرت مجتبی (ع) برای وحدت جامعه چقدر تن به صلح داد؟ سیدالشهدا بعد از امام حسن (ع) ده سال سکوت داشت، اگر یزید به سراغش نمی رفت جنگی نبود.
ما نباید از معصوم یاد بگیریم؟ حالا نگاههای کلان را کفار بگذاریم بیاییم به نگاههای کوچکتر از خانه خود شروع کنیم. یک زنی بچه ها را سنگر قرار ندهد شوهر ضایع شود. یک مردی بچه ها را سنگر قرار ندهد تا زنش ضایع شود.
زن و شوهر اجازه ندهند بچه ها آنها را سنگر قرار دهند. وحدت و همدلی باید حفظ شود. از جامعه کوچکتر شروع کنیم تا بعد به جوامع بزرگتر برویم. در خانواده دقت کنیم هیچ کس علیه دیگری پچ پچ نکند اگر کسی خواست پچ پچ کند جلوی او را بگیریم. اگر بچه راجع به مادر حرف زد پدر باور نکند و زود بل بگیرد. باید به بچه محبت کنیم سرجایش بنشانیم. اگر بچه حق می گوید مسئله را حل کنیم نگذاریم به پچ و پچ و کینه درست شود.
از بچه ها سوال نکنیم بابا را دوست داری یا مامان را؟ این غلط است. چه کسی را دوست داری؟ این غلط است. بابا، مامان، خواهر، برادر، بچه های آنها همه دوست داشتی هستند باید یک کاری کنیم خواهر و برادر ها عاشق هم شوند. همدیگر را دوست داشته باشند.
یک کاری کنم زنم، مادرم را دوست داشته باشد. پدرم را دوست داشته باشد. یک کاری کنم پدرم، عروسش را دوست داشته باشد. واقعاً به چشم پدر و مادر به مادر زن و پدر زن نگاه کنم، خدمت کنم. تعظیم کنم، دست شان را ببوسم. تذلل داشته باشم. این فکر پلید را بیرون کنیم که با باجناقها باید با هم اختلاف داشته باشند.
عروس و مادر شوهر باید اختلاف داشته باشند. داماد و مادر زن باید اختلاف داشته باشند اینها همه شیطانی و جهنمی است این حرف ها یعنی چی؟ از خانه و فامیل شروع کنیم تا به محیط های بالاتر برویم. برگردیم به سوابق زندگی خود که آیا دو نفر را به جان هم نیانداختیم؟ فتنه گری نکردیم؟ جای اختلاف ایجاد نکردیم؟
جایی تفرقه ایجاد نکردیم؟ اگر کردیم اصلاح کنیم. جز با اصلاح هم خداوند گناه ما را نمی بخشد. اگر نمی توانیم توبه کنیم. سعی کنیم به نحوی جبران کنیم. خدای نکرده نشود بین خواهر و برادرها اختلاف بیافتد. با همکارها اختلاف بیافتد. با مدیران، زیر دستان اختلاف بیافتد. با کارگر کارمند مان اختلاف داشته باشیم. از اینجا ها شروع کنیم تا بتوانیم محیط های کلانتر را اختلاف نیاندازیم.
نسبت به همدیگر حرمت نگه داریم، نسبت به همدیگر احترام بگذاریم به بلندای ابدیت همدیگر را دوست داشته باشیم. متن ما این بود (وَ حببت محبتی للمتحابین فی و حببت محبتی للمتواصلین فی) که محبت خدا بر کسی واجب می شود که فی الله و لله اهل محبت به دیگران باشد. بخاطر خدا با هم ارتباط داشته باشند ارتباط را قطع نکنند.
متواصلین یعنی وصل بودن صله ارحام، انسان باید وصل باشد نگذارد بین هم قهر بیافتند. فرمود اگر دو تا مسلمان با هم قهر بکنند و این قهر بیش از سه روز بکشد از ولایت خدا خارج می شود. خیلی خطرنا است قهر کردن، کینه به دل داشتن، کینه داشتن.
روایتی دیگر است نگاه به همدیگر اگر آدمها درست همدیگر را نگاه کنند نه از دریچه نگاه خودشان، از دریچه نگاه خدا به انسانهای دیگر نگاه کنند از نگاه خدا، به بنده ها نگاه کنند. ببینند آیا خدا از این بنده بدش می آید؟ آن طوری که ما لعنت می کنیم خدا می برد جهنم. یا اینکه ما بی ظرفیت هستیم و کینه داریم. این حس که این مومن است مسلمان است، مسلمان یک سری حقوق دارد. مسلمان یک سری حقوق دارد.
حق مومن این است. (المومن عظم حرمت من الکعبه) مومن حرمتش از کعبه بالاتر است. خیلی این مسئله سنگین است. من با یک آدمی که آبدارچی من است این طوری رفتار کنم. آیا این فرد مومن است یا نه؟ مسلمان است یا نه؟ مومنی که رفتگر است جلوتر از سحر خیابانها را جارو می کنند می بینم با چه صفایی به مسجد می آیند لباسهای شان را در می آورند ایمان، نمک، نور از وجود اینها می ریزد.
نافله ای می خوانند نماز مستحبی می خوانند گاهی وقتها نماز جماعت می خوانند بعد لباسهای شان را می پوشند بعد جارو را در دست می گیرند و به کار شان ادامه می دهند. حرمت مومن از کعبه بالاتر است. خیلی باید ما درست نگاه کنیم به همدیگر، درست فکر کنیم. خیلی باید حیا کنیم.
یک نفر که حرمتش از کعبه بالاتر است خیلی راحت هر طور می خواهد با او رفتار می کند. حدیثی از موسی بن جعفر نقلی از پیامبر اکرم (ص): (یعیّرالله عزو جل عبد من عباده یوم القیامه) یعیر یعنی خدا سرزنش می کند (خیلی خطرناک است) خدا انسان را سرزنش کند. دیدید دو نفر که با هم خیلی محبت دارند تحمل سرزنش از همدیگر را ندارند.
مثلاً زن نباید شوهرش را سرزنش کند. بزرگترین اشتباه است که زن شوهرش را سرزنش کند، مرد به آرامش زن، به محبت زن، به خنده ی زن احتیاج دارد. نه به استاد بودن زن. مرد هم نباید به زنش استاد باشد. این خیلی زشت است. زن از مرد عاطفه و محبت می خواهد. شوهری که هی نق بزند، غر بزند، انتقاد کند، مچ بگیرد. خیلی کار زشتی است. بچه های ما به بیشتر از اینکه به انتقاد ما و مچ گیری ما نیاز داشته باشند به تایید ما و مهر و محبت ما نیاز دارند.
ادب خیلی خوب است. آدم از بعضی کسها توقع سرزنش ندارد، سرزنش نکنیم. هر کس سرزنش کند قابل تحمل است اما سرزنش خدا قابل تحمل نیست. خدا هم که حق است. (ان الله لا یستهزی) خداوند از پیامبرانش انتقاد می کرد. تنبیه خدا سخت است. اگر قرار است انتقاد کنیم سریع انتقاد کنیم در محبت این طوری بهتر است.
خدا سرزنش می کند. چگونه سرزنش می کند؟ قربان سرزنش خدا بروم. عبدی. به خاطر ظلمی که شیعیان نسبت به امام زمان کردند اول امام زمان در حق شیعیان دعا می کند بعد از آنها انتقاد می کند اگر شیعیان ما که خداوند بر طاعت موفق بدارد وفا دار بودند، همدل بودند ظهور ما به تاخیر نمی افتاد.
چقدر حضرت با مهربانی دعا می کند. خدا چقدر قشنگ سرزنش می کند. این سرزنشها را باید یاد بگیریم. اول باید کلمات محبت آمیز بزنیم. عزیزم، عزیز دلم، دخترم، جانم، پسرم، گل من، نازنین من، این طور بزنیم که اگر حرف از دهان من می آید او بداند واقعاً او را دوست دارم.
واقعاً مبحت او را در دل دارم. واقعاً عاشق او هستیم. خطاب باید خیلی قشنگ باشد. خدا چقدر قشنگ خطاب می کند این اخلاق است باید یاد بگیریم (تخلق به اخلاق الهی یعنی این) انتقاد را در هاله ای از محبت بگوییم. تخریب و ضایع نباشد. رسوا نکنیم یک نفر را.
«عبدی» امام صادق (ع) می فرماید: (یا ایها الذین آمنوا) خیلی شیرین است. هر تکلیفی که بعداً بگوید خستگی انسان در می آید. برای همین تا خدا گفت (یا ایها الذین آمنوا) تو بگو لبیک. چقدر خوب است این طور زندگی کردن. چقدر خدا خوب حرف می زند. عبدی اگر با عبدی بگوید برو جهنم این چقدر قشنگ است.
(عبدی ما منعک اذا مرضت انت عودنی) در مقابل غضب خداوند می گوید (لا یکلم الله یوم القیامه و لا یزکیهم) خدا در روز قیامت با بعضی ها یک کلام حرف نمی زند. با گناهکارها حرف می زدند، با جهنمیان حرف می زدند. ولی بعضی از آدمها یک کارهایی کردند یک نخوتهایی، یک تکبرهایی کردند اصلاً خدا حرف نمی زند اگر خدا با یک نفر قهر کند به سوی جهنم می برند در را می بندند تا صدای او نیاید.
خدا نکند خدا با کسی قهر کند در حالی که با گنهکار ها خیلی خوب حرف می زند گنهکار به خدا می گوید من جهنمی هستم، خدا می گوید جهنمی هستی. می گوید خدا حرف دارم، خدا می گوید حرف بزن، خدا قشنگ می شنود. ولی با آدمهای متکبر و با نخوت و اهل منیّت، آدمهایی که با هیچ کس کار ندارند، آدمهایی که انتقاد می کنند، آدمهایی که زیر سوالند، آدمهایی که فقط خودشان را مقدس می دانند.
آدمهایی که از هر کس گناه می بینند. آدمهایی که فکر می کنند باید حرف آخر را اینها بزنند. حرف حق مال اینهاست. این رئیس این خانه است. باید او سالار خانه باشد، خداوند اینها را پنجاه سال قیامت یک کلام با اینها حرف نمی زند. بعد از قیامت بماند.
متکبر خیلی بد است یک کسی خودش را بالاتر از هر کس بداند. بزرگتر از دیگران بداند مواظب باشیم نسبت به زن و بچه، نسبت به شوهر، فرزندان، نسبت به بابا، ما در این حالتها را نداشته باشیم. نسبت به فامیل نگوییم ما عقل کل هستیم. ما مرکز همه هستیم. همه باید حول محور من جمع شوند. اینها خیلی خطرناک است.
خداوند می فرماید: بنده ی من چه چیزی باعث شد وقتی من مریض شدم نیامدی به عیادتم. سبحانک سبحانک. منزهی تو منزهی تو. خدایا (انت ربّ العباد) تو مالک مدبر بندگانی. (لا تألم و و لا تمرض) نه دردت می گیرد نه مریض می شوی. تو کی مریض می شوی. خدا می فرماید: برادر مومنت مریض شد من مریض شدم.
قربان خدا بروم از این درجه از عواطفش، که چگونه با ما حرف می زنند. آدم می خواهد برای این خدا جانش را بدهد. این موقع می گوید کاش من، غیر از جانم چیزی دیگری داشتم برای خدا می دادم. این خدا بوسیدنی نیست؟ در آغوش کشیدنی نیست؟ نمی ارزد یک ساعت سرش را روی مُهر بگذارد. قربان و صدقه برود. چه خدایی، چه اخلاقی....
این طوری است که سیدالساجدین می گوید: (الهی عبدک بفداک) بنده ات به فدایت. (سائلک بفداک، فقیرک بفدا، عبیدک بفداک) چه خدایی. حالا خداوند قسم می خورد چه قسم بزرگی ( و عزتی و جلالی لا اته و وجدتنی) به عزت و جلالم قسم اگر رفته بودی به ملاقات برادرت که مریض شده بود من پیش او بودم. من را آنجا می دیدی.
اگر انسان بدون طمع ملاقات یک نفر برود. مثلاً امروز جمعه است بروم آسایشگاه سالمندان، جانبازان، معلولان، شیمیایی، کسی هم از من عکس نگیرد. خودش را هم معرفی نکند. اگر انسان بدون طمع آن جا برود. اگر با طمع برود آثار تخریبی دارد. مثلاً من بروم بد نشود، من بروم تا آنها برایند.
واقعاً بگوید مومن حرمت اعظم الکعبه است. من فقط به خاطر تو می روم. فقط تو شاد بشوی، تو راضی شوی. حالا چی می شود؟ اگر تو این طوری می رفتی. خود من متکلف کارهای تو می شدم. کار های تو را فقط خودم انجام می دادم. یک گره هایی دارید دو ماه، سه ماه، پنج ماه طول کشیده. یکسال گره ات حل نشده است یک بار برای رضای خدا سر می زنی. برای خدا.
بعد می بینی اثر آن مشکل نیست. یک دفعه به طرز معجزه آسایی همه چی حل می شود. این به خاطر این است که بنده ی مومن من برای من عزیز است. کرامت یعنی بزرگواری بنده ی مومن. من خدای رحمان هستم. اگر بنده ی مومنی نزد خدا عزیز است چرا نزد ما، عزیز نباشد. چرا ما باید راحت از یک نفر دل زده شویم، طرد کنیم، ضایع کنیم.
خسته بشویم، متنفر شویم، چرا زن و شوهر ها قدر یک نفر را نمی دانند. اگر زنت مومن است، شوهرت مومن است، چرا این قدر دل ما زده می شود. که خدای نکرده به بد گویی و اخم کردن، دست بلند کردن، کتک زدن، ضایع کردن برسیم.
مگر شوهرت مومن نیست زنت مومن نیست که خدا به تو نعمت داده است. مگر این پسر و دختری که خدا به تو داده مومن نیستند مگر پیش خدا عزیز نیستند. حرمت مگر ندارند؟ چطوری است که ما راحت از هم بد مان می آِید، خسته می شویم، قهر می کنیم، طرد می کنیم همدیگر را. همکارت، دوستت، زیر دستت، باید از خدا اخلاق یاد بگیریم. تخلق باخلاق الله. اینها یک نمونه است که جلسات بعد بیشتر توضیح می دهیم. والحمدلله رب العالمین.