جلسه 016 - حدیث معراج
شماره جلسه
16
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1387
ماه
8
روز
11
متن کامل (خام) ‌ جلسه 016 - حدیث معراج

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.

بحث مان در حدیث معراج درباره وجود محبّت خداوند در مورد کسانی بود که پیوندشان عاطفشان و قطع ارتباطشان در مبنای خداوند تبارک و تعالی است. بر مبنای حب الهی صورت می گیرد. درباره اعراض می فرماید: «فأعرض أمّن تولّا اَن ذکرنا ولم یُرد الا الحیاة الدنیا» اعراض تو باید از کسانی باشد که آنها ازما اعراض می کنند و جز دنیا را نمی خواهد. در واقع در نظام محبّتی انسان گاهی وقتها با روابط بخش حیوانی خودش وارد ارتباطات دنیایی می شه یعنی عواطف حیوانی محبّتهای حیوانی حُبّ حیوانی اما اگر نگاهش به خودش درست شد یعنی یقین کرد که زن نیست و مرد هم نیست تونست در نظام اندیشه و فکر خودش حیثیت جنسی خودش رو کنار بگذاره حیثیت حیوانی خودش رو کنار بگذاره حب و بغض هاش اساساً دیگه طبیعی نیست فطریِ دیگه اصلاً هم عصبانیتش هم نظام خشم و قهر و اعراضش الهیه هم نظام محبّتش الهی می شه از دایره شهوت دایره حیوانیت دایره جنسیت خارج میشه و علامت یک انسان هم همینطور هستش که اون بتونه در نظام محبّتی خودش جوری محبّت بورزه که ربطی به مسائل حیوانی و جنسی نداشته باشه فارغ و خارج از نظام حیوانی و جنسی مهرورزی کنه خارج از نظام جنسی و حیوانی مهرورزی و یا قطع ارتباط بکنه برای همین شما می بینید که در صحنه عاشورا خشن ترین صحنه ها اتفاق افتاد که در تاریخ بی نظیر بود یا کم نظیر بود امّا چون این افراد از نظام حیوانی و جنسی خارج شدند حضرت زینب اینکه بچه هاش جلو چشمش تیکه تیکه شدند میگه و ما رَأَیْتُ اِلّا جَمیلا» من جز زیبایی هیچ چیز ندیدم این یعنی چی که یه مادر بگه مثلاً صحنه بدی بود صحنه دل خراشی بود صحنه زشتی بود صحنه صفّاکانه ای بود صحنه وحشت انگیز بود خیلی وحشی گری کردند هیچ چی نمی گه عزیزترین کسش که برادرش هست وجود مقدس سیدالشهدا جلوش سر می بُرند بعد هم شاهد حمله گرگهاست که هر کس نیزه و شمشیر سنگی می زنه ولی او این صحنه رو چی می بینه این صحنه رو زیبا می بینه نگاه رو شما دقت کنید بچّه اش توی آغوشش تیر می خوره به گلوش این صحنه رو خیلی زیبا می بینه و برافروخته تر و شادتر می شه چرا چون از نظام حیوانیش فاصله گرفته مثل مادرهای شهدای خودمون پدران شهدای خودمون خواهرها و همسرهای شهدای خودمون در دوران دفاع مقدّس وقتی که بچّه هاشون شهید می شدند خیلی با صلابت باقدرت این گل پَرپَر شده هدیه به رهبر شده هدیه به اسلام و هدیه به امام حسین بچّه ما خونش رنگین تر از خون علی اکبر امام حسین نیست خیلی راحت از کنار این می گذشتند و شادیشون و آرامش شون نه تنها کم نمی شد بلکه با اومدن یه شهید هم این شادی و آرامش اضافه می شد به حجم شادی و آرامش قبلی اینها شادی و آرامش جدید پس دقت کنید انسان یه موقع است محبّتهاش ، تنفرهاش، قهرهاش، عصبانیت هاش، آشتی کردن هاش براساس نظام حیوانی براساس نظام جنسی است یه موقع می بینی هست که این جوری نیست یعنی اصلاً خودش رو از پوسته جنسی پوسته حیوانی درمیاره مهرورزیش به دیگرانن علاقه اش به دیگران دوست داشتنش نسبت به دیگران می بینی که یه دوست داشتن ثابت ماندگار پرجوشش و کهنه شدنی هم دیگه نیست این دوست داشتن یه دوست داشتنی هست که همیشه در همه شرایط ممکنه افزایش پیدا بکنه ولی کاهش پیدا نمی کنه چرا چون از دریچه نظام انسانی افراد به همدیگه نگاه می کنند حتی به همسرش حتی به عرض کنم خدمتتون که ضمن اینکه اون روابط جنسی هست روابط حیوانی هست چون نگاه عمیقتری هست نگاه بالاتری هست نوع مهرورزی نوع محبّت از یک درجه فوق العاده ای برخوردار هستش نگاهی که افراد به همدیگه می کنند خوب این جوری هست که یه نظام تثبیت می شه نظام خانواده تثبیت می شه اینجوری هست که حضرت می فرماید « کلما اِذ دادَ للعبد ایماناً اِذ داد لِلنساءَ حُبً» هر چقدر انسان ایمانش افزایش پیدا می کنه علاقه اش نسبت به همسرش بیشتر می شه عاطفی تر می شه حالا همسر مصادیقه پدر هم همین طوره خواهر و برادر هم همین طور هستش دوست هم همین طور هستش فرق نمی کنه هم وطنی های انسان همین جور هست یعنی انسان خود به خود دائماً در حال افزایش محبّته این افزایش محبّتُ تو بخش اَسماء چی میگه اگه بخواهیم از دریچه اسماء نگاه بکنیم چی میشه آفرین شبیه شدن یعنی تجلّی اسم رحمان و رحیم در وجود انسان برای همین هم شما دائماً تو قران همش به این صفتها می بینید که تشویق می شید دائماً توصیه می کنند که شما محبّت بکنید مهرورزی بکنید بسم الله الرحمن الرحیم اساساً محبّت اوّلی و ذاتیه دقت بکنید خداوند دو نوع اسم داره یه سلسله از اسماء خداوند اوّلی و ذاتی هستند مثل رحمان،رحیم،کریم،جواد،غفور یه سلسله از اسماء الهی ثانوی هستند یعنی ظهور اوّلیه اصلاً ندارند یعنی اگر خدا باشه و خدا هیچ وقت اینها ظهور نمی کنند مثلا جبّار مثل منتغم هان مثل باطش مثل قاتل اسم های اینجوری که خدا داره اینها همیشه در برخورد دوّم خدا انجام می شه یعنی ثانوی هستند اوّل خدا با مهر و محبّت و عطوفت و هدایت کرم و مغفرت برخورد می کنه اگه کسی از خودش بی لیاقتی نشون داد و مزاحم بندگان دیگرش شد بندگان دیگرش رو آزار و اذیّت کرد اون موقع اون اسم های خدا در درجه بعدی تجلّی پیدا می کنه ولی ما بعضی از شخصیتها هستند که اساساً غضب آتیش بودن جبار بودن زورگو بودن قادربودن اخمو بودن زودرنج بودن حساس بودن جزء صفات اوّلیه شونه یعنی وقتی که یه فهرست می دی میگه آقا شما اخلاقهاتون

رو بنویسید ما این فهرست که حالا مثلاً قدیم این کاررو می کردیم کار خوبی هم بود که اگه یه زن وشوهر اختلاف پیدا می کردند یه صد تا صفت خوب و بد از یه زن از یه شوهررو می نوشتیم می دادیم دست زن و شوهرها می گفتیم که دوره همسرها که برقرار کردیم همین کاررو کردیم گفتیم که اینهارو علامت بزنید شماها زن ها علامت بزنند مردها علامت بزنند که شوهرشون چه جوریه یه موقع شما اینو نگاه می کردید که میبینید جزءشماره زده که علامت زده تو زنش می بینید که بدخُلقی ،غُرغُربودن نق نق و بودن ، زودرنج بودن، حسّاس بودن، اینها نباید صفتهای ظهور اولیه نباید باشه تا اینها تو کسی ظهور داشت که یعنی جزء صفتهای اوّلیه اش بود به محض اینکه این کاررو کرد عکسش رو بگیرند عکس از زیر دستگاه چاپگر بیاد بیرون یه خیوان رو نشون میده تو نظام ملکوتی یه حیوان رو نشون میده همه مه دقت کنیم صفتهای اوّلیه مون باید مثل صفتهای اولیه حق تعالی باشد یعنی همون کریم همون رحیم همون رحمان همون جواد یعنی یه نفر که قراره با ما زندگی بکند با ما دوست باشه با ما همکار باشه با ما شریک باشه برادر ما باشه خواهر ما باشه پدر ما باشه همسر ما باشه سالهای سال بگذره از ما فقط همین صفتها رو ببینه صفت خشم صفت جبّار بودن آتیش بودن صفتهای اینجوری این ها مال آدم نیست اینها مال ظهورات ثانویه است یه موقعی اختضاعاتی داره که انسان یه موقع هایی اینهارو بروز میده پدر و مادرها گاهی وقتها به من می گویند معلّمها می گند ما سر کلاس لازمه اگه غضب نکنیم بچه ها مارو می خورند تو دبیرستان مثلاً بچه های شیطون دبیرستان بچه های شیطون راهنمایی ما لازمه یه موقع هایی عصبانی بشیم من میگم این عصبانیت، عصبانیت تربیتی هست یعنی شما نقش یه آدم عصبانی رو بازی می کنید در واقع اوّل عصبانیت شما تابع رحمت شماست این رو دقت کنید خشم شما اینجا دیگه از تجلّیات خود رحمت میشه تابع رحمت شماست بخاطر رحمت اونها مجبورید یه اخمی بکنید یکی از معلّمها پرسید خوب فرقش چیه چجوری تفکیک بشیم ببینید یه موقع هایی که ما عصبانیت حیوانی داریم خشم حیوانی داریم کینه توزی داریم زودرنجی و حسّاسی داریم تو دلمون آشوب میکنه تاریکمون می کنه می ریزنمون بهم آتیشمون می زنه امّا یه وقتی که نه شما نقش تربیتی بازی می کنید غضبت به جای اینکه بیاد تو دلتون عمل کنه کجا عمل می کنه تو ذهن عمل می کنه یعنی میره تو فکر توی قیافه فقط ظهور پیدا می کنه در حالی که تو دل اصلاً هیچ خبری از این غضب نیست یه نقش تربیتی شما بازی می کنید یه نقش تربیتی هستش امّا هیچ وقت نمی گذارید غضب عصبانیت وحشی گری درندگی غُرغر کردن نق نق زدن ایراد گرفتن بهانه گیری اینها بیاد روحیه انسان رو خراب بکند یه انسان نیست انسان باید اینها رو بگذاره کنار در نگاه خداوند همه فرمایشات بلند دارند در حدیث معراج تو قران که دیگه اِلا ما شاءالله ق اِن کان عابائکم ببینید و أبنائکم و اَزواجُهم و عشیرتکم و اموالُ لَکُما و تجارةٌ تهشرونَ کسادها و مساکنُ ترزونها اَحَبَّ عِلیکم من الله و رسولِه و جهاد فی سبیل الله و تربَسّو حتّی یأت الله بامره اِن الله لا یُحبُّ فاسقین توجه فرمودی یعنی اصلاً شما زمانی اصلاً فاسقی اگه نظام محبّتی تون درست نشه فاسقی خیلی سریع اگه نظام محتبی درست نشه آدم نیستی ببینید ما یه موقع تو نظام تربیتی میگیم آقا اهداف تربیت اسلامی چیه در نظام تربیتی ما چه جور آدم هایی رو می خواهیم تربیت بکنیم می گیم آقا در نظام تربیتی مون می خواهیم ما یه آدمی رو تربیت کنیم که نماز می خونه یه آمی رو تربیت بکنیم که روزه بگیره یه آدمی رو تربیت کنیم که روح جهاد داشته باشه یه آدمی رو تربیت بکنیم حج بره یه خانمی رو تربیت بکنیم که حجاب داشته باشه ولی شما وقتی که عمیقتر نگاه می کنید میگه نه در نظام تربیتی شما باید کسی رو تربیت کنید که نظام محبّتیش درست باشه اگه این درست شد بقیِه خود به خود درست میشه درست هم نشد کمتر آسیب می زنه ولی این باید درست بشه یعنی الله لا یُحبُّ لا یهدی القومَ الفاسقین آقا فاسقی اگه نظام محبتی تو درست نکنی نظام محبتی برای خدا نباشه حبّ وبعضِ و از یک نگاه بالاتر یک اندیشه بالاتر نباشه تو فِسقه حالا هی برو نماز هم بخون هی روزه هم بگیر کاردیگر هم بکنید تو نظام محبّتیت آلوده هست آلوده هست درست نشده تو فاسقی نسلِ قرانه دیگه آیه 24 سوره مبارکه توبه فاسقین بعد میگه لا یهدی القومَ الکافرین آدم بشونیست این آدم رو اینجور اصلاح نمی کنه کی می تونه یه توضیح خوب بده راجع به والله لا یهدی القومَ الفاسقین چون وقتی بگیم لا یهدی القومَ الفاسقین این رو دقت کنید لا یهدی القومَ الفاسقین یعنی هدایت نمی کنه فاسقهارو یه کسی میگه این همه ما فاسق دیدیم هدایت شدند خودت هدایت کردی خدایا ائمه هدایت کردند آدمهای خوبی هم شدند رفتند جبهه هم شهید شدند هان رفتند، نرفته بود می رفت جبهه شهید شد پس چرا خدا میگه خدا هدایت نمی کنه فاسق رو نه دست رو ببرید بالا هر کی می خواد جواب بده کی جواب میده نزدیک شدید آقای افشار جواب کامل تری می خواهم آقای اناری، خوب نزدیک شدید توضیح بدید فکر کنم یه چیزی ازش دربیاد پس یعنی جواب اینه که والله لا یهدی القومَ الفاسقین این هدایت نکردن همیشگی نیست هان جوابها تقریباً خوب بود همیشگی نیست میگه تازمانی که این رو خوب دقت کنید خیلی نکته ظریفیه والله لا یهدی القومَ الفاسقین یعنی شما تا زمانی که نظام محبتیت آلوده است هدایت نمی شه انسان اگه میگن حُر، طیَب، طیّب اگر اون لحظه تو زندان اگه می گفت آقای خمینی به من گفته چون نظام محبتیّش خراب بود فاسق می مُرد زمانی طیّب شد که تونست تو زندان نظام محبتیّش رو چی کار کنه عوض بکنه یعنی امام خمینی محبوب تراز جان خودش شد تا اینجوری شد هدایت شد حرّ هم همین اتفاق براش افتاد یعنی شما با زمانی که نتونی نظام محبتیّت رو عوض بکنی ولو تمام مقدسات هم ظهور بکنه ازت هزار دفعه حجّ هم که بری شبی هزار رکعت نماز هم که بخونی تا نظام محبتیّت درست نشه فاسقی و تا این عوض نشه هدایت هم نشدی ظهور هدایت ظهور هدایت به این هستش که من بتونم نظام محبتیّم رو نسبت به هر چیز و هر کس عوض بکنم و از این دریچه نگاه بکنم تا وقتی از این دریچه نگاه نکنم آلودگی وجود داره یعنی من فاسقم والله لا یهدی القومَ الفاسقین نهیه ،نفیه، نفیش تا کدوم زمانه تا زمانی که تو فسق نداشته باشه، فسق رو که عوض کردی دیگه فاسق نیستی هدایت میشی بله یعنی نظام محبّتیت رو عوض بکنی اگه عوض کردی دیگه فاسق نیستی هدایت می شی بله یعنی استحاله بشه کاملاً آخرین، استحاله بشه خیلی مطلب بزرکه ها و فوق العاده مهمّ خیلی دقت بکنید قل اِن کانَ آبائکم پدرانتون قل اِنْ کان ابائکم و اَبنائکم و اخوانِکُم و ازواجکم و عشیرتکم و اموالُ کلما و تجارة تهشرون کسادهم و مساکنٌ ترزونها احبّ علیکم من الله و رسوله و جهاد فی سبیل الله و تربّسو حتّی یأت الله عذاب خدا می رسه یعنی آدم تا زمانی که تو نظام محبّتی اش اینجوری هست آدم نیست هر لحظه باید منتظر حادثه باشه حاثه یعنی چی شما که وابستگیهات حیوانی شد هر لحظه دیگه آرامش نداری مؤمن در نظام درونیش همیشه آرامش داره چون هیچی رو برای از دست دادن نداره قبل از اینکه همسرش رو برای خودش بدونه برای خدا می دونه قبل از اینکه بچه اش رو مال خودش بدونه مال خدا می دونه قبل از اینکه خودش رو سلامتیش رو جسمش رو نظام حیوانیش رو مال خودش بدونه مال خدا می دونه وقتی که اینجوری هست چیزی رو از دست نداده برای همین وقتی یه نفر تو جبهه چشمش رو از دست میداد خیلی شنگولی می کرد پاش رو از دست می داد کلّی شنگولی می کرد چون اصلاً نظامش درشت شده بود حالا شما یه نفرکه نظام محبّتیش درست بشه این غم می یاد سراغش چند بار در قران فرموده لا خوفٌ علیهم وَلا هم یَحزنون نه دیگه برس دارند نه غصه دارند هیچی پس ماهی تکرار می کنیم مسئله عظیمیه بی نهایت عظیم یعنی اگر ما چند سال بیاییم همین حرف رو تکرار کنرم تا بره تا وجودمون باورش بکنیم که ما باید نظام محبّتیمون رو تحوّل بدیم در نظام محبّتیمون اشیاء، امور، اشخاص مال خونه تجارت شغل رشته تحصیلی رو فقط برای خدا فقط برای خدا هی باید این کار بشه واِلّا شما هی برو ظاهرت رو صاف کن ریشی بزار، انگشتری ،مسجدی، چادری، حجابی، حجّی، کربلایی، فایده نداره ، فایده نداره ، فایده نداره کربلا می ری باید یاد بگیری از حضرت زینب باید از حضرت ابوالفضل یاد بگیری باید از سیدالشهداء یاد بگیری هی برو کربلایی که هیچ تحولی در ما ایجاد نشه این چه فایده ای داره یعنی همه محبّتها باید تابع خود ابدی تو باشه یعنی وقتی میگیم تابع خدا یعنی خود توست خدا وتو هیچ فرقی با هم نداریم تابع خود ابدی تو باشه تمام محبّتها یعنی به بلندای ابدی سازگار باشه یا بلندای ابدی تو پس دقت بکنید صحنه عوض شد ها صحنه عوض شد یعنی از اونجا اومدیم روی خودمون همه محبت ها باید تابع چی باشه تابع نظام ابدی ما باشه تمام علاقه ها تمام گرایش ها خوش اومدن ها تنفرها آیا با حقیقت من سازگاره شما در نظام پزشکی اگر چیزی با حقیقت جسمانی شما سازگار نداشته باشه دوستش داشته باشید معناش چیه معناش مریضیه ، بیماریه، عفونته، مرگه، وهر چیزی که سازگار باشه،سازگار باشه با نظام بدنیه شما معناش چیه معناش درایته عقلانیته، سلامته، شادابیه و نشاطه در نظام روحی و معنوی و ابدیت شما هرمحبّت ای که در نظام ابدی جاش نیست وقتی بیاریش توی وجود خودت آسیبه ، بیماریه، فسقه. فسق گفتیم یعنی چه؟ خروج از حدّ طبیعی انسان از حدّ طبیعی خودش خارج شه آدم نیست دیگه آدم نیست چقدر این آیه حرف داره برای ما والله لا یهدی القومَ الفاسقین تا آدم نظام محبتیش رو درست نکنه بشه قاری بشه حافظ قران بشه مفسّر قران هیچ فایده ای نداره،هیچ فایده ای نداره پنجاه سال درس خونده خدا رحمت کنه آقای گلپایگانی رو گفتم ماجراش رو برایتون اومد بالای سرت گفت خیلی ظالمه بدبخت میگه تو چرا مرجع شدی من نشدم سقوط یه آدم رو نگاه کنید گفت اینجوری کدوم کمالاته کمالات وحمیه دیگه اگر مقّدسه برای این هست که خدمتی به خلق خدا به دین خدا بشه واِلّا مستقیماً که توّهم ِ ، یه توهّمه ما الان آدم هایی داریم که خیلی بزرگند تا مجبور نشدند یعنی جبر الهی بالاسرشون نبود مسؤلیت سنگین الهی بالاسرشون نبود رساله نمی دادند یه کسی هست می ره کلی جون می کنه رساله اش رو بده چاپ کنند هان ما الان کسانی رو داریم که رساله می نویسند رساله اشون رو به زور می خواهند چاپ کنند بدهند به خُورد مردم که مردم به این بگندمرجع یه کسی هست باید بری التماسش کنی مثل آقای بهجت،مثل آقای اراکی، رضوان الله تعالی علیه باید بری التماسش کنی آقا تورو خدا بیائید رساله بدید مثل خود آقای امام به زور باید بگی تا رساله بدهند دعای مرجعیّت ِ مثلاً کاری نداره ما الان اساتید داریم تو حوزه علمیه درس خارج می دهند بسیاری از مراجع بزرگتر هستند رساله هم نداده بیرون می شینه درس میده علامه طباطبائی (ره) رساله نداد بیرون چقدر بزرگ بود علّامه آقا توهّم اینجوریه ، این خوب نیست باید آدم حواسش جمع باشه واهمه نیاد سراغش خیال نیاد سراغش پس راه میانبر چیه شما اگر برید پیش بسیاری از اساتید اخلاق اساتید سیروسلوک برید پیششون بگید آقا ما دوزانو خدمت شما نشستیم ما شاگرد شمائیم تسلیم شماییم چیکار بکنیم من بنده به یک سلسله ذکر و دعا و روزه و نماز و این کارو بکن و اون کارو بکن و این کارو بکن و اون کار بکن هی تو انجام میدی و انجام میدی یه سال دو سال سه سال چهار سال پنج سال و ده سال می بینی که خیلی اتّفاق جدیدی نیفتاد اما میری پیش پیغمبر می شینی حیث معراج رو نگاه کنید می ینی پیش رسول الله می شینی پای قران به قران میگی من هدایت می خوام یه آیه بهت میگه راحتت می کنه میگه برو نظام محبّتیت رو درست کن تمام شد میگه اگه نظام محبّتیت رو درست کنی هفته قبل گفتیم حالا می رسیم انشاءالله حدیثش رو برات می خونم می فرماید که اینارو من خودم مستقیماً تعلیم می کنم آدمهای اینجوری رو یعنی شما ببینید خیلی استاد ندیده خیلی حوزه درس نخونده خیلی دانشگاه نرفته ولی سرشاره ، سرشاره، سرشار همینجوری دائماً از وجودش می جوشه حکمت می جوشه ، خدا میگه مستقیم بعد هم می فرماید من پی در پی بهشون علم می دم همینجوری دیگه متوقف نمی شه برای همین هم شما می بینید که خانمهای خانه دار زمان دفاع مقدس از دهانشون حرفهایی می اومد که نظام محبّتیش رو درست کرده بود یعنی از هزار تا آدمی که دوره دیده و کارکرده قوی تر عمل کرده پدران شهدا،برادران شهدا، همسران شهدا خواهران شهدا ببینید چقدر قشنگ عمل کردند چند روز پیش فیلم شهید کوچولو سیزده ساله رو مهرداد عزیزاللهی آقا نشسته بچه سیزده ساله باهاش محاسبه می کنند میگه که آدم اصلاً می خواد بره گازش بگیره بچه فسقلی نشسته اونجا میگه باهاش محاسبه می کنند میگه آقا ما همه هیچ کاره ایم همون حرفهای امام خمینی سیزده سالش درست هم می زنه یعنی ادا درنمیاره از امام خمینی هم یاد نگرفته این حرفهارو میگه ما هیچ کاره این ما فقط تو جبهه یه وسیله هستیم بهش میگند توی این هفت ماه هشت ماه چیکار کردی توی جبهه میگه هیچ کاری نکردم هرکاری شد خدا کرد آقا نشسته مثل پیغمبر حرف می زنند شما مؤمن آل فرعون رو نگاه بکنید بخونید آیات و حرفهای مؤمن آل فرعون رو ، اوه اوه اوه نگاه می کنه آدم اِه چه جور آدمی بوده اینجوری حرف می زده اگه آدم بتونه اسیر اعتبارات نباشه دکترا و آیت اللهی و نمیدونم اجتهاد و استاد بودن و مطرح شدن و رتبه و نمی دونم این چیزها نباشه بیاد اوّل رودلش کار کنه بیاد اوّل نظام محبّتیش رو درست بکنه بعد می بینه که اِی بابا خداوند همینجوری سرشار سرشار سرشار براش علم می فرسته خوب پس این اصله را میانبر، راه اصلی اینو بهش توجه بکنید و هی ما باید هر بار سؤال بکنیم اینجوری هم نیست که من بگم ما بشیم یا من بگم من بشم خدا شاهده که من اوّل برای خودم دارم میگم من اصلاً قرارمون هم این بود که من وقتی این درس رو می گذاریم ما برای خودمون حرف بزنیم فقط ما داریم برای خودمون می گیم باید تمرین کنیم عزیزان هی باید تمرین کنیم تمرین کنیم،تمرین کنیم هر بار از یه چیزی بدمون می یاد بگیم چرا من بَدم میاد از این چیز هر جا از یه چیزی متنفر میشیم بگم آقا این منشأش خودخواهی نیست منشأش حسادت نیست منشأش تکبّر نیست اگه من الان بدم اومده اگه می خواهم قهر کنم اگر می خوام لج کنم اگه می خوام دعوا راه بندازم منشأش چیه چرا من الان گرفتار این تنفر هستم چرا من از فلانی که خوشم می اومده دیگه الان خوشم نمی اومد و یا برعکس اگه چیزی از چیزی خوشم میاد اول سؤال کنم من چرا دوست دارم فلان چیزرو من فلان کس رو برای چی دوست دارم یعنی یه بار فکر کنیم فلان چیز فلان کس فلان موقعیت فلان علم فلان رشته فلان درس فلان کتاب فلان شغل فلان مسئولیت رو برای چی می خوام برای چی دوست دارم این رو آدم بشینه یه فهرستی از چیزهایی که منفورش هست بیاره آدمهایی که منفورش هست کارهایی که منفورش هست فعل هایی که منفورش هست من خجالت می کشم بگم به خدا خجالت می کشم ما افرادی ههستند که ما وقتی بهشون میگیم بشینید منفورات رو بنویسید دست می زاره روی سلسله از دستورات دین می بینی جزء منفورات این ها هم هست خوششون نمیاد شعائر الهی رو ها بوی خدا میده ولی می بینیم شخص متنفر ازش میگیم تو برای چی بدت میاد میگه خوشم نمیاد دیگه خوشم نمیاد یک کلمه البته من خوشم نمیاد این من دیگه بنده نیست تا آدم بنده نشه نظام محبّتیش هم درست نمیشه یعنی قبل از اینکه من یاد باشه شوهر کسی هستم زن کسی هستم پدر کسی هستم مادر کسی هستم هر چیز رئیس جمهورم ، نمی دونم نخست وزیرم، نماینده مجلسم هر کس اوّل یاد بگیریم من بنده ام من رو برای بندگی فرستاده روی زمین ما خَلفْتُ جِن والاِنسَ اِلّا قدیما عقل رو تو فقه می خونید دیگه میگه آقا بندگان خودتون رو برده های خودتون رو زنهای خودتون رو که کنیز هستند کنیزهای خودتون رو شوهر بدید زن بدید یعنی شما ضمن اینکه این شخص کنیز شماست این شخص بنده شماست غذا بهش بده لباس بهش بده به اندازه کافی یه جایی بهش بده برای خوابیدنش اگه نیاز داره جوان هست ازدواجش کنید اونها هم همیشه می گفتند به برکت ارباب خودمون صاحب خودون ازدواج کردیم اگر زن داری میکردند شوهرداری میکردند بااین فکر بود که قبل از اینکه زن وشوهر باشیم کی هستیم بندگان این آقا هستیم بندگان این خانم هستیم ما با خدا اینجوری نیستیم یعنی اگرهمون نظام برده داری که اسلام منسوخش کرد باقی می مون تا الان ما بنده هامون رو،نوکرهامون رو می خواستیم همین جوری باهامون رفتار کنند یعنی اگر در نظام شخصی ما کارشون داشتیم بهشون می گفتیم کارتون داریم میگه من وقت ندارم می خوام با خانومم برم بیرون با شوهرم می خوام اینکارو کنم میگیم غلط کردی مثل اینکه یادت رفته چیکاره ای ها، تو برده ما هستی ها تو بنده ما هستی کارشخصی بی کار شخصی بی کارشخصی بگذار کنار خود ما اینجوری هستیم خود ما اون وقت خدا میگه بنده من تو بنده من هستی قبل از اینکه شوهر کسی باشی زن کسی باشی اول من صدات کردم تو بگو چشم کار شخصی جلو من نیار ما به خدا میگیم یه بابا خدارو برو خدایا نماز اوّل وقت نه بابا شش غروب نزدیک قضاشدن می خونیم حالا یه خانمی می گفت من شب میام نمی تونم آرایشمو پاک کنم شب میام هفده رکعتش را با هم می خونم میگه بابا جبهه زنه فکر می کنه مالکه ، این شوهره بَردشه مالک شش دونگ این شوهرست میگه راضی نیستم بری جبهه انگار که راضی باش نباش من عبد خدا هستم آقا جواب بچه ها تو چی می دی میگه مگه بچه ها منند قبل از اینکه بچه های من باشند بندگان خدا هستند کجا داری می ری جبهه زنو بچّت برس میگه پس امام حسین چطوری زن و بچه هاش رو ول کرد توی بیابون تو وطن هم نبود تو غربت بود ده هزار هم گرگ واایساده بودند که اینها رو بدرند اصلاً نه زنی دید نه بچه ای دید وظیفش رو انجام داد ما اگه بریم الان اروپا، اروپا بَرده می فروشند هان هم خانم می فروشند هم آقا بری یه دونه بخری قرارداد بنویسیم اونجا، یه قرارداد می نویسند شما یه برده می خری میاری یه برده که بخری بیاری قراردادها رو دیگه این مالکش هستی دیگه مالکش تو جزء قرارداد هم هست دیگه که هر چه ایشون گفت ما خودمون همینجوری رفتار می کنیم ولی نوبت بردگی خودمون بندگی خودمون برسه اصلاً عبودیت سرمون نمیشه ماها، ما همیشه به امام زمان به خدا به پیغمبر میگیم من کار دارم من برای خودم شعوناتی دارم یادتون هست تو حدیث شرح حدیث عنوان بصری اولین مرحله از دوازده مرحله چه بود امام صادق فرمود چی بنده برای خودش تدبیر نکنه چون اصلاً بنده نیست بنده ای که و قتی بهش میگن بیا خدا میگه من کارت دارم میگه من برای خودم یکسری مشغله دارم نماز جماعت صداش میکنند کار داره کار علمی صداش می کنند کار داره عبادت صداش می کنند کار داره وظایف اجتماعی سیاسی مشغول کارهای خداشه با خدا فالوده بخورش نیستیم کار داره خدا حالا که وقت شد اگه ما نظام محبّتی تا از فسق دربیاییم برای اینکه از فسق در بیاییم باید نظام محبّتی درست کنی برای اینکه نظام محبّتی درست کنی باید یقین کنی که چی هستی بنده هستی تا باورت نشه که بنده هستی تا این جزء باورت نشه نمی تونی نظام محبّتیت رو درست کنی وقتی نظام محبّتی رو درست نکردی باید منتظر رو چیز باشی اینکه تو دنیا روی خوش نمی بینی شادی و آرامش تو دنیا نداری تا آخرت هم نداری انسان دائماً تو اضطرابه تو دغدغه است تو شلوغی دله خوب کابوس می بینه خوابهای وحشتناک می بینه همش تعارضه همش دعواست همش درندگی است همش تعارضه با این و اونه تو خوابهاش هم ظهور می کنه میگه دست از سرش برنمی داره هر چی خواب می بینه ، خوابهای بی خود خوابهای این اونو بکشه اون اونو بکشه درندگی و درنده خویی و همش اینجوریه خوب بریم سراغ آیه تو این زمینه دو تا آیه من برایتان خواندم یکی آیه بیست و نه سوره مبارکه نجم یکی هم آیه بیست و هفتم و تا بیست و نهم سوره فرقان یه آیه دیگری هم خواندیم آیه بیست و چهار سوره چی خوب حالا بریم سراغ آخرین آیه سوره مبارکه فتح آیه بیست ونه مُحمّدٌ رسول الله والذین مَعهُ اَشِدّاءُ الکفّار رُوهماهم بَینهم اونهایی که مَعهُ هستند خیلی بزرگه ها مَعهُ مَعیّته ، معیّته والذّین مَعَهُ آقا اینا کیا هستند الذّین مَعَهُ می فرماید که والذین مَعهُ اَشداءُ الکفار روُهماهم بینهم نسبت به کفار شدید است اون هم بخاطر خدا، بخاطر خدا نه بخاطر غضب شخصیش شدیدن اصلاً سازش نمی پذیرند باج نمی دیدند خریده نمی شند ذلّت نمی پذیره تو بین خودشون کاملاً رحیم اند اصلاً عنادی لجاجتی ، حسادتی ، درندگی هیچ چی نیست کاملاً دوستند کاملاً همدیگرو دوست ندارند کاملاً محبّت دارند به همدیگه نسل قرانه روهماءَ بَینهم با هم رحیم باشیم با هم مهربون باشیم وظیفمون هست دوست داشته باشیم همدیگرو اینها اینجوریند علامت اینکه معیّت با پیغمبر داره اینه که وقتی پیغمبر رو شما نگاه بکنید این همه ابوسفیان هند،هندی که چقدر جگر پیغمبر را سوراند چقدر جگر پیغمبر را سوزاند چقدر پیغمبر گریه کرد چقدر گریه کرد حتّی لعنت کرد اما وقتی که اومد مکّه رو گرفت یه کسی صدا زد الیوم امروز روز انتنقامه حضرت فرمود نه الیوم یومُ المرهمه روز رحمت امروز هر کی بره خونه ابوسفیان دراَمانه عاطفه خیلی بزرگه شما رحمت رو نگاه بکنید رحمت خیلی عظیمه روز بچّه های ما تو جبهه انصافاً وقتی من میگم شما فکر می کنید من مثل پیرمردهای قیمی هستند که یه سره هی خاطره سربازی شون رو تعریف می کنند فقط ، خاطره های دوران خودشون رو ، نَه والا اینجوری نیست ما اصلاًنداشتیم آدم های به این بزرگی آدمهای ببین اومده جنگیده طرف عراقیه تاگلوله آخرش رو شلیک کرده بخدا قسم من خودم اینو تو جبهه دیدیم با چشم خودم دکتر گفت این عراقیه داره می میره گفت از من خون بگیر بزن بهش غیره آقا آبشو نگه می داشت تشنگی تحمّل می کرد تو گرما ولی عراقیه بهش می گفت آب بده، آب می داد بهش اصلاًطرف توی بیابون یه جوان خوش قد وقامت رعنای اینارو ریختن سرش کشتنش اموالش هم ورداشتن دِفرار تو راه میرن تو یه قبیله ای می مونند که استراحتی کنند می رند چادر پیرمردی می شینند بعد پیرمرده چقدر از اینا با مهربانی پذیرایی می کنه با خوبی پذیرایی می کنه بعد لو می ره که اون پسر که کشته شده پسر همین پیرمرد است ما قاتل های بچّه من اومدن تو خونه میگه شما هم این زین اسب پسر منه این وسایل بچّه منه ولی چه کنم که اسلام فرموده شما مهمان هستید مهمان اکرام اش واجبه برید من کاری با شما ندارم آقا هردوشون هم آنجا مسلمان شدند عجب مرامی ما گاهی وقتها بخاطر خصلتهای شخصی دوست داریم یه نفر ایمان نیاره خدا نکنه ایمان بیاره خدا نکنه آدم خوبی باشه این چون به من ظلم کرده باید بره جهنّم چون به من ظلم کرده باید هدایت نشه اگه هدایت بشه زورمون میاد ما بعضی از این علما می گفتند بعد از انقلاب گفتند ما این ساواکی هایی که مارو شکنجه می کردند همه رو حلال کردیم ساواکی هایی که مارو شکنجه کردند آقا شوخیه شکنجه ما اینجا اگه الان یه نفر به ماشینمون بزنه سپر ماشینمون پیاده شیم دست به یقه می شیم به خودمون بزنه هیچی بزنه به سپر ماشینمون شیشه ماشینمون رو خراب بکنه یه ذره خطی بیفته بیاییم پایین غضبناک یعنی اصلاً آرامش لبخند اینا دعواست اصل اولینه صفات اولیه ما همیشه اینجوری میشه اصل اولین است وقتی ما تصادف کردیم اومدیم بیرون دست به یقه شیم اصل اوّلی اینه تو خونه اصل اوّلی اینه که اگه یه چیزی خلاف نظر و میل من بود جیغ بزنم داد بزنم و تهدید کنم یا زنه قهر می کنه یا مرد می گه برو خونه بابات اینجوری شده اصل اولین این هستش که اگه بچه جلوی ما بایسته حرف بزنه کمربند بکشیم بزنیم تو سرش بزنیم تو گوشش ببریم تو اتاق اینجوریه جلو ما نباید اصلاً حرف بزنه ما اینیم اصل اوّلیه ما اینه خدا رحمت کنه امام رو، امام وقتی می دید یه مرجع تقلید هستش با هزار تا گرفتاری تو کوچه داره میره یکی از این بچّه های سر به هوا نوجوان سربه هوا همینجوری با دوچرخه میاد کنترل نمی کنه میزنه به امام ،امام پرت میشه عمّامه یه طرف امام یه طرف امام بلند میشه میگه چیزیت نشد ما باشیم ای فلان فلان شده بابات کجاست ننه ات کجاست میگیریم اصلاً اینو که دارم تکرار می کنم باید بدونید که از امام خمینی مثال می زنم شما می گید خوب اون امام خمینی بوده از معصوم مثال معصوم مثال بزنم میگیید خوب این معصومه آقا کارگر چیت سازی چیت ری رفیق بابای ما بود به ما قران یاد می داد کارگره ، ماشین می زنش بلند میشه میگه آقا یه قلم و کاغذ بیارید من بنویسم راننده مقصّر نبوده من مقصر بودم می نویسه و می میره چقدر تسلّط می خواد یعنی زده ماشین بهش تو اون حال و هوایی که ماشین زده بهش تو اون حال و هوایی که اینقدر شدید زده که این داره می میره فکر راننده است ما اینجا آدم داریم ماشین بخوره بهش، می دونه مقصّر بوده میگه ولش کن اینکه مقصّر شناخته میشه یه دیه ای بگیریم حروم، حروم آقا تو می دونی مقصّری بگو تقصیر با منه یه دعوایی رو من دیدم چند وقت پیش دو نفر با هم لج کردند تو رانندگی این نفر جلویی ماشین رو برد جلو یه دفعه زد رو ترمز که عقبی بزنه بهش مقصّر شناخته بشه وقتی کسی از عقب بزنه مقصّر شناخته میشه حالا واایسیم پلیس بیاد گفت مقصّری ازپشت زدی گفت مگه تو ترمز نزدی مخصوصاً هم ترمز زدی گفت نه این حرفها چیه جلوم بسته بود ترمز گرفتم گفتش که جان ابوالفضل راست میگی تا این گفت جان ابوالفضل ترمز کرد گفت نه آقا ببخشید حلال کن من مخصوصاً ترمز زدم، مخصوصاً ترمز کردم یه ابوالفضل رو پاش رو آورد وسط خطرناک است راننده تاکسی شما الان ببینید تاکسی ها جلو حرم حضرت معصومه غالب تاکسی ها می آیند میرند گرمه ، زَنه ، بچّه بغلشه ، چادر سیاهد، داغ ،گرم یه بچّه دستشه یه بچه بغلشه میگه مثلاً چهار راه بیمارستان بدون استثنا باید برند پانصد متره دیگه صفائیه هیچکس سوار نمی کنه درست اگه سوار می شی درست، من چند روز پیش اومدم حواسم نبود جلو حرم واایسادم داشتم ماشین اشاره می کردم بعد یه دفعه یادم اومد این جا جلو حَرمه ها مثل اینکه اینجا خلاصه جای مردان نیست اینجا واایسادن اینجا کسی نمیاد جلو پای من ترمز کنه باید این مسیررو یاده طی کنم یه راننده واایساد گفت عزیز جون بیا بالا بیا بالا داداش سوار شدم تعجّب کردم بعد رفتم دیدم چقدر این مرد مَرام داره کسی دیگه ای را سوار کرد بهش گفتش که منو ببر اون ور برسون از خط طبیعی خارج کرد و بُرد تو کوچه گفت کرایه چقدر میشه گفت نه این اضافه نداره برو همون کرایه خودشو می گرفت بعد من یه ذره دیگه خُرد شد م باهاش دیدیم این خیلی حیفه گفتم آقا درست باشه دربست گفتم که کسی سوار نشه با این مرد حالی کرده باشم تاهاش یه ولی خداست بابا راننده تاکسی گفت من تا به حال تو عمرم عصبانی نشدم تو عمرم ، سر هیچ کس داد نزدم گفت مسافر میاد سوار میشه پول نمیده پول کم میده اصلاً اینجا قانون تاکسی رانی است نمی ده کم میده من رو به مسیرهای فرعی می بره من پول هم ازش نمی گیرم بعد گفتم خیلی باحالی خیلی بُرد کردی نگهش دار اینو مسیری که من همیشه پانصد تومان می دادم جون به جونش کردم سیصد تومان بیشتر نگرفت گفتم آقا من تمام ماشینها رو پانصد تومان می دم شیرینی هم می دم به شما هزار تومان هم میدم بهت کسی دیگه روزی منو میده نگیم هی از شهدا، بسیجی ها مثال بزن و ائمه مثال بزن هان و از آیت الله و نه راننده تاکسی بابا کارگر چیت ست سازی کارگره ماه کارگر چیت سازی ماه یه ذره فکر بکنیم ما روُهماء بینهم یعنی چی بین خودشون مهربونند با هم مهربون هستند خوب این هم از آیه قرآن شام هم که آوردند دیگه انگیزه اومد بحث رو تمام کنیم انشاءالله برای جلسه بعد الحمدلله رب العالمین و صل الله عَلی محمدٍ واله الطاهرین

سؤال کردند که ما بعضی هارو دوست داریم امّا نمی دونیم برای چی دوستشون داریم آقا این سؤال رو دقت کنید شاید سؤال شما هم باشند فرمودند ما بعضی هارو دوست داریم و نمی دونیم جواب برایش پیدا نمی کنیم چرا اگر کنکاش بکنیم حالتهای متضاد رو بگذارید کنارش بعد متوجّه می شید چرا دوستش دارید البته دوست داشتن خیلی وقتها از امام صادق سؤال کردند که ما بعضی از افراد رو تو نگاه اوّل و نظر اوّل دوست داریم قبلاً هم سابقه روستی ورفاقت نداشتیم حضرت مسئله وحدت روح ایمانی رو مطرح می کنه حالا این عزیزی که سؤال کرده اگر حضوراً سؤال کنه من راحت تر می تونم راهنمایی شون کنم یه کسی نامه نوشته من نمی دونم کی هست اصلاً خوب با هم دیگه دعا کنیم خوب با هم دعا کنیم . جهت رفع اضطرار از وجودت مقدس آقا امام زمان علیه السلام ، رفع اضطرار از شیعیانشون، مسلمین و مستضعفین جهان با همدیگرپنج مرتبه دعای اَم یُّجیب را بخوانیم با حضور قلب. هدیه به محضر مقدس آقا زمان سه صلوات.