اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله عَلی محمدٍ و آله الطاهرین و لعنت الله عَلی اعدائهم اجمعین مِن الان الی قیام یوم الدین.
خب بحث گذشته درباره رضا بود. داستان حدیث معراج هست یک خلوت و نشست صمیمی با خدا و رسول است از اول خلقت حالا اول که نداره از علی است بالاخره ولی تا خدا خدایی کرده توی سابقه و تاریخ خدایی خدا هیچ جلسه ای هیچ خلوتی هیچ نشستی به اهمیت این خلوت و نشست نبوده یعنی مهمترین سرنوشت سازترین کلیدی ترین حسّاس ترین زیباترین سازنده ترین خلوت ، این خلوتی بوده که پیغمبر یعنی انسان کامل، کامل ترین مخلوق با حق تعالی یعنی معبود و معشوق همه انسانها داشته شماها گاهی وقتها توی زندگیاتون صحنه هایی پیش می آید که خدمت بزرگان و اولیای خدا می رسید نشست با آنها برای شما غنیمت می گید من رفتم فلان شهر فلان جا خدمت فلان ولی خدا، خدمت فلان بزرگ نشستم و ایشون توی اون خلوتی که من با ایشون داشتم این نصایح، این رمزها، این فرمول ها رو این مطالب خاصّ رو به من گفتند آدم خیلی براش غنیمت یادش هم می مونه خیلی هم آرزومون هست که پیش بیاد صحنه هایی که ما خدمت بزرگان اولیای الهی اساتید برجسته برسیم و توی اون خلوت اون بزرگ به ما چیزهایی رو بفرماید و یاد بده گاهی وقتها انسان ده سال پانزده سال بیست سال و خدا رحمت کنه قاضی رو می فرمود اگر نصف عمر انسان بگذره خودش رو به یه همچین انسانی برسونه می ارزه و وقت می زاریم تا خودمونو برسونیم به کسی که اون کس نجاتمون بده دستمون رو بگیره و گاهی وقتها سالهای سال وقت انسان می گذره به محضر بزرگی برسه اون هم برای چند لحظه و چند دقیقه شما اگر زندگی اولیای الهی رو بزرگان، علما، مراجع رو نگاه بکنید تو طول عمرشون می گه چند دقیقه ای به محضر معصوم رسیدند چند دقیقه امام زمان(عج) را دیده حضرت مطالبی براشون فرموده شما نگاه بکنید فرمایشاتی که وجود مقدس امام زمان(عج) به علما و اولیای و مراجع کرده تو کتابا نوشته شده که مثلا بعد از سالهای سال یه همچین فیضی دست داد ملاقاتی دست داد حضرت توی اون ملاقات به من فرمود مثلا زیارت عاشورا بخون یه تأکیدی خیلی قشنگی هست وقتی حضرت به آدم بگه یه جوری دیگه تو دل انسان جا می گیره جامعه کبیره بخون نماز شب بخون شما مثلاً صدقه بده قرائت قرآن کن بالاخره تو عمر انسان یه ساعتها و یه لحظه هایی پیش می آید که ممکن یه همچین چیزی دست بده انسان یعنی انسان به محضر معصوم برسه به محضر امام زادگان و اولیای الهی برسد غنیمت برای انسان اون دقائق که به محضر اینها رسیده حالا شما نگاه بکنید تشرف به محضر امام زمان(عج) به قدری اهمیّت داره که مثلاً بزرگان ما آنهایی ملاقات حضوری داشتند مکاشفه داشتند اینها را ما به عنوان خاطرات و مکاشفه و عرض کنم خدمت شما که لحظه های بسیار پرغنیمت عمرشون برشمردند سالها هم گذشته طرف زحمت کشیده ده سال پانزده سال بیست سال سی سال گاهی وقتها شده بعضی از اولیای خدا هفتاد سال کار کردند هفتاد سال زحمت کشیدند بعد چند دقیقه شاید به یک دقیقه هم نرسیده گاهی وقتها خدمت آقا رسیدند آقا هم یه سفارشی کرده ولی واقعاً فیض خداوند تبارک و تعالی به تنگیها هم که من گفتم نیست و به این تنگیها هم که ما در زندگی بزرگان می خونیم نیست یعنی شما اگر کسی طالب باشیم طالب باشه واقعاً اونها خیلی بیشتر به آدم سر می زنند خیلی بیشتر با انسان ارتباط دارند خیلی بیشتر انسان را راهنمایی می کنند اگر ظرفیتی وجود داشته باشه تمنّایی وجود داشته باشه فیض از طرف اونها همیشگی است این مشکل از طرف ماست که واقعاً چیزی به نام طلب اراده وجود نداره طلب ما نیست اراده مانیست دغدغه ما نیست درد ما نیست امکان نداره یه جایی چیزی به اسم تشنگی و درد وتمنا و دغدغه و طلب و اراده ایجاد بشه این بزرگواران بُخل بورزند اصلا این جوری نیست اگر به دست نمیاد اگر حاصل نشده برای ما حتّی یه خواب قشنگ حتّی یه خواب قشنگ یک رؤیای صادقه مال این هست که در ما تمنّایی نیست در ما طلب جدی وجود نداره در ما درد،درد و دغدغه نیست اگر باشه اونها که اساساً دروغ نیستش عادتکم الاحسان یعنی اصلاً عادت شما احسانه، سیجیتکم الاکرم ، کرم سجّیه اونهاست خلق ثابت و دائمی اونها کرم است ما اگر موفق نیستیم ارتباطی نداریم خوابی نداریم مشاهده ای نداریم مکاشفه ای نداریم شهودی نداریم واردات قلبی نداریم مال این هستش که خودمون نمی خواهیم گرگدا کاهل بود تقصیرصاحبخانه چیست درطبیب هست بالا سرما درد ما نداریم دردجدی نداریم این رو شما بدونید این همیشه است اوّل از این در رابطه با این نکته مضافاً این که جدای از این که ما درد نداریم و آنها هم اگر ما درد داشته باشیم دریغی ندارند این هستش که خیلی خیلی مسئله بیشتر و بزرگتر از آنچه که در کتابهای خاطرات علما که به محضر بزرگان و علمای دین و معصومین رسیدند وجود داره یعنی اگر رسیدن به محضر معصوم استفاده از اولیای خدا بهره مندی در خواب یه چیز عادی باشه اینقدر عادی که پیغمبر صبح به صبح به اصحابش می فرمودند که هل من مبشّرات کی بشارتی بهش از اون ور رسیده عادی بوده یه کار عادی الان شده استثنا برای اینکه ما وضعمون خرابه اگه هم اینها شده استثنا اگه شده اینها یه چیز خیلی نادرو شانس برای این هستش که ما وضعمون خرابه ما خیلی بدیم ما خیلی بیچاره ایم بره تو جبهه این همه بسیجیانی که امام فرمود راه صد ساله رو یک شبه طی کردند به کرّات حضرت رو ملاقات کردند ما چقدر یکی دوتا ده تا بیست تا چقدر شهید داشتیم که حضرت باهاشون نشست و برخاست داشت بهشون می گفت تو کی شهید میشی لااقل ده پانزده تاش رو خودم یادمه تشرفهاشون رو من خودم دیدم خدمت حضرت تشرف پیدام کار شازدی نبود سختی نبود اگر کسی واقعاً دل کنده بود ارتباط داشت شهید داریم قبل از شهادتش یعنی مدتها قبل از شهادتش عرض کنم که تو محلّه خودشون می آید یه قبر کوچولو، خیلی تنگ و کوچولو برای خودش می کنه همه می گفتند این چیه می گفت قبر منه می گفتند چرا اینقدر تنگ و کوچک می گفت بعداً می فهمید ، بعداً می فهمید بعداً آمده بود دفاع مقدسی و جنگ وشهادت زمان و تاریخ و نحوه شهادت رو سالها قبل می دونست ایشون شهید شدند سر در بدن نداره قشنگ جنازه بدون سر در قبر جا می شه اگر سر داشت جا نمی شد سری وجود نداشت خوب این بچه کجا بود چند سالشه کجا درس خونده چقدر کار کرده چقدر سخنرانی رفته چقدر کلاس رفته هان اگه اون آقای عیوب که همه شما می شناسید آقای حاج داوود عیوب خودمون که ساختمان یاخچی آباد مدتی در عهده و اختیار مؤسسه قرار داده بودند داداشش یه روحانی شهید همه از جزیره درمی آیند ایشون با قایق خودشو می رسونه به جزیره دنبال اون جایی که بهش نشون دادند قرار شهید بشند می گرده که همونجا شهید می شه مهم این هستش که ما باید ذره مقاومتهامونو کم کنیم تو شدن خیلی پوست کلفتیم، خیلی پوست کلفتیم تعبیرم خیلی پوست کلفتیم تعبیرمؤدبانه اش پوست کلفتیه اگه نگم لجوج هستیم تو شدن عادت کردیم بشنویم از این گوش بشنویم و از اون گوش در کنیم عادت کردیم دیگه اصلا و این هم خیلی خطرناکه هی بگیریم بشنویم و آخرش هم هیچی هی عمل نکنیم واِلّا اگر کسی پوست کلفتی نکنه شنیدنش باشدنش یکی باشه اینجور چیزها که کرم اونهاست دائم هم هستش اونها مگه می شه مارو رها کنند مگه می شه نه کمک می کنند همیشه همیشه کنار ما هستند شاهد ما ، ناظر ما وضع مارو می بینند کمک می کنند ماها خیلی بدیم خیلی بدجنسی می کنیم خرابکاری می کنیم هی یکسره حجاب رو حجاب می گذاریم این مصیبتها اتفاق می افته حالا شما نگاه بکنید من می گم فیض دائمی یکی از اون فیض دائمی این حدیث شریف معراجه که آقا گزارش خلوتشونو به ما دادند یعنی دیگه شما بزرگتر از پیغمبر و تشنه تر از پیغمبر و پرظرفیّت تر از پیغمبر و چون فقر فقره دیگه هر چی شخص فقیرتر باشه ثرتمندتره تو برخورد با بی نهایت هر کس ظرفیت بیشتری داره گداتر باشه جذب بیشتری داره این که ماها دریافت نمی کنیم تا در خواب مال این هستش که ما ظرفیتمون پُر است متأسفانه ما اصلا گدا نیستیم آدم وقتی گدا می شه می افته به اضطراب و اضطراب ما گدا نیستیم و طلبی نداریم واقعاً آدم وقتی گدا می شه شما امشب می خواهید برگردید خونه هاتون پول نداشته باشید ببینید چطوری اضطراب می افته سراغتون پول نداشته باشید فردا صبحانه و نهاروشام نداشته باشید انسان مسته می شه، وقتی ما ظرفیتمون پره درخواستی هم نداریم به همینی که هست قانعیم خیلی وقتها این هم زیاد می دونیم یه جوری می خواهیم کمکش کنیم خیلی زیاده، خیلی زیاده اذیّتمون می کنه کم بشه بهتر هی کم می کنیم قضیّه رو با تنبلی بی حوصله گی کمش می کنیم والّا امکان نداره یه کسی ظرف پرش نکنه پیامبر از همه گداتره از همه گداتره چون از همه گداتره اَ فقره دیگه چون از همه گداتره جذبش هم بیشتره میگه خدایا من تشنه ای هستم که هرگز سیراب نمی شوم من گرسنه ای هستم که هرگز سیر نمی شوم اینقدر گدا آدم ما نه ما اصلاً اضطراب نداریم گدایی نداریم أنتم الفقراءُ إلی الله می بینم آقایون تو حسابمون پُر باشه زنی زندگی شوهری خانواده ای ماشینی خونه ای بسّه مونه دیگه اصلا نمی ریم در خونه خدا وقتی که شکممون سیره کاری باهاش نداریم اصلا احساس نمی کنیم نیاز داریم ما برای گدایی های انسانی مون دغدغه نداریم گدایی هایی بخش انسانی نیومده سراغمون ما نیازهای انسانیمون مضطربمون نمی کنه اونجا که مضطرب می شیم غم و غصّه هامون رو می ریزیم سرخدا و معصومین تو دعاها و مناجات هامون همش مربو ط به خواسته های طبیعتمونه خیلی خیلی آدم خوبی باشیم نیازهای علمی، نیازهای علمی نیازهای انسانی نداریم بخش انسانی اصلا احساس گدایی نمی کنیم حالا این درس معراج هم همینجوریه کسانی که می آیند می نشستند اینجا یعنی مهم نیست کی میاد می شینه چقدر می شینه مرتب می نویسه گوش می کنه چند نفر میاد اصلا اینجوری نیست این درس مال گداهاست به آدمهایی که خیلی بدبخت و بیچارست خیلی خیلی احساس بیچارگی می کنند دیگه اورژانسی غذای خیلی خاصّ گذاشتند براش یعنی پیامبر گفته شاید یه کسی هم مثل من بدبخت و بیچاره باشه در درگاه خداوند یه کسی هم مثل من فقیر باشه حالا من که فقیرم گرفتارم وقتی تو اوج فقر رسیدم به محضر خدا بهش بگم که خدایا من چکار کنم من فقیرم من بیچاره ام عبدٍ ذلیلاً ضعیفاٍ مسکینٍ مستکیناً لا یملِکُ لِنَفسِه نفعاً ولا ضراً ولا حَیاتاً ولا نُشورا از این بدتر داریم ما هان آدم از این بدبخت تر داریم ما هان نداریم دیگه نداریم دیگه هیچی نداره این بیچاره فقیر مسکین مستکین ضعیف لا یملِکُ لِنَفسِه نفعاً ولا ضراً ولا حَیاتاً ولا نُشورا هیچ عرضه ای هم نداره نه می تونه نفعی جذب کنه نه می تونه ضرّی نفع کنه یه آدم هیچی دیگه اصلا فقر محض خوب یه فقر محض رفته به درگاه غنّی مطلق هو الغنی حالا این غنی می خواد کرم کنه یه فقیر محض رفته در مقابل یه بی نهایت این می خواد بهش بگه تو چیکار کن چیکار کن مثل من بشی، چیکار کن شبیه من بشی خوب اولین چیزی که بهش گفته بود چی بود توکل، توکل هم توضیح دادیم که جا هم نیفتاد متأسفانه من آزمایش کردم ببینم که این توکل جا افتاده برای بچّه ها دیدم برای خواصّ اون هم جا نیفتاده چه برسه به عوام جانیفتاده این همه گفتیم آقا توکّل یعنی تو باید بدبخت بیچاره باشیم مضطرّ بشی اصلا تو ظرف اضطرار و بدبختی توکل معنا داره اعتماد به خدا یهو می بینی دستت خالیه اون وقت خدا تا می خواد دست مارو خالی کنه فقیر کنه، زمینه توکل رو فراهم کنه ما جیغمون درمیاد آی بدبخت شدیم بیچاره شدیم مموندیم نمی دونم فقیر شدیم نمی دونم چرا اینجوری شد چرا اینجوری می شه اصلا پس کی توکل معنا پیدا می کنه شکم سیر و دست پر که توکل معنا نداره توکل یعنی تودهنی به گشادی تمام عالم داشته باشی خوب یه گدایی زیاد هیچی هم نداشته باشی دستت هم خالی باشه هزار نون خور هم بیان یقه ات رو بگیرن بگن یالّا نون مارو بده نون زن و بچّه ات رو هم نداشته باشی برای یه دونه بربری یه دونه سنگک لنگ بمونی بعد تازه بهت بگه خوب خدایا حال توکل به تو این توی زندگی شخصیمون توی فعالیت کردن برای اسلام و امام زمان و خدا هم قضیه همینجوری هستش امام خمینی وقتی بهش می گن تو مأموری ایران رو نجات بدی تو بدترین وضعیت بهش می گن ایران رو نجات بره اینقدر عجیبه فعالیت امام حرکت امام که خدا رحمت کنه حضرت آیت الله العظمی فاضل رو خاطرات آقای فاضل به آقای مرحوم کوثری می گفتند ما توی نجف خدمت امام رسیده بودیم یه آقای بی ادبی به امام گفته بود چی می گی شما باید شاه بره نشسته اید اینجا نفستون از جای گرم درمیاد تو یه مستأجر تو نمی تونی از خونه ات بیرون کنی نشستی اینجا می گی شاه باید بره هوس رو نگاه کنید چقدر بااطمینان شاه باید بره چی داری تو پانزده خرداد پا شده اومده یه سخنرانی کرده نصف شب رفتند در خونش گرفتنش یه آدم یه لّا قبا یه نفره رو اصلا کسی عرضه نداشت بگه تو چی ورش داشتند آوردند تو راه طرف بهش میگه آخه تو یه نفرآدم وایسادی جلو شاه چی چی می گی مثلا خدم و هشمی داری سربازی داری لشگری داری ارتشی داری جلو شاه آقا با چه اطمینانی میگه بله آقا من ارتش دارم ، ارتشت کو، قنداقند تو کوچه ها دارند بازی می کنند فعلاً بچّه اند دارند بازی می کنند از کجا این حرف اومده از توکّل شما انقلاب اسلامی رو تجربه کردید همتون دفاع مقدّس ما چی چی داشتیم روی همه دنیا وایسادیم روی همه رو هم کم کردیم چون هیچی نداشتیم روی همه کم کردیم اگه اسلحه داشتیم اگه تجهیزات و ثروت داشتیم بمب اتم و هواپیما موشک و تانک داشتیم که مغرور می شدیم که در تمام جنگ های پیامبر غالب جنگهای پیامبر لشگر پیامبر چون هیچی ندارند پیروزند چون دست خالیند پیروزند غیر از جنگ حُنین که اونها بیشتر بودند از دشمنها اتفاقاً تو جنگ حنین که بچّه ها اصحاب پیغمبر سربازهای پیغمبر مسلمین قوی تر غنی تو اسلحه شون بیشتر بود شکست خورد چرا أعَجَبتْکُم کَثَرتَکُم کثرت شما زیادی شما ، شمارو به عُجب آورده بود زیادی شما حالا توکل به خدا توکل به خدا چیه جیبمون پُره ، توکل به خدا یعنی چی جیبمون پُره توی مؤسسه شما وقتی می خواهید کار بکنید تا وقتی که هوسهاتون بزرگ نباشه هوسهاتون بزرگ یعنی چی یعنی یه زمانی تک تک شما خانمها و آقایون تک تک تون حضوراً خدمت آقا امام زمان (عج) برسید حضوراً و حضرت بهتون بگه خوب می خوام ظهور کنم پاشید بریم و تا به این فکر نکنید که شما باید این کاررو بکنید یعنی همّتتون رو بلند کنید روحتون رو قوی کنید بعداً پاش واایسید سیلی بخورید، یعنی آقا من یه همّت اینجوری دارم که آقا امام زمان (عج) باید مقدمات ظهورش رو فراهم کنم ضمیر چی متکلم الوحده باید نهایت متکلم مع الغیر ما که نشستیم اینجا می خواهیم تلاش بکنیم قوی ترین آدمها قوی ترین سربازها هان دعای ماست دیگه اللّهم الجعلنی من جُندِکْ فانَّ جُندِکْ هم الغالبون و الجعلنی جِزبکْ هم المُفلحون و الجعلنی من الاولیائک فَانَّ اولیائکَ لا خَوفٌ هم یَحزَنونْ پس اینها مسخره است ما دعا می کنیم شبهای ماه مبارک رمضان همیشه اللّهم الجعلنی مِنْ مَن تَنتَسِرُ به لِدینِکَ ولا تَستَبِدل بی غیری من رو از کسانی قرار بده که دین تورو یاری کنم دین خود را به وسیله من یاری بکنی و کسی هم به جای من قرار ندی هیچ کس جای من قرار ندی خدایا هیچ کس جای من نره قوی ترین سربازها این همه داریم دعا می کنیم در دعای صحیفه من از بهترین ها باشم من از قوی ترین ها باشم من از نزدیک ترین ها باشم من از مفیدها باشم آرزوها و دغدغه های یه شیعه رو توی جامعه کبیره خوندم تو همین جلسه براتون خوندم که من باشم که به معصومین بشند هیچ موجودی نباشه تو عالم که معصوم رو نشناسه شیفتش نشه آقا حضرت دعا کرده در حقّ شماها دعای حضرت به شما خیلی قدرت و توان می ده ببینید دعای حضرت به شما خیلی قدرت و توان می ده دعاش رو براتون می خونم از امام رضا (ع) رحم الله عمراً احیاءٌ اَمرَنا خدا رحمت بکنه بنده ای رو که کسی رو که امر مارو زنده نگه داره و نام مارو تو جهان در حدیث داریم یاد مارو به مردم مارو بشناسونه بعد حضرت در آخرش اینجوری فرمود می فرماید که فَإنَّ الناس لو عَلِموُ محاسِنَ کلامنا لَتْبَعونه اگر همه مردم دنیا حرفهای مارو بشنوند حتماً تابع ما می شند این بی عرضه گی از ماست که ما نمی تونیم حرفهای معصومین به این قشنگی رو بریم به مردم بزنیم ، مردم واِلّا تشنه حرفهای قشنگ هستند همه تشنه حق هستند دنیا الان تشنه حقّه امام فرمود جهان تشنه فرهنگ اسلام ناب محمّدی (ص) است ماها انگیزمون ضعیفه ماها جهانی فکر نمی کنیم ماها مثل امام زمانمون فکر نمی کنیم ماها امام زمانمون به کار جهانی احتیاج داره شما باید داد بزنید امام زمان تو دنیا همه جا باید فریاد بزنم همه جا باید معرض کنیم بابا این طبیعت گراها رو شما نگاه کنید طبیعت گراها که می خواهند برند تو مجلس رأی بیاره می ره میلیونها قرض میگیره طرفدارهاش می رند میلیونها تومان قرض می گیرند کمک می کنند می گند آقا این بره تو مجلس به نفع ماست بعد هم شب وروز شما دیدید تو ایام انتخابات شب و روز می آیند برای اون کسی که می خواهد برود به مجلس تبلیغ می کنند اعلامیه پخش می کنند پلاکارد می زنند خوب ما برای امام زمان (عج) این جوری نیستیم ما برای امام زمان (عج) شب بیداری نمی داریم مسافرت نداریم شب نخوابی نداریم اصلاً ما نداریم برای امام زمان (عج) می خواهیم چی کار بکنیم دیدید شما تو طبیعت گراها چیکار کردند همین شب جمعه گذشته برداشتن یه کتاب خیلی بده امیرالمؤمنین (ع) فرمود خاک بر سر ملّتی که تو خونه خودش مورد تهاجم قرار بگیره یه جزوه زدن توهمین شهرری شهر مقدّس یه جزوه مزخرف هست با استناد به آیات قرآن علما و مرجع و شیعه رو همه رو برده زیر سؤال حکومت و امام و پخشش هم کردند اینجا دست همه اگر واقعاً هم تأثیر گذاره کسانی که اطّلاع نداشته باشند واقعاً تأثیر می پذیره دفعه اوّلی تو سال سه چهار تا جزوه طولانی راجع به آیات قرآن و طوری چیدند که می خونیدش می گی آقا معصوم و امام و امام شفاءدیگه نمی دونم قدرت امام و معجزه پرت وپلاست نعوذ بالله همین شهرری خودمون کار می کنه ، داره کار می کنه همین بغل گوش خودمون تو خونه خودمون حمله می کنند شما تا انگیزه بزرگ جهانی نداشته باشید منطقه ای هم نمی تونید کار بکنید عرضه کار کردن تو شهر خودتو تو محّل خودتو رو هم نداری مگه امام زمان بخیلِ کمکت بکنه مگه خدا بخیله دستت رو بگیره ما درد نداریم انگیزه نداریم ما اصلاً تحمّل درد هم نداریم تحمّل نداریم یه ذره فشار بهمون میاد عصبی می شیم حرفهای بی ربط از دهنمون در میاد حرفهای ناجور از دهنمون در میاد می ریزیم به همدیگه می افتیم به جون همدیگه چرا چون فشار بهمون اومده اصلاً قاعدش همینه شما شعب ابی طالب رو داریم ما پیغمبر خدا به این بزرگی حضرت علی به این بزرگی حضرت زهرا به این بزرگی ابوطالب به این بزرگی سه سال تموم می گن آقا برید تو شعب اونها که مکه مشرف شدند دیدند شعب رو یا نه برق آفتاب سه سال گرسنگی محاصره غذا نیست آب نیست هیچی نیست سه سال شوخی نیست اصلاً راه خدا همینه مفهوم توکل و رضا اینجا شکل می گیره که تو ادّعات همینه می خوای برای امام زمان(عج) کار کنی فکر میکنی امام زمان(عج) باید هر دفعه برات یه کیسه برات پول بفرسته بگه بیا کار کن برای من و همه چیت هم برات براه باشه بعد هیچ جا هم لنگ نمونی سختی نکشی نه اینجوری نیست آقا امام مجتبی می خواد بیاد پیش تو امام حسین میگه نه نمی خواد بیای من کمکتون نمی کنم حکومت ظالم می زاره قبر حضرت رو خراب بکنه هی می گفت چرا آخه حضرت جلوشونو نمی گیره اون احمقی که گفته بود امام رضا(ع) اینها اگه زور داشتند که جلوشونو می گرفتند که بمب نمی گذاشتند توی حرمشون فردا می آیند و ازشون شفاء می خواهند نمی تونند حرم خودشونو نگه دارند نه عزیزم اینجوری نیست امام حسین میگه خراب کنید قبر من رو نگذارید هم کسی بیاد مگر کسانی که یه دستشونو بدن دو دستشونو بدن کسی حاضره بیاد زیارت یا نه اصلاًقاعده عشق همینه قاعده عرفان همینه اوّل می بره دَرِ قلعه خیبر را میکنه قدرت تمام نبردها پیروزش می کنه بعد میگه حالا موقع حکومت خودت شد چهار تا آدم پیزوری ضعیف میان دَرِ خونه طناب می اندازند گردنت زنت رو هم جلو چشمت می زنند می کشند دستت هم می بندند می کِشَنت مسجد برو مسجد هیچ کاری نکنم هیچ کاری نکن برو مسجد اصلاً رضا یعنی همین واِلّا رضا اگه من شکمم سیر باشه همه چیم به راه باشه چی رو رضا بدم رضا به چی بدم و معنا نداره توکل یعنی چی، کیلویی چنده رضا چقدر چیه این حرفها چیه این که من تکرار می کنم برای این هستش که خیلی ها از عزیزان این حرفها جا نیفتاده یعنی خوب درک نکردند با قلبشون نگرفتند این رو ببینید ابی عبدالله (ع) الرضاء بمکروهٍ القضاء من اَعلاء دَرجاتٍ یَقین این که انسان چیکار بکنه رضایت بره خوشنودی به اون چیزهایی که ناپسندشون هست بمکروهٍ القضاء قضاهایی که هیچ پسندیده شمانیست سختتونه اذیّت می شید برای رضایت و خشنودی رضایت در آنچه که شما خوشتون نمیاد مکروه قضا این چیه من اَعلاء دَرجاتٍ یَقین از عالی ترین درجات یقین ، یقین اونی که گفتم یعنی باید عزیزم باید اونی که گفتم بشی میوه این هستش انسان تا میوه نشه یعنی تا یقین نداشته باشی میوه نمی شه شاخ و برگ و مقدمه است مال دیگران خودش به یقین برسه وقتی به یقین رسیدی میوه ای حالا کدوم میوه ها از همه میوه ها بهتره و رسیده تر و خوردنی تره کامله میوه کامله بالاترین درجه یقین داشته باشی رضا اون کسی که راضی هست راضیه یعنی میگه من تو محضر تو دارم این کاررو می کنم آقا خیلی حرفه ما یه چیزی داریم می گیم تمام حادثه عاشورا را شما نگاه کنید دعای سید الشهداء تا میاد کربلا میگه آقا اینجا کجاست می فرماید کجاست نمی دونم فلانه ، فلانه اسم های مختلف رو می گه نینواست چیه چیه اسم دیگری داره کربلا، کربلا، کرب و بلا حضرت دستشو می بره بالا اللّهُم دقت کنید اللّهُم اِنّی اَعوذوبِکَ مِنَ الکَرب و البلاء سیدالشهداء میگه پناه بر خدا از کرب و بلا بعد چه دعاهایی می کند حضرت همه دعاها دعایی هستش که شما اگه بگید این دعایی که امام حسین کرد اگه اجابت بشه اصلاً نباید داستان کربلا اتفاق بیفته معصوم دستشو می بره بالا دعا کرده خدایا دشمن من رو بر من غلبه نده عرض کنم خدمت شما که چنین، چنان چه دعاهایی کرده سیدالشهداء دعای پیروزی دعای موفقیّت معصوم شروع کربلا درست شد دعا کرد یا نکرد خیلی خوب حالا چه اتّفاقی افتاد، تو تمام حرکتها ناکامیه ابوالفضل عباس می ره آب بیاره دیگه داستانش رو شما می دونید چی میشه حرف می زنه با اصحاب ، با اهل کوفه تاثیر نداره هر چی بیشتر دعوت می کنه لجاجت بیشتر یه درخواستی برای آبی برای علی اصغر بگیره جوابش را هم با تیر دادند بعد گفت اِن لم یَکُنْ لکم دینُ و لا تخافون المعاد فکونُ فی دنیاکم احراراً اگر دین ندارید اگر از معاد نمی ترسید لااقل مرد باشید آزاده باشید به خانواده من حمله نکنید به خیام من حمله نکنید با بچه های من کاری نداشته باشید با زن ها کاری نداشته باشید خوب حالا شد یا نشد هان نه به چشمشون هم نشون میدن که آقا اینها این دعا مگر نکردی اینها حمله کردند دارند می رند زن و بچه ات رو آتیش بزنند خیمه هات رو دارند میرند سراغ ناموست بهش نشون میدن آی خوب تموم شده حضرت افتاده توی گودال الهی رضاً برضاک همه این نشدنها برای این بود که به اینجا برسه اوج دیگه اوجه رضاً برضاک یعنی اون چیزهایی که من می خواستم نشد هر چی تو خواستی شد آقا اون از همه قشنگتر بود یعنی یه عقبه خیلی مهم هست میاد میاد تا میرسه به اینجا که زینب کبری سلام الله علیها بگه وما رَعَیتُ اِلّا جَمیلا حرف ، حرف کمیه ، ما صدامون در میاد ما اینقدر بدبخت و بیچاره و بی ظرفیتیم که یه ذره پولمون کم نشه نونمون بخاطر به خطر بیفته بخواهیم خونمون رو از دست بدیم مستأجربشیم یه ذره شکممون شهوتمون دنیامون فیتیلش بیاد پایین طبیعیه بخواد دست بخوره یه ذره جیغمون درمیاد رضا کیلویی چنده رضا کجا بود توکل چیه ما همه می خواهیم مشروط برا امام زمان (عج) کار کنیم ما کار می کنیم برای امام زمان (عج) مشروط که اون شعله طبیعت همیشه فعال باشه و براه باشه آشپزخانه طبیعت همیشه غذا تولید بکنه ما چیزی ازمون کم نشه سرمایه گذاری نکنیم سیلی نخوریم آبرویی ازمون نره،به زحمت نیفتیم به گدایی نیفتیم به قرض کردن واین چیزها نیفتیم خوب حالا این هم یک چیزی است که ما مال خودمون تدارک دیدیم یعنی دینداری خودمون رو داریم می کنیم این و که میگیم خدا می خواد معلوم نیست ما دلمون خوشه مال به اسم امام زمان وبه اسم خدا می خواهیم دینداری بکنیم وکار بکنیم اینقدر قشنگه که نگاه کنید امیرالمؤمنین علی (ع) ما احب ان لی رضاء فی موضع القضا همرن نعم میگه دوست ندارم در مقابل اینکه من برسم به رضا در مقبل قضا دوست ندارم عالیترین نعمت های خدا عالیترین نعمتهای مادی بهم برسه از نفی همرن نعم می دونی یعنی چی یعنی از نفیس ترین انواع مال دنیا نفیس ترینشون میگه آقا حاضرم همه رو از دست بدم ولی به اینجا برسم که بگم و بتونم بگم خدایا راضیم حاضرم همه چیز رو از دست بدم از تمام عالیترین نعمت های دنیا حالا برای هر کس هر چیه خونه است زن وفرزند هر چی هست بگذرم ولی یکبار به خدا بگم خدایا راضیم ما چون عادت کردیم امروز داشتم برای خانمم می گفتم تلویزیون یه بحثی راجع به رشادت و شهادت و عرض کنم بزگوارانی که زحمت کشیدند صحبت می کردیم گفتم نگاه کنید سی سال بیست سال پانزده سال ده سال طرف باید بره به زندان مبارزین قبل از انقلاب خیلی آدم های بزرگی بودند با رضایت الان ما هر چی می ریم بعضیها میگن همه مملکت اینجوری است آقا مملکتی که شاه داره غریته حتی نزدیکترین کسهات میگن تو احمق هستی بشین سرجات حرف نزن بعد تو حرف بزنی ببرنت زندان سی سال بخوابی زندان بیست سال بخوابی تو زندان شکنجه زن و بچّه ات چی پس خونه چی غذا چی ، هیچی با چه زحمتی این انقلاب را به ما رسوندند ایننها ما قدر می دونیم این را ما حاضریم یک صدم اون شکنجه هارو اون زندان رفتن ها و اون غربت کشیدنها و بدبختی کشیدنها رو تحمّل کنیم ، حاضریم اصلاً نمی یان سراغ ما شکممان پُر است الحمد الله تا خرخره می خوریم یخچالها فریزرها پُرند الحمدالله همه چی پُر، میزان نق هم می زنیم غر هم می زنیم زود هم می افتیم به آخ و اوخ کردن و که آی چرا این جوری شد کارکردن برای امام زمانه اینجوری مسخره کردن خودمونه فرمودند یکی از دوستان طرف برای بقای اسرائیل حاضره بره وام بگیره وام می گیره در اروپا پول رو می فرسته اسرائیل خودکشی می کنه وظیفه شرعی انجام می ده میام خودم رو می کشم پول بره اونجا اینها هم که وام دادند به دَرک، ما حاضریم از جیبمون اینقدر و اینجوری سرمایه گذاری کنیم کسی حاضره خودکشی کنه جیبشو خالی کرده بعد خودکشی کرده ها ، یعنی یه دونه یه قِرون تو جیبش خودش نگذاشته فرستاده اسرائیل بعد خودکشی کرده یعنی هر چی اموال داشته داده صلوات ختم کنید باز هم صلوات ختم کنید پس دقت کنید توی این خلوتی که بین خدا و پیامبر هست آدم های ظاهر بین اگر یه همچین خلوتی بهشون دست بده دنبال این هستند که اون طرف بهشون بگه که چقدر نماز بخون کدام نماز رو بخون کرام ذکر رو بگو کدام وِرد رو بگو هان، چرا شب این کارو کن چرا سی شب اینکارو کن اینها ولی وقتی خداوند به پیامبر می رسه اصلاً بهش نمی گه عبادت کن کاری کن هیچی نمی گه بهش می گه چی اینها را هم می گه بهش ها ولی اینها را گذاشته آخر سر از کجا شروع کرده از دل شروع کرده از دل شروع کرده توکل رضایت که انسان راضی باشه از کجا شروع کرده حضرت خدا از کجا شروع کرده از قلب از قلب شروع کرده خوب سومین مطلب بحث محبّت خداوند تبارک وتعالی ست که انشاءالله می مونه برای جلسه بعد اگر عمری بود والحمدلله رب العالمین و صل الله عَلی سیدنا محمدٍ وآله الطاهرین.