اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.
خب بحثمان در حدیث معراج درباره رضا بود. چون ما بحث رضا را در پنج شنبه ها کردیم، فرمایشاتی که قبلا خواندیم را در اینجا عرض نمی کنم. بعضی از چیزهایی را که نخواندیم را تقدیم می کنم.
یک فرمایش بلند داریم از امام سجاد (ع) که من شب بیست و هفتم ماه مبارک رمضان توضیحی در موردش دادم اللهم الرزقنا تجافی ان دارالغرور والانا بة الب دارالخلوط الاستعداد لموت قبل الحول الفوت. خدایا روزی من که تجافی از خانه فریب را در دارالغرور والا نابة الی دارالخلوط بازگشت به خانه جاودانگی را والاستعدادادیموت آمادگی برای صوت قبل الحلول الفوت قبل از اینکه فوت فرا برسه و ایتعدادهای تلف بشه و من نتوانم کاری بکنم. که عرض کردیم ما باید دنبال موت قبل از فوت باشیم موت ان قبل التموت این کمال یک انسان است که موت قبل از فوت داشته باشه موت منظور به همان طبیعت ایت که انسان به طبیعت است که انسان یه طبیعت خودش بمیره و برایش یک الاح بیشتر نماند و بزرگترین دستاورد وحی که عبارت است از لا اله الا الله وو پیامبر هم خودش فرمود: ما قال نبی و ما قلت مثل لا اله الا الله حقیقی برای بشر نیامدهکه بشر بفهمه او از خداست و الاح او هم خداست هیچ چیز دیگری جز خداوند لایق انسان نیست. لا اله الا الله در مورد موتها هم توضیح دادیم انواع موت داریم که پست سر هر موتی حیاتی هست که حالا بعضی ازبزرگها تقسیم بندی کردند سفید، قرمز که همان سرخ است که انواع م وت هست. پشت سر هر موتی با هر موتی انسان حیاتی داره اگر نترسه و شجاعت این موت را داشته باشد لا اله الا الله دو سر مرحله است یک مرحله اش موت است کل موتهاست یک مرحله اش حیات اس لا اله موت هست الا الله حیات لا اله نفی هر معشوق و معبود و دلبری هست که آرزوها و آمال معشوق ها دلبرها همه اینهایی که انسان را اسیر خودش می کند الاح انسان هست اله الله حیات است که فقطخدا هست حیات حقیقی ما در رسیدن به خداوند تبارک و تعالی و انس با خداوند حاصل می شود بدون موت لا اله الا الله آداب دارد یعنی انسان این عظیم ترین ذکر الهی را با آداب بلکه که اول مرحله موتش را باید طی کند بعد به حیات برسه خوب، بدون موت حیاتی هم ایجاد نمی شه چون انسان یک موجود ترکیبی است از طبیعت و فطرت به میزانی که طبیعت الا الله حیات فطری می آره برای ما خوب، در نفی الا حها و الاح ها و موشقهای انسان هستند که همش هم حیوانی هستند اینها نباید الاح انسانها قرار بگیرد معبود انیان قرار بگیرند الاح انسان یکی است آن هم خداست هر چیزی غیر از او شما به او دل ببندید موت شماست به همان اندازه دل مردگی می آورد برای شما فشار عصبی می آورد برات غصه می آورد برات دلشوره می آورد برات له شدن می آورد عرض کنم خدمت شما که خون جگر شدن می آورد برای شما پس این را باید دقت کنیم که به میزان جیات طبیعی مون هر چقدر حیاط طبیعی مون بیشتر بشه حجم اضطراب بیشتر می شه تلخی زندگی بیشتر می شه برای همین هم در قرآن می فرمایند ما اینهایی که بهشون پول دادیم ثروت دادیم برای این نبود که خیرشان را می خواستیم آیه قرآن می گه که ما اینها را دادیم که لیعذاب خدا عذایشون کنه با مال چون سطح طبیعت بیشتر می شه دیگه هر چی سطح طبیعت بیشتر بشه آسیب پذیری یعنی هدف بزرگ یک هدف بزرگ هر چقدر بزرگتر بشه آسیب پذیری یعنی هدف بزرگ یک هدف بزرگ هر چقدر بزرگتر بشه زدنش راحتراست مثلا فرض بفرمائید که یک خانمی را در نظر بگیرید که به یک آقایی می خواهند بروند جایی که آنجا ممکن است خطر باشه فشار باشه حالا اگر این خانم دو تا سه تا پنج تا بچه همراهش باشد سطح غصة اش کمتر می شه یا بیشتر، بیشتر می شود مرد می خواهد بره خودش تنها بره راحته، زن و بچه اش با او باشند چی خیلی سخت است دیگه پس شما هر چی است دیگه پس شما هرچی داراتر باشین تو طبیعت مرده تر می شید مورد تأیید فشار عصبیت بیشتره احتمال شکست بیشتره زمینه برای اضطراب بیشتره دارایی فقط به درد کسی می خوره که خودش سوار دارایی بشه یعنی دارایی اصلاً مهم نباشه فقط الاحش قبلاً این کار را برده باشد یا رد لا رام دل برده از ما آرام آرام الحمدوالله اگر الاح حقیقی اش دلش را برده باشه هر چی طبیعت عرضه کنه به نفع اینه چرا چون تبدیل به نور بشه اما اگر کسی قبل از اینکه بع الاح خودش پیوند بخوره الاحش روز به روز مرده تر گسترده تر می شه این رابطه را دقت کنید کاملاً، خوب، پس حقیقت ما انسان لا اله الا الله هستش که از دو بخش موت و حیات تشکیل می شه لا اله اش موت است و الا الله هم حیاتش است حالا هر کس بتونه تعداد عمق فوتهاش و موتهاش را بیشتر بکنه در واقع چی بدست می آره حیات بیشتری بدست می آره و خداوند تبارک و تعالی بعضی وقتها می بیند ما حجم مرگمان زیاده طبیعت گرایی مان زیاده چی به مامی ده موت می ده تا چی اضافه بشه حیات اضافه بشه. موتها در قالب مصائب و بلاها و در قالب عبادتها وتکالیف شرعی عرضه می شه به انسان اینها همه موت می آره برای انسان ماه رمضان موت سفیدروزه موت سفیدهکه یک ماه جبراً چیکار می کند برای ما حالت موت ایجاد می کند تا چی بلکه این دل زنده بشه برای همین بعد از یک ماه موت دل باید حقیقتاً رسیده باشد به حیات ندا عید را از چی می گیرند عید فطر می گیرند یعنی همان عید فطرت می گیرند برای همین هم می فرمایند السو مولی و ان اعجرابه به روزه مال منه جزاش هم خودم هستم خوب پس چی ما یک ماه جبراً برامون موت ایجاد می کنه خدا، تا بشش به حیات برسه و راهش به حیات برسه آدم هایی که بالغ شدند یعنی می فهمند الاحش خداست الله است این خودش دیگه تلاش میکند که زودتر به الله برسه یعنی خودش برای خودش موت می آره مثل عاشق یعنی انسان عاشق یک آدم مشه و میدونه این همون معشوقی است که می خواد چیکار می کنه شروع می کنه به تلاش کردن باباش مخالفت میکنه ککش نمی گزه مادرش مخالفت می کنه ککش نمی گزه دیگران نصیحتش کنه اصلاً کاری نداره صد جور ملامت تحمل می کنه که تا به معشوق برسد. معشوقش می تونه یک شخص باشه یا یک مقام باشه یا رشته تحصیلی باشه یه رشته ورزشی باشه عاشق خارج از کشور باشه جون به جونش کنن بالاخره می خواد بره آن کشور را ببینه می خواد بره توی اون کشور زندگی کنه به هر چی هم بگی کاری نداره چون فهمیده معشوقش چیه برای خودش اون را فرض گرفته معشوق من اینه. آدم هایی که می فهمند، می فهمند نه اینکه نظری یعنی اینکه من برای شما می گم شما هم نظری می فهمید. فهم اصلاً از اسمش معلومه فهم یعنی درک ابتدایی وضعیت کلمه فهم اینه، درک ابتدایی و چی وضعیت فهم، این معرفت نیست که توأم با شهود باشه یک کسی که شاهده کسی که شهود کرده که الله الاح اوست خودش فهمیده من چیزی را نباید دنبالش باشم دل به چیزی نباید بدم مدرک تحصیلی شغل ریاست پست ها دنیا نمی دونم دلبستگی های دنیا مواد دنیا خانه، ماشین نمی دونم چی دلبستگی نداشته باشه اگر این را فهمید خودش به معرفت رسید. که لا اله الا الله و شهود کرد و راست گفت یعنی چی اشهد ان لا اله الا الله شهادت می دهم یعنی خودش به شهود رسید که شهادت بده این جور افراد دیگه نمی گزارند که خدا برایشان موت ایجان بکند هر وقت هم خدا خواست موت ایجاد کنه قبول می کنندمثلاً ماه رمضان روزه می گیرند نماز می خوانند معطل خدا نیستند این جور آدم ها، متوجه شدید چه جورشه معطل خدا نیست عجله دارد که خودش زود تر به خدا برسد یک دختری اومده بود پیش من می گفت که فلان کس اومده خواستگاری من می گه ما قبل از محرم عقد می کنیم ولی من می گم بزاریم بعد از محرم اون عجله داره گفتم خوب طبیعی است که اون عجله داشته باشه اون کسی که عاشق شد دوست داره زود تر برسه بنا براین کسی که این جوری هست این اصلاً منتظر خدا نیست این خودش شروع میکنه به نوافل برای همین هم ما اگر کسی بخواد به جایی برسه باید با نوافل برسه نوافل مستحبات، نماز شب ما حدیث داریم قرب فرائض واجبات و حدیث قرب نوافل که با نافله انسان می رسه تا توحید و چیز های دیگر و مقامات بالا این خودش می ره به اون سمت خودش برای خودش موت ایجاد می کنه عاشق موت میشه روزه مستحبی نماز نمی دونم عاشق سختی ها می شه دیگه سختی ها براش سختی نداره چون بلافاصله پشت هر سختی چی برهیک قرب بیشتری تحمل می کنه مثل پیمودن مسیری تا خانه معشوق که انسان هر چی نزدیکتر بشه شوش چیه بیشتر می شه نه اتفاقاً می خواهد که طی بکند دوست داره که طی کنه هی زحممت می کشه زود تر طی بشه هر چی هم میره جلوتر تصور وصال قدرت بهش میده شوق درش ایجاد می کنه پس این شخص می ره به استقبال خطر به استقبال سختی ها به استقبال مشکلات به استقبال تمام چیزهایی که می تونه طبیعتش را بکشه در نمی ره دیگه اگر کسی به این مقام رسید چی مشه به این مقام برسه اصلاً براش لا ابالی لایبالی اصبح علی عصراً ان علی یسر به قول امام باقر (ع) اصلاً فرق نمی کنه فردا صبح می خواهد بدهکار باشه می خواهد طلبکار باشه مریض می خواهد باشد یا سالم باشه اصلاً براش دیگه فرق نمی کنه می رسه به چی می رسه به شادی می رسه به آرامش دنبال هیچ چیز نیست توی دنیا نمی خواهد هیچ نتیجه ای برسد نمی خواهد به هیچ اعتباری از عبارات که اهل دنیا بهش رسیدند برسد و خودش را با کسی مقایسه می کنه مطلقاً، با کسی چسم و تو هم چشمی نداره یعنی از نجات پیدا می کنه از فشارهای چشم تو هم چشمی که چرا فلانی من نه چرا فلانی رسید من نه چرا فلانی اینقدر داره من ندارم چرا فلانی اینقدر تحصیلات داره من ندارم چرا اون ازدواج کرده من نکردم چرا اون بچه داشته باشه من نه چرا خونه آنها آنجا باشه خانه ما نباشه اینجوری نیست دیگه چون آدم راحت می شه می رسه به آرامش چون ولی خودت دفت کنید الاح خودش ولی خودش را پیدا کرده دیگه الاح خودش ولی خودش را پیدا کرده دیگه ان اولیاء الله لا خوف علیهم و لا هم یخرنون نه ترس نه غم اصلاً مهم نیست که قراره چه اتفاقی بیفته کسو کارش قراره بمیرن می خواهند نمی رند پس درواقع از عشق به معشوق، عشق به موت ایجاد می شه از عشق به موت چی ایجاد میشه رضا ایجاد میشه می خواستم بحث رضا رابگم یعنی شخص در همه حال راضی با خدا درگیر نیست اصلاً به هیچ وجه با خدا درگیر نمی شه هیچ وقت با خدا درگیر نمی شه راضی هست کاملاً آن وقت خدا هم او را چون دوست داره یحبهم ویحبونه البته ابن را دقت کنید یحبهم و یحبونه تا اینکه انسان بشه محبوب خیلی کار داره خیلی کار می بره تا یه نفر خدا بهش علاقه شخصی ایجاد کنند خدا، ولی علاقه عام به همه دارد همه محبوب خدا هستند او بنده هایش را دوست داره و لیکن خدا به یکی دابطه شخصی بکه به قول خودش میگه عاشقش بشم خود خدا عاشق شخص بشه اینو بخواهدش دست بزاره روی این آدم بگه این مال منه این جوری بگه خیلی خوبه اگه این کار را بخواهد بکند با یک نفر یعنی یک نفر را بخواهد انتخواب بکنه برای این کار اون وقت بخواهد این کارش را بکنه خدا چی کارش می کنه یعنی براش تندتند موت ایجاد می کنه به چی برسه تمام انواع موت را می ریزد سرش تا این کاملاً طبیعتش عریان بشه تا بتونه بی پرده بیاد پیش خدا مثل کی مثل سید شهدا (ع) که خدا اون همه ریخت سرش هان مثل حضرت زینب، حضرت زینب از جذب آن همه موت اینقدر مست می شه می گه چی وما رعیت الا جمیلا چون خیلی موتش زیاد بوده در عاشورا همه حقیقت موت آمده آنجا چون همه حقیقت الاح و لا اله الا الله اومده آنجا ما هیچ روزی مثل روز عاشورا نه موت دارید نه حیاط لا یومک یومک این سخن را امام حسن مجتبی به ابا عبدالله فرموده: یومک یومک یا ابا عبدالله هیچ روز پس عاشورا روز ظهور لا اله الا الله روز اعطای بالاترین حیاط و روز تجربه بالاترین موت هست بالا ترین موت بنا براین خدا کسی را بخواهد براش چی ایجاد میکنه موت ایجاد می کنه لذا حضرت می فرماید اگر دیدید یه موقع تو رفاه هستید وقتی براتون بلا نمی یاد ناراحت بشید بترسید اذا رعیت الله هر وقت دیدید خداوند پشت یر هم داره مشکلات را حل میکنه برات یکسره داره فعل می رساند اذا رعیت الله قتاب علیک نعم فعضه هم می بینید پشت سر هم داره مشکلات را حل می کند هر چی می خواهید بهش می رسی هر چی دوست داری دریافت می کنی مثلاً همه چی هست همه چی جوره سورو سات جوراست اینجا بترس که خدا دارد دورت می کند بر حذر باش و اذا رعیت الله یعنی وقتی دیدی خدا پشت سر هم داره بلا می رسانه فشکره پس شکر کن این فمش هم فهم انسانی است کار هر کسی نیست حالا ما می گوییم ما این حرف را اما واقعاً اگر دو تا مشکل پشت سر هم برامون بیاد دوباره چکمان برگشت بخوره پشت سر هم دوباره اخطار برایمان بیاد می ریزیم بهم اصلاً، یکی مریض بشه یکی فحشمان بدهد بابایمان یه چیزی بگه مادرمان یه چیزی بگه خواهرمان یه چیزی بگه می ریزیم به هم اصلاً ما ها، ما نمی تونیم بخوریم مثلاً ظرفیت ایجاد نکردیم متأسفاته ما ظرفیتمان پر از طبیعت اصلاً فضا برای موت و جذب نداریم شکر نمی تونیم بکنیم آدم های بسیار ضعیفی هستیم خیلی ضعیف هستیم ما خیلی ضعیف هستیم رضا کاره کیه کاره کسی است که مرده تا مرگ نیاد رضا نمی یاد این را یادتان باشد یک موقعی است انسان تسلیم می شه یعنی زمانی که انسان دستش را هی بره بالا ولی دوستم نداره که اسیر بشه ولی تسلیم شده دیگه این را چی می گن میگه خدا هر کاری کردی تسلیم رضایه چیزی دیگه هست رضاً به رضاک یعنی من اصلاً، من هیچ چیز ندارم که بخواهی از من بگیری هیچی ندارم من اصلاً میلی ندارم به چیزی که تو دستت را بزاری رویش و من تحریک می شود زنم را می خواهی بگیر شوهرم را می خواهی بگیر اصلاً شوهر نکنم زن نگیرم بچه می خواهی بده می خواهی نده دادی می خواهی بگیر پول می خواهی بده ثروت دوست داری نده فقیر بشم قراره برم گدایی کنم این ور آن ور برم مشکلات مالی پیدا کنم برم از این ور و آن ور گدایی برم مشکلات مالی پیدا کنم برم از این ور و آن ور گدایی کنم برم، اون اصلاً من ای نداره مرده است مرده که هسی نداره توجه کردی وقتی آدم مرد شما برو بزنش فحشش بده اصلاً فرقی نمی کنه براش پس رضا کاره کیه کی می تونه راضی بشه مرده بیشتر باشه توکل هم همینطورهست توکل کار آدم های زنده نیست آدم زنده یکسره اضطراب می آید سراغش دو تا مشکل می خورند به هم اصلاً اعصبشان می ریزند به هم داغون می شن حی یکسره میگن آخ آخ اگه ما را گرفتن برند زندان چی می شه چنین می شه اینجوریه اضطراب می آره توکل کار آدمهایی است که خیلی جیگر دارند آدم هایی هست که واقعاً موت را می توانند تحمل کنند کار آدم هایی است موت را می توانند تحمل کنند برایشان دوست داشتنی توکل بکنه آزاد است راحت است رضا هم همینطور هستش رضا هم کار هر کسی نیستش رضا کسی است که باید مرده باشد کی می تونه به رضا برسه کسی توانسته باشه الاحهای خودش را نفی بکنه یعنی لا اله الا الله حقیقی را بگه پس عزیزان توجه کنید به سن و سال و سابقه و این حرفها مفده این حرفها حرف یکی را می بینی سی سال حوضه درس خوانده من اش بزرگ شده بیشتر شده یک کسی را می بینی که پنجم ابتدایی ننه تو بابیه تو بی سواد ولی اصلاً من نداره هزار تا مرجع تقلید و آیت الله به گردش هم نمی رسند چرا چون فوت بیشتری داشته موت بیشتری داشته عبد یعنی این عبودیت یعنی این، یعنی تو هیچ چیز نداشتی از خودت هیچی هر کاری کردم با تو هیچ چی آدم که عبد می خره، کنیز که می خره کنیز هیچ چیز نمی خواهد از آدم هیچ اختیاری نداره عبد، چی تنش بکنی چی بهش بدی چقدر ازش کار بکشی، کی صداش بکنی هیچی عبد یعنی این دیگه لا املک لنفسی نفعاً ولا ضراً ولا موتاً ولا حیاتاً ولا نشورا قل ان صلاتی ونسکی و محیای و مماتی الله رب العالمین. عبد یعنی اینکه هر چی خدا کرد، مگر غیر از این است که او برای ما حیات را می خواهد و خودش را می خواهد به ما بدهد پس حالا که می خواهد خودش را به ما بدهد دیگه ما هی قرقر نکنیم، نق نزنیم، شکایت نداشته باشیم، گله نکنیم برویم مسیر را نترسیم درست موت توش سختی همت سختی چیه، سختی طبیعت است هر جا ما می بازیم درست همان جا شل می شیم می ترسیم ملا اونجاست که دل بستگی زیاد داریم دواها درگیری ها کینه ها چنگ انداختن به همدیگر اعصاب خورد کردن اینها همش برای اینه که من های ما زیاده یادتان باشه هر جا در خانواده محل کار در اجتماع دعوا و درگیری هست مال نفسانیت است خدا رحمت کند امام را فرمود: هر جا پیامبران با هم جمع شوند اختلاف ایجاد می شه بسیاری از اختلافهایمان مال من است من و منیت، وقتی چند نفر جمع می شوند یک جا بینشان دائماً اصطحکاک ایجاد می شود اصطحکاک ایجاد می شود اصطحکاک مال چیه، مال من هایشان . یادتان باشد حالا اگر خدا محبوبش رضاست همان توکل دیگه، چی رضا به آنچه که من قسمت کردم این احتیاج به موت دارد این حدیث از امام صادق (ع) هست که رأس و طاعت الله اوج طاعت خدا چی هست الرضا بما سمع الله فی ما احب الله عبد و فی ما کره اوج بندگی خدا اون بالاترین اطاعت از خدا رضایت دادن است راضی شدن از کاری که خدا در حق تو میکنه فی ما احب عبد در آن چه که دوست داری و فی ما کرح در آن جاهایی که تو بدت می آید یه موقعی یه چیزی را دوست دارد خدا هم بهش می ده خودش هم خوشش می آید این جا نباید بزند زیر نعمت پس بزنه نعمت را پس نباید بزنه حلال نیست خدا نصیب انسان کرده لقمه حلال، غذای حلال هر چیزی خدا انسان را هم با دادن محبوب ها امتحان میکنه، هم با دادن مکروهات یادتان باشه هیج وقت از داشتن ونداشتن ما هیچ نتیجه ای نمی توانیم بگیریم فراموش نکنیم از داشتن ونداشتن نتیجه ای نمی تونیم بگیریم خدا خیلی وقتها می ده به خاطره رحمت می گیرد، به خاطر رحمت میده به خاطر غضبی که به بنده خودش داره می گیرد به خاطرغضبی که به بنده خودش داره ولی معلوم نیست به قول حضرت پیچیده به کارهای دیگه ابهام داره قضیه ولی اوج اطاعت چیه این هست که خداوند وقتی هر چی با او کرد دیگه من من نکنه چیزی نداشته باشه آقا شما اگر قرار باشه بروید یک جا کارگری می گن آقا شما کلرگر می خواهید از صبح تا غروب هر کاری هم گفتیم انجام بدید حالا هر کاری به شما گفتند انجام بدید شما شمادردت می یاد میگه نه من اصلاً شغلم اینه که این کار را انجام بدم هر کاری داشتند انجام بدم من خدمتکاری کارم است نمی توانم بگویم که من این رو انجام می دم اون را انجام نمی دم هر چی خدا گفت این اوج طاعت است خوب، چقدر زیبا امام صادق (ع) مااحب ان لی برضاء فی موضع القضاء همدن نعم میگه دوستت ندارم در مقابل رضای به قضای الهی بالاترین نعمت ها را داشته باشم حاضر هستم عوض بکنم اصلاً نمی خواهم رضا به قضای الهی را بدم بالاترین نعمت ها را داشته باشم یعنی دیگه از این بالاتر امکان پذیر نیست بالاتر از این نعمت و ثروت خدا به کسی نداده به ما ثروت و نعمت را چی میده بلای جونت میشه سلامتی بدبخت می کند تو چه می دونی چی برای ما خوبه کجا می فهمیم چی خوبه برای مان ما درکی نداریم ما این یک بینش عمیق الهی می خواهد که شخص بگه من توی نعمت ها به من رضا بده توکل بده رضا بده این مهمه امام صادق(ع) میگه: من با هیچ چی عوضش نمی کنم با هیچ نعمتی حاضر نیستم عوضش کنم با هیچ نعمتی به محضر امام صادق (ع) صلواتی عنایت کنید. روایت زیبا از امام مجتبی (ع) هست که خطاب به عبدالله ابن جعفر می گویند : یا عبد الله کیف یکونو المؤمن المؤمن ببینید حضرت از کجا شروع می کنند مؤمن، مؤمن نیست نمی تونه اسم خودش رو مؤمن بگزارد یک آدمی که وهو یفسط قسمه ناراضی است از آنچه که خدا به او داده است از قسمتی که خدا براش کرده نا راضی است قر می زنه ما بد شانسیم تو دنیا بد اقبالیم می گه این اصلاً مؤمن نیست هر کس که ناراضی از قسمت خودش باشه حالا این جا را دقت کنید این خیلی حرف بلندی و یحقز منزله خودش را بد بخت می دونه می گه من باخته ام کوچیک شدم از دیگران عقب افتادم تا این حسن به آدم دست می ده حضرت می فرماید این مومن نیست می گه که نگاه کن دیگران ازدواج کردند من ازدواج نکردم بچه دارند من ندارم خونه دارند من مستأجرم آنه سالمند من نیستم ده دفعه حج رفتند من یک دفعه هم نرفتم کربلا رفته ما نرفتیم نمی دونم می تونند عبادت کنند من مریض هستم نمی توانم عبادت کنم میگه این آدم اصلاً مؤمن نیست کسی نباید منزلت خودش رو تحقیر کنه خودش را با کسی مقایسه کند مقایسه ماله زنده بودن است مال آدم های بدبختی هست که زنده است مقایسه این جوری مال آدم هایی است آنقدر احمق است که بجای اینکه ببیند خدا مستقیماً داره با اونها چیکار می کنه نگاه می کنه ببینه به کی چی داده به او نداده انگار اعتماد به خدانداره. بابا تو خودت مستقلاً برای خدا عزیزی خدا هم برای تو همونی که دوست داره و صلاحت هست رو داده بهت می ده چی کار داری به بقیه چی می ده چی نمی ده فکر کن برای تو مریضی خوبه برای اون سلامتی برای تو فقر خوبه برای اون ثروت خوبه برای اون ازدواج خوبه چیکار داری اصلاً به کسی نگاه کنیم این نگاه کردن به عامل هلاکت انسان نگاه کردن به دیگرانه بیچاره می کنه انسان به هیچ وجه به هیچ کس نگاه نکنه تا می آیی مقایسه کنی خودت را با خواهرت با دامادت با کی با کی با جاریت یا با جناقت بدبخت می شه انسان مطلقاً سرت را بند از پایین جز خدا هیچ کس نگاه نکن هیچ کی رو. اگر می خواهی هلاک نشی اگر می خواهی استعداد هات را از دست ندی و ضایع نشی به هیچ کس نگاه نکن به هیچ کس نگاه نکن مطلق انسان تا نگاه می کنه به کسی چشمش باید از خدا دور بشه تا به کسی نگاه بکنه اون وقت وقتی از خدا به خدا نگاه می کنی به کسی نگاه می کنی به مسابقه گذاشتن مسابقه ای که تمام استعداد هایت را به تلف کردن، آقا گفتن زلزله اومد جز خونه تو هیچ خونه خراب نشد خونه ی تو فقط خراب شد، تصادف کردند فقط بچه ی تو مرد رفتید یه جا تو یه حادثه فقط تو آسیب دیدی اینها همش وراجی است که امثال بنده اینجا حرف می زنند همان گشاده می خونیم حالا ولی خیلی حرف بلنده اگر با دایگرانش بود میلی چرا ظرف مرا بشکست لیلی خیلی حرف بلنده و یحقر مترله مواظب باشیم تحقیر نکنیم خودمان را تحقیر کجا پیش می آید توی مقایسه و الا من حتی دارم باشم خدا هر کاری می کنه تحقیر و کوچک شدن توی مقیاس و اندازه می آید یعنی ما یک مبنا داریم و بر اساس اون مبنا خودم را مقایسه می کنم اما اگر ما هیچ مبنایی نداشته باشیم برای اندازه گیری تحقیر معنا داره مگه تحقیر معنا نداره و هیچکسی نیست که آدم خودش را با او مقایسه کنه منم وخدا و هر چی داده، داده شکر خدا هر چی می دونی این چقدر شادی می آره و آرامش که ما به هیچ وجه چشم به کسی نداریم اصلاً هیچ کس را نگاه نکن اینجا را دقت کن چه تیری می زنه امام مجتبی یک صلوات به محضر مقدسشان عنایت کنید. می فرماید: و یحقر منزله ولحاکم علیه الله در حالی که حاکم بر او خداست اگر خدا یک بار از ما سئوال کنه تو، مگه من بد تو را می خواستم مگه من بدبختی تو را می خواستم مگه من خوشبختی تو را نمی خواهم مگه من بزرگ شدن تو رو نمی خوام سئوال می کنه از ما دیگه، چی می گی. باید در جواب همش بگیم چی، چرا درست است همین است میگه پس برای چی به دیگران چشم دوختی چرا به دیگران نگاه کردی اگر این را از ما بپرسه خدا چی جواب بدیم می گه کسی که خودش رو در مقابل خود به فیقول ربی یحقر منزله یعنی سوره مه خدا من رو بدبخت کرد بیچاره کرد خدا فکر من نیست من خیلی بدبخت بیچاره ام والحاکم علیه یعنی تو مملکت خدا توی حکومت خدا تو چطوری می تونی به خدا تحمت بزنی که من بد خت بیچاره ام توی حکومت خدا تو بدبختی زیر نظر خدایش خدا، خدا حاکم توست خدا ولی توست آدم خدا ولی او باشه بعد بگه من بدبخت بیچاره ام خیلی جسارته، خیلی کفره حالا می رسیم به آنجا که حضرت می فرماید کافره شخص اصلاً مؤمن نیست. اصلاً مؤمن نیست یعنی به هیچ وجه عزیزان، یادتان باشد تجلیات مذهبی گولتان نزند. نماز خوندن هیئت رفتن، جبهه رفتن، بسیج رفتن، نماز شب خوندن، حرف، اینها اگر پیش خدا بودی و خدا را متهم نکردیم احساس بدبختی بهت دست نداد بلکه آرامش و خوشبختی کردی ایمان داری و الا کافری. کفر یادتان باشه این کلمه را به یاد داشته باشیم مال معصومه مال من نیست کفر تو مملکت خدا تحت ولایت خدا آدم بگه بی چاره و بدبخت هستم شما خیلی تون الآن مادر و پدرید اگر بچتون بیار بهتون بگه از اینکه شما پدر و مادر من هستید خیلی احساس شرمندگی می کنم، خیلی بی چاره ام که بابای من، تو مادر من، خیلی بهتون بر می خوره، چون جون کندید برای بچه، بچرو بزرگ کردین این همه تمام شیر جونتون رو گذاشتید دادی بهش، شب نخوابیها مریض کشیدن ها و درد کشیدن ها و کار دو شیفت، و از گلوی خودت بزنی بدی بچه بخوره که بلند شه بگه تو ننه و بابای خوبی برای من نبودین ما بهمون بر می خوره اگه این جوری بهمون بگه تازه ممکنه اشتباهم کرده باشیم، ظلمم کرده باشیم در حق بچمون، بر می خوره حالا یه کسی بیاد به خدا بگه خدا من از اینکه تو خدای من بودی خیری ندیدم مملکت تو خوش نگذشت ، مملکت تو خوش نگذشت حالا می فهمید ما حالا کی بفهمیم، کی بفهمیم که یک زن را برشدارن بیارن تو مملکت غریب همه ی عزیزانش را جلوی چشمش بکشند بچه هاش رو، داداشش رو، خواهر زاده اش رو، برادر زاده اش رو، اسیرش هم بگیرند. کتکش هم بزنن، شکنجش هم بدهند بعد بگه خدایا بسه چه خوش گذشت، چه خوش گذشت و ما رعیت الا جمیلا ما کجا این حرفها کجا، ما یک شب شام نخوریم یک شب بهمون شام نرسه واقعاً غذا نداشته باشیم، غذا نخوریم یک شب آبرویی از خدا می بریم که نگو، آبرویی از ائمه می بریم که نگو، یک شب ما شام نخوریم فقط، به ما هم می گن بنده. استاد ما تعریف می کرد می گفت تو سه ماه یکی از بنده های خدا کناره مدرسه حوزه علمیه معصوم حجتی و بیابون بود اطرافش می گفت یه آقایی رفته بود توی اون بیابون، توی اون سرما توی بیابون نشسته بود یه لباس مندرس کهنه پوشیده بود بعد می گفت بچه ها این را می زدند، توی سرما سنگش می زدند ما اگر یه گربه یا سگ رو اینجوریش کنیم جگرمون می سوزه گفت این آقا را کتکش می زدند سنگ می زدند بهش بچه ها، توی اون سرما سردش بود لباس درست حسابی هم نداشت، گفت من خودم را رساندم بهش گفتم این چه وضعی هست که تو داری، برم یه پتو بیارم گفت نه، گفتم یه لباس برات بیارم گفت نه اجازه بده برم از این چلو کبابی برات غذایی بگیرم گفت نه غذای بیرون مکروه است هیچی نداره توی اون هیری و بیری سرما و ذلت فکر این هستش این قدر بی چاره هستش که بهش گفتم یک پتویی بیارم گفت نه پتویی بیاری، میان ازم می گیرن نمی تونم اونهم نگه دارم. ما نه یک روز بخواهیم لباس وصله دار بپوشیم کفش نداشته باشیم یکروز یه بار شام نداشته باشیم نهار نداشته باشیم بچمون مریض شه، خودمون مریض بشیم، قرار باشه یه سه ماه هی روی تخت بخوابیم، طرف بیست ساله توی رخت خوابه، بیست ساله شیمیایی هست، موج گرفته، چه مغاضله ها ای با خدا داره این مؤمن نیست کسی که تو مملکت خدا احساس بدبختی داشته باشه بگه خیلی بد بختم کاشکی بمیرم کاشکی نباشم این آدم دین نداره، خودش خودش را ممکنه مؤمن بداره ولی خداوند لحظه ای هم برای همین کسی که خود کشی می کنه جاش کجاست تو جهنم و مخلدم هست. مثل کافر مخلده در عذاب است کسی که خود کشی می کنه چون خیلی بی ادبیه دیگه این حرف خیلی بی ادبیه که من به اینجا برسم که خودم رو بکوشم اینقدر نکبت و بی ادب و کور هستی نسبت به نعمتهای الهی که خودت رو بکشی یعنی حقت همینه لیاقتت همینه کوری معرفت نداری حضرت (ع) می فرماید این جور آدم ها و لموت الابه مردن براشون بهتره تو مملکت خدا سر سفره خدا کسی بهش احساس بدبختی دست بده، چرا چون مریضه چون به فلان خواسته اش نرسیده برو بمیر خدا بیشتر است به این بزرگی مال توست و خدا چیست خدا وسیله ای هست که شهوتهای ما رو بده، شکممان را سیر کنه خونه بهمون بده زن بده شوهر بده اگر نداد خودش هیچ قیمتی نداره آدم های این جوری باید بمیرن، کک خدا هم نمیگزه اینها بمیرن مردن، مردن به جهنم اصلاً خدا ابایی هم نداره میاندازه ته جهنم و درش رو هم می بنده چهار ملیارد سال هم درش بمونه بدترین بندگان خدا ان الشرالدواب عند الله بدترین نزد خدا چه کسانی هستند، کرها کورها ولالها،آدم خدا را نبینه و به خواطر اینکه یه نعمت، ده نعمت بهش نرسیده با خدا درگیر شه احساس بدبختی و بی چارگی بهش دست بده خدا خودش زیبا نیست، قشگ نیست بر می گردیم سراغ چی سراغ دنیا یعنی این دار غریب فریبمان می دهد و اونی رو که باید ببینیم نمی بینیم اونی که نباید ببینیم می بینیم یعنی ماهیت جنینی خودمونو، رحمی دنیا را فراموش می کنیم استقلال بهش می دهیم بهش استقلال دادیم. غصه ها از اینجا شروع می شه بدبختیها از اینجا شروع میشه مقایسه ها از همین جا شروع می شه باختن ها از همین جا شروع می شه کی پیروز تره کسی که هیچ رو جز خدا نگاه نکنه. اشهد ان لا اله الا الله با هیچ کسی خودش را مقایسه نکند اصلا کسی را نبیند جز خداوند تبارک وتعالی پس حضرت یه مژده هم می دهد این را بگم بس است برای امشب و ان الضامن امام مجتبی خیلی حرفا میگه من ضمانت می کنم ان الضامن لم یحجس فی قلبه الا الرضا ان یدعوالله فیستجاب له آدم هایی مستجاب دعوه می دونی کی ها هستند می گه که من ضمانت می کنم برای کسی که توی قلبش و فقط رضای خدا باشه خودش خاصه ای نداشته باشه به کسی برسه به اینجا که هیچی نخواد جز رضای خدا این ضلم در رضای خدا یعنی فانی در خدا اگرزلزله اومد نگوید دعا کنیم زلزله بر طرف بشه اگر مریض شد نگه دعا کنم مریضی بره خوب خدا اگه لازم نبود به من نمی داد لازم بوده به من داده اگر فقر اومد فهمید کار خداست قبول می کنه چیزی بهش دادند چیزی ازش گرفتند چیزی بهش ندادند بقیه دادند خوش هم دادند به او ندادند هیچ فرقی نمی کنه براش می که برای یه همچین آدمی من ضامن می شم دعا کنه و مستجاب بشه دعاهاش به عجابت برسه این سئوال را دفعه های پیش هم جواب دادیم که رضا داشتند چگونه با برنامه ریزی برای زندگی و طی طریق کردن و استقامت در برابر مشکلاتی که سر راهمان ایجاد می شود و تلاش برای حل مشکلات جور در می آید اصلاً وظیفه ما تلاش یادتان باشه ما آفریده شده ایم برای تلاش انک کادهون الا ربک کدحاً نمولاوی اصلاً ما در بقول قرآن کبد در سختی انسان آفریده شده قرار داده شده وظیفه اش این است که تلاش بکنه برای زندگیش برای دیگران برای زن و بچه برای خانواده اش را شرعاً باید به خودش برسونه، نرسونه خیانت کرده و معصیت خدا را کرده وظیفه اش است به نیازهای اقتصادی خودش خانواده اش احترام بگزارد این ها بد نیست اما اگر این تلاش را کرد این وسط هر اتفاقی افتاد دیگه رازی هستش فرقی نمی که گناه باشه بلا اگر کیفر گناه باشه رازی هستیم بهش خدا خواسته اینجا پاکت بکنه. اگر درجه هست درجات بهشتی هست فرقی نمی منه بلا وقتی اومد فرقی نمی کنه برای چی دارند بلا را می دند هر چی بده خوب بوده که دادند دیگه. غیر از اینه مگه یا می خواهی کفاره گناهانت باشه یا می خواد درجه ات رو ببره بالا دیگه چی کار دارین با اینش همش خوب هستش. شر هم که خدا به ما می رسونه، مصیبتی هم که خدا به ما می رسونه این مصیبت اگر تو دنیا به دست خودمون هم باشه برامون خوبه دیگه حد اقل اینه که داریم پاکمون می که اشتباهاتی که به دست خودمون کردیم حالا باید تقاصشو پس بدیم، پس داریم تصفیه می شیم دیگه این هم خوب هستش. و الحمدولله رب العالمین وصلی الله و علی محمّدو آله طاهرین.