جلسه 005 - جایگاه سجده در سلوک انسانی
شماره جلسه
5
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1396
ماه
11
روز
26
متن کامل (خام) ‌ جلسه 005 - جایگاه سجده در سلوک انسانی

جایگاه سجده در سلوک انسانی 26/11/1396

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@

سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همۀ شما عزیزان.@

بحثمان درباره سجود هست در سجده، مباحث مهمی را از باطن سجده و اینکه سجده ما را به کجا می‌رساند، از قول معصومین عرض کردیم.@در جلسه گذشته این نکته عرض شد که سجده و نماز مثل یک هواپیما می‌ماند یا یک سفینه فضایی که ما را به بالا می‌برد، به اوج می‌برد، ولی بالاخره اگر یک کسی بخواهد به اوج برود باید بلد باشد از این سفینه چگونه استفاده بکند، یعنی باید یاد بگیرد که چگونه از این وسیله معراجی استفاده بکند.@و الا اکثر نمازهای ما مثل یک کودکی می‌ماند که پشت یک ماشین بسیار پیشرفته یا پشت یک سفینه فضایی بنشینیم فقط ادای پرواز را در بیاوریم ولی اتفاقی نمی‌افتد، ما را بالا نمی‌برد، جلو نمی‌برد، چون فرمود: «اَلْصَلاةُ مِعْراجُ» معراج است و باید ما را بالا ببرد ولی نمازهای ما این خاصیت را ندارد.@بنابراین باید انسان اول از این یاد بگیرد، این سفینه و معراج چیست، و باطن و فلسفه‌اش چیست، با تکبیرش چه چیزی می‌خواهد بگوید، با وضویش به ما چه چیزی می‌خواهد بگوید، با نیتش چه چیزی می‌خواهد بگوید، با استقبالش چه چیزی می‌خواهد بگوید، الفاظ نماز، سوره، حمد، رکوع، سجده اینها چه چیزی هستند، و چه کاربردی باید داشته باشند، وقتی ما اینها را می‌فهمیم استفاده از آنها برایمان راحت‌تر می‌شود.@امروز یکی از مسائل مهم در سجده را عرض می‌کنیم البته بحث سجده با توضیحاتی که قبلاً دادیم تمام می‌شود، یعنی از راهکارهایی که چگونه یک سجده را برای ما پرفایده می‌کند.@توضیحات مفصل را در مورد محتوای سجده و حالت سجده در جلسه گذشته عرض کردیم، الان در مورد طول سجده می‌خواهیم صحبت بکنیم که یکی از راهکارهایی که کمک می‌کند که سجده اثر خودش را در قلب ما بگذارد و نقش سلوکی خودش را بازی بکند و خیرش به ما برسد این هست که طولانی باشد.@ما در عشقهای زمینی هم شتاب و عجله در ارتباط با هیچ کدام از معشوق‌ها مثمر ثمر نیست، شما اگر با مشعوقهای جمادی سروکار داشته باشید مثلاً یک کسی اتومبیل داشته باشد، تلفن همراه خریده باشد، فرش خریده باشد، تلویزیون خریده باشد، یک خانه، یک ویلا، یک لباس، اینها معشوقهای جمادی هستند.@انسان دوست دارد با تمرکز از آنچه که گرفته استفاده بکند، این لباس را بپوشد، بارها در تنش باشد دیده بشود، این تلفن همراهی که خریده را با آن بازی کند کار بکند، اتومبیلی که خریده به عنوان یک معشوق جمادی سوارش بشود، نگاهش بکند، از آن استفاده بکند، با آن مسافرت برود، بنشیند با آن انس بگیرد.@یعنی معشوق جمادی را شخص در روح خودش می‌کند، با روحش آن را می‌خورد، هر ارتباطی که می‌خواهد برقرار بکند، با چشمش آن را می‌خورد، رنگش، مدلش، اشیاء درونیش را، داخل آن که می‌نشیند، با بینی‌اش این اتومبیل را بو می‌کند، با دستانش همه چیزش را لمس می‌کند، با آن عشقبازی می‌کند، با تمرکز، از همه امکاناتش می‌خواهد استفاده بکند، می‌گوید می‌خواهم با آن لذت ببرم، می‌خواهم با اتومبیل خلوت بکنم.@یک ساعت است همینطور، یک کفش است همینطور، یک خانه است همینطور، یک ویلا است همینطور، گهگاهی دلش برای خانه‌اش، برای ویلایش تنگ می‌شود، و می‌رود خلوت می‌کند با این معشوق جمادی، اما اگر به او بگویند حالا این اتومبیل را خریدی همینطوری نگاهش کن برو، چند دقیقه سوار آن بشو بعد ولش کن برو، شخص اصلاً به او خوش نمی‌گذرد می‌گوید نه من این را دوستش دارم.@در معشوق‌های گیاهی هم همینطور است خلوت، هم‌آغوشی، کش دادن ارتباطات مختلف را دوست دارد، یعنی چشمش این خوردنی را می‌خورد، مثلاً چند تا فلفل دلمه‌ای خریده، یکی زرد، سبز، نارنجی، قرمز، با چشمش رنگها را می‌خورد.@دوست دارد لمس‌شان بکند، بویشان بکند، یک سیب را، یک پرتقال را، یک انگور را، با چه حسی این را می‌شوید، با چه حسی این را تمیزش می‌کند، با چه حسی این را در یک ظرف خوب می‌چیند، در یک ظرف به درد نخور نمی‌چیند.@می‌گوید می‌چینم در یک ظرفی که به من حس بدهد، یعنی زیبایی این مخلوق الهی از بین این ظرف هست، بلور انتخاب می‌کند، کریستال انتخاب می‌کند، تازه ظرفش هم خیلی با آن ناز دارد، می‌رود یک عالم می‌گردد کریستالهای مناسب، ظروف مناسب.@چون می‌خواهد یک معشوق گیاهی را مثل یک چای، یک قهوه، آداب دارد می‌گوید این باید به من حال بدهد، من می‌خواهم با آن لذت ببرم و از بوی این قهوه زمانی که در دهانم می‌گذارم و جرعه جرعه می‌نوشم می‌خواهد با آن ارتباط برقرار کند.@من چای را می‌ریزم چون چای رنگش آنقدر زیبایی دارد از ورای این لیوان خیلی زیباست حالا گاهی وقتها هم آدم در فنجان می‌ریزد، ولی هیچ وقت نمی‌آید قهوه را در شیشه اینطوری بریزد، می‌گوید قهوه باید در فنجان باشد، آداب دارد.@یک پرتقال خوردن، یک سیب خوردن، یک انار خوردن می‌بینید که چقدر قر و فر دارد یک موز می‌خواهد بخورد، یک قهوه می‌خواهد بخورد، یک شکلات می‌خواهد بخورد، یک معجون می‌خواهد بخورد، یک کباب می‌خواهد بخورد، یک مرغ می‌خواهد بخورد.@چقدر این گوشت را بیاور چطوری ببر، چه بلاهایی سر این گوشت بیاور، این را چطوری سیخ بکن، این را چطوری در زعفران بخوابان، در آبلیمو بخوابان، بعضی چیزها هم ضرر دارد ولی مشهور است شهرت زمانه است مثل خواباندن در آبلیمو بدن را بیچاره می‌کند.@وقتی شما گوشت را در چیزهای ترشی بخوابانید اثرات مخربی دارد، ولی حالا این مشهور شده، حالا این را در آبلیمو و زعفران بخوابان تا می‌خواهد لذت چند دقیقه‌ای شکمی ببرد، چه مقدماتی برای این کار دارد، چه وقتی می‌گذارد چه حسی می‌گذارد.@غذاها را دیدید الان در این ظرف، به این مدل، به این شکل، یک سالاد می‌خواهد بخورد، ببینید چه بلاهایی سر این سالاد می‌آورند که نه این آداب دارد، کار دارد، سفره‌آرایی دارد، کلاس دارد باید 20 ساعت بروی کلاس سفره‌آرایی، برای شکم، هر کدام از خورشت‌ها یک داستان دارد، هر کدام از سالادها یک داستان دارد، هر کدام از ژله‌ها، از کیک‌ها، از سوپ‌ها، از آش‌ها.@جشنواره آش، وقت عظیمی از یک عالم آدم محترم جشنواره آش برقرار می‌کنند آدمهای خیلی بزرگ و محترم مردم هم می‌روند بازدید آش‌خوری و وقتشان را می‌گذارند که بروند در این نمایشگاه انواع آش‌ها را بخورند، چقدر آدم برای این شکم وقت، تمرکز، فکر، حس چقدر برایش می‌گذارد این معشوق گیاهی است می‌خواهد استفاده بکند، یک خوردنی است.@حالا نهایتاً تنها لذتی که می‌خواهد ببرد یک دقیقه، دو دقیقه، 10 دقیقه، 20 دقیقه است می‌بینی چه تشریفاتی، چقدر روش، چقدر داستان، چقدر تفکر، چقدر تمرکز، چقدر کتاب، چقدر جزوه، دهها جلد، صدها جلد، هزاران جلد کتاب آشپزی، که با یک مخلوق خدا که برای بشر آفریده آن هم برای بخش گیاهیش بشر چکار می‌کند.@یک کمال دیگر داریم ما به نام کمالات جمادی، کمالات گیاهی که مربوط به زیبایی هست مثلاً لباس پوشیدن، طرحهای لباس، مدلهای لباس، سر این پرده شما نگاه کنید چه عمری از بشر سر پرده، و فرش و موکت و مبل، این طرف مثلاً سالی یکبار، دو سال یکبار مبلش را عوض می‌کند، اگر مجموعۀ ساعتهایی را که گذاشته رفته در بازار دنبال مبل گشته، دنبال کفش گشته، دنبال چادر گشته، دنبال کت و شلوار گشته.@آقا رفته یک لباس زیر برای خودش بخرد، وقت و تمرکز و فکرش را گذاشته اینها را جمع بکنند بعد بگویند حالا شما چقدر در رابطه با معشوق آسمانی و اصلی‌ات، الهی که 40 سال می‌گفتی من فقط این الهم هست یعنی خدا، چقدر تمرکز گذاشتی که عشقبازی را یاد بگیری؟ استفاده را یاد بگیری؟@مثلاً برای نماز چقدر وقت گذاشتی؟ چند تا کلاس، چند ساعت، 20 ساعت وقت گذاشتی برای سفره‌آرایی باشد حلالت، چند نفر می‌گویند ما 20 ساعت رفتیم یک دوره نماز آموزش ببینیم، یک دوره ذکر آموزش ببینیم، یا خود قرآن خواندن غذای ماست.@از اینجاها معلوم می‌شود یک نفر موطنش جمادات است، علی‌رغم ادعایی که می‌کند، موطنش معشوقهای گیاهی هست، سر این گیاهان شما نگاه کنید، خانواده‌ها چه عشقبازی‌هایی با این بن‌ساید و گل چی، گلهای آپارتمانی، گلهای زینتی، باغچه.@در فیلمها دیدی الگو که می‌خواهند بدهند طرف می‌گوید آخر عمر فقط کیف می‌دهد من بروم یک باغچه بخرم، گل بکارم، در یک باغی، در یک ویلایی، پنج سال آخر عمر که با این پنج سال آخر عمر آدم از ته جهنم می‌تواند برود بالاترین درجات بهشت، این صبح تا شب پای درخت و گیاه است.@اینها را ما نهی نمی‌کنیم بالاخره علاقه است، لذت دنیایی است، لذت دنیایی هم ارزش دارد، خودش یک ثواب است، ولی وقتی یک کسی می‌آید در بخش جمادی، در معشوق‌های جمادی، معشوق‌های گیاهی، معشوق‌های حیوانی، این همه وقت برای لذت‌های اینطوری دارد.@یک ذلت حیوانی می‌خواهد ببرد، چقدر تمرکز و وقت و آموزش اوه چه خبر است، یا مسائل اجتماعی بخش حیوانی ماست، مسائل سیاسی، مسائل هنری، اینها بخش‌های حیوانی ماست، بخش وهمی ماست.@چقدر انسان برای لذت بصری خودش شما در هنر نگاه کنید، تلویزیون نگاه کنید، نمایشگاه نگاه کنید، فیلم نگاه کنید، اوه چه خبر است، وقت و عمر برای لذت‌های بصری، تابلو و تابلوکشی، و کارهای هنری اینها خوب است ارزش هم دارد.@بعضیها برای لذتهای عقلیشان اینطوری هستند می‌بینی 50 سال در ریاضیات کار کرده، 60 سال در شیمی کار کرده، 70 سال در فلسفه کار می‌کند، 50 سال در شعر کار می‌کند، لذتهای عقلی است.@کامپیوتر کار می‌کند اصلاً شده مغز کامپیوتر، لذت عقلی است، خوشش می‌آید قوانین را کشف بکند، با این قوانین ور برود، از این قوانین و شگفتی‌های این قوانین استفاده بکند، برود نانو را کشف بکند.@حالا داستان نانو خودش داستانی هست که در کجا سرایت دارد، در یک سلول، آدم 20 سال، 30 سال وقت بگذارد دانشمند بزرگ و برجسته می‌گوید من 20 سال عمرم فقط مطالعه یک اتم بود.@20 سال عمر من شده یک کتاب در مورد چهار دانه اتم و مولکول، اما وقتی که می‌رسیم به معشوق فوق عقلانی بشر کاملاً بی‌حوصله است، یعنی الان ما داریم دوره برقرار می‌کنیم در ذکر جرأت نمی‌کنیم اگر این اردو پنج روزش شش روز بشود، یا مثلاً موضوع خیلی عوض نشود.@خیلیها حس ندارند می‌گوید من یک هفته اردو بیایم اینقدر هم پول بدهم بعد مثلاً می‌گوییم والا این چیزی که ما داریم در یک هفته به شما یاد می‌دهیم خودمان چهار سال آموزش دیدیم، تازه یکیش را.@عنایت یک نفر، وقتی که یک نفر، وقتی که برای احیا می‌گذارد نشان می‌دهد این آدم جدی است، در بحث معنویت، عشق، آسمان، غیب، و الا مرسوم نیست، الان کجاها بلند می‌شوند می‌آید، احیا چیست، الان این صیغه احیا چیست، می‌گویند مگر ماه رمضان است که احیا داشته باشیم، احیا فقط سه روز مال ماه رمضان است، نه احیا همیشه هست.@پس چطور در این طبیعت‌گراها هر شب جلسه دارند، پارتی دارند، احیا دارند، اینها هم احیا می‌گیرند تا 2 ـ 3 ـ 4 صبح احیا دارند، حالا احیا با معشوقهای جمادی است می‌نشینند راجع به جمادات حرف می‌زنند پول، سکه، ارز است، یا راجع به اتومبیل است، بعضیها تا صبح می‌نشیند راجع به معشوقهای جمادی، گیاهی، حیوانی، اجتماعی، سیاسی، یا علمی.@وقتی نوبت به اصلی‌ترین که می‌رسد معشوق انسانی وقتی می‌گویی حالا احیا می‌خواهیم بگیریم، هزار و یک جور فکر و ان قلت و آخه دیر است نمی‌شود، چند ساعت می‌شود، خسته می‌شویم، خوابمان می‌گیرد، نمی‌رسیم، می‌آید هزار و یک جور شیطان سر آدم توجیه می‌آورد، احیای انسانی می‌خواهیم بگیریم، می‌خواهیم دور هم جمع بشویم گعده‌های معنوی می‌خواهیم بکنیم.@اگر انسان این عشقبازی‌ها را نکند، این گعده‌ها را نکند، این شب بیداری‌ها را نداشته باشد، این تمرکزها را نداشته باشد، این بزم‌ها و می و مطرب‌های اینطوری را نداشته باشد، که اصلاً قلب راه نمی‌افتد، آدم باید داشته باشد، تا قلبش راه بیفتد به بهشت برود، برزخ برود، بالاتر برود، قلب را باید هُل داد، باید مدام در این بزم‌ها برد تا این کاره بشود.@لذا در سجده هم داستان زیاد دارد ما مطالب خیلی مهمی را در مورد سجده عرض کردیم در واقع این بحث سجده ما کمک می‌کند به مباحث اردویی ما، که ما بعداً در اردو دیگر مجبور نشویم یک هفته هم اردو بگذاریم برای این بحث.@امشب می‌خواهیم یک مقدار راجع به طول سجده صحبت بکنیم، طول سجده یعنی چی؟ یعنی من یک حالت قشنگ دارم با خداوند، معشوقم هست، دوست دارم این حالت را کشش بدهم، چطور انسان با معشوق‌های زمینی می‌خواهد حرف بزند.@دو نفر که خیلی به هم علاقه دارند نمی‌ایستند سلام، سلام بروند، می‌ایستند سلام و علیک می‌کنند، حرف می‌زنند، 2 ساعت، 3 ساعت وقتی هم دستشان به هم می‌خورد اینطوری نمی‌کنند.@دست همدیگر را می‌گیرند، دستهای همدیگر را در دستهای همدیگر نگه می‌دارند، فشار می‌دهند، همدیگر را نوازش می‌کنند، همدیگر را بغل می‌کنند، همدیگر را لمس می‌کنند، در آغوش همدیگر هستند، دوستش دارد، طرف دوست دارد بنشنید با هم حرف بزنند، با هم بروند مسافرت، برویم با هم یک جا بنشینیم چایی بخوریم، غذای بخوریم، حرفی بزنیم این می‌خواهد تخلیه بکند.@در معشوق فوق عقلانی هم داستان همین است یعنی اگر آن حس‌هایی که، خدا برای ما اینها را نمونه گذاشته معشوق‌های جمادی، گیاهی، حیوانی، که تو الگوبرداری بکنی که اگر می‌خواهی در بخش آسمان موفق بشوی، خیلیها برایشان مهم نیست این قضیه که موفق بشوند یا نشوند، می‌گوید ما می‌خواهیم بخوانیم برویم، به خدا بگوییم خواندیم، تمام شد، بلند بشویم برویم.@ولی اگر یک کسی جدی هست، یعنی واقعاً می‌گوید این اله من است و من باید در ارتباط با او به صمیمیت تأثیرگذار برسم، باید جدی باشد و وقت بگذارد، چون می‌خواهد با این معشوق اوج بگیرد بالا برود، طرف الان می‌گوید من عذاب وجدان ندارم ازدواج کردم ولی این همسر اصلاً من را ارضا نمی‌کند.@یعنی ذهن من اغناء نیست سیر نمی‌شوم این را دارم، و احساس بدی به من دست می‌دهد که چرا من نباید اینطوری باشم من و ذهنم را مشغول نمی‌کند، به خودش نمی‌گیرد کامل، ذهن من مدام احساس خلأ دارد، با این همسر بی‌عرضه‌ای که من دارم، با این همسر بی‌توجهی که من دارم من چرا باید خلأ را داشته باشم این خودش ناراحت است.@آنوقت ما با خدا اینقدر احساس بدبختی داریم، اینقدر احساس کمبود داریم، احساس خلأ می‌کنیم، خلأهای عاطفی، معشوقهای جمادی، گیاهی، حیوانی، عقلی برایمان عقده می‌شود، خدا سیرمان نمی‌کند، خدا می‌گوید: أَلَيْسَ الله بِكافٍ عَبْدَهُ خدا برای بنده‌اش کافی نیست.@اگر کافی است چرا برای ما کافی نست؟ چطوری است که ما با داشتن خدا مدام احساس حقارت و بدبختی و کمبود می‌کنیم؟ مدام می‌رویم دنبال معشوق‌های دیگر می‌گردیم یک طوری خودمان را سرپا نگه داریم، گاهی وقتها هم خجالت می‌کشیم از اینکه با این خدا هستیم، از اینکه این اله ماست، اگر مجبور هستیم دینش را رعایت بکنیم، خیلی شرم‌آور می‌شود.@این چطور الهی است که تو با داشتن این اگر یک کسی تمسخرت کرد، اگر یک کسی تحویلت نگرفت، اگر یک کسی کمبود برایت آورد اینقدر تو بدبخت و بیچاره بشوی و به ذلت بیفتی اصلاً دیگر خدا یادت می‌رود، فلانی به من محل نگذاشت، تو خدا را داری، با خدا پر هستی.@می‌گوید نه من با این خدا پر نیستم، چرا پر نیستی؟ چون تو اصلاً با او رابطه نداری، باید تو را پر بکند وقت نگذاشتی که بروی با او پر بشوی، برای یک چلوکباب وقت گذاشتی، برای یک سیگار که وقت گذاشتی اینقدر برای خدا نگذاشتی.@این خیلی بد است برای زندگی انسان که انسان برای معشوق‌های زمینی این همه عمر، جوانی، وقت، دوندگی دارد، وقتی نوبت به معشوق اصلیش می‌رسد که ابدیت انسان به این هست می‌بینید این اصلاً وقت ندارد که با این پر بشود.@لذا نماز خواندنها همه مسخره است، روزه گرفتن‌ها همه عقده‌ای است، انتقامی از خدا است، می‌گیریم افطار انتقام می‌گیریم، نماز می‌خوانیم اما می‌خواهم از نماز فرار کنم، اذان ندارد حوصله‌اش را ندارم، اقامه ندارد حوصله ندارم، نماز را تندتند می‌خواهم بخوانم حوصله ندارم حاج‌آقا زود باش.@همین آدم اگر در یک معشوق جمادی و گیاهی یا حیوانی باشد عجله بکنی می‌گوید چه خبر است آقا، بگذار ما حالمان ببریم، تو نمی‌خواهی بلند بشو برو، ما می‌خواهیم بنشینیم صفایمان را بکنیم.@طرف یک فیلم سینمایی دیده، دو تا فیلم سینمایی دیده، دو تا افسانه دیده، شوو دیده، پدرش ساعت 12 ـ 1 نصف شب به او می‌گوید بس است تلویزیون را خاموش کنید بخوابید می‌بینید با پدرش کَل‌کَل می‌کند با مادرش کَل‌کَل می‌کند می‌خواهم باز هم ببینم سیر نشدم.@نوبت خدا که می‌شود ما زود سیر هستیم، اصلاً شروع نکرده سیر هستیم، اصلاً نخورده سیر هستیم، 60 سال این آدم سیر است این تکه‌ای که من هر بار تکرار می‌کنم که ما وقتی نماز 4 رکعت‌مان می‌شود دو رکعت خوشحال هستیم، نشان می‌دهد فاجعه عمقش کجاست، چقدر فاجعه است.@پس بفهمیم وقتی می‌خواهیم الان بخوانیم معصوم دارد با تو صحبت می‌کند در مورد طول سجده چه چیزی می‌خواهد به تو بگوید، سجده گفتیم یعنی بغل کردن خدا، سر روی پای خدا گذاشتن این کار می‌برد، من خواهشم از عزیزان این هست که وقت بگذارند، تمرین بکنند سجده را با همین نیت انجام بدهند.@یعنی وقتی از آن بلندی قیام، چه قیام قبل از رکوع، چه قیام متصل به رکوع، می‌خواهید بروید روی پای خدا بیفتید حواست باشد دارید می‌روید روی پای خدا وقتی سرت رسید روی پای خدا ببین دوست داری آن را برداری یا نه.@این خیلی مهم است که تو توجه داشته باشی وقتی داری ذکر را می‌گویی سرت روی پای خداست، به همین توجه کنید، حالا شروع کن حرفهایت را بزن، بعد هم ببنید اصلاً دلت می‌آید سرت را برداری یا نه این خیلی مهم است این سجده‌ات کار می‌کند.@گفت طرف صدقه انداخته بود از خیابان رد شد ماشین او را زد بلند شد دید یک نفر می‌خواهد صدقه بیندازد گفت آقا صندوقش کار نمی‌کند نینداز.@حالا ما سجده‌هایمان باید کار بکند، راه بیفتد این سجده بعد از 30 سال، 40 سال، 50 سال ، امام صادق فرمود هر کسی یکبار یک سجده خوب انجام بدهد شقاوت پیدا نمی‌کند، یعنی تو یکبار در عمرت سرت را بگذار روی پای خدا و سجده بکن، پس فلسفه طول سجده که می‌خواهیم بگوییم این است.@از وجود مقدس امیرالمؤمنین هست ما چقدر خوشبخت هستیم، یا خوشوقت هستیم، که شب جمعه و دل سحر می‌توانیم یاد امیرالمؤمنین کنیم، دل ما مزین بشود به وجود مقدس امیرالمؤمنین.@«اَطیلُوا السُّجُودَ فَما مِنْ عَمَلٍ اَشَدَّ عَلى اِبْلِىسَ مِنْ اَنْ یَرىٰ اِبْنِ آدَم ساجِداً لِاَنَّهُ اُمِرَ بِالسُّجُود فَعَصى» سجده را طول بدهید « فَما مِنْ عَمَلٍ» هیچ عملی نیست که شدیدتر و سخت‌تر و ناخوشایندتر باشد برای ابلیس از اینکه ببیند فرزند آدم در حال سجده است این خیلی حالش را می‌گیرد چرا که به او فرمان داده شد که سجده بکند و نافرمانی کرد.@در قرآن ما داریم می‌فرماید: إِنَّ الشَّيْطانَ لَكُمْ عَدُوٌّ فَاتَّخِذُوهُ عَدُوًّا شیطان دشمن شماست، شما هم او را دشمن بگیرید، یکی از روشهای دشمن گرفتن شیطان درگیری با شیطان است.@چون انسان اگر شجاعت درگیری با شیطان نداشته باشد همیشه تا آخر عمر خاک بر سر خواهد بود یکسره باید تو سری بخورد، یکسره باید ذلّت بکشد، یکسره در معصیت است.@حالا شیطان که ما را به کبائر دچار می‌کند، کبائر سخت، موبقات سخت، دچار می‌کند، قرآن می‌گوید تو هم او را دشمن بگیر، یکی از روشهای دشمن گرفتن شیطان این هست که یک دفعه حالت را یک جا گرفته عصبانیت کرده می‌فهمی که باختی، سرت را کلاه گذاشته، یک فکر منفی در ذهنت انداخت، یک چیزی از گذشته در ذهنت آورد، یک بدبینی نسبت به یک کسی ایجاد کرد، هر بلایی سرت آورد داغونت کرده.@یعنی این یک بدبینی، خدا رحمت کند استاد ما آیت الله مجتهدی، می‌گفت گاهی اوقات انسان با یک الحمد لله جهنم می‌رود، نیش می‌زند، الحمدلله که ما دنیاپرست نیست، دارد به یک کس دیگر نیش می‌زند با کلامش، با ذکر خدا هم هست ولی با همین الحمدلله جهنم می‌رود، با ذکر خدا نیش می‌زند، یک کسی را تحقیر می‌کند.@ما خیلی بلا سرمان می‌آورد، فهمیدی بلا سرت آورده، تو هم عصبانیش کن، تو هم ناراحتش کن، تو هم او را به خشم بیاور، تو هم به او ضربه بزن، شیطان اگر ببیند تو کسی هستی که اگر یک مشت بخوری ده تا مشت می‌زنی راحت هوس نمی‌کند بیاید سر وقت، می‌گوید این را الان من بروم سر به سرش بگذارم یک گناهی می‌کند بعد انتقامش را سخت از من می‌گیرد.@بلند می‌شود عصبانی می‌شود می‌فهمد من سرش کلاه گذاشتم بیچاره‌ام می‌کند، یک دفعه می‌بینی ده دقیقه، یک ساعت رفت روی سجده، همین ده دقیقه سجده شیطان را بیچاره می‌کند شیطان را آتش می‌زند.@اگر کسی باطن سجده را ببیند شیطان عربده می‌کشد، نعره می‌کشد وقتی تو سجده طولانی می‌کنی، فَاتَّخِذُوهُ عَدُوًّا یعنی مرد باش، جگر داشته باش، قدرت داشته باش، تو را زده، بلند بشو او را بزن، تو را به گناه انداخته.@به جای اینکه خودت را بزنی او بیشتر خوشحال می‌شود، می‌گوید بیا خرش کردم گناه کرد، حالا هم دارد در سر خودش می‌زند، با بقیه درگیر شده دیگر حس و حال هیچ چیزی را ندارد بلند بشو او را بزن.@به او بگو حالت را می‌گیرم توبه می‌کنم خدا هم توبه‌ام را می‌بخشد، گناه کردم، معصیت کردم، با خدا آشتی می‌کنم، جبرانش می‌کنم، به لج تو هم که شده یک روز روزه می‌گیرم، به لج تو هم که شده باشد صدقه می‌دهم، به لج تو هم که شده باشد حرم می‌روم، به لج تو هم که شده باشد نیم ساعت سجده می‌کنم، ده دقیقه سجده می‌کنم، حالش را بگیر این دیگر راحت جرأت نمی‌کند بیاید وسوسه بکند.@ولی ما مدام سواری می‌دهیم، کولی می‌دهیم، مدام از ما باج می‌گیرد، تو هم جگر داشته باش گناه کردی، شده بشر اینطوری است، بلند بشو انتقامت را بگیر، بلند بشو او را بزن، بگو الان می‌نشینم صد تا صلوات می‌فرستم تا چشمت کور بشود.@به زبان بیاور، این را بگو، بگو الان می‌روم وضو می‌گیرم میایم دو رکعت نماز می‌خوانم از خدا طلب مغفرت می‌کنم، سجده‌ام هم طولانی می‌کنم، یک مقدار هم صلوات می‌فرستم، صدقه هم می‌دهم، او هم که تو نسبت به من در من حسادت ایجاد کردی، می‌روم دعایش می‌کنم برایش هدیه هم می‌خرم چشمت کور، با او می‌روم آشتی می‌‌کنم تو از غصه بمیری.@من زودتر می‌روم خانه‌شان، زودتر به او پیامک می‌دهم، زودتر به او سلام می‌کنم، زودتر با او رابطه برقرار می‌کنم فَاتَّخِذُوهُ عَدُوًّا یعنی این، بعد شیطان مگر به این راحتی می‌تواند دفعه بعد بیاید شما را تحریک بکند، کینه در دلت بیندازد، می‌گوید این اینطوری است، این اگر من بخواهم خیلی راحت این را اذیت بکنم ضربه بزنم این به من ضربه می‌زند.@نه تنها خودش بعضیها اینطوری هستند، بعضیها آدمهای قدرتمندی هستند، می‌گوید حالا به من ضربه زدی می‌روم ده تا از کسانی که به اسارت گرفتی آزادشان می‌کنم، ده نفر را از گناه نجات می‌دهم یک کاری می‌کنم صد نفر با خدا آشتی بکنند، شیطان یک موجود حقیقی است.@امیرالمؤمنین دارد به ما درس یاد می‌دهد، یکی کسی به امیرالمؤمنین بگوید حالا برای چی من با این سجده بخواهم شیطان را اذیت بکنم، چرا بخواهم حال او را بگیرم؟ باید حالش را بگیرید.@وسوسه می‌کند، حمله جلو، عقب، راست دارد بیچاره‌مان کرده، نمی‌گذارد یک زندگی شاد داشته باشیم، یک زندگی آرام داشته باشیم، یک آب خوش از گلویمان پایین برود، سر نماز حمله می‌کند، در سجده حمله می‌کند.@امام سجاد می‌گوید من دارم نماز می‌خوانم، شده یک اژدها آمده پای من را گاز گرفته که من از او بترسم دردم بیاید از خدا غافل بشوم؛ جنگ است، این پرهیجان‌ترین جنگ عالم است، قشنگترین جنگ عالم است.@جنگ بین تو که عاشق هستی برای حفظ معشوقت و یک شیطانی که نمی‌خواهد که تو به معشوق‌هایت و خانواده آسمانیت برسی، جدی‌ترین صحنه زندگی انسان این صحنه‌ها است صحنه‌های پرهیجانی هم هست.@یک کسی می‌گوید آقا ما زندگیمان خمود است، حوصله نداریم، تفریح نداریم، بنشینیم بازیهای کامپیوتری نگاه کنیم، بنشینیم فیلم‌های جنایی نگاه کنیم یک ذره هیجان بگیریم، تو الان تا خرخره دارد دشمنت خفه‌ات می‌کند در لجن گیر کردی بلند بشو با این بجنگ، این دشمن حقیقیت هست، جنگ راه بینداز، علیه او حزب تشکیل بده، قرآن می‌کند با حزب شیطان و عملش درگیر بشوید حزب علیه او تشکیل بده.@بگو ما حزب زمین‌خورده‌های شیطان هستیم، ما حزب توابین هستیم توبه می‌کنیم، دو تا، سه تا، پنج تا، ده تا، صد تا آدم جمع کن با هم بسیج شوید، کمک کنید هم خودتان را نجات بدهید، هم دیگران را نجات بدهید انتقام بگیرید، شیطان می‌گوید من این را ضربه به او زدم، ولی این 20 ـ 30 ـ 50 تا سنگر من را از من گرفته است.@جنگ واقعی است، جنگ حقیقی است، زد برادر من را کشت، زد دوست من را کشت، الان دارد همسر من را اذیت می‌کند، خواهر من را اذیت می‌کند، افتاده به جان بچه من، بچه من را افسرده کرده، پژمرده کرده، عصبی کرده، شیطان دارد این کار را می‌کند، ببین در همسرت، چه کسی افتاده به جانش چه افکاری دارد، ببین در مادرت، ببین در پدرت، پس شروع کن انتقام بگیر.@این که «صِل مَنْ قَطَعَک» یعنی انتقام، از تو قطع کرده تو برو وصل بشو انتقام را بگیر، «أَحْسِنْ إِلی مَنْ أَساءَ إِلَیْک» چه کاری می‌کند شیطان خوشحال است، طرف به تو بدی می‌کند تو از او کینه به دل می‌گیری شیطان برد کرده هر دو را دارد جهنمی می‌کند، نه تو برو هدیه بخر بده، حالش را بگیر.@او بدی کرد، دعوت نکرد، تو دعوت بکن، او دریغ کرد، تو دریغ نکن تو بده، او نبخشید جفا کرد، تو محبت کن، اینطوری آدم قوی می‌شود شبیه خدا می‌شود اینطوری بنده خدا می‌شود، اینطوری بزرگ می‌شود تو بزرگوار باش.@می‌دانی این آدم دشمنت هست، می‌دانی این آدم بدخواهت هست، می‌دانی این آدم پشت سرت هزار جور لجن‌پراکنی می‌کند، راحت به دشمن باج نده، زنت را از دست شیطان نجات بده، شوهرت را از دست شیطان نجات بده، فقط هم فداکاری می‌خواهد، با فداکاری، پا گذاشتن روی نفس خودمان، عزیزانمان را از دست شیطان نجات بدهیم.@الان فرزندت یک کاری کرده حرص داری یک سیلی در گوشش بزنی، یک حرف تند به او بزنی، شیطان خوشحال می‌شود، این کار را نکن، درست نرمی کن، ببین او چقدر آتش می‌گیرد، از تو حساب می‌برد، از تو می‌ترسد.@این یک جنگ است اصلاً ما جایی برای این جنگ در زندگیمان باز نکردیم، در سلوک فردیمان باز نکردیم، از سفره که شما بنشینید می‌توانید از او انتقام بگیرید، حالش را بگیرید، چون همان سر سفره هم به تو ضربه می‌زند، با هر کار دیگری.@فَاتَّخِذُوهُ عَدُوًّا خدا دستور می‌دهد می‌گوید شما هم او را دشمن بگیرید، شما هم به او ضربه بزنید در این ضربه قوی می‌شود، در باشگاه اگر بخواهند یک نفر قوی بشود در ورزش رزمی چکار می‌کنند؟ دو نفر را می‌گذارند روبه‌رو هم سه نفر، یک موقع می‌بینی چهار نفر، پنج نفر را می‌اندازند به جان یک نفر.@استاد می‌گوید بریزید سرش او را بزنید باید دفاع بکند اینطوری می‌شود قوی می‌شود چون حریف دارد مجبور است بجنگد و قوی بشود، با سه نفر یک دفعه درگیر می‌شود، با چهار نفر یک دفعه درگیر می‌شود.@شیطان حریف تمرینی ماست، خدا او را گذاشته، به لطف و رحمت خودش شیطان را گذاشته، می‌گوید حریف تمرینی جلویت گذاشتم زور ندارد خیلی در حد وسوسه است.@وادارت نمی‌تواند بکند به عملی فقط تو را تحریک می‌کند ببینم چکار می‌کنی، ما اگر از این حریف تمرینی پیزوری و شل إِنَّ كَيْدَ الشَّيْطانِ كانَ ضَعِيفاً از این شل بخوریم، با نفست می‌خواهی چکار بکنی، دشمنان خارجی هم که هستند آنها که همه بندگان شیطان هستند خیلی هم قوی هستند.@پس می‌خوریم عیب ندارد، می‌خوریم و می‌زنیم، ولی اینطوری قوی می‌شوید، دفعه بعد به راحتی عصبانی نمی‌شوید، دفعه بعد به راحتی حسادت نمی‌‌کنی، دفعه بعد به راحتی دهانت را باز نمی‌کنی هر چه دلت خواست بگویی، دفعه بعد به راحتی بدبین نمی‌شوی، دفعه بعد به راحتی قضاوت نمی‌کنی، همینطوری، شهوانی قضاوت بکنی هر چه دلت خواست پشت سر هر کس بگویی هر نتیجه‌ای هم بگیری.@چون هر بار که این بلا را سرت آورده انتقام گرفتی، ضربه زدی، هم نفست را اذیت کردی، هم شیطان را اذیت کردی، وقتی که آدم مداهنه می‌کند، مداهنه یعنی دُهن، دُهن یعنی روغن‌مالی کردن.@در فارسی می‌گوییم شیره‌مالی، سر خودش را شیره می‌مالد، سر خودش را کلاه می‌گذارد، کوتاه می‌آید، با خودش مسامحه و مداهنه می‌کند، خودش را تندتند می‌بخشد، بیخیال است شیطان بیشتر غلبه می‌کند، روح مبارزه، روح جنگجویی را باید در خودمان تقویت بکنیم.@ «إنَّ قَوماً أَتَوا رسولَ اللهِ صلى الله عليه و آله فقالوا : يا رسولَ اللهِ، اضْمَن لَنا عَلى رَبِّكَ الجَنَّةَ ، فقالَ : عَلى أَن تُعِينُونِي بِطُولِ السُّجودِ» چه آدمهایی پیدا می‌شدند می‌رفتند یقه پیغمبر را می‌گرفتند می‌گفتند این همه کاره است، پیغمبر تضمین کن ما هم بهشت برویم، قول می‌گیرند.@دیدید بعضیها استفاده می‌کنند از یک کسی یک توانایی دارد، یک موقعیتی دارد، دختر رفته بود پیش امام، امام عقدش را بخواند، گفته وکیلم، به شرطی که اگر رفتید من را هم شفاعت کنید آقا، امام گفته بود باشد اگر من اذن شفاعت داشتم شما را شفاعت می‌کنم.@گیر دادن به پیغمبر تضمین کن ما بهشت برویم، پیغمبر هم رحمت للعالمین است، کریم است اصلاً جواب منفی بلد نیست بدهد، جواب منفی نمی‌دهد، باشد تضمین می‌کنم.@بعد حضرت یک شرط می‌گذارد، می‌گوید «عَلى» یعنی شرط، به این شرط که «أَن تُعِينُونِي بِطُولِ السُّجودِ» شما هم به من کمک کنید اگر می‌خواهید بهشت را برای شما تضمین کنید شما کمک کنید با طول سجده‌هایتان.@یعنی اگر طول سجده داشته باشد بهشتش حتمی است، سجده‌هایتان را طولانی کنید، اما چطوری سجده را طولانی کنیم؟ از امام صادق «إِنَّ الْعَبْدَ إِذا اَطالَ السُّجُودَ حَيْثُ لا يَراهُ اَحَدٌ» این قیدش هست.@این هم قاعده دارد، می‌گوید اگر یک کسی سجده را طولانی کرد جایی که کسی او را نمی‌بیند، هم‌آغوشی، و طول دادن هم‌آغوشی و سر روی سجده گذاشتن جایی که کسی تو را نبید می‌ارزد.@ چون ریا می‌شود، برای همین هم مستحب است نمازهای واجب را خیلی طول ندهید، معمولی بخوانید، ولی وقتی نماز مستحبی است می‌گوید چرا هر چقدر دلت می‌خواهد طول بده، رکوعش را، قرائتش را، قنوتش را، ولی یک جایی که کسی نبیند.@خدا حفظ بکند استاد ما را حفظه الله، فرمود جلوی شاگردانتان هم نماز شب نخوانید، می‌گفت کار مهمی نیست نماز شب خواندن یک کار خیلی معمولی است دشمنان ائمه هم می‌خواندند، نماز شب خیلی هنر نیست، چیزی نیست، ولی می‌گفت نخوانید.@یک جای خلوت حالا یک موقع هست انسان در خانه هست با زن و بچه‌اش ندار است، زن و بچه می‌دانند که این اینکاره هست، حالا زن و بچه است آدم پیش زن و بچه که دیگر ریاکاری ندارد.@البته بعضیها هم دارند، شلوغ نکن، برو یک جایی که کسی تو را نمی‌بیند، یک جایی که کسی از تو اطلاع ندارد، یک جایی که همه خواب هستند، اگر عرضه داری آن موقع، این خیلی مهم است.@طول سجده کجا، نه در نماز جماعت، نماز جماعت معصیت دارد طول عبادت، شما از آقا یک ذره عمداً عقب بیفتی حالا حال می‌خواهم بکنم یک ذره ذکر بیشتر بگویم، معصیت کردی، گناه کردی، آن ذکر اضافه معصیت است، همراه امام باید بروی، از امام جلو نباید بیفتی، عقب هم نباید بیفتی، امامت یعنی همین، ینی باید از او پیروی بکنی.@حالا در مسجد نشستی همه نشستند دارند دعا کمیل می‌خوانند این سرش را گذاشته روی سجده از اول تا آخر دعا آنجا دارد گریه می‌کند، این خوب نیست، یک جای دیگر این کار را بکن، یک جایی که کسی نمی‌بیند.@حالا در حرم امام رضا شلوغ است هیچ کس به هیچ کس است، در حرم امام رضا ممکن است یک میلیون هم آدم باشد ولی تو در آنجا خلوت هستی چون هیچ کس با تو کاری ندارد به تو توجهی ندارد، هر کس در حال خودش هست در خانه کعبه هستی هر کس در حال خودش هست خیلی خوب است برو.@آشنا یک کسی هست، معمولی باش، خیلی عادی، وقتی آنها نیستند این خیلی مهم است «إِنَّ الْعَبْدَ إِذا اَطالَ السُّجُودَ حَيْثُ لا يَراهُ اَحَدٌ قالَ الشَّيْطان واوِيلاه» شیطان می‌گوید واویلاه «اَطاعُوا وَ عَصَيْتُ» اینها اطاعت کردند من معصیت کردم، اینها دارند سجده به جا می‌آورند، شیطان اینطوری داغون می‌شود، «وَ سَجَدُوا وَ اَبِيت» اینها سجده کردند ولی من اِبا کردم.@چون آن صحنه سجده برایش خاطره می‌آورد، به او گفت سجده بکن نکرد، اصلاً این داستان است، لذا انتقامت را هم می‌خواهی بگیری، هم عبودیت است، هم عشق است، هم لذت است، هم سر روی پا گذاشتن است، هم ریختن گناهان است، هم مغفرت است، همه چیز دارد آثارش را خواندم سجده خیلی خیرات دارد ولی از یک طرف هم از دشمنت داری انتقام می‌گیری.@استحکام شخصیتی پیدا می‌کنی شجاعت پیدا می‌کنی، حس جنگجویی داری، بالاخره یک کسی زده من را ده بار ته جهنم انداخته روزی صد بار ما پرت می‌کند پایین، اگر لطف خدا نباشد ما روی صراط برنمی‌گردیم، بالاخره من باید یک طوری انتقام بگیرم این هم خیلی مهم هست.@

و الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@