سلسله مباحث استاد محمد شجاعی، تهیه شده در مؤسسه منتظران منجی، شماره تماس 5 ـ 55972450، وبگاه اینترنتی WWW.Montazer.ir @
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@
فرمایشی را از امام صادق (علیه السّلام) درباره سجود و جایگاه سجده خدمت شما عرض کردیم که ایشان فرمودند که «وَ لاَ بَعُدَ عَنِ اللّه أَبَداً مَنْ أَحْسَنَ تَقَرُّبَهُ فِی السُّجُودِ» کسی که در سجود خوب به خدا تقرب پیدا کند هرگز از خدا دور نمیشود.@این خوب تقرب پیدا کردن با چه چیزی حاصل میشود؟ با معرفت یعنی هر چقدر سطح معرفتت زیادتر بشود چسبندگی و احساست بیشتر میشود.@«وَ لاَقَرُبَ إِلَیْهِ أَبَداً مَنْ أَسَاءَ أَدَبَهُ وَ ضَیَّعَ حُرْمَتَهُ بِتَعَلُّقِ قَلْبِهِ بِسِوَاهُ فِی حَالِ سُجُودِهِ.فَاسْجُدْ سُجُودَ مُتَوَاضِعٍ للّه تعالیٰ ذَلِیلٍ، عَلِمَ أَنَّهُ خُلِقَ مِنْ تُرَابٍ یَطَأُهُ الْخَلْقُ؛ وَ أَنَّهُ اتَّخَذَکَ مِنْ نُطْفَةٍ یَسْتَقْذِرُهَا کُلُّ أَحَدٍ؛ وَ کُوِّنَ وَ لَمْ یَکُنْ».@حالا اینجا دیگر یواش یواش حضرت دارد میرود در شیوه سجده. اول آن نکته تحدیدآمیزش را میگوید میفرماید که هرگز به خدا قرب پیدا نمیکند هر کس که به ساحت خداوند «أَسَاءَ أَدَبَهُ» ادب خدا را رعایت نکند. آدمهای بیادب قرب پیدا نمیکنند.@پیامبر وارد مسجد شد دید یک نفر نماز تند میخواند حضرت فرمود که وای به حالش اگر با این حال نماز از دنیا برود مثل یک کلاغ فقط نوک میزند.@دیدید بعضیها اینطوری هستند نمازشان رکوع و سجدهشان اینطوری نوک میزنند و سر بلند میکنند، این بیادبی هست. خب تو با خدا حرف داری، میخواهی حرف بزنی، اگر یک نفر با تو اینطوری حرف بزند واقعاً انسان ناراحت و عصبانی نمیشود؟ آن طرف را بیادب نمیداند یا مستحق مجازات و قهر و تنبیه نمیداند اینطور که ما با خدا سر نماز حرف میزنیم؟.@بالأخره آدم باید بفهمد که چه دارد میگوید، بالأخره یا حرف بزن یا حرف نزن. اگر قرار است حرف بزنی خب حالا حرف بزن درست حرف بزن.@در مباحث معنوی گفتیم مثلاً الان چهار رکعت نماز خوب میتواند بخواند، ولی چون میگوید من باید تعقیبات بخوانم یک چهار رکعتش هم بعدش بخوانم و آن هم تعقیبات دارد این نمازش را خراب میکند هول هولی یک چهار رکعت میخواند یک تعقیبات به درد نخور میخواند دوباره بلند میشود یک چهار رکعت هول هولی میخواند که میخواهد یکذره تعقیبات بخواند.@چرا آدم این کار را بکند؟ وقتت را تقسیم کن به نمازت، بگو من الان عجله دارم سفره را قرار است بیاندازند، میخواهم بروم فیلم نگاه کنم، اخبار میخواهد پخش بشود، جایی میخواهم بروم، جلسهای میخواهم بروم، خوابم میآید یک چهار رکعت خوب بخوان، دیگر ادامهاش هم نده.@دو ساعت بعد سه ساعت بعد با یک آرامش نماز بعدی، بهتر هم هست مستحب مؤکد هم هست نماز بعدی را با حوصله بخوان، تو که اینطوری داری با عجله میخوانی همهاش بیادبی و جسارت است، اینطوری تو نمیفهمی که داری چه میگویی.@تعقیباتت را حذف کن بقیه را حذف کن این نمازی را که میخواهی بخوانی بفهم داری چه میگویی، این خیلی مهم است. چه کسی گفته من اگر نماز ظهر را خواندم باید عصر را هم بخوانم، اگر مغرب را خواندم باید عشا را هم بخوانم، آن بدتر است.@بزرگان ما خیلیهایشان تأکید میکنند اگر وقت هم دارید این کار را نکنید مگر انسان یک جبر زمانی داشته باشد که بداند نمیتواند بعداً سر حوصله بخواند حالا نماز عشایش را هم بخواند ولی درست بخواند همان را هم که میخواهد بخواند.@حالا شما ظهر را خواندی، میبینی که سفره پهن کردند مادر صدا میکند، از راه آمدی خستهای، همان ظهر را که خواندی، تمام، ادامه نده به کارهای دیگرت برس، غذایت را بخور، استراحتت را بکن، چایی را بخور یک چرت بزن، قشنگی که خستگیات در رفت دو ساعت بعد سه ساعت بعد عصر بلند شو یک نماز باحال و باصفا و خوب بهتر از نماز اولت هم میشود بخوان، چه کسی گفته این کار چه عجلهای هست.@ما از نماز هدف داریم ولی این نماز به کرسی و مقصد بنشیند و جا بیافتد، میخواهیم با این قرب پیدا کنیم اینطوری که قرب نمیآورد، این بیشتر بُعد و بیادبی میآورد. لذا حضرت دارد روی این بیادبی میگوید «وَ لاَقَرُبَ إِلَیْهِ أَبَداً» هرگز به خدا نزدیک نمیشود «مَنْ أَسَاءَ أَدَبَهُ» کسی که نسبت به خداوند تبارک و تعالی بیادب باشد.@«وَ ضَیَّعَ حُرْمَتَهُ» حرمت خدا را ضایع بکند رعایت ادب بندگی و حرمت خدا را نکند. «بِتَعَلُّقِ قَلْبِهِ بِسِوَاهُ» سجده بکند اما قلبش به جای دیگری تعلق داشته باشد دلبسته و وابسته به جای دیگری باشد.@این «بِتَعَلُّقِ قَلْبِهِ بِسِوَاهُ» یعنی در واقع دل به غیر خدا بسپارد دل به غیر خدا ببندد این اینطوری خوب نیست. مراجع همه گفتند در نماز جماعت اشکال ندارد نماز جماعت که هر دو را پشت سر هم میخوانید بهتر از نماز فرادا هست که جداجدا بخوانید نماز جماعت اهمیت بیشتری دارد. اگر کسی میخواهد کارهای قربی انجام بدهد میتواند با مستحبات و نوافل این کارها را انجام بدهد.@حالا حضرت میگوید: «فَاسْجُدْ سُجُودَ مُتَوَاضِعٍ للّه تعالیٰ ذَلِیلٍ» چقدر قشنگ است، میگوید که یک طوری سجده کن مانند کسی سجده کن که در برابر خدا خاکسار است یعنی کیفیت خاکساری این هست که واقعاً خودش را روی پای خدا بیاندازد با همه ذلت «ذلیل» اینطوری، متواضع، خاکسار و ذلیل، ذلیلانه خودت را روی پای خدا بیانداز.@«عَلِمَ أَنَّهُ خُلِقَ مِنْ تُرَابٍ یَطَأُهُ الْخَلْقُ» حواست باشد که تو را خدا از یک خاکی خلق کرده که مردم روی آن پا میگذارند. جنس تو خاک است خاکی که همه روی آن پا میگذارند، با خاک مردم چکار میکنند در بیابان و زمینها با خاک چکار میکنند؟ جنس تو این است حواست باشد که بزرگی نکنی.@«وَ أَنَّهُ اتَّخَذَکَ مِنْ نُطْفَةٍ» خیلی جالب است، میگوید تو را از یک نطفهای خدا خلق کرده که همه نجس میدانند، از نطفه نجس تو را خلق کرده.@قرآن هم میگوید «مِنْ مَنِيٍّ يُمْنَىٰ» از این منی تو خلق شدی از این مایع نجس تو خلق شدی دیگر غرور و تکبر و عُجب پیش خدا و دستگاه خدا و خودبرتربینی نسبت به بندگان خدا این دیگر چیست؟! این یک کار بسیار بسیار احمقانه است.@اینکه وجودت از اینجا گرفته شده بعد هم که خدا هر چه که به تو داده خدا به تو داده هیچی برای خودت نیست وقتی هیچی برای خودت نیست تو وجودت هم برای خودت نیست وجودت را هم خدا به تو داده؛ پس ما به چه چیزمان باید بنازیم و فخر بفروشیم؟ به چه چیزمان با مردم رقابت و مقابله و چشم و همچشمی داشته باشیم و برتریجویی بکنیم؟ چیزی از خودمان نداریم.@میگوید حالا در مقابل این عظمت به زمین بیافت در مقابل رب العالمین. اگر کسی کلمه رب را بفهمد ترس در وجودش میافتد یعنی رب چی.@«وَ کُوِّنَ وَ لَمْ یَکُنْ» تو از نیستی تکون پیدا کردی «هَلْ أَتَىٰ عَلَى الْإِنْسَانِ حِينٌ مِنَ الدَّهْرِ لَمْ يَكُنْ شَيْئًا مَذْكُورًا» قرآن سؤال میکند میگوید مگر زمانی نیامده برای انسان که هیچی نبوده اصلاً شیء مذکوری نبوده بعداً ما خلقش کردیم قبلاً که نبوده بعداً ما خلقش کردیم.@تو را خدا اینطوری آفریده دیگر حقش هست که در راه خدا تزلل داشته باشی. (دست من را دقت کنید) تزلل برای این بخش هست، هر چقدر شما بخشهای حیوانی را، چون سجده برای کدام بخش است؟ بدن به سجده میافتد، شما وقتی که این شکل را در میآورید حقیقت انسانیت علو و قرب پیدا میکند.@شما با ذلت و تزلل بخش حیوانیات که سجده و رکوع هست کدام بخشت را علو و پرواز میدهی؟ بخش انسانی و شخصیت خودت را. دیگر کسی نگوید که من با سجده شخصیتم له میشود، نه این شخصیت حیوانی هست ما در مقابل خداوند شخصیتی نداریم چیزی نیستیم.@«وَ قَدْ جَعَلَ اللّه ُ مَعْنَی السُّجُودِ سَبَبَ التَّقَرُّبِ إِلَیْهِ بِالْقَلْبِ وَ السِّرِّ وَ الرُّوحِ» میفرماید که سپس خداوند تبارک و تعالی معنای سجود را یعنی آن باطن سجود که برایش به سجده میافتی آن عامل و مفهوم که تو به سجده افتادی، میگوید این حالت و حس و مفهوم و باطن را برای شما مایه چه قرار داده؟ مایه تقرب قرار داده.@ تقرب چی؟ قلب، سرّ و روح. یعنی دلت، باطنت و روحت را خداوند تبارک و تعالی تقرب میدهد. خیلی حرف بزرگ است. قلب، سرّ و روح، همه چیز شما. سرّ آنجایی هست که دسترسی به آن نیست. میگویند فلان چیز سرّی است شنیدید، یعنی نمیشود و به راحتی دسترسی به آن نیست در وجود یک نفر.@میگوید آن حاق وجود انسان که به راحتی هم دسترسی به آن نیست دل و آن حاق و ذاتش و روحش همه تقرب پیدا میکنند یعنی همه قوی میشوند.@«فَمَنْ قَرُبَ مِنْهُ، بَعُدَ مِنْ غَیْرِهِ» قاعده خیلی عالی است دقت کنید. قربان معصوم بروم ما چه ائمهای داریم چه اساتید و مربیانی داریم هیچ کس اینها را ندارد و هیچ کس هم نمیتواند مثل اینها درس بگوید و برای ما حرف بزند.@«فَمَنْ قَرُبَ مِنْهُ، بَعُدَ مِنْ غَیْرِهِ» هر کس که به خدا نزدیک بشود از غیر خدا چی میشود؟ دور میشود و فاصله میگیرد چسبندگیها کم میشود. ممکن است زندگی کند زن و بچه و کار و شغل دارد مثل بقیه، تجارت میکند مثل بقیه، تفریح دارد مثل بقیه، کار علمی میکند ولی چسبندگی ندارد عشق و باطنش همان سه تا معشوق است الله، اهل بیت و جهاد است.@اینها بیشتر مایه هستند برای هزینه کردن در عشق، و الا وابستگی به آنها ندارد. حالا از کجا بفهمیم وابستگی داریم یا نداریم؟ یکی از راهش این هست که اگر بگیرند ناراحت نمیشویم. با خدا درگیر نمیشویم به هیچ وجه ناراحت نمیشویم.@یا اینکه اگر یک موقعی عشق به الله و اهل بیت و جهاد اقتضایش این بود که از اینها دست برداریم چیه؟ راحت دست برداریم. یعنی من الان دکتر هستم حیف است، من الان مهندس هستم حیف است جبهه بروم، من الان استاد هستم، تا گفتی من حیف هستم تمام شد و باختی، یعنی این برایت مهمتر از عشق به الله و اهل بیت و جهاد بوده تو وابستگی داری.@پس از اینها دور نشدی؛ اگر یک کسی واقعاً نزدیک بشود به خداوند از آنها دور میشود؛ دور میشود نه اینکه کار و درس و زندگی را رها میکند و کار دنیایش را رها میکند، نه «مَنْ کَسِلَ عَنْ أَمْرِ دُنْیَاهُ فَهُوَ عَنْ أَمْرِ آخِرَتِهِ أَکْسَلُ» هر کس در کار دنیاییاش کسل باشد در کار آخرتیاش کسلتر است.@کار دنیایی را آدم باید با نشاط انجام بدهد، خانوادهداری و مهمانی رفتن و مسافرت رفتن و درس خواندن و کار اقتصادی و تجاری، همه را باید با نشاط و خوب و وجدان کاری انجام بدهد اما نسبت به آنها چه نباشد؟ وابسته و اسیرش نباشد این خیلی مهم است.@ببینید چقدر قشنگ حضرت از حالت سجود محتوا و باطن برای ما در میآورد. میگوید ببین یک درس از حالت سجده بگیرید، چطوری؟ «أَلاَ تَرَی فِی الظَّاهِرِ أَنَّهُ لاَ یَسْتَوِی حَالُ السُّجُودِ إِلاَّ بِالتَّوَارِی عَنْ جَمِیعِ الْأَشْیَاءِ وَ اْلاِحْتِجَابِ عَنْ کُلِّ مَا تَرَاهُ الْعُیُونُ، کذَلِک أَرَادَ اللهُ تَعَالَی أَمْرَ الْبَاطِنِ» سلام خدا بر امام صادق (علیه السّلام).@«أَلاَ تَرَی» مگر نمیبینی که در ظاهر سجده هم چی هست؟ حالت سجده جز با کنار گذاشتن همه چیز، چون شما وقتی که سجده میروید باید همه چیز را کنار بگذارید هیچی را نمیبینی و ارتباطت با بیرون کلاً چی میشود؟ کاملاً قطع میشود.@جز با کنار گذاشتن همه چیز و چشم پوشیدن از هر آنچه که دیدگان میبیند تحقق میپذیرید؟. سجده جز با این تحقق نمییابد.@بعد میگوید خدا «کذَلِک أَرَادَ اللهُ تَعَالَی أَمْرَ الْبَاطِنِ» همانطور که ظاهر سجده قطع ارتباط با همه اطراف خودت هست و چشم پوشیدن از همه چیزهایی است که چشم میبیند. چون وقتی که انسان سجده میرود دیگر چشمش چیزی را نمیبیند فقط زمین است اشیاء را کلاً دیگر اطراف خودش نمیبیند.@خدا اراده کرده باطن امر تو هم همینطوری باشد یعنی وقتی که به سجده میروی واقعاً چشم بپوشی از غیر خداوند. این تمرین میخواهد. وقتی سرمان روی پای خداست دیگر به هیچی فکر نکنیم.@چطور دوتا معشوق طبیعی و جنسی و زمینی وقتی با هم هستند و خلوت میکنند تا وقتی که دارند با همدیگر گپ میزنند حواسشان به چیزهای دیگر و موضوع دیگر و جای دیگر اصلاً نیست. حواسشان اصلاً پرت نمیشود.@چطور تو با این معشوق زمینی که هستی یک ساعت داری با او با تمرکز حرف میزنی و حواست هم به جایی پرت نشده. داری یک فیلم سینمایی و فوتبال و کارتون نگاه میکنی و یک داستان میشنوی و یا مسأله سیاسی اجتماعی هست اصلاً ذهنت پراکنده نمیشود.@نیم ساعت یک ساعت حضور قلب کامل، چطوری میشود وقتی ما با خدا هستیم این میپرد و میرود؟ این برای بیمعرفتی و ضعف ماست. حالا که سجده کردی همه دل و قلبت در سجده حضور داشته باشد. این چیزی هست که ما باید قلب را حاضرش بکنیم.@اینکه امام میگوید بدون تلقین انسان به جایی نمیرسد باید دائم تمرین کنیم قلبت را بکشی و این مرغ خیال را کنار بزنی و پرت کنی و بنشینی تمرکز کنی و قلبت را بکشی و با خودت در سجده بیاوری تا یواش یواش این قلب تو در سجده با حق تعالی انس بگیرد و بعداً دیگر خودش رها نمیکند در بحث یاد خدا گفتیم، یعنی خودبهخود به طوری که تو بخواهی تلقین کنی خود قلب در نماز هست دیگر حضور دارد.@برویم سراغ فرمایش وجود مقدس امیرالمؤمنین در مورد سجده، ایشان سجده را اینطوری تفسیر میکنند میگویند سجده یک ظاهری دارد یک باطنی دارد.@خدا میداند این صلواتهای شب جمعه و در احیا و صلواتهای باحال و بلند و با عشق در برزخ چه اتفاقی میافتد. خدا رحمت آقای بهجت را میفرمود که ما نمیفهمیم با یک صلوات در نظام برزخی چه اتفاقاتی میافتد؛ این نظام برزخی که میگوید یعنی نظام برزخی خودمان هم هست.@یک صلوات در سحر شب جمعه آن هم با عشق و صفا و معرفت و بلند خیلی مهم است. اگر ما دور هم جمع شویم و فقط صلوات بفرستیم خیلی کار کردیم. حالا الحمدلله داریم کار معرفتی هم شکر خدا میکنیم این هم لطف خداست الحمدلله رب العالمین.@«السُّجودُ الجِسمانِيُّ هُو وَضعُ عَتائقِ الوُجُوهِ على التُّرابِ ، و استِقبالُ الأرضِ بِالرّاحَتَينِ و الكَفَّينِ و أطرافِ القَدَمَينِ مَع خُشوعِ القَلبِ و إخلاصِ النِّيَّةِ» این سجده ظاهری است، ببین امیرالمؤمنین ظاهرش را چکار کرده.@میفرماید: سجود جسمانی و بدنی عبارت است از چی؟ راجع به بدن دارد حرف میزند خوب دقت کنید. میفرماید این عبارت است از اینکه شما چکار کنید؟ قسمتهای مهم و شریف صورتت را کدام بخش است؟ پیشانی، شریفترین جای صورتت را چکار کنی؟ به خاک بگذاری و دو کف دستت و نوک پاهایت را به زمین بگذاری.@اما راجع به جسم دارد صحبت میکند باز قید میآورد چی؟ «مَع خُشوعِ القَلبِ و إخلاصِ النِّيَّةِ» یعنی همراه این وضعیت جسمانی خشوع قلبت هم باید باشد قلبت خاشع باشد و اخلاص نیت داشته باشی، که این سجده را برای چه کسی انجام میدهی؟ یعنی برای خدا این سجده را خالصانه انجام دادی.@حالا سجود نفسانی چیست؟ در سجود جسمانی شرط میآورد چی؟ در سجود جسمانی باید دوتا چیز داشته باشد این دو چیز دیگر جسمانی نیست، قلبی است خشوع قلب و اخلاص نیت. قربان امیرالمؤمنین بروم ببینید چطور تقسیم کرده.@«و السُّجودُ النَّفسانيُّ» اما سجود نفسی و روحی و باطنی این چیست؟ «فَراغُ القَلبِ مِن الفانِياتِ ، و الإقبالُ بكُنْهِ الهِمَّةِ على الباقِياتِ و خَلعُ الكِبْرِ و الحَمِيَّةِ ، و قَطعُ العَلائقِ الدُّنيويَّةِ ، و التَّحَلِّي بالخلائقِ النَّبَوِيَّةِ».@حق داشتند فرشتهها که به خدا میگفتند این علی را بگذار ما سجدهاش کنیم و دورش بگردیم علی طواف کردنی است، حق دارد خدا علی را در کعبه میگذارد که ما دور علی بگردیم دور امیرالمؤمنین بگردیم، خدا حق دارد که این امیرالمؤمنین را باطن خانه خودش میکند، این علی کیست، چه کسی میتواند اینطوری حرف بزند.@روی نوک قله خلقت نشسته چطوری حرف میزند. اینها در کدام فرهنگ هست. آن موقع که امیرالمؤمنین داشته این حرفها را میزده آمریکایی نبوده اروپاییها در توحش داشتند به سر میبردند؛ جاهای دیگر دنیا همدیگر را میخوردند. آن موقع امیرالمؤمنین داشته برای مردم چه میگفته؟@سجده نفسانی چیست؟ میفرماید سجده نفسانی فراغ قلب هست از امور چی؟ امور دل کندن و خالی بودن دل هست از امور فانی یعنی دلبستگی به فانیات نداشتن. فانیات را قبلاً توضیح دادیم گفتیم ما سه تا معشوق باقی داریم، چه بود؟ الله، اهل بیت، جهاد اینها معشوقهای باقی هستند.@بقیه معشوقها این چهار نوع معشوق معشوقهای چه هستند؟ فانی هستند؛ حالا چکار کن؟ میگوید دلت را از این معشوقها خالی کن. یک وظیفهای آدم انجام میدهد به استخدامش هم میگیرد ولی دلبستگی نسبت به آنها نداشته باشد.@«فَراغُ القَلبِ مِن الفانِياتِ» از چیزهای فانی هر چه فانی هست دلت را خالی کن. چطور انسان با یک معشوق زمینی که خلوت میکند یا گفتم فیلم مورد علاقهاش را نگاه میکند تمام غصهها و دغدغههایش را آن موقع یادش نیست.@مثلاً الان دو ساعت بعد قرار است صاحبخانه بیاید در بزند کرایه خانه بگیرد اصلاً الان حواسش به این نیست. همه مسائلشان را فراموش میکنند فقط الان همه دلش در این سریال و برنامه و فیلم یا در این معاشقه زمینی هست اصلاً همه چیز یادش میرود. بچه و کار و درسش را یادش میرود همه چیز را فراموش میکند.@«و الإقبالُ بكُنْهِ الهِمَّةِ على الباقِياتِ» یعنی با تمام وجودش به آنچه که ماندگار و جاودانه است رو بکند به ابدیت و آخرت و الله و ملائکه الله و غیب و خانواده آسمانیاش رو کند با همه وجودش. دیگر چی؟ «و خَلعُ الكِبْرِ و الحَمِيَّةِ» اینکه انسان لباس کبر و غرور را چکار کند؟ از وجودش بکَند. تکبر نداشته باشد نسبت به بندگان خدا.@چون تکبر هم نسبت به بندگان خدا هست هم نسبت به اولیاء خداست و هم نسبت به خود خدا. انسان باید خیلی دقت بکند که به هیچ یک از این سه مورد کبرورزی نکند یعنی با بزرگی و احساس بزرگی به سراغ هیچ کدام از اینها نرود با هیچ کس اینطوری نباشد نه با بندگان خدا نه با اولیاء الهی نه با خداوند. پناه بر خدا که انسان در مقابل خدا کبر بورزد یا در مقابل اولیاء خدا کبر داشته باشد.@یک آقایی بود چهارتا کلاس درس خوانده بود همیشه میگفت من از اباالفضل بالاتر هستم. من از سلمان بالاتر هستم. بعضیها اینطوری هستند کمی در مسیر میافتند.@خدا رحمت کند استاد ما حضرت آیت الله مجتهدی را میفرمود طلبهها روزهای اول که میآیند سالهای اول که میآیند ادعای خدایی دارند بعد یک مقدار که علمشان زیادتر میشود در حد پیغمبر و ائمه میآیند.@وقتی که خیلی علم پیدا میکنند تازه متواضع میشوند وقتی خیلی علمشان بالا رفت تازه میفهمند که چیزی سرشان نمیشود به دریا که میرسند میبینند هیچی نیستند، آن موقع تازه متواضع میشوند و الا اوئل کار همه ادعای بزرگ دارند.@داستان کبر یک داستان مفصلی است که حالا الان نمیتوانیم واردش بشویم باید یک بحث مستقلی داشته باشیم. «و الحَمِيَّةِ» غرور نداشته باشد انسان تعصبات را کنار بگذارد حمیه خیلی خطرناک است غرور و تعصب خیلی وحشتناک است.@میگویند این کار حرام است میگوید ما تهرانیها اینطوری هستیم و عادت و رسممان هست ما فارسها و لرها و تُرکها اینطوری هستیم، خدا راضی نیست میگوید نمیشود این رسم ماست این خیلی خطرناک است؛ حمیت خیلی خطرناک است.@حمیت یعنی اینکه اگر اشتباه کردی برو از بچهات عذرخواهی کن بگو دخترم، پسرم من پدرتان هستم اشتباه کردم. عذرخواهی کنید.@دیدید پریروز تلویزیون یکی از علمای بزرگ کشورمان خدا حفظ کند که اندازه سالهای انقلاب در این تلویزیون برای مردم برنامه و تفسیر دارد و حرف میزند، آمد با شجاعت جلوی تلویزیون گفت من عذرخواهی میکنم از فلانی تند حرف زدم.@ما فرشته و معصوم نیستیم اشتباه میکنیم، بشر این است، راست هم میگوید، برازنده یک عالم است اشتباه کردی بگو اشتباه کردم؛ این خیلی برازنده است این مردانگی میخواهد که انسان کبر و غرور نداشته باشد.@یک شخصیت محبوب اینطوری که دهها میلیون نفر دارند از او استفاده میکنند در تلویزیون میآید و میگوید که من بداخلاقی کردم من اشتباه کردم از آقای فلانی که یکذره تند با او صحبت کردم و کمی به او تند شدم عذرخواهی میکنم.@تازه میگوید من از ایشان که عذرخواهی میکنم از همه مردم عذرخواهی میکنم و از همه کسانی که ممکن است من یک موقعی چیزی گفته باشم که ناراحت شده باشند عذرخواهی میکنم. این برازنده یک عالِم هست.@اینطور غرورها خیلی خطرناک است. غرور زنانگی، بله به زنانگی من برخورده؛ عزیزم ممکن است یک حکمی یک رفتاری به زنانگی شما بربخورد یا یک حکمی یک رفتاری به مردانگی شما بربخورد ولی به انسانیت شما نباید بربخورد.@یک موقع هست تو میخواهی بیایی حرمت زنانگیات را بچسبی، میگویی زن هستم چکار کنم، مرد هستم چکار کنم، خب مرد یا زن هستی قبلش آدم هستی قبلش باید انسان باشی. یک موقعهایی آدم باید مردانگیاش را کنار بگذارد. نمیتواند بگوید نمیتوانم آخر من مرد هستم.@امیرالمؤمنین وقتی داشتند خانمش را، ناموس خدا را میزدند و کشتند، سیلی زدند، میتوانست بگوید من مرد هستم و زیر بار این حرفها نمیروم، ولی نه انسان است یک جاهایی باید بایستی ناموست را هم بزنند، به خاطر خدا هیچی هم نگویی.@سیدالشهدا میتوانست ناموسش را نیاورد، میداند که میخواهند چه بلایی سرشان بیاورند اما نه باید برای خدا بیاوریم. بعضیها میگویند نه ما اگر بخواهیم این کار را بکنیم من که اصلاً به رگ غیرتم برمیخورد اگر بخواهد اینطوری بشود من اصلاً در این جنگ و شهادتها نمیروم، برای چه بروم.@نه یک موقعی اینطوری هست دین خدا یک موقعی میگوید که باید بایستی و در سر ناموست بزنند و به خاطر خدا صدایت در نیاید و به جهادت هم بتوانی ادامه بدهی. اگر بگویی من نه.@یا دین خدا اقتضائات دیگر این هست که پا روی زنانگیات بگذاری یک زن باید زنانگیاش را نبیند، اگر بخواهد ببیند خدا از او راضی نمیشود. یک جاهایی اتفاقاتی میافتد یک زن اگر بخواهد زنانگیاش را ببیند دنیا را از دست میدهد آخرت را هم از دست میدهد خدا را هم از دست میدهد.@خانم تو خانم هستی سر جای خودت، ولی انسانی، به حرمت انسانیت و دین خدا ساکت باش و حرف نزن و اختلاف ایجاد نکن و فتنه درست نکن و ناسازگاری نکن، محیط خانه را جهنم نکن، زندگی را به طلاق و جدایی نکش.@طاقت نمیآورد میگوید نمیتوانم اصلاً سخت است؛ خب حالا الان برو این اختلافات را ایجاد کن، دنیا و آخرت و رضای خدا و انسانیت برایت میماند؟ نه همه آن چیزهایی که میخواستی حفظ کنی همه از دست میرود. حمیت خیلی خطرناک است غرور و تعصب بیجا خیلی خطرناک است.@دیگر چی؟ و قطع علایق دنیویه، ببیند قشنگ حضرت چقدر صریح میگوید همه بلد هستید یعنی چی؛ علایق دنیویه را انسان قطع کند یعنی با قطع علایق از همه دنیا سر نماز با اشتیاق برو.@چطور در بحثهای پایینی همینطوری هست هر وقت به پول میرسی با پول خلوت میکنی و همه چیز یادت میرود، آن موقع که سر سفره مینشینی همه چیز یادت میرود.@آن موقع که با معشوق زمینیات خلوت میکنی قطع علاقه میکنی و همه پیوندهایت با همه اشیاء قطع میشود، آن موقع که داری کار علمی میکنی یک کتاب مطالعه میکنی عاشق علم هستی، در آزمایشگاه و تحقیقات هستی اصلاً به هیچی فکر نمیکنی حالا وقتی هم با خدا هستی به هیچی فکر نکن.@این همه هنر یک آدم است که بتواند وقتی سر نماز یا ذکر میرود به هیچی جز خدا فکر نکند، این تمرین دارد ما باید دائم تمرین کنیم سعی و خطا کنیم، دائم جلو میرویم و زمین میخوریم ذره ذره انشاءالله خطاهایمان چه میشود؟ خطاهایمان انشاءالله کم میشود.@همه با هم همینطوری باشیم اینکه یک کسی میگوید نه من از اول هم اینطوری هستم و من حضور قلبم کامل است، نه خیال سراغ انسان میآید انسان باید خودش را تقویت کند.@بعدی هم فوقالعاده است ولی دیگر وقت نیست من توضیح بدهم. این چی میشود؟ «و التَّحَلِّي بالخلائقِ النَّبَوِيَّةِ» اینکه انسان آراسته بشود به خلق و خویهای پیغمبر. این خیلی مهم است انسان عاشق پیغمبر باشد خلق و خویهای پیغمبر و حسن و اسماء الهی را یاد بگیرد متخلق بشود. هر چقدر انسان متخلقتر هست حضور قلبش هم چیه؟ بیشتر است عبادتش باکیفیتتر است.@اما اگر در تو فضولی و تجاوز به حریم مردم و عصبانیت و زودرنجی و خودشیفتگی باشد همه اینها وقتی میآید دیگر نمیگذارد ارتباط خوب برقرار بشود چون آفت و آسیب و آلودگی و نجاست روحی است نمیگذارد.@شما عزیزترین کس شما که خیلی دوستش داری و خیلی هم شما را دوست دارد اگر بوی گند بدهی و سمت او بروی او شما را نمیپذیرد؛ عزیزترین کس شما که خیلی دوستش داری و خیلی شما را دوست دارد اگر بوی گند بدهد آن لحظه نمیتوانی او را بپذیری.@ما اگر بخواهیم به غیب برسیم با فرشتهها و اولیاء الهی و انبیاء و صدیقین و شهدا و خود الله انس بگیریم نباید بوی گند بدهیم. این خیلی مهم است که انسان بهداشت را رعایت کند. شما میگویید من فلانی را خیلی دوست دارم هر وقت میخواهم پیش او بروم باید حمام بروم و عطر میزنم و لباس خوب بپوشم چون این آدم ملاقاتش برای من خیلی قیمت دارد.@خدا اگر بداند که تو میخواهی بیایی و ما میخواهیم ملاقات به غیب برویم بعد با خودمان اخلاقهای زشت ببریم؛ یک موقع هست بالأخره آدم پایش میلغزد آن عیبی ندارد ولی اینکه انسان با خودش خُلق بد ببرد این خیلی خطرناک است. خُلق بعد یعنی یک نجاستی داری با خودت میبری.@لذا حضرت میگوید سجده واقعی آن موقعی هست که تو تخلق داشته باشی به اخلاق نبوی، یعنی آدم خوب و بزرگواری باشی مثل پیغمبر، خوش اخلاق و مهربان باشی اینها خیلی مهم است تجاوز به حریم کسی نداشته باشی. دیگران از دست و نگاه و زبان تو و گوش تو و کارهای تو در امان باشند این خیلی مهم است.@به کسی گفتم شما مثلاً راننده این شخصیت هستی موقعی که اینها حرف میزنند تلفنی اسرار مملکت را میگویند چکار میکنی؟ گفت به خدا قسم من وقتی میبینم اینها دارند راجع به مسائل مملکتی یا خانوادگی صحبت میکنند یا رادیو را زیاد میکنم اصلاً نمیشنوم، یک کاری میکنم که هیچی از اینکه دارند با هم حرف میزنند من نشنوم.@این را میگویند یک آدمی که دیگران از دست زبان و گوشش در امان هستند شخصیتاً متجاوز نیست، این غیر از کسی هست که دائماً تفحص و فضولی میکند که ببیند چه کسی چه میگوید، چه کسی با چه کسی میرود و میآید و چکار میکند، یکسره خورد است در اخلاق و رفتار مردم.@این آدم وحشی است یک آدمی است که سالها و دهها و صدها و هزاران سال در جهنم با زنجیر این را میبندند و در آتش تنبیهاش میکنند تا بلکه این وحشی و تجاوزهایی که به همه کرده با گوشش، فضولی، موبایل کسی را کنترل میکند، نکن حق نداری دست به موبایل بقیه بزنی.@دارند حرف میزنند گوشش را تیز میکند ببیند طرف چه دارد میگوید، فضولی در کار دیگران میکند اینها همه تجاوز است، کتاب و کیفش را نگاه میکند، برود ببیند چه کسی چکار کرد.@این تجاوز، این تغافل نداشتن این روحیه وحشتناکی است این یک چیز خیلی وحشتناکی است که انسان خورد بشود در احوال و کارهای دیگران و بخواهد دائماً از آن چیزی در بیاورد این اخلاق نبوی نیست. اخلاق نبوی این است که حضرت میدید طرف معصیت میکند خودش را به کری و کوری میزد. اخلاق علوی اینطوری بود. مچ نمیگرفت. افشا نمیکرد. رسوا نمیکرد. غیبت نمیکرد.@اخلاق نبوی و علوی یعنی اینکه تو هر چقدر هم اهل فهم و مکاشفه و علم و معنویت باشی دیگران از دست و زبان تو در امان باشند. ائمه باطن همه را میدیدند ولی طوری رفتار میکردند که انگار هیچ خبری از طرف ندارند.@میدانستند طرف اهل فحشاست دزدی میکند و مشروب میخورد ولی اصلاً به رویش نمیآوردند. حالا این کجا و آن کسی که روح فضولی و تجاوز و مچ گیری و خبرگیری و اطلاعات گیری و اطلاعات جمع کردن از دیگران را دارد این آدم خیلی وحشتناک است یک آدم وحشی به تمام معناست.@به پیغمبر گفتند این جوانی که پشت سر شما نماز میخواند دزد است؛ یعنی پیغمبر نمیدانسته این دزد است؟ پس چرا هیچی به او نگفته؟ ما خبر داریم میرود دزدی میکند، پیغمبر فرمود: «إنّ صلاتَهُ تَنهاهُ يَوما ما» بگذارید نمازش را بخواند این نماز یک روزی این را از دزدی باز میدارد.@حالا ما میشناسیم در مسجد یا فلان جا یک کسی آمده، بیرون مشکلاتی دارد، مچش را میگیرند رسوایش میکنند و همه جا میگویند، این بیچاره یکذره دینی هم که دارد از دست میدهد.@حالا که داشت ظاهر را رعایت میکرد حالا که حرم را دارد میآید و حالا که سینه را دارد میزند، حالا بیرون فحشا و منکرات هم دارد، داشته باشد آن فحشا و منکراتش سر جایش، این هم سر جایش، اینها یواش یواش نور میگیرد و توبه میکند و خوب میشود و باطل با حق که یکی نیست.@«لِلْحَقِّ دَوْلَةٌ، لِلْباطِلِ جَوْلَةٌ» حق دولت و قدرت دارد باطل جولان دارد میرود، نمیماند. برای چه دائم این را رسوا میکنی و آبرویش را میبری، که این اینطوری و آنطوری. حالا پایش را از مسجد و هیئت و کلاس و از یک جای مقدس و انتفاع و جمع خوب بریدی، حالا الان چه شد؟ مثلاً خیلی زرنگی کردی خیلی این خوب بود که آبروی طرف را بردی؟ این که فحشایش بدتر است.@اخلاق نبوی این است که میگوید؛ خدا رحمت کند شیخ جواد انصاری را، گفتند فلان جوان اینطوری است گناه و معصیت میکند، شیخ جواد آقا یک نگاه کرد و گفت این 10 ـ 12 سال دیگر برمیگردد یعنی دورش را میزند و آخر برمیگردد.@یک دوره زکامی خیلیها دارند در موقعی که از خدا گریزان میشوند، دوره زکامی روحشان است سرماخوردگی است خوب میشود، الان بیمیلی و فرار دارد، خوب میشود برمیگردد.@به آنها فرصت بدهیم و دائم در سرشان نزنیم و آبرویشان را نبریم و تحقیر و لهشان نکنیم و بیشخصیتشان نکنیم که این سرماخوردگی طول میکشد این دیگر به این راحتی برنمیگردد، اگر قرار بود سه هفتهای برگردد، میرود سه سال دیگر برمیگردد، چرا؟ چون ما بیرحم و بیعاطفه هستیم با آبروی مردم بازی میکنیم زود سرزنش میکنیم و زود آبرو میبریم و زود تحقیر میکنیم این خوب نیست.@حالا طرف هیئتی بوده یک مدتی هیئت نمیآید، مسجد نماز جماعت میآمده یک مدتی نمیآید؛ یکطوری برخورد نکنیم که این الان دیگر فاسق اول و آخر روزگار است، اینطوری نباید برخورد کنیم و آب باریکه افراد را نگه داریم، نگذاریم این آب باریکه خراب بشود.@خدا رحمت آقای مجتهدی را همیشه این داستان را برای ما تکرار میکرد من هم برای شما تکرار کنم. یک طلبهای بوده که میخواسته نجف زیارت برود از گردنههای همدان داشته رد میشده دزدها او را میزنند، و خلاصه هر چه دارد را میبرند.@این به دزدها میگوید مال هر چه میخواهید ببرید ببرید، من طلبه هستم میخواهم بروم درس بخوانم این کتابها را به من بدهید. حالا بگذریم چه ماجرایی بین این طلبه و دزدها گذشت. اصرار میکند که کتابهای من را بدهید، میگویند کتاب را باید رئیس دزدها اجازه بدهد بالای تپه است برو در چادر پیش او.@میرود میبیند رئیس دزدها دارد نماز میخواند، تعجب میکند میایستد این نمازش تمام بشود، میگوید چیه چکار داری؟ میگوید این چه نمازی است شما میخوانی دزدی میکنید نماز هم میخوانید؟ به تو چه ربطی ندارد به تو چه بین ما و خدا را میخواهی خراب کنی، چی میگویی حرفت را بزن؟ میگوید هیچی کتابهایم را میخواهم طلبه هستم، میگوید کتابهایش را به او بدهید برود، میرود.@این طلبه میرود سالها نجف درس میخواند خودش تعریف میکند میگوید من چند سال بعد یک روز در حرم امیرالمؤمنین بودم دیدم یک آدم خیلی باحالی ایستاده دارد زیارت میکند، اشک و حالی دارد کنار ضریح، یکذره به او خیره شدم دیدم رئیس دزدهاست.@گفت رفتم با او آشنایی دادم و سلام و علیک کردم، رئیس دزدها گفت دیدی آن نماز ما را نجات داد. حالا این نماز که میخواند حالا حجابش بد است یا چیز اینطوری هم دارد حالا کارهای دیگری را هم دارد، حالا این که دارد را نباید از او قطع کنی و بگیری و در سرش بزنی.@ما هم فحشای باطنی زیاد داریم مگر ما فکر میکنیم فحشای باطنی ما از اینهایی که اهل فحشای ظاهری هستند خیلی بدتر است. غیبت و تهمت و تکبر و حسادت و فضولی و تجاوز ما در احوال مردم، تجاوز گوشی و چشمی و خیالی اینها که فحشایش بدتر از این فحشاهای ظاهری هست که اینها دارند، پیش خدا هم بدتر است جهنمش هم بدتر است طولانیتر است عذابش هم سختتر است؛ خدا وکیلی ما اهل فحشا نیستیم؟@مثلاً فرض بفرمایید این حالا یک ظاهری را رعایت نمیکند یا مثلاً نماز میخواند کارهای دیگر هم میکند، حالا هر کاری میخواهد بکند، این را از کسی نباید بگیریم. پیغمبر اخلاقش این بود. سهل میگرفت سخت نمیگرفت دائم زیر سؤال نمیبرد و سرزنش نمیکرد.@این غیر از وظیفه امر به معروف و نهی از منکر است که اگر تأثیر دارد، در مقام امر به معروف و نهی از منکر میگوید اگر حرفت تأثیر دارد امر به معروف و نهی از منکرش کن اما شخصیتش را له نکن خوردش نکن. آی فاسق، فاجر، تو مثلاً دشمن خدایی؛ اینها خوب نیست این وصله چسباندنها.@این هست که روح آدم را آرام میکند آدمی که متجاوز به حریم دیگران هست و دائماً ایراد از این و آن میگیرد و همه را میخواهد قلع و قمع بکند این آدم هیچ وقت نمیتواند رکوع و سجده درستی به جا بیاورد چون دائماً دلش مشغول آلودگیهاست این دیگر نمیتواند عبادت کند. آدم باید دلش به خودش مشغول باشد نه به مردم.@
و الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@