جلسه 046 - جایگاه عمل در سلوک انسانی
شماره جلسه
46
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1393
ماه
1
روز
19
متن کامل (خام) ‌ جلسه 046 - جایگاه عمل در سلوک انسانی

سلام علیکم و رحمۀ الله.@ اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان هدیه به محضر مقدس خانم فاطمه زهرا(س) صلوات بلند ختم بفرمایید. ما بحثمان به تتمهای را از بحث علم مانده البته عمل مانده که البته همچین هم تتمه نیست چند جلسهای کار دارد انشاء الله این را بتوانیم تمام بکنیم.@ تبریک عرض میکنم خدمت همه عزیزان سال جدید را انشاء الله که سال پرخیر و برکتی برای همه ما و امت اسلام باشد و ما بتوانیم انشاء الله قدمهای بزرگی را در راه برطرف کردن موانع ظهور حضرت برطرف بکنیم.@ موضوع بحث امروزمان این هست که انسان در قیامت به عمل فوقالعاده احتیاج دارد یعنی اینکه انسان نامه عملش باید نامه عمل قدرتمندی باشد ببینید خداوند تبارک و تعالی جلسه گذشته عرض کردیم هستی مطلق است هستی محضی است که ساری در همه اشیاء است. (داخِلٌ فِی الاَشیاء لا بِالمُمازَجَه وَ خارِجٌ عَنها لا بِالمُزایَلَه) هر جا هستی هست الله هم همانجا با همه اسماء و صفاتش حضور دارد.@ و(فَأَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ) و گفتیم وجه با ذات فرق میکند در موردش سخن گفتیم و معنا کردیم که این یعنی چی، اما شما هر جا که هستی هست الله هم هست با همه اسماء و صفاتش(وَ بِاَسمائِکَ الَّتی مَلَئَت اَرکانَ کُلِّ الشَیء) الله کسی هست که همه جا با همه اسماء و صفات وجود دارد.@ (هُوَ الَّذِي يُصَوِّرُكُمْ فِي الْأَرْحامِ) اسم ذات است هو کجا عمل میکند؟ با فعل خداوند کجا حضور دارد؟ (فِي الْأَرْحامِ) (هُوَ الَّذِي يُصَوِّرُكُمْ فِي الْأَرْحامِ) یعنی الله خودش و ذاتش در رحم زن حضور دارد و بچه را صورتگری میکند.@ (إِنَّ اللَّهَ فالِقُ الْحَبِّ وَ النَّوى) خداوند دانه را باز میکند هسته را باز میکند خداوند در دریا در آب در باران در رحم زن در هر چه که فکر بکنی در همه اشیاء الله حضور دارد اوست که دارد کار میکند. اوست که دارد عمل میکند. این را خیلی دقت بکنید در فهم آیه این خیلی مهم است(هو) خودش حضور دارد.@ از الله تا ماده که همه جلوههای خود الله هستند یعنی عالم جبروت و عالم ملکوت عالم ناسوت و ملک همه جلوهها و چهرههای گوناگونی از یک هستی هستند.@

اما این جلوهها این که خیلی مهم است باید خوب در فهم ما برود این هست که همه جلوهها از الله یعنی از(هو) که شروع میشود میرسد به الله از الله که بعد رحمن هست و بعد از رحمن اسماء دیگر تا میاید به ماده میرسد به کوچکترین جزء ماده میرسد همه ریاضی است یعنی به قَدَر نزول انجام میشود.@ (وَ إِنْ مِنْ شَيْ‏ءٍ إِلاَّ عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلاَّ بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ) تمام ساختارهای همه عوالم ریاضی است یعنی در آن عدد، اندازه، مقدار به کار رفته یک حدودی دارد تعریف ریاضی دارد(كُلُّ شَيْ‏ءٍ عِنْدَهُ بِمِقْدارٍ) (وَ أَحْصى‏ كُلَّ شَيْ‏ءٍ عَدَداً) (إِنَّا كُلَّ شَيْ‏ءٍ خَلَقْناهُ بِقَدَرٍ) همه محاسبه است یعنی تمام اینها ریاضی است.@ یعنی گترهای نیست باید این ذهن عوامانهمان را کنار بگذاریم توجه داشته باشیم هیچ مخلوقی از مخلوقات خدا و هیچ جلوهای از جلوههای خدا نیست مگر اینکه در آن حد و اندازه و ریاضیات وجود دارد ساختار ساختار کاملاً حساب شده دقیق و فوقالعاده ریاضی است.@ اینقدر دقیق است که هنوز دانشمندان بعد از هزاران سال نتوانستند به تمام جوانب ریاضی حتی یک اتم پی ببرند حتی یک اتم، اتم چیز خیلی بزرگی است بیا پایینتر تا برسید شما به چند مرحله از اتم پایینتر بیایید تا برسی به کوالک و قطعاً هم از کوالک پایینتر هم خواهیم رفت همه ساختارهای حساب شده دقیق ریاضی است.@ بنابراین ما با یک خدای مهندس با یک جلوه ریاضی روبرو هستیم که تمام جلوههایش جلوههای خاص ریاضی است همه عدد و ارقام و حد و حدود دارد دانشمندان هزاران سال است دارند کار میکنند که این حدود را بشناسند. علم خیلی تا الان پیشرفت کرده این مقداری هم که پیشرفت کرده توانستند با آن اختراعات و اکتشافاتی بکنند.@ اما این اختراعات و اکتشافات بشر مثلاً الان فرض بفرمایید میگویند تلفن نسل چهارم میخواهد بیاید ماهواره است اینها خیلی اسباببازی هست در مقابل علمی که بعداً قرار است توسط معصوم(ع) به بشر داده بشود اینها چیز خیلی بزرگی محسوب نمیشود هر چند فی ذات نسبت به گذشته خیلی عظمت دارد علمی که بشر پیدا کرده.@ کارهای خارقالعادهای میکند سفینهای که به فضا میرسد سفرهای فضایی که دارد میکند فوقالعاده خارقالعاده است اما این نسبت به آن علمی که قرار است از معصوم از ریاضیات عالم در اختیار ما قرار بگیرد یک اسباببازی است کوچک است خیلی نیست.@ این را اول درک بکنیم که عالم از بالا یعنی از خود ذات حق تعالی تا ماده که یک حقیقت دارد دائماً ظهور میکند(كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ) دائماً دارد نزول میکند و دائماً دارد جلوه میکند بینهایت دارد جلوه میکند همه ساختارش ساختارهای حساب شده عدددار و ریاضیدار هست.@ حالا من شما را بیشتر گیج نکنم که تحیرتان زیاد بشود به این تحیر هم البته ما احتیاج داریم این ساختار تمام اعداد و ارقامهایش دست خداوند تبارک و تعالی است اِعمالش هم توسط خلیفۀ الله انجام میشود تا ماده یعنی از الله به بعد تا ماده را اِعمالش مدیریتش دست معصوم هست.@ (كُلَّ شَيْ‏ءٍ أَحْصَيْناهُ فِي إِمامٍ مُبِينٍ) تمام محاسبات عالم کل شیء دیگر استثناء هم ندارد محاسباتش در یک شخص انجام میشود یک نفر خزانهدار علم خداست و مقادیر از طریق او تقسیم میشود کل مقادیر تا زمین تا ماده تا هر چیز دست اوست شب قدر یعنی این شب با عظمت همه تقدیرات همه عوالم وجود غیر از خود الله دست.@ این آقا است این آقا هست که محاسبات در این انجام میشود(كُلَّ شَيْ‏ءٍ أَحْصَيْناهُ فِي إِمامٍ مُبِينٍ) حالا با این جنبه ولایتیش کار نداریم این ساختار کاملاً ریاضی را در نظر بگیرید مرحله به مرحله آمده یعنی جبروت، آمده شده ملکوت، ملکوت آمده رسیده به عالم ناسوت.@ حالا ما در قوس برگشت چون گفتیم معاد داریم معاد یعنی ما قبلاً یک رفت داشتیم از آن عوالم، آمدیم رسیدیم به ماده، حالا یک برگشت هم داریم در برگشت از عالم کوچکی به نام دنیا که حکم رحم را دارد ما میرسیم به یک عالم بسیار بزرگی بینهایت بزرگتر از دنیا به نام ملکوت و بعد هم بالاتر با وفات این انتقال صورت میگیرد.@ نسبتش را قبلاً در اوائل بحث انسانشناسیمان مفصل توضیح دادیم که این نسبت عبارت است از رابطه دنیا با آخرت مثل رابطه رحم مادر هست با دنیا، خوب این ساختار تصور بشود حالا ما الان در رحمی قرار داریم به نام دنیا.@ خدا رحمت کند حضرت امام(س) را فرمود دنیا رحم دوم ماست. ما الان در این رحم قرار داریم قرار است به زودی با وفات متولد بشویم به عالم برزخ با وفات آخرت ما شروع میشود در واقع قیامت ما شروع میشود.@ پیامبر فرمود(مَن ماتَ فَقَد قامَت قیامَتُه) قیامت انسان شروع میشود داستان این کپسول فشردهای که وقتی بازش میکنند خداوند چه خلق کرده مثل یک فلش میماند همینطوری که نگاهش میکنی هیچی نیست ما از این کوچکتر هم خیلی داریم حالا این که دست ما دادند به عنوان اسباببازی فعلاً همه مردم دارند استفاده میکنند این فلش است.@ ولی ریزپردازندههایی که حالا من فیلمهایش را دیدم فوقالعاده خیلی بسیار بسیار کوچک است میلیونها برابر آن چیزی که دست ماست حافظه دارد این فلش را شما همینطوری که بزنی به کامپیوتر یک چاپگر که کنارش داشته باشید همین که میخواهید شروع بکنید به چاپ، میبینید میلیونها صفحه برایتان میگیرد.@ مگر چقدر محتوا در این یک ذره هست میتواندوقتی باز میشود انشراح پیدا میکند این میشود این نفس وقتی میرود در برزخ شروع میشود که باز بشود از این بیست سال سی سال عمر دنیایش کل ملکوت را پر میکند تا قیامت، پنجاه هزار سال قیامت را پر میکند تازه اینها محاسبه است جزایش که تازه شروع میشود داستان بعد از آن تا هستی هست ما هم هستیم.@ خیلی ما عادت کردیم به این کلمه و عادت به این کلمه خیلی ما را بدبخت کرده عادت به شنیدن کلمه آخرت و ابدیت، جاودانگی عجیبترین کلمه هست من تا هستی هست هستم من عمرم به اندازه عمر خداوند تبارک و تعالی است کمتر نیستم.@ او ازلی است من آغازی دارم اما از طرف انتها من جاودانه هستم و اینکه قرآن هشتاد بار مسئله جاودانگی انسان را به رخش میکشد مسئله خیلی مهمی است ما مستیهایی که در بخشهای حسی داریم یا در خیال و وهم داریم حتی مستیهای عقلی علمزدگیها نمیگذارد ما عظمت فوقعقل و عظمت آخرت را خوب درک بکنیم نمیگذارد ما با آن خوب حس بگیریم.@ که حالا دیگر در بحث بهشت مفصل توضیح دادم در مباحث انسانشناسی عزیزانی که نبودند از اول شروع کنند آنجا مفصل توضیح دادم که ما باید حس بگیریم با آخرت رفت و آمد برقرار بکنیم این خیال این وهم این عقل این حس دائماً برود در برزخ و برگردد دائماً برود در قیامت سرکشی بکند برگردد دائماً برود به غیب و برگردد دائماً با ملائکه ارتباط بگیرد.@ آن چیزی که الان دارد من را اداره میکند همین که الان هست و من دائماً دارم میبینمش باید با آن ارتباط برقرار بکنم ما آنقدر که با ملائکه ارتباط داریم با چیزهای دیگر ارتباط نداریم با مواد دنیایی، ولی حجاب عادت چشم ما را کور کرده.@ همین که عادت کردیم یکسره به دنیا نمیگذارد دقت بکنیم که این ماده به هیچ وجه بدون دخالت ملائکه هیچ تکانی نمیتواند بخورد هیچ تغییری نمیتواند بکند این ملائکه است که دائماً دارد یک مولکول و یک سلول و یک اتم را تکان میدهد ملائکه هستند که برف را پایین میاورند.@ امام سجاد(مُشَیِءِ السِجل) در شرح دعای سوم صحیفه بحث فرشتهها اینها را توضیح دادیم یک برف که میاید یک باران که میاید فرشته آن را تا پایین میاورد اصلاً فرشته چیست؟ ما فرشتههای مادی داریم فرشتههای مجرد داریم داستانش خیلی مفصل است.@ بنابراین ما دائماً با غیب در ارتباط هستیم این غیب است که دارد ما را اداره میکند این غیب است که ملکوت است که دارد نفس کشیدن ما را تأمین میکند این ملکوت است که دیدن شنیدن راه رفتن ما را تأمین میکند این ملکوت است که کره زمین و تمام این سیارات را اداره میکند و میچرخاند و دائماً با آن در ارتباط هستیم.@ حالا میخواهیم وارد یک همچین برزخی بشویم به آن عظمت بعد میرویم تا قیامت قیامت هم که تازه مرحله وسط راه نیست اول راه ما قیامت است قیامت پنجاه هزار سال اول راه است(كانَ مِقْدارُهُ خَمْسِينَ أَلْفَ سَنَةٍ) بعد تازه داستان شروع میشود.@ داستان زندگی ما تازه بعد از قیامت که همه حسابرسیها تمام شد وارد اصل داستان و زندگی خودمان شدیم وارد خانه شدیم از خانه تازه ماجرا شروع میشود این انسانی که خلق کرده در مورد یک حرکت به این عظمت شما دوران رحمیتان هیچی نیست.@ (كَأَنَّهُمْ يَوْمَ يَرَوْنَها لَمْ يَلْبَثُوا إِلاَّ عَشِيَّةً أَوْ ضُحاها) وقتی که میبینند آخرت را وقتی وارد آخرت میشوند قرآن میگوید وقتی از آنها بپرسی چقدر در دنیا بودی میگویند(عَشیَۀً) یک شبی بودیم یک نصف روزی بودیم(لَبِثْنا يَوْماً أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ) یک روزی در دنیا یک روز شاید هم نصف روزی در دنیا بودیم.@ یعنی ادراکی که از روز میکند اویی که وارد آنجا میشود کل عمر دنیا برایش نصف روز میشود آنجا یک لحظه میشود یک لحظه خدا رحمت کند امام را فرمود دنیا در برزخ مثل یک لحظه است حالا یک کسی بگوید آقا من خیلی عمل دارم عمل ما در لحظه عمل ما در دنیا عمل ما در رحم چیز زیادی اصلاً نیست.@ من حالا وقت نمیکنم بیاورم جدول محاسبات یک عمر را ما یک سومش که خواب هستیم شما دیگر توالت رفتن و در جاده بودن و معطل شدن و علافیهای وسط روز را شما حساب بکنید وقت تلف کردنها را ببینید ما وقت زیادی نداریم همه دارد تلف میشود.@ شهرهای مثل تهران یک سوم عمرشان را مردم در ترافیک هستند ما از این رحم چه استفادهای میکنیم از این عمر چه استفادهای میکنیم از این جوانی از این عمر برای ساخت جاودانگی و ابدیت چقدر عمل ما داریم.@ تازه هفته قبل گفتم عبادتهایمان که باید خجالت بکشیم از آن کلی فحش هست در آن به الله و مقدسات، باید استغفار بکنیم یک عمر برای این عباداتی که داریم میکنیم و همه توهین هست به ملکوت و خداوند، نمازمان به درد که نمیخورد روزههایمان که همه آلوده این عبادتها و کارهای خوبمان اینطوری است وای به حال کارهای دیگرمان.@ یک آدمی که مغرور بشود به خودش دچار عُجب بشود خودش را ببیند و فکر بکند چقدر بزرگ است و چقدر آبرو دارد و بخصوص در مقایسه با دیگران خودش را بهتر بداند خیلی آدم خطرناکی است(فَهُوَ مُستَکبِر) این آدم یک آدم مستکبری هست به قول امام صادق یک کسی خودش را بهتر از دیگران بداند.@ اگر خدا آدم را بگیرد بگذارد در مناقشه بخواهد با آدم بکند و ارزیابی دقیق حساب بکشد ما رسوا هستیم خوب خوبهایمان رسوا هستند وای به حال بدها وای به حال امثال ما و عوامی مثل ما، ما رسوا هستیم چیزی نداریم واقعاً هیچ کس نجات پیدا نمیکند با عمل خودش به تنهایی، اما یک عملی است که خدا میخواهد و حداقل لازم است.@ میگوییم نامه عمل یعنی صحیفه نفس خدا آنجا نامه کتبی کاغذی اینطوری نمیایند به کسی نشان بدهند نامه عمل خودت هستی یعنی نحوه ورودت هست در نسبت میفهمی گفتیم رابطه رحم دنیا با آخرت مثل رابطه رحم مادر با دنیاست.@ جنینی که از رحم مادر متولد میشود نامه عملش چیست؟ نامه دستش میگیرد کاغذ دستش میگیرد میاید در دنیا محاسبه میشود؟ جز یکی از این شش تولدها قرار میگیرد با چه چیزی میاید نامه عملش چیست؟ خودش است وجود خودش را میاورد معلوم میشود که این در رحم چکار کرده در یکی از این شش تولد خلاصه میشود.@ وقتی قرآن انسانها را به شش قسم تقسیم میکند سنگ و کمتر از سنگ حیوان و کمتر از حیوان شیطان و انسان که مؤمن بود فقط، وقتی تقسیم میکند میگوییم نامه عمل، عمل در نهایت منجر میشود به این که من سنگ باشم یا کمتر از سنگ یا حیوان باشم یا کمتر از حیوان که گفتیم حیوان خیلی نقش بزرگی دارد.@ حیوان موجود بزرگی است چون وارد بهشت میشود بالاخره حیوانات وارد بهشت میشوند بر خلاف خیلی از انسانها که نمیتوانند وارد بهشت بشوند خیلی بزرگ هستند که میتوانند گوی سبقت را از بشر ببرند یک عده قلیلی هم استثنائاً انسان هستند همه در خسران هستند همه دارند ضرر میکنند این پنج گروه(إِلاَّ الَّذِينَ آمَنُوا) استثنائاً یک گروهی مؤمنین اینها دیگر خسران ندارند دارند رشد میکنند.@ عمل باید منجر بشود به اینکه من از این شش گروه جزء گروه ششم باشم یعنی انسان یعنی مؤمن به معنای حقیقی که باطن باطن شکل انسانی داشته باشد میزان هم وفات است ما وقتی وفات پیدا بکنیم یا میزان، میزانها را قبلاً به شما دادم آینهها را مفصل صحبت کردیم که ما با چه آینهای میتوانیم بفهمیم الان شکل باطنی ما چه شکلی است.@ این هیچ نیازی به هیچ ولی خدایی که بیاید برای ما بگوید چه شکلی هست باطن من ندارم اصلاً نیاز ندارم که الان یک کسی بیاید به من بگوید چه شکلی هستم شما همین آیه 24 سوره توبه را بگذار هر روز خودت را در آن نگاه کن.@ فرمود به معشوقهایتان نگاه کنید به محبوبهایتان نگاه کنید اگر در رأس معشوقهایتان این سه تا به همین شکل انگشتان من بزرگ الله متوسط اهل بیت و کوچک جهاد در راه خدا نباشد انسان قطعاً نیستی حالا میخواهی روحانی باش طلبه باش سید باش جبههای باش مجتهد باش مهندس باش دکتر باش خانواده شهید باش اصلاً مهم نیست.@ مهم این هست که در ساختار ریاضی محبت شما الله اهل بیت و جهاد رأس این سه تا معشوقهای شما باشند مثلاً شما بگویی من الله را خیلی دوست دارم جهاد را دوست دارم ولی خیلی چیزهای دیگر هم هست که دوستشان دارم بیشتر از الله هم دوستشان دارم.@ ما در زمان جنگ مگر چقدر آدم مقدس بودند که جبهه نرفتند از روحانیون بگیرید در مورد روحانیون که رفتند جبهه و بیشترین شهید را هم روحانیت داد در بین همه جمعیتها بیشترین شهید را روحانیت داد طلبهها دادند از بین طلبهها بگیرید تا بقیه آدمها خیلیها جبهه نرفتند، این فاسق است.@ این به نص قرآن فاسق است فاسق است یعنی چی؟ یعنی طبیعی عمل نکرده توانسته دنیا به او غلبه بکند علم یا مسائل پایینتر از علم به او غلبه بکنند که او نتواند جانش را در راه خدا فدا بکند نتواند بگذرد از شهوتهای علمی عقلی یا شهوتهای وهمی و خیالی و حسی خودش.@ پس عمل باید منجر به ایمان بشود اگر ما را به ایمان رساند و ما واقعاً مؤمن شدیم نه که واقعاً عبادت کردیم واقعاً نماز بخواند حجاب داشته باشد این کافی نیست یک کسی حجاب داشته باشد ساختار باید ساختار ایمانی باشد و آن هم در معشوقها به دست میاید.@ یعنی اشتباهی که الان دارد در آموزههای دینی به کار میرود که من جلسه آینده میخواهم مفصلتر راجع به این صحبت بکنم اشتباهی که الان در آموزشهای دینی ما صورت میگیرد از حوزه بگیرید تا دانشگاه و مدارس و آموزش و پرورش این هست که ما بیشتر به جای اینکه به مردم خودشان را معرفی بکنیم دین را معرفی میکنیم.@ و به جای اینکه مقیاسهای انسانی و ملاکهای انسانیت را بگوییم همهاش راجع به حدود شرعی و مسائل اینطوری صحبت میکنیم و برای همین هم نتیجه نمیدهد ما خیلی از کلاسهای اخلاق داریم به قول امام خیلی از کتابهای اخلاقی داریم به قول امام که آدمها را مریض میکنند به جای اینکه شفا بدهند.@ قرآن راه را خیلی میانبر به ما میرساند اینکه من ده سال باید بروم ببینم چه کسی هستم اسلام چیست اینقدر باید بروم درس بخوانم اینقدر باید بروم حوزه تا ببینم، نه یک آیه جلوی تو میگذارد معجزه این است میگوید همه عرفان همه اخلاق در همین یک آیه است.@ به جای اینکه هی میخواهی زحمت بکشی اینطرف و آنطرف خودت را خسته بکنی اولین کاری که میکنی در آموزههای طلبهها روحانیت علما باید اول این انجام بشود اگر این انجام نشود مردم سر کار میروند یک عمر با جمکرانی با حرمی با مسجدی با نمازی با چیزی سر خودش را کلاه میگذارد.@ هی ذکر بگو تسبیح بگو اینطرف برو آنطرف برو اینها همه خوب است واجب است لازم است ولی نمیداند کجاست حالا از اول به او بگو شما تا مهندسی معشوق نکنی فایده ندارد.@ یک جوان پانزده ساله مهندسی معشوق میکند از اول تا هندسه معشوق تو مشخص نشود ریاضیات محبوبهای تو مشخص نشود یک بچه بسیجی 13 ساله این کار را میکند به قول امام یک شبه ره صد ساله را میرود تا آخر میتواند برود چون مهندسی معشوق کرده.@ گفتم انشاء الله که رفته باشید توصیه کردم که اردوی راهیان نور را حتماً عزیزان بروند آنهایی که نرفتند واقعاً خسران دارد میکند اگر کسی نرفته باشد خسارت میبیند آنجا شما بروید رمز اینکه چطوری یک 13 ـ 14 ساله تا میرود جایی که مثل علامه طباطباییها و بزرگانی مثل مرحوم آیت الله مدنی آیت الله قاضی همه اینها هم شهید شدند.@ حسرت میخورند نسبت به این بسیجیها رمز را شما آنجا میفهمید رمز چیست؟ اینکه این در 13 سالگی به نفس قدسی امام و ولایت امام زمان به مهندسی معشوق رسید یعنی توانست سه تا معشوق را بیاورد اول قرار بدهد کسی که سه تا معشوقش بیاید اول قرار بگیرد قطعاً اگر بمیرد با امیرالمؤمنین و هم درجه امیرالمؤمنین خواهد بود.@ تضمین خود امیرالمؤمنین است یک کسی مهندسی بکند معشوقهایش را وقتمان را جای دیگر خیلی تلف نکنیم عزیزان خودمان را با چیزهای دیگر خیلی سرگرم نکنیم اول کار این را درست کن هر کس این را درست کرد تمام است.@ مهندسی معشوق، مراقبت در دلت از اینکه مبادا یک چیزی پیدا بشود از کمالات عقلی علمی وهمی خیالی یا حسی که عزیزتر و لذیذتر باشد نزد تو از جهاد در راه خدا از انس و ارتباط با اهل بیت(ع) و انس با الله و کلام الهی یعنی قرآن کریم.@ اگر چیزی از اینها لذیذتر باشد ما محدودها را ترجیح دادیم به بینهایت این را فسق میگویند این یعنی باطنت دیگر شکل انسانی ندارد حالا هر چه میخواهی نماز بخوان روزه بگیر حج برو کربلا برو نماز شب بخوان هر کاری میخواهی بکنی باطن شکل ندارد آن شکلی که باید داشته باشد.@ محاسبه خیلی مهم است حالا در این ساختار که ما داریم میرویم درس امشب را میخواهم برایتان توضیح بدهم از نبی اکرم(ص) هست(لَو کانَ لِرَجُلٍ عَمَلُ سِبعینَ نَبیِّاً لَستَقَلَّ عَمَلَهُ مِن شِدَّۀِ ما یَری یَومَئِذٍ) اگر کسی ریاضیاتی را که من میگویم فهمیده باشد ریاضیات آخرت ریاضیات رابطه دنیا با آخرت را کسی فهمیده باشد این حدیث برایش واضح فهمیده میشود.@ اگر یک کسی عمل هفتاد پیامبر را داشته باشد این عمل را روز قیامت خیلی کم میبیند به خاطر(مِن شِدَّۀِ ما یَری یَومَئِذٍ) از سختی و عظمت آن چیزی که در روز قیامت میبیند میگوید عمل هفتاد پیغمبر کم است دست خالی هستم چرا؟@ چون شما یک لحظه دنیا را در مقابل یک جاودانگی میخواهید یعنی عمر مستقل دنیا که گفتم نصفش ما خواب هستیم و تلف میکنیم نصف هم که میگویم تعارف میکنم برای اینکه خیلی ناامید نشویم به خودمان روحیه میدهم قرار است یک جاودانگی را بسازیم.@ مثل نُه ماه رحم است که قرار است یک عمر دنیایی را بسازد یک ذره به این فکر بکنید جاودانگی یعنی چی جاودانگی که منزل اولش برزخ است تا قیامت منزل دومش قیامت است پنجاه هزار سال تازه این دو قدم اولی است.@ برو تا خدا خداست تا هستی هست تو هستی تا هستی هست قرار است تو زنده باشی و زندگی بکنی باید ما یک مقدار ذهنمان و دلمان را مشغول این زندگی بکنیم این زندگی یعنی جاودانگی، ما از بس مست این زندگی رحمی هستیم اصلاً لذت آن طرف عظمت آن طرف در دلمان نمیاید.@ با اینکه علی(ع) فرمود اگر کسی اشتیاق آنطرف بیاید در دلش چیزی که خیلی خوشحالش میکند مردن است دیگر اگر گفتن آقا سرطان داری دیگر نمیترسد اگر گفتن فلانی مُرد ترس او را برنمیدارد داری به مرگ نزدیک میشوی.@ این اگر چهار روز هم زنده است همهاش اشتیاق آن لحظه رفتن را دارد و کسی هم که این اشتیاق در دلش بیفتد یک آدمی هست شاد خندان آرام به هیچ وجه این آدم دیگر حسادت مسخره است حماقت است اگر حسادت بکند میفهمد خیلی بچه است اگر حسود باشد.@ به هیچ وجه حسادت بدبینی بداخلاقی زودرنجی عصبانیت حساسیت اصلاً سراغ این آدم نمیاید آدمی که اینجا میتواند به هم بریزد پیامبر فرمود(مَن بَکی عَلَی الدُنیا دَخَلَ النّار) کسی که دنیا میتواند عصبانی بکند یک نفر را این آدم جهنمی است.@ این همین الان آدم کوچک و گرفتاری است که دنیا میتواند اینقدر داغونش بکند و مسائل دنیا اینقدر میتواند تحقیرش بکند اینقدر آخرت عظمت دارد که شخص وقتی میرود نه یک پیغمبر میگوید هفتاد را نبی را ببرد عملشان را آخر(لا أَمْلِكُ لِنَفْسِي نَفْعاً وَ لا ضَرًّا) دست خالی.@ مگر سلمان نبود که(مِنّا اَهلَ البَیت) شد علی(ع) فرمود روی سنگ قبرت بنویس دارم دست خالی میروم(بِلا زاد مِنَ الحَسَنات وَ القَلبِ السَلیم) هیچ زاد و توشهای ندارم نه حسنهای و نه قلب سلیم.@ حالا چه کسی اینقدر بدبخت و نفهم باشد که با عملش چهار روز درس خواندن و چهار روز عبادت و چهار تا نماز شب و یک ذره وزوز کردن و نوزنوز کردن فکر کند از بقیه آدمها بهتر است فکر کند مقدستر است فکر کند بزرگتر است فکر کند پاکتر است فکر کند یک برتری نسبت به دیگران دارد.@ این آدم بچهای است خیلی کوچک است یک آدم اینطوری خیلی ریز است اگر کسی حس اینطوری بگیردش دقیقاً مثل یک دختر بچه دو ساله است که کفش مادرش را میپوشد چادر مادرش را سر میکند حس اینطوری میگردش مثل یک بچه پنج ساله است که پشت تریلی پدرش مینشیند هی فرمان را تکان بدهد.@ واقعاً مسخره است اگر یک کسی با عملش و با عبادتش بیفتد به عُجب و خودبینی و اینکه این را هم با خودش پیش خدا ببرد این خیلی خطرناک است اگر این را بردارد پیش خدا ببرد و بگوید من اینها را آوردم خدایا من چرا، چرا دعای من مستجاب نشد من چرا باید مریض بشوم من چرا باید مشکلات در زندگیم پیش بیاید این همهاش توهمات بچگانهای هست که سراغمان میاید.@ روایت بعدی را هم بخوانم باز از وجود مقدس نبی اکرم(ص) (لَو اَنَّ الرَجُلَ جُرَ عَلی وَجهِهِ مِن یَومِ وُلِدَ اِلی یَومِ یَموتُ حَرِماً) اگر یک کسی از روزی که متولد میشود تا موقعی که میمیرد در حالی که پیر شده باشد این به صورت بکشندش روی زمین چقدر زجر دارد یک نفر را با صورت روی زمین بکشند اینقدر زجر میکشد این آدم.@ (فی طاعَتِ الله عَزَّوَجَلّ) در طاعت خدا آنقدر زحمت بدهد به خودش که همچین حالتی بشود انگار که با صورت از بچگی تا پیری کشیدندش روی زمین(لَحَقَّرَ ذلِکَ یَومَ القیامَه) وقتی میرسد به قیامت میگوید من چکار کردم چه بود(لَحَقَّرَ) تحقیرش میکند این زحمتش را، چقدر کوچک بود.@ خیلی ما کم زجر کشیدیم نسبت به این چیزی که الان داریم اینجا میبینیم ما اصلاً قرآن نمیخوانیم(وَ سارِعُوا إِلى‏ مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَ جَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ) البته مغفرت اول آمده کیف مغفرت آنقدر عظیم است که نگو لذت مغفرت آنقدر زیاد است که انسان میفهمد چقدر کوچک و حقیر است و بهشتی که به اندازه همه آسمانها و زمین است.@ این آیه راست است؟ بهشتی که به اندازه همه آسمانها و زمین آن هم مال یک نفر نه مال همه، چند بار این را خدا گفته ما چقدر بیذوق هستیم ما چقدر مریض شدیم چقدر اشتهایمان کم شده چقدر بدغذا شدیم چقدر ما بیاشتها شدیم واقعاً ما سوء تغذیه داریم.@ هیچ شوقی در دلمان نمیاید هیچ قندی آب نمیشود نشان میدهد مستی ما نسبت به کمالات پایینی آنقدر زیاد است آنقدر وقت ما را ذهن ما اشغال کرده کمالات پایینی که نمیرسیم به این مسئله فکر بکنیم اصلاً وقت نداریم.@ لذا در دعا داریم(وَ مَکِّنِ الیَقینَ فی قَلبی) خدایا زوری هم که شده(مَکِّن) یعنی قلب ما جا ندارد اینقدر اشغالش کردیم نمیتوانیم خودمان را به یقین برسانیم قبول داریم مثل این که قبول داریم مرده کاری ندارد اما چون یقین نداریم از آن میترسیم از شب میترسیم از تاریکی میترسیم از دست زدن به مرده میترسیم چون یقین نداریم.@ ولی باور همینطوری ذهناً قبول داریم عقلمان میگوید اما دل اصلاً تسلیم نمیشود این حرفهای من را شما میشنوید میگوید بله حرفهای درستی است ولی تا نیفتی به ذوق و شوق تا نیفتی به خیالپردازی بخصوص خیالپردازی که حالا بحثش مفصل است.@ تا نیفتی به خیالپردازی و شوق و ذوق نیفتی به شهوت نسبت به آن طرف نیفتی به شوق، اصلاً باورت نشده قبول داریم بله عقلاً قبول داریم اما آدم تا نیفتد به شوق تا نیفتد به لذت تا نیفتد به استمرار به استفاده رفت و آمد بده بستان فایده ندارد باید این ارتباط بتواند به شما کمک بکند(إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ).@ این اللههایی که ما میشناسیم به دادمان اینطوری نمیرسد این اللههای خیالی که ما ساختیم مثل آخرتها مثل امامهایی که ما میشناسیم همه توهمی است اینها بدرد نمیخورد نمیشناسیم ما اصلاً هیچی نمیاید آن که الله است همیش شادی در دل بندهاش میریزد آرامش میفرستد.@ نص قرآن است سکینه میفرستد دائماً الله(إِنَّ الَّذِينَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلائِكَةُ) دائماً میاید(أَلاَّ تَخافُوا وَ لا تَحْزَنُوا) نه میگذارند تو اضطراب سراغت بیاید ترس سراغت بیاید نه فرشتهها میگذارند غم سراغت بیاید دائماً هم این مژده را به آدم میدهند.@ آدم سرمست آخرت که میشود دیگر دنیا را راحت میشود دیگر میرسد به شادی به رمز آرامش و شادی میرسد دیگر برای زنش قیافه نمیگیرد این اگر حرف تلخ حرف تند بشنود به هم نمیریزد.@ این اگر یک جا به او سلام نکنند جلوی پایش بلند نشوند یک طوری دیگر صدایش بکنند این واقعاً بفرما بتمرگ بنشی برایش یکی میشود ما اینقدر گندهگیهای خیالی داریم که با زنمان نمیتوانیم با همسرمان با خواهرمان با برادرمان با پدرزن با مادرزن با باجناق همه را کوچک میبینیم و هر کس هم روی ما اثر منفی میگذارد.@ ما یکسره هر جا میرویم یک چیزی به ما برمیخورد ما عادت کردیم که هی برنجیم هی بدمان بیاید هی متنفر بشویم هی با آدمها مشکل پیدا بکنیم چون ظرف کوچک است پر میشود منفجر میشود میترکد این ظرف چطوری میشود که بزرگ بشود؟@ اینکه اتصال به بزرگی حقیقی پیدا بکند نه بزرگی کاذب که جامعه به ما میدهد بهبه چهچهه صلی علی محمد فلان مدرک و دکتر و لیسانس و استاد و حضرت فلان، اینها آدم را بزرگ نمیکند روح بزرگ نمیشود با اینکه مردم هی بیایند به ما بگویند تو بزرگ هستی چه بسا کوچکتر هم میشود خطرناکتر هم میشود.@ ظرف، بزرگی، ریاضی است اول بحث گفتم هر چیز ریاضی است همه چیز را خدا با ریاضیات آفریده اگر میگوییم یک چیزی بزرگ است باید واقعاً بزرگ باشد نمیشود که کوچک باشد ما هی به او بگوییم تو بزرگی نمیشود اگر بزرگ باشد باید اتصال به بزرگی داشته باشد.@ وقتی بزرگ بشود دیگر دنیا نمیتواند گریه بیندازدش کسی که دنیا میتواند به گریه بیندازدش آدم کوچکی است کسی که با یک طلاق از هم میپاشد به هم میریزد کسی که با فوت یک نفر اذیت میشود.@ کسی که با یک ذره مشکل مالی با یک بیماری با یک سرطان با یک مجروحیت با یک معلولیت با یک ورشکستگی مالی به هم میریزد این آدم یک دفعه دنیا برایش یک شکل دیگری میشود انگار که الله نیست انگار که آخرتی نیست انگار که امام زمانی نیست انگار که اهل بیتی نیست انگار که میکدهای در دنیا وجود ندارد اینطوری میشود.@ این آدم آدم کوچکی است معلوم است خیلی کوچک است ظرفیت نیست بخصوص که بادش هم کردند به او ظرفیت الکی دادند هی به او گفتند که تو آدم بزرگی هستی تو از اولیاء خدا هستی تو رفیق خدا هستی هی به او گفتند این نادان هم باور کرده.@ حالا اینجا را داشته باشید این میرسد آنجا زجرهایی که در دنیا کشیده آزارهایی که در دنیا دیده زحماتی که در دنیا کشیده چه در طاعت چه در دوری از معصیت چه در مصیبتها این سه تا زجری که سراغ انسان میاید هر چه کشیده اصلاً یک دفعه برایش بچگانه میشود چقدر کوچک میشود.@ لذا حضرت میفرماید(وَ لَوَدَ اَنَّهُ یُرَدُ اِلَی الدُنیا کَی ما یَزدادَ مِنَ الاَجرِ وَ الثَواب) یک دفعه میگوید آخرت این است خدایا همین جا دسته را نگهدار من برگردم دنیا، من اصلاً اشتباه وقتم را مصرف کردم من اصلاً اشتباه زندگی کردم اصلاً من تلف کردم جوانی و عمرم را میرسیم یک ماه دیگر انشاء الله این را میخوانیم.@ (اَبلَیتُ شَبابی فی سَکرَۀِ التَباعُدِ مِنه) من تمام جوانیم را از بین بردم در مستی دنیا از تو در غفلت از تو، مستی غفلت، این خیلی حرف حرف عجیبی هست در روایت داریم چند تا چیز مستی میاورد خیلی خطرناک است.@ یکی جوانی بعضیها با قیافهشان بعضیها با هیکلشان بعضیها با اندامشان بعضیها با مویشان بعضیها با صورتشان بعضیها با پوستشان بعضیها با هنرشان بعضیها با شغلشان بعضیها با علمشان مست میشوند یک دفعه الله این وسط غیب میشود چون آدم مست میشود غفلت میکند.@ این وقتی میاید سر نماز معلوم است که آقازاده است دارد میاید سر نماز مهندس است آمده سر نماز دکتر است آمده سر نماز، این هیچی ندارد معصوم است که وقتی میرود سر نماز میگوید(لا أَمْلِكُ لِنَفْسِي نَفْعاً وَ لا ضَرًّا وَ لا مَوْتاً وَ لا حَياةً وَ لا نُشُوراً) راست میگوید معصوم است که وقتی میرود سر سجاده تخلیه است هیچی ندارد که ببرد.@ این معصوم است که وقتی میافتد به عبادت به خدا میگوید(ما عَرَفناکَ حَقَّ مَعرِفَتِک) پیامبر فرمود خدایا ما اصلاً آنطوری که لازم است تو را نشناختیم(وَ ما عَبَدناک حَقَّ عُبودیَتِک) آنطوری که تو شایسته هستی عبادت اصلاً نتوانستیم بکنیم.@ این که چهار تا نماز میخواند یک دفعه پر میشود چهار تا روزه مستحبی میگیرد چهار روز اعتکاف میرود چها روز جبهه میرود چند تا عملیات رفته چند نفر دورش را گرفتند یک دفعه پر میکند این خیلی کوچک است.@ یک کسی که میگوید من زن بگیرم زن من زن من باید یک کسی باشد خیلی برای خودش یک کس خاصی مگر من با هر کسی ازدواج میکنم شوهر من باید چنین و چنان باشد البته دقتهای ایمانی لازم است.@ اما اینکه یک کسی فکر بکند من با این ازدواج کردم حیف شدم من از این زن بهتر هم میتوانستم داشته باشم این آدم خیلی بیچارهای است یک کسی بگوید من از زنم بهتر هستم حیف شدم من این شوهر را کردم.@ یک آدمی که خودش را میشناسد زنش هر کس هست شوهرش هر کس هست حلوا حلوا میکند روی سرش میگذارد عُرضه داری آسیه باش با فرعون بالا بکش هر کس میخواهد شوهرت باشد عُرضه داری آسیه بود با فرعون کشید رفت بالا تا (رَبِّ ابْنِ لِي عِنْدَكَ بَيْتاً فِي الْجَنَّةِ) رسید.@ وجود مقدس سیدالشهدا(ع) فرمود خوش به حال کسی که آنقدر به عیبهای خودش مشغول است که از عیبهای دیگران غافل است حضرت فرمود(اَلخائِنُ مَن شَغَلَ نَفسَهُ بِغَیرِ نَفسِه) خائن کسی است که به غیر از خودش مشغول است.@ فضولی در کار دیگران نکنیم چه کسی زن گرفت چه کسی صیغه شد چه کسی صیغه کرد چه کسی چند تا زن گرفت چه کسی طلاق گرفت قبول شد رد شد همین فضولی در کار مردم، سرک کشیدن در کار این و آن، واقعاً آدم مستی است که صبح تا شب مینشیند با یک کسی راجع به دیگران حرف زدن تحلیل دیگران تجدید دیگران اظهارنظر در مورد دیگران فتوا دادن در مورد دیگران واقعاً آدم مستی است.@ خائن کسی هست که خودش را به غیر خودش مشغول میکند حضرت میگوید اگر یک کسی آخرت را دید(فَلَوَدَّ) یعنی خیلی وُد نهایت دوست داشتن است خیلی فرق میکند یک دوستی خیلی عجیبی است میگوید این یک دفعه میافتد به این که میشود من برگردم دنیا، دوست دارد به دنیا برگردد.@ (کَیما یَزدادَ مِنَ الاَجرِ وَ الثَواب) تا اینکه اجر و ثوابش را بالا ببرد ما اینجا که آمدیم فهمیدیم دست خالی هستیم ما اصلاً اینجا چیزی نداریم با این مقدار کاری نمیشود کرد یک ساعت آخرت هم با این عمل نمیشود اداره کرد پنج دقیقه قبر هم نمیشود با این نامه عمل پنج دقیقه قبر هم نمیتوانی ادارهاش بکنی.@ از بس عظمت دارد انسان یک دفعه فکر بکند من برای این عظمت چکار بکنم یک زمین که به تو بدهند به اندازه همه آسمانها و زمین باشد طرف میگوید حالا من با کدام عمل این را بسازم اینجا حسرت سراغ آدم میاید.@ مثل اینکه الان دولت یک دفعه اعلام بکند به هر نفری به ما که هشتمان گروی نُهمان است بگوید که به هر نفر دو هزار متر زمین دادیم اول خوردی اعصاب همین جاست نمیتوانی بفروشیش واگذار نمیتوانید بکنید مال خود خودت است همین میتوانی از آن استفاده بکنی.@ حالا الان اول بدبختی میاید بابا بیخیال درس و طلبگی و مهندسی و دکتری و زندگی برویم یک جایی یک پولی بدزدیم بانکی بزنیم این را بسازیم دو هزار متر زمین حیف است چکارش بکنم من هیچی ندارم این را بسازم عمل میخواهد.@ خدا رحمت کند مرحوم شیخ مرتضی حائری را که بعد از فوتش آمد در خواب دوستش گفت دوست داری به دنیا برگردی ببینید این خواب در مورد خیلی در مورد حضرت مریم در مورد بزرگان دیگر قدسین عالم اولیاء الهی به هر کدام که گفتند میخواهید برگردید به دنیا گفتند حاضریم به دنیا برگردیم.@ آن که آنها حسرتش را میخورند الان داریم ولی استفاده نمیکنیم آن که حضرت مریم الان دارد حسرتش را میخورد ما داریم و باز غصههای دنیا و عصبانیت با زنم و با شوهرم و با باجناقم و با مادرزنم و خاله خالهبازیهای زندگی، سر چه چیزهایی عمرمان را داریم تلفش میکنیم مریم حسرت میخورد شیخ مرتضی یک قدیسی بوده.@ میگوید بله من 52 یا 53 بار رفتم مشهد امام رضا(ع) هر 52 ـ 53 بارش را آمد به من سر زد ای کاش بیشتر میرفتم حالا بعضیها عُرضه دارند در روز این زیارتها میروند و میایند همه جا را میروند مکه میروند کربلا میروند در یک روز در یک ساعت در چند دقیقه اینها بلد هستند چکار بکنند.@ ما الان کنار این حضرت معصومه است بعضیها هفته به هفته من یک کسی را دیدم از این مقدسین خودش در حرم کار میکرد میگفت دو ماه است من نرفتم زیارت، کنار بهشت، کنار کسمان، کنار ولیمان، کنار خانواده آسمانیمان قرار داریم.@ به عمه و عمو و خاله و دوست و هزار کس و کار در این عیدی رفتیم سر زدیم ولی صله ارحام با خانواده آسمانی ما نداریم حضرت در مورد آیه صله ارحام چه فرمود؟ قطع رحم گفت(وَ غایَۀُ تَأویلَها صِلَتُکَ اِیانا) غایت این آیه تأویل این آیه تأویل آورده این باطن است باطنش این هست که ما رحم شما هستیم به ما سر بزنید.@ ما در طول هفته چند بار به امام زمان سر میزنیم چند بار با غصههایش گریه میکنیم برای غریبیش مظلومیتش تنهایی و آوارگی حضرت، واقعاً چند بار دلمان به درد میاید در طول هفته؟ در این عید ما کجاها رفتیم سری هم به حضرت زهرا زدیم سری به مادر آسمانیمان زدیم سری به اهل بیت میزنیم؟ هیچ، غریبه غریبه.@ از بس ما مست هستیم مست شغل مست درس مست علم مست جوانی مست ازدواج مست خانه این هشت تا معشوقی که میگوید شما اگر اینها را بچسبید از الله و اهل بیت و جهاد بیشتر دوست داشته باشید کیست؟@ پدر مادرها دختر پسرها خواهر برادران همسر اموال عشیره و قوم شغل و تجارت و مساکن این هشت تا، ما مستیم اصلاً هیچ لذتی حضی ذوقی هیچی در این دل نیست هیچ گریهای برای امام زمان دلتنگی برای حضرت اینکه یک کاری من باید برای حضرت بکنم.@ بالاخره مگر این آقا نمیگوید من هر 24 ساعت میگویم (هل من ناصر ینصرنی) در دل من افتاده بروم خودم را به او برسانم مگر این آقا آواره طرد شده تنها و یگانه نیست پس من الان دارم چکار میکنم مگر من بچه او نیستم مگر او پدر من نیست من الان دارم چکار میکنم.@ واقعاً سبک زندگی من ارتباطی با معصوم دارد سبک زندگی من اتصالی در ارتباط با خانواده آسمانیمان دارد یا ندارد باید یک ذره فکر بکنیم وقتی در برزخ میرود خدا شاهد است بهشتیان حسرت پنج دقیقه وقت من و شما را میخورند میگویند ما پنج دقیقه برگردیم دنیا چکار میکنیم.@ ما مفت پای تلویزیون پای اینترنت پای ماهواره نعوذ بالله خدا نکند کسی در خانهاش از این چیزها باشد مینشیند وقت تلف میکند من جدول برنامهها را نگاه میکنم میبینم چهار ساعت پای اینترنتم سه ساعت، میگویم تو چهار ساعت قرآن میخوانی نیم ساعت ذکر میگویی سجادهای سجدهای نمازی عبادتی شبی سحری تفکری تعمقی معرفتی، نه.@ این روایت خیلی آدم را تکان میدهد حضرت میفرماید(وَ لَوَدَّ اَن یُرَدَ اِلَی الدُنیا کَیما یَزدادَ مِنَ الاَجرِ وَ الثَواب) تا اینکه یک چیزی واقعاً جمع بکنیم ما از ثوابها میگذریم اصلاً رغبتی به مستحبات نداریم راحت از کنار مستحبات رد میشویم.@ راحت از چیزهایی که موقعیتها، مناسبتها، رحمهای زمانی، رحمهای مکانی از این رحمهای زمانی و مکانی هیچ استفادهای نمیکنیم الان رجب دارد میاید هیچ رغبتی، آقا رجب دارد میاید شوخی نیست.@ آدم باید از الان دلشوره داشته باشد این رجب دارد میاید من در این بازاری که پر از دارایی در نامه عمل من میدهند من ثروت رجب را چکار بکنم من بازار رجب را چطوری از آن رد بشوم تا برسیم به شعبان و اگر کسی رجب را خوب نگذراند چطوری میتواند شعبان را جمع بکند و اگر کسی نتواند شعبان را خوب جمعآوری بکند چطوری میتواند در ضیافت شرکت بکند.@ ضیافت خصوصی است ضیافت است الان شما ببینید دختر خانمها خانمهای بزرگوار همین حزب اللهیهایشان طلبههایشان بگویید فردا عروسی دعوت دارید انگار به او فحش دادی میگوید 24 ساعت جلوتر به من گفتی برای عروسی، من در این 24 ساعت نمیتوانم کاری بکنم برای عروسی میخواهم برای مهمانی آماده بشوم یک هفته جلوتر بدانم عروسی چه موقع است.@ یا همین مهمانی ما یک موقعی از این بندگان سفیدپوستها ما که همه سیاهپوست هستیم و در منطقه سیاهپوستها زندگی میکنیم یک بنده خدایی در منطقه سفیدپوستها زندگی میکرد تهران ما را دعوت کرده بود خیلی اصرار داشت ما خانهشان برویم دو سال خدا شاهد است به من میگفت بیایید خانهمان.@ یکبار به او گفتیم که آقا باشه چشم انشاء الله هفته بعد ما منزلتان میاییم گفتم حالا من میگویم هفته بعد ناراحت نشود نگوید چرا امروز نیامدی گفت پس یک ذره تحمل بکنید چشم، گفت من خبرتان میکنم یک ماه، پردهام را نزدم اینجایش اینطوری است فرش اینطوری است مبل اینطوری است.@ ما برای هر چیزی تشریفات قائل هستیم از عروسیمان بگیر تا ختنهسوران و حنابندان و پاتختی و شام و ناهار و تولد و مهمانیها همه چیز مراسمی قائل هستیم تشریفات غیر از ارتباط با غیب این باید بیتشریفات باشد این هیچی.@ غیر از ورود به رجب، رجب تشریفات مقدماتی شعبان است شعبان تشریفات مقدماتی ماه مبارک است ماه مبارک ضیافت است تو میخواهی بروی در ضیافت برای همین هم ما هیچ وقت در این ضیافت نمیرویم خودم را میگویم.@ هیچ وقت یادم نمیاید در این پنجاه سال یک بار در این ضیافت رفته باشیم بگوییم یک ماه رمضانی گذراندیم ضیافتی بود چیزی را دیدیم کسی را دیدیم طوری شد اتفاقی افتاد مهمانی رفتیم نه هر سال دریغ از پارسال نگاه کن پارسال بهتر بود ماه رمضان بهتری داشته باشیم.@ ما جدی نگرفتیم مسئله را، پیامبر است که با آب و تاب یک طوری میگوید که ما دهانمان آب بیفتد ما اصلاً دهانمان آب نمیافتد هر طوری اینها ما را قلقلک که ما یک ذره بگوییم بهبه اهل بیت زور زدن اصلاً ما یک بهبه نگفتیم.@ از بس طبعهای ما خشکیده از بس ما خشن شدیم ما بیاستعداد شدیم ما نرم نیستیم ما لطیف نیستیم مثل همان شاعری که بردندش شب خواباندش در باغ که استعدادش شکوفا بشود صبح شعر بگوید صبح که میروند به او سر میزنند میگوید برو بابا شعر چه بگویم تا صبح بوی گند گُل و زرزر بلبل و شرشر آب نگذاشت بخوابیم.@ هیچی طبع نیست خشکیدگی داریم هر چه پیغمبر میگوید امیرالمؤمنین میگوید هر چه آیات میگویند روایات میگویند خدا رحمت آیت الله علامه طباطبایی را خدا رحمت کند مرحوم همدانی را میگفت من وقتی که زیر کرسی مینشستیم با علامه این ترجمهای که از المیزان کرده بودم برایش میخواندم.@ فارسی خودش را نوشته خودش را برایش میخواندم وقتی میخوانم میرسیدیم به آیات آخرت زار زار گریه میکرد میرسیدم به آیات بهشت آیات جهنم زار زار گریه میکرد ما این همه آیه میخوانیم اصلاً این آداب قرآن خواندن که هست اصلاً در ما اتفاق نمیافتد.@ که مثلاً قرآن وقتی میخوانم میرسم به آیات بهشت یک شوقی ذوقی رقصی می مطربی هیچی، برود در حرم یک ذره جانی بگیرد یک حالت رقصی به او دست بدهد در مسجدی حسینیهای نماز جماعتی اذانی هیچی، وقتی هم میرسیم به آیه عذاب میگوییم این که مال ما نیست مال دیگران است ما که خیلی خوب هستیم آن که مال ما نیست.@ ولی خودمانیم بهشت هم مال ما نیست یعنی بگوییم هر دو به ما چه یعنی به بهشتش میرسیم به ما چه به آیات جهنمش هم میرسیم به ما چه ما اصلاً برای چی به این دنیا آمدیم چکارهای این عالم هستیم نمیدانیم خودمان هم نفهمیدیم بالاخره داستان چه شد انگار به ما ربطی ندارد.@ این آیه را برای تو فرستاده میگوید برای تو فرستادم(لِلنّاس) برای شما فرستادم تو یک طوری قلقلکت بیاید تو بترسی، نمیترسی هر چه میخواهد خدا بترساند ما ترس به دلمان نمیاید هر چه میخواهد شوق و ذوق بیاورد اصلاً هیچی.@ میگوید جن را دیدم از او ترسیدم گفتم بسم الله بگویم فرار کند هر چه بسم الله گفتم فایده ندارد ایستاده مثل میخ من را نگاه میکند اصلاً بسم اللههای من تأثیری ندارد گفت یک بسم الله قرائتی گفتم همچین با قرائت شروع کردم بسم الله گفتم جن گفت الله الله گفت بارک الله.@ حالا ما هم داستانمان اینطوری است این قرآن قلقلکمان نمیدهد الله قلقلکمان نمیدهد الله را پیدا نکردیم نه قرآنش قلقلکمان میدهد نه ماه رمضانش نه رجبش نه شعبانش نه هیچی حالا شما تصور بکنید آنها به آن عظمت درسهای آدمهای آلوده سر تا پا آلودهای مثل ما میخواهد چه بشود معلوم نیست از آن چه در بیاید هیچی.@ اگر کارهای فسقلی که داریم انجام میدهیم چه چیزی میخواهد از آن در بیاید این نکته سر دراز دارد حالا بگذاریم انشاء الله برای هفته بعد میخواهم این قسمت را توضیح بدهم که این رمز اینکه چرا اگر یک کسی به دنیا گریه بکند جهنمی هست را توضیح میدهیم.@ این یک تکه روایت را بگذار جلوی چشمت مستت میکند آرامت میکند(لَوَدَّ اَن یُرَدَ اِلَی الدُنیا کَیما یَزدادَ مِنَ الاَجرِ وَ الثَواب) یک ذره ذهنتان را مشغول بکنید تا هفته آینده انشاء الله ببینیم چه خواهد شد.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@ پنج مرتبه آیه امن یجیب را میخوانیم جهت رفع اضطرار از وجود مقدس آقا امام زمان رفع اضطرار از شیعیان و مسلمین و مستضعفین جهان، رفع اضطرار از زندگی خودمان، حل مشکلات کشورمان، سلامتی رهبرمان، سلامتی نظاممان، حل مشکلات جوانهایمان(اعوذبالله من الشیطان الرجیم أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ).@ هدیه به محضر مقدسشان، سلامتیشان، تعجیل در فرجشان، خشنودیشان، خشنودیشان از همه ما و اینکه انشاء الله همه ما مشمول دعاهای ویژه حضرت باشیم انشاء الله فرزندان خوبی برای حضرت زهرا باشیم دل حضرت زهرا را شاد بکنیم از خودمان، حضرت از ما راضی باشد سه صلوات بلند ختم بفرمایید.@