جلسه 040 - جایگاه عمل در سلوک انسانی
شماره جلسه
40
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1392
ماه
11
روز
8
متن کامل (خام) ‌ جلسه 040 - جایگاه عمل در سلوک انسانی

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ سلام و صلوات و درود و رحمت خیرات مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان هدیه به محضرت مقدس آقا امام زمان(ع) به محضر مقدس امام امت(س) و همه شهدای انقلاب اسلامی صلوات ختم بفرمایید.@ قبل از اینکه بحثمان را درباره آفات عمل شروع بکنیم سؤال فرمودند که چطوری ما همه توان یک عمل صالح را جذب بکنیم و از کجا بفهمیم که جذب شده یا نه؟ این به شیوههای مختلف در جلسات گذشته در موردش سخن گفتیم عمل صالح یعنی عملی که صلاحیت دارد برای رشد انسان.@ اگر عمل صلاحیت داشته باشد مثل غذای صالح میماند شما در بهداشت غذای صالح یا عمل صالح این هست که تغذیه سالم بکنید بنابراین اگر یک غذایی سالم باشد در رشد و نشاط و قدرت ما تأثیر دارد جذب خوب میشود عمل صالح اگر جذب شده باشد منشأ قدرت است.@ قدرت که میگوییم ظهور اسمهایی که از خداوند تبارک و تعالی در نهاد انسان هست که شادی آرامش اخلاق خوش اینها ظهوراتش هست یعنی اگر شما در کسی شادی آرامش و اخلاق خوش ندیدید حتماً مذهب جذبش نشده این یادتان باشد دین در ذات خودش تولید شادی و آرامش دارد.@ مثل آب در ذات خودش که H2O هست خیسی تری رفع تشنگی خصوصیات آب چطوری است نور در ذات خودش چه چیزی دارد دین در ذات خودش حزن و ترس و اضطراب و بداخلاقی و حرص و جوش و خودشیفتگی و خودبرتربینی و حسادت را برطرف میکند اگر جذب شده باشد معلوم است از شخص معلوم است اگر جذب نشده باشد یا کم جذب شده باشد آثارش هم مشخص هست.@ میزان قوت و ضعف یک شخص نشاندهنده میزان و قوت و ضعف تغذیهای هست که از طریق دین صورت گرفته پس ما خیلی وقتها صورتهای مقدس داریم اما خبری از دین نیست دین در ذات خودش حتماً شادی و آرامش را دارد علی(ع) فرمود(رُبَّ مُتَنَسِکٍ وَ لا دینَ لَه) چه بسیار عبادتکنندهای که دین ندارد.@ پس میشود انسان عبادت بکند اما جذبی نداشته باشد هیچ نوع جذبی نداشته باشد نه تنها جذب نداشته باشد بلکه دورتر بشود از خداوند تبارک و تعالی میشود هر مقدار که نماز میخواند و هر مقدار که کار دینی انجام میدهد روزبهروز از خداوند دورتر بشود.@ بنابراین باید حتماً تغذیه تغذیه سالمی باشد و یک کسی که میبیند در خودش که دارد دین دریافت میکند دارد حرم میرود دارد زیارت میرود دارد نماز میخواند دارد عزاداری میکند دارد حج میرود دارد کربلا میرود دارد ذکر میگوید ولی به نشاط به قدرت به شادی به آرامش نمیرسد حتماً در آن دریافتش اشکال وجود دارد.@ حالا باید به حداقلها که واجبات هست اکتفا بکند ولی در مورد بقیه چیزها باید حتماً تجدیدنظر بکند واجب را نمیشود رها کرد ولی باید در بقیه چیزها تجدیدنظر بکند یعنی ببیند مشکلش کجاست یا باید قطع بکند آن کارهایش را یک چیز دیگر را شروع بکند یک غذای دیگر بخورد یا باید کیفیت را عوض بکند.@ گاهی وقتها قطع هست مثلاً شخص عادت کرده همیشه دعای توسل بخواند عادت کرده همیشه نماز غفیله بخواند عادت کرده همیشه برود عزاداری بکند این عادت خوب نیست رشدی هم برایش نمیاورد باید عوض بکند غذایش را تنوع ایجاد بکند تا جذب بشود.@ ولی یک جاهایی هست که نه یک چیز خوبی است غذا غذای خوبی است این باید خودش را رابطهاش را با چیزهای دیگر تنظیم بکند که این غذا تأثیر خودش را انجام بدهد مانع را برطرف بکند پس گاهی وقتها باید غذا را عوض بکند گاهی وقتها هم باید موانع را برطرف بکند تا این غذا تأثیر خودش را بگذارد که حالا میگوییم چرا توضیحش را بعضی از چیزهایی که در این مسئله هست را میگوییم.@ اما برای اینکه عمل صالح خوب جذب بشود خیلی کارها باید کرد اخلاص لازم است حتماً اخلاص لازم است یعنی باید برای خدا حتماً باشد که جذب باشد سالوسی و ریاکاری و سمعه در آن نباشد بعد هم انسان کوچک بشمارد عملش را عملش خودش را نگیرد یعنی اگر انسان یک عملی انجام داد خودش نباید تحت تأثیر عملش قرار بگیرد فکر کند دارد کار بزرگی میکند.@ همین به محض اینکه این مسئله آمد در ذهنم که من دارم کار مهمی انجام میدهم یا من کار مؤثری دارم انجام میدهم یا حقی پیدا میکنم گردن دین خدا یا اهل بیت این سقوط برای انسان میاورد انسان تا وقتی که در انجام عملش توجه نداشته باشد بصیرت نداشته باشد که این عمل صالح یک مهمانی از طرف خدا برای من بود.@ این جهاد این تیر خوردن این ترکش خوردن اسارت یک نعمتی بود از طرف خدا یک منتی است از طرف خدا این زیارتی که من رفتم این کار خیری که انجام دادم این پولی که دادم موفق شدم این مقدار پول برای خدا هزینه بکنم انسان خودش را مدیونتر نداند این تا وقتی که به این حس نرسیده کار خیر میتواند خطرناک باشد.@ یعنی هر کار خیری انسان انجام میدهد روحیه آدم را خراب میکند انسان زمانی میتواند خیر را جذب بکند که متوجه باشد در خیر مهمان خداست لذا برای همین شما وقتی صدقه میدهید دستتان را میبوسید گفتند دستتان را ببوسید چون به دست خدا خورده از سائل تشکر بکنید وقتی به او پولی میدهی از او تشکر هم بکن برای اینکه تو را به یک رشد میرساند.@ فقر او زمینهای شد برای کرامت تو و نزدیک شدن تو به الله برای جود تو کرامت تو باید از او تشکر بکنی ولی وقتی که احساس منتگذاری داری چه به فقیر چه به خدا چه به هر کس دیگر چه خودت فکر میکنی چه کار مهمی کردی جذب نمیشود اصلاً یعنی حمله سمت راست دارد انجام میگیرد.@ حمله سمت راست چه بود؟ صورتهای مقدس نقاط قوت یک شخص بود وقتی حضرت میگوید(اَللّهُمَّ اَرزُقنی عَمَلاً کَثیرا) خدایا یک عمل زیاد به من بده یک عمل صالح به من بده(وَ اجعَل ذلِکَ کُلَّهُ لی وَ لا تَجعَلهُ عَلَیَّ) این عمل خیر را به نفع من قرار بده نه به ضرر من پس میشود انسان عمل صالح انجام بدهد و به ضررش تمام بشود.@ زمینهای برای خودشیفتگی خودبزرگبینی خودمقدسبینی خودپاکبینی خودصالحبینی این خطرناک است به محض اینکه عملی انسان را از تقصیر در درگاه خدا کوتاهی در درگاه خدا احساس ذلت در درگاه خدا احساس بدهکاری در بیاورد مردهشور این عمل را ببرند دیگر فایده ندارد عمل صالح هر چه هم که میخواهد باشد بدرد نمیخورد.@ این یادمان نرود خیلی مهم است اگر بخواهیم جذب بشود فراموش کردن عمل از جمله چیزهایی هست که خیلی خوب است کوچک شمردن عمل خیلی مهم است شما نگاه کنید وجود مقدس امام سجاد(ع) اینقدر نمیبیند و غرق در توحید هست میفرماید که(فَوَعِزَّتِکَ ما یَزینُ مُلکَکَ اِحسانی) قسم به عزتت به هیچ وجه وجود من احسان من ملک تو را زیبا نکرده این خیلی مهم است.@ پس به این خیلی توجه داشته باشیم که این روحیه را باید در خودمان تقویت بکنیم روزبهروز یک ملاک است یک معیار هست که من باید وقتی که عملی را انجام میدهم به جای اینکه منتگذار بشوم طلبکار بشوم بدهکار بشوم چون ممنون خدا هستیم که این را به ما داده(الحمد لله ما أَصابَكُمْ مِنْ مُصِيبَةٍ فَبِما كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ).@ قرآن میگوید آنچه که خیر هست از ناحیه خداست پس الحمدلله از یک آقایی تعریف میکردند به او میگفتند شما چنین هستید شما چنان هستید شما این کار را کردید شما آن کار را کردید شما این تأثیرات را داشتید شما آن اثرات را داشتید شما زندگی ما را متحول کردید شما ما را نجات دادید.@ او هر وقت اینها را میشنید میگفت که الحمد لله آنها فکر میکردند که این خودش خوشش میاید مثلاً میگوید الحمد لله نمیدانست که دارد چکار میکند الحمد الله سپری هست در مقابل شیطان نمیگذارد حمله سمت راست به آدم بکند الحمد لله سپری است که جان انسان را حفظ میکند یعنی هر وقت از شما تعریف کردند هر وقت گفتی الحمد لله این تعریف دیگر روی قلبت اثر منفی نمیگذارد.@ چون تمام کارها مال کیست قدرت و انرژیش و توفیقش را همه چیزش را خدا داده زیاد تو کارهای نیستی به خودت نگیر اگر در معرض حسادت قرار گرفتید باز بگو الحمد لله الحمدلله نمیگذارد آدم حسادت بکند چرا؟ چون هر کس هم هر چه دارد از ناحیه خداست من برای چه به بنده خدا حسادت بکنم او هم هر که هر چه دارد خدا به او توفیق داده.@ بنابراین خیلی ما نباید اگر کسی رفت در حریم کسی حسادت کرد این یک حماقت است یک نگاه غلط یک شرک هست در واقع توحید را خوب نشناخته اگر کسی توحید را خوب شناخت واقعاً معرفت پیدا کرد توحیدش قوی شد به هیچ وجه به حسادت کشیده نمیشود.@ پس الحمد لله خیلی سپر مهمی هست که نگذارد ما آفت بخورد عملمان یعنی زیاد باید با این ذکر خیلی انس بگیریم الحمد لله اینکه برای ما تأکید هم کردند جزء ارکان اربعه هست یعنی چهار تا ذکر هست سبحان الله و الحمد لله، سبحان الله یک سپر در مقابل خداست.@ هر وقت مشکلات زندگی حوادث زندگی تلخیها شکستها صحنههای تلخ میخواهد شما را از خدا بکَند خدا را برای شما ببرد زیر سؤال یک سبحان الله خدا را محبوب نگه میدارد از خدا دیگر فرار نمیکنی با سبحان الله نمیگویی خدایا آخر این چه وضعیتی است چرا باید اینطوری باشد چرا دعای من به اجابت نرسیده.@ چرا با من اینکار را کردی چرا این کار را کردی چرا مگر دعای من را نشنیدی اصلاً انگار که تو نیستی یک سبحان الله آدم را نجات میدهد اگر کسی سبحان الله بفهمد یعنی چی اگر توحیدش قوی باشد سبحان الله که از سر توحید گفته میشود جان انسان را نجات میدهد هیچ وقت شیطان نمیتواند بین انسان و الله را به هم بزند.@ الحمد لله نمیگذارد رابطه انسان با خودش خراب بشود یعنی خود انسان گند بزند به خودش با کمالاتش چه حمله راست چه هر چیزی به هر حال خیلی میتواند خودش را نگه بدارد الحمد لله این چند تا موارد دقت بکنید که ما چطور میتوانیم پتانسیل عمل نیک را حفظ بکنیم و جذب بکنیم اینها خیلی موارد مهمی بود که خدمتتان عرض کردم.@ باز از چیزهایی که میتواند یک عمل را از بین ببرد حالا امروز یکی دو موردش را میخواهم خدمتتان عرض بکنم که نمیگذارد عمل جذب بشود مثلاً میگویند آقا غذا خوردید چایی نخورید تا یک ساعت بعدش اگر گوشت خوردید غذایتان آهندار بود.@ مثلاً اسفناج خوردی سبزیجات خوردی آهن دارد گوشت خوردی آهن دارد جگر خوردی یک ساعت بعدش چایی نخور اگر بخوری نمیگذارد آهن غذا جذب بشود بدنت هم اگر احتیاج به آهن داشته باشد این مانع میشود از جذب این فایده ندارد.@ یا گوشت سرخ کرده نخور گوشت را حتماً کبابی بخور تا اثر داشته باشد گوشت وقتی که پخته میشود یا سرخ کرده میشود خاصیت گوشتی خودش را از دست میدهد خیلی نمیتوانی شما از این گوشت فقط خوشمزه است و شکم سیر کن است.@ ولی خاصیتی که از گوشت خوردن آدم میخواهد به دست بیاورد باید در کباب بدست بیاورد یعنی فقط روز سیخ روی آتش این پخته بشود و الا در ظرف و با آب و یا سرخ کردنی آن خوشمزه است اما آن انتظار را دیگر نباید از این گوشت داشته باشید.@ در عمل صالح هم همینطور است در عمل صالح باید با یک کیفیت خاصی جذب بشود تا آن تأثیرش را بگذارد حالا دقت بکنید تا یکی دو مورد دیگر را هم خدمتتان بگویم. (لا یَنفَعُ من شَکُ وَ الجُهُودِ عَمَلٌ) نه توضیح بیشتری نداریم حالا یک حدیث دیگر هم در ادامه آن داریم آن را خدمتتان میگویم که شک و انکار عمل را باطل میکند فایدهای ندارد.@ یک فرمایشی هم علی(ع) دارد(لا خَیرَ فی عَمَلٍ اِلا مَعَ الیَقین) در عمل خیری نیست مگر همراه یقین یعنی انسان باید بداند که این عمل عمل صالح است درست است و به این نیتی که دستور خداوند تبارک و تعالی است انجامش بدهد.@ یکی میگفت من نماز میخوانم ورزش است خوب این دیگر عبودیتی در کار نیست نماز بخوانی ورزش است یا مثلاً دکتری به من میگفت که من چون استادمان گفته سجده خیلی دکتر فیزیوتراپ بود میگفت استاد فیزیوتراپی ما در دانشگاه به ما گفته که در فیزیوتراپی بهترین حالتی که انسان برای بدنش اندامش مناسب هست سجده است.@ کسی که اینطوری فکر بکند حالا ممکن است آدم یک گندمی بکارد کاهی هم از کنارش در بیاید آن به ما ربطی ندارد ولی این قربۀً الی الله هست سجده برای تعظیم نفس هست در مقابل حق تعالی تذلل است انسان باید حواسش باشد اگر تذلل نداشته باشد تعظیم نداشته باشد قدرت پیدا نمیکند.@ آن کسی که تعظیم ندارد به عظمت نمیرسد، چرا عبادت باطنش بزرگ شدن انسان است؟ چون شما در نماز چه چیزی را کوچک میکنید و چه چیزی را بزرگ میکنید؟ در نماز شما بخش حیوانیتان و بخشهای وجودی دیگرتان را همه را کوچک میکنید به ذلت میکشانید کدام بخشتان علو پیدا میکند شرافت پیدا میکند؟ فطرتتان.@ شما وقتی که به رکوع میروی در واقع عظمت پیدا میکنی و وقتی به سجده میروی علو پیدا میکنی اما چه چیزی را میاندازی به سجده کدام بخشت را؟ طبیعتت را بدنت را بخش حیوانیت را میاندازی اما خودت بزرگ میشوی لحظه به لحظه خودت بزرگ میشوی.@ کسی نفهمد که این دارد برای چه انجام میدهد یقین نداشته باشد شک و تردید داشته باشد مثل کسی که چهل سال نماز میخواند هی بگوید سبحان الله سبحان الله سبحان الله ولی با خدا مشکل دارد پس این سبحان الله دروغ بوده همهاش یقین نداشتی شما داشتی میگفتی.@ لذا یکی از کارهای مهم این هست که انسان در اول عبادت امام رضا(ع) فرمود(اَوَّلُ عِبادَۀِ الله مَعرِفَتُه) آغاز بندگی خدا شناخت خداست اول این را بشناسیم جوانها هم اگر میخواهیم به آنها بگوییم عبادت بکنند بیشتر به جای اینکه هی بگوییم عبادت بکن این را بخوان آن را بخوان این کار را بکن آن کار را بکن باید اول به او معرفت بدهیم بداند قرار است با چه کسی سروکار داشته باشد.@ الله کیست اصلاً یعنی چی و با این الله باید چکار کرد یک جوان وقتی الله را شناخت خودش میداند با این الله باید چطور ارتباط برقرار بکند ولی بعضیها چهل سال الله را عبادت میکنند که اصلاً فرصت معرفت نداشتند نسبت به او همینطوری فطری به او گفتند که یک الله هست خدایی هست همینطوری سبحان الله سبحان الله میگوید و با خدا هم مشکل دارد.@ حتی شخص به من میگوید من خدا را شک دارم نسبت به او قبولش ندارم اصلاً خدا را ولی نماز میخوانم گفتم نماز برای چی گفت بالاخره جهنم نرویم چی شد بالاخره قبولش داری قبولش نداری اعتقاد داری نداری چه شد بالاخره میگوید حالا احتیاطاً میخوانیم یعنی اصلاً هیچی.@ لذا حضرت میفرماید(لا خَیرَ) از عمل خیر دیگر در نمیاید یک عملی که تو یقین نداری همیشه تردید و شک و وسواس سراغت میاید دائماً آسیب میرساند به باورهایت به شدت آسیبپذیر هست باورهای تو در کوچکترین حوادث از تو کنده میشود این دیگر بدرد نمیخورد یقین یعنی یک چیزی که با تو اتحاد برقرار میکند.@ گفتم چند وقت پیش همین هفته گذشته قبلاً هم این صحنه را دیده بودم از چند نفر باز این هفته هم یک پیرمردی را دیدم این آلزایمر پیدا کرده یعنی همه چیز یادش رفته بود همین هفته من با ایشان ملاقات کردم مثلاً در خانه به خانمش میگفت تو کیستی اینجا چکار میکنی.@ به خانم خودش میگوید بچههایش را نمیشناسد ولی مرتب میاید مسجد مسجد که میاید نمازش را خوب میخواند صلواتش را میفرستد گریهاش را میکند برای امام حسین نذر و نیازش داده چون امام حسین با وجودش یکی شده یعنی این چیزهایی که هست در بخش ذهن این مانده اما امام حسین با قلب این یکی شده.@ لذا بقیه چیزها را یادش میرود ولی امام حسین را یادش نمیرود اهل بیت یادش نمیرود خدا یادش نمیرود نماز یادش نمیرود اسم بچهاش یادش نیست همسرش را نمیشناسد ولی نماز را چرا قشنگ میفهمد یکی شده با وجودش.@ یقین یعنی اینکه در حادثهها کنده نشود آلزایمر نکنده الله را از این دقت کنید آلزایمر طوفان است اینقدر طوفانش عمیق است که شخص زن و بچه خودش را یادش رفته کنده شده از او زن و بچهاش خیلی شدید است این فشارش میبینی تکان آلزایمر حمله این اینقدر زیاد بوده که این زن و بچهاش را اصلاً نمیفهمد که این کیست.@ میگوید این خانم کیست که اینجاست ولی الله کنده نشده دین کنده نشده آخرت کنده نشده اهل بیت کنده نشدند یک کسی که میگوید من معرفت دارم بعد در دستانداز کوچولو الله از او کنده میشود یک ماشینی که مثلاً در دستانداز لاستیکش در بیاید موتورش بیفتد این چه ماشینی هست به چه درد میخورد.@ یک کسی که یک تکان کوچک میخورد اینطرف و آنطرف همهاش کنده میشود این یعنی یقین ندارد یک کسی که از اینجا بلند میشود میرود کیش رفتارهایش فرق میکند میرود دبی رفتارهایش فرق میکند میرود شمال رفتارهایش فرق میکند در خانه تنها میشود نمیتواند جلوی خودش را نگه بدارد پای اینترنت یک طور دیگر است شخصیتاً.@ وقتی در یک جا ماهواره روشن باشد این اصلاً یک طور دیگر است یک شخصیت دیگر است این کنده میشود از او کسی که یک غذای یک سفره بتواند این را بکند خیلیها هستند با یک غذا با یک سفره با یک لقمه چرب خیلی زیاد از آنها کنده میشود این یقین ندارد اصلاً برایش سنگین نشده این چیزها.@ (اَلنّاسُ عَبیدُ الدُنیا وَ الدینُ لَعَقٌ عَلی اَلسِنَتِهِم) این با وجودش الله یکی نشده برای همین هم موقع مردن این تا یک فشار به آنها بیاید برای همین میگویند سؤال که میکنند تلقین خیلی مهم است برای میت این الان موقع مردن یادش میرود الله چه کسی بوده از او سؤال بکنند نمیداند چه جوابی بدهد.@ (مَن نبیُّک مَن رَبُّک ما کِتابُک مَن اِمامُک) هیچ چیز نیست چون در دنیا واقعاً با آنها ارتباط برقرار نکرده یکی هم نبوده با آن یک کسی که با کیش و دبی امامش کنده میشود با شب اول قبر کنده نمیشود؟@ یک کسی که میرود خارج از کشور یک دفعه از پوست دین در میاید یک پوست حیوانی جدید پیدا میکند اینقدر راحت این یک کسی که به او پول پیشنهاد میدهند یک پول با یک مبلغی پول با یک مدرک تحصیلی اصلاً از او کنده میشود این قطعاً شب اول قبر چیزی برایش نمیماند فشار شب اول قبر خیلی زیادتر از فشار اینطور چیزها هست.@ بنابراین باید دقت بکنیم اگر چیزی میخواهد به ما اضافه بشود یا از ما صادر بشود هیچ صادراتی یا هیچ وارداتی نباید بتواند این را از ما بکند. یک کسی که حسادت دارد به یک عالم دینی طوری که میخواهد سر به تن آن نباشد این با آتش حسادت دینش کنده شده دیگر.@ یک کسی که با حسادت میافتد به بدجنسی و بدنیتی نسبت به یک نفر حسادت موجش زیاد است مثل آلزایمر موجش زیاد است میکَنَد پس دقت کنید همه اینها میتواند بکند اینها را خودشیفتگی تکبر حسادت بدبینی میتواند اینها را بکند نگاه کنید برایتان بخوانم(لا یَقبَلُ الله مِن مُؤمِنٍ عَمَلاً) خدا از هیچ مؤمنی عملی را قبول نمیکند مؤمن را هم میگوید یعنی آدم کمی نیست.@ خداوند از مؤمن عملی را قبول نمیکند(وَ هُوَ مُضمِرٌ عَلی اَخیهِ المُؤمِنِ سُوءا) این در درونش نسبت به یک نفر بدنیتی دارد در وجودش واقعاً خالص نیست با مؤمنان دیگر بدجنسی دارد در ذاتش نسبت به یک مؤمن پس اگر کسی نسبت به یک مسلمانی یک مؤمنی نیت بد داشت.@ باجناقش هست دوستش هست حتی همسرش است بدجنسی میکند نسبت به همسر خودش بد همسرش را میخواهد ما الان چقدر آدمها داریم که موقع طلاق که میشود درگیر میشوند الان ظاهراً حزب اللهی است طلبه است متدین است جبهه رفته است بسیجی است چنین است چنان است حالا درگیری افتاده با خانمش.@ بعد که میایند مشاوره میفهمیم که چقدر این نامرد است چقدر بیانصاف است در مورد همسرش چقدر بدجنس است چقدر اطلاعات غلط میدهد چقدر بدبین است خانم هم همینطور خانم میاید میبینید که خانمها که نامرد آفریده شدند اصلاً ذاتاً نامردند ولی بدجنس است.@ میبینی راجع به شوهرش اطلاعات غلطی میدهد یک حرفهای غلطی دارد یک نیتهای غلطی دارد یک برداشتهای غلطی دارد این بیانصافی است ما هر وقت میگوییم مؤمن فکر میکنیم یعنی یک غریبه بابا همسر تو یک مؤمن است حرمتش هم از کعبه بالاتر است حرمتش دقت کنید آدم خیلی باید دقت بکند در رفتار.@ فرزند تو یک مؤمن است حرمتش از کعبه بالاتر است نسبت به بچهات بدجنس نباش زن گرفته آقا خانم گرفتی ازدواج کردی این خانم یک وظائفی شما نسبتش به او داری نه من طلبهام درس میخوانم وقت ندارم به این چیزها برسم مردهشور این طلبگیت را ببرد این چه طلبگی شد وقتی نمیتوانی به همسرت برسی به بچههایت برسی چه طلبگی است.@ من من مهندسم من دانشجو هستم من دکترم وقت نمیکنم به خانوادهام برسم مردهشور این درس خواندنت را ببرد آن وقتی را که باید برای همسرت بگذاری باید بگذاری وقتی هم قرار است بگذاری باید درست بگذاری این وقت را برای شوهرت باید وقتی بگذاری میگوید نمیرسم به شوهرداریم نمیرسم.@ حالا نوعاً خانمها این فدارکاری را میکنند این را بهتر از آقایان میفهمند آقایان کمتر زن گرفته حالا گرفتی آوردی این یک آدم است از خانوادهاش جدا کردی مثلاً حالا در یک شهرستان دیگر آوردیش این باید جای خواهرش و کسان دیگر برایش پر بشود.@ باید به او رسیدگی بشود باید به موقع پارکش را برود باید به موقع تفریحش را برود باید به موقع رستورانش را برود باید به موقع نیاز عاطفیش تأمین بشود باید خیلی چیزهای دیگر به او برسد بچهات همینطور میگوید وقت ندارم به بچههایم برسم این بدجنسی نیست این بد نیتی نیست؟@ حالا میخواهی چکار بکنی؟ میگوید میخواهم عالم بشوم میخواهم دکتر بشوم زودتر دکتر بشوم زودتر مهندس بشوم زودتر عالم بشوم زودتر مدرک تحصیلی بگیرم تف به این درس خواندن نه من سیر و سلوک دارم نمیرسم به زن و بچهام تف به این عرفان این عرفان گند خونین مزخرف.@ استاد عرفانی که به یک کسی دستورالعمل میدهد اگر یک طوری دستورالعمل بده که این شخص کنده بشود از محیط طبیعی خانوادهاش از زنش از بچهاش این اصلاً بدرد نمیخورد.@ خدا رحمت کند مرحوم شیخ جعفر آقای مجتهدی را یکی از دوستان ما که با ایشان رفاقت زیادی دارد یک سی سالی رفیق بودند با ایشان شیخ جعفر زن نداشت خودش زن و بچه نداشت ازدواج نکرده بود میگفت شبها بیدار بود کار میکرد دیگران را میپذیرفت 10 ـ 11 ـ 1 ـ 2 ـ 3 نصف شب همهاش کار بود.@ همهاش کار و عبادت و خدمت به مردم وقت و بیوقت وقف مردم شده بود ایشان به هر حال از رجال امام زمان بود وقف بود بلند میشد همه جای دنیا میرفت سر میزد به یک کسی استغاثهای داشت کمک میکرد میگفت ما هم آن موقع مجرد بودیم با ایشان بودیم تنها هم بودم مجرد بودم با ایشان رفاقت داشتیم.@ یک موقعی من ازدواج کرده بودم میگفت من میخواهم ازدواج بکنم گفت از این به بعد دیگر نباید با من اینقدر ساعت بیرون باشی یا بیایی پیش من این ساعت باید در خانه باشی از این به بعد پس ما هی وقتی میگوییم بدجنسی یک دفعه فکر نکنیم بدجنسی یعنی چی بدنیتی یعنی چی؟@ نه همین همین که خانوادهات له میشوند به خاطر درس خواندن تو و آقا شدن تو و بزرگ شدن تو شهوات سیاسی و اجتماعی تو له میشوند شهوات عرفانی له میشوند شهوات علمی تو له میشوند شهوات شغلی و تجاری تو، تو میخواهی پول پارو بکنی یکسره همه را له میکنی جمعه هم میرود مغازه.@ قرآن میگوید جمعه هم شما مغازه اشکال ندارد باشید(فَإِذا قُضِيَتِ الصَّلاةُ فَانْتَشِرُوا فِي الْأَرْضِ وَ ابْتَغُوا مِنْ فَضْلِ اللَّهِ) اما بالاخره یک خانواده هم هست رسیدگی میخواهد وقتی موقعی تفریحی زیارتی حرمی شمالی جنگلی کوهی صفایی پارکی هیچی همه له بشوند اینجا فقط همهاش پول پارو میکند این فقط شرکت دارد.@ شرکت کار شرکت سفارش کار تا نصف شب حضرت فرمود وقتی که شما شغلی داری که مجبوری تا دیروقت بیدار بمانی لقمهات حرام میشود یا روز یا شب بالاخره این چه داستانی است که شب هم تا دیروقت بیدار بمانی.@ حضرت فرمود وقتی به چشمت فشار میاوری به بدنت فشار میاید برای اینکه داری پول در میاوری زیادی داری زیادهخواه هستی این سفارش را هم قبول بکنیم این کار را هم قبول بکنیم میبینی به هیچ چیزش نمیرسد بعد این لقمه حرام میشود.@ ما فکر میکنیم لقمه حرام یعنی دزدی یعنی باید برویم از جیب یکی برداریم بگوییم لقمه حرام شد نه یا حتماً یک گرانفروشی کمفروشی باشد بگوییم حرام است نه همین کارت لقمه حلال را هم که داریم دریافت میکنیم وقتی حق بدن را رعایت نکنیم.@ پنجاه تا حق سؤالهای قیامت است وقتی مراعات بدنت نمیشود بدنت دارد داغون میشود در این وضعیت یک موقعی میبینی جهاد فی سبیل الله است فرمانده هست مثلاً دو شب نخوابیده باید شمشیر بزند جلوی خط مقدم است عملیات است کار است کار آنطوری است این یک بحث دیگر است.@ ولی در روال طبیعی باید درست باشد انسان ظلم نکند این چشم استراحت میخواهد به آن استراحت بده پس این آفتها زیاد است اگر ما دقت بکنیم حضرت میفرماید خداوند از هیچ مؤمنی عملی را نمیپذیرد(وَ هُوَ مُضمِرٌ عَلی اَخیهِ المُؤمِن سُوءا) او در درونش یک چیز مخفی مضمر یعنی پنهانی یک چیزی نسبت به برادرش دارد.@ یک حسادتی یک بدبینی یک بدجنسی بک بدنیتی در وجودش هست یک نیست بد یک تصمیم بد یعنی جلوی شدن این رشد متوقف میشود عمل را نمیپذیرد یعنی چی؟ مؤمن است یعنی رشد کرده آدم رشدیافتهای است آدم بزرگی است ولی حرکتش میبینی متوقف میشود اینجا.@ کافر نیست فاسق نیست مؤمن است رشدش متوقف میشود حزب اللهی است اما رشدش متوقف میشود همین فهم باعث میشود که اگر من در درونم نسبت به یک نفر یک بدجنسی یک نیت بد آمد زود آژیر میکشد در وجودم تا آژیر کشید اول بروم یقه خودم را بگیرم که چرا من نسبت به همچین افرادی یا نسبت به این آدم در دلم یک همچینی نیتی آمد.@ چرا من یک دفعه بدجنس شدم چرا من احساس منفی پیدا کردم نسبت به فلانی اینقدر این احساس منفی بد است مثلاً کینه، کینه یعنی چی؟ کینه یعنی شخص اهل عفو نیست چه برسد به مغفرت تا کینه آمد در دلت یعنی تو هر گناهی که بکنی خدا یقهات را میگیرد.@ خدا زمانی تو را میبخشد به خاطر گناهانت اگر گناهی کرده باشی جزایش را به تو نمیدهد عذابش را به تو نمیدهد در دنیا به تو گیر نمیدهد به شرط اینکه تو اهل عفو باشی عفو یعنی چی؟ یعنی از ماجرا از ظلم یک نفر بگذری غیر از مغفرت است ولی وقتی یک کسی کار بدی میکند من کینه به دل میگیرم درصدد انتقام برمیایم.@ میافتم به قهر و قطع ارتباط و قطع رابطه و قطع صله ارحام و قهر با همسر و قهر با فرزند و قهر با پدر مادر و اینها با باجناق مشکل پیدا میکنم با جاری این خانم یک مشکل پیدا میکند با کسی دیگر مشکل پیدا میکند با خواهر برادر مشکل پیدا میکند این یعنی عفو ندارد وقتی عفو ندارد معنایش چیست؟.@ این قاعده است قرآن میگوید(وَ لْيَعْفُوا وَ لْيَصْفَحُوا أَ لا تُحِبُّونَ أَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَكُمْ) شما باید عفو کنید عفو یعنی اصلاً حق کینه گرفتن نداری وقتی در دلت کینه آمد خطرناک میشوی یعنی از عفو محروم هستی بعد مغفرت را بعدش میاورد(وَ لْيَصْفَحُوا) مرحله بعد است بالاتر از عفو یعنی ندید گرفتن رد شدن.@ بعد میاید صفح را معنا میکند(أَ لا تُحِبُّونَ أَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَكُمْ) آیا نمیخواهید که خدا گناهان شما را ندید بگیرد اگر قرار است که خدا ندید بگیرد راه را باز بگذارد مغفرت یعنی خدایا ندید بگیر خندهات سر جایش باشد نسبت به من روی خوشش چقدر دعا داریم از امام سجاد خدایا رویت را از من برنگردان راه را باز بگذار مانع ایجاد نشود سر راهم این یعنی مغفرت.@ حالا که بد است پس نمیتوانم کینه بگیرم حالا که کینه اینقدر خطرناک است لذا تا حسش دارد میاید باید زود این حس را از بین ببری لذا اگر یک موقعی گلهای از رفیقت داری در حدیث داریم وقتی گلهای داری برو زود به او بگو نگذار بماند در دلت.@ اگر عُرضه داری رد بشوی خوب رد بشو اگر نداری نگذار کهنه بشود زود گلهات را به او بگو این باعث میشود که دیگر کینه در دلت نماند با او حرف بزن با خانمت حرف بزند با هر کس که دوست داری حرف بزن مشکل را حلش بکن نگذار بماند یک چیزی چون تلمبار میشود عفونت میاید و عفونت هم نمیگذارد که شما مشمول مغفرت قرار بگیرید مشمول عفو قرار بگیرد انسان.@ پس در پایان این بحث ما باید توجه داشته باشیم که یک عمل صالح مراقبت لازم دارد یک عملی که انجام میدهیم باید مراقبت بکنیم مثل عزیزترین کسمان چون انسان این عمل را انجام داده باید بالاخره برایش ماندگار بشود.@ یک کسی که میرود با خون دل کار میکند با زحمت با سختی پول به دست میاورد یک لقمه غذا میگیرد این غذا را بد میخورد کمکی به او نمیکند میخواهد شکم گرسنه اطرافیان را پر بکند ولی بد غذا تهیه میکند سیستم غذاییش یک طوری است که درست نیست میخورند ولی قوی نمیشوند میخورند ولی سالم نیستند.@ یک مادری که بچهاش را دوست دارد باید بداند که این بچه را چطوری تغذیه بکند گفتیم ما الان 70% بچههای زیر بیست سالمان اضافه وزن دارند معنایش این هست که نسل آینده ما سکته و سرطانشان خیلی بیشتر از نسل الان هست این معنایش است حالا یک کسی که بچهاش را اینقدر دوست دارد باید در تغذیه بچهاش دقت بکند.@ هر چه بچه خواست به او ندهد بخورد هر مقدار هم نخورد باید به او تذکر بدهد زیادهروی نکن مواظب باشد این را نخور آن را نخور باید غذای بهداشتی را هم تهیه بکند مادر اگر حواسش باشد باید در آشپزی دقت بکند.@ این مراقبت کردن میشود هم بچهاش داغون میشود هم خودمان داغون میشویم و هم پولی که هزینه کردیم هدر میرود بالاخره این پول را آدم زحمت میکشد برایش به دست میاورد تا یک گوشت بخرد گوشت کیلوی بیست و چند هزار تومان پس این مراقبت میخواهد.@ این مراقبت خیلی انسان باید مراقبت بکند چون اگر نکند در واقع شدنی در کار نیست ما نمیتوانیم سر خودمان را کلاه بگذاریم بگوید من چرا حالا کم خونی دارم مشکل بدنم همیشه سرد است تو گوشت خوردی آهنت باید جذب میشده این آبگوشت را خراب کردی.@ یکسره جلوی شهوت خودت را نمیتوانی بگیری تا غذا خوردی یک لیوان چای خوردی روی آن آهن بالا رفت دارو دکتر به تو داده قرص آهن به تو داده ولی یک چیزی با آن خوردی که آهن را ضایع کردی آدم نمیتواند سر خودش را کلاه بگذارد خراب تغذیه کردی واقعاً جذب نشده.@ عزیزم این غذایی که خوردی جذب نشده تأثیر ندارد بعد میگوید چرا داروی دکتر اثر نمیگذارد دکتر چه دارویی داده دکتر گفته این را بخور از آن چیزها هم پرهیز بکن دارویش را میخورد پرهیزش را هم نمیکند.@ میگوید این ببین من آمپولها را زدم شربتها را خوردم قرصها را هم خوردم بعد چی ولی سرخ کردنی نتوانستم نخورم روغن نتوانستم نخورم پس خودمان را مسخره کردیم.@ یک عملی انسان انجام میدهد باید از آن مراقبت بکند چون باید جذب بشود تبدیل بشود جذب هضم تبدیل باید تا این مرحله تبدیل انجام بشود یک کسی میگوید نماز میخوانم خدا میخواهد قبول بکند میخواهد قبول نکند غسل میکنم غسل پشه میخواهد بشود میخواهد نشود.@ خدا خواست قبول بکند نخواست قبول نکند این برایش مهم نیست خدا قبول بکند یا درست باشد گفته بخوان من خواندهام دیگر گفتم یکی از رفقای ما قبل از اینکه بیاییم طلبه بشویم شوخ بود من روزها میرفتم حجره ایشان قبل از اینکه ما بیاییم قم.@ چهارشنبه که میامدیم برویم منزل استادمان یک درسی بگیریم میرفتم حجره ایشان ایشان هم شوخ بود یکی از این لاتها آمده بود آنجا به او سر بزند یعنی اول شیر شده بود یک بچه خیلی مؤدب از این بچه مثبتها آمده در حجرهاش.@ گفته بود که قبله کدام طرفی است گفته بود اینطرفی است این ظهر و عصرش را خوانده بود بعد گفت شوخی کردم اکبر اینطرفی است او هم نجیب بود گفت حالا این شوخیش گرفته ما باید نمازمان درست باشد اینطرف خواند بعد گفت اکبر جان تو شوخی کردم اینطرف است این دوباره ظهر و عصر را خوانده بود.@ چون میخواهد درست باشد تقوا دارد میخواهد درست باشد بعد آخر سر به او گفت که نه بابا همه دروغ بود اینطرفی، این چهار طرف نماز خوانده بود آخر که نمازش درست باشد این هم این بچه نجیب و مثبت را دیده بود هفته بعد یکی از این لاتها آمده بود.@ اسمش جواد بود گفت که علی کجاست قبله گفت اینطرفی دوباره این را هم گرفته بود بعد خوانده بود گفت جواد شوخی کردم اینطرفی است گفت برو ببینیم بابا خدا برود کلاهش را بیندازد بالا من این دو رکعت را هم خواندم.@ گفت هر چه التماس کردم چون من باعث گناه شده بودم گفت برو خدا خیلی کلاهش را بیندازد بالا که من دو رکعت اینطرف خواندم نماز بس است چی قبله ما را گرفتی این اصلاً برایش مهم نیست که قبول باشد یا نباشد میگوید همین چهار رکعت را هم منت میگذارم سر خدا تحویلش گرفتم چهار رکعت هم خواندم نماز خدا را.@ بعضیها واقعاً اینطوری هستند فکر میکنند خدا و دین و پیغمبر را خیلی تحویل گرفتند واقعاً اینطوری هستند یعنی باور کنید من اینقدر شنیدم طرف وقتی وارد مجلس امام حسین میشود بخصوص اگر کارهای هم باشد یک تحصیلاتی هم داشته باشد فکر میکند خیلی به مجلس امام حسین لطف کرده عنایت کرده به مجلس امام حسینشان تشریف آوردند.@ مجلس آنجا را رونق دادند همین حس حس خیلی خطرناکی است من رفتم یک پولی کمک کردم در آنجا حضور داشتم این تمام است کار این آدم تمام شده است پس این خیلی مراقبت میخواهد عمل.@ حالا خاصیت یک عمل مقبول چیست؟ اگر خدا حالا یک عمل قبول شد چه آثاری در وجود انسان میگذارد؟ این را بگذاریم انشاء الله برای جلسه آینده.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@